فايل تصويري زير بخشي از سخنان استاد شهيد مرتضي مطهري است در روز 12 بهمن سال 57 و قبل از حضور امام خميني در بهشت زهرا.
اين فايل را ميتوانيد از اينجا دانلود كنيد
سال گذشته در چنين روزهايي مجموعهاي از آهنگها، سرودها و قطعات مرتبط با دهه فجر را براي دانلود در وبلاگم گذاشتم. در آن مجموعه قطعات جالبي از شعارهاي مردم در تظاهرات مختلف و سخنراني هاي امام خميني جمع آوري شده، كه قطعا مناسب اين روزها است. فكر نمي كنم مشكلي در دانلود آن فايلها وجود داشته باشد، اگر مشكلي بود، حتما بر طرف ميكنم


تورجان را آزاد کنید …
ادامه مطلب را در وبلاگ مطالعه کنید .
رهبرانقلاب:
لازم است از شخص جناب آقاى خاتمى هم صميمانه تشكر كنم. اين را به شما دوستان بگويم، به خود ايشان هم شايد بارها گفتهام؛ در طول هشت سالى كه ما با ايشان بهطور مستمر و مداوم در ارتباط بوديم، رفاقت و صميميت ما با ايشان روزافزون بوده؛ خدا را شكر. الان پيوند عاطفى و محبتآميزى كه بين بنده و آقاى خاتمى هست، از آنچه در هشت سال پيش بوده، بمراتب مستحكمتر است؛ و اين ناشى از خصوصياتى است كه من در اين مدت در ايشان حس كردم. تدين و پايبندى و نجابت و روحيهى نجيب ذاتىِ ايشان واقعاً جزو امتيازات و خصال برجسته در ايشان است. ايشان در اين مدت تلاش متراكمى انجام دادند؛ ما شاهد بوديم و مىديديم. در مقاطع زمانى مختلف، كشور و دولت و مسؤولان با حوادثى مواجه شدند، و ايشان در يكى از حساسترين مراكز اين مواجهه قرار داشتند و صبر و تحمل كردند؛ انشاءاللَّه خداى متعال اجر اين صبر و تحمل را خواهد داد.
در ميان خصوصيات ايشان، اگر من بخواهم روى يكى از آنها تكيه كنم، اين است كه ايشان در همهى اين مدت، دشمنانى را كه كمين كرده و خيز برداشته بودند، نااميد كردند. خيلىها از سال 76 – از اول تشكيل اين دولت – مىخواستند آقاى خاتمى را در موضع مقابله و مواجههى با نظام قرار دهند؛ خيلى هم تلاش كردند؛ ما شاهد بوديم. البته ريشه و مبنا و سلسلهجنبان اين تلاشها در بيرون از اين مرزهاست؛ منتها كسانى هم متأسفانه همان انگيزههاى فاسد و پليد را در داخل انعكاس مىدادند. خيلى تلاش كردند، اما آقاى خاتمى حقيقتاً مقاومت كردند. آن روزى كه ايشان اعلام كردند وقتى مىگويم «جامعهى مدنى»، مراد من مدينةالنبى است – كه اتفاقاً ديروز يا پريروز در يكى از صحبتهاى ايشان من اين را خواندم – خيلى خلاف انتظار بعضىها شد؛ لذا به ايشان حمله كردند و فشار آوردند.
در سالهاى گذشته من شاهد تلاش پُرحجم و جدى جناب آقاى خاتمى و شما برادران و خواهران در همهى زمينهها بودم؛ اين چيزى است كه ما بايد آن را نعمت بزرگى از نعم الهى بدانيم. شما در اين مدت كار سخت و تلاش متراكمى را انجام داديد و بحمداللَّه به توفيقات زيادى هم رسيديد. امروز، هم در زمينهى صنعت، هم در زمينهى كشاورزى، هم در زمينهى علم و فناورى، هم در زمينههاى گوناگونِ خدمات، ما پيشرفتهاى بسيار چشمگير و زيادى داريم؛ اينها براى اين كشور و اين ملت خواهد ماند و از حافظهى اين ملت زدوده نخواهد شد. همهى شما برادران و خواهرانى كه در اين كارها سهيم يا مؤثر يا مؤسس بوديد، يقيناً در اجر و پاداش اين تلاشها سهيم هستيد.
من اين نكته را هم مورد تأكيد قرار بدهم. همانطور كه اشاره كردند، خوشبختانه دولت شما در ماههاى آخر دچار ركود نشد – ما اين را شاهد هستيم – تا روزهاى آخر كار كرديد؛ و اين جاى تشكر و قدردانى دارد. علاوه بر اينكه لازم است از زحمات شما در طول سالهاى متمادى تشكر و قدردانى كنم، اين را هم بخصوص لازم است بگويم و ذكر كنم كه شما كار را ادامه داديد و پيش برديد. در روزهاى آخر و هفتههاى آخر، كارهاى خوبى در بخشهاى مختلف انجام گرفت،كه نشاندهندهى زنده بودن دولت بود.
از تجربه و توان شماها بايد استفاده شود. مسؤولان و كسانى كه مأموريتهايى را بر عهده مىگيرند، بايد از محصول كار و از نظرات شما بهره ببرند و استفاده كنند.
من هميشه در اين مدت شماها را دعا كردهام. آقاى خاتمى را حداقل در هر شبانهروز يك بار دعا كردهام؛ يعنى در تمام اين مدت شايد هيچ شب و روزى نبوده كه من شخص ايشان را دعا نكنم. بقيهى مسؤولان و ديگران را هم هميشه دعا كردهام و باز هم دعا خواهم كرد. دعا كنيم كه خداى متعال اين كشور و اين ملت و اين نظام را روزبهروز به اهداف خودش نزديكتر كند و اقتدارى را كه شايستهى اين كشور و اين ملت است، به او ارزانى بدارد؛ و همينطور هم خواهد شد؛ اين را من ترديد ندارم.
اگر ما اين كشور را با ده سال پيش و بيست سال پيش مقايسه كنيم، خواهيم ديد كه پيشرفتهاى بسيار زيادى داشتهايم؛ و اين چيزى است كه دشمنان اين كشور و اين نظام و اين انقلاب نه توقعاش را داشتند و نه اين را مىپسنديدند؛ هر چه هم از دستشان برآمده، انجام دادهاند. الان هم ما را زياد تهديد مىكنند. اخم و روتُرش كردن نسبت به ما از سوى قدرتطلبان و انحصارطلبان جهانى دايمى است و ما هم با تمام قدرت راه خود را به صورت پيوسته، با توكل به خدا و با اميد به نيروى ذاتى اين كشور انشاءاللَّه ادامه خواهيم داد و پيش خواهيم رفت؛ من در اين خصوص هيچ ترديدى ندارم.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار اعضاى هيأت دولت 1384/5/10
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3299
دوستان لینک کلام رهبری اینجا تصحیح شده است لینک بالا اشتباه است
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3299
یادت بخیر پیر جماران(ره)
(( اما ما الان سر يک دوراهى واقع شده ايم که ممکن است با دست ما اسلام آن چهره زيبايى که
دارد، در پيش کشورهاى خارجى يا دشمنهاى داخلى، آن چهره اش به طور ديگرى نمايش پيدا
بکند، که مکتب ما شکست بخورد.
… چنانچه ما امروز يک کارى بکنيم که گفته بشود که آن وقت رژيم سلطنتى بود و اين کارها رامى کرد، حالا هم که جمهورى اسلامى است و اسلام است و دم از قرآن مى زنند و دم از اسلاممى زنند و دم از ايمان مى زنند، حالا هم همان است.
منتها لفظش فرق کرده است، معنا همان معناست.
الفاظ تغيير کرده است، به جاى رژيم سلطنتى رژيم جمهورى گفته شده است، لکن عمل همان
عمل است و برنامه همان برنامه
…. برخلاف اسلام که باشد، هر فردى مى خواهد باشد، يک روحانى عاليمقام باشد، يک آدمى
باشد که مثلا در رأس باشد، يک سرکرده باشد، وقتى ديدند برخلاف مسير دارد عمل مى کند،
هر يک از افراد موظفند که به او بگويند که اين خلاف است،
…..همه عالم الان چشمشان را دوخته اند که ببينند ما چه مى کنيم، ما راست گفتيم که حکومت
عدل اسلامى ، يا خداى نخواسته خلاف گفتيم وخودمان هم غير اسلامى هستيم وغيرعدل اسلامى
باز اگر اينطور حساب بکنند که اينها غير اسلامى اند، باز يک چيزى بود، اما بگويند که اسلام
اين است،شکست آن است که بگويند که اسلام اين است که اينها پاسدارهايشان هستند و اينها
هم آخوندهايشان.
2 مهر 1358 ))
«و من یک کلمه می خواهم عرض کنم و آن اینکه به تمام محاکمی که هستند و تمام دست اندرکارانی که هستند این مطلب را توجه بدهم که مبادا یک وقت کنترل خودشان را از دست بدهند و زاید بر آنچه حکم خداست و قانون اسلام است عمل کنند. مبادا این اسباب این بشود که خشونت زیاد با اسیرها بکنند و با زندانیها بکنند و بدون دقت، بدون توجه یک وقت افرادی را بگیرند که _ خدای نخواسته _ گناهکار نبوده اند و گرفتار شده اند… مبادا شهادت عزیزان ما اسباب این بشود که با شدت عمل بیشتر از آن مقداری که باید با آنها عمل بشود، عمل بکنند… رفتارها حتی با کسانی که قاتل شناخته شدند، رفتار اسلامی باشد ولو اینکه با شدت عمل و شدت دید آنها را به جزای خودشان برسانند، اما فقط همان رساندن به جزا باشد و تعدی زیادتر نشود.» صحیفه امام، جلد 15، ص۶۳ – 10 شهريور 1360
«اگر یک فقیهی در یک مورد دیکتاتوری بکند، از ولایت می افتد پیش اسلام. اسلام هر فقیهی را که ولی نمی کند. آن که علم دارد، عمل دارد، مشی او مشی اسلام است، سیاستش سیاست اسلام است.» صحیفه امام جلد 10، ص ۱۴- ۲۹ یا ۳۱ شهریور ۱۳۵۸
« و من کراراً به آقایان عرض کرده ام و حالا هم باز تکرار می کنم که خدمتگزار باشید به این ملتی که آن دست های خیانتکار را قطع کرد و این امانت را به شما سپرد… و مادامی که اینطور باشید ملت پشت شماست، و مادامی که ملت همراه شما باشد هیچ آسیبی به شما و کشور نمی رسد… یکی از انگیزه هایی که دیکتاتوری پیش می آورد این است که دیکتاتورها می بینند ملت همراهشان نیست، اعمال دیکتاتوری می کنند…. آن روزی که شما احساس کردید که می خواهید فشار به مردم بیاورید، بدانید که دیکتاتور دارید می شوید. بدانید که معلوم می شود مردم از شما رو برگردانده اند.» صحیفه امام، جلد 18، ص۳۵ – 7 شهريور 1362
(( آمریکا و استکبار در تمامی زمینه ها افرادی را برای شکست انقلاب اسلامی در آستین دارند، در حوزه ها و دانشگاه ها، مقدس نماها را که خطر آنان را بارها و بارها گوشزد کرده ام. اینان با تزویرشان، از درون محتوای انقلاب و اسلام را نابود می کنند. اینها با قیافه ای حق به جانب و طرفدار دین و ولایت، همه را بی دین معرفی می کنند. باید از شرّ اینها به خدا پناه بریم. و همچنین کسانی دیگر که بدون استثنا به هر چه روحانی و عالِم است حمله می کنند و اسلام آنها را اسلام آمریکایی معرفی می نمایند، راهی بس خطرناک را می پویند که خدای ناکرده به شکست اسلام ناب محمدی منتهی می شود.»پیام امام خمینی(ره) به مناسبت برگزاری مناسک عظیم حج، در تاریخ 6 مرداد 1366
«من خوف این را دارم که شما ملت بزرگ ایران، که برای خدا قیام کردید و برای خدا جوانهایتان را دادید و برای خدا زحمات طاقت فرسا کشیدید و همه چیزتان را فدای اسلام کردید، با این جریانی که به نظر می آید که دارد پیش می رود، یک وقتی متوجه بشوید که _ خدای نخواسته _ با انعزال این مردم، اینهایی که خدمتگزار هستند، یک حکومت قلدری با اسم اسلام، با اسم جمهوری اسلامی، با اسم خدمتگزار به اسلام بیاید و همه ی زحمتهای شما و خونهایی [را] که دادید، هدر ببرد.» صحیفه امام، جلد 15 ص۱۷۷ -25 آبان 1360
ممنون قائم مقام عزیز
عالی بود ولی قضاوت نمی کنم چون هروقت به مقوله صحبتهای امام خمینی رسیدیم در بحث به تناقضات زیادی بر خوردیم . مصداق آیه ” اشداء علی اکفار و رحماء بینهم ” است که انگار هرکس به رای خودش تفسیر می کند.
جناب نامدار
معنای واژه قضاوت در بررسی اندیشه و تفکر آدمی را نباید همپای اصطلاح حقوقی قضاوت دانست که بین این دو تمایزاتی و اشتراکاتی وجود دارد.
در قضاوت حقوقی، اساس و معیار کتاب قانون می باشد شاید از آن تفاسیرمتفاوتی هم شود ولی قابل مقایسه با کثرت و تعدد معیارها و زوایای تفکرات افراد که به بررسی اندیشه ها می پردازند، نخواهد بود.
اندیشه رهبرفقیدانقلاب هم از زوایای مختلفی و گهگاه متضاد مورد بررسی می گیرد و به صدور حکم به آزادیخواهی یا استبداد گری یا بین الامرین برای ایشان منتهی می شود
به طور نمونه، افردی به جای اینکه محققاً و مستدلاً به تعریف آزادی و حدود آن از نظر آیة الله العظمی خمینی بپردازند، خودشان به تعریف و تبیین شخصی از آزادی می کنند وفقط آن قسمتی از کلام ایشان که با دیدگاه شخصی آنان مطابقت دارد را ، شاهد مثال میاورند و قسمتی که با دیدگاه آنان تضاد و سنخیتی ندارد را تحریف یا نادیده می گیرند
البته این امر زمانی تشدید می گردد که نگاه ما به اندیشه ی آقای خمینی(ره) در فضای تبلیغاتی و هیجانی سیاست صورت بگیرد و گرنه در فضای علمی و پژوهشی این امر کمتر اتفاق می افتد
وقتی صداو سیما کلام امام را تحریف می کنند:
به گزارش خبرنگار«آینده»، معاونت سیاسی سازمان صداوسیما در این برنامه كه هر روز 5 بار از شبكه های مختلف تلویزیونی پخش می شود، با تقطیع سخنان امام خمینی (ره) قصد استفاده ابزاری از بیانات بنیانگذار جمهوری اسلامی برای توجیه برخی ناكارآمدی های فعلی دارد.
مهمترین بخش مستند پریشب ، كه در هفته اخیر بارها به عنوان تیزر شاخص از صدا و سیما پخش شده بود، بخشی حدودا یك دقیقه ای از سخنان امام خمینی درباره راهپیمایی بدون مجوز بود.
در این بخش كوتاه و تقطیع شده، امام خمینی نسبت به راهپیمایی بدون مجوز از وزارت كشور مخالفت كرده و از نیروهای مسلح و مردم می خواهند با این راهپیمایان برخورد كنند.
نكته مهم در تحریف واحد مركزی خبر، خودداری از اشاره به نوع راهپیمایی بود. در حالی كه در اصل 27 قانون اساسی، راهپیمایی مسالمت آمیز، بدون حمل سلاح و فاقد مخالفت با مبانی اسلام، آزاد اعلام شده است. گردانندگان واحد مركزی خبر با تقطیع سخنان امام (ره) قصد القای این موضوع به افكار عمومی را داشتند كه عدم صدور مجوز و برخورد با راهپیمایی معترضان، مستند به مواضع امام خمینی (ره) است.
این جفای ناجوانمردانه معاونت سیاسی صداوسیما نسبت به امام خمینی(ره) در حالی صورت می گیرد كه بنیانگذار جمهوری اسلامی در طول بیش از یك دهه رهبری نظام، تنها با دو مورد راهپیمایی مخالفت كردند كه هر دو مورد مخالفت ایشان، طبق نص صریح اصل 27 قانون اساسی انجام شده است.
مورد نخست، مخالفت ایشان با راهپیمایی علیه “لایحه قصاص” می باشد كه با توجه به نص آیات قرآن كریم در ضرورت قصاص، مخالفت با مبانی اسلام محسوب می شود.
و مورد دوم مخالفت با راهپیمایی مسلحانه اعضای گروهك تروریستی مجاهدین خلق پس از وارد شدن این سازمان به فعالیت های خشونت آمیز و ترورها بوده است.
گفتنی است معاونت سیاسی سازمان صدا و سیما در حالی از پخش اظهار نظر منتقدان دولت و معترضان داخل نظام در رسانه ملی جلوگیری می كند كه اخیرا در بدعت عجیبی كه به نظر میرسد با اهداف خاص انجام شده، دقایق طولانی را به پخش تصاویر و سخنان تبلیغاتی سران گروهك تروریستی مجاهدین خلق و بنی صدر، از جمله تعیین مریم قجر عضدانلو به عنوان رییسجمهور ایران! اختصاص داده است.این در حالی است كه یك روزنامه اقتصادی به دلیل اقدامی مشابه و درج تصویر مریم رجوی در صفحه اول خود توقیف شد.
مشخص نیست آیا مسوولان صداوسیما نمیدانند اقدام آنها در ارائه تصویری گزینشی از امام(ره) و پیوند زدن برخی اقدامات با سخنان ایشان موجب خدشهدار شدن تصویر امام در ذهن نسل جدید میشود كه به هیچ وجه ایشان را درك نكرده است؟
برای نمونه بخشی از سخنرانی ایشان در جمع اقشار مختلف مردم “اعلام ارتداد مخالفین احكام ضروری اسلام ” به شرح زیر است:
من می خواهم ببینم كه این راهپیمایی كه امروز اعلام شده است ، اساس این راهپیمایی چه هست . من دو تا اعلامیه از “جبهه ملی “، كه دعوت به راهپیمایی كرده است ، دیدم . دریكی از این دو اعلامیه ، جز انگیزه ای كه برای راهپیمایی قرار داده اند، لایحه “قصاص “است . یعنی مردم ایران را دعوت كردند كه مقابل لایحه قصاص بایستند. دراعلامیه دیگری كه منتشر كرده بودند تعبیر این بود كه “لایحه غیر انسانی “! ملت مسلمان را دعوت می كنند كه در مقابل لایحه قصاص راهپیمایی كنند، یعنی چه ؟ یعنی در مقابل نص قرآن كریم راهپیمایی كنند! شما را دعوت به قیام و استقامت و راهپیمایی می كنند درمقابل قرآن كریم . نص قرآن كریم . ضروری مسلمین ، چه برادران اهل سنت و چه برادران شیعی ، ضروری این است كه این قرآن از خداست و در قرآن هرچه باشدضروری است كه باید پذیرفت . قضیه “قصاص ” در جاهایی از قرآن تصریح شده است .لایحه قصاص همین مسائل قرآن است . در این راهپیمایی كه مسلمانها را به اصطلاح خودشان دعوت كرده اند، دعوت كرده اند كه مردم قیام كنند در مقابل قرآن ! مردم قیام كنند در مقابل احكام ضروریه اسلام ! آنهایی كه از بعض جبهه ها هستند، تكلیفشان معلوم است . آن ها از اول هم ، از آن وقتی هم كه “جمهوری اسلامی ” تاسیس شده است ، مسئله اسلام پیش آنها مطرح نبوده است . آنچه مطرح بوده است ، اگر راست بگویند، همان ملی گرایی بوده است . و من در این هم شك دارم !
برای اینكه افرادی كه سردسته اینهابودند و به ملی گرایی معروف بودند(1) ما دیدیم كه بر ضد ملت اینها قیام كردند. الان هم كه در خارج هستند دعوت می كنند كه بر ضد این ملت ، قدرتها فعالیت كنند. و این قدرتهای بزرگ هم همه جور چیزی دارند! ملی هم دارند؛ مذهبی هم دارند؛ معمم هم دارند. من آن چیزی كه بسیار مورد تعجبم است این نیست كه در اعلامیه “جبهه ملی “برای لایحه “غیر انسانی ” [به اصطلاح او] قصاص ، یعنی حكم غیر انسانی قرآن ! ، یعنی حكم غیر انسانی اسلام ! ، اعلامیه بدهند و مردم را دعوت كنند كه ایهاالناس بیایید، درمقابل اسلام قیام كنید و استقامت كنید. من از آنها همچو توقعی داشتم و دارم .
منبع: صحیفه امام، جلد چهاردهم – صفحه 450
آهستان به قائم مقام و كلا سايت آينده: صحيفه امام حدودا 20 جلده. اگر بريم و به سخنان خود امام مراجعه كنيم، قطعا شما ضرر مي كنيد. مطمئن باشيد. ضمنا چرا اشاره اي به همان سخنراني امام و دستور ايشان به سپاه و بسيج و مردم براي برخورد با راهپيمايي نكرديد؟ منبعش رو پيدا نكرديد؟ يا به نفعتون نبود؟ محض اطلاع شما ، امام هرگونه راهپيمايي و تظاهرات عليه نظام ، انقلاب و جمهوري اسلامي رو محكوم مي كردند. خوب الان چه فرقي داره؟ شما انتظار داري تظاهرات عليه نظام، مجوز بگيره؟
تظاهرات علیه دولت مجوز می گیرد؟ دوستان شما اصرار بر این دارند که مردم به خاطر توهین به دولت منتخب هم آمدند! وگرنه بین خاتمی و موسوی و کروبی لااقل فرقی قائل بودند. خاتمی 2-3 ماهیست که دیگر شرکت در تظاهرات را تایید نمی کند!
با تشکر از آقای حسینی…
جناب نامدار!
تو صفحه ی اول کامنت های پست قبل یه سوال ازتون پرسیده بودم. کامنت منو خوندید؟
بله دوست عزیزم آزادی
می شود گفت حکومت دینی حکومتیست که عمل به دستورات و قوانینی از دین را که جنبه اجتماعی دارند جز وظایف خود می داند. در این حکومت که بارزترین آن در حال حاضر در دنیا حکومت اسلامی خودمان است حتی رساندن بشر به سعادت که هدف غایی دین هم هست جز وظایف حکومت تعریف می شود. این جنبه مثبت قضیه است و اینکه تا بحال چقدر موفق بوده را مردم قضاوت می کنند ولی لااقل ر نیت خیر موسسین این حکومت تردیدی نیست . اما در مورد دین حکومتی لفظیست که برای استفاده ابزاری از دین برای حکمرانی استفاده می شود. استفاده از ظرفیتهای برخی قوانین دین مخصوصا از نوع استنتاجی ان برای اهداف و منظورهای بشری و دنیوی. بسیاری از قوانین دین در حقیقت شمشیر دو لبه هستند و فقط با جابجایی ساده بعضی مفاهیم مثل ظالم و مظلوم از انها می شود استفاده ابزاری کرد. مثالی که به نظر من می رسد همین استفاده از حساسیت جامعه به ” هتک حرمت عاشورا” و منحرف کردن ذهن مردم از اصل واقعه که در حقیقت “کشته شدن چند نفر در ماههای حرام ” بود. در این خصوص آیت الله جوادی املی موضع بسیار منطقی و انسانی ای گرفتند که متاسفانه به ان اهمیت داده نشد و در هیاهوی تبلیغات راهپیمایی نهم دی گم شد.
