اين روزها ميرحسين موسوي براي زنده ماندن و در صحنه ماندن، چارهاي جز صدور بيانيههاي متوالي ندارد. تازهترين بيانيهي او به مناسبت روز بسيج نوشته شده است. كدام بسيج؟ بسيج با تفسير ميرحسين موسوي! در اين بيانيه موسوي طبق روال معمول اين چند ماه گذشته، برچسبهايي را به بسيج و بسيجيان ميزند و آنها را با انواع و اقسام تهمتها مورد عنايت خود قرار ميدهد:«جيرهخواران و مخالفان آزادي و مخالفان مردم و …»
جالب اينجاست كه او در اين بيانيه به امام خميني هم استناد ميكند. اتفاقا من هم ميخواهم به سخنان امام خميني درباره بسيج و بسيجي اشاره كنم و تفاوت ديدگاه ميرحسين موسوي را با امام نشان بدهم. البته در بعضي موارد هم با ايشان موافق هستم، فقط در نتيجهگيري با وي مشكل دارم. مثلا موسوي ميگويد بسيجي نبايد مقابل ملت قرار بگيرد كه من هم موافقم. نه تنها بسيجي، بلكه هيچ كس ديگري هم نبايد در برابر مردم قرار بگيرد. خود امام خميني هم هرگز در برابر مردم قرار نگرفت. اما سوال اينجاست كه چرا آقاي موسوي، خودش در برابر مردم و آراي مردم قرار گرفت؟!
موسوي ميگويد:«بسیجی كه از دوستی مردم لذت ببرد؛ بسیجی که به دنبال رفاقت و محبت و یگانگی مردم باشد» باز هم موافقم. اصلا مگر ميشود بسيجي را از مردم جدا كرد؟ بسيجيها كه از فضا نيامدهاند، همين مردم عادي هستند. اتفاقا در ادبيات امام خميني و آيت الله خامنهاي هم هيچ وقت شاهد جدا كردن مردم و بسيجيها نيستيم، اما آقاي موسوي در بيانيه خود، مردم و بسيجيها را رودرروي هم ميداند!
موسوي ميگويد بسيج نبايد جناحي شود. صددرصد موافقم. بسيج از ابتدا هم وامدار هيچ جناحي نبود نه چپ و نه راست. بسيج پشتيبان انقلاب اسلامي بود و هست و خواهد بود. اينكه امروز برخي آدمها، به بسيج تهمت ميزنند، نه بخاطر جناحي بودن بسيج، بلكه بخاطر جناحي بودن خودشان است. از انقلاب فاصله گرفتهاند و وقتي بسيج را ميبينند كه همچنان از آرمانهاي انقلاب و نظام دفاع ميكند، به آن تهمت جناحي بودن ميزنند.
موسوي ميگويد:«قرار بود رفتار و اندیشه بسیجی در مردم اثر کند، نه آن که قدرت بسیج بر سر مردم فرود آید» احتمالا ميرحسين عزيز عمدا و يا سهوا يادش رفته كه اين سبزپوشان حامي وي بودند كه در آن راهپيمايي صلح و صفا، به پايگاههاي بسيج حمله كردند و از ديوار آن بالا رفتند و آنجا را به آتش كشيدند!
موسوي ميگويد:«امام بسیج را به عنوان ابزاری برای قدرت حاکمان نمیخواست، بلکه نهادی برای قدرت مردم میدید تا حاکمیت آنان بر سرنوشتشان تضمین نماید.» موسوي عزيز، قربان صفايت شوم الهي! باز هم بازي با كلمات؟ قدرت حاكمان در مقابل قدرت مردم؟ حالا كه شما بعد از 20 سال غيبت، دوباره پيدايتان شده و در انتخابات شكست خورديد، پس نتيجه ميگيريم حاكمان در برابر مردم ايستادهاند؟ اولا طبق نظر امام، رمز ماندگاري و بقاي انقلاب اسلامي، حضور بسيجيها در همه عرصهها است: «اگر بر كشورى نواى دلنشين تفكر بسيجى طنين انداز شد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گرديد» و برهمين اساس امام ميفرمايد: «شما در جنگ تحميلى نشان داديد كه با مديريت صحيح و خوب مىتوان اسلام را فاتح جهان نمود. شما بايد بدانيد كه كارتان به پايان نرسيده است، انقلاب اسلامى در جهان نيازمند فداكاريهاى شماست و مسئولين تنها با پشتوانه شماست كه مىتوانند به تمامى تشنگان حقيقت و صداقت اثبات كنند كه بدون امريكا و شوروى مىشود به زندگى مسالمت آميز توأم با صلح و آزادى رسيد. حضور شما در صحنهها موجب مىشود كه ريشه ضد انقلاب در تمامى ابعاد از بيخ و بن قطع گردد»
موسوي ميگويد:«قرار نبود بسیج به دستگاهی تبدیل شود که اختیار انتخاب و آزادی رای را از مردم بستاند!» جل الخالق! درست خواندهايم؟ موسوي از اختيار مردم و آزادي راي ميگويد؟ مگر اين همان كسي نيست كه در برابر انتخاب مردم و آراي مردم ايستاد؟ پس چرا الان از ضرورت احترام به آراي آنها ميگويد؟ آقاي موسوي شوخي ميفرماييد.
موسوي ميگويد:«شما خود با مردمید و از مردمید. مفاهیمی که فطرت مردم آنها را میپسندد چرا باید در نزد برخی از دوستان بسیجی ما نفرت ایجاد کند؟» احتمالا منظور آقاي موسوي همان شعار «نه غزه، نه لبنان و جمهوري ايراني» است كه بسيجيها از آن نفرت دارند!
