ديدار چند روز قبل نخبگان كشور با رهبر معظم انقلاب، نكات زيادي براي گفتن و نوشتن دارد. از انتقاد صريح و بيسابقه رهبري از صدا و سيما گرفته تا بيان گوشههايي از حوادث بعد از انتخابات و همچنين انتقاد يكي از حضار به رهبري درباره عملكرد صداوسيما و مسئوليت همه اقدامات صداوسيما را متوجه رهبري كردن و …
متاسفانه بعضي آدمها نگاهشان به جايگاه رهبري در ايران، كاملا مكانيكي است. يعني در ذهن خود، روابط مسئولان با رهبر را مانند چرخ دندههايي تصور ميكنند كه با حركت هر يك، بقيه هم به ناچار ميچرخند. آنها تصور ميكنند كه در جمهوري اسلامي چون برخي نهادها مستقيما زير نظر رهبري هستند و مسئول آنها را هم خود رهبري تعيين ميكند، پس تمام اقدامات و تصميمات با رضايت كامل رهبري صورت ميگيرد و يا خود او بايد جوابگوي همه كارهاي مسئولان باشد.
چنين تصوري حتي در ميان برخي از مسئولان هم وجود دارد و آنها گمان ميكنند چون منصوب رهبري هستند، پس هيچ كس حق انتقاد و مخالفت با آنها را ندارد و گاهي هم دهان منتقدان خود را با همين اهرم ميبندند! واضح است كه همه كساني كه چنين تصوري دارند، اشتباه ميكنند. هر دو گروه بالا، عليرغم اختلافي كه با هم دارند، به پاسخگو نبودن آن مقامات مسئول كمك ميكنند. اما ما اينطور فكر نميكنيم. ما اعتقاد داريم كه بعضي مسئولان و بعضي نهادها وظيفه شرعي و قانوني خود را به نحو احسن انجام نميدهند. حتي خود رهبري هم در موارد زيادي از عملكرد دستگاههاي مختلف انتقاد داشته و دارند. اين مساله نشان ميدهد كه روابط مسئولان در ايران آنقدرها هم ساده و مكانيكي نيست كه بعضيها فكرش را ميكنند!
انتقادهاي اخير رهبر معظم انقلاب از صداوسيما، شايد يكي از تندترين و صريحترين گلايههاي ايشان از صداوسيما در طول سالهاي گذشته باشد. اين سخنان نشان ميدهد كه خود رهبري هم از عملكرد صداوسيما بويژه در انتخابات اخير راضي نيستند. البته ممكن است عدهاي تصور كنند كه رهبري با يك تذكر ميتواند جلوي خيلي از كارها را بگيرد، اما من چنين تصوري ندارم. اگر اين طور باشد امروز بايستي تمام مملكت همان طوري اداره شود كه رهبر انقلاب ميخواهند.
متاسفانه بخش زيادي از انتقادات محمود وحيدنيا بر اساس همين تصورات اشتباه بيان شده است. البته من منكر حق انتقاد و آزادي بيان نيستم و سعي ميكنم در فرصتي ديگر در خصوص لزوم انتقاد از رهبران در جامعه اسلامي مطلبي بنويسم، يعني مشكلي با اين مساله (انتقاد از رهبري) ندارم، اما هر حرفي را هم مصداق انتقاد نميدانم. انتقاد درست بايد با منطق و استدلال قوي همراه باشد، نه آنكه بر توهمات و تصورات استوار باشد. آيا همه حرفهاي وحيدنيا، همراه با استدلال و منطق بود؟ اينكه بگوييم صداوسيما چنين و چنان است و زير نظر شماست، پس شما مسئول هستيد؛ يا اينكه نميشود از شما انتقاد كرد، پس شما مسئول هستيد؛ اينكه فلاني انتخاب نشد، پس شما مسئول هستيد؛ اينكه فلاني كتك خورد، پس شما مسئول هستيد؛ اين حرفها طبق كدام معيار عقلي قابل قبول است؟
وحيدنيا از نتيجه انتخابات راضي نيست و حق دارد ناراحت باشد، اما آيا او بايد همان حرفهاي موسوي و كروبي را تكرار كند؟ انتظار ما از يك فرد نخبه فراتر از يك آدم معمولي است و آنها بايد بدور از تعصبات و احساسات از گفتههاي خود دفاع كنند. نه آنكه طرف مقابل خود را متهم به يكسويهنگري كنند اما خودشان كاملا يك سويه و يكطرفه حرف بزنند. چشمان خود را بر حق ميليونها ايراني ببندند و از حق زائل شدهي خود شكايت كنند.
