مطلب ديروز محمد نوريزاد را درباره گفت و گوهاي صورت گرفته در انجمن قلم خواندم. در اين مطلب وي بخشهايي از حرفهاي رد و بدل شده بين خود و افراد حاضر در آن جلسه را نوشته البته به روايت خودش.
من با عوض شدن نظرات نوريزاد مشكلي ندارم. يعني اصلا برايم مساله عجيبي نيست. همه آدمها ميتوانند عقايد سابق خودشان را كنار بگذارند. من نميگويم كه نوري زاد امروز آدم بدي است و اي كاش باز هم نوري زاد سابق شود. چرا كه خود من هم ممكن است روز ديگري يك جور ديگر فكر بكنم. من مثل بعضي آدمها نيستم كه تا ديروز به نوري زاد فحش ميدادند و تيتر ميزدند «توهين و جسارت نويسنده سابق كيهان به مراجع» اما امروز عاشق سينه چاك نوريزاد شدهاند!
من ميگويم به جاي سياه و سفيد ديدن آدمها، آنها را با توجه به شرايط زماني و مكاني كه در آن قرار دارند، بسنجيم. هر كس را به اندازهي خودش قبول داشته باشيم، يك نفر را آنقدر بالا نبريم كه فردا از افتادنش انگشت به دهان بمانيم! آقاي نوري زاد هم مثل همه آدمها. مثل همه شخصيتهايي كه در طول سالهاي بعد از انقلاب به يك چيزي اعتقاد داشتند، اما امروز ميگويند «ديگر اعتقاد نداريم يا لااقل مثل گذشته اعتقاد نداريم»
اما يك مساله ديگر هم اينجا وجود دارد آنهم اينكه چرا بعضيها تا اين اندازه منافق تشريف دارند؟ منظورم دقيقا آنهايي است كه سال گذشته در ماجراي نامه نوشتن نوري زاد به مراجع، چنان غيرتي شده بودند كه تيتر اول سايت و روزنامهشان اين بود «توهين بيسابقه نويسنده سابق كيهان و كارگردان حامي احمدينژاد به مراجع!» اين تيتر يعني چه؟ يعني اينكه آن آدمها نه به خاطر حمايت از مراجع كه به خاطر دشمنيشان با احمدينژاد غيرتي شده بودند. جالب اينجاست كه همان آدمها امروز خودشان سينه چاك نوري زاد شدهاند!
يادم ميآيد همان زماني كه نوري زاد مطالبي را عليه آيت الله مكارم شيرازي و برخي ديگر از مراجع تقليد نوشته بود، و به آنها توصيه كرده بود كه وجوهاتشان را در اختيار دفتر رهبري قرار بدهند، يكي از دوستانم ميگفت فلاني باور كن اين اظهار نظرهاي نوريزاد اصلا به خاطر حمايت از شخص رهبري نيست و او تا مدتي ديگر عليه خود رهبري هم موضع ميگيرد!
بگذريم. نوري زاد در نوشتهي ديروز خود از صدا و سيما هم انتقاد كرده و نوشته است:«من رسما میگویم: صداوسیمای ما شاید اولین صداوسیمای پرسانسور جهان باشد. این درکجای دین ما قرار میگیرد؟ صداوسیمایی که روز روشن دروغ میگوید. چرا اعتراض نمیکنيد؟»
اگر خاطرتان باشد در سالهاي اصلاحات نوريزاد سريالي ساخته بود به نام «پروانهها نمينويسند» يادتان هست؟ اين سريال مثل بقيه سريالهاي نوري زاد حوادث و آدمهاي امروز مملكت را با حوادث و آدمهاي صدر اسلام مقايسه ميكرد. يكي را با طلحه مقايسه ميكرد، ديگري را با زبير، ديگري را با شمر، ديگري را با عمر سعد، ديگري را با يزيد، ديگري را خولي و …آيا يادتان هست؟ يادتان هست آدمهايي كه به روايت نوري زاد، نقش شمر و عمرسعد و خولي و طلحه و زبير زمانه را بازي ميكردند، شبيه چه كساني بودند؟
همين آقاي نوري زاد كه امروز ديگران را به سوءاستفاده از تاريخ اسلام متهم ميكند، خودش در آن سريال تلويزيوني همه شخصيت هاي اصلاح طلب كشور را با شخصيتهاي بدنام تاريخ اسلام مقايسه كرده بود و آنقدر در اين مساله پيش رفته بود كه حتي بازيگرانش را هم بر اساس شباهت ظاهريشان به شخصيتهاي سياسي دوم خردادي انتخاب كرده و نامشان را هم مشابه آنها گذاشته بود. اما بعد از پخش چند قسمت، سر و صداي دوم خرداديها بلند شد و نوري زاد هم مجبور شد اين توضيح را به سريالش اضافه كند كه هرگونه تشابه اسمي و شباهت ظاهري شخصيتهاي فيلم با آدمهاي حقيقي غيرعمدي است!
