ديروز محمدعلي انصاري، رييس موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، در واكنش به اظهارات چند روز قبل محمدجواد لاريجاني درباره سيد حسن خميني بيانيهاي صادر كرد. در ابتداي نامهي ايشان آمده است: جناب آقاي دكتر محمدجواد لاريجاني، لطفا تامل بيشتري بر اهداف حرمتشكنان دودمان حضرت امام خميني (س) بنماييد. چند گاهي است ملت ايران موجي از تخريب و شايعه و بعضا اهانت را عليه بيت شريف امام خصوصا حضرت حجتالاسلام والمسلمين آقاي حاج سيدحسن خميني مشاهده ميكند.
سخنان محمدجواد لاريجاني را درباره سيد حسن خميني پيدا كردم و يكي دو بار خواندم. لاريجاني در آن مصاحبه درباره سيد حسن خميني دو سه جمله بيشتر نگفته بود. بخش مورد نظر درباره سيد حسن خميني به نقل از سايت نوروز:
«لاریجانی در پاسخ به سوالی که به هتک حرمت بیت امام اشاره داشت، بر لزوم احترام به امام و خانواده ایشان تاکید کرد و در عین حال گفت: البته باید بیت امام مسوول باشد آقای سید حسن خمینی فرد باهوش و زیرکی است اما حمایت وی از موسوی امری نیست که مخفی بماند وقتی آقاي احمدینژاد برای احترام به حرم امام (ره) رفت، ایشان حضور نداشتند و این درحالی است که اگر ایشان به اصول دمکراتیک اعتقاد داشتند باید به رییس جمهور احترام میگذاشتند.
وی تاكيد كرد: برای بیت امام بسیار نامناسب است که از جریانی سیاسی، حمایت کند که میخواهد جریان سکولار را پدید آورد و مورد حمایت صهیونیستها و منافقین است اگر بیت امام میخواهد حرمت امام را نگه دارد باید از مناقشات دوری کند»
اين تمام آن چيزي است كه آقاي انصاري به آن واكنش نشان داده و رسانهها، روزنامهها و سايتهاي اصلاح طلب هم از آن به عنوان توهين و جسارت بيسابقه به سيد حسن خميني و به بيت امام خميني ياد كردهاند!
آدم حقيقتا ميماند كه در برابر تناقض بزرگ بعضي مدعيان آزادي بيان چه چيزي بگويد. در برابر آدمهايي كه از يك طرف به زور و اجبار ميخواهند خودشان را روشنفكر و آزادي خواه و طرفدار آزادي بيان معرفي بكنند اما از سوي ديگر چماق ديكتاتوري و خفقان را بر سر ديگران ميكوبند كه شما حق نداريد حرف بزنيد. آدمها و جريانهايي از كه از يك سو اعتقاد دارند هيچ چيز مقدس و غيرقابل نقدي در اين جهان وجود ندارد و از سوي ديگر تحمل شنيدن اظهارنظر ديگران درباره يك شخص را هم ندارند. من حقيقتا نميدانم حرف زدن درباره سيد حسن خميني، چه ايرادي دارد؟ و چرا هيچكس نبايد جرات داشته باشد كه درباره ايشان اظهار نظر بكند؟
آقاي انصاري در ادامه نامهي خود براي اينكه بغض و كينهي بعضي افراد را نسبت به بيت امام تبيين كند، به سخني از امام خميني به فرزندش اشاره ميكند ومينويسد:«احمد بعد از من از تو انتقام ميگيرند» و بعد ادامه ميدهد كه:«آري؛ اين واقعيتي است كه اتفاق افتاده است…»
فكر ميكنم موسسه تنظيم و نشر آثار امام و خود آقاي انصاري بهتر از هر كسي ميداند كه منظور امام از اين عبارت چه بوده و چه كساني بعد از امام از حاج احمد خميني انتقام گرفتند؟ چه كساني او را به جعل خط و امضاي امام متهم كردند؟ چه كساني به او انواع و اقسام توهين و جسارت را روا داشتند؟
وقتي رفتار آقاي انصاري را ميبينم ياد دوران دانشجويي خودم مي افتم، حدودا 12 سال پيش كه مدت كوتاهي با يكي از طرفداران آقاي منتظري هم اتاق بودم. بين ما معمولا جروبحث و گفتگوهايي پيش ميآمد. آن دوست دانشجو جزوات و كتابهايي در دست داشت كه به من هم نشان ميداد. جزواتي كه معلوم بود از كجا و از چه طريقي و به چه منظوري تهيه و تدوين شده بودند. در يكي از آن كتابها وابستگان به آقاي منتظري درصدد اثبات اين نكته بودند كه مرحوم حاج احمد خميني امضاي امام را جعل و آن نامه معروف ششم فروردين را خطاب به منتظري نوشته است!
