مدتها بود كه دوست داشتم درباره سايت آينده و شيوه و رفتار ژورناليستي آن در بازتاب برخي اخبار يك سويه و جهتدار مطلبي بنويسم اما هر بار به بهانهاي اين كار به تاخير افتاد. تا اينكه چند روز پيش يادداشتي را در سايت رجانيوز ديدم با عنوان «آينده، كدام آينده را هدف قرار داده است؟»
با خواندن اين مطلب، اولين چيزي كه در ذهنم گذشت اين بود كه كمترين نتيجهي اين نوشته اينست كه بزرگترين بهانه را به دست آيندهايها ميدهد تا عقدههايشان را هرچه بيشتر بر سر بسيجيها خالي بكنند. طولي نكشيد كه اين پيشبيني درست از آب در آمد و فرداي آن روز، مطلبي در سايت آينده منتشر شد كه با زيركي تمام انگشت بر همان بخش مورد نظر نوشتهي «رجا» گذاشته بود.
آن بخش يادداشت رجا كه خوشحالي آينده را در پي داشت اين قسمت بود:«رهبری همچون امام امت یك نسل تربیت كرده است كه صرفاً از او فرمان میبرند. ملاك و معیار را از رهبر میگیرند. قرب و بعد به رهبر را ملاك حب و بغض خویش قرار میدهند. به لباس و سابقه و سن هم كاری ندارند، حتی اگر احمدینژاد باشد. عملكرد را بر اساس معیار میسنجند و در مقام عمل اقدام مقتضی را انجام میدهند. وبلاگ مینویسند، روزنامه منتشر میكنند، نمایشگاه برپا میكنند، تجمع برگزار میكنند، شیشه سفارت میشكنند، لازم باشد چوب هم دست میگیرند، ابایی ندارند. سپاه جوان پاسداران انقلاب اسلامی هستند. سربازانی كه در وقت لزوم پیشروی میكنند، اشارت نشین نیستند. ملاحظه كاری سیاسی و جناحی ندارند، فرمانده كل قوا گفته، آرمانگرا باشید، مطالبه گر باشید، حتی اگر اشتباه كنید.»
سايت آينده كه در جريان حوادث اخير، عمق كينه و عصبانيت خود را از نيروهاي بسيجي و انقلابي نشان داده بود، اين قسمت از يادداشت رجا را به عنوان سندي بر ادعاي هميشگي خود مبني بر خشونتطلب بودن بسيجيان پررنگ كرد. البته در حوادث اخير اشتباهات زيادي از سوي برخي نيروهاي بسيج و نيروي انتظامي صورت گرفته كه جاي شك و ترديدي در آن نيست، اما اينكه همه خدمات آنها را به بهانه برخي اشتباهات زيرسوال ببريم، تنها از آينده بر ميآيد و دوستان آينده!
خواندن مطلب سايت رجا و همچنين پاسخ سايت آينده به آن، باعث شد تا دست به قلم شوم و آنچه را كه مدتها بود در ذهنم داشتم بنويسم. البته ابتدا لازم است براي مسئولان محترم اين سايت يادآوري كنم كه من هرگز ادعا نميكنم كه بسيجي هستم چرا كه تاكنون افتخار خدمت در هيچ يك از پايگاههاي بسيج را نداشتهام. نه كارت بسيجي دارم و نه از سهميه بسيج براي ورود به دانشگاه و براي كسري خدمت سربازي استفاده كردهام و نه حتي دوران خدمت سربازيام را در بسيج و سپاه گذراندهام كه من سرباز نيروي زميني ارتش بودم. همچنين تاكنون نه شيشهاي را شكستهام و نه باتوم در دست داشتم و نه كتك زدم (البته كتك خوردم، آخرين بار در روز 26 خردادماه در ميدان آزادي تهران توسط چماق به دستان سبزپوش! كه شرح حال آنروز را اينجا نوشتهام)
همه اينها را نوشتم كه خيال آيندهايها را از بابت خودم راحت كنم و از آنها بخواهم كه بعد از خواندن اين مطلب فورا چماق برندارند و ما را هم جزو لباس شخصيهاي جاني و خطرناك به حساب نياورند! در اين يادداشت سعي ميكنم بطور خلاصه به چند مورد از شيوههاي سايت آينده در تجزيه و تحليل اخبار كشور و ايجاد شايعه و دروغ اشاره كنم.
1- نقش دروغ و شايعه در آينده: متاسفانه سايت آينده نقش زيادي در ايجاد شايعه و اخبار غيرواقعي در فضاي مجازي و رسانهاي كشور دارد كه اين شايعات بلافاصله به عنوان خبر موثق در روزنامهها و سايتهاي مختلف منعكس ميشود.
الف) دروغ ها و شايعات انتخاباتي
در روزهاي تبليغات انتخابات اخير، سايت آينده به مركز نشر اخبار كذب و غيرواقعي و نيز شايعات بياساس تبديل شده بود. يكي از بزرگترين شايعات و دروغهاي آينده، شايعهاي بود كه درست در شب انتخابات منتشر شد. بعد از انتشار نامه سرگشاده آقاي هاشمي رفسنجاني، اين سايت يك شايعه را در قالب خبر موثق و به نقل از يك منبع آگاه منعكس كرد:
«شب گذشته و تنها چند ساعت پس از انتشار نامه هاشمی رفسنجانی به رهبر انقلاب، وی با آیتالله خامنهای دیدار کرده است. بنابر اظهار یک منبع آگاه پس از این دیدار، آیتالله هاشمی رفسنجانی با ابراز خرسندی و رضایت کامل از گفتگوهای انجام شده، اظهار داشت: این دیدار یکی از دیدارهای کارساز من با رهبری معظم انقلاب بوده است.»
با انتشار اين خبر، بلافاصله پيامكهايي هم با هدف تاثير گذاري بر نتيجه انتخابات منتشر شد كه ادعا ميكرد«رهبر انقلاب در ديدار هاشمي رفسنجاني به وي گفته است: مردم در مرحلهای هستند که باید خودشان معروف را از منکر تشخیص بدهند، امید است مردم با رای خود جواب دروغگویان و کسانی که به سرمایه های نظام توهین کردن رو بدهند!!»
خوشبختانه بلافاصله بعد از انتشار اين دروغ آشكار، سايت مقام معظم رهبري با تكذيب اين ادعا تصريح كرد كه «در پی شايعات مطرح شده در خصوص پاسخ رهبر معظم انقلاب به نامه حجتالاسلام و المسلمين هاشمی رفسنجانی، يك مقام آگاه در دفتر مقام معظم رهبری ضمن تكذيب اين شايعه اعلام داشت هيچگونه پاسخ شفاهی يا كتبی به اين نامه از سوی معظم له داده نشده است.»
واكنش آيندهايها به اين تكذيبيه جالب بود. آينده كه خود اين شايعه را به راه انداخته بود، آن را به گردن فارس و رجا انداخت و در واكنشي همراه با عصبانيت نوشت:
«بنابر گزارش خبرنگار آينده اين رسانه ها (فارس و رجا) ابتدا شايعاتي درباره پاسخ رهبري انقلاب به نامه آيت الله هاشمي توليد كرده و سپس به نقل از فردي نامعلوم در روابط عمومي دفتر رهبري آن را تكذيب كردند؟؟!! اين در حاليست كه بنا بر اطلاعات موثق اصولا قرار بر ارائه پاسخي به آيت الله هاشمي قبل از انتخابات نبوده است. بنابر برخي اخبار، سيماي جمهوري اسلامي نيز مرتبا تكذيبه مذكور را زيرنويس كرده و سايت رهبري نيز آن را نمايش داده است در حاليكه خبر ارسال اصل نامه كه در مطبوعات و خبرگزاريها منتشر شد، در صداوسيما بايكوت شد و تاكنون تكذيب رسمي يك شايعه كه توسط هيچ رسانه داخلي و خارجي منتشر نشده توسط روابط عمومي دفتر رهبري بيسابقه بوده است و این اقدام افكارعمومي را نسبت به اصل نامه ارسالي هاشمي رفسنجاني بيشتر حساس ميكند.»
مسئولان سايت آينده آنقدر از اين مساله عصباني شده بودند كه فراموش كردند منبع اصلي اين شايعه خودشان بودهاند نه خبرگزاري فارس و يا رجانيوز. از همه جالبتر آنكه آيندهايها حتي براي دفتر رهبري هم تعيين و تكليف كرده بودند كه چرا به اين شايعات واكنش نشان داده و آنرا تكذيب كرده است؟!
ب) شايعات و دروغهاي آينده درباره مراجع و علما
يكي ديگر از شگردهاي سايت آينده در انعكاس اخبار غيرواقعي، سوءاستفاده از اخبار مربوط به علما، مراجع، روحانيون و اخبار حوزههاي علميه است. اين سايت در ماههاي گذشته با انعكاس اخبار مختلف و تيترهاي جنجالي چون نارضايتي گسترده علما، نارضايتي حوزه هاي علميه، جلسات محرمانه روحانيون و مراجع و … شايعات و دروغهاي بياساس زيادي را هم منعكس كرده است كه منبع بسياري از آنها حدس و گمان خود آيندهايها است و در برخي موارد شيطنت آنها!