آقاي نوري زاد عزيز! اين راهي است كه خود شما باعث و بانياش بودي. خود شما فيلمش را ساختي. اين همان صدا و سيمايي است كه سريالهاي مبتذل و پيش پا افتادهي شما را پخش ميكرد. اين فرهنگي است كه شما آن را گسترش دادي. شما هر وقت دلتان خواست يكي را طلحه و زبير نشان دادي و ديگري را امام علي! شما حتي پاي رستم و سهراب را هم به نهضت عاشورا باز كرده بودي، پس چرا اشتباه خودتان را به حساب ديگران مينويسيد؟
البته شما هم مثل همه آدمهاي ديگري كه امروزشان با ديروز فرق دارد، راحت ميتوانيد ادعا بكنيد كه گذشتهها گذشته و من فريب خورده بودم و الان پشيمانم و توبه ميكنم. اما اين همه ماجرا نيست. پس تكليف آن همه جوان و نوجواني كه نوشتههاي شما را خواندند و فيلمها و سريالهاي شما را ديدند چه ميشود؟ تو امروز از فرهنگ و تفكري فرار ميكني كه خودت آنرا به ذهن و مغز ديگران تزريق كردي؟ آن وقت نامه مينويسي و ديگران را متهم ميكني كه شما خودتان را با امام علي مقايسه نكنيد؟! آقاي نوريزاد مرد باش و فقط به اشتباهات خودت اعتراف كن. اشتباهاتي كه خودت مرتكب شدي و خودت آن را بنيان نهادي. چرا آنها را گردن ديگران مياندازي؟


امیدوارم بقیه وجدان های خفته نیز بیدار شوند و به خیل عظیم سبز اندیشان بپیوندند و با هم نظاره گر پیروزی حق باشیم
http://ahmadyari.blogspot.com
بروزم
14 معصوم شده 16 معصوم
با سلام به همه بينندگان آهستان:
با ابراز تأسف از تذبذب افكار آقاي محمد نوري زاد، پاسخي به نامه دوم وي به رهبري معظم انقلاب نوشته ام تا شايد با خواندن آن به دور از هر گونه تعصبي، افكار خويش را مرور نمايد و متنبه گردد.
مناسب دانستم تا اين جوابيه را در اختيار آهستان قرار دهم شايد مفيد واقع شود. منتظر نظرات دقيق شما مي مانم.
باسمه تعالي
برادر عزيز و دلسوخته جناب آقاي محمد نوري زاد
سلام عليكم
تيتر نامه دوم شما به رهبر معظم انقلاب را در سايت ديدم و با توجه به علاقه قلبي به دست نوشته هاي ساليان گذشته شما، با كنجكاوي نامه را به طور كامل دانلود نمودم و شروع به خواندن نمودم و بسيار مايه تعجب و افسوس شد. در اين وانفسا كه همه معاندان به اين مطلب اساسي رسيده اند كه اصل ولايت فقيه مانع رسيدن به تمايلات شيطاني آنها است از شما برادر عزيز، بصيرت بيشتر انتظار مي رفت. امثال من منتظر دست نوشته هاي شما بوديم تا شيفتگي و دلدادگي ما را به وليمان بيشتر سازد نه مرقومه اي چنين دور از انصاف.