اين كمترين جفاي دارودسته اقاي منتظري به مرحوم حاج سيد احمد خميني بود، بگذريم كه در آن كتابها و خاطرات و جزوات چه توهينها و چه اهانتهايي كه به فرزند امام راحل نميشد.
امروز كه رفتار منافقانه برخي مدعيان خط امام را ميبينم، به يكرنگي و رفتار صادقانه آن رفيق دوران دانشجويي خودم ايمان ميآورم كه لااقل ادعايي جز آن نداشت و خيلي صاف و پوست كنده از عقيدهاش دفاع ميكرد. هم از امام ايراد ميگرفت كه چرا منتظري را بركنار كرده و هم به حاج احمد خميني بدوبيراه ميگفت كه چرا خط و امضاي امام را جعل كرده است؟! (چرا كه در كتابها و خاطرات آقاي منتظري و دوستان ايشان به او القا شده بود كه تمام بلاهايي كه بر سر منتظري آمده زير سر حاج احمد خميني بوده است!)
او لااقل بين امام خميني و آقاي منتظري يكي را انتخاب كرده بود و ادعايي جز دفاع از منتظري نداشت، اما امروز آدمهايي وجود دارند كه از يك سو ادعا ميكنند پيرو و مريد امام و خط امام هستند و از اين هم بالاتر ادعا ميكنند كه تنها پيروان واقعي امام آنها هستند؛ و از سوي ديگر با دشمنان و مخالفان امام روابط نزديك دارند و به بهانههاي مختلف براي آنها نامه مينويسند و درخواست كمك ميكنند!
آقاي انصاري عزيز! نامه شما آنقدر تناقض در خود دارد كه نيازي به توضيح بيشتر نيست. مخصوصا پايان نامه كه نوشتهايد:«جناب آقاي لاريجاني هر كس در اين وانفساي معرفت و صداقت به گونهاي دين خويش را به امام ادا كرده است.»
بله حق با شماست. يكي از همين افرادي كه دين خود را به خوبي به امام ادا كرده، جناب آقاي ميرحسين موسوي است كه تا همين چند ماه پيش ادعا ميكرد نخست وزير امام و پيرو خط امام است. ادعا ميكرد كه ميخواهد مملكت را به دوران امام بازگرداند، اما نميدانم چرا اخيرا دست به دامن آقاي منتظري شده است؟! البته از شما خواهش ميكنم كه رگ غيرتتان بيرون نزند و اصلا نگران خط امام و بيت امام نباشيد. خودم بهتر از هركسي ميدانم كه در فرهنگ و سنت ما ايرانيان، نوه هميشه عزيزتر از پدر بوده، البته نوهي عزيزتر از پدربزرگ را نميدانم!
در پايان بد نيست يك بار ديگر پاسخ حاج احمد خميني را به عمويش آيت الله پسنديده درباره نهضت آزادي بخوانيم و گلايههايش را بشنويم و ببينيم كه حقيقتا چه كساني به دنبال حرمت شكني از دودمان امام خميني بودند و هستند؟ و نيز سري به رنج نامه حاج سيد احمد خميني بزنيم و گلايههايش را از آقاي منتظري بخوانيم و سپس رفتار ميرحسين موسوي و نامه نوشتن او را به منتظري با رفتار حاج سيد احمد خميني مقايسه كنيم و ببينيم كه آيا معيارهاي خط امام بعد از انتخابات اخير دچار تغييري شده است يا نه؟ شايد ملاك و معيار خط امام عوض شده و ما خبر نداريم!
