مدتها بود كه دوست داشتم درباره سايت آينده و شيوه و رفتار ژورناليستي آن در بازتاب برخي اخبار يك سويه و جهتدار مطلبي بنويسم اما هر بار به بهانهاي اين كار به تاخير افتاد. تا اينكه چند روز پيش يادداشتي را در سايت رجانيوز ديدم با عنوان «آينده، كدام آينده را هدف قرار داده است؟»
با خواندن اين مطلب، اولين چيزي كه در ذهنم گذشت اين بود كه كمترين نتيجهي اين نوشته اينست كه بزرگترين بهانه را به دست آيندهايها ميدهد تا عقدههايشان را هرچه بيشتر بر سر بسيجيها خالي بكنند. طولي نكشيد كه اين پيشبيني درست از آب در آمد و فرداي آن روز، مطلبي در سايت آينده منتشر شد كه با زيركي تمام انگشت بر همان بخش مورد نظر نوشتهي «رجا» گذاشته بود.
آن بخش يادداشت رجا كه خوشحالي آينده را در پي داشت اين قسمت بود:«رهبری همچون امام امت یك نسل تربیت كرده است كه صرفاً از او فرمان میبرند. ملاك و معیار را از رهبر میگیرند. قرب و بعد به رهبر را ملاك حب و بغض خویش قرار میدهند. به لباس و سابقه و سن هم كاری ندارند، حتی اگر احمدینژاد باشد. عملكرد را بر اساس معیار میسنجند و در مقام عمل اقدام مقتضی را انجام میدهند. وبلاگ مینویسند، روزنامه منتشر میكنند، نمایشگاه برپا میكنند، تجمع برگزار میكنند، شیشه سفارت میشكنند، لازم باشد چوب هم دست میگیرند، ابایی ندارند. سپاه جوان پاسداران انقلاب اسلامی هستند. سربازانی كه در وقت لزوم پیشروی میكنند، اشارت نشین نیستند. ملاحظه كاری سیاسی و جناحی ندارند، فرمانده كل قوا گفته، آرمانگرا باشید، مطالبه گر باشید، حتی اگر اشتباه كنید.»
سايت آينده كه در جريان حوادث اخير، عمق كينه و عصبانيت خود را از نيروهاي بسيجي و انقلابي نشان داده بود، اين قسمت از يادداشت رجا را به عنوان سندي بر ادعاي هميشگي خود مبني بر خشونتطلب بودن بسيجيان پررنگ كرد. البته در حوادث اخير اشتباهات زيادي از سوي برخي نيروهاي بسيج و نيروي انتظامي صورت گرفته كه جاي شك و ترديدي در آن نيست، اما اينكه همه خدمات آنها را به بهانه برخي اشتباهات زيرسوال ببريم، تنها از آينده بر ميآيد و دوستان آينده!
خواندن مطلب سايت رجا و همچنين پاسخ سايت آينده به آن، باعث شد تا دست به قلم شوم و آنچه را كه مدتها بود در ذهنم داشتم بنويسم. البته ابتدا لازم است براي مسئولان محترم اين سايت يادآوري كنم كه من هرگز ادعا نميكنم كه بسيجي هستم چرا كه تاكنون افتخار خدمت در هيچ يك از پايگاههاي بسيج را نداشتهام. نه كارت بسيجي دارم و نه از سهميه بسيج براي ورود به دانشگاه و براي كسري خدمت سربازي استفاده كردهام و نه حتي دوران خدمت سربازيام را در بسيج و سپاه گذراندهام كه من سرباز نيروي زميني ارتش بودم. همچنين تاكنون نه شيشهاي را شكستهام و نه باتوم در دست داشتم و نه كتك زدم (البته كتك خوردم، آخرين بار در روز 26 خردادماه در ميدان آزادي تهران توسط چماق به دستان سبزپوش! كه شرح حال آنروز را اينجا نوشتهام)
همه اينها را نوشتم كه خيال آيندهايها را از بابت خودم راحت كنم و از آنها بخواهم كه بعد از خواندن اين مطلب فورا چماق برندارند و ما را هم جزو لباس شخصيهاي جاني و خطرناك به حساب نياورند! در اين يادداشت سعي ميكنم بطور خلاصه به چند مورد از شيوههاي سايت آينده در تجزيه و تحليل اخبار كشور و ايجاد شايعه و دروغ اشاره كنم.
1- نقش دروغ و شايعه در آينده: متاسفانه سايت آينده نقش زيادي در ايجاد شايعه و اخبار غيرواقعي در فضاي مجازي و رسانهاي كشور دارد كه اين شايعات بلافاصله به عنوان خبر موثق در روزنامهها و سايتهاي مختلف منعكس ميشود.
الف) دروغ ها و شايعات انتخاباتي
در روزهاي تبليغات انتخابات اخير، سايت آينده به مركز نشر اخبار كذب و غيرواقعي و نيز شايعات بياساس تبديل شده بود. يكي از بزرگترين شايعات و دروغهاي آينده، شايعهاي بود كه درست در شب انتخابات منتشر شد. بعد از انتشار نامه سرگشاده آقاي هاشمي رفسنجاني، اين سايت يك شايعه را در قالب خبر موثق و به نقل از يك منبع آگاه منعكس كرد:
«شب گذشته و تنها چند ساعت پس از انتشار نامه هاشمی رفسنجانی به رهبر انقلاب، وی با آیتالله خامنهای دیدار کرده است. بنابر اظهار یک منبع آگاه پس از این دیدار، آیتالله هاشمی رفسنجانی با ابراز خرسندی و رضایت کامل از گفتگوهای انجام شده، اظهار داشت: این دیدار یکی از دیدارهای کارساز من با رهبری معظم انقلاب بوده است.»
با انتشار اين خبر، بلافاصله پيامكهايي هم با هدف تاثير گذاري بر نتيجه انتخابات منتشر شد كه ادعا ميكرد«رهبر انقلاب در ديدار هاشمي رفسنجاني به وي گفته است: مردم در مرحلهای هستند که باید خودشان معروف را از منکر تشخیص بدهند، امید است مردم با رای خود جواب دروغگویان و کسانی که به سرمایه های نظام توهین کردن رو بدهند!!»
خوشبختانه بلافاصله بعد از انتشار اين دروغ آشكار، سايت مقام معظم رهبري با تكذيب اين ادعا تصريح كرد كه «در پی شايعات مطرح شده در خصوص پاسخ رهبر معظم انقلاب به نامه حجتالاسلام و المسلمين هاشمی رفسنجانی، يك مقام آگاه در دفتر مقام معظم رهبری ضمن تكذيب اين شايعه اعلام داشت هيچگونه پاسخ شفاهی يا كتبی به اين نامه از سوی معظم له داده نشده است.»
واكنش آيندهايها به اين تكذيبيه جالب بود. آينده كه خود اين شايعه را به راه انداخته بود، آن را به گردن فارس و رجا انداخت و در واكنشي همراه با عصبانيت نوشت:
«بنابر گزارش خبرنگار آينده اين رسانه ها (فارس و رجا) ابتدا شايعاتي درباره پاسخ رهبري انقلاب به نامه آيت الله هاشمي توليد كرده و سپس به نقل از فردي نامعلوم در روابط عمومي دفتر رهبري آن را تكذيب كردند؟؟!! اين در حاليست كه بنا بر اطلاعات موثق اصولا قرار بر ارائه پاسخي به آيت الله هاشمي قبل از انتخابات نبوده است. بنابر برخي اخبار، سيماي جمهوري اسلامي نيز مرتبا تكذيبه مذكور را زيرنويس كرده و سايت رهبري نيز آن را نمايش داده است در حاليكه خبر ارسال اصل نامه كه در مطبوعات و خبرگزاريها منتشر شد، در صداوسيما بايكوت شد و تاكنون تكذيب رسمي يك شايعه كه توسط هيچ رسانه داخلي و خارجي منتشر نشده توسط روابط عمومي دفتر رهبري بيسابقه بوده است و این اقدام افكارعمومي را نسبت به اصل نامه ارسالي هاشمي رفسنجاني بيشتر حساس ميكند.»
مسئولان سايت آينده آنقدر از اين مساله عصباني شده بودند كه فراموش كردند منبع اصلي اين شايعه خودشان بودهاند نه خبرگزاري فارس و يا رجانيوز. از همه جالبتر آنكه آيندهايها حتي براي دفتر رهبري هم تعيين و تكليف كرده بودند كه چرا به اين شايعات واكنش نشان داده و آنرا تكذيب كرده است؟!
ب) شايعات و دروغهاي آينده درباره مراجع و علما
يكي ديگر از شگردهاي سايت آينده در انعكاس اخبار غيرواقعي، سوءاستفاده از اخبار مربوط به علما، مراجع، روحانيون و اخبار حوزههاي علميه است. اين سايت در ماههاي گذشته با انعكاس اخبار مختلف و تيترهاي جنجالي چون نارضايتي گسترده علما، نارضايتي حوزه هاي علميه، جلسات محرمانه روحانيون و مراجع و … شايعات و دروغهاي بياساس زيادي را هم منعكس كرده است كه منبع بسياري از آنها حدس و گمان خود آيندهايها است و در برخي موارد شيطنت آنها!
البته در اين زمينه سايتهايي چون شيعه نيوز و شيعه آنلاين هم به همراه سايت آينده نقش زيادي در به راه اندازي چنين شايعاتي داشتهاند. شايعاتي از قبيل مهاجرت مراجع قم به نجف و يا دعوت مراجع قم از آيت الله سيستاني براي مهاجرت به ايران! معمولا شيوه تنظيم اين خبرها به گونهاي است كه ميخواهد به خواننده خود، نوعي نارضايتي و تقابل ميان علما و مراجع تقليد را با نظام و رهبري القا كند. گاهي هم تا آنجا پيش ميروند كه ناراحتي برخي مراجع و علما را از دولت به نارضايتي آنها از نظام و انقلاب تعبير ميكنند!
آقاي رسول جعفريان هم اخيرا در مطلبي كه در آينده منتشر شد، با مقايسه جمهوري اسلامي و رژيم شاه، گفته بود كه مراجع در زمان شاه هم جلوي برخي اقدامات شاه ميايستادند! وي همچنين در مقالهاي با عنوان «مسئول شكاف ميان مراجع و نظام كيست؟» نوشته است:«اگر امروز مراجع برابر دولت موضع گرفته و آن را نامشروع بدانند- و مطمئن باشیم كه از همدیگر حمایت هم خواهند كرد ـ ممكن است این مخالفت به تدریج به مخالفت با نظام بینجامد!»
البته آينده كه از يك سو، خبرهاي غيرمستند و غيرموثق و حتي شنيدههاي خود و دوستانش را به اين شيوه نقل ميكند، بيانات رسمي و صريح مراجع عظام تقليد را درباره ولايت فقيه و رهبري و انقلاب و مسائل روز به راحتي سانسور ميكند و يا با تيترهاي خنثي و حذف بخشهاي مهم سخنان علما، به راحتي از كنار آن ميگذرد.
مثلا نحوه انعكاس سخنان مراجع تقليد را در ديدار با هيئت موتلفه و دفاع قاطع آنها را از نظام و انقلاب و ولايت فقيه مقايسه كنيد با مسالهي اختلاف روز عيد فطر. در ماجراي اعلام عيد فطر اين سايت به همراه سايتهايي چون شيعه نيوز و شيعه آنلاين (و البته برخي سايتهاي دولتي و اصولگرا) به تقابل ميان مراجع و رهبري دامن زد. اما از سوي ديگر بيانات صريح و شفاف علما را در حمايت از رهبري و ولايت فقيه خيلي راحت ناديده گرفت!
نمونهي ديگر رفتار متناقض آينده، نحوه انعكاس اخبار مربوط به آيت الله جوادي آملي در اين سايت است. آينده كه در روزها و هفتههاي بعد از انتخابات، برخي سخنان آيت الله جوادي آملي را در راستاي سياست هميشگي خود و به منظور القاء تقابل ايشان با رهبري و نظام منعكس ميكرد، سخنان و حمايت صريح و شفاف آيت الله جوادي آملي را از نظام و انقلاب و رهبري و ولايت فقيه در خطبههاي اخير نماز جمعه قم و نيز ديدار با دانشجويان سانسور كرد و اصلا به آن نپرداخت. گويا اخبار و بيانات علما تا جايي براي آيندهايها مقبول است كه به خيالات و تصورات آنها نزديك باشد!
البته در تهيه و تدوين و تنظيم چنين اخباري، ردپاي برخي شخصيتهاي روحاني و حوزوي شناخته شده ديده ميشود كه به باند قدرت در حوزه معروف هستند!
ج) دروغهاي مضحك: دروغهاي مضحك شامل آن دسته از دروغها ميشود كه آدم با خواندش ياد كتابها و فيلمهاي پليسي و جنايي و تخيلي ميافتد و خنده بر لبان آدم مينشيند. مثلا چند روز قبل خبرنگار آينده، گزارش داد چند لباس شخصي در يكي از خيابانهاي تهران با اسلحه يك جوان را تعقيب و عاقبت او را دستگير كردند. بعد همسايهها از آن لباسشخصيها پرسيدند كه چرا اين جوان را دستگير ميكنيد؟ آنها هم جواب دادند كه اين جوان يك دزد است. اما خبرنگار آينده ضمن رد گفته آنها ادعا ميكند كه آن جوان، فعال سياسي بوده است! (دقت كنيد كه در آينده، لباسشخصي ها هميشه خطرناك و مقصر هستند!)
2- توهين به امام و انقلاب و رهبري
اگر مدتي نظرات سايت آينده را كنترل كنيد متوجه ميشويد كه در اين قسمت از طرف خوانندگان اين سايت توهينهاي زيادي به نظام، انقلاب، امام، رهبري و مسئولان كشور صورت ميگيرد. من موارد زيادي را جمع آوري كردهام كه در آن به صراحت توهينهاي زيادي به امام راحل شده است و اگر لازم با شد آنها را منتشر ميكنم.
البته اينجا ممكن است عدهاي بگويند كه نظرات خوانندگان ربطي به مسئولان سايت آينده ندارد. مسئولان آينده هم براي فرار از اين مساله به راحتي ميتوانند ادعا كنند كه امكان كنترل همه نظرات ميسر نيست، اما اين بهانهي آنها پذيرفتني نيست. مثالي ميزنم. همان طوري كه ميدانيد وضعيت نظرات وبلاگ من به صورت عمومي است و من عادت ندارم نظرات وبلاگم را حذف كنم مگر آنكه توهيني صورت گرفته باشد. چند روز پيش دوست عزيزي برايم ايميلي فرستاد و گلايه كرد كه چرا نظرات توهين آميز عليه امام را عمومي كردهام كه من هم به محض اطلاع آنرا حذف كردم.
اما چنين وضعيتي در سايت آينده وجود ندارد يعني نظرات اين سايت به صورت پيش فرض عمومي نيست و مسئولان آينده پس از بررسي نظرات آنرا عمومي ميكنند. ضمنا توجه داشته باشيد كه آينده يك سايت است نه يك وبلاگ، آيا ارزش و اهميت وقت گذاشتن و بررسي نظرات سايت، كمتر از يك وبلاگ است؟
ضمن اينكه مسئولان آينده آنقدر ولايتي و خط امامي هستند كه اين روزها احساساتش به خاطر هتك حرمت بيت امام و نوه امام جريحه دار شده است، آنوقت من چطور باور كنم كه آنها احساساتشان بخاطر هتك حرمت خود امام در سايتشان جريحهدار نميشود؟ مساله مهمي است واقعا!
3- سانسور نظرات مخالف
مساله بعدي سانسور نظرات مخالف و پذيرفتن نظرات توهين آميز و موافق با مطالب آينده است. به عنوان مثال، من و دوستانم در طول يك هفته مشخص براي برخي مطالب اين سايت، نظرات خودمان را به صورت كاملا محترمانه نوشتيم. نظراتي در دفاع از نظام، انقلاب و رهبري، اما در كمال تعجب و برخلاف همه شعارها و ادعاهاي آزادي بيان، حتي يك نظر ما هم عمومي نشد! از طرف ديگر تا دلتان بخواهد، نظرات مخالف ما و موافق با سايت آينده، پاي نوشتههايشان عمومي ميشود كه بخش زيادي از آن هم توهين و اهانت به نظام و انقلاب و رهبري است!
4- ولايت پذيري از نوع سايت آينده:
ولايت پذيري مسئولان اين سايت هم در نوع خود جالب و خندهدار است. مثلا چند روز پيش آينده در واكنش به انتشار ويژه نامه روزنامه ايران درباره انتخابات مطلبي نوشت با عنوان «آيا ذوب شدگان برای نظر رهبر انقلاب ارزش قائلند؟»
در اين نوشته آمده است:«با وجود آنكه رهبر انقلاب بارها به حمایت و تأیید شخصیت ارزشی و انقلابی مهندس موسوی پرداخته و چندی پیش با حضور در منزل پدر مهندس موسوی، عباراتی كمسابقه را در تجلیل از تدین و سلامت نخستوزیر دفاع مقدس استفاده كردهاند، رسانههای دولتی، كماكان به تخریب شخصیت موسوی مشغولند. در حالی كه آیتالله خامنهای در سخنان صریح خود بارها مهندس موسوی را شخصیتی انقلابی و ارزشی دانستهاند، رسانههای دولتی كه مدعی پایبندی به نظرات رهبر انقلاب هستند، با نقض آشكار سخنان رهبری به حركت در چارچوب خط رسانههای بیگانه میپردازند.»
به اين ميگويند هوش و حواس از نوع آينده و ولايتپذيري از نوع مديران آينده. چرا كه آنها سخنان و مواضع چند سال پيش و چند ماه پيش رهبر انقلاب را به خوبي يادشان ميآيد و خيلي محكم پايبند نظرات قبلي رهبري هستند، اما سخنان بعد از انتخابات رهبري و مواضع اخير ايشان را اصلا به خاطر نميآورند! در اينكه رهبر انقلاب بارها از موسوي حمايت كرده حرفي نيست، اما همه ميدانيم كه بعد از حوادث اخير، رهبر انقلاب فرمايشات ديگري هم داشتند. از جمله اينكه فرمودند در جريان حوادث بعد از انتخابات خواص بسياري مردود شدند!
4- احمدينژاد ملاك و معيار قضاوت آينده:
تعصب آينده در مخالفت و دشمني با احمدينژاد به حدي است كه ديگران را هم بر اساس دشمني و دوستي آنها با احمدينژاد مورد توجه قرار ميدهد. مثلا اگر شخصي تا همين ديروز موافق احمدينژاد بود و امروز مخالف احمدي نژاد باشد، از نظر آيندهايها به عنوان چهرهي محبوب معرفي ميشود مثل آقاي باهنر. از آن طرف اگر كسي جزو مخالفان و منتقدان احمدينژاد باشد، اما فقط يك تعريف خشك و خالي از احمدينژاد بكند، فورا توسط آينده سركوب ميشود! مثل محمدرضا تابش نماينده فراكسيون اقليت مجلس كه تنها به خاطر حمايت از لايحه هدفمند كردن يارانهها، مورد تمسخر و توهين آينده قرار گرفت : جناب اقليت! احمدي نژاد و توكلي را رو سفيد كرديد!
5- آينده و تيترهاي وارونه
وقتي بهانهاي براي دروغ و شايعه وجود نداشته باشد و سايت آينده هم اصرار داشته باشد كه خبري را منعكس كند، راحتترين راه اينست كه تيتر خبر را طوري انتخاب كند كه لااقل ذهن مخاطب خود را بمباران كند. به همين دليل گاهي اوقات تيترهايي در آينده ميبينيم كه زمين تا آسمان با متن خبر فرق دارد.
به عنوان مثال به اين تيتر توجه كنيد «انتقاد جواد لاريجاني از ديدارهاي متعدد با مراجع!» اولين حسي كه با خواندن اين تيتر به آدم دست ميدهد اين است كه جواد لاريجاني كلا با همه ديدارهاي علما و مراجع مخالفت كرده و مخالف ديدار با مراجع است. اما وقتي متن خبر را ميخوانيم ميبينيم كه لاريجاني دارد از گروههايي انتقاد ميكند كه سابقه و سياستشان شهادت ميدهد كه موافق دخالت مراجع در امور مملكتي هستند و اصلا به مساله تقليد اعتقادي ندارند:«كسانی كه وجود اسلام را برای زمان حاضر در سیاست نفی می كردند از مرجعیت برای بازی سیاسی خود استفاده كردند.» همچنين وي يادآوري ميكند كه ديدار آنها با مراجع به منظور تاثيرگذاري بر مسائل سياسي كشور است.
آنچه خوانديد تنها گوشهاي بود از شيوههاي متعدد سايت آينده در ايجاد و گسترش شايعه و دروغ در فضاي رسانهاي كشور. من مخالف با نظرات و اعتقادات شخصي مديران آينده نيستم. هر كسي حق دارد كه از عقايدش دفاع كند. مشكل من با نحوه دفاع كردن آنها از اعتقاداتشان است.
البته نبايد از نقش مديران و حاميان اين سايت هم غافل شد. به هر حال بخش زيادي از فعاليت آينده، مديون ارتباطات پشت پرده آنها با برخي مسئولين و شخصيتهاي بانفوذ و موثر است. به عنوان مثال آقاي فواد صادقي به عنوان مدير سايت آينده ارتباط نزديكي با رييس دفتر سعيد مرتضوي در دوره رياست او بر دادستاني تهران داشت و تمامي خبرهاي محرمانه در خصوص برخورد قضايي با سايت آينده را از طريق او دريافت ميكرد. صادقي همچنين به واسطه ارتباطهايي كه با برخي افراد و آقازادهها دارد عليرغم همه تخلفات تاكنون توانسته سايت آينده را سرپا نگه دارد. اخيرا خبرهايي هم از ارتباط او با رييس دفتر علي لاريجاني و معاون سابق وی در شورای عالی امنیت ملی شنيده شده است. به اين ميگويند روابط فراجناحي!
فواد صادقي البته در جريان حوادث بعد از انتخابات به علت نقش سايت آينده در تحريك اغتشاش گران، بازداشت شد كه بعد از دستگيري بلافاصله به همه اشتباهات خود اعتراف كرد و همه برگههاي بازجويي را چشم بسته امضا كرد و با ابراز ندامت شديد از رفتار خود، تعهد داد كه در آينده آنها را جبران كند. وي پس از اين تعهدات آزاد شد.
جالب اينجاست كه آينده، اخيرا در واكنش به اعترافات محمدعلي ابطحي، يادداشتهاي توهينآميزي را درباره او منتشر كرده كه اين مساله با توجه به رفتار مشابه فواد صادقي جاي تامل دارد!
ختم كلام: چند روز پيش يادداشتي را در آينده خواندم با عنوان «بولتن سازان چگونه شايعه پردازي ميكنند؟» از ديدن اين تيتر خندهام گرفت. با خودم گفتم دقيقا با همان شيوه و روشي كه سايت آينده، شايعه سازي و شايعه پراكني ميكند!

اینکه فرهنگ رسانه ای در کشور ما جا نیفتاده و رسانه ها گاهی اوقات و حتی بیشتر اوقات کارشان شایعه پراکنی است،در کل حرف درستی می تواند باشد.
اما جمله مورد توجه من در متن شما این است:
“البته در حوادث اخير اشتباهات زيادي از سوي برخي نيروهاي بسيج و نيروي انتظامي صورت گرفته كه جاي شك و ترديدي در آن نيست، اما اينكه همه خدمات آنها را به بهانه برخي اشتباهات زيرسوال ببريم، تنها از آينده بر ميآيد و دوستان آينده!”
——————
البته این منطق عجیب و غریب را در ج.ا زیاد دیده ایم.هر گاه که عامل جنایت یا خلافکار یکی از خواص بوده و مظلوم یکی از مردمان بی پناه این سرزمین،همه تان به دست و پا می افتید که خب اشتباه شد،اینها خدماتی هم داشته اند و نباید خدماتشان را به بهانه اشتباهات!؟ زیر سوال ببریم.اما خدا نیاورد آن روزی را که فردی عادی یا بدون پشتوانه قدرت حکومتی گیر بیفتد.در آن موقع تنها چیزی که مطرح است این است که این آدم چه جنایتهایی کرده و چقدر از فلان کشور خارجی پول گرفته و با چه کسانی رابطه جنسی داشته است.صحنه های بازجویی زن سعید امامی به یادم می آید و ادبیاتی که بازجوی محترم و انقلابی و “خدمات کن!” برای صحبت با او به کار می گرفت.
اصلا باشد قبول.”اشتباه” کردند این برادران بسیج و نیروی انتظامی!آیا نظامی که مدعی عدالت است نباید بخاطر این اشتباه اینها را تنبیه بکند تا متوجه اشتباهاشان بشوند و دیگر آن را تکرار نکنند؟اصلاح طلبان را به دادگاه آوردند،شکنجه شان کردند،آبرویشان را بردند،قرارهای وثیقه یا زندانهای سنگین برایشان بریدند.آه ای “آه ه ه ه ه ستان” فقط یک نمونه از برخوردهای جدیی را که با جنایتکاران کهریزک شده ذکر کنید.بیشتر از هزار خروار مزخرف نوشتن راجع به درستکاری حکومت و نادرستی مخالفان،مرا قانع خواهد کرد!
ببین دوست عزیز!
مسلما همه اخبار آینده راست نیست و کسی هم شکی در این مورد ندارد. اصلا شما بیا یک خبرگزاری را در این وانفسا!! به من معرفی کن که راست بگوید!
اما هر چی که هست از فارس و رجا و کیهان ( البته اگر کیهان را بشود خبرگزاری به حساب آورد چون بیشتر شبیه یک رساله!! اجوبیه!! با استفتائات حسین شریعتمداریست!!) بهتر است. دروغ هایش هم از دروغ های تهوع آور فارس کمتر است و کمتر بعدا توسط افراد مختلف تکذیب می شود!!