مطمئناً رهبر عزيز بر اساس روال معمول و به دليل سينه گشاده و پر عطوفت خويش به جاي پاسخگويي، از شما دلجويي خواهند نمود. لذا در اين زمانه غبارآلود كه به همه مقدسات بي حرمتي شده است و دل همه رنجديدگان به درد آمده، وظيفه خود مي دانم تا موارد ذيل را بي پرده و شفاف و گذرا به عرض برسانم. باشد تا به دور از تعصاب خاص نسبت به افراد، مباني فكري خويش را مرور نماييد و خطاهاي احتمالي گذشته را برطرف سازيد.
در ضمن بايد اشاره كنم كه نوشته حاضر بر اساس شناخت كمي كه از گفتار و اعمال حكيم فرزانه و خلف حضرت روح اله دريافت نموده ام تنظيم گرديده و اين احتمال هست كه اگر نوشته حقير به محضر ايشان ارائه گردد باعث شرمندگي باشد.
و اما درباره نامه شما:
اولاً اينكه بهتر بود در سرتاسر نامه از ضمير من به جاي ما استفاده مي نمودي و اشتباهات خود را به رهبري نسبت نمي دادي. نكند باورت شده كه تا كنون مطيع امر مولا بوده اي و اشتباهات تو نيز به تبع گوش سپردن به اوامر وليت واقع شده؟
چرا از اعمال و افكار خويش شانه خالي مي كني و حاضر به قبول خسارات به بار آورده اي كه در هنگام اشتغال در گوشه ای از مواضع فرهنگی کشور ايجاد نموده اي نيستي؟ مگر در جمع هنرمندان و در حضور رهبر معظم با نوازش لبخندهاي ايشان به اعلام مواضع نمي پرداختي؟ آيا فكر كردي همه نظرات كارشناسانه و برگرفته از دينتان بلا اشكال بوده كه مورد نوازش رهبري قرار گرفته بود؟ آيا فكر نمي كني كه رهبري معظم با نگاه محبت آميز به دنبال پوشاندن خطاهاي فكري يك سرباز صادق خويش بوده؟ مگر شما نبودي كه پس از عيادت از رضا ايرانمنش اعلام داشتي كه فكر نمي كردي ايشان با آن ظاهر و نقشهايي كه در هنگام بازيگري داشته مثلاً ريشش را مي تراشيده جانباز شيميايي باشد؟ آيا نمي توان شما را هم جز همان دوست نماهاي مورد ادعايتان دانست كه با ظهور نهضتی به اسم ریاکاری به ریش و تسبیح فردی نمره داده ايد و از کراوات و ادکلن دیگری نمره كاسته ايد و با همین قیاس، جامعه را به اندرون بلوایی از ریاکاری ترغیب نموده ايد.
البته حضرت آقا در مواقع گوناگون به مباني معرفتي و تعريف دوست و دشمن حقيقي پرداخته (مثلاً در جمع دانشجويان دانشگاه صنعتي اميركبير) و مسئوليت خطير خواص را گوشزد نموده و همه خواص از جمله شما و دوستان واقعي مورد نظرتان را به دليل داشتن اشتباهات عملیاتی و خطاهای معرفتی از صف انقلاب نرانده و هميشه آغوش پر از محبت خويش را به روي همه گشوده، با اينكه افق نگاه بعضي بوسيله غفلتهاي معرفتي و ناملايمات روزگار و حب نفس و داشتن عُجب و خود برتربيني، در حال تغيير بوده و اهداف غايي و مدينه فاضله و آرمانها را از ياد مي برده اند و واقعيتهاي اجتماعي و اشكالات ناشي از رويه ناصواب خويش را در سطح جامعه دليل موجهي بر فرياد كشيدن و نصيحت رهبري مي ديده اند.
