به روز 25 اسفند سالروز درگذشت مرحوم حاج سيد احمد خميني نزديك ميشويم و كمكم بايد منتظر جماعتي باشيم كه باز هم سروكلهشان پيدا شود و درباره حاج احمد خيالبافي كنند و تغييرات تدريجي خودشان را به نام او ثبت كنند!
فعلا آقاي غلامعلي رجايي زحمت اين كار را كشيده و مطلبي نوشته درباره سيد احمد با عنوان «ضربان قلب او به اجازه امام بود!» كه البته تيتر و عنوان خوبي براي اين نوشته و كلا براي حاج سيد احمد خميني است. (البته اين جمله زيبا را قبلا آقاي صانعي گفته بودند، اما بايد ببينيم كه خود اين دو نفر تا چه اندازه به اين شعار، اعتقاد دارند؟! چون ظاهرا با عقايد سياسي و رفتار فعلي اين آقايان خيلي منافات دارد!)
آقاي رجايي در اين يادداشت، نكاتي را درباره شخصيت حاج احمد خميني، امانتداري وي، نزديكي او به امام، اطمينان و اعتماد امام به او و … بيان ميكند كه انصافا نكات درستي است. عباراتي از قبيل:
«با اینکه امام او را صاحب فکر و اندیشه می دانست اما هیچوقت کسی او را ندید که در برابر امام از خود رأی و نظری داشته باشد… امین امام بود و این بزرگترین مشخصه او بود… در انتقال پیامهای مکتوب امام دقیق و حساس بود با اینکه از امام اجازه اصلاح جزئی در پیام های او را داشت هرگز از این اختیار استفاده نکرد… کاملاً به امام وفادار بود و تا آخر عمر به او وفادار ماند
بیت امام را بخوبی اداره کرد و آن را از هرگونه شائبه دلبستگی به این و یا آن جناح ،شخص ،تفکر و سلیقه به دور نگاه داشت…یکبار که امام شنید کسانی گفته اند حضور احمد در دفتر وی باعث میشود امام در تصمیمات خود تحت تأثیر او واقع شوند مکدر شده و فرمودند: کسانی که درباره احمد این حرفها را میزنند و این نسبتها را به او میدهند باید استغفار کنند.
امام به او اعتماد کامل داشت و او را کاملاً صادق میدانست و میگفت: احمد هرگز به من دروغ نمیگوید و هرگز به من خیانت نخواهد کرد. به تنها چیزی که فکر میکرد و به آن بسیار اهمیت میداد جلب رضایت و خرسندی امام در امور بود و در این راه به رنجش دیگران اهمیتی نمیداد.
در وصیتنامهاش نوشت: من بین خود و خدای خود رضایت کامل دارم که تمام تلاشم برای تقویت اسلام و نظام و امام بوده است و از این جهت در آرامش کامل بسر می برم… من در جهت مصلحت امام به هیچ فرد و گروهی رحم نکرده ام و خیلی ها را در این راستا رنجانده ام که هنوز هم از این جهت ناراحت نیستم
با تمام وجود به نظریه ولایت فقیه اعتقاد داشت و می گفت باید خود را با آهنگی که مقام ولایت دارد هماهنگ کنیم. آخرین جمله ای که از او در این باره شنیده شد این بود: یکی از خصوصیات این انقلاب این است که هرکس نسبت به ولایت صاف و پاک باشد میتواند سالم بماند و هر کس نباشد نمیتواند….»
اينها جملات و عباراتي است كه جناب آقاي رجايي، در وصف فرزند عزيز امام خميني نوشته است كه انصافا حق مطلب را خوب ادا كردند، اما…
اما همين آقايي كه اينقدر خوب درباره وفاداري حاج احمد خميني به امام و ميزان ولايتمداري او مطلب مينويسد، روز 29 آذرماه، همزمان با درگذشت مرحوم آقاي منتظري مطلب ديگري نوشته بود كه 180 درجه با مطلب فعلي تفاوت داشت. در آن نوشته ديگر اثري از اين بند وصيتنامه حاج احمد نبود كه «من در جهت مصلحت امام به هیچ فرد و گروهی رحم نکردهام و خیلیها را در این راستا رنجاندهام که هنوز هم از این جهت ناراحت نیستم»
همه سعي و تلاش آقاي رجايي در آن مطلب قبلي، اين بود كه اختلافات اساسي بين امام و آقاي منتظري و همچنين بين حاج احمد خميني و آقاي منتظري، را به خوبي و خوشي حل و فصل كند و با استناد به يك سري خاطرات نامعلوم و شخصي، تغيير مواضع حاج احمد خميني را به خواننده القا كند ( و نه بر اساس وصيت نامه و رنجنامه آن مرحوم)
به هر حال حاج احمد خميني يا به امام وفادار بود و تا آخر عمر همچنان خط امامي باقي ماند و يا اينكه پشيمان شد و از امام برگشت و به آقاي منتظري پيوست! هر دوي اينها كه با هم قابل جمع نيستند. اما آقاي رجايي در اين دو مطلب جداگانه، هر دوي اين گزارههاي متناقض را مطرح كرد! در يك مطلب، حاج احمد هرگز اهل خيانت به امام نيست و در مطلبي ديگر از نظرات قلبي خودش برميگردد!
در همين مطلب فعلي هم كه ايشان نكاتي را درباره امانتداري حاج احمد در ثبت و ضبط نامههاي امام نوشتهاند، عمدا و يا سهوا يادشان رفته كه توضيح بدهند دقيقا چه كساني اين جفا را در حق فرزند امام انجام دادند و به او تهمت جعل خط و امضاي امام را زدند؟!
قبلا توضيح دادهام كه اين توجيه كردن و مخدوش كردن واقعيات توسط آقاي رجايي در حالي صورت ميگيرد كه خود آقاي منتظري و دفتر وي تا آخرين لحظه بر وجود اختلافات با حاج احمد خميني تاكيد داشتند و همچنان به آن مرحوم تهمت جعل خط امام و توطئه براي بركناري آقاي منتظري را ميزدند!
علاوه بر آقاي منتظري، نهضت آزادي هم از جمله گروههايي بود كه عقده زيادي نسبت به حاج احمد خميني داشت و هنوز هم دارد و بارها همين اتهامات را به او نسبت داده است. جالب اينجاست كه مدعيان دوستي با حاج احمد خميني كه دائما سعي در مصادره كردن او دارند، هرگز يادشان نميآيد كه امام يك زماني به فرزندش گفته بود كه بعد از من اشخاص و گروههايي از تو انتقام خواهند گرفت!
به نظر شما اصلاح طلبان مخصوصا مجمع روحانيون كه دائما از اهانت به بيت امام دم ميزنند، چرا اين پيشبيني امام را فراموش كردهاند؟ جوابش خيلي ساده است، چون امروز هم نهضت آزادي و هم باند سيد مهدي هاشمي و هم اطرافيان آقاي منتظري در زمره حاميان اصلاح طلبان و جنبش سبزيها هستند!
لينكهاي مرتبط:
دروغ هاي باند سيد مهدي هاشمي درباره سيد احمد خميني
وقتي نوه، از پدربزرگ و پدر هم عزيزتر ميشود!
ادعاي ارتباط اصلاح طلبان با حاج سيد احمد خميني و چند نكته
مدعيان خط امام، نگران فراموشي عكس نوه هاي امام
اشتباهات امام خميني و اشتباهات آقاي منتظري
مظلوميت امام خميني در نجف: نوشته از مرحوم حاج سيد احمد خميني كه در آن به مظلوميت امام در حوزههاي علميه (چه حوزه قم و چه نجف) و در ميان روحانيون و مراجع اشاره شده است

به علیرضا
علت این که بنده از رای شبستر و لائی در پست قبلی گفتم اصرار شما بر این نکته که چرا آقای موسوی داماد آذربایجان در زادگاه خود رای بالا نیاورده که ثابت شد این گونه نبوده وگرنه بنده در همان ابتدا عرض کردم که رای با اکثریت است نه با مردم زادگاه موسوی یا مردم زادگاه همسر موسوی.وافعا خنده دار است که سر ساده ترین مسائل هم باید با شما به بحث و گفتگو نشست.
اما درباره ی احمدی نژاد هم پاسخ تان را دادم.عرض کردم که اقبال مردم در گذر زمان به یک نفر یا یک جریان تغییر می کند که اقای هاشمی را یاداور شدم.
به محبوبه
ادامه این بحث شاید برای شما خنده دار باشد اما برای من خیلی اعصاب خرد کن است(می خواستم سرمو بزنم به دیوار!) چون شما به سوالات من جواب نمی دهید و فقط ادعاهای خود را تکرار می کنید
خانم محترم من از کل اذربایجان حرف می زنم شما چسبیده اید به اینکه در شبستر موسوی اول شد؟ بله مهرعلیزاده هم متولد مراغه است و اگر در دوره قبل فقط در انجا رای اکثریت می اورد و نه در کل اذربایجان نه من ادعایی داشتم و نه حرف شما غلط بود و همچنین اضافه کنید به ان اینکه قالیباف فقط در طرقبه اول نشد در کل خراسان رضوی اول شد کروبی فقط در الیگودرز اول نشد در کل لرستان اول شد لاریجانی فقط در امل اول نشد بلکه در کل مازندران اول شد هاشمی فقط در رفسنجان اول نشد در کل کرمان اول شد حال با این تفاصیل سوال این است چرا در ان دوره تعصبات به کل منطقه کشیده شده و این بار فقط در زادگاه مانده؟؟
و در ادامه نسبت به شبستر هم توضیح دادم و گفتم روز اول بعد از انتخابات ایرنا گزارش داد که احمدی هم در شبستر و هم در لالی بیشترین رای را اورده است و کیهان هم چاپ کرد و صادق خان محصولی هم افاضه فرمود «دلیلی ندارد که نامزدها در زادگاهشان بیشتر از دیگر نامزدها رأی بیاورند» اما بعد که دیدند خیلی وضع خراب شد وزارت کشور امار را طور دیگری اعلام کرد
اگر برای ابهام نتایج فقط همین یک مورد تناقض در ارایه امار بود شما موظف به شفاف سازی بودید نه اینکه بگویید دلیل و سندی برای تقلب به ما ارایه نشد
در مورد احمدی هم میگویم چرا مردم انجا هایی که طعم خدماتش را چشیده اند در پایین ترین سطح به او رای داده اند؟؟این اصلا نشانه خوبی نیست
به علیرضا
قصد داشتید سرتان را به دیوار بکوبید؟!!!چه جالب دیروز من هم وقتی کامنت خانم آزادی را خواندم به طور ناخوداگاه دستم بر روی سرم رفت………
دوست ندارم که بحث بنده با شما به یک کل کل بچگانه تبدیل شود و از طرفی هم قرار نیست چه من و چه شما همه ی معلومات خود را در قالب کامنت هایمان به نمایش بگذاریم.این را از این باب گفتم که در پاسخ شما در پست قبلی نوعی نگاه از بالا به پایین را حس کردم که ای کاش اشتباه می کردم ولی خب به هر حال….
بسیار راحت است که با بازی با کلمات طرف مقابل را محکوم کرد ولی اگر شما و بنده اهل گفتگو نبودیم که این جا با هم بحث نمی کردیم!
این حق شماست که شبهات خود را مطرح نمایید و نظام هم موظف است تا از همه ی ظرفیت های خود برای رفع شبهه استفاده نماید.باورش برایتان سخت است که اگربنده درباره ی بحث تقلب به یقین می رسیدم حتما الان در موضع دیگری بودم البته با این تفاوت که از عمروعاص ها طلب مدد نمی کردم.
بنده پاسختان را میدهم و دادم ولی بازهم شما ابراز خواهید کرد که پاسختان را نگرفته اید.
در همان کامنت اول عرض کردم که توجه به یک بعد قضییه شما را از درک سایر ابعاد محروم خواهد کرد که فرمودید:من تک عاملی نمی بینم.با این پاسخ شما انتظار می رفت که مسائل متفاوت تری مطرح شود ولی با کمال تاسف باید گفت که این شما هستید که ادعاهای خود را مدام تکرار می کنید .
در این که عده ای بر اساس تعصبات قومی رئیس جمهور خود را انتخاب می کنند شکی نیست ولی وقتی شما با استناد به امار گذشته بر طبل تقلب می کوبید و برای اثبات تقلب هم چنان از گذشته مثال میاورید که چرا لاریجانی علاوه برامل در مازندران هم رای بالایی آورد ولی موسوی علاوه بر شبستر در کل تبریز اول نشد و نتیجه می گیرید که پس تقلب شده است ایا واقعا جای بحثی باقی می ماند؟!می فرمایید چرا در ان دوره تعصبات به کل منطقه کشیده شده ولی این بار در زادگاه مانده و باز هم نتیجه می گیرید که تقلب شده چه باید گفت؟!
چنین منطقی در جهان امروز جایی دارد؟
شما یک قضییه ای را اصل قرار داده اید و بر مبنا آن سخن می گویید در حالی که بنده به ان اعتقادی ندارم و همیمن منشا اختلاف است.
این که می فرمایید در جاهایی که مردم طعم خدمات احمدی نژاد را کشیده اند به او کمتر رای داده اند که تقلب در انتخابات را اثبات نمی کند.بله.موافقم که پیام خوبی نداردولی یادآور می شوم که طرف حساب این پیام الزام احمدی نژاد نیست.
به محبوبه
اولا در مورد لحن کلامم حق با شماست کمی تند بود معذرت می خواهم
ثانیا ببنید شما یک چیزی را در دهان من می گذارید بعد انرا نقد می کنید اخر این که نمی شود من در انتهای همان کامنت اول دیروز تاکید کردم (من نمی خواهم از این تحلیل تقلب در انتخابات را نتیجه بگیرم اما از دوستان می خواهم بگویند بنابر کدامین دلیل فرهنگ غلط جامعه ما که در انتخابات دوره قبل کاملا محسوس بود یک باره دگرگون شد و همه شدند احمدی نژادی؟؟) گفتم مبهم است و نیاز به توضیح منطقی دارد با تمسخر حل نمیشود
در کامنت سوم هم گفتم (حال به من جوان ناقص عقل حق می دهید ابهام داشته باشم و تقاضای شفافیت کنم و جناب اقا را فصل الخطاب ندانم؟؟) باز تاکید کردم مبهم است وبالاخره امروز هم گفتم (اگر برای ابهام نتایج فقط همین یک مورد تناقض در ارایه امار بود شما موظف به شفاف سازی بودید نه اینکه بگویید دلیل و سندی برای تقلب به ما ارایه نشد) همه جا تکیه روی ابهام بوده نه دلیل تقلب
شما اول ابهام این عامل را برطرف کنید تا به عوامل دیگر هم برسیم بالاخره باید مشخص شود تاثیر این عامل قبلا چقدر بوده الان چقدر شده و چرا؟من اگر جای شما باشم می گویم به دلیل شرایط x که احمدی نژاد در این دوره پدید اورد مردم دیگر نسبت به تعصبات قومی شان بی تفاوت تر بوده اند و ان دلیل را از شما می خواهم
تازه بعدش می رسیم به وعده 50 هزار تومن دفعه قبل و تاثیراتش و توزیع سهام عدالت در دوره فعلی!و تاثیراتش به صداوسیما و تبلیغات و تخریباتش و اثرات ان تبلیغات و تخریبها….نردبان پله به پله
من اصلا از لاریجانی و…تقلب نتیجه نگرفتم(باز حرف دهن من میذاری!)بلکه سخنم این بود که به شما بگویم تاثیر این عامل فقط در شهر و روستای خود طرف محدود نبوده است بلکه در کل استان نمود داشته. سوال خیلی واضح است چرا در دوره قبل کل اذربایجان به مهر علیزاده رای می دهند(و نه فقط مراغه زادگاه او) و این بار فقط شبستر به موسوی رای میدهد(و نه کل اذربایجان)؟؟
به تناقض امار ارایه شده توسط ایرنا و کیهان و وزارت کشور هم بپردازید؟؟
پیامش فقط احمدی نژاد نیست اما قطعا او هم هسیت!
استدلال بی پایه ای بود. احسنت.
به علی رضا
یک نکته یادت رفت
شیفتگی مردم متوسط و مادون متوسط به احمدی نژاد و امید به اصلاح امور توسط او
شما تعمدا با بزرگنمایی پارامتر قومی و قبیله ای سعی در کتمان این اندیشه مردم رو داری
مردم استان اردبیل بالاخره باید انتخاب احمدی نژاد به عنوان استاندار نمونه رو قبول می کردن یا عزلشو به عنوان تخلف؟
خودشونو راحت کردن به سومی رای دادن
من اینا رو قبول ندارم اما می شه اینارو به پارامترای آبکی مثبته تون اضافه کنین
یه قاعده ای اقایون اصولیین دارن که ضم لا حجت به لاحجت حجیت تولید نمی کنه
یعنی هزار تا دلیلی که به خودی خود دلیل نیستن رو کنار هم بچینین یه غاز نمی ارزه
تازه غاز الان خیلی گرونه کلی می ارزه (میدونم منظور این غاز نیست)
فقط به درد عوامفریبی می خوره و راضی کردن نفس
کجا حکومت موظف به شفاف سازی شده نسبت به کسایی که دلیل نمیارن و فقط اسمون و ریسمون به هم می بافن
شما اول عدم شفافیت رو اثبات کن بعد تقاضای شفافیت کن
عدم شفافیت ادعایی است که براش هیچ دلیلی که مارو قانع کنه ارائه نشده
اول مارو قانع کنین بعد تکلیفمونو خودمون می دونیم
نمیشه که یه حرفی رو هوا بزنین بقیه برن دلیل بر ردش بیارن
به خانوم محبوبه!
جدا متاسفم که خوندن کامنت من ناراحتتون کرد….
ولی متاسفانه باید بگم اونچه که من نوشتم جز حقیقت چیز دیگه ای نبود، هرچند تلخ و تاثر برانگیز!
عذر می خوام که نتونستم خودسانسوری کنم!
به علیرضا جان(بر خلاف شما این بارعلامت تعجب نمی گذارم چون پیام خوبی ندارد!)
بله.شما حق دارید.متاسفانه از ان جایی که پرسش و پاسخ ما طولانی شد بنده بحث ابهام را فراموش کردم.البته علاوه بر فراموشی من لحن کلام و طرز پرسش شما به گونه ای بود که بنده به عنوان یک شنونده بیشتر دغدغه ی تقلب را از ان می فهمیدم تا رفع ابهام.
اتفاقا در کامنت قبلی قصد داشتم که به خدمات دولت نهم اشاره کنم ولی حس کردم که الان بحث ما چیز دیگری است و شاید به دلیل مخالفت شما با دولت!(احیانا)گفتن این جور مسائل کمکی به بحث ما نکندولی گویا خود شما بهتر از بنده نسبت به خدمات دولت نهم واقفید و شگفتا که همه ی این ها را می دانید ولی باز هم بر تعصبات قومی تاکید دارید.
به نظرم عوامل بسیار زیادی وجود دارد که می تواند تعصبات قومی(قبیله ای)را کمرنگ تر کند.خود من و شما وقتی از نزدیک خدمات دولت نهم را( با همه ی انتقاداتی که به ان وارد می دانیم )لمس کنیم دیگر حاضر نخواهیم بود که یک دولت خدمتگذار را که چهار سال تلاش شبانه روزی اش را حس کرده ایم را کنار بگذاریم و به تحت تاثیر تعصبات به فردی رای بدهیم که 68سال پیش در شهر ما زاده شده!ویا احیانا هم زبان ماست.
برای من و شما چنین استدلالی قطعا خنده دار خواد بود.
چه کسی است که به تلاش دو لت نهم در خدمت رسانی به اقشار ضعیف و کم درآمد(از احداث جاده و برق و آب در روستاها تا خدمات کلان کشوری)واقف نباشد؟!
شما از مولفه ای سخن می گویید که بسیاری از مردم حتی کسانی که سواد چندانی ندارند در تصمیم گیری هایشان (آن هم در این دوره ی خاص که خدمتا دولت به قشر ضعیف کاملا مشهو.د بود)به ان اصلا توجهی ندارندالا اقلیتی.
می فرمایید:تناقض ارای ارائه شده توسط ایرنا و وزارت کشور و کیهان/صحت و سقم این قضییه برای بنده هنوز معلوم نیست(منظورم این نیست که شما خدای ناکرده….)ضمن این که در صورت صحت باز هم کیهان و ایرناو…هرچقدر هم که به دولت نزدیک باشند باز هم متولی انتخابات نیستند.مثلا دقیقا مثل این است که از شما بپرسیم:چرا سایت قلم در ساعات اولیه شب 22خرداد از پیروزی آقای موسوی خبر داد و یا چرا اقای موسوی کنفرانس خبری برگزار کرد؟!
دليل ندارد در دو دوره مختلف انتخابات مردم يك استان از فرمول مشابهي تبعيت كنند.
پس استدلال شما اشتباه است.
از طرفي اين مي تواند دليل سلامت ارا باشد چون دولت اگر مي خواست تقلب كند در آن چها استان كمي آرا را تغيير مي داد طوري كه ديگر آقاي احمدي نژاد نفر اول آنجا نباشد اين كار حداكثر 2 ميليون به ضرر آقاي احمدي بود و ديگر خانم روشنفكر هم حرفي براي گفتن نداشت.
البته اين نوع استدلال هم مثل استدلال خانم روشنفكر خيالبافي است.
اما چطور تقلب ثابت مي شود؟(فقط يك را منطقي وجود دارد):
همانگونه كه راي دهندگان در آذربايجان شرقي ترك بودند ناظران و كساني كه فرم هاي اينتر نتي را در آنجا پر كردند نيز ترك بودند. حال كه وزارت كشور آرا را به تفكيك راي منتشر كرده مدعي تقلب بايد شماره چند صندوق را يادداشت كند در هر مورد به سراغ عده اي از آن 11 نفري كه مسئوليتي در آن صندوق داشته اند برود و بپرسد كه آيا همين اعداد را وارد فرم كرديد؟
ابتدا به جلال
والا تا ان جا که خودم می دانم(ونه طبق خوشه بندی دکتر)جز طبقه متوسط هستم و نه تنها به اصلاح امور توسط احمدی نژاد اعتقاد ندارم بلکه به افساد هر چه بیشتر امور باور دارم!!(اطلاعات خانوار سبزها در همین وبلاگ را بگیرید!! تا معلوم شود متوسطند یا مرفه بی درد!) اگر احمدی امور را اصلاح کرده پس اردبیل و خوی و ماکو هم قبلا اباد کرده!!پس مردم انجا باید منطقا به یشان بیشتر رای بدهند
از قاعده اقایان اصولیین بنده اطلاعی ندارم اما اینکه ازهفت کاندید شش تایشان در استان محل تولد خود حایز اکثریت ارا شوند (و برخی در استانهای دیگر کمتر از پنج درصد رای بیاورند) از نظر من خود فاجعه است و نه بزرگ نمایی!
تا شما ابهام را چه بدانید؟؟البته تا وقتی مقام عظمی هست برای شما نه مشکلی است و نه ابهامی اما برای من اینکه یکدفعه مردم از تعصب خودشان در رای دادن(که در دوره قبل کاملا محسوس بود) را یک باره کنار بگذارند و مسحور خدمات او شده اند کمی مبهم است
اگر افاضه محصولی و خبر کیهان و بعدش ان امار وزات کشور را مبهم نمی دانید اساسا همانطور که گفتم مشکل جای دیگری است و برای شما همه چی ارومه!!
در اخر از این نوشته شما(مردم استان اردبیل بالاخره باید انتخاب احمدی نژاد به عنوان استاندار نمونه رو قبول می کردن یا عزلشو به عنوان تخلف؟) سر درنیاوردم اما اگر نمی دانید بدانید ان دو استانی که ایشان سابقه خدمت!داشته تنها استانهایی بودند که ایشان ششم شد!!
و بعد محبوبه
ابتدا از اخر شروع می کنم تناقض کیهان و ایرنا در این ادرس می توانید ببنید
http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=51976
ایرنا خبرگزاری رسمی دولت است و از ان گذشته محصولی که وزیر کشور و متولی انتخابات هست او هم طوری سخن گفته بود که از ان همین امار اولیه در می امد
از اول می خواستم همین را بگویید خدمات دولت نهم
خوب ابتدا یه سوال کوچولو راجع به انتخابات قبل اگر شما ایشان را به عنوان فردی ختمگذار می شناسید باید این را هم قبول داشته باشید که او در استانهایی سابقه خدمت داشته و فرصت خدمترسانی و ابادانی و ساکنان ان استانها این خدمات را دیده اند و به یاد دارند پس منطقا برای رای اکثریت دادن به او بر مردم اصفهان و یزد و…مقدم ترند اما نتیجه چیز دیگری می گفت
و سوال بزرگتر اینکه شما باید ثابت کنید حجم خدمات این دولت نسبت به دولتهای قبل بیشتر بوده و ان هم با ارایه امار روشن بدست می اید و نه صرف ادعا برای من که ساکن شهرم احمدی در دوره ریاستش حجم خدماتش نسبت به دوره خاتمی ان چنان محسوس نبود و از انطرف گرانی و تورم که تاثیر مستقیم بر ندگی مردم و تصمیماتشان دارد در این دوره بیشتر بود
اما چرا این تصور که این دولت در خدمتگذاری گوی سبقت را از همه ربوده را پای صدا و سیما نگذاریم؟؟در این زمینه نقل قولی از عبدالله رمضان زاده سخنگوی دولت خاتمی ببنید:
«روزی آقای محمود احمدینژاد که شهردار تهران بودند پل عابر پیاده برقی میدان هفت تیر را افتتاح کردند که حدود ۴۰ میلیون تومان در یک مدت زمان طولانی صورت گرفت که البته همین هم نیازمند انجام تحقیق و تفحص است و همان روز آقای دکتر عارف کارخانه توربین سازی نیروگاههای ما را در کرج با هزینهای بالغ بر ۲۰۰ میلیارد تومان افتتاح کردند و ایران به جمع ۱۰ کشور صاحب این فناوری پیوست. ولی صدا و سیما از پل عابر پیاده ۴۰ میلیون تومانی شهردار احمدی نژاد ۱۵ دقیقه در ۵ بخش خبری پخش کرد و پروژه ۲۰۰ میلیارد تومانی را که معاون اول رئیس جمهوری افتتاح کرد در ۴۵ ثانیه و در ۴ بخش خبری پوشش داد…از این مصادیق بسیار است و به طور مثال در عسلویه ۲۰۰ میلیارد دلار هزینه شد که تمام آن در دولت آقای خاتمی اتفاق افتاد ولی چه کسی از آن اطلاع دارد.»
به علی رضا
اون چیزایی رو که من گفتم جوابش اینا نبود
شما مدعی هستین باید دولت ابهام رو بر طرف می کرد
بنده عرض کردم شما ابهام رو اثبات کنین
با اینا ابهام تقلب اثبات نمیشه که هیچ تخلف هم ثابت نمیشه
منظورم همون بود که گفتم یه پارامتر دیگه یعنی عطا رو به لقا بخشیدن
اگرچه گفتم من قبول ندارم ولی وقتی همه چی حجته برا شما خوب اینم یه تقابله دیگه
فاجعه ای هم که گفتی همچین خیلی هم فاجعه نیست شاید یه کم تعجب برانگیز باشه غلو نکن
خانم محبوبه
بله… قطعا من سبک فکری یکسانی دارم در این برهه از زمان و قرار نیست سبک فکری و گفتاری خودم رو در برابر افراد مختلف تغییر بدم. ( خوشحالم که منو صاحب سبک قلمداد کردید!)
اما در مورد تجاوز به حقوق دیگران با صراحت اعلام می کنم من در هیچ مورد از موارد تخلیه های روانیم! به حقوق احدی تجاوز نکردم. مطمئن باشید اگر چنین بود هم اکنون در زندان در حال نوشیدن آب خنک بودم… هر چند هستند کسانی هم که بدون تجاوز به حقوق کسی درزندان و در حال نوشیدن آب خنک می باشند، اما آب خنکِ دسته ی متجاوزین قطعا خنک تر است!
به آزادی
بله.حق با شماست.کامنت تان بسیار تاثر بر انگیز بود ولی علت تاثر بنده برای شخص شما بود که به راحتی ابراز کرده بودید که:
که اگه تظاهرات مسالمت امیز برای شما اغتشاشه……برای من و امثال من یه جور تخلیه ی روانیه.
اگر می دانستم که این تخلیه ی روانی شما این قدر برای ما هزینه زا خواهد بود حاضر می شدم با هزینه ی شخصی خودم اسباب رفاه حالتان را فراهم کنم.
خب.الحمدلله الان هم می فرمایید که حقیقت را گفتید و تاثر بنده را دوچندان می کنید.
در ضمن لازم نیست که خودسانسوری کنید.شما اگر صراحتا چنین مسائلی را ابراز نفرمایید هم ما خود حدیث مفصل می خوانیم از این مجمل ها……..
ممنونم محبوبه خانوم…
من با تاسف و تاثر از دیدگاه شما برای خودم هیچ مشکلی ندارم. چرا که بدون شک شما با دید بسیار محدودی به این قضیه نگاه کردید و من هیچ انتظاری ندارم برای درک عمق این فاجعه از جانب شما…
باز هم عذرخواهی میکنم از ایجاد تاثر دوچندان.
به علیرضا
بله.احمدی نژاد در سایر استان ها سابقه ی خدمت داشته است ولی هیچ گاه رئیس جمهور نبوده است.رئیس قوه ی مجریه بودن با سابقه ی اچرایی داشتن بسیار متفاوت است و مگر دامنه ی خدمات یک فرد در یک شهر چه قدر باید وسیع باشد تا همه ی مردم به اتفاق خدماتش را حس کنند؟و از طرفی خود این مسئله می تواند مسئله ی تقلب را رد کند.
چراکه به نظر بنده اگر دولت عزم بر تقلب داشت حتما مواردی را که شما چند روز است به نام رفع ابهام ولی درواقع برای اثبات ادعای تقلب به کار می برید را با یک تیم کارشناسی قوی حتما لحاظ می کرد.
خوشبختانه در کامنت قبلی هم تلویحا عرض کرده بودم که برای بنده حرف کیهان و ایران و تابناک و قلم و…..حجت نیست.
بر فرض محال اگر هم تقلبی صورت گرفته باشد یقینا نظام باید انگیزه ی بزرگی برای آن داشته باشد(چرا که بحث تقلب تنها متوجه دولت و شخص احمدی نژاد نمی شود و کل نظام را در بر می گیرد) و آیا باتوجه به سبقه ی نظام اساسا چنین چیزی ممکن است؟مگر همین نظام نبود که بارها عناصرتندرو را تحمل کرد؟
رابطه ی اقای موسوی و مقام معظم رهبری تا بدان جا نزدیک بود که برخی آمدن موسوی به عرصه ی انتخابات را نتیجه ی یک هماهنگی در سطوح بالا می دانستند.به یک باره چه شد که از دید برخی همه دست در دست هم دادند تا موسوی رئیس جمهور نشود.
فرموده اید:شما باید ثابت کنید که حجم خدمات دولت نهم بیشتر بوده است؟!درباره ی خدمات دولت نهم که اسنادش کاملا موجود است!البته اگر دغدغه ی رفع ابهام دارید!
با استدلال هایی که شما نه برای رفع ابهام بلکه برای اثبات تقلب می آورید بعید می دانم که نظام هم بتواند شما را قانع کند.چراکه در این چندروز پرسش و پاسخ دریافتم که شما درصدد رفع ابهام نیستید.مسئله تقلب( البته از دید خودتان) برایتان محرز شده وبه نام رفع ابهام سعی دارید این قضییه را برای دیگران اثبات کنید.
به ازادی
آزادی جان
سبک پاسخ تان به بنده سبک اشنایی است.بارها به کسانی که به شما انتقاد کرده اند این گونه پاسخ داده اید.
بنده با طرز فکر شما تا زمانی که هزینه زا نباشد اصلا مشکلی ندارم.فقط به هنگام تخیله ی روانی تان مراقب باشید تا خدای ناکرده و زبانم لال به حقوق دیگران تجاوز کنید.
شما عادت کرده اید که هرکس که مانند شما نمی اندیشد را این گونه خطاب کنید وبنده هم سعی دارم حقایق را بگویم و برای خوشایند کسی کامنتی نمی گذارم.
خانم محبوبه
بله… قطعا من سبک فکری یکسانی دارم در این برهه از زمان و قرار نیست سبک فکری و گفتاری خودم رو در برابر افراد مختلف تغییر بدم. ( خوشحالم که منو صاحب سبک قلمداد کردید!)
اما در مورد تجاوز به حقوق دیگران با صراحت اعلام می کنم من در هیچ مورد از موارد تخلیه های روانیم! به حقوق احدی تجاوز نکردم. مطمئن باشید اگر چنین بود هم اکنون در زندان در حال نوشیدن آب خنک بودم… هر چند هستند کسانی هم که بدون تجاوز به حقوق کسی درزندان و در حال نوشیدن آب خنک می باشند، اما آب خنکِ دسته ی متجاوزین قطعا خنک تر است!
به محبوبه (در کامنت قبلی از علامت تعجب و پیام … حرف زده بودی من که نفهمیدم چی گفتی اما اگه حرف بدی زدی خودتی!)
فکر میکنم کم کم دارد همان کل کل بچگانه ای که شما گفتید میشود به هر حال:
اولا درست است که احمدی رییس جمهور نبوده اما استاندار با استاندار فرق می کند حتما ایشان یه چیزی داشته که استاندار نمونه می شده دیگر! مردم هم این تفاوت ها را درک می کنند و می فهمند همچنانکه شهردار با شهردار فرق می کند مثل همین قالیباف علی رغم کارشکنی های دولت باز مردم می دانند که مدیر خوبی است و مفید فایده است(جدای از جهت گیری سیاسیش)
ثانیا گفته اید (چراکه به نظر بنده اگر دولت عزم بر تقلب داشت حتما مواردی را که شما چند روز است به نام رفع ابهام ولی درواقع برای اثبات ادعای تقلب به کار می برید را با یک تیم کارشناسی قوی حتما لحاظ می کرد.) من هم با شما هم عقیده ام اما چه کنیم الحمدلله الذی جعل اعدانا من الحمقا احمقند دیگر. احمقند که اول با ذوق زدگی می گویند مردم شبستر و لالی به احمدی رای اکثریت داده اند بعد می گویند نه ! اشتباه شد موسوی و رضایی بیشتر رای اوردند
ثالثا در مورد بی طرفی نظام در مورد چرایی اش بعدا بحث می کنیم اما معلوم است که بی طرف نیست کیست که رای رهبر را نداند؟؟مگر ایشان نگفته بود
«مثل کسی که پنج سال دیگر بناست کار کند کار بکنید، یعنی تصور کنید که این یک سال به اضافه چهار سال دیگر در ید مدیریت شماست. با این دید نگاه کنید و کار کنید و برنامهریزی کنید و اقدام کنید».
و مگر فردای مناظره احمدی و موسوی که موسوی عزت ملی را به خاطر رفتارهای احمدی خدشه دار می دانست در حرم امام نگفت من قبول ندارم حرف انهایی که می گویند عزت ملی خدشه دار شده است(به این مضمون خواستی دقیقش را میارم)
رابعا من به عنوان یک فرد عاقل(البته یکی از دوستان در ان تشکیک کرد نمی دانم شاید هم او راست می گوید!) و بالغ دارم می گم ابهام و نه تقلب شما باز حرف خود را می زنی؟؟من کلی با دوستانم که میگن تقلب در انتخابات بدیهی و تابلوست دعوا دارم که اینهایی که ما می گوییم شاهد و نشانه است اما دلیل متقن نمیشود حالا با شما هم جور دیگر؟ نمی دانم چه اصراری است که بعضی دوستان برای دانستن غیب دارند؟؟
و در اخر در مورد خدمات دولت هم خواهر من مگر من دشمن احمدی نژادم؟ خوب اسنادش خدشه دار است و ارایه این اسناد خدشه دار باعث میشود مواردی را هم که راست میگوید ما به اسانی باور نکنیم( مثل چوپان دروغگو) چند نمونه:گفت پالیشگاه گاز پارسیان در این دولت شروع و تمام شد که زنگنه نامه نوشت و گفت این طور نبوده وزیرش گفت راه اهن اصفهان شیراز در این دولت کلنگ خورد که باز هم دروغ است در مناظره با کروبی گفت نرخ بیکاری از سال 84 ممستمر کم شده بعدا در مجلس موقع رای اعتماد به وزیر کارش گندش در امد که صدها هزار فرصت شغلی از دست رفته در مورد تورم هم همین و….
سلام
خداكند بيت حاج احمد آقا از گزند حفظ شود گرچه قرائن چيزي جز اين است
عزیز برادر
شما بگو چه کسی از سابقون انقلاب کنار رهبر مانده هست که حالا خانواده امام مانده باشند؟!
شما ببین از هاشمی رفسنجانی بگیر تا خانواده های شهید رجایی ، باکری، همت، بهشتی
حتی خانواده شهید مطهری هم یکی به نعل میکوبند یکی به میخ!
،
بی دلیل نیست که طرفداران دولت مدام با طبل فراموش کردن گذشته و دیدن حال افراد اصرار دارند. چرا؟
به ۲ دلیل:
۱- خودشان سابقه ای در انقلاب ندارند. همین احمدی نژاد نه سابقه ای مطرح در قبل از انقلاب دارد، نه حتا سابقه روشن در زمان جنگ و جبهه.
اگر اشتباه میکنم بگو احمدی نژاد چند روز جبهه بوده است؟
۲- کسانی که سابقه در انقلاب دارند همه در خط مخالفان هستند. از سابقون در انقلاب فقط من رهبر و جنتی را سراغ دارم که کنار این دولت قرار گرفتند.
دقت کنین که همین آقای مصباح با فرمان امام برای تحریم جشن ۱۵ شعبان مخالفت کرد. یعنی به هیچ وجه در حلقه یاران امام نبود.
وقتی دستها خالی هست مجبوریم به طلحه و زبیر را علم کنیم،. و همه تعریفی که امام از هر کس داشته اند فراموش کنیم
.
فکرش را بکن الان فقط حدود ۲ دهه از وفات امام گذشته و به جون خانواده امام افتادند، و حیدر حیدر کنان جماران را فتح کردند.،
حالا فکر میکنی که ۳ دهه دیگه با خانواده امام چه میکنند؟
حالا بازم برات خیلی عجیبه که ۵ دهه بعد از فوت پیغمبر نوه رسول خدا را تشنه سر بردند؟
به ali
دوستان شما هم با بی اعتبار کردن تاریخ معصومین سعی در این کردند که خوبی خودشونو اثبات کنن
مگه از صحابه پیغمبر چندتا بعد ازسقیفه با امام علی موندن؟
و حتی بعد از حکومتش مگه طلحه و زبیر کم آدمایی بودن؟ و یا عایشه؟
1- میشه بگی مالک اشتر تو چند تا جنگ با رسول الله بود؟
و یا اویس قرنی؟
مگه اونموقه چقدر گذشته بود از فوت رسول الله؟ تو اولش زیر سه روز و تو دومی 25 سال
2- خیلی های دیگه رو شما نمی شناسی یا می شناسی و چون جنتی فحش خورش ملسه فقط به اون اشاره می کنی
سابقون انقلاب در کنار دولت های قبلی هم خیلیاشون نبودن
ولی ما می فهمیدیم اینا ملاک نیست و شما نمی خواین قبول کنین
چون الغریق یتشبث بکل حشیش
آدم در حال غرق شدن به هر خس و خاشاکی دستشو می گیره
ما بزرگترین دستور امام را که دستور معصومینمون هم هست می گیریم و بهش عمل می کنیم
ملاک حال فعلی افراده
یه داستان کوچولو:
بعد از جنگ جمل یکی افتاد دنبال زبیر و کشتش لابد می دونی زبیر پشیمون شده بود ولی به سپاه امیر المومنین برنگشت وقتی خبر کشته شدنشو به امیر المومنین داد امام گریه کردن و فرمودن رسول الله به من فرمودن به قاتل زبیر بشارت جهنم بده
می شه بگی اگه این جمله که تعریف ار زبیر هست رو امام می دونست پس چرا از مدینه برای مقابله با سپاهی که زبیر درش بود راه افتاد؟
چون ملاک برای عمل در هر زمان حال فعلی افراد در اون زمانه
چی شد؟ شما همش یک خط در میان از تاریخ صدر اسلام برا اهداف خودتون سو استفاده میکنین، حالا که ما یکی گفتیم خیلی بد شد؟
دوست عزیز مواظب باش که ایمان خودت را در سبد کسانی که نه گذشته پر افتخاری دارند نه حال قابل اثباتی نگذری
فراموش نکن که بزرگترین ادای آقای احمدی نژاد مبارزه با فساد هست. ولی این شخص معاونی را انتخاب کرده که مدرک تحصیلی تقلبی داره، تو چطور به همچین فردی اعتماد میکنی؟
یا تمام آبروی دولت را در دفع از وزیری که مدرک تقلبی داشت حراج کرد.
یا اینکه همه را چوب ولایت گریزی میراند. اما نوبت به خودش که رسید حاضر نبود که دستور رهبر را اجرا کنند<؟
پس چطور به حال این فرد افتخار میکنی؟
این ادم لجوج پر مدای بی عمل کجا و مالک کجا؟!!!!
به Ali
به سابقه نيست ملاك حال افراد است.
جلال جان
فراموش نکن که آقای مصباح در زمان انقلاب کودک نبود ولی حاضر نشد دستور امام را بپذیرد و جشن نیمه شعبان را تحریم کند
آقای احمدی نژاد هم زمان جنگ یک جوان ۲۰ تا ۳۰ ساله بود، ولی سابقی جبهه چندان قابل اعتنایی ندارد.
یعنی وقت عمل که بود همه آقایان مخفی بودند. و حالا کم عملی خودشان را با گزاره حال را باید دید مخفی میکنند.
مبارزه با فساد را برای تبلیغ خود میخواهند و الا اول از محصولی میپرسید تو چطور در مدت ۱۶ سال بعد از جنگ ۲۰۰ میلیارد سرمایه فراهم کردی؟
از معاون اول خود میپرسید تو چطور حاضر شدی در شبکه عنکبوتی خلافکاران و جاعلان به دنبال یک مدرک دکتری برای خود باشی؟
از وزیر علوم خود میپرسید تو چطور حاضر شدی مقاله که کسی دیگر نوشته را کپی کنی و به اسم خود منتشر کنی.
