چند روز پيش، مطلبي نوشتم درباره همايش «سبزها و دين» با عنوان «دين سبز هم به بازار آمد» بعد از انتشار اين مطلب، جناب آقاي دكتر حسن محدثي، يعني همان كسي كه دين سبز را اختراع كرده است به وبلاگم آمد و نظر خودش را پاي آن مطلب نوشت و به من اعتراض كرد.
من هم جواب ايشان را پاي آن نظر نوشتم و البته به خاطر احترام و اطمينان بيشتر، همان جواب را براي ايشان ايميل كردم. يك روز بعد آقاي دكتر دوباره از راه رسيد و با آنكه نظر من بعد از نظر ايشان ثبت شده بود، اعتراض كرد كه «چرا جوابت را پاي نظرم ننوشتي؟!» در صورتي كه من جوابم را پاي همان نظر نوشته بودم كه ساعت و تاريخ آن هم معلوم است. اما…
اما امروز چشمم افتاد به وبلاگ آقاي دكتر كه تيتر زده است:«حد شرف، شعور، و شجاعت یک وبلاگنویس اصولگرا! (تقدیم به خوانندهگان آهستان)» و در ذيل آن نوشته:«یکی از همینها که من تازه با تولیداتاش آشنا شدهام وبلاگ آهستان است که دربارهی سخنرانی من اظهار فضل نموده است و در مقام یک مدعی صاحبنظر ظاهر شده است اما حاضر نیست لوازم چنین مقامی را برای خود تدارک ببیند و طی نماید. به پاسخ کوتهنوشت (کامنت) من که وی را به داوری بر اساس شناخت دعوت کردهام، نه در ذیل مطلب خودش که از طریق ایمیل پاسخ داده است و بعد از کوتهنوشت من، هیچ کوتهنوشت دیگری در ذیل نوشتهاش وارد نشده است! من در اینجا شما را فقط دعوت میکنم نوشتهاش را بخوانید و واکنش وی را به توصیههای من ببینید و خودتان در باب آن داوری کنید. من این پست را به خوانندهگان وبلاگ آهستان تقدیم میکنم!»
واقعا فكر نميكردم كه شرف و شعور يك استاد دانشگاه كه ادعاي روشنفكري و سبز بودن دارد، تا اين اندازه پايين باشد كه دست به چنين كارهايي بزند. اولا در هيچ كجاي دنيا، قانوني وجود ندارد كه صاحب يك وبلاگ، حتما بايد جواب نظر خوانندگان خود را هم بدهد، اما با اين حال من جواب ايشان را نوشته بودم و الان هم اگر به قسمت نظرات مطلب قبلي برويد، آنجا ثبت شده و ساعت و تاريخ آن هم معلوم است، اينكه آقاي دكتر چرا دقت نميكنند و پاسخم را نميبينند، جاي سوال دارد! جالب اينكه ايشان بعد از گذشت چند روز، هنوز هم ادعا ميكند هیچ کوتهنوشت دیگری در ذیل نوشتهاش وارد نشده است!
البته توهمات وي به همين جا خاتمه پيدا نميكند. چرا كه ايشان جرات نكردند آخرين پاسخ مرا در وبلاگش بياورد! يعني همان پاسخي كه دقيقا براي ايشان توضيح داده بودم كه نظرم را ذيل نظر وي نوشتهام! به هر حال مثل اينكه اين جماعت، برخلاف ژست روشنفكري و آزادگي و راستگويي، به تحريف و دروغ و دروغ نوشتن عادت دارند.
البته نه تنها آقاي دكتر، بلكه آقايان و خانمهاي روشنفكر ديگري هم در اين دنياي مجازي هستند كه خودشان را منادي آزادي و آزادگي ميدانند. يكي از اينها، خانم سميه توحيدلو است كه عليرغم ژست روشنفكري و تحمل صداي مخالف، اين روزها خيلي خوب خودش را لو داده است. در روزهاي گذشته، خواندن كامنتهاي وي در گوگلريدر و در صدر و ذيل وبلاگهايي كه عليه من مطلب مينويسند، برايم جالب بود. ايشان در تاييد دروغها و توهمات دكتر سبز نوشته است:«دوستانی که دنبال مخاطب می گردند، این روزها باید کمی به نوشته های پیشین این وبلاگ نویس (يعني آهستان) هم نظری کنند. با نهایت احترام به آقای حسینی، ایشان یکی از وبلاگ نویسان خوبی بودند که متفاوت از ما می اندیشیدند. اما امروز ایشان دیگر اندیشه نمی کنند. چوب را برداشته اند و مانند خیلی های دیگر زبان را تنها برای ناسزا باز می کنند. طرف گفتگو باید که احترام را بداند. رونوشت به کمانگیر، تورجان و آقای دکتر عزیز»
البته ايشان چند روز پيش هم بعد از انتشار مناظره من و آقاي كمانگير، به كمانگير و دوستان ديگرش پيشنهاد كرده بود كه با هر كسي بحث نكنند! درباره خانم توحيدلو و پيشنهاد جالب ايشان به كمانگير و تورجان، توضيحاتي دارم كه در مطلب ديگري آن را مينويسم. اما الان حوصله كنيد و سوال و جوابهاي من و دكتر متوهم سبز را بخوانيد و خود درباره شعور و شرف و شجاعت من و آقاي دكتر قضاوت كنيد!
نظر دكتر سبز! در وبلاگ آهستان:
نویسنده ی محترم آهستان جناب آقای حسینی سلام! برادر گرامی من فکر می کنم دین شما این را باید به شما آموخته باشد که برای نقد و رد یک دیدگاه اول باید آن را درست طرح کنیم و بفهمیم. من نمی دانم که شما به اصل سخن رانی دست رسی داشته اید یا صرفا از روی خبررسانی خبرگزاری ها که در اغلب موارد مضحک و پر اشتباه است و حتا خبرنگارهای شان بلد نیستند نام سخن رانان را درست بنویسند در مورد سخنان بنده مطلبی نوشته اید. در هر حال یکی از دوستان لطف کرد و مرا از نوشته ی جناب عالی مطلع ساخت. بسیاری افراد به اصطلاح اصول گرا خود را حق مطلق می پندارند و در لجن مال کردن دیگران از هیچ ترفندی خودداری نمی کنند. چون در مورد شما چندان اطلاعی ندارم و پیش داوری در باب افراد را غیراخلاقی می دانم وظیفه ی خود دانستم که به جناب عالی تذکر بدهم پیش از شناخت دقیق یک نظرگاه به داوری نپردازید. محض اطلاع شما و مخاطبان محترم تان عرض می کنم که بنده مقالات مفصلی را در وبلاگ ام راجع به دین سیاه و سبز و سرخ نوشته ام که اگر می خواهید با اصل بحث آشنا شوید می توانید به آن مراجعه کنید و سپس به نقد و نفی آن بپردازید. برای من شنیدن انتقادات شما جذاب خواهد بود. در ضمن مقاله ی خود را در باب “زایش دین سبز” که در ان سخن رانی مطرح کرده ام در روزهای آتی در وبلاگ زیر سقف آسمان ارائه خواهم کرد. دوست عزیز برای تمسخر و لجن مالی همیشه وقت خواهیم داشت. پس بگذار اول بشناسیم. دست تان را می فشارم.
پاسخ من به دكتر سبز (اين پاسخ برخلاف توهم دكتر، هم ذيل نظر وي نوشته شده و هم از طريق ايميل ارسال شده است)
آهستان به آقاي محدثي: سلام و ممنون از نظر شما. اولا من سخنراني شما رو نه به نقل از فارس، بلكه از قول سايت نوروز آنهم با عبارت «بدون سانسور» آوردم و لينكش را هم در نوشته ام قرار دادم. پس ايراد اول شما وارد نيست! ثانيا من بخش هايي از نوشته شما رو نقل كردم. يعني اول خوندم بعد نقدش كردم. اشتباه كردم؟ البته ايرادي كه شما به ما گرفتي به خود شما هم وارده. شما هم مي تونين براي لجن مال كردن ديگران و مخالفان خود، انواع و اقسام دين سبز و آبي و زرد و بنفش بسازيد و خودتان را پيرو دين سبز و صلح و صفا بدانيد، و بقيه آدمها را پيرو دين سياه و نكبت و جنايت و رذالت!
پاسخ دكتر سبز به من از طريق ايميل:
آقای امید حسینی سلام! اگر میزان اخلاق دینی شما همین قدر است و سطح منطق شما همین است بسیار خوب دیگر حرفی بین ما باقی نمی ماند. من فکر می کردم پشت آن قلم تفکری و میل به حقیقت جویی خوابیده است! برادر عزیز این روزها نیز می گذرد و دوران ما هم خوب یا بد به پایان می رسد. به راستی در کجای نوروز کثرت گرایی را نوشته “کسوت گرایی” که شما نوشته ای؟! بعد هم مگر معیار من نوروز است که مرا به آن ارجاع می دهید؟! ساده ترین بخش سخن مرا نوروز منتقل کرده است و مهم ترین بحث ها را ناگفته رها کرده است. من قریب صد صفحه در باب دین سرخ و سبز و سیاه نوشته ام. شما نقد دارید
و نمی پسندید اول آن را ببینید و کمی زحمت مطالعه به خود بدهید و بعد نقد بنویسید! نکند رسالت شما قلم به دست گرفتن و لجن مال کردن دیگران به صورت سفارشی است؟! حتما این گونه نیست. اما متاسفانه شیوه ی عمل کرد شما چنین چیزی را به ذهن متبادر می کند. شما با منطق و استدلال نقد بنویسید که دسته بندی محدثی غلط است. من هم نقد شما را می خوانم و حتا اگر دوست داشته باشید در وبلاگ خودم کار می کنم و نقد شما را منتقل می کنم. چرا ما نتوانیم بدون انگ و افترا و تهمت با هم سخن بگوییم. من بحث نظری کرده ام و شما هم با بحثی انتقادی چارچوب بنده را رد کنید. ضمنا برادر عزیز من بیش تر می پسندم که پاسخ مرا در پای همان مطلبی که نوشته اید بدهید و نه از طریق ایمیل. در غیر این صورت به من حق بدهید عین این گفت وگوی ایمیلی را در وبلاگ خودم ارائه کنم. حق نگه دارتان! حسن محدثی
و اما پاسخ آخر من به دكتر سبز، كه ايشان جرات انتشارش را نداشت:
سلام مجدد. اول از همه اينكه من پاسخ شما رو پاي همون نظر در وبلاگم نوشته بودم. و علاوه بر اون، يك بار هم براي شما ايميل فرستادم. گفتم شايد جواب رو در وبلاگم نخونين. يعني كار اشتباهي كردم كه براي شما ايميل فرستادم؟! پس ببخشيد. اما درباره اينكه شما صد مقاله و رساله داريد، خوب من چكار به اين دارم؟ من فقط درباره همايش مطلب نوشتم. مگه همه آدمها قبل از انتشار سخنراني شما، اومدن و ابتدا همه مقالات وبلاگ شما رو خوندن آقاي دكتر؟ اين چه حرفيه آخه؟ من از كجا بايد بدونم شما وبلاگ داريد يا نداريد؟ خبر همايش مورد نظر رو ، سايتهاي مختلف زدند. يكي كمتر يكي هم بيشتر. ايلنا زد و خيلي مختصر. اما نوروز و موج سبز و چندتاي ديگه زدند و بالايش هم نوشتند بدون سانسور و كامل! من هم از همان ها گرفتم. ولي انتظار نداشته باشيد من براي نقد يك مراسم، بيام و همه مطالب قبلي شما رو هم نقد كنم؟ خيلي ممنون از پاسخ شما. قصد ناراحتي شما رو نداشتم. موفق باشيد.

