اين شعار را كه يادتان هست «بسيجي واقعي، همت بود و باكري». يادتان هست چه آدمهايي، چرا، كي و كجا اين شعار را فرياد ميزدند؟ اين روزها اگر باز هم سر و كلهي آن جماعت پيدا شد و اگر اين بار فرياد زدند «بسيجي واقعي نورعلي شوشتري!» تعجب نكنيد. چرا كه از نظر اين جماعت، بسيجيان و سپاهيان بايد رفته باشند تا واقعي باشند. شهيد شوشتري هم الان زير خاك خوابيده…
اين جماعت، با ديدن سپاهيها و بسيجيهاي زنده و در قيد حيات، حالشان بد ميشود. اگر يك بسيجي و يا يك سپاهي زنده باشد و از اعتقاد خود و از آرمان خود دفاع كند، از نگاه اين جلبكهاي سبز، غيرواقعي است و مورد شديدترين حملات و اتهامات قرار ميگيرد. از نگاه آنها، بسيجي واقعي كسي است كه رفته باشد و اگر زنده باشد، بايد بيبخار باشد، بيخيال باشد، با جلبكهاي سبز همراه باشد، ريشه نداشته باشد. آن وقت بسيجي واقعي ميشود!
البته اين آدمها وقتي ميبينند كه مردم هنوز هم بعد از گذشت سالها، دلشان براي بسيجيان و شهداي مظلوم ايران تنگ ميشود و وقتي ميبينند فرهنگ بسيجيان واقعي هنوز هم در ايران زنده است، سعي ميكنند با جنجال و هياهو آنها را به حاشيه ببرند و دقيقا به همين خاطر است كه عدهاي شعار ميدهند بسيجي واقعي همت بود و باكري!
اگر چه همين را هم به دروغ ادعا ميكنند و من معتقدم آنها اصلا هيچ اعتقادي به سپاهيان و بسيجيان زمان جنگ هم ندارند. من به جرات ميگويم كه آنها همت و باكري را هم قبول ندارند. مگر همت و باكري چه نقطه اشتراكي با اين جماعت دارند؟ اصلا مگر مساله آنها بر سر يك شخص است؟ مشكل آنها با فرهنگ و اعتقادي است كه همت و باكري به خاطرش به شهادت رسيدند و اگر همت و باكري هم امروز زنده بودند، آنها هم مورد خشم و كينه اين آدمها قرار ميگرفتند. همچنان كه اين روزها ياران و هم رزمان همت و باكري به جرم پافشاري بر همان اعتقادات مورد خشم و كينه جلبكهاي سبز قرار ميگيرند.
شهيد كاظمي در كنار شهيد باكري
بسيجي واقعي همت بود و باكري. همت و باكري چه آرزوهايي داشتند؟ چه آرمانهايي داشتند؟ شهداي مظلوم اين سرزمين چه ميخواستند؟ براي چه ميجنگيدند؟ مگر همان زمان جنگ هم، عدهاي آنها را مسخره نمي كردند و به ريششان نميخنديدند؟! مگر همان زمان و درست در روزها و شبهاي موشك باران و بمباران شهرهاي مسكوني ايران توسط عراق، نهضت آزادي ايران بيانيه صادر نميكرد و هر دو طرف جنگ را محكوم ميكرد؟! هم ايران و هم عراق! (آن وقت شعار ميدهند جانم فداي ايران؟!)