به هرحال آقاي وحيدنيا نظرات خود را بيان كردند و رهبر انقلاب هم به بخشي از آنها جواب دادند. فكر ميكنم هر كسي كه از مسالهاي انتقاد ميكند، بايد با همان حوصله جواب آن انتقادها را هم بشنود و در نظر بگيرد. قطعا حوادث بعد از انتخابات، آنقدر پيچيده است و آنقدر حرف براي گفتن دارد كه بسياري از واقعيات پشت پرهي آن هنوز هم روشن نشده است.
آيا نخبههاي سبز از همه جوانب حوادث اخير آگاه هستند؟ آيا از همه اخبار پشت پرده خبر دارند؟ و يا اينكه ماجراها را همانطوري ميبينند كه خودشان دوست دارند؟ آيا تا به حال از خودشان پرسيدهاند كه چطور ممكن است كسي قبل از پايان شمارش آرا خودش را رييس جمهور يك ملت معرفي كند؟ اصلا چرا عدهاي قبل از انتخابات فرياد ميزدند يا ما پيروزيم يا حتما تقلب ميشود؟!
آيا نخبگان سبز از خود پرسيدهاند كه چرا اعتراض آنها به نتيجه انتخابات، بازتاب چنداني در ميان مردم عادي جامعه نداشته است؟ آيا از خودشان پرسيدهاند كه چرا موج سبز آنها، در داخل كشور و در ميان عموم مردم عادي جامعه فراگير نشده و استقبال خارجي از آن بيشتر از استقبال داخلي است؟
آيا از خودشان پرسيدهاند كه چطور ممكن است كسي در مراسم ترحيم يك آدم زنده شركت كند و بدون آنكه خجالت بكشد، باز هم سرش را بالا نگه دارد؟ انصافا اگر چنين حركت مضحكي را شخص ديگري انجام ميداد حضرات نخبه سبز چكار ميكردند؟ آيا به او نميخنديدند؟ آيا از خودشان پرسيدهاند كه اگر كل آراي شخص ديگري همانند آقاي كروبي كمتر از آراي باطله ميشد، او با چه رويي در ميان مردم ظاهر ميشد؟ (باور كنيد اگر من بودم خودم را در جنگلهاي آمازون يا بوركينافاسو گم و گور ميكردم!) و صدها سوال بيپاسخ ديگر كه اميدواريم نخبههاي سبز لااقل دربارهاش فكر بكنند.
بعد از انتشار خبر اين ديدار و انعكاس انتقادهاي محمود وحيدنيا، بعضي از سايتهايي كه هميشه آه و ناله ميكنند و دائما از سركوب آزادي و وجود ديكتاتوري و عدم آزادي بيان شكايت ميكنند، اين بار به شايعات جديدي متوسل شدهاند. شايعاتي از قبيل بازداشت و تحت نظر بودن وحيدنيا توسط نيروهاي امنيتي و سپاه كه خود وحيدنيا همه آنها را تكذيب كرد.
