وقتي مطلب ديروزم را نوشتم، عدهاي از دوستان چه به صورت حضوري و چه به صورت كامنت و ايميل، به من اعتراض كردند و نوشتند كه تو هاشمي را هم رديف احمدينژاد قرار دادهاي و قصد تطهير او را داري و فلان و بهمان. حتما صحبتهاي ديروز رهبري را در جمع بسيجيان شنيدهايد. در سه چهار ماه گذشته اين براي چندمين بار است كه رهبري به صراحت از رفتار برخي افراد و رسانهها در ايجاد شايعه و اتهام زدن به مسئولان انتقاد ميكند. مخصوصا اينبار كه اسم روساي سوه قوه و نيز رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام را آوردند، اما متاسفانه هنوز هم شاهد هستيم كه بعضيها در اتهام زدن به مسئولان نظام از همديگر سبقت ميگيرند.
البته ممكن است عدهاي فورا ادعا كنند كه ما به كسي توهين نميكنيم، ما فقط مشغول نقد افراد هستيم. بله نقد كردن افراد و مسولان نظام هيچ اشكالي ندارد و هيچ كسي هم نبايد خودش را بينياز از نقد و نظارت ديگران بداند. اتفاقا ما هم انتقادهاي جدي و اصولي به آقاي هاشمي رفسنجاني و احمدينژاد و ديگران داريم، اما آنچه در فضاي سياسي و رسانهاي كشور وجود دارد، حقيقتا از نقد منصفانه گذشته و به فحاشي و اتهام زني تبديل شده است.
از يك طرف روزنامهها و سايتهاي اصلاحطلب همه سعيشان در مخالفت با دولت است و در اين مخالفت آنقدر بيانصاف هستند كه حتي يك مورد از خوبيها را هم نميبينند، از طرف ديگر برخي رسانههاي وابسته به دولت هم تا ميتوانند درباره هاشمي رفسنجاني مطلب مينويسند و همهي هم و غمشان، فقط گير دادن به هاشمي است و به كساني كه كوچكترين دفاعي از وي بكنند. نمونهاش برخوردهايي كه در چند روز گذشته با علي لاريجاني شد، آنهم فقط به خاطر سه چهار جملهاي كه درباره هاشمي رفسنجاني گفته بود!
طبعا از روزنامههاي اصلاحطلب انتظاري نيست. خود رهبري هم ديروز گفتند كه بعضيها اصلا توجهي به توصيههاي وي ندارند، اما صحبت اينجاست كه اين تنها روزنامههاي اصلاحطلب نيستند كه به نصايح رهبري بياعتنايي ميكنند، برخي مدعيان اصولگرايي هم در اين زمينه كم از اصلاح طلبان ندارند!
شخصيتها، روزنامهها، سايتها و خبرگزاريهايي را سراغ داريم كه اصولگرا هستند اما مصداق همين شكايت رهبري هم هستند. كافيست سري به روزنامهها و سايتهاي اصولگراي دولتي بزنيم و مصداق اين گلايههاي رهبري را با چشمان خود ببينيم. اصلا براي اينكه بهتر قضاوت كنيم، از همين امروز مراقب سايتهاي اصولگرا باشيم و ببينيم آيا به اين توصيه رهبري عمل ميشود يا نه؟ آن وقت تعصب را كنار بگذاريم، اگر كسي را ديديم كه باز هم دارد اتهام ميزند، اسمش را ببريم!
ضمنا من فرق توهين و نقد را خيلي خوب ميفهمم. پس خودمان را گول نزنيم و فورا ادعا نكنيم كه اين وصلهها به اصولگراها نميچسبد. از امروز كمي بيشتر مراقب باشيم.
«آن كسانى كه مصالح كشور را ميخواهند، مايلند حقائق را غالب كنند، من توصيهام به آنها اين است كه از اين اختلافات جزئى و غير اصولى صرف نظر كنند. شايعهسازى و شايعهپراكنى درست نيست. انسان مىبيند صريحاً و علناً به مسئولين كشور – كسانى كه بارهاى كشور را بر دوش دارند – تهمت ميزنند، نسبت به اينها شايعهسازى ميكنند؛ فرق هم نميكند، چه رئيس جمهور باشد، چه رئيس مجلس باشد، چه رئيس مجمع تشخيص مصلحت باشد، چه رئيس قوهى قضائيه باشد؛ اينها مسئولين كشورند. مسئولين كشور كسانى هستند كه زمام يك كارى به اينها سپرده است؛ مردم بايد به اينها اعتماد داشته باشند، حسن ظن داشته باشند. نبايد شايعهپراكنى كرد؛ دشمن اين را ميخواهد. دشمن ميخواهد شايعهپراكنى كند؛ ميخواهد دلها را نسبت به يكديگر، نسبت به مسئولين بدبين كند.»

از اینکه تلاش می کنید تا اشتباهات خودی را هم ببینید، واقعا بهتان تبریک می گویم. اما نباید در نقد خودی هم دچار زیاده روی شد.
برای نمونه نقد صحبت های لاریجانی در مورد هاشمی را که دیدم، واقعا توهینی در برنداشت؛ مطلب خلاف واقعی نوشته نشده بود و با بازی کردن با جملات و صحبت های منقطع، مطلب کذب منتقل نشده بود و شما خودتان می دانید که همه این ها در حالی رخ می دهد که این ترفندها و تحریفات، جز عادی رسانه های اصلاح طلب شده است؛ بنابراین قرار دادن هر دوی این ها در یک کفه کار نادرستی است.
هر چند که فیتیله انتقاد از هاشمی با کارهای جدید او، احتمالا بالاتر می رود؛ اما به قول شما باید رعایت کرد تا مرز نقد و توهین، از بین نرود.
مطمئنا آنچه در سایت های رسمی دو گروه رخ می دهد با هم تفاوت اساسی دارند و ترفندهای گروه مقابل، در اینجا استفاده نمی شود (و یا به ندرت استفاده می شود، که باید اثر همان هم از بین برود.) باید در نقد این موارد، زیاده روی نکرد و اگر موردی دیده می شود، به صورت موردی بیان گردد تا رفع شود.
یا علی
بپا دچار منیت نشی اهستان عزیز
سلام خدمت برادر عزیزم جناب آهستان
خیلی خوب ومنطقی مطلب می زنید واین که همه ماباید گوشمان به حرفهای رهبری باشد راخوب وبه موقع متذکر شدید.
خدا رهبری عزیز را به سلامت دارد وظهور آقامون امام زمان(عج)را تسریع نمایدانشالله
التماس دعا
یاعلی مدد
یه سؤال دارم که نه «شایعه سازی» محسوب میشه، نه «شایعه پراکنی» محسوب میشه و نه «توهین».
چرا هاشمی از بچههاش اعلام برائت نمیکنه و دستشون رو نمیگیره و اونا رو تحویل قوهی قضائیه نمیده تا تمام شایعاتی که دربارهی بچههاش در جامعه مطرح میشه، در دادگاه یا اثبات بشه یا رد بشه؟!
مگر هاشمی مسؤول تحویل بچههاش به قوهی قضائیهست؟ مملکت قانون داره. اگه شاکی پیدا بشه و دادگاه حکم بازداشت صادر کنه، خب میرن میگیرنشون دیگه.
به محمد
با سلام نه اکر 5 عضو خانواده را میگیرن بعد سزیعا ازاد نمیشن .نه فائزه هر مزخرفی بگه ازاده که اگر فقط یکی از اونا را فرزند من بگه اعدام نمیشه – نه پرونده تخلفات مال وقانونی و ومالیات سال 70 پسرش باعث برکناری رسیدگی کننده نشد و………..
نه اینکه استات اویل رسیدگی شد یا ماجرای سیروس ناصری و…تا اخر که هفتاد من کاغذ میشه .یذره مردانگی داشته باش
به رحیم:
شما در جریان این پروندهها هستید؟ یعنی مطمئنید آنها مجرمند؟
ضمناً دلیلی دارید که هاشمی باعث آزادی اونها شده؟ شهرام جزایری هم فرار کرد باباش فراریش داد؟ گناه فرزند (حتی اگر راست هم باشه) چه ربطی به پدر داره؟
به محمد
منم برای همین میگم که برن دادگاه که معلوم شه گناهکار هستند یا بهشون تهمت زده شده.
چون از همه ريز زندگي مير حسين اطلاعي ندارم باعث خنده تو شدم؟! مگه من مثل جنابعالي عضو گردابم كه از هر دروغي با خبر باشم؟
2-خانوم باهوش نيازي نيست ماهواره داشته باشيم چون در اينترنت همه اخبار رارو ميتوان ديد و شنيد.
3-محض اطلاع شما و دوستان تازه به دوران رسيده ات بايد بگويم قانون منع ماهواره حدود ده سال پيش در مجلس تصويب شد و بعد از اون شروع به جمع آوري ديش ها و رسيور ها كردند..براي بيشتر آگاه شدنتون بايد بگويم كه اونموقع هنوز كانالهاي فارسي زبان راه اندازي نشده بود…نتيجه اينكه بنده به مثل شما ضد قانون نيستم تا ماهواره غير قانوني تماشا كنم!( از ديد همفكراي تو اينو گفتم و گرنه كه از ديد من هر وسيله ارتباطي را ميشود به بهترين نحو ازش استفاده كرد)
4-دارك ما همه شاهدين زنده هستند كه شما اجازه اظهار نظر بهشون نمي دهيد…شما جلوي چشم هفتاد مليون آرائ مخالفينتون رو مصادره كرده ايد و با گفتن اينكه 40 مليون به نظام ما راي دادهاند دارين باهاش خالي ميبندين واي به حال چيزهايي كه از ديد غموم مخفي باشه
چون اصلاح جامعه دست ما نيست ما فقط اتقاد ميكنيم تا انتقادهامون بررسي بشه ..اين شماييد كه ادعاي اصلاح همه جوامع رو داريد ما همچين ادعايي نداشته و نداريم. ما كلاه خودمان را ميچسبيم تا باد آنرا با خود نبرد
- ضجه هاي خواهر اورا كه معلوم نيست در چه شرايطي كشته شده صدا و سيمايتان نشان داد اما براي كشته هاي سبز حتي اجازه يك مراسم ساده را هم ندادند و حتي اجازه ندادند خواهر و مادر اين جوانان برايشان ضجه بزنند!
7-ببينم پرونده هارو گذاشتن جلوت داري ليست ميدي؟ اينم از اون ادعاهايي كه شما كرده ايد و تير اندازي بسيجيها رو به سبزا نسبت ميديد…كي به كيه هر چه ميخواهيد يكطرفه ميگوييد همه چي در اختيارتان و يكطرفه هم به قاضي ميرويد و و راضي بيرون مي آييد.
8- كدام سايت؟ كدام آقازاده؟ اونوقت دليل آتش زدن پرده ها چه بوده؟! اخبار رو نصفه نگو با سند.
9- چرا از پايگاه بسيج بالا رفتند؟
بقيه مواردم خودم قبلن ديده ام راضي به زحمت شما نيستم.
در پاسخ به ايراني براي پست قبل نوشته ام اشتباهي اينجا كپي شده!
به یلدا
۱- گفتی: «چون از همه ريز زندگي مير حسين اطلاعي ندارم باعث خنده تو شدم؟!»
نخیر. شما برای این باعث خنده شدید که تا به بیقانونیهای مراد خودتون رسید گفتید کی بود کی بود من نبودم.
شما عضو حزب باد هستید.
۲- گفتی: «محض اطلاع شما و دوستان تازه به دوران رسيده ات بايد بگويم قانون منع ماهواره حدود ده سال پيش در مجلس تصويب شد و بعد از اون شروع به جمع آوري ديش ها و رسيور ها كردند»
نمیتونی از زیر سؤال در بری. سؤالی که ازت پرسیده شد، این بود که مگه قبلا ماهواره قانونی بود که حالا تو گفتی از وقتی که غیر قانونی شد، دیگه استفاده نکردید؟
از اولش هم مردم یواشکی از ماهواره استفاده میکردند.
۳- گفتی: «ما فقط انتقاد ميكنيم تا انتقادهامون بررسي بشه»
جدی میگی؟ شما که از همون روز اول هم به هیچکدوم از مراجع قانونی شکایت نکردید و گفتید فقط باید انتخابات ابطال بشه. حتی وقتی ازتون خواستند برای بازشماری آرا به وزارت کشور و شوران نگهبان مراجعه کنید، باز هم موسوی و کروبی گوش نکردند و شما هم در خیابونها فقط ابطال رو میخواستید.
شما اصلا به بررسی، اعتقاد نداشتید و فقط ابطال رو میخواستید.
۴- اما در مورد کشته شدهها، فقط چون تو گفتی که من دارم دروغ میگم و فکر میکردی که کشته شدهها فقط از سبزا بودند، چند تا از اسمهای کشته شدههای طرفدار احمدی رو هم آوردم. اما مگه من از مریخ اومدم و آدم آهنی هستم که دلم نسوزه و گریه نکنم واسه جوونی که تا دیروز مثل من نفس میکشیده، راه میرفته، گریه میکرده و میخندیده و حالا زیر یه خروار خاک خوابیده؟
مگه شما دشمن من هستید که من از مرگ شما خوشحال بشم؟ خواهر من و شوهر خواهرم و برادر من هم به موسوی رأی دادند و دقیقا مثل تو صحبت میکنند یلدا. مگه میشه براحتی از دیگران متنفر شد؟
۵- من لیستی از روی هیچ پروندهای ندادم. دیدی گفتم شماها فکر میکنید تا یه نفر مثل شما فکر نمیکنه، وابسته به جاییه؟
اسم کشته شدهها رو در گوگل سرچ کنی، هم عکس و هم مصاحبه و تصاویرشون هست.
۶- برای بند ۸، برو به سایت آینده
۷- گفتی: «چرا از پايگاه بسيج بالا رفتند؟»
برای اینکه برن با بسیجیها، دل بدن و قلوه بگیرن.
یعنی تو نمیدونی که در هر پايگاه نظامی، اسلحه هم وجود داره؟
در ضمن من یه دختر معمولیام و ادعای باهوش بودن هم ندارم.
به ايراني
من عضو هيچ حزبي نيستم و هيچ كسي به جز خدا مراد و محبوبم نيست من بر خلاف شما افراد رو مطلق نميدونم و معتقدم هر كسي حرف درستي زد بايد قبول كرد به قول علي”انظر الي ما قال لا تنظر الي من قال ”
قانون منع استفاده از ماهواره البته بيشتر از 10 ساله شايد 15 سال باشه بعدشم شما گفتي كي قانوني بوده من هم در جوابت گفتم تا آنزمان غير قانوني نبوده!
در مورد افراد خانواده ات كه ميگويي سه نفر به موسوي راي داده اند در مقابل شما كه به احمدي راي دادي دقيقن زدي به هدف اين آمار شما تو جامعه بزرگ ايران هم صدق ميكنه 3 به يك به نفع سبزا!
ضمن آينده يك سايت خبريه كه خبرها رو از خبرگزاريهاي مختلف از جمله فارس نيوز گزارش ميكنه براي همين نقل يك خبر كه به معني تاييد اون نيست
يعني ميخواهي بگويي مردم براي گرفتن اسلحه به جاي اينكه به پادگانها حمله كنند به پايگاه بسيج حمله كردند؟ !!!!! در اين صورت بايد گفت يا اسلحه خانه بسيج مجهز تر از پادگانهاست يا اينكه اون بالا رفتن از ديوار دليل ديگري داشته كه هم شما خوب ميدوني هم ما! اونها ميخواستند جلوي افرادي رو كه تير اندازي به مردم ميكردند رو بگيرند همونهايي كه مادر و دختر ي كه ازشون نام بردي رو كشتند.ضمنن اين مادر و دختر در اون مهد كار ميكردند و اونجا پناه نگرفته بودند بلكه بسيجيها مردمي كه از ترس جانشان به مهد پناه برده بودند رو دنبال كردند و باعث شهادت اين دو تن شدند.
به یلدا
اینقدر بیمنطقی که وادارم میکنی که حرفای خاله زنکی بزنم.
اینم جواب خاله زنکی من به تو:
من و پدر و مادرم و برادر بزرگترم به احمدی رأی دادیم.
حالا تو میتونی بیای این زیر بنویسی که از کجا معلوم که راست میگی؟ و در اونصورت همینطوری حرفای خاله زنکی من و تو درباره تعداد خواهر و برادرامون ادامه پیدا میکنه.
به یلدا
در مورد پایگاه بسیج باید بگم اولین کسی که بهش تیر اندازی شد، قصد بالا رفتن از دیوار رو داشته.
دربارهی مهد کودک هم برو به خبرنامهی دانشجوها و مطلب کامل رو از زبون پسر اون خانواده بخون.
ضمنا تو مگه وکیل و وصی سایت آینده هستی؟ برو خبر رو پیدا کن و ببین که از کجا نقل شده.
فعلا اقا مجتبی خان بنده زاده رهبره که به خاطر فرماندهی کردن کودتا باید بیاد زیر اخیه گناه او به مراتب از بچه های هاشمی بیشتره
sسند؟ شاهد؟ قرینه؟
البته من چند وقت پیش شنیدم که احمدی نژاد در جمعی گفته دعوا بین رهبری و هاشمی است و آقا ما را جلو انداخته.همینطور شنیدم که آقا کاملا در جریان ماجراهای کهریزک بوده اند و بازداشت شدگان با اطلاع و تایید ایشان و جهت تنبیه بیشتر به آنجا اعزام شده اند.البته هیچ کدام این خبرها تایید شده نیستند.