و از رییس مبارزه با قاچاق خود میپرسید تو چطور حاضر شدی جوان ۲۰ صالح مردم را تحویل بگیری و جنازه فک شکسته به خانواده آنها تحویل دهی و ادعا کنی که بر اثر مننژیت مرده!
این چه حالی هست که با آن میشود گذشته پر افتخار سابقون در انقلاب را نادیده گرفت و بقیه را به چوب دزدی راند؟
این چه رییس جمهور مکتبی هست<؟
قبل از آنکه رگه گردنت بیرون زند و بخواهی جواب دندان شکن به من بدهی به این فکر کن که آیا این رییس جمهور قابل اعتماد هست<؟
به Ali
مگه تو از سابقه جبهه افراد مختلف خبر داري
اي شيطون نكنه به اسناد سري نفوذ كردي
ميشه سابقه شخص به نام محسن هاشمي رو تو جبهه در بياري الان مثل اينكه يه كارمند ساده مترو تهرانه.
… یکی از خصوصیات این انقلاب این است که هرکس نسبت به ولایت صاف و پاک باشد میتواند سالم بماند و هر کس نباشد نمیتواند….»
همانطور که هرکس نسبت به نبوت پیامبر و امامت ائمه صاف و خالص نبود, نتوانست.
چند جمله از سید احمد در حمایت از رهبری آیت ا… خامنه ای به نقل از محمد نبی حبیبی:
-هر كس بین اطاعت از مقام معظم رهبری و امام راحل (ره) تفاوت قائل باشد، در خط آمریکاست
-برخی از این افراد دور من را گرفتهاند که بنده را در مقابل حضرت آیتالله خامنهای قرار دهند که من متوجه شدم و توی دهنشان زدم.
-باید به این احمقهایی که میگویند آقای خامنهای نباید رهبر شود، گفت “پس چه کسی؟ ” اگر نظر آنها بر روی فلانی است، او که حتی توانایی اداره خانواده خود را ندارد چه برسد به یک مملکت.
ضمنا سفارش ایشان به فرزندشان سید حسن در وصیتنامه شان در باب پیروی و تبعیت از ولایت بسیار تاثیرگذار و تامل برانگیز است. (هرچی گشتم لینکشو پیدا نکردم اگه دوستان دسترسی دارن کمک کنن)
به محمد صادق
لینکش وصیتنامه آقا احمد اینه
http://alef.ir/1388/content/view/59715/
دروغ پردازی هم خیلی کردن آدرس تحریف شدشو هم داشتم ولی لایق ارائه نیستن
موفق باشی
لینک خبر حبیبی هم اینه
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8810230102
نوکرم جلال جون, دمت گرم
جالبه.چند وقت پیش توی اینترنت این عکس از هفته نامه امید مربوط به 21 اسفند 73 به چشمم خورد:
thumbsnap.com/v/JiwUeMPt.jpg
گفتم شما هم بخونید بد نیست،آقای حسینی.
آهستان به آهنگر: يعني شما فكر كردي الان يه سند خيلي محرمانه سري پيدا كردي؟ مي خواي سخناني مهمتر و تندتر از اين برات پيدا كنم؟ نكته اينجاست كه حاج احمد اين مواضع را درباره آدمهايي گرفت كه امروز در جناح شما هستند. يعني دقيقا همفكران جناب موسوي ، كروبي، هاشمي رفسنجاني، كرباسچي، كارگزاران و ….
بسم رب.
«آهستان گرامی»
۱-بله ! بیشتر اين مواضع حاج احمد مربوط به دوران كروبي، هاشمي رفسنجاني، … است. و البته اغلب این گونه انتقادات به دولتهای هاشمی و خاتمی و احمدی نژاد به یک اندازه وارد است.
۲- ولی در همه این دورانها از هاشمی گرفته تا احمدی نٰژاد قسمت اصلی و اساسی قدرت سیاسی اصلا جابه جا نشده و همواره در دست رهبری بوده است.
۳- با یک تقریبی ٬ بیش از ۷۰ درصد قوای سیاسی در دست رهبری است.
حالا چه کسی تا کنون بیش از همه «دشمن » را مسوول همه نابه سامانیها معرفی کرده است؟!
۴- اصلا قوه قضاییه و نیروهای انتظامی (و نظامی) و بیشتر دستگاههای اطلاعاتی و تبلیغاتی در تمام این سالها فقط و فقط زیر نظر رهبری بوده اند.
-
-پس کجا رفته بود مبارزه با اینهمه فسادی که آقای احمدی نژاد ( البته فقط در دوران تبلیغات انتخاباتی) قولش را می دهد!؟
- کجا رفته است مبارزه با رشوه٬ پارتی بازی٬ اعتیاد٬ و…و..
- سالهاست از فساد مالی خانواده رفسنجانی گفته می شود٬ پس کی ملت شاهد محاکمه علنی و عادلانه آنها (و دیگر مفسدان) خواهد بود؟!
۵ – چگونه است که به رییس جمهوری (حالا چه خاتمی باشد چه احمدی نژاد) که کمتر از ۳۰ درصد قدرت را در اختیار دارد می توان در مورد نابه سامانیهای فرهنگی یا اقتصادی اعتراض کرد؟!
ولی به کسی که برای مدت بسیار طولانیتر و دارای اختیارات و قدرت به مراتب بیشتری است (رهبری) ٬نمی توان؟!
آهستان به احسان: قدرت سياسي در همه اين سالها عوض نشده؟ مطمئني؟ البته اين رو قبول دارم كه قدرت سياسي در دولتهاي هاشمي و خاتمي همه در دست يك جريان بود و فرقي هم با هم نداشتند! و اصلاح طلبان به دروغ ادعا مي كردند كه ما تازه به فضاي سياسي وارد شده ايم. ضمن اينكه شما يه بار ديگه برو همون حرف هاي حاج احمد رو بخون. ببين اون انتقادها متوجه چه بخشي از نظام است؟ متوجه كدام سازمان ها؟ سازمان هاي دولتي يا سازمان هايي كه تحت نظارت رهبري هستند؟ اتفاقا برخلاف نظر شما در كامنت قبلي، اين انتقادهاي حاج احمد شباهت زيادي به سخنراني هاي وقت رهبر انقلاب درباره زالوصفتان و طبقه مرفه جديد و سرمايه داران ضدانقلابي دارد. در اين مورد و در رد نظر شما، حتما در روزهاي آينده مطلبي مي نويسم و دقيقا نظرات حاج احمد و رهبر انقلاب و نيز آن سخنراني معروف و اينكه به چه كساني بر خورده بود، حتما مطلبي مي نويسم
بسم رب.
«آهستان گرامی»
۱-قبلا هم عرض کردم: «بیشتر اين مواضع حاج احمد مربوط به دوران هاشمي رفسنجاني و.. است. و البته اغلب این گونه انتقادات به دولتهای هاشمی و خاتمی و احمدی نژاد به یک اندازه وارد است.»
۲- عرض کرده بودم «قسمت اصلی و اساسی قدرت سیاسی» اصلا جابه جا نشده و همواره در دست رهبری بوده است.
- یعنی: شورای نگهبان٬ با واسطه مجلس خبرگان ٬ مجمع تشخیص و…
اکثریت دستگاههایی که بایستی با فساد مبارزه کنند (قوه قضاییه و نیروهای انتظامی و بیشتر دستگاههای اطلاعاتی و تبلیغاتی)٬
همه نیروهای نظامی٬ بسیاری از بنیادها و مراکز کلان اقتصادی (سپاه٬ آستان قدس٬ بنیاد مستضعفان و….)
تصمیمیات کلان اقتصادی و نظامی و سیاسی٬ حکم حکومتی و…
ایمه جمعه که در مواردی از استاندار هم قدرت بیشتری دارند…
–حالا شما می فرمایید «قسمت اصلی و اساسی قدرت سیاسی» در دست رهبری نیست؟! !
۳- عطف به شماره ٬۲ اگر واقعا (طبق گفته شما!) صحبتهای حاج احمد فقط متوجه سازمان هاي دولتي بوده باشد٬ بنده منتقد ایشان هستم!
همانطور که قبلا گفتم :
«چگونه است که آن مرحوم به رییس جمهوری (حالا هرکه باشد) که کمتر از ۳۰ درصد قدرت را در اختیار دارد در مورد نابسامانیهای فرهنگی یا اقتصادی یا…اعتراض می کند ولی به کسی که برای مدت بسیار طولانیتر و دارای اختیارات و قدرت به مراتب بیشتری است (رهبری) ٬نه؟؟!»
چون كه در آن صورت در مورد اشتباهات پدر گرامي خودشان نيز بايد پاسخ مي دادند! در حاليكه دوستان ولايي كلا ولايت را بري از خطا و اشتباه مي دانند! جالب است شخصي تمام قدرت نظامي عمده قدرت سياسي عمده قدرت قضايي را در دست دارد ولي بابت اين همه اختياراتش هيچ گاه پاسخ گو نيست و يك بار رئيس جمهور را يك بار وزير را يك بار رئيس فلان قوه را قرباني مي كند! من تا به حال ” از مردم فهيم ايران عذر مي خواهم ” را از زبان ولايت نشنيده ام. كسر شان ايشان است كه در مواردي مانند فجايعي كه بر سر قضيه ايران كنترا و كهريزك و كوي دانشگاه اتفاق افتاد اين عذر خواهي را انجام دهد؟ خير! مقام معظم رهبري و امام كه اشتباه نمي كنند! آنها دستور را داده اند. برخي از اين دستور تخطي كرده اند و صدالبته هنوز به كار خود ادامه مي دهند! خدا مي داند ماجرا از چه قرار است؟
به بلاگ تازه تاسیس من هم سر بزنید……خوش حال میشم نظرتون رو بدونم…اگه فیلتر نشم ازین به بعد جدی تر ادامه میدم!!!
http://www.clevermat.blogfa.com
به پندار:
کی گفته ما اشون را بری از خطا می دونیم ! اشتباه به عرضتون رسوندن ! بعد ایشون در مقابل مجلس خبرگان جوابگو هستند و اگر مشکلی ایجاد کنند خلع می شوند همان طور که آقای منتظری با ! با آن همه عظمت در زمان خد خلع شدند! بعد رهبری از خانواده این افراد عذر خواهی کرده اند محض اطلاع!!!
قضیه آقای منتظری فرق می کند. ایشان نه ولایت فقیه که قائم مقام این پست بوده اند. مجلس خبرگان جمهوری اسلامی ایران در یک کلام مدیحه سرایان ولایت مطلقه فقیه هستند . همین و بس! باقی فقط در چهارچوب قانون اساسی است! ببینید چه بلایی بر سر دستغیب آوردند بابت ایرادهایی که به مقام معظم رهبری گرفتند! به هر حال شما هی بگویید خود مقام معظم رهبری با این انتقاد مشکلی ندارند. وقتی جیره خواران خوار و دون مایه ای وجود دارند که شخصی که وظیفه اش این نظارت و در سایه آن انتقاد است را بابت انتقادش چنین زیر هجوم می گیرند و دستگاه قضایی ایران به این مفسدان رسیدگی نمی کند متوجه می شویم اینها همه در حرف است و بس!
نخیر.نکته اینجاست که فکر میکنی من یه فعال سیاسی هستم یا دارم به نمایندگی از یه جناح حرف میزنم یا مثلا دارم از جناح خاصی حمایت میکنم.انتقاد از یک جناح دلیل بر حمایت از جناح مخالفش نمیشه برادر.جناح شما یعنی چه؟من هم یه آدم معمولی هستم.نظرات خودم رو هم دارم.
نه سند خیلی که هیچی اصلا محرمانه هم نبود.گفتم، چند وقت پیش توی اینترنت خوندم گفتم شاید ندیده باشی.
شما هم وقتی میخوای حمله کنی فله ای همه رو میذاری توی یک دسته ها!!!!کارگزاران که اصلا سال 74 تاسیس شد.کروبی هم که نماینده مجلس بود.بقیه هم اگر چنین کارهایی کرده باشند ببخشید خیلی غلط کردند و باید جواب پس بدند.شما هم حتما میخوای ادعا کنید همفکران شما اونموقع هیچکاره بودند؟
اما شما ببین الان خیلی از اون حرفها در حال حاضر در مورد همفکران شما مصداق داره.
این که همه مشکلات را به گردن آمریکا انداختن و از زیر مسئولیت شانه خالی کردن.اتخاذ تصمیمهای نابخردانه در مورد ذخایر ارزی و خالی کردن و خالی کردن خزانه ارزی،ضعف مدیریتی و امنیت پرواز و سقوط هواپیماها تماما مسائلیه که امروز ما شاهدشیم.
fa.wikipedia.org/wiki/بخششها_و_وامهای_خارجی_دولت_محمود_احمدینژاد
شما به این لینک برید و ببینید فقط چند میلیارد دلار وامهای جورواجور توسط دولت کریمه به اجانب اعطا شده.
گاهی خوبه فقط به فکر کوبیدن مخالف نباشیم.
به آهنگر
این یه نکته ی ساده است:
دولت بدون اجازه ی مجلس هیچ پولی رو از هیچ منبعی نمی تونه برداشت کنه و صرف کارهایی کنه که خودش دوست داره.
فکر می کنی بودجه ی سالانه ی کشور، چطوری نوشته میشه و چطوری از مجلس، رای مثبت می گیره که اینجوری مغرضانه نظر میدی؟
بهت توصیه می کنم تو این چند روزه به رادیو گوش بده تا ببینی که چه جوری توی مجلس دارن مو رو از ماست می کشن بیرون و روی بند به بند برنامه ی بودجه ی دولت، دارن با هم دعوا می کنن.
به یک ایرانی
من اگر بخوام بشینم فقط در مورد بودجه امسال و اشکالاتش و عملکرد مجلس حرف بزنم میشه مثنوی هفتاد من کاغذ.یکی از خنده دارترین قسمتاش اینه که بودجه با نفت 65 دلاری بسته شده در حالی که امسال 37.5 دلار بوده.شما در مورد بودجه و اثراتش فقط همون سخنان توکلی رو بخونید (که البته رجا هم یه حال حسابی به توکلی داده)
در مورد روش و منطق بودجه نویسی دکتر! هم سخنان خباز رو بخونید بد نیست.مثلا:
“ما نمایندگان طبیعت ایشان را میدانیم. ما هر کاری بکنیم، او واکنش نشان میدهد. حتی اگر به خواسته دولت عمل کرده و لایحه بودجه را به همین شکل تصویب کنیم، نهایتا همان اتفاق سال 85 تکرار میشود که تورم سنگین و افسارگسیختهای دامن گیر ملت میشود وآقایان در دولت، باز هم میگویند که تورم تقصیر مجلس است.”
اما در مورد صندوق ذخیره ارزی بگم دکتر! بعد از اینکه سازمان برنامه ریزی و بودجه رو منحل کردند لطف کردند و هیئت امنای صندوق ذخیره ارزی رو هم به درجه انحلال رسوندند!!! و خودشون رو همه کاره صندوق فرمودند.و ایران که دومین کشور نقتی دنیاست باید بیست و یکمین کشور از لحاظ ذخایر ارزی در آسیا باشه.
در مورد مسائل اقتصادی هم شما بهتره کمی به سایتهایی غیر از فارس و رجا سر بزنید تا متوجه بشید من مغرضم یا شما خامید.
به آهنگر
اینهمه حرف زدی در حالیکه من اصلا درباره ی درستی یا نادرستی بودجه بندی صحبت نکردم. من گفتم اینکه میگی احمدی نژاد وامهای مختلف به کشورهای دیگه داده، بدون اجازه ی مجلس نمی تونه همچین کاری بکنه.
در ضمن اون توکلی هم بهتره یه فکری بحال نظرات خودش بکنه. اولش می ناله که با 20 هزار میلیاردی که بعنوان درآمد دولت در نظر گرفته شده، دولت باید 31 هزار میلیارد از مردم با برداشتن یارانه ها بگیره ( با گرفتن مستقیم پول از مردم بخاطر مصرف انرژی ) و این باعث تورم 36 درصدی در سال آینده میشه.
اتفاقا زیر همون مطلبش دیروز کامنت گذاشتم که آقا جون شما که میگی با 20 هزار میلیارد باعث تورم شدید میشین، پس چرا 40 هزار میلیارد پیشنهادی دولت رو به نصف، کاهش دادین؟
در ضمن توکلی این روزا یه کم قاطی کرده چون یه بار میگه با 20 هزار میلیارد، در سال آینده باعث تورم میشیم، بعد دوباره تلاش می کنه که همین 20 هزار میلیارد رو هم بکنه 10 هزار میلیارد.
واقعا باید تاسف خورد بخاطر این تناقض.
در ضمن اگه ممکنه شما هم درباره ی بودجه بندی امسال رو از دید موافقین هم بخونید بد نیستا.
جمله ی آخرم واقعا ادبیات رو ویران کرد تا جایی که روم نمی شه تصحیحش کنم.
ببخش آهنگر جان
به آهنگر
مطلب رجا رو الآن رفتم خوندم. خب راست گفته.
توکلی رو دوست دارم و اگه کاندید ریاست جمهوری بشه، بهش رای میدم اما آخه آدم باید یه منطقی واسه خودش داشته باشه و بر اساس همون منطق هم بره جلو، نه اینکه هر روز یه ساز بزنه.
توکلی میگه پرداخت نقدی یارانه باعث میشه که مردم عادت به کار نکردن بکنن در صورتیکه آدم عاقل اگه این حرف رو بشنوه خنده اش می گیره. با ماهی 16 هزار تومن ( اگه 20 هزار میلیارد تصویب بشه ) کی می تونه تن پرور بشه؟ مسخره است.
خانم یک ایرانی عزیز
آیا تحصیلات سرکار خانم در ارتباط با اقتصاد است ؟ اگر اینطور است ممنون میشوم توجیهتان در مورد اینکه درآمد 40 هزار میلیاردی دولت باعث کمتر شدن تورم می شود بفرمایید. تا آنجایی که بنده می دانم تورم نسبت مستقیم با نقدینگی دارد و قاعدتا توزیع 40 هزار میلیارد دلار نقدینگی به صورت یارانه باعث بیشتر شدن تورم می شود ، نه کمتر شدن آن.
به نامدار
ببخشید افزایش نقدینگی در کجا بوجود میاد؟
مگه قراره دولت، درآمدی که کسب می کنه رو مستقیما وارد جامعه کنه؟
دولت همون درآمدی که از حذف یارانه ها کسب می کنه، دوباره بعنوان هدفمند کردن یارانه ها بر می گردونه به مردم، حالا یا نقدی یا بصورت غیر نقدی.
فرق 20 هزار با 40 هزار اینه که در 40 هزار میلیارد، مردم باید پول بیشتری بابت مصرف انرژی به دولت بپردازن اما دولت وقتی این پول رو دریافت می کنه، دوباره یا بصورت کمک نقدی، بر می گردونه به خود مردم و یا صرف بهداشت و درمان رایگان میشه و یا کمکهای دیگه.
اتفاقی که این وسط میفته اینه که مردم برای اینکه پول بیشتری به دولت پرداخت نکنن، سعی می کنن در مصرف انرژیها صرفه جویی کنن. این هم یکی از اهداف طرح هدفمند کردن یارانه هاست.
این فقط یه بده بستونه بین مردم و دولت. قرار نیست یه پول اضافی به جامعه تزریق بشه.
به نامدار
یه چیزی یادم رفت بگم.
اگه درآمد دولت بشه 40 هزار میلیارد تومان، اونوقت مردم می تونن نفری تقریبا 30 هزار تومن هر دو ماه بگیرن که اگه بتونن در مصرف انرژی صرفه جویی کنن، اضافه ی این پول، می تونه بعنوان افزایش حقوق براشون تلقی بشه و کمک خرج خانواده بشه.
اما اگه 20 هزار میلیارد تومن، در آمد دولت بشه، به هر نفر 15 تا 16 هزار تومن هر دو ماه می رسه که در اینصورت باید مردم دوباره از حقوقشون یه چیزی هم بذارن روش تا بتونن قبوض آب و برق و گاز رو پرداخت کنن و در اینصورته که به مردم فشار میاد و اصناف مختلف برای جبران مبلغی که برای مصارف انرژیشون پرداخت می کنن، می کشن روی قیمت اجناس تولیدی خودشون و اینجوری تورم بالا میره.
خانم یک ایرانی
این عبارت شما ” مردم باید پول بیشتری بابت مصرف انرژی به دولت بپردازن اما دولت وقتی این پول رو دریافت می کنه، دوباره یا بصورت کمک نقدی، بر می گردونه به خود مردم و یا صرف بهداشت و درمان رایگان میشه و یا کمکهای دیگه” مرا گیج کرده؟ مردم قرار است به دولت پول بپردازند؟ من تا حالا فکر می کردم عکس این اتفاق قرار است بیفتد. یعنی دولت به مردم پول بپردازد در ازاء برداشتن سوبسید حاملهای انرژی و مواد اولیه. در حقیقت اگر هم مردم پولی قرار است بپردازند به دولت نیست ، به تولیدکننده است. یعنی قیمت چیزی را که مصرف کرده اند را بپردازند نه اینکه پول را به دولت برگردانند. اگر اینطور که شما می گویید باشد که دور باطل است.
در مورد اثرات تورمی اش بعد از اینکه این نکته برای من روشن شد صحبت خواهیم کرد البته در صورت تمایل سرکار خانم.
به نامدار
اصلا مهمترین هدف طرح هدفمند کردن یارانه ها، همین مدیریت مصرف انرژی و اصلاح الگوی مصرف انرژیه.
اما این طرح یه مزیت دیگه هم داره. ببینید تا الآن دولت، یارانه پرداخت می کرد اما منصفانه نبود. این خبر رو چند روز پیش خوندم که در حال حاضر 1.5 ميليون نفر در كشور هستند كه ماهانه 10 تا 20 ميليون تومان درآمد دارند كه اونا هم برای هر متر مكعب گاز مصرفی همون مبلغی را میپردازند كه مردم روستايی و كارمند بیبضاعت هم اون رو میپردازند در حالی كه با اجرای هدفمند کردن یارانه ها این تفاوتها لحاظ خواهد شد.
از این به بعد مشترکان پر مصرف، براشون همه ی انرژی ها گرونتر حساب میشه. هم مجبورن برای هر واحد انرژی که مصرف می کنن، پول بیشتری بدن و هم اینکه یارانه ی کمتری دریافت می کنن چون مرفه تر هستند. اون جمله ای هم که من گفته بودم که مردم باید پول بیشتری بپردازند، منظورم همین مردم بود. آدمایی که نمی خوان این کار رو بکنن، شروع می کنن به صرفه جویی و یا اصلاح الگوی مصرف.
ببینید من و خانواده ام تصمیم گرفتیم این دو ماه گذشته رو فقط در مورد برق، طریقه ی مصرفمون رو اصلاح کنیم تا ببینیم چه اتفاقی میفته. اتو کردن لباس و شستن لباس با ماشین رختشویی و استفاده از چرخ گوشت و نظایر اون رو مادرم به صبح تا ظهر موکول کردند. از لامپهای کم مصرف هم استفاده کردیم. تنها وسایلی که از صبح زود تا آخر شب روشن بوده، دو تا تلویزیون بوده و فریزر و کامپیوتر هم شبانه روز روشن بوده. باورتون میشه که قبض برقمون چند روز پیش شده 3200 تومن؟
یعنی صرفه جویی نکرده بودیم ولی طریقه ی مصرفمون رو اصلاح کرده بودیم.
مشترکان پر مصرف، براشون گرون تر محاسبه میشه و مبلغ بیشتری پرداخت می کنن و دولت، درآمد بیشتری کسب کنه تا برسه به حدود 31 هزار میلیارد تومن. بعدش به شما که صرفه جو بودید کمک بیشتری می کنه یعنی یارانه ی بیشتری میده. یه چیزی تو همین مایه های خوشه بندی که دولت اولش انجام داده بود و حالا این خوشه بندی رو برداشته تا سر و صداها بخوابه اما باز هم موقع پرداخت یارانه ها به میزان مصرف مشترکان توجه میشه.
دیروز آقای کوهی باغ اناری عضو كميسيون سياست داخلي و شوراها توضیح دادند که اگه 20 هزار میلیارد تصویب نهایی بشه، دولت 9 هزار میلیارد تومنش رو بین مردم تقسیم می کنه که میشه هر دو ماه نفری حدود 15 هزار تومن.
خب باقیمونده ی درآمدی که دولت کسب کرده هم می تونه صرف تولید و خدمات بهداشتی و چیزای دیگه بشه. این پیشنهاد محسن رضایی هم بود که چند روز پیش گفت بنظر من بهتره که دولت، درآمد حاصل از این طرح رو صرف بخش تولید بکنه.
خانم یک ایرانی
اگر یادتان باشد موقع رای اعتماد به وزیران هم ملت فکر می کردند مجلس دارد مو را از ماست بیرون می کشد ولی نتیجه چیز دیگری شد
علی رضا
من منظورم اینه که دولت یه قوه ی اجراییه و بدون اجازه ی مجلس نمی تونه هیچ پولی از هیچ منبعی برداشت کنه.
در مورد رای اعتماد به وزیران هم چون رای با اکثریته بنابراین نماینده هایی که مو شکافی می کردن مثل توکلی یا نادران، حرفشون پیش نرفت و دقیقا همون وزرایی که مشکل داشتند، با رای ناپلئونی اومدن بالا. بالاخره آدما ممکنه با انگیزه های مختلف یا منافع مختلف، حقایق رو نادیده بگیرن.
به یک ایرانی
نمیدانم فیلتر شکن داری یا نه؟؟ اخه سایت رسمی نمایندگان فعلی مجلس فیلتر است!!بگذریم فقط اگه تونستی بری تو همون صفحه اول(پارلمان نیوز) می بینی که همین مطلب رو داریوش قنبری و مصطفی کوابکیان رو پرسیدن که چرا بدون اطلاع مجلس 280 میلیون دلار به بولیوی وام داده اید؟؟و البته ابوترابی نیز در پاسخ به این تذکر قول انتقال تذکربه دولت را داده حالا اگه شما خبر داری به ما هم بگو. قضیه همون شعر دیشب گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من انچه البته به جایی نرسد فریاد است احمدی اگه تابع مجلس بود که دیگه احمدی نبود!
در مورد رای اعتمادم به قول کروبی مجلسی که دو هزار نفرو ازش رد صلاحیت کنن می شه این دیگه! مجلسی را که همه فهمش و درکش و تحلیلش و تصمیمش با دو خط پیام رهبری دگرگون می شود را من اصلا قبول ندارم
تابش و کوابکیان و..اینها که به کنار مطهری وباهنر هم که پشت پرده در خدمت سران فتنه هستند انها هم هیچ!!به قول حداد عادل که می توان استناد کرد ان جا که می گفت
اگر پيام رهبري نبود تعداد بيشتري از وزرا احتمالا پنج يا شش نفر از آنها رأياعتماد نمي آوردند.
به یک ایرانی
علاوه بر فرمایشات آقای علی رضا باید عرض کنم که اگر نمیدونید احمدی نژاد سال پیش هیئت امنای صندوق رو به دلیل اینکه از برداشتهای بی رویه دولت از صندوق جلوگیری میکردند منحل فرمودند و کمیته اقتصادی به ریاست خودشون رو جایگزین کردند.یعنی دیگه به اجازه مجلس هم احتیاج ندارند.
در مورد بودجه هم من در مورد عملکرد مجلس صحبت میکردم.
خبری هم از جلسه لاریجانی با آقای خامنه ای بگیرید.
میدونی با خوندن این خبر یاد چی افتادم؟ یاد اون بچه های لوس و ننری افتادم که نق زنان و گریه کنان پیش پدرشون میرن و با لبهای سه متر جلو افتاده میگن:”بابایی اون پسره توپشو به من نمیده” پدره هم میره و توپ رو به زور از دست اون یکی بچه میکشه و میده به پسرش.
خیلی جالبه ها…احمدی نژاد به جای این که بره اختلافتشو با مجلس با بحث و مذاکره حل کنه نامه مینویسه به رهبر.فقط دلم میخواد بدونم کدوم دولت دیگه ای همچین کاری میکرد و اونایی که منکر حمایت مطلق آقای خامنه ای از احمدی نژادن چه توجیهی دارند؟
آهنگر جان
گفتی: ” فقط دلم میخواد بدونم کدوم دولت دیگه ای همچین کاری میکرد ”
باید بگم اتفاقا دولت آقای موسوی در این کار، خبره بودند.
در قضیه ی تقلب انتخابات مجلس سوم، همین موسوی متوهم دست به دامن امام شد تا تقلبی که حتی در بازشماری آرا هم کاملا محرز شده بود رو سرپوش بذاره و باعث شد تا آیت الله صافی گلپایگانی در اعتراض به این عمل موسوی، استعفا بدن و برای همیشه سیاست رو ببوسن بذارن کنار.
به یک ایرانی
موسوی اگر این کار را کرده باشد خیلی اشتباه کرده…بیخود کرده.
اما طبق اون چیزی که در سایت مرکز اسناد اومده من اسمی از موسوی ندیدم.فقط از “برخی آقایان” گله شده که اطلاعات درست به امام نمیدادند.دلیل استعفای آیت الله صافی هم تا اونجایی که من خوندم چیز دیگه ای بود.پیشنهاد میکنم یه بار گزارش مرکز رو بخونید.
البته اگه بخوایم در مورد تقلب در اون انتخابات صحبت کنیم مطمئن باشید باب تازه ای در مورد تقلب در انتخابات اخیر باز میشه.
در ضمن حالا موسوی اون موقع یه اشتباهی کرد.آیا الان کار احمدی نژاد توجیه میشه؟
نمیدونم شاید هم رابطه موسوی-خمینی هم یه رابطه ای بوده مثل رابطه احمدی نژاد خامنه ای.
به آهنگر
نه دیگه اینجوری نمی شه که وقتی داری این چهار سال رو می کوبی با قطعیت صحبت کنی اما وقتی به طرفهای قبلی می رسه با اگر و مگر حرف بزنی و بخوای پیاز داغش رو کم کنی. حاضرم باهات سر همون تقلب مجلس سوم بحث کنم تا اگر و مگر، بره کنار.
باشه به شرطی که شما هم بعدش به سوالات من در مورد انتخاابات اخیر جواب بدید.
شما عجالتا بفرمایید توی گزارش مرکز اسناد کجاش مستقیما اسمی از موسوی اومده و اگر دارید به طور غیر مستقیم اینطور برداشت میکنید از کجاست.
یه سوال دیگه هم داشتم آیا الان اون کار احمدی نژاد توجیه شد؟
به آهنگر
اول جواب سوال دوم رو میدم بعد سوال اول.
من کار احمدی نژاد رو توجیه نکردم. تو پرسیدی آیا دولت دیگه ای هم همچین کاری کرده؟
منم گفتم آره، موسوی کرده.
اما یه فرقی بین این دو تا هست. موسوی برای تقلبی که محرز شده بود، پافشاری می کرد تا کسانی رو که خودش می خواست وارد مجلس کنه و رای مردم رو نادیده گرفت اما احمدی نژاد برای کمک به مردم و برای اینکه بتونه هر دو ماه، به مردم نفری 30 هزار تومن بده نه 15 هزار تومن اینکار رو کرد.
تازه یه فرق دیگه هم هست که اگه بگم باعث سوءاستفاده ی شماها میشه. یه بار دیگه هم مجبور شده بودم شبیه این مطلب رو بنویسم که بعدش از امید حسینی خواستم حذفش کنه و کامنت کسی که باهاش حرف می زدم بی جواب بمونه.
اما سوال دوم!
من این مطلب مجلس سوم رو چند سال پیش از منابع دیگه ای خونده بودم اما حالا که میگی کجای مرکز اسناد گفته، باید بگم این عین متن مرکز اسناده:
” در انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی، جناح حامی دولت مهندس موسوی با سوار شدن بر موج تبلیغاتی بر محور دوتایی «اسلام ناب – اسلام آمریكایی» كه بطور كلی توسط حضرت امام (ره) بیان شده بود، جمع كثیری از روحانیون باسابقه انقلاب را به داشتن «اسلام آمریكایی» متهم كردند تا بتوانند فهرست مجمع روحانیون مبارز تازه تاسیس را بجای فهرست جامعه روحانیت مبارز به مجلس بفرستند. در این انتخابات كه آقای محتشمی – رییس كنونی كمیته صیانت آراء آقای موسوی – وزیر كشور و مجری انتخابات بود، گزارشهای فراوانی مبنی بر تخلف در صندوقهای رای وجود داشت. شورای نگهبان از تایید انتخابات خودداری كرد و به بازشماری برخی صندوقها پرداخت كه در موارد زیادی تخلف مجریان محرز شد. دولت آقای موسوی با مراجعه به رهبر انقلاب خواستار مداخله ایشان در انتخابات و استفاده از حكم ولایی جهت تایید انتخابات شد. با توجه به «شرایط حساس كشور» در نهایت امام راحل (ره) با صدور حكمی خواستار پایان یافتن بازشماری آراء شده و پرونده رسیدگی قانونی شورای نگهبان به تخلفات انتخاباتی مختومه شد. بدنبال حكم حضرت امام (ره)، آیت الله صافی گلپایگانی دبیر وقت شورای نگهبان كه امروز از مراجع تقلید هستند از مقام خود استعفا داده و به قم مراجعت نمودند. اینكه امروز آقای موسوی در اعتراض به نتیجه انتخابات به مراجعی چون آیت الله صافی نامه می نویسد اما پاسخی نمی شنود، شاید چندان بی نكته نباشد. “
تصحیح می کنم
آهنگر جان، قسمت دوم حرفام مربوط به سوال اولت می شد که اشتباهی نوشتم: و اما سوال دوم
اتفاقا مو رو هم از ماست بيرون كشيدند اما چون مخالفين دولت تو مجلس قدرت رسانه اي بيشتري دارند همه فكر مي كردند مجلس فقط اون عده هستن در حالي كه خيلي از نماينده ها بدون جار و جنجال كار خودشون رو انجام مي دن. غير از سه نفري كه راي نياوردن. راي 4 يا 5 نفر ديگه هم لب مرز بود كه نشان از وجود سلايق مختلف در مجلس دارد.
هدف احمدی نژاد به هیچ وجه وسیله شو توجیه نمیکنه.اگه خیلی طرحش منطقی و درست بود توی همون مجلس اینقدر حرف و حدیث نداشت.این یک
اون جملاتی که شما از مرکز اسناد آوردی در حقیقت نقل از الف هست.لینک زیر رو یه بار بخونید میبینید که تفاوت عمده دارند.
http://www.irdc.org/fa/content/7343/default.aspx
اما بعد از بحث مجلس سوم بد نیست یه سری هم به انتخابات مجلس ششم توی تهران بزنیم.
به آهنگر
اول اینکه گفتی مطلب من با اونی که گذاشتی، تفاوت عمده داره. چه تفاوت عمده ای؟
من گفتم تقلب شده بوده، توی اون مطلب هم مومن میگه مثلا باهنر توی یه شعبه، دو هزار و خورده ای رای داشته اما فقط دو تا رای براش منظور شده بوده.
این دیگه اسمش تخلف نیست بلکه تقلبه.
توی انتخابات دهم ریاست جمهوری در بازشماری تصادفی آرا، در هر صندوقی فقط سه چهار تا رای جابجا می شد.
بعد میگه ما به امام نگفتیم که شورای نگهبان می خواد انتخابات رو باطل کنه، نمی دونم این مطلب از کجا در ذهن امام رفته.
پس اینجا حرفی در مطلب من بود، درست در میاد که نوشته شده بود ” شورای نگهبان از تایید انتخابات خودداری كرد ”
اما نکته ی جالب قضیه اینجاست که مومن میگه: ” من گفتم: «حالا از هر جا كه رفته است، دیگر مسئلهای نیست. مهم این است كه امام به شورای نگهبان حق دادند كه به وظیفه ی قانونیاش عمل كند». غافل از اینكه صندوقها را در اختیار ما نمیگذارند. ما حتی برای اینكه صندوقها را تحویل بگیریم، برخی از اعضای حقوقدان شورای نگهبان همچون دكتر افتخار جهرمیرا كه بیشتر با آقایان وزارت كشور رفاقت داشتند، نزد آنان فرستادیم تا صندوقها را تحویل بگیرند; ولی دست خالی برگشتند.
درنهایت، خدمت حضرت امام گزارش شد كه انتخابات سالم است. در این حال امام به شورای نگهبان نامهای نوشتند و در آن آوردند كه «انتخابات تهران صحیح است و صحت آن را در رسانهها اعلام كنید». این نامه قبل از اینكه به دست ما برسد، از تریبون مجلس خوانده شد. شورای نگهبان نیز با صدور نامهای اعلام كرد كه طبق تأیید حضرت امام، انتخابات تهران صحیح میباشد.
این اتفاق، هیچ توجیهی ندارد; جز اینكه نگذاشتهاند كه حضرت امام در جریان امر قرار گیرند; درنهایت هم ما نتوانستیم بفهمیم كه انتخابات دوره ی سوم مجلس در تهران چگونه برگزار شد. ”
در واقع مومن درست همون واقعه ای رو که باعث شده تا امام صحت انتخابات رو اعلام کنن، فقط با گفتن جمله ی ” درنهایت، خدمت حضرت امام گزارش شد كه انتخابات سالم است ” ، ماست مالی می کنه.
یعنی یه جمله ی مجهول میگه که فاعلش معلوم نیست.
چه کسی به امام گزارش داد؟
شورای نگهبان هم نمی تونسته صحت انتخابات رو گزارش کنه چون خودشون از انتخابات شاکی بودند و می خواستن انتخابات رو باطل اعلام کنن.
کی می مونه جز وزارت کشور؟
وزارت کشور هم که وزارت عمه ی من نبود.
دوم اینکه خودت میگی ” مرکز اسناد ” ، پس هر مطلبی رو در مرکزش نمی یاره. بنابراین اگه مطلب شما نقل قول از مومنه، مطلبی هم که من آوردم، نقل قول از الفه که همون سایت توکلی، نماینده ی مجلسه.
مرکز اسناد وقتی مطلبی رو استفاده می کنه، می دونه که بعنوان سند در مرکزشون قرار می گیره همونطور که مطالب زیاد دیگه ای هم دارن که همینجوری نقل قول شده و یا لینک داره.
اول در مورد تفاوتهای عمده اش بگم که اولا در مورد دلیل استعفای آیت الله صافی تناقض داره.الان وقتشو ندارم نقل قول کنم خودت مقایسه کن متوجه میشی.
دوم اینکه مومن صحبتی از ارتباط مستقیم و نامه موسوی به امام صحبتی نکرده وخواننده بعد از خوندن این دو مطلب دو برداشت کاملا متفاوت خواهد داشت.
شما یه بار دیگه کل اون عبارتی که ازش نقل قول کردید رو بخونید میبینید که گفته انتخابات تهران درست بوده.
اما در مورد انتخابات اخیر خیلی خنده داره قضیه.یه مثال ساده.شما 100 هزار تومن پول میدی به یکی طرف میگه من شمردم 50 هزار تومن بود.حالا آیا شما در این حالت بهش میگی دوباره بشمار یا میگی بده خودم بشمارم.(البته مثالش ساده بود)
حالا شما انتظار داری اونهایی که یک بار رای ها رو شمردن و اشتباه هم شمردن (حداقل اتهامش بهشون وارده) بیان بازشماری بکنن و نتیجه ای غیر از شمارش اولیه بیرون بدهند؟
کی میمونه جز وزارت کشور؟
خیلیای دیگه مگه فقط گزارش رسمی ملاک بوده.شما احتمال گزارشهای غیر رسمی رو از نزدیکان هم بده.در ضمن اگر من میخوام بدونم چرا اون موقع کسی نبوده از موسوی بازخواست کنه.چرا الان کسی این کار رو نمیکنه؟
توی مقامات جمهوری اسلامی وضعیت جالبی پیش اومده که من اسمشو میگذارم : “گر حکم شود که مست گیرند در شهر هر آنکه هست گیرند”
بنابر همین وضعیت همه توی محظورات گیر کردند و نمیتونند از هم دیگه بازخواست کنند.
این لینک رو هم در حین جستجوهام پیدا کردم.چون میدونم الف زیاد میری گفتم شاید برات جالب باشه:
http://eventfile.blogspot.com/2009/08/blog-post_29.html
به محمد
قدرت رسانه ای مخالفان دولت بیشتر است؟پس می شود بگویید ایرنا و فارس و رجا و کیهان و ایران و وطن امروز چه کاره اند؟؟موافقان دولت که تا زیر سوال بردن مدرک تحصیلی لاریجانی و توکلی پیش رفتند یا حمیدرسایی(سایت شخصی هم دارد ایشان!) که خوب به علی مطهری تاخت
ان هایی هم که رای اعتمادشان لب مرز بود یکی بهبهانی بود که در جواب تمام اتهامات زاکانی ترجیح داد سکوت کند و برای مقام معظم ارزوی طول عمر کرد
یکی مسعود میر کاظمی بود که بر یکی از مهمترین وزارتخانه ها تکیه زد من که سوابقی از ایشان در ان وزارتخانه ندیدم شما اگر دیدید بگویید(حالا از تحصیلات غیر مرتبطش بگذریم)
یکی محرابیان بود که عملکردش به کنار صلاحیت عمومی اش با ان پرونده اتاق امن زیر سوال است
ببین آهنگر
به من حرف زدی، حرص منو در آوردی، بعد هم گفتی وقت ندارم خودت مقایسه کن، تازه بعدشم اون مثال دردناک رو در مورد شمارش پول زدی و اشتباه 3 یا 4 عددی در شمارش آرا در بعضی صندوقها رو بعنوان تقلب، جا زدی و بیشتر حرصم رو درآوردی؟
توی دهن منم حرف نذار. من نگفتم موسوی به امام نامه نوشت. من گفتم دولت موسوی در این کار خبره بود و دست به دامن امام شد. چرا؟
چون شورای نگهبان معتقد بود که تقلب شده و می خواستن یک سوم صندوقهای تهران رو بشمرن اما همین آقای انصاری که الآن در مرکز تحریف آثار امام فعالیت می کنه، اونموقع از طرف امام خمینی نماینده شد که در بازشماری آرا حضور داشته باشه.