موسوي ميگويد:«کدام عیب و کاستی در آرزوهای امام برای بسیج وجود داشت که از آنها کناره گرفته شود؟» آقاي موسوي گرامي! اگر شما عيب و كاستي در آرزوهاي امام ميبينيد، حرفي نيست، ما عيبي نميبينيم. پس بياييد و آرزوهاي امام را براي بسيج با هم مرور كنيم و قضاوت كنيم چه كسي از آرزوهاي امام فاصله گرفته است؟ ما يا شما؟:
«ملتى كه در خط اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه عليه و آله- و مخالف با استكبار و پول پرستى و تحجرگرايى و مقدس نمايى است، بايد همه افرادش بسيجى باشند و فنون نظامى و دفاعى لازم را بدانند، چرا كه در هنگامه خطر ملتى سربلند و جاويد است كه اكثريت آن آمادگى لازم رزمى را داشته باشد. اگر بر كشورى نواى دلنشين تفكر بسيجى طنين انداز شد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گرديد و الّا هر لحظه بايد منتظر حادثه ماند. بسيج بايد مثل گذشته و با قدرت و اطمينان خاطر به كار خود ادامه دهد. امروز يكى از ضروريترين تشكلها، بسيج دانشجو و طلبه است. طلاب علوم دينى و دانشجويان دانشگاهها بايد با تمام توان خود در مراكزشان از انقلاب و اسلام دفاع كنند و فرزندان بسيجىام در اين دو مركز، پاسدار اصول تغييرناپذير «نه شرقى و نه غربى» باشند. فرزندان انقلاب به هيچ وجه نگذارند ايادى امريكا و شوروى در آن دو محل حساس نفوذ كنند. تنها با بسيج است كه اين مهم انجام مىپذيرد. مسائل اعتقادى بسيجيان به عهده اين دو پايگاه علمى است. حوزه علميه و دانشگاه بايد چهارچوبهاى اصيل اسلام ناب محمدى را در اختيار تمامى اعضاى بسيج قرار دهند. بايد بسيجيان جهان اسلام در فكر ايجاد حكومت بزرگ اسلامى باشند و اين شدنى است، چرا كه بسيج تنها منحصر به ايران اسلامى نيست، بايد هستههاى مقاومت را در تمامى جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ايستاد.»
آقاي موسوي عزيز! يكي از بزرگترين دلايل ما براي اثبات جناحي نبودن بسيج اين است كه اين نهاد مقدس هرگز به خاطر چپ و راست كاري را انجام نداد، بلكه دستورات را تنها و تنها از يك نفر گرفت، مستقيما از زبان امام خميني. بسيجيهاي واقعي هرگز شك و ترديدي در دلشان نسبت به امام خميني ايجاد نشد و حتي يك لحظه هم با خودشان فكر نكردند كه آيا حق با امام خميني است يا آقاي منتظري! آقاي نخست وزير دوران امام كه براي اثبات امروزت، خودت را فرزند امام معرفي ميكني، نامه نوشتنت به منتظري را فراموش نكردهايم! پس لطفا از امام حرف نزن.
من اهل شعار دادن نيستم اما شما بهتر از هركسي ميدانيد كه بسيج فرمانش را مستقيما از امام ميگيرد نه شما. خود امام گفته است كه پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكتتان آسيبي نرسد. ولايت فقيه، يك مفهوم است، يك شخص نيست، اما شما يك شخص هستيد آقاي موسوي. امام هرگز نگفت كه گوش به فرمان ميرحسين موسوي باشيد!
البته امام خميني درباره شخص شما تعبيرات جالبي دارد:«نامه استعفاى شما باعث تعجب شد. حق اين بود كه اگر تصميم بدين كار داشتيد، لااقل من و يا مسئولين رده بالاى نظام را در جريان مىگذاشتيد. در زمانى كه مردم حزب اللَّه براى يارى اسلام، فرزندان خود را به قربانگاه مىبرند چه وقت گله و استعفا است… همه بايد به خدا پناه بريم؛ و در مواقع عصبانيت دست به كارهايى نزنيم كه دشمنان اسلام از آن سوء استفاده كنند. مردم ما از اينگونه مسائل در طول انقلاب زياد ديدهاند، اين حركات هيچ تأثيرى در خطوط اصيل و اساسى انقلاب اسلامى ايران نخواهد داشت!»
تفسير سادهي جواب تند امام به شما اينست كه اولا شما باعث ناراحتي امام شديد. ثانيا در سختترين شرايط كه مردم به فكر اسلام بودند، شما به فكر خودتان بوديد. ثالثا با عصبانيت خود بهانه به دست دشمنان اسلام داديد. از همه مهمتر اينكه امام در برابر اين اقدام شما ميگويد:«مردم ما از اينگونه مسائل در طول انقلاب زياد ديدهاند، اين حركات هيچ تأثيرى در خطوط اصيل و اساسى انقلاب اسلامى ايران نخواهد داشت» پس بي خود به خودتان زحمت ندهيد!





به همان دختر ایرانی عصبی و هتاک
جواب های مزخزفتان را به دقت خواندم
شبیه دختر بچه عصبی و وحشی فریاد کشیده بودید..
و بیشتر شبیه دوستانی که با اسلحه همسایه های من را در خیابان کشته اند خوشبختانه اینجا اسلحه ندارید
نه شما نه بسیجی هستید و نه مسلمان و نه مردم معمولی.
