سبزها آماده برگزاري اولين و آخرين تجمع هدفمند خود در 13 آبان هستند. اين يعني اينكه تا حالا هر كاري كردهاند و هر تجمعي داشتهاند و هر وقت به خيابان آمدهاند، دنبال هيچ هدف خاصي نبودند! سبزها ادعا كردهاند كه 13 آبان تا لحظه پيروزي در خيابان ميمانند! سبزها از تمام دوستان و همفكران خود در شهرستانهاي مختلف خواستهاند كه به تهران بيايند و اين نشان ميدهد كه جماعت متوهم تا چه اندازه در شهرهاي ديگر ايران و در ميان مردم دچار مشكل هستند!
هرچقدر جلوتر ميرويم، رسوايي جماعت متوهم بيشتر ميشود و اين باعث خوشحالي ماست. شايد اگر چنين حوادثي اتفاق نميافتاد و جنبش سبز در همان حال و هواي انتخاباتي خود باقي ميماند، خيليها عمق و باطن اين آدمها را تشخيص نميدادند، اما امروز پردهها كنار رفته و برخي ناچارند ذات خودشان را به مردم نشان بدهند، چون پنهان كردن دروغ كار سادهاي نيست.
آدمهايي را ميشناسم كه روزگاري موقع خريد لباس و پيراهن و حتي روسري، رنگ سبز را انتخاب ميكردند، اما امروز كار به جايي رسيده كه ديگر اشتياقي به اين رنگ ندارند و ميگويند آبروي رنگ سبز را بردهاند! چرا؟ دليلش را همه ميدانند.
روزي ميرحسين موسوي به خاطر توهين يك دانشجوي منتقد به پارچه سبز آشفته شد و آنرا توهين به ائمه و اهل بيت دانست، اما امروز شال سبز او گردن رضا پهلوي و مريم رجوي و دالايي لاما و اكبر گنجي و گوگوش و حتي توله سگها آويزان شده است.
البته خود سبزها وقتي اين حرف ما را ميشنوند، دو دسته ميشوند: عدهاي با افتخار تمام ميگويند كه اين باعث خوشحالي است كه جنبش سبز ما جهاني شده! عدهاي هم كه تعداد آنها خيلي خيلي كم است ناراحت ميشوند و ميگويند: چرا ما را نميبينيد و فقط رضا پهلوي و مريم رجوي را ميبينيد؟
البته چنين وضعيتي قبلا هم در ميان اصلاح طلبان وجود داشت و آنها خودشان ادعا ميكردند كه در اصلاحات مورد نظر آنها، از «سروش تا گوگوش» جاي دارند و در نهايت همين مساله هم باعث شد، كه اصلاح طلبان پايگاه مردمي خودشان را از دست بدهند. چرا كه همهي مردم ايران سياسي مطلق نيستند، خيليها به خاطر دين و مذهب و اعتقادات خود به كسي يا جرياني راي ميدهند. اشتباه بعضي جريانات سياسي اين است كه اين مساله را نميفهمند. روزي ميفهمند كه كار از كار گذشته و آنها قافيه را باختهاند.
اگر امروز ميبينيم كه خاتمي و كروبي و موسوي گاهي بيانيه ميدهند و ظاهرا از برخي شعارهاي تند هوادارن خود گلايه ميكنند، دقيقا به خاطر اين است كه خاطره خوشي از تندروي هواردان قبلي خود ندارند، نه آنكه خودشان با اين شعارها مشكلي داشته باشند. البته اين مايهي خوشحالي ماست، هر چقدر جلوتر ميرويم، سبزها، رنگ واقعي خودشان را بهتر به مردم نشان ميدهند.
لينكهاي مرتبط:
عذرخواهي جلبكهاي سبز از آمريكا به خاطر تسخير لانه جاسوسي آمريكا توسط دانشجويان پيرو خط امام! (تناقضات اين جماعت را ببينيد. از يك طرف ادعا ميكنند كه موسوي يار و ياور و نخست وزير امام هست، از طرف ديگر خودشان همه شعارهاي امام را زير سوال مي برند!)