اون چیزی که مهمه اینه که مومن میگه :
” از طرف دفتر، آقای محمدعلی انصاری برای این نظارت انتخاب شد. درنهایت هم صندوقها در اختیار شورای نگهبان قرار نگرفت! تصور بنده این است كه وزارت كشور و آقای انصاری با هم هماهنگی كردند و نگذاشتند كه صندوقهای شبههدار در اختیار شورای نگهبان قرار گیرد.
در نهایت، حضرت امام را وادار كردند كه نامهای برای شورای نگهبان بنویسند و اعلام كنند كه انتخابات تهران، صحیح برگزار شده است و صحت آن را اعلام كنید! ”
بعدش خود انصاری در واکنش به این حرف مومن میگه:
” ولي حکم ايشان ( امام ) به اينجانب برخلاف آن چه که در اظهارات شما منعکس شده است – رسيدگي به صندوق هاي مورد شکايت بوده است و لاغير. بر همين مبنا اينجانب به سرعت کار خود را آغاز نموده و اولين جلسه را در محل شوراي نگهبان و با حضور بعضي از اعضاي آن شورا و نمايندگان آنان و نيز نمايندگان وزير کشور تشکيل دادم، توافق هاي اوليه براي اجراي اين دستور هم حاصل شد و علاوه بر اين که از محل بعضي از صندوق ها بازديد نمودم محل ديگري که در مجاورت مجلس شوراي اسلامي جديد قرار داشت براي بررسي صندوق هاي مورد شکايت انتخاب کرديم و علاوه بر برگزاري جلسه عمومي براي ناظران شوراي نگهبان و سخنراني پيرامون ضرورت رسيدگي به انتخابات تهران در محدوده حکم حضرت امام، عصر آن روز کار تحويل صندوق هاي شکايتي را آغاز کردم، برادران شوراي نگهبان ليست تعداد زيادي از صندوق ها را که حدود يک سوم صندوق آراي تهران بود ارائه دادند که به آنها تحويل دهيم . من وقتي با اين ليست مواجه شدم تعجب کردم که امام در حکمشان صندوق هاي شکايتي را تعيين نموده اند ولي عزيزان تعداد زيادي صندوق ها را مطالبه مي کردند.
از آنها سوال کردم آيا اينها صندوق شکايت است جواب دادند خير اکثر اين ليست صندوق هاي گزارشي است و ما به آن صورت صندوق مورد شکايت نداريم و اگر شما دنبال صندوق شکايت مي گرديد صندوق مورد شکايت کم است.
من پيشنهاد کردم که برادران اول صندوق هاي شکايت شده را مشخص کنند و آمار صندوق هاي گزارشي را هم ارائه دهند تا براساس اهميت گزارش ها تعدادي از آن صندوق ها نيز در اختيار آنها قرار گيرد. که همين مطلب مورد توافق واقع شد فرداي آن روز در جلسه اي که با حضور هيات نظارت و اجرايي و بعضي از اعضاي محترم شوراي نگهبان تشکيل شد يکي از فقهاي محترم در نوشته حضرت امام تشکيک فرمودند که در متن نوشته حضرت امام کلمه شکايت است ولي استنباط ما از کلمه شکايت اين است که حضرت امام عنايت به گزارش دارد عليرغم توضيح اينجانب که منظور حضرت امام صندوق هاي مورد شکايت است ولي مورد قبول واقع نشد و حضرت آيت الله امامي کاشاني نامه اي به اين شرح به امام نوشتند:
بسمه تعالي
محضر مبارک حضرت امام امت مدظله العالي
بعدالتحيه و السلام در شرفيابي شوراي نگهبان به محضر مقدستان عرض شد که حق قانوني شوراي نگهبان است که هر تعداد صندوق را لازم دانستند بازشماري نمايند و وظيفه قانوني نسبت به صندوق هايي که گزارشات ناظرين و بازرسين روي آنهاست در اولويت است اما در متن حکم حضرتعالي به جناب آقاي انصاري کلمه شکايت آمده است و لازم است عرض کنم شکايات در هيات مشترک اجرايي و نظارت رسيدگي مي شود اما نظارت شوراي نگهبان در مقطع فعلي به گزارشات توجه مي نمايد استدعا دارد نسبت به کلمه شکايت يا گزارش، رفع ابهام فرماييد.- 67/2/7
جواب حضرت امام:
بسمه تعالي
با تشکر از زحمات و صميميت هيات نظارت و اجرا مقصود در نوشته اينجانب شکايت است نه گزارش براي اطمينان بيشتر اگر نماينده اينجانب و نمايندگان شوراي نگهبان هر سه با هم تشخيص دادند که بعضي از صندوق هاي گزارش شده احتياج به شمارش دارد اقدام مي نمايند. ”
پس تا اینجا مشخص شد که شورای نگهبان می خواسته صندوقهای گزارش شده که نزدیک به یک سوم صندوقهای تهران بوده رو بشمرن اما این اتفاق نیفتاده چون انصاری میگه:
” و اما نحوه رسيدگي به صندوق هاي شکايات و حتي بعضي از صندوق گزارشات به اندازه اي روشن و شفاف بود که من به تعبير شما از تريبون راديو و تلويزيون به طور مبسوط آنرا به اطلاع مردم رساندم. ”
ببین میگه ” و حتی بعضی از صندوق گزارشات ” یعنی باز هم تاکیدش روی صندوقهای شکایات بوده نه صندوقهایی که شورای نگهبان گفته بوده که خود انصاری هم گفت تعداد زیادی بوده.
برای همینه که من این جمله ی مومن رو که گفت : ” تصور بنده این است كه وزارت كشور و آقای انصاری با هم هماهنگی كردند و نگذاشتند كه صندوقهای شبههدار در اختیار شورای نگهبان قرار گیرد.
در نهایت، حضرت امام را وادار كردند كه نامهای برای شورای نگهبان بنویسند و اعلام كنند كه انتخابات تهران، صحیح برگزار شده است و صحت آن را اعلام كنید! ”
و همینطور مطلبی که خودم از مرکز اسناد نقل کردم رو می پذیرم تا اینکه بخوام به حرفای انصاری اعتماد کنم که خیلی راحت آثار امام رو واژگون جلوه میدن و اینا هم هیچ عکس العملی نشون نمی دن.
بسم رب.
۱- هفته نامه امید سخنان تندی از آقای احمد خمینی را منتشر کرده بود (یکشنبه 21 اسفند 1373 + تصویر مطالب: http://i29.tinypic.com/53spps.jpg ).
- ۴-۵روز بعد، خبر فوت ایشان در اثر عارضه قلبی و تنفسی اعلام شد.
۲- جالبه که حرفهای آن مرحوم در این آخرین سخنرانی خیلی به انتقادات مرحوم منتظری نزدیک است! و جابتر اینکه بسیاری از مطالب آن مصداق وضع کنونی هم هست!!
“… هنوز بعضی از مسئولین، حتی مسئولین نهادهایی که پس از انقلاب تاسیس شده اند، مشکلات مدیریتی و مسایل خود را به گردن رژیم گذشته می اندازند و ندانم کاری های خود را ناشی از مشکلات بجا مانده از رژیم طاغوت می دانند! ایضا بعضی ها همه نقاط ضعف و بی کفایتی خود را با هیاهو به گردن استکبار جهانی و آمریکا انداخته و از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کنند!”
“…مشکلات و مسایل ما به کارشکنی آمریکا و ضدیت صهیونیست ها برمی گردد شکی نیست اما گسترش فساد اداری و رشوه خواری در ادارات و موسسات دولتی به خودمان بر می گردد. …”
“میلیاردها ریال بیت المال هزینه ساخت پل هوایی می شود و ناگهان صدها تن سیمان و بتن و میل گرد روی سر رهگذران آوار می شود و جان عده ای را می گیرد. آیا سهل انگاری ساختن یک سازه بتنی توطئه آمریکای جنایتکار بوده است؟”
“ضعف مدیریتی و امنیت پرواز باعث سقوط پی درپی هواپیماهای مسافربری سیویل و نظامی می شود و هنوز مرکب خبر سقوط هواپیمای فوکر و آسمان خشک نشده خبر سقوط طیاره دیگری منتشر می شود. آیا این هم از توطئه آمریکاست؟”
“از یک طرف آقایان مرتبا مشکلات مملکت را به گردن نیروهای ناشناخته و استکبار موهوم می اندازند، و مرتبا می گویند در محاصره اقتصادی و غیره و ذالک هستیم. و از طرف دیگر عده ای از رجال می گویند ما چیزی نداریم که بخواهیم به آمریکا بفروشیم و احتیاجات خودمان را به نحو احسن از سایر کشورهای اروپایی و ژاپن تامین کرده و نیازی به آمریکا نداریم! بنابراین اثر محاصره اقتصادی آمریکا مردود است و به اعتراف خود آقایان تاثیری در حال و روز ما ندارد! در ثانی اگر قرار بود محاصره اقتصادی آمریکا موثر باشد تا به حال باید دولت کوبا و ملت کوبا و کشور کوبا با طی چهاردهه گذشته که در محاصره کامل دریایی آمریکا قراردارد از بیخ و بن مضمحل شده باشد.”
۳- مرحوم منتظری ( خاطرات آیتالله منتظری،ج1،ص669) میگوید:
” مرحوم امام به اطرافيان خود و به مسئولين بالاي نظام اعتماد داشتند و برخي از اين اعتماد سوء استفاده ميكردند، افرادي از روي اغراض سياسي يا خطي و جناحي چيزهايي به ايشان ميگفتند و براي ايشان ذهنيت درست ميكردند…”
۴- عمادالدین باقی در روزنامه فتح، 30 بهمن 78:
«… و آنطور که حجتالاسلام نیازی به فرزند او، سیدحسن خمینی، گفته است حاجسید احمد به قتل رسیده بود.
پزشک سیداحمد خمینی دکتر جمشید پرتوی، نیز در 10 دی 1377 در تهران و در منزل مسکونیاش کشته شد…»
۵- اعترافات سعید امامی، ج16،ص 384:
** بنده لزوما با همه مطالب بالا موافق نیستم و هنوز به قطعیت در مورد برخی از آنها نرسیده ام. ولی اینها هم مطالبی هستند که بایستی مورد توجه و قضاوت قرار بگیرند. ولی متاسفانه تاکنون در رسانه های دولتی سانسور شده اند.
شاید آهستان گرامی و دوستان دیگر جوابی برای آنها داشته باشند.
این اراجیف بند 5 که ارزش بحث نداره, اما بر کسی پوشیده نیست که لبه تند انتقادات سید احمد آقا همواره متوجه مسولین بیکفایت وقت و مشخصا دولتی ها بود و قطعا این رویه ایشان برای مافیاهای قدرت و ثروت و لژهای اشرافیتی که در آن مقاطع در حال رشد و پروار شدن بودند, قابل تحمل نبود.
سند دوستمان آهنگر و شما هم تایید میکند که مخاطب احمد آقا در این سخنان تیم اقتصادی دولت سازندگی و برخی از مسولین دولت وقت می باشد. پس اگر انگیزه قتلی هم وجود داشته است نزد کسانی موجود بوده که امروز شما سنگشان را به سینه میزنید و سینه چاکشان هستید! همین افرادی که امروز هم در مقابل رهبری ایستاده اند!
ولایت پذیری و تبعیت احمد آقا از ولایت امر هم که قابل انکار یا تشکیک نبوده و نیست.
لذا باید خدمت دوستان مخالفی که گمان میکنند یک سوژه تازه برای تخریب حکومت و رهبری پیدا کردند,متذکر شوم که: ” به کاهدان زده اید ” , طرح این بحث برایتان جز روسیاهی در پی نخواهد داشت!
توضیح: متن بالا در پاسخ به محملاتی بود که بعدا آقای حسینی حذفشون کرد و به بند 5 کامنت ehsan10 ربطی نداره
آهستان به احسان: با عرض معذرت از شما، متاسفانه اين كامنت اشكالات زيادي داره و دروغ هاي زيادي هم در لابلاي اون نوشته شده. اولا خاطرات سعيد امامي كجا منتشر شده كه در جلد شانزدهمش (؟؟؟؟!!!!) به چنين چيزي اعتراف كرده باشه؟ ثانيا مطلب عمادالدين باقي، دروغ محضي بود كه همان زمان با واكنش نيازي روبرو شد و نيازي اين دروغ را تكذيب كرد. خوبه وقتي حرفي رو از كسي نقل مي كنيد، لااقل واكنش ديگران را هم بنويسيد. ثالثا نظرات حاج احمد خميني چه اشكالي داره كه مثلا نظام از اون بترسه؟ متن كامل اين سخنراني خيلي جالبه و آدم باانصاف، متوجه لحن كلام ميشه. رابعا چرا نمي گين كه اين انتقادات حاج احمد خميني درباره چه آدمهايي و چه جرياناتي و در چه شرايطي زده شده؟ چه كساني اون روز قدرت دستشون بود؟ چه حزبي دقيقا؟ الان اونها كجا هستند و از چه كسي حمايت مي كنند؟ اگه نظر حاج احمد درسته، پس الان اون آدمها چرا از شما و جريان شما حمايت مي كنند؟ بالاخره شما بايد اين تناقض رو حل كني؟ نميشه از اين حرفها حمايت كني و در آن واحد از اون جرايان ها هم حمايت كني.
من سعي مي كنم حتما در اينباره باز هم مطلبي بنويسم. مخصوصا درباره اينكه اون زمان چه آدمهايي مخاطب حاج احمد بودند!
بسم رب.
«آهستان» گرامی!
۱-وقتی اشکالات نوشته بنده را می گویید٬ نیاز به معذرت خواهی نیست. ممنون هم می شوم.
۲- عرض کردم « بنده هنوز به قطعیت در مورد برخی از آنها نرسیده ام. ولی اینها هم مطالبی هستند که متاسفانه تاکنون در رسانه های دولتی سانسور شده اند…»
-در باره پاسخ نیازی اطلاعی نداشتم. متشکر از یاد آوری.
بنده البته قضاوتی نمی کنم. ولی شما چگونه با اطمینان میگویید این یکی دروغ می گوید٬ ولی آن یکی نه!؟
۳- این را من بایستی از شما بپرسم: «نظرات حاج احمد خميني چه اشكالي داره كه مثلا نظام از اون بترسه؟ » چرا فقط اون بخشی را که موافق شماست پخش می کنید؟
۴- در مورد « اين انتقادات حاج احمد خميني درباره چه آدمهايي و چه جرياناتي و در چه شرايطي زده شده؟…» ٬ قبلا زیر کامنت «آهنگر» گرامی نظرم را گفته ام.
۵- باز هم افتادید در دام «من قال» برادر!
«پس الان اون آدمها چرا از شما (یعنی ازehsan10?!) و جريان شما ( چیه این جریان من؟!) حمايت مي كنند؟ »
یاد بگیرید لطفا! هر کسی که به شما انتقاد دارد لزوما سبز و یا طرفدار هاشمی نون به نرخ روز خور نیست.
یاد بگیرید لطفا!
حتی اگر این ehsan10 خود هاشمی باشد (معاذالله!) این کمکی به حقانیت شما نمی کند!
شما به عنوان یک انسان باید دلیل عقلی و به عنوان یک مسلمان بینه (bayyeneh!!) داشته باشید. این که من کیم و وابسته به چه جریانی٬ نمی تواند بینه شما باشد.
بهehsan10
عكسي رو كه گذاشته بودي ديدم.
يه مساله اي كه براي من مبهمه اينه كه در عكس وسط اين هفته نامه(عكس پول ودلارها)
تصويريك اسكناس 100توماني مشاهده ميشه.و بر روي اين اسكناس امضاي وزير اقتصاد وبازرگاني مرحوم محسن نوربخش درج شده.از اون جاييكه ايشون در سال1373و در دولت هاشمي اصلا وزير نبوده…چه برسه به اين كه امضاش هم بر روي اسكناس درج بشه!!!
منبع اين نوشته هات هم ويكي پدياي فارسيه.اينكه ايشون در دولت هاشمي پست وزارت نداشتند هم من از ويكي پديادر اوردم.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%AE%D8%B4
«نوربخش برای تصدی پست وزارت اقتصاد و دارایی در دولت دوم هاشمی رفسنجانی معرفی شد اما موفق به دریافت رای اعتماد نشد.»
خلاصه هركي اين تصوير رو ساخته ميخواسته ساده لوحهايي مثل تورو سركار بذاره كه الحمدالله گذاشته.
نهايتااينكه زمستان رفتنيست و رو سياهي…
بابا مهدی ترکوندی ها!!!!!!!!!!! دادا کارت درسته!
بسم رب.
«مهدی. ه» گرامی. ممنون از پاسختان.
۱- تصویر فکر کنم اشکال مورد اشاره شما را ندارد!
-اسکناس تصویر می تواند مربوط به دولت اول رفسنجانی (۶۸-۷۲) باشد که نوربخش وزیر اقتصاد و دارایی بود! (مگر اینکه ادعا کنید برای چنین تصویری روزنامه حتما می بایست از اسکناس چاپ شده در همون سال استفاده می کرد!!)
۲- شما را نمی دانم و لی هدف بنده مچ گیری یا پوززنی نیست. آموختن و اصلاح دیدگاهم است.
– عرض کرده بودم (برای سومین بار در همین صفحه!): که « بنده هنوز به قطعیت در مورد برخی از آنها نرسیده ام. ولی اینها هم مطالبی هستند که متاسفانه تاکنون در رسانه های دولتی سانسور شده اند…»
۳- پس نظر شما این است که این تصویر ساختگی است؟!
-این سخنرانی منسوب به حاج احمد چی؟
(البته آهستان گرامی معتقد ند که سخناني مهمتر و تندتر از اين هم وجود دارد! و البته در انتقاد به همفكران جناب موسوي ، كروبي، هاشمي رفسنجاني، كرباسچي، كارگزاران و …)
به مهدی
شما که به خیال خودت کشف مهمی کردی برو توی همون ویکیپدیای نوربخش ببین نوشته وزیر اقتصاد دولت اول هاشمی بوده که مطمئنم میدونی.حالا من نمیدونم چه مسئله غامضی برای شما در این وجود داره که اون اسکناس مربوط به زمان وزارت نوربخش بوده.
شما حالتون خوبه جناب مهدی.ه؟!
لینکی میذارید که ادعای خودتون رو نقض می کنه؟!
فقط یه توضیح در مورد توضیح اهستان شما گفته اید (خوبه وقتي حرفي رو از كسي نقل مي كنيد، لااقل واكنش ديگران را هم بنويسيد.)ولی خودتان ظاهرا عامل نبوده اید چون بعدش عماد الدین باقی از سید حسن خمینی خواستار شد که در زمینهٔ درستی یا نادرستی گفتههای او اظهار نظر کند. که سید حسن خمینی در نامهای، درستی اظهارات عمادالدین باقی را تایید کرد
اقايه عذر خواهي بابت قضيه وزارت نوربخش از دوستان!من اشتباه كردم ليست وزراي هاشمي رو خوب نديدم.ببخشيد
خیلی برای من جالبه واقعا!شما جهت گیری این همه آدم معتبر زنده رو رها می کنید، بعد در مورد جهت گیری فعلی کسانی حکم می کنید که دستشون از دنیا کوتاهه و نمی تونن این برچسبی رو که شما روشون زدین بکّنن! نه قدرت دفاعی دارن از خودشون… نه میتونن تایید کنن صحبت های شما رو … نه می تونن تکذیب کنن… به نظر خودتون این عمل شما نوعی استفاده ی ابزاری محسوب نمیشه جناب حسینی؟
خانم آزادی
اونوقت اینکه شماها هی از همت و باکری واسه خودتون مایه میذارین چه معنایی داره؟؟؟
ببخشید که ما در مورد جهت گیری سیاسیشون حکم نمی کنیم… با مقایسه ی بسیجی های امروز با بسیجی های دیروز به همت ها و باکری ها احترام میذاریم.
تازه به فرض اگر هم قرار باشه حدسی ( دقت کن حدس، نه حکم) زده بشه در خصوص تمایلات سیاسیشون، به نظرم خانواده هاشون که عمریه با اونها زندگی کردن ، می تونه قابل استناد باشه!
خانم آزادی
واقعا شماها راجع بما چی فکر کردین؟
تا همین دیروز اسم بسیج، حال بیشتر سبزکا رو بهم می زد، بسیجی ها هم چشم دیدن دوم خردادی ها و اصلاحات چی ها رو نداشتند اما به محض اینکه خانواده های همت و باکری دو تا جمله درباره ی شماها سر دادن، یهو باکری و همت عزیز شدن.
جنبش کذایی سبز هم که واسه حیاتش از حمایت هیچ گروه داخلی و خارجی رویگردان نبوده، سه سوت شدن حامی بسیجی هایی که بر اساس همون شعار معروف اصلاحاتچی ها که «زنده باد مخالفی که مرده باشه»، زنده نبودن تا از خودشون و مواضعشون دفاع کنن.
محض یادآوری میگم که امام حسن (ع) توسط کسی به شهادت رسیدند که باهاش زیر یه سقف زندگی می کردن.
عایشه هم عمری زیر یه سقف با پیامبر اکرم زندگی کردند اما بعد از رحلت پیامبر خدا، عایشه از جلوداران جنگ جمل بر علیه امام علی (ع) شد مگر اینکه بخوای مواضع امام علی (ع) رو مقابل مواضع پیامبر قرار بدی.
خانم یک ایرانی جنبش کذایی سبز، تقریبا موضوع 95 درصد پستها و خبرهای سایتهای دولتی و وبلاگهای حامی ولایت بوده است! بابا این کذب بودنش رفت تو چشمامون! به قول ملوان زبل، ما ها هممون دروغیم و الان یک نفریم که با اسامی هم کامنت می ذاریم! شما چرا از این موضوع خارج نمی شوید و مثلا در مورد سیاستهای مناسب دولت به به و چه چه نمی گویید؟
آهستان به pendar : دوست عزيز خيلي چيزها در اين دنيا كذايي هستند و اصلا ارزشي ندارند، ولي درباره اونها هم نوشته ميشه و هم حرف زده ميشه. اين چه منطقيه شما داري؟ ضمنا اينكه 95 درصد مطالب درباره اين جنبش موهوم است، دليلش اينه كه 95 درصد و شايد 100 درصد توجه ضدانقلاب و رسانه ها و ماهواره ها و دولت هاي غربي، براي فشار بر ايران ، به اين جنبش كاملا ملي است!!!!
یک ایرانی
اجازه بده یک کم تارخ اسلام را با الان مقایسه کنیم تا ببینی همینطور الکی نمیشه از تاریخ استفاده کرد و حرف خود را ثابت کرد. از تاریخ هر طرف را که بخواهی میشه اثبات کرد.
پیغمبر که فوت کرد جنازه پیغمبر روی زمین بود که صحابه جم شدند که حاکم بعدی را انتخاب کنند.
امام که فوت کرد هنوز جنازه امام روی زمین بود که اینها به دنبال انتخاب رهبر بعدی رفتند.
پیغمبر که فوت کرد عمر ابوبکر را به عنوان خلیفه بعدی به مردم قبولاند در حالی که قانونا حکومت به و نمیرسید
امام که فوت کرد آقای هاشمی ا آقای خامنه را به عنوان رهبر بعدی به خبرگان قبولاند در حالی که قانونا هنوز قانون اساسی تغیر نکرده بود که آقای خامنه ای شرایط رهبری را داشته باشد. بعد قانون اساسی جدید تصویب شد و طبقه آن قانون آقای خامنه ای شرایط را بر اساس قانون جدید داشتند،.
پیامبر که فوت کرد بعد از ۵۰ سال نوه اش را سر بردند به قصد غربت
امام که فوت کرد ۲۰ سال بعد به قصد غربت حیدر حیدر کنان جماران را فتح کردند و به نوه امام بی حرمتی کردند.
به Ali
علی جان خب این حرفات چه ربطی به حرف خانم آزادی و جواب من داره؟
خانم آزادی درباره ی باکری و همت گفتند: ” در خصوص تمایلات سیاسیشون، به نظرم خانواده هاشون که عمریه با اونها زندگی کردن ، می تونه قابل استناد باشه! ”
من هم گفتم که این حرفش رو قبول ندارم و خانواده نمی تونه نماینده ی خوبی باشه برای شناخت تفکرات شخصی که در حال حاضر زنده نیست. برای اثبات حرفم هم از امام حسن (ع) و پیامبر گرامی اسلام، مثال آوردم. حالا شما اگه فکر می کنید مثالهای من درست نبودند، می تونیم راجع بهش بحث کنیم. مثالهایی که تو زدی، هیچکدوم به حرف من و آزادی، ربط نداشت.
خانوم یک ایرانی عزیز
دیروز من نخواستم جوابتو بدم… فقط بخاطر اینکه بحث کش پیدا نکنه، اونم بحثی که بی برو برگرد نتیجه ای نداره مثل خیلی از بحثای دیگه. اما حالا که دوباره اشاره کردی به موضوع، راستشو بخوای یه کم قلقلکم اومد و نتونستم ساکت بشینم! آخه دختر خوب، خوبه من تو کامنتم اینقدر تاکید کردم روی واژه های فرض و اگر و حدس!
نگاه کن:
“تازه به فرض اگر هم قرار باشه حدسی ( دقت کن حدس، نه حکم) زده بشه …”
بعد اون وقت تو استناد می کنی به چند نمونه ی تاریخی؟! من که با قطعیت این حرفو نزدم… حکمی هم صادر نکردم. اصلا دلیلی هم نداره در مورد شخصی که در حال حاضر زنده نیست، در مورد جهت گیری سیاسیش حکم کنیم! این فقط یه حدس و گمانه برای دل خودمون! حدس من بر اساس نظر خانواده هاشون اینه! خب… حالا تو یه حدسی بزن در این مورد… تو بر اساس چی و با استناد به چی ، چه حدسی میزنی راجع به جهت گیری های سیاسی احتمالی اون شهدا در شرایط امروز؟
به آزادی
من هیچ حدسی نمی زنم و فقط حرفای خود شهید همت رو اینجا برات می نویسم:
«امام خميني (ره) مظهر صفا، پاكي، خلوص و دريايي از معرفت است؛ فرامين او را مو به مو اجرا كنيد تا خداوند از شما راضي باشد، زيرا او ولي فقيه است و در نزد خدا ارزش والايي دارد؛ من حاضر هستم به خاطر يك پيام امام خميني (ره) جان دهم و از خداوند خواستهام لحظهاي بعد از امام خميني (ره) نفس نكشم».
آزادی جان!
امام خمینی گفت: « جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد ». امام نگفته بود «جمهوری ایرانی».
امام خمینی روز قدس رو پایه گذاری کرد که بگیم «مرگ بر اسراییل». امام نگفته بود که بگیم «نه غزه نه لبنان»
امام خمینی گفت: «غلط می کنی قانون رو قبول نداری، قانون تو رو قبول نداره». امام نگفته بود که 8 ماه آشوب کن تا قانون اونی بشه که تو قبولش داری تازه اونم با یه بهانه ی واهی که تا این لحظه حتی یه دلیل منطقی هم براش نیاورده.
خانوم یک ایرانی!
بسیار خب… ممنون که هیچ حدسی نمی زنی و هیچ حکمی نمیدی.
ولی چون صحبت از خانواده های اونهاست باید بگم:
از کجا می دونی خانواده ی شهید همت گفتن : ” جمهوری ایرانی” ؟
از کجا می دونی خانواده ی شهید همت گفتن : “نه غزه ، نه لبنان” ؟
از کجا می دونی خانواده ی شهید همت گفتن : ” ما قانون رو قبول نداریم”؟
یادت نره لزوما همه ی طرفداران جنبش سبز برانداز نظام نیستن… لزوما همه شون یه جور فکر نمی کنن.
ازادی جون
این حرفی که زدی دقیقا حرف ماست. یعنی تا زمانی که طرف زنده است چیزی نمیگید اما همین که دستش از دنیا کوتاه شد هزارتا دروغ شاخدار بهش میبندید. بارها گفته ام که امامی که امثال موسسه تحریف و محو اثار امام از ان سخن میگوید هنوز متولد نشده است. حرف و مواضع امام کاملا روشن است. اما همین اقایون دروغهایی به ان پیر سفر کرده میبندند که به هیچ وجه قابل پذیرش نیست. چه رسد به احمد اقا. نکته بعدی اینه که منظور شما از هزار شاهد زنده کیست؟ لابد منظورتان همان آدمهای کثیف و دروغگویی است که هر روز دروغ تازه ای بر کارنامه سیاه خود ثبت میکند؟ راستی آزادی جون چه خبر از ارباب جان بولتن و ارباب بوش؟ حالشون خوبه؟
به آزادی :
ببین با این استدلالت همه دین و خدا و پیغمبر زیذر سوال میره پس با این استدلال ما دنبال هیچ دینی نباید بریم واون را با خودمان بسنجیم چون آنها مردن واز خودشون وحرف هاشون ومصداق اصلی حرف هاشون نمی تونن دفاع کنند
به علیرضا!
این مقایسه ی به جا و نتیجه گیری منطقی شما از استدلالِ(!) من دهنمو بست! همین!
به آزادی:
کاملا حرف من معلمه البته نه برای شما که نمی خوای قبول کنی.گفتی<> آهستان داره عین مطلب حاج احمد آقا رو که20 سال پیش می زیسته رو میاره شما میگی داره برچسب می زنه ! یا کلام معصوم بو که دیگه هیچی اون ماله 1400 سال پیشه همش میشه برچسب !!!
آهستان به آزادي: خيلي ببخشيدا، اين انتقاد شما به كساني وارده كه ميان آدمهاي درگذشته رو بر اساس تغييرات شخصي خودشون تفسير مي كنند و نه بر اساس واقعيات سابق. من كه چيز جديدي درباره اونها نگفتم. بهتره شما به آدمهايي گير بدين كه به جاي استناد به وصيت نامه و رنجنامه، به خاطرات موهوم خودشون متوسل مي شن!
آقای حسینی
شما چیز جدیدی از حاج احمد نگفتین… ولی انصافا به طور تلویحی اشاره نداشتین به این موضوع که اگر حاج احمد الان زنده بود در مقابل اصلاح طلبان و سبزها قرار می گرفت؟! اگر منظورتون این نبود که من از برداشت اشتباهم عذرخواهی می کنم.
حالا چه فرقی میکنه حاج احمد به چی فکر میکرد و ایا هوادار منتظری بود یا پدرش.قطعا طرف پدرش بوده هرکس دیگه ایی هم بود اینجوری بود به قول قدیمیا چاقو که دسته خودشو نمیبره که.ولی چیزی که مهمه اینه که سلطان قدر قدرت شماها تو این سالها اونقدر سوتی دادن که بیت اقای خمینی علاقه چندانی به ارتباط با ایشون نداره و اگه در برخی از مراسم هم سید حسن رو کنار مقام عظما میبینیم از باب ناچاریه ضمن اینکه مرگ احمد اقا هم خیلی مشکوک بود و به قتل بیشتر شباهت داشت کما اینکه اقای باقی و نوری زاده هم با جمع اوری مدارک پشت پرده تا حدی براین فرضیه صحه گذاشتن.بهر روی بیت امام به خاطر رابطه قوی که با اصلاح طلبان داره و برادر اقای خاتمی هم داماد دختر اقای خمینیه بنا براین زیاد دل به بیت اقای خمینی نبندین که به اغوش رهبر معظم شما مکتبی ها بپیوندن
آرش خان؛
خوب واسه خودت ميبري و ميدوزي!
ببخشيدا ببخشيدا ولي به درك كه بيت امام علاقه اي به ارتباط با رهبر عزيزمون ندارن،
دوست ندارم به سيد حسن توهين كنم ولي اين آدم مگه كي هست كه نظرش راجع به حضرت آقا برامون مهم باشه!
اين حسن آقاي خميني كه مثلا خيلي هم باسواده چيزي نيست كه بخوايم روش حساب باز كنيم.
تو يكي از سطوح عالي حوزه در محضر آيت الله شبيري حسن خميني با آقا سيد مصطفي خامنه اي هم كلاس بودن،بايد اونجا حضور داشتينو اين دو نفرو با هم مقايسه ميكردين،حسن خميني با ماشين آنچناني و كلي باديگارد ميومد ولي آقا سيد مصفي خامنه اي رو تقريبا كسي نميشناخت،چون خودشو مصطفي حسيني معرفي ميكرد.تفاوت سطح معلوماتشون از زمين تا آسمون بود.
حالا شما هم كاسه داغتر آش نشين،اين بيت امام كه ازش دم ميزنيد سر دسته اش همين حسن خمينيه كه تا وقتي با ولي فقيه مشكل داره برامون هيچ ارزشي نداره.ضمنا اگه تو همون چند تا مراسم هم حضور نداشته باشه اهميتي نداره!
چون از نزديك با سيد حسن آشنام اين حرفو ميزنم و اهل تهمت زدن نيستم،ايشون واقعا بجوري تو دنيا در حال عشق و حال هستن و به فكر روزي كه قراره با امام خميني رو به رو بشن نيستن.
حاج احمد خان اول بگم واقعا خوشحالم که تشریف آورید و به سلامتی بهتر هستید. امیدوارم سال آینده براتون با کام بیشتر و روزهای زیباتر باشه!
اما در مورد صحبتهاتون
عذر می خواهم مگر آقای یادگار امام حاج احمد خمینی کی هستند؟!! که حرفشون معیار باشه یا نباشه!
شما اگر تا وقتی افراد در راستای ولایت فقیه هستند برایتان ارزشمندند مگر بیکارید از آن شهید و این مجروح و این روحانی و آن هنرپیشه و آن زندانی سیاسی بیاورید که ولایت فقیه فصل الخطاب است و ولی فقیه را حمایت کنید؟! اصل برای شما ولی مطلقه فقیه است. برای ما این اصل دلیل خاصی ندارد(به زبون بی زبونی فعلا مجبوریم تحمل کنیم)! تمام شد و رفت! چرا اینقدر موضوع رو می پیچونید؟
حاج احمد گرانسنگ
بیا صورت مسئله رو پاک نکنیم به درک که نشد حرف حساب . به نظر تو چرا بیت امام علاقه ای به ارتباط به رهبر عزیزتون نداره؟!
آهستان به ميلاد: اولا شما طبق چه مدركي چنين ادعايي داريد؟ ثانيا در بيت امام افرادي وجود دارند كه رابطه خوبي با خود امام هم نداشتند!
pendarوآقا ميلاد؛
بنده نگفتم حرفاي احمد آقاي خميني معيار و ملاك است!
برداشت من از اين مطلب آقاي حسيني ظاهرا با شما متفاوته!
بنده فكر نميكنم كه آقاي حسيني اين مطلبو نوشته باشه كه بگه يه نفر ديگه به طرفداراي وليه فقيه اضافه شده،اين مطلب بيشتر براي روشنگريه،براي روشن كردن روش احمد آقاي خميني.
براي اينكه هر كسي تو هر زماني يه تحليل جديد از حاج احمد آقاي خميني ارائه ميكنه آقاي حسيني لازم ديدن كه اين پستو بذارن.
شما چرا اينقدر بيت امام، بيت امام ميكنيد؟
اينها علاقه اي به حضرت آقا ندارن چون فكر ميكنن مملكت مال خودشونه،
حسن خميني با اعتماد به نفس عجيبي كه داره فكر ميكنه بايد تو همه مسائل نظر بده.
البته دالايل زيادي داره اين عدم علاقه.الان مثلا محمدرضا خاتمي هم از بيت امام محسوب ميشه؟
خوب كسي از اين بشر كه روي تمام منافقينو سفيد كرده انتظار نداره كه به حضرت آقا علاقه داشته باشه!
وقتي زن محمدرضا خاتمي ميگه از بچه گي به زور چادر سرم كردن ديگه چه انتظاري از اين آدم داري؟
اين بيت امام چرا روزاي تبليغاتهاي قبل از انتخابات وقتي سبزا تو برج ميلاد جشن داشتن و با پخش تصاوير تشييع جنازه امام همه شون سوت و كف زدن ككشون نگزيد؟
من نميخوام صورت مسئله رو پاك كنم ولي اكثريت خانواده امام از مسير امام منحرف شدن.
پس در نتيجه به درك كه از آقامون خوششون نمياد!:)
حاج احمد
بسیار جامع و مانع بود! من که به دو نکته مهم پی بردم
1-من حیث المجموع هر کی با (به قول محسن نامجو) مقام معظم سرورسی موافق نباشه و در خطش نباشه معلوم که اصلا از بیخ و بن منحرفه حالا هر کی میخواد باشه. نمونش لابد خودم!
2- بیت امام هم منحرفه پس به درک که بیت امام رابطشون با مقام معظم رهبری بده! مگه همین برادر پوتین نگفت که من مسیح زمان رو ملاقات کردم(البته وقتی خبرنگارها بهش گفتند قول بده بازم اینطرفا تشیف بیارین گفت من فقط به مادرم قول میدم. موندم چرا دیگه دلش نخواست بیاد بقول ما داهاتی ها مسیح تمشا!!)
ميلاد جان،
مازندراني هستي رفيق؟
بله هستم
آقا ميلاد،
با عرض پوزش ميتونم بپرسم ساكن كدوم شهري؟
“شما اگر تا وقتی افراد در راستای ولایت فقیه هستند برایتان ارزشمندند مگر بیکارید از آن شهید و این مجروح و این روحانی و آن هنرپیشه و آن زندانی سیاسی بیاورید که ولایت فقیه فصل الخطاب است و ولی فقیه را حمایت کنید؟! اصل برای شما ولی مطلقه فقیه است. برای ما این اصل دلیل خاصی ندارد(به زبون بی زبونی فعلا مجبوریم تحمل کنیم)! تمام شد و رفت! چرا اینقدر موضوع رو می پیچونید؟
”
بيت امام هم كوچكترين اهميتي براي بنده ندارد! امام به رحمت خدا رفتند و خانواده اش از احمد خميني گرفته تا بقيه افرادي كاملا معمولي به شمار مي آيند. همانطور كه فرزندان مقام رهبري اينگونه اند!
اگر قرار باشد فرزند امام با بنده تفاوتي داشته باشد كه همان دوران شاهنشاهي دارد تكرار مي شود.
قائم شهری هستم ولی ساکنش نیستم.شما چطور؟
ميلاد جان؛
ساكن ساري هستم ولي اهل اينجا نيستم.
به کمان گیر:
فرقش اینه که ما می تونیم اون کسانی که تو اوج نفاق ودورویی و… بشناسیم به نظرم نمیاد این چیز کمی باشه! بعد می خواستم بگم این نوری زاده رو می شناسی که اینقدر به مدارکش اعتماد داری !؟ فیلم س ک س ی اون رد دیدی یا حداقل تایید این کارش رو تو شبکه voa دیدی؟!!
من نمیدونم چرا بزی از سبزها در به در میگردن تو تاریخ تا یک نفر را بچسبونند به خودشون، اونهم از داخل حکومت
من این اقای رجایی را نمیشناسم، اما همانطور که شما فرمودید به کاهدان زده است!
مگر میشود پسر شخص مملکت ، طرفدار پدرش نبوده باشد!!!!!
به قول دوستمون چاقو که دسته خودش را نمیبرره که!!!
به دوستان سبزم یک پیشنهاد دارم! برادران بیخیال گشتن تو تاریخ این نظام شوید، تا مگر حامی مردهای پیدا کنید!
این کار کسانی است که منطقی استوار ندارند و دست به دامان نامه یک جوان پاک و معصوم ۱۳ ساله میشوند تا مگر از احساسات پاک او یا شاید در خوش بینانهترین حالت بتوان گفت ایمان معصومانه بتوانند بهانهای برای کارهای خودشون بتراشند! وگرنه اگر منطق بود که نامه پیر زنی ۸۰ ساله از برازجان و نوجوانی ۱۳ ساله که سند القای حکم نمیشد (این حرف من اصلا جسارت به این عزیزان نیست! حتما این عزیزان ، آدمهای شریف و بزرگواری بودند، مخصوصاً مادر شهید! اما دلیل نمیشود برای اثبات یا رد یک نظریه اجتماعی که سرنوشت یک مملکت در گرو آن است به نامه یک فرد ۱۳ صالح استناد کرد!؟ میتوان؟)
در هر صورت من از سبز بودن یاد نبودن کسانی که قصد چسباندن سید احمد به ما را دارند خبر ندارم، اما این را خوب میدانم که خط امام ، به همان نقطهای میرسد که الان هستیم! یعنی ولایت مطلقه فقیه! گمان نکنم اکثریت سبزها هیچ اعتقادی به این اصل داشته باشند!
~پس آقای رجایی، بیخیال خانواده امام شو، چون خط امام مرحوم، آسفالت درست حسابی ندارد
اگر واقعا خط امامی هستی، باید الان خاکسار و تابع ولی فقیه زمان باشی! چون خط امام بودن یعنی فدایی ولایت بودن،
چه در حوزه اندیشه، چه در حوزه عمل~
غیر از این است برادران ولایی؟
“”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”"”
البته این را هم بگویم که خیلی از سبزها هنوز خودشون را خط امامی میدونند! محترم!
حد اقل شعار ما احترام به آزادی اندیشه است! عددی نیستم که بگویم خط امامی در این جنبش نیست! اما چیزی که من فهمیدم این است که خط امامی باید پیرو رهبری و ولی فقیه باشد، حتی اگر ولی فقیه اشتباه کرده باشد! حتی اگر رهبری را قبول نداشته باشد!
بدون سوال و نقد و تحقیق، پیرو رهبر باشید، اگر خط امامی هستید
به نظر بنده این مرام واقعی خط امام است که با اهداف جنبش سبز خیلی فاصله دارد! حد اقل از نظر حقیر این طور مینماید
به کدخدا :
من نفهمیدم این که پسر یه نفر باشی چه ربطی به نظرات پدرش داره؟ ما هنوز یادمون نرفته محمد منتظری شخص پسر شخص دوم مملکت می گفت یه مشت منافق ولیبرال تو بیت پدرم لونه کردن وهمیشه اون رو از خودش نمی دونست ؟ آره عزیزم میشه پسرش باشی ولی قبولش نداشته باشی! بعدم ما تو تاریخ نگشتیم نخست وزیر محبوب شما هی میگه من نخست وزیر محبوب امامم اونه که هی پای تاریخ رو میکشه وسط میگه امام من رو دوست داشت ما که شروع نکردیم!