اما سخن من این است:
متاسفانه آقای خامنه ای از جمله مسوولینی در نظام هستند که هیچوقت صریح صحبت نمی کنند و تازه این هم پیش کش،آنقدر صحبتهایشان در لفافه است که همه گروهها و جناحها و هر کس برای خودش می تواند حرفهای ایشان را به نفع خودش تفسیر کند.
خب از دو حال خارج نیست.
1) “آقا” می خواهد برای پیش بردن مقصودش از نیرنگ و خدعه استفاده کند و در ظاهر چیزی می گوید و در باطن عواملش را می فرستد که فروهر ها را تکه تکه کنند یا در ظاهر خاتمی را تایید می کند و در باطن یکی از عوامل اصلی توطئه های پشت پرده علیه او می شود و از این دست ماجراها…
2)آقا بعد از این همه تجربه تلخ هنوز به این نتیجه نرسیده(نمی خواهیم بگوییم نفهمیده!) که این طرز حرف زدن چه عواقب وخیمی در بر دارد و ایشان به عنوان شخص اول مملکت باید پایبندترین فرد به ظاهر و باطن قانون باشند و حتی سعی کنند طوری حرف بزنند که در ترجمه هم منظورشان به شکلی نامناسب برداشت نشود.اما عملا می بینیم که اینطور نیست و هر وقت “آقا” افاضاتی می فرمایند مملکت به هم می ریزد،قتلهای زنجیره ای یا فاجعه کوی دانشگاه به بار می آید یا مطبوعات توقیف فله ای می شوند یا به مجلس ششم حمله می شود یا مردم در خیابانها کشته می شوند یا رسوایی مشایی پیش می آید ووو
هر دفعه هم عوامل مقصر می گویند خواست “آقا” را اجرا کرده اند و آقا هم بعدش یک گله ای می کند که نه بابا منظورم در این حد هم نبود و باز همان آش و همان کاسه…
در هر دو حالت مجلس خبرگان موظف است که حداقل یک تذکر به رهبری جهت اصلاح رویه اش بدهد که خب …اصلا بهتر است حرفش را نزنیم!
شق سومی هم محتمل است؟
آهستان به سبزسبز: اتفاقا آقاي خامنه اي خيلي صريح صحبت ميكنند. شما هم هر جور كه دوست داري ، مي توني فكر كني. به همه احتمالات بالا، مي توني صد احتمال ديگه هم اضافه كني. يه مقدار شبيه احتمالات سازگارا و نوري زاده بود. خيلي دلم براي اين شبكه هاي خارجي مي سوزه كه با چه اشتياقي از نوري زاده و سازگارا دعوت ميكنند و وقتشون رو براي اراجيف اين دو نفر تلف مي كنند. اين دو نفر هم براي خودشون انواع و اقسام احتمالات مسخره مي سازند و به عنوان اخبار موثق ارائه ميكنند!
آره به نظر من هم به اندازهی کافی صریح صحبت میکنند و منظورشون مشخصه: این که کسی جنجال نکنه و گفتگوها و مخالفتها در فضای منطقی مطرح بشه. منتها باید یک مقدار به جو مخالفان توجه کنند و حرفهایی بزنن یا کارهایی بکنن که ساکتشون کنه. به عبارت دیگه با اختیاراتی که ایشون دارند میشه مملکت رو تا حد زیادی آرومتر کرد. مثال میزنم:
۱. صراحتاً و مکرراً از کسانی که با ادعای طرفداری ایشون تندروی میکنند انتقاد یا حتی اعلام برائت کنند.
۲. در مورد هویت و سرنوشت نیروهای خودسری که به کوی دانشگاه یا جاهای دیگه حمله کردند صحبت کنند. میدونم که این «وظیفه»ی رهبری نیست و کار قوهی قضائیهست، اما حداقل ایشون میتونن از قوهی قضائیه بخوان و پیگیری کنن که در این مورد اطلاعرسانی کند. یا در این مورد که آیا واقعاً نیروهای خودسر با حمایت نیروی انتظامی وارد کوی شدند؟
۳. یا خودشون در این مورد صحبت کنند یا از مسؤولان مربوطه بخوان که در مورد همهی شایعات موجود به اندازهی کافی اطلاعرسانی کنند. مثلاً بالاخره دانشجویان را زیرزمین وزارت کشور بردند یا نه؟ اگر بردند این کار چه کسی بود؟ سرنوشتش چی شد؟
خلاصه کارهایی بکنن که به همه ثابت کنه ایشون واقعاً از ظلمها و خودسریها ناراحتند. کمی محافظهکاری رو بذارن کنار. به عبارت دیگه، ایشون صریح صحبت میکنن ولی لزوماً همهی ابهامات رو روشن نمیکنند.
ریشهی التهابات موجود کشور اینه که به اندازهی کافی ابهامات پاسخ داده نشده، و مخالفان مرتب روی این ابهامات مانور میدن. درسته که کسی «وظیفه» نداره به هر شایعهای واکنش نشون بده ولی اگر این کار رو بکنه خیلی خیلی به نفع جامعهست. تازه این پاسخگویی باید جوری باشه که چند بار تکرار شه تا کسی از موضوع بیاطلاع نمونه.
البته من هم میدونم که ممکنه در پشت پرده خبرهایی باشه که صلاح نباشه همه چیز گفته بشه (بالاخره نمیشه انکار کرد که در دنیای سیاست نمیشه همه چیز رو گفت) ولی به هر حال نمیشه قانع نشدن بخش بزرگی از جامعه رو نادیده گرفت.
این بصیرتت منو کشته:)
به به چشم ما روشن شما هم پس ماهواره نگاه میکنی میبینم به اندازه بال مگس به قول اربابتون بصیرت پیدا کردین پس شما هم مشتری اقای نوری زاده واقای سازگارا هستین خوبه پس حالا میشه گفت زنده باد مخالف من
به سبز سبز
بله شق سومی هم محتمله
اول اینکه آیتالله خامنهای دیروز در صحبتهاشون حساب روزنامهها و رسانههایی رو که کار خودشون رو میکنند و توجهی به حرف ایشون ندارند رو از بقیه جدا کردند.
بنابراین ایشون خطاب به کسانی صحبت میکردند که ایشون رو قبول دارند.
دوم اینکه در سخنرانیهای قبلیشون فرموده بودند که کسانیکه بحث تقلب در انتخابات رو مطرح کردند، مجرم هستند.
پس با این حساب آقا دیروز راجع به اون گروه ( امثال موسوی و کروبی و خاتمی که بحث تقلب رو مطرح کردند ) هم صحبت نکردند.
سوم اینکه آیتالله خامنهای با توجه به دو نکتهی بالا که گفتم، دیروز خطابشون به کسانی بود که ولایت فقیه رو قبول دارند و مجرم هم نیستند، در اینصورت ولی فقیه باید هنگام صحبت کردن، به تمام کسانیکه قبولش دارن و مجرم هم نیستند، عادلانه نگاه کنن و به نفع یک گروه، گروه دیگر رو تخریب نکنن.
نکته: عدل اجتماعی و مدنی حکومت، شامل مخالفینی که فعالیت عملی بر علیه حکومت ندارند هم میشه، اما نکتهی مهم اینه که خطاب آیتالله خامنهای دیروز خطاب به مخالفین نبود و شامل اونها نمیشد.
سبز سبز =نوریزاده
وظیفه امام هدایته نه رها سازی همانگونه که در گودال قتل گاه فریاد هل من بلند میشود تا یکی دیگه هم شده به بهشت برسد اگر ایشان بخواهد فقط مانند سیاسیون به فکر سیاستها باشد کافی لب تر کند تا موسوی -خاتمی -هاشمی و طایفه هاشون همانند خاندان رومانف به درک بروند برو بحث امامت را از منابع صدیق بغیر از نوریزاده بخون
اگر ایشان امام هستند دیگر چرا در قانون اساسی از رهبری صحبت شده؟مگر در دین اسلام در مورد امامت مطلب کم داشته ایم که مجبور شده ایم در قرن بیستم برای امامت قانون بنویسیم،آنهم قانون اساسی که ذاتا پدیده ای غربی است و سابقه اش در ایران به دوران مشروطه می رسد.
درباره “صریح” صحبت کردن بزرگان ، یک سوال ازت دارم . مرد و مردونه جواب بده.
چرا پیامبر (ص) صریح و رک و راست ، علی( ع) رو به جانشینی بعد از خودش منصوب نکرد؟
آیا پیامبر نمی دونست که چه داستانهایی بعد از فوتش درست می کنند؟
چرا با یک حکم ساده ، یا مثلا یک نامه حکومتی ، این قضیه رو برای تمام مسلمین روشن نکرد؟
یا اصلا چرا خدا این قضایا رو تو قرآن نیاورد و یک کلام همه رو راحت نکرد؟!
کمی بیشتر به رفتار بزرگان دقت کن و اگر جواب سوالها را ندانستی ، بگو تا برایت بگویم.
پاسخ سوال شما این است که “نمی دانم”
قیاس جامعه دوران پیامبر اسلام با جامعه امروزی هم از آن چیزهاییست که در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی به شدت رواج یافته و هر کس هرکاری می کند می روند یک روایت در تایید یا رد آن کار پیدا می کنند و این وسط چیزی که تعطیل می شود عقلانیت و تحلیل دقیق ماجراست.اصلا جامعه آن زمان با جامعه امروز قابل مقایسه نیست و حداکثر چیزی که شما می توانید از این روایات بگیرید یک سری خطوط راهنمای بسیار کلی است نه جزییاتی از این دست.اما اگر خیلی دلتان می خواهد این موضوع را از این راه توجیه کنید بازهم اشکالی ندارد چون من فکر نمی کنم بتوانید!
به مهدی
اتفاقاً پیامبر صلیالله علیه و آله بارها و بارها خیلی خیلی صریح اعلام کردند که حضرت علی علیهالسلام جانشین ایشان هستند. آخرین بارش غدیر بود که دهها هزار مسلمان شاهدش بودند. حتی توی کتب اهل سنت هم بارها و بارها به غدیر اشاره شده. نشونهش هم صدها کتابیه که فقط با استفاده از روایات موجود در کتابهای اهل سنت نشون دادن که حضرت علی علیهالسلام جانشین تعیین شدهی رسول خدا صلیالله علیه و آله هستند.
در مورد نامهی حکومتی هم که حتماً ماجرای «ان الرجل لیهجر» رو شنیدید.
غدیر خم داستان جعلی و قلابیه ضمن اینکه اگه میخواست جانشینش باشه میگفت من کنت خلیفه فهذا علی خلیفه مولی با خلیفه فرق میکنه پدرجان ضمن اینکه علی در نهج البلاغه هیچ اشاره ایی به غدیرخم نمیکنه فقط یک کم غر میزنه که حق ما بود ولی به اون جریان هیچ اشاره ایی نمیکنه درتاریخ طبری و سایر مورخین بزرگ اسلام هم هیچ اشاره ایی به این داستان نشده ضمن اینکه اعراب خیلی روی پیامبر حساس بودن اگر واقعا چنین حرفی زده بود محال بود روی حرف اون حرفی بزنند اینهمه صحابه اونجا بودن انصار بودن همه بزرگان بودن هیچکدوم نفهمیدن اونوقت اخوند رافضی تو قم وسبزوار خواب نما شده که پیغمبر گفته علی جانشین منه برید بابا اینا همش تحریف تاریخه
به آرش کمانگیر
احیاناً وجود پیامبر اسلام (ص) جعلی نیست؟ یا شاید هم شخصی به نام علی بن ابیطالب (ع) وجود نداشته؟
با سلام
اهستان نمیشود به بعضی ایمان بیاری به بعضی کافر بشی صحبتها ولعن مسببین واقایع اخیر در مازندران را هم بیاد بیاور -ماجرای نامه نوشتن بدون سلام -سخنرانی فائزه -دستگیری افراد خانواده هاشمی -صحبت عفت خانمش -و….. معظم له بصیرت را شرط اعلام کرده ( يكى از ابزارها در جنگ نرم اين است كه مردم را در يك جامعه نسبت به يكديگر بدبين كنند، بددل كنند، اختلاف ايجاد كنند؛ يك بهانهاى پيدا كنند، با اين بهانه بين مردم ايجاد اختلاف كنند؛ مثل همين قضاياى بعد از انتخابات امسال كه ديديد يك بهانهاى درست كردند، بين مردم ايجاد اختلافى كردند. خوشبختانه مردم ما بابصيرتند. اينجور كارى در كشورهاى ديگر اوضاع كشور را بكلى عوض كرد؛ در جاهاى ديگر، ترديدافكنى در دلهاى مردم نسبت به يكديگر؛ يك بهانهاى مثل بهانهى انتخابات را پيش بكشند، ايجاد ترديد كنند، دلها را نسبت به يكديگر چركين كنند، مردم را در مقابل هم قرار بدهند؛ بعد در ميانه، عناصر دستآموزِ مغرضِ معاند را به كارهاى خلاف وادار كنند و مسئولين كشور نتوانند تشخيص بدهند كى بود، چى بود، چه شد. اين جزو طرحهاى اساسى است. اينجور كارى را دنبال ميكنند )این ایجاد بدبینی از نامه ساختار شکن هاشمی نبود . نزدیکی مواضع در خطبه ها را بیاد بیاور . از وظیفه های رهبری هدایت وارامش دادن میباشد . ولی دلیلی بر چشم پوشی برای ما نیست زیرا در اینده هم انتخابات خواهد بود و دلیلی ندارد خودمان را از حقایق دور کنیم . مگر ایشان در عبرت های عاشورا نفرمودند اگر کار ابن زیاد را یکسره میکردند عاشورا به طریق دیگری پیش میامد وتاریخ هم . نمیخواهم با شمای عزیز بحث کنم ولی خود مخاطبان همیشه بهتر متوجه صحبتها میشوند .
دریغ و افسوس از کار این ملک و ملت که هنوز که هنوز است پس از گذشت 103 سال از انقلاب مشروطه و59 سال از آغاز نهضت ملی مصدق و 30 سال از انقلاب 57 تکلیف اموراتش را “آقا” روشن می کند.و عده ای منتظرند کلامی از دهان “آقا” بیرون بجهد تا دم بگیرند که بله “آقا” فرمودند بصیرت “آقا” فرمودند بهمان و بیسار نکنید دوستان نکنید . درس بگیرید از تاریخ عین حرف های شما و با سوز و گداز بیشتر را سی و چند سال پیش عده ای به آن بد بخت قبلی می گفتند و در روز آوارگیش یا در ینگه دنیا و اروپا در ویلاهای میلیون دلاریشان به عیش و تفرج مشغول و بی غم از غمش بودند یا اسیر چنگ خلخالی و یا زیر گل.چند روز پیش بار دیگر آقای حداد عادل نطقی کرده بودند که بله رهبری رومن رولان می خواند و خیلی کتاب خوان و شعر خوان هستند و کتابخانه 10000 جلدی دارند و از این قبیل و تعریض سخنشان این بود که مخالفان گرامی خفه شوید رهبرمان فرزانه است تو گویی شاه قبلی کتابخانه نداشت و 3 زبان زنده دنیا را به خوبی نمی دانست و یکی از تاثیر گذارترین و آگاهترین رهبران سیاسی جهان نبود که کارتر در آخرین سفرش به ایران چنان مهوع به تملقش پرداخت که گویی یکی از خدمه در حال مدیحه سرایی اربابش است همین تملق های کثیف و مهوع و چندش آور بود که جوان تحصیلکرده ی در سوییس و آشنا به دمکراسی را که سرنوشت پدرش را نیز پیش چشم داشت به آن خفت انداخت که گمان کرد عقل کل است و سکان مملکت را به تنهایی به دست گرفت و هر که دم زد خفه کرد و امکان اصلاح و آشتی را بست و هم خود و هم ایران را نابود کرد نکنید باعلی خامنه ای نکنید این کار را به امید روزی که در میهن عزیزمان “آقا” و “آقا زاده”از هر نوع و مرام و مسلک نداشته باشیم و هر ایرانی آقا و سرور خودش باشد و هر کس به حرفه تخصصی خود مشغول و دلها شاد و ظاهر و باطن ها یکی و شور زندگی در شریانهای جامعه به پویایی روان و جاری
قیاس شما قیاس مع الفارق است. “آقا” مشورتهای زیادی می گیرند و نقدهای بیشماری را می شنوند و به کار می گیرند. اما این به آن معنا نیست که افراد اجازه داشته باشند حرمت رهبری را زیر پا بگذارند.
ایشان رهبر و فرمانده کل قوا هستند، نه ارباب. این دو و نوع اطاعت از این دو، با هم خیلی تفاوت دارد. شاه یک ارباب بود. ارباب منافع خود را در نظر دارد و رهبر مصالح ملت را.
و با توجه به خلوص نیت، وسعت دید و نگاه همه جانبه، حرف شنوی از ایشان به صلاح ملت است. مشکلات هم از نافرمانی ها ناشی می شود نه از گوش به فرمانی ها. البته اطاعت مترادف تملق نیست.
اتفاقا الان تقریبا همان وضعیتی است که شما می خواهید. همه رئیس و اربابند و هر کسی راه خود را در پیش گرفته و هیچکس دیگری را قبول ندارد. آیا هرج و مرج کامل، کمال مطلوب شماست؟
آقاي آهستان حالا متوجه شدبد امام ؛آقا؛ رهبر براي عده اي فقط پله هاي نردبان است براي رسيدن به مقاصدشان؟!