شما احتمالا یکی از همان سگ های وحشی پخش شده در خیابان بودید
توهین شما به موسوی و به کروبی برای من رنجی نمی سازد
اما حقارت شما عجیب تاسف بر انگیز است
خوشبختانه همونجوری که گفتید اینترنت به دست شما نیست. و نخواهد افتاد.
خوشحالم که اینجا چماقی به دست ندارید و حتما کلید های کی بوردتان روزی یک بار از شدت خشم کنده می شود
ما اما با آرامش کشورمان را پس می گیریم و به دست لایقان اصلیش می سپاریم.
شما را هم بعد از پیروزی ما اگر مدتی در قفس بمانید آرام می شوید و می توانید به جامعه بر گردید
مواظب باشید تا روز پیروزی ما در یکی از این تجمعات اشتباهی دستگیر نشوید.. و پیش از اینکه ما در قفس تربیتتان کنیم به دست دوستانتان شکنجه و تجاوز نشوید
من جای شما بودم از ترس دوستانم پیروزی سبزها را روزی هزار بار آرزو می کردم
به زهرا
اینا فحشهاییه که تو به من دادی:
عصبی ـ هتاک ـ مزخرف ـ وحشی ـ سگ وحشی ـ حقیر( حقارت شما…..)
ازت میخوام که اگر فکر میکنی که خیلی مؤدب بودی، فحشهایی که من بهت دادم رو اینجا بنویس، وگرنه هر بار که در این سایت کامنت بذاری، فحشهایی که بمن دادی رو بهت یاد آوری میکنم تا همه ببینن که چه کلماتی از دهن مدعیان «ادب مرد به ز دولت اوست» بیرون میاد.
وقتی با کسی بحث میکنی، یاد بگیر که با دلیل و منطق حرف بزنی نه با فحاشی.
کسانی مثل شما که در یک بحث نمیتونید ادب رو رعایت کنید، چطور مدعی هستید که میخواید مملکت رو بگردونید.
بمن گفتی: «ما اما با آرامش کشورمان را پس می گیریم و به دست لایقان اصلیش می سپاریم»
وای بحال مردم ایران که شماها بخواید آرامش براشون بیارید. حتما با قتلهای زنجیرهای و بستن فلهای روزنامهها میخواین برای این مردم، آرامش بیارین.
و حتما لایقان اصلی این سرزمین کسانی چون خاتمی هستند که در سالهایی که سر کار بودند، ریشهی دین این مردم رو هدف گرفته بودند. یا شاید منظورت موسویه که اولین کاری که در همین انتخابات کرد، مردم رو به شهروندان درجه یک و درجه دو تقسیم کرد و رأی یک روستایی رو کمتر از رأی یک استاد دانشگاه شمرد.
به من گفتی «سگ وحشی» در حالیکه خدا داشت نگاهت میکرد و صدات رو میشنید. شماها در مسئلهی انتخابات هم همینطوری با توهین و فحاشی میخواستید برنده بشید. در فیلمی که از افاضاتتون از استادیوم آزادی بیرون اومد، همه دیدند که یه نفر به احمدی نژاد میگفت کوتوله، و بعد همه با هم سوت و کف میزدند. یکی میگفت این احمدی میخواد ادعای امام زمانی بکنه، بهش رأی ندید، بعد هم همه با هم کف و سوت میزدن.
در خیابونا مینشستید زمین و «کلاغ پر، احمدی پر» میکردید.
میگفتید: «هر کی که ناموس داره، موسوی رو دوست داره»
من بهت فحش ندادم، حالا هم فحش نمیدم تا این افتخار بزرگ فحاشی برای تو و برای مرادت بمونه که در صفحهی تلویزیون، روش رو کرد به دوربین و به رئیس جمهور مردم گفت: رمال، دروغگو، خرافه گرا و …. و با این فحاشی، به میلیونها نفری که سال ۸۴، احمدی نژاد رو انتخاب کرده بودند، توهین کرد.
گفتی: «پیش از اینکه ما در قفس تربیتتان کنیم به دست دوستانتان شکنجه و تجاوز نشوید»
نکنه شما هم فیلم تجاوز رو همراه با کروبی نشستید و تماشا کردید؟!!!
چون ما که هنوز فیلمی از اون تجاوزها ندیدیم و نمیدونم چرا کروبی و اعوان و انصارش، فیلمها رو ندادن بیرون تا همه ببینن و به حقانیت صحبتهای کروبی و کسانی چون تو، پی ببرند!!
برو صحبتهای کروبی رو از سایت حزبش بخون که گفت: مأمورین قوهی قضائیه به شاهد من گفتن که باید بیای پزشک قانونی تا معاینه بشی که ببینیم بهت تجاوز شده یا نه. شاهد من ترسیده. چرا باید بره پزشکی قانونی.
یعنی کروبی میگه من هیچ فیلمی از تجاوزها ندارم. من نمیخوام شاهدان منو ببرین پزشک قانونی تا معاینه بشن. همینکه خود شاهدا میگن بهشون تجاوز شده، باید قبول کنید.
شماها باعث خندهی آدم میشید.
این کامنتی که برای من نوشتی رو در کامپیوترت ذخیره کن که تا آخر عمرت، هر بار که فکر کردی دیگران چقدر خبیث و بد دهن هستند، کامنتت رو بخونی تا ببینی که خودت چه جور آدمی هستی و اگه لایهی پنهانت رو بشه، چه چیزها که از دهنت بیرون نمییاد. در اونصورت یاد میگیری که دیگه دربارهی دیگران قضاوت نکنی.
