روز پنجشنبه سايت طلبه بلاگ در مشهد افتتاح شد. دوستان بلاگر مشهدي لطف كرده و از من هم دعوت كرده بودند كه به مشهد بروم. براي همين هم من و آقاي فخري و حاج آقاي مخبر و تورجان با هم قرار گذاشتيم و ساعت 3 بعد از نيمه شب از قم به سمت فرودگاه مهرآباد حركت كرديم. البته شايد بپرسيد آهستان كه طلبه نيست، چرا از او دعوت كرده بودند؟ راستش اين سوال در ذهن خودم هم وجود داشت، اما وقتي در فرودگاه چشمم افتاد به مازيار بيژني و عباس حسيننژاد و بعدش هم مسعود دهنمكي، كمي به خودم اميدوار شدم.
پرواز ما ساعت 6 صبح بود. به خاطر ناهماهنگي و خواب بيموقع يك نفر و احتمالا يك مسالهي ديگر، پنج دقيقه ديرتر براي دريافت كارت پرواز رسيديم. گيت را بستند و گفتند ديگر كسي را راه نميدهيم. البته به غير از ما، مسافرهاي ديگري هم از همين پرواز جا مانده بودند، (حدودا 30 نفر شايد هم بيشتر) اما گوش مسئولان شركت هواپيمايي زاگرس، به داد و فرياد ما بدهكار نبود و دائما ميگفتند كه تقصير خودتان است كه تاخير داشتيد.
جالب اينكه در ميان جمعيت معترض، عدهاي هم بودند كه ساعت پروازشان با بقيه فرق داشت و در بليطشان، به جاي ساعت 6 صبح، ساعت 6 و نيم صبح درج شده بود! اما باز هم مسئولان شركت مربوطه پاسخگو نبودند و مشكل را گردن آژانسهاي مسافرتي ميانداختند.
در اين ميان شايعات عجيب و غريبي هم در بين مسافران وجود داشت كه البته خيليهايشان به واقعيت نزديك بود. از جمله اينكه بليطهاي آنها را به آدمهاي ديگري فروختهاند! هرچند مسئولان شركت مربوطه اين ادعا را تكذيب ميكردند و ميگفتند كه هواپيما با صندليهاي خالي پرواز كرده است، اما برخي مسافران با برقراري تماس با دوستان خود، اين ادعا را رد ميكردند. چرا كه مسافران داخل هواپيما وجود صندليهاي خالي را تكذيب ميكردند! (البته من نميدانم كه چطور آنها همه هواپيما را كنترل كرده بودند) بعضيها هم علت اين مساله را، سفر رييسجمهور به مشهد ميدانستند. مازيار بيژني ميگفت: اين سبزها هم نيستند كه به اين بهانه يك تجمع اعتراضآميز راه بيندازند!
به هر حال از پرواز 6 صبح جا مانديم. آنچه مشخص بود جمع زيادي آن روز از عملكرد مسئولان مربوطه و عدم پاسخگويي آنها، ناراضي و دلخور بودند. حالا بگذريم كه همين پرواز ساعت 6 صبح، يكي دو ساعتي هم تاخير داشته است!
با پيگيري دوستان مشهدي و تماس آنها با مسئولان شركت، قرار شد با پرواز بعدي يعني ساعت ده و نيم خودمان را به مشهد برسانيم، اما آخرش هم زيارت امام رضا قسمت ما نشد كه نشد. البته يك صندلي خالي براي مسعود دهنمكي پيدا شد و دهنمكي به مشهد رفت. بالاخره بايد يك فرقي بين ما و دهنمكي وجود داشته باشد ديگر!
خلاصه معطلي چند ساعته در فرودگاه، باعث شد تا با بلاگرهايي كه قبلا از طريق دنياي مجازي با آنها آشنا بوديم، از نزديك هم آشنا شويم و چند تا عكس يادگاري با هم بگيريم. حاجآقاي مخبر كه زحمت رفت و برگشت ما قميها به عهده ايشان بود. حاجآقاي واحدي عزيز كه به خودشان گفتم اي كاش كمي زودتر ايشان را ميديدم! (آقاي واحدي روز قبل يك پست درباره زيارت امام رضا نوشته بودند و وقتي ازاين سفر جا ماندند، الان يك پست ديگر نوشتهاند) و آقاي حسيننژاد كه وبلاگهاي زيادي دارند و فكر ميكنم يكي از معروفترينهايش اين باشد: و بدانيم اگر كرم نبود، بعضيها چيزي كم داشتند!