البته در اين زمينه سايتهايي چون شيعه نيوز و شيعه آنلاين هم به همراه سايت آينده نقش زيادي در به راه اندازي چنين شايعاتي داشتهاند. شايعاتي از قبيل مهاجرت مراجع قم به نجف و يا دعوت مراجع قم از آيت الله سيستاني براي مهاجرت به ايران! معمولا شيوه تنظيم اين خبرها به گونهاي است كه ميخواهد به خواننده خود، نوعي نارضايتي و تقابل ميان علما و مراجع تقليد را با نظام و رهبري القا كند. گاهي هم تا آنجا پيش ميروند كه ناراحتي برخي مراجع و علما را از دولت به نارضايتي آنها از نظام و انقلاب تعبير ميكنند!
آقاي رسول جعفريان هم اخيرا در مطلبي كه در آينده منتشر شد، با مقايسه جمهوري اسلامي و رژيم شاه، گفته بود كه مراجع در زمان شاه هم جلوي برخي اقدامات شاه ميايستادند! وي همچنين در مقالهاي با عنوان «مسئول شكاف ميان مراجع و نظام كيست؟» نوشته است:«اگر امروز مراجع برابر دولت موضع گرفته و آن را نامشروع بدانند- و مطمئن باشیم كه از همدیگر حمایت هم خواهند كرد ـ ممكن است این مخالفت به تدریج به مخالفت با نظام بینجامد!»
البته آينده كه از يك سو، خبرهاي غيرمستند و غيرموثق و حتي شنيدههاي خود و دوستانش را به اين شيوه نقل ميكند، بيانات رسمي و صريح مراجع عظام تقليد را درباره ولايت فقيه و رهبري و انقلاب و مسائل روز به راحتي سانسور ميكند و يا با تيترهاي خنثي و حذف بخشهاي مهم سخنان علما، به راحتي از كنار آن ميگذرد.
مثلا نحوه انعكاس سخنان مراجع تقليد را در ديدار با هيئت موتلفه و دفاع قاطع آنها را از نظام و انقلاب و ولايت فقيه مقايسه كنيد با مسالهي اختلاف روز عيد فطر. در ماجراي اعلام عيد فطر اين سايت به همراه سايتهايي چون شيعه نيوز و شيعه آنلاين (و البته برخي سايتهاي دولتي و اصولگرا) به تقابل ميان مراجع و رهبري دامن زد. اما از سوي ديگر بيانات صريح و شفاف علما را در حمايت از رهبري و ولايت فقيه خيلي راحت ناديده گرفت!
نمونهي ديگر رفتار متناقض آينده، نحوه انعكاس اخبار مربوط به آيت الله جوادي آملي در اين سايت است. آينده كه در روزها و هفتههاي بعد از انتخابات، برخي سخنان آيت الله جوادي آملي را در راستاي سياست هميشگي خود و به منظور القاء تقابل ايشان با رهبري و نظام منعكس ميكرد، سخنان و حمايت صريح و شفاف آيت الله جوادي آملي را از نظام و انقلاب و رهبري و ولايت فقيه در خطبههاي اخير نماز جمعه قم و نيز ديدار با دانشجويان سانسور كرد و اصلا به آن نپرداخت. گويا اخبار و بيانات علما تا جايي براي آيندهايها مقبول است كه به خيالات و تصورات آنها نزديك باشد!
البته در تهيه و تدوين و تنظيم چنين اخباري، ردپاي برخي شخصيتهاي روحاني و حوزوي شناخته شده ديده ميشود كه به باند قدرت در حوزه معروف هستند!
ج) دروغهاي مضحك: دروغهاي مضحك شامل آن دسته از دروغها ميشود كه آدم با خواندش ياد كتابها و فيلمهاي پليسي و جنايي و تخيلي ميافتد و خنده بر لبان آدم مينشيند. مثلا چند روز قبل خبرنگار آينده، گزارش داد چند لباس شخصي در يكي از خيابانهاي تهران با اسلحه يك جوان را تعقيب و عاقبت او را دستگير كردند. بعد همسايهها از آن لباسشخصيها پرسيدند كه چرا اين جوان را دستگير ميكنيد؟ آنها هم جواب دادند كه اين جوان يك دزد است. اما خبرنگار آينده ضمن رد گفته آنها ادعا ميكند كه آن جوان، فعال سياسي بوده است! (دقت كنيد كه در آينده، لباسشخصي ها هميشه خطرناك و مقصر هستند!)
2- توهين به امام و انقلاب و رهبري
اگر مدتي نظرات سايت آينده را كنترل كنيد متوجه ميشويد كه در اين قسمت از طرف خوانندگان اين سايت توهينهاي زيادي به نظام، انقلاب، امام، رهبري و مسئولان كشور صورت ميگيرد. من موارد زيادي را جمع آوري كردهام كه در آن به صراحت توهينهاي زيادي به امام راحل شده است و اگر لازم با شد آنها را منتشر ميكنم.
البته اينجا ممكن است عدهاي بگويند كه نظرات خوانندگان ربطي به مسئولان سايت آينده ندارد. مسئولان آينده هم براي فرار از اين مساله به راحتي ميتوانند ادعا كنند كه امكان كنترل همه نظرات ميسر نيست، اما اين بهانهي آنها پذيرفتني نيست. مثالي ميزنم. همان طوري كه ميدانيد وضعيت نظرات وبلاگ من به صورت عمومي است و من عادت ندارم نظرات وبلاگم را حذف كنم مگر آنكه توهيني صورت گرفته باشد. چند روز پيش دوست عزيزي برايم ايميلي فرستاد و گلايه كرد كه چرا نظرات توهين آميز عليه امام را عمومي كردهام كه من هم به محض اطلاع آنرا حذف كردم.
اما چنين وضعيتي در سايت آينده وجود ندارد يعني نظرات اين سايت به صورت پيش فرض عمومي نيست و مسئولان آينده پس از بررسي نظرات آنرا عمومي ميكنند. ضمنا توجه داشته باشيد كه آينده يك سايت است نه يك وبلاگ، آيا ارزش و اهميت وقت گذاشتن و بررسي نظرات سايت، كمتر از يك وبلاگ است؟
ضمن اينكه مسئولان آينده آنقدر ولايتي و خط امامي هستند كه اين روزها احساساتش به خاطر هتك حرمت بيت امام و نوه امام جريحه دار شده است، آنوقت من چطور باور كنم كه آنها احساساتشان بخاطر هتك حرمت خود امام در سايتشان جريحهدار نميشود؟ مساله مهمي است واقعا!
3- سانسور نظرات مخالف
مساله بعدي سانسور نظرات مخالف و پذيرفتن نظرات توهين آميز و موافق با مطالب آينده است. به عنوان مثال، من و دوستانم در طول يك هفته مشخص براي برخي مطالب اين سايت، نظرات خودمان را به صورت كاملا محترمانه نوشتيم. نظراتي در دفاع از نظام، انقلاب و رهبري، اما در كمال تعجب و برخلاف همه شعارها و ادعاهاي آزادي بيان، حتي يك نظر ما هم عمومي نشد! از طرف ديگر تا دلتان بخواهد، نظرات مخالف ما و موافق با سايت آينده، پاي نوشتههايشان عمومي ميشود كه بخش زيادي از آن هم توهين و اهانت به نظام و انقلاب و رهبري است!
4- ولايت پذيري از نوع سايت آينده:
ولايت پذيري مسئولان اين سايت هم در نوع خود جالب و خندهدار است. مثلا چند روز پيش آينده در واكنش به انتشار ويژه نامه روزنامه ايران درباره انتخابات مطلبي نوشت با عنوان «آيا ذوب شدگان برای نظر رهبر انقلاب ارزش قائلند؟»
در اين نوشته آمده است:«با وجود آنكه رهبر انقلاب بارها به حمایت و تأیید شخصیت ارزشی و انقلابی مهندس موسوی پرداخته و چندی پیش با حضور در منزل پدر مهندس موسوی، عباراتی كمسابقه را در تجلیل از تدین و سلامت نخستوزیر دفاع مقدس استفاده كردهاند، رسانههای دولتی، كماكان به تخریب شخصیت موسوی مشغولند. در حالی كه آیتالله خامنهای در سخنان صریح خود بارها مهندس موسوی را شخصیتی انقلابی و ارزشی دانستهاند، رسانههای دولتی كه مدعی پایبندی به نظرات رهبر انقلاب هستند، با نقض آشكار سخنان رهبری به حركت در چارچوب خط رسانههای بیگانه میپردازند.»
به اين ميگويند هوش و حواس از نوع آينده و ولايتپذيري از نوع مديران آينده. چرا كه آنها سخنان و مواضع چند سال پيش و چند ماه پيش رهبر انقلاب را به خوبي يادشان ميآيد و خيلي محكم پايبند نظرات قبلي رهبري هستند، اما سخنان بعد از انتخابات رهبري و مواضع اخير ايشان را اصلا به خاطر نميآورند! در اينكه رهبر انقلاب بارها از موسوي حمايت كرده حرفي نيست، اما همه ميدانيم كه بعد از حوادث اخير، رهبر انقلاب فرمايشات ديگري هم داشتند. از جمله اينكه فرمودند در جريان حوادث بعد از انتخابات خواص بسياري مردود شدند!