اهانت بيشرمانه يك جلبك سبز به ائمه به خاطر 13 آبان! ببخشيد كه ما هر جا را نگاه ميكنيم، اين دسته از سبزها را ميبينيم نه سبزهاي واقعي را! (البته اين سبز متوهم، بعد از چند روز مجبور شد ابتداي مطلبش بنويسد: «اين يك مطلب طنز است!» الان هم كلا مطلبش را حذف كرده! نظرات پاي مزخرفاتش هم جالب است. به او اعتراض ميكنند كه اين مطلب، بهانه به دست كيهان ميدهد! فقط همين)



نه بابا تو فک نکنی که فقط طرفداران موسوی بی ادبند بلکه انتری ها هم هستا بچه! به تو هیچ ربطی نداره که من از چه کسی حمایت میکنم! بازم میگم شعورت عالی ی ی.عین رئیس جمهور قلابیت.
من فکر نمی کنم اونا بی ادبند من فکر میکنم اونا بی شعور نادون وجاهل وصد البته خائن بر علیه ایران هستند اره به من ربط نداره تو وامثاله تو جونور طرفداره کی هستید ولی از شما میخوام طرفدار همون خری که هستید باشید ولی با دهن بسته که بوی گند دهنتون همه جا رو پر کرده وداره کم کم به ایران صدمه میزنه فهمیدی گوساله….
اقای هومن خان بنده چی گفتم که خائن و وطن فروش و ضد دین هستم؟اگه مسئله ختنه رو میگی این نص تاریخه به نواریخ معتبر اسلام مراجعه کن همه نوشتن حالا شما رگ گردنت میزنه بیرون من تقصیر ندارم اینها حقایق تاریخیه
اینا حقائق تاریخ نیست اینا تحریفای وارد شده در دین است تو میگی این فعل یهوده اسلام ازیهود گرفته حرفت مثل باقی حرفات اشتباه محضه.اول اینکه معروفه که یهود همچین کاری نمیکنه دوم باید ببینی سند این حرفی که زدی تا چه حد محکمه وقابل استدلاله سوم فرضا بکنه باید بگی اسلام از اونا تقلید میکنه تو دینه اونا خیلی چیزا هست که تو اسلام هم هست پس باید بگی چون دین اونا اول اومده پس اسلام داره از اونا تقلید میکنه چهارم اینکه تاریخ طبری وحی منزل نیست وتوی اون اشتباه فراونه میتونی اینو از اهلش بپرسی پنجم اینکه حضرت موسی پیغمبر بوده و حتما اینکارو کرده واگه یهود احیانا اینکارو بکنه تاسی از پیغمبر خودشون کرده مثل ما که اینکارو نه به خاطر تقلید از یهود بلکه فقط به خاط پیروی از پیغمبرمون ودستور مستقیم اسلام میکنیم ششم حرفای شما بوی خیانت به ایرانو واسلام میده تو رفتارت و حرفات تجدیده نظر کن
کمان گیر خوبی
شاتوت شعور تو اونقدر پایینه که ارزش جواب دادن نداری چون هرچی که بگیم روضه گوش خر خوندنه
سلام.با 2 مطلب در مورد انتخابات افغانستان و تاثير پذيري ايران به روزم.نظر شما چيه؟
در ضمن من مخالف توهين هستم.گرچه نماد سبز خودش يك توهين است ولي توهين را با توهين جواب دادن خطاست!استفاده از الفاظي چون لجن يا جلبك بر خلاف تربيت ديني ماست.اين همان موضوعي است كه رهبري هم در سخنراني بعد از انتخابات تذكر دادند وقتي كه از اثرات منفي مناظرات و عدم رواج تهمت و توهين در جامعه صحبت كردند.ما با ادله اي كه تحت عنوان توهين باشد راه به جايي نخواهيم برد و فقط عصبانيت طرف مقابل را فراهم كرده ايم.به راستي ما مسئوليم!!!