راستي چرا كسي در اين نظام از سر دلسوزي و خيرخواهي و حفاظت از خون شهداي عزيز، رهبري بسيار عطوف و مهربانمان را مورد انتقاد قرار نمي دهد كه چقدر با اين دوستان از خود راضي مماشات و مدارا مي نمايد. هماناني كه حاضرند با مخالفان فكري حضرت روح اله فالوده بخورند ولي سر سفره بچه حزب اللهي هايي ننشينند كه تنها عايدات آنها از اين انقلاب كشته شدن و جراحت برداشتن و طعم فقر را چشيدن و به جرم ظاهر انقلابي شان جوابگويي به نابسامانيهاي اجتماعي و اقتصادي مردم، شده است. ما را چه شده؟ اگر ادعاهاي شما را در قبال افرادي كه با بضاعت اندكشان، از شما براي انقلاب بيشتر دل سوزانده اند و از نظر شما با زيركي خاص و با حفظ ظواهر به موقعيتهايي رسيده اند قبول كنيم. چند سؤال جدي پيش مي آيد كه پاسخ گويي به آنها مي بايست براي جنابعالي با آن چشم برزخي كه به مدد تجربيات و نشست و برخواستهاي فراوان با اين دوستان قديمي پيدا نموده ايد آسان باشد:
در اين انقلاب چه كسي با كمترين ابراز ارادت و چند شعار داغ به موقعيت و تريبون و شأنيت خاص نرسيده كه فقط اين دوست نماهاي زيرك به آن رسيده اند؟
مگر حضرت امام در اول انقلاب همه امور را به مردم و همه گروههاي دخيل در انقلاب واگذار نكرده و به خواست نزديكان مشفق، حتي از سپردن امور به ليبرالها هم خودداري ننموده؟
كدام فرد و گروهي در اين انقلاب راهكاري در ذهن خويش داشته و فرصتي در اختيارش قرار نگرفته و مورد محك مردم واقع نشده ؟
آيا كمترين احتمالي به خود راه نمي دهيد كه ممكن است خودتان نيز در شناخت دوست و دشمن به اشتباه رفته باشي و يا خداي ناخواسته فكر نمي كنيد اين نامه نگاريها به رهبري براي آن باشد كه رداي وزارت فرهنگ و يا رياست بر رسانه ملي يا فلان خبرگزاري را براي خود دوخته اي و فرصت پوشيدن آن را نيافته اي؟
مگر دوستان واقعي و رانده شده مورد نظر شما در هنگامه داشتن مسؤليتهاي فراوان، جواب منتقدين دلسوز را با تندي نگفته اند كه چوب لاي چرخ مي گذارند و پس از فراغت از مسؤليت همگان را به باد انتقاد نگرفته اند؟
آيا شما از طرف خدا مجوز خاصي دريافت كرده ايد كه بر اساس باطن افراد حكم مي رانيد و ظاهر اعمال و گفتارشان را رياكارانه تشخيص مي دهيد؟
حتماً به زعم شما افرادي كه اعمال و گفتار آنها به اتفاق همه متدينين و انقلابيون، داراي اشكالاتي هست به جهت دوري از ريا و ظاهر فريبي چنين عمل مي كنند و باطنشان آن است كه بايد باشد؟
اگر در موقعيتي به دليل نبودن فرد ايده آل به كمتر از آن رضايت داده شود و مسؤليتي به او سپرده شود بايد از اشتباه گرفتن دوست و دشمن سخن راند؟
آيا همه عزل و نصبها با رهبري بوده و يا اينكه شما از رهبري انتظار داريد افرادي را كه داراي مسؤليتي در نظام هستند و احياناً لغزشهايي هم داشته اند به حضور نپذيرند و با آنها ارتباط برقرار ننمايند؟
مگر نه اينكه هدف غايي انقلاب ما، تكامل انساني فرد فرد جامعه هست؟ و چه كساني مستحقتر از دلدادگان به آرمانهاي انقلاب براي قرارگيري در اين سير تكاملي و بهره مندي از دم مسيحايي ولي زمان؟
آيا كسي را مي شناسيد كه به اندازه رهبري انقلاب، فرصت در اختيار همه فكرها و سليقه ها قرار داده باشد و حتي حمايت نموده باشد؟
اينكه با وجود عملی کردن فرمولهاي به زعم شما اشتباه، کارها سامان نگرفته شايد به خاطر آن بوده كه دايره دوستان، خيلي وسعت يافت و هر كسي كه ادعاي دين و انقلاب و امام نمود و به اندازه يك دستخط كوتاه التزام عملي به ولايت فقيه و قانون اساسي داشته، در نظام ديني به مسؤليت و موقعيتهاي خاص دست يازيده.