به هر حال اين سوال براي من وجود دارد كه چطور موسسه تنظيم و نشر آثار امام كه به بهانه دفاع از سيد حسن خميني، پاي انتخابات را هم به ميان ميكشد، در برابر اين تناقض بزرگ سكوت ميكند كه علت حضور دشمنان امام و حاج احمد خميني در جمع حاميان ميرحسين موسوي چه چيزي ميتواند باشد؟ و يا علت پناه بردن موسوي به منتظري چيست؟
حاج احمد خميني در «رنج نامه» خود خطاب به اقاي منتظري مينويسد:«يادتان هست در ملاقات آخر خود با امام شما نيم ساعت حرف زديد و امام سكوت كردند. وقتي بلند شديد برويد، امام فرمودند: بيشتر حرفهاي شما درست نبود، خدا انشاءالله مرا ببخشايد و مرگم را برساند. امام تنها همين دو جمله را فرمودند. آيا از خود پرسيده ايد كه چه كرديد كه امام، مرگ خود را از خدا خواسته است و آن را به اطلاع شما رسانده است؟»
جالب اينكه نزديكان آقاي منتظري در سال 78 به دروغ ادعا كرده بودند كه حاج سيد احمد خميني از نوشتن اين رنجنامه پشيمان شده و دستور جمع آوري آنرا صادر كرده بود كه همين موسسه تنظيم و نشر آثار امام در واكنش به آن اعلام كرد:«یادگار امام براساس تکلیف شرعی خود و در راستای تبیین علل برکناری قائم مقام محترم رهبری توسط رهبر کبیر انقلاب اسلامی، رنجنامه را مستند به اسناد و مدارک غیر قابل خدشه منتشر ساخت و تا پایان عمر نیز هیچگاه از موضع و اقدام خویش پشیمان نبود بلکه به همراهیش با امام و عدم تغییر مواضع به خاطر مصلحت اندیشیهای مقطعی، افتخار میکرد»
همچنين حاج سيد احمد خميني در وصيتنامهاش نيز به صراحت تاكيد ميكند كه «بين خود و خداي خود رضايت كامل دارم كه تمام تلاشم براي تقويت اسلام و نظام و امام بوده است و از اين جهت در آرامش كامل بسر ميبرم… من در جهت مصلحت امام، به هيچ فرد و گروهي رحم نكردهام و خيليها را در اين راستا رنجاندهام كه هنوز هم ازاين جهت ناراحت نيستم!»
حاج احمد خميني همچنين در نامهاش به آيت الله پسنديده در خصوص نهضت آزادي و مليگراها مينويسد:«آنان بعد از انقلاب لحظه ای در کنار امام نماندند. متلک و فحش و ناسزا به امام از کارهای رایج این از خدا بی خبران بود. تنها یکی از کارهای آنها را برایتان می فرستم، تا خود قضاوت فرمایید. اینان اعلامیه ای را که امام (قدس سره) با خط مبارکشان خطاب به آقای محتشمی نوشته اند، مجعول دانسته و در عین اینکه نسبت جعل را مستقیماً به من نداده اند ولی با قراردادن خط من بالای نامه امام به آقای محتشمی، جعل را از من دانسته اند و خطی از امام که شعر: «من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم» است را آورده اند و ادعا کردند که خط امام این است، در صورتی که حضرت امام (قدس سره) در موقع قدم زدن شعر می گفتند و خط مذکور، خط امام در موقع راه رفتن و یا ایستاده است. از این گذشته اینقدر خط امام روشن است که احتیاج به این حرفها ندارد. من یک صفحه از وصیت نامه امام و نامه مورد بحث را می فرستم، خود قضاوت فرمایید آیا من اینقدر بی دین و بی عقل هستم که چیزی، آن هم چنین مسأله مهمی را به امام نسبت دهم و از آنش قهر خدا در دنیا و آخرت نترسم. اگر من بناست بدین خاطر جهنمی شوم چرا چیزی را که به نفع خودم است به امام نسبت ندهم؟»
در پايان بخشهايي از سخنان و مواضع مرحوم حاج سيد احمد خميني را در دفاع از رهبري مينويسم شايد براي برخي از مدعيان امروز خط امام جالب و خواندني باشد:
«امروز بايد در كنار نظاممان پشت سر رهبري قرار بگيريم. رهبر ما شاگرد امام است. رهبر ما از چهرههاي شناخته شده انقلاب كه ساليان سال در زندانهاي رژيم سفاك پهلوي به سر برده»
«هيچكس حق شكستن حريم رهبري را ندارد. حرمت رهبري نظام اسلامي، از اصول خدشه ناپذير انقلاب اسلامي ماست. همه بايد به دستورات رهبري عمل كنند.»
