دوست عزيزم علي اشرف فتحي در وبلاگ خود تورجان، با اشاره به مطالب اخير نشريه پنجره درباره موسوي خوئينيها و نقش او در جريان اصلاحات، به آن واكنش نشان داده و نوشته است:«اگر موسوی خوئینی ها از همان ابتدا یک عنصر نفوذی و جاسوس قدرتهای غربی و شرقی بوده است، بدون تردید واقعه اشغال سفارت آمریکا نیز زیر سؤال است»
وي در پايان بدون آنكه دليلي براي نوشته خود و دفاعش بياورد و بدون آنكه اشارهاي به نقش خوئينيها و ديگران داشته باشد، خيلي ساده و راحت به يك نتيجهگيري مطلق و محكم و البته منطقي؟ ميرسد و مينويسد:«چگونه این همه منافق و جاسوس و مزدور و مرتد و منحرف توانستهاند خود را در حلقه اصلی اطرافیان امام جا زده و عملاً اداره کشور را در زمان رهبر فقید انقلاب بر عهده داشته باشند؟! آیا اتهام زنندگان، به پیامدهای سنگین سخنان خود واقفند؟ آیا میدانند که تخریب و انکار سابقه انقلابی سران اصلاح طلبان میتواند تدبیر و هوش بالای امام را زیر سؤال برده و ایشان را در حد یک فرد ساده لوح و بی تدبیر تنزل دهد که نتوانسته بود بیت و دفتر خود را از گزند منحرفان و جاسوسان و مزدوران و منافقان خطرناک حفظ کند؟!»
اين سادهترين راه براي توجيه عملكرد اصلاح طلبان و دفاع از آنان و بستن دهان منتقدان است. اينكه اين افراد چون يك زماني اطراف امام خميني بودند، پس امكان ندارد هيچ اشتباهي كرده باشند و اگر كسي به آنها بگويد بالاي چشمتان ابروست، پس به امام خميني توهين كرده! و يا اينكه اگر كسي به انحراف امروز آنها اشاره كند، هوش و تدبير و زيركي ديروز امام را زير سوال برده است با هيچ منطقي سازگار نيست. ضمن آنكه فكر نميكنم كسي تا حالا ادعا كرده باشد همه اطرافيان امام خميني منافق و مزدور و جاسوس و … بودهاند!
من طلبه نيستم، اما آقاي تورجان طلبه است و به خوبي با تاريخ اسلام و شيعه و اعتقادات شيعه و مناظرات شيعه و سني آشنا است. اگر منطق تورجان را بپذيريم پس بايد اين حق را هم به علماي برخي مذاهب اسلامي و كتابهاي آنها بدهيم كه بيايند به ما شيعيان بگويند اگر شما راست ميگوييد و فلاني و فلاني و فلاني، منافق و منحرف و مشرك و غاصب و دشمن اهل بيت بودند، پس چرا پيامبر اسلام همه آنها را در اطراف خود حفظ كرده بود و به آنها القاب متعدد ميداد؟ چرا پيامبر كساني را در اطراف خود نگه ميداشت كه بعدها دشمن اهل بيت شدند و حتي خلافت را از مسير اصلي خود منحرف كردند؟ آيا اين به معناي زير سوال بردن هوش و زيركي و تدبير پيامبر نيست؟ ضمن آنكه پيامبر معصوم و عالم به برخي اخبار غيبي و حوادث آينده بود و امام خميني نه!
خواهشا بعد از خواندن اين مطلب فورا به من ايراد نگيريد كه سران اصلاحات را با دشمنان اهل بيت در صدر اسلام مقايسه كردهام. اصلا و ابدا چنين قصدي نداشته و ندارم. خودم در مطلب قبلي مخالفتم را با چنين مقايسههايي نوشتهام. اين مطلب من تنها نقدي بود بر منطق تورجان عزيز.

من كه منكر حقيقت نميشم ;خب توي اين آشوبها يه عده كتك مفصل خوردن تو انتظار داري با اينا كه اتوبوس و.. آتيش مي زدن با شربت و شيريني استقبال مي كردن؟
اتفاقا من آدم واقع بيني هستم. منظورت از اينكه سوختم چي بود؟ من بابت چي بايد بسوزم و حرص بخورم ؟
سلام
بامطلبي درباره منتظري به روزم
در ضمن با افتخار لينكتان كردم. خواهي بكن خواهي نكن!