در مورد تیتر زدن های بی ربط به مطلبش با شما موافقم که البته این یک شیوه زرد!! ژورنالیستیست که خبرنگاران ایرانی علاقه زیادی به آن دارند. اما در مورد بولتن نویسی!! این را دیگر همه می دانند که بولتن نویسان چگونه شایعه درست می کنند. یک نگاه به رفتار بگم بگم!! جناب محمود بیندازید و مزخرفات چندش آور روزنامه ایران در روز بعدش و تجمع مصلی تا دستتان بیاید که دقیقا بولتن سازان چگونه شایعه درست می کنند!! و بعد عمومی اش می کنند! یک سری مردم از همه جه بی خبر و بیگانه با سیاست هم می بینندش و به زنجیره انسانی سبز!! که از خیابان ولی عصر بر می گردند با استناد به این دولت نلمه که به گواه، بالای سر برده اند، حامیان موسوی را دزدها!!!! خطاب می کنند!!
و اما در مورد لباس شخصی ها!
مثل اینکه شما مدافع لباس شخصی ها هستی!! می دانم که الان کلی دلیل و برهان می آوری که چنین و چنان و خوب است گفتم که نیستم و از این حرف ها…… به این جمله خودتان دقت کنید!:
(دقت كنيد كه در آينده، لباسشخصي ها هميشه خطرناك و مقصر هستند!)
از نظر جنابعالی یک مشت انسان بی منطق ( البته منطق زور و چماق و کتک و فحش عربده را اگر منطق بشود به حساب آورد( البته در قاموس جنگل می شود!)، آنها مجهز به این نوع منطق هستند آن هم اساسی!!) که می ریزند و می زنند و می کشند و به همه مقدسات هم با این کارهایشان گند می زنند!!، مقصر نیستند؟!؟!
حتی اگر دزد بگیرند!! مگر چکاره اند که حق استفاده از اسلحه را دارند و دیگران ندارند؟! سربازان گمنام امام زمانند؟! نگویید این حرف ها را باور دارید که باور نمی کنم!
رهبری همچون امام امت یك نسل تربیت كرده است كه صرفاً از او فرمان میبرند. ملاك و معیار را از رهبر میگیرند. قرب و بعد به رهبر را ملاك حب و بغض خویش قرار میدهند. به لباس و سابقه و سن هم كاری ندارند، حتی اگر احمدینژاد باشد. عملكرد را بر اساس معیار میسنجند و در مقام عمل اقدام مقتضی را انجام میدهند. وبلاگ مینویسند، روزنامه منتشر میكنند، نمایشگاه برپا میكنند، تجمع برگزار میكنند، شیشه سفارت میشكنند، لازم باشد چوب هم دست میگیرند، ابایی ندارند. سپاه جوان پاسداران انقلاب اسلامی هستند. سربازانی كه در وقت لزوم پیشروی میكنند، اشارت نشین نیستند. ملاحظه كاری سیاسی و جناحی ندارند، فرمانده كل قوا گفته، آرمانگرا باشید، مطالبه گر باشید، حتی اگر اشتباه كنید.»
آیا از نظر شما قرب و بعد به رهبر می تواند ملاک حب و بغض کسی باشد؟! می شود عده ای خودسرانه بدون آنکه از کسی دستوری بگیرند و اشارت نشین!! باشند، هر کاری دلشان خواست بکنند و بعدش هم کسی پیدا نشود ازشان توضیح بخواهد؟! که ماجرای حمله به کوی آخرش چه شد؟! که چماق به دستان خودسر به کجا وصلند که هیچ محکمه ای جلودارشان نیست؟!
جناب آهستان!
اینها از نظر شما مصداق عدالت است؟!
لازم باشد چوب هم دست می گیرند، ابایی هم ندارند!!
پناه بر خدا!!
درباره فواد صادقی:
محمد جعفری رئیس دفتر لاریجانی در مجلس و معاون سابق وی در شورای عالی امنیت ملی بود که بسیاری از اخبار پشت پرده آینده از اونجاست
شورای سیاستگذاری سایت بازتاب که بدلیل بی اخلاقی بسیار زیاد با تاکید مقامات عالی رتبه بسته شد عبارت بودند از امیری(صاحب سایت تابناک) رسول جعفریان و محمد جعفری
فواد با ایجاد یک شرکت که کارهای تبلیغاتی میکنه یک قرارداد چند میلیاردی با مترو و محسن هاشمی بست با موضوع تبلیغات دیواره مترو
در اعتقادات شخصی معتقد است که آقا یک نیروی سیاسی است که مانند همه سیاستمداران به فکر حداکثر کردن منافع خودشه
بدون شک فواد و سایت بازتاب رو میتوان سرمنشا جریان بی اخلاقی رسانه ای در سالهای اخیر دونست
از باجگیری هایی که توی بازتاب به واسطه درج یکسری خبر پشت پرده از افراد میکردن صرف نظر میکنم
فواد با بروبچ وزارت اطلاعات که تازگی ها از پستهاشون کنار رفتن هم رفاقت داره
استاد اختلاف اندازی و مصداق بارز نفاق
شما از قول رجانيوز (رفيق تو رگي شما)نوشته ايد: “رهبری همچون امام امت یك نسل تربیت كرده است كه صرفاً از او فرمان میبرند. ملاك و معیار را از رهبر میگیرند. قرب و بعد به رهبر را ملاك حب و بغض خویش قرار میدهند. به لباس و سابقه و سن هم كاری ندارند، حتی اگر احمدینژاد باشد. عملكرد را بر اساس معیار میسنجند و در مقام عمل اقدام مقتضی را انجام میدهند. وبلاگ مینویسند، روزنامه منتشر میكنند، نمایشگاه برپا میكنند، تجمع برگزار میكنند، شیشه سفارت میشكنند، لازم باشد چوب هم دست میگیرند، ابایی ندارند”
خدا وكيلي وقتي اين همه جز مي زدم تو دوستان رجانيوز كلهم عقل تعطيله و خاصيتي نداره برا همين بود
خوبه خودتون هم اعتراف كرديد
چيزي رو كه زير بار نمي رفتيد
وقتي به جاي خدا و قرآن كه معيار حقند(فرقان) ،رهبر ميشه معيار حق نتيجه همين ميشه كه مي بنييد
َلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ﴿۳۰﴾ لقمان
اين دليل آن است كه خدا خود حق است و غير از او هر چه را كه مىخوانند باطل است و خدا همان بلندمرتبه بزرگ است (۳۰)
اون قسمت چوب زدن و احتمالا كشتن(روشون نشده فعلا بنويسند،احتمالا در آينده نزديك به اون حد هم مي رسند) و .. اينها به فرمان ولي فقيه برام جالب بود
هر چي عريان تر بنويسيد مردم تكليف خودشون را باشماها بهتر مي دونند
وقتي ياد داستان هايي مثل پروانه اسكندري و داريوش فروهر ، شرفكندي،رحمانلو،بختيار ،شريف و سعيدي سيرجاني و محمد مختاري و… مي افتم كه چطور كشته شدند و بعد گفتند كي كي بود من نبودم!
تازه مي فهمم چه خبر بوده تو اين مملكت اسلامي!!!
خیلی احمقی …خیلی
سلام
دوست عزیز، در رابطه با ولایت بنویسید. برخی از افرادی که در اینجا نظر می دهند نسبت به ولایت جاهل و کورند. خدا و قرآن را حق می دانند و ولایت را باطل. همانطور که عمر گفت : حسبنا کتاب الله. امروز فرزندان معنوی عمر اینجا قلم می زنند.
انما ولیکم الله و الرسول و الذین آمنوا، الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکاه و هم راکعون
اینها نمی فهمند که باید از قرآن ناطق دستور بگیرند ولی با سوء استفاده از قرآن صامت به دنبال جنگ با قرآن ناطق هستند. اینها دلشان مریض است. خداوند بر مرضشان می افزاید. همان کسانی که قرآن را تکه تکه کردند. همان کسانی که به آیه ای متشابه تمسک می ورزند تا فتنه به پا کنند و حق را باطل و باطل را حق جلوه دهند.
امام رضا (ع) : (حدیث سلسله الذهب) خداوند می فرماید : کلمه لا اله الا الله حصنی، فمن دخل حصنی امن من عذابی… بشرطها و شروطها : و انا من شروطها.
کلمه لا اله الا الله پناهگاه من است. هر کس در آن داخل شود از عذاب من در امان خواهد بود. اما این مسئله شرایطی دارد که ولایت امام معصوم (ع) از آن شرایط است.
امروز که امام معصوم (ع) غایب است باید از حجت امام (ع) بر مردم که همان ولی فقیه است تبعیت کنیم.
ولی این بیماردلان کی می فهمند. وقتی که روز قیامت برپا شود.
“مصطفی پورمحمدی رييس سازمان بازرسي کل کشور ضمن نقد عملکرد رئیس دولت و رسانههای تحت امرش و با تاکيد بر ارايه اطلاعات دقيق و شفاف از سوي مسوولان و رسانه ها، افزود: بايد همه به جامعه خوب و دقيق اطلاع رساني کنيم.
به گزارش ایرنا، اين مقام قضايي گفت: يکسري تناقض ها در ارايه اطلاعات و آمار در موارد اساسي و کلان کشور وجود دارد و در برخي رسانه ها و به نقل از برخي مسوولان اعلام مي شود ، مثلا در توليد فولاد 15 ميليون تن است در حاليکه رقم واقعي توليد فولاد در کشور 10 ميليون و 930 هزار تن است.
رييس سازمان بازرسي کل کشور ادامه داد: در بحث سيمان اعلام مي شود که رقم توليد حدود 65 ميليون تن است درحاليکه رقم واقعي حدود 45 ميليون تن است و در مورد توليد مس نيز رقم 206 هزار تن به عنوان ميزان توليد واقعي ، 260 هزار تن اعلام مي شود. اطلاعات بايد دقيق و شفاف باشد.”
اره برادر..آینده دروغ میگه. کاندیدای منتخب شما حتی یک دروغ هم نگفت!!! و اصلا هم یک مشت آدم ساده لوح هم به خاطر همین دروغاش بهش رای ندادن!!!
“مصطفی پورمحمدی رييس سازمان بازرسي کل کشور ضمن نقد عملکرد رئیس دولت و رسانههای تحت امرش و با تاکيد بر ارايه اطلاعات دقيق و شفاف از سوي مسوولان و رسانه ها، افزود: بايد همه به جامعه خوب و دقيق اطلاع رساني کنيم.
به گزارش ایرنا، اين مقام قضايي گفت: يکسري تناقض ها در ارايه اطلاعات و آمار در موارد اساسي و کلان کشور وجود دارد و در برخي رسانه ها و به نقل از برخي مسوولان اعلام مي شود ، مثلا در توليد فولاد 15 ميليون تن است در حاليکه رقم واقعي توليد فولاد در کشور 10 ميليون و 930 هزار تن است.
رييس سازمان بازرسي کل کشور ادامه داد: در بحث سيمان اعلام مي شود که رقم توليد حدود 65 ميليون تن است درحاليکه رقم واقعي حدود 45 ميليون تن است و در مورد توليد مس نيز رقم 206 هزار تن به عنوان ميزان توليد واقعي ، 260 هزار تن اعلام مي شود. اطلاعات بايد دقيق و شفاف باشد.”
محض اطلاع
اره برادر..فقط آینده دروغ میگه!! کاندیدای منتخب شما حتی یک دروغ هم نگفت!!! و اصلا هم یک مشت آدم ساده لوح به خاطر همین دروغاش بهش رای ندادن!!!
تحليل خوبي بود
سايت آينده عملكردي رذيلانه در اين مدت داشته و منافقانه سعي مي كند با گرفتن قيافه اي اصولگرا و ارزشي به اونها ضربه بزند
مثل اينكه دشمني با احمدي نژاد آقايون رو كور كرده به طوري كه حاضرند براي مخالفت با احمدي نژاد از همه خطوط قرمز مانند رهبري و مصالح كشور و مسايل مذهبي و … عبور كنند
اقا يا خانوم م خوندن اين لينك براي شما مفيده ، شايد كمي از تعصب كورتان كم شود !
پاسخ وزارت صنايع به اظهارات پورمحمدي :
http://alef.ir/1388/content/view/55538
علي الخصوص اين قسمت هاش :
” معاون امور معادن وزارت صنايع و معادن گفت: اعداد و ارقامي كه روز گذشته توسط رئيس سازمان بازرسي كل كشور در باره محصولات صنعتي اعلام شد، بدون توجه به تفاوت ميزان ظرفيت سازي و ميزان توليد اين محصولات بوده است.
به گزارش فارس به نقل از پايگاه اطلاعرساني وزارت صنايع و معادن، محمد مسعود سميعي نژاد اظهار داشت: همه متخصصان امر مي دانند كه بين ظرفيت سازي و توليد هر محصول تفاوت وجود دارد از اين رو وقتي براي فولاد ظرفيت سازي مي شود، براي آنكه اين ظرفيت به توليد برسد، بين 3 تا 5 سال زمان لازم است و اين زمان براي محصولي مانند سيمان نيز بين 1،5 تا 2 سال است.
وزارت صنايع و معادن بارها بطور مكتوب به سازمان بازرسي كل كشور و ديگر مراجع، ميزان ظرفيت سازي و ميزان توليد محصولات را ارائه كرده است و اگر در اين زمينه ترديدي وجود دارد وزارت صنايع و معادن آمادگي دارد براي بازديد كارشناسان سازمان بازرسي از واحدهاي صنعتي و توليدي برنامه ريزي كند و از سازمان بازرسي كل كشور نيز مي خواهيم منابع و كارشناساني را كه آمار مغشوش به آن سازمان ارائه كردهاند، مورد بازخواست قرار دهند. “
معاون وزير صنايع و معادن در خصوص موضع اين وزارتخانه در صورت تکرار آمارهاي سازمان بازرسي کل کشور گفت : کارشناساني که آمارهاي اشتباه به آقاي پورمحمدي ( رئيس سازمان بازرسي کل کشور ) دادند بايد مواخذه شوند و به جاي مخدوش کردن فکر مردم ، بايد به صنعتگران کشور مدال داد.
معاون صنايع معدني وزير صنايع و معادن با تاکيد بر مستند و دقيق بودن آمارهاي اين بخش گفت : همه متخصصان با تفاوت ظرفيت ايجاد شده و ميزان توليد ، آشنايي دارند.
محمد مسعود سميعي نژاد در مصاحبه با واحد مرکزي خبر با اشاره به اظهارات رئيس سازمان بازرسي کل کشور در خصوص ميزان توليد فولاد،سيمان،آلومينيوم و مس افزود : در صنعت فولاد و صنعت سيمان برابري ظرفيت ايجاد شده و توليد واقعي به ترتيب 3تا5 و يک و نيم تا 2 سال طول مي کشد.
وي تصريح کرد : ظرفيت توليد فولاد کشور تا پايان سال گذشته به حدود 17 ميليون تن رسيد که شامل 15 ميليون تن طرح هاي دولتي و بقيه هم طرح هاي بخش خصوصي است.
معاون وزير صنايع و معادن گفت : در سيمان هم پارسال 64 تن ظرفيت توليد ايجاد شد که تاکنون به 65 ميليون تن رسيده است و تا پايان سال به 74 ميليون تن مي رسد.
سميعي نژاد خاطر نشان کرد : اين در حاليست که پارسال 10 ميليون و 900 هزار تن فولاد خام و 44 ميليون و 500 هزار تن سيمان توليد شد و امسال توليد 13 ميليون تن فولاد در برنامه است.
وي با اشاره به برنامه وزارت صنايع و معادن براي ايجاد 66 ميليون تن ظرفيت توليد سيمان افزود : در اين برنامه ميزان توليد هم به 55 ميليون تن خواهد رسيد.
معاون وزير صنايع و معادن گفت : آمارهاي ثبت شده در سازمان هاي صنعتي و معدني نيز روند رو به رشد توليد در صنايع معدني را تاييد مي کند.
سميعي نژاد افزود : مردم بدانند اين موفقيت ها در بدترين شرايط بحران اقتصاد جهاني و تحريم کشورمان و با تلاش صنعتگران به دست آمده است و صنعتگران توانستند صنعت سيمان و فولاد را بومي سازي کنند که افتخاري براي کشور است و بايد به آنها مدال داد.
معاون وزير صنايع و معادن با بيان اينکه ظرفيت توليد الومينيوم نيز سال گذشته به 457 هزار تن افزايش يافت و 250 هزار تن توليد شد ، گفت : امسال هم با همان ظرفيت قرار است 300 هزار تن آلومينيوم توليد شود.
سميعي نژاد گفت در صنعت مس نيز 255 هزار تن ظرفيت توليد ايجاد شده و توليد 210 هزار تن در برنامه امسال است.
وي با اشاره به اينکه همه کشورهاي صنعتي توليد فولاد،سيمان،آلومينيوم و مس را کاهش داده اند گفت : ايران در 9 ماه سال ميلادي جاري موفق شد بعد از چين ، رتيه دوم رشد توليد فولاد را کسب کند و از رتبه 18 جهان به رتبه 11 برسد.
معاون وزير صنايع و معادن تصريح کرد : فرق ميان توليد و ظرفيت و مستندات بارها براي سازمان بازرسي کل کشور ارسال شده است.
سميعي نژاد افزود : تنها مرجع رسمي انتشار آمارهاي صنعتي و معدني کشور نيز وزارت صنايع و معادن است و اين آمارها بر اساس پروانه هاي بهره برداري و توليد و آمار ثبت شده در استان ها منتشر مي کند.
وي با تاکيد بر اينکه فقط آمارهاي وزارت صنايع و معادن براي مردم قابل تکيه و اعتماد است ، افزود : اين آمارها به کارشناسان سازمان بازرسي کل کشور نيز ارائه شده است و اين آمادگي را هم داريم براي آنها تور بازديد از کارخانه ها را برگزار کنيم.
معاون وزير صنايع و معادن در خصوص موضع اين وزارتخانه در صورت تکرار آمارهاي سازمان بازرسي کل کشور گفت : کارشناساني که آمارهاي اشتباه به آقاي پورمحمدي ( رئيس سازمان بازرسي کل کشور ) دادند بايد مواخذه شوند و به جاي مخدوش کردن فکر مردم ، بايد به صنعتگران کشور مدال داد.
معاون وزير صنايع و معادن در خصوص برنامه توسعه توليد فولاد و جايگاه ايران در توليد اين محصول در خاورميانه گفت :توليد فولاد کشور تا پايان سال 1393 بايد به 42 ميليون تن برسد و بزودي شاهد افتتاح چند طرح جديد نيز خواهيم بود.
سميعي نژاد با اشاره به توليد سالانه 26 ميليون تن فولاد خام در ترکيه و رتبه نخست اين کشور در توليد اين محصول در منطقه گفت : در افق برنامه پنجم توسعه ايران رتبه نخست توليد محصول فولاد را در منطقه خواهد داشت.
وي معادن غني سنگ آهن و ذغال سنگ و برنامه هاي تدوين شده و در حال اجرا را زمينه هاي تحقق اين هدف اعلام کرد.
معاون وزير صنايع و معادن همچنين با اشاره به اينکه براي برگزاري جشن خودکفايي فولاد منتظر وارد مدار شدن 2 طرح بخش خصوصي و رسيدن به ظرفيت 18 ميليون و 500 هزار تن هستيم ، گفت : اين جشن دهه فجر امسال برگزار مي شود.
دو نکته رو خیلی بجا گفتی:
1- سوء استفاده سایت آینده از رهبر انقلاب که هر جا لازم باشد و منافعشان به خطر نیافتد نام رهبری را می آورد و صحبت های صریح رهبری را به شکل تهوع آوری به نفع خود تصرف و تعدیل می کند.(حالا جدا از دروغ های انتخاباتی و غیر انتخاباتی شان! مثلا مدتی قبل از انتخابات آینده مطلبی را کار کرده بود که در آن با آوردن دلایل اعجاب آور و نقل ماجراهای سری می خواست اثبات کند که ولایت پذیری خاتمی از احمدی نژاد بیشتر است!)
2- سانسور نظرات مخالف و پخش بی حد و حصر نظرات موافق حتی نظرات نازلی چون “موافقم” یا “درود بر …” یا “مرگ بر فلانی” و از این دست اظهار افاضات بی منطق که تنها به درد وقت تلف کردن می خورد. البته شیوه مشابه را در سایت تابناک هم می بینیم.
کلا اعجوبه ای هستند این آینده ای ها! برای کسی که تا حدی با ظرافت های کار رسانه ای آشنا باشد درک تیترهای مغرضانه آینده کار دشواری نیست.
و از همه خنده دار تر سردر سایت آینده است که این عبارت به چشم می خورد: “آینده، رسانه مستقل ایرانیان”!!!
ببخشید شما تو بخش نظرات سایت رجا چندتا نظر مخالف دیدین که حالا از دیگران ایراد می گیرید؟؟
در بخش نظرات موضوع قبلي من يك نظر رو ديدم كه معتقدم واقعا چيز با ارزشيه عين نوشته همون آقاي كربلائي را كپي ميكنم اينجا و به نظرم جا داره مسئول اين وبلاگ صفحه مستقلي براي اون نظر باز كنه اما اون آقا اينو نوشته :
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام
هرايراني جوان و حقيقت جو كه اين جوان را :
http://elaw.ir/about/staff.php
نشناسد و از افشاگري هاي بسيار بسيار مهم او :
1
http://www.elaw.ir/archives/study/2009/08/001002.php
2
http://www.elaw.ir/archives/news/2009/10/001013.php
3
http://www.elaw.ir/archives/news/2009/09/001011.php
4
http://www.elaw.ir/archives/news/2009/07/000999.php
…
بي خبر بماند و نداند كه چه برخوردي ؟ :
1
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8704121231
2
http://www.elaw.ir/archives/news/2009/08/001005.php
…
با او شد در سالهاي بعدنخواهد توانست از كشورش دفاع كند و شرافت ايراني و اسلامي خود را پاسداري كند و فرزندان بيداري به كشورش اهدا كند
بي خبران را خبر كنيد
بیتا:
مطالبی که روزنامه کیهان تحت عنوان “افشاگری” درج میکند، در واقع داستانسرایی برای سرگرم کردن خوانندگان است. همه ما میدانیم که روزنامه ها اصولا از داستانسرایی خوششان می آید، بخصوص روزنامه هایی که با کمک مالی رژیم حاکم و حمایت نیروهای مسلح آن هر چه دلشان بخواهد مینویسند و کسی هم نمیتواند از آنها شکایت کند یا در جوابشان مطلبی بنویسد.
اما برای من جالب است که ایادی حکومت دائما ادعای “کودتای مخملی به قصد براندازی” را به عنوان یک گناه بزرگ مطرح میکنند. اصلا فرض کنیم این ادعا صحت داشته باشد. چرا “قصد براندازی” بد است؟! خوب حکومت فاسد باید براندازی شود، مگر غیر از این است؟ اصلا چرا مخملی؟ من میگویم باید این حکومت با مبارزه مسلحانه براندازی شود. ما فقط از خدا میترسیم و از او پیروی میکنیم. با کسی تعارف نداریم. قول و وعده ای هم به خامنه ای یا هر کس دیگر نداده ایم. تا وقتی که حرف دل مردم را میزدند، مخلص آنها بودیم. اما هر کس مثل بلعم باعورا دنیا را به آخرت ترجیح دهد و از راه خدا خارج شود، البته ما هیچ آدمیزادی را پرستش نمیکنیم.
آقاي محمد حسين كه پاسخ مرا داده اي خيلي من خوشحالم بحث ولايت فقيه مستندات آن اينجا باز شود تا معلوم شود كه به چيزهايي اعتقاد داريد كه عموم مسلمانان،علما و مراجع ما از آن مبرا هستند
اول نوشته اي كه چرا من قرآن و خدا را حق مي دانم و غير آن را باطل
من از خود چيزي نبافته ام كتاب خدا را براي تو نوشته ام
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿۱۷﴾ -القمر
قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان كردهايم پس آيا پندگيرندهاى هست (۱۷)
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿22﴾ -القمر
قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان كردهايم پس آيا پندگيرندهاى هست (22)
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿۳۲﴾ القمر
قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان كرديم پس آيا پندگيرندهاى هست (۳۲)
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿۴۰﴾ -القمر
قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان كرديم پس آيا پندگيرندهاى هست (40)
چند بار بايد قرآن اين آيه رو تكرار كنه تا امثال تو بفهمي كه قرآن را براي پندآموزي آسان كرديم .
نوشته اي از قول امام رضا(ع) كه انا من شروطها
احسنت به تو
ولي آيا جايي داري كه آقاي خامنه اي هم از شروط آن است؟!
در جايي نوشته اي : “امروز که امام معصوم (ع) غایب است باید از حجت امام (ع) بر مردم که همان ولی فقیه است تبعیت کنیم”
اين را از انا من شروطها يافته اي ؟!
آيا نوشته اي از امام غائب(ارواحنا فداه) داري؟!
چطور كسي را ولي خود قرار مي دهي در حاليكه تمام شيعه معتقد به زنده بودن امام زمان هستند و عدم درك اورا به نقص وضعف انسان نسبت مي دهند نه امام زمان !
چگونه است براساس كدام آيه از قرآن يا حديث آقاي خامنه اي قرآن ناطق شده اند؟!!
آخر چطور كسي را قرآن ناطق مي داني كه هر روز ممكن است هواي نفس بر او غلبه كند
چطور پايه و درجه او را هم شان امامان و پيامبران مي داني؟!
جز اينكه بر خدا دروغي مي بندي ؟!
فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِندِ اللّهِ لِيَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَوَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا يَكْسِبُونَ ﴿۷۹﴾ -البقره
وَقَالُواْ لَن تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَيَّامًا مَّعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِندَ اللّهِ عَهْدًا فَلَن يُخْلِفَ اللّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ﴿۸۰﴾
پس واى بر كسانى كه كتاب با دستهاى خود مىنويسند سپس مىگويند اين از جانب خداست تا بدان بهاى ناچيزى به دست آرند پس واى بر ايشان از آنچه دستهايشان نوشته و واى بر ايشان از آنچه به دست مىآورند (۷۹)
آيا شما مي فرماييد حضرات آيات عظام صانعي ،منتظري ،بيات زنجاني و … الان دارند با قرآن ناطق مخالفت مي كنند،يا خداي نكرده با ولايت ائمه در افتاده اند؟!
تو يعني بيشتر از اينها مي فهمي؟!
حضرت علي در نهج البلاغه مي فرمايد(خطبه 17):
إ نَّ اءَبْغَضَ الْخَلاَئِقِ إِلى اللَّهِ رَجُلاَنِ: ر
َجُلٌ وَكَلَهُ اللَّهُ إ لى نَفْسِهِ، فَهُوَ جَائِرٌ عَنْ قَصْدِ السَّبِيلِ، مَشْغُوفٌ بِكَلاَمِ بِدْعَةٍ وَ دُعَاءِ ضَلاَلَةٍ،…
وَ رَجُلٌ قَمَشَ جَهْلاً، مُوضِعٌ فِي جُهَّالِ الْاءُمَّةِ، غَارٌ فِي اءَغْبَاشِ الْفِتْنَةِ، عَمٍ بِمَا فِي عَقْدِ الْهُدْنَةِ، قَدْ سَمَّاهُ اءَشْبَاهُ النَّاسِ عَالِما وَ لَيْسَ بِهِ.
بَكَّرَ فَاسْتَكْثَرَ مِنْ جَمْعٍ، مَا قَلَّ مِنْهُ خَيْرٌ مِمَّا كَثُرَ، حَتَّى إِذَا ارْتَوَى مِنْ مَاءٍ آجِنٍ، وَ اَكْتَنَزَ مِنْ غَيْرِ طَائِلٍ جَلَسَ بَيْنَ النَّاسِ قَاضِيا ضَامِنا لِتَخْلِيصِ مَا الْتَبَسَ عَلى غَيْرِهِ، فَإ نْ نَزَلَتْ بِهِ إ حْدَى الْمُبْهَمَاتِ هَيَّاءَ لَها حَشْوا رَثّا مِنْ رَاءْيِهِ ثُمَّ قَطَعَ بِهِ، فَهُوَ مِنْ لَبْسِ الشُّبُهاتِ فِي مِثْلِ نَسْجِ الْعَنْكَبُوتِ، لاَ يَدْرِي اءَصابَ اءَمْ اءَخْطَاءَ.
فَإ نْ اءَصابَ خَافَ اءَنْ يَكُونَ قَدْ اءَخْطَاءَ، وَ إ نْ اءَخْطَاءَ رَجا اءَنْ يَكُونَ قَدْ اءَصَابَ، جَاهِلٌ خَبّاطُ جَهَالاَتٍ، عَاشٍ رَكّابُ عَشَواتٍ، لَمْ يَعَضَّ عَلَى الْعِلْمِ بِضِرْسٍ قَاطِعٍ، يَذْرِى الرِّواياتِ إ ذْراءَ الرِّيحِ الْهَشِيمِ، لاَ مَلِي ءٌ وَ اللَّهِ بِإِصْدَارِ مَا وَرَدَ عَلَيْهِ وَ لا هُوَ اءَهْلٌ لِما فُوِّضَ إ لَيْهِ لاَ يَحْسَبُ الْعِلْمَ فِي شَي ءٍ مِمَّا اءَنْكَرَهُ، وَ لا يَرى اءَنَّ مِنْ وَرَاءِ مَا بَلَغَ مِنْهُ مَذْهَبا لِغَيْرِهِ، وَ إ نْ اءَظْلَمَ عَلَيْهِ اءَمْرٌ اكْتَتَمَ بِهِ لِمَا يَعْلَمُ مِنْ جَهْلِ نَفْسِهِ.
تَصْرُخُ مِنْ جَوْرِ قَضَائِهِ الدِّماءُ، وَ تَعَجُّ مِنْهُ الْمَوارِيثُ، إ لَى اللَّهِ اءَشْكُو مِنْ مَعْشَرٍ يَعِيشُونَ جُهَّالاً، وَ يَمُوتُونَ ضُلّالاً،
دشمنترين مردم در نزد خدا، دو كس باشند.
يكى آنكه خداوند او را به حال خود رها كرده ، پس ، از راه راست منحرف گشته است ، به سخنان بدعت آميز دلبسته و مردم را به ضلالت فرا مى خواند. …
ديگرى ، كسى است كه كوله بار نادانى بر پشت گرفته و در ميان جماعت نادانان امت در تكاپوست . در ظلمت فتنه و فساد جولان دهد و، همانند كوران ، راه اصلاح و آشتى را نمى بيند. جمعى كه به ظاهر آدمى اند، او را دانشمند خوانند و حال آنكه در او دانشى نيست . آغاز كرده و گردآورده ، چيزى را كه اندكش از بسيارش بهتر است . خويشتن را از آبى گنده سيراب كرده و بسا چيزهاى بى فايدت كه در گنجينه خاطر خود نهان دارد. در ميان مردم به قضاوت نشست و بر عهده گرفت كه آنچه را كه ديگران در شناختش درمانده اند برايشان آشكار سازد. اگر با مشكل و مبهمى روياروى گردد، براى گشودن آن سخنانى بيهوده از راءى خويش مهيا كند، كه آن را كلامى قاطع پندارد و بر قامت آن جامه اى مى بافد، در سستى ، چونان تار عنكبوت . نداند راءيى كه داده صواب است يا خطا. اگر صواب باشد، بيمناك است كه مبادا خطا باشد. و اگر خطا باشد، اميد مى دارد كه آنچه گفته صواب باشد. نادانى است ، در عين نادانى ، دستخوش خبط و خطا، و با اين حال ، بر اشترى سوار است كه آن هم پيش پاى خود نبيند. هرگز در علمى حكم قطعى نراند.
روايات را بر باد مى دهد آنسان كه گياه خشك را بر باد دهند. به خدا سوگند، توانايى آن ندارد كه درباره آنچه بر او وارد مى شود حكمى صادر كند. شايسته مسندى كه بر آن نشسته است نباشد. و نمى پندارد كه ديگران را در چيزى كه خود بدان جاهل است دانشى باشد و نمى بيند كه آن سوى آنچه او بدان دست يافته ديگرى را راءى و نظرى بود. اگر مطلبى بر او پوشيده ماند كتمانش كند، زيرا به جهل خود آگاه است .
خونهاى به ناحق ريخته ، از جور او فرياد مى آورند. ميراثهاى بناحق تقسيم شده از ظلم او مى نالند. به خداوند شكوه مى كنم از مردمى كه در جهل زيستند و در ضلالت مردند.
آهستان: ادعا كرديد كه علما و مراجع با بحث ولايت فقيه مخالف هستند؟ ميشه چند مورد از اين مخالفت ها رو براي ما هم بنويسيد؟ ضمن اينكه آنقدر در اثبات نظريه ولايت فقيه كتاب نوشته شده كه شما با چند خط نمي توني اون رو زير سوال ببري. بهتره سري به كتاب هاي متعدد علما و مراجع بيندازي بعد نظري بدي. فكر مي كنم دلائيل بسياري براي اثبات ولايت فقيه نوشته شده. (مثلا كتاب آيت الله جوادي آملي)
عالی بود محمد جان.من نمی دونم اینا توی آقای خامنه ای چی دیدن که ایشون رو حجت و نائب امام زمان می دونن.چی باعث شده فکر کننداین آقا قران ناطقه.فکر کنن که معصومه و حرفش فصل الختام؟؟آخه یه دلیل بیارید که به ما ثابت کنه خدا آقای خامنه ای رو تائید کرده..!! اصلا ایشون یه مرد عالیمرتبه و خوب.تو اینش بحثی ندارم.چون خدا فقط میتونه درمورد آدما قضاوت کنه..اما این چه دلیلیه که ایشون رو همردیف امامان قرار می دین و حرفش براتون حجته؟
هر مملکتی رهبر می خواد.شکی درش نیست وگرنه همه چی کن فیکون میشه.اما نه رهبری که نه بشه نقدش کرد.نه عزلش کرد.نه اشتباهشو گوشزد کرد.نه کارهاشو زیر سوال برد.نه رهبری که هی به خدا و پیغمبر و ایمه وصلش کرد و هر کس با اون و سیاست هاش مخالف بود بی دین دونست.
یه دلیل بیارین شاید مام قانع بشیم.
آهستان: دوست عزيز! ميشه بفرماييد چه كسي تا حالا ادعا كرده رهبر انقلاب همرديف امامان معصوم هست؟ درباره نائب امام زمان بودن فقها، بهتره به كتب فقهي و نظرات علما در اين مورد مراجع كنيد. عموم فقهاي شيعه معتقد هستند كه در زمان غيبت، فقها به عنوان نواب عام امام زمان هستند.
آهستان عزیز:
شما که کتب شیعه را مطالعه کرده اید، لطفا خلاصه و چکیده منطق و استدلال فقهای شیعه را در مورد ولایت فقیه برای ما بازگو کن، ببینیم یک عمر از چه کسانی پیروی میکرده ایم. در ضمن این را هم توضیح بده که اگر فقها نایب امام زمان هستند، چطور طبق احادیث موجود امام زمان به هنگام ظهور خون بسیاری از آنها را میریزد؟ ای کاش چنین بود که کسانی که عمر خود را در راه آموختن دین صرف کرده اند، همیشه مردم را به راه راست هدایت میکردند. ولی تاریخ نشان داده است که روحانیون سایر ادیان نیز سابقه خوبی در این زمینه نداشته اند. زمان حضرت عیسی نیز علمای یهود به ظاهر مردم را به پیروی از دین خدا دعوت میکردند، ولی در واقع جز خدمت به امپراطوری حاکم و خیانت به پیامبران خدا کاری نکردند.
من اکثر اوقات بعد از خوندن متن های منطقی ومنصفانه شما جز احسنت چیز دیگه ای نمی تونم بگم.خدا حفظتون کنه.
جناب آقاي اميد حسيني كاملا با شما موافقم در حورزه عليمه قم!! بحث ولايت فقيه ميان اغلب علماي جديد البته مطرح است .
كساني كه زير سايه حكومت اسلامي به مراتب عاليه رسيده اند و خرج شاگردان خود را از جمهوري اسلامي مي گيرند.
ولي آيا سري هم به فقهاي قديم زده اي؟!
آيا از علماي نجف خبر داري؟!
آيا از كم و كيف ولايت فقيه كه علماي حوزه به آن اعتقاد دارند با اين چيزي كه الان به اسم ولايت مطلقه!! فقيه در ايران هست خبر داري؟!
آيامي دانيد كه ولايت فقيه از نو ع مطلقه كه الان در ايران قانون شده و دارد اجرا مي شود (البته به حسب قانون من ايرادي به آن نمي گيرم) تنها مختص به چند نفر از علماي دوران بهائيت است(نظير كركي،صاحب جواهر)
آيا جنابعالي نظرات آيات عظام سيستاني ،منتظري،اراكي،گلپايگاني›خويي،بروجردي و خيلي و خيلي از علماي ديگر قم و نجف را نمي دانيد كه ولايت مطلقه فقيه را نه تنها تاييد نمي كنند بلكه برخي از حضرات آن را شرك مي دانند.
همچنين در جايي ديگر نوشته ايد :
“عموم فقهاي شيعه معتقد هستند كه در زمان غيبت، فقها به عنوان نواب عام امام زمان هستند”
بر فرض كه فقيهان نواب عام امام زمان هستند،
ولي آيا بين فقها هم فرق هست؟!
آيا منتظري،صانعي،بيات زنجاني،موسوي اردبيلي ،سيستاني اينها هم نايب امام زمان هستند؟! يا فقط آقاي خامنه اي هستند؟!
استدلال آنها كه مي گويند كه مرجع عظمي تقليد نائب امام زمان نيست ولي آقاي خامنه اي با درجه پايين تر نائب هستند چيست؟
اگر بپذيريد كه همه نائب اما زمان هستند حالا چطور مي شود كه يك نائب به اسم آقاي منتظري قائل به شرك آلود بودن ولايت مطلقه است؟!
با اين چه مي كنيد؟ از اينكه از چيزي دفاع مي كني كه حداقل احتمال آلوده به شرك دارد نمي ترسي
حتما مي داني خدا هر گناهي رو ببخشه شرك به خودش رو نمي بخشه
آيا اين باعث نمي شه يك كم بترسي از اينكه متصف به شرك آلود شدن بشي؟
شماهم بهتر است برويد كمي مطالعه كنيد و حداقل نظرات علماي بزرگ تقليد دوران ما نظير آيت الله العظمي بروجردي،خويي ،گلپايگاني و اراكي و… ديگران را مطالعه كنيد.
و بفهميد كه ولايت بر جان و مال مردم چيز الكي نيست كه خدا اختيار آن را به هر كس بدهد!
فقط از محضر آيت الله جوادي املي و مصباح يزدي كه خوب تئورسين ولايت مطلقه فقيه بوده اند آنهم نه از روي احاديث بلكه بر مبناي دلايل عقلي !!! توجه نكنيد.
دلايل عقلي كه الان براي خيلي ها غير عقلي بودن آن ثابت شده است.
چرا كه منجر به وهم آلود شدن دين گرديده است
رويگرداني مردم از دين در اين 30 سال بالاخص جوانان علي رغم سير صعودي دينگرايي در ديگر نقاط دنيا مويد اين مطلب است كه از لحاظ عقلي هم ما به خطا رفته ايم!
به «محمد» و « م»:
ميدونيد مشكل اينه كه اگه هزار و يك دليل منطقي براي شماها بيارن باز هم حرف خودتونو مي زنيد!!!!
(نرود ميخ آهني در سنگ)!!!!!!!!!!!!!!
جداً كه روي قوم بني اسرائيل رو كم كردين!!!!
هزار و يك دليل منطقي؟؟؟ شما هنوز یکیشم نیووردین. باور کن ما با یک دلیل منطقی هم قانع می شیم.تعصبی نداریم.اما دلیل منطقی بیارید.
به TORANG: شما منطق هم میدونید چیه ؟
البته اینکه سایت آینده دارای اشکالاتی است که شما فرمودید کم و بیش با شما موافقم البته این بیماری خیلی از رسانه های ماست و مختص آینده نیوز نیست کیهان و فارس نیوز و بخش خبری بیست و سی از آن طرفی ها مظاهر آن هستند فقط یک فرقی دارند که آن طرفی ها با بودجه بیت المال خلاف گویی می کنند و این طرفی ها با بودجه آقازاده ها
راستی بودجه خبرگزاری فارس را چه کسی می دهد؟ و رسماً به کجا وابسته است که اینقدر مورد اطمینان است که حتی خبر های نظامی و امنیتی و قضایی را زودتر و دقیقتر از دیگر خبرگزاری ها حتی ایرنا پوشش می دهد؟
بسم الله الرحمن الرحیم
از خود امام زمان (عج) داریم که می فرماید ” أمّا الحوادث الواقعة فارجعوا فيها إلى رواة حديثنا، فإنّهم حجّتى عليكم و أنا حجّة الله عليهم” – در رویدادهایی که اتفاق می افتد، پس در آنها به راویان حدیث ما مراجعه کنید، زیرا آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر شما هستم. این حدیث در کتاب کمال الدین (اکمال الدین) شیخ صدوق (ره) بر مبنای توقیع شریفی از اسحاق بن یعقوب نقل می کند، آمده است. در فضل شیخ صدوق (ره) که بیشتر شیعه او را قبول دارند و می شناسند، شکی نیست. یا این حدیث از امام حسن عسکری (ع) که می فرماید ” امّا من كان من الفقها صائناً لنفسه حافظاً لدینه مخالفاً على هواه مطیعاً لامر مولاه فللعوام أن یقلّدوه” – از بین فقها آنان كه حافظ و نگهبان دین اند و خود را از گناه و آلودگى حفظ مى كنند و با هواهاى نفسانى مبارزه مى كنند و مطیع اوامر الهى و جانشینان اویند، بر عوام لازم است كه از آنان تقلید كنند (وسائل الشیعه، ج 27، ص 131). پس لاجرم فقها واسطه بین امت و معصوم اند.
البته از لحاظ عقلی هم این مطلب قابل اثبات است. قابل توجه علی آقا. اصلا با این استدلال شما می شود امامت را کلا رد کرد. اینکه بگوییم درست است امام زمان (عج) غایب است، این مشکل مردم است و نیاز به واسطه نیست. با این حرف خوب از خدا که ظاهرتر نداریم. پس امام می خواهیم چکار؟! شما درست نفهمیده اید. خدا نزدیک است به ما، ولی ما از خدا دوریم. لذا به یک ولی نیاز داریم. شبیه همین استدلال برای امام زمان (عج) می شود. امام به ما نزدیک است ولی ما از امام دوریم، پس نیاز به واسطه داریم، برای ارتباط با امام. برای اینکه مطلب به ذهن نزدیک تر شود : یک سیم مویی را در نظر بگیر. اگر این سیم را به یک ژنراتور قوی متصل کنید، چه می شود؟ این سیم آب می شود. مگر اینکه این سیم قوی بوده باشد!
در رابطه با قرآن : نمی دانم چقدر در رابطه با قضیه Godel در ریاضیات چیزی شنیده باشید. در این قضیه اثبات می شود که هیچ سیستم ریاضی صوری که به اندازه کافی قوی باشد، نمی توان تمام حقایق را در تعداد محدودی جمله بیان کرد. لازم است یک انسان در کنار این سیستم منطقی باشد تا بتواند با استفاده از آن حقایق را استخراج کند. در واقع حقیقت در جملات تجلی نمی کند بلکه در نفوس پاک انسان ها تجلی می کند. جملات فقط در رسیدن به حقیقت کمک می کند. به همین دلیل است که فرماید :
انه فی کتاب مکنون، لا یمسه الا المطهرون.
پس در کنار قرآن امام لازم است. اگر امام غایب بود، و به او دسترسی نداشتیم، لاجرم با واسطه امام حجت بر مردم تمام می شود. حجت هم حجت است. حالا ممکن است بر سر مصداق حجت بحث کنیم. من یکی شاهدی پاک تر از آیت الله بهجت (ره) سراغ ندارم. اگر شما شک دارید تحقیق کنید و ببینید (اگر توانستید) که او که بوده است! این شاهد آقای خامنه ای را به عنوان ولی فقیه قبول داشت و می گفت بهتر از او نداریم.
در پایان : از خدا بترس و به دیگران تهمت نزن. آن هم تهمت وارونه کردن سخن خدا، بدون اینکه حرف مرا بشنوی.
یکی از نویسندگان فضل صاحب جواهر را زیر سوال برده با این عنوان که “فقهای زمان بهاییت!”. اهل نظر احتمالا فهمیده اند که این نویسنده چه اشتباهی کرد و چه گافی داده. صاحب جواهر را زیر سوال برد!
آقای آهستان،
اگر می خواهی خدمتی کنی، ولایت را توضیح بده. این جماعت منطق حسابی ندارند و پای آنان در آب است. با استدلال در اصول رسواتر می شوند. اینها زمانی امام معصوم (ع) را انکار می کردند در روزنامه های دوم خردادی. وجود خدا، عصمت پیامبر (ص)، امامت امامان، فضل حضرت فاطمه (س) بر جهانیان و کائنات، حجیت قرآن، قیام سید الشهدا، همه و همه انکار شد و از این جماعت کر و کور صدایی برنخواست حالا دارند به طرفداری از همین ها راجع به ولایت فقیه با من و تو بحث می کنند. عجب نفاقی!
باور کن، اینها نه پیامبر (ص) را قبول دارند، نه خدا را. که اگر داشتند، رگ های غیرتشان همان زمان متورم می شد و امروز از این کرکس صفتان حمایت نمی کردند. مگر اینکه جاهل باشند به عمل آنها که این جهلشان قابل قبول نیست که امروز همه می دانیم که چه گذشته است.
بیا مثل امام صادق (ع) عمل کنیم. این وبلاگ را وقف علوم اهل بیت (ع) کنید، آنگاه خواهی دید که این منافقان نابود می شوند.
مثلا از توحید مفضل بگو، از کافی کلینی بگو. مسائل اعتقادی و فقهی را بیان کن.
در پاسخ به محمد :
جالبه که پای آقای اراکی (ره) را هم این وسط باز کردی! خوبه بری و بررسی کنی ببینی نظر آقای اراکی (ره) راجع به امام (ره) چه بوده است. راجع به پیروی از امام (ره) چه بوده است. آقای صافی هم که علنا گفته ولایت فقیه را قبول دارد و جزء افتخار شیعه می داند. ای کاش کور نبودی و گنجینه های معرفت را که از دل آقای جوادی آملی می جوشد می دیدی. همان کسی که به بدن مطهر آقای بهجت (ره) طبق وصیتشان نماز خواند.
خیلی جالبه. شما چطور فهمیدید که در این 30 سال “خلوص” مردم چه تغییری کرده؟ نکند شما مشاهداتی دارید؟! آن چیزی که مهم است خلوص مردم است نه تعداد مردم. امام رضا (ع) با اینکه تعداد زیادی یار داشت ولی دست به قیام نزد. ولی امام حسین (ع) با 72 مخلص قیام کرد.
جالبه. ولایت فقیه شرک آلوده ؟! توحید در تبعیت مطلق از امام زمان (عج) و حجت او متبلور می شود. مشرک کسی که در این اصل شک کند. آیا نمی ترسی از شک در اصلی که تو را مشرک کند؟
جالبه. تو صانعی رو حجت می دونی؟! افاضات اخیر این حجت را اخیرا دیده ای؟ یا منتظری؟! که به خاطر اینکه فامیلش (که مجرم بود) اعدام نشود، پا روی حرف امام گذاشت. آیت الله سیستانی رو برای چی علم کردی؟ تو از آیت الله سیستانی چی می دونی؟ بینی و بین الله آیا تو واقعا نگران تبعیت و پرستش خالصانه خدایی. پس نظرت راجع به دشمنان امام زمان (عج)، توهین کنندگان به خدا، پیامبر (ص)، حضرت علی (ع)، حضرت فاطمه (س)، امام معصوم (ع) چیه؟ آیا می دونی همه آن شیاطینی که به این اولیا اهانت کردند پشت سر موسوی جمع شده اند؟
آقای محمد حسین:
در مورد روایتی که از امام حسن عسکری گفتی، سه شرط در آن دیده میشود: اول اینکه عالم باشد. دوم اینکه حافظ دین و دور از گناه و مبارز با هوای نفس باشد. سوم اینکه بر “عوام” است از که از وی تقلید کنند. به نظر من خامنه ای هیچ یک از دو شرط اول را ندارد، ضمن آنکه توقع دارد نخبگان هم از او تقلید کنند و آنها را “بی بصیرت” میخواند.
مطلبی را تحت عنوان “حجت” از جیبت درآوردی، در روایت فوق صحبتی از حجت نبود. فقط گفته که اگر عالمی با این مشخصات بود، آنانکه عالم نیستند باید از وی پیروی کنند. میزان تاکید هم معلوم نیست. یعنی معلوم نیست که این کار واجب است یا مستحب. منطق هم حکم میکند که در این زمینه با احتیاط عمل شود، زیرا اگر دو عالم با این مشخصات پیدا شد که خلاف یکدیگر گفتند، آنوقت تکلیف چه میشود؟
فرمودید آیت الله بهجت شهادت داده که بهتر از خامنه ای سراغ نداریم؟! ببینم اگر رئیس جمهور آمریکا شهادت دهد که در اسرائیل دموکراسی هست، شما میپذیرید؟ تازه باید دید آیت الله بهجت “امروز” در باره خامنه ای چه میگوید. آنطور که شنیده ام با حکومت میانه خوبی نداشت. با احمدی نژاد هم همینطور.
آقای محمد حسین:
دو کلام گفتی، به قولی شروع کردی وجب کردن سینه ات که چطور اینهمه معلومات در آن جا شد؟ مردم را بی منطق میخوانی و کر و کور و منافق و منکر خدا و پیغمبر و کرکس صفت و … بعد هم میگویی “بیا مثل امام صادق عمل کنیم”! فکر کنم همه متوجه شدند که پیروان راستین امام صادق چه کسانی هستند! البته به نظر میرسد بیشتر مثل احمدی نژاد عمل میکنی که با توهمات و خرافات زندگی میکنی و میگویی “این وبلاگ را وقف علوم اهل بیت کنید تا منافقان نابود شوند”. حتما این کار را بکنید. شاید آمریکا و اسرائیل هم دود شوند بروند هوا.
سلام
شما ظاهرا دقت به روایتی که از امام زمان (عح) کردم نکردید. حجت را از آنجا آوردم. می شود منبع خبرت از آیت الله بهجت را بگویید. در ضمن به شهادت آقای بهاء الدینی ثروتمندتر از آیت الله بهجت نداریم.