4- احمدينژاد ملاك و معيار قضاوت آينده:
تعصب آينده در مخالفت و دشمني با احمدينژاد به حدي است كه ديگران را هم بر اساس دشمني و دوستي آنها با احمدينژاد مورد توجه قرار ميدهد. مثلا اگر شخصي تا همين ديروز موافق احمدينژاد بود و امروز مخالف احمدي نژاد باشد، از نظر آيندهايها به عنوان چهرهي محبوب معرفي ميشود مثل آقاي باهنر. از آن طرف اگر كسي جزو مخالفان و منتقدان احمدينژاد باشد، اما فقط يك تعريف خشك و خالي از احمدينژاد بكند، فورا توسط آينده سركوب ميشود! مثل محمدرضا تابش نماينده فراكسيون اقليت مجلس كه تنها به خاطر حمايت از لايحه هدفمند كردن يارانهها، مورد تمسخر و توهين آينده قرار گرفت : جناب اقليت! احمدي نژاد و توكلي را رو سفيد كرديد!
5- آينده و تيترهاي وارونه
وقتي بهانهاي براي دروغ و شايعه وجود نداشته باشد و سايت آينده هم اصرار داشته باشد كه خبري را منعكس كند، راحتترين راه اينست كه تيتر خبر را طوري انتخاب كند كه لااقل ذهن مخاطب خود را بمباران كند. به همين دليل گاهي اوقات تيترهايي در آينده ميبينيم كه زمين تا آسمان با متن خبر فرق دارد.
به عنوان مثال به اين تيتر توجه كنيد «انتقاد جواد لاريجاني از ديدارهاي متعدد با مراجع!» اولين حسي كه با خواندن اين تيتر به آدم دست ميدهد اين است كه جواد لاريجاني كلا با همه ديدارهاي علما و مراجع مخالفت كرده و مخالف ديدار با مراجع است. اما وقتي متن خبر را ميخوانيم ميبينيم كه لاريجاني دارد از گروههايي انتقاد ميكند كه سابقه و سياستشان شهادت ميدهد كه موافق دخالت مراجع در امور مملكتي هستند و اصلا به مساله تقليد اعتقادي ندارند:«كسانی كه وجود اسلام را برای زمان حاضر در سیاست نفی می كردند از مرجعیت برای بازی سیاسی خود استفاده كردند.» همچنين وي يادآوري ميكند كه ديدار آنها با مراجع به منظور تاثيرگذاري بر مسائل سياسي كشور است.
آنچه خوانديد تنها گوشهاي بود از شيوههاي متعدد سايت آينده در ايجاد و گسترش شايعه و دروغ در فضاي رسانهاي كشور. من مخالف با نظرات و اعتقادات شخصي مديران آينده نيستم. هر كسي حق دارد كه از عقايدش دفاع كند. مشكل من با نحوه دفاع كردن آنها از اعتقاداتشان است.
البته نبايد از نقش مديران و حاميان اين سايت هم غافل شد. به هر حال بخش زيادي از فعاليت آينده، مديون ارتباطات پشت پرده آنها با برخي مسئولين و شخصيتهاي بانفوذ و موثر است. به عنوان مثال آقاي فواد صادقي به عنوان مدير سايت آينده ارتباط نزديكي با رييس دفتر سعيد مرتضوي در دوره رياست او بر دادستاني تهران داشت و تمامي خبرهاي محرمانه در خصوص برخورد قضايي با سايت آينده را از طريق او دريافت ميكرد. صادقي همچنين به واسطه ارتباطهايي كه با برخي افراد و آقازادهها دارد عليرغم همه تخلفات تاكنون توانسته سايت آينده را سرپا نگه دارد. اخيرا خبرهايي هم از ارتباط او با رييس دفتر علي لاريجاني و معاون سابق وی در شورای عالی امنیت ملی شنيده شده است. به اين ميگويند روابط فراجناحي!
فواد صادقي البته در جريان حوادث بعد از انتخابات به علت نقش سايت آينده در تحريك اغتشاش گران، بازداشت شد كه بعد از دستگيري بلافاصله به همه اشتباهات خود اعتراف كرد و همه برگههاي بازجويي را چشم بسته امضا كرد و با ابراز ندامت شديد از رفتار خود، تعهد داد كه در آينده آنها را جبران كند. وي پس از اين تعهدات آزاد شد.
جالب اينجاست كه آينده، اخيرا در واكنش به اعترافات محمدعلي ابطحي، يادداشتهاي توهينآميزي را درباره او منتشر كرده كه اين مساله با توجه به رفتار مشابه فواد صادقي جاي تامل دارد!
ختم كلام: چند روز پيش يادداشتي را در آينده خواندم با عنوان «بولتن سازان چگونه شايعه پردازي ميكنند؟» از ديدن اين تيتر خندهام گرفت. با خودم گفتم دقيقا با همان شيوه و روشي كه سايت آينده، شايعه سازي و شايعه پراكني ميكند!

6) در رابطه مثال معروف سیم برق، ارتباط واقعا وجود دارد. وجود همان برق است. طبق اصل تشکیکی بودن مراتب وجود، وجود شدت و ضعف دارد. پس موجودات دارای مراتبی هستند. وجود تنها از جانب خداست و به هر موجود به میزان سعه وجودی اش عطا می شود. اگر بیش از آن عطا شود، ظرفیت نخواهد داشت و فنا خواهد شد. مثال واضح است. البته برای فهم بهتر آن لازم است کمی با حکمت متعالیه ملاصدرا آشنا باشد.
قیاس با مثل متفاوت است. قیاس به معنای مقایسه صوری و شکلی است. مثل بیشتر حالت معنایی دارد. خداوند در قرآن مثل های زیادی دارد :
مثل کسانی که تورات را پس از حمل آن حمل نکردند، مثل خری است که کتاب حمل می کند.
و …
در ضمن وقتی می خواهید در رابطه با شیخ جعفر مجتهدی (ره) نظر دهید، کمی هم احتیاط کنید. می توانید کمی در مقامات ایشان و ملاصدرا مطالعه کنید.
7) فرموده اید کی حضرت علی (ع) چنین رفتاری با مخالفان داشت و تا آنان دست به شمشیر نبردند، کاری نکرد.
خیلی جالبه. شما اصولا خیابانهای تهران بعد از آشوب ها را دیدید؟! چقدر آسیب مالی وارد شد؟ چقدر اتوبوس آتش زده شد؟ چند تا مسجد آتش گرفت. چه افراد بی گناهی توسط همین جمع خشمگین کشته و مجروح شدند. کسانی که به صرف گناه ظاهر مذهبی به باد کتک گرفته شدند و مادر و کودکی که کشته شدند. اینها دست به شمشیر بردن نبود؟ بر مبنای چه ادله ای این آشوب ها رخ داد؟ آیا این آشوبگران طاغی نبودند.
موسسه فردای بدون ترور 3 هفته قبل از انتخابات نظر سنجی کرده است. آن زمان که مشکلی نبود. خیابانهای تهران محل رفت و آمد کارناوالها بود. کسی از اظهار نظر ترسی نداشت (الان هم ندارد). مگر این جماعت وقتی همه چیز را آتش می زد، از چیزی می ترسید؟ آن زمان هم 2 به 1 احمدی نژاد پیش بود. کمی از خدا بترسید.
مگر شما نمی گویید، خامنه ای مجاز به حکومت نیست. مگر آقای خامنه ای ادعای تقلب را رد نکرد. مگر تمام ارکان نظام انتخابات را تایید نکردند. پس وحدت با که؟ با کسانی که تقلب کرده اند؟! بیدار شوید.
مصلحت نظام اسلامی؟! آن زمانی که با آشوبها دل صهیونیست ها شاد شد، باید مصلحت سنجی می کردید، نه الان که تعداد واقعی سبزها در روز قدس مشخص شد. نه الان که دیگر کسی الله اکبر نمی گوید. نه الان که معلوم شد شعارهای ضداسلامی و منافقانه توسط سبزها داده می شود. این وحدت طلبی شبیه قرآن عمروعاص است که در زمان تاختن مالک به خیمه معاویه علم می شود و اتفاقا شرط هم می گذارد!
9) مدام دم از مجالست با قرآن می زنید، غافل از اینکه مجالست با قرآن شامل علم و عمل به آن است. انسان می تواند در قرآن تدبر کند و به آن علم پیدا کند ولی علم انسان های عادی به قرآن محیط نمی شود و به نوعی علم کاملی نیست. به همین دلیل تاویل قرآن فقط در توانایی معصوم است. این هم شاهدش از قرآن:
انه لقرآن کریم، فی کتاب مکنون، لایمسه الا المطهرون
پس هر کس به اندازه طهارتش از قرآن سود می برد و نزدیک می شود. البته قبلا هم این آیه را آورده بودم که ظاهرا شما در آن دقت و تدبر نکرده اید. توصیه می کنم، روی آیاتی که آورده می شود کمی تدبر کنید.
عمل به قرآن هم از عهده هر کسی بر نمی آید. چه اینکه حضرت علی (ع) می فرماید : چه بسیار صاحبان علمی که بهره ای از علم خود نمی برند. یا اینکه در قرآن داریم که قرآن هدایت برای متقین است (هدی للمتقین). پس پیش شرطهایی برای نزدیک شدن به قرآن است. و این عدم جامعیت شما اینجا هم کار دست شما داده است.