بسيجي واقعي همت بود و باكري. بله حرف درستي است. بسيجي واقعي شهدا هستند و آنهايي كه هنوز هم به آرمان شهدا و وصيتنامه شهدا پايبند هستند. اگر اين جماعت هم حقيقتا اعتقاد دارند كه بسيجي واقعي همت بود و باكري و اگر در اين ادعاي خود صادق هستند، بايد وصيتنامه همت و باكري و ديگر شهداي جنگ تحميلي را هم قبول داشته باشند. مگر ميشود كسي را قبول داشت و فكر و عقيده و اعتقادش را قبول نداشت؟
اين جمله را بخوانيد:«امام مظهر صفا پاکي و خلوص و دريايي از معرفت است. فرامين او را مو به مو اجرا کنيد تا خداوند از شما راضي باشد زيرا او ولي فقيه است و در نزد خدا ارزش والايي دارد.» (وصيت نامه شهيد همت) و اين عبارات زيبا :«اگر شبانه روز شكرگزار خدا باشیم كه نعمت اسلام و امام را به ما عنایت فرموده باز كم است. آگاه باشیم كه سرباز راستین و صادق این نعمت شویم. خطر وسوسه های درونی و دنیا فریبی را شناخته و بر حذر باشیم كه صدق نیت و خلوص در عمل، تنها چاره ساز ماست. بایستی محتوای فرامین امام را درك و عمل نماییم تا بلكه قدری از تكلیف خود را شكرگزاری به جا آورده باشیم.» (وصيت نامه شهيد باكري)
اين جمله را هم بخوانيد: «سپاه بازوي ولايت فقيه و تداوم دهندهي انقلاب اسلامي در جهان است. با شكست صدام جنگ تمام نميشود، بلكه جنگ تا بعد از شكست عراق ادامه دارد. پس ما بايد خود را براي نابودي اسرائيل و آمريكا آماده كنيم» (وصيتنامه سردار شهيد بهروز غلامي) و يا «برادران عزيز سپاهي و بسيجي، بايد هميشه چون شمع باشيم كه دم به دم بسوزيم و سنگر انقلاب را نگه داريم تا ديده شياطين شرق و غرب كور گردد.» (وصيت نامه سردار شهيد ناصر بهبهانينيا)
اگر همين شهدا كه وصيتنامه شان را اينجا نوشتم، امروز زنده بودند و همين حرفها را ميزدند، آيا مورد تمسخر و اهانت جلبكهاي سبز قرار نمي گرفتند؟ آيا اين جماعت باز هم شعار ميدادند كه بسيجي واقعي همت بود و باكري؟!
بله ما هم اعتقاد داريم كه همت و باكري بسيجي واقعي بودند، آنها در ميدان جنگ زخم خوردند، سختي كشيدند، از رفاه و آسايش خود گذشتند، خم به ابرو نياوردند، اشك و آه خانوادهشان را ديدند و تحمل كردند، شعارها و كنايههاي جلبكهاي منافق داخلي را هم شنيدند و مصممتر شدند. بسيجيان واقعي در برابر كافران و دشمنان و منافقان، ايستادند و نرمش نشان ندادند. بسيجيان واقعي، امام خميني را نائب امام زمانشان ميدانستند. اين عبارت تقريبا در اكثر وصيتنامهي شهدا و بسيجيان واقعي وجود دارد كه «امام را دعا كنيد»
بسيجي واقعي يا شهيد ميشود و يا به دنبال جهاد و شهادت ميگردد. بسيجي واقعي ياد شهيدان را زنده نگه ميدارد. از وصيتنامهشان فرار نميكند. بسيجي واقعي دلش براي امام تنگ ميشود و صحيفه نور ميخواند. بسيجي واقعي ميداند كه اگر شهدا رفتهاند، راه شهدا هنوز هم باقيست و راهشان را بايد ادامه داد.
بسيجي واقعي كسي است كه هدف دارد. فداكاري ميكند. از خود گذشتگي دارد. جان و مالش را به خطر مياندازد. از آرمانهايش دفاع ميكند. از انقلاب و ارزشهايش دفاع ميكند. زمان و زمانه را ميشناسد. وقتي همه ساكتند او فرياد ميزند و هروقت همه به لانههايشان پناه ميبرند، او در صحنه ميماند.
شهيد شوشتري در دوران دفاع مقدس
سردار نورعلي شوشتري به عنوان يكي از دهها و صدها فرمانده رشيد دوران دفاع مقدس، يك بسيجي واقعي بود. او هم روزگاري به همراه شهيدان همت و باكري از آرمانهايش دفاع ميكرد و با دشمن بعثي ميجنگيد. البته اگر او هم آن روزها شهيد ميشد، امروز نامش همرديف همت بود و باكري! اما اين ارادهي خداوند است كه همت و باكري را ميبرد و نورعلي شوشتري را زنده نگه ميدارد تا اين روزها را هم با چشم خود ببيند كه جلبكهايي در مقابلش ميايستند و بر سرش فرياد ميزنند بسيجي واقعي همت بود و باكري!