«ما امروز موظف هستيم پشت سر مقام رهبري حضرت آيت الله خامنهاي حركت كنيم. هر چه ايشان گفت گوش كنيم، اگر روزي حركت ما با حركت ولي نخواند، بدانيد كه نقص از ماست!»
«قاطعتر پشت سر رهبري باشيم و نگذاريم رهبرمان احساس تنهايي كنند. همانطور كه نگذاشتيد امام احساس تنهايي كند. اطاعت از خامنهاي، اطاعت از امام است. هر كس منكر اين معنا شود، مطمئن باشيد در خط امام نيست و هر كس بگويد كه اطاعت از امام غير از اطاعت از حضرت آيت الله خامنهاي است در خط آمريكاست! من بعد از رحلت امام، با خدا و امام عهد كردهام كه كوچكترين قدمي را عليه رهبري و برخلاف رهبري و حتي برخلاف ميل رهبري برندارم و اگر شما مردم هم چنين پيماني را تجديد كنيد، مطمئن باشيد كه ما در تمام زمينهها بر آمريكا پيروز مي شويم»
«به حسن و برادرانش اين توصيه را مينمايم كه هميشه سعي كنند در خط رهبري حركت كنند و از آن منحرف نشوند كه خير دنيا و آخرت در آنست و بدانند كه ايشان موفقيت اسلام و نظام و كشور را ميخواهند. هرگز گرفتار تحليلهاي گوناگون نشوند كه دشمن در كمين است!» (وصيت نامه)



عالی بود
تمام مشكل به بتها بر مي گرده
بت هبل
بت عزي
بت لات
بت بزرگ
بت كوچك
اينكه چه كسي رو بت كردين!شريكان خدا احد و واحد كيا هستند؟!
بت ها روبشكنيد
وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّهِ جَمِيعًا وَأَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ ﴿۱۶۵﴾ إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُواْ مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُواْ وَرَأَوُاْ الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الأَسْبَابُ ﴿۱۶۶﴾ وَقَالَ الَّذِينَ اتَّبَعُواْ لَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَمَا تَبَرَّؤُواْ مِنَّا كَذَلِكَ يُرِيهِمُ اللّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ وَمَا هُم بِخَارِجِينَ مِنَ النَّارِ ﴿۱۶۷﴾ البقره
و برخى از مردم در برابر خدا همانندهايى برمىگزينند و آنها را چون دوستى خدا دوست مىدارند ولى كسانى كه ايمان آوردهاند به خدا محبت بيشترى دارند كسانى كه [با برگزيدن بتها به خود] ستم نمودهاند اگر مىدانستند هنگامى كه عذاب را مشاهده كنند تمام نيرو[ها] از آن خداست و خدا سختكيفر است (۱۶۵)
آنگاه كه پيشوايان از پيروان بيزارى جويند و عذاب را مشاهده كنند و ميانشان پيوندها بريده گردد (۱۶۶)و پيروان مىگويند كاش براى ما بازگشتى بود تا همان گونه كه [آنان] از ما بيزارى جستند [ما نيز] از آنان بيزارى مىجستيم اين گونه خداوند كارهايشان را كه بر آنان مايه حسرتهاست به ايشان مىنماياند و از آتش بيرونآمدنى نيستند (۱۶۷)
راستي نوشته بودي كه سيد احمد در تاييد خامنه اي چه ها كه نگفته
فرض كه ايشان درست گفته
ولي به قول خود شماها
ميزان حال فعلي افراد است!