انسان حیرت می کند از اینهمه ژست حق به جانبی حضرات اصولگرا !!!!!!روزنامه نگاران مخالفشان را زندانی می کنند و بیش از 100 روز در سلول انفرادی می چپانند قلمشان را می شکنند روزنامه های مخالف را فله ای توقیف می کنند به چه جرمی؟برای اینکه بیایند در بیدادگاههای مفتضح استالینی قسم و آیه بیاورند که بابا به خدا انتخابات سالم بوده تمام اعترافات متهمین انقلاب مخملی را گوش کنید به چه جرمی اعتراف کردند؟به جرم اینکه به سلامت انتخابات شک کرده اند و حالا پس از هم نشینی با بازجوهای مهربان و وبلاگ نویسی در زندان!!!متحول شده و به هوشمندی مقام معظم رهبری!!!پی برده اند و اعتراف(!!!!!)می کنند انتخابات سالم بوده یکی نیست بگوید اگر شک به نتیجه انتخابات جرم است که باید تمام معترضان و راهپیمایان عظیم روزهای پایان خرداد و بعد از آن در محبس باشند و اساسا این چه مسخرگیست که بعد از 100 روز حبس انفرادی کسی را بیاوری که زار بزند انتخابات درست بوده و یا در مورد حجاریان تکه گوشت زنده ای را در کمال شقاوت و ددمنشی بعد از روزها حبس بیاوری که به جرم یورگن هابر ماس و ماکس وبر اعتراف کند که نظریاتشان انحرافیست و چه و چه و توبه نامه سیاسی بخواند و کار سیاسی نکند .محمد قوچانی و زید آبادی به جرم نوشتن لایق سیاه چاله اند و شما بنشین نقد آینده نیوز بکن . این چه سیاست بیمار و دوگانه ایست؟شما را چه به دمکراسی و نقد و نقادی و تضارب آرا ؟ چرا خیال ما و خودتان را راحت نمی کنید و حرف دلتان که همانا دیکتاتوری مطلق فقیه است نمی زنید؟چرا نام دمکراسی را لجن مال می کنید داستان جالبی هست می توانید از اینجا بخوانید:http://masoudbehnoud.com/2009/08/blog-post_01.html
در آزاد ترین کشور جهان که آزادی در آن نزدیک به مطلق است با پارازیت های کشنده و عقیم کننده و سرطانزا به خیال کجشان می خواهند جلوی گردش آزاد اطلاعات را بگیرند و اینقدر قصی القلب و زشت نهادند که به عقل نداشتیشان نمی رسد که فرزند و خواهر و برادر و اهل و خویش آنها هم در این شهر زندگی می کنند و موج ماکروویو خودی و غیر خودی نمی شناسد و هیچ مسئولی هم گردن نمی گیرد این جنایت بزرگ و تبدیل تهران و سایر شهرها را به چرنویل ایران که اثراتش را در چند سال آینده می بینیم با هزاران سرطانی و عقیم و کودکان ناقص الخلقه و بیماران روحی و روانی و آن زمان نه تاکی هست و نه تاک نشانی یکی نیست بگوید مگر با جمع کردن ویدئو تی سون و نوار کاست ها به کجا رسیدید جماعت نادان بی بهره از خرد ترمز بریده که حالا در قرن 21 با پارازیت به آن برسید؟شما هم مثل نرون و آتیلا و اسکندر و تیمور و چنگیز و هیتلر که رفتند و محو شدند و تاریخ شستشان از روی بشریت می روید دیر یا زود با تدبیر و خرد یا با جنگ و خون ریزی ولی این چه ظلم است و شما که به وعده جنت المعوی دلخوشید چگونه از ورز و وبال این جنایت ها بر آخرت خود خائف نیستید؟بخوانید مقاله سرمایه را در این باره:http://www.sarmayeh.net/ShowNews.php?62100
سلام
نوشته اید: «نه از سهميه بسيج براي ورود به دانشگاه … استفاده كردهام.»
سئوال: مگر بسیج سهیمه ای برای ورود به دانشگاه دارد؟ منکر سهمیه داشتن ایثارگران و جانبازان و فرزندانشان نیستم ولی فکر نکنم بسیج، سهیمه ای برای ورود به دانشگاه داشته باشد.
دیگر اینکه با منطق بن لادنی سبزها، شما همین که به احمدی نژاد رای داده باشید، چماقدار و خشونت طلبید و بنابراین از نظر بعضی هاشان مستحق مرگ هستید. درست مثل بن لادن که صرف آمریکایی بودن را جرمی می داند که مجازاتش مرگ است.
khak bar sar tamam tarafdaran hokoomat sara pa nang va khoonriz eslami
ادب مرد به ز دولت اوست …
حامد جان نگران نباش،برای بسیج هم طرحش را دارند که سهمیه رزمندگان سابق را به بسیجی های فعال بدهند.حالا بسیجی فعال دیگر چه صیغه ایست شما می دانید.
یک سوال دارم.اصلا به فرض که ولایت فقیه یک نظریه فقهی شیعه است.اما آیا این نظریه که به هر حال با این اسم تا به حال مطرح نشده بود یک نظریه جدید نیست؟در قرآنتان نوشته لا اکراه فی الدین.شماها چطور همین را برای ولایت فقیه قبول ندارید.اگر یک مسلمان شیعه به این نتیجه رسید که ولایت فقیه پیروی از باطل و تعطیل کردن عقل است،آیا می توانید مجبورش کنید که خلافش را بپذیرد؟از یک میلیارد مسلمان 920 میلیونش شیعه نیستند.شیعیان را هم که به دو بخش معتقد به ولایت فقیه و غیرمعتقدین تقسیم کرده ایدو دسته دوم را گاهی حتی مسلمان حساب نمی کنید.گامهای بعدی چیست؟معتقدین به ولایت پسر ولایت فقیه؟معتقدین به ولایت پسر پسر ولایت فقیه؟معتقدین به ولایت رییس شورای نگهبان منصوبی ولایت فقیه؟
جدا آدم خجالت می کشد اسم “نظریه” را بر این ولایت فقیه شما بگذارد.مفهوم نظریه لوث می شود.ملغمه ای از دروغ و خرافات را به زور چماق یا وام بدون بازگشت و سهمیه دانشگاه می خواهند به اسم یک نظریه درست و درمان تحویلمان بدهند.خنده دارید به خدا…
به نام خدا
با سلام به همه دوستان و به ويژه «سرسبز» عزيز
قدري بي محابا اظهار نظر كرده ايد كه نوشته ايد « . . . جدا آدم خجالت می کشد اسم “نظریه” را بر این ولایت فقیه شما بگذارد.مفهوم نظریه لوث می شود.ملغمه ای از دروغ و خرافات را به زور چماق یا وام بدون بازگشت و سهمیه دانشگاه می خواهند به اسم یک نظریه درست و درمان تحویلمان بدهند.خنده دارید به خدا… »
زيرا چنين نيست كه شما نوشته ايد. چون اولا بايد مي فرموديد كه مذهب مختارتان چيست تا ضمن قياس، عقايد خودتان هم در معرض چنين قضاوت هايي (از جنس طرز قضاوت خودتان) قرار مي گرفت. درثاني موضع ولايت فقيه در اصول موضوعه خود با تمام نظريات حكومتي شناخته شده داراي نقاط مشترك است الا اينكه حاكم را مقيد به دين و جكم را مقيد به امر پروردگار(سبحانه وتعالي) مي داند.
اعلب آنچه كه از سوي شما و ديگر دوستان تحت عنوان ديكتاتوري و جزآن به ولايت فقيه نسبت داده مي شود در نهايت اعتراض به اعمال حاكميت يك حكومت است و نه مثلا اعتراض به يك نقه ضعف واقعي. زيرا حتي دوستان تلقي صحيح از واژه «مطلقه» در عبارت حقوقي فوق ندارند. كه به معناي تام الاختيار مطالق االعنان نيست و معناي آن اشاره به مرجع اعطاي اين سمت است ويا معناي ولايت كه … ويا حتي خود واژه «فقيه» و به هرحال بايد بدانيم اظهار نظر درباره اين قبيل چيزها نيازمند تربيت عميق علمي است و با گوش دادن به بي بي سي و يا دست بالا مطالعه چند اظهار نظر ژورناليستي نمي توان به نقد موثر اين موضوعات نشست.
عليهذا معلوم است كه شما هنوز از دلگيري نتايج انتخابات رها نشده اي و در نتيجه اين حجم از عبارات دل آزار و اطلاعات نادرست را به سوي ما كه هموطن و همشهري و همولايتي توهستيم رها نمي كردي و تازه، بدترين نتيجه اين قضاوت آن است كه فاصله (بخوان شكاف) معرفتي خود و همفكرانت را از واقعيت جامعه ايران و سياست بين الملل، با آنچه كه هست زياد مي فرمايي از آن بدتر آنكه با اين تفكرات افراطي روزي واقعا مارا گرفتار نماييد.
آقاي محمد حسين :
اولا بنده به هيچ عنوان قصد جسارت به هيچ كدام از مراجع و علما را نداشته و ندارم،ياد كردن از دوران بهائيت صرفا به دليل همزماني اين كيش قلابي با حضرات آيات بوده است ،همين.
در ادامه خوشحال شدم از اينكه بالاخره مستنداتي را به ما نشان داده اي كه امر مشتبه را بر ما روشن كرد و مارا به راه راست تبعيت از ولي مطلق فقيه فراخواند!
نوشته اي ” أمّا الحوادث الواقعة فارجعوا فيها إلى رواة حديثنا، فإنّهم حجّتى عليكم و أنا حجّة الله عليهم” – در رویدادهایی که اتفاق می افتد، پس در آنها به راویان حدیث ما مراجعه کنید، زیرا آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر شما هستم”
نظر آخوند خراساني :
در این توقیعِ شریف «الف و لام» الحوادث شاید اشاره به حادثهای معین و معهود داشته باشد که در سؤال راوی ذکر شده است. همچنین به احتمال قوی، مراد، بیان حکم حوادث واقعه باشد و منظور این باشد که در فروعات مستحدثه که به طور مشخص حکمش بیان نشده، به فقیهان مراجعه کنید.
نظر علامه نائيني :
این روایت دلالت دارد که راویان احادیث، مراجعی از طرف حضرت مهدی (عج) در بیان احکام حوادث واقعهاند و قدر متیقن از حوادث واقعه، امور مورد ابتلا از موضوعات کلیه است که حکمش در کتاب و سنت معلوم نیست.(17)
در ادامه نوشته اي ” ” امّا من كان من الفقها صائناً لنفسه حافظاً لدینه مخالفاً على هواه مطیعاً لامر مولاه فللعوام أن یقلّدوه” – از بین فقها آنان كه حافظ و نگهبان دین اند و خود را از گناه و آلودگى حفظ مى كنند و با هواهاى نفسانى مبارزه مى كنند و مطیع اوامر الهى و جانشینان اویند، بر عوام لازم است كه از آنان تقلید كنند ”
خدا عمر با عزت بهت بده ، كسي منكر مرجعيت نشده است ،!آيا قبول مرجعيت به معني تاييد ولايت فقيه آنهم از نوع مطلقه در تمام امور سياسي،نظامي ،امنيتي ،اقتصادي،فرهنگي؟! جسارتا براي ما توضيح دهيد از كجاي حديث به اين نتيجه رسيده ايد؟!
در ثاني من مي خواهم از آقاي منتظري يا سيستاني تقليد كنم تكليف چيست؟!
همانطور كه در بالا هم اشاره كردم هيچ كدام از احدايث دليل بر ولايت مطلقه فقيه نيست،چه اگر بود حضرت آيت الله العظمي خويي ،بروجردي ،آخوند خراساني،نائيني،اصفهاني ،سيستاني و… الان حرفي سخني در اين باب داشتند.
نظر آخوند خراساني :
آخوند خراسانی مستندات روایی «ولایت فقیه» را از اثبات مدعا قاصر دانسته، دلالت هیچ کدام را تمام نمیداند. به عقیده آخوند ـ قدس سره ـ بهترین روایات برای اثبات ولایت عامه فقیه دو روایت ذیل است:
نظر علامه نائيني :
«عدهای معتقدند که ولایت عامه برای فقیه جعل شده است و دلیلشان هم اخبار و روایات است؛ مثل آنچه معصوم فرموده: علما وارثان پیامبر هستند، علما امینان رسولان هستند، علمای امت من مانند انبیای بنی اسرائیل هستند… آنان کسانی هستند که بعد از من میآیند و حدیث را روایت میکنند و… که هیچ کدام از موارد مذکور، دلالت بر چیزی اضافه بر اثبات وظیفه تبلیغ احکام بر مردم و اینکه گفتار آنان در مقام تبلیغ حجت است، نمیکند و همچنین دلالت نمیکند بر بیشتر از وجوب اطاعت مردم در آنچه تبلیغ میکنند..
درخصوص دليل عقلي هم تجربه عملا به ما نشان داد كه برخلاف ادعاها،اين امر عقلي هم به نظر نمي رسد ،چنانكه قبلا هم اشاره كردم ،وضع دينداري مردم از دروني(ايمان واقعي) به ظاهري(ريا) رسيده، اكثر مردم كه زمان شاه متعبد و اهل معارف و مسائل ديني بودند به بركت اين حكومت اسلامي دقيقا برعكس شده اند.
شما در تركيه در لبنان در اروپا در تمام دنيا بگردي ،آنجه كه خبري از حكومت اسلامي نيست، مي بيني مردم رو چه شور و شوقي به اسلام دارند
چيزي كه ما در اينجا نسبت به گذسته خيلي كمتر داريم.
همه جا مردم كشورهاشون بر ضد آمريكا هستند ،اينجا دقيقا برعكس!
همه مردم كشور هاي اسلامي مدافع سرسخت فلسطين هستند ،اينجا برعكس!
اينها همه ناشي از چي مي توني باشه ؟
جز حكومت ولايت فقيه به اسم دين؟
جز حكومتي كردن دين مردم است؟
تجربه نشان داد كه آلوده شدن حضراتي كه تقواي الهي ندارند (ترس از خدا ندارند) به سياست به مسائلي منجر مي شود كه ما الان به ان گرفتاريم.
پس بهتر است اين نظريه ولايت انتصابي و مطلقه فقيه به بايگاني سپرده شود تا دين اسلام و مذهب تشيع چهره درخشان و پرتلالو خود را به مردم نشان دهد
چهر ه اي رحماني كه پيامبر و ائمه نشان دادند
نه چهره چماق و شلنگ و باتوم و تفنگ و چكمه بر ضد مردمي كه به غلط يا درست اعتراض دارند
نه چهره اي كه به زندان كردن و دربند كشيدن نزديكترين ياران سابق خود مي پردازد
نه چهره حكومتي كه 24 سال آن غرق در فساد و دزدي و چپاول اموال مردم بوده
نه چهره حكومتي كه از محاكمه مفسدان واقعي عاجز است
در ادامه بعضي از نظرات حضرات آيات را براي شما مي آورم از سايت حوزه،خودتان قضاوت كنيد
-«محقق نائینی و آیت اللّه منتظری، از جمله مهمترین قائلین به نظریه مشروعیت الهی مردمی (در مقابل ولايت مطلقه فقيه از نوع انتصابي!!) به شمار میروند.»(20)
به عقیده آخوند خراسانی ـ قدس سره ـ قدر متیقن از حدیث «منزلة الفقیه فی هذا الوقت کمنزلة الانبیاء فی بنی اسرائیل» آن است که عالمان در تبلیغ احکام همچون پیامبران بنی اسرائیل اند، افزون بر این که ولایت مطلقه برای انبیاء بنی اسرائیل «که اصل در تشبیه هستند» ثابت نیست تا چه رسد به فقیهان. همچنين در روایت «… ذلک بان مجاری الامور و الاحکام علی ایدی العلماء باللّه، الامناء علی حلاله و حرامه.»، هر چند این تعبیر با ولایت یکسان است، ظاهر از «العلماء» خصوص ائمه ـ علیهم السلام ـ هستند و شاهد بر مطلب، فقرات دیگر روایت است که در مقام توبیخ مردم به سبب پراکنده شدن از اطراف ائمه ـ علیهم السلام ـ است که همین پراکندگی، باعث تسلط دیگران بر امر خلافت و غصب مقام آنان شد.
امّا اطلاق خلیفه به علما درنبوی «الهم ارحم خلفایی…»(26) بر «ولایت» داشتن علما دلالت ندارد؛ زیرا خلیفه اطلاق ندارد. شاید جانشینی علما در خصوص تبلیغ احکام مورد نظر پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله و سلم ـ بوده است نه مطلقا و نیز اطلاق «حاکم»(27) و «قاضی»(28) بر علما در مقبوله و مشهوره، ظهور ولایت در امر قضا و فصل خصومت دارد نه ولایت مطلقه؛ امّا توقیع شریف:
«اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواة أحادیثنا فانهم حجتی علیکم و أنا حجة اللّه علیهم.»(29)
«اما در حوادث واقع شده به راویان احادیث ما رجوع کنید. زیرا آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر ایشانم.»
در این توقیعِ شریف «الف و لام» الحوادث شاید اشاره به حادثهای معین و معهود داشته باشد که در سؤال راوی ذکر شده است. همچنین به احتمال قوی، مراد، بیان حکم حوادث واقعه باشد و منظور این باشد که در فروعات مستحدثه که به طور مشخص حکمش بیان نشده، به فقیهان مراجعه کنید.
در ذیل روایت فرمود: «آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنان.» حجت بودن هیچ ملازمهای با ولایت داشتن ندارد؛ چون نه عقلاً و نه عرفا میان حجیت و ولایت ملازمه نیست. هر چند ولایت داشتن حجت خدا یعنی امام زمان قطعی و معلوم است، این ولایت از باب ملازمه میان حجیت و ولایت نیست.
http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?LanguageID=1&id=29699&SearchText=ولايت
نظر شيخ انصاري:
… شیخ انصاری مطالبی دارد که از آن ولایت بر قسمتی از اموال مردم نیز برمیآید. اگرچه شیخ ولایت در تصرف (یعنی تصرف در اموال و نفوس) را برای فقیه قبول ندارد و اثبات آن را کشیدن دست بر شاخة پرخار میداند
http://www.porsojoo.com/fa/node/5810
دوست عزیز.
در روایت دارد که انهم حجتی علیکم. عبارت مطلق است. اصلا لازم نیست که شما به معنی حوادث واقعه بپردازید. یعنی آنها حجت امام هستند و مسیر نور از آنها می گذرد. در ضمن نمی دانم چرا از جواب به این سوال که اخلاص مردم چه تغییری کرده طفره می روید. اتفاقا به نظر من منافقان خود را رسواتر کرده اند و مخلصین هم مخلص تر شده اند. این که چیز بدی نیست. در ضمن در زمان حضرت علی (ع) و امام حسن مجتبی (ع) مومنین مخلص بسیار کم بودند و بسیاری در مقابل آنها ایستادند و حتی ولایت علی (ع) را نپذیرفتند. آیا این نشانه اشکال در کار پیامبر (ص) داشت که حکومت را در دست داشت. لطفا صریح پاسخ دهید.
در رابطه با ارتباط حجت و ولایت! اگر کسی حجت بود، یعنی دلیلی بود از جانب خدا، اطاعت از او واجب است همانگونه که اطاعت از خدا واجب است. پس چنین حجتی ولایت دارد. مطلب ساده است.
نظر حضرت علي در مورد حكومت كردن بر مردم:(جهت اثبات ولايت مطلقه فقيه!)
اءَما وَ الَّذِى فَلَقَ الحَبَّهَ، وَ بَرَاءَ النَّسَمَهَ لَوْ لا حُضُورُ الْحاضِرِ وَ قِيامُ الْحُجَّهِ بِوُجُودِ النّاصِرِ، وَ ما اءَخَذَ اللّهُ عَلَى الْعُلَماءِ اءَنْ لا يُقارُّوا عَلى كِظَّهَ ظالِم وَ لا سَغَبِ مَظلُومٍ لاْلَقْيْتُ حَبْلَها عَلى غارِبها وَ لَسَقَيْتُ آخِرَها بِكَاءْسِ اءوَّلِها، وَ لالْفَيْتُمْ دُنْياكُمْ هذِهِ اءَزْهَدَ عِنْدى مِنْ عَفْطَهِ عَنْزٍ.
بدانيد. سوگند به كسى كه دانه را شكافته و جانداران را آفريده ، كه اگر انبوه آن جماعت نمى بود، يا گرد آمدن ياران حجت را بر من تمام نمى كرد و خدا از عالمان پيمان نگرفته بود كه در برابر شكمبارگى ستمكاران و گرسنگى ستمكشان خاموشى نگزينند، افسارش را بر گردنش مى افكندم و رهايش مى كردم و در پايان با آن همان مى كردم كه در آغاز كرده بودم . و مى ديديد كه دنياى شما در نزد من از عطسه ماده بزى هم كم ارج تر است .
و لعمري ، لئن کانت الامامه لا تنعقد حتي يحضرها عامه الناس ، فما الي ذلک سبيل ، و لکن اهلها يحکمون علي من غاب عنها ، ثم ليس للشاهد ان يرجع ،و لا للغائب ان يختار الا و اني اقاتل رجلين : رجلا ادعي ما ليس له ، و آخر منع الذي عليه
به جان خودم سوگند اگر قرار باشد امامت و خلافت جز با حضور همه مردم انعقاد نپذيرد هرگز راهي به سوي آن نتوان يافت [ يعني هيچگاه منعقد نخواهد شد ]، بلکه آنها که صلاحيت راي و نظر دارند و اهل حل و عقدند حاکم و خليفه را برمي گزينند و عمل آنها نسبت به سائر مردم نافذ است و بعد از آن نه حاضران حق رجوع و نه غائبان حق انتخاب ديگري را دارند .
ديديد چطور حضرت علي به اثبات ولايت مطلقه فقيه از نوع انتصابي مي پردازد!
برخلاف نظر شما، حضرت در این کلام به میزان مشروعیت حکومت اشاره ای نمی کند. آمدن مردم را شرطی می داند برای قبول ولایت از جانب خودش. اگر مردم پذیرفتند و سپس جفا کردند و خلاف کردند، صحبتی نیست که امام چه خواهد کرد.
اتفاقا تاریخ نشان داد که حضرت با بیعت شکنان جنگید. چرا به نهج البلاغه جامع نگاه نمی کنید؟
اين روهم براي اين آوردم كه نشون بدم قرآن كامل است نه طبق قاعده GODEL نياز به متمم داره!!
حضرت علي -خطبه 18:
تَرِدُ عَلى اءَحَدِهِمُ الْقَضِيَّةُ فِي حُكْمٍ مِنَ الْاءَحْكَامِ فَيَحْكُمُ فِيهَا بِرَاءْيِهِ، ثُمَّ تَرِدُ تِلْكَ الْقَضِيَّةُ بِعَيْنِهَا عَلَى غَيْرِهِ فَيَحْكُمُ فِيها بِخِلاَفِهِ، ثُمَّ يَجْتَمِعُ الْقُضَاةُ بِذَلِكَ عِنْدَ إ مَامِهِمُ الَّذِي اسْتَقْضَاهُمْ فَيُصَوِّبُ آراءَهُمْ جَمِيعا، وَ إ لَهُهُمْ واحِدٌ، وَ نَبِيُّهُمْ وَاحِدٌ، وَ كِتَابُهُمْ وَاحِدٌ، اءَ فَاءَمَرَهُمُ اللَّهُ تَعالى بِالاِخْتِلاَفِ فَاءَطَاعُوهُ؟ اءَمْ نَهَاهُمْ عَنْهُ فَعَصَوْهُ؟ اءَمْ اءَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ دِينا نَاقِصا فَاسْتَعانَ بِهِمْ عَلَى إ تْمَامِهِ؟ اءَمْ كَانُوا شُرَكَاءَ لَهُ فَلَهُمْ اءَنْ يَقُولُوا وَ عَلَيْهِ اءَنْ يَرْضَى ؟ اءَمْ اءَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحانَهُ دِينا تَامّا فَقَصَّرَ الرَّسُولُ صَلّى اللّهُ عَلَيهِ وَ آلِه عَنْ تَبْلِيغِهِ وَ اءَدَائِهِ؟ وَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ يَقُولُ: م ا فَرَّطْن ا فِي الْكِت ابِ مِنْ شَي ءٍ وَ قالَ: فِيهِ تِبْيَانٌ لِكُلِّ شَي ءٍ وَ ذَكَرَ اءَنَّ الْكِتَابَ يُصَدِّقُ بَعْضُهُ بَعْضا، وَ اءَنَّهُ لَا اخْتِلافَ فِيهِ، فَقالَ سُبْحانَهُ وَ لَوْ ك انَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللّ هِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلا فا كَثِيرا …
در حكمى از احكام ، به نزد يكى از ايشان مسئله اى مى آيد، به راءى خود حكمى مى دهد. سپس ، آن مسئله را عينا نزد ديگرى مى برند، به خلاف راءى پيشين راءيى مى دهد. سپس قاضيان آن مسئله را به نزد امامى كه آنها را به شغل قضا برگماشته مى برند و او آراء همه ايشان را صواب مى شمارد. خدايشان يكى است و پيامبرشان يكى است و كتابشان يكى . آيا خداى سبحان آنان را به اختلاف فرمان داده و اكنون از او فرمان مى برند يا آنان را از اختلاف نهى كرده و اكنون عصيان مى ورزند؟
آيا خداوند دينى ناقص فرستاده و از آنها براى كامل كردنش يارى خواسته
يا در آوردن دين ، با خدا شريك بوده اند و اكنون بر آنهاست كه راءى دهند و بر خداست كه به راءيشان راضى شود؟
يا خداى سبحان ، دينى كامل فرستاده ولى پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) در ابلاغ آن قصور ورزيده ؟ و حال آنكه مى گويد:
((ما در اين كتاب چيزى را فرو نگذاشته ايم ،)). يا: ((در آن بيان هر چيزى است )) و نيز بعضى از قرآن بعض ديگر را تصديق مى كند و در آن هيچ اختلافى نيست ، كه ، ((اگر نه از سوى خدا آمده بود در آن اختلاف بسيار مى يافتند)).
قرآن ظاهرش زيباست و باطنش ژرف است . عجايبش انتها نپذيرد و غرايبش پايان نگيرد. و تاريكى جز بدان از ميان نرود
من نگفتم قرآن کامل نیست. اصلا خود قرآن آیه هایی در کامل بودن خود دارد. صحبت من سر این است که برای استفاده از قرآن نیاز به واسطه و حجت داریم. قضیه گودل هم نمی گوید که سیستم منطقی ناقص است. می گوید نمی شود از ظاهر به باطن رسید آنهم بدون استفاده از نفس پاک انسانی.