هه هه تو چی چی میگی اقای باادب!هرچی تو بگی برعکسه و جواب برای ابله خاموشه!
خدایا تو را به حرمت امام زمانمان سوگند می دهیم مملكت ما را از شر و آسیب دروغ و بی انصافی وتنگ نظری وخودبینی ومنفعت گرایی وخود خواهیهای ما مصون بدار ودلهای پر از كینه وكدورتمان را هماند روزها وماههای آغازین پیروزی انقلاب !نسبت به همدیگر مهربان ومهربان ترو سبز بگردان. آمین یا رب العالمین
درددلي با برادر بزرگم عليرضا قزوه
(محمدعلی مودب)
—————————————
در هندوستان جهان
كه برخي گاوها را ميپرستند
و برخي آلت ديگران را
همچون آدم در سرانديب
غريب!
ما غريبيم، غريب، برادرم قزوه!
غريب چون شمشيري در نيزار
چون سيد حسن نصرالله در محاصره شيوخ عرب
چون شعر تو در تارهاي عنكبوت وب
و در گوگل فارسي
كه بيشترين جستوجويش س/ك.س است
ما غريبيم و از غريبان ميترسند
گفته بودم ميترسند
با يك بغل ريش از آمريكا ميترسند
اما در سميناهارهايشان، بيباكانه آتش ميخورند
آتشي كه دودش هم به چشم ما ميرود
هم چشم خودشان را تار ميكند
ميترسند كه برخلاف روزنامهها حرف بزنند
برخلاف گويندههاي بيبيسي فارسي
ميترسند ويزاي شينگنشان باطل شود
ميترسند كه برخلاف شكم ها حرف بزنند
از بوقها ميترسند
عمر و عاصها بيوقفه بر طبل شكم ميكوبند
و نگهبانان دجله، صفين را از ياد بردهاند
و به صفوف سكوت ميگريزند
ميترسم حسين باز تشنه بماند
برادرم قزوه!
سكوت تخم همان افعي است
كه در صحراي كربلا
به روايتي سيهزار جوجه اش هلهله مي كردند
قطار انديمشك در متروي تهران گريه ميكند
اسبي با يالهاي خونين در فرهنگسراي بهمن ميدود
صداي “هل من ناصر ” از همه شبكه ها پخش مي شود
و پسران نوحها بر قلهها غرق ميشوند
در اوج! بر قلهها!
پدرم اما در پايين شهر مثل هميشه سبز است
سبز در هفتادوپنج سالگي
هنوز هر بار كه انتخابات ميشود
با همان لباس سبز كارگري
ساعتي از شهرداري اجازه ميگيرد
تا برود به حضرت علي راي بدهد
پدرم سواد ندارد
تلويزيون هم هيچوقت شعر تو را برايش نخوانده است:
(مولا ويلا نداشت!…)
پدرم سواد ندارد اما ميداند
آنكه غربال به دست دارد
همان است كه خرمن ميكوفت
و كاهها را با گندمها ميآميخت
برادرم!
برادرم!
برادرم قزوه!
جوانهايي كه دوستشان داشتيم
پيرمردهاي خوبي از كار در نيامدند
سر پيري نشستند و با VOA معركه گرفتند
سر پيري دندانهاي مصنوعي تيزي
از انگليس در دهانشان سبز شد
و جگر ما را جويدند
جگر مرا و جگر تو را
جگر پدرم را، جگر عمويم را
عمويم هم سبز است
و هر صبح
به شوق ديدن اهتزاز پرچمهاي قبرهاي پسرانش بيدار ميشود
خالهام هم سبز است
هر شب روي پشت بام خانهاش
تا صبح به تپة تاريك قبرستان نگاه ميكند
تا چراغي را ببيند كه بر مزار فرزندانش سبز ميسوزد
پسردايي ام
محمدعلي بردبار هم چوپان سبزي بود
كه زير دندانش مانده بود
مزه برف كوه هاي تربت جام
حتي آن وقت كه كاسه سرش
سالها در خوزستان داغ، خاك خورده بود
تو از قديم سبز بودي برادرم قزوه!