بعله، ميزان حال فعلي افراد است، اما متاسفانه شما هنوز معني جايگاه ولايت فقيه رو نميشناسيد. مشابه اين ايرادات رو در زمان دولت اصلاحات هم زياد از زبان به اصطلاح روشنفكران ميشنيديم (همان كساني كه امروز به دامن امريكا و انگليس و اسرائيل پناه بردهاند!) اما آيت الله مصباح يك تنه جواب همه سفسطههاي آنها را داد. (كه علت كينه ديرينه اصلاح طلبان با ايشان همين موضوع است)
محض اطلاع، به طور خلاصه بايد خدمتتان عرض كنم كه ولايت فقيه يك “جايگاه” است نه يك “فرد”، و مجلس خبرگان ولي فقيه را “كشف” ميكند نه “منصوب”، يعني كسي را كه نزديكترين فرد به ويژگيهاي ذكر شده در مورد ولي فقيه است را در جامعه پيدا ميكنند، ولي انتصاب او از طرف خداست نه از طرف آنان. خداوند ويژگيها را ذكر كرده و آنان فرد مناسب را پيدا ميكنند.
اما كار مجلس خبرگان به همين جا ختم نميشود، آنان دائما بر عملكرد ولي فقيه نظارت دارند و اگر اين فرد از دايره صفات ذكر شده براي ولي فقيه خارج شود او را عزل ميكنند چرا كه خودبخود از “جايگاه” ولايت فقيه خارج شده است.
من اطلاعات سیاسیم زیاد نیست. من فقط شنیده ام که یه زمانی منتظری قائم مقام رهبری بوده و یه هویی اخ شده! دلیلشو خوب نمی دونم. شنیدم که یه یه سری از اعدام ها اعتراض کرده، درست میگم؟ یه پست هم اختصاص بدبد به همین موضوع تا ما بیشتر روشن شیم.
سلام
به نظر من هم شما اطلاعات سياسيت زياد خوب نيست، و الا يه نفر يهو اخ نميشه.
برو خاطرات رفسنجاني رو بخون.
سلام علیکم
اول یک مورد به درد بخور برای آقا امید حسینی دارم:
http://f-iran.ir/?p=226
دوم هم اینکه واقعا بعضی ها از سوء استفاده و سر نیزه کردن آیات و احادیث و … خجالت نمی کشند؟عبرت نمی گیرند؟…
اگر این کارها جواب می داد که الان جنبش سبز صهیونیسی کشور رو دو دستی به دشمنان اسلام تقدیم کرده بود.
توی این اوضاع، «رنجنامه» خوندن داره به خدا…. راست گفتی..
خوب من در این مورد نظر بخصوصی ندارم فقط در مورد حرفهایی که احمد اقا زده در مورد ملی گراها و نهضت ازادی ای ن نکته رو باید بگم امدن خمینی از عراق به پاریس. مصاحبه هاش با رسانه های خارجی. مطرح شدنش به عنوان یک الترناتیو سیاسی انتقال منابع مالی اش از ایران به خارج.اجاره کردن ایر فرانس همه به دست همین ملی گراها و کراواتی ها و نهضت ازادی ها شد ادمهایی مثل دکتر یزدی قطب زاده بنی صدر دستمالچی بازرگان سنجابی و…… منتها اون بیچاره ها نمیدونستن خمینی چه شیادیه و چه کلاه گشادی سرشون میزاره.پهلو خودشون فکر میکردن بابا این اخوندا که عرضه مملکت داری ندارن که اخرش اختیارات رو دست ما میدن غافل از چرخش روزگار غدار که حقه بازتر از اخوند جماعت خدا نیافریده و چه خوب دستمزدشونو داد الان از اونایی که ضحاک رو به ایران اوردن یکسریشون که سینه قبرستان هستن یعنی اعدام شدن یکسری زندان هستن یکسری فرار کردنویکسری خانه نشین شدن یکسری هم دق مرگ شدن.عجبا به انقلابی که همه فرزاندانش را میخورد.