خيلي دوست دارم احساس آن لحظهي شهيد شوشتري را بدانم كه وقتي جلبكها به او ميخنديدند او به چه چيزي فكر ميكرد؟ يكي دو روز است كه با خودم فكر ميكنم و دلم براي مظلوميت بسيجيان واقعي ميگيرد و ميگريد كه اين چه بازي ناجوانمردانهاي است كه روزگار با آنها در پيش گرفته. يك روز تيغ بعثيهاي متجاوز را بايد تحمل كنند، همان زمان تيغ كنايه و تمسخر منافقان داخلي بر روح و جانشان مينشيند. اين روزها هم بايد تيغ تازه به دوران رسيدهها و جلبكها را تحمل كنند. بعضيهايشان هم مثل شهيد شوشتري قرباني تيغ جهالت و تعصب وهابيون جنايتكار ميشوند.
شهيد شوشتري در كنار شهيد برونسي
بسيجي واقعي همت بود و باكري و نورعلي شوشتري كه همه براي يك هدف ميجنگيدند. بسيجي واقعي نورعلي شوشتري بود كه وقتي همرزمانش شهيد شدند، راهشان را ادامه داد. من با شعار «بسيجي واقعي نورعلي شوشتري» موافقم. او همه خصوصيات يك بسيجي واقعي را با خود داشت و دقيقا به خاطر همين «بسيجي واقعي بودنش» است كه عدهاي از جلبكهاي سبز بعد از شنيدن خبر شهادتش، از خوشحالي بال درآوردند!
بعضيها هم به خاطر آنكه دلار بيشتري از اربابان آمريكاييشان به جيب بزنند، به توهمات و تخيلات شخصي خود پناه بردند. خيلي دوست دارم به اين مزدور راديو فردا و راديوي آمريكا كه پول اربابهاي آمريكايياش چشم و گوشش را بسته بگويم سالهاي سال مانده تا تو بسيجي واقعي را بشناسي! مگر تو هماني نيستي كه در زير سايه اربابهاي آمريكاييات، چشم ديدن سپاهيها را نداشتي؟!
خوشحالي جلبكهاي بالاترين از شنيدن خبر شهادت فرماندهان سپاه!
آن وقت بعضيها اعتراض ميكنند كه چرا به اينها ميگويم جلبك؟
بازخواني يك نامه تاريخي
نامه معروف و تاريخي فرماندهان جنگ به خاتمي در سال 78 و بعد از ماجراي كوي دانشگاه. در اين نامه نام شهيدان نورعلي شوشتري و احمد كاظمي چون نگيني در كنار نام ديگر فرماندهان سپاه ميدرخشد. خيليها همان زمان بعد از خواندن اين نامه، عصباني شدند و دقيقا همين شعار جلبكها را فرياد زدند كه بسيجي واقعي همت بود و باكري! اين نامه اگرچه با سكوت خاتمي همراه بود، اما در تاريخ ميماند و خاتمي هم روزي مجبور است به اين نامه پاسخ دهد!
«رياست محترم جمهوري حضرت حجه الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي با عرض سلام و خسته نباشيد به استحضار مي رساند:
به دنبال حوادث اخير به عنوان مجموعه اي از خدمتگزاران دوران دفاع مقدس ملت شريف ايران، وظيفه خود دانستيم مطالبي را خدمت حضرت عالي، دانشمند ارزشمند عرضه بداريم. اميدواريم با سعهي صدر و شعار ارزشمند توأم با سيره اي كه تبليغ ميفرماييد (شنيدن هر سخن و ايده ولو مخالف) به اين موضوع كه شايد در هزاران زجر كشيدهي انقلاب باشد كه امروزه به دور از هرگونه خط و خطوط با چشمي نگران، مسايل و حوادث انقلاب را مينگرند و از سكوت، مسامحه و ساده انگاري مسئولين كه از بركت خون هزاران شهيد بر مسند نشستهاند، متحير و متعجباند.