خب بعضی ها سطح شعورشان همینقدر است دیگر. البته بعضی ها هر قدر که استدلال برایشان بیاوری باز هم همان روی حرف خودشان اصرار دارند. این وسط ما متعصبیم!!
این روش مطلب نوشتن، برای یک آدم تحصیلکرده، جای تأسف دارد. بهتر بود که اگر واقعاً استدلالی برای دین سرخ و سیاه و سبزش داشت، همان استدلال را مطرح میکرد، همان چیزهایی که میگفت گفته نشده و نخواندهاند را مطرح میکرد، نه اینکه با توهین و جوسازی بخواهد حرف خود را به کرسی بنشاند.
بامزهتر از همه وبلاگچی هست که رفته اونجا و کلی فحش داده، دکتر سبز هم نصیحتش کرده. جالبه که تیتر مطلب پیش وبلاگچی این بوده:
فحش های شما انرژی بخش و ضربه های باتومتان تسلای وجود سبزمان است!
اینجاست که باید گفت:
سبزک همه را به کیش خود پندارد!
و به قول دکتر سبز، این خشونت کلامی وبلاگچی، مقدمۀ خشونت فیزیکی است.
و اما دکتر سبز استدلال کرده که نباید به استناد خبر یک خبرگزاری مطلب نوشت (که البته از نظر ایشون مطلب تحقیرآمیزی بوده). اولاً سایت نوروز خبرگزاری نیست، و ثانیاً اگر نوروز و امثالهم قابل اعتماد نباشن (که نیستن و دروغهای زیادی در طی این چند وقت گفتن) وضعیت بدتر میشه چون دیگه به حرفهای سبزها نمیشه اعتماد کرد.
به ضرس قاطع سخن خانم توحیدلو را من باب مناظره نکردن کمانگیر و تورجان با هر کسی تایید میکنم.
دست و پای بیخودی نزنید زیرا ساحلی را که قصد سکونتش را دارید اشتباه بهتان نشان داده اند. به خود آیید.
[...] [...]
با سلام و خسته نباشید
درباره مطلبی که در وبلاگتون درباره سخترانی دکتر محدثی نوشته اید باید بگم که:
1. فکر می کنم رسالت یک خبرنگار اینه که درباره ی خبری که می نویسه اطلاعات کافی داشته باشه و مطمئن باشه که حقیقت رو نوشته تا نکنه خوانندگان مطلبش برداشت اشتباهی داشته باشن. و این که خبرنگار باید در حوزه ای که می نویسه، تخصص داشته باشه. دلیلی نداره شما که اصلا دکتر محدثی رو نمی شناسی و هیچ کدوم از مقاله هاشون رو نخوندی و در حوزه ی دین اطلاعات کافی نداری، در این باره مطلبی بنویسی!
2. من در اون جلسه بودم و فایل صوتی اون رو هم دارم که خودم ضبطش کردم. می تونم در اختیارتون بزارم تا بلکه متوجه اشتباهاتتون بشید.
3. درباره این بخش از نوشته تان هم “همه هم و غم دين، اين است كه آدم ديندار تربيت كند” باید بگم: میشه منبع این حرفتون رو بگید؟!! من فکر می کنم همه هم و غم دین این است که انسان تربیت کند.
و این که اگه ممکنه کمی هم در باب این واژه ی “کسوت گرایی” توضیح بدید بلکه ما هم بفهمیم کسوت گرایی درست تره یا کثرت گرایی!! اینه که میگم یه خبرنگار باید در حوزه تخصصی ش بنویسه!
موفق و پاینده باشید.
آهستان به تاج آبادي: سلام و ممنون. من خبر همايش رو به نقل از سايت نوروز و برنا نوشتم. ضمنا اين نوشته اصلا ربطي به سخنراني وي نداشت. درباره دروغي است كه به من نسبت داده.
سلام اقای حسینی
عالی شد از نظر من چرا که با این نوع برخورهاشون ادم بیشتر به اصل و اندرون شون پی میبره اینها فقط کارشون بازی با کلمات است توی نوشته های ایشون لجن مالی بیشتر به چشم میخوره پست های قبلی ایشونم نشون دهنده روح سیاهشونه که میخواهند با نقاب سبز بپوشانند خدایش شما هم میگردین چه شخصیت های خیس خورده ای برای این آش سبزی پیدا میکنیدا؟؟؟
در ضمن کامنت بنده رو هم پای اون مناظره مطالعه بفرمایید خدا قوت
شما اون مطلب دروغ را از سایت دروغ پرداز برنا برداشتی نه ایلنا و نوروز و موج سبز! فقط اونجا با این ادبیاتی که شما نوشتی نوشته بود
آقای آهستان عزیز
از نوع وشکل ومحتوای پاسخ های شما چنین استنباط می کنم که مشمول آیه ( و من یضلل الله فلا هادی له ) شده اید .
ورود شما به دایره املاء و استدراج مبارکتان باشد.
خب جناب آهستان متانت و حلم شما در نوشتار و تداوم راه حق ستودنی است ولی آیا واقعا چیزی غیر از این انتظار داشتید؟
جناب حسینی غوغازیستی و شارلاتان بازی و مظلوم نمایی خصیصه برجسته و بارز حرکت ژورنالیستی ای است که خود را در قالب اندیشه و فکر جا زده است.
البته شاید بین اندیشه های اجتماعی مدرن با رسانه و علوم افکارسازی غیراخلاقی نسبت بنیادی و مبنایی باشد.
چرا که همین امروز نیز جامعه غربی و فرهنگ غربی مبتنی بر رسانه غیراخلاقی تولید و بازتولید می شود.
صحبتهاي هر دوي شما دور از هر گونه بي ادبي و از ديد خودتان منطقي بود.
فقط من خيلي رابطه تيتر موضوع شما را با متن نوشته شده نفهميدم!
به نظرم اون چيزي كه شما آن را سو تيتر كرديد كلا بي ارتباط با متن نوشته هاي شماست
آهستان به محمد: شما متوجه رابطهي تيتر آقاي دكتر با موضوع نوشته ايشون شديد؟!
جدی نگیر دکتر را. خواسته خودش را مطرح کند.
در مورد توحیدلو و کمانگیر و غیره هم وصف حال روشن است. خانم توحیدلو باید شرمسار باشند از اینکه چادر به سر می کنند و در عین حال هم کلامی انسانی را می کنند که پیشینه اش در توهین به اسلام و ایمه روشن است. نوشتاری که در آن قرآن کریم به ابراز آلات جنسی تشبیه شده بود هنوز از خاطرمان نرفته است. خوب است که این روزها حتی ظواهر امر هم توسط جلبک ها رعایت نمی شود. دست آنها مدت هاست که برای مردم رو شده است
ببین دوست عزیز. من هم یکی از کسانی بودم که تو وبلاگت و از طریق ایمیل باهات بحث میکردم. اما اگه کامنتهای منو و جوابهایی که بهش داده شد، چه از طرف خودت چه از طرف دوستان و همنوعانت رو بررسی کنی، میفهمی چرا من هم مثل خیلیهای دیگه به این نتیجه رسیدم که با شما نباید بحث کرد.و نه فقط تو. بلکه همهی کسانی که توی بحث به قول دوست خوبمون خانم توحید لو اندیشه نمیکنید. این یک واقعیته. البته شما هیچوقت اهل بحث نبودهاید.
خلاصه اینکه خود شکن. آیینه شکستن خطاست.
در ضمن در مورد خانم توحیدلو باید بگم شما بهتره به جای اینکه در مورد ایشون اینطوری صحبت کنید از ایشون تقدیر و تشکر هم بکنید. ایشون به همهی چیزهای مهمی که شما اعتقاد دارید مثل اسلام و خیلی چیزهای دیگه معتقد هستند. و اگه شما واقعاً با بیدینی سبزها مشکل دارید و از این موردشون بدتون میاد باید واقعاً طرفدار خانم توحیدلو باشید. اما مشکل همینجاست. که شما فقط دنبال این هستید که جنبش سبز رو بدنام کنید و هزار جور وصلهی ناجور بهش بچسبونید مثل وابستگی به اسرائیل و بیدینی و این مزخرفات. و خانم توحیدلو این وسط مانع شما هستند. وجود کسانی مثل خانم توحیدلو و جلاییپور هستند که دهن شما رو میبندند. بنابراین وشمن اول شما در جنبش سبز،نه خانم گوگوش که در موردش مینوسید، بلکه خانم توحیدلوی محجبه و با ایمان هستند. دشمن شما اون افراد خارجنشین با پرچم مجاهدین خلق نیستند. دمشن شما خانم توحیدلو هست که اهل فکره و شما نمیتونید بهش وصله بچسبونید. دشمن شما سبزهای با ایمان هستند. دشمن شما منم!
آهستان به اميرمسعود: اولا شما اين تناقض رو براي من حل كنيد كه چرا دائما شعار ميدين زنده باد مخالف من و بعد مينويسيد با بعضي ها نبايد بحث كرد! اگر به «زنده باد مخالف من» عقيده داريد، كه بايد صداي همه رو بشنويد. وگرنه مجبور كه نيستيد، الكي شعار ندين. خوشحالم كه بالاخره گاهي سوتي ميدين و گاهي به واقعيات اعتراف ميكنين. ثانيا بله حق با شماست. جدا بايد خدا را شكر كرد كه امثال خانم توحيدلو، در كنار آدم هايي مثل گوگوش به خوبي و خوشي باعث زنده ماندن جنبش سبز هستند. مخترع دين سبز هم همين رو گفته بود كه در دين سبز، ديندار و بي دين، در كنار هم هستند!