راستي يك سوال هم از شما دارم اگر آقايتان بگويد ماست سياه است شما قبول ميكنيد؟ چه موقع به خودتان اجازه ميدهيد بگوييد نه؟
خب معلوم است که قبول نمیکنیم، چون در آن صورت معلوم میشود که در تشخیص ولی فقیه اشتباه کردهایم. ولی وقتی چنین اتفاقی نیفتاده، اطاعت از ولی فقیه واجب است. خیلی نکتهی سختیه؟
دیدگاه شما با دیدگاه رایج حکومتی که موجب این همه فساد شده است تفاوت دارد.یعنی شما معتقدید که ممکن است مردم به این نتیجه برسند که در تشخیص ولی فقیه اشتباه کرده اند و در این صورت دیگر اطاعت از او واجب نیست.محض اطلاعتان این دیدگاه از ولایت فقیه با آنچه پیروان مصباح ترویج می دهند متناقض است.
منظور من هم اينست كه چه موقع متوجه ميشويد اين اتفاق افتاده؟ شما خودتان متوجه ميشويد يا بايد متوجهتان بكنند؟ الان كه هر چه آقا ميگويند را شما چون وحي منزل قبول ميكنيد چه شرايطي پيش بيايد شما قبول مي كنيد ايشون از درجه ولي فقيهي ساقط شده؟
هر کسی در برابر خدا مسؤوله که به آنچه *واقعاً* بهش میرسه عمل کنه. من فکر نکنم آقای مصباح حرفی برخلاف این زده باشه. بحث سر اینه که این که مردم به این نتیجه برسند که در تشخیص ولی فقیه اشتباه کردهاند (و *واقعاً* به این نتیجه برسند، نه این که غرض، هوی، علائق و کینههای شخصی را دخیل کنند، جوگیر شوند یا نفاق داشته باشند)، دلیل نمیشود که نتیجهگیریشان درست باشد. هر کسی فقط در مقابل خدا مسؤول است.
ولی فقیه شرایطی دارد از جمله اجتهاد، عدل و تدبیر. در بعضی شرایط تشخیص این موارد آسان است و در برخی سخت. مثلاً اگر ولی فقیه به کاندیدای مورد علاقهی من رأی نداده باشد دلیل نمیشود که تدبیر نداشته باشد. یا این که زیردستهایش ظلم بکنند دلیل نمیشود که وی از عدل ساقط شده چون وقتی میتوان گفت وی مرتکب گناه یا ظلم شده که با قصد و آگاهی گناهی را انجام داده باشد و ما هم از این بابت مطمئن باشیم. مجلس خبرگان هم برای همین به وجود آمده تا سازوکاری برای رفع این ابهامها وجود داشته باشد.
ولی در عین حال اگر کسی *واقعاً* بهش ثابت شد که شخصی این شرایط را ندارد، میتواند از آن شخص اطاعت نکند و حتی واجب است با ظلم وی مخالفت کند. اما در عین حال بقیه مجبور نیستند همین نتیجهگیری را بکنند، مگر این که به آنها نیز ثابت شده باشد که شخص از ولایت ساقط شده.
هر وقت رهبر از وظایف قانونی خودش ناتوان بشه یا فاقد یکی از شرایط مذکور دراصول پنجم و یکصد و نهم بشه، یا معلوم بشه از اول هم فاقد بعضی از شرایط بوده است، از مقام خود بر کنار خواهد شد. تشخیص این امر به عهده خبرگان مذکور در اصل 108 می باشد.
توضیح: در اصل پنجم، ولی فقیه باید عادل، با تقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر باشه.
در اصل یکصد و نهم هم ولی فقیه باید:
۱- صلاحیت علمی لازم برای افتاء مختلف فقه
۲- عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام
۳- بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری
را دارا باشه.
به “یک ایرانی ”
1-بدون مدرک حرف میزنی و ادعا میکنی بعد میگی با مدرک جواب کامنت های مرا بدهید؟!!
شرم و حیا کیلویی چند است؟
2- کدام وام با کدام مدرک؟
به ” مهدی”
1-من در جمهوری تهران شمالی نیستم . بچه شهر قم هستم . با این ادعای کذب چی را ثابت میکنی؟
2- به آمار مراجعه کنی میفهمی مصرف سرانه انرژی تو این 20 سال به صورت معنا دار بالا نرفنه است. و درآمد سرانه ( البته به دلیل افزایش قیمت نفت ) بال رفته است آگر …دی نژاد نمیتواند مدیریت کند و این آفزایش در آمد سرانه را صرف افزایش تولید کند دلیل بیعرضگی و سوء مدیریت ( و البته به نظر من [خیانت به ایران و خدمت به اربابان صهیونیستش) است.
یعنی واقعا اینقدر نادان و بی اطلاع از اقتصاد هستید که نمیفهمید ثابتنگهداشتن نرخ ارز فقط برای خدمت به چینی ها و کلا خارجی ها و خیانت به تولید داخلی ایران است.
یعنی واقعا نمی فهمید ثابت نگهداشتن نرخ سوخت ( گاز و بنزین و گازوییل وبرق) در این 4 سال خیانت بود (علی رغم مصئبه افزایش هر سال 20%
بابا یک کمی سئاد؟
به ر
شرم و حیا در رفتار و گفتار آدما نمایان میشه و نمیشه کیلویی حسابش کرد.
اما این هم مدرک برای حرفم. هم در گوگل سرچ کنی، پیدا میکنی و هم در آماری که بانک مرکزی در اون زمان ارائه داده بود:
کوتاه مدتی بعد از پایان جنگ، اکبر هاشمی رفسنجانی سکان هدایت کشور را بر عهده گرفت و اجرای اولین برنامه پنج ساله توسعه اقتصادی بعد از انقلاب آغاز شد. در این دوره، همزمان با افزایش درآمدهای نفتی و دریافت وامهای خارجی، دولت سیاست درهای باز اقتصادی را به اجرا در آورد. با اجرای این برنامه، حجم واردات به سرعت افزایش یافت و از ۵/۱۶ میلیارد دلار در سال ۱۳۶۸ به بیش از ۳۰ میلیارد دلار در سال ۱۳۷۰ رسید. یکسان سازی نرخ ارز در فاصله کمتر از چند ماه به دلیل افزایش حجم نقدینگی، تورم، کاهش قیمت نفت و تشدید تحریمهای آمریکا علیه ایران متوقف شد و نخستین دور اصلاحات اقتصادی که دولت هاشمی رفسنجانی آن را آغاز کرده بود خیلی زود به بن بست رسید. متأسفانه اجرای این سیاست حجم بدهیهای خارجی دولت را به بیش از ۲۳ میلیارد دلار افزایش داد و تورم ۳/۴۹ درصدی را در تاریخ ایران ثبت کرد.
با بحرانی شدن اوضاع اقتصادی، دولت هاشمی رفسنجانی که از بازپرداخت وامها عاجز مانده بود با عقب نشینی از برنامههای اعلام شده خود، واردات را محدود کرد و سیاست تثبیت را در پیش گرفت. برنامههایی چون خصوصی سازی، راه اندازی موسسات مالی و اعتباری در قالب برنامه اول، توسعه و بازگشایی بازار بورس تهران از جمله برنامههایی بود که در دوره هاشمی رفسنجانی به اجرا درآمد. تلاش دولت هاشمی رفسنجانی برای آزاد سازی نظام ارزی به شکست منجر شد و نتیجه آن نرخ تورم حدود ۵۰ درصد و بدهی بی سابقه خارجی ایران بود.
به “یک ایرانی ”
1-بدون مدرک حرف میزنی و ادعا میکنی بعد میگی با مدرک جواب کامنت های مرا بدهید؟!!
شرم و حیا کیلویی چند است؟
2- کدام وام با کدام مدرک؟
به ” مهدی”
1-من در جمهوری تهران شمالی نیستم . بچه شهر قم هستم . با این ادعای کذب چی را ثابت میکنی؟
2- به آمار مراجعه کنی میفهمی مصرف سرانه انرژی تو این 20 سال به صورت معنا دار بالا نرفنه است. و درآمد سرانه ( البته به دلیل افزایش قیمت نفت ) بال رفته است آگر …دی نژاد نمیتواند مدیریت کند و این آفزایش در آمد سرانه را صرف افزایش تولید کند دلیل بیعرضگی و سوء مدیریت ( و البته به نظر من [خیانت به ایران و خدمت به اربابان صهیونیستش) است.
یعنی واقعا اینقدر نادان و بی اطلاع از اقتصاد هستید که نمیفهمید ثابتنگهداشتن نرخ ارز فقط برای خدمت به چینی ها و کلا خارجی ها و خیانت به تولید داخلی ایران است.
یعنی واقعا نمی فهمید ثابت نگهداشتن نرخ سوخت ( گاز و بنزین و گازوییل وبرق) در این 4 سال خیانت بود (علی رغم مصوبه افزایش هر سال 20%
بابا یک کمی سواد؟
ر شما با سوادی بس
به ر
ببخشید چون دو بار سؤال کردی، من هم دو بار برات جواب میذارم.
شرم و حیا در رفتار و گفتار آدما نمایان میشه و نمیشه کیلویی حسابش کرد.
اما این هم مدرک برای حرفم. هم در گوگل سرچ کنی، پیدا میکنی و هم در آماری که بانک مرکزی در اون زمان ارائه داده بود:
کوتاه مدتی بعد از پایان جنگ، اکبر هاشمی رفسنجانی سکان هدایت کشور را بر عهده گرفت و اجرای اولین برنامه پنج ساله توسعه اقتصادی بعد از انقلاب آغاز شد. در این دوره، همزمان با افزایش درآمدهای نفتی و دریافت وامهای خارجی، دولت سیاست درهای باز اقتصادی را به اجرا در آورد. با اجرای این برنامه، حجم واردات به سرعت افزایش یافت و از ۵/۱۶ میلیارد دلار در سال ۱۳۶۸ به بیش از ۳۰ میلیارد دلار در سال ۱۳۷۰ رسید. یکسان سازی نرخ ارز در فاصله کمتر از چند ماه به دلیل افزایش حجم نقدینگی، تورم، کاهش قیمت نفت و تشدید تحریمهای آمریکا علیه ایران متوقف شد و نخستین دور اصلاحات اقتصادی که دولت هاشمی رفسنجانی آن را آغاز کرده بود خیلی زود به بن بست رسید. متأسفانه اجرای این سیاست حجم بدهیهای خارجی دولت را به بیش از ۲۳ میلیارد دلار افزایش داد و تورم ۳/۴۹ درصدی را در تاریخ ایران ثبت کرد.
با بحرانی شدن اوضاع اقتصادی، دولت هاشمی رفسنجانی که از بازپرداخت وامها عاجز مانده بود با عقب نشینی از برنامههای اعلام شده خود، واردات را محدود کرد و سیاست تثبیت را در پیش گرفت. برنامههایی چون خصوصی سازی، راه اندازی موسسات مالی و اعتباری در قالب برنامه اول، توسعه و بازگشایی بازار بورس تهران از جمله برنامههایی بود که در دوره هاشمی رفسنجانی به اجرا درآمد. تلاش دولت هاشمی رفسنجانی برای آزاد سازی نظام ارزی به شکست منجر شد و نتیجه آن نرخ تورم حدود ۵۰ درصد و بدهی بی سابقه خارجی ایران بود.
” ر ”
پاسخ جنابعالی را در پست قبل گذاشتم ، تشریف ببرید مطالعه نمائید.
به آهستان و بقیه:
در مورد آن دو خبر،من هم قبول دارم که موثق نیستند.
من نمی دانم تعریف شما از صراحت چیست.اما هر کس آن بالا بنشیند بلد است بگوید با هم دوست باشید،تفرقه نیاندازید،به هم اتهام نزنید.ایشان رهبر مملکت نشده که این حرفها را تحویل بدهد.ایشان قرار بود عملا اختلاف ها را حل کند.
شخصا به وجود نهادی به نام رهبری اعتقادی ندارم و آن را اضافی و موجب فساد می دانم.تنها فلسفه ای که تا حدی برای وجود رهبری به نظرم قابل قبول می آید همین است که وی شخصیتی کاریزماتیک داشته باشد و به قولی باعث اجماع مردم بشود.کسانی مثل گاندی،خمینی یا چند رهبر دیگر کم و بیش این خصوصیت را داشته اند.خامنه ای علیرغم همه تلاشها هرگز شخصیتی کاریزماتیک نبوده و یکی از نتایج رهبری او تفرقه ای عجیب و بی سابقه در بین مردم ایران بوده که خب در بحثهای همین وبلاگ می توانید نشانه هایش را ببینید.
اما نمی توانم خامنه ای را زیاد هم مقصر بدانم.نهاد رهبری در جمهوری اسلامی دچار تناقض غیر قابل حلی شده.قرار بوده نهادی کاریزماتیک باشد و به همین خاطر رهبر را نایب امام زمان معرفی می کنند و حتی او را مجاز می دانند که نماز و روزه را تعطیل کند و از سویی برای حفظ وجهه دموکراتیک حکومت مجبورند برایش قانون دنیوی هم بنویسند اما عملا کسی به آن پایبند نباشد.او صاحب یک دستگاه عریض و طویل موازی دولت و دهها بنیاد و نهاد ریز و درشت است که هیچگونه حسابرسی بر آنها انجام نمی پذیرد و زمانی که مجلسی آنقدر جرات به خرج می دهد که بخواهد کمی از اختیاراتش را محدود کند مانند محمد علی شاه کلنل لیاخوف می فرستد که مجلس را به توپ ببندد(اشاره به حمله به مجلس ششم).نهایتا اینکه خامنه ای الان حتی همان رهبر هم نیست و فقط یک سلطان دیگر است از نوع عمامه به سر.
به سبز سبز
گفتی: «او صاحب یک دستگاه عریض و طویل موازی دولت و دهها بنیاد و نهاد ریز و درشت است که هیچگونه حسابرسی بر آنها انجام نمی پذیرد و زمانی که مجلسی آنقدر جرات به خرج می دهد که بخواهد کمی از اختیاراتش را محدود کند مانند محمد علی شاه کلنل لیاخوف می فرستد که مجلس را به توپ ببندد(اشاره به حمله به مجلس ششم).نهایتا اینکه خامنه ای الان حتی همان رهبر هم نیست و فقط یک سلطان دیگر است از نوع عمامه به سر»
باید بگم که:
در این نظام، ولیفقیه به دو نهاد باید پاسخگو باشه
اول: نهاد قانونی مجلس خبرگان رهبری
دوم: نهاد افکار عمومی(مردم)
در مورد نهاد اول، اصل صد و یازدهم قانون اساسی میگه: هرگاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم گردد، یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده است، از مقام خود بر کنار خواهد شد. تشخیص این امر به عهده خبرگان مذکور در اصل یکصد و هشتم می باشد.
در مورد نهاد دوم هم امام علی (ع) می فرمایند: ( ای حاکم ) اگر رعیت بر تو گمان ستم برد، عذر خود را آشکارا با آنان در میان گذار وبا این کار از بد گمانی شان در آر.
این صحبت امام، دلالت برپاسخگو بودن حاکم در برابر مردم داره.
امام خمینی هم معتقدند که فقیه حاکم باید در برابر هر کدوم ازافراد ملت، خودش رو پاسخگو بدونه و هر فردی در برابر سایرین می تونه از فقیه توضیح بخواد.
البته سه تا نکتهی مهم هم وجود داره:
اول اینکه باید شأن فقیه رعایت بشه
دوم این که، منتقد به اندازهای تخصص داشته باشه که پاسخ رو بفهمه و سوم اینکه درخواست توضیح او مربوط به اسرار مملکتی نباشه.
برای همین من با نظرت موافق نیستم.
خب نیست عزیز جان، پاسخگو نیست.مجلس خبرگان بعد از سی سال تا به حال حتی یک تذکر به یکی از دو رهبر جمهوری اسلامی نداده است.حتی یک گزارش ساده هم از نحوه نظارت این نهاد بر رهبری در دست نیست.هیچ حسابرسی بر بنیادهای تحت نظر رهبر و صدا و سیما انجام نشده است.یک بار مجلس خواست از صدا و سیما تفحص کند دیدیم چه کردند،چرا مجلس خبرگان آن زمان وارد عمل نشد و عمل مجلس را تایید نکرد یا اگر مجلس را قبول نداشتند خودشان تحقیق و تفحصی به عمل نیاوردند.
از نهادهای عمومی هم حرفی نزنیم بهتر است.فقط در دو سه ماه اخیر 25 روزنامه (همشهری آخرینشان) تعطیل شده اند.احمد زیدآبادی به خاطر نگذاشتن کلمه معظم پشت اسم آقای خامنه ای به حبس و تبعید محکوم شده.در این فضا چه نظارتی ممکن است؟
اگر ولی فقیه یک مسوول است در جمهوری اسلامی مثل سایر مسوولین دیگر این مقدس بازی و نایب امام زمان بودنش چیست؟ اگر هم فردی است مقدس و در حد جانشینی معصوم و [تقریبا] غیر قابل انتقاد، دیگر نوشتن قانون و محدود کردنش چه فایده دارد؟ این تناقض را حل کنید اگر می توانید.