در ضمن اینکه به نهج البلاغه جامع نگاه نمی کنی هم خودش را اینجا نشان داده است. مگر ماجرای حکمیت را نشنیده ای؟! اتفاقا عمروعاص و ابوموسی اشعری هم طبق ادعای خودشان حکم قرآن را خواندند. خوارج هم می گفتند لا حکم الا لله. حضرت می فرمود بالاخره باید کسی حکم را از قرآن استخراج کند. پس نیاز به یک انسان است. این شیوه شما، شیوه درستی نیست.
آآقا محمد محترم شما از كجا مورد انتصابي ولايت فقيه را جعل كرده ايد. نه امام خميني ره انتصابي بود و نه آيت الله خامنه اي اكنون انتصابي سات .خبرگان را مردم انتخاب و انها نيز ولي فقيه را برگزيده اند . شما متاسفانه مانند مريد و مرادتان موسوي و كروبي از جعليات و كذبيات ابايي نداريد و در مغالطه و سفسطه نيز مي رسانيد يد طولايي داريد.
تمام علما به عنوان نواب عام امام معصومند اما يك نفر از بين آنان كه حائز شرايط باشد طبق قانون اساسي به عنوان ولي فقيه انتخاب
مي شود . اين شرايط را هم من و شما به آنان نمي دهيم كه بخواخيم بستانيم و يا رد كنيم . شما مي توانيد مرجع ديني داشته باشيد اما بايد از ولي فقيه تبعيت كنيد . فكر مي كنم اباطيل بافي هاي شما به شرك نرديك تر است تا موضوع ريشه داري مانند ولايت فقيه كه ريشه در دين دارد . شما در موضوع يك بيماري جزيي حتما در پي يك متخصص و پزشك حاذق مي رويد اما انتظار داريد در بحث دين الهي كه 124000 پيغمبر و 12 امام براي راهنمايي مردم آمدند لاابالي گري و بي اعتنايي و هرزگي حاكم باشد و به متخصص آن مراجعه نشود . آخر اين چه مرامي است كه شما داريد . با اوردن برخي آيات متعدد كه نياز به تفسير و تاويل دارد در پي اين هستيد كه ادعاهاي بي اساس خود را اثبات كنيد . علماي و مراجعتان نيز دو سه نفر تجاوز نمي كنند كه مرتب به انها استناد مي كني . آقاي محترم آيا اين چيري غير از سفسطه و عوام فريبي است . آدرس هاي واهي نيز مي دهيد و مي دانيد كه هيچكس توان و فرصت پيگيري و مطالعه آنها را ندارد . جناب با اين روش هاي نخ نما شده و انحرافي نمي توان بحث بسيار مهمي مانند ولايت فقيه را خدشه دار كرد .
يا حق
شرايط ولايت مطلقه فقيه براي قائلين و طرفداران اين نظريه
مقايسه كنيد با وضع موجود!
اگر فقیهی بخواهد زورگویی کند از ولایت ساقط می شود.
(صحیفه نور, ج29/10, 174; ج31/1; ج89/10 و 29)
اگر ولیّ فقیه, یک کلمه دروغ بگوید یک قدم بر خلاف بگذارد, آن ولایت را دیگر ندارد.
(صحیفه نور,ج37/11)
اگر فقیه یک گناه صغیره هم بکند, از ولایت ساقط می شود.
(صحیفه نور,ج37/11)
آهستان: جالبه. نظر بقيه رو مياري و نظر امام رو درباره ولايت فقيه قبول نداري، بعد از خود امام چند تا جمله براي اثبات ادعاهايت دليل مي ياري! خوب مشكلي نيست. حالا بگو اين عبارات امام خميني، چه كمكي به تو مي كنه و چه نتيجه اي از اين عبارات گرفتي؟
خوب چه نتیجه ای می خواهی بگیری. از نظر خوارج هم حضرت علی (ع) کافر بود و زور می گفت! دروغ می گفت و اصلا از دین خارج شده بود.
آقاي محمد حسين نوشته اي
” امام به ما نزدیک است ولی ما از امام دوریم، پس نیاز به واسطه داریم، برای ارتباط با امام.”
آيا شما مي دونيد فرق شيخيه و بهائيت و بابيت در واقع همينطور كه شما اعتقاد داريد و مي گيد به وجود اومد
از نظرات شيخ كاظم رشتي و احسايي خبر داري
مي دوني اونها هم دقيقا مثل تو فكر مي كردند كه دنبال واسطه بودند و ميگفتند ما براي رسيدن و درك امامان نياز به واسطه داريم!
بترس از اين همه بدعت كه در دين خدا مي گذاريد
خدا خودش مي گه ادعوني اجب بخوانيد مرا تا اجابت كنم
آيا گفته بخونيد مثلا فلان كس را يا فلان چيز را؟!يا واسطه قرار دهيد براي اين كار و اون كار؟
تو از امام دوري يا من از امام دورم دليل ميشه كه من واسطه بتراشم؟!
در ادامه مطلبتون براي اثبات مدعا سيم برق رو مثال مي زني،
يعني هنوز شما نمي دوني پايه قياس در مذهب تشيع سست است؟
نمي دوني شيطان اولين كسي بود كه قياس كرد!
من هم شما را توصیه می کنم به ترس از خدا. پس این دعای توسل چیست؟ می دانی سندش به کجا متصل است؟ اولش می دانی چیست :
اللهم انی اتوجه الیک بنبیک، نبی الرحمه … این اتفاقا عین خواندن خدا است. مگر نمی شود با توجه به آیات خدا به خدا نزدیک شد. مگر خدا در قرآن به آیاتش توجه نمی دهد. آیت کبرای خدا چیست. آن نفس پیامبر (ص) و معصومین است. این هم یک سند از اینکه به قرآن هم جامع نگاه نمی کنی و یک دلیل اینکه باید معصوم در کنار قرآن باشد وگرنه کسانی مثل شما نتایج اشتباه از آیات صحیح قرآن می گیرند!
یک سوال از شما دارم. اصلا می دانی قیاس چیست. فرق آن با مثل چیست. خداوند در قرآن مثل زیاد زده و فرموده مثل اعلی از خداست. من مثل زده ام نه قیاس. برای اینکه مطلب را ذهن شما نزدیک کنم. شیطان تکبر ورزید و قیاس اشتباه کرد. دو چیزی که ربطی به هم ندارند را مقایسه کرد. اینکه جنس موجود چیست و شرافتش به چیست. اینکه موجودی از خدا دور باشد، بنا بر قانون علیت در حکمت متعالیه ملاصدرا نیاز به معلول هایی دارد برای دریافت وجود از وجود غایی. این مسئله از طریق مشکک بودن وجود و اصالت وجود اثبات می شود. فکر نمی کنم کسی ملاصدرا را شیطان بداند که عرفای بزرگی او را تایید کرده اند (مثل فانی در حق، آیت الله سید علی قاضی).
اینکه دیگران را بدون اطلاع متهم می کنید چندان پسندیده نیست. بهتر است ابتدا حرف را بشنوید، سپس قضاوت کنید.
منتظر پاسخ شما هستم.
در ضمن مثال سیم را هم از شیخ جعفر مجتهدی (ره) نقل کردم که شما آن را شیطانی نامیدید. آن ولی خدا را به کاری شیطانی متهم کردید! بروید ببینید که بوده، شاید تجدید نظری کنید.
آقاي اميد حسين من از فرمايشات امام كمك گرفتم براي اينكه نشون بدهم شرايط ولايت مطلقه فقيه حتي براي قائلين اين نظريه چقدر سخت است!
وهر سكي رو نميشه به صرف اينكه سخنران خوبي است و يا مجتهد خوبي است ولي فقيه كرد
همين
دوما من قائل به ولايت فقيه از نوع انتخابي هستم نه انتصابي!(يعني بدون زور)
يعني مشروعيت رو فقط ناشي از تاييد علما نمي دونم بلكه تاييد مردم هم بايد باشد(هر دو)،به زور كه نمي توان بر مردم حكومت كرد.
با چوب و چماق و باتوم واسلحه كه نمي شه به مردم زور گفت.
در مورد شخص امام چون ايشون رو مردمي مي دونستم ولايت فقيه رو از طرف ايشون قبول داشتم در ضمن اينكه ايشون هيچ گاه ولايت مطلقه نداشتند
چه انكه وقتي آقاي خامنه اي(زمان رياست جمهوري شون) اصرار به عدم معرفي ميرحسين داشت امام نگفت من حكم حكومتي مي كنم!! گفت من به عنوان يك شهروند اين نظر رو دارم.
ولي در شرايط حاضر ما ولايت مطلقه فقيه داريم كه حكم حكومتي مي دهد ،به مجلس دستور مي دهد،به وزير و كيل دستور مي دهد يا به عبارتي حكم مي كند ،در انتخابات طرفداري از فلان كانديد مي كند ،شرايط عدالت و برابري رو رعايت نمي كند،در دوره ايشون (متاسفانه) نويسندگان و روحانيون و مردم عادي رو زنداني مي كنند،شكنجه مي كنند و اين با اون چيزي كه امام بهش معتقد بود فرق داره
البته قبول دارم امام در كتابش (كه در زمان طلبگي و در نجف يعني چيزي حدود 10-15 سال قبل از انقلاب اسلامي نوشته ) راجع به ولايت مطلقه صحبت كرده ولي در زمان زعامت و رهبري امت هرگز اون رو پياه نكرد.
چرا نظر امام (ره) را انکار می کنید. مگر امام دستور نداد که قضایای بهزاد نبوی (اتهام او در ماجرای شهادت شهید رجایی و باهنر) را به دلیل اولویت جنگ پیروی نکنید. مگر دستور نداد که اعتراض شورای نگهبان به انتخابات و تقلب در آن را فعلا پیگیری نکنید. مگر دستور به جهاد نداد. مگر حکم به قتل سلمان رشدی نداد. مگر استعفای موسوی را وتو نکرد. اینهم یک سند دیگر از اینکه به حوادث به شکل جامع نگاه نمی کنید.
کی گفته که الان ولی فقیه به زور حکومت می کنه. اتفاقا الان 24 میلیون نفر به احمدی نژاد رای داده اند (که نظرسنجی موسسه فردای بدون ترور در آمریکا – که اتفاقا اعضای آن برخی دشمن جمهوری اسلامی هستند – و موسسه Public World Opinion از طرف دانشگاه برکلی نشان داد که این مسئله واقعا صحت دارد). ولی موسوی حداکثر 13 میلیون رای دارید که بسیاری از آنها هم الان از حمایت از او پشیمان شده اند (به نظر سنجی همان موسسه نگاه کنید). چرا شما فکر می کنی مردم همه ایران باید تسلیم جمعیتی اشرافی بشوند که در شمال تهران ساکن اند.
البته من منکر برخی از اشتباهاتی که برخی از نیروهای مسلح در جریان آشوبهای بعد از انتخابات نیستم. ولی فتنه بزرگ با دروغ های موسوی شروع شد. امروز هم که دست به دامن هاشمی شده که بیایید وحدت ملی! اگر راست می گفت و واقعا تقلب شده بود، چرا می خواهد با متقلبان وحدت ملی داشته باشد؟! اگر واقعا دنبال وحدت بود، چرا اصلا فتنه درست کرد، آنهم با دروغ. قبول نداری که او در مجلس ختم یک آدم زنده شرکت کرده؟
مشکل حقیقت نیست. مشکل چشم ماست. چشم ما درست نمی بیند. مشکل کامل بودن قرآن نیست. ما چشمی نداریم که قرآن را ببینیم. جالبه خودت داری ادعای اولی خودت را نقض می کنی!
آقاي محمد حسين نوشته اي من چه شناختي از آيت الله سيستاني دارم!
نيازي به شناخت نيست به سايت ايشان مراجعه كنيد
آراء ايشان را مي يابيد.
نمونه نظر ايشان در باب ولايت فقيه:
” نظر معظم له درباره ولايت فقيه چيست؟پاسخ: ولايت در آن چه – به اصطلاح فقها – امور حسبيه خوانده می شود برای هر فقيهی که جامع شرايط تقليد باشد ثابت است . و اما در امور عامه که نظم جامعه اسلامی بر آنها متوقف است هم در شخص فقيه و هم در شرايط به کار بستن ولايت امور ديگری معتبر است از جمله مقبول بودن نزد عامه مؤمنين.”
ايشون مي فرمايند :
اولا ولايت فقيه در امور حسبيه (مثل مال بي صاحب و ولايت بر صغير و و…)
در ادامه ذكر مي كنند بر هر فقيهي كه جامع شرايط تقليد باشد واجب!!(محدود نكرده به شخص خاصي)
و در امور عامه به شرايط متعددي منوط كرد كه يكي از اون شرايط مقبوليت عامه است اولا مي خواهند بفرمايند شرايط متعددي دارد كه يكي از اونها پذيرش توسط مردم است (نه زوري ،اونهم از نوع مطلقه!)
ديگه از اين واضح تر بگه!
واقعا جالبه. من هم نگفتم نظر مردم معتبر نیست. نمی دانم این را از کجا آورده اید. ولی سوالی دارم. اگر مردم پذیرفتند، آیا پس از آن ولایت مطلق خواهد بود یا نه. یعنی آیا می توانند مردم پس از پذیرفتن، زیر همه چیز بزنند؟! این سوالی است که شما باید به آن پاسخ دهید. اتفاقا جوابی هم از آیت الله سیستانی در مورد آن نیاورده اید. آیا حضرت علی (ع) پس از اینکه عده ای خلف وعده کردند، از حکومت کنار رفت؟ یا اینکه فقط عده کمی از امام حسین (ع) دفاع کردند، و عده زیادی خلف وعده کردند، از قیام در برابر یزید (علیه اللعنه) خودداری کرد؟! یا امام رضا (ع) از اینکه عده زیادی به او رجوع کردند برای قیام، قیام کرد؟! آیا از این واضح تر؟
آقای محمد،
لطفا تمام جواب هایی که بالا به پاسخ هایتان داده ام را دقت بخوانید و پاسخ دهید. به نظر من مشکل عمده ما عدم دید جامع به قرآن، نهج البلاغه، حقیقت و … است. اگر به دنبال حقیقت هستید باید جامع نگاه کنید. در ضمن هنوز منتظر پاسخ شما به توهین های دوم خردادی ها به خدا، قرآن، پیامبر (ص)، حضرت زهرا (س)، امامان معصوم (ع)، مرجعیت هم هستم. مستندهای آن موجود است و اصلا قابل انکار نیست. آیا این کسی از این جریان در مقابل این حرف ها ایستاد؟ لطفا جواب دهید و طفره نروید. فقط چند نفر ایستادند. مثل آیت الله مصباح یزدی که او را هم چنان ترور شخصیتی کردند که سابقه نداشت.
آیت الله بهجت (ره) :
اى كاش بيشتر از اين اشتباه نمى كرديم، و چاه محض را، راه محض نمى ديديم و نمى رفتيم! حيوانات راه خود را مى دانند، از همان راه كه آمده اند بدون توقف و اشاره و پيش و پس و بدون انحراف، راه خود را طى مى كنند و به مقصد مى رسند، امّا انسان كه اشرف مخلوقات است، «بَلْ هُمْ أَضَلُّ»(1)؛ (بلكه آنان گمراه ترند.) براى او بدترين فحش ها (خ ـ ر) است، با اين كه افراد اين حيوان در كنار هم راحت زندگى مى كنند، امّا افراد بشر، حاضر نيستند طورى زندگى كنند كه مزاحمتى با هم نداشته باشند! اگر دين، خدا و شرع نباشد، عقل كه هست، آيا درست است كه سر سفره ى نعمت هاى الهى بنشينيم و بدتر از چهار پايان به هم رحم نداشته باشيم و بگوييم:
«أَلْحُكْمُ لِمَنْ غَلَبَ؟!»
حكومت از آن كسى است كه غلبه كند!
و با اين حال خود را اشرف مخلوقات بدانيم، يعنى اشرف و برتر از همه ى انسان ها كسى است كه تير و تفنگ بيشتر، و چنگ و دندان تيزتر و قوى تر داشته باشد، و كسى كه ديگران را مى كشد و نابود مى كند و ابزار و وسايل كشتار جمعى بيشتر و قوى تر در اختيار دارد، در دنيا آقاتر از همه است!
1. سوره ى اعراف، آيه ى 179؛ سوره ى فرقان، آيه ى 44.
آخ که چه حقه کثیفی بود این نسبت دروغگو دادن به رئیس جمهور پاک و صادق؛ صفت دروغگو را در مورد او بین عوام الناس جا بیندازی (به اصطلاح توپ را در زمین او بیندازی) تا وقتی شاخدارترین دروغ دنیا را تحویل دادی (تقلب حداقل یازده میلیون برگ رای) عده ای ساده لوح که در اوهام خود خیال می کنند آخر شعور و آگاهی سیاسی اند، یک چنین افترای مضحکی را دربست باور کنند.
برادر من محمد حسين من بخواهم به تك تك موارد شما جواب بدهم كه يعني بايد كار و زندگي ام را تعطيل كنم و جواب تحليلهاي شما را بدهم
پاسخ هايي كه خيلي از آنها جوابهاي روشن و منطقي دارد.
نوشته اي:
“در روایت دارد که انهم حجتی علیکم. عبارت مطلق است. اصلا لازم نیست که شما به معنی حوادث واقعه بپردازید. یعنی آنها حجت امام هستند و مسیر نور از آنها می گذرد.”
مگر من به معني آن پرداختم من نظرات آخوند خراساني و نائيني رو آوردم ،يعني شما بيشتر از اونها هم مي فهميد؟!
در ادامه نوشته اي حضرت بابيعت شكنان جنگيد ،درست
ولي آيا ولايت معصومين را با ولايت فقيه يكي ميداني.؟
چطور از ولايت اميرالمونين به نتيجه دلخواه خود رسيدي؟!
اصل بحث بر سر همين است كه ولايت مطلق مختص معصومين است نه گنهكاران و خطاكاران!
حضرت علي خطاب به اصحابش هنگام جنگ مي فرمايد (البته نه با زبان زور و تهديد و شكنجه و زندان!)
خطبه شماره 208
ايها الناس ، انه لم يزل امري معکم علي مااحب ، حتي نهکتکم الحرب ، و قد ، والله ، اخذت منکم و ترکت ، وهي لعدوکم انهک لقد کنت امس اميرا ، فاصبحت اليوم مامورا ، و کنت امس ناهيا ، فاصبحت اليوم منهيا ، و قد احببتم البقاء ، و ليس لي ان احملکم علي ما تکرهون
ترجمه
اي مردم همواره وضع من و شما آن طور بود که من دوست مي داشتم . تا آنگاه که نبرد شما را خسته و در هم کوفته ساخت . سوگند به خدا [ اعتراف مي کنم که جنگ عده اي از شما را گرفت و جمعي را باقي گذاشت اما اين نبرد براي دشمنانتان کوبنده تر و خستگي آفرين تر بود من ديروز فرمانده و امير بودم ولي امروز مامور و فرمانبر شده ام ديروز نهي کننده و بازدارنده بودم و امروز نهي شده و بازداشته شده ام شما زندگي و بقاي در دنيا را دوست داريد . و من نمي توانم شما را به راهي که دوست نداريد مجبور سازم
دقت كنيد حضرت علي مي فرمايد من نمي توانم شما را به راهي كه دوست نداريد مجبور كنم ،آيا از اين واضح تر بگه!
در ثاني مردم كي پذيرفتند ؟! مي شود به ما بفرماييد در كدام انتخابات رهبر انتخاب شدند؟! طبق قانون اساسي كه بالاي 70% مردم در آن شركت نداشته اند به اين نتيجه رسيده اي؟!
يا انتخاباتي براي تعيين رهبر از بين مراجع و مجتهدان برگزار مي شود كه ما ازآن بي خبريم؟!
حكومتي كه اساسش تنها به تاييد كمتر از 30% (در بهترين حالت ممكن) رسيده است چطور دم از حمايت و پذيرفتن مردم مي زند(تنها افراد بالاي 48 سال قادر به شركت در انتخابات مفروض بوده اند براي تاييد جمهوري اسلامي و سيستم فعلي)؟! البته مطمئنا با سياستهاي پيش گرفته خيلي از همان مردم هم برگشته اند
چطور ما براي استفاده از قرآن نياز به واسطه داريم در حاليكه حضرت علي مي فرمايد
خطبه شماره 176
و ما جالس هذا القرآن احد الا قام عنه بزياده او نقصان : زياده في هدي ، او نقصان من عمي
هر کس با قرآن مجالست کند از کنار آن با زيادي يا نقصاني برمي خيزد : زيادي در هدايت يا نقصان از کوردلي و جهل
آيا شما مي بنيد كه حضرت بگويند مردم ،به جهت اينكه قرآن دركش مشكل است به علما رجوع كنيد ،هركس امام يعني چه؟!يعني علما؟!يعني خواص؟!
در ضمن اينكه فرقه شيخيه دقيقا با همين استدلا ل شما بنا شد،بهائيت از همين فرقه نشات گرفت.انها هم دنبال واسطه بودندو همين ادعاها را مي كردند.
درخصوص ماجراي حكميت كه آفرين گفتن دارد.مثالي زدي كه بر باطل بودن خودت استوار است.آيا حضرت علي شمشير كشيد بر يارانش و گفت ،اي مردم قرآن ناطق منم ،حال كه مرا قبول نداريد بايد كشته شويد؟! يا نه مطيع مردم شد،گفت مردم راه درستش اين است و لي حال كه مي خواهيد من چاره اي ندارم! آيا گفت نه اين حكم حكومت اسلامي است و من هم امير مومنان پس بايد اجرا شود!؟ بله كسي منكر نشده كه حكم خدا نبايد اجرا شود .بحث ولايت مطلق فقيه چه كار به حكم خدا دارد؟!
در ادامه مرا به ترس خدا دعوت كرده اي كه دعايي است در حق من
كسي منكر شفاعت درقرآن نشد تا توسل به دعا نشد يا توسل به ائمه نشد كه كه از دعاي توسل صحبت مي كني!
اعتقاد به وجوب واسطه در رسيدن به خدا نه تنها محل ترديد كه محل شرك است.
پس در چيزي كه قطعا محل شرك است نبايد وارد شد
صحبت از قياس و مثل كرده اي ،آفرين بر شما اتفاقا جنس مثال شما سيم برق و ژنراتور برق هيچ ارتباطي با رابطه بنده و خدا ندارد.نه از لحاظ شرافت به قول شما نه از لحاظ وجودي! و استفاده هر كس هم از آن توجيه كننده مطلب نيست ،چه آن شخص غير معصوم است.
در ادامه نوشتي من قياس را شيطاني ميدانم،مي شود يكبار ديگر جملات مرا بخواني متوجه شوم كجا همچين چيزي گفته ام
من فقط گفتم پايه قياس در تشيع سست است(البته در اهل تسنن از منابع 4 گانه استناد است) و گفتم اولين كسي كه قياس كرد شيطان بود.
با استدلال شما پس همه سني ها هم شيطاني هستند ايا اين استدلال است كه شما مي كنيد؟!
نوشته اي :" امام دستور نداد که قضایای بهزاد نبوی (اتهام او در ماجرای شهادت شهید رجایی و باهنر) را به دلیل اولویت جنگ پیروی نکنید. مگر دستور نداد که اعتراض شورای نگهبان به انتخابات و تقلب در آن را فعلا پیگیری نکنید. مگر دستور به جهاد نداد. مگر حکم به قتل سلمان رشدی نداد. مگر استعفای موسوی را وتو نکرد"
دستور جهاد جزو وظايف ذاتي مرجع تقليد است و مختص امام نيست!
و اتفاقا از دلايلي كه جامع مسائل را نمي بيني و از كانال كيهان مي بيني همين است
نمونه اش مسئله و بلواي بهزاد نبوي ،كي امام گفت جنگ اولويت دارد پيگيري نكنيد؟!
جز يك پاپوش ساختگي كه امثال لاجوردي و غيره درست كرده بودند نبود كه امام بعد از شهادت ياران واقعي اش از جنبه قضايي آن را مختومه كرد(باب قضاوت از وظايف ذاتي مرجع تقليد)
اعتراض شوراي نگهبان اتفاقا پيگيري شد و وقتي مشخص شد حضرات بدون سند حرفهاي واهي مي زنند ،گروه حكميت تشكيل شد و امام نظر گروه حكميت را اعمال كردند ، نه زياده خواهي هاي شوراي نگهبان را(اينجا هم نظر خود را اعمل نكردند ،نظر حكميت رو پذيرفتند)
حكم به ارتداد از وظايف ذاتي مرجع تقليد است كه هر مرجعي ديگر هم مي تواند صادر كند نيازي به ولايت مطلقه! فقيه نيست.
لذا موضوعاتي كه مطرح كردي ذاتا ربطي به ولايت مطلقه ندارد.چه آنكه امام تاكيد عجيبي به اجراي قانون داشتند،نه اينكه وزير به مجلس معرفي كنند ،دست مجلس را در بررسي قانون مطبوعات ببندند و خيلي كارهاي ديگر كه الان رهبري مي كند.
در ضمن پذيرفتن ونپذيرفتن استعفا در هر حكومتي مطرح است ،بازهم ربطي به ولايت مطلقه فقيه ندارد!
در ادامه نوشته اي چه كسي مي گويد ولايت فقيه به زور حكومت مي كند
پس ببخشيد اينهمه سپاهي و بسجي و و كشتار و زندان افكندن و سلول انفرداي و بستن و نشان دادن داغ و درفش براي چيست؟!
براي يك حكومت كه ادعاي اسلامي بودن دارد و الگويش حكومت علي است ؟!يا پيرو منطق قرآن است؟!
كجا حضرت علي همچين روشي رو در پيش گرفتند.
آيا آنجا كه با خوارج مي خواست جنگ كند وفرمود تا دست به شمشير نبردند با آنها كاري نداشته باشيد يا فتنه جمل كه تا انها جنگ را آغاز نكردند نبرد نكرد، شبيه حمله سپاه و بسيج به مردم بيدفاع با گلوله و باتوم و چوب و چماق است؟!