مثل اينكه مشكل اين جماعت، هم حرف زدن است و هم حرف نزدن. اگر كسي حرف نزند و انتقاد نكند، آنها از فقدان آزادي شكايت ميكنند، اگر هم كسي حرف بزند، باز هم ناله ميكنند. به نظر من حركت اين جماعت، خود بزرگترين خيانت به وحيدنيا و آدمهايي مانند وحيدنيا است تا ديگر در چنين ميداني وارد نشوند. من ماندهام وقتي چنين كسي به بيت رهبري دعوت ميشود و خود رهبري به او اجازه ميدهد تا صحبت كند و حتي سايت رهبري هم انتقادهاي او را منتشر ميكند، كدام عقل سليمي دقيقا بعد از اين ديدار او را بازداشت ميكند؟
يك بار ديگر تكرار ميكنم، من مشكلي با مساله انتقاد از رهبري ندارم و حاضرم درباره اين مساله با ديگران صحبت كنم. حرف من درباره اين بود كه آيا هر انتقادي هميشه صددرصد درست است؟ و آيا بعد از شنيدن سخنان طرف مقابل، حاضر هستيم در انتقاد خود تجديد نظر كنيم يا اينكه نه، ما كلا هميشه مخالف و هميشه منتقد هستيم؟
لينك هاي مرتبط:
وحيدنيا: از اخباري که درباره برخورد با من منتشر شده خندهام ميگيرد
حاشيههاي ديدار نخبگان از نگاه سايت رهبري : یك سینه حرف موج زند در دهان ما…
حاشيههاي ديدار نخبگان و رهبري از نگاه يك دانشجوي دانشگاه شريف

25>13 این دلیل و مدرک واقعیه تا حالا کسی نتونسته نقضش کنه حالا هر چی میخواین اربده بکشید………….
یه روز برادر کوچکم که 12 سال از من کوچک تر بود به نزد من آمد و گفت اگه یه بار دیگه توی کارای من دخالت کنی میزنم توی دهنت راستش همه اطرافیان از این کار اون ناراحت شدند ولی من خوشحال شدم چون میدیدم برادرم احساس بزرگی میکنه و خوبه که داره مستقل میشه ولی اون شب من خیلی گریه کردم اخه من فقط میخواستم برادرم سیگار نکشه و وارد گناه نشه امروز هم توی مطالب بچه ها دیدم که ماشالا دارن به بلوغ سیاسی میرسن اما راستش امشب هم باید یه گریه حسابی کنم چون عزیزای طرفدار جنبش به اصطلاح سبز دارن سد رو میشکنن قافل از اینکه اگه سیل بیاد همه رو میبره
به نام خداوند جان و خرد
من اولین بار است که به این سایت می آیم و فکر می کنم بد از رجا نیوز و فارس نیوز این سایت بی استدلال ترین و سطحی ترین نظرات را ارائه می کند.
من نه طرفدار موسوی هستم نه احمدی نژاد. اما به جنبش فکری مردم ایران برای پایان دادن به این خفقان سیاسی معتقدم. در واقع انتخابات ایران با تمام حرفها و حدیثهای خود چند چیز را نشان داد:
1- روی خشن و بی رحم نظام حکومتی ایران در بر خورد با اعتراضات به نتایج.
2- از بین رفتن قبح اعتراض به نظام در میان مردم که این مسئله بسیار حائز اهمیت است.
شاید بعضی از دوستان به لغت شرایط خفقان معترض باشند اما کشوری که در آن اپوزوسیون حق داشتن یک روزنامه و حتی یک شبکه تلویزیونی را ندارد نمی تواند ادعا کند که کشوری آزاد و آزادی جو است. در واقع لغت آزادی فقط نمایشی بیش نیست.
نکته جالب اینکه هنوز صدا و سیمای ایران نتوانسته است فرق بین معترض و آشوبگر را تشخیص دهد. از نظر نظام حکومتی ایران معترض دشمن است و در واقع هر کس دوست نیست دشمن است. آیا واقعا حق معترضین به چیزی مثل نتایج انتخابات این کشتار، شکنجه و ….. است؟
چطور در کشور دیگر مردم به خیابانها می ریزند و معترضند ولی در کشور ما مردم در خیابانها آشوبگرند.
نکته حساس در این است که نظام طاقت برخورد با آرای مخالف را ندارد. نظام نشان داد که حتی الفبای آزادی بیان را نمی داند که البته در بستن بی رویه روزنامه ها و انتشار کتب خاص قبلا نیز نشان داده بود.
کسانی که حرفهای هر دو گروه را باور دارند بدانند تشخیص حق از باطل بسیار سخت است. هر دو طرف برای به استیصال در آوردن ملت ایران گوی سبقت را از هم می ربایند.
شرایط بد اقتصادی ، درصد بالای فساد فقر و فحشا در جامعه کنونی ایران سیاه نمائی نیست بلکه واقعیتی است که دستاورد عدم اتکا ملت ایران به شعور و خرد واقعی است.