حال ببینم شما مشکل اتون با بی دینا چیه؟اونام انسان هستن خوب هروقت اومدن خواستن به شما ازاری برسونن شما حق دارین واکنش نشون بدین ولی وقتی با مسالمت میان اعتراضی میکنن و حقشونو میخوان چرا معترض میشید الان بخشی از بی دینها مطالباتشون با بخشی از دینداران مشترک شده و هردوی اینها به اضافه قشر سومی که میانه رو هست ارکان جنبش سبز رو تشکیل میدن این خیلی زیباست یک مجمعالجزایر فرهنگی رو تشکیل داده نشون میده جنبش سبز چقدر قدرت همزیستی مسالمت امیز پیدا کرده برخلاف برادران مکتبی که تا بفهمن طرف در اعتقاد دینی اش سسته فوری پیف پیف میکنه و از ترس نجس شدن ازش فاصله میگیره چنین اندیشه ایی در جنبش دموکراسی خواهی ایرانیان جایی نداره و این جنبش به ادمها از دید انسانی نگاه میکنه فارغ از زبان قومیت دین و سایر مسائل اعتقادی دیگر
آقای کمانگیر اینکه میفرمایید حقشونو میخوان، یعنی چی؟
یعنی میخوان ۱۳ بزرگتر از ۲۴ بشه؟ یا نه اونا یه چیز دیگه میخوان که بخاطرش یه چیز دیگهرو بهونه کردن؟
میشه تکلیف رو روشن کنین که حقشون چیه که میخوان بدون قانون و با اردوکشی بدست بیارن؟
اتفاقا این شما سبز ها هستین که تا کسی میگه به احمدی نژاد رای داده میگین پیف پیف تو یه بو گندوی ریشی جیره خور دلفین گرسنه(اعتماد ملی) نفهم بی شعور هستی
تا آدم بگه طرفدار احمدی نژاد هست سریع جبهه میگیرین و هرچی به دهنتون میاد بارش میکنین
من این چیزها رو خودم شنیدم به خود من گفتن
شما یه تفکری رو از مدهبی ها هی داری تو سر ما میزنی که من میگم درصد بسیار زیادی از مذهبی ها اینطور نیستن!
یه چیزی به دهنتون افتاده همینطور قرقره میکنین.
این سبز ها هستن که تا یکی میگه مثلا من تو بسیجم فکر میکنن یارو یک آدم جانی ادم کش که برای دو قرون پول ناموسشم میفروشه!
شما همزیستی مسالمت امیز ایجاد نکردین فقط به خاطر اینکه همین 4 تا آدم تو خیابون هاتون متفرق نشن جرات ندارین حتی شیطان پرست ها رو از خودتون طرد کنین گروهی که مطمئن باشین درصد بسیار بسیار زیادی از همین سبز ها اون ها رو قبول ندارن!
این کجاش مسالمت امیزه؟شما فقط گفتین هر کی مشکلی داره با حکومت حالا یا چون جلوی رشوه گیریهای مهدی هاشمی و دار و وسته ش گرفته شده یا کلا مشکل داره با حکومت بیاد اعتراض کنه ولی هیچ وجه مشترکی ندارین با هم!
فرض کن الان حکومت ساقط شد یه جنگ تمام عیار داخلی راه میفته چون موسوی که عرضه رهبری این گروه با عقاید مختلف رو نداره پس درگیری قدرت میشه بین همه اون وقت دوباره میبینیم ای دا بی داد آذربایجان رو جدا کردن بلوچستان و کردستان هم جدا شد مونده یه تهران و اصفهان!
مگه خیال کردی چرا این همه منطقه از ایران جدا شد تا په جنگ قدرتی شکل میگرفت اینطوری میشد.
شما ها هم اول برین یه جایگزین برای حکومت پیدا کنین بعد بیاین تلاش کنین.
زمان انقلاب هم گروه های مختلفی بودن ولی خمینی که رهبر اصلی بود از اول مشخص کرد چی میخواد ولی موسوی چی؟
معلوم نیست با ساز کی میخواد برقصه.
تازه از این مسائل که خیلی ها موسوی رو حتی رهبر سبز ها هم نمیدونن بگذریم
در ضمن هنوز مدارک مستدل تقلب رو ارائه نکردین
شنیدم که شما کانادا هستین و یه جا هم گفتین که با اون یارو که تو عکس اسلحه دستش بود صحبت کردین میشه بگین چی جوریه؟
من همچنان منتظر فیلم صحبتتون با اون یارو هستم
اقا رضا خان دوستان بنده رو با ارش کمانگیر وبلاگنویس که مقیم کانادا است اشتباهی میگیرن هرچی هم قسم ایه میخورم که من اون شخص نیستم دوستان به خرجشون نمیره فکر کنم اخرش مجبور بشم یک نام دیگه برای خودم انتخاب کنم در مورد اون شخص هم من هنوز وقت نکردم برم اونجا ولی فکر نمیکنم قبول کنه ازش عکس و فیلم بگیرم چون ازاینکار خاطره خوشی نداره ولی شما اگه خودت یا شخص دیگری برین اونجا همه میشناسنش خیابان امیراباد بالاتر از موزه هنرهای معاصر مرکز خوداشتغالی اونجا برید پیداش میکنید یا میتونین از کاسب های اونجا امارش رو بگیرید چون پاتوقش اونجاست بعد این قضیه هم خوب شهرتش اونجا بیشتر شد.در مورد مطالبت هم بذار یک نگته ایی بهت بگم تنها چیزی که میتونه در مردم ما اتحاد ایجاد کنه وحدت ملیه ما از طریق مذهب و مراجع مذهبی نمیتونیم به وحدت برسیم چون جامعه ایران دارای تکثر مذهبی است شیعه سنی مسیحی کلیمی زرتشتی بابی بهایی بودایی بی دین و…… چنین جامعه رنگینی رو از نظر دین نمیشه زیر چتر یک دین قرار داد تنها از طریق حاکمیت ملی است که ایران از گزند تجزیه هرج ومرج وهجوم بیگانه در امان میمونه.به این خاطره که جنبش دموکراسی خواهی هر شخصی رو با هر گرایش دینی مورد احترام قرار میده و به جدایی دین از سیاست معتقده و به ازادی ادیان اعتقاد داره بنابراین یک شخصی مثل علی خامنه ایی و چاقو کشای دوروبرش و یک مشت سردار رانت خور سپاه نمیتونن باعث وحدت ملی بشن اینا چند صباحی به ضرب گرز وچماق هم بمونن بالاخره روزی خواهند رفت و اونروز به دلیل نبود وحدت ملی احتمال تجزیه ایران وجود داره چون باید مردم یک منطقه احساس تعلق خاطر به اون سرزمینی بکنن که توش زندگی میکنن اگر این علاقه از بین بره نهایتا یکروز اون جدایی اتفاق میفته و شما با سکوتتون نسبت به اتفاقاتی که در کردستان و سایر مناطق قومی ایران اتفاق میفته به این مسئله دامن میزنید من اتفاقا این ایراد رو به جنبش سبز هم میگیرم که چرا در مورد اعدام احسان فتاحیان سکوت کردن؟در صورتیکه دادگاه نتونسته بود اتهاماتی رو که به او زد رو اثبتا کنه به این خاطر دردادگاه بدوی به 10سال زندان محکوم شد ودرتجدید نظر اعدام شد کجای دنیا در تجدید نظر حکم رو سنگین میکنن؟پس این رافت اسلامی کجاست؟پس این مهرورزی دولت کجای این داستانه؟پس این حکومته که به این داستانها دامن میزنه از همینجا اعلام میکنم برای ثبت در تاریخ اگر در هر زمانی بخشی از خاک ایران از ایران جدا بشه مسئولش نظام سلطانی ولایی و همه اعوان انصارشه از رهبر معظم اش تا چاقو کشانش تا ملیجکش در میدان پاستور تا اون نمایندگان اصطبل اش در میدان بهارستان تا اون قارچ های سمی مقیم قم واون توده های عوام بی شعوری که در زندگی جز خوردن وخوابیدن و تخلیه کردن به چیز دیگه ایی فکر نمیکنن که هرچی بدبختی هم تو طول تاریخ داشتیم از دست همین عوام جاهل بیسواد بوده..در ضمن اینم بدون تو برای اینکه به مردمت و مملکتت خدمت کنی نیاز نیست بری تو بسیج هزاران راه دیگه وجود داره چرای میخوای با عضویت در بسیج اینکارو انجام بدی وبخوای همه رو متقاعد کنی که همه بسیجی ها اینطور نیستن.اگه اینجوریه چرا یک راهپیمایی نمیندازین وبه این وقایع اعتراض نمیکنین؟چرا به حکومت نمیگین عوامل کهریزک رو مجازات کنه چرا رادان جلاد فقط التزام اخلاقی میگیره ولی نامزد ندا رو میبرن زندان شکنجه اش میدن که بگو ندا رو منافقین کشتن؟چرا نمیرین به حکومت اعتراض کنین که چرا نمیزاره خانواده کشته شده ها برای عزیزانشون ختم و بزرگداشت بگیرن؟سکوت شما نسبت به این مسائل و سایر قضایا یعنی تایید این کارهای حکومت از طرف بسیجیانی که شما مدعی نمایندگی اون ها هستی پس نگو که همه بسیجی ها اینجور فکر نمیکنن شما ممکنه نری کسی رو مضروب کنی ولی سکوتت معنی اش اینه که یا تایید میکنی یا میترسی اظهار نظر کنی اگه تایید میکنی که هیچ اگرم که میترسی بیخود کردی بسیجی شدی بسیجی که نباید از چیزی بترسه
یک ایرانی جان ازادی میخوان عزیزم همون چیزی که 103 ساله که مردم دنبالش هستن ازادی سیاسی اجتماعی ازادی بیان دموکراسی حاکمیت ملی سکولاریسم و جدایی دین از دولت
در اینجا من شما رو به دیدن شعور و ادب یه سبز در توهین به هموطن هاش دعوت میکنم!
“نمایندگان اصطبل اش در میدان بهارستان”
“قارچ های سمی مقیم قم”
“توده های عوام بی شعوری که در زندگی جز خوردن وخوابیدن و تخلیه کردن به چیز دیگه ایی فکر نمیکنن ”
این ها همان هایی بودند که شعار زنده باد مخالف من و ادب مرد به زه دولت اوست رو میدن!
این هم یکی از اون افرادی که مثلا ادعای منطق و شعور و فرهنگ رو میکرد…
من فکر نمیکنم بحث با شماها که فکر میکنین اونقدر بالا هستین که اینطور راحت به هموطن هاتون توهین میکنین نتیجه ای داشته باشه.
پس برین با همون جماعت “روشنفکر”تون خوش باشین.
در ضمن چطور شما در مورد اون مرد و کانادا بودن جواب میدین ولی یه دفعه سوالم در مورد مدارک مستدل تقلب رو که توی تمامی کامنت هام که در پاسخ به کامنت هات گذاشتم رو یه دفعه یادت میره جواب بدی؟
در ضمن من اون دفعه هم گفتم من ارادت خاصی نسبت به رهبر ندارم.
تا به حال هم توی هیچ پتیگاه بسیجی نبودم.