گفتی: «من جای شما بودم از ترس دوستانم پیروزی سبزها را روزی هزار بار آرزو می کردم»
بله حتما، من همیشه و هر روز و هر لحظه دعا میکنم که سبزها پیروز بشن، اما نه سبزهای اموی مانند موسوی و اعوانش چون تو. من برای ظهور آقای سبزهای علوی دعا میکنم تا با ظهورشون، رد هر چی سبز امویه، از این دنیا پاک کنن.
اللهم عجل لولیک الفرج برای پاک کردن سبزهای اموی از روی زمین.
باز هم به زهرا
کامنتهای رهگذر و محمد رو هم بخون تا ببینی که ما حرفمون رو می زنیم اما مودبانه می زنیم.
به : یک ایرانی
ببین این یک منطق خیلی ساده است . نمیدانم چرا شما اصرار داری که آنرا قبول نکنی . چند اصل خیلی ساده ه هست که باید (توجه کن باید) بپذیری
1- من نخبه هستم و هر چیزی که من بگویم گفتمان فرهیختگان جامعه ایران بلکه جهان است . هر کسی هم که حرفی غیر از آن بگوید پیداست مثل همان کسی که لباس جدید پادشاه را نمی دید ….. است .
2- در هر رای گیری که قبل از این انجام شده یا بعد از این انجام خواهد شد اگر چیزی غیر از نظر من از صندوق بیرون آمد واضح است که تقلب شده و همین دلیل که نظر من تامین نشده برای ابطال تمام رای گیری های تاریخ کفایت می کند و اثبات سلامت رای گیری هم فقط از راه تامین نظر من یا کسی که من تعیین کنم ممکن است .
3- ملاک دموکراسی این است که من رییس باشم مثل روز روشن است که اگر من رییس نباشم اینجا دیکتاتوری است شما هم اگر این موضوع آشکار را نمی فهمید ……(لباس جدید پادشاه )
4- تمام این بحثها و شلوغ بازیها فقط به خاطر گل روی مردم ایران و عشق خدمت است وگرنه ما هیچ نگرانی نداشیه و نداریم که اگر قدرت از دستمان خارج شود یک روز از ما بپرسند از کجا آورده ایم
اگر تمام این منطقهای محکم تو را قانع نمی کند فقط یک حرف باقی می ماند : فلان فلان فلان ….. چند بار بهت بگم ادب مرد به ز دولت اوست ؟
دوستان ، شما همتون ايراني هستيد . خودتان قضاوت كنيد :
موسوي با يك كلمه ي تقلب ايران رو شقه كرد و حالا كاري نداريم كه ادعاش درست بود يا غلط اما آيا به نظر شما اين دو دستگي و خوردن خون هم ، ايران رو بهتر از اين خواهد كرد يا هميني هم كه داريم با اين نفاق از دست ميدهيم.
شمايي كه سنگ موسوي رو به سينه مي زنيد و خودتان رو روشن فكر معرفي مي كنيد و دنبال پيشرفت ايران هستيد آيا اگر همين حالا موسوي را به عنوان رئيس جمهور معرفي كنند يا كلا نظام عوض شود اين دو دستگي از بين ميره و ايران ميشه كشور دموكراسي شما ؟
يعني اين آقاي موسوي نمي دونه اگر و فقط اگر توي ملت 30 ميليون طرفدار داشته باشه بقيه ي ملت حاضر نيستند سر به تنش باشه. با اين حال روز به روز هوادارانش رو به خوردن خون هموتنانشون فرا مي خونه و توي هر بيانيه يك گروه از مخالفانش رو هدف مي گيره . با اين تفاسير معلوم است كه موسوي و هم عهدانش به فكر ملت نيستند و روز به روز توي آتشي كه خودشان درست كردند هيزم ميريزند تا خاموش نشود تا چه ايراني باشد چه نباشد به پست و مقامشان برسند.
آقای حسینی، کامنتهای وبلاگتان محل فحش کاری است و اگر هم نکتهای آموزنده در آن باشد، بین این سیل فحاشی گم می شود. نمی شود یک جوری این کامنتها و کاربرانی را که کامنت می گذارند دسته بندی کنید؟ مثلا کسانی که معتدل تر هستند را از افراطی ها جدا کنید؟
(من خودم نه سبز هستم و نه طرفدار احمدی. طرفدار حقیقت و عدالت و هستم. با اینکه مطالبتان با دیدگاههای من خیلی فرق دارد به وبلاگ شما سر میزنم که اطلاعات و برداشتم از مسایل یک طرفه نباشد. )
باشه بابا ما نه دین داریم نه ایمون..این اسلام کوفتیتون ارزونیه خودتونو اون امامه مسخرتون.جوونیه ما که به دست حیووونایی مثل شماها هدر رفت چی میشه؟
به قیمت جهنم کردن زندگی ما میخواین خودتون رو بچپونید تو بهشت؟ببینید مملکت با اون فرهنگو تمدن رو به چه کثافتی کشیدید که حالا رومون نمیشه بگیم ایرانیم.البته حالا همه دنیا میدونن حساب ما جلبکا با شما وحشیای تروریست یکینیست.زهرا جون و همه دوستای سبزم تا کی میخواین با استدلال تو گوش خر یاسین بخونید؟خانم یک ایرانی قاتل اون 72نفر تو و امثال تویین اگه قرار باشه جلوی ظلم کوتاه بیایم باید 30 سال پیش باباهای ما میزدن تو دهن اون خمینیه……..که الان لااقل حکومت طالبانی نداشتیم.به هر حال این توپولوف روسی جمهوری اسلامی هم عمر خودش رو کرد و تا تونست این مردم بدبخت رو به اسم دین چاپید امروز فرداست که خبر سقوطش نقل محافل شه…
نصیحت آخر برای یک ایرانی(شرم دارم به تو بگم ایرانی توهمون مسلمون باش و از شهادت مروه شروینی داغدار باش چون نداها و سهرابهای این خاک بزرگتر از این حرفان و به تو احتیاج ندارن):جانا روا مباشد خون ریز را حمایت……………….