آرش بدون کمان من فکر میکنم تو باید یک بار دیگه بری پیش دکتر تا داروهایت را عوض کند.
آنطور که معلومه ذاروهای که استفاده میکنی برات سازگار نیست.
kheili jaalbe, inha ro ke mikhoonam bishtar booye alrahmaan-e rigime saffaake jomhorie zede eslaami ro hess mikonam….
سلام ای دوست
بلاگ خوبی دارید
هر چند گاهی با زبان تند و تیز بیان مطلب دارید(مثلاً در بحث حمید سوریان) که از دوست داران انقلاب چندان پسندیده نیست. و بدور از انتظار است که شما رفتار سبزنمایان را داشته باشید.
سری هم به خانه کوچک و نوساز بنده بزنید..
خوش خواهید آمد
به نام خدا
با سلام به دوستان و آرش كمانگير عزيز
با شما موافقم كه مردان بزرگي داشته ايم. با شما موافق نيستم كه نظيرش در ديگر كشورهاي اسلامي وجود نداشته است. تازه بسياري از مردان و زنان بزرگي كه در اين كشور ظهور كرده اندف شناسنامه مسلماني دارند و سخت به آن افتخار كرده اند.
باري، ديگر كشورهاي اسلامي هم مردان بزرگي داشته اند. ما در اين مقطع از تاريخ نمي توانيم رگ و ريشه نژاد و جغرافياي خود را آنطور استخراج كنيم كه بشود بي هيچ ترديدي آْن را به عنوان يك موضوع مقدس ستايش كنيم.
با شما موافقم كه هركس براي استقلال و حاكميت ملي تلاش كند مي شود اورا ستود ولو به نام آزدايخواهي. حتي از اين منظر شايد برخي از دولتمردان حكومت هاي گذشته را نيز بتوان در اين گروه جاي داد. اما با شما موافق نيستم كه طوري بنويسيم كه گويي متوليان فعلي حكومت وابسته اند و در جهت خلاف حاكميت ملي و استقلال حركت مي كنند. چون شواهد برخلاف اين نظر است.
با شما موافقم كه كوس رسوايي ديكتاتوري در جهان به صدا درآمده است. اصلا ديگر در جهان امروز ديكتاتوري اقتضا و موضوعيت ندارد و برفرض وجود در بعضي نقاط، تازه براي كشوري مانند ايران كه در محاصره رسانه هاي قدرتمند و اينهمه دشمن آزاديخواه و ضد ديكتاتوري (!) قرار دارد امكان اش نيست. قبل از اين هم ديكتاتورهاي قرن بيستم فقط در سايه حمايت قدرت نظامي و شوراي امنيتي استعمار قادر به اعمال چنين روشي بودند.
به نظر مي رسد كه احتمالا شما سخت جواني و نمي داني طعم ديكتاتوري چيست. با اين وصف بيا و در همين صفحه نظرت را درباره ديكتاتوري بنويس. بعد آن را با تعاريف «علمي» ديكتاتوري كه در علم سياست موجودند مقايسه بفرما. يقينا از نتيجه آن تعجب مي كني.
بخشي از مشكلات كشور ما اگر مربوط به ضعف هاي مديريتي آدم هايي مانند من و شما باشد كه از بد روزگارند مسئوليت پذيرفته اند. بخش بزرگترش مربوط است به استعمار و هيچ وقت نبايد اين نكته را ما فراموش كنيم.
تمام آنهايي كه نام برده اي و تمام آنچه كه به عنوان ايدآل مطرح كرده اي جز مبارزه با استعمار و جريان سلطه در جهان مقصود ديگري نداشته و ندارند.