نظر شخصی من اینست که در حال حاضر مظاهر دین حکومتی در جامعه بسیار زیاد و غیر قابل اغماض است. همین اختناق و دستگیریها و زندانها که دوستان سعی دارند انها را به دموکراسی وتعاریف غربی مستند کنند در وهله اول تضییع حقوق دینی و مسلمانی مردم است. من واقعا نمی دانم چطور می شود اینها را توجیه کرد و تا به حال فقط با یک توجیه برخورد کرده ام ” ادعای واهی تقلب ” و ” دعوت سران فتنه از مردم برای آمدن به خیابان” . ظاهرا که دوستانمان با این استدلال قانع شده اند که مردم ناراضی را باید کشت ولی من با وجود اینکه شخصا انقدرها موضع محکمی در مورد قطعیت تقلب ندارم ولی این رفتارهای حکومت را درست نمی دانم. ادعای تقلب در انتخابات مدخلی شد برای به سطح امدن نارضایتی ها. مثل انقلاب مشروطه که با گرانی قند و شکر و به چوب بستن یک بازرگان شروع شد.
بسیار خوب جناب نامدار عزیز…
ممنونم از توضیحاتتون. اما اینجا من باز به مشکل بر می خورم… اینکه گفتید : “حکومت دینی حکومتیست که عمل به دستورات و قوانینی از دین را که جنبه اجتماعی دارند جز وظایف خود می داند.” این دین باید یک دین باشه… درسته؟ اگر بله ، کدام دین؟ اگر اسلام، پس تکلیف معتقدین به ادیان و مذاهب دیگه چی می شه؟ حتی اگر در اقلیت باشن…
آقای آزادی عزیز
من البته مرجع خوبی برای این حرفها نیستم صرفا برداشتم را می نویسم.
در مورد سوال شما بله. این دین در حال حاضر اسلام است. یعنی فقط اسلام در جهان مدعی حکومت دینی است. در اروپا به دلیل شکست تلخ دوران تسلط کلیسا بر مردم دین به محاق رفته و از بعضی جهات شاید بتوان گفت از ان طرف پشت بام افتاده اند. البته دین اسلام و مسیحیت در ماهیت قوانین اجتماعیشان بسیار با هم متفاوتند. به قول آقای مشائی ” حضرت عیسی کی مدیریت کرده؟ همیشه از اینجا به انجا فرار می کرده”. از نظر من این حرف درست است چون قوانین مسیح در زمان خودش محک حکومتی نخورده ولی حضرت محمد در صدر اسلام حکومت تشکیل داده. در مورد دین یهود اطلاع کافی ندارم هرچند حکومت فعلی اسرائیل بسیار مدافع قوانین یهود است و می شود گفت مبنای وجودیش “ارض موعود” را از دین به عاریت گرفته.
حاکمیت هم زمان چند دین در حکومت که مورد اشاره شماست از نظر منطقی همم ممکن نیست. ضمن اینکه اسلام در این مورد بسیار صریح است و خود را تکمیل همه ادیان بشری می داند. اما توصیه به رعایت حقوق پیروان سایر ادیان ابراهیمی (همانها که شما اسم بردید) در قوانین حکومت دینی امده است.
جناب آزادی. همه گفته های مرا صرفا اظهار نظر بدانید. متاسفم که ادبیاتم کمی حق به جانب به نظر می رسد. آمادگی نقد عقایدم را دارم که دوست خوبمان جلال به خوبی این کار را می کنند.
با تشکر از شما جناب نامدار…
اون چیزی که من فهمیدم از صحبت های شما ( که البته نگران تاثیرپذیری من از صحبتاتون نشید! خودم هم همینطور فکر می کردم!) این بود که عملا در یک حکومت دینی مساوات و برابری در خصوص ادیان مختلف و یا بهتره بگیم در خصوص تمامی اعتقادات و گرایشات معنوی تک تک افراد جامعه رعایت نخواهد شد. حالا سوال من اینه… البته اگر دوست دارید پاسخ بدید. شما به دینی بودن حکومت معتقدید؟ یعنی از طرفداران حکومت دینی هستید؟
ضمنا عذر می خوام، شاید لزومی نداشته باشه بگم… ولی من آقا نیستم.
باز هم ازتون ممنونم.
خانم آزادی عزیز
سوالتان سهل و ممتنع است. من حکومت دینی را به شکلی که امروز در ایران پیاده می شود قبول ندارم اما مطمئن نیستم اگر اتفاق دیگری می افتاد و نوع دیگری از حکومت برقرار می شد وضعیت فعلیمان بهتر از این بود. باید منصفانه قضاوت کرد. سی سال پیش سنت و تعصبات کور چنان در برخی از مردم رسوخ کرده بود که حکومت فعلی در قیاس با ان اوضاع دوران مدرنیته به شمار می رود.
موضعم در قبال حکومت دینی فعلا در حد زیادی پرسشگریست و اعتراف می کنم هفت ماه گذشته از نظر فکری برایم ماههای سختی بوده. از من بدتر ، خواهری دارم بسیار متدین و متشرع که شغلی در مناصب بالای دولتی هم دارد و خدا شاهد است دچار افسردگی شدید و چالشی چنان مهیب شده که زندگی عادیش مختل شده. مصداق بارز ” چو بید بر سر ایمان خویش می لرزم”.
ظاهرا اینترنت دچار مشکلاتیست که حضور دوستانمان بسیار کمرنگ شده. نمی خواهم از این فرصت برای یکه تازی استفاده کنم. منتظر دوستان می مانیم.
سرکار خانم آزادی /
خوب زودتر می گفتید که خانم هستید /
تا دوستان متوجه باشند که با یک خانم بحث می کنند /
تشکر /
چطوری مجید رضا جان!
دیشب تا حالا اینترنتم قطع بود! یه چند خطی در مورد جنگ لفظیت با اون یارو گلابیه نوشته بودم که نشد بفرستم!
راستی اینترنت شما یا بقیه دوستان قطع نشد؟ میخوام ببینم مشکل سراسری بوده یا فقط نت محدوده خاصی قطع شذه؟
یا علی
سلام محمد صادق عزیز /
خیلی مخلصیم /
دیشب تا صبح آهستان فیلتر شده بود /
من از لحاظ وصل شدن به شبکه غیر از بعد از ظهر امروز مشکلی نداشتم ولی مثل اینکه مشکل در بعضی نقاط وجود داشته /
جات خالی بود دیشب / بعض از دوستان حسابی از دست من ناراحت شده بودن !که من هم از دوستان منطقی و محترم آهستان عذرخواهی کردم / دوستان علت اون جنگ لفظی را متوجه شدند / مشکل حل شد /
بعضی دیگر از دوستان هم متوجه شدند که نباید به سادگی به عقاید دیگران بی احترامی کرد ودر مقابل خواهان عدم واکنش طرف مقابل ماند /
به آزادی عزیز
با اجازه جواب کامنت پست پیش رو اینجا بدم
اگر هدف مشارکت تمام ادیان در حکومت به معنای اداره جمعی است به صورت مساوی بدون در نظر گرفتن میزان نفرات که خلاف عدالت است چون بالاخره دینی دارای اکثریت است و توقع دارد بیشتر حاکم باشد
شوخیش همین هفت ماهه است که معترضین اگر مدعیه اکثریت نبودن که حرفی نبود
و اگر منظور مشارکت است به نسبت میزان جمعیت که خوب این ایرادی نداره
اگر چه حکومت اکثریت به طور طبیعی محدودیت هایی رو برای اقلیت ایجاد می کنه
من اصلا از مقوله حکومت دینی بیرون می رم
در یک جامعه کاملا سکولار و حزبی اگر یک حزب سر کار باشد آیا به افراد حزب مقابل پست و مقام و … میدهد و اجازه دخالت؟
من میدانم و شما که اینگونه نیست
در کاخ سفید وقتی جمهوری خواهان و دموکرات ها جا عوض می کنند
نوشابه های کاخ سفید هم از کوکا به کانادا تغییر می کند حالا یا بالعکس چون یادم نیست کوکا مال کدومشونه
اگر منظورتون اینه دین با شمایل تقدسیش نباید کنار زننده باشه و باید جمع کننده باشه به نظرم این تصور درستی نیست
چون دین هم به نظر من یک سازمان حکومتی داره که هم دفع می کنه و هم جذب
اما این که گفتین”دین وظیفه اش رو در اداره حکومت در اونجایی ایفا کرد که یک انسان رو که مقید به تمام اصول اخلاقی و دینیه پرورش داده و رسونده به جایی که حالا قراره به عنوان یک سیاستمدار فعالیت کنه”
اگه منظورتون با استفاده از جمله بعدیتون اینه که آموزه های دینی بکار رونده در یک حکومت بین ادیان مشترک است و نیاز به ابراز آن به گونه ای مشخص نیست، لااقل آنچه من از دین می دانم و ادیان متفاوت این گونه نیست و اگر اینگونه بود معتقد به نسخ ادیان نبودیم و قوانین آن ها برای ما مسلمانان قابل اجرا بلکه لازم الاجرا بود
من نمیدانم شما مسلمانید یا نه؟
ولی آیا ادیان منحصر به همین چهار دین هستند؟
آیا باید هر دین ادعایی را به مثابه یک حزب در نظر بگیریم؟
آیا واقعا معتقدید که بوداییسم در تعالیم حکومتی با مسیحیت و یهودیت یک هدف دارد؟
و آیا اصلا تعالیم حکومتی همین عناصریست که شما می گویید؟
اجرای عدالت در شیعه همان است که هندو می گوید؟
و آیا آزادی در آیین یهود همان است که ما آن را آزادی می نامیم؟
رعایت حقوق هم نوع هم همینطور؟
به نظرم آن وقت باید تمام وقت را برای وحدت نظر بین ادیان بگذاریم
مگر آن که نظر شما همان لائیسم باشد
یعنی دین تو برای خودت دین من هم برای خودم حکومت هم از هر دو جدا
که بازگشتیم به سر خانه اول
که این یعنی نصف کردن دین ما و اعتبار دادن به نیم و از اعتبار انداختن نیم دیگر
و در حقیقت این نکته که خدا بیخود برای بخش سیاسی و ارتباطی بین انسانی قرار گذاشته و قرارداد وضع کرده
مگر اینکه بگویید از اول هم برای روابط بین انسانی برنامه ای نداشته
که باز هم از هم بیشتر دور افتادیم
برای من که معتقدم دین من تعیین کننده تمام روابط بین من و خدا و من و دیگری است این امکان وجود ندارد بین این دو تفکیک قائل شوم
ممنون از جوابتون جناب جلال.
جلال عزیز
به نظرم به بن بستهایی رسیدیم که از ابتدا انتظارش را داشتم. خودت مثال خوبی زده ای قبلا ” با کسی که مسیحی است نمی شود بحث کرد که چرا نماز صبح دو رکعت است”. تا حالا سعی می کردم از این بحث اجتناب کنم که به سمت و سوی فقه شیعه برویم. راستش من وقتی می بینم شما دین جاری در عربستان را قبول نداری و اسلام واقعی را محدود به انچه در مرزهای ایران اجرا می شود می دانی حرفی برای گفتن ندارم. ظاهرا شیعه سعادتیست که فقط در اختیار هفتاد هشتاد ملیون نفر قرار داده شده. راستش در حال مطالعه تاریخ شیعه هستم و امیوارم گره های ناگشوده ذهنم باز شود. فقط ” شیعه زاده ” نباشم و به یقین برسم.
من اصلا نمی فهمم “شیعه متصل الی الابد به مبدا وحی ” و یا ” لولا الحجه لساخت الارض باهلها اگر این ارتباط نباشد زمین اهلش را تحمل نخواهد کر” یعنی چه که بخواهم درباره اش حرفی بزنم. امیدوارم سایتتان را زودتر راه بیندازید تا ما هم استفاده کنیم.
نوشته ای “مگر می شود که فردی تمام دستورات خود را از کسی بگیرد که نماینده با چند واسطه خداست و حرفش فصل الخطاب است و… و غیر آن هم عمل نکند و حکومت دینی نباشد”. نمی دانم منظورت از کسی که حرفش فصل الخطاب باشد کیست. اگر منظور ولی فقیه باشد که باز به بن بست می رسیم. من صراحتا می گویم به چنین اصلی هنوز معتقد نشده ام. از این صریح تر بگویم از نظر من رابطه خدا و بندگانش یک رابطه طولی نیست. خدا ولایت یکسان بر همه بندگانش دارد و در میان بندگانش برخی ممتاز و ویژه اند مثل پیامبران و اولیا که آنها هم البته در زمان خودشان انکار می شدند و برای اثبات حقانیتشان به معجزه و کرامت متوسل می شدند. اینکه حالا یک دفعه حلقه واسطه ای بین خدا و بندگانش قرار دهیم از نظر من توجیه ندارد. می دانم حرف سنگینیست و می توانی به امامت معصومین بعد از پیامبر استناد کنی ولی اجازه بده به ریشه ها و پایه های اعتقادی نزدیک نشویم. بحث خطرناکیست و من استحکام کافی در عقیده ام ندارم. در واقع در عدم عقیده ام.
در مورد ظرفیت حکمرانی در اسلام و قوانین اجتماعی آن ، منظورم از “شما” طیف فکری شما بود. حرف اشتباهی هم نزده ام. این مبنای اصلی حکومت دینی امروز است فکر می کنم در کتابهای تعلیمات دینی دوران دبیرستان هم امده است.
جلال جان
شما در بحث گاهی به برادران طلبه علوم دینی می مانی عزیز. اگر اینطور است بگو که ما دست و پایمان را جمع کنیم
نامدار عزیز
از آخر دوباره
اگر روحانی هم باشم فرقی نمی کند چرا دست و پایت را جمع کنی مگه لولو خورخوره دیدی؟
عزیزم من مهندس برق از دانشگاه تهرانم
گویا توی دو پست قبلی هم گفتم
لولا الحجه را با همون جملات ترجمه کردم
اگر ارتباط با خدا که توسط حجت خدا بر زمین برقرار می شود نباشد زمین اهلش را تحمل نخواهد کرد
این روایته
معنای متصل الی الابد … هم همینه
یعنی شیعه تا ابد به خدا وصله از طریق وجود حجت خدا در زمین
شیعه محدود به مرزهای ایران نیست
ولی به نسبت کل مسلمانان در اقلیته
در مورد فصل الخطاب قبلا گقتم
اگر معتقد باشیم که حداقل مرجع تقلید داریم و تمام امور دین و دنیامان را باید با او هماهنگ کنیم
پس او فصل الخطاب است
من عقاید خودم را گفتم و وارد بحث هم نشدم
البته بحث به معنای تبادل استدلال نه گفتگو
چون خودت نوشتی که با کسی که عقایدش را مکتوب نکرده مناظره نکن
این را چندین بار عرض کردم
از نظر من شیعه متصل است و تفاوتش با اهل تسنن در این است
این اتصال در زمان غیبت کبری توسط فقها انجام می شود به عنوان نایب عام
و از آنجایی که دین را کامل و شامل میدانم یعنی هم همه چیز را دارد و هم برای همه چیز حکم دارد(حتی اباحه به معنای آزادی) حتی سیاست و رابطه انسان با انسان در معنای خرد و کلان
پس باید دیدگاه حکومتی داشته باشد
یعنی باید برای حکومت برنامه داشته باشد
و حکومت نیاز به انسجام در تصمیم دارد و با تعدد آرا سازگار نیست ونیز باید توانایی این را داشته باشد که سیاست های هادی جامعه دینی را تشخیص دهد و تعیین کند
و این جز با ولایت فقیه ممکن نیست
عبارت”در مورد ظرفیت حکمرانی در اسلام و قوانین اجتماعی آن” را نفهمیدم کجا گفتی و گفتم
امروز اینقدر جا بجا کامنت گذاشتم که دیگه همین یه ذره مغز موجود هم در حال هنگ کردنه
توضیح بیشتر بدی ممنون می شم
خوب جلال جان
من تجربه بحث با روحانیون محترم را دارم و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.. . می شود پیش قاضی و معلق بازی.
خوب مهندس حالا کمی خیالم راحت شد. گفته ای منظورت از “فصل الخطاب ” مرجع تقلید است که ما هم داریم البته از نوع آیت الله سیستانی . حالا به ما اجازه بدهید کاری به کار ولی فقیه شما در بعد فقاهتش نداشته باشیم و در بعد ولایتش به عقلمان رجوع کنیم که آیا در مملکت تحت امر ایشان ، حقوق مسلمانی مردم رعایت می شود یا نه. آیا در جامعه اسلامي ایشان ضعيف بدون لكنت زبان حقش را از قوي ميگيرد یا نه؟ و اخیرا طبق استفتائاتی که از آیت الله سیستانی شده مقبولیت عامه از شرایط اصلی مقبولیت ولایت فقیه است که ما در این یکی تردید داریم.
بگذریم دوست من. عبارت ظرفیت حکمرانی …” را هم رها کنیم. چیز مهمی نبود.
ممنون از جوابتان . راستش از بحث خسته شدم . بیا یک چیز مشترک پیدا کنیم و برایش دعا کنیم. دعا کنیم که عاقبت به خیر شویم.
بسم رب.
هموطنان گرامی نامدار و جلال!
فقط به عنوان یک خواننده کامنت های شما خواستم تشکر کنم. ممنون از متانت و حوصله شما. ما به این گونه بحث ها نیاز داریم.
ehsan10 عزیز
یه مقدار برات تو پست قبلی نوشتم
کامنتم حذف نشده بود
دیدی؟
در ضمن لطف داری
نامدار عزیز
مرجع تقلید منم آقای سیستانیه
من گفتم یه چیزی مثل مرجع تقلید
یعنی همونطور که در مسائلی مثل نماز و روزه و… یه فصل الخطاب داری که هر چی بگه گوش می کنی تو مسائل سیاسی یا ارتباطات بین انسانها در محیط خرد و کلان هم دین و مذهب من فصل الخطاب داره
والا کامل نیست و همچنین شامل نیست
شما صاحب اجازه اید
بنده برای آقای خامنه ای مرید جمع نمی کردم
مقبولیت عامه هم یا از طریق رای گیری مستقیم حاصل می شود یا از طریق رای گیری توسط کسانی که با رای مستقیم انتخاب شده اند
خود آقای سیستانی هم از توصیه شون به آقای هاشمی مبنی بر اطاعت و فقط اطاعت از آقای خامنه ای این تثبیت ولایت فقیه در آقای خامنه ای رو می شه برداشت کرد
یکی از نوه های امام هم که خدمت آقای سیستانی رسیده بود ایشون بازهم اطاعت از آقای خامنه ای رو از ایشون خواسته بودند
البته یه چیز دیگه هم خواسته بودن
و اون اینکه ایشون برن درس بخونن
نه اینکه کارای سیاسی کنن و خودشونو سیاست مال کنن
نامدارم
مسیر از حیث تئوری کاملا روشنه
میمونه آفت هاش
که تو پست قبلی بهش اشاره کردم
کمم نیستن
حکومت اسلامی آفت هایی داره که شامل گفته شاعر میشه (فکر کنم حافظ باشه)
اسلام بذات خود ندارد عیبی
هر عیب که هست از مسلملنی ماست
راجع به دعاتم ممنون
ان شاءالله همه روسفید باشیم
جلال جان
اشتراکات بزرگی داریم و خودمان خبر نداشتیم!!!
کلا بحث خوبی بود و از اینکه درباره اصول حرف زدیم نه مصداقها خوشحالم.
اما در خصوص اوضاع اجتماعی ، احساسی درونی به من می گوید روزهای سختی در پیش است. از ته دل آرزو داشتم حکومت در حل و فصل و فیصله این بحران موفق شود ولی حداقل کاری که کرده اینست که با رعب و وحشت فضا را تاریک و ترس را به دل مردم روانه کرده. جایی خواندم ” ثبات تحمیلی امروز ، تضمین بی ثباتی فرداست”.
ولی به هر حال. به امید فردای بهتر
تو این چند وقت بعد انتخابات عده ای به این بهانه که حضرت آقا فراجناحی عمل نکرده و در مقابل خواسته مسخره برگزاری دوباره انتخابات از طرف آقایون کوتاه نیومده و باج نداده به قول خودشون نقد دارند البته نقد این ها کمی دموکراسی بد و بیراه هم قاطی داره در جواب این ها از معترضان به انتخاب که امروزه با این انقلاب مشکل دارند میگم که خب پس شما نقدی هم در مورد علی (ع) داشته باشید که چرا با معاویه جنگید چرا فراجناحی عمل نکرد و به معاویه باج نداد چرا جلوی دنیا پرستانی مثل طلحه و زبیر ایستاد خب فراجناحی عمل میکرد این همه هم تو جنگ صفین و جمل کشته نمیدادند البته خب جنای آقای گنجی فرمودند که امامان معصوم نبودند شاید واسه این بوده که نتونستند فراجناحی عمل کنند.
به بهار و بعضی از دوستانش
بهار جان شورای نگهبان، جواب سوالات باقیموندهی خوانندگان سایت الف رو داد. به لینک زیر مراجعه کنید لطفا:
http://alef.ir/1388/content/view/63526/
بخش خبری الف
۱۲ بهمن ۱۳۸۸
سخنگوي شوراي نگهبان به 7 سوال باقي مانده كاربران الف پاسخ داد.
به دنبال برگزاري فراخوان پرسش ها و ابهامات درباره انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري و طرح 70سوال و ابهام درباره برگزاري و نظارت بر اين انتخابات، سخنگوي محترم شوراي نگهبان درادامه همكاري در پاسخ به سوالات رسيده، به 7 سوال باقي مانده بينندگان الف به شرح زير پاسخ داد:
سوال 48-پیشنهاد هیات منصفه
چرا به پيشنهاد آقايان موسوي لاري و محتشمي پور مبني بر تشكيل هيئت منصفه و بي طرف و مورد تاييد مراجع تقليد و نامزدها براي بررسي انتخابات پاسخ مثبت داده نشد؟
درحاليكه اين كار ميتوانست به اعتمادسازي مرم كمك بسياري كند
پاسخ شوراي نگهبان:
شورای نگهبان در چهارچوب وظایف و اختیارات قانونی خود نظارت بر انتخابات را بر عهده دارد و لذا در این چهارچوب باید نظارت کند. تشکیل هیات پیشنهاد شده چون خارج از اختیارات شورا بود مورد پذیرش واقع نشد.