میشه منبع این سخن شهید محمد منتظری را بگویید؟؟امیدوارم مثل نامه کتبی بلر و عذر خواهیش نباشد!!
به علي رضا
منبع اين سخن «مشت منافق ولیبرال تو بیت پدرم …»رنجنامه سيداحمد خميني/بخش دوم يا سوم
دانلودنسخه جاوا همين كتاب
http://www.4shared.com/file/179003110/56af0c01/_2__Montazeri.html
به عليرضا با لوگوي آبي
اين رنجنامه رو چه انتشاراتي اي منتشر كرده؟
آخه اونموقع كه محمد منتظري كشته شد پدرش هنوز مغضوب نشده بوده و قايم مقام رهبري بوده!
به يلدا
جالب اينجاست كه اقاي منتظري نظرمشابهي رو در مورد پسرشون داشتند كه ايشون نمي فهمه يا فريب خورده و…
به مهدي ه
اي بابا مشكل دوتا شد
من ميگم اونموقعيكه محمد منتظري اين حرفو زده پدرش قائم مقام رهبري بوده حدود 6 سال بعد از قائم مقامي معزول ميشه ؛ چه طور امكان داره به رهبر آينده يك همچين اتهامي زده بشه و آب از آب تكون نخوره؟!
يه جاي كار ايراد داره
به يلدا
به شماپيشنهاد ميكنم براي دريافت جواب خودتون،رنجنامه حاج احمد رو كامل بخونيد.
شهيدمحمدمنتظري علنااعلام نكرد كه «منزل پدر من جايگاه امن منافقين و ليبرالهااست.تا زماني كه من زنده هستم نخواهم گذاشت كه ان خانه را تصاحب كنند.»
اين سخن رو حاج احمدخميني به نقل از محمدمنتظري در رنجنامه خطاب به حسينعلي منتظري نوشته.
مهدي هاشمي در اعترافات خود اورده است كه ما ازابتدازمينه ورود افراد نظير دكترپيمان و ارمي(طلبه تواب عضو منافقين)و اعضاي نهضت ازادي رو به بيت اقاي منتظري رو فراهم كرديم.تعجبي نداره كه محمد از اين رفت وامدها چيزي فهميده باشه.
به مهدي ه
آقاي محترم چرا دقت نميكني محمد منتظري در سال60 كشته شديعني تا 6 سال بعدآقاي منتظري با انگ طرفداري از منافقين قائم مقام رهبري بوده؟! و امام جمعه تهران؟!
اگر تو اين سالها آقاي خميني فوت كرده بود منتظري رهبر ميشده….متوجه هستي كه….چه طور اينها 6 سال به روي خودشون نياوردند تا انتقاد منتظري شروع شد و بعداونو علني كردند؟!
به علی رضا و مهدی
اخه قربون شکل ماهتون من اگه رنجنامه اقای احمد خمینی رو قبول داشتم که دیگه مشکلی نبود!!گفتم حالا ببین چه منبعی میخوان بگن
در ضمن یلدا خانم شما قبلا به من گفتی از دوره دهه 60 مدینه فاضله درست کردم خواستم بگم نه اصلا اینجوری نیست اون کامنتها فقط برای این بود که احساس می کردم در مورد مرحوم اقای خمینی داره بی انصافی میشه و وظیفه خودم دونستم دفاع کنم و این اصلا به معنی تایید همه حرفهای ایشون یا دلیل بر فضای باز و دمکراتیک اون موقع نمیشه!( من اگه لازم بدانم و احساس کنم در مورد احمدی نژادم بی انصافی میشه ازش دفاع میکنم ولی اولا موردش پیش نمیاد ثانیا دوستان هستند و سرسختانه دفاع میکنند)
به علی رضا!
فکر کنم حاج مهدی جواب داد ولی اگر کافی نبود می تونم از پسر آقای مشکینی رئیس مجلس خبرگان و خزعلی به غیر از آقای منتظری برات نمونه بیارم!
به یلدا:
آخه منتظری تو یه شب که با این ضد انقلاب نشد امامم تو حرفاشون می گه من با این مرد (منتظری) کلی مدار ا کردم! اینم مدرکش تو تلویزیون نشون داده شده!
به علیرضا:
خوب من و مهدی چی کار کنیم ما از هر جا برات مدرک بیاریم شما اون رو قبول نمی کنی چون حرفت رو تایید نمی کنه ! من دیگه حداقل با شما دیگه کاری ندارم وقتی مدرک به این متقنی رو قبول نداری ما خدا رو برات بیاریم شما قبول نمی کنی !
ينده ادعا مي كنم اين حرف آقاي احمد خميني كوچكترين سنديت و ارزشي ندارد! ايشان يك فرد عادي بودند و در حكومت اسلامي! فرزند امام بودن هيچ اهميت خاصي را ايجاد نمي كند! ايشان حرفي را بدون سند از محمد منتظري نقل كرده اند! اينكه حرفشان تا چه حد درست باشد را بايد بررسي كرد !
به يلدا
كامنت منودوباره با دقت بخون.نوشتم كه«مهدي هاشمي در اعترافات خود اورده است كه ما ازابتدازمينه ورود افراد نظير دكترپيمان و ارمي(طلبه تواب عضو منافقين)و اعضاي نهضت ازادي رو به بيت اقاي منتظري رو فراهم كرديم.تعجبي نداره كه محمد از اين رفت وامدها چيزي فهميده باشه.»اينا نوشته يا سخن حاج احمدخميني نيست.بخشي از اعترافات مهدي هاشميه.بخش 4همين كتابو بخونيد.مهدي هاشمي طي دونامه به هادي و 1نامه به حسينعلي منتظري به تمام اشتباهات خودش اعتراف كرده.اين جلسات از اول انقلاب در بيت اقاي منتظري ترتيب داده شده.
در جواب به«6 سال به روي خودشون نياوردند »گفتم كه به شما پيشنهاد ميكنم حتما اين كتاب رو بخونيد.همون طور كه مستحضريد حضرت امام از اول با قائم مقامي منتظري مخالف بوده.حتي در وقتي ايشون انتخاب مي كنند امام غير مستقيم به ايشون هشدار ميده كه مواظب رفت وامد هاتون باشيد و اين نطق رو فكركنم اقاي هاشمي در صحن مجلس خبرگان قرائت كردند.حاج احمد بارهاگفته كه امام سعي بر جذب منتظري رو داشته. و حتي بارها افرادمختلفي رو به نزد ايشون فرستاده.
به عليرضا
مشكل شما اينجاست كه هر سندي به ضررتون باشه رو قبول نداريد. اين رنجنامه تحليل ها و تفسير هاي سيداحمد و اعترافات مكتوب مهدي هاشميه.
به پندار
يه نكته ديگه رو هم به كامنت خودم اضافه كنم كه نظر اطرافيان و شخص اقاي منتظري در مورد پسرشون اينه كه محمد منتظري تحت تاثير گفته هاي ديگران قرار گرفته و ايشون رواني هستند!!!!
به مهدي ه و عليرضا
اينو حتمن بخونيد در رابطه با مطالبي كه قصد سوء برداشت داريد
http://prodigy.blogsky.com/?PostID=334
به علیرضا
اخه برادر من سید احمد خمینی خودش یه طرف دعواست تو رفتی از اون سند اوردی و می گی باید من قبول کنم رنجنامه نوشته شده توسط افراد مقابل هم جواب داده شده!حرف تو عین این می مونه که من برم از مرحوم اقای منتظری حرفی بیارم علیه سید احمد و بگم اینو باید قبول کنی!این که درست نیست حال خوبه به خاطرات ری شهری استناد نکرده ای حرف از مشکینی امد نگاه کنید به این دو مورد:
ریاست محترم سازمان امنیت قم:
پس از عرض سلام. این که بر طبق امر حضرت آیت الله العظمی آقای شریعتمداری دام ظله اینجانب علی مشکینی متعهد می شود در حوزه علمیه قم راجع به سیاست روز و مخالف مصالح مملکتی صحبتی نکنم و جز اشتغال به تدریس علوم دینی و دروس مربوطه متصدی کار دیگری نشوم. ششم مهر 47
حال پس از انقلاب :
آیت الله مشکینی: «من بیست سال است که این آدم(آیت الله شریعتمداری) را می شناسم. این آدم تقوی نداشت از روز اول. این آدم عدالت نداشت. این آقا آنقدر حب ریاست داشت که اگر در راه حب ریاستش هزارها تومان، میلیون ها تومان، سهم امام مصرف می شد، تلف می شد، این آقا حاضر بود تلف بشود، نامش را به خوبی ببرند. چندین انسان تلف بشوند، خونها ریخته شود ولی این آقا به یک مقام بالاتر برسد… به خدا از روز اول، وجود این مرد، چوب لای چرخ این انقلاب بود»
من دلم راضی نمی شود حرف چنین ادمی را سند بدانم بگذریم
در مورد اعترافات مهدی هاشمی هم همان دفاع اقای خامنه ای که پایین تر نوشته ام فکر می کنم کافی باشد!!
به علي رضا
با شناختي كه من از آقاي مشكيني دارم بعيد ميدونم با اين لحن در مورد شريعتمداري چيزي گفته باشه.اگه ميشه نام منبع معتبر رو ذكر كنيد ممنون ميشم.(منبع حرف شريعتمداري وهم حرف مشكيني)
به عليرضا با لوگوي ابي(اگه ميشه يكيتون يه پسوندي به اسمش اضافه كنه)
داداش من تو نامه كروبي،نظر صانعي،هاشمي و…در مورد منتظري رو ول كردي واسه اينا از مشكيني و خزعلي دم ميزني؟؟؟
به مهدی
اولا هر دو حرف مال اقای مشکینی است و هیچکدام حرف مرحوم اقای شریعتمداری نیست
ثانیا اولیش که اقای شریعتمداری با خطاب حضرت آیت الله العظمی آقای شریعتمداری دام ظله نام برده میشود مربوط است به مقاله ای از رسول جعفریان با عنوان تازه ها در پرونده ساواک مرحوم حضرت آيت الله مشکيني که در ان این ماجرا را به صفحه 119 ارجاع میدهد ظاهرا عنوان مقاله اسم کتابی باشد و این مقاله در سایت کتابخانه تخصصی اسلام و ایران میباشد(ان شااله که این کتابخانه معتبر است)
و اما دومی که مرحوم اقای شریعتمداری از ان پیشوند و پسوند گنده تبدیل می شود به این ادم مقاله ای است نوشته محسن ردادی که این سخن را به کتاب افشای چهره ی دوم شریعتمداری، سازمان تبلیغات اسلامی، 1361 صفحه 10 ارجاع میدهد این مقاله هم در سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است(باز هم امیدوارم معتبر باشد)
شاید لازم است نسبت به شناختتان تغییری بدهید اصلا به من چه؟صلاح مملکت خویش خسروان دانند
اما در مورد توصیه به ان یکی علیرضا باید بگویم من کروبی ان روزها را یکی همتراز دیگر نویسنده ان نامه یعنی سید حمید زیارتی میدانم و حرفش برایم هیچ سندیتی ندارد
به یلدا
طرح انتخاب آقای منتظری به عنوان قائم مقام در26 تیرماه 64 به مجلس خبرگان داده شد و در 19 آبان 64 به تصویب رسید
آدرسشم خاطرات رفسنجانی
پس آقای منتظری در سال 60 قائم مقام نبوده
در مورد محمد منتظری هم این بسیار مشهور بوده اون موقع که محمد می خواست بره لیبی در زمان مهندس بازرگان و نذاشتن و فرودگاهو اشغال کرد آقای منتظری اعلامیه داد و گفت محمد زجر زیاد کشیده و مشکل روانی داره
بعد از اون محمد هم اعلامیه داد و جابجا باباشو به همین مطلب متهم کرد
آدمای اونموقع می گن شوخی مشهور این بود که هردوشون راس می گن
در تند روی محمد همین بس که ایشون شهیدچمران و امام موسی صدر و آقا احمد و بهشتی رو عامل سیا می دونست
به يلدا
مطلب رو خوندم؛جالب اينجاست كه نويسنده سعي كرده محمد منتظري رو كه سيد احمد تو همين كتاب رنجنامه ازايشون به عنوان شهيدقهرمان عنوان كرده روبه روي هم قراربده و يا مهدي هاشمي رو به محمد بچسبونه
معلوم هم نيست نويسنده منبع موثق كجاست؟؟؟ضمنا خودنويسنده هم نوشته«با مقداری اسناد و مدارک – که هنوز درباره کم و کیف آن ابهام هائی وجود دارد –»
به مهدی ه
عزیز شهادت محمد منتظری و قهرمان بودن ایشون ربطی به مواضع تند ایشون نداره
اگرچه محمد با مهدی هاشمی نهضت های آزادیبخش رو شروع کرد ولی مهدی هاشمی این نهضت ها رو به انحراف کشوند
این خبر صحت دارد که آقای حسین شریعتمداری/مدیر مسئول روزنامه کیهان/ یه سرطان مری مبتلا گشته است!؟
به NRGS
http://alef.ir/1388/content/view/66236/
nrgsانم /آقا در خواب بیند پنبه دانه!!
NRGS,
هر چه سایت های سبز ها گفته اند با ذکر این دو منبع بوده که یکیشون از طرفدارهای دولت و مشایی (حقیقت نیوز) و اونیکی هم تابناکه.
http://www.haghighatnews.com/newsF-1902.html
http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=89203
به اتشون
لينك تابناك به نقل از همون حقيقت نيوزه!حالاشريعتمداري چه ربطي به مشايي داره
چون سايت حامي مشايي اينو گفته؛اين خبرحقيقت داره.همه ميدونن مشايي با شريعتمداري اختلاف شديدي دارند.حتي مشايي گفته بود اگه كيهان رو محكوم نكنم مسلمان نيستم.
مهدي.ه
من که نگفتم این حقیقت داره، گفتم اگه دروغی گفته شده حقیقت نیوز گفته.
مثلا حاج احمد آقا چه مشخصه بارزی جز فرزند امام بودن دارد که اصلا حرف او معیار باشد یا نباشد؟ این یک گاف از هر دو طرف اصلاح طلب و اصولگراست! وگرنه مگر نوه امام که نه تنها گاهی اوقات حرفش ارزشی برای برخی ندارد که مورد توهین دار و دسته حسین بازجو قرار می گیرد!
32 سال است که مرتب دلیل از شهدا و… حاج احمد آقا می آورند که مراقب ولایت فقیه باشید و حافظ این اصل باشید! یک بار هم بگویند مثلا ولایت فقیه چرا باید مورد مراقبت قرار بگیرد! مالزی که این ولایت را ندارد الان در فساد غوطه ور است یا ایران؟( سوال پیش آمده و جواب می خواهد!) مالزی فساد مالی دارد یا ایران؟ مالزی آرامش ندارد یا ایران؟ مالزی زنان محجبه اش به حجاب بیشتر احترام می گذارند و یا ایران با حجابی که داشتنش از بی حجابی بسیار بدتر است!
این ولایت، صداو سیما را در اختیار دارد! سیاستهای کلی نظام را در اختیار دارد! می تواند قوانین را وتو کند! مجلس را بر سر جایش بنشاند ! این ولایت با این همه اختیارات نباید یک بار به مردم در برابر این همه اختیارات پاسخگو باشد؟ مگر می شود به کسی این همه اختیار داد و بعد او یک بار حتی یک بار به مردم ( نه سیاستمداران و…) در رابطه با شرایط کلی گذران بر اقتصاد کشور خودش پاسخگو باشد و به گردن این و آن نیندازد! مگر علی (ع) در برابر ظلمی که کسی در حکومتش بر کسی روا می داشت پوزش نمی خواست؟ما نمی گوییم حاکم ظالم است! مگر علی ظالم بود که پوزش می خواست؟ چرا ولی فقیه فقط نقش دستوری دارد؟ چرا مهم است “کسانی دل ولی فقیه را خون کنند” ولی مهم نیست ” صدها نفر بی دلیل در زندان اسیر شوند و ماهها دادگاهشان برگزار نشود”؟ ولی فقیه به خانواده اینها نباید پاسخگو باشد؟
کلا یک جوری این کشور شبیه مدرسه ایه که استخدام معلم و پذیرش دانش آموز و نوع کلاسها و… جز اختیارات مدیره! ولی ناظم باید در مورد مشکلات مدرسه جواب پس بده!
بله فرف مالزی با ایران اینست که در مقابل این همه زورگویی صهیونیستها و … سکوت کرده ومدت هاست که مرده ولی فرق اون اینه که اون نخست وزیرش که باعث تغییر وضعتشون شد در همین رساه خودمون مصاحبه کرد واز رهبری تقدیر کرد البته الان هر چی فکر می کنم اسمش یادم نمیاد ! اسن شرقیه دیگه؟ بعد ببخشید اگر شما کمی صبر کنید و این اصلاحاتی کمی از سنگ اندازی صرف نظر کنند خواهی دید ایران مالزی را هم پشت سر می گذارد ؟> این از تقلاهای آمریکا برای تحریم ایران وکمک به جنبش سبز کلملا معلوم است!! بعد هم شما اگر کلام رهبری را یکبار فقط یک بار گوش کنید می بینید که ایشان هم عذر خواهی کرده نزدیکترینش همین قضیه کهریزک!!
يه سووال اى كه اين وسط مطرحه اينه كه چه جورى قراره مالزى رو پشت سر بگذاريم اون وقت؟ با زندان هاى انبوه؟ با مهاجرت نخبه ها؟ با تصرف كشور توسط يك گنگ؟ حرفا مى زنيدا! بابا شما خيلى اميدواريد! مملكت در حال احتضاره! من كه رو به قبله خوابيدم! به جان عزيزت از وقتى خانواده ى ما رو (كه از وسط ماه مى افتيم به چه كنم تا خودمون رو به اخر برج برسونيم و اون اخرا ديگه با درازكش خودمون رو به اخر خط مى رسونيم) گذاشتند توى خوشه ى سه! من تازه فهميدم وضع مملكت چه قدر خرابه و اين همه اقتصاددان ها كه از فقر رو به رشد مردم مى ناليدند يعنى چه؟! تازه ،در دوران خوش خوشه بندى ! كه من تو سر زنان هر روز به سايت مركز امار سر مى زدم تا شايد فرجى بشه و ما رو از خوشه ى سه نمى گم توى خوشه ى يک ،لااقل بگذارند توى خوشه ى دو… يه جايى خوندم ميزان كالرى اى كه بايد به بدن انسان برسه روزانه فلان قدره! و با كمال مظلوميت به اين حقيقت تلخ پى بردم كه من و خانواده ام داراى سو تغذيه بوده ايم و خبر نداشتيم! اون وقت ما رو انداختند توى خوشه ى سه.فكر كن؟!
قصد ندارم مظلوم نمايى كنم اما براى بعد از عيد كه قراره يارانه ها هدفمند بشه(و هدف همانا هدف خدا پسند و خيرخواهانه ى فرستادن خانواده ى محترم من و دوستان به زير خط فقر است!تا عدالت در تمام جنبه ها رعايت شده باشه) داريم درون خانواده تقسيم كار مى كنيم.مثلن من قراره كوزت بشم برم از چشمه اب بيارم!(چون احتمالن وسع مون نرسه قبض اب رو پرداخت كنيم!) برادرم قراره مشعل درست كنه براى روشنايى(واقعن اين پول برق بيست و يك برابر بشه شما مي تونيد پرداخت كنيد؟)خواهرم هم قراره بره هيزم جمع كنه براى پخت و پز و گرمايش.واقعن كه شماها جز مرفهان بى درديد كه از صبح تا شب نشستيد تو اين وبلاگ تو سر و كله ى هم مى زنيد!
بعضى از رتبه هاى ايران صرفن براى خنديدن:
رتبه های بالای جدول:
رتبه ی سوم خطرناک ترین کشور برای وبلاگ نویسان
خودکشی زنان : رتبه سوم جهان
رتبهٔ دوم در زمينه اعدام
رتبه اول در آمار مهاجرت نخبگان، ميان 91 كشور
رتبه های ته جدول:
آزادي مطبوعات : ايران رتبه ۱۷۲ از ۱۷۵كشور
زندانی کردن روزنامه نگاران :بافاصله بعید اول در جهان
رتبه ۱۶۸ در زمینه فساد دولتی
رتبه 88 از نظر شاخص توسعه انساني
گذرنامه جمهوری اسلامی در آخر جدول جهانی اعتبار
رتبه ۱۲۳ جهان در تامین سلامت مردم
از نظر نرخ تورم در میان 225 کشور، 219 بوده است.
بالاتر از آنگولا در «انتهای جدول» جاذبه های تجاری
سهم زنان در مدیریت: رتبه جهانی 101 میان 120 کشور
رتبه 144 فضای کسب و کار جهان
رتبه جهانی در سرعت اینترنت: 186
رتبه 172 از میان 176كشور را براي آزادى رسانه
حالا چه طورى قراره از مالزى بهتر بشيم؟يعنى قراره دولت مهرورز(من ديگه به محمود توهين نمى كنم. پست قبل يه اقاى سيبيل كلفت اى تهديد كرد من حساب كار دستم اومد!)يه بشكن بزنه همه چى راست و ريس بشه؟ يا شايد محمود يه عصاى جادويى داره؟! شايد هم با فشار دادن يه دكمه وضع مون از اين رو به اون رو ميشه؟
يادش به خير يه زمانى مى خواستيم ژاپن اسلامى بشيم اما گويا تازگى ها مسوولان واقع بين شده اند و براى خواب و خيال ديدن به مالزى بسنده كرده اند.به هر حال در خواب و خيال هم بايد اندازه رو رعايت كرد وگرنه توى خوب از شدت هيجان و تقلا از تخت مي افتيم پايين… خلاصه كه كارم از گريه گذشته است نشستم هر هر به ان مى خندم!
من برم زودتر تا اين اقاى سيبيلو نيومده و به جرم تشويش اذهان عمومى و سياه نمايى جلب ام نكرده!
البته توى رتبه هاى مام ميهن كه اين بالا نوشتم دقت كردم ديدم نصف شان در زمينه ى مقولات سوسولى و قرتى بازى و مرفه بى درديه.بنابراين اين نصف رو در نظر نمى گيريم.به هر حال وقتى توى نون شب مون مونديم ديگر اين غلط هاى اضافه ى اينترنت و روزنامه و” لطفن اعدام نكنيد گناه داره!” چه معنى داره؟ ما همين كه از گرسنگى نميريم شكرگذار “محمود و شركا” هستيم!
با احترام خيلى زياد خدمت اقاى “داو” !
ملوان جان
توی سیاه نمایی دست موسوی متوهم رو از پشت بستی، همینطور دست صدای آمریکا رو.
شوهر خاله ی من تعریف می کرد که یه شب توی کشور چین از یه آقای ایرانی می خواد که خبرای جدید ایران رو از اینترنت براش بخونه. ایشون می گفتن اون آقا چنان از ایران سیاه نمایی کرد که من از ترس و نگرانی برای خانواده ام گریه کردم. می گفت فکر کردم تا چند روز دیگه، حکومت ساقط میشه و مردم توی خیابونا کشته میشن.
در ضمن در مورد آقای ” داو ” حرف نزن. ایشون تمام کامنتا رو زیر نظر دارن و فقط وقتی کامنت میذارن که کسی فحاشی کنه و یا مثل تو عزیز، به منتخب اکثریت توهین کنه. در ضمن حواس ایشون اونقدر جمعه که می تونن الآن برات بگن که چه کسی با چه اسامی در این وبلاگ کامنت گذاشته حتی اگه لوگوی جلوی اسمشون متفاوت باشه.
پس حواست رو جمع کن ملوان!
بنظرم بهتره بجای سیاه نمایی، بری عرشه ی کشتی رو تمیز کنی که ناخدا مواخذه ات نکنه.
يك ايراني جان
ايشون (داو)چه طوري ميتونن چنين شعبده اي رو انجام بدن؟ البته من شنيدم اگه موس رو رواسم فرد بگيري آي پيش مشخص ميشه اما خود من كه تاحالا نتونستم به نتيجه اي برسم در ضمن شما با ايشون آشنايي؟ ميشه بپرسي چه طوري متوجه ميشن؟ آخه امكان نداره به جز صاحب وبلاگ فرد ديگه اي متوجه اين مسايل بشه….دامين هم نميتونه باشه چون اينجا چت روم نيست كه! مگر……….!!!!
یک ایرانی
دلیلت واسه این شبهه افکنی چی بود؟ ( درباره ی داو!)
اگر هم شوخی بود، باید بگم خیلی شوخی بی مزه ای بود!
به یلدا و آزادی عزیز
آخه من توی پستهای قبلی این مطلب رو دیدم که ایشون کامنت گذاشتن و یهو به طرف گفتن تو همون فلانی هستی با فلان اسم که حالا اسمت رو عوض کردی؟
راستش چون چهار شاخ مونده بودم که چطوری می فهمه، توی ذهنم مونده. چند بار این کار رو انجام دادن تا حالا.
آهای ملوان زبل منافق!
دوباره اومدی تشویش اذهان عمومی کنی!
مملکت نایب امام زمان و مشکل!؟!؟!؟ اصلا امکان ندارد! چرا آخه سیاه نمایی میکنی؟ ها؟ چرا خاطر شوهر خاله مردم را آزرده میکنی؟
اصلا ایران اعدام داره، زندانی سیاسی داره؟ روزنامه توقیفی داره؟ وبلاگ فیلتر داره؟ مشکل کار داره؟ تضاد بین زن و مرد میبینی تو ایران! منافق!؟
پاسپورت ایرانی اعتبار نداره!؟! من خودم سه بار باهاش رفتم انگولا!
چرا اینهمه دروغ میگی؟!!؟ متوهم! منافق! محارب !
دروغ نگو!
کد خدا
تو چرا انقدر علاقه داری که منافق و محارب باشی؟
انتقاد کردن با سیاه نمایی از زمین تا آسمون فرق داره.
بهتره بری مردم ده رو خبر کنی که یه گوسفندی چیزی قربونی کنن چون الآن کشتی ملوان زبل از راه می رسه و ملوان هم خسته از تمیز کردن عرشه ی کشتی، نیاز به یه غذای گرم داره.
خانم یک ایرانی، سیاه نمایی یعنی چی؟ ایشون اینهمه آمار داد. یعنی شما همه اینها رو انکار میکنید یا مقصر رو اسرائیل میدونید؟
آره، سیاه بازیه! همه اینها برای تخریب احمدینژاده. به استناد نظر کارشناسی بسیجی های ۱۳ ساله و ننه بقتیس های ۸۳ ساله!
نمردیم معنی احتضارم فهمیدیم ! احتضار یعنی انرزی هسته ای؟ یعنی جماران ؟ یعنی رویانا؟ یعنی مصباح؟ یعنی جماران ؟…بقیه حرفات مغلطه بود که فقط این رو باید بگم تا الان اگه امثال شما کاری کردن از خوردن نا به حق یارانه افراد بدبختی بود که به دلیل ای توزیع غلط یارانه ها نمی تونسن حقشون رو بگیرن ! اگه قراره عدالت اون چیزی که شما می گی باشه یعنی شما با یارانه دیگرتن وضعت خوب باشه وقبض آب خونتون رو بدی همون بهتر که بری از سر چاه آب برداری!
به ملوان زبل:
محض اطلاع بگم آمارات غلط داره نافرم! یکیش این خودکشییس که گفتی سوم تو جهان حداقل یه ذره سرچ کنی می بینی منابع جهانی ایران رو در خود کشی جزو کشور های آخر میدونه حداقل یه مدرک یه منبع بگو ما بدونیم از کجا اینها رو می گی؟
اگه خواستی این آمارم بزن
1-اقتصاد 22 جهان با 4 پله صعود اون هم با این همه تحریم سنگین!!!!!!
2 – گفتی:در فساد 168 هستیم که این هم احمدی نزاد همون موقع جواب داد گفت این اسراییلی ها از خودشون در اوردن ! تو این جدول ایتالیا با اون مافیا جزو کشور های پاک حساب میشه!!!!!!!!!!!!!
3-گفتی سومین کشور خطر ناک برای وبلگ نویسان ! من نفهمیدم خارجیها از کجا پی بردن ما چند تا از وبلاگ نویس ها رو گرفتیم نظام که چیزی نگفته اینا از کجا فهمیدن ! جلل الخالق!!!
در آخر برات بگم این 3 تا که من می دونستم خیلی از واقعیت پرت بود من که به بقیه هم امید چندانی ندارم!
خانم يك ايراني سياه نمايي يعني چي دقيقا!!
براي من توضيح بدهيد ما مرجع صحبتهايمان چه چيز باشد درست است! اگر بگوييم خودمان احساس مي كنيم گراني بيداد مي كند و بيكاري زياد است و… كه صحبت از اين مي شود كه بياييد از سوپري محله ما بگيريد كه همه چيز ارزان است! اگر آمار جهاني بياريم صحبت از اين مي كنيد كه اين آمار غلط است! خوب خواهر عزيز من شما بگو كلا جز دولت مهرورزت و اقوامتون چه چيزهاي ديگري رو قبول داريد كه از اونها مرجع بياريم! مردم ايران توسري خور بار اومدند!وقتي دوران قاجار رو تونستند تحمل كنند اين دوران رو هم تحمل مي كنند. اين كه حكومت ساقط نشده نشان از خوبي حكومت نداره! سخنان آغا محمدخان يادتون نره!
عجيبه به خدا. مملكت در همه چيز به قهقرا مي ره بازم انكار! مي گيم نخبه هاي كشور دارند از اين كشور فرار مي كنند! جواب يا اينه كه “به درك! خودفروخته هستند!” يا اين كه” آمريكا اونها رو فريب مي ده” مي گيم دونه دونه كارخانه ها دارند ورشكست مي شن” از بحران اقتصادي آمريكا ” كه تموم شد و رفت صحبت مي كنند! سرعت اينترنت درب و داغونه ! سفارش يك وسيله براي تحقيقات 9 ماه طول مي كشه هر چيزي رو بايد دو برابر قيمت بخريم …. مي گن تحريميم! شما كه مي گيد تحريم روي كشور ما اثر گذار نيست! به كدوم حرفتون رجوع كنيم! جز 6 كشور متورم جهان هستيم! بسته شدن روزنامه هايي كه منتقد دولت هستند ! فيلتر شدن سايت فراكسيون اقليت مجلس ! مشخصه كه بايد از روستايي مرجع بياريد و بعد بگيد اون بيشتر از شما مي فهمه! اون بنده خدا كه جز صدا و سيماي ميلي مرجعي نداره! سراب رفته بودم براي يك كار تحقيقاتي! يك راننده تاكسي گفت كه ” موسوي اگر مي اومد فاحشه خونه راه مي انداخت!” بنده خدا رو چه جوري مخشو شست و شو دادند خدا مي دونه!
ببخشيد من ديروز اين كامنت ها رو تند تند گذاشتم و در رفتم تا نظر اين اقاى داو رو به خودم جلب نكنم! تا همين الان هم مقاومت كردم كه به اهستان نيام. چون امدن همان و كامنت پروندن همان! الان هم داشتم در محل كارم مگس مى پراندم و وسوسه ى امدن به اهستان بر من غلبه كرد!
يلدا جان! در مورد شناسايي شدن من هم چندان اطلاعات ام از تو بيشتر نيست. فقط اين را مى دانم بهتر است از ابتدا با فيلتر شكن بياييم و كامنت بگذاريم يا حتا در كافى نت به اين عمل ننگين مبادرت ورزيم كه اين طور برادرها رو بفرستيم سر كار! البته گويا با فيلتر شكن هم ممكنه شناسايى بكنند اما به هر حال كار رو سخت تر مى كنه براشون و ممكنه بى خيال بشوند كلن!
خلاصه كه اقاى حسينى! يا به اين داو بگو سيبيل هاش رو از وبلاگ اهستان ببره بيرون يا من ديگه مثل سابق در طول روز دايما به اهستان سر نمى زنم! اين از من!
يک ايرانى جان در مورد اين هايى كه گفتى حرف دارم برات فقط الان چون كشتى ام به بندر نرسيده تا لنگر بياندازم!و همين طور اقاى داو داره بر و بر منو نگاه مى كنه! فقط در مورد اون قسمت زن بودن ام بگم كه بابا به چى قسم بخورم من زن ام؟! يعنى الان برام عجيبه دارم به در و ديوار مى زنم كه ثابت كنم زن ام ها! قبلن با همچين اسم اى اومدم كه همه فكر كنند من مردم! چون از كامنت گذاشتن با اسم زنانه در همان زمان ها خاطره ى خوشى نداشتم! ولى توى پست قبل كه همه به تكاپو افتادند كه به نتيجه برسند من مردم ، واقعن دپرس و دچار بحران هويت شدم كه يعنى من كى ام ؟!!!! دل ام براى زن بودن خودم تنگ شد و خيلى بهم برخورد كه مى گفتند من مرد ام!!
در مورد اون اصطلاحات هم فكر نكنم اون ها مردونه باشه ها.اون ها اصطلاحات نسل سومه! كه من سابقن كه جوون تر بودم و در دوران خوش دانشجويى با هم خونه اى هام زياد از اين زبون نسل سومى استفاده مى كرديم طورى كه اگه يكى از بزرگترها وارد مى شد زبون ما را متوجه نمى شد! الان يه مقدار از اون زبون هنوز توى من رسوب كرده و مونده و مثلن وقتى مى خوام از يه كلمه اى استفاده كنم كه معناى خاص يا عجيب بده اولين كلمه اى كه به ذهن ام مى رسه خفنه!بعد هم چون فكر مى كنم اكثر كسانى كه اين جا كامنت مى گذارند زيربيست و پنج سال اند و من با بيست و هفت سال و چند ماه! خودم رو ننه بزرگ حس مى كردم براى مخاطب قرار دادن يكى مى گفتم پسرم يا دخترم! اره مادر جان!
همين طور من معتقدم از هر دست كه بدهى از همون دست مى گيرى ! يعنى چون من توى كامنت هام گاهى توهين مى كنم يا تمسخر مى كنم خب اين حق رو به طرف مقابل هم مى دهم كه حتمن بهش بر مى خوره و واكنش نشون مى ده.اين يه چيز طبيعيه.من بهتره تمرين كنم كه موقع عصبانيت نظرم رو بدون توهين و پرخاش و تمسخر بدهم كه سخته! اما ممكنه! فعلن تا اون وقت از توهين و تمسخر مخالفان ناراحت نمى شوم!
اقاى حسينى به اين داو بگو سيبيل هاشو از اين وبلاگ بگذاره بيرون اين دو بار!
منطق جديد علي رضا خان رو حال كنيد! ايشون مي فرمايند اگر آمار به نفع دولت ايران بود قابل قبول است و اگر به ضرر دولت ايران بود ساخته صهيونيست ها!
بانكهاي ربا خور وامهاي چند صد ميلياردي براي افراد معدود< شيوه عجيب استخدام< تقلب در تمامي آزمونها< عدم رعايت كپي رايت و….. براي فساد ديگر چه چيز را مي خواهيد؟
اقاى عليرضا يه دفعه اعلام كن من غير از امارهاى دولتى چيزى رو قبول ندارم ديگه!
)) كه گنده هم باشه تا به چشم بياد يک كشور توسعه يافته نمى شه فرزند!
به عنوان نمونه ، در مورد امار خودكشى زنان كه تشكيک كرده بودى ، يه سر برو استان هاى غرب كشور تا وخامت اوضاع دست ات بياد.حتا بهزيستى ايران هم در مورد امار بالاى خودسوزى زنان در استان هاى غربى هشدار داده.البته اين امار تنها شامل زنان غرب كشور نيست و كل ايران را شامل مى شود.واقعيت اينه كه در برنامه هاى حكومت براى رشد و توسعه، حق زنان هميشه خورده مى شه و نصف جمعيت كشور و معضلات و مشكلات اى كه با ان دست به گريبان اند اصلن در نظر گرفته نمى شه يا ناچيز شمرده مى شه. و حرف من هم همينه كه كشورى از همه نظر توسعه يافته و پيشرفته محسوب مى شود كه در ان حق زنان،اقليت هاى قومى و عقيدتى،فرهنگيان و هنرمندان ،روزنامه نگاران ،دانشجويان و خلاصه همه ى اقشار اون كشور محترم شمرده بشه و در برنامه ريزى ها به حساب بيايند.وگرنه با ساختن چيزهاى”خفن”
آهستان به ملوان زبل: آمار خودكشي زنان و دختران در غرب كشور رو قبول دارم. ولي چه نتيجه اي از اين مي خواي بگيري؟ من چند سال (شايد نزديك ده سال // زمان جنگ و بعد از جنگ) ايلام زندگي كردم به دليل شغل پدرم. از نزديك با اين مساله برخورد كردم و اين را قبول دارم. ولي اين خودكشيها تا حدود زيادي بر مي گرده به مسائل اعتقادي، فرهنگي و سنتي مردم اون منطقه. قصد توهين به اونها رو ندارم ولي بخش زيادي مربوط بود به سوءتفاهمات و مسائل ناموسي و تعصبات بيش از اندازه مردم. يعني خيلي كم پيش مياد اين قبيل خودكشي ها به خاطر مثلا فقر و مسائل مالي و كاري بوده باشه. تمام اين مسائل محصول سالها بي توجهي حكومتهاي قبلي است بر اين مناطق. زنان و دختران رو از هرگونه امكانات رفاهي و بهداشتي و تحصيلي و … محروم نگه مي داشتند. نه تحصيلي نه مدرسه اي، نه دانشگاهي نه توجهي. الان كه اصلا قابل قياس با اون سالها نيست مگه اين مسائل در ظرف ده سال و بيست سال از بين ميره؟ يك فرهنگ رو بايد سالهاي سال صبر كني تا متحول بشه. // حالا چرا شما مي خواي از اين مساله، نتايج ديگه اي بگيري؟ انصاف هم خوب چيزيه.
در رابطه با 30 سال قبل مالزی، آمریکا، اتریش و آلمان و نیجریه و مصر کره جنوبی ژاپن و … هم تحقیق کنید ببینید جهان چه تغییری کرده است کلا!! و رشد صنعت و خانه سازی و… چقدر در کل جهان تغییر کرده است تا مقداری از این احساس افتخار واقعی شود!
آقاى حسينى! گويا تهديدات برادران موثر واقع شده و در كامنتينگ حضور فعال ترى داريد!!
عليرضا آمار خودكشى رو زير سووال برد و من هم خواستم مثال بياورم و اولين چيزى كه به ذهن ام آمد خودسوزى زنان غرب كشور بود.و البته حكومت بايد براى اين وضعيت كه سال به سال بدتر هم مى شود چاره اى بيانديشد نه اين كه تقصیر را بیاندازد به گردن فرهنگ بومی ان مناطق و منفعل بماند.حكومت براى رشد فرهنگى اين مردم چه كار كرده اقاى حسينى؟
كلن منظورم اين بود كه در توسعه ى كشور تمام حوزه ها بايد در نظر گرفته شود.و مسایل مبتلا به جامعه ی زنان هم یکی از آن ها.
به پندار :
چرا مغلطه میکنی! من کی این حرف رو زدم که شما این رو می گی ! اقای احمدی نزاد این حرف رو زد که همون آقای موسوی هیچ جوابی نداشت البته از ایشون از این هم بیشتر انتظار نمیره کسی که فرق تورم نقطهای و سالانه رو ندونه این رو می خواد بدونه! فی الحال این قضیه که وام میلیاردی اینجور حرفها تو دولت خاتمی به کرات بود ! بعد هم این قضیه مفصد اقتصادی همین آقایون اصلاح طلبند با اون شهرام جزایری که همه شان را نمک گیر کرد کروبی مدیر مسئول اعتماد … پس بهتره حداقل اصلاح طلبها چیزی نگن ! گفتی شیوه استخدام داغ دلم تازه شد هنوز اون شیوه استخدامو اون سوالات دوره آقای هاشمی یادم نرفته ! گفتی تقلب تو آزمون منم می گم باز به اینا جلو تقلب رو گرفتن شما هنوز یادتون نرفته در زمان آقای خاتمی چقدر تظاهرات برای تقلب که این دانشجویان بدبخت صداشون به جایی نرسید .کسایی که اون موقع در دولت شما باب تقلب رو گشودند الان در این دولت دستگیر شدن!! جالبه نه!!!
به ملوان واقعا زبل!
ببین برادر این آمار اینها رو که من گفتم واقعا تو فکر کردی این رو از آمار دولت گرفتم بابا می گی ملوان زبل ولی بعید می دونم اونقدر هام زبل باشی ! این رو همون سازمانهایی که می گن تو ایران آزادی نیس اعلام کردند نه دولت ! بعد میشه با عرض معذرت این رو کجا خوندی که سازمان بهزیستی این رو گفته ! من که هر روز مطبوعات رو می خونم ندیدم ! بعد میشه یکی از حق هایی که این نظام از زنها خورده وبه خاطر اون میرن خود کشی می کنن بگی ؟ اینم که گفتی ایران پیشرفته نیست فقط ارجاعت میدم به کنگره آمریکا که به این نتیجه رسیدن با تحریم و اینجور حرفها جلو ایران رو نمی تونن بگیرن و اون به سرعت در حال پیشرفته تنها را اینه که از دست پرورده هامون تو ایران بیشتر حمایت کنیم که دارن این کار رو میکنن!!
به ملوان زبل :
منظورم از برادر که در کامنت قبلی گفتم خواهر بود SRY
عليرضا مى بينم كه پاى ات را در يک كفش كرده اى.ببين سازمان هاى جهانى بر اساس آمار ارايه شده از طرف دولت ايران اين گزارش ها را مى نويسند.خوب؟ مثلن گزارش صندوق بين المللى پول بود(اگر اشتباه نكنم) كه چند وقت پيش رسانه هاى طرف دار دولت هم روى آن خيلى مانور دادند.تا ان جايى كه من متوجه شدم اين گزارش بر اساس امارهاى ارايه شده از طرف دولت ايران نوشته شده.و خب در امارهاى ارايه شده از طرف دولت ايران همان طور كه اطلاع داريد شک و ترديد فراوان وجود دارد!تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.