اين مازيار بيژني هم عجب آدم شوخ و بامزهاي است. حرف زدنش هم مثل كاريكاتور كشيدنش جالب و بامزه است. آنقدر براي ما لطيفه تعريف كرد كه كلي خنديديم. البته بعضي لطيفههايش هم بيمزه بودند
بعد از آنكه از پروازها نااميد شديم، آقاي مخبر گفت حالا كه به زيارت امام رضا نرسيديم، بهتره برگرديم و به زيارت حضرت معصومه برسيم. موقع برگشتن هم آقاي فخري زحمت كشيدند و پذيرايي مختصري از ما بلاگرهاي قمي كردند و به تمامي شايعات بياساس و حرف و حديثهايي كه درباره اصفهانيها وجود دارد، پايان دادند!
براي ديدن تصاوير در اندازه واقعي روي آنها كليك كنيد
آقاي فخري (مدير پارسي بلاگ)، عباس حسين نژاد ، حاج آقاي مخبر و مازيار بيژني
مازيار بيژني و حاج آقاي مخبر و تورجان
عباس حسين نژاد و حاج آقاي واحدي آن رديف پشتي نگاهشان به دوربين است!
اين هم عكس خودم. فقط ببخشيد كه پشت به بقيه نشستهام و صورتم هم معلوم نيست




آقا کی می خوای رونمایی کنی پس؟
به نام او که رحمان و رحیم است .
بله برادر این قسم زیارت تا حالا نرفته بودیم که به حمد الله رفتیم . اگر چه زیارت ولی الله نصیبمان نشد اما زیارت و آشنایی نزدیک با عباد الله خودش نعمت بزرگی بود . آشنا شدن و دوستی با شما و سایر رفقا ، گفتگوهای خوب و پر فایده بین راه ، شوخی ها ، صبر ها و خنده های شیرین منتظران پرواز تا آستانه رضوی ، ” امید ” داشتن جمع حتی در عین نا امیدی ، ملاقات و همسخنی با مادر خبرنگار شهید علیرضا افشار ، فراهم شدن سفر غیر مترقبه ایشان به مشهد مقدس آن هم درست در سالروز ولادت فرزند شهیدش و فراهم نشدن سفر مترقبه و هماهنگ شده ما در همان روز … همه و همه خاطرات شیرینی است که هرگز فراموشم نخواهد شد و معتقدم که همه اینها ارزش 12- 13 ساعت بی خوابی را داشت .
انشاء الله بار دیگر توفیق زیارت نصیبمان شود .
یا حق
روت رو بر نگردونیا… بچه بغلمه می ترسه…!
سلام
به جناب بیژنی بگویید ثمره تفکر شما نیازی به تجمع خودتان ندارد! شما با این اعمال بسازید ما هم می سوزیم تا شرافتمندانه تمام شویم.
خوب بود کلی لینک جالب دادین
گل پشت و رو نداره!
حالم به هم خورد از این قیافه های منفی. جون میدن واسه نقش یزید و معاویه. انگار خودشون هم از بوی گند خودشون حالشون به هم میخوره و دماغاشونو گرفتن.
آهااااااا تا خودتون باشید بدون من جایی نرید
شما ديگه چرا از رونمايي مي ترسيد؟!
حكمتي در كار است برادر؟!
سلام.
جالب بود.
من اولین باره سایتتونو میبینم.اما با همون نگاه اول چشمم به اسم امام موسی صدر افتاد.واقعا خودم هم نمیدونم چه طور این اتفاق میفته.ولی به بعضی از اسمها حساسم.