آيا آنجا كه با مردي غير مسلمان به دادگاه شكايت برد و دادگاه راي به نفع مرد نصراني يا يهودي (ترديد از من است) داد؟! كاري كه تاجزاده هر چه زور زد نتوانست كارگزار رهبر شيخ جنتي را به دادگاه بكشاند.
يا هجونامه كيهان كه پس از 10 سال يا دوزاده سال براي بعضي از پرونده هايش و شكاياتش هنوز پرونده تشكيل نشده،شكايت متشاكيان راه به جايي نبرده ؟!
آيا آنجا كه سپاهيان با گلوله خشم ، ندا ها و سهرابها را آماج تيرهاي خود مي ساختند ،جز به رخ كشيدن قدرت كارديگري مي كردند؟!
نهج البلاغه -خطبه شماره 153
ان من عزائم الله في الذکر الحکيم ، التي عليها يثيب و يعاقب ، و لها يرضي و يسخط ، انه لا ينفع عبدا و ان اجهد نفسه ، و اخلص فعله ان يخرج من الدنيا ، لاقيا ربه بخصله من هذه الخصال لم يتب منها : ان يشرک بالله فيما افترض عليه من عبادته ، او يشفي غيظه بهلاک نفس ، او يعر بامر فعله غيره ، او يستنجح حاجه الي الناس باظهار بدعه في دينه ...
از واجبات مسلم خداوند در کتاب حکيمش که بر آن پاداش و کيفر مي دهد و بخاطر آن خرسند مي شود و خشم مي گيرد اين است که انسان هر چند خويش را به زحمت اندازد و عملش را خالص گرداند نفعي به حالش نمي بخشد ا گر پس از مرگ خداي را با يکي از اين خصلتها بدون توبه ملاقات کنند : [ نخست اينکه ] شريکي براي خدا در عباداتي که بر او فرض کرده قائل شود يا خشم خويش را با کشتن بي گناهي فرونشاند يا بر شخصي از کاري که ديگري انجام داده عيب گيرد يا براي انجام حاجتي که به مردم دارد بدعتي در دين خدا بگذارد…
يا غروري كه رهبر فعلي دچار ان شده و در باد قدرت و پيروزي آن غرق است شبيه حضرت علي است؟!
واقعا وقتي من سخنراني هاي امام را مشاهده مي كنم كه با چه ادبياتي (خلوص و تواضع و فروتني محض) با مردم سخن مي گفت و مقايسه مي كنم با رهبر فعلي متوجه مي شوم كه چه غروري رهبر فعلي را گرفته
البته شما هم اگر انصاف داشته باشيد اين رو از زير باران تند قراردادن و به زحمت انداختن مردم عادي در هنگام سخنراني ايشان در چالوس مي توانستي بفهمي ،يا انجا كه حركت 3 ميليون معترض به نتايج انتخابات را عده اي اغتشاش گر خوانده بود كه بايد از كف خيابان جمع شوند،اينها نشانه اي غرور و نخوت است
حضرت علي در نج البلاغه مي فرمايد:
خطبه شماره 192:
از آنچه خداوند در مورد ابليس انجام داده عبرت گيرند زيرا اعمال طولاني و کوششهاي فراوان او را [ براثر تکبر ] از بين برد . او خداوند را ششهزار سال عبادت نمود که معلوم نيست از سالهاي دنياست يا از سالهاي آخرت . اما با ساعتي تکبر همه را نابود ساخت پس چگونه ممکن است کسي بعد از ابليس همان معصيت را انجام دهد ولي سالم بماند نه هرگز چنين نخواهد بود خداوند هيچگاه انساني را بخاطر عملي داخل بهشت نمي کند که در اثر همان کار فرشته اي را از آن بيرون کرده باشد فرمان او درباره اهل آسمانها و زمين يکي است و بين خدا و احدي از مخلوقاتش دوستي خاصي برقرار نيست
در ادامه صحبت از نظرسنجي موسسه آمريكايي كردي (جالبه اگه همين نظرسنجي نتيجه ديگري داشت الان آن را صهيونيستي اعلام ميكردي،ولي برادر آيا كسي به شما نگفته كه نيمي از مردم حاضر به شركت رد اين نظرنسجي نشده اند ودر واقع نتايج مورد اشاره شما براي نمي از مردم است، آيا كسي به شما نگفته نظرسنيج تلفني بوده در حاليكه همه مي دانيم مردم ايران از ترس داغ و درفش و زندان و اطلاعات رژيم هر دورغي را ممكن است در تلفن تحويل طرف مقابل بدهند؟!چطور به اين نظرسنجي استناد مي كني؟! تمام استدلالهاي شما از اين نوع است؟!
در ادامه نوشته اي فتنه بزرگ ،برادر من فتنه بزرگ نه با دروغ هاي موسوي كه با دروغ هاي بزرگتر و شاخدارتر احمدي نژاد شروع شد،دروغهايي كه موجب ريختن آبروي مومن شدكه حرمتي برابر با قتل دارد ،دروغهايي كه در يك برنامه زنده تلويزيوني جلوي چشم 50 ميليون بيننده اتهامهاي واهي زد كه در هيچ دادگاهي مطرح نشده بود و ثابت نشده بود . آيا كسي به شما نگفت 10 درصد بعد از همان برنامه كذايي به آراء ساختگي دكتر اضافه شد؟!احمدي نژادي كه در طول 4 سال دوران رياست جمهوري منحوسش تاريخ انقلاب اسلامي را سراسر دزدي و فساد نشان مي داد،نمي توانست در همان دوران رياست جمهوري اش كسانيكه فكر مي كرد مفسده اي دارند به دادگاه بكشاند،يا زودتر به مردم معرفي مي كرد تا در يك برنامه زنده تلويزيوني ؟
آيا صدا وسيماي ميلي كه رييس ان از رهبر دستور مي گيرد و فرصت برابر را براي پاسخ آقاي هاشمي فراهم نكرد جز به دستور رهبري بود ؟! آيا رهبر با اين اوصاف شرط عدالت را از دست نداده و دچار غرور و تكبر نشده است؟!
آن موقع كه جواز تيراندازي مستقيم،كور و بودن هدف مي داد تا نيروهاي بسيجي و سپاهي قلب مردم را نشانه بگيرند دچار نخوت نشده بود؟!
هيچكس نمي خواهد با متقلب سازش كند!متقلب بزرگ احمدي نژاد است.
اگر صحبت بر سر سازش است صحبت بر سر سازش با احمدي نژاد نيست ،بلكه صحبت بر سر سازش بين طرفداران رهبري و منتقدان اوست ،آنهم از جهت حفظ مصالح ايران و انقلاب.
آيا شما فكر ميكني مردم با متقلب بزرگ،احمدي نژاد سازش خواهند گرد؟حاشا و كلا
در ادامه نوشته اي ماچشمي نداريم كه قرآن ببينيم مي شود به من بگوييد چطور به اين نتيجه رسيدي كه ما چشمي نداريم كه قرآن ببينيم؟!
از فرمايشات حضرت علي به اين نتيجه رسيده اي يا سندي در قرآن داري تا به ما نشان دهي؟!
نهج البلاغه خطبه شماره 176
و ما جالس هذا القرآن احد الا قام عنه بزياده او نقصان : زياده في هدي ، او نقصان من عمي واعلموا انه ليس علي احد بعد القرآن من فاقه ، و لا لاحد قبل القرآن من غني ، فاستشفوه من ادوائکم ، واستعينوا به علي لاوائکم ،
هر کس با قرآن مجالست کند از کنار آن با زيادي يا نقصاني برمي خيزد : زيادي در هدايت يا نقصان از کوردلي و جهل آگاه باشيد هيچکس پس از داشتن قرآن فقر و بيچارگي ندارد و هيچکس پيش از آن غنا و بي نيازي نخواهد داشت بنابراين از قرآن براي بيماري هاي خود شفا و بهبودي بطلبيد و براي پيروزي بر شدائد و مشکلات از آن استعانت جوئيد
آيا شما در فرمايشات امير ميبنيد كه وقتي مي گويند “هركس” منظور علما هستند؟! فرموده باشند شما قرآن را ازعلما ياد بگيريد،يا ايشان ميفرمايند مردم شما چشم قرآن بين نداريد پس آن را از علما بخواهيد؟!اگر سندي در خصوص ادعاي خود داريد خوشحال مي شوم بهره مند شويم
در ادامه نوشته اي ” اگر مردم پذیرفتند، آیا پس از آن ولایت مطلق خواهد بود یا نه”
ولايت تا ماداميكه راي مردم را داشته باشد معتبر است ولي همانطور كه حضرت آيت الله سيستاني هم فرموده اند يكي از شرايط مقبوليت عامه است نه همه شرايط در ضمن اينكه هيچگاه ولايت نمي تواند مطلق شود چون اين شرك است! ولايت مطلق از آن خداست.
بله مردم مي توانند از راي خود به هر كس برگردند ،اين هيچ اشكالي ندارد به شرط آنكه اكثريت باشند،و مي توانند فرد ديگري را به اين سمت بگمارند.
از نظر من هم مشكل عمده ما بت پرستي جديد است كه جوانان تند و مذهبي گرفتار ان شده اند.
تابو درست كردن از اشخاص است.
اينها ست كه مشكل ماست
هر وقت آقاي خامنه اي در دادگاهي اسلامي حضور پيدا كنند و به شكايت مردم عليه خود گوش دهند حكومت ما راه درست را مي رود
هر وقت به جاي صحبت با زور و تفنگ و چوب و چماق ياد بگيرند با مردم بايد متواضع و فروتنانه صحبت كنند ان وقت حكومت ما اسلامي است. وگرنه ادعاي اسلامي بودن را كه معاويه هم داشت.
او هم مي گفت من خليفه امير مومنان!! هستم.
در پايان به شما دوست عزيز عرض مي كنم
اللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿۶۹﴾ -الحج
آهستان: دوست عزيز! ادعاهايي در نوشته ات وجود دارد كه نيازي به جواب دادن ندارد. اينكه چطور شما به اين نتيجه كه رهبر انقلاب دچار غرور شده و …. بهتر است لااقل از طرف خودت حرف بزني و بنويسي من اينطور فكر ميكنم. جملات و نظرات امام خميني را هم هر وقت دوست داري براي تاييد حرفهايت مي آوري و در بقيه موارد خبري از امام خميني نيست. ما در نظريه ولايت فقيه پيرو امام خميني هستيم، كاري نداريم كه ديگران چه نوشتند و چه مي گويند. فقط يك نكته را محض اطلاع جنابعالي مي نويسم كه خيلي ادعاي پيروي از برخي مراجع و علما را داري. در زمان امام هم با آنكه برخي از مراجع، از لحاظ فقهي ، قائل به اختيارات ولايت مطلقه نبودند، رهبري و ولايت امام را پذيرفتند و به او احترام مي گذاشتند. چون اونها مشكل سياسي نداشتند. مشكل شما بيشتر از آنكه فقهي باشد، سياسي است! به همين خاطر ظاهرا فعلا دنبال نظرات ساير مراجع هستيد كه راهي براي توجيه مخالفت خود پيدا بكنيد. همان آيت الله سيستاني كه شما ادعا مي كني مخالف ولايت فقيه است، بارها در ديدارهاي خود با مقامات و علماي ايراني، از رهبري ايران حمايت كرده. بهترهيك توجيه هم براي اين مساله پيدا بكني برادر!
در ضمن آيت الله بهجت روي تخم چشم ما جا دارند
آقای محمد،
سعی می کنم، بحث را بر روی جنبه های اصلی آن متمرکز کنم، تا از حوصله خارج نشود. از شما می خواهم قبل از دست به قلم بردن، ابتدا به فرمایش امیرمومنان (ع) کمی خودتان را متهم کنید و ببینید آیا به نتیجه دیگری می رسید.
1) مهمترین مسئله این است که فرموده اید رسیدن به خدا واسطه نمی خواهد و وساطت در اینجا شرک است. من از شما سوالی را می پرسم. شما خدا را چگونه می پرستی؟ آیا می شود با نگاه کردن به یک آیه الهی به خدا نزدیک شد و اگر کسی چنین کرد مشرک است؟ صریح پاسخ دهید. آیا جز این است که خدا را به اسماء و صفاتش می شناسید؟ آیا جز این است که پیامبر (ص) مظهر تجلی اسماء الهی است؟
شما آیا این آیه را دیده اید :
يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و ابتغوا اليه الوسيله
ای کسانی که ایمان آورده اید تقوای خدا پیشه کنید و به سوی او وسیله ای بجویید.
علامه طباطبایی (ره) مفسر بزرگ قرآن کریم در تفسیر سوره هود در آیایت 36 تا 49 در باب فرق بین شفاعت و شرک می فرماید :
“چه بسا اشخاصي اينطور بپندارند اينكه در ادعيه ، رسول خدا (صلياللهعليهوآلهوسلّم) و آل معصومينش (عليهمالسلام) شفيع قرار داده شدهاند و به حق آنان از خداي تعالي درخواست شده و همچنين زيارت قبور آن حضرات و بوسيدن ضريحشان و تبرك جستن به تربتشان و تعظيم آثارشان همه مصاديقي است از شركي كه در شرع از آن نهي شده و همان شرك وثنيت است ، و استدلال كردهاند به اينكه اينگونه توجيه عبادي در حقيقت قائل شدن به تاثير ربوبي براي غير خداي تعالي است و اين خود شرك است ، و مگر بتپرستان چه ميكردند ؟ آنها نيز ميگفتند : اين بتها شفعاء ما در درگاه خداي سبحانند و ما اگر بتها را ميپرستيم براي اين منظور است كه ما را قدمي به درگاه خدا نزديك سازند .
و چه فرق است در پرستش كردن غير خدا بين اينكه آن غير خدا پيغمبري باشد و يا وليي از اولياي خدا باشد و يا جباري از جباران و يا غير ايشان ، همه اين پرستشها شركي است كه در شرع از آن نهي شده .
ليكن اين اشخاص از چند نكته غفلت كردهاند : اول اينكه ثبوت تاثير براي غير خدا چه تاثير مادي و چه معنوي ضروري است و نميتوان آن را انكار كرد ، خود خداي تعالي در كلام مجيدش تاثير را با همه انواعش به غير خداي تعالي نسبت داده و مگر ممكن است غير اين باشد ؟ با اينكه انكار مطلق آن ابطال قانون عليت و معلوليت عمومي است كه خود ركني است براي همه ادله توحيد ، و ابطال قانون مذكور ، هدم بنيان توحيد است .
آري ، آن تاثيري كه خداي تعالي در كلام مجيدش از غير خداي تعالي نفي كرده تاثير استقلالي است كه هيچ موحدي در آن سخني ندارد ، هر مسلمان موحدي ميداند كه هندوانه و سرديش ، عسل و گرميش در مزاج ، از خداي تعالي است ، او است كه هر چيزي را آفريده و اثرش را نيز خلق كرده .
و هيچ موحدي نميگويد كه : عسل در بخشيدن حرارت به بدن حاجتي به خداي تعالي ندارد .
و اما اينكه بگوييم : نه هندوانه سرد است و نه عسل گرم ، و نه آب اثر سردي دارد و نه آتش اثر حرارت ، در حقيقت بديهيات عقل را انكار كرده و از فطرت بشري خارج شدهايم ، خوب وقتي خداي تعالي بتواند به فلان موجود ، فلان اثر و خاصيت را ببخشد چرا نتواند به اولياي درگاهش مقام شفاعت و وساطت در آمرزش گناهان و برآمدن حاجات را ببخشد و حتي در تربت آنان اثر شفا بگذارد ؟ كساني كه به اهل شفاعت يعني به اولياي خدا متوسل ميشوند كارشان بدون دليل نيست آنها ميدانند كه اولا خداي تعالي در كلام مجيدش به افرادي كه مرضي درگاهش باشند مقام شفاعت داده و فرموده : و لا يملك الذين يدعون من دونه الشفاعة الا من شهد بالحق و هم يعلمون .
و نيز فرموده : و لا يشفعون الا لمن ارتضي .
و اگر در درخواستهايشان خداي تعالي را به جاه آن حضرات و به حق آنان سوگند ميدهند در اين عمل خود ، دليل دارند و آن كلام خود خداي تعالي است كه ميفرمايد : و لقد سبقت كلمتنا لعبادنا المرسلين انهم لهم المنصورون و ان جندنا لهم الغالبون و نيز ميفرمايد : انا لننصر رسلنا و الذين آمنوا .
و اگر آن حضرات را تعظيم ميكنند و با زيارت قبورشان و بوسيدن ضريحشان اظهار محبت نسبت به آنان ميكنند و با تربت آنان تبرك ميجويند براي اين است كه اين اعمال را مصاديقي براي تعظيم شعائر ميدانند و به آيه شريفه و من يعظم شعائر الله فانها من تقوي القلوب ، و آيه مودت به ذي القربي و به آيات ديگر و روايات سنت ، تمسك ميكنند .
پس چنين كسي كه اينگونه اعمالي را انجام ميدهد ميخواهد وسيلهاي به درگاه خدا برده و به آيه شريفه يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و ابتغوا اليه الوسيله عمل كرده باشد ، پس اين خود خداي تعالي است كه ابتغاء وسيله به آن حضرات را تشريع كرده و دوست داشتن آنان و تعظيمشان را واجب فرموده و همين دوستي و تعظيم را وسائلي به درگاه خود قرار داده است و معنا ندارد كه خداي تعالي محبت به چيزي و تعظيم آن را واجب كند و در عين حال آثار آن را تحريم نمايد .
بنا بر اين هيچ مانعي در اين كار نيست كه كسي از راه دوستي انبياء و امامان الهي و تعظيم امر آنان و ساير آثار و لوازمي كه براي محبت و تعظيم هست به درگاه خدا تقرب بجويد ، البته اين در صورتي است كه دوستي و تعظيم و بوسيدن ضريح و ساير آثار محبت ، جنبه توسل و استشفاع داشته باشد نه اينكه اين امور و اين اشخاص را مستقل در تاثير بداند و يا اين اعمال جنبه پرستش داشته باشد .
و ثانيا از فرقي كه بين شرك و استشفاع هست غفلت ورزيدهاند ، و به عبارتي سادهتر اينكه نتوانستهاند فرق بگذارند بين اينكه كسي غير خدا را بپرستد تا او نزد خدا شفاعتش كند و يا به خدا نزديكش كند و بين اينكه تنها خدا را بپرستد و غير خدا را شفيع درگاه او قرار دهد و با دوستي كردن به غير خدا به درگاه خدا تقرب بجويد ، كه در فرض اول به غير خداي تعالي استقلال داده و عبادت را خالص براي غير خدا كرده كه اين خود شرك ورزيدن در عبوديت است و در صورت دوم استقلال را فقط و فقط به خداي تعالي داده و او را مخصوص به عبادت كرده و احدي را شريك او قرار نداده است .
و اگر خداي تعالي مشركين را مذمت فرموده ، براي اين است كه گفته بودند : ما نعبدهم الا ليقربونا الي الله زلفی كه اين گفتارشان ظاهر در اين است كه به غير خدا استقلال دادهاند و در عبادت تنها همان غير خدا را در نظر ميگيرند نه خداي تعالي را و اگر گفته بودند : ما تنها خدا را ميپرستيم و در عين حال از ملائكه و يا رسولان و اولياي خدا اميد داريم كه با اذن خدا ما را شفاعت كنند و كمبود ما را جبران نمايند .
و يا گفته بودند : ما به اين نامبردگان توسل ميجوييم و آنان را به درگاه خدا وسيله قرار ميدهيم و شعائرش را تعظيم ميكنيم و اوليايش را دوست ميداريم ، هرگز مشرك نبودند بلكه شركاي آنان همان جنبه را ميداشت كه كعبه در اسلام دارد يعني وجهه عبوديت آنان واقع ميشد نه معبود ، همانطور كه كعبه وجهه عبوديت مسلمين است نه معبود آنان بلكه مسلمين خداي تعالي را روبروي آن عبادت ميكنند .
و من نميفهمم اين آقايان در باره حجر الاسود و استحباب بوسيدن آن و دست ماليدن به آن را در اسلام چگونه توجيه ميكنند ؟ و همچنين در باره خود كعبه چه ميگويند ؟ آيا طواف پيرامون كعبه و بوسيدن و استلام حجر شركي است كه در اسلام استثناء نشده ؟ – كه مساله شرك ، حكم ضروري عقلي است و قابل تخصيص و استثناء نيست – و يا ميگويند : اين كار فقط عبادت خدا است ( و كعبه ) و حجر الاسود حكم طريق و جهت را دارد ؟ اگر اين را ميگويند ، از ايشان ميپرسيم پس چه فرقي بين سنگ كعبه و بين غير آن هست ؟ اگر تعظيم غير خدا بر وجه استقلال دادن به آن غير نباشد و جنبه پرستش نباشد ، چرا شرك شمرده شود ؟ و تمامي روايات و آياتي كه بطور مطلق به تعظيم شعائر الهي و تعظيم رسول خدا (صلياللهعليهوآلهوسلّم) و دوست داشتن آن جناب و مودت با حضرتش و حب اهلبيتش و مودت آنان سفارش كرده و همچنين سفارشات ديگري از اين قبيل ، سفارشهايي است كه بجا و هيچ اشكالي در آنها نيست .”
ملاحظه نمودید. خیلی راحت هر چیزی را نباید شرک دانست. این هم به دلیل عدم نگاه جامع شماست.
دلیل از قرآن می خواهید، پس توجه کنید.
الف)
قرآن داستان های و قصصی از انباء پیشین نقل می کند. چرا اینکار را می کند :
و کلا نقص علیک من انباء الرسل ما نثبت به فوادک و جاءک فی هذه الحق و موعظه و ذکری للمومنین (آیه 120 سوره هود).
ما از هر یک از سرگذشتهای انبیاء برای تو بازگو کردیم. تا “به وسیله” آن قلب تو را آرامش بخشیم. و در این برای تو حق و برای مومنان پند و یادآوری آمده است.
پس معلوم می شود پند گرفتن از داستانهای گذشته و وسیله قرار دادن این آیه برای تثبیت قلب و نزدیک شدن به خدا است.
ب)
یا اینکه قرآن مجوز می دهد که گناهکاران نزد حضرت رسول (ص) بیایند و او برایشان استغفار کند :
و ما ارسلنا من رسول الا لیطاع باذن الله و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجد الله توابا رحیما
و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر اینکه به اذن خدا اطاعت شود و اگر آنها هنگامی که به خود ظلم کرد و نزد تو آمدند و از خدا استغفار کردند و رسول نیز برایشان استغفار کرد، خدا را تواب و رحیم می یافتند.
ج)
لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه لمن کان یرجوا الله و الیوم الآخر و ذکر الله کثیرا (سوره احزاب، آیه 21)
مسلما برای شما در رسول خدا نمونه نیکویی است برای آنکسانی که به خدا و روز قیامت امید دارند و خدا را فراوان یاد می کنند.
ملاحظه می کنید یکی از راههای نزدیک شدن به خدا الگو گرفتن از رسول خدا (ص) و واسطه قرار دادن این الگو است.
مثالهای بیشتری هم می توان آورد.
منتظر پاسخ شما هستم.
2) فرمودید “من نظر آخوند خراسانی و نائینی را آورده ام. یعنی شما بیشتر از اونها هم می فهمید”.
کلا می گویم. این شیوه درستی در بحث نیست که بیایید و بدون تحلیل نظر فردی را بیاوریم و هر کس هر چه گفت با چماق اینکه “تو نمی فهمی” در سرش بکوبیم. من هم می توانم نظر 4 نفر دیگر را که موافق ولایت فقیه هستند بیاورم و بگویم شما بهتر از آنها می فهمید. این که نشد بحث.
من دلیلم خیلی روشن است. شما اگر می توانید جواب بدهید :
کسی که حجت بر مردم باشد، حجتی از جانب خدا دارد. کسی که سخن درستی از جانب خدا دارد واجب الاطاعه است. کسی که واجب الاطاعه باشد، ولایت دارد.
لطفا برای من دلیل بیاورید و آن را تحلیل کنید.
3) دلیلی آورده اید که حضرت امیر (ع) فرموده اند (نقل به مضمون) در صورتی که مردم نخواهند من نمی توانم آنها را مجبور کنم.
این سخن درستی است. و من هم آن را رد نمی کنم. شبیه آن را در قرآن هم داریم که خداوند مردم را به هدایت و ایمان مجبور نمی کند ولی این برای آنها بهتر است. البته این به آن معنی نیست که در صورت تمرد معذب به عذاب الهی نمی شوند. یا اینکه حکومت هر فردی که مردم بخواهند مشروع است.
مثلا آیا اگر مردم معاویه و یزید را بخواهند (که در دوره ای خواستند و کوفیان دست از حمایت از ابی عبدالله (ع) برداشتند)، آیا آنها مشروع خواهند بود؟
در ماجرای حکمیت، حضرت علی (ع) حرف نادرستی را نپذیرفت. پذیرفت که قرآن بین دو جماعت حکم باشد. ولی بعد از حکمیت که معلوم شد بخشی از مردم فریب خورده اند، از علی (ع) خواستند اقرار به اشتباه کند و توبه کند و بگوید که کافر شده است (نعوذ بالله). ولی علی (ع) هرگز نپذیرفت. با اینکه جماعت زیادی بودند (خوارج). هرگز زیر بار نرفت. نمی توانید بگویید هر چه را که مردم خواستند، علی (ع) چشم و گوش بسته قبول کرده است. که این جفایی بزرگ در حق علی (ع) است. علی (ع) آن بخشی از حرف مردم که با عدالت سازگار بود قبول می کرد و زیر بار حرف های بی حساب (هر چند گویندگان آن زیاد باشند) نمی رفت.