یه کارت بسیج هم ندارم
دانشگاه هم با سهمیه منطقه 3 رفتم
من یادم نمیاد جایی گفته باشم من نماینده بسیجی ها هستم که شما این چیزهای رو در مورد من نوشتین
اگه میشه لینک دقیق جایی که من اون رو نوشتم رو همین جا بذارین.
والله من ادعا نکردم با ادب هستم من باب اطلاعتون هم بگم که عضو جنبش سبز نیستم ازاین جنبش حمایت معنوی میکنم ولی عضوش نیستم جز یکی دوبار در بیشتر راهپیمایی هاشون شرکت نکردم رای هم به کسی ندادم من از سال 1380در هیچ انتخاباتی شرکت نکردم به یک نظام دموکراتیک سکولار هم باور دارم من به موسوی و کروبی هم تا جایی اعتقاد دارم که با اندیشه های من پا به پا باشن اگر احساس کنم که میخوان تسلیم دیکتاتور بشن راهشون از من جدا خواهد شد بنابراین بنده رو به جنبش سبز و شعارهایی که میدونن منتسب نکنین ضمن اینکه فکر میکنم لطمه ایی که ما از این نمایندگان مزدور مجلس و این اخوندهای محترم و توده های نااگاه خوردیم اونقدر سنگین هست که لایق اون واژه ها باشند هرچند خودم هم دوست نمیدارم اینجوری صحبت کنم ولی گهگاه بیان واژه های زشت بهتر میتونه بازگو کننده احساس ادمی باشه هرچند که باعث بشه دیگران نسبت بی ادبی به ادم بدن بعدش من منظورم کلی بود به شمای خاص خطابم نبود چون فکر کردم که شما یا بسیجی هستی یا از بسیجی ها حمایت میکنی حالا اگرم نیست اشکال نداره پیغانم منو میتونی به اونایی که بسیجی هستن برسونی.در مورد مدارک تقلب هم جوری حرف میزنی که انگار من کارمند وزارت کشورم یا عضو ستاد میرحسین بودم قربون شکلت من که تو نهاد امنیتی اطلاعاتی کار نمیکنم که مدرک مستدل برات بیارم که ولی از حمله ایی که به ستاد قیطریه کردن و اینکه در خیلی جاها برگه رای کم اومد ضمن اینکه از چندین نقطه کشور که من امار گرفتم صندوق سیار درست کردن و به روستایی ها پول دادن که به احمدی نژاد رای بدن و اون برخورد خشن با معترضین پیام وتبریک زودهنگام رهبر درحالیکه شمارش ارا به اتمام نرسیده وتاایذ رهبر در نمازجمعهکه محاله 11میلیون رای تقلب شده باشه خوب اون از کجا با قاطعیت میگه محال نیست احتمال هر واقعه ایی در یک نظام دیکتاتوری وجود داره برخورد وحشتناک با معترضین 90 نفر کشته دهها زخمی 4000 زندانی شکنجه تجاوز فضای امنیتی تمام اینها نشانه تقلبه دیگه اگه حکومت ریگی تو کفش نداشت یک کمیته مستقل که مورد اعتماد همه مردم باشه تشکیل میداد وهمه ارا رو بازشماری میکردن چرا فقط 10 درصد اونم شورای نگهبانی بازشماری کنه که عملا از احمدی نژاد پشتیبانی میکرد و مورد اعتماد مردم هم نبود.حالا من اگه تا صبح هم روضه بخونم باز میگی مدرک مستدل نه عزیزم من از اون مدارکی که میخوای ندارم ولی بهرحال قانع نمیشم که تقلبی درکار نبوده چون ذات این حکومت رو متقلب میدونم
“گهگاه بیان واژه های زشت بهتر میتونه بازگو کننده احساس ادمی باشه”
آها!
پس مثلا اگه شما تو اتوبوس یه تنه به یکی بزنی بعد یارو بیاد خواهر و مادر شما رو یاد کنه شما نباید ناراحت بشی چون “گهگاه بیان واژه های زشت بهتر میتونه بازگو کننده احساس ادمی باشه”.
این جمله رو هم یادت باشه که هرچه برای خود نمیپسندی برای دیگران نیز مپسند اگه دوست نداری کسی فحش کاریت کنه تو هم به کسی فحش نده!
در مورد تقلب هم با این چیزهایی که گفتی برات متاسفم که دلایلت برای اینکه باور کردی تقلب شده این هاست و اصلا دنبال این نرفتی که بگردی نفر اول مدعی تقلب اصلا دلیلش چی بوده که این ادعا رو کرده و شماها هم باور کردین. اگه هر چیزی رو بدون دلیل فقط چون باب میلت هست قبول کنی اخر عاقبتت معلومه
در مورد کشته ها تا جایی که یادمه نوروزتون گفت 72 تا بعد که گندش در مورد کردش حدود 30 تا حالا این 60 تای دیگه رو شما از کجا آوردی؟
این که شما فکر میکنی هم میهن هات لایق این حرف ها هستن نشون از غرور بیجاست!
شما اصلا کی هستی که بخوای بگی کی توده فریب خودست و کی نیست؟
این هم مثل همون توهین به لرها در مدرک اصلی رو شده توسط زن موسوی هست.نشون دهنده اینکه شما خیلی از هم میهن هاتو اصلا آدم حساب نمیکنی حالا نمیخوام مقایسه کنم با عباراتی که خاندان پهلوی در مورد ایرانی ها به کار بردن(عاقبتشم دیدن) ولی اینو بدون که دینی که ما بهش اعتقاد داریم به ما اجازه نمیده اینطور در مورد آدم هایی که تفاوتی با ما ندارن نظر بدیم چه بسا که اونها از ما بهتر باشن و ما خبر نداشته باشیم.
بعد از اینکه گفتی ادعای ادب نداری و مدرکتم در حد همون لر بودن زن موسوی هست بهتره بری با همونا خوش باشی من با افرادی که اینطور باور میکنن فقط به این خاطر که چیزی رو که میشنون باب طبعشون هست کاری ندارم.
راستی این حکومتی که ذاتش بر تقلبه در انتخابات تعیین جمهوری اسلامی هم تقلب کرد؟اونجا هم برگه رای کم دادن؟اونجا هم احمدی نژاد سیب زمینی میداد به مردم؟اون اعتراضات میلیونی(واقعی نه مثل مال شما که تو نماز جمعه 2.5 میلیون تعدادتونو حساب کردین) هم الکی بود؟
در مورد دلایلت برای تقلب هم بهتره اگه واقعا دنبال حقیقتی حداقل بری و جواب هایی که به شبهه هایی که گفتی رو ببینی چی دادن.
آیا جوابی برای اونها داری؟
خیلی راحت با گشتن توی گوگل میتونی پیدا کنی جواب شورای نگهبان هم هست اگه اونم بخونی شاید تعدادی از شبهه هات رفع شد.
آخه می دونی آدم با یکی بحث میکنه که حرف حساب حالیش بشه.نه اینکه هی حرفای خودشو تکرار کنه. ما میگیم چرا با معترضا اونجوری برخورد شد میگین می خواستین اعتراض نکنین.ما میگیم چرا صدا سیما انقدر یه طرفه قضاوت کرد و نذاشت مخالفا بیان حرف بزنن می گین چون می خواست بگه مردم توخیابون بمونین!!!! ما میگیم جنایات کهریزک و کشته شدن اون جوونا چی شد می گین سعیده پور آقایی زنده بود. ما می گیم چرا ارگانی مثل بسیج حق داره دست هر جوجه ای یه باتوم بده و مردم رو بزنه می گین بسیجیا نبودن و دو تا عکس می ذاری که مردم موتور آتیش زدن. ما میگیم چرا انقدر سانسور انقدر فیلتر انقدر قطع مبایل و اینترنت شما می گین آزادی بیانه.
ما می گیم مگه اصل 27 قانون نیست..مردم کجا باید اعتراض کنن ؟روزنامه که ندارن.نماینده که ندارن.می گین به ما چه . ما اعتراض نداریم نمیخوایم شما آرامش مارو بهم بزنین. خوب برادر آخه آدم وقتی این جوابارو می گیره توقع داری بازم امیدی به بحث داشته باشه؟ شما مثل یه مشت ربات که یه مشت حرف تومغزشون ریختن هی همونارو تکرار میکنین.
یه زمانی دوست داشتم بیام نظر بدم و بحث کنم.یا بتونم کسی رو قانع کنم با لااقل جواب سوالامو بگیرم.اما شما و دوستانتان نا امید کننده اید.
توی مغزتون چپوندن که ما یه مشت مزدور بی دین و ایمان وابسته به آمریکا و انگلیسیم که صبح تا شب نشستیم پای ماهواره. اما نمیخواید باورکنید مام توخونوادمون شهید دادیم.مذهبی هستیم. ماهواره نداریم .نگران آیندمونیم و مشکلاتی داریم که همش به خاطر بی تدبیری این نظام و دولته. وقتی نمی خواید بفهمید خوب ما چرا خودمون روناراحت کنیم و اینجا هزارجور برچسب و کافر و مزدور بخوریم.
آینده خیلی چیزارو روشن می کنه.کاش عمرومون قد بده و اون روز رو ببینیم!!!
دين سبز!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
فكر نميكردم كه اين جلبكهاي سبز تا اين حد احمق باشن!!!!!
آخه جلبك!!! تو جنبش سبزت چي ديدي كه حالا به فكر ابداع دين سبز افتادي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ديني كه ديندار نداشته باشه به درد همين جلبكها ميخوره!!!
امروز دين سبز ابداع ميكنن .. حتما فردا هم پيامبرشون را بر ميگزينن …. بعدش هم ولايت و ….
اگه اينجوري ادامه بدن معلوم نيست كه چه ميشه !!!! (حتما بعدش نعوذا بالله ادعاي خدايي )
ما كه خوشحاليم چون هرچي ميگذره اين جلبكها بيشتر ماهيت خودشونو نشون ميدن.!!
من جواب سؤالم رو نگرفنم که! در ضمن دوستان مؤدبی دارید.(فاطمه موسوی، خرچنگ زاده / البته با نظرات جالب ایشون در فرندفید آشنایی دارم) خدا حفظشون کنه!
دارم فکر می کنم که اصلا نباید با شما بحث کرد. آدمی که خودش رو به خواب زده، نمی شه بیدار کرد!
موفق باشید.
امید عزیز میفرماید قُلْ اَللهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ في خَوضِهِمْ يَلْعَبُونَ. سالهاست که لجاجت کرده و می کنند. بگذارشان. یارب از ابر هدایت برسان بارانی…….
آقای حسینی از من به شما نصیحت .روی این موارد و ماجراهایی که پیش می آید اینقدر انرژی نگذار.خودت را خسته نکن بابت اینکه حالا من جواب دادم یا ندادم. چقدر مهمه مگر؟ تازه این چیزی که من دیدم یک کلکلی بوده که مقداری اش هم سو تفاهم بوده. اونها به شما انگ بی تربیت می زنند ولی شما حسن ظن داشته باش. نقد فکری بکن . خیلی بهتر و مفیدتر هم هست. علی یارت
خطاب به جناب محدثی:
آقای دین سبز، لطفا به این سوال من پاسخ دهید!