در رابطه با خودكشى زنان من هم مى دانم كه دليل اش حكومت نيست اما وقتى حكومت هيچ اقدام موثرى براى مقابله با چنين وضعيت اى نمى كند به طور غير مستقيم در اين وضعيت اسف بار شريک است.به هر حال ان جى او ها كه با سنگ اندازى مدام حكومت روبرو هستند خود حكومت هم كه به وضعيت وخيم زنان به خصوص در شهرهاى سنتى اهميت اى نمى دهد.پس چه بايد كرد؟ مگر نمى خواهيم توسعه يافته بشويم؟ پيشرفت با خودسوزى زنان با هم يک جا جمع مى شوند؟!!!!!
حكومت در ايجاد مشكل براى زنان به صورت مستقيم هم كم تقصير نيست.نمونه:من فوق ليسانس دارم و هر جا كه براى كار مراجعه كردم به در بسته خوردم. الان دارم در يک جاى بى ربط با حقوق پايين در واقع جان مى كنم.اما در دوستان ما پسرى هست كه در همان رشته من ليسانس دارد و خب الان هم سر كارى دولتی مرتبط با رشته اش است.اين يعني اولويت شغلى براى مردان. و زنان هم نخودى! اين ظلم نباشد چيست؟ سهمیه بندی جنسیتی ظلم نباشد چیست؟ در قوانين خانواده هم وضعيت را مى دانيد حتمن! و خيلى مسايل ديگر…و البته وضعيت زنان در دوران احمدى نژاد به مراتب بدتر شد.و اتفاقاتى كه در حوزه ى زنان افتاد فقط خراب كارى بود و به عقب برگرداندن زنان. نمونه ی مشهورش لايحه حمايت از حقوق خانواده …
كنگره ى امريكا هم از ان جهت به چنين نتيجه اى رسيده كه متوجه شده فشار تحريم ها هميشه بر دوش مردم عادى بوده نه حكومت.و خب از همين اوضاع زنان كه مثال اوردم معلوم است كه حكومت خيلى اوضاع مردم اش براى اش مهم نيست! خوب پس تحريم بى نتيجه است!
در ضمن شما روزانه كدام روزنامه ها را مى خوانيد؟ ايران؟ كيهان؟ بايد بگويم غلط به اطلاع تان مى رسانند قربان!
به pendar
اگر آمار را با مرجع معتبر آن بگوئيد تازه فقط يك عدد را بدست آورده ايد. هر آماري هر چقدر هم دقيق انجام شده باشد بدون تفسير ارزش ندارد.
بانك هاي ربا خوار كه گفتي نرخ بهره را با كجا مقايسه كردي؟
شيوه عجيب استخدام منظورت چيه؟
تقلب در تمام آزمونها؟ فقط يكيش ثابت شده. اونهم باهاش برخورد شد. دقت كن همه جاي دنيا فساد اتفاق مي افته.مثل نماينده هاي مجلس انگليس و … اما مهم برخورد با فساده.
عدم رعايت كپي رايت هم جرم نيست. خوب اين قانون به صورت بين المللي وجود داره اما ايران بنا به ملاحظاتي امضاش نكرده پس تعهدي هم نداره.
مبه زبل:
از آخر عرايض تان شروع مكنم بنده با افتخار بيشترين روزنامه اي كه به آتوجه مي كنم كيهان است اين مطلب اول! بعد فرموديد آمريكا به نتايجي رسيده كه اين نافي حرف بنده نشد و اگر اونها اينقدر برا مردم ما احترام قائل بودند اين نكته اي كه گفتيدرو در اين 30 سال مد نظر مي گرفتند ! چطور بعد 30 سال فهميدند ؟!جالب است ! بعد فرموديد لايحه امور زنان زندگي را بر زنان تنگ كرده اما من نفهميدم قانوني كه هنوز به تصويب نرسيده اگر هم برفرض محال رسيده باشد مدته براي اجرا زمان مي برد چگونه در اين برهه باعث لطمه به زنان شده! بعد در مورد استخدام زنان فرموديد كه اين حرف شما دقيقا تاكيد ميكنم دقيقا بر عكس واقعيت است چون الان صاحب كارها با كارمند زن به هزار دليل راحترند نه با مردان! بعد خدا رو شكر يه جا يه نمه از دولت حمايت كردين خدا را هزار مرتبه شكر! بعد شما از چه مدركي داريد كه دولت در كار ان جي او ها دخالت مي كند! خوب بگوييدهمه بداند؟
بعد در مورد پاراگراف اولتان كه كلي حرف دارد به قول يكي از عزيزان جع نقيض هاست!!!!!!!!!!فرموديد آمار را خود دولت مي دهد به اين اجنبي ها پس بخوان… ببين استاد هاي رياضي يه چيزي دارند مي گن برا رد يه فرضيه يه مثال نقص بسه ! اگه اينجور كه شما مي گيد اين آقاي ملوان زبل كه اين همه آمار جالب ( به نظرم چرت كه دليلش رو هم اوردم در ذيل حرفشون) رو در بال اورده همه رو خود دولت داده؟ جلل الخالق ! ولي براتون بگم كه اصلا اينجوري نيس وگرنه الان هر دولتي به راحتي براي اينكه خودش رو قوي نشون بده يه دست كوچيك مي برد تو آمار اونوقت سنگ رو سنگ بند نمي شد قطعا ايجوري نيس يعني از نظر عقل هم جور نمياد !! بالا خره همه دولتهابي دنيا كه مثل آمريكا خوب نيستند كه واقعيت بگن قطعا اينها به دولتها براي آمار مرجعه نمي كنن! كه اگه بكنن كسي براشونترم خورد نمي كنه!
جناب عليرضا! پاراگراف اول تون كه از منطق احمدى نژادى نشات گرفته .مثل همون جا كه فرموديد وضع اشتغال زن ها عاليه و من هم متوجه شدم تمام ان چيزهايى كه با چشم هاى خودم مى بينم واقعى نبوده و اين حرف هاى دولت است كه درست است!
بعد. من امار مربوط به صندوق پول را گفتم كه از روى امارهاى دولتى هر كشور به اين جمع بندى ها مى رسند. اصلن من نظر چند كارشناس اقتصادى خبره را در مورد گزارش هاى سازمان هاى بين المللى در مورد وضعيت اقتصادى ايران خوانده بودم و از خودم اين ها را نپراندم. اگر مى دانستم در اينده گير شما مى افتم حتمن لينک هاى شان را نگه مى داشتم! امارهايى كه اين جا مى دهيد هم برويد ببينيد اين ها بر چه اساس است؟ بالاخره توضيح اى دارد كه از كجا و بر چه اساس سازمان هاى بين المللى مورد نظر شما، فهميده اند كه وضعيت مملكت گل و بلبل است ؟؟؟؟؟ من لااقل در مورد گزارش چند سازمان بين المللى مى دانم كه بر اساس امارهاى دولتى اين گزارش ها را مى نويسند.شما كه مى گوييد اين طور نيست مى توانيد براى من توضيح دهيد چه طور است ؟!!!! واقعن كنجكاو شدم بدانم! اصلن ايا كسى در اين كامنتينگ حضور دارد كه بداند اين امارها و گزارش هاى سالانه ى سازمان هاى مختلف جهانى بر چه اساس اعلام مى شود؟ ايا همه براساس امارهاى دولتى است يا مبناى ديگرى هم براى سنجش وجود دارد؟؟؟
امارهايى كه ان بالا اوردم هم مربوط به سال دوهزار و نه است كه من چند ماه پيش روى چند سايت ديدم و براى قشنگى نگه شان داشتم پيش امارهاى ديگرى كه در اين زمينه جمع مى كنم!! بقيه امارها را بارها دوستان اين جا گذاشته بودند اين را هم من گذاشتم . چون متصل فرموديد و فرمودند منبع ات كجاست من رفتم كلى سرچ كردم ، كارى كه از من تنبل بسيار بعيد است، و منبع را پيدا كردم:
براساس تازهترین گزارش سازمان شفافیت بینالملل، ایران در زمینه فساد دولتی در میان ۱۸۰ کشور جهان در رتبه ۱۶۸ قرار دارد.گزارش سازمان شفافیت بینالملل هر ساله براساس سنجش میزان فساد، اختلاس، رشوهگیری، خرید و فروش پستهای دولتی و رشوه پذیری دستگاه قضایی در میان مقامهای دولتی و سیاستمداران کشورها تهیه و منتشر میشود.در گزارش سال ۲۰۰۹ این سازمان، نیوزلند به خاطر مبارزه همهجانبه با فساد اداری در رتبه نخست قرار دارد و سومالی به عنوان فاسدترین کشور در رتبه ۱۸۰ قرار گرفته است.در این گزارش، رتبه ۱۶۸ ایران با کشورهایی همچون بروندی، گینه، هائیتی و ترکمنستان مشترک است. براساس این گزارش، تنها هفت کشور جهان هستند که فساد دولتی آنها نسبت ایران در وضعیت بدتری قرار دارد.
بين امارهايى كه شما مى گوييد و امارهايى كه ما مى اوريم ، نمى دانم چرا امارهاى شما به شدت براى ام غريب است ! اما امارهاى مثلن سازمان شفافيت بين الملل را با پوست و گوشت ام حس مى كنم!! شما مى دانيد چرا؟
http://www.transparency.org/policy_research/surveys_indices/cpi/2009/cpi_2009_table
بقيه منابع را هم اگر توانستم پيدا كنم اين جا مى نويسم ولى فكر نكنم حال اش را داشته باشم! الان سعى كردم ولى خيلى خوابم مى اد!
لازم به ياد اورى است اين سايت اى كه لينک اش را بالا اوردم مربوط به رتبه ۱۶۸ ايران در زمینه فساد دولتی است.من واقعن فكر نكنم حال پيدا كردن بقيه منبع ها را داشته باشم!(لطفن به من رحم كنيد!) اما اگر توانستم يكى دو تاى اش را هم پيدا مى كنم اين جا مى ارم. الان خيلى خوابم گرفته و با يک چشم دارم اين ها را تايپ مى كنم!
غلط نكنم باز گاف دادم!ببخشيد بين خواب و بيدارى ام! “بعضى” از امارهايى كه ان بالا اوردم مربوط به سال دو هزار و نه است و برخى مربوط به سال هاى قبل و البته دوره ى رياست جمهورى اقاى احمدى نژاد است .
برادر ارزشی من ، من هم مثل شما بلوچ نیستم ، اما اگر خود را بسیجی آماده به خدمتِ همه ی ایران میدانید ، و اگر قوم مظلوم بلوچ را جزو ” دارو ندار” این مملکت میدانید ، شما را بخدا این مطلب بنده را به گوش دیگران برسانید تا روح شهید شوشتری که جانش را بر سر تقویت وحدت در بلوچستان گذاشت از من و شما راضی باشد.
http://www.rajaanews.blogfa.com
مواد مورد نياز براى نوشتن وبلاگ آهستان(با سر آشپزى اميد حسينى):
فتنه ى سبز دو كيلو
جلبک آسياب شده سيصد گرم
لجن آب پز صد گرم
بالاترين سه پيمانه
مشايى دو پيمانه سر پر
چيز شش حبه
منتظرى براى هر ده گرم فتنه ى سبز يک عدد
عكس يا وصيت نامه ى شهيد به مقدار لازم
حاج احمد خمينى به مقدار لازم
يكى اين اميد حسينى رو از دور تسلسل اى كه توش افتاده نجات بده !
اميد جان من برات موضوع جديد پيدا كنم؟؟ قول مى دم بر اساس ارزش ها باشه.خوب؟
امید خوب زدی به هدف این از حرف های ملوان زبل کاملا علومه!
و البته بعنوان شاهد کلام آقای حسینی:
کامنتای سبز بمیزان لازم
البته !
تازه كامنت هاى ولايت مدارهاى عزيز را هم جا انداختم.
اصلن اهستان بدون كامنت هاش نمک و فلفل اش كمه!
به ملوان خانم زبل
8 مارس تموم شد آشپز شدیا خودمونیم
ولی راس گفتی
اگه فتنه سبز نبود دیگر اینگونه آش پختن لازم نبود
همه با هم می رفتیم برای ساختن ایران
متاسفانه الان به جای فکر برای جلو رفت و سربلندی ایران باید پسر سرکش فامیلو اهلش کنیم
و از کامنتای دوستان پیداست امید خان هم آش خوبی پخته هم آشپز خوبیه
اگرچه بعضی از منوهاشو اصلا دوس ندارم
به نظرم به درد این فصل نمی خوره
یه چیزی هم از جوابت تو پست قبل مونده بود همینجا می گم
من خانما رو به حواس جمعی می شناسم نه آشپزی
اون که از شما سوال کردم شما خانمی منظورم حواس جمعی تون بود نه آشپزی بلد بودن تون
اگه سوء تفاهم شد ببخشید
خواهش مى كنم جناب جلال! دور هم ايم دو تا شوخى هم مى كنيم كه فضا عوض شه.مشكلى اى نداره.من كه از كامنت اى كه يک ايرانى در جواب شما نوشته بود ازشدت خنده پخش زمين شدم نصفه شبى!
اشپزى ام رو هم سعى مى كنم بهتر بشه اما خيلى اميدوار نيستم به استعدادم در اين زمينه!
ملوان زبل جان
اول اینکه خوشحالم که دلت رو شاد کردم اونم نصف شب. ایشالا خدا یک در دنیا، صد در آخرت بهم بده.
اما من بالاخره جنسیت تو رو تشخیص ندادم.
ببین بخودم میگم این اگه دختره پس چرا دو تا کامنت ازش دیدم خفن!!! که از دهن دختر بیرون نمی یاد پس پسره.
بعد دیدم نمی تونی پسر باشی چون خودت گفتی که دختری.
بعدش دیدم خب اگه دختره، پس چرا دل نازک نیست و هر کی هرچی بهش میگه، با تصدقت برم و قربونت برم جواب میده پس دو حالت داره:
با پسره و داره دروغ میگه
یا خانومه ولی همسن مامانمه آخه بهم میگه «دخترم»
اما حالا که گفتی از شدت خنده پخش زمین شدی، دیدم نمی تونی همسن مادرم باشی چون اگه باشی، شدت خنده ات نمی تونه انقدر زیاد باشه که پخش زمین شی یا اگه پخش زمین شی، دیگه جمع نمی شی.
خلاصه اینکه بیا و صداقت داشته باش و راست و حسینی جنسیت خودت رو روشن کن که یه وقت من از سر نادونی و از سر ندونستن، قربون صدقه ات نرم و بیخودی جونم رو فدات نکنم.
با با یک یرانی شرلوک هلمز هم شده! زیاد به مغزت فشار نیار کار میدی دست خودت اونوقت ولش کن بابا زیاد فشار نیار دیگه
ملوان زبل جان با اين دستور آشپزيت نشون دادي يك كدبانوي تمام عياري
فقط نمك غذاشو خودت بعهده بگير كه سر آشپز اندازشو نميدونه گاهي خيلي شور ميشه گاهي برعكس…. راستي شما يكبار با آيدي كارآگاه گجت اينجا كامنت نذاشتي؟
ccccccc
ملوان زبل جان با اين دستور آشپزيت نشون دادي يك كدبانوي تمام عياري
فقط نمك غذاشو خودت بعهده بگير كه سر آشپز اندازشو نميدونه گاهي خيلي شور ميشه گاهي برعكس…. راستي شما يكبار با آيدي كارآگاه گجت اينجا كامنت نذاشتي؟
آقاي اميد حسيني؛
ارادتمنديم اخوي،
اون كامنت كه تو پست قبليت برام گذاشته بودي ايهام داشت ديگه،درسته؟!
در هر صورت ببخشيد كه گاهي حرفهاي خارج از موضوع بيان ميشه.:)
آهستان به حاج احمد: نه برادر. كاملا شوخي بود. جدي مي گم. چون من اصلا حواسم به بازگشت شما نبود. مي خواستم خوشامد بگم و شوخي كنم. يعني ناراحت شدي؟
آقا اميد عزيز،
نه برادر چرا ناراحت شم؟
خيلي خدمتت ارادت دارم،
قربونت.
اونقدر تو كامنتاي اين پست از اسم حاج احمد استفاده شده كه اعصابم به هم ريخت!
همش فكر ميكنم مخاطبشون من هستم!
آقاي حسيني قربونت برم زودتر پست جديد بذار….
مواضع حاج احمد اقا در اخر عمر فقط به انچه اهنگر گفت ختم نمي شود بلكه بيانات ديگري هم داشتند از جمله :”در مقابل مسائل خرمشهر امام معتقد بودند که بهتر است جنگ تمام شود، اما مسئولان جنگ گفتند ما باید تا کنار اروندرود برویم تا بتوانیم غرامت خودمان را از عراق بگیریم. امام اصلا با این کار موافق نبودند و میگفتند اگر بناست شما جنگ را ادامه دهید، بدانید اگر این جنگ با این وضعی که شما دارید ادامه یابد و شما موفق نشوید، دیگر این جنگ تمام شدنی نیست و باید این جنگ را تا نقطه خاصی ادامه دهیم. الان که قضیه فتح خرمشهر پیش آمده ، بهترین موقع برای پایان جنگ است.” خلاصه كم كم داشت براي راديوهاي بيگانه خوراك تبليغاتي درست مي كرد كه به فاصله 4 هفته حالش دگرگون شد و ايست كرد و شوك و … (ادم وقتي مرگ امثال اقايان طالقاني و لاهوتي و احمد خميني را ميبيند نمي دانم چرا ذهنش ناخوداگاه مي رود به سمت تيمورتاش و ژزشك احمدي!بگذريم) اما ماجراي مرگش به اينجا ختم نشد چند سال بعد حجتالاسلام نیازی رئیس دادگاه نیروهای مسلح ناژرهيزي كرده به سيد حسن خميني مي گويد مجرمان قتلهای زنجیرهای گفتهاند که احمد خمینی توسط محفل قتلهای زنجیرهای کشته شده است بعد نمي دانم كدام شير ژاك خورده اي به عماد باقي مي گويد او هم در مناظره اي كه قرار بود فلاحيان شركت كند مي گويد حالا دوباره باز نيازي تكذيب مي كند عماد باقي از سيد حسن مي خواهد و او هم تاييد مي كند اين يك
در مورد اختلافاتش با مرحوم منتظري بله وجود داشته و مرحوم اقاي منتظري در صفحه 575 خاطراتش مي گويد اينكه ايشان مستقيما به من ژيام داده باشند كه مثلا من پشيمان شده ام كسي چنين پيغامي براي من نياورد اما من از افرادي كه اينجا مي امدند مي شنيدم كه ميگفتند فلاني از مسايل گذشته ابراز تاسف مي كند و مي گويد كار درستي نبوده است
در مورد تهمت جعل و اينها هم قضيه به اين شكلي كه شما مطرح كردي نبوده ايشان مي گويد دسخط ان نامه به خط احمد اقا يا اقاي رسولي بوده و بعدش هم مي گويد ممكن است املاي ايشان باشدو سپس اضافه ميكند ميگويد اين كه امام گفته از اول با بني صدر و بازرگان مخالف بودم درست نيست خاطرات صفحه 513 اين دو
به باند مهدي هاشمي ختم كرده ايد من هم با ان تمام مي كنم اول دفاع يك بنده خدا از مرحوم اقاي منتظري را ببنيم
ايشان (سيد مهدى ) گفتند ما مىخواستيم به آقا خط بدهيم يا خط مىداديم ، اما آيا آقا هم خط آنها را قبول مىكردند يا نه ، اون اول بحث است . اون (سيد مهدى ) خيلى كارها مىخواسته بكند. اول برادرش در بيت آقا بوده و به خيال خودش يك شفيع و پارتى قوى توى بيت داشته ، خودش هم از قديم بچه همان مناطق بوده و خدمت ايشان مىرفته ، مىآمده و از زمان طلبگى يك حسن ظنى روى سوابق ، ممكن است در ايشان نسبت به خودش بوجود آورده باشد. اما آيا حضرت آيت الله العظمى منتظرى كه يك شخصيت برجسته و ممتاز انقلاب و اسلام هستند و بنده افتخار مىكنم به وجود يك چنين شخصيتى در همان اسلام و انقلابمان ، آيا ايشان از آن آقا (سيد مهدى ) خط مىگرفتند؟
او كه نمى تواند چنين ادعائى بكند، حالا به فرض ، ادعا هم بكند كه بنده خط مىدادم ، بله ايشان خبر مىدادند، خيلى ها خبر مىدادند، ما هر وقت خدمت آقاى منتظرى مىرسيديم ايشان يك مشت نامه و مطلب در اختيارشان بود. نامه براى ايشان مىنويسند، تلفن مىكنند، ائمه جمعه به ايشان مراجعه مىكنند، طلبه هائى كه در حوزه هستند، سر درس ايشانند، به ايشان مراجعه مىكنند، مسئولين كشور به ايشان مراجعه مىكنند، مسئولين درجه يك و درجه دو و درجه سه از روساى سه قوه گرفته ، از بنده شخصا گرفته تا فلان مدير كل يا فلان مدير سازمان ، فرمانده فلان لشگر سپاه ، فرمانده فلان بخش ارتش ، همه خدمت آيت الله العظمى منتظرى مىروند و همه با ايشان حرف مى زنند و ايشان اطلاعات زيادى دارند. غالبا وقتى كه ما مىرويم ايشان مطالبى حاضر كرده ، توى مشت دارند، گاهى نوشته اند روى كاغذ آماده كرده اند; ايشان يك چنين آدمى است ، آدم آگاهى است ، بيخودى كه مجلس خبرگان روى شخصيتى تكيه نمى كند، بيخودى كه ماها ارادت به يك كسى پيدا نمى كنيم ، ما كه نمى شود ايشان را نمى شناختيم … در ميان همه شخصيتها آيت الله العظمى منتظرى شخصيت ممتازى است ، شخصيت برجسته اى است ؛ نه ، به مقام ايشان و دامان ايشان از ناحيه آن اظهارات (اظهارات سيد مهدى هاشمى ) بايد هيچ گونه غبارى ننشيند. او(سيد مهدى ) مى خواسته تضعيف كند او را; نه ، بنده به احتمال زياد نزديك به يقين [مى گويم ] ، او اصلا منظم فكر كرده و صحبت كرده براى اينكه ايشان را زير سوال ببرد، او خيلى ها را مىخواسته به زير سوال ببرد و خيلى ها را مىخواهند به زير سوال ببرند، اما اين به عهده ماست كه بنشينيم و تحليل بكنيم و فكر بكنيم ، تيز بينانه و دقيق نگاه كنيم و ببينيم كه آيا شايسته است شخصى مثل آن مقام معظم را به خاطر يك متهم ، يك فاسق ، يك كسى كه به خاطر گناهش به زندان افتاده و امام در مورد او آنجور حرف زدند، به خاطر حرف او، اظهار او، نسبت به شخصيت ايشان ترديد پيدا كنيم ؟
نخير بنده ترديد پيدا نمى كنم ، شما هم ترديد پيدا نكنيد. به نظر من هيچ انسان منصفى ترديد پيدا نمى كند.»
نه اشتباه نكنيد اين دفاعيه مال عبدالله نوري يا عماد باقي نيست مال حجت الاسلام سيد علي خامنه اي ان روزها و حضرت ايت الله العظمي خامنه اي امروز است!
شما كه از تغيير مواضع اقايان صانعي و رجايي ياد مي كنيد ايا به نظرتان خامنه اي هنوز همان نظراتش را در مورد ارتباط مهدي هاشمي و مرحوم اقاي منتظري دارد؟؟؟
با سلام. اگرچه قصد نوشتن مطالب تکراری در جواب حرفهای تکراری را نداشتم، اما این جمله ها را که خواندم، گفتم این چند خط را بنویسم که فردا کسی نگوید از کجا آورده اید این حرفهای آقای خامنه ای را.
هرکس که مایل باشد همینجا اعلام کند تا بنده عین سخنان ایشان را از منبع اصلی اش اسکن کرده و در اختیارش قرار دهم.
راستی آقای حسینی شما کی می خواهید ادبیاتتان را نسبت به منتقدین و مخالفین عوض کنید. ناسلامتی شما وبلاگ نویس برتر حماسه هشت ماه نبرد سایبر هستید.
این نحوه برخورد شما که مورد تأیید نظام باشد، می تواند مجوزی باشد برای همه مخالفین شما که با همین زبان شما و در خلاف خواسته شما، بر شما و آرمانهایتان بتازند.
هرچه باشد همه ما شهروندان این مملکتیم و ضمن حق داشتن در انتقاد از نظام، اجازه هتاکی و پرده دری نسبت به همدیگر را نداریم. شما که وبلاگ نویس ارزشی هستید، بهتر از من می دانید که پاسخ هتاکی و بی ادبی و جسارت و … دیگران را با هتاکی و استهزا و توهین و تهمت و … نمیدهند.
به علی رضا
این تئوری توفق بعد از فتح خرمشهر و عدم موافقت مثلث مشهور در سال 64 تبدیل شد به تئوری کنار گذاشتن میر حسین توسط آقای خامنه ای و جلو گیری از ادامه جنگ
اگر این مثلث شوم گذاشته بودند این تئوری عملی شود و دوباره آتش جنگ را شعله ور نمی کردند نه الان وضع اقتصادی مان اینجور بود نه وضع سیاسی و اجتماعی مان
در مورد آقا احمد هم نمی خواستم بگویم ولی جریان قتل های زنجیره ای تابعین آقای هاشمی بودند و کسانی که با ریاست مطلق ایشان مقابله می کردند را ساکت می کردند
بازجویی شوندگان هم اگر این را گفتند چون می دانستند نه چون خودشون مرتکب شده بودند
احتمالش زیاده کسان دیگه ای هم هستند که مرئنشون جزو این مشکوکاست
ما در پایان سال 64 تقریبا تمام خاک ایران رو پس گرفته بودیم و کشورهای عربی منطقه آنقدر ترسیده بودن که حاضر بودن خساراتو نقدی حساب کنن بعد ما جنگو تموم کنیم
قابل توجه اون دوستایی که دست این و آن را برای کشته شدن n نفر تو جریانات اخیر به خون آغشته می دونن می شه بگن برای شهدای جنگ از سال 65 به بعد مثل سپاه محمد و … دست کی به خون آغشته است؟
من به شخصه یکی از اونا رو شخص میر حسین می دونم و دو سر دیگه این مثلث هاشمی و رضایی
جناب علی رضا
این تغییر نظر آقای خامنه ای رو هزار بار گفتی
ما هم می گیم آقای خامنه ای جزو معتقدین به آقای منتظری بودن
اگه دوباره بحث قبلی رو پیش نمی کشی اقای منتظری هم به این مطلب واقف بودن
البته شکی هم کرده بودن و گفتن هم که گمانه و گناه سوء ظنو به گردن نگرفتن (بازم خدا بیامرزدش)
نکته دیگری که بود این بود که اونقدر مهدی و دار و دسته اش از قبل از انقلاب و بعد از اون تو نهضتهای آزادیبخش گند کاری کرده بودن که اگه این ننگ به دامن هر کی می چسبید دیگه نمی شد اونو هیچ جوری حتی با توبه نصوح پاک کرد
تمام مسئولین وقت سعی داشتن فرصتی به اقای منتظری برای تجدید نظر تو این روش آقای منتظری بدن که نشد
و شد اونی که نباید می شد
طولانی شد
ولی مخالفت های آقا احمد با رفسنجانی سابقه طولانی داره
تو اوایل دوره آقا ایشون ساکت بود بعد سکوتو جایز ندونست
و اگه بود الان مسلما یار باوفایی برای آقا بود
یادم از شکوه امیرالمومنین به نبود حمزه و جعفر افتاد
اگرچه بزرگترین افتخار رهبر باید این باشه که خاک کف پای امام علی سرمه چشمانش باشه و هست
ببخشید اشتباه لپی شد
این تئوری توقف جنگ بعد از …
به جلال گرامی
1 در مورد هاشمی اولا شما که ولایتمدارید باید در همه جا باشیدولی فقیه در خطبه نماز جمعه گفتند (خود این آقایان را به فساد مالی متهم نکرد اما هر کس هر ادعایی در مورد بستگان آنها نیز دارد نباید قبل از اثبات در مراجع و مجاری قانونی، در رسانهها بیان کند،) یا (آقای هاشمی رفسنجانی در دوران مبارزه با رژیم ستمشاهی از اصلیترین و جدیترین افراد نهضت و بعد از انقلاب هم از مؤثرترین شخصیتهای همراه امام بوده و بارها تا مرز شهادت پیش رفته است ضمن اینکه پس از رحلت امام بزرگوار هم، تا امروز در کنار رهبری بوده است. )(آقای هاشمی قبل از انقلاب، اموال خود را صرف مبارزه میکرد و در سی سال اخیر هم با به عهده گرفتن مسئولیتهای فراوان، در حساسترین مقاطع در خدمت انقلاب و نظام بوده و هرگز از انقلاب برای خودش، مالی نیاندوخته است و مردم باید به این حقایق توجه داشته باشند)
حال شما به کدام دلیل اسم او را یکی از سه ضلع شوم مثلث فرضی می خوانید اشتباه نشود من اصلا با رسیدگی به اتهامات هیچ کس مشکلی ندارم اما با سواستفاده سیاسی از ان(کاری که احمدی کرد) خیلی مشکل دارم این دفاعیات رهبر از ایشان است و شما هم متاسفانه صرفا ادعا می کنید و دلیلی ارایه نمی دهید
از ان گذشته من قبلا هم گفته بودم با ادامه جنگ مخالفم اما فرضا که موسوی و رضایی و هاشمی نظرشان چیز دیگری بوده باشد ایا الزاما خیانت کرده اند؟؟چرا؟؟
2 باز قتل زنجیره ای را به ایشان نسبت داده اید البته مایه امیدواری است که شما مثل روح الله حسینیان به اصلاح طلبان نسبت نمی دهید اما روشن کنید کاظم سامی کی کشته شد؟؟ و اصلا چه خطر مهمی برای ریاست هاشمی محسوب میشد؟همین قضیه را در مورد محمد مختاری و داریوش فروهر هم توضیحی بفرمایید و ضمنا بگویید سعید امامی به هاشمی نزدیکتر بود و یا خامنه ای؟؟
3 در مورد اظهارات اقای خامنه ای اولا دو سه بار بیشتر نگفتم ثانیا تا وقتی شما از باند مهدی هاشمی نام می برید من هم این را خواهم گفت راستی کیهان چرا در کنار اتهامات یک طرفه یک بار این اظهارات را چاپ نمی کند؟؟
از ان گذشته من پیش و بیش از انکه به تناقض مواضع خامنه ای تکیه کرده باشم(چیزی که خیلی در مورد اقای صانعی گفته می شود ) حرفم روی منطق ایشان است حرف ایشان در اینجا بسیار منطقی است من این جمله را می گیرم و ول هم نخواهد کرد که می گوید((آدم آگاهى است ، بيخودى كه مجلس خبرگان روى شخصيتى تكيه نمى كند، بيخودى كه ماها ارادت به يك كسى پيدا نمى كنيم ، ما كه نمى شود ايشان را نمى شناختيم)) در همان سال 65 مرحوم اقای منتظری در نامه اش به مرحوم اقای خمینی اشاره می کند که عده ای او را بازی خور و خط گیرنده از مهدی هاشمی معرفی می کرده اند و همین اتهاماتی که الان زده می شود ان موقع هم کم و بیش مطرح بوده حالا در ان وضع ایشان یک همچین دفاع مستدلی می کند و بعدا نظرش می چرخد چیزی است که شما باید جواب دهید و در مورد نهضت ازادیبخش هم بخواهم بنویسم طولانی می شود ارجاعتان می دهم به همان نامه 9 صفحه ای ایشان به مرحوم اقای خمینی در تاریخ 12 مهر 1365 اینجا این مقدار اشاره می کنم که امیدوارم منظورتان از گند کاری سواستفاده سپاه از ساک مسافران و گذاشتنش به پای مهدی هاشمی نباشد!!
4 موضع من نسبت به اقای احمد خمینی مثل موضع شما در قبال علیرضا بهشتی است پس قول و نظر و سکوت و مخالفتش برای من حجت نیست
5 در مورد پست قبل هم من هم میدانم مدرک سواد نمی ورد اما این دلیل نمیشود هر بی سر و پایی ادعای دکتری و تخصص بکند و از تمام مواهبش بهره مند شود بعد که گندش در امد بگوید مدرک مهم نیست قدری منصف باشید دکتری چمران را با دکتری کردان می شود مقایسه کرد کاغذ پاره هم اصطلاح خوبی شد برای شما
6 ان خلاف بین شرع را هم نگفتم شما گفتید بلکه شما گفتید اگر ابهامی بوده گوش فلک را کر می کردید من هم به ابهام اشاره کردم و به رای دادگاه و اینکه در استانه رای اعتماد رای صادره دادگاه خلاف شرع بین دانسته شد
نمی دانم اینها فساد نباشد چه چیز فساد است؟فقط فرزندان هاشمی مفسدند؟؟و شما بگویید چه چیزی فساد است تا ببنیم چه می شود؟
7در مورد موسسه ای هم که زاهدی ادعای نبوغ می کرد چند سال قبلش توسط وزارت علوم غیر معتبر شناخته شده بود اما روی این دولتیان که رو نیست برادر من مگر یادت رفته کردان می گفت برای استعفا حجت شرعی ندارم!!؟؟ گاف ها و سوتی های ایشان هم بیشتر از ان است که همه را بشود گذاشت پای خاتمی و هاشمی ماجرای سفرش به فرانسه را ببنید بد نیست
به علی رضا
خوب شد اینا رو نوشتی
می خواستم حدس بزنم ولی خودت اقرار کردی که حرفای احمد آقا برات حجت نیست
پس معلوم می شه بحث نمی کنی و جدل می کنی
برای تو فقط آنچه به نفع منتظری است مقبول است و مابقی برای زمینگیر کردن طرف مقابل استفاده می شه
از طرفی سخن آقا احمد مورد استناد قرار می گیره و از طرفی حرفشو سند نمی دونی
آقای خامنه ای و حرفاشم به صورت جدلی مورد استفاده قرار می گیره
شما به عنوان ناظر بالادستی مشغول نقد هستین نه؟
و بقیه این برو بچه ها باید بدون و رفع کنن
بنده خدا وقتی تو آقای خامنه ای رو قبول نداری پس به شما ربطی نداره که من به حرفش گوش می کنم یا نمی کنم
این مطلب داخلی ماست
لابد من یه چیزی رو تو حرفای آقا می بینم و می دونم که تو که آقا رو قبول نداری نمی تونی درکش کنی و شاید اصلا نباید بدونی
معلوم شد؟
جدای از این مطلب تو این مطلب به این سادگی رو ملاحظه نمی کنی که نگاه مثبت کردن و دستور آقا برای نگاه مثبت عملی به شخصی دلیل ندیدن بدیهاش نمی شه و ایشون همچین دستوری رو ندادن
یعنی نگفتن آقای هاشمی رو خوب بدونین بلکه گفتن خوبی هاشو ببینین و بهش اعتماد کنین
یعنی من هواشو دارم و در موقع مقتضی یا مسیرشو تصحیح می کنم یا شما رو برای بیرون برد ایشون از حاکمیت خبر می کنم
همینطورم در مورد احمدی نژاد
یعنی واقعا درک نمی کنی که حرفا در زمان های خودش معانیی دارن مربوط به اون زمانها؟
و بعضی از اونا فقط به درد همون زمانا می خورن و بعضی مستمرن؟
قبلا هم به گفته های امام در مورد خوبی های منتظری اشاره کرده بودی
و تا نقدهای امام رو برات رو می کنن می گی از کجا معلوم امام گفته باشه و حالا گفته باشه هم مگه چی میشه خب اشتباه کرده
برای ما هر کسی با عملکردش سنجیده می شه ولی در اموراتی که ولی فقیه لازم می دونه سنجش و فهممون به نفع مصالحی که ایشون می بینن کنار گذاشته می شه
من تابع آقای خامنه ای هستم و به این تابعیت افتخار هم می کنم
اما تابعیت به معنای تبعیت فکری و بستن اندیشه نیست
چون در اون موقع نمی تونم از موارد اختیارم استفاده کنم
مثل رای دادن ها
ببخشید ولی اگر تو گوشهاتو نبسته بودی و آنچه کدیور بی سواد و منظری ساده لوح بلغور می کردن تکرار نمی کردی اینا رو می فهمیدی
اگه قرار بود گفته های آقا علاوه بر ملاک عمل بودن جایگزین فکر هم باشه دیگه هیشکی نباید از احمدی نژاد یک کلمه بد می گفت
و اونایی که نقدی هم داشتن می شدن ضد ولی فقیه
و اما مجادله با شما
من نامه آقای منتظری رو به آقای خامنه ای دارم درتبریک انتخابش به عنوان ولی فقیه که به معنای قبول تابعیت ایشونه
و هر نوع مخالفت ایشون خروج از بیعت محسوب می شه مطابق نظر خودشون
و خروج از حکومت یعنی محاربه
بازهم بر مبنای خود ایشون
من یه دونه از این مزخرفات رو قبول ندارم لااقل اینجوریشو ولی جدل یعنی همین برادر
اگر بگویید ایشون از مبناشون برگشته بودن به نامه زمان امام ایشون اشاره می کنم و اعتراض ایشون به امام که حق نداشتن و مطابق مبنای خودشون حق تعیین مصلحت رو نداشتن
و هردو خروج است از حاکمیت
و اما در مورد آقا احمد
اینکه آقا احمد با آقای خامنه ای بود یا نبود درون حاکمیتی است نه برون حاکمیتی
اول باید آقای خامنه ای را ولی فقیه دانست و احمد آقا را قبول داشت بعد راجع به بقیه مطالب صحبت کرد
احمد آقا اگر احمد آقاست هم رنج نامه دارد هم سخنرانی
هم پسر امام است هم یار و معتمد امام و هم آقای خامنه ای را ولی خودش می دونست و تابع ایشون بود
امام هم اگر امام است و صحبت هایش حجت است تمام آنها ست و اگر نه برای شما از او تنزیه منتظری هم نمی شود استخراج کرد
واقعیت این است که امام ایشان را ساده لوح می دانست و برای حکومت لایقش نمی دانست و بر این باور مرحوم شد
پس لالقل آخرین حال منتظری نسبت به امام رابطه ولی فقیه است با انسانی ساده لوح که از منصبش به دلیل بی لیاقتی عزل و بلکه خلع شده نه فقیهی که ریاستش به درد مردم می خورد
و او را به درس برگردانده اند شاید تربیت شاگرد برایش عاقبت بخیری بیاورد که با تربیت کدیور آن هم نشد
و رابطه منتظری با آقای خامنه ای رابطه فردی است که ولایت کسی را پذیرفته و سپس پا پس کشیده
اگر حرمتی نگاه داشته شده صرفا بر اساس سابقه هاست نه لیاقت ها
اما موارد دیگر بله خیانت کردند و این بود که برای بقای قدرت و ثروت به دروغ متوسل شدند و از اعتماد امام سوء استفاده کردند و اقتصاد و اجتماع و سیاست مملکت را به بازی گرفتند
من نماینده روح الله حسینیان نیستم ولی مسلم بدانید به اندازه موهای سر شما او اطلاعاتی دارد که شما خوابش را هم نمی توانید ببینید
در ضمن اصلاح طلب یعنی هاشمی و دار و دسته اش که خاتمی باشد و موسوی و …
سخنرانی فائزه خانم که یادتان نرفته؟
من از کشته شدن سامی حرفی بمیان نیاوردم ولی شاید همان خطری که آیت و دیالمه داشتند بدترش را و یا لاقل مثلش را سامی داشته و یا حتی مثل فروهر بوده خدا بیامرزدش
می شود پرسید و گفت
هنوز بر رای ساده لوحانه خود مبنی بر ربط امامی به قتلها پافشاری می کنید؟ قدیمی شده
خاتمی به غلط کردم افتاده بود و استغفار می کرد نوبت شما هم برسد ان شاء الله
آیا مهدی هاشمی مرحوم شمس آبادی را کشته بود یا نه؟ این تصریح امام است. شیخ شما چرا از او دفاع می کرد؟
دلایل کیهان را از کیهانیان بپرسید لابد صلاح ندیده و هزاران دلیل دیگر
تناقض را در منتظری بیشتر بجویید صانعی که عددی نیست
در سخن آقای خامنه ای هم منطق را نیافته اید طرفداری از منتظری را موجه یافته اید
وگرنه ایشان الان همان آقای خامنه ای قبلی است با قدرت و پختگی بیشتر
و در آن زمان سمت ولایی نداشته و الان دارد پس مسئولیت بیشتری در حرف زدن حس می کند چهل بار هم گفته ام این ارادت مال قبل از رفتار نادرست و ترجیح اموال و بنون بر مصالح جامعه و اسلام توسط آقای منتظری بوده است
تمام عملیات نهضت های آزادیبخش توسط مهدی هاشمی و با فشار ایشان و بیت منتظری بوده و سپاه موطن آن
به فرماندهان سپاه اجازه دخالت نمی دادند تا بر امام حجت تمام شد و غائله تمام شد
در مورد 5 و 6و 7 هم این گفته ها چیزی را عوض نمی کند گفته ای که گفته باشی و گرنه خوب میدانی و غرض شوت توپ است و دوباره جدل
به جلال
اولا پاشو برو یه لیوان اب بخور عصبانیتت بخوابه بعد بیا صحبت کنیم
اما بعد
1 عرض این است مگر جناب خامنه ای در نماز جمعه نگفت (هر کس هر ادعایی در مورد بستگان آنها نیز دارد نباید قبل از اثبات در مراجع و مجاری قانونی، در رسانهها بیان کند،)و سوال این است ایا انها در دادگاه محکوم شده اند؟؟اگر اری کی و کجا؟؟و اگر نه خوب پس این همه جنجال ولایتمدران برای چیست در بقیه موارد هم بشرح ایضا(بقول خو دتان از اقای جوادی)
2 من کی به حرف حاج احمد اقا استناد کرده ام؟گفتم کم کم داشت برای بی بی سی خوراک تبلیغات درست می کرد که شد انچه شد
3 من علاوه بر انکه حرف احمد خمینی و خامنه ای را قبول ندارم بالاتر از ان به شما بگویم حرف مرحوم اقای منتظری را هم تا وقتی با عقل و منطق خودم نسنجم و اطمینان از درستی اش پیدا نکنم قبول ندارم! بله یه جایی اطلاعات و سواد من نمی رسد انجا را اعتماد می کنم (به کسی که عدالتش برایم ثابت شده)اما ظلم اشکار طرف را ببینم پیغمبر هم باشد سکوت نمی کنم(این را هم از موسی(ع) در داستانش با خضر(ع) انجا که به قتل کودک اعتراض می کرد یاد گرفته ام هر چند حتما شما اصولیین برای این چیزها هم چیزهایی دارید و واهد گفت قضیه چیز دیگری بوده!) بقیه که جای خود دارند
به بیان دیگر ظن من بر این است که اگر مرحوم اقای خمینی 3 ماه زودتر فوت می شد الان مرحوم اقای منتظری ولی فقیه می شد و خالمنه ای مانند سال 65 در خطبه های نماز جمعه استمرار ولایت فقیه را در وجود او خلاصه می دید و شما هم الان از من بیشتر سینه چاک منتظری بودید و می گویم من این طور ولایت را اصلا قبول ندارم
اگر هم به سخنان مرحوم اقای خمینی استناد کردم منظور این بود که بر خلاف گفته شما و کیهان نشینان هزار تعریف و تمجید دیگر از اقای منتظری داشته و حالا یه نامه را هم باید دید در چه شرایطی بوده و اصلا شرایط عادی هم باشد حرف مرحوم اقای خمینی در تعریف و تخطیه هیچ کس(از جمله مرحوم اقای منتظری) برای من حجت نیست یعنی اگر ایشان به کسی بگوید ساده لوح من فورا از ایشان یاد نمی گیرم و مدام تکرار نمی کنم باید برای خودم ثابت شود که ساده لوح است(که الان این طور نیست و ایشان درک و تحلیلش از مسایل سیاسی از خامنه ای و جنتی و یزدی و خزعلی بیشتر نباشد مسلما به نظر من کمتر نیست)
در مورد سواد کدیور هم شما البته حق داری نظر خودت را بکویی اما من سواد او را بیشتر از حسینیان(که از موهای سر من بیشتر اطلاعات دارد!) را بیشتر ندانم کمتر نمی دانم و اصلا به قول سیاوش شما چه کاره اید که باسواد بدانید یا بی سواد؟؟یا قبول داشته باشید یا نه؟؟شما هم یک نفر هستید مثل ما نه بیشتر ونه عقل کل
4 نوشته اید (تبریک انتخابش به عنوان ولی فقیه که به معنای قبول تابعیت ایشونه
و هر نوع مخالفت ایشون خروج از بیعت محسوب می شه مطابق نظر خودشون
و خروج از حکومت یعنی محاربه بازهم بر مبنای خود ایشون) و البته خودتان هم بر مزخرف بودنش اعتراف کرده ید!!اولا چه کسی گت نامه تبریک یعنی قبول تابعیت؟؟اخه اینجارو یادت رفته بنویسی بر مبنای خود ایشون!!اون طور که خود ایشون می گه(حالا شما بر سر ضمیر افراد هم اگاهی داری و احتمتلا یه چیزی خواهی در اورد من نمی دانم) بالا خره بر حسب مصلحت انیشی ها و حفظ وحدت پیامی دادم و یک هفته بعدش هم نامه می نویسد به بازنگری قانون اساسی و می گوید ولی فقیه باید اعلم باشد و البته واضح است که خامنه ای را اعلم نمی دانسته پس ولی فقیه هم نمی دانسته و ثانیا قبول ولی فقیه مادام العمر که نیست مادام الشرایط است وقتی از عدالت خارج شد دیگر چه تبعیتی؟؟ وقتی شما به جایی برسی که وضع وجود را ولایت نظامیان بدانی و نه ولایت فقیه دیگر کجا ملزم به اطاعتی؟؟باز هم برمبنای ایشان! در مورد زمان امام هم در ان نامه ای که ذکرش را می کنی و خیلی جاهای دیگر گفته اگر امر به عدم انتقاد می کردید اطاعت می کردم واز ان گذشته انچه مرحوم منتظری رادرنزد من عزیز کرده و فرقش با بسیاری از اخوندهای درباری فعلی این است که صریح الهجه بود و مداحی بلد نبود برای بهتر شدن اوضاع انتقاد می کرد و راه حل هم می داد وبلد نبود که فقط دم از راهکارهای خردمندانه و حکیمانه دم بزند و چشمش را بر روی انچه که در زندانها و جامعه می گذرد ببند که اگر این طور با بقیه فرقی نداشت و اطمینان دارم به رهبری هم میرسید و ان وقت حال این اخوندهای درباری که گفتم دیدنی بود!ضمنا اینکه اگر یک وقتی ولی فقیه را قبول داشته باشی و وقت دیگر (حالا اصلا به غلط)قبول نداشته باشی یعنی محاربه را بگویید کجا گفته
غلط کردن های خاتمی هم حتما پیش شما بوده من اطلاعی ندارم ا اینکه سعید امامی هم خیلی قبل تر از اینه تبریه شده من بی اطلاعم
در مورد خامی و پختگی خامنه ای هم بله بیشتر پخته!اما اینکه بر مبنای حق حرف می زند یا غرض شخصی ربطی به پخته شدنش ندارد
در مورد مهدی هاشمی هم ایشان هیچ وقت از قتل شمس ابادی دفاع نکرده بلکه حرف این بوده که اگر قرار است مست گیرند…و با دور ادیشی خود می دانسته مساله اصلی اوست نه مهدی هاشمی!