در زمان امام حسین (ع) هم مردم موافق جنگ با یزید نبودند (که اگر بودند با حضرت همراهی می کردند). ولی امام حسین (ع) جنگیدند و زیر بار حرف مردم نرفتند. مشابه همین اتفاق برای امام رضا (ع) (به صورت معکوس) اتفاق افتاده است.
4) پرسیده اید چطور این قانون را به غیر معصوم تعمیم می دهیم. در حالی که ولایت برای معصومین است و خطاکاران را راهی به ولایت نیست.
این سخن ناشی از آن است که شما عصمت را به صورت یک مفهوم صفر و یک نگاه می کنید. در حالی که چنین نیست. ولایت هم یک مفهوم صفر و یکی نیست.
مثلا فردی می تواند در مقابل گناههای کبیره معصوم باشد ولی در مقابل سایر گناهان خیر. یا مثلا از گناه معصوم باشد ولی از مکروه نه. ولایت فقیه هم مادامی حاکم است که از عدالت خارج نشده باشد. بنابراین اشکالی که فرمودید، برطرف می شود، چون مقید می شود به عدالت فقیه. در صورتی که فقیه عادل باشد، تبعیت از او واجب است و مطلق بودن به معنای این نیست که اگر فقیه از عدالت خارج شد، می توان از او تبعیت کرد. مطلق بودن، یعنی مادامی عادل باشد، باید از او اطاعت کرد.
5) فرموده اید که چگونه آقای خامنه ای انتخاب شده است. ساده است. مردم به خبرگان رای می دهند. خبرگان رهبری را انتخاب و تایید می کند. مردم اگر به این رهبری معترض هستند، اصلا نباید در انتخابات خبرگان شرکت کنند. حال آنکه میزان مشارکت در آخرین انتخابات خبرگان در حدود 60 درصد شرکت کرده اند.
6) در رابطه مثال معروف سیم برق، ارتباط واقعا وجود دارد. وجود همان برق است. طبق اصل تشکیکی بودن مراتب وجود، وجود شدت و ضعف دارد. پس موجودات دارای مراتبی هستند. وجود تنها از جانب خداست و به هر موجود به میزان سعه وجودی اش عطا می شود. اگر بیش از آن عطا شود، ظرفیت نخواهد داشت و فنا خواهد شد. مثال واضح است. البته برای فهم بهتر آن لازم است کمی با حکمت متعالیه ملاصدرا آشنا باشد.
قیاس با مثل متفاوت است. قیاس به معنای مقایسه صوری و شکلی است. مثل بیشتر حالت معنایی دارد. خداوند در قرآن مثل های زیادی دارد :
مثل کسانی که تورات را پس از حمل آن حمل نکردند، مثل خری است که کتاب حمل می کند.
و …
در ضمن وقتی می خواهید در رابطه با شیخ جعفر مجتهدی (ره) نظر دهید، کمی هم احتیاط کنید. می توانید کمی در مقامات ایشان و ملاصدرا مطالعه کنید.
7) فرموده اید کی حضرت علی (ع) چنین رفتاری با مخالفان داشت و تا آنان دست به شمشیر نبردند، کاری نکرد.
خیلی جالبه. شما اصولا خیابانهای تهران بعد از آشوب ها را دیدید؟! چقدر آسیب مالی وارد شد؟ چقدر اتوبوس آتش زده شد؟ چند تا مسجد آتش گرفت. چه افراد بی گناهی توسط همین جمع خشمگین کشته و مجروح شدند. کسانی که به صرف گناه ظاهر مذهبی به باد کتک گرفته شدند و مادر و کودکی که کشته شدند. اینها دست به شمشیر بردن نبود؟ بر مبنای چه ادله ای این آشوب ها رخ داد؟ آیا این آشوبگران طاغی نبودند.
موسسه فردای بدون ترور 3 هفته قبل از انتخابات نظر سنجی کرده است. آن زمان که مشکلی نبود. خیابانهای تهران محل رفت و آمد کارناوالها بود. کسی از اظهار نظر ترسی نداشت (الان هم ندارد). مگر این جماعت وقتی همه چیز را آتش می زد، از چیزی می ترسید؟ آن زمان هم 2 به 1 احمدی نژاد پیش بود. کمی از خدا بترسید.
مگر شما نمی گویید، خامنه ای مجاز به حکومت نیست. مگر آقای خامنه ای ادعای تقلب را رد نکرد. مگر تمام ارکان نظام انتخابات را تایید نکردند. پس وحدت با که؟ با کسانی که تقلب کرده اند؟! بیدار شوید.
مصلحت نظام اسلامی؟! آن زمانی که با آشوبها دل صهیونیست ها شاد شد، باید مصلحت سنجی می کردید، نه الان که تعداد واقعی سبزها در روز قدس مشخص شد. نه الان که دیگر کسی الله اکبر نمی گوید. نه الان که معلوم شد شعارهای ضداسلامی و منافقانه توسط سبزها داده می شود. این وحدت طلبی شبیه قرآن عمروعاص است که در زمان تاختن مالک به خیمه معاویه علم می شود و اتفاقا شرط هم می گذارد!
9) مدام دم از مجالست با قرآن می زنید، غافل از اینکه مجالست با قرآن شامل علم و عمل به آن است. انسان می تواند در قرآن تدبر کند و به آن علم پیدا کند ولی علم انسان های عادی به قرآن محیط نمی شود و به نوعی علم کاملی نیست. به همین دلیل تاویل قرآن فقط در توانایی معصوم است. این هم شاهدش از قرآن:
انه لقرآن کریم، فی کتاب مکنون، لایمسه الا المطهرون
پس هر کس به اندازه طهارتش از قرآن سود می برد و نزدیک می شود. البته قبلا هم این آیه را آورده بودم که ظاهرا شما در آن دقت و تدبر نکرده اید. توصیه می کنم، روی آیاتی که آورده می شود کمی تدبر کنید.
عمل به قرآن هم از عهده هر کسی بر نمی آید. چه اینکه حضرت علی (ع) می فرماید : چه بسیار صاحبان علمی که بهره ای از علم خود نمی برند. یا اینکه در قرآن داریم که قرآن هدایت برای متقین است (هدی للمتقین). پس پیش شرطهایی برای نزدیک شدن به قرآن است. و این عدم جامعیت شما اینجا هم کار دست شما داده است.
شما هم به جای اینکه مرا به کیهانی بودن و تنگ نظری متهم کنید، کمی به این عدم جامعیت نظرات خود که یک خطبه از نهج البلاغه را علم می کنید بیاندازید. شما اگر دنبال حقیقت اید باید کل نهج البلاغه را بخوانید و تدبر کنید.
10) توصیه من به شما این است که به جای اینکه به بررسی بت های دیگران بپردازید، اول بتهایی که در نفس شما وجود دارند را ببینید. که شما را به جرم آنها محاکمه نخواهند کرد. و در نهایت همچنان سوال من از توهین های دوم خردادی ها به تمام مقدسات در طول حکومتشان را بدون پاسخ گذاشته اید که شایسته نیست. شاید این افراد برای شما بت شده است که علیرغم توهین به مقدسات از آنها حمایت می کنید. چرا یک دهم این غیرت را برای کسانی که امام حسین (ع) توهین کردند و کسانی که در مقابل این توهین ساکت بودند خرج نمی کنید.
در پایان شما را توصیه به تامل، تانی، جامع نگری و پذیرفتن اشتباهات توصیه می کنم.
موفق باشید
آقا دمتون گرم!
آینده دیده حرف حساب جواب نداره، به خاطر همین به تمسخر رو آورده:
http://www.ayandenews.com/news/14251/
من چون يكبار جواب دادم وديسكانكت شدم نمي خوام دوباره همونها رو تكرار كنم
همينقدر عجالتا براي اينكه بحث رو ببندم عرض مي كنم
1) در خصوص واسطه ،يك خلط مبحثي رو شما داريد مي فرماييد ،من منكر واسطه نشدم ،من منكر وجوب واسطه شدم ،بدين معني كه كساني رو كه اعتقاد دارند حتما بايد واسطه اي باشد از جنس انسان تا به خدا رسيد اين وجوب واسطه شرك است ، چه اينكه خود قرآن هم مي فرمايد :
مَّن يَشْفَعْ شَفَاعَةً حَسَنَةً يَكُن لَّهُ نَصِيبٌ مِّنْهَا وَمَن يَشْفَعْ شَفَاعَةً سَيِّئَةً يَكُن لَّهُ كِفْلٌ مِّنْهَا وَكَانَ اللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُّقِيتًا ﴿۸۵﴾ -النساء
هر كس شفاعت پسنديده كند براى وى از آن نصيبى خواهد بود و هر كس شفاعت ناپسنديدهاى كند براى او از آن [نيز] سهمى خواهد بود و خدا همواره به هر چيزى تواناست (۸۵)
پس اعتقاد به اينكه حتما و بايد واسطه اي بين انسان و خدا باشد محل شرك است ،نه شفاعت خواستن از كسي در درگاه الهي.
من بحثم اين بود كه درك ائمه نياز به واسطه ندارد.اين اعتقادي بود كه فرقه شيخيه راه انداخت.(متن مرا دوباره بخوانيد)
2) اين بحث به قدري واضح است كه شك در آن موجب تعجب است.فرض ميگيريم شما درست مي گوييد (فرض محال كه محال نيست)،حال دراين حالت چطور مي شود كه
حجتهاي مختلف ما روي زمين داريم كه از جانب خدا هستند و همه هم واجب الاطاعه ولي هر كدام به طريقي حكم مي كنند؟! از طرفي مطابق نظر شما افراد واجب الاطاعه ولايت هم دارند،چطور فقهاي متعدد داريم كه همه واجب الاطاعه هستند و ولايت دارند.در صورت اختلاف نظر كدام يك صائب است
اينها همه براي اين است كه شما از چيزي كه در تشيع هست به اسم مرجع تقليد مي خواهيد به ولايت فقيه(عام) برسيد ولي نمي شود!
3) من نگفتم هر حكومتي كه مردمي است لزوما مشروع است،آنچه من گفتم اين است كه حكومتي كه مردمي نيست مشروع نيست.
4) همانطور كه قبلا عرض كردم ،اعطاء ولايت مطلقه به غير معصوم ،شرك آلود است و قيد كردن مسئله به عدالت آن را حل نمي كند. زيرا اگر فرض كنيم شما درست مي گوييد و ما ولايت مطلقه را به قيد عدالت قبول كنيم ، با اين وصف اين عدالت با چه معياري قابل اندازه گيري است .من چطور بفهمم رهبر من عادل هست يا نه؟! ميعار براي اندازه گيري اين مسئله كيست ويا چيست؟!
واينكه معيار براي اندازه گيري عدالت فلان چيز يا فلان كس است خود از كجا آمده است(مستند روايت و يا آيه)
وبرفرض قابل اندازه گيري بودن ،اينكه چه كسي آن را تشخيص مي دهد؟!
اينكه مثلا فلان كس يا شخص مي تواند عدالت را تشخيص بدهد اين خود از كجا استنباط شده است؟!(مستند روايت و يا آيه)
درصورتي كه چند نفر بتوانند عدالت يك نفر را تشخيص دهند و ياهم اختلاف داشته باشند بايد چه كرد؟!
حال با فرض مشخص بودن شخص و يا اشخاص مورد نظر با توجه به ممكن الخطا بودن انسان ،شما چطور مطمئن مي شويد كه درست انتخاب كرده اند؟!
و اصلا اين مسئله كه شما چطور ميتوانيد در تمام مراحل زندگي يك نفر حضور داشته باشيد تا ميزان عدالت او را چك كنيد خود مسئله اي است حل نشدني.
آيا غير از معصوم كسي هست كه به شما به ضرص قاطع بگويد فلان كس عادل است و فلان كس نيست!؟
5) مردم به خبرگان راي داده اند ،اينكه مردم بايد به خبرگان راي دهند از كجا ناشي شده است؟!
اگر قرار است ولايت مطلقه باشد و آنهم مشروعيت از بالا (طرفداران ولايت مطلقه)پس طبيعتا مردم نقشي در مشروعيت بخشي به حكومت ندارند .
فرموديد مردم اگر به رهبري معترض هستند نبايد شركت كنند ، آيا حكومت اطمينان مي دهد كه در صورت عدم شركت مردم در انتخابات شرايط رهبر مورد تجديد نظر قرار گيرد؟!
باتوضيح شما در انتتخابات سال 78 خبرگان رهبري كه مشاركت زير 40% بود آيا رهبري بايد كنار مي رفت؟! اگر معتقد به مشروعيت بخشي راي مردم نيستيد( آنطور كه من متوجه شدم از نوشته هاي شما )ميزان ومعيار شما براي اندازه گيري مشروعيت يك حكومت از كجا و توسط چه كسي صورت مي گيرد؟
6) ضمن تاييد نظر شما ،در خصوص شيخ جعفر مجتهدي من مثل شما فكر نمي كنم ،ايشان هرچقدر هم بزرگ باشند باز هم انسان هستند چه آنكه خداوند در قرآن به پيامبر خود مي گويد يا ايها المزمل ايشان از پيامبر كه بالاتر نيستند،در ضمن اينكه من توهيني به ايشان نكردم.گفتم غير معصوم كه فكر نمي كنم شما هم به معصوم بودن ايشون اعتقاد داشه باشيد.
7)اولا وقتي مي گويم جامع اخبار رو دنبال نكردي همين جاست.مسجد و اتوبوس و شيشه ومغازه و.. اكثرا توسط خود نيروهاي سپاهي آتش زده شد به منظرو توجيه حمله به مردم و سركوب آنها،كه البته ممكن است كساني هم در اين وضعيت از آن سو استفاده كرده باشند ولي اين به معني جواز كشتن كسي نمي شود.هر كدام حكم مشخص در قانون دارد .ماهيچ كجا نداريم اگر چيزي را شما آتش زديد بايد كشته شويد اگر مثالي در زمان ائمه و يا پيامبر در اين خصوص داشته باشيد خوشحال مي شوم ببينم.
اگر مادر و كودكي كشته شدند اينها دليل نمي شود كه كار طرفداران موسوي بوده باشد.مطمئن باشيد همان هم به دست عناصري از بسيجيان ويا نفوذي ها بوده كه به فرض صحت بايد قاتل آن دستگير و مجازات شود و اينها مجوزي براي آتش گشودن به سوي مردم نيست. حضور ميليوني مردم در روز 25 خرداد بدون كمترين خشونت و برخورد گواه مطلب است.
در خصوص نظرسنجي 3 هفته بعد از انتخابات كه هيچ تا همين الان هم وضعيت عادي نيست.اين رو از آماده باش نيروهاي نظامي ،پارازيت ماهواره،در زندان بودن اصلاح طلبان،تهديد روزمره به گرفتن و زدن (نمونه اطلاعيه سپاه در روز قدس)،بستن روزنامه هاي منتقدو شكنجه افراد مختلف مي شود فهيمد.همانطور كه گفتم نيمي از مردم در نظرسنجي شركت نكرده اند كه طبيعتا مخالف بايد تلقي شوند نه موافق!
همانطور كه عرض كردم مصلحت مردم ايجاب مي كند كه شرايط به سمت وحدت پيش برود ،همانطور كه امامان ما هم در شرايطي با حاكمان مصالحه كردند (البته جهت مثال عرض كردم نه شبيه سازي تاريخي).
8)در خصوص اتهام زني ،مواردي كه به آقاي ميرحسين نسبت داده ميشد تماما خلاف واقع بود ،چه اينكه تمامي موارد مربوط به دروغ گويي دولت،عقبگرد اقتصادي دولت،ريخت وپاش و حيف و ميل بيت المال در دولت ،عقب ماندگي كامل طرحها و پروژه ها ،قضيه هاله نور مستند به مدارك معتبر و گواهي كارشناسان متعدد بوده است.ضمن اينكه به فرض وجود تخلف،تخلف در جلوي چشم 50 ميليون ايراني بدون ارائه كوچكترين سند با تخلف در يك جمع محدود قابل مقايسه نيست.
درخصوص منع امام به عدم مداخله يك مرجع ديگر در سياست برفرض صحت نامه مذكور ،ضمن احترام به امام نظر ايشان مستند به هيچ روايت و حديثي نيست.چه اينكه تمامي آيات روايات و احاديث عكس آن را بيان مي كنند.و اصلا شان مجتهد و فقيه دخالت در كليه امور است و اين دخالت در امور به واسطه نظر امام از كسي ساقط نمي شود.
مهندس موسوي در طول 20 سال هيچ تريبوني در رسانه بيشتر ميلي نداشته و الان هم ندارد.در خصوص اعترافات هم به هيچ وجه اعترافات يك نفردر شرايط زندان و انفرادي و زير فشار قابل استناد نيست حتي اگر رهبر بگويد هست ، واقعيت عوض نمي شود.شرايط اعتراف بايد به صورت كاملا آزاد باشد،نه در انفرادي و با بازجويي هاي شبانه و هتك حرمت وفشار بر متهم.
درخصوص تبليغات،حجم تبليغات دولت چندين برابر مهندس بود آنهم از بيت المال و با استفاده از امكانات دولتي نظير هواپيما و ورزشگاه و… حضور بسيج و كاركنان ادارت و نهادهاي دولتي كه از چند صد ميليارد تومان تجاوز مي كرد و به هيچ وجه قابل قياس با تبليغات مهندس نبود كه بيشتر آن از طرف كمكهاي مردمي بود و با هزينه خودشان.
9) من در نوشته هايم از مجالست با قرآن دم نزدم و خود را لايق آن هم نمي دانم ،فرمايشات امير مومنان را نقل كردم كه نبايد به شما بر بخورد.،جايي نگفته ام قرآن بدون علم و عمل نتيجه مطلوب و نهايي مي دهد،چه آنكه وقتي حضرت علي آنهمه فضائل براي خواندن قرآن ذكر مي كند به شرط عمل و اثر بخشي مي فرمايد.
اينكه مي فرماييد هر كس به اندازه طهارتش از قرآن سود مي برد و يا چه بسيار صاحباني كه از علم خود سود نمي برند ،نافي خواندن و تدبر در قرآن نيست.
خداوند هركس را به اندازه تكليفش مورد سوال قرار مي دهد
لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ ﴿۲۸۶﴾-البقره
خداوند هيچ كس را جز به قدر توانايىاش تكليف نمىكند. آنچه (از خوبى) به دست آورده به سود او، و آنچه (از بدى) به دست آورده به زيان اوست
اينها كه شما ذكر كرديد هيچ كدام معني پيش شرط براي خواندن قرآن نمي شود يعني اگر ميداني كه عمل مي كني و با علم حتما بايد قرآن بخواني، در غير اين صورت نبايد قرآن بخواني
چنين چيزي ما نداريم ،خود روخواني قرآن هم منشا اثر است چه رسد به تدبر در آيات آن و معاني آن.
همانطور كه پيشتر گفتم اعتقاد به وجوب واسطه محل شرك است.
هَذَا بَيَانٌ لِّلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ ﴿۱۳۸﴾ -آل عمران
اين [قرآن] براى مردم بيانى و براى پرهيزگاران رهنمود و اندرزى است (۱۳۸)
انتساب شما به جريده كيهان مي بايست اسباب شور و شعف شما باشد چه از ديگاه شما نماينده راه درست و حق بر روي زمين است!
در مورد خواندن نهج البلاغه هم پيش داوري نكنيد من تمام آن را مي خوانم و قسمتهاي مرتبط را نقل مي كنم.
در خصوص شكستن بتها هم مطمئن باشيد همين كه شما مي فرماييد سعي مي كنم عمل كنم.
توهينهاي صورت گرفته در هر زمان به هر يك ازمقدسات شيعه محكوم و مطرود است،ولي اينكه در زمان اصلاح طلبان شخصي يا نشريه اي فرضا در گوشه اي از مقاله اش جسارتي به ائمه كند با اينكه هزاران هزار كفن پوش در خيابانها راه بيافتند و ضمن ايجاد آشوب و هرچ و مرج باعث ترويج و گسترش نشر آن خلاف گردند خيلي فرقي باهم ندارند.
از توصيه شما در مورد خودم تشكر مي كنم.
در پناه حق
با سلام مجدد
۱) برای من تعجب آور است که شما در رابطه با آیه یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله هیچ جوابی نمی دهید. یعنی چه؟ چرا خدا گفته است که به سوی وسیله ای بجویید؟ در ضمن بازهم توجه نکرده اید. شما خدا را از طریق اسماء و صفاتش می شناسید و با واسطه این اسماء و صفات او را عبادت می کنید. خوب محل تجلی اسماء و صفات هم پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) است. در ضمن در زیارت جامعه کبیره آمده است : بنا عبد الله – بنا عرف الله. خوشحال می شوم اگر شما راهی که از طریق آن بدون واسطه خدا را می پرستید توضیح دهید. شما چطور خدا را می شناسید و عبادت می کنید؟!
در ضمن خداوند می فرماید : الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا … یعنی وجود ولایت وجوب دارد. وگرنه دین کامل نیست (می دانیم که آیه در روز نصب علی (ع) به ولایت از سوی خدا نازل شده است). ولایت هم همان ولایت خدا و در راستای آن است :
انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا … و هر فرد با اطاعت از ولایت مطیع خدا می شود و با واسطه این ولایت خدا را می پرستد. پس برای غیر ذوات معصوم رسیدن به خدا نیاز به واسطه دارد و این مطلب واجب است.
۲) من چنین ادعایی ندارم که تمام مراجع واجب الاطاعه هستند. اعلم و اتقی مراجع چنین است. در ضمن حقیقت با خود تضاد ندارد. پس امکان پذیر نیست که چند حجت متناقض داشته باشیم.
۳) شما بازهم مطلب را کامل دنبال نکرده اید. من مثال هایی زده ام. مثل اینکه حکومت حضرت علی (ع) در اواخر عمر شریفشان با ستیزه جویی تعداد زیادی از مردم روبرو شد و در مواردی که حرف آنها حق نبود حضرت زیر بار حرف آنها نرفتند. مثلا اقرار به کفر و توبه بعد از ماجرای حکمیت. اینکه فردی از ابتدا با استبداد به جامعه ای حاکم شود معلوم است که مشروع نیست و اولیا و انبیای الهی نیز چنین نمی کرده اند. ولی اگر مردم خود پذیرفتند حقوقی بر گردن آنها خواهد بود که نمی توانند زیر مطلب بزنند. درست مثل ارتداد. مجوزی برای مجبور مردم به اسلام و ایمان نیست ولی اگر پذیرفتند و بعد کافر شدند مرتد هستند و حکم مرتد هم مشخص است.
۴) در رابطه با معیار عدالت قبلا حدیثی از امام حسن عسکری (ع) آوردم : امّا من كان من الفقها صائناً لنفسه حافظاً لدینه مخالفاً على هواه مطیعاً لامر مولاه فللعوام أن یقلّدوه. معیارها شمرده شده است : صیانت از نفس – حفاظت از دین – مخالفت با هوای نفس – اطاعت مولا. اما اینکه چگونه مطمءن می شویم که به انتخاب درست برسیم. ساده است. آیه زیر را در نظر بگیرید :
كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ
بنا بر این آیه شما کافی است ایمان داشته باشید از آن طرف خداوند تضمین کرده که شما را هدایت کند. در اینجا هدایت می تواند به شکل تشخیص مولا منجر شود. اگر فاقد این شرط باشید هیچ راهی باز نمی شود :
وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا * وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ ۚ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا
بنابراین تقوا کافی است تا خداوند راه را برای شما باز کند و شما به تشخیص درست برسید :
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ
دستیابی به آن فرقان و معیار جدایی حق جز با تقوا حاصل نمی شود.
در ضمن لازم به تکرار نیست که حق واحد است و تضاد در آن راه ندارد :
أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا
*) یک مطلب را یادم رفت بگویم. ببینید چرا واجب است که ما که غیر معصومیم با یک واسطه به خدا برسیم؟ (مطلب را در بند اول اثبات کردم). چون در رده تشکیکی وجود، غیر معصوم در رده های پایین است و معصوم در رده های بالا. یعنی شدت وجودی معصوم قطعا بالاتر است. از طرفی طبق قانون علیت، علت شدت وجودی بالاتری دارد. بنابراین اگر موجود در رده های پایین باشد، برای رسیدن به وجود غایی نیاز به علت دارد که آن همان واسطه فیض است. ممکن است افرادی متقی باشند که مستقیم با امام در ارتباط باشند ولی فردی که در مراتب پایین وجود است نیاز دارد که انسان در مرتبه ای بالاتر متصل شود تا به امام برسد.
۵) معیار مشروعیت حکومت عمل به حق است. این مطلب را در بند ۳ توضیح داده ام. بحث خبرگان را برای اثبات مردمی بودن رهبر آورده ام که محل مشروعیت نیست.
۶) یا ایها المزمل چه ارتباطی با بحث ما دارد. در ضمن برای درک دقیق مثالی که شیخ زده است باید کمی با حکمت متعالیه ملاصدرا آشنا باشید یا اینکه به فطرتتان رجوع کنید و تدبر نمایید. فی الجمله اثبات کرده بودم که مثال درست است ولی متاسفانه شما پاسخی به آن نداده اید.
۷) برای من تعجب آور است که شما تظاهرات کنندگان را معصوم می دانید و کشته شدن افراد را کار بسیجی و نفوذی ها می دانید. در ضمن تصاویر بسیار زیادی از تخریب اموال عمومی توسط همین افراد موجود است. البته متاسفانه بخشی از نیروهای ضدشورش هم دست به چنین اعمالی زدند که من هم قبلا از آنها انتقاد کردم و آنها را معصوم نداستم! نظرسنجی موسسه فردای بدون ترور ۳ هفته قبل از انتخابات بوده و این نظرسنجی با نظرسنجی موسسه Public World Opinion متفاوت است. در نظرسنجی دوم نصف مردم پاسخ نداده اند. بنابراین استدلال شما اشتباه است.