تو فرزند اندوهی؟
نه. اندوهگینان اینگونه سخن نمی گویند.
شما کثیف کننده ی اندوهید.
شرمساری توحیدلو بیش از این حرفهاست. در اوج جنگ غزه پست این خانم علیه حماس به یکی از مطالب سایت رسمی وزارت خارجه اسراییل تبدیل شد. بسیاری از مقدسات دینی ما توسط سرکار خانم مورد حمله قرار گرفت مثل نماز باران، غیرتمندی و …
گول اون چادر را هم نباید خورد
آهستان سلام
از میزان رای کامنت های این وبلاگ معلوم می شود که تفاوت حق و باطل بر چه صورت است . البته کسانی که رای 11 میلیون انسان را نادیده گرفتند و اصرار بر اشتباه دارند ، مطمئنا این تفاوت رای اینجا را مثل آب خوردن سر می کشند.
این روشنگری هایتان خیلی موثر است ولی وقت و توان خود را در نوشته های پر مغزتری بگذارید . به دو علت: 1- قدرت قلمتان را در راه بهتری می توانید خرج کنید .2- مجادله های بیهوده با “بعضی” از این دوستان سبز به هیچ جایی نمی رسد. این دوستان بر سر لجبازی بدی افتاده اند و گویی تمام حقایق را می خواهند منکر شوند. اول خودشان بحث را پیش می کشند و وقتی با استدلال مواجه می شوند ، پله پله عقب نشینی می کنند و عقاید خودشان را پس می گیرند.
اول منکر صحت انتخابات می شوند و 11 ملیون شهروند درجه 2 را دروغ می نامند. مشروعیت دولت را زیر سوال می برند و بعد هم ولایت فقیه را . در مرحله بعدی اسلام و معلوم نیست که به کجا می خواهد ختم شود.
از هر دری که برایشان صحبت کنی ، از در دگر فرار می کنند . بنده خودم با یکی از همین تحصیل کردگان محل خودمان که شدیدا هم “سبز” است به مدت 5 ماه بحث و نظر داشتیم. البته رفیقم است و با هم جدا از عالم سیاست هم دوست هستیم. اول که مدعی بود طرفدار جمهوری اسلامیه و حرف رهبرم قبول داره . از امام هم شدیدا مایه می گذاشت. وقتی تناقضات خط سبز با امام را نتوانست تحمل کند ، امام و اندیشه او را کلا بی خیال شد. بعد از صحبت های آقای خامنه ای ، منکر رهبر شد و اساسا ولایت فقیه را رد کرد . درباره تقلب که صحبت کردیم ، دلیلی نداشت و سریع مثل بقیه سبزها بحث باتوم و کهریزک و کوی را پیش می کشید. (البته اینجای بحث تنها جایی بود که من و او به تفاهم می رسیدیم و بر مجازات عاملان آن در یک نظر بودیم) بعد از مدتی معتقد به “جمهوری ایرانی” شد و گفت که طرفدار سکولاریزمه.( بقیه بحثامونم برات نمیگم چون خود شما اینجا طعم جدل هایشان را چشیده ای)
خلاصه اینکه برادر ، این دوستان به هیچ صراطی مستقیم نمی شوند و آخرین حرفشان هم ،مثل دوست من و مثل خیلی از سبزهای وبلاگ شما این است که : تو ارزش بحث کردن نداری و برو تو همون عقاید متحجرانت بمون!
با گذشت 5 ماه از انتخابات ، حقایق بر همگان روشن شده و این عده قلیل و پر هیاهو هم خودشان را به خوابی عمیق زده اند . واقعا هنوز مطمئن نشدید که این دوستان دارند لجبازی می کنند و خودشان هم خوب می دانند.
از خدا بخواهیم که همه ما را به راه راست هدایت فرماید ( الهی آمین )
اجازه بدهید من یک نکته را در رابطه با این جمله که چرا بحث فایده ندارد اضافه کنم.
آهستان،بحث لوازمی دارد و یکی از لوازم آن توافق طرفین گفتگو بر مفاهیم اولیه و معانی کلمات است.بله،بحث با شما واقعا بی فایده است،چون درکتان از گفتگو یک بحث تاکتیکی و در حوزه مفهومی “جهاد نرم” است. حالا بگذریم که اصلا جهاد نرم خودش یک ترکیب بی معنی من درآوردی عمله فکری جمهوری اسلامی است!
اما این به این معنی نیست که شما “حق” حرف زدن ندارید.چه کسی این حق را از شما سلب کرده؟شما هر کاری دلتان می خواهد می کنید.سبزها را مسخره می کنید و گاهی لحنتان کاملا توهین آمیز هم می شود.اتففاقا به نظر من کار خوبی هم انجام می دهید و نباید کسی متعرض شما بشود و تا به حال هم که نشده.
اما در طرف مقابل هیچ وبلاگ نویسی یا کامنت گذاری جرات بیان نامش به این آسانی ها را ندارد.شما از حفاظ قانونی برخوردارید که ما نیستیم.همین یک مورد اولین مانع یک گفتگوی کاملا سالم می شود.شما پشتت قانون هست،نیروی انتظامی و وزارتخانه ها و نهادهای رنگ و وارنگ هست و ما …هیچ!
اول؛ به نظر من این دین سبز بیشتر اختراع خود شماهاست تا طرفداران جنبش سبز.چون اولا فکر میکنم برای همه مسجل شده باشه که جنبش سبز یه جنبش اعتراضی اجتماعیه و هیچوقت نخواسته از دین به نفع خودش استفاده کنه و مردم رو زیر پرچم عقاید دینیشون جمع کنه بلکه بر اساس خواستهای اجتماعی و گاها سیاسی فرهنگی و اقتصادی تشکیل شده.نمیشه که چون از نقش دین در این جنبش صحبت شده زود بل بگیرین و بگین نه این جنبش داره از دین سو استفاده میکنه و دین جدید اختراع کرده و غیره.خوشبختانه با چند تا از فعالین دانشجویی این جنبش در شهرمون فرصت مباحثه داشتم و همه شون هم روی این نکته اتفاق نظر داشتن سبزها رو دینشون جدا نمیکنه بلکه عقاید فکری و اجتماعیشونه که باعث اختلاف نظرشون با طرف مخالف میشه.
دوم؛من نه این آقای دکتر را میشناسم نه شما رو ولی به نظر من شما دارید زیادی دارید حالت تدافعی به خودتون میگیرید.به نظر من کفه ترازو توی این بحث اینطوری که شما مطرحش کردید تقریبا مساوی بود.شما که اهل بحثی باید بدونی که یکی از اصول بحث اینه که اول مطمئن بشی طرفت منظورتو درست فهمیده بعد جوابشو بدی و مخصوصا توی بحثای مکاتبه ای که لحن که یه عامل خیلی موثره حذف میشه.
سوم؛ در مورد بحث کردن قبول کن بحث کردن با آدم یه دنده و کسی و که با پیش داوری وارد بحث بشه و فقط حرف خودشو قبول داشته باشه کار سختیه،حالا با هر طرز تفکری میخواد باشه.
یا نور
mohandes hameye ina bekenaar chera javabe commenta ro intori midi?!! manzooram ine ke chera mesle ghabl hamoon ziresh neminevisi?
shayad ye jaie gofte bashi vali man ke nadidam!
ye moshkeli to bahs darin shoma vali. Agar fekr mikonid donyaye majazi chandan tasirgozar nist chera enghadr vaght sarfesh mikoni?
Yani man ham ba in harf movafegham vali manzooram ine ke vaghti midooni ke nesfe bishtare in harfa ro yeseri adame allaf ke kare behtari nadaran daem mizanan, chera enghadr vaght sarfesh mikoni.
Albate be etiaad be in ghazie vaghefam vali khob tark kardano bayad az yeja shoroo koni!!
Bazan be masaele behtar o asaasitar bepardaz. albate bazam midoonam ke sakhte hamintori men baabe tazakkor o yadavari migam.
eradatmand
سلام. تصور میکنم قدری انصاف شرط ایمان باشد. شما که همه را به شمشیر کفر قلع و قمع میکنید از ایمان و دینداری خود نیز اندیشه کنید. داور نهایی دینداری شما و دیگران آن حق لا شریک است. پس خیلی تند نروید. جناب حسینی شما که خبررسانیتان همراه با قضاوت و داوری است و افکار فردی را میخواهید به مخاطبانتان بشناسانید از نظر اخلاقی( البته اگر اخلاق برایتان مفهومی داشته باشد و محلی از اعراب) موظفید در ارائه و شناساندن آن افکار درست به معنای دقیق رسانه ای، و اخلاقی کلمه عمل کنید. خبررسانی شتابزده و پر اشکال شما هیچ توجیهی ندارد بخصوص که یک طرفه هم به قاضی رفته اید. حداقل به جای اصرار بر اشتباه و تداوم آن انصاف و شجاعت داشته باشید و به جای هوچیگری که شروع کننده اش نیز خودتان بودید اشتباهتان را بپذیرید و درست عمل کنید. والعصر ان الانسان لفی خسر. به خود آییم که روز داوری حق چندان دور نیست.
به عنوان یکی از کسانی که احساس کردم زیاد ادعا دارند در مورد اعتقاداتشان که در نهایتِ درستی است و زیاد به خودشان و درستی راهشان اعتماد دارند، شما را انتخاب کرده بودم تا مرا از حیرانی که چندیست در آن گرفتارم و بیشمار می شناسم آدم هایی مثل خودم را که در این حیرانی سرگردانند، بیرون بیاورید و با همان اعتماد به نفستان که به شما یاری می دهد که به راحتی حتی بجای قادر متعال بنشینید و در مورد آدم هایی قضاوت کنید که چه بسا به سبب برخی اعمال در زندگیشان نزد خداوند از شما عزیزتر باشند، به سوالاتم جواب هایی بدهید که شاید من نیز به آن صراط مستقیم که در حال حاضر به مستقیم بودنش شک دارم هدایت شوم. اولین سوالم را چند هفته پیش در زیر یکی از پست هایتان نوشتم و البته با تمام وجود آمادگی داشتم که به دور از تعصب های کور سعی کنم تمام حقیقتی را که در جواب احتمالیتان نهفته است بپذیرم. اما افسوس که جوابی نرسید…
دوباره می پرسم که شاید جوابی بیابم. و اگر باز بی جواب ماند ما می مانیم و حیرانیمان… شما می مانید و ادعاهایتان که در حد ادعا می ماند.