به یک ایرانی:
ایشان حق ندارند سر خود زیر سوال بردن انتخابات را جرم تلقی کنند.ایشان فراتر از قانون نیستند و چنین چیزی در قانون اساسی همین جمهوری اسلامی هم به عنوان جرم تعریف نشده.قبلا هم گفتم ممکن است در تاکسی و اتوبوس کسی جوگیر بشود و بگوید زیر سوال بردن انتخابات جرم است باید بگیرند پدرشان را دربیاورند! شان این حرف در حد همان تاکسی و اتوبوس است.رهبر مملکت که جزو عوام نیست.
موقتا من هم فرض می کنم رهبری نهادی واقعا مفید در جمهوری اسلامی است.اشکال من به این نهاد این بود که ایشان مبهم حرف می زنند و بارها شده عده ای از صحبتهای ایشان برداشت قتل و حذف دیگران را کرده اند و بعد ایشان صرفا گلایه ای بی اثر کرده است که عملا در تکرار آن رفتارها تاثیری نداشته است.اگر ایشان از قتلهای زنجیره ای که منتسب به عوامل ایشان است،ناراحت بودند آیا واقعا نباید کاری می کردند که الان همان عوامل یا مشابه آنها فاجعه کهریزک را به بار نیاورند؟فقط حرف زدن که کافی نیست.ایشان صبح تا شب بگوید تفرقه نیاندازید،اما شاهد بوده ایم که در طول این سالها این رذیلت های اخلاقی نه تنها کم نشده اند که به طرزی نجومی افزایش هم یافته اند.
مشکل چیست؟”آقا” یا نمی خواهد با عوامل خودسر برخورد کند یا نمی تواند که در هر دو حالت شروط رهبری ایشان زیر سوال می رود.ایشان رهبر مملکت است نه صرفا یک ناصح.
ببینید میگن با هرکسی قد عقلش حرف بزن
حالا عده ای عقبشون نمیتونه بعضی چیز ها رو تحلیل کنه خوب حتما مخاطب نبودن
بعضی ها میان حرف ها رو به خودشون میگیرن
مثل تیتر امروز اعتماد و یک دو روزنامه دیگه
تبتر زدن با یک اشتباه کسی منافق نمیشود
این یعنی ما منافق نیستیم چون آقا گفته با یک اشتباه منافق نیست
اصلا آقا خطابش به شما نبوده
که بخواهی منافق باشی یا نه
آخ گفتی!
۱- زیر سؤال بردن انتخابات و نادیده گرفتن رأی اکثریت، ظلم به اکثریت و نادیده گرفتن حق مسلم اونهاست و طبق قانون، تجاوز به حق دیگران، جرمه. بنابراین رهبر حق داره که بنابر اصل عادل بودنش، عدالت رو برقرار کنه و از حق اکثریت، با اصل شجاع بودنش، دفاع کنه.
در ضمن بنابر اصل مدیریتش باید این شلوغیها رو مدیریت میکرد تا حکومت رو بنابر اصل داشتن بینش صحیح سیاسی و اجتماعیش، حفظ کنه.
۲- اتفاقا بنظر من ایشون خیلی واضح و رک حرف میزنن. اما عدهای چون دوست دارن که حرف مورد علاقهی خودشون رو از دهان ایشون بشنوند و این اتفاق نمیافته، ایشون رو به مبهم و دو پهلو حرف زدن، متهم میکنن.
مثلا در نماز جمعهی ۲۹ خرداد، هر دو طرف شاکی بودند.
حامیان موسوی میگفتن که چرا نگفت انتخابات، تجدید بشه.
طرفداران دولت هم میگفتن که چرا به هاشمی نتوپید. برای همین بود که وقتی ایشون فرمودند که مواضع احمدی بمن نزدیکتره تا هاشمی، ناگهان شروع کردند به تکبیر فرستادن، طوریکه هر دو دستشون رو در هوا مشت کرده بودند.
بنظر من این عکس العمل از هر دو طرف، بخاطر دو پهلو حرف زدن ایشون نبود، بخاطر این بود که هر دو طرف، حرف دلخواهشون رو نشنیدند.
در اون روز ایشون هم به احمدی اعتراض کردند که چرا دورههای قبل از خودش رو زیر سؤال برده، و به موسوی هم اعتراض کردند که چرا کارهای خوب دولت نهم رو نادیده گرفتند و اینکه چرا به رئیس جمهور دولت نهم، القاب خرافهگرا، رمال، دروغگو …. نسبت دادند.
بنظر من ایشون خیلی واضح و عادلانه صحبت کردند.
در ضمن در اون روز ایشون خود هاشمی رو تنزیه کردند اما گفتند دربارهی فرزندانشون باید از طریق دادگاه پیگیری بشن.
در ضمن کی میتونست فکرش رو بکنه که قاضی مرتضوی، بیعرضگی رو بحد کمال خودش برسونه و دانشجوها رو قاطی اراذل و اوباش بفرسته کهریزک ( امیدوارم بزودی در مناظره با زاکانی، مرتضوی چنان ناک اوت بشه که از صحنهی قوهی قضاییه محو بشه ).
رهبر، وقتی متوجه شدند، سریع دستور تعطیلی اونجا رو صادر کردند و بعدها هم گفتند بچههای چند تا از دوستای صمیمی خودم هم در این ماجرا کشته شدند.
اتفاقا ایشون اولین کسی بودند که از کهریزک با خبر شدند، طوریکه بعد از چند روز قوهی قضاییه اعلام کرد که ما اولین بار با دستور مستقیم رهبری، متوجه این موضوع شدیم.
این نشونهی بیعرضگی قوهی قضاییه است و رهبری وظیفهی خودشون رو بموقع و در اولین فرصت انجام دادند.
کامنت بالا خطاب به سبز سبز بود.
حرفت در مورد نتونستن یا نخواستن رهبری در مورد کارائی که در نظام اتفاق میافته صحیح نیست دست و پای اقا رو یه جورائی میشه گفت که بستن مثل حضرت امیر الموئمنین که در مورد جنگ صفین و ماجرای حکمیت اگه اعتراض میکرد مطمانا کشته میشد اقا هم الان یه جورائی همین وضع و پیدا کرده الن اقا در وضعیتی که مجبوره فقط نصیحت کنه البته تا جایی که بتونه هم جلوی بعضی کارای خلافو میگیره
عجب توجیهی.پس با این حساب دیگر معلوم نیست کدام حرفهای آقا واقعا حرف خودشان است و کدام حرفشان را دیگران مجبورش کرده اند بزند.
آمدی ابرویش را درست کنی زدی چشمش را هم کور کردی.خود من هم که این همه انتقاد کردم دیگر آش را تا این حد شور نکرده بودم که رهبر مملکت را تا حد آلت دست یک گروه نامعلوم! پایین بیاورم.
به هر حال اینهم ممکن است.
به سبز سبز
با هومن کل کل نکن. جوابی که دادم رو بخون.
متاسفانه سر قضیه مشایی بخشی از اصولگرایان نمره خیلی بدی گرفتند. با اینکه پس از نمازجمعه تاریخی آقا که از هاشمی دلجویی کرد انتظار میرفت که این طیف دست از سر هاشمی بردارند ولی متاسفانه اینطوری نشد. زمان خاتمی، آقا از دست این نانجیب حرص و جوش خورد اما الان از دست دو طرف باید غصه بخوره. خاک بر سر این بخش از اصولگراها که قدر اقا رو نمیدونن. اقا گنجی است که خدا به ما هدیه کرده ولی حیف.
اما اون طرف قضیه رو هم باید دید که با اینکه اقا اینقدر از هاشمی حمایت کرده و حتی مورد طعن بعضی از اصولگراها هم قرار گرفته که آقا رو به بیعدالتی و مصلحت اندیشی غیر شرعی متهم میکنن ولی واقعا هاشمی قدرنشناس شده. خیلیها انتظار داشتن بعد از نماز جمعه اقا هاشمی از ایشون تشکر کنه ولی…
به علی
ما افتخار میکنیم که چشممون به دهان آقامون باشه. تو این 30 سال هم هرکس که حرف اقا رو گوش کرده خیر دنیا و آخرت نصیبش شده. حئاقل بهتر از شماهاست که چشمتون به دهن بی بی سی و اوباماست که ببینن اونا چی میگن شما هم کورکورانه اطاعت کنید. از شاه همجنس باز گفتی . انشاء الله خداوند تو و امواتت رو با شاه و پدرش محشور کنه. ولی اگر این شاه یکی از اگاه ترین رهبرای دنیا بود چرا نتونست از پس یه پیرمرد 77 ساله بربیاد و تاج و تختش دست آخونها افتاد؟البته اگر من هم با پول رعیت بدبخت میرفتم فرنگ درس میخوندم بلد بودم دو کلمه فرنگی حرف بزنم. این شاه که اینقدر با عرضه بود چرا نتونست مانع جدایی بحرین از ایران بشه؟خاک بر سرت که خودتو به نفهمی زدی. مستشارای امریکایی به ناموست تجاوز میکردن شاه اسشون کاپیتولاسیون تصویب کرد که راحت باشن.
آدم از اینجا دردش میگیره که زمان خاتمی ما از هاشمی دفاع میکردیم و این جلبکهای سبز که اون موقع یه رنگ دیگه داشتن( مثل رنگ فعلیشون که قهوهایه) فحش ناموسی به هاشمی میدادن. یادمه میگفتن توسعه سیاسی با هاشمی نمیشه( تازه این مودبانه ترین حرفشون بود) یادمه کتاب عالیجناب چیزپوش اکبر گنجی دست این حضرات دست به دست میشد چون توش هاشمی به هزار تا جنایت وحشتناک متهم شده بود. حتی همین جلبکهای قهوهای موضوع اقازاده ها رو مطرح کردن تا هاشمی رو بکوبند چون با کوبیده شدن هاشمی رهبری زیر سوال میرفت.
من واقعا دوست دارم بدونم چرا جلبکهای سبز امروز دارن سنگ هاشمی و بچههاشو به سینه میزنن. حداقل مثل توحیدلو یه ذره شهامت و صداقت داشته باشن درباره هاشمی سکوت کنن. البته این واسه ما پیروزی محسوب میشه که جلبکهای سبز دارن حرفهای ما رو تکرار میکنن. شهید بسیجی و خیلی از مفاهیم دیگه ولی کلا خیلی بدبختن چون بعد از 15 سال تخریب هاشمی امروز دارن دم خونهاشگدایی میکنن که بیا نماز جمعه بخون ما بتونیم بییایم چند تا سطل زباله اتیش بزنیم
ببين يه سر به كانتهاي پست قبل بزن.اونجا بهت جواب دادم.
كانت= كامنت!
ولی خیلی افتخاره که آدم مطیع فردی باشه که تو 20 سالی که از رهبریش میگذره مواضع و افکارش ثابت بوده و طرفداراش حاضرن واسش خون بدن. نه مثل رهبر جنبش سبز اموی که وقتی میخواست کاندید بشه طرفدارهای خاتمی اون رو به لجن کشیدن طوری که آرمین گفت موسوی کاریکاتور کروبیه. یا ایام انتخابات فحش چارواداری به کروبی میدادن که چرا کنار نمیکشه اما الان هندونه زیر بغلش میذلرن و بهش میگن شیر اصلاحات(آمریکایی)ما حاضریم جونمون رو واسه سید علی بدیم مثل سبزهای لجنی هم باتوم و گاز اشک آور رو بهونه نمیکنیم. پشت در توالت عمومی هم فحش نمینویسیم. مثل مرد تو میدون ایستادیم اگر مطیع چیز حسین هستید مرد باشید بیایید جلوی گلوله حکومت رو دمر کنید.
پلنگ صورتی:
“خیلی افتخاره که آدم مطیع فردی باشه که تو 20 سالی که از رهبریش میگذره مواضع و افکارش ثابت بوده و طرفداراش حاضرن واسش خون بدن”
———————————-
هیچ افتخاری نداره.جوانان سیاه پوش طرفدار هیتلر(Schutzstaffel یا همان SS معروف) تا زمانی که او خودکشی کرد 100% طرفدارش بودند و حتی در زمانی که روسها برلین را زیر آتش توپخانه گرفته بودند اینان خانه به خانه کسانی را که گمان می بردند مخالف هیتلر باشند دستگیر می کردند و در ملا عام دار می زدند.خلاصه اینکه فکر نکنید نظام شما خیلی تحفه خاصی است. مثل این نظام زیاد در دنیا آمده و رفته و الگوهای اصلی نظام شما یعنی آلمان نازی و روسیه استالینی سالهاست که به زباله دان تاریخ رفته اند و افسوس که اگر تاریخ در این مملکت درست تدریس می شد ما شاهد خیلی از فجایع نبودیم.
دلیل بهتری برای اطاعت کورکورانه از یک انسان دیگر پیدا کنید.
اره جناب سبز سبز افتخاره مطیع کسی باشی که تو 20 سال عقائدش در مورد این نظام ثابت مونده لاقل مثل اون مردک چیز نیستیم که تاوقتی این نظام براش داشت عاشق رهبری بود حالا که نداره تمام قد در مقابل رهبری ایستاده و شما که جوونای این ملتو با اس اس مقایسه میکنی صد در صد در اشتباه به سر میبری چون اونا هدف درستی نداشتن و به ظالم خدمت میکردن خب مسلمه که اخر حکومت طرف از دورش پراکنده بشن اونا یه مشت ادمی بودن که دین و ایمان درستی نداشتن نه یه جوون شیعه که با فرهنگ شهادت بزرگ شده شما برو واسه حرفات دلیل بهتری پیدا کن
شما نوشته من را درست نخواندید.پلنگ صورتی دلیل پیروی از رهبر را ثابت ماندن او بر مواضعش در طول بیست سال می داند. من هم با ذکر این مثال خواستم بگویم این دلیل خوبی نیست.
یک بار دیگر نوشته مرا با دقت بخوانید.دارم می گویم تا زمانی که برلین اشغال شد و نظام آلمان نازی کلا برچیده شد،افرادی بودند که به هیتلر وفادار مانده بودند و حتی قسمتهایی از شهر را سنگر بندی می کردند و با دست خالی می خواستند جلوی روسهای تا دندان مسلح بایستند و خیلیهایشان هم در این راه زیر تانکهای روسی له شدند.هرگز نمی توان گفت آنها آدمهای ترسویی بودند.نه خیر،مشکل جای دیگری بود.
بسیاری از آنها هم فکر نمی کردند که به قول شما به “ظالم” خدمت می کنند.از نظر آنها پیشوا پدر ملت آلمان و اطاعت بی چون و چرا از وی واجب بود.شما فکر می کنید نظام شما خیلی ایده اوریجینالی است در صورتی که اگر کمی تاریخ را مطالعه کنید می بینید که تمام ایده های این نظام اعم از دنیوی یا مذهبی قبلا در نقاط مختلف جهان امتحان شده و جمهوری اسلامی پدیده آنچنان نویی هم نیست.متاسفانه هر چه از عمر این نظام گذشته ایده های دموکراتیک و آزادیخواهانه آن کم شده و به فاشیسم نزدیکتر گشته است و این مسیری است که اگر اصلاح شود می توان حتی با همین حکومت هم به آینده ایران امید داشت.
به “یک ایرانی”
iهاشمی وقتی اومد دلار را از 70 ریال کرد 600 وبعد 1750 ریال یعنی از حالا به بعد تولید در ایران اقتصادی است اما زالوهایی که در موتلفه بودند و امثال محصولی و پسران جنتی و امامی کاشانی دست به چپاول زدند و دیگه هاشمی هم نتونست مدیریت کنه چون از نظر سیاسی به ویژه در کابینه دومش زیر آبشو زدند(رای عدم اعتماد به نوربخش) ولی …دی نژاد که اومد ارز را ثابت نگهداشت تا با پول ایرانی ها دوبی و قبرسو ترکیه و …آباد شود. نرح واقعی دلار در ایران امروز بالاتر از 40000 زیال است و دولت نهم و دهم برای خیانت و جلوگیری از تولید داخلی و کمک به واردات و زمین زدن کشور و تبدیل پولهای خودشان به ارز ؛ ارز را با تزریق مصنوعی ثابت نگهداشته اند. ( و البته آمارسازی که صنعت اصلی این دولت است)
ضمنا آمار را با مدرک ارائه میکنند نمیگویند برو سرچ کن پیداش میکنی.
به “چغوک”
کی از هاشمی دفاع کرد؟ در مقایسه با …دی نژاد بود گفتیم …دی نژاد خائن و آنوسی است ولی هاشمی اشتباه داشت اشتباهات زیاد و ناجور.
یادتون رفته بعد از پایان دولت هاشمی ؛ خامنه ای گفت هیچ کس برای من هاشمی نمیشه ! این همون 20 سال حرف ثابته ؟! یا تقیه بود؟ ضمنا یکی از اونهایی که خیر دنیا و آخرت نصیبش شده معرفی کن ببینیم کیانند؟ و خیر دنیا اگر منظورت پول و قدرت است که بدان دنیای شما ( به فرموده مولا) از نم عطسه بز هم کم ارزشتر است! خیر آخرت را هم که کسی را نمیشناسم راجع به آن نظر بدهد.
مگر ما مثل شما حقوق بگیریم که پول بگیریم و دفاع کنیم.
در آخر این که لطفا امام را با اینها قاطی نکن . چون این کار مثل اینه که بیای با دفاع از پیغمبر شروع کنی و به دفاع ار معاویه و یزید ختم کنی.
به” پلنگ صورتی”
1-علاوه بر یااداشت قبلی ( به چغوک”
2-امویان رنگ لباسشون سبز نبود.