شما هم به جای اینکه مرا به کیهانی بودن و تنگ نظری متهم کنید، کمی به این عدم جامعیت نظرات خود که یک خطبه از نهج البلاغه را علم می کنید بیاندازید. شما اگر دنبال حقیقت اید باید کل نهج البلاغه را بخوانید و تدبر کنید.
10) توصیه من به شما این است که به جای اینکه به بررسی بت های دیگران بپردازید، اول بتهایی که در نفس شما وجود دارند را ببینید. که شما را به جرم آنها محاکمه نخواهند کرد. و در نهایت همچنان سوال من از توهین های دوم خردادی ها به تمام مقدسات در طول حکومتشان را بدون پاسخ گذاشته اید که شایسته نیست. شاید این افراد برای شما بت شده است که علیرغم توهین به مقدسات از آنها حمایت می کنید. چرا یک دهم این غیرت را برای کسانی که امام حسین (ع) توهین کردند و کسانی که در مقابل این توهین ساکت بودند خرج نمی کنید.
در پایان شما را توصیه به تامل، تانی، جامع نگری و پذیرفتن اشتباهات توصیه می کنم.
موفق باشید
آقا دمتون گرم!
آینده دیده حرف حساب جواب نداره، به خاطر همین به تمسخر رو آورده:
http://www.ayandenews.com/news/14251/
من چون يكبار جواب دادم وديسكانكت شدم نمي خوام دوباره همونها رو تكرار كنم
همينقدر عجالتا براي اينكه بحث رو ببندم عرض مي كنم
1) در خصوص واسطه ،يك خلط مبحثي رو شما داريد مي فرماييد ،من منكر واسطه نشدم ،من منكر وجوب واسطه شدم ،بدين معني كه كساني رو كه اعتقاد دارند حتما بايد واسطه اي باشد از جنس انسان تا به خدا رسيد اين وجوب واسطه شرك است ، چه اينكه خود قرآن هم مي فرمايد :
مَّن يَشْفَعْ شَفَاعَةً حَسَنَةً يَكُن لَّهُ نَصِيبٌ مِّنْهَا وَمَن يَشْفَعْ شَفَاعَةً سَيِّئَةً يَكُن لَّهُ كِفْلٌ مِّنْهَا وَكَانَ اللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُّقِيتًا ﴿۸۵﴾ -النساء
هر كس شفاعت پسنديده كند براى وى از آن نصيبى خواهد بود و هر كس شفاعت ناپسنديدهاى كند براى او از آن [نيز] سهمى خواهد بود و خدا همواره به هر چيزى تواناست (۸۵)
پس اعتقاد به اينكه حتما و بايد واسطه اي بين انسان و خدا باشد محل شرك است ،نه شفاعت خواستن از كسي در درگاه الهي.
من بحثم اين بود كه درك ائمه نياز به واسطه ندارد.اين اعتقادي بود كه فرقه شيخيه راه انداخت.(متن مرا دوباره بخوانيد)
2) اين بحث به قدري واضح است كه شك در آن موجب تعجب است.فرض ميگيريم شما درست مي گوييد (فرض محال كه محال نيست)،حال دراين حالت چطور مي شود كه
حجتهاي مختلف ما روي زمين داريم كه از جانب خدا هستند و همه هم واجب الاطاعه ولي هر كدام به طريقي حكم مي كنند؟! از طرفي مطابق نظر شما افراد واجب الاطاعه ولايت هم دارند،چطور فقهاي متعدد داريم كه همه واجب الاطاعه هستند و ولايت دارند.در صورت اختلاف نظر كدام يك صائب است
اينها همه براي اين است كه شما از چيزي كه در تشيع هست به اسم مرجع تقليد مي خواهيد به ولايت فقيه(عام) برسيد ولي نمي شود!
3) من نگفتم هر حكومتي كه مردمي است لزوما مشروع است،آنچه من گفتم اين است كه حكومتي كه مردمي نيست مشروع نيست.
4) همانطور كه قبلا عرض كردم ،اعطاء ولايت مطلقه به غير معصوم ،شرك آلود است و قيد كردن مسئله به عدالت آن را حل نمي كند. زيرا اگر فرض كنيم شما درست مي گوييد و ما ولايت مطلقه را به قيد عدالت قبول كنيم ، با اين وصف اين عدالت با چه معياري قابل اندازه گيري است .من چطور بفهمم رهبر من عادل هست يا نه؟! ميعار براي اندازه گيري اين مسئله كيست ويا چيست؟!
واينكه معيار براي اندازه گيري عدالت فلان چيز يا فلان كس است خود از كجا آمده است(مستند روايت و يا آيه)
وبرفرض قابل اندازه گيري بودن ،اينكه چه كسي آن را تشخيص مي دهد؟!
اينكه مثلا فلان كس يا شخص مي تواند عدالت را تشخيص بدهد اين خود از كجا استنباط شده است؟!(مستند روايت و يا آيه)
درصورتي كه چند نفر بتوانند عدالت يك نفر را تشخيص دهند و ياهم اختلاف داشته باشند بايد چه كرد؟!
حال با فرض مشخص بودن شخص و يا اشخاص مورد نظر با توجه به ممكن الخطا بودن انسان ،شما چطور مطمئن مي شويد كه درست انتخاب كرده اند؟!
و اصلا اين مسئله كه شما چطور ميتوانيد در تمام مراحل زندگي يك نفر حضور داشته باشيد تا ميزان عدالت او را چك كنيد خود مسئله اي است حل نشدني.
آيا غير از معصوم كسي هست كه به شما به ضرص قاطع بگويد فلان كس عادل است و فلان كس نيست!؟
5) مردم به خبرگان راي داده اند ،اينكه مردم بايد به خبرگان راي دهند از كجا ناشي شده است؟!
اگر قرار است ولايت مطلقه باشد و آنهم مشروعيت از بالا (طرفداران ولايت مطلقه)پس طبيعتا مردم نقشي در مشروعيت بخشي به حكومت ندارند .
فرموديد مردم اگر به رهبري معترض هستند نبايد شركت كنند ، آيا حكومت اطمينان مي دهد كه در صورت عدم شركت مردم در انتخابات شرايط رهبر مورد تجديد نظر قرار گيرد؟!
باتوضيح شما در انتتخابات سال 78 خبرگان رهبري كه مشاركت زير 40% بود آيا رهبري بايد كنار مي رفت؟! اگر معتقد به مشروعيت بخشي راي مردم نيستيد( آنطور كه من متوجه شدم از نوشته هاي شما )ميزان ومعيار شما براي اندازه گيري مشروعيت يك حكومت از كجا و توسط چه كسي صورت مي گيرد؟
6) ضمن تاييد نظر شما ،در خصوص شيخ جعفر مجتهدي من مثل شما فكر نمي كنم ،ايشان هرچقدر هم بزرگ باشند باز هم انسان هستند چه آنكه خداوند در قرآن به پيامبر خود مي گويد يا ايها المزمل ايشان از پيامبر كه بالاتر نيستند،در ضمن اينكه من توهيني به ايشان نكردم.گفتم غير معصوم كه فكر نمي كنم شما هم به معصوم بودن ايشون اعتقاد داشه باشيد.
7)اولا وقتي مي گويم جامع اخبار رو دنبال نكردي همين جاست.مسجد و اتوبوس و شيشه ومغازه و.. اكثرا توسط خود نيروهاي سپاهي آتش زده شد به منظرو توجيه حمله به مردم و سركوب آنها،كه البته ممكن است كساني هم در اين وضعيت از آن سو استفاده كرده باشند ولي اين به معني جواز كشتن كسي نمي شود.هر كدام حكم مشخص در قانون دارد .ماهيچ كجا نداريم اگر چيزي را شما آتش زديد بايد كشته شويد اگر مثالي در زمان ائمه و يا پيامبر در اين خصوص داشته باشيد خوشحال مي شوم ببينم.
اگر مادر و كودكي كشته شدند اينها دليل نمي شود كه كار طرفداران موسوي بوده باشد.مطمئن باشيد همان هم به دست عناصري از بسيجيان ويا نفوذي ها بوده كه به فرض صحت بايد قاتل آن دستگير و مجازات شود و اينها مجوزي براي آتش گشودن به سوي مردم نيست. حضور ميليوني مردم در روز 25 خرداد بدون كمترين خشونت و برخورد گواه مطلب است.
در خصوص نظرسنجي 3 هفته بعد از انتخابات كه هيچ تا همين الان هم وضعيت عادي نيست.اين رو از آماده باش نيروهاي نظامي ،پارازيت ماهواره،در زندان بودن اصلاح طلبان،تهديد روزمره به گرفتن و زدن (نمونه اطلاعيه سپاه در روز قدس)،بستن روزنامه هاي منتقدو شكنجه افراد مختلف مي شود فهيمد.همانطور كه گفتم نيمي از مردم در نظرسنجي شركت نكرده اند كه طبيعتا مخالف بايد تلقي شوند نه موافق!
همانطور كه عرض كردم مصلحت مردم ايجاب مي كند كه شرايط به سمت وحدت پيش برود ،همانطور كه امامان ما هم در شرايطي با حاكمان مصالحه كردند (البته جهت مثال عرض كردم نه شبيه سازي تاريخي).