شب خوش
به samira
اول اینکه اگه خوابی بیدار شو چون همفکرانت در همون سایت نوروز که همهی سران سبز اونجا رفت و آمد میکنند، خودشون دونه دونه اسمهای زنده شدهها رو خط زدن ولی مثل اینکه تو با این ادعاهایی که داری، هنوز نمیدونی دور و برت چه خبره.
دوم اینکه خدا رو شکر که شماها نیومدید سر کار. شماها که فقط خودتون رو نخبه میدونید و دیگران رو ( که اونا هم توی همین مملکت زندگی میکنن ) سیب زمین خور و متحجر و عقب افتاده میدونید، خدا رو شکر که نیومدید سر کار.
شما به چته حقی، دیگران رو به ایرانی و غیر ایرانی تقسیم میکنید؟ شماها که اون مرادهاتون شعار «زنده باد مخالف من» میدن، هنوز به شماها نفهموندن ( گر چه خودشون هم هنوز نفهمیدن ) که همه نباید مثل تو فکر کنند؟ خدا رو شکر که شماها نیومدید سر کار، چون از همین حالا ماها رو مثل شما فکر نمیکنیم اما از نیاکانمون توی این سرزمین زندگی میکردند رو غیر ایرانی میدونید.
یه فکری بحال خودتون بکنید. اگه چشماتو باز کرده بودی، میدیدی من مثل تو نبودم که آدما رو تقسیم به ایرانی و غیر ایرانی بکنم. من به اون زهرا هم گفتم که موسوی قاتل همهی ۳۷ نفریه که از هر دو طرف ماجرا ( که همشون ایرانی هستند )، کشته شدند، چون موسوی هنوز نتونسته ادعای دروغ خودش رو ثابت کنه. در ضمن میبینم که هیچی از فحاشیهای زهرا نگفتی و با یه زهرا جون، همهرو ندیده گرفتی. بله من اول ایرانی هستم و بعد مسلمون هستم.
یک ایرانی اصیل، هرگز فحاشی نمیکنه.
یک مسلمون، هرگز فحاشی نمیکنه.
یک ایرانی مسلمون هم هرگز فحاشی نمیکنه.
در ضمن:
یک ایرانی در طول تاریخ چند هزار سالهی خودش در هیچکدوم از دعواهاش، هموطن خودش رو غیر ایرانی ندونسته.
یک مسلمون هم بنا به اعتقادات دینی خودش، آدمها رو فقط با تقوا داشتن یا تقوا نداشتنشون، تقسیم میکنه.
یه فکری بحال خودتون بکنید چون شماها با همین طرز فکرتون، دارید خودتون رو از بقیه جدا میکنید. اگه کسی با شما هم فکر نیست، معنیش این نیست که شما رو غیر ایرانی میدونه. این توهم رو از ذهنتون بیرون کنید.
سپاس گذارم از مدیر وبلاگ و همه عزیزانی که کامنتهای گذاشتن
زمانی که متن بالا رو می خوندم بسیار سعی کردم دیدگاهم خارج از هر گونه جهت گیری شخصی باشه تا قضاوت بهتری داشته باشم، ولی هنوز چند خطی از متن شما نخوانده بودم که اشتیاق و رقبت به ادامه خواندن در من خشکید ولی با تمام رنجی که در خواندن این مطلب بردم این قصه شما رو به پایان رساندم.جای شگفتی است که این چنین دستاوردی تبدیل به یکی از پربیننده ترین وبلاگ ها بشه البته استناد من به کامنت ها و نظر سنجی هاست.
دیدگاه:
1) جهت گیری و غرض ورزی در نوشته های شما بطور واضحی مشهود بود که این خود به دور از اصول نوشاری است.
2) تحریف و دستبرد چه در نوشتار و گفتار برخلاف قانون و اخلاق است، چه بسا که قانون را جانب دار خود می دانید و از تکرار اشتباه نیز از خود اعبایی ندارید اما مسئله اخلاق جدالی است در خود که من اجازه دخالت در اعتقادات را از خود صلب کرده ام.
3) نوشته شما کاملاَ یکطرفانه بود، مقصود قضاوت از نحوه آتیش زدن یا به آتیش کشیدن بسیج، ضمن عرض اطلاع بنده صریح نمی گویم ولی با چشم خود دیدم که نیرو هایه مسلح با چگونه به ماشین ها و منازل حمله بردن، گواه صحبتم را ویدئو هایی نیز می دانم که در این رابطه وجود دارد که اگر نیاز بدانید وفضایی بدهید برای شما و دوستان خواهم گذاشت گرچه شما خود به نحوه میکس و فتوشاپ و یا جایگزینی افراد غاصب در لباس سپاه برای بدنام کردن واقف هستید با این همه وجود در خود این شعور نسبی را می بینم که اگر حق را از باطل نمی دانم دم نزنم.