به علی رضا
قبل از اینکه بهت جواب قبلی رو بدم آب خنک خورده بودم
چون جواب مجادله کننده رو با استدلال نمی دن
منظور من این بود که از کسی که قبول نداری حق نداری استفاده کنی مگر تو جدل
و تو بحث نمی کنی و جدل می کنی
پس اینکه آقای خامنه ای گفت یا نگفت من به عنوان تابع باید از تابع دیگری نقد بپذیرم نه از شما و مسئله داخلی است نه بیرونی
در مورد منتظری خوبه که معتقدی ایشون دیگه داخل نظام نبود من هم همینو می خواستم بشنوم
و گفته هات نشون می ده که معتقدی ایشون در نامه به امام هم دروغ گفته که من نظر شما رو قبول دارم و نظر امام این بوده که ولی فقیه لازم نیست اعلم باشه
اگرچه اصلا اعلمیت یه اصطلاحه و به معنای عالم تر بودن نیست این دیگه اختلاف نداره میتونی بری از خودیاتون بپرسی
برای من مهم نیست که این ساده لوح سفیه چه عقیده ای داشته می خواستم اقرار کنی که دیگه داخل نظام نبوده که اقرار کردی
برای پیدا کردن مبناشم خیلی لازم نیست زحمت بکشی از اون لیست بلند بالای تالیفاتشون یکیش در همین زمینه است البته دوتاش ولی اولیشو بخون
خوبه که در مورد امام و آقای خامنه ای هم گفتی که نظرشون نه در نفی و نه در اثبات حجت نیست این اقرار خوبیه پس شما به فقیه عالیقدرگفتن امام و تعریفای آقای خامنه ای نباید استناد کنی همینطور به نظرات مثبت آقا احمد
خوبه داریم از محیط جدل خارج می شیم و محیط بحث وارد می شیم
من کی گفتم حسینیان سواد داره یا نداره و اصلا راس گفتی من کیم که همچین حرفی راجع به کدیور بزنم؟ ولی نظرم اینه که کدیور بی سواده و منتظری سفیه
اگرچه قابل اثباته اونم نه جدلی بلکه بحثی ولی باهات وارد بحثش نمیشم
راستی سیاوشم موید خوبیه برات چون از خودتونه نه از ما
نظر علمای اصول هم به خودشون مربوطه من که اصول بلد نیستم یه نقل قول کردم
داستان خضر وموسی هم دقیقا نمونه درست نبودن اعتراض ( و نه نقد) به کسی است که بیشتر می داند و احاطه بیشتری دارد و موجب بهره مند نشدن از مواعظش و بیش نگری هاش این دیگه اصول نمی خواد عقل می خواد (این آخریش شوخی بود)
در مورد قتلا و خاتمی هم سندشو قبلا گفتم و دیگه نمی گم
در مورد مهدی هاشمی هم منتظری به جای حمایت از یه قاتل باید اونو طرد می کرد که نکرد
این اینکه گر حکم شود … هم استدلالی است بر پایه سفاهت که فقط از منتظری بر میاد
در نهایت معلوم شد شما فقط خودتو قبول داری و همه چیو بر مبنای عقلت می سنجی و صحتشو پیدا می کنی
با این همه عقل کل دانستن خودت به من می گی عقل کل؟ بابا ایولا
در ضمن از غلطهای تایپیت معلومه چقدر عصبانی بودی
ناراحت نباش اصلا هرچی تو میگی
به عليرضا
خود امام هم با اينكه از ابتدا با انتخاب آقاي منتظري موافق نبود ولي از هر نوع حمايتي از او دريغ نمي كرد. اين به اين دليل بود كه به نظر خبرگان كه قانونا” دخيل در مساله انتخاب رهبري است احترام مي گذاشته.
مقام معظم رهبري هم اين نوع رفتار را در سيره خود دارد. ايشان همواره به صورتي واقع بينانه درباره افراد صحبت مي كند كه نمونه اسش همين مطلبي است كه شما آورده ايد و نمونه ديگرش پيام تسليت براي فوت آقاي منتظري است.
اين حرف درست است كه در آن ماجرا مهدي هاشمي مجرم بود نه آقاي منتظري و مهدي هاشمي البته سعي مي كرد ايشان را هم آلوده كند كه در ادامه آقاي منتظري دچار لغزش شد در حالي كه مي توانست همانطور كه امام اميد داشت از آن امتحان سربلند بيرون بيايد و شايستگيش براي رهبري را نشان دهد.
به محمد
اولا ان احترام به نظر خبرگان با ان نامه 6 فروردین و انجا که میگوید (صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام رااز دست داده ايد. ) چگونه قابل جمع است؟؟مگر خبرگان ایشان را عزل کرده بود؟؟
ثانیا در مورد رهبری تا واقع بینی چه باشد؟؟ایشان یک رو از اقای منتظری دفاع میکند و میگوید (عهده ماست كه بنشينيم و تحليل بكنيم و فكر بكنيم ، تيز بينانه و دقيق نگاه كنيم و ببينيم كه آيا شايسته است شخصى مثل آن مقام معظم را به خاطر يك متهم ، يك فاسق ، يك كسى كه به خاطر گناهش به زندان افتاده و امام در مورد او آنجور حرف زدند، به خاطر حرف او، اظهار او، نسبت به شخصيت ايشان ترديد پيدا كنيم ؟)و سالها بعد او را بیچاره ساده لوحی می نامد که ندانسته عامل بی بی سی است از پیام تسلیتش هم چیزی در نمی اید(خوش بینانه گفتم وگرنه شعار خیلی از مردم در تشییع جنازه را که می دانید؟)
در مورد مهدی هاشمی هم ایشان به مرحوم اقای خمینی نوشت (به جرایم و اتهامات سید مهدی بدون اغماض مطابق موازین اسلامی ولو بلغ ما بلغ رسیدگی شود)
علت اصلی را باید در جای دیگری جستجو کرد
به علی رضای عزیز
در مورد احترام به نظر خبرگان
شما نامه 6 فروردین را ببینید اگر آقای منتظری تمکین نمی کرد و استعفا نمی نمود امام اقدام بعدی یعنی عزل توسط مجلس خبرگان را در دستور کار قرار می داد
در مورد آقای خامنه ای هم چرا براین طبل می کوبی؟
تغییر نظر آقای خامنه ای به دو دلیل ممکن بوده
یک تغییر آقای منتظری که با توجه به اینکه آقای خامنه ای اصرار بر رهبری بعدی ایشون داشته به نظر مناسبتر میاد
دو تغییر نظر آقای خامنه ای در مورد ایشون
آقای منتظری که مبنای فقهی نیست که چرخش درش اگه زیاد باشه اشکال داشته باشه
شما می گی کروبی اون موقعو قبول ندارم ولی الان چون به سمت منتظری برگشته چرا
اما آقای خامنه ای حق تغییر مواضع نداره؟ اونم در زمینه فقهی و علم منتظری که در زمینه سیاسی که خود منتظری اونو با ساده لوحی هاش خراب کرد
البته این خوش بینانه ترین و محتاطانه ترین تعبیری است که امام می تونسته به کار ببره
راستی باید از پیام تسلیت آقای خامنه ای چی در میومد؟
اما گفتی”شعار خیلی از مردم در تشییع جنازه” منظورت مردم حاضر در تشییع جنازه اس دیگه نه کل مردم؟
به مهدی گفتی “شاید لازم است نسبت به شناختتان تغییری بدهید” فکر نمی کنی باید شاخص های بینشی خوتو عوض کنی
در مورد رسیدگی به جرایم مهدی هاشمی هم این اطلاعیه رو قبول کنیم یا نامه بعدی رو
درست می گی علت اصلی رو باید جای دیگه جستجو کرد
به امید حسینی
جدیدا بیشتر توی بحثای کامنتی وبلاگت شرکت میکنی.میخواستم از این بابت ازت تشکر کنم و بگم که به همین رویه ادامه بدی.
سنگ اندازی اصلاحات؟ 4 سال این دولت مجلس و رهبری و نظام و به قول شما خدا و… را پشت سر داشت! چه تغییر شگفتی در این کشور به وجود آمد! برادر من، اصلاح طلبان جز 10-20 روزنامه و به قول شما 1000 فتنه گر و… مگر چیزی در چنته دارند! کل مخاطبان این روزنامه ها کسری از صدا و سیما هم نمی شوند! مهاتیر محمد منظورتونه؟ بی عرضگی دولت خودتون رو به دیگران ربط ندید! مهاتیر محمد از رهبری تقدیر کرد که کرد! چه ربطی به پیشرفت داره!!
به هر حال این به قول شما سنگ اندازی ها و فتنه ها که ادامه داره! قطع هم نمی شه که گسترده تر هم می شه! نباید این نظام یک فکری برای حل این مشکل می کرد؟ مثلا از خروج نخبگان از این کشور جلوگیری می کرد و اونها را جذب می کرد! اونها از کارمندهای روسی و.. که بد تر نیستند! وقتی به اونها 3500 یورو ماهیانه داده می شه انتظار اینکه دانشجوی نخبه ارشد شریف بینظامی کردن یک کشور برادر جان افتخار نیست! افتخار نیست که نتوانی مشکل آتش گرفتن موتور ماشین را حل کنی و ناوشکن جماران بسازی!
مثلا واقعا تصور می کنید مهاتیر محمد دلیلی جز مناسبات سیاسی برای این تقدیر کردن داشته است؟ اگر هم داشته است برای کشور مالزی مناسب بوده است نه برای ایران!
مقام رهبری در مورد کهریزک عذر خواهی نکرد! ایشان بار دیگر برخی را مقصر دانستند و عده ای مجهول و… ما عذرخواهی فرمانده نیروی انتظامی را بابت کوی و کهریزک به یاد نداریم چه رسد به مقام
به پندار:
گفتي بشنو!تغيير شگفت همين بس كه امروز رسانه آمريكايي به قدرت ايران اذعان كردن برو همين الان تو تابناك ؛ رجاو صد جاي ديگه بخون!بعد گفتي اصلاح طلب ها به جز…بله دارند صداي آمريكا . بي بي سي و….و كلي پول از آمريكا (همون 400 ميليون آمريكا رو مي گم) دارن كه مي تونن تو نظام اقتصادي اخلال كنند كه كردند! ما هم منظورمون پيشرفت نبود ايشون به همون رهبري كه شما توهين مي كنيد خيلي احترام مي گذارند ! بعد گفتي گسترده تر مي شه فتنه ! كه اين رو مردم نشون دادن در 22 بهمن كه كاملا بر عكسه! نخبگان رو شما از كجا مي دوني كه بيشتر از قبل جذب نمي كنه؟ اگه منظورت به خروج دانشجويان از ايرانه كه آمار ها داره با اين حساب ميشه خيلي از همين ها بر مي گردند كه اين در آمار قبلي منظور نميشه! بعد گفتي از ما هاتير محمد ! ببين اون زماني كه اون اومد ايران مدتها بود هيچ منصب دولتي نداشت و براي يك سفر شخصي آمد براي همين اصلا مناسبات سياسي اصلا وجود نداشت كه بخواهد به آن توجه كند نگفتن اين حرف هم برايش هزينه نداشت كه هيچ برايش بهترم بود!!!!!!! بعد در بند آخرت يه چيزايي گفتي كه اگه نمي دونسم فكر مي كردم شما تو تيز هوشان درس خوندي بابا آقا از خانواده اون اشخاص عذر خواهي كردن نبايد از شما اونهم تو تلويزيون عذر خواهي كنن شما ته پيازي يا سرش
آقای حسینی در مورد چیزهای کذب صحبت می کنند! نه اینکه 95 درصد پستهایتان در این رابطه باشد که دشمن به 100 نفر فتنه گر جنبش سبز(یکیش خود بنده) امید بسته که به نظام و کشور ضربه بزند. چرا سعی دارید دشمن و ما اندک فتنه گران را از این حماقت خارج کنید! دشمن نادان که برایتان بهتر است! برید ببینید دولتتون در بودجه 89 چه کولاکی کرده!
برید به تحسین احمدی مشغول شید که تنها مونده.
دوست عزیز آقای حسینی در مورد چیزهای کذب صحبت می کنند! نه اینکه 95 درصد پستهایتان در این رابطه باشد که دشمن به 100 نفر فتنه گر جنبش سبز(یکیش خود بنده) امید بسته که به نظام و کشور ضربه بزند. چرا سعی دارید دشمن و ما اندک فتنه گران را از این حماقت خارج کنید! دشمن نادان که برایتان بهتر است! برید ببینید دولتتون در بودجه 89 چه کولاکی کرده!
برید به تحسین احمدی مشغول شید که تنها مونده.
دوست من، آقای حسینی در مورد چیزهای کذب صحبت می کنند! نه اینکه 95 درصد پستهایتان در این رابطه باشد که دشمن به 100 نفر فتنه گر جنبش سبز(یکیش خود بنده) امید بسته که به نظام و کشور ضربه بزند. چرا سعی دارید دشمن و ما اندک فتنه گران را از این حماقت خارج کنید! دشمن نادان که برایتان بهتر است! برید ببینید دولتتون در بودجه 89 چه کولاکی کرده!
برید به تحسین احمدی مشغول شید که تنها مونده.
سلام، واقعا جواب دادن نداره ولی دیدم که سه بار هم نوشته اید! جوری که انگار شدیدا هم به آن معتقدید! “تنها مونده”؟؟!! به نظرم به فکر دوست سبزتان باشید بهتر است! فقط آخرین نمونه اش اظهارات امروز شکوری راد مشارکتی را بخوانید:)
اشتباه كرديد مهدي خان!واقعا جوابي نداريد! انتظار نداشتيد كه يك جنبش سبزي اين سوالي كه من از آقاي حسيني پرسيدم رو پاسخ بده؟ در ضمن گاهي اوقات كه يك كامنت رو مي ذارم اول نمياد. به خاطر همين مجدد مي گذارم. در مجموع 3 بار شد!
شكوري راد در جنبش مشاركت مثل كواكبيان در اصلاح طلبان مجلسه! يك به اصطلاح دوستان ! نفوذي!
به pendar
جالبه که هر کی مطابق میل شماها حرف نزنه یا نفوذیه یا بهش قرص دادن یا هیپنوتیزمش کردن یا شکنجه اش کردن.
از نظر شماها فقط حرف کسی معتبره که مخالف شما حتی فکر هم نکنه چه برسه به اینکه بخواد فکرش رو بلند بلند بیان کنه.
واقعا که!
از نظر شما حرف کی معتبره خانوم یک ایرانی؟
به آزادی
حرف کسی که حق رو میگه معتبره حتی اگه بضرر منافع حزبی یا گروهی تموم بشه.
حق هم چیزیه که با عقل و منطق و استدلال و آموزه های دینی منافات نداشته باشه.
مثلا من حرفای محمدرضا تاجیک رو از روی فیلم، روی کاغذ آوردم تا بتونم چند بار بخونمش. حرفاش همه بر اساس منطق بود نه احساس اما نمی دونم چرا اصلاح طلبا سر و صداشون بلند شد که این آقا رو هیپنوتیزم کرده بودن که این چیزا رو بگه. هیچکدومشون تاکید می کنم که هیچکدومشون حتی یک نقد بر علیه حرفای تاجیک نتونستن بنویسن و نتونستن حرفاش رو با منطق و دلیل، رد کنن.
اگه بخوای همین امشب و فردا بیدار می مونم و صحبتهاش رو اینجا تایپ می کنم که فکر می کنم به اندازه ی 50 ، 60 تا کامنت معمولی، جا بگیره چون تقریبا دو ساعت حرف زده اما حاضرم لااقل پاراگرافهای مهم حرفاش رو اینجا بنویسم تا ببینید که نباید همینجوری فقط با یه جمله ی «طرف رو هیپنوتیزم کردن یا طرف نفوذیه یا طرف قرص خورده یا شکنجه شده» کل حرفاش رو نشنیده گرفت.
به یک ایرانی!
من حتم دارم اگه آقای تاجیک این کامنت شما رو بخونه از شدت یاس و ناراحتی و البته استیصال! میره خودشو می کشه!!
به قول خودت شوخی بودا… به دل نگیری! ؛ )
ببین آزادی
مثلا صادق زیبا کلامی که چند روز پیش تو شبکه چهار و توی یه برنامه ی زنده، به هویتی که رضا خان براش به ارمغان آورده افتخار کرد، خیلی راحت تر از اون می تونست یه مقاله بنویسه و حرفای تاجیک رو توی روزنامه با استدلال و منطق رد کنه نه روی هوا.
معمولا از روی اجبار، عقل از کار میفته و انسان حرفایی می زنه که مخاطبانش میگن این چرت و پرتهای دور از «عقل» چیه که این آدم داره میگه؟
اما بدبختی اینجاست که تو فکر می کنی تاجیک از روی اجبار، منطق و عقلش بکار افتاده که اگه اینطور باشه باید بحالش تاسف خورد و به روح خسرو گلسرخی مارکسیست درود فرستاد.
یک ایرانی جان…
صادق زیباکلام عزیز کی برنامه داشت که من ندیدم؟! برای خودم و این صدا و سیما متاسفم که منو با خودش اینقدر غریبه کرده… آه ه ه
اما در مورد عقلی که گفتی به همون خدایی که بهش اعتقاد دارم، نمی دونم با چه زبونی بگم که عقل و منطق من نمی تونه باور کنه یه نفر بعد از سالها فعالیت و اعتقاد بر یک جریانی، ظرف چند روز اصلا بگو چند ماه اونم تو زندان و نه در یک فضای باز و آزاد ، تا این حد نظرش برگرده و هر چه که بوده و کرده رو اشتباه قلمداد کنه! دست خودم نیست.. یک ایرانی! عقل من نمی پذیره چنین مطلبی رو! من هم که بارها همینجا گفتم به شدت عقل گرا هستم!
این آقایون زندانی چرا فقط تو زندان از این رو به اون رو میشن؟ چرا ارشادگران یه شب نرفتن خونه ی این آقایون و با رویی خوش اونها رو متوجه اشتباهشون نکردن و بر نگشتن خونه هاشون؟ مگه غیر از اینه که ادعا میشه افرادی مثل تاجیک و ابطحی و حجاریان و … تو زندان توجیه شدن؟ این چه جور توجیه شدنیه که فقط تو زندان امکانش هست؟ خداییش جوابمو بده! چون من جواب می خوام… به خصوص از تو که همیشه آماده ی جواب دادن هستی و میشه روت حساب کرد… عقل منو توجیه کن یک ایرانی…. ازت خواهش میکنم…
و اما در مورد گلسرخی…. درود برشهامت گلسرخی…. اما باز هم عقل من میگه ظرفیت آدمها با هم فرق میکنه… ما تاج زاده رو هم داریم.
و یک چیز دیگه… اگه پای خانواده هاشون در میون باشه، شاید بتونن از خودشون بگذرن ولی چطور راضی بشن که خانواده هاشون هم….
یک ایرانی عزیز… تو قبول نکن… ولی من میدونم که کجا داریم زندگی میکنیم!!
آزادی جان
زیبا کلام روز شنبه مهمون تلفنی برنامه بود. روز یکشنبه هم خودش اومد توی برنامه.
برنامه ی ” سیاست ایرانی ” ساعت حدود یه ربع به نه از شبکه ی چهار پخش میشه و موضوع برنامه هم ملی شدن صنعت نفت بود.
به آزادی
اینجوری که نمی شه جوابت رو بدم. اینجا پر از سر و صداست. باید دو تایی یه چند ماهی بریم تو یکی از سلولهای اوین. بعدش کل اون چند ماه رو سکوت کامل بکنیم، فقط هر چند لحظه من بهت میگم: جان؟
و بعد تو یه نکته ی تازه ی دیگه رو که توی سکوت بهش رسیدی رو برام میگی، که بقول شاملو: در این سکوت، حقیقت ما نهفته است، حقیقت تو و من.
راستی آزادی
یاد یه جمله از صادق زیبا کلام افتادم توی همین مناظره ی شبکه چهارش افتادم. گوش کن:
آنچه رضا خان انجام داد، همه خدمت است و خدمت است و خدمت.
فکر کن!
مجری فردا شبش مجبور شد کلی توضیح بده که نظرات مهمونای این برنامه، نظر شخصی خودشونه و ربطی به دیدگاه های صدا و سیما نداره و آدما آزادن تا هر چی دلشون می خواد توی این برنامه بگن.
پس اینطوریاس یک ایرانی جان!!
اون وقت میتونم بپرسم تو رو واسه چی همراه من می فرستن تو سلول؟ بخاطر اینکه تو اون چند ماه سکوت مطلق! به اعتقاداتت محکمتر بچسبی یا صرفا جهت سنجش میزان اصلاح پذیری من؟؟!
راضی نیستم تو زحمت بیفتی یک ایرانی جان… حاضرم سر به بیابون بزنم…قول می دم بعد از چند ماه که برمیگردم اصلاح شده باشم تو سکوت مطلق و بدون هیچگونه تبادل اطلاعاتی! البته اون وقتم یه جور دیگه ای نیاز به اصلاح! دارم قطعا!! : ))
ولی خودمونیما… نتونستی عقلمو توجیه کنی….حالا شاید از قول شاملو تونسته باشی احساسمو توجیه کنی ولی عقلمو خیر! متاسفم!
در مورد زیباکلام هم باید بگم امان از این اجباری که مجری برنامه رو به هول و ولا انداخت!!
( کیف کردی چطور زیباکلام رو دور زدم؟!) ؛ )
آزادی جان
اول اینکه سکوت هیچ جا، سکوت اوین نمی شه.
دوم اینکه تبادل اطلاعات چیه؟
اگه من نباشم بعدش میای بیرون و چند به شک می مونی که بهت قرص توهم دادن یا آمپول توهم تزریق کردن یا شکنجه ات کردن و داغ بودی حالیت نشده، یا اینکه هیپنوتیزمت کردن.
بالاخره من باید باشم که شهادت بدم که هیچکدوم اینا نبوده و تو فقط یه نفوذی بودی که به درون خودت رسوخ کردی و تراوشات فکریت شده اون چیزی که توی تلویزیون اعتراف کردی.
به آزادی
اتفاقا زیبا کلام یه بار دیگه هم مجبور شد یه حرفی بزنه که دلش نمی خواست!!!!!
زیبا کلام یه بار که توی رادیو گفتگو مهمون تلفنی بود، گفت: اگه خاتمی، یک دهم شجاعت احمدی نژاد رو داشت، ما غمی نداشتیم.
با این حرفش باعث خنده ی کارشناسایی شد که نشسته بودن توی استودیو و صدای خنده های زیر زیرکیشون از رادیو کاملا شنیده می شد.
یک ایرانی جان
گفتی : ” سکوت هیچ جا، سکوت اوین نمی شه.” اینکه بر منکرش لعنت!!
منتها چیزی که وجود داره اینه که من میترسم در حین اون تحولاتی که داره تو اون سکوت سرشار!! تو ذهن و درون من اتفاق می افته، با “جان؟” گفتن های ناگهانی تو تمرکزم به هم بخوره و هر چی که تو اون مدت رشته بودم پنبه بشه!!
بعدشم بازم راضی به زحمت تو نیستم واسه شهادت! می شه لطفا پیشنهاد بدی یه مدار بسته تو سلول من کار بذارن تا بعدا فیلمِِ خودِ متفکرمو تو سکوت و آرامش مطلق ببینم؟! ( البته مدت فیلم عینِا برابرِ مدت بازداشتم باشه ها!) مرسی!
چرا فکر می کنی این حرف زیباکلام از روی اجبار بود و دلش نمی خواست بیان کنه؟! این نظرشه و محترم… منتها باید دید این شجاعت جناب احمدی نژاد از کجا نشأت میگیره! این خیلی مهمه ! و البته دلم سوخت برای زیباکلام که مجبور!! بود به این نکته اشاره نکنه!
جان؟
چی گفتی آزادی جان؟
اختیار داری عزیزم
صدای من لطیف تر از این حرفاست که بخواد تمرکزت رو بهم بزنه. من هر جانی که بگم، کارایی سلولهای مغزیت، تصاعدی میره بالا.
در ضمن گفتی فیلم، منو یاد فیلم «یادداشتهای کوئیلر» انداختی.
ببخشید ولی تفکر در سکوت مطلق!!!، معمولا به جاهای باریک کشیده میشه و ممکنه نگهبان سلولت از این تفکر در سکوت، حوصلهاش سر بره و خودش اسلحهشو بده بهت و بگه بیا خودکشی کن.
آره جونم
بهتره بذاری منم باشم.
اصلا همین جان، جان گفتنای من، فضای امنیتی سلول رو میشکنه و روحت رو جلا میده.
آقاي حسيني
من خواستم ايميلم رو در email subscription وارد كنم اما سايتش فيلتر بود
ايميل شما رو هم نميدونم تا بهتون ميل بزنم
چون ميخواهم اون لينكي رو كه قولش رو داده بودين ببينم
براي همين بعد از اين كامنت يك كامنتي با ايميل واقعيم براتون ميذارم
فقط قولتون يادتون نره!
سلام، بخوانید بی ربط نیست. البته با کسب اجازه از محضر “بیت”! امام(ره).
* * *
حجتالاسلام سید علی محمد بزرگواری عضو حزب جمهوری اسلامی در نامهای به سید حسن خمینی به وی توصیه کرد راهی که سید حسین خمینی طی کرده را نرود.
حجتالاسلام سید علی محمد بزرگواری نوشته است:
جناب حجتالاسلام حاج سید حسن خمینی
اظهارنظر حضرتعالی در خصوص رحمانیت حضرت امام رضوانالله تعالی را مطالعه کردم. به عنوان یک طلبه و هم لباس حضرتعالی در مجلس شورای اسلامی بر خود لازم دیدم که توصیههایی هرچند کوتاه را به شما گوشزد نمایم.
1- در آموزههای قرآنی و دینی آموختهایم که انسان کامل مظهر اسماء الهی است و فرزندان راستین امام(ره) اعتقاد دارند که بعد از پیامبر اسلام(ص) و ائمه اطهار(ع) حضرت امام خمینی(ره) مصداق و نمونه کاملی از انسان کامل است که توانسته بود خود را مظهر اسماء الهی قرار دهد و مظهری از جلال و جمال الهی باشد و میدانید که جای ظهور رحمانیت خداوند در دنیا است که هم در صاعقه و رعد و برق و فوران آتشفشانها و لرزشهای ویرانگر زمین آنرا مشاهده میکنیم و هم در ریزش قطرات لطیف باران و رویش گلها و گیاهان سرسبز میبینیم و امام عزیز این چنین بودند که اشداء علیاللکفار و رحماء بینهم بودند بر استکبار جهانی و صهیونیسم جهانی و ایادی آنها مانند جبهه ملی و لیبرالها و منافقین و آشوبگران و فتنهانگیزان میشوریدند و با ملت خود و مستضعفین عالم و بسیجیان و خانوادههای شهدا مصداق اکمل رحماء بینهم بودند و هر دو باب از حمانیت امام بودهاند.
2- شما در برابر برنامه شاخص صدا و سیما و اظهار نظر دلسوزانه اصولگرایان از خود عکسالعمل نشان دادید سلمنا که اظهارنظر حضرتعالی در باب رحمانیت امام بجا بود. اما از شما سئوالهایی داریم چرا وقتی که اصل ولایت فقیه که میراث گرانبهای امام دکترین نظام اسلامی به دنیا معرفی شده است مورد هتک حرمت قرار گرفت و حامیان سران فتنه آنرا نفی کردند سکوت اختیار کردید و هیچ عکسالعملی نشان ندادید.
چرا وقتی که قدس و مسئله فلسطین که از یادگان بنباینگذار جمهوری اسلامی است مورد اهانت و بیحرفمتی قرار گرفت و شعار نه غزه نه لبنان از حلقوم کثیف عوامل بیگانه سر داده شد هیچ افاضه فیض از حضرتعالی سر نزد.
چرا وقتی که عاشورا و فرهنگ عاشورائیان مورد هتک حرمت رجالههای ابن سعدهای زمان قرار گرفت با اینکه میدانستید که روح عاشورایی امام(ره) بود که از امام حسین(ع) زمان بوجود آورد و بر اساس فریاد عاشورایی امام که خون بر شمشیر پیروز است ملت ایران حکومت طاغوت را سرنگون ساخت ولی باز سکوت کردید و با سکوت خود بر عمل شنیع یزیدیان زمان مهر تائید زدید.
چرا وقتی که کسروی و سلمان رشدی ایران یعنی عبدالکریم سروش بعد از غیر و حیاتی دانستن قرآن و نفی عصمت پیامبر و ائمه اطهار(ع) و امام را به عنوان یک فرد مستبد که حتی حاضر نیست کلمه دمکراسی را در کنار جمهوری اسلامی بکار ببرد معرفی میکند باز شما سکوت کردهاید.
3- آقازاده عزیز شاید از خاطر مبارک شما محو شده باشد اما فرزندان و فداکاران واقعی امام و انقلاب اسلامی حضور سید حسین خمنینی را در کنار بنیصدر و لیبرالها و منافقین فراموش نکردهاند که بعد از نهیب امام به ایشان برای همیشه در تاریخ انقلاب اسلامی محو شدند تا جایی که در عراق خواستند به عنوان عوامل بیگانگان عمل کنند ولی آنجا هم به عنوان یک مهره سوخته پذیرفته نشد.
عزیزم ما دوست داریم که حضرتعالی به عنوان سلاله امام و یادگار آن پیر سفر کرده در هندسه الهی نظام بمانید و شما را در کنار سران فتنه مانند موسوی و کروبی و خاتمی نبینیم بلکه شما را در کنار خلف صالح امام(ره) و ولی فقیه زمان حضرت آیتالله خامنهای ببینیم.
گرچه با وجود مارهای خوش خط و خالی مانند محمدرضا خاتمی و انصاریهای لانه کرده در بیت نگران هستیم که همچنان شما را به آن سمت سوق دهند و در خلوتها با آنها نشست هایی را برپا کنید.
4- آقازاده عزیز در همان ابتدای حضور در حوزه از آموزههای ولایی حوزه فهمیدهایم که والله اعلم حیث بجعل رسالته انتخاب پیامبران و ائمه بر اساس این عنایت بوده است و در زمان غیبت هم یقینا مرجعیت عامه و اعلمیت بر اساس عنایت و لطف الهی بوده است و در میان همه مراجع تقلید زمان امام(ره) و عدهای از مراجع مانند شریعتمداری قبای رهبری را آماده کرده بودند ولی آنکه در دلهای ملت قرار گرفت ولایت و رهبری بینظیر حضرت امام خمینی(ره) بود که حتی نیاز به خبرگان رهبری هم نداشت و بعد از رحلت حضرت امام با اینکه بعضی از علما و مراجع دیگر به عنوان رهبری بعد از امام مطرح بودند ولی خداوند که یحول بین المره و قلبه هست اراده همه خبرگان را متوجه خلف صالح امام حضرت آیتالله خامنهای نموده و ایشان به عنوان رهبر بیبدیل برگزیده شدند.
امید است که وسوسه خناسان، آینده شما را به خطر نیندازند بگذارند با ادامه تحصیل برای آینده نظام و ملت ایران نقش درخشانی داشته باشید.
5- آقازاده عزیز قبل از اینکه به صحنه قیامت وارد شوید و در حیات واقعی مورد خطاب بل الانسان علی نفسه بصیره قرار گیرند، امیدوارم با وجدان انسانی خود خلوت کنید و این آیه شریفه را بر نفس خود عرضه بدارید و راه بصیرت طلبی را پیشه کنید و با بصیرت و آگاهی دنیای پیرامون خود را تجزیه و تحلیل نمایئید و انشاءالله همچنان در کنار مقام معظم رهبری و هندسه الهی انقلاب بمانید و به عنوان یادگار امام(ره) برای ملت مورد احترام باشید.
در پایان یادآوری میکنم که ای عزیز:
نوههای واقعی امام آنهایی بودند که حماسه 9 دی را بوجود آوردند و ای کاش شما هم در کنار آنها میبودید و فرزندان واقعی امام آنهایی بودند که حماسه 22 بهمن ماه 88 را بوجود آوردند و ای کاش شما هم در کنار آنها میبودید.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته
ملوان زبل جان با اين دستور آشپزيت نشون دادي يك كدبانوي تمام عياري
فقط نمك غذاشو خودت بعهده بگير كه سر آشپز اندازشو نميدونه گاهي خيلي شور ميشه گاهي برعكس…. راستي شما يكبار با آيدي كارآگاه گجت اينجا كامنت نذاشتي؟
cccccccccccccccccc
آقاي حسيني
واقعيت اينه كه منتقدين ؛ معترضين؛سبزها يا هر اسمي كه ميشه رو مخالفين فكري شما گذاشت ؛
براشون مهم نيست فلان شخص بيست سال پيش چه فكر يا روش سياسي اي داشته براشون جهت گيري امروز افراد مهمه چون انسانها دائم در پروسه تغيير و تحولند و افكار و نظراتشون اگر نگم ثانيه اي سال به سال در تغيير و تكامله براي همين ملاك ما گفته هاي يك شخص در nسال پيش نيست اگر ميبينيد بعضي مواقع از صحبتهاي مسئولين فقيد يا رهبر فقيد فكت مياريم براي نشون دادن به شماست كه قائل به اشخاصيد وگرنه كه ما معتقد به گفته ايم نه گوينده پس همزمان ميتونيم از تند رو ترين افراد تا كند روترينشون سخنان خوبشون رو ملاك بدونيم
یلدا جان
پس چرا وقتی گفته میشه که امام خمینی فرمودند ملاک حال فعلی افراده، سبزا میگن چرا این حرف رو می زنین؟ موسوی نخست وزیر امام بوده و اگه ببرینش زیر سوال، یعنی اینکه اونموقع هم آقای خمینی اشتباه کرده که همچین آدمی رو قبول کرده.
اینا میشه تناقض دیگه، نه؟
خانوم يك ايراني
1- گفتم كه براي شما ها ميگوييم چون آقاي خميني رو در حد قديس قبولش داريد
دوم اينكه بازهم گفتم اكثر ما معتقد به خط امام نيستيم و جهت گيري فعلي افراد برامون مهمه و منهم نديدم كسي به اين حرف اعتراضي بكنه چون خود سبزاي اصلاح طلب هم زير سوال ميرند چون طرز تفكرشون نسبت به قبل تغيير عمده كرده
شما فرد خاصي رو ميشناسيد كه به اين حرف امام اعتراض كرده باشه؟
به یلدا
خانم دو طرفه بازی می کنی؟
برو بالای پست ببین اون ali چه طور به این نظر توپیده که ملاک حال فعلی افراده
“بی دلیل نیست که طرفداران دولت مدام با طبل فراموش کردن گذشته و دیدن حال افراد اصرار دارند”
یشون معتقدن که سبزا نمی گن ملاک حال فعلی افراده بلکه حکومتیا برای خراب کردن سبزا و اثبات خودشون این حرفا رو می زنن
در ضمن اگه این نبود که هزار تا استدلال اجغ وجغ نمی آوردن که نخست وزیر امام و فقیه عالیقدرو اجازه دار از امام و … نه تنها موجب شایسته بودن می شود بلکه موجب بایسته بودن هم میشود
من بزرگترین استدلال موسوی رو بر تقلب این جور می دونم
مردم از امام بر نگشته اند
و من نخست وزیر مورد علاقه امام بوده ام
پس من توسط مردم انتخاب شده ام
و اگردولت جور دیگری اعلام کرده پس تقلب شده است
اما دلخور نشو
گروهی اندک که برخی از آنها حالشان خوب است و توهم باعث نشده نوک دماغشان را هم نبینند با شما خانم محترم هم عقیده اند و می گویند ملاک حال فعلی افراد است
اینان دو دسته اند
یا از آرمانهای امام دل بریده اند و معتقدند جامعه نیز اینگونه است و نتیجه می گیرند که محبوبند
یا واقعا چیزی برای از دست دادن ندارند چون خوب و شریف زندگی کرده اند و حال وسابقشان فرق نمی کند اینان بر آرمانهای امامند و در شناخت مصداق و تطبیق با ما مخالفند و بسیار اندکند و برایمان بسیار محترم چرا که شرافت انسان موجب احترام است
راستی چرا ایمیل واقعی نمی ذاری؟
خوب یه ایمیل با مشخصات غیر واقعی بگیر ولی این امکان که بشه بات تماس گرفت رو از بین نبر
می خواستم بهت خبر بدم دیدم ایمیلت درست نیست
به جلال
شايد بهتر باشه اينبار اگر حرفي ميزنم از جانب خودم بگويم نه جمع چون اينطوري به واقعيت نزديكتره بخصوص اينكه من در خيلي موارد فقط مثل خودم فكر ميكنم……..