سوال49 – اختیارات ناظران نامزدها:
لطفاً به طور مختصر شرح اختیارات نمایندگان نمازدها در شعب اخذ رای را بیان کنید. آیا این افراد میتوانستند در هنگام رای شماری هم در محل مربوط باشند و رای مردم را مستقیم با چشمانشان ببینند؟
پاسخ شوراي نگهبان:
ماده واحده قانون حضور نمایندگان نامزدهای ریاست جمهوری در شعب اخذ رای مصوب 30مرداد1379 این گونه مقرر می دارد:
ماده واحده: به موجب این قانون هر یك از نامزدهای ریاست جمهوری به تنهایی و یا چند نامزد مشتركاً می توانند در هر یك از شعب اخذ رأی ، اماكن استقرار دستگاه شمارشگر رایانه ای آراء و هیأت های اجرایی شهرستانها و بخشها یك نفر نماینده داشته باشند . نمایندگان نامزدها می توانند در شعب اخذ رأی ( ثابت و سیار ) و اماكن استقرار دستگاه شمارشگر آراء بدون دخالت در انجام وظایف آنها حضور داشته باشند و در صورت مشاهده تخلف ، مراتب را كتباً به ناظرین شورای نگهبان و هیأت نظارت شهرستان و استان مربوطه و ستاد انتخابات وزارت كشور اعلام نمایند . حضور نمایندگان هر یك از نامزدها تا پایان اخذ رأی و شمارش و تنظیم صورت جلسات بلامانع است و ممانعت از حضور نمایندگان نامزدها در شعب اخذ رأی ، اماكن استقرار دستگاه شمارشگر ممنوع بوده و جرم محسوب می گردد و متخلف به مجازات مقرر شده در تبصره ماده (93) قانون انتخابات ریاست جمهوری محكوم خواهد شد.
سوال50- راه قانونی اجبار به پاسخگويي:
با توجه به اینکه آقای موسوی در مصاحبه با رسانه های منتقد یا حتی بیطرف شرکت نمی کنند، و نمی گویند که ساعت11 شب 22خرداد چطور خود را پیروز اعلام کرد و چرا روز23خرداد بجای پیگیری اعتراض از مسیر قانونی، طرفداران خود را به خیابانها فراخواند؟ و…آیا از نظر قانونی و حقوقی می توان ایشان را به پاسخ این پرسشها مجبور کرد؟
پاسخ شوراي نگهبان:
برای اجبار به پاسخگویی در قانون حکمی مقرر نشده است، لیکن به موجب تبصره 3 ماده 80 قانون انتخابات ریاست جمهوری ادعاهای غیر واقع میتواند مسوولیت اظهارکننده را در بر داشته باشد.
سوال 51- شرایط ابطال انتخابات
از نظر قانون در چه شرایطی انتخابات باید ابطال شود یا می توان آن را ابطال کرد؟آیا فقط تقلب منجر به ابطال داریم یا تخلف منجر به ابطال هم داریم؟ مرجع تشخیص کدام دستگاه است؟
پاسخ شوراي نگهبان:
جرائم انتخاباتی در موارد 25 و 26 قانون انتخابات ذکر شده که میتوان به آن مراجعه کرد. همچنین مرجع تشخیص به استناد تبصره همین قانون (ماده 33) و نیز ماده (7) قانون نظارت شورای نگهبان بر انتخابات ریاست جمهوری مصوب 9تير1364این شورا میباشد که رای آن قطعی و لازم الاجرا است.
سوال 52-سخنراني عضو شوراي نگهبان در ميتينگ انتخاباتي آقاي احمدي نژاد:
آقای دکتر غلامحسین الهام در 18خرداد و در ایام انتخابات در میتینگ طرفداران احمدی نژاد در مصلی تهران حاضر شد و چون رئیس جمهور نتوانسته بود به مصلی بیاید، از طرف ایشان برای هوادان این نامزد انتخاباتی صحبت کرد. این هم سندش:
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8803181300
سوال این است که یک عضو شورای نگهبان قانونا میتواند در ایام تبلیغات انتخاباتی چنین کاری کند؟
آیا شورای نگهبان این کار ایشان را تایید می کند؟
پاسخ شوراي نگهبان:
شورای نگهبان این کار را تایید نمیکند. جناب آقای دکتر الهام نیز اخیراً توضیحاتی ارایه نمودند.
همين اين كار را تاييد نمي كند؟؟؟ خسته نباشند اين شوراي نگهبان
پاسخی به یک ایرانی :
هر وقت ایرنا اعلام کرد که از کجا ساعت 9 شب 22 خرداد فهمیده که احمدی نژاد در انتخابات با 63 در صد آرا برنده شده ما قبول میکنیم تقلب نشده .
به یونس /
عکسی از اون خبر نداری ؟ متن کامل خبر را میتونی بیاری؟
شما ها که همتون دست به عکستون خوبه /
به بهار
من نفهمیدم چرا متن لینک منو نوشتی.
چون ایشون نذر داره روزانه یه حجم مشخصی کپی پیست کنه!
الکی پست رو شلوغ میکنه بعد آقای حسینی مجبور میشه کامنتها رو تو چند صفحه تقسیم کنه!
پاسخی دیگر به مجید رضا :
این هم لینک رادیو فردا .در کامنت قبلی فراموش شده بود .
radiofarda.com/content/f7_Votes_1st_Announce/1753181.html
یونس
چرا این لینک نه؟
http://www.irna.ir/View/Fullstory/?Newsid=543909
نامدار عزیز /
لینک خبر ساعت 21 شب 22 خرداد ایرنا مورد مسئله است /
آن لینکی که شما گذاشتید مربوط به بخش دوم کامنت یونس است /
فراموش كرديد كه حضرت امير تا طلحه و … دست به شمشير نبردند كاري به آنها نداشت و حتي خطاب به انان گفت كه ميتوانيد در مسجد نماز بخوانيد و سهميه بيت المال را هم دريافت كنيد ولي در جمهوري اسلامي به جرم دگر انديشي زندان هاي ما پر شده مگر دكتر ميردامادي دست به سلاح برد مگر آقاي نبوي جز اينكه نظر خودش را گفت به مبارزه مسلحانه پرداخت؟ حضرت امير فرمود حتي بعد از من خوارج را نكشيد همين جاست كه ما صحبت از اختلاف در نوع حكومت الان با حكومت حضرت امير داريم ابوسفيان و خاندانش بعد از فتح مكه در امان بودند اين اسلام است نه اينكه شبانه به حريم مردم حمله بشه و با بدترين وضع به زندان ببرندآن هم به جرم دگر انديشي در حكومت علوي حاكم از شنيدن در آوردن خلخال از پاي دختر يهودي مرگ را بر خود روا ميداند ايا امروز هم اينگونه است يا جنتي در نماز جمعه ميگويد باز هم بكشيد. در حكومت علوي مقداد ها و عمار ها و ماك ها هستند كه حكومت ميكنند ولي در حكومت اموي اشعري ها و وليد ها در حكومت علي حاكم حكومت را از آب بيني بز هم بي ارزشتر ميداند ولي در حكومت اموي است كه حاكم دو دستي به حكومت چسبيده است و زر و زور و تزوير حرف اول را ميزند
به بهار
گفتی: «در جمهوري اسلامي به جرم دگر انديشي زندان هاي ما پر شده مگر دكتر ميردامادي دست به سلاح برد مگر آقاي نبوي جز اينكه نظر خودش را گفت به مبارزه مسلحانه پرداخت؟»
قسمتی از کیفرخواست ابطحی: «بحث تقلب در انتخابات در ايران از سال 76 اولين بار مطرح شد که اصلاح طلبان از آن زمان به بعد از اين صحبت خيلي استفاده کردند ودر اين انتخابات اخير هم اين بحث را بهزاد نبوي مطرح کرد.»
حالا کیفرخواست نبوی: «بهزاد نبوي عضوشوراي مرکزي سازمان مجاهدين، مشاور رئيس جمهور سابق و نايب رئيس مجلس ششم نيز که اکنون در بازداشت به سر مي برد در مورد طرح تقلب اعتراف مي کند:”ما هيچ سندي دال بر وجود تقلب نداشته ايم وبايد به راي شوراي نگهبان التزام داشته باشيم “وقتي از آقاي نبوي خواسته شد که لااقل براي جبران بخشي از تخلفات خود و به خاطر وضعيتي که با طرح واهي تقلب به وجود آورده ايد و معترف هم هستيد که سندي در تاييد آن نداريد و به خاطر اين ادعاهاي دروغ خسارت هاي جاني و مالي فراواني بر مردم عزيزمان تحميل نموده ايد. همين مساله را رسما اعلام کنيد ايشان در پاسخ مي گويد: “من به آقاي موسوي خيانت نمي کنم. ” از او سئوال شد آيا به خاطر عدم خيانت به موسوي، حاضر هستيد که به مردم خود و تاريخ کشورت خيانت کني؟ نامبرده هيچ پاسخي نمي دهد.»
نبوی فقط دگر اندیش بوده عزیزم؟
دگر اندیش بعدی یعنی جناب مستطاب میردامادی هم میگه: «فقط قرار شد انقلاب مخملي را كه مي خواهيم صحبت كنيم آن را بومي كنيم»
آخی بمیرم برای این دگر اندیشان که بیخود و بیجهت دارن آب خنک میخورن.
گفتی: «ابوسفيان و خاندانش بعد از فتح مكه در امان بودند اين اسلام است نه اينكه شبانه به حريم مردم حمله بشه و با بدترين وضع به زندان ببرندآن هم به جرم دگر انديشي»
ببینم دروغ بزرگ تقلب و کشور رو ۷ ماه به آشوب کشیدن یعنی دگر اندیشی؟
۷۲ کشته سازی برای مظلوم نمایی کردن، یعنی دگر اندیشی؟
شرکت در ختم آدمای زنده، برای شوراندن خانوادههاشون علیه حکومت، یعنی دگر اندیشی؟
نمودار سازی و زدن بر چسب روی عنوان نمودار، یعنی دگر اندیشی؟
اردو کشی خیابونی رو برنامه ریزی کردن، یعنی دگر اندیشی؟
۱۶ تا بیانیه علیه حکومت دادن و تحریک حامیانشون برای آشوبهای خیابونی، یعنی دگر اندیشی؟
در بیانیهی آخر، اعتراف به تحریک خیابونی هواداران در بیانیههای قبلی و تشبیه حیوونای روز عاشورا به مردم خداجو، یعنی دگر اندیشی؟ ( صدای خاتمی رو هم در آورده )
تهمت تجاوز به نظام زدن توسط یه ساده لوح و بعد ردیف کردن شاهدان دروغین بوسیلهی اندیشمندانتون، یعنی دگر اندیشی؟
بجای اعتراض قانونی، مثل عهد بوق لشکر کشی کردن، یعنی دگر اندیشی؟
تحریک دانشجویان در دانشگاهها به هنگام مناظره کردن و سر و صدا کردن و عربده کشیدن، یعنی دگر اندیشی؟
از جنوب کشور به تهران اومدن و توی دانشگاه اغتشاش کردن و بعد هم با حجاب زنونه فرار کردن، یعنی دگر اندیشی؟
«مرگ بر اصل ولایت فقیه» «مرگ بر خ….» «نه غزه نه لبنان» و بعد دفاع بیخود کردن از این ساختار شکنی، یعنی دگر اندیشی؟
گفتی: «در حكومت علوي حاكم از شنيدن در آوردن خلخال از پاي دختر يهودي مرگ را بر خود روا ميداند ايا امروز هم اينگونه است يا جنتي در نماز جمعه ميگويد باز هم بكشيد.»
جنتی خوب کرد که گفت اون دو نفر رو کشتید، بقیهی کسانی رو هم که باید کشته بشن، بکشید.
ببینم کدوم شما بعد از عملیات تروریستی سیستان، از اون دختر ۵ ساله که کشته شد، حرف زدید؟ چیه چون اسمش ندا آقا سلطان نبود؟
این چند روزه موسوی و کروبی و اعوان و انصارش و خود شماها خیلی سنگ محمد علی زمانی و آرش رحمانی پور رو بسینه زدید.
آرش رحماني پور فرزند داوود، درسال جاري به اتهام عضويت در گروهك ضد انقلابي انجمن پادشاهي دستگير شده بود. وي در بازجويي اوليه، عضويت در گروهكي ضد انقلابي موسوم به تندر و برنامه ريزي براي آتش زدن مراكز عمومي مانند امامزاده زيد در منطقه بازار تهران و امامزاده علي اكبر (ع) و همچنين تهيه مواد منفجره را پذيرفته و اظهارداشت به علت شلوغي امامزاده و حضور نيروهاي بسيجي و انتظامي موفق به اجراي طرح بمب گذاري خود نشده بود.
وي هم چنين اقرار نمود كه به همراه يكي از دوستان خود به نام پيمان، خود را به انجمن پادشاهي معرفي نموده و ضمن عضويت در اين انجمن ، با اعضاي آن كه بعضاً داراي كد و نام رمز بودهاند، از طريق ايميل و چت در مورد ساخت مواد شيميايي و بمب ارتباط برقرار نموده است و برخي از مواد منفجره ساخت خود را نيز در بيابانهاي اطراف تهران، پارك جنگلي و جادههاي شمال كشور آزمايش كرده بود.
آرش رحماني پور همچنين اعتراف كرد كه با فردي ضد انقلاب به نام “فرود فولادوند ” كه داراي شبكه ضد انقلابي در خارج از ايران است،ارتباط سازماني داشته است و به اين باور رسيده بود حكومت اسلامي بايد از بين برود و حكومت پادشاهي به جاي آن حاكم شود، به همين جهت مواد شيميايي براي ساخت بمب خريداري و بيش از يكصد كيلوگرم مواد منفجره در محل سكونت خود نگهداري ميكرد. تلاش براي انفجار بمب در حسينه ارشاد و مسجد النبي منطقه نارمك تهران نيز از جمله اقدامات نامبرده ميباشد كه البته با هوشياري مامورين موفق به انجام آن نشد.
از ديگر اتهامات محكوم ياد شده اقدام تبليغي عليه نظام و دين بود و در همين رابطه، مقالات و متن سخنرانيهاي فولادوند را بين بستگان و دوستان خود توزيع مي كرد.
“محمدرضا علي زماني”، فرزند اسماعيل، با نام مستعار برديا، در سال جاري به اتهام عضويت در گروهك ضد انقلابي انجمن پادشاهي دستگير شده بود. حسب اظهارات اوليه وي قبلاً از طريق غيرقانوني از مرز ايران خارج شده و به كردستان عراق رفته و درخواست پناهندگي سياسي كرده بود. وي در مدت اقامت در عراق با فرود فولادوند ارتباط برقرار و با رابط ضد انقلاب خود به نام جمشيد نيز آشنا مي شود.
نامبرده با ادعاي اين كه گروهكي ضد انقلابي به نام سيمرغ آريايي در ايران تشكيل داده، به جمشيد پيشنهاد بهرهگيري از گروهك مذكور در راستاي مقابله با نظام را ارايه مي دهد. وي همچنين در مدت اقامت در عراق، با نيروهاي آمريكايي مستقر در سليمانيه نيز مرتبط شده و به اشغالگران آمريكايي پيشنهاد تشكيل يك شبكه ماهوارهاي براي تبليغ عليه جمهوري اسلامي ايران را در صورت تأمين مالي از ناحيه آنان ارايه مي كند و نهايتا نيز در مصاحبه با شبكههاي ماهوارهاي ضدانقلاب به ترويج تفكرات ضد ديني و انحرافي خود پرداخته و آنها را نيز در يك لوح فشرده جمع آوري و تكثير نموده بود.
زماني همچنين در مصاحبه با شبكههاي تلويزيوني بيگانه از جمله يور.تي. وي مطالبي در رابطه با قتلهاي زنجيرهاي، تحريف آيات قرآن، تهديد افراد فعال اسلامي و امثال آن را به انجام رسانده و افرادي را جهت انجام عمليات تروريستي به رابط ضد انقلاب خود معرفي ميكند.
علي زماني همچنين با عوامل فعال در گروهك ضد انقلابي انجمن پادشاهي در زمينه تامين منابع مالي و نيز كسب آموزش شيوه راه اندازي هستههاي تروريستي، ساخت بمبهاي دستي و انفجاري مرتبط ميشود. نامبرده همچنين طريقه ساخت بطريهاي انفجاري را از طريق پست الكترونيك به مرتبطين خود در ايران آموزش داده بود تا در زمان اعلام از سوي گروهك انجمن پادشاهي، براي انفجار در مراكز دولتي از آن استفاده شود.
وي همچنين اسامي و محل سكونت تعدادي از نيروهاي بسيجي ساكن اسلامشهر را هم از طريق رابطين خود در ايران، به انجمن پادشاهي و رابط ضد انقلاب خود ارايه كرده بود.
زماني پس از بازگشت به ايران با فردي با نام مستعار سام آشنا شده و در خصوص انجام عمليات تروريستي در نماز عيدفطر مصلاي تهران نيز گفت و گو ميكند و تا زمان دستگيري نيز، ارتباطهاي خود با گروهك انجمن پادشاهي ايران و رابط ضد انقلابي خود ازطريق ايميل و تلفن را هم حفظ كرده بود.
متهم به تمامي موارد فوق اقرار نموده و براين اساس كيفرخواستي به اتهامات محاربه، توهين به مقدسات، فعاليت تبليغي عليه نظام، تباني و اجتماع با هدف اقدام عليه امنيت و خروج غيرقانوني از كشور عليه نامبرده صادر و پرونده جهت رسيدگي به يكي از شعب دادگاه انقلاب اسلامي تهران ارسال مي گردد.
حالا شماها چیکار کردین؟ گفتین چون خواهر باردار آرش رحمانی رو آورده بودن جلوی چشمش، اعتراف کرده.
متأسفم براتون.
گفتی: «در حكومت علوي مقداد ها و عمار ها و ماك ها هستند كه حكومت ميكنند ولي در حكومت اموي اشعري ها و وليد ها»
نه اینکه شما دنبال اشعری زمانه، یعنی کروبی نرفتید، و نه اینکه بعد از اینکه تیرتون به سنگ خورد، سراغ اشعری بعدی یعنی علی مطهری نرفتید، واسه اینکه الآن دو متر زبون دارین.
اگه خوارج، هارت و پورت نمیکردن، مالک، سر عمر و عاص رو زده بود و دیگه حکمیتی هم نبود که اشعریها قد علم کنن.
گفتی: «در حكومت علي حاكم حكومت را از آب بيني بز هم بي ارزشتر ميداند ولي در حكومت اموي است كه حاكم دو دستي به حكومت چسبيده است و زر و زور و تزوير حرف اول را ميزند»
پس بخاطر همین آب بینی بز بود که از ۶ ماه قبل از انتخابات، کمیتهی صیانت از آرا تشکیل داده بودین که از آب بینی بز، صیانت کنه تا مبادا روی زمین بچکه؟
بخاطر همین آب بینی بز بود که قبل از پایان رأی گیری، آب بینی بز را سر کشیدید؟
بخاطر همین آب بینی بز بود که نظریهی داماد لرستان و فرزند آذربایجان در تاریخ جهان، ثبت شد؟
بخاطر همین آب بینی بز بود که ۱۷ تا بیانیه دادید؟
بخاطر همین آب بینی بز بود که هر چی بهایی و منافق و سلطنت طلب و آمریکایی و انگلیسی بود، شده بودن حامی سینه چاکتون؟
بخاطر همین آب بینی بز بود که ۷۲ کشته سازی کردید؟
بخاطر همین آب بینی بز بود که مراسم ختم واسه زندهها گرفتید؟
بخاطر همین آب بینی بز بود که ندا توی اون بازی خطرناک شرکت کرد و جونش رو از دست داد؟
وای که چقدر این آب بینی بز، بی ارزشه. اه اه، آدم حالش بهم میخوره. چیه این آب بینی بز؟!!!!
زر= آقازادهها
زور= اردو کشی خیابونی
تزویر= من خط امامی هستم. اگه اجازه بدین یه خاطره از امام بگم.
به بهار
معلومه که سطح فکر من پایینه چون من سیب زمینی میخورم. سیب زمینی هم که فسفر نداره. بالاخره اونی که نخبه است میفهمه که یه ساندیس چقدر ارزشمنده چون ما سیب زمینی خورا، ساندیس رو خوردیم و نفهمیدیم چی خوردیم اما مثل اینکه شماها رفتید توی عمقش. هر چی باشه بصیرت داریم تا بصیرت.
بابا گلی به گوشهی جمال اونایی که بقول تو از حکومت ۴۰۰ هزار تومن میگیرن و برای خود همون حکومت کار میکنن.
حالا فکر کن طرف توی همین حدودا میداده به مزدورانش، بعد موقع رأی دادن، همشون به طرف، رکب زدن. اینجاست که نمیدونی باید واسه طرف، گریه کنی یا بخندی.
در ضمن این تزویرت خیلی جالبه. میشه برام بسطش بدی، قابل فهم بشه؟ چون متکلم جملهی اولت با متکلم جملهی دومت، فرق داره، حالا تزویر، این وسط چیکارست، خدا میدونه!!
در ضمن دو تا سؤال کوچولو ازت میپرسم، روش فکر کن:
آیا جملهای که ابطحی دربارهی نبوی گفته، تأثیری بحال ابطحی گذاشته و اگه نمیگفت، ۶ سالش میشد ۱۲ سال یا میشد اعدام؟ آیا نبوی، که در دادگاه کوتاه نیومده، جملهی ابطحی رو تکذیب کرده؟
انکار واقعیت، باعث میشه که در حقیقت هم گیج بزنید.
واقعا دادگاهها رو در این کشور درست دونستن خیلی وقاحت می خواد! یک نفر رو بعد از تفهیم اتهام آزاد می کنند و بعد از او می خواهند وکیل بیاورد و بعد محاکمه می کنند! تا به حال محاکمه فله ای ندیده بودیم که دیدیم! درمورد ابطحی سخنها بسیار است. واقعیت این است که ابطحی خودش همچنین تاریخچه روشنی ندارد. پس باید آن اعترافات را می کرد!
راجع به هرزگی و خانم باز بودن ایشان مطالب فراوان هست! امثال نبوی و.. را با ابطحی مقایسه نکنید لطفا! یکی از جرمهای سعید حجاریان پروژه گذار به دموکراسی و جزوات آن بود. باز هم می گویم به این موضوع نقد دارید بروید نقد کنید. از چه در هراسید که حتی انتشار مطالب درسی را هم تحمل نمی کنید!