از “مولا ويلا نداشت ”
از “شب است و سكوت است و ماه است و من ”
از “كيسه مي دوزند با نام شما شيادها ”
از “مردان بلدرچين ”
از قديم!
آفتابپرستها رنگ مشخصي ندارند
اما شما از مزار سلمان كه باز ميگشتيد
سبز بوديد
تو سبز بودي، سيد حسن سبز بود
قيصر سبز بود
من در مزرعههاي سبز عرق ريختم
با پرچمهاي سبز گريستم
و لباس سبز پسرعموهايم را براي كار به تن كردم
وقتي كه سرخ به خاك رفتند
ياران چه غريبانه سبز بودند
در تربتجام و هويزه
در تنكابن و بندرعباس …
وقتي موج سبز هنوز به لسآنجلس نرسيده بود
سبزها در شب اروند شعله ميكشيدند
ما سبز بوديم
اما از هيچ چراغ قرمزي رد نشديم
من سبز هستم
اما براي نوشتن كتاب جديدم
سفر آمريكا نرفتهام
آمريكا خودش به كتاب من
به زندگي من آمده است
بيست و پنج سال است
كه زانوهاي برادرم را تحريم كرده است
به آسمان نگاه ميكنم
هواپيمايي سبز رد ميشود
آمريكا را لعنت ميكنم
كه از آنطرف اقيانوسها
آمده است
تا نگذارد آب خوش از گلوي كبوتران ما پايين برود
من سبز هستم
با طبقة بالا هم هيچ دعوايي ندارم
اما نميدانم چرا صاحبخانه به پشت بام كه ميرود
بر عليه زير زمين نشينها شعار ميدهد
كه از خستگي خوابشان برده است
اگر پول داشتم
به بيبييي فارسي زنگ ميزدم
و ميگفتم اينقدر سر و صدا نكنند
پدرم با لباس سبز كارگري
خسته خوابيده است
به اينها ميگفتم اصلا ما سبز نه، شما سبز
اصلا خون شما سبز و خون ما سرخ
و هر جا خوني بريزد
رنگي از پرچم ايران و عزيز
اما چرا عالي جناب شريح مفتي مفتي
با خودكار سبز فتوا مي دهد
كه الي جون مي تواند سطل آشغال را بسوزاند
مي تواند جگر مرا بسوزاند
و كنار شغال بنشيند!
(به فتواي دل من اما
تو يكي كه با روسري
به چشم خواهري قشنگ تر بودي!
آهاي خوشگله!
دلم مي سوزه، آتيش نسوزون!)
ما از عاشورا تا به حال سبزيم
مادرم پيشاني غلامرضا را وقتي به جبهه مي رفت
بي گريه مي بوسيد
كه از حضرت زينب خجالت مي كشيد
بي بي زهرا بر جنازه باقر نوجوانش
گريه نمي كرد كه از حضرت زينب خجالت مي كشيد
خاله ام بر جنازه حسن و حسينش گريه نمي كرد
كه از حضرت زينب خجالت مي كشيد
شما چطور از مادرم، از خاله ام، از بي بي زهرا
از حضرت زينب خجالت نكشيديد؟
آهاي شما كه تازه به جريان سبز ما پيوسته ايد
بايد جواب بدهيد
چرا اينهمه رنگ به رنگ مي شويد؟
بايد جواب بدهيد
كه چرا آبروي روياي قرن هاي پدرم
اين دهقان سالخورد خراساني
اين رستم شكسته شعر مرا برده ايد؟
بايد به عموي من
و به خاله هايم جواب بدهيد
به اميرحسين شش ساله ما
كه مادرش كفشش را با سوزن خياطي مي دوزد
و پدرش دوازده سال پيش دود شده بود
و ما نمي دانستيم
(آهاي استاد رقص شترمرغ براي خرس!)
بايد جواب بدهيد!