8)در خصوص اتهام زني ،مواردي كه به آقاي ميرحسين نسبت داده ميشد تماما خلاف واقع بود ،چه اينكه تمامي موارد مربوط به دروغ گويي دولت،عقبگرد اقتصادي دولت،ريخت وپاش و حيف و ميل بيت المال در دولت ،عقب ماندگي كامل طرحها و پروژه ها ،قضيه هاله نور مستند به مدارك معتبر و گواهي كارشناسان متعدد بوده است.ضمن اينكه به فرض وجود تخلف،تخلف در جلوي چشم 50 ميليون ايراني بدون ارائه كوچكترين سند با تخلف در يك جمع محدود قابل مقايسه نيست.
درخصوص منع امام به عدم مداخله يك مرجع ديگر در سياست برفرض صحت نامه مذكور ،ضمن احترام به امام نظر ايشان مستند به هيچ روايت و حديثي نيست.چه اينكه تمامي آيات روايات و احاديث عكس آن را بيان مي كنند.و اصلا شان مجتهد و فقيه دخالت در كليه امور است و اين دخالت در امور به واسطه نظر امام از كسي ساقط نمي شود.
مهندس موسوي در طول 20 سال هيچ تريبوني در رسانه بيشتر ميلي نداشته و الان هم ندارد.در خصوص اعترافات هم به هيچ وجه اعترافات يك نفردر شرايط زندان و انفرادي و زير فشار قابل استناد نيست حتي اگر رهبر بگويد هست ، واقعيت عوض نمي شود.شرايط اعتراف بايد به صورت كاملا آزاد باشد،نه در انفرادي و با بازجويي هاي شبانه و هتك حرمت وفشار بر متهم.
درخصوص تبليغات،حجم تبليغات دولت چندين برابر مهندس بود آنهم از بيت المال و با استفاده از امكانات دولتي نظير هواپيما و ورزشگاه و… حضور بسيج و كاركنان ادارت و نهادهاي دولتي كه از چند صد ميليارد تومان تجاوز مي كرد و به هيچ وجه قابل قياس با تبليغات مهندس نبود كه بيشتر آن از طرف كمكهاي مردمي بود و با هزينه خودشان.
9) من در نوشته هايم از مجالست با قرآن دم نزدم و خود را لايق آن هم نمي دانم ،فرمايشات امير مومنان را نقل كردم كه نبايد به شما بر بخورد.،جايي نگفته ام قرآن بدون علم و عمل نتيجه مطلوب و نهايي مي دهد،چه آنكه وقتي حضرت علي آنهمه فضائل براي خواندن قرآن ذكر مي كند به شرط عمل و اثر بخشي مي فرمايد.
اينكه مي فرماييد هر كس به اندازه طهارتش از قرآن سود مي برد و يا چه بسيار صاحباني كه از علم خود سود نمي برند ،نافي خواندن و تدبر در قرآن نيست.
خداوند هركس را به اندازه تكليفش مورد سوال قرار مي دهد
لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ ﴿۲۸۶﴾-البقره
خداوند هيچ كس را جز به قدر توانايىاش تكليف نمىكند. آنچه (از خوبى) به دست آورده به سود او، و آنچه (از بدى) به دست آورده به زيان اوست
اينها كه شما ذكر كرديد هيچ كدام معني پيش شرط براي خواندن قرآن نمي شود يعني اگر ميداني كه عمل مي كني و با علم حتما بايد قرآن بخواني، در غير اين صورت نبايد قرآن بخواني
چنين چيزي ما نداريم ،خود روخواني قرآن هم منشا اثر است چه رسد به تدبر در آيات آن و معاني آن.
همانطور كه پيشتر گفتم اعتقاد به وجوب واسطه محل شرك است.
هَذَا بَيَانٌ لِّلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ ﴿۱۳۸﴾ -آل عمران
اين [قرآن] براى مردم بيانى و براى پرهيزگاران رهنمود و اندرزى است (۱۳۸)
انتساب شما به جريده كيهان مي بايست اسباب شور و شعف شما باشد چه از ديگاه شما نماينده راه درست و حق بر روي زمين است!
در مورد خواندن نهج البلاغه هم پيش داوري نكنيد من تمام آن را مي خوانم و قسمتهاي مرتبط را نقل مي كنم.
در خصوص شكستن بتها هم مطمئن باشيد همين كه شما مي فرماييد سعي مي كنم عمل كنم.
توهينهاي صورت گرفته در هر زمان به هر يك ازمقدسات شيعه محكوم و مطرود است،ولي اينكه در زمان اصلاح طلبان شخصي يا نشريه اي فرضا در گوشه اي از مقاله اش جسارتي به ائمه كند با اينكه هزاران هزار كفن پوش در خيابانها راه بيافتند و ضمن ايجاد آشوب و هرچ و مرج باعث ترويج و گسترش نشر آن خلاف گردند خيلي فرقي باهم ندارند.
از توصيه شما در مورد خودم تشكر مي كنم.
در پناه حق
با سلام مجدد
۱) برای من تعجب آور است که شما در رابطه با آیه یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله هیچ جوابی نمی دهید. یعنی چه؟ چرا خدا گفته است که به سوی وسیله ای بجویید؟ در ضمن بازهم توجه نکرده اید. شما خدا را از طریق اسماء و صفاتش می شناسید و با واسطه این اسماء و صفات او را عبادت می کنید. خوب محل تجلی اسماء و صفات هم پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) است. در ضمن در زیارت جامعه کبیره آمده است : بنا عبد الله – بنا عرف الله. خوشحال می شوم اگر شما راهی که از طریق آن بدون واسطه خدا را می پرستید توضیح دهید. شما چطور خدا را می شناسید و عبادت می کنید؟!
در ضمن خداوند می فرماید : الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا … یعنی وجود ولایت وجوب دارد. وگرنه دین کامل نیست (می دانیم که آیه در روز نصب علی (ع) به ولایت از سوی خدا نازل شده است). ولایت هم همان ولایت خدا و در راستای آن است :
انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا … و هر فرد با اطاعت از ولایت مطیع خدا می شود و با واسطه این ولایت خدا را می پرستد. پس برای غیر ذوات معصوم رسیدن به خدا نیاز به واسطه دارد و این مطلب واجب است.
۲) من چنین ادعایی ندارم که تمام مراجع واجب الاطاعه هستند. اعلم و اتقی مراجع چنین است. در ضمن حقیقت با خود تضاد ندارد. پس امکان پذیر نیست که چند حجت متناقض داشته باشیم.
۳) شما بازهم مطلب را کامل دنبال نکرده اید. من مثال هایی زده ام. مثل اینکه حکومت حضرت علی (ع) در اواخر عمر شریفشان با ستیزه جویی تعداد زیادی از مردم روبرو شد و در مواردی که حرف آنها حق نبود حضرت زیر بار حرف آنها نرفتند. مثلا اقرار به کفر و توبه بعد از ماجرای حکمیت. اینکه فردی از ابتدا با استبداد به جامعه ای حاکم شود معلوم است که مشروع نیست و اولیا و انبیای الهی نیز چنین نمی کرده اند. ولی اگر مردم خود پذیرفتند حقوقی بر گردن آنها خواهد بود که نمی توانند زیر مطلب بزنند. درست مثل ارتداد. مجوزی برای مجبور مردم به اسلام و ایمان نیست ولی اگر پذیرفتند و بعد کافر شدند مرتد هستند و حکم مرتد هم مشخص است.
۴) در رابطه با معیار عدالت قبلا حدیثی از امام حسن عسکری (ع) آوردم : امّا من كان من الفقها صائناً لنفسه حافظاً لدینه مخالفاً على هواه مطیعاً لامر مولاه فللعوام أن یقلّدوه. معیارها شمرده شده است : صیانت از نفس – حفاظت از دین – مخالفت با هوای نفس – اطاعت مولا. اما اینکه چگونه مطمءن می شویم که به انتخاب درست برسیم. ساده است. آیه زیر را در نظر بگیرید :
كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ
بنا بر این آیه شما کافی است ایمان داشته باشید از آن طرف خداوند تضمین کرده که شما را هدایت کند. در اینجا هدایت می تواند به شکل تشخیص مولا منجر شود. اگر فاقد این شرط باشید هیچ راهی باز نمی شود :
وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا * وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ ۚ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا
بنابراین تقوا کافی است تا خداوند راه را برای شما باز کند و شما به تشخیص درست برسید :
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ
دستیابی به آن فرقان و معیار جدایی حق جز با تقوا حاصل نمی شود.
در ضمن لازم به تکرار نیست که حق واحد است و تضاد در آن راه ندارد :
أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا
*) یک مطلب را یادم رفت بگویم. ببینید چرا واجب است که ما که غیر معصومیم با یک واسطه به خدا برسیم؟ (مطلب را در بند اول اثبات کردم). چون در رده تشکیکی وجود، غیر معصوم در رده های پایین است و معصوم در رده های بالا. یعنی شدت وجودی معصوم قطعا بالاتر است. از طرفی طبق قانون علیت، علت شدت وجودی بالاتری دارد. بنابراین اگر موجود در رده های پایین باشد، برای رسیدن به وجود غایی نیاز به علت دارد که آن همان واسطه فیض است. ممکن است افرادی متقی باشند که مستقیم با امام در ارتباط باشند ولی فردی که در مراتب پایین وجود است نیاز دارد که انسان در مرتبه ای بالاتر متصل شود تا به امام برسد.