خانوم بهار
خواهشا میشه بگی این 400 هزار تومنو کجا میدن؟
روزی 400 هزار تومن میدن یا برا هر تظاهراتی میدن؟
اگه بگی من میرم میگیرم
ما که با قصد قربت می زنیم
حالا پولم می گیریم
شما هام که بخیل نیستین
تند تند بیاین بیرون
شما که به حکومت ببخشید آب بینی بز نرسیدید لااقل ما به یه نوایی برسیم
در ضمن تو پست قبلی یا یکی دو پست قبلی 200 هزار تومن بود دوبرابرم شده
دیگه نور علی نور
حالا کی میان آب بینی بزو بگیرین
من برنامه هامو تنظیم کنم
در ضمن توصیه می کنم همه تو همه شهرا با هم نیاین بیرون
چون ما کمیم و قابل شمارش
به همه تون نمی رسیم
اگه تو روزای مختلف بیاین
ما اتوبوس سوارای حکومتو میرسن جابجا کنن
یک ایرانی عزیز
زمان برای این دفاع مبسوط و پر احساس از حکومت اسلامی ایران مناسب نیست.
خواهر خوبم ، جای تردید را برای دفاع از انچه حق می دانی در برابر باطل باز بگذار. علائم و نشانه ها برای اینکه این حکومت به خطا رفته باشد زیاد است. خوب نیست آدم اینطور عاشقانه مرادش را بری از خطا و اشتباه بداند. لکه هایی به دامن این حکومت نشسته که با این نوع استدلالات پاک نمی شود.
اینها که شما برشمردی هیچ کدام توجیه رفتار خشونت بار حکومت نیست. جامعه درکی شهودی از وقایع دارد و با استدلالات غیرمنصفانه گمراه نمی شود.
من درباره محتوای نوشته ات با شما بحث نمی کنم. اینها هفت ماه است توان فروکاستن از قهر مردم را نداشته اما به هر حال زمان قاضی خوبیست. در همیشه روی یک پاشنه نمی چرخد. خودعین حق پنداری هر حکومتی که در راس کار است از بدیهیات است. هر حکومتی هر کاری را که برای پیروزی و غلبه اش بر مخالفین انجام دهد به هر وسیله ممکن توجیه می کند.
به نامدار
شما خودتون میفرمایید «مخالف». حالا چطور انتظار دارید که حکومت به مخالفش ( نه معترضش )، مثلا مجوز راهپیمایی بده تا بیان بیرون و بگن: «مرگ بر اصل ولایت فقیه»؟
شما چطور انتظار دارید که حکومت، به مخالفش میدون بده و بازداشتها صورت نگیره تا مخالفتها کاملا سازماندهی بشه؟
شما چطور انتظار دارید که حکومت، به مخالفش آزادی عمل بده تا حکومت رو بکشه پایین.
این مسخره است که بگیم فلانی رو بخاطر دگر اندیشی بازداشت و محکوم کردند.
من از رفتار و حرکات دگر اندیشان در این ۷ ماهه نوشتم و چیزهایی رو نوشتم که همه با چشم دیده باشن تا انکارش نکنن، اما جنابعالی میفرمایید که «خوب نیست آدم اینطور عاشقانه مرادش را بری از خطا و اشتباه بداند. لکه هایی به دامن این حکومت نشسته که با این نوع استدلالات پاک نمی شود».
حالا من یه سؤال از جنابعالی دارم. آیا اگه دروغ بزرگ تقلب مطرح نمیشد، بقول خودتون لکههایی ( مث کهریزک ) بر دامن این حکومت در این ۷ ماهه مینشست؟ مگر اینکه شما هم معتقد به تقلب باشید که در اونصورت دیگه حرفی نمیمونه با شما چون کسانی که دلشون میخواست قانع بشن، تا حالا قانع شدند و گرنه هیچ توجیهی بجز لجاجت برای قانع نشدنشون باقی نمیمونه.
عزیز من تمام اتفاقات بعد از انتخابات، معلول اشتباه بزرگ اصلاح طلبا و تکبر و خود بزرگ بینی اونها در قبل از انتخاباته و از ادعای دروغ اونها در شب انتخابات، ناشی میشه.
کشور به آشوب کشیده شد و در آشوب هم حلوا پخش نمیکنن. اما وقتی دیدند که حکومت کوتاه نمییاد، ربطش دادن به فشارهایی که در طول ۳۰ سال به مردم وارد شده و گفتند که این چیزی که میبینید، انفجار ۳۰ سالهی مردمه.
اول اینکه اصلاح طلبا در تمام این ۷ ماه، وقتی از «مردم» حرف میزدند، حتی در بیانیههاشون هم مردم رو کل ملت ایران فرض میکردند. ( همون توهم بزرگ )
دوم اینکه این سؤال باقیه که آیا ۸ سال ریاست اصلاح طلبا، نتونست سوپاپ اطمینانی باشه برای اینکه از فشار داخل زود پز کم کنه؟ آیا رفتار این ۷ ماهه، طمع و شهوت اصلاح طلبا برای دوباره بدست گرفتن قدرت نبود؟
اگه قرار بود انفجاری صورت بگیره، باید برای تودهی مردم صورت میگرفت اما این مردم یاد گرفتند که اعتراض خودشون رو بصورت مدنی و با انتخابات بیان کنن همچنانکه سال ۸۴ همین کار رو کردند.
این آقایونی که شورش کردند که به اندازهی کافی و ۸ سال مدام، دگر اندیشی کردند و هیچکس هم جلو دارشون نبود.
حالا اگه تودهی مردم نخواستند که این دگر اندیشی ادامه پیدا کنه، آیا باید کشورشون به آشوب و بلوا کشیده بشه فقط بصرف اینکه نشستن روی صندلی قدرت، برای یه عدهای خیلی حال میده و حاضرن بخاطرش دست به هر کاری بزنن؟
عزیز من! حتی برای پاک کردن لکههایی هم که چرک مرد شدند، نباید لباس رو پاره و سوراخ سوراخ کرد، اونم با دست اجنبی.
یک ایرانی جان
حکومت با دست خودش معترشان را به مخالفان تبدیل کرد. کسانی که قبل از 30 خرداد (نماز جمعه آقای خامنه ای) بیرون می امدند معترض بودند و شعارشان “رای من کو”. ولی قبول دارم که از روز شنبه هرکس به خیابان امد با علم به اینکه بر خلاف فرمان رهبر عمل می کند حکم “مخالف ” را داشت. من نه تعارف دارم و نه می ترسم که عقایدم را بیان کنم.
به شخصه انتظار ندارم حکومت به مخالفانش میدان بدهد تا ان را پایین بکشند ولی یادتان باشد حکومت پهلوی همینطور پایین کشیده شد. این شیوه پر هزینه زمانی تنها چاره مردم می شود که حاکمیت هیچ راهی را برای تغییر مسالمت امیز قدرت باقی نگذارد. به اصلاح طلبی و اصولگرایی هم ربطی ندارد. در واقع متن جامعه انقدری که خود حاکمان درگیر این الفاظ هستند به انها توجه نمی کنند.
در مورد تقلب شخصا قائل به قطعیت وقوع تقلب نیستم اما به اینکه این شبهه و تردید بخش بزرگی از جامعه و از جمله خود من است اطمینان دارم. از نظر من شیوه رفتار حکومت در روز رای گیری شامل هشدار اول وقت رهبر سر صندوق مبنی بر بروز آشوب ، برگزاری مانور اقتدار ، قطع اس ام اس و اینترنت ، دستگیری وسیع اصلاحطلبان با احکامی که تاریخ انها به 19 خرداد بر میگشت ،عملکرد بعضی خبرگزاریها در اعلام سریع نتایج و شیوه سریع و خطی اعلام نتایج و البته رای کم آقای کروبی (که بر خلاف شما ایشان را فردی ساده لوح و بدون پشتوانه مردمی نمی دانم) و به همه اینها اضافه کنید اعتراض آقای رضایی که به فاصله چند روز و با توجه به اینکه در هر صورت ایشان برنده انتخابات نبود فروکش کرد دلایلی هستند که مرا همیشه و همواره به درستی نتایج انتخابات به تردید می اندازند.
دوست عزیز. قریب به اتفاق ایرادات شخصی من به ساختار قانون اساسی و سیستم پیچیده و عجیب حکومت ایران است و اعتراض به نتایج انتخابات فقط بخش کوچکیست. امثال من کم نیستند. من قائل به راه حلهای کوتاه مدت و ضربتی برای حل مشکلات نیستم حتی ان را خطرناک می دانم. بزگترین ترس امروزم از رها شدن دولت به حال خودست که در سایه تضمین حمایت مجلس اصولگرا در حال انجام اقداماتی بسیار خطرناک و کارشناسی نشده است . طرح تحول اقتصادی که خود آقای رئیس جمهور از آن به عنوان “جراحی اقتصادی” یاد می کند در حال انجام است و فعلا ملت در مرحله بیهوشی به سر می برد. آیا شما معتقید این جراحی توسط جراح حاذقی در حال انجام است؟ من که شخصاخوشبین نیستم و تا حد زیادی هم کل این عملکرد و انتخاب این مقطع از زمان را در راستای اهداف سیاسی و مطابق با مرحله ” تبدیل همه چیز به امتیاز” برای شهروندان نظامهای تمامیت خواه می دانم. شکستن اعتماد به نفس مردم و وابسته سازی هرچه بیشتر انها به دولت . خدا کند که من اشتباه کنم.
از خدا سربلندی ایران را می خواهم.
جناب نامدار عزیز!
لازم دونستم به شخصه صبر و حوصله ی فراوانتون رو برای ادامه ی بحث به خصوص در زمینه ی تقلب در انتخابات تحسین کنم…لحن آروم و متانت کلامتون مثال زدنیه!
اعتراف می کنم که من کم کم دارم دچار فرسایش اعصاب می شم!
کاش همه ی ما این قدرت رو داشته باشیم که به تمام قضایا از بالا نگاه کنیم…
خانم آزادی عزیز
منونم. لطف شما باعث دلگرمیست.
پاسخی به یک ایرانی :
حالا شماها چیکار کردین؟ گفتین چون خواهر باردار آرش رحمانی رو آورده بودن جلوی چشمش، اعتراف کرده.
متأسفم براتون.”
با تشکر از خانم یک ایرانی :
مازیار بهاری (خبرنگار مجله نیوزویک و مستند ساز کانال 4 تلویزیون BBC )در گفتگو با برنامه 60 دقیقه تلویزیون CBS اعلام کرد تمام اعترافاتی که مبنای دادخواست علیه او و محکومیت او بوده تحت شکنجه گرفته شده . بهاری اعلام کرده که مدتهای طولانی در سلول انفرادی بوده و پس از مدتی این حس به انسان دست میدهد که دیوارها در حال نزدیک شدن به هم هستند . ( احمد زید آبادی هم گفت در سلول انفرادی حال جنون به او دست داد و دنبال وسیله ای برای خود کشی میگشت اما پیدا نکرد ) . او در پاسخ به این سوال که چگونه شکنجه میشد گفت : او را با کمر بند میزدند و چون علیه روزنامه نگاران اصلاح طلب چیزی نداشتند میخواستند از زبان او چیزی علیه آنها بیرون بکشند .
2 – با تشکر از خانم یک ایرانی به خاطر متاسف بودن برای ما .
پاسخی به مجید رضا :
اول این که ایرنا url مربوطه را کلا حذف کرده . این همان لینکی است که کواکبیان هم در مناظره با شریعت مداری به آن اشاره کرد و گفت ” ایرنا نباید چنین کاری میکرد ”
اما این را داشته باش از رادیو فردا : را دیو فردا اعلام کرد خبر گزاری ایرنا در ساعت 23:34 – 22 خرداد اعلام کرده احمدی نژاد به طور میانگین 75 در صد آرای جامعه روستایی را کسب کرده است و برنده انتخابات شده! ( نه تنها فهمیده اند احمدی نژاد برنده شده بلکه آرای روستا نشینان را از شهر نشینان نیز توانسته اند جدا کنند و میانگینش را هم بگیرند ! )
3- این در حالی است که هنگامی که کامران دانشجو ساعت 20 دقیقه بامداد 23 خرداد در جمع خبر نگاران حاضر شد اعلام کرد 10 میلیون رای شمرده شده . ایرنا چطور فهمیده 75 در صد کل جامعه روستایی به طور میانگین به احمدی نژاد رای داده اند ؟
به يونس
اينا همچين برات توجيه ميكنن كه كف ميكني برادر همشون هم پيشگو اند
یونس
لینک حذف نشده. بالا گذاشتم.
به یونس /
1- قرار شد که تصویر خبر و یا متن کامل خبر رابیاری / یعنی تو جنبش به قول خودتون عظیم شما یک عکس یا متن کامل آن خبر وجود ندارد ؟!! آنهم خبری که به گفته ی تو سند محکمی برای اثبات تقلب در انتخابات است !
فرض را بر این میذاریم که ایرنا اون خبر را اعلام کرده /
دوست من ! من و خیلی دیگر از همفکرانم با اعلام اولیه نتایج شمارش آرا که از روستاها و شهرهای دورتر شروع شده بود و آرای احمدی نژاد تقریبا دوبرابر سایرین بود همین نتایج را پیش بینی کرده بودیم / به قول بهار ما هممون پیشگو هستیم ! ولی به گرد پای پیشگو هایی مثل موسوی و شما هم نمیرسیم / یونس جان در همه انتخابات آرای روستاها و شهرستان ها تعیین کننده اصلی است / به همین دلیل ما با اعلام نتایج اولیه از پیروزی دکتر مطمئن شدیم / اطمینانی که قبل از انتخابات هم با توجه به جو کلی شهرستان ها و روستاها و نظرسنجی های صورت گرفته برای ما حاصل شده بود / ولی برای شما و همفکرانتان فقط و فقط تهران ملاک بود /
2- خیلی خوب شد که منبع خبریت را گفتی ! رادیو فردا منبع خوبی است مثل صدای آمریکا و… امیدوارم که فقط اینها منابع خبریت نباشند/
3- این عین همان خبر ایرنا است که در ساعت 23:34:34 و در تاریخ 22/3/88 در خروجی خبرگزاری قرار گرفته :
” گزارش دريافتي ايرنا حاکي است دکتر محمود احمدي نژاد با کسب اکثريت آرا و با فاصله زيادي از ميرحسين موسوي موفق به جلب آرا مثبت ملت ايران شده است .
بر اساس اين گزارش دکتر احمدي نژاد در جامعه روستايي کشور بطور ميانگين بيش از 75 درصد آرا را بخود اختصاص داده است”
گفتی : ” ( نه تنها فهمیده اند احمدی نژاد برنده شده بلکه آرای روستا نشینان را از شهر نشینان نیز توانسته اند جدا کنند و میانگینش را هم بگیرند ! )
خوب به متن خبر دقت کن / گفته در جامعه روستایی کشور بیش از 75 درصد آرا را به خود اختصاص داده / متوجه شدی ؟ / نگفته 75 درصد آرای کل کشور / جامعه ی روستایی ! / من نمیدونم تو چطوری برداشت کردی که میگی آرای روستا نشینان از شهر نشینان جداد شده ! پسر خوب با آغاز شمارش اولیه آرا که از روستاها شروع شد در همه آنها رای احمدی نژاد از سه کاندید دیگر بیشتر بود / پس میانگینی که ایرنا گفته مربوط به آرای شمارش شده ی روستاها بوده و آن را به بقیه روستاها هم تعمیم داده / به نظر من کم هم گفته !
یونس عزیز اگر واقعا این دلایل را سند قطعی برای تقلب میدونی که میتونم بگم متاسفم /
دوست من شما خبر یک خبرگزاری را سند قطعی تقلب میدانی و اینکه ادعا میکنی ایرنا از کجا فهمیده که دکتر 63 % آرا را به خود اختصاص داده و… بهت پیشنهاد میکنم که به سوالات زیر فکر کنی /
1- موسوی از کجا فهمید که پیروز شده و در شب انتخابات در حالیکه هنوز رای گیری تمام نشده بود کنفرانس خبری تشکیل داد و از مردم خواست درصورتیکه او انتخاب نشد بریزن تو خیابون/
حالا کی پیشگوی بهتریه ؟!!!
2- سید محمود میرلوحی عضو کمیته ی صیانت از آرا در گفتگو با قلم نیوز :
” آنچه امروز 50 هزار نماینده ی ما در صندوق های رای گزارش دادند و آنچه در شعب اخذ رای قابل حس بود و خود ما و دیگران نیز آن را احساس کردیم حاکی از یک پیروزی قطعی است ”
میتونی بگی این گزارش ها و حس ها چی بوده که قبل از شمارش آرا باعث شده آقایون خودشونو پیروز بدونن ؟!!
3- وظیفه ی نماینده های موسوی چی بود ؟ اینکه چه نقشی را در ارائه گزارشات مستند به موسوی که نشان دهنده تقلب در انتخابات باشد داشتند ؟
4- به نظرت چرا موسوی نتوانست به طور خاص به یک شهر و یک حوزه و یک صندوق استناد کند و بگوید که در این شهرها و یا در این صندوق ها تقلب شده ؟
5- چرا لیست دقیقی از نمایندگان معترض موسوی ارائه نشد ؟
6- چرا گزارشات تخلفات گسترده در شمارش آرا از نمایندگان موسوی به شورا ارائه نشد ؟
و هزار چرای دیگر /
پیشبینی خانم رجبی از رای 24 میلیونی احمدی نژاد هم جالب است:
http://www.inn.ir/newsdetail.aspx?id=20080
عذر می خوام خانوم رهبر.
مجیدرضا جان.
تفاوت ایرنا با آقای موسی اینه که ایرنا یک خبرگزاریه و دروغ نباید بگه (!) و پیشبینی هم نمیکنه. تیتر خبر رو فراموش کردی تحلیل کنی: “احمدي نژاد با کسب اکثريت آرا پيروز شد”
این خبر در ساعت 23و 34 دقیقه ارسال شده و پایان انتخابات ساعت 22 بود.
این از همه جالب تره /
موسوی در شب انتخابات در حالیکه هنوز رای گیری تمام نشده :
“”مردم شریف ایران، ضمن تشکر از حضور پر شور و استقبال گسترده شما از انتخابات ریاست جمهوری، به اطلاع میرساند طبق گزارشها و مستندات واصله علی رغم تخلفات و کارشکنیهای متعدد و نارساییهای گسترده، مستندات واصله حاکی از آن است که رای اکثریت قاطع مردم متوجه این خدمتگزارشان بوده است. از مسوولان امر میخواهم در شمارش آراء نهایت دقت را بنمایند و اعلام میکنم در غیر اینصورت از همه امکانات قانونی برای احقاق حقوق حقه ملت ایران اقدام خواهم کرد. همینجا فرصت را مغتنم میشمارم و از ملت شریف ایران میخواهم آماده برگزاری جشن پیروزی در شامگاه میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س) باشند.”"
این دیگه از پیش بینی و پیشگویی هم گذشته /
سیاوش گل /
من دلیل اعلام خبر پیروزی را هم در لابلای صحبتم گفتم /
شمارش آرا در روستاها و شهرهای دورتر زودتر آغاز شده بود /
پاسخی دیگر به مجید رضا :
ایرادات شما به لینک ساعت 23:34 دقیقه ایرنا وارد است . اگر چه هنوز برای ما این سوال وجود دارد که ایرنا چرا لینک خبر ساعت 9 شب خود را حذف کرده . متاسفانه در کل جنبش عظیم ما هم این لینک در جایی screen- shot گرفته نشده و در سایت tinypic هم این لینک توسط صاحب آن تصویر حذف شده . اما مهم نیست . من همچنان دنبال آن هستم .
2 – من نمیدانم شما تازه به بحث شیرین تقلب پیوسته اید یا کامنتهای مرا در پستهای قبلی هم میخواندید . کامنتهای من در سه یا 4 پست قبل تماما و کنار هم با موضوع تقلب وجود دارند . برای یافتن آن پست نیز یاد آوری میکنم که درست روز قبل از فیلتر شدن آهستان ( و گمان میکنم در کامنتهای مربوط به پست ” توضیحی در مورد فیلم لخت شدن یک بسیجی “) هستند . اما برای خواندن دلیل مهمی برای تقلب به شماره 3 برو .
3 – با شمارش 21 میلیون رای حتی یک رای باطله وجود نداشت . یعنی مجموع آرای 4 نفر دقیقا برابر بود با 21 میلیون و خرده ای . کامنتش در همان پست است و اگر اشتباه نکنم جام جم آنلاین از وزارت کشور گزارش کرده .
4 – ضمنا گزینه پاسخ فعال نبود خودم به خودم پاسخ دادم .
5 – این که موسوی از چراغ قرمز رد شد دلیل میشود که احمدی نژاد هم از چراغ قرمز شود ؟
یونس جان /
خوشحالم که متوجه برداشت اشتباهت از لینک خبر 23:34 شدی /
یونس عزیز من اصلا قصد نداشتم که دوباره بحث شیرین تقلب را باز کنم / چرا که در چند پست قبل تر با خانم آزادی بحث کردم و به دلایلی بحث نیمه تمام ماند/
هدف من از طرح پرسش های آخر فقط به جهت تفکر در آنها بود/
به هر حال اگر آن تصویر را یافتی ما را هم مطلع کن /
بابت رد شدن از چراغ قرمز هم حرف بسیاری دارم که از آن میگذرم چون بحث دوباره به دلایل تقلب می کشد وتکرار مکررات /
تشکر عزیز /
توجه ********* توجه
آمار دقيق راهپيمايي 9 دي در آمد
منوچهر متكي : در راهپيمايي 9 دي در سراسر ايران 45 ميليون نفر شركت كردند. درست خواندين 45 ميليون نفر!!!!!!!!!
بهار /
میشه بگی متکی کجا این حرف را زده ؟
من سرچ کردم چیزی دستگیرم نشد /
مجید رضای عزیز
بااینکه از این بحثها خوشم نمی آید ولی چون شما پرسیدی و مرا به تردید انداختی رفتم و جستجو کردم . ظاهرا در مصاحبه شان با فرید زکریا از سی ان ان این موضوع را گفته اند. نمی دانم صدای امریکا برایتان منبع معتبری هست یا نه ولی این را پیدا کردم.
صدای آمريکا : منوچهر متکی، وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی ایران روز یکشنبه در گفتگو با فرید زکریا در شبکه تلویزیونی آمریکایی سی اِن اِن به پرسشهای او پاسخ داد.
وزیر امور خارجه ایران در پاسخ به سوالی در باره سرکوب خشونت بار معترضان گفت بسیج عامل تیراندازی نبود. آقای متکی این گفته فرید ذکریا را نیز رد کرد که جامعه ایران در حال حاضر دچار دو دستگی است و گفت در روز ۹ دی ماه ۴۵ میلیون نفر در حمایت از حکومت به خیابانها آمدند در حالی که در سوی دیگر تنها چند هزار نفر حضور داشتند.
نامدار عزیز /
بابات جستجویتان و یافتن منبع خبری ممنون /
لطف کردی /
به مجيد رضا
در مصاحبه با cnn گفته
من فقط میدونم 9 دی مردم در “سراسر کشور” اومدن تو خیابون ! حالا چند میلیون بودن نمیدونم ولی جمعیت بسیار عظیم بود ! در تهران قطعا جمعیت بی نظیر بود …!