3- حاکم بودند و در زندان مخالفان را میکشتند.(
4- تبعید میکردند(
5- ترور میکردند( مج العذراء و حجر بن عدی)
6-برا تثبیت حکومت پول بیت المال را پخش میکردند.
حالا با این نشانی ها جنبش سبز به امویت بیشتر شبیه است یا ستاد ضدسبز .
به فرموده سید الشهدا ” الناس عبید الدنیا و الدین لغق علی السنتهو فاذا محصو بالبلائ قل الدیانون”
خوشحالم که در ستاد ضد سبز علاوه بر ناکارآمدی و نادانی و کم سوادی؛ بی اطلاعی از دین و ارکان آن و تاریخ اسلام نیز بسیار چشمگیر است
“الحمد الله الذی جعل اعدائنا من الحمقاء
گفتیم …دی نژاد خائن و آنوسی است
متاسفم که کلمه آنوسی را برای تحقیر احمدی نژاد به کار می برید.مذهب فعلی یا قبلی او یا اجدادش هیچ ربطی به شخصیتش یا عملکردش ندارد.این طرز فکر که یهودیان اعم از معتقد یا آنوسی عضو انجمنی سری هستند که هدفش فقط سلطه بر جهان است از جنس توهماتی است که جمهوری اسلامی رواج می دهد و تقریبا هیچ جای دیگر دنیا به جز ایران خریدار ندارد.
زیباترین شعار خاتمی ایران برای همه ایرانیان بود،بدون هیچ قیدی و هیچ تبعیضی.اگر می خواهیم این شعار در عمل هم به واقعیت تبدیل شود،باید خود ما هم قلبا و عملا به آن پایبند باشیم و تحقیر افراد به خاطر مذهبشان آشکارا با آن شعار متناقض است.
به سبز سبز
نمیشه که هی شایعات رو تکرار کنی، بعد برای اینکه کسی بهت نپره، زود بگی من که قبول ندارم.
دربارهی دو تا شایعهی قبلی، همین کار رو کردی.
عزیز من چرا رندی میکنی؟ اگه قبول نداری، چرا تکرار میکنی؟
درباره این آخری هم که شایعهای صد در صد غلطه چون اولین بار، صهیونیستها در سایت رسمی دولت کذاییشون، این مطلب رو گفتند تا احمدی رو در برابر نظریهی هولوکاست، خلع سلاح کنن.
متوجه منظورم نشدید.من با فرض اینکه اصل قضیه درست باشد و احمدی نژاد آنوسی باشد با قضیه مخالفت کردم.با اینکه گندکاریهای احمدی نژاد را به نژادش یا مذهبش نسبت بدهیم.
دو خبر قبلی حسابشان جداست.
جناب (ر)کسی نمیگه که هاشمی واسه این نظام زحمت نکشیده بحث سر اینه که همون اتفاقی که برا طلحه و زبیر افتاد داره واسه هاشمی هم می افته طلحه و زبیر جزء 8 نفری بودن که برا ی دفاع از حق مولا سراشونو تراشیدن و اماده دفاع شدن ولی بعدها توسط بچه هاشون گمراه شدن و کار به اونجا رسید که روبروی حضرت ایستادن و اماده جنگ شدن حضرت امیربعد از مرگشون در مورد اونا گفت که با شمشیراشون چه غم هایی رو از دل رسول الله برداشتن ولی همونطور که میدو نیدعاقبت بخیر نشدن حالا اون اتفاقات دقیقا داره در زمان ما میافته اگه شما بخواین واسه این حرف رهبر به ایشون خرده بگیرین که رهبر حرفاش در مورد اشخاص ثابت نیست یا از روی تقیه بوده اول باید به پیغمبرو حضرت علی که معصوم هم هستند ایراد بگیرید و در ضمن این نشانیهایی که دادی دقیقا با جنبش سبز جلبکی مطابقت داره شما حاکم نیستید در عوض تو خیابون ادما رو میکشید از قبیل زیر گرفتن ادما با ماشین. ترور میکنید همون کاری که با ندا کردین و انداختین گردن نظام. برا پیشبرد کاراتون پول میدیدنمونش ستادای انتخاباتی موسوی در موقع انتخابات تبعید در قدرتتون نیست وگرنه اونم با کمال میل انجام میدادید و اون جملتم اینطور درست کنی خوبه (الحمدالله الذی جعل اعدائنا من العقلاء وجعلنا من الحمقاء)…
1- من با علی که در مورد “آقا” صحبت کرده یکی نیستم (کسی هستم که در پست قبل آهستان سوالاتی در مورد آقای خامنه ای پرسید و البته هیچ کس هم ظاهرا جوابی نداشت که من لا اقل هدایت کنه)
2- به نظر من مطیع “مطلق” بنی بشر غیر معصومی بودن درست تیست. کسی که معصوم نیست جایز الخطاست و کسی که جایز الخطاست شایستگی اطاعت مطلق رو نداره! این یک امر واضحه، یعنی به ازای تمام اوامری که می ده تا جایی که برای ما امکان داره باید از حق بودنش مطمئن باشیم. صرف اینکه فرمان و حکم رهبر بوده مسئولیت بررسی حق بودن رفتارمون رو از ما سلب نمی کنه! چون مسلما اون دنیا بهمون نمی گن که تو گرچه عملت حرام بوده اما چون فرمانبردار بودی می بخشیمت! اگر اینطور بون اصلا نیازی نبود خداوند متعال به خودش این همه زحمت بده و موجودی خلق کنه که تفاوتش با موجودات دیگر در قدرت تفکرشه! و بعد به خاطر این خلقت به خودش تبریک بگه!
3- حالا تو جامعه ایی که “آقا” قرار نیست به هیچ کس در مورد عملکردشون پاسخگو باشند و خدا را شکر آن بخش از علما هم که قرار است نظارت داشته باشند خودشان غیر مستقیم توسط “آقا” انتخاب می شوند و در نتیجه اکثریتشان غیر از تایید همه امور کار دیگری ندارند و هر سال جمع می شوند و یک شام و ناهار کنار هم می خورند و می روند… اگر فرض هم کنیم که تا اینجا “آقا” خیلی خوب بوده اند و تمام احکامی که صادر کرده اند حق بوده و تمام آنهایی هم که صادر نکرده اند باز هم حق بوده، هیچ کس نمی تواند تضمین کند که از این پس و تا آخر همینگونه می مانند. هیچ کس نمی تواند به طور مطلق بگوید که ایشان هیچگاه هیچ حکم ناحقی صادر نخواهند کرد و هیچ عمل حرامی انجام نخواهند داد. چه بسیار بوده اند آدم هایی که در طول تاریخ از آقای خامنه پرهیزگارتر بوده اند اما در طرفه العینی همه چیز را خراب کرده اند. و بزرگترین سوال من در مورد این حکومت که مرا وامی دارد حقانیتش را نپذیرم دقیقا در همین نقطه است. اینکه اگر روزی چنین اتفاقی افتاد و “آقا” خدای ناکرده به بیراهه رفتند، ما هم باید با ایشان به بیراهه برویم؟ اصولا در این شرایط و با توجه و قوانین فعلیمان چه کسی یا کسانی واقعا توانایی آن را دارند که قدرت را از او بگیرند؟ اگر جوابتان مجلس خبرگان است که همانطور که گفتم خودشان به صورت غیر مستقیم توسط رهبر انتخاب می شوند و آنقدر ماشا الله امکان صحبت در مورد رهبر را دارند که تا یکیشان کوچکترین حرفی می زند فوری بقیه خفه اش می کنند و امضا جمع می کنند ….
سلام
علی آقا
هر زمان که حقیقت وجود خود را در این عالم فهمیدیم، معنای نظام ولایت فقیه را هم می فهمیم.
حقیقت وجودی ما در این عالم تعبد است و بندگی. یعنی ما تنها برای بندگی خداوند و خضوع در مقابل او هم اکنون در این دنیا هستیم.
زمانی که اسلام و مذهب شیعه را پذیرفتیم. ائمه معصومین علیهم السلام را به عنوان جانشینان خداوند در زمین می پذیریم. و با قبول معصومیت آنان اطاعت مطلق را می پذیریم.
البته این حرف به معنای عدم انتقاد نیست. ولی انتقاد هم به معنای عدم اطاعت نیست.
ولایت مطلقه فقیه با ادله فقهی و عقلی ادامه امامت با همان اختیار در زمان غیبت است. اما مهم در این زمان یافتن ولی است که قانون اساسی ما که مصوب مردم است راه را مشخص کرده.
بعد از انتخاب ولی مطلقه فقیه باز هم همان نظام بندگی خداوند این بار به صورت اطاعت از ولی فقیه ظاهر شده.
اما اشکال کار این است که ما از کجا بدانیم رهبر انقلاب بهترین کسی که در جایگاه ولایت باید قرار بگیرد. اینجا رجوع به عقل می کنیم و عقل جمعی ما به قانون اساسی انجامیده است.
بنابراین ما به عنوان یک موجود عاقل تمام تلاش خود را برای شناسایی بهترین فرد انجام داده ایم و تکلیف از ما برداشته شده. و از اینجا به بعد اطاعت از ولی فقیه روش ماست. ا
ما انتقاد بررسی و تفصیل صحبت های و منویات ایشان به هیچ وجه مخالفتی با اطاعت ندارد.
اما در مورد دور (انتخاب ولی فقیه انتخابات نظارت شورای نگهبان ولی فقیه) اگر شما پیشنهاد بهتری دارید بفرمایید ما سراپا گوشیم.
درسته علی اقا مطیع مطلق بنی بشر البته بغیر از امام معصوم که حرفش حرف خداست صحیح نیست ولی این وظیفه ماست که در نبود حجت خدا و امام معصوم تا وقتی که خطائی از ولی فقیه ندیدیم مطیع اون باشیم و اگر غیر از این باشه اشتباه کردیم و در مورد انتخاب اکثر علما از طرف اقا حرفت اشتباهه چون سایر مراجع رو رهبری انتخاب نمیکنه و اگه رهبر خطائی بکنه مراجع اونقدر قدرت دارن که جلوی رهبری وایسن
با توجه به اینکه یک نفر دیگر هم با اسم علی کامنت می گذارد من از این به بعد با نام “علی ایرانی” کامنت خواهم گذاشت … و البته همچنان با مشقت فراوان…
دقیقا مسئله همین جاست، که از نظر من خطاهای زیادی سر زده که در طولانی مدت سبب شده که جامعه ما دچار التهابات فعلی شود.
به عنوان نمونه
1- هیچ کس منکر این نیست که هاشمی رفسنجانی در دوران ریاست جمهوری و حتی بعد از ان بیش از آنچه سهم در پیروزی انقلاب داشته است منفعت برده و رانت خواری کرده (البته این حرف من به معنای تایید حرکت احمدی نژاد برای بیان این مساول در تلویزیون بجای پیگیری قانونی و قضایی آن، نیست!) چرا، و حقیقتا چرا رهبری در طول این همه سال که از زمان آغاز ولایتشان می گذرد هیچ عکش العمل علنی و محکمی در قبال این مسئله نداشته اند تا برای سایر سودجویان درس عبرت باشد! البته من بر خلاف بسیاری از طرفداران تفکر احمدی نژادیسم و رجبیسم که معتقدند که هاشمی به غیر از فساد هیچ کاری برای ممکلت نکرده است، معتقدم هاشمی چه در دوران مبارزه و حتی در دوران سازندگی و حتی همین الان خدمات زیادی برای انقلاب و بویژه، تاکید می کنم، بویژه برای خود رهبری انجام داده است! اما همه این ها دلیل نمی شود که اشتباهات او نادیده گرفته شود. وقتی اشتباهاتی حتی کوچک به بهانه حفظ آبروی نظام نادیده گرفته می شوند، اعتماد به نفس فرد خاطی برای انجام خطاهای بزرگ تر بیشتر می شود! علاوه بر اینکه اطرافیانی که از آن خطاها مطلع هستند هم یا جرات انجام چنان اعمالی را پیدا می کنند و یا سرخورده می شوند! این البته نتیجه آنی نادیده گرفتن چنین خطاهاییست! نتیجه طولانی مدتش می شود اینکه و قتی سال های متمادی بر همین منوال می گذرد به جایی می رسیم که خطاها آنقدر بزرگ و یا آنقدر زیادند که دیگر نمی شود رویشان سرپوش گذاشت و به روی خود نیاورد! اتفاقی که هم اکنون افتاده است! و صد البته هاشمی تنها نمونه ایی از خروارهاست!
2- سپاه نیرویست که به طور مستقیم تحت امر رهبریست! همه ما می دانیم، که نیروهای مسلح در هر کشوری قدرتمندترین نیرو و البته مایه بقای حکومت هستند. اما این قدرت باید در خدمت مردم باشد نه در برابر مردم. الیته اشتباه نکنید منظور من برخورد قهر آمیز سپاه در جریانات اخیر نیست! گرچه در مورد آن هم حرف دارم اما در فرصتی دیگر! بحث من دقیقا برمی گردد به جمله نغزی که چند روز پیش از زبان سردار طلایی جاری شد “مردم نباید احساس کنند که نیروی انتظامی در مسائل اقتصادی رقیب آنهاست!” اتفاقی که دقیقا اکنون افتاده است. وقتی نیروی مسلح از قدرت خود استفاده می کند، چند ساعت مانده به انجام بزرگترین مناقصه در تاریخ بورس یک کشور، اعلام می کنند شرکتی که تا پیش از این تایید شده بود از نظر امنیتی مشکل دارد، و بعد شرکت وابسته به سپاه به عنوان تنها شرکت کننده باقیمانده در مناقصه با قیمت دلخواه خود مناقصه را برنده می شود…. دیگر شما تا آخر خطش را بخوان. این هم باز متاسفانه نمونه ای از خروارها بود. شما الان به بر روی هر بخش از افتصاد ما که دست بگذاری، ردپای سپاه را در آن می بینی! چرا رهبری هیچگاه سپاه را از ورود به این مسائل منع نکرد؟ چرا سپاه حق دارد بدون هیچ نظارتی از قدرت خود برای پیشبرد منافع اقتصادی خود بهره ببرد و نه تنها رهبر که حتی مجلس خبرگانی که وظیفه اشان نظارت بر رهبری و سازمان های ذی ربط است کوچک ترین صحبتی در این زمینه نمی کنند!
3- در طول این سال هایی که از آغاز رهبری آقای خامنه ای گذشته است چنان حرکات مقدس مآبانه ای در برابر ایشان دیده ام که بعید می دانم چنین حرکت هایی حتی در برابر پیامبر و سایر امامان اتفاق افتاده باشد و یا حتی آنها اجازه انجام چنین اعمالی را داده باشند (که اصلا این چنین اعمالی مثل بوسیدن مسیری که از آن رد شده! نمونه بارز شرک است). البته و صد البته بنده قبول دارم که با توجه به اینکه همه ما عالم به مسائل دینی نیستیم باید یک نفر باشد که در این مسائل هدایتگر جامعه باشد اما آیا این فرد باید تقدیس شود؟ آیا باید او را تا درجه معصومیت بالا برد؟ آیا درست است که کسی مثل آقای ذوالنور در سخنرانیشان بگویند که حتی خبرگان رهبری هم صلاحیت برکناری رهبر را ندارند! و ایشان کشف می شوند، نه انتخاب و وقتی کشف شدند دیگر هیچ کس نباید در مسائل مربوط به ایشان تشکیک کند! ظاهرا آقای ذوالنور فراموش کرده اند که کسی که استعداد آقای خامنه ای را برای رهبری کشف کرد و چند ساعت مخ اعضای مجلس خبرگان را به کار گرفت تا او علی رغم نداشتن شرایط کافی برای رهبری، رهبر شود همین آقای مفسد فی الارض فعلی یعنی آقای رفسنجانی بود. دو روز بعد هم یک نامه ردیف کردند از طرف امام راحل که ایشان گفته اند که شرط فقاهت لازم نیست برای رهبری، حال چرا امام خود و به زبان خود این مسئله را در زمان حیات بیان نکرد و حتی نامه ای هم در زمان حیات منتشر نکرد بماند…! اما جدای از این بحث چرا خود آقای خامنه ای هیچگاه سعی نکرد از میزان این تقدس گرایی بکاهد، چرا هیچ وقت مثل پیامبر (که اتفاقا معصوم هم بود) نمی گوید “انا بشر مثلکم”. چند سال پیش صحنه ای از صدا و سیما دیدم که مرا بد به وادی حیرت فرو برد، که “آقا” نشسته بودند و روی پایشان دستمالی انداخته بودند و خانم ها ردیف می آمدند و می بوسیدند و اشک شوق می ریختند و می رفتند!!! و صحنه دیگری دیدم که اینبار روی دستش و همین اتفاق در حال وقوع بود! من، من عامی ناقص العقل چه احساسی باید داشته باشم از این صحنه وقتی در کتاب های درسی حتی برای من گفته اند که علی (ع) برای بیعت گرفتن از زنان پشت پرده ای نشست و کاسه ای آب گذاشت و دست خود را در آب فرو برد و زنان برای اعلام بیعت دست خود را در همان کاسه فرو می بردند. او حتی از شرم این که نگاهش در نگاه نا محرمی نیفتند پشت پرده نشست! و زنان ما به خود افتخار می کردند و به گزارشکر مب گفتند که چندین دور در صف ایستاده اند برای این کار! مرا ببخشید اگر گمراهم اما من در این صحنه هیچ حقی نمی بینم!