۵) معیار مشروعیت حکومت عمل به حق است. این مطلب را در بند ۳ توضیح داده ام. بحث خبرگان را برای اثبات مردمی بودن رهبر آورده ام که محل مشروعیت نیست.
۶) یا ایها المزمل چه ارتباطی با بحث ما دارد. در ضمن برای درک دقیق مثالی که شیخ زده است باید کمی با حکمت متعالیه ملاصدرا آشنا باشید یا اینکه به فطرتتان رجوع کنید و تدبر نمایید. فی الجمله اثبات کرده بودم که مثال درست است ولی متاسفانه شما پاسخی به آن نداده اید.
۷) برای من تعجب آور است که شما تظاهرات کنندگان را معصوم می دانید و کشته شدن افراد را کار بسیجی و نفوذی ها می دانید. در ضمن تصاویر بسیار زیادی از تخریب اموال عمومی توسط همین افراد موجود است. البته متاسفانه بخشی از نیروهای ضدشورش هم دست به چنین اعمالی زدند که من هم قبلا از آنها انتقاد کردم و آنها را معصوم نداستم! نظرسنجی موسسه فردای بدون ترور ۳ هفته قبل از انتخابات بوده و این نظرسنجی با نظرسنجی موسسه Public World Opinion متفاوت است. در نظرسنجی دوم نصف مردم پاسخ نداده اند. بنابراین استدلال شما اشتباه است.
در ضمن پاسخ ندادن به مصاحبه می تواند دلایل زیادی داشته باشد، مثلا فردی حوصله شرکت در یک مصاحبه طولانی را نداشته باشد. از طرفی سبزها اصلا از ابراز عقیده خود نمی ترسند و دلیل شما به نظر منطقی نیست.
در رابطه با وحدت، وحدت معیار می خواهد :
وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا
معیار باید حول حق باشد. محض اطلاع شما موسوی رویکرد منافقانه ای در انتقاد از حامیان خود اتخاذ کرده است. در بیانیه بعد از روز قدس هرگز اشاره ای به شعارهای ضداسلامی آنها نکرده بود ولی اخیرا به انتقاد از این شعارهای پرداخت با استدلال اینکه ظرفیت این شعارها وجود ندارد! یعنی اصلا راجع به صحیح یا غلط بودن آنها کاری نداشته و صرفا به دلیل نبودن ظرفیت این شعارها با آن مخالف است :
يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ ۖ وَيُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ ۚ وَيَفْعَلُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ
[...] حسيني مسئولان محترم سايت آينده لطف كردهاند و به مطلب من درباره «دروغها و شايعهپراكني سايت آينده» واكنش نشان دادهاند. همان طوري كه انتظار داشتم، آينده [...]
۸) مواردی بود که موسوی به احمدی نژاد نسبت داد که صحیح نبودند و شما هم متاسفانه آنها را تکرار کردید. اتفاقا به دلیل رشد بودجه های عمرانی دولت طول زمان بهره برداری از طرح ها را کاهش داده است و این مطلب قابل انکاری نیست. ریخت و پاش بیت المال اگر منتسب به گزارش مفقود شدن ۱ میلیارد دلار باشد که خود دلیل اشتباه بودن چنین اتهامی است. چرا که در گزارش تفریغ بودجه سال ۸۳ معادل ۶ میلیارد دلار کسری و اختلاف وجود داشت. در ثانی دادستان دیوان محاسبات هم دولت را تبرءه کرد. در رابطه با معیارهای اقتصادی متاسفانه آقای موسوی میزان ضریب جینی را به شکل اشتباهی به تصویر کشید که این مطلب توسط آقای احمدی نژاد در شب بعد پاسخ داده شد.
از این دست اتهامات واهی در طول ۴ سال دوره احمدی نژاد زیاد به او زده شد و تعداد زیادی از آنها دروغ بود. قابل ذکر است موسوی در سفرها و جلسات عمومی چنین اتهاماتی را مطرح می کرد. یکی از موارد اشتباه دیگر توزیع سیب زمینی بود. ایشان که دستگاه نیت خوانی ندارد که بگوید نیت یک سازمان دولتی از پخش سیب زمینی بین نیازمندان چه بوده، حتی اگر ظن قوی داشته باشد.
در حجم تبلیغات، کافی است شما میزان بنرها، تبلیغات کاغذی، سی دی های تخریبی علیه احمدی نژاد، جلسات و غیره را جمع بزنید و به این مسءله دقت کنید که گروه هایی مانند کارگزاران، مشارکت و مجاهدین انقلاب (که سه حزب دولتی سابق بودند) این تبلیغات را ساماندهی می کردند. اگر کمی منصف باشید قبول می کنید که این تبلیغات میلیاردی حالت عادی ندارد.
در رابطه با امام، اصلا بحث من حق بودن حرف امام نیست. موسوی به شکل ریاکارانه ای ادعا می کند که نخست وزیر امام است. پیرو امام است، خود شما هم در نوشته قبلی اشاره کردید که ولایت فقیه امام را قبول داشتید. خوب پس اگر امام را قبول دارد باید مواضعش را هم قبول داشته باشد. امام صراحتا در مقابل منتظری موضع گرفت و او را از قاءم مقام رهبری عزل و از دخالت در امور سیاسی به دلیل ساده لوحی منع کرد. البته منتظری هم مرتکب افتضاحاتی شد که از جمله آنها حمایت از یک قاتل بود.
موسوی خیلی راحت همان زمان تبلیغات می توانست بگوید نسبت به برخی تصمیمات امام زاویه و نظر مخالف دارد. ولی او طوری وانمود می کرد مثل اینکه مرید امام است. این رفتار تزویر گونه موسوی محل انتقاد من است. نه حق یا باطل بودن امام. البته متاسفانه شما در این مورد دست به توجیه زده اید.
۹) من نگفتم اگر شما پیش شرط ها را ندارید، قرآن نخوانید. بلکه منظور من این است که فرد باید همزمان به دنبال حصول طهارت نفس و تقوا باشد تا بتواند از قرآن بهره بگیرد. علاوه بر آن ذکر کرده ام که محیط شدن به قرآن جز برای پاکان امکان پذیر نیست. لذا تاویل قرآن (و نه تفسیر و تدبر در آن) فقط در توانایی معصومین و پاکان است. به نظر می رسد شما اصولا دقت کافی را به این بحث نداشته اید چون تاویل و تفسیر و تدبر را یکی دانسته اید.
من راه روزنامه کیهان را صد درصد درست یا صد در صد غلط نمی دانم و آن چیزی که مایه شعف برای هر فردی باید باشد، قرار داشتن در صراط ولی زمان است.
در رابطه با توهین ها، این مسٔله حالت فراگیر داشته است. و شواهد نشان می دهد که این توهین ها از طرف اصلاح طلبان محکوم نمی شده است. به عبارتی آنها ککشان هم از اینکه چنین توهین های گسترده ای صورت می گیرد نمی گزید پس تمام آنها مقصرند. به نظرم غیرتمند بودن در اینجا باید خودش را نشان دهد که متاسفانه سران اصلاح طلب بی غیرتی خودشان را به اصول و مبانی دینی نشان دادند.
براي تك تك مواردت پاسخ دارم و اينكه من پاسخي نمي دهم براي اين است كه وقت من آنقدر آزاد نيست كه به پاسخها بپردازم
فقط نكته كليدي اعتقادي كه وجوب شرك در شما را ثابت مي كند رو من بيشتر باز مي كنم تا بلكه از اين طريق شرك آلود بازگردي
1) در خصوص واجب بودن واسطه غير معصوم دلايلي آورده اي محير العقول كه واقعا من درحيرتم چطور مسائلي به اين پيش پا افتادگي انقدر براي شما غامض است
كجا ثابت كردي برادر من؟!
آخه چطور از وسيله به شخص رسيدي؟.! وسيله يعني نماز ،يعني ذكر،يعني دعا ،يعني تفكر،وسيله يعني خدمت به خلق،وسيله يعني دوري از گناه،وسيله يعني حسن خلق،وسيله يعني زبان درست،وسيله يعني دست و پا كه در راه درست حركت كند،وسيله يعني كار كردن درست و ….اينها وسيله هستند نه انسان.اين مسئله انقدر پيچيده است؟!
چطور شما مي گوييد محل تجلي اسماء پيامبر و امامان هستند ،آنها دون صفات الهي هستند.ذات اقدس مبراست از اينكه كسي صفات متعاليه اورا داشته باشد كه بخواهد محل تجلي باشد.ممكن است پيامبران و امامان گوشه اي كوچك از صفات الهي را متجلي كنند ولي في الذاته ،خود اوست كه جميع صفات در او جمع است.
در ادامه نوشته اي :” : الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا … یعنی وجود ولایت وجوب دارد. وگرنه دین کامل نیست (می دانیم که آیه در روز نصب علی (ع) به ولایت از سوی خدا نازل شده است). ولایت هم همان ولایت خدا و در راستای آن است :
انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا … و هر فرد با اطاعت از ولایت مطیع خدا می شود و با واسطه این ولایت خدا را می پرستد. پس برای غیر ذوات معصوم رسیدن به خدا نیاز به واسطه دارد و این مطلب واجب است.”