و دلیل اینکه گروههای مخالفم اینقدر دارن روش مانور میدن دقیقا همینه ! اول خواستن سکوت کنن نتونستن حالا بیش از اینکه نظام بهش بپردازه اینا دارن دستو پا میزنن و اول میگن کسی نیومد بعد میگن اومد واسه ساندیس اومد و … رو پیش میکشن ! خیلی واضحه که جمعیت زیاد یه نه تنها به مذاقشون خوش نیومده که عصبیشون کرده ! واسه همین میخوان یه جورایی جبرانش کنن !
البته حقم دارن چون سحته دیدن اینکه در تهران که تنها پایگاه مهمشونه و… روز 9 دی جمعیتی اومد که از 25 خرداد که اینا مردم رو تو اون شرایط احساسی به خیابونا آوردن بسیار بیشتر بود ! به هر حال تحمل دیدن یا شنیدن همچین مطلبی سخته واسه ما ایرانیا که فقط دوست داریم خبرایی که منطبق با منافعمون هست رو بشنویم و جلوش مقاومت میکنیم…
البته اینا مهم نیست چون سبزا بی شمارند ( لطفا کنتور نندازین )
به مهدي
جالبه گويا دقت نكردي و همين جوري واسه خودت مينويسي در روز 9 دي بود كه با احساسات مردم بازي شد و پاي مقدسات را كشيده شد وسط ولي احساسات 25 خرداد در مورد مقدسات نبود . و نكته بعدي اين است كه آقاي متكي حرف از 45 ميليون نفر زدند نه سبز ها
پسر گل خوبه كه دقت كني اين تظاهرات در 4 روز بر گذار شد نه يك روز د فيلم تظاهرات در كرج و امل و كرمانشاه رو هم اگر نديدي لينك دانلود رو بدم بهت كه 50 نفر هم نبودند حالا برو فكر كن چرا تو يك روز در سراسر ايران بركزار نشد و اگر فهميدي علت رو به من هم بگو ممنون ميشم (البته من ميدانم )
به بهار
یعنی تو واقعا هنوزم فکر میکنی شما بیشترین!!!
بابا چه میکنه این توهم!
نکنه عکسهای تجمعاتتون رو هم هی واسه خودت کپی پیست میکنی و هی آمارو جمع میزنی!
شما با سر هم کردن مهملاتی مانند آتش زدن قرآن و توهین به امام حسین و حمله به نمازگزاران مردم رو با منطق و عقلانیت آوردید یا از احساسات اونها سواستفاده کردید؟؟!! بابا خداییش شرم هم بد چیزی نیست!
اون کسایی که روز 9 دی اومدند اگر خوش بینانه فرض کنیم که همه از سر صدق آمده باشند برای توهین به عاشورا که خبر آن را شنیده بودند آمدند کاری با محمود احمدی نژاد و… نداشتند. یکی از اونها مادر زن بنده! زنی سنتی که به موسوی رای دادند ولی از هتک حرمت به عاشورا که خبر آن را شنیده بود به تظاهرات رفت!مطمئن باشید محمود رو آتش هم بزنند 10 درصد آن افراد به خیابان نمی آیند. بروید دقت کنید در تبلیغات 9 دی چه گفتیدو چگونه مردم را آوردید بعد ادعا کنید مردم به خاطر شما آمدند!
آهستان به سحر نزديك است: كسي گفته مردم در 9 دي براي محمود اومده بودند؟
به اهستان
مردم 9 دي به خاطر دروغي كه در مورد آتش زدن قرآن و توهين به امام حسين گفته شد آمدن نه به خاطر محمود ونظام و رهبر چون اگر به خاطر اينها بود قبل تر هم شعار مرگ بر … داده شده بود مي آمدند
اين حكومت است كه امام حسين و قران را براي خودش مصادره ميكند
آهستان به بهار: توهين به امام حسين دروغ بود؟ يعني در روز عاشورا هيچ سوت و كفي زده نشد؟ من موندم كه با شماها بايد چه جوري حرف زد؟ متعصب تر از شما هرگز نديدم. هميشه حق با شماست. هميشه عكس هاي شما درست مي گن. هميشه فيلمهاي شما واقعيت رو ميگن. هميشه شما مظلوم هستيد. هميشه شما كتك مي خوريد. هميشه شما باطوم مي خوريد. اما اگر من بيام بگم كه سبزها سنگ زدند، كتك زدند، آتش زدند، ساختمان را آتش زدند، در خيابان آشوب به پا كردند، شعار عليه نظام و انقلاب دادند، در روز عاشورا كه همه مردم مشغول عزاداري بودند، سوت و كف زدند و آتش زدند و ماموران نيروي انتظامي را كتك زدند، اگر من چنين چيزهايي بگم حتما دروغ مي گم! آخه با شما بايد به چه زباني حرف زد؟ منطق شما، چه جور منطقي است كه ما خبر نداريم؟
امید جان، بنده هم قبول دارم که سوت و کف زدن واقعا در نوع خود توهین به امام حسین محسوب می شود. ولی سوت و کف زدن کجا و آتش زدن قرآن کجا!باقی مسائلی که دیدید در مورد بسیجیان رخ داد. نه مردم عادی و نمازگزار! بسیجی و نیروی انتظامی که با باتوم به سمت همان آشوبگران (به زعم شما) حمله می کرد باتوم خوردنش در حکم دفاع شخص مقابل است! تصویر حمله به نمازگزاران هم پخش نشده!
به آهستان
چرا زده شد ولي در مقابل سيل عزاداران كه زير فشار وترس سينه ميزدند عددي نبود اميد گرامي شما كه دم از تعصب ميزني يك بار فقط يكبار جرات داشته باش فيلم سبنه زني عاشورا رو هم در سايت بگذار و ببين كه چگونه از زندگي فيلتر ميشمي(تورجان نمونه بارز) اره برادر من در روز عاشورا مردم خيلي از بسيجي ها رو كتك زدند نه بسيجي هايي كه با دسته هاي عزاداري بودند بلكه كساني با باتوم و شوكر آمده بودند رو زدند شما دم از منطق وعدالت ميزني شد يك فيلم از كتك خوردن خواهرانت رو در سايت بياري ؟ اگر من هم بگم بسجيان كتك زدند به جماران حمله كردند گاز اشك اور زدند در مسجد و حسينيه بستند به مراجع حمله و اهانت كردند من هم دروغ ميگويم!!!! اين هم منطق شماست فراموش كردي منطق و آزادي رو كه حتي به آهستان هم رحم نمي كند. اين منطق شما و اربابانتان است
به سحر نزدیک است
تو دوباره با این اسم سرخ پوستی اومدی؟
“مانا” بد بود؟
ازین گذشته واقعا داری به مردم توهین می کنی متوجه هستی؟
مدام می گی با احساساتشون بازی شده بود
مردمو به خیابونا آوردن
اما شماها خودتون اومدین
عقیده داشتین
ایده داشتین
هدف داشتین
آخه چقدر تکبر؟
چقدر خود بزرگ بینی؟
مدام دارین از خودتون تشکر می کنین
اتفاقا فکر می کنم تمام این حرفا از انفعال شماهاس
برای اینه که معلوم نشه شماها رو کیا توی خیابونا آوردن
و برای چی و به واسطه چی تحریک شدین و اومدین تو خیابونا
اینقدر این هدف بی ارزشه که مجبورید دیگرانو مدام متهم کنین
تا شاید زشتی هدف فراموش بشه
و همچنین گول خوردنتون
شدین بلا نسبت مث لشکر یزید که مجبور بودن امام حسینو خارجی و مرتد بخونن تا زشتی مقابله با امام حسینو بپوشونن
می ترسم آخرش هم دنیاتون بسوزه هم آخرتتون برشته بشه
در مورد این ساندیسم میشه بگی قبلش اعلام کردن میدیم یا تو تظاهرات دادن
اگه قبلا اعلام کرده بودن محل های توزیعو گفته بودن یا نه؟
شما ارتش سایبری سبزا میشه لینکشو بدین
لینک اعلامو می گم
دروغها که کنتور نمی اندازند . ولی 70 میلیون نفر هم آمده باشند ربطی به حکومت نداشت. آنها با پیش فرض توهین به امامشان به کربلایشان آمدند. وگرنه صدها بار تا روزهای قبل از آن برخی (صدالبته از روی نادانی وبی شرمی) به ولایت فقیه هم توهین کرده بودندولی هیچ روزی حتی کسری از این جمعیت نیز جمع نشدند!
به سحر نزديك است:
يعني اونهايي كه توي خيابون اومدن امام را قبول داشتن ولي حرف را قبول نداشتن :
پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيب نرسد
آره ولی اگه بودی میفهمیدی مردم صرفنظر از رایشون محاکمه کسانی رو خواستار بودن که با توهمشون مملکتو به سمت تفرقه بردن و باعث و بانی اون حرمت شکنی ها بودن !
آقا جلال شما برادر من پیرو احمدی نژاد مزخرف بافی را رها نمی کنید!بنده در دو کامنت اعلام کردم مانا نیستم! پس دیگر در این مورد ساکت شوید!
1- من در کدام کامنت گفته ام کسی برای ساندیس آمد؟! شما دارید با من بحث می کنید پس در چهارچوب حرفهایی که من زده ام جواب مرا بدهید. وگرنه باز هم سکوت برایتان بهتر است!
2- بنده در روز عاشورا نبودم. این روز را حائز حرمت می دانم و آمدن در این روز را اشتباه!
خیلی به دین و ایمونت می نازی! کجای زندگیت جز عشق به ولایت معظم فقیه اثری از دین هست خدا داند! همه چیزی که دین تو به تو داده است فحاشی و بی شرمی و وقاحت و دروغگویی و تهمت و توهین و ناسزاست! اگر اهل چماق به دست گرفتن هم نباشی که قبلا تصور می کنم گفتی در صورت اذن ولایت اهل آن هم هستی!
تو نگران این نباش که دنیا و دین ما بسوزد! به حال آخرت بی شرمانه خودت های های گریه کن که بعید می دانم روزی بتوانی از زیر این همه دین دیگران خارج شوی! تصور نمی کنم ضربه ای که امثال تو مطلق گرا که دین را هم در چهارچوب فکر خودت می خواهی به دین زده باشند از ضربه پست ترین دشمنان دین بدتر باشد! پس زبان در کام گیر!
3-مردم دلایل قطعی برای توهین به دینشان ندیدند! هیچ تصویری از تلویزیون که نشان آتش زدن قرآن باشد یا حمله به نمازگزاران مشاهده نشد. ولی مردم با سخنان احساسی تهییج شدند که به خیابان بیایند! این فرق احساسات و منطق است!
4- اونهایی که اون اشتباه رو کردند و اون روز به خیابان آمدندرو حرفها و سکنات وقیحی مانند تو به خیابان کشانده است که ثروتهای این مملکت را، فرصتهای صحبت کردن را، اجازه حرف زدن را، دین را ، خدا را برای خودش مصادره کرده است.
5- تصورم بر این مبنا بود که تو انسان متوهم و امثال تو با کلمات مودبانه اگر روبرو شوند ساکت می شوند و فحاشی نمی کنند. ولی گویا جواب های هوی است. هرچند کارم درست نیست. ولی برای وادار کردن تو وقیح، زدی ضربتی ضربتی نوش کن!
آقای امید رضا بنده منظورم از امام ، امام حسین بود. تنها فردی که توانایی کشاندن این همه انسان با ایمان و با احساسات پاک( از برخی جیره خوران دولت صحبت نمی کنم) را در روز 9 دی به خیابان دارد! و خواهد داشت!
قبلا در مورد تصویر پاره کردن عکس امام خمینی هرچند کار واقعا زننده ای بود و هنوز قطع به یقین می دانم کار ماکیاولیستهای چون مشایی است باید بگویم که 10 درصد جمعیت 9 دی نیز جمع نشدند!!
آقای مهدی خان، در مورد جیره خوران دولت صحبت نکردم.انها که از پیش پلاکارد هم با ان شکل رسمی درست کرده باشند، مردم عادی نیستند!!! نکند علم الهدی مردم عادیست یا آن کس که پشت بلندگو لعن علی عدوک یا حسین سر می دهد؟
مردم واقعی را توهین به دولت و حکومت و امثالهم به خیابان نمی کشاند. اگر قرار بود بکشاند روزهای قبل از 9 دی کسی به خیابان می آمد!
به سحر نزدیک است
واذا خطبهم الجاهلون قالوا سلاما
پس سلام علیم
اما گفته هایت
مانا نیستی خوب نباش
یک کامنت در پست قبل بود از جانب تو با نام مانا
خوب نیستی ببخشید جناب نامانا
خوب شد؟
من سوال پرسیدم که آیا مرجعی برای ساندیس دارید اعلام کنید این که دعوا ندارد
ئوستان بدانند که “سحر نزدیک است” به عنوان اولین مخالف قبول داره برای ساندیس نیومدیم
این پیروزی بزرگ را به تمام ولایتمداران و طرفداران احمدی نژاد تبریک می گویم
ما همین یک پیروزی را کم داشتیم که حالا داریم
تا استقرار عدل علی
فقط مانده یک یا علی
من کی گفتم تو عاشورا بودی؟ (اگرچه نظرت را در مورد حرمت روز عاشورا ارج می نهم که شرط انصاف است)
اصلا بحث من عاشورا نبود
تو خیابونا اومدن بود
ترسیدی؟
راستی گفتی می ترسی
اگر قرار بود افرادی مانند تو را صالح بدانیم که خط کش خدا محوری من وامثال من باشد که وضعمان معلوم بود
شما خودتان برای خودتان خط کش باشید و داشته باشید برایتان کفایت می کند
طوبی لمن شغل عیبه عیوب الناس
خوشا به حال کسی که عیب خودش از عیب جویی دیگران مشغولش سازد
برای آخرت تو بیشتر گریه می کنم اگرچه میدانم تو جزو کسانی هستی که خدا به پیامبرش گفت چه نصیحتشان کنی یا نکنی به راه راست نخواهند گروید
در مورد اعتقاد به ولایت فقیه هم آن را جزیی از دین خود می دانم
آگاهانه از آن دفاع می کنم و به آن ایمان دارم
ولی تو چه؟
آیا به آن چه گفتی ایمان داری؟
یا چون سران جاهلیت عرب با ریاست محمد بر خود مشکل دارید؟
ولایت فقیه تماما معنای نسبی گرایی دینی است
دوباره بدون اطلاع حرف زدی؟
آخرت بی شرمانه هم نداریم
اگر دنیا بی شرمانه باشد آخرت آدم خراب می شود
در مورد زبان در کام هم اگر ولی فقیه امر کند این کار را خواهم کرد
ولی اکنون زمان آن نیست
چماق که هیچ اسلحه دست می گیرم آرپی جی می زنم پشت تانک می نشینم و تا پای جانم در مقابل دنیای کسانی که در مقابل دینم بایستند می ایستم همانگونه که امامم گفت و رهبرم می گوید
در مورد 2
مردم مردم مردم
دقیقا حرف من با تو این است
تو چه کاره ی مردمی؟
مردم خودشان نمیدانند و تو می دانی؟
متکبر مغرور
و این از جهل است و عناد
و نتیجه اش چاه بدر است والحاق به ابو جهل
منطق را هم نمی شناسی
به احساسات خودت منطق می گویی
خود گویی و خود خندی به به چه هنرمندی
خود می دانی چه گفتی؟
دوباره برایت می گویم”مردم دلایل قطعی برای توهین به دینشان ندیدند! هیچ تصویری از تلویزیون که نشان آتش زدن قرآن باشد یا حمله به نمازگزاران مشاهده نشد. ولی مردم با سخنان احساسی تهییج شدند که به خیابان بیایند”
می دانی معنی این چیست؟
این یعنی اعتماد مردم به مسئولینشان
یعنی اکثریت
یعنی قبول شکست از جانب تو و امثال تو
یعنی قبول این که اکثریت مردم بدون آن که منطق بشنوند با اعتماد به رهبرشان قیام هم می کنند
وای به روزی که حکم جهاد بیاید
چه خواهند کرد این مردم
چه مصادره ای؟
هشت سال به صورت مشخص و بیشتر به صورت نا مشخص کلمات نا مبارک سران جاهل شما را شنیدیم و مردم شنیدند
با رای خود تفی به صورتتان انداختند و از مسند قدرت پایینتان کشیدند
با زور گویی می خواهید دوباره به چپاول اعتقادات و اندیشه و ذخایر و حرمت و استقلال این مردم بپردازید نمی گذاریم یعنی مردم نمی گذارند و افتخار من این است که ازمردم باشم
توهم از آن توست و امثال تو که هنوز در رویای ریاست و سیادت و سروری بر این مردمید با اندیشه های ناپاک و دستان آلوده
شهادت تمام کامنتهای تو این است که تو اصلا کلمات مودبانه نمی دانی یعنی چه
اگر ضربتی بود که نبود و عبور پشه ای بود جاهل و درمانده از این ضربات بسیار دیده ایم و نترسیده ایم و با استقامتی که از دینمان آموختیم دنیا را به کامتان تلخ و زهر آگین خواهیم کردیم کما اینکه کرده ایم
عزیزم جناب آقای حسینی آهستان
با پوزش و تشکر
این دو بخش کردن کامنت دانیت خوب بود
اما یکی اینکه اگر می شود لینک دیدگاه های جدید تر و پیشین را در بالای نظرات هم بگذارید
دو هم اینکه در بخش دوم اصلا پاسخ ها سر جای خود قرار نمی گیرند
سه هم اینکه اگر در بخش دوم پاسخی بگذاری بعد از ارسال به بخش یک میروی و مدت ها معطل تا امکان ورود به صفحه دوم پیدا شود
یه سؤال دارم از کسی که به این کامنت جلال، رأی منفی داده. سؤال اینه:
چرا؟؟؟؟
خیلی بده که نخونده، نظر بدی.
جالب بود خانم یک ایرانی. خوب مچشان را گرفتی . خوشم آمد
یک ایرانی عزیز /
بعضی از دوستان اصلا کامنت ها را نمی خوانند و فقط به اسم نگارنده دقت می کنند /
برایشان هم فرقی نمی کند که محتوای کامنت چیست / حتی اگر در دفاع از آنها هم باشد و یا
نظری باشد که جهت گیری خاصی نداشته باشد بازهم برایشان فرقی نمی کند /
بی جهت نیست که رای بعضی از دوستان تصاعدی بالا می رود /
یک ایرانی و مجید رضا ونامدار عزیز
من مدت هاست اصلا رای نمیدم
جون رای اینجا خیلی وقته شبیه رای های سایت الف شده
بعضی وقتا با ابتدای یک کامنت دوستان سبز مخالفت می کنند در حالیکه در انتها طرف جور دیگری می گوید
این ارتش سایبر دوستان سبز دیگر بهتر از این نمی تواند عمل کند
وای به روزی که حکومت دستشان بیفتد
فکر می کنم آن روز همه جلال ها را دار بزنند
به خاطر یک ایرانی که هیچ ایرانی جماعت زنده نخواهد ماند
خواهرم زود اسمت را عوض کن
به خصوص که 22 بهمن نزدیک است
جلال جان توی سایت الف، یه دوستی هست که از شیراز کامنت میذاره به اسم سعید. این آقا سعید مثل امثال من همیشه آرای منفی کامنتش چند برابر آرای مثبتشه. یه بار این آقا سعید کامنتش رو طوری شروع کرده بود که با خوندن جملهی اولش، فکر میکردی از طرف سبزا کامنت گذاشته.
اونایی که دلار میگیرن تا کلیک کنن، با خوندن همون یه جمله، بهش کلی رأی مثبت داده بودن.
طفلک سعید بعدش اومده بود نوشته بود من دلم نمیخواد مثبتام بیشتر از منفیهام باشه. اعتراض میکرد که چرا اینجوری شده. بخودش شک کرده بود که نکنه چیزی گفته که بنفع سبزا بوده.
من خودم در همین ویلاگ آهستان، بعضی وقتا که اصول قانون اساسی رو فقط نوشتم، میبینم که بهم رأی منفی میدن. جالب اینجاست که تا بهشون حرف میزنی، میگن چرا تهمت میزنی، ما فقط منتقد دولت هستیم.
یک ایرانی عزیز
حالا برا ی این کار طاقت فرسا چند دلار می دهند؟
فی بازار دست شماست عزیزم. ( با اون شکلکی که خودت گذاشتی )
به يك ايراني
شيطون نكنه خودت منفي رو گذاشتي و داري ميندازي گردن سبز ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آره شيطوني كردي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خیلی جالبه /
تعداد رای های منفی به کامنت جلال از 1 عدد به 6 عدد افزایش یافت !
و مطمئنا بیشتر هم خواهد شد و رکورد شکسته می شود /
دوستان سبز حالا دوباره شروع کنید به رای منفی دادن /
بابا یک ایرانی جان شما که قدیمی هستی
وقتی به شعرای در مورد امام زمان و آیات قران منفی میدن
انتظار بیشتری نباید ازشون داشته باشیم
با جلال موافقم ! خدا میدونه اینا یه روز با کودتا حکومتو بگیرن چند نفر که چه عرض کنم چند میلیون نفرو اعدام میکنن ! اصولاهر کی مخالفشونه بعیده زنده بمونه ! آزادی بیانه دیگه ما درکش نمیکنیم !
کسی اگر بحواهد به حاطر عقیده اعدام شود و دار کشیده شود ما هستیم. فعلا تمامیت خواهان اصولگرایی هستند که حتی زنده ماندن سعید حجاریان را دوام نمی آورند او را ترور می کنند و ابلهی مانند سعید عسگر که تمام ذهن گچ گرفته اش موتور 1000 می فهمید و اسلحه و گلوله و شلیک یا حمله به خوابگاه دانشگاه طباطبایی دارند راست راست می گردند! بی شرم امثال رسایی که ادعای در جریان بودن حجاریان از تروری که نیمه فلجش کرد را می کنند!
جلال خان شما نگران نباش. اولا که ان شالله تا امثال سعید عسگر و انصار حزب الله کوی دانشگاه تهران و اعدام و… را دارید سقوط نخواهید کرد و بیش از پیش می توانید اعدام کنید و زندان بیندازید! پس ان شالله تا حکومت امام زمان هستید! بعد اگر خدای نکرده برای یک دور دست ما افتاد این حکومت، قدرت که از آن آقاست ویا خلیفه ایشان. رئیس جمهور که یک تدارکاتچی بیش نیست!
ثالثا ما نشان دادیم یک بار هم روزنامه فخیمه کیهان رو نبستیم! پس نشان خواهیم داد که زنده باد مخالف من!
دوشیزه یک ایرانی، در برابر 250 میلیارددلار فروش نفت که عوایدش به جیب سپاه و بسیجیان عزیز رفت که 25 میلیون دلار تصویبی برادران آمریکایی پشیزی نیست. به ما چه مربوط که هم فکران شما دلار از دولت فخیمه می گیرند و فراموش می کنند وظیفه خود را انجام دهند. ما حلال حروم سرمون می شه تا یک 10 دلاری بهمون میدن تا 100 تا کامنت منفی نذاریم خوابمون نمی بره.