نظر شخصی:
موقعی که متن شما رو می خوندم اول ناراحت شدم به دلایلی که ذکر کردم ولی کامنت های شمارو که مرور می کردم دیدم وضع فرق داره که البته جایه سر افرازی است که در بین چنین افرادی زندگی می کنم، افسوس که این چنین افراد بیشمارند ولی کمرنگ هستند یا به بیان دیگر کمتر دیده می شوند
نتیجه:
بسیار خوشحالم که روند جامعه بر خلاف میل آقایان به سمت آگاهیه روز افزون و به دنبال آن درخواست با پیش زمینه آگاهی است که سبب یکدلی مردم شده که احساس قسم کمتری در این راستا دارد.
ببین دوست عزیز به عنوان یک فرد حقوقی وحقیقی وظیفه دانستم حق را بگویم با اینکه خود از هواخواهان جناب میر حسین می باشم ولی به عنوان رهبر به این فرد نگاه نمی کنم که این مورد در اغلب مردم ایران دیده می شود که این خود نشانه درایت و هوش مردم رهبریه شخصی بر اساس حق و وجدان است.
حرف آخر:
سی سال جامعه تک صدایی اداره شد یعنی یک تز بر جامعه حاکم بود، ولی امروز ما شاهد آنتی تزی هستیم که در حال اثبات خود است که از دل این دو یک تئوری حاصل می شود که خود امید به آینده را در آن می بینم
(همانا خداوند بزرگتری مکار است و از مکر شما به خودتان باز می گرداند)
به سهیل.کی میخوای از خواب پاشی.این آقا یه مجتمع مسکونی داره تو ولنجک که کسایی که زندگی میکنن همشون آخوندن.باور نداری از کاسبای محل بپرس.تا وقتی یه مشت افراد ساده هستین هیچی نمیشین.
با سلام خدمت تمام دوستان عزیز و محترم
باید بگویم که خسته نباشید
بجای این همه بحث و گفتگو بهتر است برین خونه هاتون و بگیرید لالا کنید.
دیگه رئیس جمهور انتخاب شده و دیگه نمیشه کاریش کرد.
این همه هم به سر و کله یکدیگر نزنید چون از توش هیچی در نمیاد و نمیتونین چیزی رو عوض کنید.
پس به حرف بنده گوش کنید و برید بگیرید بخوابید. ما که رفتیم بخوابیم.
انشاال.. 4 ساله دیگه پای صندوقهای رأی .
بای بای
به سپهر!!!
اجتمالا شما خبراتون رو از تو جوب در میارین!
آهستان جان جرا نظراتمو منتشر نميكني؟خوب من گناه دارم،
من يه كم دلم كوچيكه،بخدا حرف زشت هم اصلا نميزنم،پس نظرمو زود منتشر كن،باشه؟مرسي.
يلدا خانوم شما جرا اينقدر خودتو جدي گرفتي؟
ما از پس خيلي گنده تر از شما بر اومديم،8 سال با كل دنيا جنگيديم شما كه چيزي نيستي!
ما اگه آقامون امر بفرمايند كل دنيا رو ميگيريم.
فدائيه آقا سيد علي.
سلام به همگی دوستان
تبادل نظری که در اینجا شده رو از اول خوندم به نظرم جالب اومد (البته بجز چند نظری که دوستان رنگی و سیاه و سفید همدیگه رو مورد لطف قرار داده بودند و تمیز از شرمندگی همدیگه در اومده بودند)
اگه اجازه بدید لازم میدونم به عنوان هموطن شما مخالف یا موافق حتی با نظر همتون نظر خودمو عرض کنم
بیائید و منطقی باشیم …چطور؟
همگی باید قبول کنیم در یک قسمت از خاک این کرهٔ خاکی در حال زندگی هستیم که البته اگه بشه اسمشو زندگی گذاشت هممون راهی برای پیشرفت بشری با توصل به ایدئولژی خودمون سراغ داریم اما سوال اینجاست که کدوم راه مارو به کمال میرسونه ؟ من اصلا آدم مذهبی نیستم اما وجود مذهبو بهتر از نبودش میدونم چون اعتقادم بر اینه که نبودش باعث آنارشی یا همون ناهنجاری در جامعه میشه اما اینا چه ربطی به بسیج ،موسوی ،حکومت اسلامی ،جمهوری اسلامی ،حکومت دموکراتیک ،فاشیست ،سبز ،قرمز ،سفید ،سیاه و …… داره؟
هر کدوم از ما خواستار پیاده شدن یکی از این مدلها هستیم و برای رسیدن به اون ممکن به هرکاری هم دست بزنیم(به دلیل ژنوم انسانی که نشأت گرفته از غریزهٔ ماست) ولی باز هم عرض میکنم بیائید و منطقی باشیم و اهداف خودمونو مشخص کنیم فرض رو بر این بذاریم که فردا آمریکا ،غرب ،دشمن ، از بین رفته باشن ما هم طبق گفتهٔ کتاب یوم الخلاص(روز رهایی) نوشتهٔ کامل سلیمان دنیا رو هم گرفتیم و شدیم امپرتوری جدید یعنی اون موقعه دیگه مخالف نداریم ؟یعنی اونموقع باید به مخالفمون تجاوز کنیم؟
ما همگی درسته باهم از نظر ایدئولژی توافق نداریم اما همدیگه رو به چشم دشمن نگاه نکنید.