اما درمورد ملاك حال فعلي افراد از نظر عقيدتي گفتم نه عملكردي كه به لحاظ عملكردي براي من گذشته افراد هم خيلي مهمه به طور مثال كسيكه در گذشته بواسطه يا بي واسطه عامل قتل و غارت و شكنجه ونابساماني افرادديگري شده از ديد من فراموش نميشه حتي اگر بخشيده باشمش……
از طرفي كسيكه زماني كار مثبتي براي كشور كرده مثل مقاومت در برابر دشمن يا كار آمدي براي كشور هم قابل فراموشي نيست و ناديده گرفتنش بي انصافيه و همينطور كسيكه در زمان مشكلات در پس پرده بوده و خنثي اما الان بخواهد با دروغ و فريب از گذشته افتخار آميزش صحبت كند يا با پاك كن اونو پاك كند و فقط به حال استناد كند ؛ به نظر من استفاده ابزاري از موقعيتيه….
با در نظر گرفتن موارد بالا؛ بعله براي من ملاك حال افراده حالا اينكه مهندس موسوي در سال 60 به خاطر جو غالب اونزمان از لحاظ فكري بسيار راديكال بوده اما الان باگذشت زمان و تغيير شرايط نظرات ايشون هم تعديل شده براي من پذيرفتنيه….
همينطور كه معتقدم اگر امروز آقاي خميني يا حاج احمد هم زنده بودند نظراتشون ؛ نظرات 30سال پيش نبوده و تغيير كرده بود ؛همونطوريكه آقاي خامنه اي هم فرد 30 سال پيش نيست………
با اين تقسيم بندي شما هم موافق نيستم چون معتقدم نسل دهه دوم و سوم انقلاب اصلن مثل والدينشون فكر نميكنند و هيچ نوستالوژي اي هم از انقلاب ندارند و از جنگ هم كساني همچون من كه فقط دلهره هاي موشك بارانش رو بياد داريم و نسل بعد كه اونرو هم نميداند…
پس شما تفكر خودت رو نبايد به جمع كثيري تعميم بدي…
و ما اندك هم نيستيم و البته وابسته به كسي يا جايي هم نيستيم و افراد هم برامون مهم نيستند بلكه جهت گيري فكري و عملكردي اونا برامون مهمه…. اگر اينجا جمع بكار بردم چون مي خواستم از زبان همه اونهايي بگويم كه صادقانه براي تغيير به پاي صندوقهاي راي آمدند…..
اما در ميان مايي كه راي داديم گروهي از ما همچنان از آقاي خميني با همه نقاط مثبت و منفيش حمايت ميكنند و گروهي كه منهم جزو آنهاهستم فقط از عملكرد مثبت ايشون حمايت ميكنيم و البته گروهي هم هيچكدام….
ايميل هم همونطور كه گفتي يه دونه يدكي براي روز مبادا درست كردم! و براي آقاي حسيني گذاشتم
و اگر گذرم به سايت شما هم افتاد اونجا هم با ايميل جديدم نظر ميذارم
چه خبري ميخواستي بدي؟ خبراي خوب آيا؟!
=========
ميشه اين نظرت رو هم توضيح بدي؟
“من تابع آقای خامنه ای هستم و به این تابعیت افتخار هم می کنم
اما تابعیت به معنای تبعیت فکری و بستن اندیشه نیست”
وقتی گذرت افتاد؟ تا اون موقع که بچه ی مردم از دست رفته!
به یلدا
اینکه عقیده خودت اینه خیلی خوبه
بچه های نسل جدید هم شامل بحث ما نمی شن
چون از این عقیده برای تغییر صحبت بود و نسل جدید تغییر ندارن همینن که هستن
نوستالوژی رو هم اولا که همه نیستن همین بسیجی ها که می بینین خیلی شون از همین ها هستن
ثانیا جوانی یعنی عدم تثبیت عقیده همونطوری که دانشجویی یعنی ایده آلیستی
من اعتقاد رو گفتم نه عملکرد رو
گفتم که همون وابستگی آرمانی رو باهاش کار دارن برای حکومتشون
در ضمن به نظر من افراد در شرایط مختلف فعال می شن
بی تفاوت بودن بده ولی اگه کسی در زمانی به نتیجه ای رسید که موجب فعال شدنش شد نمی شه بهش خورده گرفت و بازیش نداد یه خورده سختگیرانه فکر می کنی
به کامنتی که تو وبلاگم گذاشته بودی مراجعه کن
جواب اونچه گفته بودی رو منظورم بود همین
در ضمن به سراغ من اگر می آیید …
فحشاتان دم در
ذهن ها رو به خدا
سایه بانی ز صفا بر سرتان
محفلی گرم و خداییست اینجا
جایتان هم خالی خالیست اینجا
اینا شوخی بود قدمتون سر چشم
به نجوا
بابا شما هم راه افتادی هر جا ما میریم یه پشت پا بهمون بزنیا
نمی دونم کی هیزم تر به شما فروخته به حساب ما گذاشتین
ما اصلا هیزم فروش نیستیم هندونه فروشیم البته علی رضا می گه خودم نمیدونم
اگه بگین تقصیرم چیه جبران می کنم قول می دم
به یلدا
اونقد از کامنت نجوا دلخور شدم که یادم رفت به آخر کامنتت جواب بدم
ما تابع آقای خامنه ای هستیم یعنی خود رو موظف می دونیم از دستورات حکومتی ایشون اطاعت کنیم
اما لزوما مثل ایشون نباید فکر کنیم و نمی کنیم
اگر قرار بود مثل ایشون فکر کنیم دیگه رای دادن معنی نداشت
باید ایشون معین می کرد و ما تبعیت
تصمیماتی که ایشون می گیرن لازم التباعه اگرچه ممکنه باهاش در مبانی یا موضوعات موافق نباشیم یعنی مثلا مبنای سیاست یا این واقعه به خصوص به عنوان مبنای یه تصمیم گیری
اتفاقا مفهوم آزادی اندیشه که ما معتقدیم به بهترین نحوی توی اسلام و حکومت اسلامی هست یعنی همین
به بعضیا نگا نکن که تنگ نظری هاشونو به حساب اسلام میذارن و با چوب تبعیت از ولی فقیه و مبارزه با ولایت فقیه به سر مخالفین می کوبن و عقاید خودشونو و نه دستورات ولی فقیه رو تحمیل می کنن
اصلا نقد کردن با همین شیوه ممکن می شه
به شرط اینکه خودمونو صاحب اندیشه صحیح و نهایی ندونیم
چون پارامترای مد نظر هر کس برای اظهار نظر متفاوته چون انسانها متفاوتن
و ولی فقیه فصل الخطابه چون اونه که موظفه برای مصالح تصمیم نهایی رو بگیره
نقد به معنای تخطئه که تو غرب رایجه و ابزار ریاسته از نظر ما مذمومه
ولی طرح نظرات متفاوت و مخالفت های نظری که استدلال داشته باشه و نشون بده که پارامترای خاصی توسط رهبر به کار گرفته نشده رو اگه با پارامتر رهبری رهبر و عدالتش جمع کنی همیشه به بهینه شدن سیستم منجر می شه
ایشالا در این باره تو بخش “زمین و زمان” وبلاگم مفصل می نویسم
قصدم تبلیغ از سایتم نیست کامنتای مفصل بی ربط واقعا مدیریت اینجا رو مشکل کرده
اگرچه حسینی عزیز تحملش زیاده و سعه صدر داره
و دوستش دارم
بدون شرح از امام :
“ما اميد داريم که ايران اولين کشوري باشد که کوچکترين فرد ايراني بتواند آزادانه و بدون وجود کمترين خطر به بالاترين مقام حکومتي انتقاد کند و از او در مورد اعمالش توضيح بخواهد” (حضرت امام خميني/ صحيفه نور، جلد پنجم، صفحه ۵۳۲)
چه جالب آقای خمینی! بسیار خندیدیم!
کدخدا جان!
باور کن منم با خوندن این کامنت شما ناخودآگاه با صدای بلند خندیدم… بی هیچ قصد و اراده ی قبلی ای!
دردا و دریغا….
به كدخدا
خوب الان هم همينطوره ديگه
شما هرچه دل تنگت ميخواد بگو فقط وقتي ميري تو خيابون مواظب تير چراغ برق هم باش آخه اتفاق خبر نميكنه!
و البته باید مواظب باشی یک وقت از پل پرت نشی پایین، یا یک نفر با ماشین دزدیده شده نیروی پاس ور زیرت نکنه ( ما بچه بودیم فقط بتمن میتونست ماشین پلیس بپیچونه، اما الان همه شدن بتمن) یا مواظب باشی یک وقت خودتو نکوبونی به باتوم برّ و بچههای مظلوم بسیجی!
بالاخره اتفاق دیگه!
پیش میآید!
یا مواظب باشی راهتو گم نکنی بری کهریزک که دست عوامل خودسر بیفتی…که اگه بری عواقبش پای خودته!!
به کدخدا :
ببین خودت داری می گی انتقاد نه فحاشی این چیزها که من دیدم انتقاد نبود اینه معنی درست فحاشی بود ! از همین الان جواب سوال بعدی رو بدم بله تا حالا انتقاد شده آخرینش که برات بگم مناظره کوچک زاده و مزروعی بود که مشروحش تو رجا نیوز اورده می تونی بری بخونی!
Chahar ta az fohsh hayi ke man dadan ro benevis binam!
Moshkeletoon midooni chie? Nemikhahid hichi ra ghabool konid! Har moshkeli pish miad michasboonid be yeki v fekr mikonid hal shode!
Enghad khodeto be khaab nazan
kahrizak eyefagh oftade
ghatl NeDa etefagh oftade
taghalob etefagh oftade
toghif etefagh oftade
zadan javonaye marrdom etefagh oftade
ghazie kooy etefagh oftade
hala hey to begoo fahashi…. Foshaye Mano begoo dige
به كد خدا :
گفتي حالا خوب بشنو ! من اصلا در مورد شخص شما صحبت نكردم كه شما به خودت گرفتي من گفتم الان حداقل اون چيزي كه من ديدم فحش بوده تا انتقاد باشه اين از اولي البته من تو كامنتتون ديدم كه به حرف امام خنديد من هم در پاسخ به آن گفتم نه به حرف هاي شما!!! بعد فرموديد من خودم رو به خواب زدن اگه اين خواب من به اين خواب افتخار مي كنم! بعد گفتيد كهريزك من هم به شما بگويم كه اگر آقاي خامنه اي اين مطلب را نگفته بود شما به چه شكل از اين قضيه مطلع مي شديد اين آقاي خامنه اي بود كه دستور جلوگيري داد بعد شما شروع به شانتاژ خبري كرديد ! البته همه اين مسائل نافي اين مصيبت نيست ما هم مي گوييم قصور و اشتباه شدهمان طور كه آقاي خامنه اي گفتند! بعد فرموديد قتل ندا من چيزي نمي گويم فقط شما رابه سايت كليپ مبارز ارجاع ميدهم در آنجا لينك سبز رنگي در كنار صفحه ميبينيد به عنوان دروغ قتل ندا آقا سلطان ديد نش ضرر ندارد مطمئن باش زياد نمي خوابي
http://www.mobarezclip.com
البته اين را من نمي گويم سايت بالاترين وآينده اين را به طور تلويحي تاييد كردند!!!!!!!!!!!!!!!!!
بعد فرموديد تقلب به شما بگويم واقعا اگر تقلبي بود سايت موسوي 2 روز بعد از انتخابات در سايت خود گدايي ادله از مردم نمي كرد!!!
بعد زدن مردم! آري حيف من عضو نيروهاي امنيتي نيستم وگرنه گردن كساني كه به مردم و اموال عمومي و هيئت عزاداري دست درازي كنند مي شكستم!! برا خط بعديتون هم دليل دارم كه ديگه دسم درد گرفت اينقدر تايپ كردم ! البته جواب برا اون پاراگراف زياده كافيه تو هم مثل من يه ذره بخوابي!
من خيلي وقت بود نمي اومدم
خوشحالم از اينكه باز فرصتي دست داد تا يك سر به اينجا بزنم
فكر مي كردم بعد اين مدت آقا اميد دست از سر موج سبزك ناچيز 500 نفره برداشته و به سراغ برنامه ها و طرح هاي اقتصادي دولت مي ره تا به ما بفهمونه بعد از 5 سال كه از عمر دولت مي گذرد چه دستاوردي براي ما د اشته اند با درآمد بيش از 360 ميليارد دلار!!
ولي نا اميد شدم.
در ضمن خبردار شدم آقاي حسين شريعتمداري درگير سرطان هستند و…
خوب از قديم گفته اند چوب خدا صدا نداره و هركس بخوره دوا نداره!
اميدوارم خدا ازش نگذره
کامنتم پیدا شد!!!!!!!! آقا شرمنده! فک کردم حذفیده شد!
پس خداروشکر شایعه بوده. آدم هیچوقت مریضی و مرگ را برای کسی نمیخواد حتی اگر مخالفش باشد…
آرزوی سلامتی برای همه..
ماشاا.. اینجا از بس شلوغه آدم گم میشه
)))))))
ازاد شدن رییس گروهک تروریستی پژاک (یکی از سبزهای خداجو و از حامیان جناب موسوی)توسط دولت دوست و برادر المان را به جناب مهندس و بانوی محترمه ایشان وتمامی سبزهای محترم تبریک عرض می کنیم.
بازگشت دوباره این خداجوی عزیز در استانه مراسم چهارشنبه سوری به دامان جنبش سبز را تهنیت عرض کرده و ازادی برادر دیگر خدا جو(ریگی سبز) از دست رژیم را از خداوند خواستاریم.
با نهایت سپاس از جنبش سبز
از طرف: صنف خداجویان سبز, صنف سبزهای خدایی, صنف حامیان سبز خدا, صنف گروهک های تروریستی مرزهای ایران, صنف مفسدین اقتصادی و اخلاقی , صنف رقاصه ها و مشروب فروشان داخلی و خارجی, صنف جاعلین اسناد , صنف پاچه خواران و نوکران صهیونیست ها ویانکی های خداجو, صنف…
وصل كردن تروريست ها به ما جنبش سبز واقعا احمقانه تر از اينه كه بشه راجع بهش بحث كرد! گند و لجن كهريزك و كوي دانشگاه و كشتار عاشورا و… رو كه پاك كرديد تازه سر و كله كساني پيش مي آيد كه سخن از اعدام هاي فله اي و… در نماز جمعه سر مي دهند از تروريستهاي يمن حمايت مي كنند و با دولت تروريست سودان سر ميز مذاكره مي نشينند! اين هم داستان معروف” فرار به جلو” است! صنفهاي خوبي را هم معرفي كرديد كه مويد حرف بنده است! صنف جاعلين سند” مرحوم مجعول كردان ” صنف پاچه خوران” دست بوسان ولايت و…” صنف نوكران صهيونيست” دوستان عزيز مردم اسرائيل” و…
خاك بر سر دولت و حكومت شما صاعقه جان كه ادعاي اسلامي بودن مي كند و هنوز بانكهايش با ربا اداره مي شود!
به پندار :
ای خدئا پدرت بیامرزه اگه مثلا ریگی از شما نیس خوب یه بهر اعلام کنید ! چرا اعلام نمی کنید؟ واقعا این سوالی که برا من حل نشده؟ بعد هم گفتید اون جنایت ها ما حداقل از اولیای دم عذر خواهی کردیم ودیروز دادگاهشون بود این حداقل در ظاهر یعنی ما با اونه نیستیم ولی شما چی ؟ ظاهرم نگه نداشتید؟بعد گفتی اعدام فلهای آیا واقعا اعدام کسی که در شیراز بمب گذاشته اعدام فله ای است!؟ ازکی تا حالا مردم بی پناه یمن تروریست شده اند!جاعل سندآن کسی است که وزیر آموزش پرورش خاتمی بود واز دانشگاه هاوایی مدرک داشت!!
بعد هم سعی کن ادبت به از دولتت باشه ! بد نیستا!!
من به عنوان یک جوان بیطرف مسلمون ایرونی بین جنبش سبز یا این نظام با همین شیوه حکومتی که هست این نظام رو میپسندم(به دلیل چیزهایی که این چند وقته از این جنبش دیدیم)
اما بعضی کارها باعث شده چند تا انتقاد از این نظام داشته باشم که حداقل حقوق یک شهرونده:
1-واقعا چرا بعضی(خیلی) سایتهای سیاسی فیلتر شده؟ مگه نمیگیم ازادی پس چرا نذاریم اونها هم حرفشونو بزنن ما که طرفدار این نظامیم حرف خودمونو تا کسانی که بیطرف هستن و دنبال حقیقت خودشون نتیجه گیری کنن؟(منظورم فقط سایتهای سیاسی هست)
2-مگه نمیگیم ازادی؟ پس چرا یک مسیحی یا یهودی یا هرکس دیگه حق تبلیغ دین و اعتقاد خودشو نداره؟ مگه دین نمیگیم دین اسلام بهترین و کاملترین دین هست(این حرف رو کاملا قبول دارم) من از خدامه با یک مسیحی یا یهودی یا حتی یک انسان کاملا بی دین بحث کنم ببینم تفکراتش یا اعتقاداتس چیه؟
3-من دربه در دنبال یک کتاب مارکس.روسو.لاک.دکارت یا هر اندیشمند دیگه ای از غرب هستم که بدون نقد یا سانسور باشه که ببینم اینها چی میگن. آیا واقعا این نقدها منسفانه هست؟
میخوام به هر دو گروه از دوستان بگم که وقتی میگیم شما انور خطی ما اینور فقط از نظر فکریه وگرنه با هم پدر کشتگی که نداریم.
فقط نظراتمون متفاوته. بعضی از دوستان نزدیک من طرفدار جنبش سبز هستند ولی باز هم صمیمی هستیم.اونها طرفدار لیبرالیسم هستند و ما طرفدار حکومت دینی همین.(البته حساب هتاکان به ازادی و حقوق مردم جداست)
این دو گروه باید نظراتشون رو اعلام کنند و مردم تصمیم بگیرند کدوم بیشتر به نفعشون و مطابق فرهنگها و باورهاشونه و همون رو انتخاب میکنن و هیچ حکومت و نیروی قهریه ای توان ایستادگی در برابر مردم رو نداره اگر مردم واقعا بخوان.(که فعلا نشون دادن همین نظام رو میخوان تا ببینیم در اینده چی پیش میاد-خدا کنه خیر باشه-)
من به عنوان کوچکترن فرد این جمع عزیز از همه دوستان خواهش میکنم به همدیگه احترام کامل بزاریم. به اعتقادات همدیگه توهین نکنیم. به مقدسات هم توهین نکنیم. اگر مثلا کسی مثل من که طرفدار اقای احمدی نژادم خدایی ناکرده به اقای موسوی توهین کنه نباید انتظار داشته باشه به افرادی که بهشون علاقه داره توهینی نشه.
بنابر این لطفا با همدیگه با احترام بیشتری صحبت کنیم و به نظرات مخالف هر قدر هم که به نظرمون سطحی و تکراری میاد احترام بگذاریم.
میخواستم از اقای حسینی هم به عنوان برادر کوچکتر خواهش کنم یک کم لحنشون رو در مورد این جنبش عوض کنن که برو بچه ها با دید منفی تو سایت نیان بالاخره این جنبش وجود داره و طرفدارانی هم داره که کم هم نیستن نه این که اکثریت باشن ولی هیچ هم نیستن پس بهتره گفتگوی منطقی کنیم تا بحث و جدل و فحش کاری.
مطمائنا هیچکس از لقب گرفتن خوشحال نمیشه.
این رو به برو بچه های جنبش سبز هم گفتم.(خواهشا عمل کنید-حرف غیر منطقی نزدم-)
به ما مجوز ندهید لطفا!
http://roozaaneh.blogfa.com/post-455.aspx
اینو از من داشته باشید به خیلی ها که خودشون خوب میدونن
اولا با کلی گویی جز اینکه جهالت و نادانی و سطحی نگری خودتونو اثبات میکنید چیز دیگه ای بدست نمی آرین . بعضی از دوستان نظرات جالبی دارن که نمیتونم چیزی نگم، درصد تعیین میکنن . رییس جمهور 30 درصد ، رهبری فلان درصد و فلانی هم چند درصد . این آمارهای مسخره رو از کجا آوردی : نکنه از مرکز آمار گرفتید . البته شما سابقتون در آمار دادن درخشانه و آمارهای آقای موسوی هنوز یادمونه. مگه آقای خاتمی و قماش دور و برش چه غلطی میخواستن بکنن که نکردنو و رهبری جلوشونو گرفت که حالا آقایون واسمون افه میان که ما قدرت انجام کارو نداشتیم ، قدرت دست یکی دیگه بود. فکر کردن هم خوب چیزیه والا . بالاخره ما هم توی همین مملکت داریم زندگی میکنیم ، کور که نیستیم و چه بسا از خیلی ها هم که پرده تعصب کورشون کرده بهتر میتونیم ببینیم . اقلا ما عقده چیزی رو نداریم که بخوایم اونو سر رهبری خالی کنیم. بعضی ها دم از خفقان میزنن و اونوقت هرچی هم که دلشون بخواد میگن. اگه خدا یخورده هوش بهتون داده بود اینجا چیزی نمیگفتین تا ما حداقل یخوردشو باور کنیم . دم خروس و باور کنیم یا قسم حضرت عباسو . اینقدر بی فکر تشعیف دارین که حالا بعضی جاها یه چیزی میبینین و اونو ربط میدین به همه چی ، کمی قدرت تحلیل بدم نیست ها .امثال شما چه گلی به سر این ملت و مملکت زدین که حالا از زمین و زمان طلب کار شدین. من میخوام بدونم فایده امثال شما واسه این ملت چی بوده ؟
پروین با کجروان سخن از حرف راست چه سود کو آنچنان کسی که نرنجد ز حرف راست
جناب تشنه حقیقت، شما برو یه کم قانون اساسی و نحوه انتخاب مقامات حکومتی و ارتباط آنها با یکدیگر و میزان پاسخگویی یا مسئول بودنشان را بررسی کن، اونوقت متوجه می شی قدرت رهبر در چه حدیه و قدرت رییس جمهور در چه حدی.
اگه رهبر واقعا هیچ کاره اس و کلا خیلی خوبه و هیچ قدرت و دخالتی در قدرت نداره که “شاه” هم پس در حوادث و وقایعی که به انقلاب 57 منجر شد هیچ کاره بود و کلا همه چیز توطئه اجانب بوده.
به كاوه :
شماته استدللالي من نفهميدم از رهبر چه جوري به شاه رسيدي ؟ نمي دو نستي بدون شاه شخصا دستور كشتار داده و اين رو كتمان هم نمي كرد ولي نحوه برخورد با مسئوليت وزارت كشور بوده !
بعد در كلام گوهر بارتون فرموديد برو قانون اساسي رو بخون ! من مي خوام بگم شما به جاي اينكه اين حرف رو به تشنه حقيقت بگي به اصلاح طلب ها بگو !!!!!!!!!!اونها كه ميدونستن با اين قانون اساسي نميشه كار كرد برا چي اومدن؟
به علیرضا!
اومدن که همین قانون اساسی رو درست کنن! البته قرار بود تیری باشه در تاریکی… چون می دونی که فصل الخطابی هست… حکم حکومتی یی هست… الکی که نیست!!
به آزادي :
گيريم حرف تو درست اونه كه تو 8 سال اومدن وديدن اين حكم حكومتي نميذاره بر چي دوباره اومدن آخه!
عرض کردم که خدمتتون قرار بود تیری باشه در تاریکی… نمی شه که همینجوری دست رو دست گذاشت و نشست… میشه برادر من؟
البته قرار شده بعد از این طور دیگه ای به مسئله نگاه کنند!!
اما جدا همینکه اعتراف می کنید : ” گیریم حرف تو درست….” برای من یکی که موفقیت بزرگی بود…. تشکر می کنم.
سلام بر شما دوست عزيز كه در خط مقدم جنگ نرم عاشقانه و مستمر در تلاشيد و از كيان نظام ارزشمند جمهوري اسلامي دفاع مي كنيد.
بنده شما را لينك كردم. اگر علاقه مند بوديد من رو هم در بلاگ خود لينك كنيد.
انديشه ايراني اسلامي .وحيد عبيري
عالی بود.
بنام خدا. با مطلبی تحت عنوان”بنام صدام حسین” به روزم .ببینید و نظر دهید. یا علی
از سوی رئیس ستاد تجار و تولیدکنندگان حامی دکتر احمدینژاد؛
هشدار به دولت درباره وضعیت اقتصادی کشور
http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=89163
يك نكته بي ربط”
طی چند روزه آینده هیچ فایل پیوست شده یا هیچ ایمیلی را تحت عنوان postcard باز نکنید. حتی اگر این نامه از طرف دوستتان برای شما ارسال شده باشد.
ویروس فوق حتی توسط خبرگزاری CNN به عنوان مخرب ترین ویروس کامپیوتری اعلام شده.
این ویروس دیروز توسط کمپانی McAfee شناسایی شد و تا کنون راهی جهت repair آن پیدا نشده.
یک بار برای همیشه به کسانی که ذره ای ریاضیات بلد هستند. اگر یادتان باشد کلاس سوم متوجه شدید حاصل جمع ۳ بسته ۵ تایی مساوی۵ بسته ۳ تایی است. حالا اینکه وزارت کشور یکبار آرای n صندوق شمارش شده را باهم جمع زد و اعلام کرد و یکبار هم حاصل جمع m شهرستانی را که شمارش در آنها به طورکامل تمام شده بود را اعلام کرد اشکالی دارد؟ البته در حین شمارش آرای شهرستان های کامل شمارش شده آرای صندوق هایی که از شهر هایی هستند که هنوز همه صندوقهایش به طور کارش شمارش نشده مد نظر قرار نمی گیرند و این کل ماجرای اختلاف شمارش آرا و آن جنجال مسخره بود و هیچ کس توجه نکرد که در نهایت با پایان کل شمارش هر دو روش شمارش تعداد آرا در هر دو روش برابر بود.
اما تمام منطق محروم تفاوت چشمگیر دولت احمدی نژاد را کاملا چشیده بودند و به همین دلیل به او رای بسیار بالایی دادند اما در شهر ها که گستره که کمتر به چشم می آمد طبیعی بود که مردم خدمات را کمتر درک کنند و این عین حادثه ای بود که برای تابو امبکی در آفریقای جنوبی نیز اتفاق افتاد.
قدرتها می آیند و می روند اما هزار سال پس این گروهی از انسانها هستند که به دور از سیاسی کاری خواهند گفت چه کسانی حکومت جمهوری اسلامی را تقویت و چه کسانی تضعیف کردند. همانطور که امروز ما برای هخامنشیان قضاوت می کنیم. بنا براین نگرانی برای محبوبیت احمدی نژاد امری زودگذر است.
اميد عزيز سلام
با كمال احترام مي خواهم يه نصيحت بهت كنم : خيلي به اين آقاي رجايي گيرنده ؛ حال مي كنه وقتي مطرح مي شه .
من نزديك دو دهه است كه او را از نزديك مي شناسم . به گمانم فقط به يك چيز ايمان دارد و آن «غلامعلي رجايي» است . خدا و قرآن و اسلام و انقلاب و امام و سيد احمد و رهبري و شهيد رجايي و دفاع مقدس و اسارت و جانبازي و هزار چيز ديگر براي اين بزرگوار نقش همان مكاسب مكروهه مرحوم شهيد ثاني را دارد .
تناقض مناقض ايلمه . يك ستون ثابت و حق التحرير مشخص و عنوان دكتر فلاني كافي است. خدا دولت اصولگرا را حفظ كند كه به رغم همه اهانت هاي اين عزيز همچنان سمت او را در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي برايش محفوظ نگه داشته است .
حالا اگه اين چند سطر را منتشر كردي ببين فردا روز بنده حقير دهاتي و توي عزيز چطور سر از جهنم در خواهيم آورد و متهم به ضديت با دين و اخلاق اسلامي خواهيم شد . اين خط واين هم نشان.
ظاهرا سيد حسن اظهارات باقي رو که نيازي تکذيب کرده بود، تاييد کرده.
آهستان به رضا: ظاهرا؟ مدرك داري برادر؟
سلام جالب بود
يك دقيقه از وقتت را از خاكريز من شليك كن
چون که کامنت من بالا افتاد دوباره کامنت گذاشتم.
تشنه ی حقیقت
اینو از من داشته باشید به خیلی ها که خودشون خوب میدونن
اولا با کلی گویی جز اینکه جهالت و نادانی و سطحی نگری خودتونو اثبات میکنید چیز دیگه ای بدست نمی آرین . بعضی از دوستان نظرات جالبی دارن که نمیتونم چیزی نگم، درصد تعیین میکنن . رییس جمهور 30 درصد ، رهبری فلان درصد و فلانی هم چند درصد . این آمارهای مسخره رو از کجا آوردی : نکنه از مرکز آمار گرفتید . البته شما سابقتون در آمار دادن درخشانه و آمارهای آقای موسوی هنوز یادمونه. مگه آقای خاتمی و قماش دور و برش چه غلطی میخواستن بکنن که نکردنو و رهبری جلوشونو گرفت که حالا آقایون واسمون افه میان که ما قدرت انجام کارو نداشتیم ، قدرت دست یکی دیگه بود. فکر کردن هم خوب چیزیه والا . بالاخره ما هم توی همین مملکت داریم زندگی میکنیم ، کور که نیستیم و چه بسا از خیلی ها هم که پرده تعصب کورشون کرده بهتر میتونیم ببینیم . اقلا ما عقده چیزی رو نداریم که بخوایم اونو سر رهبری خالی کنیم. بعضی ها دم از خفقان میزنن و اونوقت هرچی هم که دلشون بخواد میگن. اگه خدا یخورده هوش بهتون داده بود اینجا چیزی نمیگفتین تا ما حداقل یخوردشو باور کنیم . دم خروس و باور کنیم یا قسم حضرت عباسو . اینقدر بی فکر تشعیف دارین که حالا بعضی جاها یه چیزی میبینین و اونو ربط میدین به همه چی ، کمی قدرت تحلیل بدم نیست ها .امثال شما چه گلی به سر این ملت و مملکت زدین که حالا از زمین و زمان طلب کار شدین. من میخوام بدونم فایده امثال شما واسه این ملت چی بوده ؟
پروین با کجروان سخن از حرف راست چه سود کو آنچنان کسی که نرنجد ز حرف راست
تشنه حقیقت عزیز
در پست قبلی برای بنده جوابی نوشتید. خواستم تشکر کنم از متانت کللامتان در آنجا .
به مختصر پاسخی اکتفا می کنم چون فرصت چندانی ندارم. ضمن اینکه این مسائل بارها در آهستان مورد بحث قرار گرفته. هدف من شخصا اینجا متقاعد کردن کسی نیست . می خواهم یاد بگیرم و عقیده ام را به نقد بگذارم.
اینکه فرموده اید من “کل نظام ” را قبول ندارم تا حدی به واقعیت نزدیک است هرچند در جایگاه مبارزه نیستم بلکه بنده همیشه منتقد کلیت نظامی بوده ام که خروجی اش ، نخست وزیرها و رئیس جمهورها و رئیس مجلسهاییست که به خیانت و مزدوری و وابستگی به بیگانه متهم می شوند و از ما ملتی می سازند بی ریشه که به هیچ چیز گذشته مان نمی توانیم افتخار کنیم و با گفتن “ملاک حال فعلی افراد است” از خودمان سلب مسئولیت می کنیم. نفرمایید که من ریشه یابی نمی کنم و کلی حرف می زنم. شاید شما بحثهای مفصل مرا با دوستان درباره جزئیات و روندهای قانوی و بسیاری اشکالات دیگر نخوانده باشید ولی به هر حال طوری شده که الان تقریبا همه بحثهای آهستان برای من تکراریست. در مورد مقایسه با نظام شاهنشاهی حرفتان را قبول ندارم چون مبنای درستی نیست. بخش عمده ای از پیشرفت تکنولوژی در ایران تحت تاثیر پیشرفت کلی جهان بوده و واردات تکنولوژی. در زمینه فرهنگی شاید دربرخی حوزه ها اوضاع بهتر شده باشد ولی در بسیاری زمنیه ها اوضاع اسفبار است (مثلا فرار نخبگان ). ضمنا در این مورد شما پیشرفت ساید کشورها نظیر چین، ترکیه، امارات متحده عربی ، کره جنوبی ، مالزی ، سنگاپور ، هند ، برزیل و … را نسبت به سی سال قبلشان ملاحظه کنید و مقایسه کنید با آهنگ رشد در کشور ما.
در مورد بحث تقلب ، بنده بارها در همین سایت آهستان اعلام کردم به وقوع حتمی تقلب اعتقاد ندارم و در صورت پذیرش جمعی کاملا آماده بودم با احترام به رای اکثریت مردم برای چهار سال دیگر به آقای احمدی نژاد اعتماد کنم ولی معتقدم شبهاتی برای مردم وجود داشت که اگر حکومت با سعه صدر بیشتر و روش غیر خشن به پاسخگویی به مردم می پرداخت (مثلا با شمارش مجدد کل آرا) هم محبوبیت خودش را بالا می برد و هم مردم را قانع می کرد. ولی عملکرد حکومت در قبال معترضین از دید بنده غیر قابل دفاع و مصداق بارز روشهای حکومتهای تمامیت خواه است.
به هر حال از توجهتان ممنوم. هر چند از لحن کامنت فعلیتان که خطاب کلی دارد و همینطور نظرتان برای خانم ملوان زبل غمگین شدم چون در موضع بالا دستی نشسته اید و خو د عین حق پنداری بر شما غلبه کرده. این جمله ” امثال شما چه گلی به سر این ملت و مملکت زدین که حالا از زمین و زمان طلب کار شدین، من میخوام بدونم فایده امثال شما واسه این ملت چی بوده ؟” نشان می دهد شما شناخت درستی از مخالفان عقیده تان ندارید. بخش عمده ای از مخالفان آقای احمدی نژاد را جامعه دانشگاهی و نخبه این مملکت تشکیل می دادند که خدمات بسیاریشان برای مردم محرز است. حالا اگر از لحااظ آماری در اقلیت هستند ان بحث دیگریست.
به هر حال ممنون
به ملوان زبل (قحط اسم بیاد)
خیانت خواص وتبعیت عوام ریشه تمام مشکلات , از صدراسلام تا کنون است .
مقام معظم رهبری
اون آمارهایی که دادی رو یه آدرس بده تا ما هم بریم و ببینیم . البته گمون کنم این آمارها از شاهکارهای آقای موسوی نفس پرست جاه طلب ساده لوح باشد .البته نمیدونم که شما از اونجا آوردید یا نه ولی به هر حال ایشون هم همچین شاهکاری داشتن . یه مثال میزنم باقیش مال خودت: اون آمار که فساد رو میگه مال یه شرکت صهیونیسیه که همینجوری واسه خودش آمار میزنه اونم تو یه روز تحقیق .
حالا توجه تو رو به چند تا آمار از سازمان و صندوق بین المللی پول جلب میکنم شاید مفید اثر واقع بشه :
این آمارکمتراز یک ماه پیش منتشر شد :
ایران هفدهمین قدرت اقتصادی و صنعتی دنیا میباشد .
ایران دردنیا سومین کشور از نظر رشد اقتصادی و صنعتی می باشد
ایران یکی از سالمترین اقتصاد های دنیا را در اختیار داره و اونم در دوران اوج بحران اقتصادی خودشو نشون داد .
بورس ایران در 5 سال متوالی بهترین بورس از نظرسرعت رشد در دنیا بوده است.
در بسیاری از زمینه ها ایران جزء ده کشور برتر دنیا می باشد .
لطف کن شما بیا و ایران رو با قبل از انقلاب مقایسه کن و کلی نگاه کن. ایران دارای 50 درصد مردم زیر خط فقر رو با الان مقایسه کن . ایرانی که یک کشورمطلق وارداتی بود رو با الان مقایسه کن . حتی ساختمان های دولتیاون زمانرو هم کشورهای دیگه برامون می ساختن رو با الان مقایسه کن.
کمی انصاف هم خوبه والا
چه حقير است و کوچک ، زندگی آنکه دستانش را ميان ديده و دنيا قرار داده و هيچ نمی بيند جز خطوط باريک دستانش. در خانه نادانی ، آينه ای نيست که روح خود را در آن به تماشا بنشيند . (جبران خلیل جبران)
اقاى همه چيز دان خااااااص!(از طرفدارى ات از احمدى نژاد مشخصه كاملن خاص اى!)
براى عليرضا گفتم براى تو هم مى گويم صندوق بين المللى پول از روى امار رسمى دولت ايران ان شكرها را خورده.خيلى ذوق مرگ نشو خاااااااص جان!و البته در زمينه “امار سازى” و “عدد سازى” همان طور كه افتد و دانى دار و دسته ى احمدى شهره ى افاق اند.متوجهى خاااااص جان؟!!
شما را ارجاع مى دهم به وضعيت وخيم صنعت نفت ايران و ببينيد افرادى مثل انبارلويى كه طرفدار دولت هم محسوب مى شوند چه ها که در این باره نمى گويند!
راستى من شما انسان خاااااااص را نمى دانم اما من ِعوام به چيزى می گويم شكوفايى اقتصادى كه در زندگى روزمره ام نمود پيدا كند خااااااص جان!
برو کیهان ات را بخوان خااااااص جان!
خداحافظ خاااااااص جان!
انتقاد معاون اول خاتمي از افراطي گري هاي موسوي و كروبي
محمد رضا عارف، معاون اول کابینه دولت خاتمی گفت: از ابتدا هم موسوی را برای ریاست جمهوری قبول نداشتم.
به گزارش جهان نیوز، محمد رضا عارف چندی پیش در سخنان خود در جمع انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه گیلان با توجه به حوادث پس از انتخابات گفت: نباید بجای انتقاد از دولت احمدی نژاد، انتقادهای خود را به سمت اصول نظام منحرف می کردیم.
وی در ادامه ضمن انتقاد شدید از کروبی و موسوی بخاطر رویکردهایشان، از تاسیس “بنیاد امید” با ترکیبی از اصلاح طلبان میانه رو و چهره های تکنوکرات داد.
لازم به ذکر است محمدرضا عارف از چهره های مورد توجه جریان دوم خرداد در انتخابات آینده به شمار می رود.
سلام خسته نباشید
واقعا وبلاگ عالی دارید من مدتها بود که اخبار وبلاگ شما را می خواندم ولی هیچ وقت وارد قسمت دیدگاهها نشده بود بحثهای جالبی اینجا وجود دارد
خداوند شما را در مسیری که انتخاب کرده اید موفق و موید بدارد و در سایه توجهات ولی عصر (عج)را همیشه مستحکم و استوار باشید
به: pendar
(مربوط به صحبت بالا، “تنها مونده؟!”)
عارف: موسوی و کروبی، مرگ اصلاحات را نزدیک کردهاند(!!!)
کاملش خیلی جالبه.
می بینی، تقریبا روزی یک نفر.
سلام
مطلبی نوشتم و دوست دارم شما هم بخوانی …
راستی لینک شما هم در نگارستان قرار دادم. …
خوشحال می شوم اگر لینک ما هم در صفحه وب شما نقش ببندد.
یا علی .
به ملوان زبل و نامدار
اول من یه عذزخواهی میکنم چون نمیدونستم که شما خانومیید و اگه میدونستم مطمئنا جور دیگه ای حرف میزدم . در ضمن من وقتی اینو نوشتم خیلی عصبانی بودمدو بعد از این که اینو نوشتم حسابی پشیمون شدم اما دیگه نمی شد کاری کرد . به هر حال ازتون عذر میخوام.
اما در جواب آقای نامدار، جناب آقای نامدار بخشی از حرف شما درسته و اون اینه که دنیا در حال پیشرفته و ما هم به طبع پیشرفت میکنیم و نباید پیشرفت رو مختص این انقلاب بدونیم اما مسئله اصلی اینجا سرعت پیشرفت و توسعه ست که همونطور که گفتم ایران سومین کشور دنیا در همین زمینه ست و این چیزی نبود که ما حتی به خواب بتونیم ببینیم. ما باید دلایل انقلاب رو مورد بررسی قرار بدیم و ببینیم که ما واسه چی انقلاب کردیم . البته به بسیاری از اون چیزهایی که میخواستیم رسیدیم و حداقل اون اینه که مردم هر تفکری را که دوست داشته باشن سر کار میارن و اینو ما بارها تجربه کردیم. کشوری که دارای یک تمدن ناقص وارداتی بود الان تبدیل شده به یک کشور نسبتا خودکفا، البته با هزاران مشکل که اونم باز خودمون مقصریم و بهتره بیخود به گردن این و اون نندازیم.
در ضمن من هیچوقت نگفتم که از طرفدارهای آقای احمدی نژادم و بهتره بدونید که توی خانواده ی ما من مخالف احمدی نژادمو بقیه مخالف و همیشه روی این قضیه بحث داریم اما این مسئله هیچوفت باعث نشده که من انصافو رعایت نکنم و بعضی چیزها رو بگم تا بخوام از این راه به خواسته ی خودم برسم. محظ اطلاع من خدا رو بدون تحقیق و دلیل قبول نکردم چه رسد به رهبری و بدون دلیل از هیچکس طرفداری نمیکنم.
اینم به خانم ملوان زبل : من گمون نمیکنم بیشتر از سه بار تا حالا روزنامه کیهان رو خونده باشم. اون آمارهایی که دادم تقریبا همش مال سازمان ملل بود و اگه میخوای مطمئن شی میتونی دنبالشو بگیری. مثلا آماری که میگفت ایران از نظر سرعت رشد اقتصاد و صنعت سومین کشور دنیاست .
در مورد آمار دادن من درباره ی آقای انبارلويى اطلاعاتی ندارم و پی گیر میشم تا بدونم قضیه چیه ولی تا حالا چیزهای زیادی در این زمینه گفته شده که ماشالله همشون ساختگی بود .
البته درباره ی وضع زندگی گفتید و خوبه که اینو بدونید که در این رکود اقتصادی که دنیا رو گرفته بود تنها 200 شرکت بزرگ دنیا مبلغی معادل نصف نفت مکشوفه رو ضرر زدن و من نمیدونم ایران چرا نباید تحت تاثیر قرار بگیره که ما حالا قیافه حق بجانب نگیریم.
دوباره ازتون معذرت میخوام و خواهش میکنم که منو ببخشید .