و اما اولین سوالم:
به نظر شما این حکومت با قوانین فعلی، (فارغ از این که چه کسانی امروز بر مسند حکومتند، که این سوالم اصلا ربطی به آدم ها ندارد که به قوانین بر می گردد) قابلیت تبدیل شدن به یک حکومت استبدادی را دارد؟ یعنی ممکن است مثلا 100 سال یا 200 سال دیگر و یا بیشتر، با فرض اینکه در این مدت قانون عوض نشده باشد، یک نفر پیدا شود که بتواند از ابزارهای موجود در قانون استفاده کرده و حکومت را به دیکتاتوری تبدیل کند؟
با اجازه آقای حسینی؛
اگر قوانین همگی اجرا شوند و خللی در آنها پدید نیاید، خیر. چون برای هر یک از نهادهای قدرت، نهادهای نظارتی که از وظایفشان جلوگیری از انحراف است وجود دارد. چه برای رهبر که عالیترین مقام کشور است، چه برای رییس جمهور.
خوب اقای حسینی اگه خود این نهادهای نظارتی دچار انحراف و فساد و تقلب بشن چکار باید کرد؟ هرچه بگندد نمکش میزنند وای به روزی که بگندد نمک
خوب اقای حسنی زاده اگه این نهادهای نظارتی خودشون دچار انحراف و فساد بشن وتابع ومطیع شخص اول مملکت بشن(که شدن)اونموقع چه خاکی ملت تو سرش بریزه؟لابد باید بریم امامزاده صالح دخیل ببندیم که خداوند اعضای نهادهای نظارتی رو به راه راست هدایت کنه
اقای معلم دیکته پرتغال اسم خاصه جامد هم هست بنابراین به هردو شکل میتونی بنویسی مثل اتاق یا اتریش که به صورت اطاق و اطریش هم بنویسی درسته درضمن شما وقتی اصل 110 قانون اساسی رو میخونی دیگه نیازی نیست سراغ بقیه ماجرا بری چون همون یک اصل باعث میشه ما پرتغال فروش یا به قول معلم دیکته پرتقال فروش رو پیدا کنیم
قربون شکلت استبدادیه دیگه دیکتاتوری شاخ ودم نداره که الان علی خامنه ایی دیکتاتور مملکته حکم حکومتی میده فرمان تیر میده دستور اعتراف گیری میده فراقانونی عمل میکنه جلوی اصلاح قانون مطبوعات زو میگیره تو نماز جمعه هم میاد قبل از اینکه شورای نگهبان اعلام کنه نتیجه قطعی رو .بر سالم بودن انتخابات صحه میگذاره حالا شما پیدا کنید پرتغال فروش را در دیار گل سرخ محمدی دیکتاتورزده
اولا پرتغال نه و پرتقال! این یک
ثانیا شما اگه سرت خلوت شد، یه نگاه به قانون اساسی بنداز، ساختار حکومت رو هم نگاه کن اونوقت در مورد دیکتاتوری بودن یا نبودنش با هم دیگه صحبت می کنیم.
من گفتم “اگر قوانین همگی اجرا شوند” اون قانون مطبوعاتی که شما می فرمایید، با اون همه جار و جنجالی که داشت، اگر هم در مجلس تصویب می شد در شورای نگهبان به علت مغایرت با قانون اساسی و شرع رد می شد. از علل حکم حکومتی هم این بود که مجلس در چندین مورد پا را از قانون فراتر گذاشته بود و بر این کار خود هم اصرار داشت.
در مورد اعلام سالم بودن انتخابات هم عین سخنان رهبر:
«… ساز و كارهاى قانونى انتخابات در كشور ما اجازهى تقلب نميدهد. اين را هر كسى كه دستاندركار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصديق ميكند؛ آن هم در حد يازده ميليون تفاوت! يك وقت اختلافِ بين دو رأى، صد هزار است، پانصد هزار است، يك ميليون است، حالا ممكن است آدم بگويد يك جورى تقلب كردند، جابه جا كردند؛ اما يازده ميليون را چه جور ميشود تقلب كرد! در عين حال بنده اين را گفتم، شوراى محترم نگهبان هم همين را قبول دارند كه اگر كسانى شبهه دارند و مستنداتى ارائه ميدهند، بايد حتماً رسيدگى بشود؛ البته از مجارى قانونى؛ رسيدگى فقط از مجارى قانونى …»
این هم لینک سخنرانی:
http://leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=5613
حالا شما از کجای این سخنان صحه گذاشتن روی انتخابات قبل از اعلام شورای نگهبان رو نتیجه گرفتی؟
فرمان تیر و دستور اعتراف گیری و عملکرد فراقانونی هم که اگر بود، تا الان رسانه های دنیا تو بوق و کرنا کرده بودند و گرگان دول آمریکا و انگلیس و آلمان و فرانسه و … صدها بار ایران را دریده بودند به خاطرش.
حرفی نزنید که بعدا بشه علیه خودتون ازش استفاده کرد. اینطوری در چشم کسانی که کلاه خودشون رو قاضی کرده اند کوچک می شوید!
نه دیگه، قرار شد شما بری اول قانون اساسی رو مطالعه کنی، اونوقت بیای و نظراتت رو منتشر کنی.
اینطور غیر منطقی و غیر مستدل بحث کردن برای کسی که دانشجوی دکترا است (درست گفتم؟!) صحیح نیست. هر چیزی آدابی دارد. نمی شود که شما و دوستانتان بیایید و جفت پا بپرید توی بحث! هر چیزی قواعدی دارد!
علی الحساب در مورد نهادهای نظارتی عرض می کنم که بین وجود “انحراف و فساد” و ” تابع و مطیع شخص اول مملکت”بودن رابطه ای برقرار نیست جز علاقه شما که این دو را به هم بچسباند!
ضمنا بنده هم تا الان پایم به امام زاده صالح باز نشده!
وبلاگ شما که فیلتره، فکر می کنم ادامه بحث را در وبلاگ من، در برگه مباحثه، بگذرونیم بهتر باشه. موافقید؟
آرش کمانگیر
گفتی خامنهای فرا قانونی عمل میکنه؟
حتی در آمریکا با اونهمه کبکبه و دبدبه و هارت و پورت دموکراسی، رئیس جمهور آمریکا حرف آخر رو میزنه.
در آمریکا اگه همهی اعضای کنگره، روی مسئلهای اتفاق نظر داشته باشن و حتی اون لایحه رأی هم آورده باشه، اگه رئیس جمهور آمریکا اون لایحه یا اون طرح رو به صلاح کشور ندونه، میتونه اون طرح یا لایحه رو وتو کنه. یعنی خیلی راحت قوانین یک ارگان قانون گذار کشورش رو نادیده میگیره و وتو میکنه. میدونی چرا؟ چون در هر حکومتی باید یک نفر حرف آخر رو بزنه، وگرنه با سازهای متفاوت، اون کشور به هرج و مرج کشیده میشه.
حالا در یه حکومتی، رئیس جمهور حرف آخر رو میزنه، و در یک حکومت دیگه مثل ایران، رهبر قدرتی بالاتر از بقیه داره.
حالا شما مشکلی داری؟
دلم میخواد ببینم آیا اون عمل رئیس جمهور آمریکا رو هم فرا قانونی عمل کردن میدونی؟ اگه جوابت مثبت باشه باید بگم که یه آنارشیست هستی که فقط بلدی ساز مخالف بزنی.
آرش کمانگیر
یادم رفت بگم که اگه رئیس جمهور آمریکا یک طرح تصویب شدهی کنگرهرو وتو کنه و باز هم کنگرهی آمریکا همون طرح رو تصویب کنه و باز هم وتو بشه و باز هم تصویب کنن، اونوقت رئیس جمهور آمریکا میتونه کنگرهرو منحل کنه و باید دوباره یک کنگرهی جدید با افراد جدید تشکیل بشه تا مطابق میل رئیس جمهور آمریکا عمل کنند و از اون طرح بخصوص، صرفنظر کنند.
اینا رو گفتم تا بدونی که رهبر ایران با همهی قدرتش نمیتونه مجلس رو منحل کنه.
حالا چه کسی دیکتاتوره؟ و چه کسانی در دنیا فریاد دموکراسی دروغین سر میدن؟
اقای یک ایرانی این مطلب در ویکی پدیا رو اینجا برات میزارم بخون برای اطمینان هم میتونی تو گوگل اختیارات رییس جمهور در امریکا رو سرچ کنی میاد:
وتوی مصوبات کنگره ایالات متحده آمریکا یکی از اختیارات رییس جمهور آمریکا است.
قانون اساسی ایالات متحده آمریکا به رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا اختیار داده در صورت تشخیص خود و در جهت حفظ منافع ملی، مصوبات کنگره ایالات متحده آمریکا را وتو نماید. روسای جمهور نیز بارها از این حق قانونی خود علیه کنگره استفاده کرده اند. اما این حق نیز محدود است . هر گاه رئیس جمهوری یک مصوبه کنگره را وتو نماید، نمایندگان مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا و مجلس سنای ایالات متحده آمریکا میتوانند در یک رای گیری مجدد و تصویب آن مصوبه با دو سوم آرا ، وتوی رئیس جمهور را باطل اعلام کند . در چنین صورتی لایحه قانونی کنگره لازم الجرا خواهد شد و رئیس جمهور نمیتواند از اجرای آن سرباز زند.
اما شیوه دیگری برای مخالفت با لوایح قانونی کنگره وجود دارد. بر اساس قانون ، رئیس جمهور تنها ۱۰ روز برای تائید و یا مخالفت با مصوبات کنگره وقت دارد و اگر در این مدت اعلام نظر نکند، لایحه به صورت خود کار جنبه قانونی بخود میگیرد. ممکن است این فاصله ۱۰ روزه با آخرین روزهای دوره دو ساله کنگره مصادف شود و عمر کنگره پیش از پایان مهلت ۱۰ روزه به سرآید. درچنین صورتی رئیس جمهور به جای استفاده از ” وتوی قانونی ” Legal Veto از ” وتوی تاخیری ”Pocket Veto استفاده میکند و عملاُ اعلام نظر خود را در خصوص لایحه مزبور به تاخیر می اندازد تا کنگره تعطیل شود. ویژگی عمده وتوی تاخیری این است که کنگره نمیتواند همانند وتوی قانونی با آراء دوسوم خود وتوی رئیس جمهور را باطل اعلام نماید. به همین دلیل در آخرین روزهای حیات کنگرههای ، روسای جمهور از وتوی تاخیری بارها استفاده میکنند به این امید که در انتخابات بعدی با کسب موفقیت بهتر در کنگره ، به استفاده از وتوی قانونی برای رد لوایح مزبور مجبور نشوند. بر اساس قوانین کنگره، هر لایحه قانونی که در خلال فعالیت دو ساله کنگره به تصویب نرسد، در دوره بعدی کنگره باید از ابتدا فرایند قانونگذاری را طی نماید. چه بسا با تغییر توازن حزبی در کنگره لایحه مذبور موضوعیت خود را از دست بدهد.