استعمار در قرون اخير اشكال مختلفي داشته است. اول نامش واقعا استعمار بوده است. يعني آباد كردن! بعد مبارزه با برده داري شده است! يعني بعد از انقلاب صنعتي و كشف نيروي بخار. ازهمين جا هم شرق عقب افتاد. بعد شد ناسيوناليسم و حكومت هاي مقتدر منطقه اي براي توسعه تجارت بين الملل(وديكتاتوري براي همين دوره تعريف شده بود). سپس نامش دموكراسي شد. چون گند اشغالگري درآمده بود. آنگاه موضوع حقوق بشر مطرح شد. پس از آن موضوع تروريسم در قبال جنبش هاي آزاديخواه. و…
شكل استعمار در آينده موضوع «تجارت جهاني» است. به اين جهاني بودن توجه بفرما. يعني قبل از آنكه منابع و انرژي و راه و آب و اين قبيل واقعا جهاني بشود، فقط «تجارت» مي خواهد جهاني بشود و تمام اين نمايش كه امروز در عرصه جهاني ملاحظه مي نمايي مقدمه چنان روشي است براي تداوم استثمار ضعفا توسط اقويا.
آنچه به كام من و تو تلخ است، يعني مشكلات اجتماعي، ضعف هاي اقتصادي، محدوديت امكانات براي رشد، وجود فساد در بخشي از جامعه و جزآن، همه معلول وضعيتي است كه به ما تحميل شده است. ما اقتصاد و در نتيجه اقتدار سياسي خود را بعد از حفر كانال سويز از دست داديم. تلاش نياكان ما براي برون رفت از چنان وضع دشواري به كندي پيشرفت نمود و اين دست استعمار بود كه با دسيسه هاي گوناگون مانع ما بود و در اين راه مردان بزرگي مانند اميركبير را از ايران گرفت.
با اين وصف گذشتگان ما پرچمدار چنين مبارزه و تلاشي بوده اند و آن را پيش بردند و يقين بدان كه وضعيت امروز، نتيجه پرافتخار آن تلاش هاست.
شما كه علاقمند به حاكميت ملي و استقلال هستي، شما كه اهل مقايسه و حتما مطالعه هستي به وضع كشورت را در 100 سال گذشته من حيث المجموع نگاهي بينداز و مشاهده نما كه دست كم از زمان كشته شدن نادرشاه افشار تا بحال در هيچ دوره اي ايران به اقتدار فعلي بوده است؟ رفاه نسبي به اندازه فعلي بررقار بوده است؟ تلاش براي پيشرفت علمي به اندازه حال وجود داشته است. و ازهمه مهمتر اينهمه جوان رعنا و زيبا و آگاه وپر دانش مانند تو و من و بقيه هموطنان يكجا در كنار هم بوده اند؟
خوب بقيه راه هم با ماست. و حرف هاي امثال شما اگر گاهي بوي پرتوقعي
ندهد باري، دعوت به توقف و بازگشت است.
اما چه چيز در اين دنياست كه آفت ندارد؟ چه كاري است كه حاشيه ندارد؟ مگر نسل دنيا پرستان، خودشيفتگان و راهزنان سعادت مردمان از دنيا كنده شده است؟
حالا بعضي دوستان مايل اند بيايند «نق – كامنت»(!) بگذارند” كه ول كن بابا، روضه شمر مي خواني؟! يا تو هم شده اي صدا و سيما براي ما؟
برو ببين جناب كروبي چه مي فرمايند. دكتر خاتمي چه مي گويند و يا مهندس موسوي ز چه بيانيه داده است و دست بالا بي بي سي و صداي آمريكا و منوشه امير چه عرض مي كنند.”
كه مختارند.
موافقم كه تاريخ اسلام را دوباره مطالعه كنيم فقط اينار دنبال يزيد و معاويه بگرديم كه چگونه بيگناهان را بخاك مي كشند!
اقای دیکتاتور جان شما چه رویی دارید که به ما مجوز راهپیمایی ارام نمیدید. خائن همون کسانی که سپاه و نظامیان وارد سیاسی شدند خیلی پرروید شماها!!!!
ثریا خانوم لحنت خیلی تابلوست . مزخرف نگو بابا!!!!!!اسم شوهرت بگو؟
ها ها ها ! به به به سواد سیاسی تو ، آقای کمانگیر !!!
تو که گویا کلاً بیکار هستی ، خوبه باز آهستان هست بیای وقتتو بگذرونی ؛ معلومه چقدر وقتت با ارزشه جون تو !!!