با تقدیم احترام
تشنه حقیقت عزیز
فرموده اید “ایران تمدن ناقص وارداتی داشته و حالا خودکفا شده” عزیز دلم. اولا تمدن آن هم از نوع ناقص وارداتی چه ربطی به خودکفایی دارد؟ ثانیا ممنون که به همین راحتی چهارهزار سال تاریخ و تمدنمان را منکوب کردید. خوشحالم که شما به چیزی که که میخواستید رسیدید و تفکری را که دوست داشتید سر کار آوردید ولی در مورد بنده و خیلیهای دیگر این حرف شما فقط خنده ای تلخ به همراه دارد. ما امانمان از دروغ و ریا در جامعه بریده و دلمان برای ایمان مردم که بازیچه دست سیاستمدارن شده (چه موسوی و چه احمدی نژاد ) می سوزد ، خدا را شکر که شما رضایت دارید.
بنده هم نخواستم هیچ مشکلی را به گردن کس دیگری بندازم. دقیقا همه چیز تقصیر خودمان است شما چرا برداشتی غیر از این داشتید؟
در مورد آمارها هرچند مربوط به بحثتان با خانم ملوان زبل است ولی بنده با جستجو در اینترنت رتبه ای بهتر از چهل و چهار برای ایران پیدا نکردم . آن هم در سال 2008 که همه دنیا تحت تاثیر بحران اقتصادی دچار رکود شدند و الحمدلله در تمام این سی سال رابطه نداشتن با آمریکا یکجا به نفعمان شد. ضمنا عزیز دلم. با اهنگ رشد 2/3 درصد می دانی چند سال طول می کشد که به اروپا و امریکا برسیم. جهت اطلاع ، کشور قطر در همین سال 9/17 (هفده و نه دهم درصد) رشد اقتصادی داشته و حتی عراق و افغانستان هم با رشد 8/6 و 9/8 رتبه های بهتری از ایران داشتند. البته اینها طبق آماریست که من بدست اوردم ممنون میشوم مدرک مورد استناد جنابعالی در مورد رتبه سوم ایران را ببینم.
باز هم ممنونم
به نامدار عزیز
نمی خوام آمارهارو زیر سوال ببرم ی در بحث وارد بشم
فقط چون به رشد بهتر اقتصادی عراق و افغانستان اشاره کردی عرض می کنم
در رشد اقتصادی فقط درصد پیشرفت ملاک نیست بلکه نقطه شروع اهمیت بیشتری دارد
مثلا کسی که در نقطه 20- قراردارد با n درصد صعود ارزشش بسیار پایین تر از کسی است که با قرار گرفتن در نقطه 12 با نصف این مقدار صعود مقایسه می شود
قطعا همینطور است جلال عزیز. ولی مسئله اینجاست برای ما اهمیت دارد که عراق و افغانستان از ما جلو نزنند یا ما فاصله مان را با اروپا و آمریکا کم کنیم؟
قطعا امریکا حتی اگر سالها رشد اقتصادی منفی هم داشته باشد ما به این زودی بهشان نمی رسیم ولی در همین مدت ممکن است عراق و افغانستان از ما جلو بزنند، همانطور که کره جنوب و مالزی به سرعت ما را پشت سر گذاشتند.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است هرگاه دولت لایحه بودجه را تقدیم مجلس کرده است، برخی کارشناسان و نمایندگان مجلس هجمه شدیدی علیه لایحه بودجه به راه انداختهاند و ادعاهای عجیب و غریبی درباره غیرکارشناسی بودن لایحه دولت مطرح کردهاند.
برخی نمایندگان مجلس با انگیزه های سیاسی از ابتدای امر هشدارهای خود را نسبت کسری بودجه لایحه آغاز کردند امری که سابقه پرفراز و نشیب در سال های گذشته دارد.
سال1387 نیز که دولت لایحه بودجه سال 1388 را به مجلس فرستاد برخی از نمایندگان و همینطور مرکز پژوهشهای مجلس در موضع گیری های شتاب زده کسری بودجه لایحه را از 20 هزار ملییارد تا 50 هزار میلیارد تومان پیش بینی کردند.
به طور مثال سال گذشته مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی که تا مدت ها روزنامه های منتقد به آن استناد می کردند، در گزارشی اعلام کرد: ” محاسبات نشان میدهد که بر اساس لایحه بودجه در سال 1388 میزان درآمدهای دولت 876 هزار میلیارد ریال و مخارج دولت 893 هزار میلیارد ریال خواهد بود، بنابراین به میزان 4/17 هزار میلیارد ریال کسری بودجه پیشبینی میشود. همچنین در طرف پرداختهای استانها نیز مشاهده میشود که در سال 1388، حدود 4/23 درصد از پرداختهای استانها صرف مخارج جاری و 6/76 درصد صرف سرمایهگذاری خواهد شد. ”
محمد کردبچه مشاور وقت معاونت برنامهریزی ونظارت راهبردی ریاست جمهوری در واکنش به گزارش مرکز پژوهشهاى مجلس و انتقادات احمد توکلی که برداشت از حساب ذخیره ارزی را به منزله کسری بودجه عنوان کرده بود، تصریح کرد: داشتن کسری را نمیتوان ایراد بودجه سال آینده تلقی کرد.
به نمونه های دیگری از این انتقادات که سال گذشته و هنگام بررسی لایحه بودجه88 از سوی بعضی نمایندگان و کارشناسان اقتصادی مطرح شد، اشاره می کنیم که با صراحت لایحه دولت را به دلیل کسری بودجه غیراجرایی عنوان می کنند.
شاهرخ رامین مخبر کمیسیون بهداشت و درمان مجلس: با توجه به کسری بودجه هزار و 600 میلیارد تومانی از سال 87 در سال آینده و همچنین با توجه به آمار موجود از هزینههای بالای حوزه بهداشت و درمان، مطمئناً در سال 88 کسری بودجهای بسیار کمرشکن در انتظار حوزه سلامت میباشد. (خبرگزاری جمهوری اسلامی 15/11/1387)
جعفر قادری عضو کمیسیون برنامه و بودجه در زمان بررسی لایحه بودجه در مجلس: کسری 10 هزار میلیارد تومانی بودجه دولت در سال 88 در صورت تداوم ارایه یارانههای انرژی قطعی است. با حذف آثار هدفمند کردن یارانهها از لایحه بودجه سال آینده، عملاً با 18 هزار و 500 میلیارد تومان کسری بودجه مواجه شدیم.(خبرگزاری فارس 23/12/87)
یونس اسدی نماینده مشکین شهر: لایحه بودجه 88 کاملا غیر عملیاتی بوده و کسری بودجه آن از هم اکنون قابل پیش بینی است. مغایرت لایحه با برخی اصول قانون اساسی و افزایش نرخ تورم به دلیل افزایش قیمت حامل های انرزی را از دیگر معضل های لایحه بودجه 88 است.(روزنامه سرمایه 19/12/87)
عادل آذر نیز با توجه به شاخص هایی از قبیل خالص برداشت از حساب ذخیره ارزی، افزایش قیمت حاملهای انرژی ناشی از اجرای لایحه هدفمند کردن یارانه ها، اخذ مالیات و سود سهام معوق و بیش برآورد سایر درآمد های غیر نفتی،می توان به چنین برآورد هایی هزینه های ناشی از خوشبینانه برآورد کردن نرخ تورم را که بالغ بر هشت هزار میلیارد می شود افزود و مجموع خالص کسری بودجه را که ناشی از مازاد مصارف بر منابع بودجه است تقریبا پنجاه هزار میلیارد تومان برآورد کرد.(خبرگزاری ایسنا 25/12/87)
این در حالی است که ماه پایانی سال جاری بدون کسری قابل توجه بودجه رو به اتمام است و حتی عیدی کارمندان نیز پرداخت شده است.
این نوع انتقادات غیرکارشناسی نصیب لایحه بودجه سال 89 هم شده است. به طور مثال پس از تقدیم لایحه بودجه به مجلس، برخی نمایندگان مدعی شدند که درآمدهای مالیاتی مندرج در لایحه، غیرواقعی و غیرقابل تحقق است. اما کمیسیون تلفیق بودجه بر خلاف این انتقادات، درآمدهای مالیاتی را افزایش داد.
بهتر نیست برخی نمایندگان و کارشناسان به جای نقدهای عجولانه بر بودجه، انتقادهای سازنده و راهکارهای اجرایی ارائه کنند؟
سازمان ملل متحد گزارش داد ايران رتبه سوم جهان در سرعت پيشرفت و توسعه
سه شنبه, 20 بهمن 1388 12:16
altایران اکونومیست: بر اساس گزارش دفتر برنامه توسعه سازمان ملل متحد، جمهوري اسلامي ايران رتبه سوم جهان را در سرعت پيشرفت و توسعه طي 31 سال گذشته بين 182 كشور دنيا به خود اختصاص داده است.
به گزارش فارس، گزارش توسعه انساني سازمان ملل سال 2009 حاكي است: جمهوري اسلامي ايران با رشد 22.1 درصدي شاخص توسعه انساني در سالهاي پس از پيروزي انقلاب از نظر سرعت توسعه يافتگي بين 182 كشور دنيا در رتبه سوم جهان ايستاد و ميزان توسعه يافتگي كشورهاي مصر و چين از ايران بيشتر بوده است. اين در حالي است كه سال گذشته ايران در رتبه چهارم قرار گرفته بود.
بر اساس اين گزارش، شاخص توسعه انساني مصر طي اين مدت 24.4 درصد و چين 23.9 درصد رشد داشته است.
گزارش توسعه انساني يكي از مهمترين و معتبر ترين گزارش هاي اقتصادي و اجتماعي در جهان است كه هر ساله توسط دفتر توسعه سازمان ملل متحد ( UNDP ) منتشر مي شود و در اين گزارش شاخص توسعه انساني (HDI) كشورها بر اساس معيارهايي چون اميد به زندگي، كيفيت نظام آموزشي، درآمد واقعي و سرانه درآمد ملي محاسبه مي شود كه تمامي شاخصهاي توسعه اقتصادي و اجتماعي در برآورد اين شاخص دخيل است و به عبارتي يكي از جامع ترين معيارها براي مقايسه توسعه يافتگي كشورها به شمار مي رود كه البته تمامي دولتها و سازمانهاي علمي و تحقيقاتي از اين شاخص به عنوان معيار اصلي مقايسه كشورها استفاده مي كنند.
فقر درآمدي و انساني كشورهاي در حال توسعه نيز از جمله موارد مهمي است كه در گزارش توسعه انساني مورد توجه قرار گرفته است و در اين ميان شاخص فقر انساني (HPI ) از اهميت زيادي برخوردار است.
جهش 22 پلهاي رتبه ايران در توسعه طي سالهاي پس از انقلاب
بر اساس جديد ترين گزارش توسعه انساني سازمان ملل، شاخص توسعه انساني ايران كه در سال 1980 ميلادي 0.561 از يك بوده است، طي 31 سال اخير با رشد 22.1 درصدي مواجه شده و به 0.782 از يك رسيده است.
بنابراين گزارش، جمهوري اسلامي ايران از نظر شاخص توسعه انساني طي سال هاي پس از انقلاب با 22 پله صعود مواجه شده و از رتبه 110 در سال 1979 به 88 در گزارش سال جاري ميلادي ارتقا پيدا كرده است.
افزايش 7985 دلاري در سرانه توليد ناخالص داخلي
به گزارش فارس، سرانه توليد ناخالص داخلي ايران نيز بر اساس شاخص برابري قدرت خريد در سال 56 حدود 2970 دلار بوده است كه به 10955 دلار در گزارش سال جاري ميلادي رسيده است كه نشان دهنده 7985 دلار افزايش در سرانه توليد ناخالص داخلي است.
اين گزارش شاخص توليد ناخالص داخلي را 0.784 اعلام كرده است.
اميد به زندگي مردم ايران پس از انقلاب 14 سال بيشتر شد
بر اساس گزارش توسعه انساني سازمان ملل ، اميد به زندگي در ايران در سال 56 كمتر از 57 سال بوده است كه اين رقم طي سي سال گذشته بيش از 14 سال افزايش يافت و به 71.2 سال رسيده است.
سازمان ملل شاخص اميد به زندگي در ايران را 0.769 اعلام كرده و اميد به زندگي مردان ايراني را 69.9 سال و زنان ايراني را 72.5 سال گزارش كرده است.
بر اساس گزارش توسعه انساني، نرخ باسوادي افراد بالاي 15 سال در كشور در سال 56 كمتر از 47 درصد بوده است كه اين رقم نيز طي سالهاي پس از انقلاب با افزايش قابل توجه مواجه شد و به بيش از 84 درصد جمعيت ايران در حال حاضر رسيده است.
بر اساس گزارش توسعه انساني سازمان ملل، دسترسي به آب شرب و آشاميدني سالم از 51درصد كل جمعيت كشور در سال 56 به بيش از 94 درصد در حال حاضر افزايش يافته است.
ایران اکونومیست
کدامش را انتخاب کنیم؟
رشد شاخص توسعه انساني ايران و كسب رتبه 88 بين 182 كشور
خبرگزاري فارس: بر اساس تازهترين گزارش توسعه انساني سال 2009 سازمان ملل، شاخص توسعه انساني ايران با افزايش نيم درصدي به 0.782 افزايش يافت و اين كشور در ميان 182 كشور جهان در رتبه 88 از اين نظر قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار اقتصاد بينالملل خبرگزاري فارس، “برنامه توسعه سازمان ملل ” جديدترين گزارش خود از سري گزارش هاي سالانه توسعه انساني را منتشر كرده است.
*60 درصد مهاجرت ها به مقصد كشورهاي در حال توسعه انجام مي شود
در گزارش امسال كه بر پايه اطلاعات سال 2007 قرار دارد موضوع مهاجرت و ارتباط آن با توسعه به عنوان موضوعي ويژه مورد بررسي و تحليل قرار گرفته است.
بر اساس اين گزارش در حدود يك ميليارد نفر از جمعيت 6.7 ميليارد نفري جهان به عنوان مهاجر زندگي مي كنند. يعني از هر هفت نفر تقريبا يك نفر در جهان مهاجر است. 740 ميليون نفر از اين رقم شامل مهاجران داخلي هستند و 214 ميليون نفر نيز مهاجراني هستند كه در كشورهاي ديگري به غير از كشور خود زندگي مي كنند.
برخلاف آن چه تصور مي شود پديده مهاجرت بين المللي عمدتا به مقصد كشورهاي در حال توسعه است نه توسعه يافته. در حدود 60 درصد مهاجرت هاي بين المللي شامل مهاجرت از يك كشور توسعه يافته به كشور ديگر است. 37 درصد مهاجرت ها نيز از كشورهاي در حال توسعه به مقصد كشورهاي توسعه يافته است. 3 درصد مهاجرت ها نيز از يك كشور توسعه يافته به كشور توسعه يافته ديگر است.
اين گزارش در مورد اثرات پديده مهاجرت نوشت: درآمد مهاجران از كشورهاي فقير در اثر مهاجرت 15 برابر شده، ثبت نام در دوره هاي آموزشي دو برابر شده و نرخ مرگ و مير كودكان 16 برابر كاهش يافته است.
انتقال ارز يكي ديگر از اثرات مثبت مهاجرت است. ميزان مبالغي كه مهاجران در 20 كشور در حال توسعه به كشورهاي خود ارسال مي كنند بيشتر از كل درآمدهاي صادراتي اين كشورها است.
گزارش توسعه انساني در مجموع مهاجرت را پديده مثبتي از نظر توسعه انساني دانسته و چنين نتيجه گرفته مهاجرت باعث افزايش شاخص توسعه انساني در مورد افراد مهاجر مي شود و شرايط زندگي آن ها را ارتقاء مي دهد.
*نمره ايران در شاخص توسعه انساني افزايش يافت
بر اساس گزارش توسعه انساني سال 2009 سازمان ملل، جمهوري اسلامي ايران كه سال گذشته رتبه 87 را از نظر شاخص توسعه انساني (HDI) در بين 182 كشور دنيا كسب كرده بود، در گزارش امسال با يك پله نزول در جايگاه 88 جهان قرار گرفته است كه نشان دهنده كاهش يك پله اي رتبه ايران در توسعه انساني است.
به رغم كاهش يك پله اي رتبه ايران از نظر شاخص توسعه انساني ارزش اين شاخص نسبت به سال گذشته افزايش داشته است كه اين امر نشان دهنده افزايش توسعه انساني در ايران طي سال 2007(مبناي گزارش سال جاري) است.
در حالي كه نمره ايران از نظر شاخص توسعه انساني در سال گذشته 0.777 اعلام شده بود اين رقم در گزارش سال جاري به 0.782 افزايش يافته است.
به گزارش فارس، “برنامه توسعه سازمان ملل ” در حالي رتبه ايران در شاخص توسعه انساني سال گذشته را در گزارش اوليه 84 اعلام كرده بود كه در گزارش تكميلي با اضافه كردن سه كشور جديد، رتبه جديد ايران در سال 2008 ميلادي را 87 بين 182 كشور اعلام كرد.
شاخص توسعه انساني بر اساس معيارهايي چون اميد به زندگي، كيفيت نظام آموزشي، درآمد واقعي و سرانه درآمد ملي محاسبه مي شود و رقمي از 0 تا 1 را در بر مي گيرد كه هر چه اين رقم بيشتر باشد دلالت بر وضعيت بهتر از نظر توسعه انساني دارد.
ايران در گزارش سال جاري ميلادي جاي خود را به تايلند داده است . تايلند با كسب نمره 0.783 در جايگاه 87 جهان از نظر شاخص توسعه انساني قرار گرفته است.
ايران همچنان جزء كشورهاي داراي توسعه انساني متوسط قرار گرفته است.
همچنين ايران از نظر توسعه انساني در رتبه اي بالاتر از كشورهاي گرجستان، چين، اردن، الجزاير، سوريه، تركمنستان، مصر، آفريقاي جنوبي، هند، مراكش، و پاكستان قرار گرفته است
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807110245
تشنه حقیقت عزیز
در مورد گزارش ایران اکونومیست بیشتر به نظر میاید با یک اشتباه در ترجمه مواجهیم. خبرگزاری فارس مطلب دیگری با همین مضمون دارد که تیتر ان اینست” رشد سه پله ای ایران در شاخص توسعه انسانی”
اگر دقت کنید در متن خبر جنابعالی از سایت ایران اکونومیست آمده ” جهش 22 پلهاي رتبه ايران در توسعه طي سالهاي پس از انقلاب
بر اساس جديد ترين گزارش توسعه انساني سازمان ملل، شاخص توسعه انساني ايران كه در سال 1980 ميلادي 0.561 از يك بوده است، طي 31 سال اخير با رشد 22.1 درصدي مواجه شده و به 0.782 از يك رسيده است.
بنابراين گزارش، جمهوري اسلامي ايران از نظر شاخص توسعه انساني طي سال هاي پس از انقلاب با 22 پله صعود مواجه شده و از رتبه 110 در سال 1979 به 88 در گزارش سال جاري ميلادي ارتقا پيدا كرده است.”
که با تیتر خبر تناقض دارد. امیدوارم این اشتباه عمدا و برای انحراف اذهان نبوده باشد. بنده کم کم دارم به این عقیده می رسم که در بررسی اوضاع اقتصادی همان اکتفا کردن به حرف ننه جان اقای کروبی از همه مطمئن تراست.
با نگاهى به كامنت دونى اين پست اهستان تازه متوجه شدم كه اقاى حسينى در مورد حاج احمد خمينى نوشته اند و كامنت ها پيرامون وضعيت اقتصادى مملكت است.من واقعن يك ساعته نشسته ام هاج و واج كه چه جور همچين چيزى ممكنه و حاج احمد خمينى ربط اش به اقتصاد چيه؟ از خردمند فرزانه و روشن بين ” داو ” تقاضامندم اين موضوع را براى ما روشن كند!
اون بالا یکی گففته احمدی نژاد را تکرار کرد : ایران ۱۷ مین قدرت اقتصادی دنیا است!!!!!!
بعد ما میگیم ملت ما عوام هستش، بی سوادش هستش، شعار بین هستش! به ما میگن خودخواه و اجنبی پرست!
ای خدا!!!!!!
کشور ما در تولید ناخالص داخلی با فرض قدرت خرید یکسان یعنی همان GDP PPP که در بالا به آن اشاره شد(که در نظر گرفتن درآمدها بدون توجه به وسعت جغرافیایی یا جمعیت داخلی است) در رده هفدهم دنیا قرار دارد جالب است بدانید در این رده بندی کشور هایی نظیر سوئد، سویس و نروژ که همیشه جزو 10 کشور مرفه دنیا هستند، به ترتیب در رتبه های : 32، 38 و 41 قرار دارند. جایگاه کشور استرالیا نیز در رده 18 بعد از ایران است.
(این مطلب مثل این می ماند که بیائیم و درآمد یک خانواده 20 نفری را با درآمد یک خانواده 2 نفری مقایسه کنیم و بگوییم چون درآمد آن خانواده 20 نفری بیشتر است پس ثروتمند تر است در حالیکه ظاهرا آن خانواده 20 نفری با مشکلات اقتصادی فراوانی روبروست.)
از لحاظ معیار اصلی رفاه اقتصادی، یعنی سرانه GDP چه رتبه ای داریم؟
به نقل از همان منابع خودشون رتبه ایران در این شاخص (GDP PPP (Per Capita جایگاه 71 دنیا است.
از لحاظ شاخص HDI ایران چه وضعیتی دارد؟
در این شاخص که به شاخص توسعه یافتگی نیز معروف است ایران در میان 182 کشور جهان در رتبه 88 است.
از لحاظ رشد تولیدات صنعتی چه طور؟
69
از لحاظ آزادی اقتصاد چی؟
رتبه 168 یعنی از آخر دهم بعد از کشورهایی نظیر کره شمالی، زیمباوه، کوبا، برمه ، ونزوئلا و اریترا Eritrea !
منبع:
International Monetary Fund, database for 2008
World bank, July 1, 2009 PPP GDP 2008
خودتان سرچ کنید:
list of countries by GDP PPP
list of countries by GDP PPP (per capita)
آخه عزیز من! چرا ملت را احمق فرض کردی ؟!؟!!؟ باب ما هم تو این خراب شده زندگی میکنیم!!!!
به خدا من هم عشق اینم که ایران قدرت اقتصادی باشد، من آرزوم اینه که کشورم سر فراز باشه! من آرزوم اینه که آخر ماه سگ دو نزنم واسه چندر غاز.
ولی برادر من! فاصله آرزو تا واقعیت زیاده!
برای رسیدن به آرزو باید واقعیت را باور کنیم و روی آنها پایه بسازیم، نه روی توهمات آرزو هامون که با مثل حباب عمرش کوتاه است و ظاهرش فریبنده!
در اخر، یا شما خیلی بچه مایه داری ، یا دولت مهر ورز حسابی هوای جیب خودت و بابات را داره یا اینکه اومدی اینجا توهم میزدی!
وگرنه اگر تو اجتماع بودی و یک ذره وجدان داشتی میدیدی مردم چه وضعیت اقتصادی دارند!
يكي از دوستان كه اطلاعات كامل و موثقي داره لطف كنه و راجع به خودكشي زنان در غرب كشور برام توضيح بده.
پيشاپيش ازتون ممنونم.
سلام
آقا این مطلب را دیده اید؟ حتما بخوانیدش و به آن لینک دهید:
«پایان افسانه سبورجیان!»
http://www.alvadossadegh.com/fa/article/42-freemasonry/1780-1388-12-19-20-11-51.html
جناب آقای نامدار عزیز ، اینم مرکز آمار اما لاتین
http://hdr.undp.org/en/reports/global/hdr2009/
اگه خواستین یه سر بزنین
چونکه میدونم آدم لجوجی نیستین اینارو براتون می نویسم وگرنه مطمئن باشید جوابتونو نمی دادم.
جواب : دوست عزیز جناب آقای نامدار ، من نمیدونم چرا همچین برداشتی از صحبت های من داشتید ولی قدری توضیح میدم ، امیدوارم مفید باشه. اولا منظور منو از تمدن وارداتی درست متوجه نشدین. ما 50 سال پیش یه کشور بی در و پیکر داشتیم که حالا یه چیزایی داشت و خیلی چیزها هم نداشت . اونی که داشت وارداتی بود و ما از تولیدات داخلی چیزی نداشتیم . آره برادر اینه معنی تمدن وارداتی و من تعجب میکنم چرا شما همچین برداشتی داشتین. الان اگه چیزی داریم از خودمونه و این خیلی ارزش داره . گفتید تمدن 4000 ساله رو زیر سوا بردم . فکر کنم منظورتون تمدن 2600 ساله بوده و زبونتون چرخیده و اینو گفتید . چون تاریخ تمدن ما در واقع به 2600 سال پیش برمیگرده ، البته قبل از اون هم ایرانی ها بودن ولی اون چیزی که ما بهش افتخار میکنیم از همین تاریخ شروع شده . من نمیدونم شما از کدوم حرف من اینو برداشت کردین و برام جالبه که بدونم ولی اگه از همون کلمه تمدن ناقص وارداتی اینو استخراج کردین باید بهتون بگم که واقعا معنی تمدن وارداتی رو نمیدونید و بهتره به جای جواب دادن به من برین و در اینترت یه جستجو کنید، شاید تونستین معنی اونو بفهمین. البته بی ادبی نشه.
آمار ها رو هم براتون گذاشتم و در ضمن آمارهای شما هم برام جالب بود ، خوشحال میشم اگه یه آدرس بدین تا برم ببینم قضیه چیه.
دوست عزیز خوبه یه چیزیو بدونید و اونم اینه که من 22 سالمه و نرم افزار میخونم . بیست سالم بود که دانشگاه تدریس میکردم و بیشتر هم تاریخ و فلسفه درس میدادم . ما توی دانشگاه از این جور بحث ها زیاد داشتیم و متاسفانه کسانی بودن که ذره ای اطلاعات نداشتن و تا چیزی میشد زمین و زمان رو به هم میبافتن تا ثابت کنن که ما مخالف ایران باستان و از اینجور چیزها هستیم . البته جواب دادن به این جور بچه هایی خیلی کار سختی نیست اما خب…
قبلا ازتون خواستمو دوباره هم میخوام که کمی روی حرف هاتون فکر کنید و بدون اطلاع حرفی نزنید . اگه سوالی دارید بفرمایید و من خوشحال میشم اگه بتونم جواب بدم.
امیدوارم که پرده ی تعصب و جهالت از جلوی چشم همه ی ما برداشته بشه و من اولین نفر خودمو میگم .
با تقدیم احترام
تشنه حقیقت عزیز
آفتاب آمد دلیل آفتاب.
اگر لینک خودتان را رد نمی کنید به طور واضح در این سایت رتبه ایران از لحاظ شاخص رشد انسانی عدد 88 است . البته با تفاصیل بیشتری از چیزی که من گفتم.
در لینک زیر به جزئیات توضیح داده شده.
http://hdrstats.undp.org/en/countries/country_fact_sheets/cty_fs_IRN.html
در مورد سوء برداشت حق با شماست . فقط نمی دانم شما برای توصیف فرهنگ وارداتی ( در واقع تحت تاثیر غرب) چرا از کلمه “تمدن” استفاده کردید.
4000 سال “تاریخ ” سرزمین ایران از زمان قوم آریایی انکار نشدنی است. 2600 سال آن مربوط به سلسله پادشاهان است.
بنده چهارده سال از شما بزرگترم.
ممنونم
بسم رب.
«تشنه حقیقت » گرامی!
ممنون میشوم اگر اسم دانشگاه و ترمی (تاریخ و فلسفه ) رو که در بیست سالگی تدریس می کردید عنوان کنید.
دوستان گرامی:
من از این کل کل کردن های بچه گانه خوشم نمیاد و وارد هم نمیشم اما:
تناقضی که آقای نامدار گفتنو من متوجه نشدم تو چی دیدن لطفا واضح تر بیان کنید. توی کامنت بالایی آدرس مرکز بین المللی شاخص توسعه انسانی رو براتون گذاشتم و اون مطلب که به زبان فارسی بود و برای شما گذاشتم و من خودم از منبع اصلی خبر میگیرم. من گفتم ایران هفدهمین قدرت اقتصادی دنیا ، حالا اگه قبول ندارین میتونین برین و با سازمان ملل کل کل کنید و حرفتونو به کرسی بنشونید . نمیخوام بحث شاخص توسعه انسانی رو باز کنم و اینکه ما از اول انقلاب تا قبل از احمدی نژاد 16 پله صعود کردیم (در 27 سال) و فقط در چهار سال ایشون 8 پله بهتر شدیم اونم توی اوج رکود جهانی . اما قدرت اقتصادی بودن با شاخص توسعه انسانی از زمین تا آسمون با هم فرق دارن
نظام ما مملکت رو گلستان تحوبل نگرفت که حالا شما این حرف ها رو میزنید . 110 توی دنیا ، حالا شده 88 . این که خیلی خوبه و شما هم یه سر بزنید به آدرسی که دادم.
آقای نامدار که گفتید کدومو باور کنیم من باید بگم که باز هم نفهمیدم منظورتون چی بود ولی باز هم گمون می کنم که مفهوم شاخص توسعه ی انسانی رو متوجه نشده اید و نرخ سرعت رشد و قدرت اقتصادی بودن را هم متوجه نمی شوید . یه مثال میگم شاید بتونه کمکتون کنه :
برترین کشورهای دنیا از نظر قدرت اقتصادی:
1- آمریکا 2-ژاپن 3-آلمان 4 چین 5-فرانسه
حالا نرخ شاخص اقتصادی همین کشورها :
آمریکا = 8 ژاپن = 9 آلمان =19 ((چین= 94)) فرانسه = 16
آره برادر ، این ها خیلی با هم فرق داره و همینطور که میبینید خیلی با هم تفاوت دارن و این تفاوت در کشوری مثل چین حسابی خودشو نشون میده چرا که کشوری هستش که تازه افتاده روی ریل پیشرفت مثل ایران .
ولی بد نیست اینم بگم که طبق آمار زمانی که آقای خاتمی دولت رو در دست گرفتند رتبه ی ایران 95 بود و جالبه که پس از هشت سال دولت ایشون ما نه تنها بهتر نشدیم که یک پله هم سقوط کردیم و رفتیم تو رتبه 96 و جالبتر اینجاست که همین آمار در دوسال اول آقای احمدی نژاد 12 پله صعود کرد و تازه وقتی به رکود جهانی خوردیم ایران چهار پله اومد پایین اما با همین حال هم باز هشت پله بهتر شدیم . امیدوارم کمی هم پرده تعصب رو کنار بزنید تا وقعیت خودشو نشون بده. حالا من فکر می کنم جا داره درباره چین بپرسیم که کدومو باور کنیم : چهارمین اقتصاد دنیا رو یا نود و چهارمین کشور از نظر شاخص توسعه رو؟
اگه سوالی داشتید حتما بپرسید چون خوشحال میشم کمکی کرده باشم.
من سووال دارم. مى شود براى من توضيح بدهيد كه سازمان ملل به چه دليل ايران را قدرت هفده جهان اعلام كرده؟؟ معيارهاى اين انتخاب چه بوده؟ مى دانيم كه كارخانه هاى زيادى با مشكل مواجه اند و خيلى كارگر بى كار شده اند .كالاهاى چينى هم كه توى كشور پر شده.يعنى هفدهمين قدرت اقتصادى بودن ربطى به صنايع و كارخانه جات يک كشور ندارد؟ يا ربطى به صادرات و واردات مثلن؟ يا ربطى به ميزان تورم و وضع بانک ها ؟؟؟
بعد هم شما اين امار را اين جا اورديد من هم ان امار را ان بالا! اگر امار من فقط يک سرى عدد است و اصلن مهم نيست بنابراين فكر كنم شما هم نبايد به اين امارى كه اين جا اورديد زياد دل ببنديد! اما اگر هم امار شما و هم امار من كه همگى توسط سازمان هاى معتبر جهانى ارايه شده ، درست است اين سووال مطرح مى شود كه توسعه يافتگى ايا جز اين است كه بايد در تمام ابعاد و جنبه ها و بطور هماهنگ صورت بگيرد؟ (البته اگر اين طور نيست و فقط چند صنعت خاص را در نظر مى گيرند كه هيچ )از نظر آزادى رسانه و شاخص توسعه انساني و مهاجرت نخبه ها و فساد دولتى و نرخ تورم وضعيت مان ان طور است و اما جز قدرت هاى اقتصادى هستيم . و احمدى نژاد هم نتيجه مى گيرد جز قدرت هاى جهانى شده ايم! چه طور چنين چيزى ممكن است؟بالاخره اين ها يک جا بايد به هم برسند يا نه؟ مى دانيد چه مى خواهم بگويم؟ ناخوداگاه انسان به ياد شوروى مى افتد!
در ضمن مخالفت نود درصد اقتصاددان هاى كشور با كارهاى احمدى نژاد را چه طور توضيح خواهيد داد؟ يعنى همه ى اين نود درصد كه مى گويند كارهاى اين اقا بى برنامه و غيرعلمى است ،مامور سيا هستند يا جز باند زرسالاران؟؟؟؟ به هر حال شايد شما كه در بيست سالگى استاد دانشگاه شده ايد و انسان جامع الاطراف اى هستيد و در تمام علوم خبره هستيد نيازى نداشته باشيد، اما من به نظر كارشناسان اقتصادى زيادى رجوع كرده ام كه بر خلاف شما معتقد نبوده اند در دوران احمدى نژاد وضع بهتر از دوران ” پيشا احمدى نژادى” است!
اين هم كه مى فرماييد ايران سال 56 فلان رتبه را داشته و امسال فلان، را بايد به دوستان سلطنت طلب بگوييد! من فكر نمى كنم هيچ كس اين جا سلطنت طلب باشد! اما سووالى كه بايد پرسيد اين است كه از كجا معلوم هر نظام اى به غير از جمهورى اسلامى سر كار مى امد وضع مان بهتر از اين نبود؟ به هر حال ما كلى ثروت و منابع خدادادى داريم با يک كشور وسيع كه مى شود در ان همه كار كرد.مثلن صنعت توريسم امروز را در نظر بگيريم و فكر كنيم اگر حكومت اى داشتيم كه از اين همه جاذبه هاى توريستى به بهترين نحو استفاده مى كرد ما چه وضعيت اى الان داشتيم. اگر حكومت اى سر كار مى امد كه ان همه نخبه را فرارى نمى داد… با حساسيت هايى كه ايجاد مى كرد جنگ اى به وجود نمى اورد يا اگر هم جنگ اى مى شد سر همان دو سال با بازپس گيرى سرزمين هاى اشغال شده تن به اتش بس مى داد.با كشورهاى دنيا از موضع كل كل و فحش و شعار و تندروى روبرو نمى شد تا گرفتار ان همه تحريم نشويم و و و….ان وقت حتمن وضع مان خيلى خيلي خيلى بهتر از الان نبود ؟ و ديگر مجبور نبوديم بين مردم سال اى دويست هزار تومن سهام عدالت قسمت كنيم!!!! و نصف مملكت هم زير خط فقر نبودند!
در اخر از اين كه با سووال ها و پرسش هاى عوامانه ام خاطر شريف و خاص تان را ازردم پوزش مى طلبم!
اینم یادم رفت بگم که همون آهنگ رشدی که گفتید الان 2.7 هستش و این نرخ در سال 56 منفی یک درصد بوده . توجه کنید که در اون زمان منفی بوده و این یعنی فاجعه و الان 2.7 شده .
در ضمن ظاهرا شما خیلی از ما بزرگتری و حق بزرگی اینه که احترامش نگه داشته بشه . امیدوارم بی ادبی به شما نکرده باشم.
در هر صورت معذرت میخوام
سلام سر بزن به وبلاگم
دوست داشتی لینک کن
اطلاع بده لینکت کنم
یا علی مددی
به احسان
البته مشخصه که اینجور چیزها واسه امثال شما عجیب باشه. نمیخواستم جوابتو بدم اما فقط جهت اینکه فکر نکنی دروغی گفتم جوابتو میدم.
من دانشگاه آزد تدریس میکردم . از نظر قانونی یه شخص زیر کارشناسی ارشد نمیتونه تدریس کنه ( در دانشگاه آزاد) . این تقاضای مدیر گروه دروس عمومی بود که من چند تا از درس ها رو وردارم ، البته ما خیلی وقت بود که همدیگه رو میشناختیم و آشنایی کامل با هم داشتیم. از اونجایی که نمیشد من درس بگیرم درس ها رو به نام خودش میگرفت و به من میداد. در ضمن میتونی بری و تحقیق کنی که سال 86 دو ترم متوالی دروس تخصصی رشته نرم افزار دانشگاه آزاد کنگاور رو بعنوان کلاس های تکمیلی به من داده بودند.
سوالی هست در خدمتم.
بسم الله الرحمن الرحيم-سلام اخوي-نگران نباشيد! اينها اينقدر بي بخارن که امسال سالگردي برگزار نميکنن… مراقب باشن سالگرد تولد ميرحسين جونشون يادشون نره بسشونه
سرکار خانم ملوان زبل
اول اینکه ازتون خواهش میکنم اسمتونو عوض کنید چون بنظر من این اسم شایسته شما نیست . سوال هایی پرسیدید که بد نیست جواب بدم . ما عادت کردیم هرجا لازم بشه از غرب تعریف و هرجا که لازم باشه و به نفعمون باشه ازش انتقاد کنیم . شما باید خوب بدونید که آمارهای سازمان ملل برای تمام کشورهای دنیا ملاکه و البته این آمار که ایران هفدهمین اقتصاد رو داره مال صندوق بین المللی پوله . حالا اون غربی که واسه بعضی ها و البته نه خود من اسطوره حساب میشه چطوری اینجا اینقدر بی ارزش میشه جای سواله . درباره ی این پرسیدید که چرا با وجود مشکلات فراوان ایران هفدهمین اقتصاد شده ، در جوابتون فقط همینو میگم که در زمانی که بدلیل رکود جهانی ( که زبانمون مو درآورد از بس گفتیم) بزرگترین اقتصاد دنیا “آمریکا” نزدیک به 15 میلیون بیکار داره و دومیش هم “ژاپن” نزدیک به ده میلیون بیکار و هردوی اونها خصوصا آمریکا دچار بحران وسیع در سطح کارخونجات خودش میشه این سوال کمی عجیب بنظر میرسه. اما گفتید که 90 درصد کارشناسان فلان نظر رو داده اند . میشه یه آدرس بدید تا ما هم ببینیم چرا که این آمار دادن ها ها جدیدا مد شده. اون که گفتید سلطنت طلب ندارید ، البته درسته ولی من طرف صحبتم با آقای نامدار بود . گفتید که اگر نظامی غیر از این نظام میشد جنگ در دو سال تموم میشد! من فکر میکنم بهتره اطلاعات خودتونو راجع به جنگ ایران و عراق بالاتر ببرید تا اقلا بدونید ایران کی تونست خاکشو پس بگیره . هموم ایرانی که با تمام قوا میجنگید و حالا نظام دیگه میخواست چطوری جنگو زودتر تموم کنه؟
اینکه گفتید ایران نصفش زیر خط فقره ، البته من آمار دهه 50 رو دیدم که اینجوریه ولی توی آمار سال های جدید چیزی به این شکل تا به حالا ندیدم و آمارهایی که ما داریم یه چیز دیگه رو میگن . خوشحال میشم اگه آدرشو به ما هم بدین. در ضمن بهتره کمی درباره فرار مغزها بیشتر تحقیق کنی ، البته من نمیدونم که شما به کی رای دادید اما اگه به آقای میرحسین رای داده باشید در صورت تحقیق مطمئنن از این رای که دادین پشیمون میشین.
در هر صورت ممنونم که این کامنت رو مطالعه کردین
با تقدیم احترام به خواهر گلم
تمام ترس من از زندگی در سرزمینیست که دران بهای وثیقه ازادی روزنامه نگار در ان بیشتر از وثیقه ازادی جانیان و قاتلان است
به نام خدا
با سلام
يكي از دوستان يك درصد بندي قابل تاملي از تقسيم بندي «اختيارات» ارايه نموده است. آنكه 70 درصد در اختيار ولي فقيه است و 30 درصد در اختيار بقيه (كه مقصودشان دولت است). لذا يك توضيح لازم است چون عده اي از علاقمندان به «شخص» رهبري درست بالعكس اين موضوع (درصد بندي)نظر دارند.
از نگاه قانون اساسي اصل تفكيك قوا پذيرفته شده است.
1 – قوه مقننه 2 – قوه مجريه 3 – قوه قضاييه
كه اگر فرض كنيم قوه قضاييه در اختيار(؟!) رهبري است تازه به عدد يك سوم مي رسيم و اين چنين هم نيست. چون قوه قضاييه هم مانند قوه مجريه مجري قوانين مصوب در قوه مقننه است.
البته فرماندهي نيروهاي نظامي و انتظامي به عهده رهبري است (ونه وزارت اطلاعات كه از زمره قوه مجريه است) و يا تعيين رييس براي صداو سيمايي كه تحت نظارت نمايندگان سه قوه اداره مي شود از «وظايف» رهبري است و اين نيروها هم آن مسئوليتي كه مورد نظر نويسنده محترم هست را ندارند و سهم مورد اشاره را ايجاد نمي كنند.
شايد نگاه نويسنده گرامي به نقش نظارتي رهبري است كه اين امر به معناي دخالت در وظايف قواي ياد شده نيست و نظارت «قانوني» رهبري بخشي از يك حق همگاني است.
سوال اينجاست كه چرا در هرمناقشه اي بي ارتباط و باارتباط ، به جايگاه رهبري توجه مي شود و به طرزي كه جز ايجاد شبهه در بديهيات نمي توان نام ديگري برآن گذاشت در امر حياتي ايجاد تشكيك مي نمايند؟ حال آنكه دوست و دشمن به نقش تعيين كننده رهبري در حفظ كشور و پايداري نظام اجتماعي و سياسي ايران در سي سال گذشته اذعان دارند.(عجب عبارات رسمي و غيره اي شد محتويات اين كامنت. عليهذا حالا چه متلك هاا كه بار مخلص نكنند دوستان عزيزم در اين تاپيك. حق هم دارند. كامنت نويسي و اين همه كلمات رسمي!)
به نام خدا
با سلام به pendar عزيز
«…ببینید چه بلایی بر سر دستغیب آوردند بابت ایرادهایی که به مقام معظم رهبری گرفتند…»
واقعا؟
راستي چه بلايي سر ايشان آوردند؟!
سلام
با نتایج نظرسنجی انتخاب منافق ترین فتنه گر در خدمتم
یا علی