جناب آقاي خاتمي، قطعاً همه ما حضرت عالي را انساني وارسته، انقلابي، متدين و داراي ريشه عميق ديني در حوزه و دلسوز به انقلاب دانسته و ميدانيم، اما نحوهي برخورد با حوادثي كه همه ما شاهد شادي و رقص دشمنان پيرامون آن هستيم و در اولويت قرار دادن پيگيري برخي اشتباهات و تخلفات و بزرگ كردن آنها در مقابل عدم توجه و يا كوچك جلوه دادن برخي ديگر از همين نمونه قانون شكني و هتك حرمت و فشار، باعث شده است جريانهاي معاند با انقلاب گستاخ تر و در مقابل آن، مدافعان انقلاب محافظه كارانه و با دلزدگي توأم با نااميدي، هر روز تحقير شده و به ثمره اين همه خون نگريسته و انگشت خود را با تأسف و تأثر مي گزند.
جناب آقاي رئيس جمهور، حمله به كوي دانشگاه همان طوري كه رهبر بزرگوار و مظلوم اين انقلاب فرمودند امري ناپسند، زشت و بد بود و عليرغم اين كه سخت ترين و تندترين برخوردها با آن انجام پذيرفت، اما همه مردم به دليل ناپسندي عمل انجام شده اين برخوردها را پذيرفته و بر آن صحه گذاردند، اما سؤال مهم و پرابهام اين است كه آيا فاجعه فقط همين بود؟
صرفاً همين موضوع قابل پيگيري و توجه و اعتراض و تحصن است كه چند وزير به خاطر آن استعفا دهند، شوراي امنيت تشكيل جلسه بدهد و گروه تحقيق تشكيل گردد اما آيا حرمت شكني و توهين به مباني اين نظام، تأسف و پيگيري ندارد؟ آيا حريم ولايت فقيه كم تر از كوي دانشگاه است؟ آيا حريم امام، آن انسان كم نظير، كم تر از جسارت به يك دانشجو است؟ آيا چند روز امنيت كشور را دچار اخلال كردن و به هر مؤمن و متدين حمله كردن و آتش زدن فاجعه نيست؟ آيا زير سؤال بردن جمهوري اسلامي، اين يادگار ده ها هزار شهيد و شعار عليه آن دادن فاجعه نيست؟
جناب آقاي خاتمي، چند شب پيش وقتي گفته شد عده اي با شعار عليه رهبر معظم انقلاب به سمت مجموعهي شهيد مطهري در حركتاند، بچههاي كوچك ما در چشم ما نگريستند، انگار از ما سؤال ميكردند غيرت شما كجا رفته است؟
جناب آقاي رئيس جمهور، امروز وقتي چهرهي رهبر معظم انقلاب را ديديم، مرگ خودمان را از خداوند طلب كرديم، چون كه كتفهايمان بسته است و خار در چشم و استخوان در گلو بايد ناظر پژمرده شدن نهالي باشيم كه حاصل 14 قرن سيلي و زجر شيعه اسلام است.
جناب آقاي خاتمي، شما خوب مي دانيد، در عين توانمندي به خاطر مصلحت انديشي دوستان ناتوانيم، چه كسي است كه نداند امروز منافقين و معاندين دسته دسته به نام دانشجو به صف اين معركه ميپيوندند و خوديهاي كينه جو و منفعت طلب كوته نظر آتش بيار آن شده اند و براي تهييج آن، از هر سخن و نوشته اي دريغ نمي كنند؟
جناب آقاي خاتمي، تا كي با اشك بنگريم و خون دل بخوريم و با هرج و مرج و توهين، تمرين دموكراسي كنيم و به قيمت از دست رفتن نظام، صبر انقلابي داشته باشيم؟
جناب آقاي رئيس جمهور، هزاران خانواده ي شهيد و جانباز و رزمنده به شما رأي دادند كه رأي آنها مدال سينه شماست. آنها از شما انتظار برخورد منصفانه با اين مسايل را دارند و ما امروز رد پاي دشمن را در اين حوادث به خوبي مي بينيم و قهقهه ي مستانه را مي شنويم. امروز را دريابيد كه فردا خيلي دير است و پشيماني فردا غير قابل جبران است.