سخن آخر رو به هر دو طرف میزنم خودتون جملتونو که به تفکرتتون میخوره پیدا میکنید
رشد تفکرات بشری غیر قابل بازداشته پس نگران عقب نگاه داشته شدن نباشید زمان لازمه
دوستان طرفدار دولت امیدوارم که احمدینژاد برای مردم کاری انجام بده نه شخص نه سیستم نه… و اینکه ۶-۷ ساله دیگه دست به دامن پریروی دیگری نشویم برای پاک کردن چهرهٔ ایشان
با سلامی به گرمی خونهای از کف رفته جوانهای سبزسبز/ بسیجیان متضاهر حزب باد بی وجدان اول اینکه شما عددی نیستین که در مورد میر حسین موسوی نظر بدین شما سرتان در اخرتان باشدو بس ایا در قران شما نوشته شده که بیدلیل با همنوع خودتان ان جور که در خور خودتان است رفتار کنید وای بر شما که متظر موعود هستید به جان تک تکه تان که پشیزی ارزش ندارد اگر بی اید وخدای نکرده روم به دیوار شما هم باشید راحت براش پرونده سازی میکنید که خدا را هم به شک میندازد /نمیدانید بسیجیان موسوی کجا هستند اخه چی بهتون میشه گفت از لاک خریت بیرون بی اید پس طی این چند ماه که شما رای دزدی کردین ارواح بودن که می امدن در خیابانها همه انها بسیجیان موسوی بودن شاید هم فکر کردین چون اسله و باتوم ولباس ضد گلوله نداشتن وچشمشان دنبال نوامیس مردم نبود بسیجی محسوب نمی شدند این جواب مهدی بود که خواستم از خریت درت بیارم که میدونم در نمی اد واما در جواب یک ایرانی اخه عزیز وامونده به پا موقغ غربال دور ریخته نشی قربون ادم چیز فهم تو که اینقدر خوب نفهمی به ابلح تر از خودت حالی کن که پست و مقامی که به زور تحویلشون داده شده رو پس بدن وبرن همون مریخ بود نپتون بود حال هر جا که بود اخه به هرجا که پا میزارن باید مال خودشون بشه وبه اسم خودشون حال برو تو کف غربالت تا وقتت بگذره
اونی که با اسم من کامنت گزاشنه بیخود کرده
اونی که واقعا ایرانیه و طرفدار ایران راه نمیفته توی خیابون ها به آبروی این کشور لطمه بزنه
راستی دفعه آخریه که میگم اگر ادعای خط امامی میکنه یادش نره که این حرف شعار نیست ” پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت آسیبی نرسد “
دوست عزیز برای تو که گدایی را به آزادی ترجیح میدهی متاسفم.همون احمدی نژاد بدرد شماها میخوره .شما عزت چهانی نمیخواهید.تو هیچ میدونی الان گوشت چه رنگیه؟ سر هر فصل هم دست گدایی برای بنزین جلوی هر کسی دراز میکنی.برو بابا . موسوی حداقلش این بود که دست راست امام بود.
پروژه خیار سیاسی
هر چه می خواهند بگویند مردم ما در زمان شاه به خاطر نان و شامپو و …قیام نکردند که الان با بیانیه های یه آدم دروغگو که حرف و عملش یکی نیست و ….عده ای از جوانان احساساتی شده از انتخابات را به میدان میاورد و جالب اینجاست که به جای پزیرفتن شکست به گفتن دروغ پشت سر هم ادامه می دهد و شما دوست عزیز به نظر شما کسی که به رسانه های غربی از خودی بیشتر اعتماد دارد آدم صادقی است اگر این آدم دلسوز نظام بودو مردم که به رسانه های اروپایی اعتماد نمیکرد30 سال نظام راست گفت ولی زمان من دروغگو شده چرا یهو زمان این آقا تقلب صورت گرفت؟ برای شما جالب نیست که ایشان و آقای ختمی جون(بیوگرافی همین آدم که ایده یکی از نمایندگان مجلس رو نه دزدید و بجای اینکه سازمان گفتگوی تمدونها را با اسم ایران بزنه به اسم خودش نزد باور کنید دروغ نمی گم وسالیانه هر چی بودجه میگرفت برای حزبش خرج نمی کرد برای مردم هزینه می کرد باور کنید دروغ نمی گم البته این پولها که آمریکا می داد برای ساکت کردن و راکت کردن صنایع هسته ای نبود ها باور کنید خوداش از خانمها نیز بدش نمیومد و خانمها رو با لقب آتیش صدا می کنه البته خیلی هم راست راه میره با جرج رابطه و شوخی شهرستانی هم می کردند)البته و …از کسانی بودند که در جبهه ابدا” نبودند و شهید چمران با آن همه علم راهش را در شهادت پیدا کرد ولی این آقا تو بیانیه ها فقط نوشتن بلد است و دروغ می گوید و جوانان را تحریک می کند و خودش اگه جرعت و غیرت داشت به خیابان میومد ای مجلس اسلامی دروغگونماینده های دروغگویی داری ما راست میگیم ای شبهه نظامیان بسیج دروغگوشما دروغگو هستین که تو جنگ شرکت کردین, اصلا”چرا زمان شاه انقلاب کردین.. الان آمادست که ما…..ای مردم ایران شما دروغگو هستین …ای مراجع دروغگو من واقعیت میگم اسلام نبود زمان ما .دروغ است نیست….