این ها نمونه های بود از مسائلی که برای من قابل هضم نیست در این سیستم! باور بفرمایید من بدون هیچ تعصبی و با تمام وجود دلم می خواهد کسی مرا در این موارد قانع کند!
و در آخر گفته بودید که اگر خطایی از رهبری سر بزند، مراجع قدرت آن را دارند که جلوی او بایستند. سوالاتی داشتم در این زمینه:
1- چند مورد از این مراجع را برای من مثال بزنید تا بیشتر در موردشان بحث کنیم!
2- در کجای قانون آمده که مراجع می توانند رهبر را خلع کنند؟
3- اگر منظورتان مراجع حاضر در خبرگان است که جوابتان را پیشتر داده ام
با تشکر
من بعنوان طرفدار دولت و احمدی نژاد و رهبر از تمامی دوستان سبز خواهش میکنم هر مزخرفی که به ذهن خلاقشون رسید سریع اینجا ننویسن اول روی اون کمی فکر کنن بخاطر اینکه این نظراتی که بعضی از دوستان نوشتن بیشتر بدرد سایت جوکستان میخوره علی الخصوص جناب سبزسبز
طرفدار دولت و احمدي نژاد؟!! از كي احمدي جداي از دولت شده و ما خبر نداريم؟!
منم بعنوان يه سبز ازت ميخوام بهتره اول از همه خود عقل كلت به اين كامنتت عمل كني!
من نگفتم احمدی از دولت جدا شده ای کیو چیز دیگه ای واسه گیر دادن پیدا نکردی این از درموندگی شما سبزاست
مردم ایران با بیش از 61 درصد آراء، آقای احمدی نژاد را برای چهار سال دیگر بعنوان رییس جمهور انتخاب کردند. درمقابل نیروهای مغرض و حامی پروژه “خاور میانه بزرگ” که همان “اسراییل بزرگ” است و منافع خود را در آن انجین می بینند با برنامه قبلی و با شعار “رای من کجاست” مردمان را علیه احمدی نژاد شوراندندو در این میان عده ای دستگیر شدند. این مغرضان و همدستان صهیونیسم جهانی تا به امروز هیچ گونه مدرکی مبنی بر
“تقلبی” بودن انتخابات را ارائه نداده اند و همچنان بر سخنان سفیهانه خود اصرار می ورزند. این مغرضان، از حامیان خصوصی سازی به رهبریت صهیونیسم جهانی که تحریم های بیشماری علیه کودکان ایرانی بطور غیر قانونی از طریق قدرت لابی یهودیان در کشورهای مختلف بخصوص آمریکا به پیش برده است هستند زیرا می دانند که کالاهای خود را نمی توانند بدون رضایت صهیونیسسم در بازار جهانی بفروش رسانند و میلیونها دلار به جیب برند. یکی از بازارهای آنان اسراییل است. اسراییل با وجودیکه همه ی کشورهای غربی را از طریق لابی خود تحت فشار گذاشته و تحریم های متعدد را به پیش برده ولی هنوز نتوانسته است از پسته های مرغوب دوستانشان در ایران – که از قضا از سرکردگان اصلی معترضین هستند و موسوی و دارو دسته به آن تکیه دارند – بگذرند بطوریکه این موضوع خشم آمریکا را هم بر آورده است زیرا گفته است:
Washington is highly displeased by nut-smugglers who “launder” Tehran pistachios in Turkey,
then import them in bulk to the Jewish state, writes Itamar Eichner.
همانطوریکه می بینیم این عاملان نزدیک به “دولت یهود” برای از دست ندادن بازار صهیونیسم وهمراه کردن سیستم اقتصادی ایران بر مبنای خواسته های
http://robinwrightblog.blogspot.com/2009/11/why-irans-opposition-movement-muddles.html
آنان ، نزدیک به 30 سال است که از هیچ دسیسه ای خود داری نکرده اند زیرا ثروتهای باد آورده – به گفته فوربز بیش از بلیونها دلار – فقط زیر این سیستم نئولیبرالیزم می تواند انباشته شود. بهمین جهت با سرعت بیش از نور اصل 44 را به ملت ایران حقنه کردند. وقاحت تا به آنجا رسیده که این دسیسه گران با همکاری و پشتیبانی از همدیگر می خواهند انتخابات ایران را به سرقت برند تا یکی از حلقه بگوشان خود که بیش از 20 سال در
حجله خانه مشغول نقاشی بوده است را با زیر پا گذاشتن قوانین مملکت بر مسند نشانند.
آقای خامنه ای اخیرا” گفته است که اولویت مملکت در کنار گذاشتن اختلافات جزیی و تحکیم همبستگی است که فکر می کنم اکثر ایرانیان وطندوست با ایشان هم عقیده باشند. در ضمن موافقت با این اولویت ، افراد باید از خود بپرسند که این اغتشاش چگونه و با کمک چه جناحی بوجود آمد؟ تمام شواهد و سخنان سفیهانه این جناح و سخنگویان آنان در خارج که کوس خود فروشی و جاهلی شان به تمام رسانه های جهانی منتقل شده است و اخیرا” یکی از این سخنگویان – مخملباف دلقک و نزدیک به افراد بدنام صهیونیسم مانند ” برنارد هنری لوی” ، شیادی که مورد نفرت و تمسخر شدید افراد روشنفکران و ضد صهیونیسم های جهان است را به واشنگتن گسیل داده تا با استفاده از نزدیکی مخملباف به لابی صهیونیسم ، با دریوزگی برای تحریم های خانمانسوز بیشتری که از خواسته های عاملین صهیونیسم در ایران است تلاش کند زیرا این جناح فاسد نمی تواند از طریق
http://robinwrightblog.blogspot.com/2009/11/why-irans-opposition-movement-muddles.html
انتخابات رای و اعتماد مردم را به دست آورد و مجبور است از صهیونیسم جهانی کمک گیرد چون در عرض چند سال اخیر مردم همواره با راِی ندادن به رقبای مقابل صدای خود را به گوش همگان رسانیده اند ولی از آنجا که این جناح فاسد منافع اقتصادی گسترده ای با حضور در صحنه سیاسی و زدو بند با صهیونیسم جهانی برای خود کسب کرده است ، نمی تواند از این منافع غیر قانونی چشم پوشی کند. بهمین علت این جناح با استفاده از مهره های جاهل مانند مخملباف و دراز کردن دست خود بسوی صهیونیسم جهانی قصد دارد نقشه ی خود که علیه منافع ایران است را به جلو برد. آقای علی لاریجانی با یک درصد آراء باید خاموشی را جایگزین غیظ خود ساخته و از انتخاب مردم ایران پشتیبانی کند وگرنه او هم مانند دیگر مهره ها بوسیله مردم ایران از صحنه خارج خواهد شد. آقای احمدی نژاد برای منافع ایران بدون چشم داشت به انباشت ثروت از هیچ گونه کوششی دریغ نکرده است و همین خصوصیت ایشان او را برای چهار سال دیگر بر جای خود محکم کرده است و سران کشورهای مختلف موظفند به انتخاب
مردم ایران احترام گذارند و تمام شواهد نشان از حمایت تمام سران که در خدمت صهیونیسم نیستند را دارد.
مهمتر اینست که بلیونها نفر در سراسر دنیا حامی احمدی نژاد اند و ما نباید اهمیتی به نظر صهیونیستهای یهودی حامی اسراییل یا افراد تحمیق شده بوسیله پروپاگاندای صهیونیسم دهیم. این افراد همگی از احمدی نژاد حمایت کرده و از سخنان او در مراجع بین المللی استفاده زیاد می کنند. آیا کسی می تواند این حرف را در مورد مهره هایی نظیر موسوی و یا دلقکانی مانند مخملباف و عطاء الله مهاجرانی بیان کند؟ جواب بطوریقین منفی است. مهاجرانی که تازگی بعلت هم خانه شدن با جمیله کدیور درانگلیس به جناح موسوی ملعق شده است و مهدی کروبی را مانند زنان صیغه ای خود کنار گذاشته، اخیرا” برای تعظیم در مقابل یکی از بدنام ترین مراکز صهیونیستها یعنی “انستیو واشنگتن برای سیاستگذاری خاور نزدیک” به واشنگتن رفت تا صحنه را برای آمدن جاهل دیگری که خود را سخنگوی سبز می داند هموار سازد. من اطلاع موثق دارم که میرحسین موسوی خود از سخنگو بودن مخملباف حمایت می کند زیرا مخملباف با اینکه در سیاست بسیار جاهل است ولی بطور کلی فرد نادان نیست که بدون رضایت موسوی و جناح مغرض او دست به چنین کار احمقانه ای زند.
بنابراین تمام ایرانیان از جمله عاملین مزدوری که این دسیسه را برپا کردند و خسارت زیادی به منافع ایران وارد آوردند، وظیفه دارند که در مقابل دشمنان خارجی و داخلی همانطوریکه آقای خامنه ای عنوان کردند برای همبستگی کامل ایرانیان تلاش و کوشش کنند و از رییس جمهور انتخاب شده بوسیله میلیونها رای مردم حمایت کنند. این مزدوران باید هر چه زودتر به سخنان و راهبردهای جاهلانه و مغرضانه خود خاتمه دهند.
آقای خامنه ای در ضمن نمی تواند فقط افراد جوان و بی نام را تنبیه کند و افراد اصلی درداخل و خارج را به حال خود رها سازد. این افراد باید به دادگاهها فراخوانده شوند و پاسخگوی سئوالات مردم باشند.
(لطفا” نظر قبلی راکه اشتباه است منعکس نکنید)
مردم ایران با بیش از 61 درصد آراء، آقای احمدی نژاد را برای چهار سال دیگر بعنوان رییس جمهور انتخاب کردند. درمقابل نیروهای مغرض و حامی پروژه “خاور میانه بزرگ” که همان “اسراییل بزرگ” است و منافع خود را در آن انجین می بینند با برنامه قبلی و با شعار “رای من کجاست” مردمان را علیه احمدی نژاد شوراندند و در این میان عده ای دستگیر شدند. این مغرضان و همدستان صهیونیسم جهانی تا به امروز هیچ گونه مدرکی مبنی بر “تقلبی” بودن انتخابات را ارائه نداده اند و همچنان بر سخنان سفیهانه خود اصرار می ورزند. این مغرضان، از حامیان خصوصی سازی به رهبریت صهیونیسم جهانی که تحریم های بیشماری علیه کودکان ایرانی بطور غیر قانونی از طریق قدرت لابی یهودیان در کشورهای مختلف بخصوص آمریکا به پیش برده است هستند زیرا می دانند که کالاهای خود را نمی توانند بدون رضایت صهیونیسسم در بازار جهانی بفروش رسانند و میلیونها دلار به جیب برند. یکی از بازارهای آنان اسراییل است. اسراییل با وجودیکه همه ی کشورهای غربی را از طریق لابی خود تحت فشار گذاشته و تحریم های متعدد را به پیش برده ولی هنوز نتوانسته است از پسته های مرغوب دوستانشان در ایران – که از قضا از سرکردگان اصلی معترضین هستند و موسوی و دارو دسته به آن تکیه دارند – بگذرند بطوریکه این موضوع خشم آمریکا را هم بر آورده است زیرا گفته است:
Washington is highly displeased by nut-smugglers who “launder” Tehran pistachios in Turkey,
then import them in bulk to the Jewish state, writes Itamar Eichner.
همانطوریکه می بینیم این عاملان نزدیک به “دولت یهود” برای از دست ندادن بازار و همراه کردن سیستم اقتصادی ایران بر مبنای خواسته های آنان ،
http://israelitybites.blogspot.com/2007/11/nuts-to-israel-huge-appetite-for.html
نزدیک به 30 سال است که از هیچ دسیسه ای خود داری نکرده اند زیرا ثروتهای باد آورده – به گفته فوربز بیش از بلیونها دلار – فقط زیر این سیستم نئولیبرالیزم می تواند انباشته شود. بهمین جهت با سرعت بیش از نور اصل 44 را به ملت ایران حقنه کردند. وقاحت تا به آنجا رسیده که این دسیسه گران با همکاری و پشتیبانی از همدیگر می خواهند انتخابات ایران را به سرقت برند تا یکی از حلقه بگوشان خود که بیش از 20 سال در حجله خانه مشغول نقاشی بوده است را با زیر پا گذاشتن قوانین مملکت بر مسند نشانند.
آقای خامنه ای اخیرا” گفته است که اولویت مملکت درکنار گذاشتن اختلافات جزیی و تحکیم همبستگی است که فکر می کنم اکثر ایرانیان وطندوست با ایشان هم عقیده باشند. در ضمن موافقت با این اولویت ، افراد باید از خود بپرسند که این اغتشاش چگونه و با کمک چه جناحی بوجود آمد؟ تمام شواهد و سخنان سفیهانه این جناح و سخنگویان آنان در خارج که کوس خود فروشی و جاهلی شان به تمام رسانه های جهانی منتقل شده است و اخیرا” یکی از این سخنگویان – مخملباف دلقک و نزدیک به افراد بدنام صهیونیسم مانند ” برنارد هنری لوی” ، شیادی که مورد نفرت و تمسخر شدید افراد روشنفکران و ضد صهیونیسم های جهان است را به واشنگتن گسیل داده تا با استفاده از نزدیکی مخملباف به لابی صهیونیسم ، با دریوزگی برای تحریم های خانمانسوز بیشتری که از خواسته های عاملین صهیونیسم در ایران است تلاش کند زیرا این جناح فاسد نمی تواند از
http://robinwrightblog.blogspot.com/2009/11/why-irans-opposition-movement-muddles.html
طریق انتخابات رای و اعتماد مردم را به دست آورد و مجبور است از صهیونیسم جهانی کمک گیرد چون در عرض چند سال اخیر مردم همواره با راِی ندادن به رقبای مقابل صدای خود را به گوش همگان رسانیده اند ولی از آنجا که این جناح فاسد منافع اقتصادی گسترده ای با حضور در صحنه سیاسی و زدو بند با صهیونیسم جهانی برای خود کسب کرده است ، نمی تواند از این منافع غیر قانونی چشم پوشی کند. بهمین علت این جناح با استفاده از مهره های جاهل مانند مخملباف و دراز کردن دست خود بسوی صهیونیسم جهانی قصد دارد نقشه ی خود که علیه منافع ایران است را به جلو برد. آقای علی لاریجانی با یک درصد آراء باید خاموشی را جایگزین غیظ خود ساخته و از انتخاب مردم ایران پشتیبانی کند وگرنه او هم مانند دیگر مهره ها بوسیله مردم ایران از صحنه خارج خواهد شد.
آقای احمدی نژاد برای منافع ایران بدون چشم داشت به انباشت ثروت از هیچ گونه کوششی دریغ نکرده است و همین خصوصیت ایشان او را برای چهار سال دیگر بر جای خود محکم کرده است و سران کشورهای مختلف موظفند به انتخاب مردم ایران احترام گذارند و تمام شواهد نشان از حمایت تمام سران که در خدمت صهیونیسم نیستند را دارد.
مهمتر اینست که بلیونها نفر در سراسر دنیا حامی احمدی نژاد اند و ما نباید اهمیتی به نظر صهیونیستهای یهودی حامی اسراییل یا افراد تحمیق شده بوسیله پروپاگاندای صهیونیسم دهیم. این افراد همگی از احمدی نژاد حمایت کرده و از سخنان او در مراجع بین المللی استفاده زیاد می کنند. آیا کسی می تواند این حرف را در مورد مهره هایی نظیر موسوی و یا دلقکانی مانند مخملباف و عطاء الله مهاجرانی بیان کند؟ جواب بطوریقین منفی است. مهاجرانی که تازگی بعلت هم خانه شدن با جمیله کدیور در انگلیس به جناح موسوی ملعق شده است و مهدی کروبی را مانند زنان صیغه ای خود کنار گذاشته، اخیرا” برای تعظیم در مقابل یکی از بدنام ترین مراکز صهیونیستها یعنی “انستیو واشنگتن برای سیاستگذاری خاور نزدیک” به واشنگتن رفت تا صحنه را برای آمدن جاهل دیگری که خود را سخنگوی سبز می داند هموار سازد. من اطلاع موثق دارم که میرحسین موسوی خود از سخنگو بودن مخملباف حمایت می کند زیرا مخملباف با اینکه در سیاست بسیار جاهل است ولی بطور کلی فرد نادان نیست که بدون رضایت موسوی و جناح مغرض او دست به چنین کار احمقانه ای زند.
بنابراین تمام ایرانیان از جمله عاملین مزدوری که این دسیسه را برپا کردند و خسارت زیادی به منافع ایران وارد آوردند، وظیفه دارند که در مقابل دشمنان خارجی و داخلی همانطوریکه آقای خامنه ای عنوان کردند بمنظور همبستگی کامل ایرانیان تلاش و کوشش کنند و از رییس جمهور انتخاب شده بوسیله میلیونها رای مردم حمایت کنند. این مزدوران باید هر چه زودتر به سخنان و راهبردهای جاهلانه و مغرضانه خود خاتمه دهند.
آقای خامنه ای در ضمن نمی تواند فقط افراد جوان و بی نام را تنبیه کند و افراد اصلی درداخل و خارج را به حال خود رها سازد. این افراد باید به دادگاهها فراخوانده شوند و پاسخگوی سئوالات مردم باشند.