البته رهبري معظم به كرات اعلام داشته كه هر جا در اين انقلاب توفيقي داشته ايم به بركت پافشاري بر اصول و آرمانهاي امام بوده و هر جا نابساماني و مشكلي پديد آمده به علت وادادگي و كوتاه آمدن از مباني انقلاب بوده است. با اين حال رهبري عزيز در موقعيتهايي كه مسؤلان از اصول اصيل انقلاب كوتاه مي آمدند با ارائه رهنمود و نصيحت و بدون برهم زدن مسير قانوني امور، نظرات خويش را بازگو مي كردند كه در موارد بسيار، تصميم گيرندگان بر اساس سلايق خود عمل مي كردند و پس از گره افتادن در كارها دست به دامان رهبري مي شدند و حكم حكومتي يا راه برون رفت تقاضا مي نمودند.(دادگاه ميكونوس و …)
آيا امكان دارد نام تعدادي از دوستان واقعي رانده شده به زعم خود را بگوييد تا ما هم شخصيت مخفي آنان را بشناسيم؟ راستي علم متحرك را كجا بايد جستجو نماييم در لندن يا كنفرانسهاي برپا شده در بلاد كفر و يا… ؟
برادر گرانقدر آيا فكر نمي كنيد عيوب خويش را به همنشينان و دوستان قديمي خويش تعميم داده ايد و رهبري معظم را نيز در اشتباهات عملياتي و خطاهاي معرفتي خويش شريك دانسته ايد؟
آن قسمت از نامه شما كه آقاي شريعتمداري را توصيف نموديد خيلي برايم عجيب بوده. به فرض قبول ادعاي شما، آيا فكر نمي كنيد كه خودتان به سبب همنشيني بسيار با اين بزرگوار (البته نمي دانم چه امر مهمي باعث ايجاد فاصله عميق اينچنيني شده؟) تحت تأثير همان روحيه، قرار گرفته باشيد. هم در زمانيكه با دست نوشته هاي ناب خويش در كيهان به عرصه فيلمسازي و به تصوير كشيدن شخصيتهاي صدر اسلام كه در زمان كنوني مي زيسته اند روي آورديد و هم در اين موقعيت كه از باطن افراد باخبريد و نقاب از چهره دوست نماهاي زيرك برداشته ايد؟
آيا هيچ وقت از خود سؤال كردي كه اگر بار ديگر رهبري عزيز مجبور گردند ناگفته ها را با مردم وفادار در ميان بگذارند چه خواهند گفت؟ (همانگونه كه در نماز جمعه تاريخي در صورت عدم اصلاح رفتار دوستان مدنظر شما وعده نمودند)
آيا شناخت شما از سه نفر از دوستان واقعي نظام كه برشمرده ايد بيشتر است يا كسي كه از نزديك به مدت 30 سال با آنها كار كرده و همه كارنامه آنان را به خاطر دارد؟
اگر شما از دوستان زيرك نزديك شده به اركان نظام ابراز نگراني مي كرديد و از افرادي كه خطاهاي بزرگ فكري و عقيدتي علاوه بر عملكرد پر از غلط در كارنامه خويش دارند دفاع نمي نموديد نامه شما را شايد مي توانستيم به ديد اغماض بنگريم و به حساب آرمانگرايي شما بگذاريم ولي نمي دانيم قسم حضرت عباس را بپذيريم يا دم خروس را؟
برادر گرامي آيا بهتر نيست كه به جاي دشمن جلوه دادن دوستان انقلاب، با چشمان با بصيرت دشمنان واقعي را با قهقهه مستانه شان در آن سوي مرزها ببينيم و به دوستان ديروز هشدار دهيم كه در دام شياطين رانده شده از اين آب و خاك نيافتند.