من خودم هستم واقعیت. باور نداری حیف مدرک ندارم ولی من با تله پاتی دریافتم…که همه دورغگو هستن و من خودم تنها راست میگم به جون زنم من صاحب انقلابم ومیدونم که اسمش انقلابه از امام حسین (ع) یاد نگرفتم من تنها زمان شاه انقلاب کرد این دروغگوها به اسمه خودشون ثبت کردندمیدونی راستگوها کی ها هستند الان میگم منافقها و آمریکا و تروریستهای خود فروخته اینا خوبن به جون زنم آهاه یادم اومد انگلیس واقعا”فوق الاده عمل کرده انصاف نیست که فراموشش کنیم کشور راستگویی است میدونی اخه زمانی که خانم بنده به رسانه هاشون زنگ میزنه تحویلش میگیرن کلی با زنم احوال پرسی می کنن میدونی رسانه های غربی خوبن هر چی میگم با چشم و دل گوش میدن دیشب 10 ساعت شماره گرفتم یکی از جاسوسهای امریکایی بود خیلی دلش به حال من سوخت برام گریه کرد ولی آدم با معرفتی بود گفت کمکم میکنه از خوشحالی منو زنم تا صبح نخوابیدیم اینا راستگو هستند من عاشق اینم که رئیس جمهور کشور غاصب اسرائیل برام دست تکان داد زنم کفش بریده بود خیلی خوشحال شدیم اخه اگه راست گو نبودیم اینقدر آدم خوب از خارج کشور برامون دست نمیزدن دست رسانه های اونا دستشون درد نکنه انصافا”سنگ تمام گذاشتن زمانی که از من میگن منو زنم یهو همدیگرو بغل می کنیم و از شوق گریه می کنیم اینا راست میگن. راستی عکسهای جدید منو زنمو دیدی خیلی آرومیم نه سرمونو پایین گرفتیم که جزاب تر باشه البته اینا دروغ میگن زنم راست میگه تاریخ ایران دروغ است انگلیس وامریکا قبلا”بر ایران حکم نمی راندند خودم بودم به جون تنها زنم راست میگم اینا دروغگو هستند راستی یادم رفت من تو جنگ تو سنگر اداری بودم وزیر بودم اینا دروغ میگن که من جنگ نبودم راستی من شعار زیاد دادم ولی اونا دروغ میگن روزنامه هارو عوض کردن حیف نمیشه اینا رو بگیرم چون تو کپی سند استادن مثلا”سازمان سیاه کپی از اینا گیر اورد که از تخلف در صنایع هسته ای بود حیف آمریکا ثابت نکردو بلافاصله گفت منبع نادرست بوده ولی من می دونم کشوروم دروغ میگن ………….باور نداری به جون زنم .راستی اینا به خدا و اعمه اعتقاد دارن و میگن امام زمان میاد گفتم بهشون اینا خرافاته و…البته می دونی راست چیه من سید هستم و رنگ سبز هم دوست دارم جالب نیست اینا دروغگو هستند باور کنی این پولها همه مال خودم بود از کسی قرض نگرفتم وبیگانگان نیز منو حمایت مالی نکردن اینا راسته حیف مدرکی ندارم اینا خوب کپی می کنند و دروغگو هستند باور کنید میدونید من ادم کش نسیتم می خوام کمی بخندم من که چیزیم نمیشه یه عده ساده لوح ……البته اونا دروغ میگن من زمانی که متولد شدم بابام گفت میری ..تو کشورو نجات میدی البته اینا دروغ میگن من به زور نمی خوام کاری کنم بیانیه میدم و باور کنید از انتخابات به این ور طرفدار پیدا کردم وباور کنید نمی خواستم از بازنده شدنم ویه دعوای سیاسی راه بندازم و مردم را به جرم دورغگویی نظام با دوستهای حزبیم(این دوستای من آدمای خوبین که مثل رابینهود پول رو از ثروتمندا می گیره و به فقیرها میده البته باور کنید این رشوه گیر نبوده ها یهو اینا دروغ بهش چسبوند دندوناش هم در زمان صحبت کردن تکون نمی خوره اینهایی که میگن همه دروغه ) از مردم استفاده کنم تاحزب خیار سبز را ثبت کنم باور کنید اینا رو من نکردم اینا دروغ می گن البته قبلا”هم طرفدار داشتم ها پیش جورج اینا تو سیا اعتباری دارم ما تو دیسکوهای دبی با هم رقصیدیم و شوخی دستی می کردیم اخه جورج با من و اطرافیانم آموزش می دادخیلی مرد لارژیه. میدونی من خودم رئیس انقلاب فرهنگ بودم البته از تجربم برای زدن مخ جوانهای ساده لوح استفاده نکردم ها اینا دوروغ میگن من با فرهنگم اینا دوروغ میگن البته میدونید حقیقت اینه که من تو این مدت ریاست فرهنگ خیلی خبره شدم و نظامو آماده ضربه زدن نکردم باور کنید وبعضی از اونا خودشون یهو جاسوس شدن البته جاسوس نبودن اینا دروغ میگن میدونید من عاشق قدرت نیستم مردم آزاد نیستن من کشورمو دوست دارم و میدونید میخوام بجای سبز از آرم خیار برای حزبم استفاده کنم اما حیف مردم دروغ میگن واقعیت منم باور نداری یه پارتی منو دعوت کنید منو خانومم بیایم وسط ….البته به من اعتماد کنید دیشب زنم خواب دیده سند ایرانو به نامم زدن من راستگو هستم همه اینا دروغ میگن
سازمان وتشکل راه خیار
میری
ghabol konid ke tondraviha ham dar basij ham motarezin bode…..chera adelane ghezavat nemikonid
خدایا به داد جوانان ما برس