آرش کمانگیر
رئیس جمهور آمریکا میتونه در صورت بروز اختلاف در دورهی فترت، هر دو مجلس کنگره رو تعطیل کنه. در ضمن در نظام پارلمانی آمریکا، آخرین ابزار تنبیهی، انحلال کنگره است که رئیس جمهور میتونه این کار رو بکنه.
آقای پاشا نه فقط در این حکومت بلکه در همهی حکومتهای کشورهای دیگه هم اگه کسی پیدا بشه که بگه من هیچ قانونی رو در این کشور قبول ندارم اما میخوام بر یکی از مسندهای حکومتی تکیه بزنم، این آدم همون دیکتاتوری خواهد بود که منظور شماست.
چه بسا که حکومت کشوری، شاهنشاهی باشه اما اون شاه با احترام گذاشتن به سلسله مراتب حکومتی در کشورش، یک دیکتاتور بحساب نیاد.
هر حکومتی قابلیت تبدیل شدن به دیکتاتوری رو داره اگر فراموش کنه که در یک جامعهی مدنی همه باید به یک قانون احترام بگذارند.
دوست عزیز! آن چیزی که این آدمهای ظاهراً متناقض را دور هم جمع کرده است
چیزی است که آقای خامنه ای در سلول زندانش به هم سلولی کمونیستش گفت(وحدت نیاز)
http://moslem110.parsiblog.com/-79323.htm
سلام جناب آهستان
همانطور که بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(ره) فرمودند:درمقابل مقاله هایشان مقاله بنویسید؛ ماهم باید خودرا تاجایی که می توانیم دربرابر این موج ضد دینی محفوظ نماییم وبرای مقابله با افکار انحرافی انها علم وایمان وصبر خودرا افزایش دهیم واین رابدانیم که هرکس که دین خدارایاری کند خدانیز حتما او را یاری خواهد کرد.
ان الباطل کان زهوقا
اللهم عجل لولیک الفرج
یاعلی مدد
من شخصا به وجود افرادی آگاه مثل شما افتخار می کنم و ووبلاگتو روبه دوتا از دوستانم که میدونم خواب نیستن! معرفی کردم هرچند میدونم که امار بازدید از وبلاگتون بالاست و نیازی به اینا ندارین.
میگم این آهستانه خیلی بی جنبستا!
کلی حال کرده از اینکه کسی تحویلش گرفته و باهاش یه نمیچه بحثی کرده!
آهستان به مسعود: من نيازي به اين مسخره بازي ها ندارم. دكتر سبز شما خيلي حال كرده يكي بهش جواب داده!
من یک پیشنهاد خیرخواهانه و صلح جویانه و آرامش بخش به تمام طرفداران آقای موسوی و جنبش سبز دارم:
دوستان، چرا اصلاً ما به یک چنین وبلاگ هایی سر بزنیم که اسباب ناراحتی و افسوس خودمان را فراهم کنیم؟
چرا چنین وبلاگ هایی که مطالبشان بوی نفرت و تفرقه دارند را مطالعه می کنیم؟
آیا سودی از این کار عایدمان می شود جز تأسف برای صاحب وبلاگ و مریدانش؟!
بیایید کمی به خودمان و اعصابمان رحم کنیم!
آهستان به مسعود: احسنت. پس زنده باد مخالف من!
بله زنده باد مخالف من اما این به معنای این نیست که با کسی که عملن داره از جنایتکار طرفداری میکنه گفتگو بکنیم. تفکری که شما دارین نباید خفه بشه باید مثلن بیاین اینجا بنویسین تا همه بشناسنتون اما دلیلی نداره با یه آدمی مثل شما که خودش و جریان مورد علاقهاش با ابزار قدرتی که دارن همه چیز و همه کس رو سانسور و لجنمال و سرکوب میکنن، حرف زد
سلام
جناب آقای حسینی چرا به این سوال دکتر محدثی پاسخ ندادید؟
“به راستی در کجای نوروز کثرت گرایی را نوشته “کسوت گرایی” که شما نوشته ای؟”
دوست عزیز چرا تخریب و لجن مالی می کنید؟
چرا شمایان نمی توانید زبان لمپن گونه و هیستیریک را به کناری نهید و منصفانه تر ابراز نظر کنید؟باور کنید اینطوری به نفعتان است و به نفع همه مان است.
آهستان به فريد: من حرفهاي محدثي رو بدون كمترين تصرفي از سايت نوروز كپي كرده بودم و لينك سايت نوروز رو هم در نوشته ام قرار داده بودم. اگر ايرادي هم وجود داره در مطلب نوروز بود كه خودشون بعدا ويرايش كردند.
به کمانگیر
معنای اعتراض مسالمت آمیز رو هم فهمیدیم. شما که از اول اعتقادی به دین و دینداری نداشتید چرا اینقدر روی رنگ سبز مانور دادید. خیلی منافقید جدا. انقدر ازتون نفاق دیدم دیگه حالم به هم میخوره مصداقهای تناقضات منافقانتونو بگم. تناقض در جمع بین امام و منتظری . تناقض در جمع بین همت و باکری و گوگوش و هزار تا تناقض دیگه
che kesi edeaa kerde ke nehzat sabz din ast
ke khalafash ra sabet koni
yek bar melat iran khordand va baray din ghiam kardand
va natigeash ra didand
in din kasiftan baray khodetan
ma azadi ensaniat va keramat mikhahim
ke na shoma va na rahbaran genayatkaretan anra tahamol nemikonid
nabood bad din hokoomati iran
يعني آرش خان خارج نشين از كانادا در پي گرفتن حق خود در ايران است با تاسي از آقاي موسوي (معمار نظريه تقلب!!!)با پشت پا زدن به آراي اكثريت در ايران در زير پرچم دموكراسي خواهي غرب.جل الخالق
ايشان البته ادعا مي كند آن آرش نيست مي شه بگويي كدام آرشي كه البته آقاي حسيني صاحب آهستان بيش از هركس مي داند اين آرش كمانگير كدام آرش است . آقاي حسيني لطفا بفرماييد .
يا حق
من به بی شعوری این جماعت وقتی یقین پیدا کردم که در صبح روز قدس، یعنی 3 ماه بعد از انتخابات، در تجمع صهیونیستی شان در تهران، شعار می دادند: «دروغگو! دروغگو! 63 درصدت کو؟»
سه ماه از انتخابات گذشته بود و این مدعیان سواد و روشنفکری هنوز نمی دانستند که وزارت کشور، آرای احمدی نژاد در شهر تهران را 42 درصد اعلام کرده است.
آقا جان ولشون کن چکارشون داری بذار با دین سبزشون دلشون خوش باشه
…..
گویا از مشخصات ظرف این دین اینست که ضد دین ها هم در آن مظروف می گردند
بله ؟؟
ها ها ها !
این سبز ها دینشان هم مثل خودشان متوهم شده ، انگار
در ضمن جناب آهستان بنده همین هم اکنون ! یک فقره کامنت گذاشتم که به پیروی از سیرۀ سبز ِ برخی دینداران سبز به جای حقیقی و واقعی خود یعنی آخرین کامنت ! اکتفا ننموده و به یکباره به میان کامنت ها جهش نمود !
تاریخ و ساعت ایمیل ها رو هم می زدی
شماها اصلا بحث کردن بلد نستین. یعنی بلد نیتسین منطقی و علمی بحث کنین. هر زمان که حرف حق می شنوین و از اونجایی که حرف حق تلخه سریع فحش میدین. درسته که مملکت فعلا دست شما زورگوهاست ولی یه روز هم نوبت به حکومت ادب و منطق می رسه. تا زمانی که شما آدمای بی منطق نفهم پرروی قاتل کثافت بی شعور بی ادب که همیشه بلدن فحش بدن و کتک بزنن مسئول مملکت باشین دیگه ادب و شعور جایی نداره. شما ضد سبز و جانی و سبزکش و لجن و کثیف و بی ادب هستین. اما یه روزی می رسه که ما آدمای با منطق و با ادب و فهیم به حکومت می رسیم و حال شما کثافت ها رو می گیریم. همتون رو زندون می کنیم میکشیم میزنیم پدرتون رو در میاریم اون روز.
حضرات بسیجی یا سپاهی یا اطلاعاتی یا ثاراللهی یا حزب اللهی یا هر اسمی که دارید و حقوق بگیر هر ارگانی که هستید،یک لحظه توجه کنید:
گفتگو در عالی ترین شکلش میدان جنگ نیست،چه از نوع نرم چه گرم.کامنت دوستمان “م” را بخوانید و دوباره بخوانید و ببینید که پاسخی نداشته اید و فقط سوال را با سوال جواب داده اید.
دنبال چه می گردید؟جنبش سبز واکنشی است به ظلمی که بر بخش عظیمی از مردم این کشور می رود.همین و بس.
اما آهستان! او هم بدطور جوگیر شده.خودش را وسط می اندازد و به آینده و دکتر سبز و آبی و ارغوانی حمله می کند و همه چیز را با هم قاطی می کند و شلوغ بازی درمی آورد.اوضاع طوری شده که گویا خودش هم باور کرده در خط مقدم جهاد نرم پشت دوشکا نشسته است و دشمنان سبز را از هر سو در اینترنت درو می کند.
نمی دانم بیشتر مضحک است یا تاسف بار.اما من هر روز به خودم یادآوری می کنم که در میان این های و هوی عمله استبداد، ندا را از یاد نبرم،سهراب و محسن را از یاد نبرم و دیگران را هم همینطور.دختران و پسران کمپین را.کارگرانی را که هر چند وقت یکبار جاده ای را بند می آورند تا به نداشتن حداقل ها اعتراض کنند،کارگران معادن کرمان را،دانشجویان در بند را، مادران عزادار را،محکومین خردسال به اعدام را،قربانیان 67 را…
آخ که تعدادشان خیلی زیاد شد.شرم بر من که در این حکومت ظلم و جور حتی نتوانسته ام حساب قربانیان را نگاه دارم.
تنها امیدم این است که روزی با افتخار برای فرزندم از زدودن داغ ننگ از پیشانی این ملت خواهم گفت…به امید آن روز.