به مهتاب:
گفته اید:همانطوریکه می بینیم این عاملان نزدیک به “دولت یهود” برای از دست ندادن بازار و همراه کردن سیستم اقتصادی ایران بر مبنای خواسته های آنان …
آیا منظور شما از خواسته های آنان همان اقتصاد کاپیتالیستی است؟ اگر اینطور است که دختر خوب احمدی نژاد دقیقا دارد نظریات اصلی اقتصاد کاپیتالیستی را اجرا می کند که.اصلا معلوم هست شما با چه مخالفید؟
به سبز سبز
ببخشید یعنی طرح هدفمند کردن یارانهها، مصداق اقتصاد کاپیتالیستیه؟
مگه نه اینکه در یه اقتصاد کاپیتالیستی، مالكين سرمايه تا جايي كه ميتونن، از اين مزيت براي تصاحب سهم بيشتر از درآمد جامعه استفاده میکنن؟
اگه احمدی داره به سمت گذاشتن ثروت در اختیار یه عده سرمایهدار پیش میره، پس چرا بیشتر حامیانش از قشر متوسط و ضعیف جامعه بودند؟
تقسیم ثروت بطور عادلانه، از نظر شما یعنی کاپیتالیسم؟
اگه اینطور باشه، شما معنی کاپیتالیسم رو اشتباه متوجه شدید قربان
می بینید جناب آهستان
صحبت کردن از “مظلومیت” هاشمی! و نقد درون گروهی در بین خودمان ، آنهم به صورت رسانه ای ، باعث جری تر شدن افرادی می گردد که حتی کوچک ترین اعتقادی به ولایت فقیه و رهبری ندارند.
یعنی منظورم این است که دشمنان ولایت از اختلافات خودی ها یک وقت سوء استفاده نکنند. البته ما پیروان ولایت در یک مورد و آنهم اطاعت از رهبری به توافق می رسیم ولی این جماعت ، بارها از خاتمی عبور کردند و الان هم از خود میر حسین!!
در كبك سياسي بخوانيد:
روزگاری هندوانه گرد بود و برای بررسی هندوانه نیازی به دانستن قوانین مکعبات نبود. البته برای خوردن هندوانه هیچ گاه نیاز به فهم قوانین هندسی نیست.
بخش دوم : آشنايي با فلسفه ي ديالكتيك
هر كه ديالكتيك نميداند وارد نشود.اين نوشته بر سر در يكي از مراكز علمي اروپا نصب است… .
“چاكر رهبرم هستيما ولي…”خوب ديگه گفت كه اين جمله رو هميشه شنيديم! يادش به خير. اين ورزنامه هاي اصولگرا با ان تيراژ مليوني زمان دولت قبلي هم خوب دولت رو مي نوشتند هم بد دولت رو.اصلا ادم كف مي كرد، اما الان اين صلاحطلباي نامرد هيچي نمي نويسند. اما جان من شما خوبي هاي دولت رو بنويس آهستان عزيز تا ما هم روشن شيم. جان تو ننويس كوتاه شدن دست مافيا قدرت و ثروت و از اين كليه ها، چونكه اين همه واردات رو همون مافيا قدرت و ثروت انجام داد و هر روز چاق تر شد. از حسن هاي ديگر “دكتر” بنويس تا شايد ما هم ژشيمون شديم و به راه راست هدايت!
دوستان سبز
در این پست هم ، مثل پستهای قبلی ، فقط یک نگاه به رای نظرات بیاندازید.
سبز سبز
دوست عزیز : همه می دانیم که اسلام با سرمایه داری مخالفتی ندارد زیرا تجارت در جهانگیر شدن اسلام نقش مهمی را بازی کرد. ما وقتی از سیستم نئولیبرالیسم صحیت می کنیم در حقیقت سیستم “بازار آزاد ” را در نظر داریم که از سال 1980 به سرگردگی میلیتون فریدمن از دانشگاه شیگاکو در آمریکا تبلیغ و تقویت شد. این سیستم از سرمایه داری بدون حساب و کتاب برای تقویت دست سرمایه داران بر تمام ارکان اجتماع از جمله خصوصی کردن آموزش از دوران دبستان پشتیبانی می کند ولی پلیس را همچنان تحت حمایت دولت تقویت می کند و هیچ مانیتوری برای نظارت روی کار کمپانی ها را قبول ندارد که نتیجه اش را امروز آمریکاییان در سیستم ورشکسته اقتصاد آمریکا – البته برای مردم عادی – می بینند که چطور ثروتمندان با این کلک – که قماری بیش نیست – با سیاستهای مخرب
ولی پر سود جیب خود و خانواده را پر کردند و سیستم را به ورطه ورشکستی کشاندند و دست آخر هم از طریق نوکرشان اوباما با دزدیدن
پول بازنشستگی و کار مردم آمریکا – تریلون دلار – پول برای خود دست وپا کردند و با بهانه ورشکستی میلیونها نفر از مردم آمریکا را بی خانمان و بیکار نمودند. اکنون همین سرمایه داران سیستم مخرب نئولیبرالیزم حاضر به استخدام بیکاران نیستند و کسی هم نمی تواند آنها را به جرم سیاستهای
پرسود ولی ضد سیستم سرمایه داری کلاسیک به دادگاه کشاند.
ایران از زمان رفسنجانی در این دام افتاده است و خصوصی سازی در زمان خاتمی با شتاب بسیار به بالاترین درصد خود رسید که شکاف بین غنی و
فقیر را چندین برابر کرد. این سیستم البته کار هم برای طبقه مرفه و عده قلیلی از طبقه متوسط با تحصیلات بالا به وجود آورد ولی در نهایت بعلت تورم و بالارفتن سرسام آورقیمت زمین و مستغلات عملا” به نفع جناح ثروتمند تمام شد بویژه اینکه این جناح ثروتمند دین خود مبنی بر دادن مالیات را هم از بین برده است و امروزه سیستم نئولیبرالیزم مالیات را از دوش طبقه مرفه برداشته و بر گردن طبقه متوسط انداخته است.
این جناح در ایران بالاخره با کوشش و زدو بند اصل 44 را به مردم ایران تحمیل کرد زیرا این بند از قانون اساسی، خبر از 80 درصد خصوصی
سازی میدهد که منابع نفتی ایران هم در بر می گیرد. قانون اساسی قبلا
سیستم مختلط نزدیک به کینز را مد نظر داشت.
آقای احمدی نژاد با حرفهایی نظیر : ما باید اول پیش زمینه – مانند بانکها ، کشاورزی ، آموزش ، بیمه های اجتماعی ، بهداست – را برای خصوصی سازی بهتر کنیم تا منافع آن فقط نصیب آقا زاده های ثروتمندان نشود، مدتی شتاب خصوصی سازی ایران را که منجر به شکافی عظیم بین شمال نشینان و دیگر افراد شده بود را بعقب انداخت که خشم شمال نشینان و حامیان آنان را بر انگیخت و موجب شکل گرفتن کودتای خرداد 1388 با کمک عوامل خارجی شد.
من دختر هیچ کس نیستم ، فقط بعنوان یک ایرانی منافع ایران رادنبال می کنم. امیداوارم ایرانیان در این موقع حساس اولویت ها را بهتر تشخیص دهند تا نگذارند دشمنان ایران همبستگی مردم را مانند فلسطین مورد
هدف قرار دهد و آن را برای بزیر کشیدن ایران تیکه تیکه سازد. ما با همبستگی و همکاری خود باید نقشه ی پلید دشمنان را نقش بر آب سازیم.
وحدت ما با هاشمی مثل وحدت شیعه و سنی می مونه!!!
تقیه…!
همین!
باشه ما به خاطر رهبری دیگه گیر به هاشمی نمی دیم. با اینکه حامی مجرمان بزرگ خودش از همه شون مجرم تره!!! ولی تا بچه هاش دادگاهی نشن ساکت نمی شینیم!!!
البته هاشمی رو هم به موقعش محاکمه می کنیم! اگه آقا بگه…
فعلا که همین حیات کمرنگ سیاسی براش کافیه که دیگه مردم با حالت تهوع نگاش می کنن و تو دلشون بهش فحش میدن… بسه شه…
وحدت ما با هاشمی مثل وحدت شیعه و سنی می مونه!!
تقیه…!
همین!
باشه…ما فعلا به خاطر رهبری دیگه به هاشمی گیر نمی دیم. اما به موقعش مجازاتش خواهیم کرد… اگه آقا بگه…
چون حامی مجرمان بزرگ خودش از همه مجرم تره!
البته هاشمی به قول آقا خودش از همون مردود شده ها و سقوط کرده هاست… و همین حیات کمرنگ سیاسی رو هم از صدقه سریه آقا داره…
ولی فعلا همین که مردم با حالت تهوع نگاهش می کنن و تو دلشون بهش فحش میدن براش کافیه… تا بعد..!
ولی تا بچه های مفسدش محاکمه نشن ساکت نخواهیم نشست… به هیچ قیمتی…
ای بابا! سیستم قاطی کرد!
شرمنده!
جناب سبز سبز خوشم میاد قشنگ مغلطه میکنی من گفتم یه جورایی دست و پای اقا رو بستن نگفتم به رهبری حرف دیکته میکنن یا اونو وادار به انجام کارایی که خودشون میخوان میکنن برات ماجرای صفین رو هم مثال زدم تا مطلب برات واضح تر بشه نمیدونستم یه جورایی هم نسبت به حضرت علی مشکل داری و در لوای رهبری به مولا کنایه میزنی
جناب( علی ایرانی) در مورد به اصطلاح خطای اول که گفتید خب معلومه اگه اقای هاشمی این کارای خلاف کرده باشه بازم نمیشه به اونفعلا چیزی گفت هاشمی 30 سال برای نظام زحمت کشیده وبه طبع اون قدرتشم افزایش یافته حالا بگو ببینم موسوی چقدر واسه این نظام زحمت کشیده بود ؟چند سال رئیس جمهور بود؟اون با اینکه قدرتی نداشت و فقط به خاطر اینکه رای نیاورده بود چند وقت باعث اشوب و درگیری و قتل تو این مملکت شد و حالا هم رو همین حساب نمیتونن اونو فعلا بازداشت کنن حالا هاشمی با این نفوذش رو اگه رهبری بخواد بخاطر خطاهاش کنار بزنه یا بازخواست کنه معلوم نیست چه بلایی سر این کشور بیاد حداقلش چند ماه درگیری داخلی پیش میاد که باعث از بین رفتن ابرو و نفوذ ایران میشه در ضمن ما منکر خدمات هاشمی نیستیم ودر مورد دومین اشکال اول که باید حرف شما ثابت بشه و به صرف گفته شما یا چند نفر که معلوم نیست کی هستند راست میگن یا دروغ این گفته رو باور کرد دوما تمام نیروهای مسلح داخل کشور به طور مستقیم تحت امر رهبر هستند چرا به بقیه اعتراض نمیکنین سوما حتی زمان رسول خدا هم از این اتفاقات افتاده مثل ماجرای خالد بن ولید که در زمان حیات رسول خدا به یه قبیله بدون اذن پیامبر حمله برد وتمام ادمای اونجا رو کشت و بعد از این ماجرا که پیغمبر متوجه شدن از این کار او ناراحت شدن ولی نتونستن بنا به دلایلی اونو مجازات کنن لابد با این اوصاف پیغمبر هم مشکل داره و باید بازخواست بشه الانم رهبری نمیتونه تو هر کاری به طور مستقیم دخالت کنه رهبر از پیغمبر بالاتر که نیست و در مورد مشکل سوم شما در مورد بوسیدن محل عبور رهبر این کار درسته مناسب نیست ولی خودتون دارید میگید محل عبور ورهبر از اون بی اطلاع است یا اینکه فرضا اطلاع پیدا کنه بایدبیاد تو تلویزیون و بگه مردم محل عبور منو نبوسید!! ودر ضمن اینا نمونه شرک نیست شما هم حرفای اهل سنت رو میزنید که میگن بوسید چیزی اعم از حرم امام یا غیره شرک و حرام است این حرف اشتباه ما میتونیم به قصد احترام یا بخاطر داشتن مقام بالای تقوایی یک فرد به اون احترام بذاریم یا دستش رو ببوسیم واین شرک نیست بلکه احترام به مقام تقوایی فرده که ما میدونیم خدا اونو به خاطر این صفت دوست داره پس ماهم اونو دوست داریم واین بوسیدن دست در فرهنگ شیعه وجود داره و مذموم نیست شما هم مواظب باش مثل مفتی سعودی نشی که میگه بالاترین افتخار من اینه که 50 ساله به قبر حضرت رسول نه سلام دادن نه احترام گذاشتم و حرف رسول الله که میگه انا بشر مثلکم شما ببینید حضرت کجا این حرف زده این مال جاییی بود که مردم برای حضرت ویژگی فوق انسانی تصور میکردن و میگفتن که حضرت ادم نیست و مثلا فرشته است که حضرت در جئاب اونا این حرف زدو شما نمیخواد بگی که حضرت علی پشت پرده رفته بود و با زنان بیعت میکرد خود پیغمبر در ماجرای غدیر درمکانی نشسته و زنان خیلی معمولی و بدون اویزون کردن چادر بین پیغمبر و خودشون دستشونو تو ظرف اب میکردن و با پیغمبر بیعت میکردن حالامولا علی ازیغمبربالاتر شده؟این حرفت مشکل داشت ودرمورد اون نامه رفسنجانی از جانب امام هم که انشاءالله تهمت نشه و اینکه بازم میگم ما منکر کارای رفسنجانی نیستیم و به اون مفسد فی الارض! نمیگیم ودر مورد بوسید بدن رهبر از رو پارچه من عالم دینی نیستم شما یه زنگی به دفتر مراجع بزن و این حکم و از اونا بپرس به ما هم بگو خدا خیرت بده ودر مورد خطای رهبری و اعتراض علما:جواب سوال 1:هنوز خطایی دیده نشده البته نمیدونم شاید شما دیده باشی و ملت بی اطلاعندجواب 2:در جایی از قانون نیامده که مراجع رهبرو خلع کنن و من هم اینو نگفتم من گفتم وایسن واون هم با مقاومت کردن در مقابل دستورها و دادن فتوا علیه اون کار خطا است موسوی مرجع نبود ولی 200-300نفر طرفدار دو اتیششه و بعضا اغتشاش گر حقوق بگیر از سی ای ای و موساد ریختن تو خیابون و اقتصاد بعضی از مناطق شهر رو بهم زدن وسطلارو اتیش زدن بعد هم گفتن ما بیشماریم؟؟!!حالا فرض کنن یکی مثل اقای مکارم با 15میلیون مقلد علیه کسی فتوا بده چه اتفاقی میافته و اصولا قدرت علما در قلمشونه نه در وابستگی اونا به قانون مثل ماجرای تنباکو در عهد قاجارجواب 3:فرضا ذوالنورهمچین حرفی زده باشه مگه وحی منزل گفته شما اونو بذارین تو طرفدارای دو اتیشه رهبری ودر ضمن اون کسی که از مجلس خبرگان علیه رهبری نامه نوشته بود رو دیگر اعضای مجلس علیه اون موضع گرفتن و تحت فشار هیچ قدرتی نبودن کافی بود همه همین نظر رو راجع به رهبر داشتن تا میدیدی رهبر عزل میشه یا نه
البته من بسیار آرزومند بودم که کسی که پاسخ سوالات مرا می دهد، حداقل سعی کند بدون تعصب به قضیه نگاه کند اما پاسخ های شما همه نشان دهنده این است که بیش از آنکه سعی کنید خوب به سوالات من فکر کنید و صورت مسئله را درک کنید و بعد اگر جوابی دارید با منطق بگویید، خواسته اید فقط سریعا جوابی داده باشید.