اينهمه سال چه ميكرديد
در مقام هاي مختلف
اگر فيلمهاي تبليغاتيتان دروغ نبود؟
وقتي برادرم قزوه “مولا ويلا نداشت “را ميگفت
شما چه ميكرديد؟
آهاي شما كه تازه به جريان سبز ما پيوستهايد
بايد جواب بدهيد!
# تمام نامها و اطلاعات واقعي است
فرهاد جان باز که قرصاتو سر وقت نخوردی شروع کردی به پرت وپلا گفتن؟بدو عزیزم قرصات رو تاقچه است شنبلیله هم یک کم برات دم کردم بخوری تمدد اعصاب پیدا کنی وقتی هم که خوردی جیش بوس لالا باشه؟افرین خرس گنده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
این شعر واقا عالی بود در جواب تمام سبزکهای بی اصل ونصب و واقعا نشون میده که سبز فقط سبز علویه وشما جلبکای سبز باید برید گمشیدیا مواضع خودتونو تغییر اساسی بدیدشاتوت یکم یاد بگیر و ادم شو این قدر کور کورانه رفتار نکن
(سيدي تنهابه رنگ سبز نيست/هيچ داني مادرسادات كيست؟/سبزيعني عاشق مولاشدن/پشت درب حيدري زهرا شدن/سبزيعني عشق تاشور وبلا/باحسين فاطمه دركربلا/طالب سبزم نه اين سبز ريا/سبزهم بازيچه شدمهدي بيا) (امام علي(ع):بيشترپيروان دجال(دشمنان امام زمان(عج) )درآن روزگارشالي سبزبرسر ودوش خود دارند.) (ازنسل گل ونجابت ونورتويي.محمودزمان به وادي طورتويي.سوگند به واژه واژه دفترعشق. محبوبترين رئيس جمهورتويي) (مامشتاقيم به رئيس جمهوري كه زمزمه لبش اللهم عجل لوليك الفرج باشدنه شال سبزي كه چراغ سبزبه آمريكاواسرائيل باشد.) (جلبك هاي عزيز بريد حال كنيد.)
جلبکای عزیز!!!حرفاتون تکراری شده حرفای جدید بزنیدیکم بخندیم
پدر این مملکتو نه شاه دراورد نه آخوند
خود مردم هستن
به قول یکی از استادهای ما احمقترین آدما امثال مصدق اند که دلشون به حال این ملت(امثال این صاحب وبلاگ) میسوزه
چوب دوسر نجس
گاهی وقتها تمثیلها مصادیقی جالب پیدا میکنند که گفتنش خالی از لطف نیست …وقتی عملکرد سران فتنه و منافقین سبز …موسوی و کروبی و خاتمی را با طرفداران معاندش در ذهنم مرور میکردم یاد این ضرب المثل افتادم که فلانی چوب دو سر نجس شده است ……
میر حسین موسوی در حالی که ۸ سال نخست وزیری دوران جنگ را با خود یدک میکشید بمیدان آمد ..از بدو ورودش شروع به تخریب دولت نهم کرد..یعنی مبنای تبلیغاتش را تخریب آقای احمدی نژاد قرار داد ..از امام خمینی و قانون و ..حرف زد و ..بقیه ماجرا که همه میدانید
اما بعد از انتخابات ..همین آقا دقیقا ۱۸۰ درجه بر خلاف گفته هایش عمل کرد و تا جاییکه آمریکا و انگلیس و منافقین و تمام گروههای معاند و ضد انقلاب از وی حمایت کردند و اغتشاش و شایعه پراکنی و ….و همان گروه الان شدند ..ما سبزیم !!!
بعنوان مثال : رویدادهای پس از بیانیه شماره ۱۳ موسوی اما موضوعات جالبی را نمایان ساخت. چرا که یک روز پس از صدور آن، مریم رجوی، همسر سرکرده گروهک منافقین در بیانیهای از دانشجویان خواست تا در دانشگاهها اغتشاش کنند؛ که اتفاقاً پیرو این بیانیه و تبلیغات همسوی رسانههای بیگانه، عدهای در دانشگاه تهران جمع شدند و شعارهای نامتعارف دادند.