این وبلاگچی عجب ادم بیشعوری اصلا شاید ادم نباشه حیف ادم. مگه اینکه جنبشه سبز تا پشته در اتاق خوابه ننه تو اومده باشه ابله وگرنه ما بجز یه مشت شورشی نادون مواجب بگیر از طرف امریکا که شامل تو هم میشه خر دیگه ای رو ندیدیم این سبز سبز هم بهتره تا بیشتر ابروی جنبش کپکیتونو نبرده خفه شه والله به نفع خود شماست در ضمن جمله نو چفیه خیلی جمله مضحک واحمقانه ای است و فقط از تو بر می اومد همچین جفنگیاتی سرهم کنی چون جلبکی و مغزت اصلا تکامل پیدا نکرده همون ای کیو در حد جلبکه خودمون همه سبزکا ….احمدی نژاد هم نیستن
ولي هر چي باشه يعني جلبك ها تموم صفت هايي كه تلالو گفته داشته باشند و اونوري ها كه معلوم نيست بسيجي هستند يا غيره يا ريشو راه حل مسئله چيه آيا ميشه راي رو برگردوند و مير حسين رئيس جمهور شه من به سبز ها عرض كنم تو بازي مثل فوتبال داور وقتي پنالتي اشتباه مي گيره ديگه راي رو بر نميگردونه چه برسه به 24 ميليون نفر(فرض كنيم اينجوري باشه)حالا بهتره كه سبز ها ي عزيز به فكر يه راه حل براي وحدت صادقانه باشن واين همه انتقاد به رهبران سبز خودشون رو جواب بدن يا علي به اميد حل اين مشكل بين جوون هاي ايراني.
سلام .
طرف حساب حرفام با طرفدارای هردو جناحه:
-طرفداران اصولگرا(اول از خودمون شروع میکنم):برای ما فقط یه چیزمهمه و اون اینکه ما هر کسی که حرفش ولایی باشد قبول داریم،حالا هر کس باشه:میخواد احمدی نژاد باشه، میخوادموسوی و…به فرموده امام(ره):پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد.
از دوسانم خواهش میکنم به پر وپای طرفدارای سبز اموی زیاد نپیچند چون همه اونها که بد نیستند،بعضیاشون فقط اختلاف نظر با ما دارند ومسلمونند،اما بقیه اونا یا بهاییند یا تفاله های بجا مونده از رژیم پهلویند یا منافقن یا جاسوسند یا…
بالاخره این بودجه جنگ نرم باید سیبیل بعضی از داخلی ها رو چرب کنه تا اینها نقش شعبان بیمخ ها رو بتونند اجرا کنند.
آمریکاییها و مستکبران با قیافه هامون کار ندارند بلکه با تفکرات انقلابیمون کار دارند ،برای اونها مهمه چون نتونستند ما را سرگرم هوای نفسمون کنند ،ولایت مدار باشید(وای اگر حکم جهادم دهد)،بیچاره ها ما رو مسخره میکنند که چرا آهنگ های مبتذل و حرام گوش نمیکنید-چرا تو عروسی هاشرکت نمیکنید،تو ماشینتون اگه قرآن گوش کنید مسخره میکنند-مسخره کنید،(قرآن کریم وصف حالتون رو به ما گفته.)
وسرانجام اینکه دوستان آنقدر علم و بینش سیاسی خودتونو بالا ببریدکه ترس دشمنانتون به حدی برسه که ناگزیر به پایین آوردن سرهاشون بشند و هدفتون رضای خدا باشه نه رضای نفستون.
-طرفدارای اصلاح طلب:اگر به دنبال اسلام آمریکایی هستید،اگر دنبال این هستید که جامعه ای لیبرال داشته باشید ،اگه دنبال اینید که کشوری مثل ترکیه داشته باشید،
اگه دنبال قوزمیتها میگردییدو… ایجا دنبالش نگردیید نمیتوانید بهش دست پیدا کنید،چون هدفی غیر خدایی و واهی دارید.تا یه کسی از شما طرفداری میکنه به به و چه چه مکنید و برعکس.