در ضمن جا داره اینجا از مدیر این وبلاگ تشکر کنم به خاطر اینکه اونقدر شرافت داره که در فضای مجازی به همه اجازه میده نظرشونو بگن.با اینکه از نظر فکری هیچ شباهتی بین ما نیست ولی انصاف نیست که این کار خوبشو نگم چون بقیه همفکراش به شدت کامنت ها رو سانسور میکنن و به هیچ عنوان نظر مخالف رو بر نمیتابن.به هر حال میدونم چشم دیدن امثال منو نداری ولی اشکال نداره زیبایی جامعه به این تنوع افکارشه کاش همفکرات تو صدا و سیما و بیت خامنه ایی هم این سعه صدر رو میداشتن وتحمل نظر مخالف رو میکردن و اجازه میدادن که اونا هم حرفشونو بزنن در اونصورت میشه اسم صدا و سیما رو رسانه ملی گذاشت و گرنه که میشه تریبونی برای رهبر و اطرافیانش
” ارش کمانگیر ”
چه اسم بی مصمایی
سلام
درود بر تو
زنده باشی
واقعا مطالبت مورد استفادهی بنده است
یاعلی
خط امام عوض نشده چرب وشیرین دنیا است که کار رو سخت کرده است.
بازهم همان حرفهای تکراری.
خلاصه استدلال:
A آدم مقدس و بسیار خوبی است.
A گفته فلان(x) و بهمان (y).
B بر x و y منطبق است.
C بر x و y منطبق نیست.
نتیجه گیری: B خیلی خوب است و هرغلطی بکند و هرگندی به مملکت بزند حق دارد.اما C اگر یک کلمه گفت در هر زمینه ای باید دهنش را بتون گرفت!
یک جای این استدلال اشکال دارد و آن اینکه A بفرض اینکه خیلی هم آدم خوبی باشد فقط حرفهای x و y را نزده بلکه حرفهای z و m و n را هم زده که از قضا کاملا در مورد C صدق می کنند(کسانی که در برابر شما ایستاده اند لیاقت اداره نانوایی را هم ندارند و مانند این!)
من نمی دانم تو از این روش پست زدن چه هدفی را دنبال میکنی.اما میتوانم حدس بزنم که در نهایت هدفت این است که بگویی موسوی و کروبی و خاتمی هم در دهه شصت بوده اند و همراه با بقیه (جنایتکاران) نظام در همه کارهای این نظام شریک بوده اند و شما همه تان بازی خورده اید و از این قبیل.
این همان روشی است که احمدی نژاد در مناظره با موسوی با پیش کشیدن رفسنجانی انتخاب کرد.منکر این نمی شوم که خیلی ها می گویند اصلا چه فرقی بین رفسنجانی و موسوی و کروبی و احمدی نژاد و خامنه ای هست؟همه اینها دهه شصت دستشان توی یک کاسه بوده.پس به درک و اصلا به ما چه.(فرار جامعه از سیاست و زوال بیشتر اجتماعی به بهای چند روز دیگر بقای نظام!)
اما در کل باید بپذیری که این روش جواب نداد و دو سه میلیونی که به خیابانها ریختند نشان دادند که از این حرفها عبور کرده اند.
با پیش کشیدن یک نقل قول از این و آن و نشان دادن تناقضش با مواضع فعلی رهبران جنبش سبز کاری از پیش نمی برید.بفکر چاره دیگری باشید!
بسه محمد خان!
این قرآن سر نیزه کردنا رو بس کنید!
خجالت بکش
متاسفم که هنوز تو مسجد ضرار سیر می کنید
یه ذره به پیشوایان خودتون نگاه کنید بعد واسه ما سند از قرآن کپی پیست کنید!!!
مشکل این نیست که کی بت می شود. مشکل این است که از چه کسی تبعیت می کنیم. کسی که چند تا دروغ گنده گفته. چرا موسسه World Public Opinion نظرسنجی می کند (موسسه ضدایرانی) و معلوم می شود که نتایج نظرسنجی با نتایج انتخابات انطباق خوبی دارد و شما طرفداران سبز یک کلمه راجع به این مسئله توضیح نمی دهید. چرا لال شده اید؟ جواب بدید. آقای محمد جواب بده. چرا اینقدر دروغ می گویید؟ بعد هم قرآن سر نیزه می کنید. شما از یک دروغگوی کثیف حمایت کردید. از یک کسی که با دروغ هاش فتنه درست کرد.