به دنبال این، بار دیگر آنچه رسانههای حامی موسوی از آن به عنوان درخواست میرحسین موسوی برای لغو تجمعات، یاد کرده بودند، با بیتوجهی حامیان وی مواجه شد….براین اساس عدهای از سبزها در دانشگاه شریف دور هم جمع شدند و کوشیدند تا به نوعی اتفاقات دانشگاه تهران را تکرار کنند……….البته این تمام مصادیقی نیست که عبور از خواسته و فرمان موسوی نشان میدهد چرا که در جریان سفر رئیس جمهور به نیویورک عدهای که گفته شده از اعضای گروه منافقین و سلطنتطلبان هستند، در مقابل سازمان ملل تجمع کردند و علیه احمدینژاد و فلسطین و لبنان شعار دادند.
در دست آنان هم تصویر میرحسین موسوی بود و هم پرچم اسرائیل؛ بدون شک میرحسین از این اتفاق چندان خوشحال نبوده است چرا که حتی برای ظاهر سازی هم که باشد بارها اعلام کرده اسرائیل را به رسمیت نمیشناسد. ……در راهپیمایی روز قدس و ۱۳ آبان نیز شبیه همین اتفاق رخ داد؛ شعار سبزها در آن روز “استقلال آزادی جمهوری ایرانی” بود؛ شعاری که با آنچه میرحسین موسوی در مواضعش عنوان کرده، کاملا متفاوت است. او در آخرین بیانیه خود هم اعلام کرد: ما جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد را میخواهیم.
بر پایه این رویدادهاست که گفته میشود رهبری سبزها از سوی جریانی به غیر از موسوی است، چرا که هر اقدامی که از سوی سبزها اجرا میشود از چندین روز قبل توسط جریاناتی خارج از مرزهای کشور در محیطهای مجازی از جمله سایتهای “فیسبوک” و “بالاترین” به صورت گسترده تبلیغ شده و پس از آن توسط رسانههای بیگانه همچون تلویزیون “بیبیسی” و “صدای آمریکا” و … انعکاس داده و تبلیغ میشود.
هنگامی که مهدی کروبی در نامه خود به هاشمی رفسنجانی شایعه “تجاوز جنسی” را مطرح کرد، سایتهای فیس بوک و بالاترین پر شد از افرادی که هر کدام از به نوعی تجربه شخصی خود در مورد ادعای کروبی خاطرهای نقل کرده بود….در مجموع به نظر میرسد که رهبری سبزها در عمل با خواستهها و رویکرد افرادی چون موسوی و کروبی هماهنگ نیست و حتی پس در هفتههای اخیر در مواردی زیادی خارج از اختیار آنان است.
برخی تحلیلگران بر این عقیدهاند، هدایتکنندگان جریان سبز از موسوی و کروبی تنهابه عنوان وسیلهای برای تحرک و عبور از خطوط مختلف بهره گرفتهاند چرا که به اعتقاد آنان حرکت در مسیر مورد نظر در زیر پرچم سران سابق نظام آسانتر است.
کاندیداهای شکستخورده اصلاحطلب هم در این میان با سکوت خود و عدم اعلام برائت از رفتارهای ساختارشکنانه اخیر اجازه تداوم این رفتار را دادهاند و حتی چنین گفته میشود که آنان خود را مجبور به تبعیت از این جریان به راه افتاده میدانند چرا که خواستههای خود را دور از دسترس میبینند.
دیگه حتی حرف موسوی را نیز گوش نمیکنند و از آنها نیز عبور کردند …..
اینجا بود که با خود گفتم ..موسوی چوب دوسر نجس شده است …هم سابقه اش را خراب کرد ..و هم دیگه نزد منافقین سبز جایی ندارد ….
[...] ابتدا با نرمی و به “آهستگی“، سپس اگر موفق نشد، با تندی و حمله های پی در پی، سعی در تخریب ساقه ها و جوانه های [...]
فتوشاپ نسخه اغتشاشات رسید(طنز)
لینک دانلود به همراه توضیح
http://wwww.blogsky.com