به سحر نزدیک است
سحر نزدیک است
الیس الصبح بقریب
سحر نزدیک است
همچین میگی به جیب سپاه و بسیجیان رفت انگار که دادیم اسرائیل
آخر آخرش اگه راس باشه صرف تقویت بنیه دفاعی کشور شده
خوبم کردن
تازه کم دادن
اگرچه اگه از من بخوان مجانی هم براشون کار می کنم منتشونم می کشم
در مورد اون عقیده هم کلی خندیدم
واقعا شما مثل منافقین اول انقلاب دارین حرف میزنین
شما که سایبرین و دیجیتال یه خورده مجله ها و روزنامه های اول انقلابو بخون
همونجور حرف میزنین
تازه به ما هم میگن پوپولیست
آخرشم اگه حاضرین برا عقیدتون دارکشیده بشین پس چرا تو سوراخاتون قایم شدین
هی رجز سایبری می خونین
ادای حرکات مردم تو قبل از پیروزی انقلابو در میارین
از خودتون یه چیزی نشون بدین
تقلیداتون حالمونو به هم زد
الان که سعید عسکر و حجاریانو گفتی دیگه یقین کردم که فقط اطلاعاتت از رو روزنامه هاس
دوست عزیز تو بی خطری
مثل یه کبریت سوخته
دولت فخیمه
روزنامه کیهانو زورتون نرسید
خاتمی که عربده آزادی می کشید
زمان هاشمی هم که مخالف نبود
تو خیال می کنی حالا باحمله به کیهان به خط مقدم رسانه ای امثال ما حمله فرموده ای و پیروزمندانه اکنون احساس ظفر به حضرتعالی دست داده است؟
بنده خدا کیهان عقبه این لشکر هم نیست
تو هنوز ندیده ای این لشکرو
اما حتی نشنیدی اول انقلابو؟
ندیدی بسیجو
این همون بسیجه
سازماندهی شده تر
با تعداد بیشتر
با فرمانبرداری بهتر
به سحر نزدیک است
راستی تو «ایستاده با مشت» هستی تا رأیت رو پس بگیری یا «باد در موهایش» اونم دم سحر؟
عزیزم زدی به جاده خاکی. بهتره دربارهی حلال خورهایی صحبت کنی که تا نیمه شب توی ستاد شیخ بودن و آخرش سر از ستاد سید در آوردن.
در ضمن بهتره یه کم با خبرا بری جلو. ۵۵ میلیون دلاری که اعلام شد کنگرهی آمریکا تصویب کرده، در حدود ۴۰۰ میلیون دلار بوده و از همونجا هم میشه فهمید که برای ارتش سایبریشون هم چند برابر چیزی که اعلام کردند، هزینه کردند.
جناب آهستان
بابا ندید بگیر ای فرمایشات متخصصانه مارا
اصلا حذفش کن عزیز
چه شری شد
الان سر از سازمانای جاسوسی در میاره
فکر میکنم تا الان یه متدولوژی سایبری براش طراحی شده باشه
بچه ها یه نگا کنین تو بالاترین چیزی نگفتن؟
الانه که یکی بیاد تو چی چی بود برودکستینگ های اونور آب از تلاش جدید رژیم برای به چالش کشیدن سبزا سخنرانی کنه
احتمالا الان کارت بسیج اسکن شده منم رو اینترنت باشه
راستی قراره کیو بکشم؟
آقای جلال، ثروت این مملکت ثروت مردم این مملکت است نه مفت خوران شکم گنده ای چون سردار فیروزآبادی! متوجه شدی بی ادب وقیح؟
ثروت این مملکت خرج حمله به کوی دانشگاه در معیت سربازان نظام نباید شود! اگر شود نظام مردم را به مقابله با خود وادار کرده! اگر فعلا بحث اینترنتی است و فعلا با یکدیگر بحث می کنیم روزی فرا خواهد رسید که گردن تمام آن کسانی چنین درشت مآبانه سخن از قدرت سپاه و بسیج و… می زنند به روی چوبه های دار خواهد رفت!
فعلا نیازی به این در خیابان ریختنهای احساسی نیست! به خیابان می آییم می گویید بلد نیستید حرف بزنید! و آشوبگرید!به خیابان نمی آییم منافقیم و ولی ترسو و از اعدام شدن می ترسیم. تو نماد دینی و ما همه منافق! چون به کیش تو از دین نیستیم! چون تو را و وقاحتت را داد می زنیم!
تو و امثال تو خیلی کور توهم زده اید که احتمالا آماده شهادتید! بینی تو رو بگیرند جونت در میاد از مقایسه تو با شهدای جنگ و دفاع از کشور قهقه زدم. چیزی که برای تو مهم نیست این کشور و یادگارهای این کشور است! نخبگانی است که برای هر کدام از آنها صدها هزار دلار خرج می شود و چرخ اقتصاد آمریکا را به حرکت در می آورند. پس بی خیال این مقایسه های خنده دار شو!
مردم را بی خود تحریک نکنید! 250 میلیارد دلار سهم هر کدام از ما از زندگیست. نه ارث پدر کوتوله احمدی نژاد است، نه مال سپاهیان! پس تازه متوجه شدیم که 250 میلیارد دلار بین شما پخش شد ، 16 امین اقتصاد جهان این تعداد بیکار را دارد که شما و امثال شما بالای 50 نفر را در بعد از انتخابات به قتل برسانید! راست می گوی خرج جای بدی نشده است! گردن کلفت شدن بذرپاش و الهام و شیخ یزدی و …. مگر جای بدیست! اینها نماد اسلامند و باید فربه تر شوند تا بیشتر به چشم آیند!
در مورد روزنامه کیهان عرض کردم که رئیس جمهور تدارکاتچی بیش نیست! این حکومت حتی یک نماد از جمهوری و دموکراسی را محض رضای خدا به صورت کامل ندارد. صدام حسین هم به رای مردم رئیس جمهور می شد. ایضا حسنی مبارک!
دوشیزه متوهم جناب یک ایرانی، بنده در هیچ کدام از کامنتهایم نامی از شیخ کروبی نیاوردم!
برای این پاسخ کامنتت در مورد پول گرفتن مخالفین دولت از آمریکا را به تو گفتم که متوجهت کنم اگر پولی هم گرفته باشیم در برابر پولی که شما از حلقوم مستضعفین و با شعار عدالت گرفتید پشیزی نیست! 400 میلیون دلار هم در برابر 250 میلیارد دلار ایضا
اگر من گفتم کسی اعدام نخواهد شد در صورت تغییر دولت ، منظورم کسانی است که دست به کشتن مردم نزده اند! وگرنه شک نکنید اعدام کسانی که مردم را کشتند قطعی است. پس تا جان دارید از این دولت طرفداری کنید!
به سحر نزدیک است
فکر می کنم کسی تو نت نیست داری ربده می کشی
تشخیص این که ثروت مردم باید کجا خرج بشه به تو ربطی نداره
مملکت مسئول داره مردمم به مسئولیتش راضین
بیچاره اگه آدم بودی عیب مردم رو که به واسطه مریضی به رخشون نمی کشیدی
این مقدار فهم لیاقت تف انداختنم نداره
مرا و امثال مرا از دار می ترسانی؟
ما شیخ فضل الله ها را بر دار دیدیم
ما مدرس ها را خفه کرده دیدیم
ما نواب ها را بر چوبه اعدام بسته داریم
تو ما را از دار می ترسانی؟
قدرت بسیج و سپاه هم روز به روز بیشتر می شود تا کور شود چشم تو و امثال تو
تو مرا از کجا می شناسی؟
توهم یعنی اینکه دیگران را حقیر و بیچاره شمردن
و خود را برتر دیدن
با شماها نیازی به قرص اکس نیست
کافیست دانشمندان شما را و خلقیاتتان را مشابه سازی کنند
طبیعتا مقایسه من با شهدا قهقهه هم دارد
چون من زنده ام و آماده و او شهید و در برابر خدا ماجور و روزی خوار
و من آماده تا به او ملحق شوم
در راه جلوگیری از بسط و نفوذ این فاضلاب فکری غرب به این جامعه دین اندیش و دین محور
تا جایی قلمم و تا جایی قدمم و تا جایی فکرم و تا جایی خونم
ولی نهایت ندارد این پیشروی
شهادت ما به دست شما افتخار ماست
و نهایت سعادت
اگر سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم
خروج مغزها هم نتیجه تفکرات و سازماندهی خائنانیست که تو از حمایت آنان دم می زنی
اگر مملکت مشکل دارد چون میرزا آقاسی دارد که برای دو روزه دنیای خود حاضر است ریش خود را در ماتحت الاغ هم فرو کند
تمام مسئولین اجرایی تدارکات چی هستند
از بالا تا پایین
به همین خاطر هم هست که دوستان تو همه آن بالا بالا نشسته و فقط تز میدهند
اما جمله”صدام حسین هم به رای مردم رئیس جمهور می شد”
خنده دار ترین جمله ایست که تاکنون از اقتدارگرایان دیروز و اصلاح طلبان دیروز شنیده ام
توصیه می کنم هر وقت دیدی فضای این وبلاگ قدری خشن شده باز بگو تا همه حتی خودیهاتان بخندند
در مورد حسنی مبارک هم محظوظ شدیم
رای یک ملت به ریاست جمهوری مادام العمر یک نفر نماد دموکراسی است اما 25 میلیون نفر حق ندارن سرنوشت خود را تعیین کنند وتو و امثال تو باید برایشان تعیین تکلیف کنید
اگر این توهم نیست پس اصلا مفهومی به نام توهم نداریم
در مورد جمله ای که در جواب یک ایرانی گفتی
اگرچه این خواهر خوبم خودش نیکو بلد است جواب امثال تو را بدهد
ولی واقعا بی شرمی است خود فروختن به بیگانه به بهانه عمل غلط هموطن (اگر غلط باشد)
یادم آمد شکست سپاه آریوبرزن از اسکندر به خاطر افسری ناراضی از حکومت هخامنشی
مرگتان باد خائنین ننگتان باد اباحه گران مملکت
اندکی صبر سحر نزدیک است
به اعدام ما نمی رسید
چون مردگان اعدام نمی توانند
به خون شهیدان قسم و به تحمل اسیران
به رنج جانبازان قسم و به صبر خانواده هاشان
ما منافقان را دوباره قلع و قمع خواهیم کرد و آرامش را به مملکت باز خواهیم گرداند
و این لکه ننگ را از دامان انقلاب اسلامی پاک خواهیم کرد
به حول و قوه الهی و ان شاء الله
این جواب کامنت بعدی ات بود
جناب جلال، داغ کرده ای برادر ! نشان می دهد این پشه عجیب کفتاری مانند تو را به زحمت انداخته است!
آری ! تشخیص اینکه پول کجا خرج شود به عهده ما نیست! دریای خزر هم ایضا! نام خلیج فارس هم ایضا! شرافت مردم ایران هم ایضا! ناموس دختران ایرانی در دوبی هم ایضا! چرا دختران ایرانی با پسران ایرانی ؟ مگر شیوخ عرب مرده اند که نام مملکتمان پرآوازه شود! سردار زارعی سردار مبارزه با فساد را با چند زدن فاحشه گرفتند وآزاد کردند؟ حین نماز است برادر! حاج زارعی قبول درگاه حق! تا تو هستی باید هم صفت دختری که چهار لاخ موی او بیرون است هرزه باشد! به من چه مربوط! دولت مختار است به نام اسلام فحشا ترویج کند! حکومت مختار است ملوانان انگلیسی را با کت وشلوار هاکوپیان باز گرداند و دانشجویان ناراضی را در کهریزک بکشد! شاید اقتدارش حفظ شود! مگر این سرزمین مال من هم هست؟ تمامش ارث حکومت است و دولت فخیمه محدود ایضا! اقتدار ما عجیب با اقتدار چینی های بی دین و بودایی گره خورده است. مارکسیستهای ونزوئلایی مقتدای اقتدارمان شده اند! یاسر عرفات و بوسه هایش بر گرده صدام حسین ایضا!
از نواب گفتی و ترور منصور! شهدای جنگ را هم به نام خودت مصادره کردی! خونت به جوش نیامد 400 میلیون دلار وام از حلقوم مستضعفان گرفته شد به دولت مارکسیست بولیوی اهدا شد؟ قدرت سپاهت آن زمان کجا بود؟
یادی از گردنکشان حمله به کوی اصفهان و تهران و دانشگاهها هم می کردی دیگر تکمیل می شد مرادت را بیشتر بشناسیم!
خروج مغزها حاصل تمسخر و مضحکه آنها توسط بی مغزهاست! حاصل افکارو گفتار کسیست که وقیحانه مدارک دانشگاهی را کاغذ پاره می داند و نخبگان را به مضحکه می گیرد! حاصل سیاستهای دولت فخیمه ایست که کردان جاعل با مدرک فوق دیپلم در آن وزیر کشور می شودو فلان نخبه دکترای مدیریت شریف باید ماهیانه 500-600 هزار تومان بگیرد و در دانشگاه غیر انتفاعی حق التدریسش را ندهند!
عجیب خود را در بهشت می دانی و احتمالا شهید الاغ! (عطف به داستان کسی که برای کسب الاغی در جنگ کشته شد). این مقایسه ات با شهدای جنگ دیگر دارد حالم را به هم می زند! تو بسیار از خود شهامت و شهادت به خرج دهی تجاوزگری در کهریزک می شوی و وزارت کشور! تو را چه به باکری و همت! شهید بزرگوار، نکند باکری و همت به دختران حمله می بردند؟
نیاز نیست خود را برای نبخشیدن کشور به دشمن بدهی! دشمن وجب به وجب این خاک تو هستی برادر!
به فرع تاخته ای برادر! شیطان خودت هستی! در دیگران مجویش! تو خود به دست خود هلاک خواهی شد! شهادتت پیشکش!
هنگام کشتن منافقین یادت باشد به جنین زنان باردار رحم نکنی و قبل از مثله کردن مادر منافقش به جرم آزادی خواهی، بسم اللهی هم بگویی!
{در مورد یک ایرانی به خودش پاسخ می گویم}
هر کس که مانند تو فکر نکند بی شک منافق است! اصلا دین و ایمان داریم ما که فکری مخالف تو داریم؟ شهیدان و اسیران و جانبازان در حمله به کوی دختران منظورت بود؟!
به کسی که دور است
سحرست که نزدیک است و تو ظلمات جهلی و با سحر نابود
من برادر تو ام یا کفتار؟
کفتار آن کسی است که 16 سال خورد وبرد و تو سنگش را به سینه می زنی
دشمن مملکت تویی که نفهمی
که خود را به نفهمی زده ای
که دوستی خاله خرسه داری
بیچاره
گفتم حرفهایت مرا یاد صحبت های منافقین در اول انقلاب میاندازد
تو واقعا اینگونه ای
تو و امثال تو زنده بودنتان نتیجه وجود لجن هایی است که اینک در این کشور عربده می کشند
تو از لجن تنفس می کنی و تغذیه
تو را به این حرف ها چه کار
تو بدبخت هنوز نمی فهمی درست با غلط چه فرقی دارد آنوقت تعیین می کنی درست چیست و غلط چیست؟
من سگ امثال کردان و رحیمی و مشایی و … را به چون تویی نمی دهم
ما لجن ها را دور خواهیم ریخت و تو آنوقت خود بخود خواهی مرد
ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم غشاوه و لهم عذاب الیم
خدا بر قلبت و بر گوشت مهر زده و بر چشمت پرده آویخته تا حق نبینی و نشنوی و عذاب تو دردناک است و ما ملت ایران منتظر آن روزیم
تو لازم نیست حالت بهم بخورد تو خود حاصل تهوع ملتی از این جریانی معکوس بر علیه نظام
گفتی الاغ یادم آمد آن داستان معروف مولوی را
کدو را ندیده ای
فرع را نمی شناسی چون اصل را نمی شناسی
اصل تو خود بینی است و تکبر
خود نخبه بینی است و دیگران کوته فکر بینی
بدبختی امثال تو در این است که جزو گروهی هستی که خداوند می گوید اگر پیامبر هم برایشان استغفار کند فایده ای ندارد
تو مصداق بارز “یمدهم فی طغیانهم یعمهون” ی
تو مصداق کامل “هل ادلکم بالاخسرین اعمالا”یی
تو بیچاره ای
اگر چه امید نیست ولی کاش توبه کنی
ولی می ترسم همانطور که امام سجاد گفت یزید توبه نتواند تو نیز نتوانی
ننگت باد منافق
منافق یعنی تو یعنی کسی که بدی را در چهره نیک می پیچد
ولی اکنون پرده به کناریست و تو وشیطان عریان در برابر مردم
ذلیل و منفور
مرگت باد
آن کس که مخالف من است دین و ایمان می تواند داشته باشد ولی تو نداری
تو ظاهری داری که نفاق است و باطنی که کفر است
توبه کنم که به آیین هرزگانی چون تو دربیایم؟ به آیین مفت خوران بی شرفی چون تو؟ تو چه داری که به سمت تو بیایم؟ تمام شیادی و فریبی! تمام هرزگی و دروغی! سالهاست از تو و امثال تو چون دروغ چیزی نشنیدم! تمام این مملکت در بدبختی دارد غرق می شود، مدام باید بشنویم که
نه به موسوی و کروبی و خاتمی دل خوش کرده ام نه از هاشمی دل خوشی دارم! آن 16 سال هم نه ریالی به منی رسید که تمام هست و نیستم تدریس خصوصی ساعتی 5000 تومان است ! پس دهانت را ببن کفتار! کردان چه سگیست که شرافت برای او تعریف شود! 20 سال نان حرام به فرزندانش داد.
کدام حرفهایم تو را یاد منافقین می اندازد؟ اینکه می گویم اگر تو شرافت داشتی و از مردانگی جز حرف چیزی در چنته داشتی، یک بار هم به جای طرفداری از ولایت و دولت ، برای فاجعه ای که در این کشور رخ می دهد صحبت می کردی! از اینکه دریای خزر را به روسهای حرام لقمه بخشیدیم و آخ از تو طرفدار ولایت بیرون نیامد! نمی دانستم منافقین هم اینها را می گفتند؟ پس به جرم وطن پرستی اعدام شدند؟!!
“برقلب و گوشت مهر بسته شده و …”احتمالا الان در ذهنت ابله تو ابوذری و من ابوموسی اشعری یا معاویه یا هزار کره خر دیگر که جز ذهن علیل تو پاسخی به آن نیست!
بیچاره بر دهانم مهر بسته نخواهد شد! این آرزو را به گور خواهی برد!یا باید مرا بکشی و در زندان بیفکنی یا با تمام وجودت پلیدیت را فریاد می زنم.میلیاردها دلار پول بانکی در جیب حرامزادگانی رفته است و تو آخت در نیامده! صدها هزار نفر بیکار شده اند و به خاک سیاه نشسته شده اند و هزاران نیشکر هفت تپه و کارخانه نساجی و … تعطیل شده اند و تو نفهمیدی! حق چیست که تو می فهمی و من نمی فهمم!؟ حق مدح و ثنای سلاطین است؟
تصور نمی کنم وقتی بر آیین محمد (ص) نباشی مدح وثنایش هم ارزش داشته باشد! چه برسد به مفتخوران شکم پروری که نامش را اوردی! می دانم که تو در آیینه نگاهت دینت کیش دزدان است و غیر از این هیچ نیست! یزدی حق است و نماد دینت است یا مشایی یا کردان یا محصولی؟ با یاران دینت محشور بشوی!
یزید هم آیات قرآن را برای امام حسین می خواند. بیچاره تصور می کرد او امیرالمومنین است و حسین ضد پیامبر! دینت دین ریاست و پلیدی!
گور پدر موسوی و کروبی و خاتمی و… من به دنبال راز میلیاردها دلار ثروتی هستم که در سایه این نظام مقدس که یادگار مطهری و بهشتی است صبح و شب دارد خورده می شود یک کفن پوش بیرون نمی آید! کفن پوشی که از اهانت به عکس امام به خیابان می اید از میلیونها گرسنه مسلمان در ایران به خیابان نمی آید.همان پاپتی ها که امام سنگ آنها را به سینه می زد و اکنون تنها وسیله ای برای کسب آرا هستند! با حکومت و با زور ماندن که افتخار نیست! افتخار روزیست که در برابر بی عدالتی بایستی! بدبخت نانت و انقلابت به من متصل است که تمام زندگیم روی هم 10-12 میلیون نمی شود!؟ انقلابت را کسانی از بین می برند که زشتی های حال فعلی آن را می گویند یا کسانی که آن را زشت کرده اند؟
با تو و امثال تو بسیار نشسته ام! بیماران جنسی که از دیدن یک دختر با ذره ای آرایش دچا غلیانات می شوند و دخترک را هرزه می نامند! چه داری که توبه کنم و به سمتت بیایم! ؟ جز ریا و پستی چه در وجود داری که من توبه کنم و خدای خود را رها کنم و خدای تو را بپذیرم!
کور خوانده ای ابله! مرا هم که بکشی می توانی بگویی یک مجوس بود یک منافق بود و کشته شد! آبروی دولتت در جهان رفته است. اگر شک داری برای یک لحظه به چت رومها برو و ببین جهانیان بر ظلمی که بر مردم ایران رفت چه فکر می کنند! نگران نباش! آمریکا، یا به قول تو من منافقی که دلیل نفاقم جستجو کردن ثروتهای گم شده و ناموسهای فنا شده و مغزهای فرار کرده این مام میهن است و قلمم سلاحم است نمی توانیم به تو و دولتت ضربه بزنیم! آبرویی که از تو و تجاوزکارانت رفت کار خود را کرده است!
اگر این واژه منافق را نداشتی چه نشخوار می کردی؟ منافقین باعث شدند زمانی که ملوانان دوست انگلیسی هاکوپیان بر تن می کنند و دولتت آنها را شایسته بدرقه می کند کفن نپوشی و شعار هیهات من الذله سر ندهی؟ بدبخت گیرم هر کس با شما نیست منافق است! تو چه برای دینت کرده ای؟ چند بار برای رباخواری بانکها کفن پوشیدی؟ چند بار مقاله نوشتی برای بدختی کارکنان شرکت واحد؟ تو از اسانلویی که به جرم طرفداری از حقوق کارکنان شرکت واحد به زندان افتاد چه بیشتر داری که این چنین خود را نماد اسلام می دانی؟
باز هم می گویم “به فرع تاخته ای ! شیطان خودت هستی! در دیگران مجویش! تو خود به دست خود هلاک خواهی شد! “
به سحر نزدیک است
های زبون درازت رو بکن توی حلقومت.
تازه افاضاتت رو خوندم. میبینم که مثل مرادت وقتی کم میاری، دهنت رو به فحاشی باز میکنی.
یادت میاد وقتی توی خیابونا ول بودی و داشتی فیلم بعدی رو میگرفتی که آنتن CNN رو پر کنی، یهو مایکل جکسون یه وری شد و CNN مث یه آشغال و مث یه دستمال دماغی، پرتتون توی زباله دونی و رفت سراغ مایکل؟
بما چه که شماها عقده دارین که چرا حتی با وطن فروشی هم نتونستید این حکومت رو بکشید پایین.