كسي منكر ولايت نشد برادر ولايت يعني ولايت معصوم نه غير معصوم گنهكار!ولايت يعني ولايت امام زمان نه ولايت خامنه اي و يا هركس ديگر! تازه نوع ولايت امام زمان هم طوري نيست كه اگر كسي معتقد نبود حكمي در اين دنيا براو جاري است وجوب از آن جهت دارد كه به اعتقاد تشيع مستوجب عذاب اخروي است.چه آنكه شما اگر كسي مرجع تقليد نداشته باشد نمي تواني او را حدبزني يا زندان كني و يا هر عقيده ديگر.
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿۶۲﴾-البقره
در حقيقت كسانى كه [به اسلام] ايمان آورده و كسانى كه يهودى شدهاند و ترسايان و صابئان هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان داشت و كار شايسته كرد پس اجرشان را پيش پروردگارشان خواهند داشت و نه بيمى بر آنان است و نه اندوهناك خواهند شد (۶۲)
وَقَالُواْ لَن يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَن كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿۱۱۱﴾ بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿۱۱۲﴾ -البقره
گفتند هرگز كسى به بهشت درنيايد مگر آنكه يهودى يا ترسا باشد اين آرزوهاى [واهى] ايشان است بگو اگر راست مىگوييد دليل خود را بياوريد (۱۱۱) آرى هر كس كه خود را با تمام وجود به خدا تسليم كند و نيكوكار باشد پس مزد وى پيش پروردگار اوست و بيمى بر آنان نيست و غمگين نخواهند شد (۱۱۲)
مي شود وجوب ولايت غير معصوم را از اين آيات براي ما بفرماييد ؟!!
2) ضمن اينكه از جواب به سوالات من طفره رفتي نوشته اي امكان پذير نيست كه چند حجت متناقض داشته باشيم ،پس با اين توصيف اين همه اختلاف در فتاوي براي چيست؟!آيا اين از آن جهت نيست كه حق واحد است و بقيه انسانند و ممكن الخطا؟!حق فقط خداست نه كس ديگر.تمامي مراحع ما حجتند ولي حجت لزوما معصوم و بري از خطا نيست.حجت لزوما واجب الاطاعه نيست.
شما پاسخ مرا ندادي.هر كس يك مرجعي را اعلم مي داند ،اصلا از او تقليد مي كند چون او را اعلم مي داند پس اين همه باعث مي شود ما پيروان متعدد براي مراجع متعدد داشته باشيم.
با اين توضيح اعلم و اتقي مراجع از ديد شما نوري همداني است و از ديد من آيت الله منتظري و سيستاني او يك چيز مي گويد و اينها يك چيز ديگر.حق واحد است ولي اين اختلاف براي چيست؟!مي بينيد كه امكان پذير هم شده و ما چند حجت متناقض داريم.و اين حجتها باهم اختلاف نظر دارند مخصوصا در باب ولايت مطلقه فقيه كه اين اختلاف شگفت انگيز است.
فكر مي كنم اين مسئله انقدر روشن هست كه نياز به توضيح بيشتر نداشته باشد.
در ضمن اينكه پرستش خدا منوط به واسطه نيست؟1واسطه مسير رسيدن به خدا را هموار مي كند نه بيشتر وجوب واسطه در رسيدن به خدا شرك است.
در ادامه باز از قياس استفاده كرده اي و مدام نتيجه دلخواه خود را اينبار نه از احاديث وروايات از دلايل كاملا عقلي!!
شما براي ما دليل روشن و واضح از قرآن يا احاديث بياور كه خداوند سبحان فرموده باشند بندگان من براي رسيدن به من به ولي فقيه مراجعه كنيد يا از طريق ولي فقيه يا هر چيزي كه بشود اين نتيجه را گرفت
شما براي ما دليل روشن و واضح از قرآن يا احاديث بياور كه خداوند سبحان فرموده باشند بندگان من براي رسيدن به من به ولي فقيه مراجعه كنيد يا از طريق ولي فقيه يا هر چيزي كه بشود اين نتيجه را گرفت
دوبار نوشتم كه يادت بماند
براي تك تك مواردت پاسخ دارم و اينكه من پاسخي نمي دهم براي اين است كه وقت من آنقدر آزاد نيست كه به پاسخها بپردازم
فقط نكته كليدي اعتقادي كه وجوب شرك در شما را ثابت مي كند رو من بيشتر باز مي كنم تا بلكه از اين طريق شرك آلود بازگردي
کار پاکان را قیاس از خود مگیر گر چه ماند در نبشتن شیر و شیر
جمله عالم زین سبب گمراه شد کم کسی ز ابدال حق آگاه شد
همسری با انبیا برداشتند اولیا را همچو خود پنداشتند
گفته اینک ما بشر ایشان بشر ما و ایشان بستهی خوابیم و خور
این ندانستند ایشان از عمی هست فرقی درمیان بیمنتهی
هر دو گون زنبور خوردند از محل لیک شد زان نیش و زین دیگر عسل
هر دو گون آهو گیا خوردند و آب زین یکی سرگین شد و زان مشک ناب
هر دو نی خوردند از یک آبخور این یکی خالی و آن پر از شکر
صد هزاران این چنین اشباه بین فرقشان هفتاد ساله راه بین
این خورد گردد پلیدی زو جدا آن خورد گردد همه نور خدا
این خورد زاید همه بخل و حسد وآن خورد زاید همه نور احد
این زمین پاک و آن شورهست و بد این فرشتهی پاک و آن دیوست و دد
هر دو صورت گر به هم ماند رواست آب تلخ و آب شیرین را صفاست
جز که صاحب ذوق کی شناسد بیاب او شناسد آب خوش از شوره آب
سحر را با معجزه کرده قیاس هر دو را بر مکر پندارد اساس
ساحران موسی از استیزه را برگرفته چون عصای او عصا
زین عصا تا آن عصا فرقیست ژرف زین عمل تا آن عمل راهی شگرف
لعنة الله این عمل را در قفا رحمة الله آن عمل را در وفا
کافران اندر مری بوزینه طبع آفتی آمد درون سینه طبع
هرچه مردم میکند بوزینه هم آن کند کز مرد بیند دم بدم
او گمان برده که من کردم چو او فرق را کی داند آن استیزهرو
این کند از امر و او بهر ستیز بر سر استیزهرویان خاک ریز
آن منافق با موافق در نماز از پی استیزه آید نه نیاز
در نماز و روزه و حج و زکات با منافق ممنان در برد و مات
3)نوشته اي “شما بازهم مطلب را کامل دنبال نکرده اید. من مثال هایی زده ام. مثل اینکه حکومت حضرت علی (ع) در اواخر عمر شریفشان با ستیزه جویی تعداد زیادی از مردم روبرو شد و در مواردی که حرف آنها حق نبود حضرت زیر بار حرف آنها نرفتند. ..”
و در ادامه ” ولی اگر مردم خود پذیرفتند حقوقی بر گردن آنها خواهد بود که نمی توانند زیر مطلب بزنند. درست مثل ارتداد. مجوزی برای مجبور مردم به اسلام و ایمان نیست ولی اگر پذیرفتند و بعد کافر شدند مرتد هستند ..”
پس برادر مدام از قياس استفاده مي كني بعد مي گويي من مثال مي زنم!
آخه بابا ايمان به خدا با حكومت بر مردم از دو جنس كاملا مختلف هستند كه هيچ ارتباط ماهوي و معنايي هم با هم ندارند.حتي حكم ارتداد هم به هيچ عنوان در قرآن نيامده و نه در نهج البلاغه واين اعتقادي است كه بعضي فقهاي ما دارند آنهم مراتب دارد.
پس حضرت علي براي چه به يارانش پس از بيعت اينچنين مي گويد آنهم در هنگامه جنگ و اتفاقا پس از بيعت نه قبل آن كه مردم به قول شما نمي توانند زير حرفشان بزنند
قاله لما اضطرب عليه اصحابه في امر الحکومه [13] ايها الناس ، انه لم يزل امري معکم علي مااحب ، حتي نهکتکم الحرب ، [1] و قد ، والله ، اخذت منکم و ترکت ، وهي لعدوکم انهک [2] لقد کنت امس اميرا ، فاصبحت اليوم مامورا ، و کنت امس ناهيا ، [3] فاصبحت اليوم منهيا ، و قد احببتم البقاء ، و ليس لي ان احملکم علي ما تکرهون
من ديروز فرمانده و امير بودم ولي امروز مامور و فرمانبر شده ام ديروز نهي کننده و بازدارنده بودم [3] و امروز نهي شده و بازداشته شده ام شما زندگي و بقاي در دنيا را دوست داريد . و من نمي توانم شما را به راهي که دوست نداريد مجبور سازم
آيا با اين حساب يارانش كه ياريش نكردند مرتد نبودند و قتلشان واجب؟!پس چگونه است كه چنين نمي كند؟!
يا امام حسن مجتبي و يا امام حسين وقتي ياران امام حسين از اطراف او پراكنده شدند آيا امام انها را واجب القتل معرفي كرد؟!بهتر است خيلي روشن به اين موضوع پاسخ دهيد.
تازه اينكه مربوط به ائمه است حالا شما چطور ربطش داديد به ولايت خامنه اي از شگفتي هاي روزگار است.