آيا بهتر نيست در داخل اين مرز و بوم با همه كمي و كاستيهاي خود بسازيم و ايرادات خويش را مشفقانه به هم گوشزد نماييم. و چشم طمع بيگانگان را از كاسه درآوريم.
از اين كه هنوز اميد اين داريد كه رهبري امور را اصلاح نمايد و نصايح مشفقانه شما را جامه عمل بپوشاند در بازگشت از خطاهايتان مي توان اميدوار بود ولي دردمندانه تقاضا دارم كه همزمان با صدور 3 نامه دشمن شادكن به رهبري، لااقل 3 نامه هم به دوستان مورد اشاره خود بنگاريد شايد با حرف شنوي از شما اشتباهات اندكشان برطرف شود.
البته نامه سوم شما به رهبري را در پايان تنظيم اين نوشته ديدم و احساس كردم در آن غروب غمبار عرفة امام هميشه غريب و مظلوم حسين بن علي (ع)، آيه يأس و نا اميدي در چهره تان نمايان شده با اين حال برايتان دعا نمودم كه اگر ما و ملت ما از دست رفتيم لااقل شما در دايره حب خدا قرار گيريد و عاقبت به خير گرديد.
دانشجوي بسيجي سالهاي سازندگي و اصلاحات
و هيأت علمي دانشگاه
8/10/88
درپاسخ به تعداد از نوشته هاي آقاي نوري زاد مطالبي را از طريق سايت براي ايشان فرستادم كه در مجموعه نظرات درج نگرديد:
چند وقت پیش با یکی از دوستان قدیمی که همیشه به من می گفت، اسلام تو اسلام امریکایی است صحبت می کردم، به من گفت که نوری زاد را می شناسی؟ فهمیدم حتما” خبری شده که به یاد نوری زاد افتاده و دراین وانفسای بریدن های عاقبت سوز می خواهد چه مطلبی را به نقل قول از نوری زاد بگوید، لذا گفتم: نوری زاده، همان که گرم مکالمه با دوست دخترش بود و متوجه ضبط صدا وتصویرش نمیشد. گفت: نه، گفتم: همان که در ماهواره ضد انقلاب، پول از امریکا واسرائیل می گیرد و برعلیه نظام واسلام برنامه اجرا می کند، گفت: نه بابا، چقدر پرتي، همان که خان گزیده ها را دراول انقلاب ساخت، در فیلم هایش به سرمایه داران بی درد حمله می کرد، همان که پرچم های قلعه کاوه ، سرزمین جنوبی من، شاه زاده ایرانی، انتظار، نخلستان تشنه، همه باهم را ساخت. گفتم: چه شده ؟!! اسلامش، اسلام امریکایی شده است؟!! گفت: آره آنهم از چه نوعش، همان حرف های سال های 59 و60 منافقین را می گوید، که باب دل امریکاست. همان حدیث مورد توجه کمونیست های سال های 59 و 60 را ترجمه وتفسیر می کند، همان حرف هایی را می زند که مورد پسند رادیو اسرائیل است. گفتم: كسي كه مثل منافقين، كمونيست ها و سلطنت طلب ها حرف مي زند، همان نوري زاده است.