به جلال گفتی: «آبروی دولتت در جهان رفته»
منظورت از جهان، همون آمریکای آدمکش و صهیونیستای بچهکش و انگلیس مفت خور و آلمانیهای فاشیست و نژاد پرسته؟
ما روزی هزار بار از خدا میخوایم و همهی آرزومون اینه که خدایا کاری کن که دشمنانمون از ما بیشتر متنفر بشن و چه باک از آبرویی که جلوی دشمنانمون از بین بره. ننگ اونجاییه که پیش هموطنانت و در درگاه خداوند آبروت بره. ننگ اونجاییه که با رجویهای آدمکش، دست به دست بشین تا کشورتون رو به باد بدین. ننگ اونجاییه که نوری زادهی تریاکی واستون شعار تعیین کنه و روز و ساعت تظاهراتتون رو مشخص کنه. ننگ اونجاییه که دست پروردههاتون منکر خدا بشنِ، منکر قرآن بشن، منکر امام زمان بشن، فقط برای اینکه عقدههاشونو از محبوبیت خمینی و خامنهای در بین امتشون یه جوری خالی کنن. ننگ اونجاییه که بیبیسی واستون برنامه بذاره و سیاوش اردلان، فیلم ندا رو پخش کنه و نیشش رو بزور ببنده و لبخند بزنه و توی دلش بخنده به ریش امثال شما که دست به تلفن، منتظرین که زنگ بزنین و دعوای خونگیتون رو ببرین پیش خبرچینهای دروغ پرداز بیبیسی.
باز به جلال گفتی: «با تو و امثال تو بسیار نشسته ام! بیماران جنسی که از دیدن یک دختر با ذره ای آرایش دچار غلیانات می شوند و دخترک را هرزه می نامند»
دو تا از همین دخترکانتون رو چند دقیقهی پیش روی صفحهی تلویزیون دیدم که چطوری اعتراف میکردن که توی فشم و کردان، با دیپلماتهای آلمانی میخوابیدن.
فکر میکنی یادمون رفته که گل دختراتون چطوری تا نیمههای شب، به بهانهی ستاد سید، تو اتاق خواب دوست پسراشون، شب رو سحر میکردن؟ توی همین ماهواره شنیدم صدای یکیشون رو که اومده بود روی خط و میگفت بابام بهم گفته امشب آخرین شب تبلیغاته، برو تا میتونی حال کن.
دخترکان شما هرزه تر از اون هستند که با بر چسب امثال جلال ( که بعید میدونم ایشون قضاوتشون روی ظاهر انسانها باشه ) هرزه بشن.
من یه دخترم و من هم با دخترکان شما زیاد توی دانشکده و کلاسهای فوق برنامهام رفت و آمد داشتم. دخترکانی که تا دهن باز میکنن، حال آدم بهم میخوره. اونا بجز فحشهای خواهر مادری و صحبت دربارهی آخرین باری دوست پسرشون رو بوسیدند یا باهاش خوابیدن، حرف دیگهای نداشتند. صحبت از بوی ادکلن فلان پسر، براشون خیلی جالبتر از خوندن سورهی حمد، با قرائت درست، سر واحد قرآن توی دانشکده بود تا جاییکه بیچاره استاد قرآن، اشک توی چشماش جمع شده بود.
همون پاپتیهایی که سنگشون رو بسینه میزنی، روز ۹ دی اومدن بیرون تا بشماها بگن که ازتون متنفرن. از شعارهای پوچ و تو خالی شماها حالشون بهم میخوره. اومدن تا بگن حاضرن گرسنه باشن اما دینشون توسط امثال شما به لجن کشیده نشه. اومدن تا بگن هنوز هم همون پاپتیهایی هستند که از توی گهوارههاشون، شدند سرباز خمینی کبیر. اونا احتیاجی به دلسوزی منافقانهی امثال شما ندارند. کفن پوشان هم از همون قشر پاپتیها هستند.
حقارت موسوی رو دیروز توی مصاحبهاش خوندم. این آقای نا محترم، در تمام طول تبلیغات انتخاباتیش، به احمدی تهمت صدقه دادن به مردم رو میزد. اما شب آخر تبلیغاتش که تمام نظر سنجیها نشون میداد که موسوی، بازندهی انتخاباته، این آقای حقیر اومد توی بخش گفتگوی خبری شبکهی دو و گفت که میگن اگه موسوی بیاد، میخواد طرح سهام عدالت احمدی رو بذاره کنار. نه اینطور نیست من این طرح رو قبول دارم و ادامه میدم. فهمیدی چی شد؟ یعنی همون طرح صدقهای رو میخواست ادامه بده. دیروز همین آقای حقیر و وامونده، توی مصاحبهاش گفته که احمدی به مردم داره صدقه میده.
اینه اون حقارتی که ما از شماها به یاد داریم. حالا که آب از سرتون گذشته و سرانتون پشیزی براتون ارزش قائل نشدند و دارن عقب نشینی میکنن، حالا امثال تو میگین گور پدرشون؟
مگه همین دیروز نبود که میگفتین هر کی که ناموس داره، موسوی رو دوست داره؟ یعنی میخوای بگی حالا بی ناموس شدین؟
نماد بی دینی شماها اکبر گاف و بهاالله مهاجرانی و سروش بیخدا هستند.
نماد بی دینی شماها همون الله اکبریه که روی پشت بومها میگفتین.
نماد بی دینی شماها همون یا حسینی است که بعدش میر حسین میاومد.
تو اونجایی منافقی که با دروغ بزرگ تقلب اومدی بیرون و وقتی تیرت بسنگ خورد، «مرگ بر آمریکا» رو ول کردی و چسبیدی به «مرگ بر روسیه»، نه بخاطر خزر، که بخاطر وطن فروشیت به آمریکا و بخاطر لجاجت با ولی فقیه.
وقتی میخوای از کردان بگی، قبلش از موسوی، اعلام برائت میکنی تا جواب نشنوی؟
موسوی همون حروم لقمهاییه که ۲۰ سال با مدرک فوق لیسانس، در دورهی دکترا تدریس میکرده تازه اونم در رشتهی غیر مرتبط با رشتهی خودش.
رهنورد هم همون حروم لقمهاییه که قبل از اینکه فوق لیسانسش رو بگیره، دورهی دکترا میگذرونده.
بهتره دهنت رو ببندی.
سرکار خانم یک ایرانی، تصور می کنم از عقده های فروخفته ت چنین آتش گرفتی! در هر حال پاسخ آن صحبتهایت که دختران طرفدار موسوی را هرزه می دانی نمی دهم! چون که تو یک دختری و یک دختر باید در این مورد نظر دهد! شاید نیاز به گفتن نباشد ولی بنده نه طرفدار موسوی بودم و نه هستم و نه خواهم بود! بنده به رضایی رای دادم. بنده معتقدم انقلاب یک فرصت فراموش ناشدنی برای بهبود شرایط مردمی داد که از ستم شاه به ستوه رسیده بودند. و افسوس که یادگار بهشتی و مطهری و شریعتی و امام چنین به قهقرا رفته است که چند صد هزار نفر به خاطر انتقاد از دولت منافق خوانده می شوند. چاک دهانت را آنقدر تو دختره بی شرم زننده گشودی که واقعا ابا دارم از جواب به تو.
من بجز حقیقت چیزی نگفتم. اگه شما خبر ندارید، حق ندارید اون جملات رو نشونهی بیشرمی من بدونید.
بیشرم کسانی هستند که در همین وبلاگ، در حالیکه باهاشون محترمانه بحث میکردم چون دلیل منطقی واسه حرفاشون نداشتند، بمن میگفتن که بهتره بری توی کهریزک و تجاوزت رو بکنی. بعدش هم انواع باتوم و چیزای دیگهرو حوالهی من میکردند. بهتره تشریف ببرید افاضات همفکرانتون رو بخونید.
من بیشرم نیستم. حرفایی که زدم، شما رو شرمنده کرد که چرا همفکرانتون اونقدر وقیح هستند. دوباره کامنتم رو بخونید تا متوجه بشید.
اگه نمیدونید دخترکانتون در چه وضعی هستند و اگه نمیخواین از زبون امثال من هم از وضعیت اونا با خبر بشین، بهتره شرمنده باشید و شرمنده بمونید.
باید بدونید که مشکل دختران هم نسل من، دریای خزر و ربا خواری فلان بانک و میلیارد دلار اختلاس فلان جا نیست.
دختران هم نسل من همون وضعیتی رو دارند که براتون گفتم و شما از سر شرمندگی، بمن برچسب بیشرمی و عقدهای بودن زدید.
دخترکانی که ازشون حرف زدم، در دانشکده از دوستانم بودند اما هرگز همرنگشون نشدم و میبالم به نقطهی روشنی که در وجودم دارم که شما اسمش رو عقده گذاشتید.
کاش بجای جواب دادن بمن، به حقیقتی فکر میکردید که بهتون گفتم.
درود بر شهید مطهری و شریعتی….
به مجيد رضا
من اعتراف ميكنم شما بيشماريد!!!!!!!!!!!!
به يك ايراني
عزيز جان جواب شوراي نگهبان در مورد الهام رو مخواستن بنويسم به اشتباه همه رو پيست كردم ولي من كه با جواب شوراي نگهبان قانع شدم خدا وكيلي آخر جواب بود دندان شكن مخصوصا در مورد الهام
يك ايراني
آفرين.
پس خودتان اعتراف كردين كه سبز ها بيشمارند چون تعداد منفي ها كه به طرفداران دولت داده ميشه بيشتر از مثبت هاست
به بهار
اول اینکه اگه خوب میخوندی میدیدی که نوشتم اونایی که دلار میگیرن تا کلیک کنن. حالا این تویی که اعتراف کردی نه من.
دوم اینکه اون بالا یه نظر داده بودی که میخواستم جواب بدم دیدم حوصله ندارم اما بخاطر این حرفت منتظر باش تا نیم ساعت دیگه.
به بهار
برو جواب کامنتت رو بخون.
خوشحال میشم اگه به وبلاگ من سربزنی
درود بر روان پاک متفکرین چه امثال مطهری، شریعتی و چه بشیریه و مارکس و هگل و…
برای نقد مارکس به مطهری نیاز داریم نه انصار حزب الله!
درود بر گالیله که فهمید می تواند چماق به دستان را راضی کند که او عقیده دارد”خورشید به دور زمین می چرخد” . چون عقیده گالیله هر چه بود فرقی در واقعیت ایجاد نمی شد!
ای وای چه طولانی شد.اکس کیوز می! می خوای تایید نکن برادر! کامنت دونیت زرتش در میاد!
این هم یه کمدی دیگه با شرکت جناب رامین! من نمی دانم چرا می گویند جمهوری اسلامی ایران کشور افسرده کننده ای است؟! :
“محمد علی رامین معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد در جلسه کمیسیون فرهنگی مجلس حاضر شده و لوگوی روزنامه «تهران امروز» را مصداق جنگ نرم دانسته است. به گزارش«فردا» و به نقل از منابع مطلع حاضر در جلسه، رامین روز چهار شنبه در جلسه کمیسیون فرهنگی مجلس حاضر شده و در آنجا مدعی شده که لوگوی روزنامه تهران نشان دهنده «رقص باله» و از مصادیق جنگ نرم است.
رامین که پرینت A3 از لوگوی این روزنامه را به همراه داشته با استناد بر همان، تاکید کرده که لوگوی تهران امروز شبیه نوعی رقص(باله) است و بارها به مسئولان این روزنامه تذکر داده ولی آنها به آن عمل نکرده اند. گفتنی است پیش از این و برای اولین بار هفته نامه« پرتو سخن» مدعی شد که لوگوی تهران امروز زن در حال رقص را نشان می دهد.”
احتمالا منظور این آقای ناظم (می دانید که دائما خط کش به دست بالای سر “مطبوعات باقی مانده” ایستاده و تذکر می دهد و تهدید می کند و انگشت اش را در هوا تکان می دهد) این بوده که به جای رقص باله که مصداق بارز رقص غربی است از تصویر رقص “قاسم آبادی” استفاده شود! اگر بکنند” رقص عربی” که بسی بهتر است .هم خدا را خوش آید هم بنده خدا را!
پاسخی به اودی
تقدیم به محمد علی رامین :
بگشای لب که خنده فراوانم آرزوست بنمای رخ که تحلیل فراوانم آرزوست
ای آفتاب حسن برون آ دمی زپشت میز آن حرفهای مشعشع در افشانم آرزوست
دادی یک بار به 15 نشریه تذکر آن تذکرات فراوانم آرزوست
رفتی به یک روزنامه اصلاح طلب یک بار آن زیر پوستی بازی کردنهایم آرزوست
با یک خبرنگار آنجا دهن به دهن شدی آن ممنوع الکار شدن خبرنگارانم آرزوست
گفتی که رقص میکند کسی توی این لوگو آن چشمهای تلسکوپ آسای هابل سانم آرزوست
بالله که شهر با تو مرا حبس میشود آوارگی کوه و بیابانم آرزوست
ما دل بریده ایم ز وبسایت و روزنامه یک وبلاگ فیلتر نشده در ایرانم آرزوست
از احمد بورقانی به رامین رسیده ایم ترسم یه روز بگم که رامینم آرزوست !
توجه : این شعر یا شبه شعر از سروده ها یا شبه سروده های خودم است . از جایی نیاورده ام و اوریجینال است ! ولی 700 سال پیش یک نفر شبیه این را گفته !
2 – امیدوارم آقای حسینی با توجه به سوء پیشینه ای که در حذف کامنتهای طنز آمیز من دارند این یکی را حذف نکنند .
9 دی مردم اومدن به خاطر اسلام شما که شعارتون جمهوری ایرانی هست پس در مورد 9 دی و چیزهایی که مربوط به اسلام هست اظهار نظر نکنید ما اومدیم برای امام حسین و همچنین دفاع از کیان مقدس ولی فقیه شما از همون ابتدای مشکلتون با حضرت آقا بود ولی منافقانه در انتخابات موسوی در مناطق پایین تر تهران که وجه مذهبی تری دارند در پوستر های تبلیغاتیش عکس هایی که با آقا داشت رو چاپ میکردند چون خودش خبر داشت تو بین مذهبی ها محبوبیت برای کیست و باز هم بدونید که اسلام و بچه مسلمون ها هستند و تا آخر پای اصل ولایت خواهند ایستاد و منافقین جدید رو ذلیل تر منافقین دهه 60 خواهید دید.
مصداقی عزیز تولدت مبارک
صد سال زنده باشی
بازم تولدت مبارک
عاقبت بخیر باشی و زیر سایه آقا امام زمان
قابل توجه دوستان
آقای مصداقی متولد 13 بهمن هستند
راستی لطف کنید برنامه شاخص را ببینید میدونم به ضررتونه و شما کلا با حضرت امام کاری ندارید بالاخره آقای مهاجرانی و گنجی گفتند که شما را با امام کاری نیست اما اونهایی که میخوان این منبعی را که آقای امید حسینی گفت ببینند نیازی به صحیفه هم نیست لطف کنند قسمت اول برنامه شاخص را دانلود کنند و صحبت های خمینی کبیر درباره تظاهرات بدون مجوز و همچنین دستور به سپاه و بسیج برای برخورد قاطع با این تظاهرات را حتما ببینند و خوب به خاطربسپارند.
اللهم حفظ مولانا امام خامنه ای
به جلال؛
پاسخ کامنت قبلیت در پست قبل رو اینجا میگذارم.
اول بگذار روایت ابن حنظله رو یه بررسی بکنیم:
مرحوم « کلینی » در کتاب ارزشمند « کافی » به طور مستند از محمّد بن یحیی، از محمّد بن حسین، از محمّد بن عیسی، از صفوان، از داودبن حصین، از « عمر بن حنظله » نقل میکند :
از امام صادق (علیه السلام) از وضع دو مؤمن که در دین یا ارث اختلاف دارند و به پادشاه و یا قاضی حکومت مراجعه میکنند سوال کردم که: این مراجعه و اخذ دِیْن، یا ارث حلال است؟ امام فرمود: « مؤمنان نه تنها در دین و ارث، بلکه در حق و باطلی اگر به آنان که صلاحیت حکومت ندارند و از جانب شرع منصوب نیستند مراجعه کنند رجوع به طاغوت است. آنچه با قدرت و زور از آنان بگیرند گرچه حق شرعی آنان باشد سُحت است، چرا که از دست طاغوت گرفته اند و خدای متعال در قرآن مجید به تمام مردم مؤمن دستور داده که : به طاغوت و تمام شئونش کفر ورزید. »
عرضه داشتم: پس چه کنند؟ فرمود: « توجه کنند به کسى که فرهنگ ما را روایت میکنند و در حلال و حرام صاحب نظرند، و شناخت و معرفت به احکام دارند، به حکومت آنان در بین خود رضایت دهند؛ که ما آنها را از جانب خود به خاطر آن شرایط، حاکم بر شما قرار داده ایم؛ چون برابر با برنامههای ما حکم کنند، هر کس از حکم آنان سرپیچی کند، حکم الهی را سبک شمرده و ما را رد کردهاند و رد ما رد بر خداست و رد بر خدا عین شرک است. »
اول اینکه در این روایت گفته شده:”به حکومت آنان در بین خود رضایت دهند”.و این به معنی مقبولیت بین عامه مردم است.همونطوری هم که سالها به این منوال بوده.فقها درس میخوندند، به مقامات علمی میرسیدند، بین مردم شناخته میشدند و مورد مقبولیت بزرگان و مردم قرار میگرفتند.و مطلب دیگه اینکه بسیاری از صاحب نظران این حاکمیت اشاره شده در این روایت رو در مورد امور حسبیه میدونند (مثل آیت ا… سیستانی).
میبینید که بحثها در مورد ولایت فقیه فقط مربوط به اختلاف نظر بین دو فقیه یا دو صاحب نظر نیست این مسئله از ریشه و اساس زیر سواله و مسلما وقتی مسئله ای به این صورت زیر سوال باشه تا حل نشدن اختلافات جایی برای اجرا در این سطح و ورود به قانون اساسی مملکت رو نداره.
در مورد حکومت اسلامی دو مسئله جدا داریم:یکی حکومت دینی،دیگری دین حکومتی. اسلام و به خصوص تشیع همیشه به دنبال اولی بوده و فوق العاده با دومی مخالف.
حکومت دینی از نظر من یعنی اجرای دستورات دینی در ارکان حکومتی و این که مدلهای حکومت در اسلام در سیاست پیاده بشه.اما دین حکومتی یعنی دین بنده حکومت.یعنی از تمام ظرفیتها و امکانات موجود در دین استفاده بشه تا بقا و وضعیت حکومت موجود توجیه بشه.یعنی مخالفت با حکومت مخالفت با دین تلقی بشه.وضعیتی که الان به شکل فاجعه باری شاهدش هستیم و برای اولین بار در تاریخ هم نیست که این اتفاق میافته.شما از تابعیت صحبت کردید.دقیقا اتفاقیه که الان افتاده.تابعیت روحانیت (البته منظور همه روحانیون نیست) از حکومت بزرگترین ضربه ای است که به حوزه علمیه وارد شده و اون رو از جوشش باز داشته.افتخار روحانیت شیعه هم این بوده که جز به خدا و در نتیجه مردم متصل نبودند.حالا من منظور شما از اتصال رو نمیدونم.
در مورد آیت ا… قمی هم ایشون از کسانی بودند که علنا ولایت فقیه رو نقد کردند و معتقد بودند در شرایط کنونی امکان برقراری حکومت اسلامی وجود نداره.در ضمن شما توجه کن دارید اتهام بزرگی به جایگاه مرجعیت میزنید.این که مرجعی به اون عظمت تحت تاثیر مرجع دیگری قرار داشته باشه مبانی مرجعیت رو زیر سوال میبره و شما نمیتونید به همین راحتی از این دست اتهامات بزنید.ظاهرا شما هم مثل خیلی از دوستانتون وقتی کسی مخالفت کوچکی با شما میکنه به مخالف بزرگترتون نسبت میدید و اون رو عامل دستش میدونید.
در مورد پیش نویس قانون اساسی هم باید بگم بالاخره هم مجلس و هم امام پیش نویس رو تایید و تصویب کردند.موردی که من که من مطرح کردم این بود که سر در گمی در مورد مسئله ولایت فقیه اونقدر بود که این موضوع برای خود امام هم به قطعیت نرسیده بود.
د مورد خبرگان و صلاحیتشون و نحوه انتخابشون هم اگر بخوایم وارد بحث بشیم متاسفانه وارد دایره ای میشیم که سر و ته نداره بنابر این من از این بحث پرهیز دارم.
در مورد آقای شریعتمداری باید بدونید که ایشون هم از مخالفان اختیارات نامحدود ولی فقیه بودند و به اصل 110 رای ندادند.ظلم رو در مورد ایشون به حدی رسوندند که حتی نگذاشتند به وصیتشون در مورد محل دفنشون عمل بشه و حتی آیت ا… گلپایگانی به امام در این مورد شدیدا اعتراض کردند.
در آخر هم معذرت میخوام اگر حرفام طولانی شد.
آهستان به سيد علي: آنقدر درباره ولايت فقيه كتاب نوشته شده و از علماي بزرگ اسلام و شيعه در اين خصوص مطلب وجود داره كه حالا با نوشته و نظر شما چيزي عوض نميشه. ان شا الله سعي دارم از امروز مطالبي هم درباره ولايت فقيه بنويسم و از بحث و گفتگو استقبال مي كنم. به شرطي كه از دايره منطق و ادب خارج نشيم و به توهين و بي ادبي نرسيم.
امیدوارم! ماتا صحبت از چیزی می کنیم و به چیزی نقد وارد می کنیم پول گرفته آمریکاییم و منافق!