سيد بزرگوار، به سخنراني به ظاهر دوستان و خودي ها در جمع دانشجويان بنگريد، آيا همه آن گفته ها تشويق و ترغيب به هرج و مرج و قانون شكني نيست؟ آيا معناي سال امام (ع) همين بود؟ آيا به همين صورت مي توان ميراث گرانبهاي او را حفظ كرد و آيا بي توجهي تعداد اندكي به نام حزب الله، مجوزي است براي شكستن سر هر متدين و هتك حرمت آن؟
جناب آقاي خاتمي، رسانه ها و راديوهاي دنيا را بنگريد، آيا صداي دف و دهل آنها به گوش نمي رسد؟
جناب آقاي رئيس جمهور، اگر امروز تصميم انقلابي نگيريد و رسالت اسلامي و ملي خودتان را عمل نكنيد فردا آن قدر دير و غير قابل جبران است كه قابل تصور نيست.
در پايان با كمال احترام و علاقه به حضرت عالي اعلام مي داريم كاسه صبرمان به پايان رسيده است و تحمل بيش از آن را در صورت عدم رسيدگي، بر خود جايز نمي دانيم.
فرماندهان و خدمتگزاران ملت شريف ايران در دوران دفاع مقدس: غلامعلي رشيد – عزيز جعفري – محمدباقر قاليباف – قاسم سليماني – جعفر اسدي - احمد كاظمي – محمد كوثري – اسدالله ناصح – محمد باقري – غلامرضا محرابي – عبدالحميد رئوفي نژاد – نورعلي شوشتري – دكتر علي احمديان – احمد غلامپور – يعقوب زهدي – نبي الله رودكي – علي فدوي – غلامرضا جلالي – امين شريعتي – حسين همداني – اسماعيل قاآني – علي فضلي – علي زاهدي – مرتضي قرباني.








سلام خدا بر شهیدان اسلام
مطلب بسیار زیبایی بود
ترور نورعلی شوشتری جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه و فرمانده قرارگاه قدس با هماهنگی و اطلاعاتی که بوسیله جناح احمدی نژاد در اختیار جندالله قرار گرفته میسر شده. علت ترور اخیر روابطی است که اطرافیان احمدی نژاد این اواخر با اسرائیل برقرار کردهاند.
به گفته یک نیروی امنیتی سپاه، سپاهیان حامی احمدی نژاد همانها که کودتای انتخاباتی را سامان دادهاند، روابطی را با اسرائیل برقرار کردهاند و در پشت پرده این مراودات سیاسی یکی از خواستههای اسرائیلیها هم از کار انداختن نیروی قدس سپاه بوده است. ترور اخیر سیستان و بلوچستان در حقیقت تنها برای از میان برداشتن شوشتری بوده. گفته میشود هدف این ترور ایجاد اختلال در ارتباط بین سپاه قدس با حماس و حزب الله میباشد.
آهستان: ممنون از اطلاع رساني شما
بسمه تعالي
1- برخي مي گويند تفاوت عمليات تروريستي گروهك ريگي با عمليات استشهادي مبارزان فلسطني چست؟ پاسخ اينست كه آيا شما كارها را با ظاهرشان مي سنجيد؟ همايشي براي اتحاد عشاير سني و شيعه برگزار مي شود. آيا اين كار مستحق ترور كور است. از آن طرف فلسطيني ها كه حدود 10 ميلون نفر جمعيت دارند يا آواره اند يا در محاصره اند. سرزمين مادريشان هم اشغال شده است كشوري هم (به طور رسمي) ندارند هيچ كس هم به دادشان نمي رسد . اگر شما را كسي از خانه تان بيرون بياندازد مردان شما را بكشد و به ناموستانتان بي حرمتي كند آيا او را زنده ميگذاريد؟ جواب اين سوال را صريح بدهيد تا حقانيت عمليات استشهادي براي شما ثابت شود.