گفته ايد : اگر از پیامبرما تنها یک سخن بجای می ماند و نه بیش ، در درستی و بزرگی او هیچ کاستی نبود . و آن ، این سخن جامعه شناسانه و روانشناسانه و تاریخگرانه و هوشمندانه و روانکاوانه و سیاستمدارانه و قانونمدارانه و خداپسندانه و سراسر حکیمانه اوست که می فرماید : الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم . این حدیث برای امریکایی ها و اسرائیلی ها خیلی دل چسب است، چون می توانند، بگویند ماندگاری امریکای 200ساله به خاطر عدم ظلم کردنشان است، می توانند بگویند حرف رئیس جمهور اصلاح طلب که رئیس جمهور امریکا را شهید می دانست درست بوده است. می توانند بگویند که اسرائیل که 50سال با پشتوانه امریکا بر قراراست به خاطر عدالتشان است، و فلسطینی ها نیز به خاطر اینکه ظلم می کنند و تروریست هستند علیرغم اینکه مسلمان هستند ونماز می خوانند، دولتی ندارند، وحکومتشان از بین رفته است… حکومت پنج ساله علی(ع) را چگونه تفسیر می کنید؟!!
درحديث از معصوم آمده است كه، مومن زنا مي كند ولي دورغ نمي گويد، آيا ازاين حديث برداشت مي كنيد كه زنا كردن بهتر از دورغ گفتن است يا پي به اهميت گناه دورغ مي بريد؟ آيا با اين وصف كساني كه زنا مي كنند، اگر دورغ نگويند مومن هستند، اين چه تفسيري است، كه از حديثي كه در نوشته خود به آن استناد كرده ايد، مي كنيد، واين ذهنيت را در افراد ايجاد مي كنيد كه پس نماز، روزه و اعتقاد به خدا داشتن ملاك نيست، همين كه ظلم نكنيم كفايت مي كند، گرچه مطمئن باشيد كه كسي كه به احكام اسلام عمل نمي كند بزرگترين ظالم است، چه به خودش و چه به جامعه، اين گونه تفسير كردن از اين كلام چه جايي براي ايمان به خدا وانجام واجبات و تكاليف ديني مي گذارد.
امکان درج نظر برای شما وجود ندارد
بستن پنجرهm_nourizaad@yahoo.com
آيا مطالبي را كه تا كنون نوشته ايد، در زندان مي نويسيد، چون اگر حرف هايتان صحيح باشد، با اين سخنان كه در وبلاگ خود مي نويسيد مي بايستي تاكنون چندين بار به خاطر توهين هائي كه كرده ايد به زندان افتاده باشيد. آنچه در اين مملكت آزاد است آزادي توهين و افتراست. دراين كشور يك آدم ساده لو هرچه را مي شنود به عنوان بديهيات در نامه اش مي نويسد ، و باز دم از عدم آزادي مي زند.
بستن پنجرهm_nourizaad@yahoo.com
من تعجب می کنم ، از این همه تهمت زدن ، توهین کردن ، و بعد اظهار اینکه اجازه آنتقاد نداریم . دیکتاتوری است و از زمان شاه نیز بدتر شده است . آیا واقعا” در 17 شهریور 30 نفر کشته شدند؟ آقای نوری زاده آیا شما که دم از آزادی و آزاد منشی می زنید، و از نبود حق وحقیقت فریادتان بلند می شود ، آیا یادداشت هایی که بعد از هر مطلب شما توسط افراد کینه توز نوشته می شود و به تمامی مقدسات و حتی به ایرانی بودن خود توهین روا می دارند، اعتراضی ندارید ، آیا تاکنون به این دوستان جدیدتان که تنها به دلیل مخالفتتان با رهبری برایتان هورا می کشند تذکر داده اید. راستی شما در کدام کوه به چوپانی مشغول هستید، آیا در غاری پنهان شده اید که نمی توانند شما را دستگیر نمایند. دراین مملکتی که شما تصویر می کنید تا بحال باید چندین بار اعدام شده باشید، بترسید از روزی که در پیشگاه خداوند باید پاسخگوی سخنان خود باشید.