1- عزیز دل برادر، شما یک مقدار سعی کنید تاریخ را بیشتر مطالعه کنید، راستش را بخواهید برای کسی مثل من همین یک جمله پیامبر برای مواخذه از صد هزار ضربه شمشیر بدتر است که “بار خدايا، من از آنچه كه خالد كرده است به تو پناه مي برم و بيزارم”. چه چیز برای یک مسلمان (اگر مسلمان واقعی باشد) بدتر است از اینکه پیامبر از او رفتارش بیزاری بجوید! حالا شما که این داستان را با داستان هاشمی “قیاس” می کنی، بدون توجه به این نکته آن روزها اسلام نوپا بود و په بسیار قوانینی که هنوز تبیین نشده بود و په بسیار اشتباهاتی که امت مسلمان از روی جهل انجام می دادند، برای من بگو در کجای این تاریخ بیست و خردی ساله ولایت “آقا” ایشان به امسال هاشمی در مورد مفاسد اقتصادیشان نذکر داده اند. آیا شما باور می کنی که این مفاسد را فقط خود فرزندان هاشمی به تنهایی انجام داده اند و هاشمی بزرگ دخالتی نداشته است!این چه توجیهی است که شما می کنی که رهبر یک نظام که مدعی هستید باید بی چون چرا مطیع فرمانش بود قدرت لازم را ندارد که در جلوی کسی مثل هاشمی بایستد! پس من با چه امیدی به پیروزی مستضعفین از او پیروی کنم؟ شما که می گویی بیست و چهار میلیون با انزجار از چنین مفسده هایی به احمدی نژاد رای داده اند، آیا اگر رهبری بخواهد محکم در برابر هاشمی بایستد این بیست و چهار میلیون حمایتی از این حرکت حق طلبانه نخواهند کرد؟ تازه با فرض اینکه سایرین طرفدار هاشمی باشند! که به صورت صد در صد این چنین نیست و نمونه اش خود من که شدیدا منتقد هاشمی هستم و خداوند متعال شاهد است که اگر رهبر عزم می کرد یکبار برای همیشه این بنیان متزلزل را ویران کند منی که این انتقادها را می نویسم هم بدون هیچ تردیدی از او تبعیت می کردم؟ شما چنان از این حکومت اسلامی و از قدرت افرادی مثل هاشمی حرف می زنید که مرا وا می دارید که مانند شما به وادی “قیاس” وارد شوم و گرچه منظورم اصلا و “قیاس” افراد نیست اما موقعیت را مقایسه کنم با زمان خلافت عثمان که خود بسیار پرهیزگار تر از دو خلیفه پیش می نمود و پیوسته در نماز بود اما در زمان همو بود که امثال معاویه و مروان و ولید قدرت یافتند و دیگر هیچ کس جلودارشان نبود! همانطور که گفتم قصدم مقایسه آدم ها نیست. می خواهم این را بگویم که اگر با فساد حتی در کم اهمیت ترین وجخ ممکنش، برخورد نشود حداقل به صورت لفظی، جامعه به جایی می رسد که دیگر نمی شود جلوی فساد را به این راحتی ها گرفت. شما نگاه به دور و برت، چرا راه دور می روی؟ این همه در ادارات مختلف، سازمان های مختلف رانت خواری می شود، رشوه گرفته می شود، پلیس ما به چه راحتی (البته نه همه اشان) رشوه می گیرد از شهروند خلافکار. نمی گویم مثل عربستان باشیم و اگر کسی دزدی کرد دستش را قطع کنیم تا برای دیگران سرمشق شود، اما دغدغه آبروی نظام مثل وسواسی شده که بیش از آنکه آبروی نظاممان را حفظ کند دارد آبروی آن را می برد! و در این جامعه نیمه ویران من اگر قرار است مطیع چشم و گوش بست هکسی باشم به امید اصلاح این ویرانی ها، می خواهم آن شخص بیش از آنکه حرف یزند عملش را در برابر این مسائل نشانم بدهد. به من اقتدار یک رهبر اسلامی را نه فقط در برابر آنهایی که ضعیفند و قدرت دفاع ندارند که در برابر آنهایی که به زعم شما قدرتشان به قدرت رهبری پهلو می زند نشان دهد!
جالب است برای من که اعتراضات مردم به یک انتخابات چه به حق و چه به ناحق، ارزش آن را از دید جکومت و رهبری داشت که با آن به صورت فیزیکی و قهر آمیز مبارزه کند اما این همه دزدی و مال مردم خوری و رانت خواری، این همه حق مردم که در جیب تعداد محدودی انسان رفت، هیچ وقت حتی ارزش تذکر و نه رفتار قهرآمیز را هم نداشت!
2- بخش مربوط به سپاه که ظاهرا چندان مورد التفات قرار نگرفته است
3- البته بنده اصلا نگفتم که بوسیدن کسی یا متعلقات کسی برای ابراز احترام علاقه شرک است، اما راستش را بخواهید بوسیدن داریم تا بوسیدن، بوسیدنی که پیام آور نوعی تقدس است (اصلا من ورای این بحث ها دلم می خواهد بدانم شما هم تقدس قائلی برای رهبری و اگر آری چرا؟) البته که رهبری اگر با خبر است باید بیاید و در تلویزیون بگوید که مسیر راه رفتن مرا نبوسید! مگر علی به کسانی که جلویش شروع به مدح و ثنا گفتن های بیهوده می کردند علنا نذکر نمی داد! مگر علی (ع) برای مالک اشتر ننوشت که اجازه نده کسی با تو اینگونه رفتار کند که چنین را آلوده می کند به غرور که سرچشمه بسیاری از انحرافات حاکمان است! راستی برای من خیلی جالب شد! پس از دیدگاه حضرت عالی اگر من از روی لباس یا با واسطه پارچه ای نامحرمی را ببوسم یا به شیوه احمدی نژاد کسی را که لباس پوشیده در آغوش بگیرم مرتکب عمل حرامی نشده ام؟! فکر نمی کنید زمانی که رهبر انقلاب چنین رفتاری را به نمایش می گذارد دیگر از جوان هایی که در بازوی هم را می گیرند و راه می روند نمی توان ایرادی گرفت! حتی اگر این عمل فارغ از اینکه که چه احساساتی را در عاملین ایجاد کرده است حرام هم نباشد برای رهبر یک نظام اسلامی به مثابه ترک اولی است! رهبر اسلامی نباید رفتاری داشته باشد که بتوان از آن برای انجام اعمال خلاف سوء استفاده کرد!. در ضمن در ماجرای بیعت گرفتن هم اگر به ماجرای پیامبر هم نگاه کنید باز هم ماجرا، ماجرای ظرف آب است. اینکه من پرده را مثال زدم برای این بود که بگویم علی (ع) حتی در این مورد هم سعی کرد کوچکترین روزنه ای هم باقی نماند، این به معنای اشتباه بودن عمل پیامبر نبود! در هر حال آنچه من در رهبر فعلی می بینم در برابر رفتارهای علاقمندانش، رفتار یک رهبر اسلامی خاضع نیست که الگویش را از امامان شیعه گرفته است!. در مورد آقای ذوالور هم باید خدمت برادر عزیزم عرض کنم که وقتی کسی به عنوان نماینده دفتر رهبر!!! دارد حرف می دند! چه کسی به غیر از رهبر باید حواسش به حرف های او باشد؟ وقتی نماینده رهبر این حرف ها را می زند، آیا از من انتظار دارید که فکر کنم رهبر غیر از این فکر می کنم؟ در غیر این صورت رهبری لطف نموده و صحبت های نماینده اشن را اصلاح می نمودند!
در مورد مراجع
سوال اول این بود که نام ببرید چند نفر از مراجع را. به حمدلله شما فقط آقای مکارم را نام بردید. البته من نمی دانم که شما آمار 15 میلیون را از کجا آورده اید! اما حداقل در مورد حوادث اخیر بنده تا آنجایی که دنبال کردم آقای مکارم صحبت های زیادی در مورد رفتار های نادرستی که با معترضین (حتی در صورتی که حرفشان ناحق بوده باشد) شده انجام دادند ولی خوب ندیدم گوش کسی بدهکار باشد! و یا اعتراضاتی که ایشان به برخی از رفتارها و اعمال و انتساب های احمدی نژاد داشتند را ندیدم کسی کفن بپوشد و به شیوه کهن بیاید حداقل راه پیمایی در این زمینه انجام بدهد! بگذریم که ایشان کلا هم در این زمینه موضع دقیقشان را مطرح نکردند و به صورت صریح نفرمودند که کدام طرف را برحق می دانند که حداقل تکلیف آن به قول شما 15 میلیون مقلدشان به صورت کامل شمخص شود.
در ضمن حرام کردن تنباکو با عزل کردن یک نفر از حکومت! زمین تا آسمان متفاوت است و گرنه مسلما میزای شیرازی حتما ترجیح می داد بجای حرام شدن تنباکو پادشاه فاسد وطل فروشی مثل ناصرالدین شاه را برکنار کند!
به این راحتی ها نیست که یک مرجع مثلا مثل همین آقای مکارم بگوید من آقای خامنه ای را برای کجومت مناسب نمی دانم و بعد مقلدینش لابد بریزند توی خیابان و بعد هم رهبر بگوید ب”باشه چون شما گفتین!” رهبر اگر در چنان زمانی مسئله دار شده باشد (تاکید می کنم)، قطعا می داند از قوه قهریه فداییش چکونه برای ساکت کردن چونان مرجعی استفاده کند! اگر صدتا انگ هم بعد از آن نچسباند به او! پس می بینید که به این اقدامات فرا قانونی اصولا هیچ حسابی نمی توان کرد! مشکل ما از زمانی ایجاد شد که مجلس خبرگان که مثلا قرار بود بالادست رهبر و ناظر بر اعمال او باشد، وظیفه تعیین صلاحیت را داد دست شورایی که مستقیما توسط خود رهبر انتخاب می شود. و این شد که به نظر بنده حقیر اگر نه شاید اکنون و در زمان آقای خامنه، اما اگر بر همین منوال باشد، زمانی حتما کسی به صورت کاملا قانونی این سیستم را به نفع خود ثبت و ضبط خواهد کرد!
من متوجه منظور شما نمیشم اولا که جمهوری اسلامی در طول تاریخ در کشوری سابقه نداشته اگه شما میدونید به ماهم بگیدو ما اعتقادی به ظالم بودن رهبری نداریم وتا حالاهم کسی رفتار ظالمانه از رهبر ندیده دقت داشته باشید از شخص رهبربه خلاف هیتلر و استالین و غیره و بازم میگم اگه شما دیدید به ما هم بگید روشن شیم و اینکه ما رفتار غیر دموکراتیک از این نظام ندیدیم البته یه چیزایی هم بوده که خب اونم تو هر کشوری چه شرقی چه غربی وجود داشته و داره و این مشکل از سیستم نیست از بعضی افراد اون سیستمه مثل کروبی و محسن رضایی که این یکی الحمدالله علی الظاهر کنار کشیده وشما نمیتونید اینارو به پای نظام بذارید
خطاب به یک ایرانی:
پاسخ خیلی ساده است.حامیان آقای احمدی نژاد یا مطلع نیستند یا خودشان را به آن راه می زنند.یکی از بنیادی ترین اصول کاپیتالیسم عدم دخالت دولت در کنترل قیمتهاست و طرح هدفمندسازی یارانه ها دقیقا به همین اصل نظر دارد.کمک به اقشار فقیر جامعه هم در واقع یک مسکن و عاملی است که فقرا به خاطر آزادسازی قیمتها متحمل فشار بیش از حد نشوند که البته در درست اجرا شدن این طرح تردیدهای زیادی وجود دارد.اما در کاپیتالیستی بودن آن که اصلا شکی نیست.
و اصلا به قول خانم مهتاب اسلام با کاپیتالیسم ناسازگار نیست و نظام اقتصادی امپراتوری اسلامی نوعی کاپیتالیسم بوده.
من با کاپیتالیستی بودن این طرح که مشکل ندارم با ریاکاری آقای احمدی نژاد مشکل دارم.ایشان وقتی به جمع صنعتگران می رود که اکثرا صاحب کارخانه و ثروتمند هستند داد از آزاد سازی اقتصاد می دهد تا دل آنها را به دست آورد و وقتی به جمع امثال شما می آید سخنانی از قبیل «دوران کاپیتالیسم به سر رسیده» می گوید.این رفتاری است که فی نفسه باعث فساد است و باید اصلاح شود.فقط احمدی نژاد نیست که اینگونه رفتار می کند اما او به خاطر شدت و بی شرمیی که در تکرار این قبیل رفتارها نشان می دهد به نماد این دو رویی در جامعه تبدیل شده است.
پاسخ من به خانم مهتاب هم همین مطالب بالاست.
دوستاني كه از ولي فقيه و اختيارات و شرايط او صحبت مي كنيد
برويد كمي مطالعه كنيد تا ببينيد به چيزي اعتقاد داريد كه هيچ پايه و اساس محكمي ندارد ، تمام احاديثي كه مطرح مي كنند در اين خصوص مربوط به مرجعيت است ولاغير.
شما حتي در باب بحث مرجعيت اگر درست مطالعه كنيد مي بينيد كه به دوران صفويه بر مي گردد وقبل از آن بحث مرجعيت و تقليد مطرح نبوده است.
اگر غير از اين است لطفا با سند به ما نشان دهيد
خطاب به علی ایرانی:حرفات خوندم بسیار قشنگ و صد البته خیلی کلیشه ای بودمن وقتی میگم خالد همچین کاری کرد و پیغمبر اینطوری گفت و شما میگی همین حرف برای من ازصد هزار شمشیر بدتر است خوب این برا شماست نه برای یک ادم جانی مثل خالد که براش پیغمبر که سهله خدا ارزشی نداره که حالا بخواد از حرفش نارحت بشه و پیغمبر اینم میدونسته حالا بگو ببینم پیغمبر با اینکه میدونسته حرفش تاثیری در رفتار و عکس العمل اون نداره در حد یک بیزاری فقط از خودش عکس العمل نشون داده و اونو تنبیه نکرده چرا؟ ولی در زمان ما اگه رهبر بخواد حتی در حد حرف از بعضیها گله کنه (ازجمله رفسنجانی) معلوم نیست چه اتفاقی واسه ملت میافته شما گاهی باید چیزای کوچکترو فدای چیزای بزرگتر کنی مثل رهبر که ارامش و وحدت جامعه اسلامی رودر ازای بعضی کارای هاشمی تباه نمیکنه شایدم بعضی کارای فرزندان هاشمی اونا با این قدرت و ثروتشون اگه با نظام در گیر بشن حداقلش از بین رفتن ابروی نظامه و رهبر اینو نمی خواد و بر اساس مصالح عمومی فعلا سکوت کرده سکوتی که برای بعضی مردم تلخ وغیر قابل درکه ودر مورد مطیع مطلق رهبری بله همونطور که گفتم تا زمانی که خطایی از رهبر دیده نشده باید مطیع رهبری بود ولی همه مثل هم فکر نمیکنن یکی مثل شما همچین اعتقای نداره و امثال شما در این مملکت فراوونن من بر اساس باورها و اموزه های دینی این اعتقاد دارم که در زمان غیبت حجت خدا باید به نائب خاص اقا و در نبود ان باید ولایت فقیه رجوع کنم و در مورد عثمان که شما مطلبی رو نوشته بودید حرفتون واقعا اشتباه بود کی گفته عثمان دائم در نماز بود و پرهیزگار بوده؟؟!!خلفای اول و دوم حداقل ظاهرو حفظ میکردن ولی عثمان بعد از اونا به ظواهر اسلام پشت پا زد اون نمازای یومییشوبه زور میخوند چه برسه به مستحبی و اینکه اینقدر از بیت المال به اطرافیانش داد و خودش جمع کرد که بالاخره مردم علیه اون شورش کرده و اونو کشتن و طلاهای باقی مونده از اونو با تبر!!بین خودشون تقسیم کردن خب مسلمه در زمان همچین کسی امثال معاویه و مروان وغیره جرات جولان دادن پیدا میکنن ودر مورد بخورد قهر امیز حکومت علیه مردم اینو خودتم خوب میدونی که مردم معترض اگه با ارامش راهپیمایی کنن و اعتراض خودشونو اینطوری نشون بدن حکومت علیه اونا متوسل به خشونت نمیشه ولی عزیزم این جماعت تو مدت اعتراضشون یا بهتر بگم اغتشاششون دست به همه کاری زدن ازجمله کشتن زنو بچه مردم به نامردی تا زیر گرفتن مردم با ماشین و اتیش زدن اتوبوس و سطل و شکستن و تخریبه مغازهای مردم و بانکاها وغیره ولابد شما انتظار داری حکومت فقط تماشاچی باشه یا بره بگه عزیزای من اینکارا زشته ونکنین و اونا هم بگن چشم!!خوب معلومه برادر هر تز یک انتی تز هم داره اونا دست به خشونت میزنن برا متفرق کردنشون باید دست به خشونت زدو در مورد رهبری بله من در حد اینکه مرجع تقلید و ولی فقیه در زمان غیبت هستند برا ایشون تقدس قائلم ونه بیشترو در مورد احمدی نژاد اینکه پیزنی که یائسه شده و دیگه قدرت جنسی نداره اگه یک وقتی حجابش جلوی دیگران زایل شد مثل افتادن روسری از سرش و یا دست زدن به مشکلی نداره و اینم بماند که در همون موقع هم به احمدی اعتراضاتی شد که منم قبول دارم نباید حداقل در جلوی رسانه ها همچین کاری میکردو امار مقلدین اقای مکارمو من از رئیس حوزه علمیه مشهد اقای فرجام شنیدم ودر مورد رفتارهای بد علیه بعضی معترضین ارام که اشاره کردم اون اشکال از سیستم نیست از اشخاصه و اگه بعضی از مردم با هاشون بد برخورد شده صرفا رفتار همون مامور بوده و نمیشه اونو به پای نظام گذاشت و مطمئن باش اگه میرزای شیرازی از این نمیترسید که اوضاع مملکت بهم بریزه و بیگانه ها به طور کامل بر این مملت مسلط بشن حکم عزل اونم میدادو مطمئن باش مردم اون زمان دین مدار تر از حالا بودن و حتما به حرف میکردن به خلاف رهبری که اگه فتوایی علیه کسی صادر کنه اکثریت اعتنا نمیکنن که بماند علیه اون هم موضع میگیرن چون و ضع جامعه امروزی ما اینطور شده (طبق یک نظر سنجی 60 در صد مردم نماز نمیخونن) و همونطور هم که قبلا گفتم نظرت در مورد مجلس خبرگان از اساس غلطه و در مورد اقای مکارم من گفتم علیه کسی فتوابده نگفتم که علیه مرجع دیگه ای که ازش تا حالا کار خلافی دیده نشده فتوابده بله اگه از مراجع خود فروخته ای که نمونش در زمان شاه بود باشه مطمئن باش علیه اون چیزی میگفت
آهستان به كمانگير: به به! مي بينم شما وارد عرصه هاي دين و مذهب هم شدي. كه غدير جعليه؟ بابا شما فعلا بيا همين توهمات جديدت رو اثبات كن بعد برو سراغ مفاهيم ديني و تاريخي