حالا براي روشن شدن فرق مثل و قياس به شما مي گويم ، فرق مثل و قياس در اين است كه در مثل صرفا مي خواهي موضوع را روشن كني و قرار نيست نتيجه اي گرفته شود ولي در قياس شما دنبال نتيجه گيري هستي و مي خواهي از آن حكمي اقتباس كني!
در ضمن اينكه لطفا به طور كاملا مستند آيه اي در خصوص عدم امكان برگشت نظر مردم از راي خود بياور كه در صورت تمرد از ولي فقيه چنين مي شود و چنان ميشود
پسر خوب مشكل تو اينه كه انچه كه مختص معصمومين است به دايره گنهكاران توسعه مي دهي و مي خواهي نتايج دلخواه خود را بگيري .
روي اين انقدر دلايل و برهانهاي واضح هست كه من در شگفتم چطور مسئله به اين واضحي رو انقدر پيچيده مي كني!
در ضمن اينكه در خصوص تساهل و تسامح در دين اسلام انقدر ما آيه و حديث داريم كه از محكمات دين است !
نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ ﴿۴۵﴾
ما به آنچه مىگويند داناتريم و تو به زور وادارنده آنان نيستى پس به [وسيله] قرآن هر كه را از تهديد [من] مىترسد پند ده (۴۵)
قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا أَنَا لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿۴۹﴾ سوره حج
بگو اى مردم من براى شما فقط هشداردهندهاى آشكارم (۴۹)
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿۶۲﴾-البقره
در حقيقت كسانى كه [به اسلام] ايمان آورده و كسانى كه يهودى شدهاند و ترسايان و صابئان هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان داشت و كار شايسته كرد پس اجرشان را پيش پروردگارشان خواهند داشت و نه بيمى بر آنان است و نه اندوهناك خواهند شد (۶۲)
لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿۲۵۶﴾ -البقره
در دين هيچ اجبارى نيست و راه از بيراهه بخوبى آشكار شده است پس هر كس به طاغوت كفر ورزد و به خدا ايمان آورد به يقين به دستاويزى استوار كه آن را گسستن نيست چنگ زده است و خداوند شنواى داناست (۲۵۶)
لَّيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ وَلَكِنَّ اللّهَ يَهْدِي مَن يَشَاءُ ﴿۲۷۲﴾-البقره
هدايت آنان بر عهده تو نيست، بلكه خدا هر كه را بخواهد هدايت مىكن
قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا ﴿۲۱﴾ -الجن
بگو من براى شما اختيار زيان و هدايتى را ندارم (۲۱)
وَعَلَى اللّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَمِنْهَا جَآئِرٌ وَلَوْ شَاء لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿۹﴾ -النحل
و نمودن راه راست بر عهده خداست و برخى از آن [راهها] كژ است و اگر [خدا] مىخواست مسلما همه شما را هدايت مىكرد (۹)
إِن تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي مَن يُضِلُّ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ ﴿۳۷﴾ -اانحل
اگر [چه] بر هدايت آنان حرص ورزى ولى خدا كسى را كه فرو گذاشته است هدايت نمىكند و براى ايشان يارىكنندگانى نيست (۳۷)
مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ﴿۸۰﴾ -النساء
هر كس از پيامبر فرمان برد در حقيقتخدا را فرمان برده و هر كس رويگردان شود ما تو را بر ايشان نگهبان نفرستادهايم (۸۰)
وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿۱۲﴾ -التغابن
و خدا را فرمان بريد و پيامبر [او] را اطاعت نماييد و اگر روى بگردانيد بر پيامبر ما فقط پيامرسانى آشكار است (۱۲)
رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ إِن يَشَأْ يَرْحَمْكُمْ أَوْ إِن يَشَأْ يُعَذِّبْكُمْ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا ﴿۵۴﴾ -الاسراء
پروردگار شما به [حال] شما داناتر است اگر بخواهد بر شما رحمت مىآورد يا اگر بخواهد شما را عذاب مىكند و تو را بر ايشان نگهبان نفرستادهايم (۵۴)
4)در خصوص معيار عدالت ما هر چه گشتيم چزيي نديديم جز فرمايش امام حسن عسگري كه امر به تقليد مي كند.در ادامه براي چگونه مطمئن شدن دلايلي آورده اي خواندني
نوشته اي :”بنا بر این آیه شما کافی است ایمان داشته باشید از آن طرف خداوند تضمین کرده که شما را هدایت کند. در اینجا هدایت می تواند به شکل تشخیص مولا منجر شود. اگر فاقد این شرط باشید هیچ راهی باز نمی شود :”
چطور از هدايت و ايماني كه خداوند تضمين كرده به تشخيص مولا رسيديد كجاي آيه به تشخيص مولا ارتباط دارد؟! مسئله بي ربط مولا رو چطور به هدايت مرتبط كردي؟!هدايت منظور پرستش ذات اقدس است معني جمله بسيار واضح است اين معاني عجيب و غريب را چطور شما به دست مي آوري خدا مي داند.
معيار مشروعيت حكومت همانطور كه حضرت آيت الله سيستاني توضيح دادند مقبوليت عامه و شرايط ديگر است كه عمل به حق هم جزو آن است.
5) مردمي بودن محل مشروعيت است و در آن شكي نيست سيره ائمه و پيامبر همه گواه مطلب است.همانطور كه عرض كردم نظر حضرت آيت الله سيستاني و منتظري لزوم پذيرش مردم است كه از مباني مشروعيت است.
6) خداوند به پيامبر مي گويد اي به هم پيچيده شده،اون وقت شما يك انساني خطاركار رو مي گوييد من با احتياط راجع به او صحبت كنم؟!
7)كسي تظاهرات كنندگان را انسانهاي معصوم نيمداند همانطور كه حاكمان و ماموران را هم معصوم نمي دانيم اصلا به واسطه همين اصل است كه در هر حكومتي حق طبيعي اعتراض بايد وجود داشته باشد ،قانون اساسي (اصل27) ما اين رامي گويد .آنهم خيلي صريح و رك و واضح بدون هيچ پرده پوشي.
حضرت علي اين رامي خواهد از مردم او كه معصوم بود شما كه جاي خود.
فلا تکلموني بما تکلم به الجبابره ، [9] و لا تتحفظوا مني بما يتحفظ به عند اهل البادره ، [10] و لا تخالطوني بالمصانعه ، و لا تظنوا بي استثقالا في حق قيل لي ، [11] و لا التماس اعظام لنفسي ، فانه من استثقل الحق ان يقال له او العدل ان يعرض عليه ، [12] کان العمل بهما اثقل عليه فلا تکفوا عن مقاله بحق ، او مشوره بعدل ، [13] فاني لست في نفسي بفوق ان اخطي ء ، و لا آمن ذلک من فعلي [14] الا ان يکفي الله من نفسي ما هو املک به مني
بنابراين آنگونه که با زمامداران ستمگر سخن مي گوئيد با من سخن مگوئيد [9] و آنچنانکه در پيشگاه حکام خشمگين و جبار خود را جمع و جور مي کنيد در حضور من نباشيد [10] و به طور تصنعي [ و منافقانه ] با من رفتار منمائيد و هرگز گمان مبريد در مورد حقي که به من پيشنهاد کرده ايد کندي ورزم [ يا ناراحت شوم ] [11] و نه اينکه خيال کنيد من در پي بزرگ ساختن خويشتنم زيرا کسي که شنيدن حق و يا عرضه داشتن عدالت به او برايش مشکل باشد [12] عمل به آن براي وي مشکلتر است با توجه به اين از گفتن سخن حق و يا مشورت عدالت آميز خودداري مکنيد [13] زيرا من [ شخصا به عنوان يک انسان ] خويشتن را مافوق آنکه اشتباه کنم نمي دانم و از آن در کارهايم ايمن نيستم [14] مگر اينکه خداوند مرا حفظ کند
باقي موارد چون سياسي است و من هم وقت ندارم براي مالي ديگر مي گذارما
نقدر بدانيد كه همين اصولگراها هم فهميده اند دكتر چه گندي به اين مملكت زده است.
از او روزنامه و حزب فاصله بگير به ميان صنعتگران،تجار و مهندسين بيا بيشتر مي فهمي من چي ميگم
تمام نظرات را خواندم وبه عنوان یک ادم بی طرف از استدلالهای اقای محمد کیف کردم واقعا دلایل مستند و محکمی است که اگر هر کسی واقعبیتانه بخواند قبول میکند احسنت بر معلوماتتان اقای محمد
[...] آينده كه در سابقه خبررساني خود، صدها دروغ و شايعه و تهمت و توهين را به همراه دارد، اين روزها به خاطر توهين به عمامه كروبي عزادار است! جالب آنكه آينده به خاطر افتادن عمامه كروبي، ناگهان ياد مساله ولايت فقيه هم ميافتد و آنرا به ولايت ربط ميدهد! قبلا كه گفته بودم ولايت پذيري آيندهايها در نوع خود ب…. [...]
با اینکه دلم نمیخواست در این وبلاگ کامنتی بگذارم ولی حیفم آمد به “محمد” آقا احسنت نگویم با این همه تسلطی که بر بحث دارد, خدا امثال شما را زیاد کند در این وانفسای جهل و تعصب کور …….
[...] و نحوه انعكاس اخبار مربوط به مراجع مطالبي نوشته بودم (+ و [...]