کم گویی، حکمت بزرگی است، برشما باد به خموشی که شیو ه ای نیکو وسبک بار وسبب تخفیف گناه است. امام موسی کاظم(ع)
امکان درج نظر برای شما وجود ندارد
بستن پنجره
دوشنبه 16 شهریور1388 ساعت: 20:19
یک روز پس از بازداشت دختر جواد امام
همسر جواد امام : دخترم را مجبور به اعتراف به روابط نامشروع با افراد سیاسی کرده اند
سحام :یک روز پس از آنکه عاطفه امام دختر جواد امام رییس ستاد انتخابات موسوی را بازداشت کردند مادرش با اشاره به آخرین تماس وی گفت که او را مجبور کرده اند که به روابط نامشروع با افراد سیاسی که برخی از آنها در زندان هستند اعتراف کند.
ليلا سادات جلالزاده مادر عاطفه در گفت و گویی با سایت کلمه چنین گفت :
دخترتان تماس جدیدی با شما نداشت؟
امروز صبح ساعت 11 دوباره تماس گرفت و گفت كه خیلی تحت فشار هست و از او می خواهند تا اعتراف كند.
چه اعترافی می خواهند بكنند؟
به ارتباط نامشروع با یكسری از افراد سیاسی كه هم اكنون درون زندان هستند.
آیا درباره شكنجه هم صحبتی كرد؟
بله می گفت از دیروز تا حالا فقط مقداری آب دادند بخورد. یك دفعه آب یخ رویش می ریزند. در یك اتاق كوچك نگه اش می دارند كه مجبور است خودش را درون آن مچاله كند. یك گربه را هم در این اتاق كوچك گذاشته اند.
درباره محل نگهداری اش چیزی نگفت؟
می گفت كه اطراف شهر ری هست كه برای تلفن زدن بیرونش می آورند تا با تلفن عمومی زنگ بزند اما اطلاع دقیق از محل نگهداری اش نداشت.
اطلاع دارید چه نهادی دخترتان را بازداشت كرده است؟
نه اصلا. اما خودش می گفت كه یكی از افرادی كه دستگیرش كرده از افرادی بوده كه پدرش را دستگیر كرده بودند. گویا سپاه پدرش را دستگیر كرده است.
امیر نوشته است : دختر جواد امام را تهدیدمی کنند که به روابط نامشروع با افراد ستاد موسوی اعتراف نماید. بعد از چند سطر می نویسد:
درباره محل نگهداری اش چیزی نگفت؟
می گفت كه اطراف شهر ری هست كه برای تلفن زدن بیرونش می آورند تا با تلفن عمومی زنگ بزند اما اطلاع دقیق از محل نگهداری اش نداشت.
واقعا” خودتان را مسخره کرده اید. آیا این حرف ها خنده آور نیست دشمنی این قدر شمارا احمق و کور کرده است که این اباطیل را می بافید. شما نیز مانند آن خارج نشیننان مزدور که برای گرفتن مقداری مواجب از اسرائیل و امریکا هر لحظه شایعه ایی را طرح می کنند هستید که نمی دانم با مواجب است یا بدون مواجب و تنها از سر دشمنی؟ خداوند را شاکریم که دشمنان ما را از احمق ها قرارداده است.
امکان درج نظر برای شما وجود ندارد
بستن پنجره
اردوغان ، چندی پیش وارد مجلس ترکیه شد و با شادمانی گفت : دراین بحران اقتصادی ، کمک از غیب رسید . شادمانی اش به طلاهای انتقالی ازایران اشاره داشت که درترکیه بارانداخته بود و صاحبی نیز نداشت . هنوز که هنوز است نه فردی ادعای مالکیت آن طلاها را داشته است و نه کشور مبدا که جمهوری اسلامی ایران باشد . این خبرو این خنده کنایه آمیز اردوغان ، مدتها دستمایه رسانه های ترکیه و جهان بود . و پاسخ به حماقت هاي جنابعالي و دوستان جديدتان!؟
چرا تا یه نفر یه حرفی می زنه که به مذاقتون خوش نمیاد سریع انگ ضد انقلاب و فریب خورده و منافق بهش می زنید؟ مگه شما همیشه درست فکر می کنید؟