چشمهایتان را به سمتی نگاه دارید که فطرت پاکتان میگوید نه به سمت کسانی
که میخواهند با مد و آرایش های حرام مغز هاتان را سبک نگه دارند ،اکثر شماها
یا ماهواره دارید یا دنبال آهنگ های آنچنانی هستید وگوشهایتان را به جای نوازش با کلام الله(قرآن)به اینچیزها عادت داده اید.حداقل از خدا خجالت بکشید.
دختران و پسران خارجی که تازه مسلمان شده اند از شما با غیرتترند،حجاب هایشان حتی 360درجه با شما متفاوته .چرا وقتی دارید میرید ترکیه روسری هاتونو بر میدارید ،چرا به دیسکو هاشون سری میزنید ،اگه ایرانی اصیل میبودید هیچوقت تن به این خفت نمیدادید.به غیرت بیایید حداقل آزاده باشید نه نوکر تفکرات غربی.خوارج زمان امام علی (ع)که نماز شب خون بودنند کارشان به دشمنی با حضرت تمام شد چون نتونستند حق رو تشخیص بدهند،تو را به خدا یه خورده بیشتر فکر بکنید ،دوست ندارم هموطنانم را ناامید ودشمنانم به حساب بیاورم.
تفکرات سروش را کمتر به هم قطاراتان بدهید،شماها به قول معروف هم خر میخواهید هم خرما-میدانید که غربی ها برای تفکرات شما هیچ شأنی برایش بر نمی شمرند.چون آنها این دوران را صد سال پیش گذروندن اما شما هنوز دارید درجا میزنید.
دادم ز کف چندی تو را با آه و با افسوسها
رفتی به یغما ناگهان با خدعه سالوسها
ای رنگ خوب و نازنین گشتی چرا چندی عجین
با جلبک و گلسنگها با حمله ویروسها
کرکس نشد طوطی اگر پرهای خود رنگی کند
راهی ندارد این دغل در حلقه طاووسها
فردا به رقص و جنبشی بر گنبد مینای دل
افتاده ای امروز اگر بر چهره جاسوسها
این رنگ احیا می شود، شیاد رسوا می شود
می خشکد این مردابها در پیش اقیانوسها
بنگر نقاب ننگ را، لبخند پر نیرنگ را
بر چهره شیادها بر روی اختاپوسها
این روزها آید به سر، بیرق شوی بار دگر
گر اجنبی بندد تو را با حیله بر ناقوسها
ای سبز من قدیس من، زیباترین تندیس من
وا می کنم روزی تو را از دست بیناموسها
این شعر زیبا با عنوان « کرکس طوطی نمی شود » سروده آقای حنظله کرمانشاهی است كه كه در قالب درددلي با رنگ سبز، درباره عدم تعلق اين رنگ به يك عده خاص، سروده شده است.
مقصود آن نيست كه هركس رنگ سبز به همراه دارد يا بر دست خود بسته، منحرف يا خدايي نكرده بيناموس است اما اين شعر اين نكته را متذكر ميشود كه اين رنگ نه تنها متعلق به گروهي كه اخيرا مدعي تصاحب آن بوده، نيست بلكه روزي اين رنگ از دست افراد لاابالي و جاسوس و برخي بيناموسهايي كه هيچ اعتقادي به مقدسات ندارند، باز خواهد شد و به صاحبان اصيل خود باز خواهد گشت كه الحمدلله اين كار در حال انجام است …
عزيزم اگر تو اين جريانات را نمي شناسي چرا خودت را اذيت مي كني؟ برو استراحت كن. مجبور به داد و فرياد كه نيستي!
ودر آخر به همه توصیه مکنم که حق را اول بشناسند بعد به دنبالش بدوند.
بابا اینقدر دعوا نکنید اوضاع بیریخت تر از این حرفاست شده زمان اشغال متفقین روس از بالا انگلیس و آمریکا از چپ و راست داخلم که همه بجون هم خطر تجزیه رو میشه احساس کرد
سلام
معلومه که سبزها نخبه ندارند…این عزیزان باتوم بدست عربده کش جیره خور مدرک تقلبی جزو نخبگانند و لاغیر….
ببخشین
این مدرک که گفتی یعنی چه؟
احتمالا از جنس همون مدارک آقای کروبی نیست که؟