ببین عزیز جان ، این هایی که نام بردی ، مثلا بو علی سینا و امیر کبیر و غیره که در ضمن اوج سواد سیاسی و تاریخی شما رو نشون میدن ، چه ارتباطی با این سوال من داره :
گروه های حقوق بشری و ان جی او ها و کمپین های یک میلیون تایی که با هزینه موسسات آمریکایی اداره میشوند ، در برخی از کشور های عقب افتاده از نظر مسائل حقوق بشر و دموکراسی و غیره ( مثل عربستان و مصر و اردن و امارات ) که حامی آمریکا هم به شما میروند ، کجا هستند ؟؟
ها ها ! لازم نیست جواب بدی جناب باسواد ، ارزش وقت صرف کردن نداره !!!
ولی اگه بخوام واقعا صادق باشم از معدود افرادی هستی که حقیقتاً ارزش بحث کردن نداری ، ولی یه جورایی لج آدمو درمیاری ، انقدر که عقاید ” صف شیری ” رو در نهایت اعتماد به نفس !! به خورد ملت میدی !!!
گوش قرمز معلومه که خودتم وقت زیاد داری همش اینجایی . ها ها ها ها
چرا متوجه نمیشی آخه قربون اون گوشای قرمزت برم؟! چرا اینقدر زیادی روی آمریکا حساب باز می کنی؟ آخه همه کارا رو که آمریکا نمیکنه واسه دنیا! چرا متوجه تفاوت های فرهنگی و اجتماعی ایران با جوامعی مثه عربستان و مصر و اردن و امارات… نیستی؟ واقعن نمی فهمی یا خودت رو زدی به نفهمی؟ اینکه ما در ایران این همه جنبشهای ملی و مذهبی داشته ایم، اینکه ما در ایران انقلاب اسلامی داشته ایم و سلطنت را برداشته جمهوری گذاشته ایم، جنبش ملی شدن نفت داشته ایم، مشروطه داشته ایم… و اونا نداشته اند، معنیش اینه که اینا همه کار آمریکا بوده در ایران؟ خب کمپین و این چه میدونم ان جی او و اینا هم نهادهای جدید فعالیت های اجتماعی هستند دیگه. بابا چرا مردم ما رو دست کم میگیرین؟ همش توهم توطئه!
اتفاقا اینکه در امارات در عرض مدت کوتاهی بیابونا شدن پر آسمانخراش و ملت از رو شتر بلند شدن نشستن تو ماشین کولردار ، جریانش با تحول و ترقی در ایران فرق میکنه. در ایران جریانات اجتماعی سیاسی فرهنگی همیشه قوی تر از این کشورها بوده. مردم ایران مردم معترضی هستند و نه منفعل.
منظورم از پاراگراف آخرم این بود که ملت ما نمیشینن کشورشون رو بدن دست هر کی از راه برسه هر مدلی دلش میخواد درستش کنه وگرنه حتما الان ایران متروپلیس مضحک دیگری بود مثل دبی! ملت ما یه سری ارزشهایی برای خودش داره. حالا اسمش رو هر چی میخوایم بزاریم. سواد، نخبه پروری، روشنفکری، غربزدگی، ارزشهای مکتبی، شیعه، …. هر چی که هست باعث میشه که اعتراض کنند.
گوش قرمز جان مامان جون قرمه سبزی بار گذاشته برو اشپزخونه همش بزن که ته نگیره .دوست پسرتم برات missed call گذاشته برو یک sms بهش بزن از دلشورگی بیرون بیاد بعدم برو سراغ درس و مشقت تو کار بزرگترام فضولی نکن.قاقالی لی هم تو یخچال هست دلضعفه گرفتی یک ناخنک میتونی بزنی.عمه خانم هم زنگ زد نزن تو ذوقش بگو شب مامی میاد بهتون زنگ میزنه
روح الله گرامی ما وقت زیاد داریم ، بر منکرش لعنت ، خصوصا برای درآوردن حرص برخی ها امثال کمانگیر ، که نتیجتا از شدت عصبانیت کامنت پر بار و پر گهری از جنس کامنت فوق ! مرقوم مینمایند و دغدغه های روزمره خودشان را به دیگران هم تعمیم می دهند ، بعد به وبلاگ بنده می آیند و سایر خصلت هایشان را از جمله ادب ناموسیشان در راستای حمایت از ” حقوق زنان یک میلیون تایی ” به نمایش میگذارند !!!