در ضمن پاسخ ندادن به مصاحبه می تواند دلایل زیادی داشته باشد، مثلا فردی حوصله شرکت در یک مصاحبه طولانی را نداشته باشد. از طرفی سبزها اصلا از ابراز عقیده خود نمی ترسند و دلیل شما به نظر منطقی نیست.
در رابطه با وحدت، وحدت معیار می خواهد :
وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا
معیار باید حول حق باشد. محض اطلاع شما موسوی رویکرد منافقانه ای در انتقاد از حامیان خود اتخاذ کرده است. در بیانیه بعد از روز قدس هرگز اشاره ای به شعارهای ضداسلامی آنها نکرده بود ولی اخیرا به انتقاد از این شعارهای پرداخت با استدلال اینکه ظرفیت این شعارها وجود ندارد! یعنی اصلا راجع به صحیح یا غلط بودن آنها کاری نداشته و صرفا به دلیل نبودن ظرفیت این شعارها با آن مخالف است :
يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ ۖ وَيُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ ۚ وَيَفْعَلُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ
[...] حسيني مسئولان محترم سايت آينده لطف كردهاند و به مطلب من درباره «دروغها و شايعهپراكني سايت آينده» واكنش نشان دادهاند. همان طوري كه انتظار داشتم، آينده [...]
۸) مواردی بود که موسوی به احمدی نژاد نسبت داد که صحیح نبودند و شما هم متاسفانه آنها را تکرار کردید. اتفاقا به دلیل رشد بودجه های عمرانی دولت طول زمان بهره برداری از طرح ها را کاهش داده است و این مطلب قابل انکاری نیست. ریخت و پاش بیت المال اگر منتسب به گزارش مفقود شدن ۱ میلیارد دلار باشد که خود دلیل اشتباه بودن چنین اتهامی است. چرا که در گزارش تفریغ بودجه سال ۸۳ معادل ۶ میلیارد دلار کسری و اختلاف وجود داشت. در ثانی دادستان دیوان محاسبات هم دولت را تبرءه کرد. در رابطه با معیارهای اقتصادی متاسفانه آقای موسوی میزان ضریب جینی را به شکل اشتباهی به تصویر کشید که این مطلب توسط آقای احمدی نژاد در شب بعد پاسخ داده شد.
از این دست اتهامات واهی در طول ۴ سال دوره احمدی نژاد زیاد به او زده شد و تعداد زیادی از آنها دروغ بود. قابل ذکر است موسوی در سفرها و جلسات عمومی چنین اتهاماتی را مطرح می کرد. یکی از موارد اشتباه دیگر توزیع سیب زمینی بود. ایشان که دستگاه نیت خوانی ندارد که بگوید نیت یک سازمان دولتی از پخش سیب زمینی بین نیازمندان چه بوده، حتی اگر ظن قوی داشته باشد.
در حجم تبلیغات، کافی است شما میزان بنرها، تبلیغات کاغذی، سی دی های تخریبی علیه احمدی نژاد، جلسات و غیره را جمع بزنید و به این مسءله دقت کنید که گروه هایی مانند کارگزاران، مشارکت و مجاهدین انقلاب (که سه حزب دولتی سابق بودند) این تبلیغات را ساماندهی می کردند. اگر کمی منصف باشید قبول می کنید که این تبلیغات میلیاردی حالت عادی ندارد.
در رابطه با امام، اصلا بحث من حق بودن حرف امام نیست. موسوی به شکل ریاکارانه ای ادعا می کند که نخست وزیر امام است. پیرو امام است، خود شما هم در نوشته قبلی اشاره کردید که ولایت فقیه امام را قبول داشتید. خوب پس اگر امام را قبول دارد باید مواضعش را هم قبول داشته باشد. امام صراحتا در مقابل منتظری موضع گرفت و او را از قاءم مقام رهبری عزل و از دخالت در امور سیاسی به دلیل ساده لوحی منع کرد. البته منتظری هم مرتکب افتضاحاتی شد که از جمله آنها حمایت از یک قاتل بود.
موسوی خیلی راحت همان زمان تبلیغات می توانست بگوید نسبت به برخی تصمیمات امام زاویه و نظر مخالف دارد. ولی او طوری وانمود می کرد مثل اینکه مرید امام است. این رفتار تزویر گونه موسوی محل انتقاد من است. نه حق یا باطل بودن امام. البته متاسفانه شما در این مورد دست به توجیه زده اید.
۹) من نگفتم اگر شما پیش شرط ها را ندارید، قرآن نخوانید. بلکه منظور من این است که فرد باید همزمان به دنبال حصول طهارت نفس و تقوا باشد تا بتواند از قرآن بهره بگیرد. علاوه بر آن ذکر کرده ام که محیط شدن به قرآن جز برای پاکان امکان پذیر نیست. لذا تاویل قرآن (و نه تفسیر و تدبر در آن) فقط در توانایی معصومین و پاکان است. به نظر می رسد شما اصولا دقت کافی را به این بحث نداشته اید چون تاویل و تفسیر و تدبر را یکی دانسته اید.
من راه روزنامه کیهان را صد درصد درست یا صد در صد غلط نمی دانم و آن چیزی که مایه شعف برای هر فردی باید باشد، قرار داشتن در صراط ولی زمان است.
در رابطه با توهین ها، این مسٔله حالت فراگیر داشته است. و شواهد نشان می دهد که این توهین ها از طرف اصلاح طلبان محکوم نمی شده است. به عبارتی آنها ککشان هم از اینکه چنین توهین های گسترده ای صورت می گیرد نمی گزید پس تمام آنها مقصرند. به نظرم غیرتمند بودن در اینجا باید خودش را نشان دهد که متاسفانه سران اصلاح طلب بی غیرتی خودشان را به اصول و مبانی دینی نشان دادند.
براي تك تك مواردت پاسخ دارم و اينكه من پاسخي نمي دهم براي اين است كه وقت من آنقدر آزاد نيست كه به پاسخها بپردازم
فقط نكته كليدي اعتقادي كه وجوب شرك در شما را ثابت مي كند رو من بيشتر باز مي كنم تا بلكه از اين طريق شرك آلود بازگردي
1) در خصوص واجب بودن واسطه غير معصوم دلايلي آورده اي محير العقول كه واقعا من درحيرتم چطور مسائلي به اين پيش پا افتادگي انقدر براي شما غامض است
كجا ثابت كردي برادر من؟!
آخه چطور از وسيله به شخص رسيدي؟.! وسيله يعني نماز ،يعني ذكر،يعني دعا ،يعني تفكر،وسيله يعني خدمت به خلق،وسيله يعني دوري از گناه،وسيله يعني حسن خلق،وسيله يعني زبان درست،وسيله يعني دست و پا كه در راه درست حركت كند،وسيله يعني كار كردن درست و ….اينها وسيله هستند نه انسان.اين مسئله انقدر پيچيده است؟!
چطور شما مي گوييد محل تجلي اسماء پيامبر و امامان هستند ،آنها دون صفات الهي هستند.ذات اقدس مبراست از اينكه كسي صفات متعاليه اورا داشته باشد كه بخواهد محل تجلي باشد.ممكن است پيامبران و امامان گوشه اي كوچك از صفات الهي را متجلي كنند ولي في الذاته ،خود اوست كه جميع صفات در او جمع است.
در ادامه نوشته اي :” : الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا … یعنی وجود ولایت وجوب دارد. وگرنه دین کامل نیست (می دانیم که آیه در روز نصب علی (ع) به ولایت از سوی خدا نازل شده است). ولایت هم همان ولایت خدا و در راستای آن است :
انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا … و هر فرد با اطاعت از ولایت مطیع خدا می شود و با واسطه این ولایت خدا را می پرستد. پس برای غیر ذوات معصوم رسیدن به خدا نیاز به واسطه دارد و این مطلب واجب است.”
كسي منكر ولايت نشد برادر ولايت يعني ولايت معصوم نه غير معصوم گنهكار!ولايت يعني ولايت امام زمان نه ولايت خامنه اي و يا هركس ديگر! تازه نوع ولايت امام زمان هم طوري نيست كه اگر كسي معتقد نبود حكمي در اين دنيا براو جاري است وجوب از آن جهت دارد كه به اعتقاد تشيع مستوجب عذاب اخروي است.چه آنكه شما اگر كسي مرجع تقليد نداشته باشد نمي تواني او را حدبزني يا زندان كني و يا هر عقيده ديگر.
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿۶۲﴾-البقره
در حقيقت كسانى كه [به اسلام] ايمان آورده و كسانى كه يهودى شدهاند و ترسايان و صابئان هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان داشت و كار شايسته كرد پس اجرشان را پيش پروردگارشان خواهند داشت و نه بيمى بر آنان است و نه اندوهناك خواهند شد (۶۲)
وَقَالُواْ لَن يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَن كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿۱۱۱﴾ بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿۱۱۲﴾ -البقره
گفتند هرگز كسى به بهشت درنيايد مگر آنكه يهودى يا ترسا باشد اين آرزوهاى [واهى] ايشان است بگو اگر راست مىگوييد دليل خود را بياوريد (۱۱۱) آرى هر كس كه خود را با تمام وجود به خدا تسليم كند و نيكوكار باشد پس مزد وى پيش پروردگار اوست و بيمى بر آنان نيست و غمگين نخواهند شد (۱۱۲)
مي شود وجوب ولايت غير معصوم را از اين آيات براي ما بفرماييد ؟!!
2) ضمن اينكه از جواب به سوالات من طفره رفتي نوشته اي امكان پذير نيست كه چند حجت متناقض داشته باشيم ،پس با اين توصيف اين همه اختلاف در فتاوي براي چيست؟!آيا اين از آن جهت نيست كه حق واحد است و بقيه انسانند و ممكن الخطا؟!حق فقط خداست نه كس ديگر.تمامي مراحع ما حجتند ولي حجت لزوما معصوم و بري از خطا نيست.حجت لزوما واجب الاطاعه نيست.
شما پاسخ مرا ندادي.هر كس يك مرجعي را اعلم مي داند ،اصلا از او تقليد مي كند چون او را اعلم مي داند پس اين همه باعث مي شود ما پيروان متعدد براي مراجع متعدد داشته باشيم.
با اين توضيح اعلم و اتقي مراجع از ديد شما نوري همداني است و از ديد من آيت الله منتظري و سيستاني او يك چيز مي گويد و اينها يك چيز ديگر.حق واحد است ولي اين اختلاف براي چيست؟!مي بينيد كه امكان پذير هم شده و ما چند حجت متناقض داريم.و اين حجتها باهم اختلاف نظر دارند مخصوصا در باب ولايت مطلقه فقيه كه اين اختلاف شگفت انگيز است.
فكر مي كنم اين مسئله انقدر روشن هست كه نياز به توضيح بيشتر نداشته باشد.
در ضمن اينكه پرستش خدا منوط به واسطه نيست؟1واسطه مسير رسيدن به خدا را هموار مي كند نه بيشتر وجوب واسطه در رسيدن به خدا شرك است.
در ادامه باز از قياس استفاده كرده اي و مدام نتيجه دلخواه خود را اينبار نه از احاديث وروايات از دلايل كاملا عقلي!!
شما براي ما دليل روشن و واضح از قرآن يا احاديث بياور كه خداوند سبحان فرموده باشند بندگان من براي رسيدن به من به ولي فقيه مراجعه كنيد يا از طريق ولي فقيه يا هر چيزي كه بشود اين نتيجه را گرفت
شما براي ما دليل روشن و واضح از قرآن يا احاديث بياور كه خداوند سبحان فرموده باشند بندگان من براي رسيدن به من به ولي فقيه مراجعه كنيد يا از طريق ولي فقيه يا هر چيزي كه بشود اين نتيجه را گرفت
دوبار نوشتم كه يادت بماند
براي تك تك مواردت پاسخ دارم و اينكه من پاسخي نمي دهم براي اين است كه وقت من آنقدر آزاد نيست كه به پاسخها بپردازم
فقط نكته كليدي اعتقادي كه وجوب شرك در شما را ثابت مي كند رو من بيشتر باز مي كنم تا بلكه از اين طريق شرك آلود بازگردي
کار پاکان را قیاس از خود مگیر گر چه ماند در نبشتن شیر و شیر
جمله عالم زین سبب گمراه شد کم کسی ز ابدال حق آگاه شد
همسری با انبیا برداشتند اولیا را همچو خود پنداشتند
گفته اینک ما بشر ایشان بشر ما و ایشان بستهی خوابیم و خور
این ندانستند ایشان از عمی هست فرقی درمیان بیمنتهی
هر دو گون زنبور خوردند از محل لیک شد زان نیش و زین دیگر عسل
هر دو گون آهو گیا خوردند و آب زین یکی سرگین شد و زان مشک ناب
هر دو نی خوردند از یک آبخور این یکی خالی و آن پر از شکر
صد هزاران این چنین اشباه بین فرقشان هفتاد ساله راه بین
این خورد گردد پلیدی زو جدا آن خورد گردد همه نور خدا
این خورد زاید همه بخل و حسد وآن خورد زاید همه نور احد
این زمین پاک و آن شورهست و بد این فرشتهی پاک و آن دیوست و دد
هر دو صورت گر به هم ماند رواست آب تلخ و آب شیرین را صفاست
جز که صاحب ذوق کی شناسد بیاب او شناسد آب خوش از شوره آب
سحر را با معجزه کرده قیاس هر دو را بر مکر پندارد اساس
ساحران موسی از استیزه را برگرفته چون عصای او عصا
زین عصا تا آن عصا فرقیست ژرف زین عمل تا آن عمل راهی شگرف
لعنة الله این عمل را در قفا رحمة الله آن عمل را در وفا
کافران اندر مری بوزینه طبع آفتی آمد درون سینه طبع
هرچه مردم میکند بوزینه هم آن کند کز مرد بیند دم بدم
او گمان برده که من کردم چو او فرق را کی داند آن استیزهرو
این کند از امر و او بهر ستیز بر سر استیزهرویان خاک ریز
آن منافق با موافق در نماز از پی استیزه آید نه نیاز
در نماز و روزه و حج و زکات با منافق ممنان در برد و مات
3)نوشته اي “شما بازهم مطلب را کامل دنبال نکرده اید. من مثال هایی زده ام. مثل اینکه حکومت حضرت علی (ع) در اواخر عمر شریفشان با ستیزه جویی تعداد زیادی از مردم روبرو شد و در مواردی که حرف آنها حق نبود حضرت زیر بار حرف آنها نرفتند. ..”
و در ادامه ” ولی اگر مردم خود پذیرفتند حقوقی بر گردن آنها خواهد بود که نمی توانند زیر مطلب بزنند. درست مثل ارتداد. مجوزی برای مجبور مردم به اسلام و ایمان نیست ولی اگر پذیرفتند و بعد کافر شدند مرتد هستند ..”
پس برادر مدام از قياس استفاده مي كني بعد مي گويي من مثال مي زنم!
آخه بابا ايمان به خدا با حكومت بر مردم از دو جنس كاملا مختلف هستند كه هيچ ارتباط ماهوي و معنايي هم با هم ندارند.حتي حكم ارتداد هم به هيچ عنوان در قرآن نيامده و نه در نهج البلاغه واين اعتقادي است كه بعضي فقهاي ما دارند آنهم مراتب دارد.
پس حضرت علي براي چه به يارانش پس از بيعت اينچنين مي گويد آنهم در هنگامه جنگ و اتفاقا پس از بيعت نه قبل آن كه مردم به قول شما نمي توانند زير حرفشان بزنند
قاله لما اضطرب عليه اصحابه في امر الحکومه [13] ايها الناس ، انه لم يزل امري معکم علي مااحب ، حتي نهکتکم الحرب ، [1] و قد ، والله ، اخذت منکم و ترکت ، وهي لعدوکم انهک [2] لقد کنت امس اميرا ، فاصبحت اليوم مامورا ، و کنت امس ناهيا ، [3] فاصبحت اليوم منهيا ، و قد احببتم البقاء ، و ليس لي ان احملکم علي ما تکرهون
من ديروز فرمانده و امير بودم ولي امروز مامور و فرمانبر شده ام ديروز نهي کننده و بازدارنده بودم [3] و امروز نهي شده و بازداشته شده ام شما زندگي و بقاي در دنيا را دوست داريد . و من نمي توانم شما را به راهي که دوست نداريد مجبور سازم
آيا با اين حساب يارانش كه ياريش نكردند مرتد نبودند و قتلشان واجب؟!پس چگونه است كه چنين نمي كند؟!
يا امام حسن مجتبي و يا امام حسين وقتي ياران امام حسين از اطراف او پراكنده شدند آيا امام انها را واجب القتل معرفي كرد؟!بهتر است خيلي روشن به اين موضوع پاسخ دهيد.
تازه اينكه مربوط به ائمه است حالا شما چطور ربطش داديد به ولايت خامنه اي از شگفتي هاي روزگار است.
حالا براي روشن شدن فرق مثل و قياس به شما مي گويم ، فرق مثل و قياس در اين است كه در مثل صرفا مي خواهي موضوع را روشن كني و قرار نيست نتيجه اي گرفته شود ولي در قياس شما دنبال نتيجه گيري هستي و مي خواهي از آن حكمي اقتباس كني!
در ضمن اينكه لطفا به طور كاملا مستند آيه اي در خصوص عدم امكان برگشت نظر مردم از راي خود بياور كه در صورت تمرد از ولي فقيه چنين مي شود و چنان ميشود
پسر خوب مشكل تو اينه كه انچه كه مختص معصمومين است به دايره گنهكاران توسعه مي دهي و مي خواهي نتايج دلخواه خود را بگيري .
روي اين انقدر دلايل و برهانهاي واضح هست كه من در شگفتم چطور مسئله به اين واضحي رو انقدر پيچيده مي كني!
در ضمن اينكه در خصوص تساهل و تسامح در دين اسلام انقدر ما آيه و حديث داريم كه از محكمات دين است !
نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ ﴿۴۵﴾
ما به آنچه مىگويند داناتريم و تو به زور وادارنده آنان نيستى پس به [وسيله] قرآن هر كه را از تهديد [من] مىترسد پند ده (۴۵)
قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا أَنَا لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿۴۹﴾ سوره حج
بگو اى مردم من براى شما فقط هشداردهندهاى آشكارم (۴۹)
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿۶۲﴾-البقره
در حقيقت كسانى كه [به اسلام] ايمان آورده و كسانى كه يهودى شدهاند و ترسايان و صابئان هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان داشت و كار شايسته كرد پس اجرشان را پيش پروردگارشان خواهند داشت و نه بيمى بر آنان است و نه اندوهناك خواهند شد (۶۲)
لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿۲۵۶﴾ -البقره
در دين هيچ اجبارى نيست و راه از بيراهه بخوبى آشكار شده است پس هر كس به طاغوت كفر ورزد و به خدا ايمان آورد به يقين به دستاويزى استوار كه آن را گسستن نيست چنگ زده است و خداوند شنواى داناست (۲۵۶)
لَّيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ وَلَكِنَّ اللّهَ يَهْدِي مَن يَشَاءُ ﴿۲۷۲﴾-البقره
هدايت آنان بر عهده تو نيست، بلكه خدا هر كه را بخواهد هدايت مىكن
قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا ﴿۲۱﴾ -الجن
بگو من براى شما اختيار زيان و هدايتى را ندارم (۲۱)
وَعَلَى اللّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَمِنْهَا جَآئِرٌ وَلَوْ شَاء لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿۹﴾ -النحل
و نمودن راه راست بر عهده خداست و برخى از آن [راهها] كژ است و اگر [خدا] مىخواست مسلما همه شما را هدايت مىكرد (۹)
إِن تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي مَن يُضِلُّ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ ﴿۳۷﴾ -اانحل
اگر [چه] بر هدايت آنان حرص ورزى ولى خدا كسى را كه فرو گذاشته است هدايت نمىكند و براى ايشان يارىكنندگانى نيست (۳۷)
مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ﴿۸۰﴾ -النساء
هر كس از پيامبر فرمان برد در حقيقتخدا را فرمان برده و هر كس رويگردان شود ما تو را بر ايشان نگهبان نفرستادهايم (۸۰)
وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿۱۲﴾ -التغابن
و خدا را فرمان بريد و پيامبر [او] را اطاعت نماييد و اگر روى بگردانيد بر پيامبر ما فقط پيامرسانى آشكار است (۱۲)
رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ إِن يَشَأْ يَرْحَمْكُمْ أَوْ إِن يَشَأْ يُعَذِّبْكُمْ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا ﴿۵۴﴾ -الاسراء
پروردگار شما به [حال] شما داناتر است اگر بخواهد بر شما رحمت مىآورد يا اگر بخواهد شما را عذاب مىكند و تو را بر ايشان نگهبان نفرستادهايم (۵۴)
4)در خصوص معيار عدالت ما هر چه گشتيم چزيي نديديم جز فرمايش امام حسن عسگري كه امر به تقليد مي كند.در ادامه براي چگونه مطمئن شدن دلايلي آورده اي خواندني
نوشته اي :”بنا بر این آیه شما کافی است ایمان داشته باشید از آن طرف خداوند تضمین کرده که شما را هدایت کند. در اینجا هدایت می تواند به شکل تشخیص مولا منجر شود. اگر فاقد این شرط باشید هیچ راهی باز نمی شود :”
چطور از هدايت و ايماني كه خداوند تضمين كرده به تشخيص مولا رسيديد كجاي آيه به تشخيص مولا ارتباط دارد؟! مسئله بي ربط مولا رو چطور به هدايت مرتبط كردي؟!هدايت منظور پرستش ذات اقدس است معني جمله بسيار واضح است اين معاني عجيب و غريب را چطور شما به دست مي آوري خدا مي داند.
معيار مشروعيت حكومت همانطور كه حضرت آيت الله سيستاني توضيح دادند مقبوليت عامه و شرايط ديگر است كه عمل به حق هم جزو آن است.
5) مردمي بودن محل مشروعيت است و در آن شكي نيست سيره ائمه و پيامبر همه گواه مطلب است.همانطور كه عرض كردم نظر حضرت آيت الله سيستاني و منتظري لزوم پذيرش مردم است كه از مباني مشروعيت است.
6) خداوند به پيامبر مي گويد اي به هم پيچيده شده،اون وقت شما يك انساني خطاركار رو مي گوييد من با احتياط راجع به او صحبت كنم؟!
7)كسي تظاهرات كنندگان را انسانهاي معصوم نيمداند همانطور كه حاكمان و ماموران را هم معصوم نمي دانيم اصلا به واسطه همين اصل است كه در هر حكومتي حق طبيعي اعتراض بايد وجود داشته باشد ،قانون اساسي (اصل27) ما اين رامي گويد .آنهم خيلي صريح و رك و واضح بدون هيچ پرده پوشي.
حضرت علي اين رامي خواهد از مردم او كه معصوم بود شما كه جاي خود.
فلا تکلموني بما تکلم به الجبابره ، [9] و لا تتحفظوا مني بما يتحفظ به عند اهل البادره ، [10] و لا تخالطوني بالمصانعه ، و لا تظنوا بي استثقالا في حق قيل لي ، [11] و لا التماس اعظام لنفسي ، فانه من استثقل الحق ان يقال له او العدل ان يعرض عليه ، [12] کان العمل بهما اثقل عليه فلا تکفوا عن مقاله بحق ، او مشوره بعدل ، [13] فاني لست في نفسي بفوق ان اخطي ء ، و لا آمن ذلک من فعلي [14] الا ان يکفي الله من نفسي ما هو املک به مني
بنابراين آنگونه که با زمامداران ستمگر سخن مي گوئيد با من سخن مگوئيد [9] و آنچنانکه در پيشگاه حکام خشمگين و جبار خود را جمع و جور مي کنيد در حضور من نباشيد [10] و به طور تصنعي [ و منافقانه ] با من رفتار منمائيد و هرگز گمان مبريد در مورد حقي که به من پيشنهاد کرده ايد کندي ورزم [ يا ناراحت شوم ] [11] و نه اينکه خيال کنيد من در پي بزرگ ساختن خويشتنم زيرا کسي که شنيدن حق و يا عرضه داشتن عدالت به او برايش مشکل باشد [12] عمل به آن براي وي مشکلتر است با توجه به اين از گفتن سخن حق و يا مشورت عدالت آميز خودداري مکنيد [13] زيرا من [ شخصا به عنوان يک انسان ] خويشتن را مافوق آنکه اشتباه کنم نمي دانم و از آن در کارهايم ايمن نيستم [14] مگر اينکه خداوند مرا حفظ کند
باقي موارد چون سياسي است و من هم وقت ندارم براي مالي ديگر مي گذارما
نقدر بدانيد كه همين اصولگراها هم فهميده اند دكتر چه گندي به اين مملكت زده است.
از او روزنامه و حزب فاصله بگير به ميان صنعتگران،تجار و مهندسين بيا بيشتر مي فهمي من چي ميگم
تمام نظرات را خواندم وبه عنوان یک ادم بی طرف از استدلالهای اقای محمد کیف کردم واقعا دلایل مستند و محکمی است که اگر هر کسی واقعبیتانه بخواند قبول میکند احسنت بر معلوماتتان اقای محمد
[...] آينده كه در سابقه خبررساني خود، صدها دروغ و شايعه و تهمت و توهين را به همراه دارد، اين روزها به خاطر توهين به عمامه كروبي عزادار است! جالب آنكه آينده به خاطر افتادن عمامه كروبي، ناگهان ياد مساله ولايت فقيه هم ميافتد و آنرا به ولايت ربط ميدهد! قبلا كه گفته بودم ولايت پذيري آيندهايها در نوع خود ب…. [...]
با اینکه دلم نمیخواست در این وبلاگ کامنتی بگذارم ولی حیفم آمد به “محمد” آقا احسنت نگویم با این همه تسلطی که بر بحث دارد, خدا امثال شما را زیاد کند در این وانفسای جهل و تعصب کور …….
[...] و نحوه انعكاس اخبار مربوط به مراجع مطالبي نوشته بودم (+ و [...]