اگر خواستید راجع به ایشان مطالب به روز بخوانید حتما به وبلاگ یارن صدر سری بزنید.
yaranesadr.blogfa.com
بسم الله
خوشا به حالتون! من 3 ساله زیارت حضرت ثامن الائمه نصیبم نشده(قبلا از 11 سالگی سالی یکبار قسمت میشد). حداقل توفیق انتظار برای زیارت را داشتید. التماس دعا در درگاه غریب الغرباء برای همه به خصوص دورافتاده ها …درد دوری مثل درد شب اول قبر میمونه. زندگی در سایه بارگاه مقدس امام معصوم رو قدر بدونید. ما که در این غربت خودمون رو محروم کرده ایم. شاید خود کرده را تدبیر نباشد جز به رحمت خاصه الهی
بنده خوشبختانه افتخار اشنایی با هیچکدوم از این نوابغ بزرگ رو هنوز پیدا نکردم ولی از قیافه هاشون معلومه اگه اربابشون مثل فرعون فرمان بده برید تمام اولاد ذکوری که قراره به دنیا بیان سر ببرید با نهایت بزرگواری اینکاررو انجام میدن
واقعاً برای وبلاگستان فارسی مایه تاسف و سر شکستگی است که “مسعود ده نمکی” را یکی از بلاگرهای این جامعه می نامید.
با سلام امید عزیز
روایتی ناب از
مهمترین سخنرانی استاد پناهیان
در مورد مذاکره با آمریکا و احمدی نژاد
درست یا نادرست ؟!!
در تاریخ 8/8/88
اگر شجاع باشیم ، مذاکره هم کنیم ، برنده ایم
اگر بترسیم ، بجنگیم هم بازنده ایم
اگر کسی بخواد با اجازه آقا با آمریکا مذاکره کنه باید از شجاعترین ها باشه
التماس دعا
و ما هفت نفر بودیم از قُماش ِ خودمان که جاتون رو پُر کردیم. خیلی هم خوش گذشت
جناب لبگزه رو هم جاانداختید.
جناب آرش کمانگیر
انتهای منطق شما این است که آدمها را از روی قیافه ها قضاوت کنید ؟ اگر چنین است بسی جای تأسف و اندوه دارد که این نه روش خردمندان و نه خلق و خوی اهل عقل و انصاف است و اگر این منطق شما نیست پس آن نوشته نباید متعلق به شما باشد ! اگر آن نوشته متعلق به شماست پس باز هم باید بر شما و اندیشه خام و روش نا مطلوب و نا معقولتان افسوس خورد .
آهستان: با عرض معذرت از آقاي مخبر. من نبايد اون كامنت رو عمومي مي كردم. ببخشيد. البته از اينكه بعضي ها نهايت شعور و ادبشون رو نشون دادند، خوشحالم!
دوست بزرگوار جناب آهستان . موضوع انتقاد من از جناب کمانگیر اصلا شخصی نیست . اختیار با ایشان است که هر طور می خواهد در باره ما فکر کند . عرض من نقد روش بود . مشکل من با چنین رفتارهای سطحی و غیر اخلاقی و اندیشه های بی عمق است حالا چه از طرف اصولگرایان باشد ، چه اصلاح طلبان ، چه سلطنت طلبان و چه هر فرد دیگر با هر اندیشه ای . به اعتقاد من چنین روشی از سوی هر فردی با هر اندیشه ای به کار گرفته شود نارواست . به هر حال از لطفی که فرمودید بی نهایت سپاسگذارم .
سلام. ممنون جناب آهستان. با شناختی که از جناب کمانگیر و ادبیات گفتاریشان دارم، بعید میدانم کامنت از ایشان باشد، هر چند محتوای کلام بی شباهت به نظرات ایشان نیست، اما ایشان حرفه ای تر از این هستند که با اینگونه الفاظ و جملات بخواهند اظهار نظر کنند.
ارادتمند
آهستان: سلام آقاي فخري. نه اين بنده خدا، كمانگير معروف نيست. مطمئنم
اهستان شعور و ادب حامیان احمدی نژادت خیلی هم خوشحالی؟برای چی به اصلاح طلبان را به دم سگ تشبیه کردند که دانشجویان معترض و موافقان با هم دعوا کنند؟حالا مقصر اصلی کیست که مردم رو تحریک میکنید؟؟؟؟؟درضمن تو جرات هم ندارید که قیافت به ما نشون بدید!!
لطیفه های من بی مزه بوده؟ مرد بودی همون جا میگفتی تا کاریکاتورتو بذارم کف دستت!
آهستان: بابا من كه نگفتم همه لطيفه هات بي مزه بود، گفتم بعضي هاش
بله دیگه به هر حال ده نمکی خودش به تنهایی یک رسانه است
نقل به مضمون از مجری برنامه
سلام.از ديدن قيافه هاتون حالم به هم خورد
[...] یه پست نوشته و عکسای جالبی هم گذاشته که می تونین اینجا بخونین. حوزه, [...]