برخی ها جان به جانشان کنی ، همان فرهنگ ” فحش ناموسی ” را یدک میکشند ، و ناگهان حمایت های روشنفکریشان از کمپین های یک میلیون تایی حمایت از ” حقوق زنان ” ، در ” فحاشی های ناموسی و جنسی ” !!مجال بروز پیدا می کند ! گرچه ، کامنت بالایی خودش به قدر کافی برای معرفی شخصیت نگارنده اش گویاست
—-
در مورد کامنت خودتان ، به نوعی حق با شماست / اما چرا صدای آمریکایی ها ، که برای فقدان دموکراسی در ایران جیغ می کشند ، وقتی به سیستم پادشاهی عربستان یا اردن می رسند خاموش می شود ؟؟
چرا فریاد وااسفا برای به باد رفتن حقوق بشر در عربسان سر نمی دهند ؟؟ مردم عربستان بشر نیستند ؟؟
چرا گیرشان فقط ولایت فقیه در ایران است و چرا با پادشاه اردن مشکلی ندارند ؟؟ چرا با ریاست شبه پادشاهی مبارک کنار آمده اند ؟؟ چرا با ادارۀ خانوادگی و عشیره ای در امارات همراهی می کنند ؟؟
چرا بارها و بارها نظر پادشاه اردن را در مورد دموکراسی در شبکه های مختلفشان پخش کرده اند که :
دموکراسی در کشورهای مختلف ، معانی متفاوتی دارد ؟!؟
البته ، برخی کامنت ها در وبلاگ اینجانب در کمال بزرگواری ! محذوف میگردند !
خسته نباشید ، کامنت گذار محترمی که از وبلاگ آهستان به وبلاگ بنده تشریف فرما گردیده اید / باور بفرمایید که کلیک کردن بر ” حذف ” برای بنده کار نیم ثانیه است / هرچند مرقوم فرمودن برخی کامنت های فرهنگی ، برای شما آدم پرمشغله ، بیش از نیم ثانیه وقت برده است ، یحتمل !!
موفق باشید !
تو رو خدا این حرفا چیه می زنی؟! آمریکایی ها گیرشان با ولایت فقیه ماست!؟ کی گفته؟ اوباما؟ پارلمانشون؟ مجلس سناشون؟ سناتوراشون؟ … تو گوش قرمز! فهمیدم که ریگی به کفشته. مغلطه می کنی.
خیلی هم دور برندار گوش قرمز! کمانگیر هر چی گفته تو دیگه بهره برداری نکن. عصبانی شدن و فحش دادن ممکنه احمقانه باشه اما حتما صادقانه تر از مغلطه ی عمدی است.
در ضمن هنر نیست که طرف مقابل بحثت را عصبانی کنی و بعد بشینی بل بگیری. دقت کن گوش قرمز! حواسم بهت هست.
/ با عرض پوزش و تشکر از صاحب وبلاگ آهستان برای اجازه جوابگویی به ما در اینجا. خدا حفظتان کند.
جناب روح الله شما وکیل مدافع کمانگیری ؟! / یا ریش سفید وبلاگی ؟ یا عسگر اولادی ثانی ؟
در ضمن شما حواست به بنده باشه یا نباشه ، چه فرقی داره قربون ؟؟ شما دور خودت رو کنترل کن نیازی نیست حواست به دور برداشتن بقیه باشه
در ضمن ممنون از حواس شما که به ما هست ، از این به بعد حواستونو بیشتر جمع کنید ، جناب شناسندۀ مغلطه اندازان عمدی ، و ممنون از حمایت شمااز فحاشان مظلوم در برابر مغلطه اندازان ظالم !!
رفیقتون ( یا خودتون با نام مستعار کمانگیر !! ) که غیر از فحاشی کاری بلد نیست ، شما هم گویا غیر از قلدری چیزی یاد نگرفتی / اینجا رو با سر میدون محلتون اشبتاه گرفتید قربان
در ضمن یکی دو نفر دیگه رو هم بیارید حواسشون به شما دو تا ( یا یکی با دو نام ! ) باشه کم نیارید یه وقت !!!
[...] پاسخ آهستان به این نوشته [...]
[...] تورجان و يك منطق خيلي ساده [...]