به سید محمد حسنی زاده:
آفرین به تو که یه گوشهای از این پیام خامنهای رو گذاشتی، حالا کاری نداریم که نصف و نیمه اما همینم خودش مشخص کننده است. شما جناب حسنی زاده اون وقت نمیفهمی این نوع پیام از شخص اول مملکت یعنی چی؟ خب مشخصه داره چی میگه توی این پیام. میگه اصلن امکان نداره یازده میلیون رای جابجا بشه. بعدش میگه رسیدگی کنن. خب این یعنی چی؟ یعنی غلط میکنه کسی بگه تقلب شده. (همون طور که بعدنم گفت بزرگترین جرم زیر سوال بردن انتخاباته!) دیگه رسیدگی کننش که خب معلومه. وظیفهی شورای نگهبان قاعدتن باید همین باشه. ایشون چشم بسته غیب گفتن. واقعن شاهکار کردن. البته معلومه که تاکیدشون رو تایید انتخابات بوده و خب این یه کار غیر قانونیه. در مورد اصلاح قانون انتخابات خب ایشون میذاشتن بره شورای نگهبان تا اونجا رد بشه چرا پریدن وسط معرکه از چی ترسیده بودن؟ اما راجع به غیر قانونی عمل کردنشون به طور کلی من فقط یه چیز بگم تو خود بخوان از این تا تهش : از کسی که غیر قانونی انتخاب شده توقعی بیش از این نیست. وقتی مجلس خبرگان ایشون رو انتخاب کرد که البته اونم با یه نقل قولی بود که هیچ مدرکی براش وجود نداشت (بر خلاف گفتهی خود خمینی توی وصیت نامهاش که نوشته بود نباید نقل قولی از من بدون مدرک ثبت شده پذیرفته بشه) هنوز قانون اساسی اصلاح نشده بود و شرط مرجعیت در قانون اساسی وجود داشت در حالی که خامنهای در اجتهادشم شک بود به عنوان رهبر انتخاب شد! خب از این شخص نبایدم انتظار قانونی عمل کردن داشت.
به نظر من تو يه آدم فرصت طلب هستي كه نونت تو اين در مياد كه هي بياي اينجا هي يه چند تا نقطه ضعف از اصلاح طلبا پيدا كني و با همونا به قول خودت اونا رو محاكمه كني و در عين حال خودتو يه آدم بي طرف و منصف نشون بدي ولي به نظر من اين نفاقه!! و آخر عاقبت نفاق و منافق جهنمه!!
vaay rast migi dara? kaash ina ro zoodtar migofti ma enghadr to gomrahi nemimoondim!!
چه خوشمزهای احمد! موش نخوردت! خب چون بچهی خوبی هستی یه کم اطلاعاتت رو دقیقتر میکنم:
در خرداد ۱۳۶۸، هنگام اعلام انتخاب آقای خامنه ای به مقام رهبری جمهوری اسلامی، هنوز قانون اساسی مصوب ۱۳۵۸ معتبر بود، چرا که بازنگری در قانون اساسی هنوز به نتیجه نرسیده بود و قانون اساسی ۱۳۶۸، در همه پرسی تابستان آن سال اعتبار یافت. بر خلاف قانون ۶۸، قانون سال ۵۸ مقرر کرده بود که یا یک مرجع تقلید یا یک شورای رهبری باید به جانشینی آقای خمینی برگزیده شود. از این رو، آقای خامنه ای که در خرداد ۶۸ مرجع تقلید نبود، نمی توانست رهبر جمهوری اسلامی شود.
اگه پسر خوبی باشی دفعه بعد برات آب نبات چوبیم میخرم.
آهستان به دارا: فكر ميكنم شما بيشتر از بقيه بايد مواظب خودت باشي كه موش نخوردت! چون خبر نداري كه امام خميني خودش به شوراي بازنگري قانون اساسي نامه نوشته بود و خواستار حذف شرط مرجعيت از شرايط رهبري شده بود : … در مورد رهبري، ما كه نمي توانيم نظام اسلامي مان را بدون سرپرست رها كنيم. بايد فردي را انتخاب كنيم كه از حيثيت اسلامي مان در جهان سياست و نيرنگ دفاع كند. من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم شرط مرجعيت لازم نيست. مجتهد عادل مورد تاييد خبرگان محترم سراسر كشور كفايت ميكند. … در اصل قانون اساسي من اين را مي گفتم ولي دوستان در شرط مرجعيت پافشاري كردند و من هم قبول كردم. من در آن هنگام مي دانستم كه اين در آينده نه چندان دور ، قابل پياده شدن نيست… (صحيفه نور ج 21 ص 371) اين سخنان امام نشون ميده كه امام خميني از همان سال 58 مخالف شرط مرجعيت بوده…. حالا دارا خان، آبنبات بيارم خدمتتون؟!:)
پس همهی حرفا و نامههای خمینی قانونه! اصلن چرا با وجود این گفتهی خمینی قانون اساسی رو اصلاحش کردن؟ بیکار بودن این همه خرج کنن و وقت بذارن؟ عجب آدمایی پیدا میشنا!
خوبه خوشم اومد بچهمون داره کم کم کاشف هم میشه باریکلا احمد امید یا امید احمد توپل موپلی!
merci!
migam yekari kon! in harfaye ghashangeto bebar bede dadghe Laahe shayad yevaght mahkoom shodim!!
bad am bodo boro ba doostat vasate khiaboon kalagh par bazi kon o ahmadi bye bye bekhoon!
kholase man o omid che khoshmazze bashim che badmazze, in mozoo taghir nemikone ke Imam Khomeini be onvaane rahbare enghelab dar mavaghe zaroori (ke khodeshoon tashkhis midadan zaroorie hala che shoma ghabool dashte bashi che nadashte bashi) morre ghanoon ro dor mizadan va masalan ahkaami sader mikardan ke to ghanoon nayoomade boode. In ham yek nemoonashe ke behar haal bad az entekhab to hameporsi eslahesh kardan ke irade ghanooni nadashte bashe. Ehtemalan momkene ke ye ray girie soori karde bashan ke in giraro ham nadashte bashe vali man az oon khabar nadaram, agar ham nakardan hamoontor ke goftam shayad betooni be dadgaahe laahe shekayat koni yechizi beshe!!
من با طیف شما زیاد بحث کردم. چه موقع دانشجویی چه بعدش توی جاهای مختلف. اغلبتون توی بحثها آخرش از اتوریته و قدرتی که پشتتون بهش گرمه مایه میذارین ولی باید بدونین در همیشه به یه پاشنه نمیچرخه و قرار نیست همیشه تا آخر دنیا قدرت دست شما باشه. احمد آقا که نمیدونم واقعن احمدی یا امید که فرقیم نداره، بهتر نیست حالا که به هر دلیلی قدرت دستتونه هر چی هستین و وابسته به هر جایی یه کمی هم منصف باشین و آزاده. میدونم آدم وقتی رفت توی یه ایدئولوژی و یه جورایی بهش وابسته شد و کل زندگیش از اون چیزی که به نظرش براش اعتباریه تا مقام و شاید درآمدش از اون راه بود، سخته به مخالفینش حق بده ولی حداقل میتونه گاهی وقتا سکوت کنه. میتونه نمک به زخم مخالفینش نزنه. این همه سرکوب و سانسور و نادیده گرفتن دیگران بس نیست؟
Shoma teyfe mano nemishnasi Dara khanum. Man Omid nistam, esmam Ahmadrezast, hala mostaar goftam Ahmad ke kheilee ham bimosamma nist!
Ettefaghan agar negahi be khanevade o ashnaham bendazi shayad bebini ke kheilee motefavet nistim.
Man Omid Hosseini ro nemishnasam, weblogesho ghablan dide boodam, vali kheilee az bahsasho mipasandam, albate chandbari ham neveshtam ke benazaram behtare energisho sarfe kara va bahsaye zirbanaietar bokone ta in bahsa. Bazan az tanzesham khosham miad, doost dashtam ye meghdaar sabz o zard o abio hame yekkam ba ham shookhi konan bejaaye dava va enghadr tikkeha ro jeddi nagiran. Baraye haminam bazan shookhi mikonam, na baraye namak be zakhm pashidan, na chize dige, baraye talteefe avatef ke albate benazaram kheilee bord nadaare o nefrat ziaade moteassefaane.
Man na poshte authority ghayem shodam na soode donyavi mibaram az in kaar, ettefaghan in kaare man va masalan defa az enghelaabe Islami be zarare shakhse mane na be soodam. Doroste ke aslan fekr nemikonam Ahmadinejad ba taghallob oomade ro kaar, vali ehsaas peyrovaane hagh (sokhane hagh, harfe hagh) ke namadesh Ahmadinejad ya kase dige nist, manzooram yek raahe, ina mamoolan dar aghaliat hastan makhsoosan dar zamineye resaane, sokhanrani, adamaye “masalan nokhbe”. Yani tedaade kasaie ke harfe dorosto hesabi bezanan o harfeshoon bord dashte bashe o to masiri ke “man fekr mikonam haghe” bashan kheilee kame. Baraye hamin fekr nakon ke masalan alan man che haali daram mikonam ke mousavi shekast khord, ettefaghan barakse kheilee az shoma ke asemoono be zamin dookhtin sare piroozie ahmadinejad agar mousavi pirooz mishod man narahat nemishodam va be tarafdarash tohin nemikardam.
Bahse inke kasi ke rahbare enghelaabe va enghelaabi ke systemesh raah nayoftaade o eshkaal ziaad daare ro bazivaghta ba farmanhaie ke to ghanoon nayoomade eslaah kone va badan to ghanoon biare, rabti be inke alan to ghodrat hastan ya nistan nadaare. Man az yek vagheiate ejetbaannapazir sohbat mikonam na inke begam hamine ke hast khoshet nemiad nayad.
Azadeh boodan manish chie? Maloome ke narahat misham az kotak kari. Manam hamoontor ke shoma az inke bebinin masalan yeki ba batoom zad be ye dokhtar che moghasser boode che naboode narahat mishin, narahat misham, agar bishtar na kamtar ham na. Vali cheshmamo ro vagheiata nemibandam, ro hesaabe inke 1000 ta kaare ahmaghane ham police bokone avvalan karaye ahmaghaneye sabzaro dorost nemikonam to zehne khdoam, badesham yekkami be chand saale pish negah mikonam. Police az zamani ke man madrese miraftam kheilee behtar shode, vali dar kol tajrobe nadaare, nemidoone chetor dorost barkhord kone.
karmande bank balade chetor raftar kone? hamin fako familemoon baladan chetor raftar konan? chand dafe didin sare inke yeki boogh zad to tehran daran hamdige ro jervaajer mikonan. Hala hamin fako famile mano shoma batoom ham daran o bayad amniat ijad konan. khaste ham nabashan vali manam entezaar nadaram ke adamaye fogholaade saboro o khoobi bashan chon vagheiate jaameh chize digei hast. kheiliashoon agar kotak bokhoran mizanan, shayad agar nakhoran ham bezanan moteassefaane, vali in chiza yavash yavash dorost mishe, ba tashdeedesh, ba nefrat ba enghelaab kardan o fohsho badobirah dorost nemishe.
Man to madrese kotak khordam shayad shoma agar koochiktar az man bashin nakhorde bashin, inam jozve mavaredie ke vaghean kam shode.
Be ghole maroof Gamas Gamas!
inshallah shoma ham komak konin hame ba ham keshvaro besaazim.
Dar zemn bazam migam shookhi ke man kardam jahate tohin nist, agar behetoon tohin shode mazerat mikham.