به پسر عموی عزیز سید علی
من در کامنتهایم با آقا یا خانم نامدار از وارد شدن به استدلال ها خودداری کردم چون فکر کردم فضای مناسبی برای طرح اینگونه دعاوی نیست و اینجا محیطی عمومی است و بحث تخصصی جایگاه خود را می طلبد
ولی حالا که طرح بحث کردید برای جلوگیری از تشویش اذهان مجبورم وارد بحث شوم
شما یه روایت میارید بعد میگید این به اختلاف دو فقیه بر نمی گرده بلکه از مسئله از ریشه و اساس زیر سواله
اختلاف از اساس یعنی اختلاف بین فقها
یعنی می فرمایید مرحوم امام این روایتو ندیده بودن یا معتقدید نفهمیده بودن؟
فهم امام به عنوان یک فقیه از این روایت با فهم فقیه دیگری متفاوت است
اساس و غیر اساس نداره
این یک
اما در مورد حکومت دینی و دین حکومتی
درست اینه که بگیم وقتی آفت ها یک حکومت دینی رو در بر بگیرن دین در اون حکومت به دین حکومتی تبدیل می شه
وگرنه حکومت دینی و دین حکومتی در دو مقوله هستند یکی مفهوم و دیگری مصداق
و به قول مرحوم علامه طباطبایی اگر خلط (مخلوط نمودن و اشتباه کردن) بین مفهوم و مصداق نبود هیچ انحرافی وجود نداشت
همون خلطی که حضرتعالی کردید
اگر فرض کنیم که حکومت دینی مورد نظر شرع (در صورت ثبوت و اثبات) در زمانی مثل الان (باز هم می گویم بر فرض چون چنین اعتقادی ندارم) بواسطه سوء تدبیر و یا سوء نیت و یا هزاران سوء دیگر درست اجرا نشده باشد و یا حتی غلط اجرا شده باشد مطلقا دلیل نخواهد بود بر اینکه این کار اساسا غلط است هر مجتهد و یا مرجع تقلیدی هم اگر این را بگوید به خطا رفته است
این دو
مسئله ولایت فقیه برای امام قبل از شروع قیام به قطعیت رسیده بود و این را می توانید از شاگردان امام بپرسید
البته منظورم بی سوادانی که خود را به امام چسباندند و اکنون مدعی هستند که تمامی تصمیمات امام را اینان می گرفته اند نیست
این سه
تابعیت روحانیت از حکومت هم جزیی از آسیب هاییست که بواسطه وجود آفت های حکومت دینی دچار آن شده ایم اگر دچار شده باشیم
ساختار روحانیت را باید آنان که دست بر آتش دارند اصلاح کنند و بنده نه مسئولم نه در این زمینه صاحب رای و اندیشه
ففقط می توانم یک نکته را بگویم که آن را هم چون ممکن است توهین به مراجع تلقی شود به رعایت امکان فیلتر شدن وبلاگ آهستان نمی گویم
ولی اگر در حوزه ای باشیم که
مرجع آن آنقدر ساده لوح است که بخاطر برادر دامادش انقلاب را زیر سوال می برد
و وقتی دیگری چون گفته است امام نباید به تنهایی رهبر باشد بلکه بنده هم هستم و در قیام بوده ام و تبعید تحمل کرده ام و آسیب دیده ام باید عضو شورای رهبری باشم و
و وقتی دیگری چون به بازی گرفته نشده فرمان قتل امام را امضا می کند
و هر سه منتقد ولایت فقیه می شوند
دیگر نباید منتظر روحانیتی نظریه پرداز سازماندهی کننده و آسیب ناپذیر بود
اگر چه بحمد الله دارای این گونه حوزه نیستیم
و هنوز هم این روحانیت فعال را داریم
و این نقدهای سنگین برای به انفعال کشاندن حوزه است و حوزویانی که برائت خود را از این ساده دلان و مغرضان اثبات کرده اند
امیدوارم شما روحانی نباشید و یا به این مسئله قشری برخورد نکنید این واقعیت امروز ماست
کمند کسانی که در دام هواهای نفسانی نیفتند وقتی روز امتحان می رسد
این چهار
پنجم اینکه بحث در امور فقهی و اصولی مطلقا تعارف و فلان کسک که بود و چه کاره بود و عظما بود و یا نبود بر نمی دارد
یا استدلال و یا خداحافظ
و ششم اینکه ظلم بزرگ رو آقای شریعتمداری کردند (فقط اشاره می کنم) با حبیب الله پیمان با حزب خلق مسلمان با قطب زاده و با امضای فرمان قتل امام
خدایش ببخشاید به حرمت جدش و عفوش کند
و هفتم دایره عزبز دلم هیچ وقت سر و ته ندارد شاید منظور شما همان دور باطلی است که ادعای منتقدین به مجلس خبرگان است و نمیدانند که اولا این مصوبه خود خبرگان است و قابل تغییر و دوم اینکه در دور اگر یکی از اطراف دور به اجمال باشد و دیگری به تفصیل دور شکل نمی گیرد
شما را به بحث های اصول فقه ارجاع می دهم اگر طلبه هستید و الا به کسی که می داند
و هشتم اینکه در مورد تصویب پیش نویس منظور مجلس خبرگان است یا مجلس دیگری
چون فقط خبرگان داشتیم در آن زمان آن طور که بنده مطلعم
یک بار دیگر عرض می کنم امام از ابتدا به شهادت شاگردان خاصش به ولایت فقیه در تمام امور معتقد بودند و الا قیام نمی کردند دلیلش هم بسیار مفصل است
افزودن لفظ مطلقه هم به واسطه نظر فقهی امثال آقای خامنه ای مبنی بر مطلقه نبودن در قانون اساسی گنجانده شد
درنهایت این جمله تان را نفهمیدم
“در ضمن شما توجه کن دارید اتهام بزرگی به جایگاه مرجعیت میزنید.این که مرجعی به اون عظمت تحت تاثیر مرجع دیگری قرار داشته باشه مبانی مرجعیت رو زیر سوال میبره و شما نمیتونید به همین راحتی از این دست اتهامات بزنید.ظاهرا شما هم مثل خیلی از دوستانتون وقتی کسی مخالفت کوچکی با شما میکنه به مخالف بزرگترتون نسبت میدید و اون رو عامل دستش میدونید”
اگر در پاسخ این جمله من است”جریاناتی باعث جدایی ایشون شد که به عقیده بسیاری ریشه در بیت آقای منتظری داشت”
من نگفتم آقای قمی تحت تاثیر آقای منتظری بود گفتم جدایی ایشون از انقلاب رو بعضی به بیت آقای منتظری نسبت میدن
اگر هم چیز دیگری است بفرمایید
جلال و سید علی عزیز
ببخشید که وارد بحث می شوم هرچند احتمالا فرصت ادامه را نخواهم داشت
اول به سید علی که طرح مسئله کردند . اینکه از گذشته در مسئله ” ولایت فقیه” اختلاف نظر بین علما وجود داشته اظهر من الشمس است ولی حالا که سی سال از اجرای ان می گذارد چه چاره ایست جز نقد عملکرد و قضاوت آن. این آفتها و آسیبهایی که دوستمان جلال هم به انها اذعان دارد را باید ریشه یابی کرد که آیا بر میگردد به تعریف و محتوا و یا به عملکرد و اشخاص.
به بحث بین اختلاف وارد نمی شوم ولی یک نکته را یادآوری می کنم. اینکه امام خمینی پیش از وورد به ایران و در پاریس به صراحت نقش اجرایی روحانیت را در سیستم حکومتی ایران منتفی دانستند و برای آنها تنها نقش نظارتی قائل شدند اما اینکه چه شد بعدها از این مخالفت به تعریف جایگاه حاکمیت بلامنازع ولی فقیه بر همه ارکان حکومتی رسیدند من شخصا نمی فهمم. اگر خیانت بنی صدر موجبش بود که باید گفت جایزالخطا بودن انسان از بدیهیات عقلیست و حتی روحانی بودن و لباس روحانی پوشیدن دلیل سو استفاده از جایگاه نمی شود و حتی راه را برای سو استفاده های قبیحتر و صد البته سو مدیریت باز می کند. نمونه اش همین روحانیون که چه عرض کنم مراجع به خطا رفته مورد اشاره جلال (من البته قضاوت نمی کنم و گناهش گردن کسانی که ادعا می کنند).
جلال جان . توصیفت در مورد حکومت دینی و دین حکومتی عالی بود. خیلی درست آن را طرح کردی اما مسئله بر می گردد به سازو کارهای همین حکومت دینی که چطور بتواند بیراهه رفتن و به قول شما آفت ها تشخیص بدهد و با آن مقابله کند. همینجاست که طرح خودکامگی ولایت فقیه مطرح می شود و من هم نمی خواهم دوباره به سیکل معیوب خبرگان رهبری اشاره کنم که شما ما را حواله دادی به متون فقه. من معتقدم در شرایط فعلی در حکومت اسلامی مصداقهای “ظلم آشکار” بسیار است ولی کسی به انها نمی پردازد.
جلال عزیز. جمله زیبا و حکیمانه ایست “اگر خلط بین مفهوم و مصداق نبود هیچ انحرافی وجود نداشت”. مفاهیمی که ما از زبان شما در ستایش و توصیف حکومت دینی می شنویم درست و کامل است. چه چیزی برتر از اتصال حکومت به خدا (اگر امکان داشت) اما آیا واقعا مصداقهایی که در جامعه پیاده می شود منطبق با همین اصل اتصال به خداست؟ دروغ و ریا و نفرتی که در جامعه رواج یافته به پای چه کسی نوشته می شود؟ آیت الله طباطبایی جمله دیگری دارد که می گوید” این انقلاب تنها یک شهید داشت آن هم اسلام بود”.
با تشکر.
اول به امید حسینی؛
من انتظار ندارم با نوشته های من چیزی عوض بشه کما اینکه این با صحبتهای بزرگانی مثل آیت ا… خویی هم عوض نشد.من هم از بحث استقبال میکنم و دوست دارم نظرات شما رو هم بدونم.
اما به جلال؛
متاسفانه من خیلی به بحثهای فلسفی عادت ندارم.به نظر من توی این جایگاه هم مناسب نیست.پس فکر میکنم یکی یکی در حد خودم جواب بدم بهتره…
اولا بحث کردن در مورد ولایت فقیه بدون صحبت در مورد استدلالات حداقل برای من غیر ممکنه.اما در مورد صحبت شما:
خوب این اختلاف بین فقها بوده.پس فکر کردید اختلاف بین کی بوده و هست.یعنی شما مدعی هستید در مورد ولایت فقیه اختلاف اساسی بین فقها نیست.با اون همه مثالی که آوردم؟!!
درسته که اختلاف در تعبیر روایت هست ولی این اختلاف در یک کلمه نیست.این اختلاف برداشت مربوط به اصل و اساس روایته.
دوم اینکه من خلطی انجام ندادم.مقصود من هم این بود که اتفاقا این دو تا از هم جدا بشند و مشخص بشه که وقتی حکومتی اسم دین روی خودش میگذاره دلیل بر این نمیشه که اون دین، دین خداست.ممکنه دین حکومتی باشه.که فعلا هست.
من همین جا یه نکته ای رو مشخص کنم.من با حکومت دینی با اون تعریفی که ازش کردم هیچ مخالفتی ندارم.
و در مورد سه من برای شما عملا دلیل آوردم.وقتی دلیلی به اون واضحی و روشنی هست من نیازی ندارم از کسی سوال کنم.تازه این فقط یکیشه.دلایل دیگری هم دارم که شاید شما خیلی قبول نکنید.
اما در مورد چهار.من برادرانه به شما توصیه میکنم به خاطر تهمتهایی که زدید توبه کنید.فقط در مورد آیت ا… شریعتمداری بگم که آِیت ا… منتظری توی خاطراتشون مینویسن که :
“…بعدها از طريق موثقي شنيدم كه جريان ريختن مواد منفجره در چاه نزديك محل سكونت مرحوم امام، به كلّی جعلی است و واقعيت نداشته است و منظور، فقط پرونده سازي برای مرحوم شريعتمداری بوده است.” وشاید بدونی که این اتهام فقط به خاطر اعتراف جعلی دامادشون عباسی وارد شد.
اون سه نفر هیچی، آیا شما آیت الله خویی رو هم انکار میکنید.آیا انکار میکنید که ایشون گفتن نظریه ولایت فقیه “یک بدعت عاری از هرگونه پشتوانه در قوانین و حکمت شیعی” است.
در مورد پنجم با هم همنظریم ولی در مورد ششم علاوه بر توضیحی که دادم یک مورد دیگه رو هم اضافه کنم.
سال 42 وقتی امام رو دستگیر کردند مجتهدین و مراجع تقلید از محاکمه مصونیت داشتند و امام هنوز به عنوان مرجع تقلید شناخته نشده بود و بحث محاکمه و حتی اعدام مطرح بود.به همین خاطر آقای شریعتمداری به همراه جمعی از روحانیون به تهران اومدن و با تجمع در حرم شاه عبدالعظیم امام رو به عنوان مرجع تقلید معرفی کردند و همین مسئله باعث صرفنظر حکومت از محاکمه شد.به نظر من وارد کردن همچین اتهامی به ایشون بدون سند و مدرک واقعا گناه بزرگیه.به نامه آیت الله گلپایگانی به امام در مورد آیت الله شریعتمداری هم قبلا اشاره کردم.
در مورد هفتم من منظورم به تشخیص صلاحیت خبرگان و استقلال اونها از رهبر است.
مورد هشتم رو هم که قبلا توضیح دادم.
بله در پاسخ همون جمله شما بود.چنین مسئله ای رو فقط به خاطر اینکه “بعضی ها” مطرح کردند مسلما نمیشه قبول کرد.
والسلام.
به نامدار؛
خوشحالم که وارد بحث شدی چون هر چه تعداد بیشتری وارد بحث بشند نتیجه بهتری میشه گرفت.
اما در مورد صحبتهات با بیشتر قسمتهاش موافق و هم عقیده هستم اما یه نکته رو میخواستم بگم.
ولایت فقیه و حکومت یکی از مسائل اساسی جامعه اسلامیه.ما نمیتونیم وجودش رو تحمل کنیم و بگیم خوب فعلا نقدش میکنیم تا بعدا ببینیم چی میشه.البته منظور من خدای ناکرده توهین و بی ادبی به شخص و عقاید شخصی نیست.منظور من اینه که باید در مورد اینکه آیا وجود ولایت فقیه به این صورت درسته یا نه بحث کردو اون آسیبهایی که ایجاد شده رو برطرف کرد.هر چند که شاید در نظر این دو مسئله یکی به نظر بیاد ولی وقتی وارد میدان عمل میشه در حدّت و شدت تفاوتهایی دارند.
در ضمن معذرت میخوام از شما دو دوست عزیز اگر بیان و ادبیاتم در سطح پایینتر از شماست ولی به هر حال من هم سعی میکنم در حد سواد خودم نظراتم رو بیان کنم.
سید علی عزیز
اولا که جمله آخر شما از تواضع شماست.
ثانیا قبول که مسئله ای اساسیست ولی از انجا که در حال اجراست اگر قرار است نقد نکنیم و منتظر نمانیم چه کار باید بکنیم؟ رفع آسیبها که بسیاری دوستانمان هنوز به ان معتقد نیستندبه چه وسیله؟
تغییر حتی به مسالمت آمیز ترین شیوه اش وقتی اتفاق می افتد که توده مردم درموردش اتفاق نظر داشته باشند. مثل دیکتاتوری شاه که با اتحاد همه اقشار مردم فرو ریخت اما باید اعتراف کرد در شرایط امروز جامعه دقیقا به دلیل ماهیت حکومت دینی که از مزایای انتساب به دین و شریعت مردم و استفاده از امتیازات ویژه آن بهره می برد طرح این بحث نه تنها وحدت افرین نیست بلکه تفرقه افکن و خطرناک است.
من تنها راه حل را اصلاح از درون و امید به اینکه آقایان به خود بیایند و تا دیر نشده راه را بر خطای بیشتر ببندند می دانم وگرنه چنانچه ناکارآمدی و انحراف این حکومت برای توده مردم هم اثبات شود و خدای ناکرده مصادیق ظلم و استبداد دینی چنان شود که در کوچه و خیابان مردم به آن اذعان کنند آن روز باید فاتحه اسلام و مسلمانی را در این کشور خواند. آیت الله خمینی هم گفته ” اگر اسلام در ایران سیلی بخورد تا صد سال کمر راست نخواهد کرد”
برادرِ نامدار؛
منظور من هم نقد بود ولی نقد با جدیت و بدون رودربایستی.مسلما هیچ تغییر اساسی هم در هیچ کشوری تا به تایید اکثریت مردم برسد خود به خود به سرانجام نمیرسه.
من چون با بسیاری از این آقایون (منظورم این قسم افراده) رابطه مستقیم و گاها غیر مستقیم داشتم و دارم میدونم که متاسفانه خیلیهاشون اصلاح پذیر نیستند و چنان به موقعیتشون چسبیدند که حتی حاضرند از آقای خامنه ای هم رد بشند.پس این که به این امید بنشینیم که نقد ما رو آقایون جدی بگیرند انتظاری واهیه.
البته باز هم میگم من بر کلیات فرمایشات شما صحه میگذارم.
عزیزان سید علی و نامدار
جسارتا در جواب مطالبی در پست بعدی برایتان گذاشتم
جلال جان مرسی از لطفت دعا کن واسمون که خداوند در هر 2 دنیا عافیت نصیبمون کنه .
اللهم عجل لولیک الفرج
“امام آمد…”
روزنامه نگار شصت و هشتی ،در بهمن 57 چه می کرد؟!!
خوشحال ميشم نظرتون را بشنوم!!!
اونی که اسم سعید عسگر را بردی میدونی سعید عسگر تو همین انتخابات توی ستادهای انتخاباتی موسوی فعال بوده؟ مجید خوش کوش را میشناسی؟ اونم مسئول ستاد انتخابتی موسوی توی نازی آباد بوده در ضمن این ها همه شاگردهای حجاریان بودند. بقیه جواب ها را هم به خاطر اینکه بی اطلاع و رو هوا و دیدن ژست هایی که امروز از این آقایون میبینی و باور میکنی نیاز به گفتنش نمیبینم.
البته یه توصیه به دوستان زیاد دونستن همیشه خوب نیست پس همه چیز را به هر کسی نگویید به هرکسی به اندازه درکش برای فهمیدن اطلاعات بدید وگرنه شما هم مسئول انحراف اون ها خواهید بود
پاسخی به حبیب الله مصداقی :
ستاد موسوی در شهر ری این خبر را که روزنامه جوان ( اگر اشتباه نکنم ) نقل کرده بود همان روزها تکذیب کرد .
منبع؟ شاگردان حجاریان او را ترور کردند! آن هم تروری که منجر به فلج شدن نصف و نیمه اش شد! آن هم به خواست او! باشد می پذیریم. منبع؟
http://www.ayandenews.com/news/18145/
موسوی با مصاحبه شجاعانه اش روح دوباره ای به جنبش سبز داد . برای احترام به خواستهای او و در عین حال نگه داشتن خواستهای اساسی قاطبه جنبش سبز شعار ((استقلال – آزادی – تغییرات اساسی)) را سر خواهیم داد. به اميد ايرني سبز و آزاد
همراه شو عزيز——–22 بهمن سبز
با سلام به اهالی آهستان
یه نکته ظریف و مهم که فکر کنم خیلی به درد اهالی اینجا که همش اهل بحث کردن هستند بخوره،
اینکه در برابر کسانی که خارج از حق و حقیقت هستند ما نباید برای دفاع از حق به سراغ جدال باطل بریم.
و ما دو نوع جدال داریم:
یکی جدال احسن طبق این آیه قرآن”ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن”
حکمتی که عقل را حرکت میدهد و موعظه حسنه ایی که احساس و قلب انسانها را.
هیچ موقع باطل نمیتونه برهنه بیرون بیاد و مردم جذبش بشن مگر آنکه خودشان میخوان که به سمت باطل برن {بحث کردن با اینگونه افراد هیچ فایده ای نداره}
ولی وقتی باطل خودش را با حق پوشوند در این صورت ما باید جدال احسن کنیم
یعنی باید قسمت حق سخنان طرف رو بپذیریم و بعد با حکمت و موعظه حسنه حرف باطلش را رد کنیم
و دومین نوع جدال،جدال باطل یعنی اینکه ما ،نه به دنبال اثبات حق بلکه به دنبال اثبات خودمونیم هر چند ممکنه که از ابتدای بحث این غیرت دینی ما بوده که مارو به سمت بحث کشونده ولی بعدش تبدیل میشه به جدال باطل
دوستان عزیز در کامنتها دیدم که تعدادی از دوستان اصلاح طلب درمورد رابطه حکومت دینی یا رابطه اسلام با آزادی بیان مطالبی گفته بودند . دوستان عزیز ادیان سه گانه ( اسلام – مسیحیت – یهودیت ) به طور کلی با آزادی بیان مخالفند .
فتوایی که امام خمینی درباره سلمان رشدی داد یا فتوایی که تعدادی ازعلمای مصر درباره نصر حامد ابو زید یا از آنها مشهورتر فتوایی که امام محمد غزالی درباره تکفیر بوعلی سینا داد و در نمونه های جهانی انتقاد پاپ ژان پل دوم از اعطای جایزه نوبل به ساراماگو به خاطر کمونیست بودن او و دریونان ممانعت کلیسای یونان از دفن پیکر نیکوس کازانتزاکیس در قبرستان کلیسا به خاطر مخالفت او با کلیسا در دوران زندگی اش نمونه های آشکاری هستند که آزادی بیان در ادیان جایی ندارد .یک مسلمان نیز باید خود را از وسوسه برهاند و با خودش تکلیفش را معلوم کند .
نمیتوان هم مسلمان بود و هم طرفدار آزادی بیان بود . در این صورت این سوال پیش می آید که با امثال سلمان رشدی و کسروی و آخوند زاده چه باید کرد ؟ کشتن یک فرد به خاطر بیان یک نظر و با بهانه توهین به مقدسات با آزادی بیان جور در نمی آید . اجازه دادن به احزاب و افراد ضد دین هم با اسلام و سایر ادیان همخوانی ندارد !
آقای یونس عزیز…
نظر شما محترم… ولی من می خواستم یه نکته ای رو بگم. اگرما بپذیریم که دین یک مقوله ی کاملا شخصیست و همه ی افراد رو با هر عقیده و دینی قبول کنیم ، در اون صورت هیچ منافاتی بین دین و آزادی بیان وجود نداره… این مشکلاتی که شما برای نمونه آوردین همه ناشی از افراطی گری و تندروی هاییست که البته بسیار با اون مواجهیم… به خصوص در بین مسلمانان.
البته من خودم به چیزهایی اعتقاد دارم که نمی تونم اینجا بازش کنم و آشکارا در موردش صحبت کنم…
ولی در همین حد بگم که اگرما هر چیزی رو از هر جایی که می شنویم با اصول عقلی و فکری سالم خودمون بسنجیم و بعد بپذیریم، بدون شک بهترین زندگی رو خواهیم داشت.
به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سرانجام بد داشتیم…
با سلام،
واقعا از خشونت برخی تصاویر عذرمیخواهم! اما حقایقی است که باید همیشه به خاطر داشته باشیم. و به نصیحت امام عزیزمان، نفرت و خشم انقلابی خود را نگه داریم؛ تا به موقع علیه منافقان قدیم و جدید استفاده کنیم…
و جمله مشهور و مهم مریم رجوی :
موسوی در ایران همان چیزی را میخواهد که ما میخواهیم
معلومه که نمیگیره
مردم به خاطر همه توهین هایی که تو این 7 ، 8 ماه به تمام اعتقادات و باورها و ارزشها و دفاع از دین و نظام و رهبری عزیز و دولت منتخب (که از خودش دفاع نمیکنه )اومدن ، چون دیگه صبرشون داشت لبریز می شد…
توبه گرگم(خاتمی و موسوی و کروبی و…) مرگه
خیلی سخنرانی عمیقی بود، واقعا تاثیر گذار و ریشه ای مسائل رو تحلیل کرده بود