2- بعضي مي گويند اين تروريست هاي گروه ريگي اتفاقا نظام جمهوري اسلامي را ظالم و ضد اسلام ميدا نند. ياد ابن ملجم افتادم او هم براي ترور اميرالمومنين به فكر خودش دليل داشت. چطور شده است كه فكر ميكنيد گروه ريگي كه سر در آخور دشمنان اسلام دارد و دستي هم در قاچاق مواد مخدر بايد در مورد عدالت نظامي كه پشتيبان نظري آن علماي طراز اول اسلام هستند بايد نظر بدهد و بعد هم مردم بي گناه و ريش سفيدان طوايف و سرداران خدوم اسلام را به شهادت برساند. از كدام يك از علما و يا كدام دادگاه (در هر كشوري كه ميخواهد باشد) مجوز گرفته بودند.
3- بعضي مي گويند اين ترورها به خاطر اين بوده كه به مردم سيستان و بلوچستان ظلم شده. كدام ظلم؟ البته ما استانها و مناطق محروم در كشور داريم. ولي مردم سستان و بلوچستان مانند بقيه مردم ايران در هر انتخاباتي يك راي دارند. به نسبت جمعيتشان در مجلس شوراي اسلامي و خبرگان نماينده دارند. دولت همان قدر كه به بقيه استان ها رفته به آنجا هم رفته و به همان ميزان هم اعتبار عمراني تخصيص داده.
مردم بلوچ اين خطه را همواره نظام مانند چشم خود دانسته.
4- يكي هم گفته من اطلاعات دقيقي دارم كه سپاه مي توانسته ريگي را بكشد اما نكشته. خوب است سند اين اطلاعات را هم بگويد تا كسي نگويد داستان ساختهاست. البته ما نمي گوييم اين شخص دروغگو هست اما ارزش هر حرفي به اين است كه مستند باشد.
در جواب خبر رسان :
قرارگاه قدس زیر مجموعه نیروی زمینی است و با سپاه قدس یکی نیست . فرمانده سپاه قدس حاج قاسم سلیمانی است و کار آن مرتبط با عملیات برون مرزی است . ولی قرارگاه قدس مسئولیت تامین امنیت در شرق کشور را به عهده دارد . لطفا به این نکات توجه کنید ! چون بدلیل عدم رعایت نکات اگه واقعا خیانتی هم صورت گرفته باشه حرفت شنیده نمیشه
در جواب محمد :
من نگفتم سپاه ریگی رو نخواسته بکشه بلکه گفتم کسانی نگذاشتند سپاه ریگی رو بکشه . منظورم اخلال در عملیات بود ! مثلا در همین عملیات 17 اسفند وقتی بچه ها درخواست کمک اضطراری میکنند اولین بالگردی که وارد صحنه میشه در اولین اقدام مقر بچه های سپاه رو میزنه و از 14 رزمنده حدود 8 تا 11 نفرشون شهید و زخمی میشن ! و همین باعث میشه ریگی بر صحنه مسلط بشه و در نهایت فرار کنه …
نگار نگاه کن vvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvمن یه سوال دارم هنوز میتونی گوشت بخری؟؟؟؟؟؟؟؟
من یه سوال دارم :مگه وظیفه بسیج دانشجویی جلو گیری کردن افراد نیروهای مسلح به دانشگاه ها نبود؟؟پس چرا توی کوی دانشگاه جلوشون نگرفتید؟؟؟ببین من فکر کردم بسیجیان کلا ادم خوبین ولی سال82که یادتونه ،بسیجی ها ساعت 1 شب اومده محله ما شیشه ماشین و خونه ی همسایه ها خورد کرده و عربده میکشیدند که مرگ بر ضد انقلاب!!!!!مست بودند واسایش محله ما رو به هم ریختند. من دیگه به بسیج امروزی اعتماد ندارم .البته قصد توهین ندارم ولی به مردم حمله کردید وتمام…
بالاترین ظلم دولت به استانهایی مثل سیستان بلوچستان و آذربایجان غربی این بود که مرزها رو محکم گرفت و سوخت رو سهمیه بندی کرد و قاچاق سوخت تقریبا فینیشد. موسوی در بعضی از شهرهای لب مرزی این استانها حتی تا چهار برابر احمدی نژاد رای آورد. در واقع مردم این مناطق در آگاهی سیاسی زدند رو دست شمیران تهران! چند بارم زدند!!
سلام نامه ی فرماندهان خیلی جالب بود. تا به حال این طوری به قضیه نگاه نکرده بودم