مگر موسوی نگفت که امام رو قبول داره. چرا به منتظری نامه نوشت؟ مگر نگفت که اجرای قانون ناقص بهتر از بی قانونیه ولی کلی کار غیرقانونی کرد. چرا 72 تا شهید ساختید و بعد معلوم شد که کمتر از 30 نفر کشته شده اند. اگر حق با شما بود اینقدر دروغ نمی گفتید. چرا شعارهای اسلامی می دید، الله اکبر می گید، شال سبز اهل بیت می بندید، بعد روزه خواری در ملاعام می کنید، بعد شعار جمهوری ایرانی در مقابل جمهوری اسلامی سر می دید، بعد شعار نه غزه نه لبنان سر می دید. تا کجا نفاق؟ چرا بیدار نمی شید. خدا به دلتان مهر زده.
خیلی بجا بود.
اینجور پست های استدلالی جوابی جز توهین و مسخره کردن مخالفان در پی نداره.
همین طور که می بینید!
موسوی مجموعه بی نظیری از تناقضاته که هیچ جوری نمیشه توجیهش کرد برای همین هم هست که بین سبز ها همه جور آدم از ضدانقلاب خارج نشین تا انقلابی نگران پایمال شدن خون شهدا! پیدا میشه.
خلاصه مهم اینه که سبز باشی. منطق کیلو چنده؟!
یا تا بحال استدلال نکرده ای یا نمی دانی معنی استدلال چیست!
اینکه بگوییم بهشتی یا خمینی یا پسرش در فلان صفحه وصیت نامه یا رنج نامه شان گفته اند از خامنه ای تبعیت کنید،و بعد این را چماقی کنیم برای کوبیدن رهبران جنبش سبز، اسمش استدلال است؟
اولا که خمینی و بهشتی یا هرکس دیگری معصوم نبوده اند.آنها هم ممکن است حرفهای اشتباهی زده باشند.
ثانیا چون آنها چیزی گفته اند امروز باید چشم بر جنایت و تجاوز و غارت ملت و دریوزگی از روس و آمریکا بست؟ من از کروبی و موسوی و خاتمی و صانعی و رفسنجانی تشکر می کنم که همراه با بقیه این نظام در لجن جنایت و غارت فرو نرفتند و همین به تنهایی آنها را تبرئه می کند.ملت ایران می تواند ببخشد و خواهد بخشید.حتی بنظر من جنایتکاران سپاه و امثال یزدی و مصباح یزدی و طائب نباید اعدام یا شکنجه شوند.ما باید یک جا این روند نفرت و کشتار را متوقف کنیم و چه جایی بهتر از جنبش سبز و چه کسانی بهتر از نسلی که در دهه شصت با کابوس جنگ و سرکوب بزرگ شدند؟
نکته پایانی:
شما اگر راست می گویید و به دین و مذهب پای بندید نه به وام بدون بازگشت و سهمیه مجانی دانشگاه و حق باطوم،بیایید دست از نفرت پراکنی و دشمن سازی بردارید.قدر جنبش سبز را بدانید.گیرم که این جنبش را سرکوب کردید.کسانی که شب سهمیه بندی بنزین نصف تهران را آتش زدند هم سبز بودند؟غائله قزوین سر استان شدن یا غائله آذربایجان در چند سال قبل کار سبزها بود؟حجم تخریب و آشوب در آن قضایا بیشتر بود یا راهپیمایی 25 خرداد؟
روزبه راستی شما که معتقدی هر کس اشتباه می کند جز این آقای متوهم سبز نما که شعارهای قبل از انتخاباتش با شعارهای پس از انتخابتش متفاوت است سئوال این است گیریم همه ی شهدا و حضرت امام (ره) اشتباه کرده اند همین آقای متوهم مگر خود را منسوب به این شهدا و امام نمی کرد؟؟ خوب برای نمایش دروغگویی این حضرت آقا مگر نباید تناقض گفتار و رفتارش را نمایان کرد شما راه منطقی دیگری سراغ داری ؟؟ایشان استناد به امام می کرد خوب ما هم برای دروغ گوی وی باید از همان امام شاهد بیاوریم حالا شما آن امام و روش وی را قبول نداری مشکل تست که چرا موسوی دروغ گو را قبول داری وی که خود را از همه ی پیروان امام امامی تر می داند چرا شمای مخالف امام ازر ایشان حمایت میکنی
اقای امید در ضمن از اونوری ها(یعنی از خودتون) هم مطلب بنویسید چون فقط اینوری ها(یعنی ماها) به قول شما توهین نمیکنیم به شهدا.شنیدی که جناب کلهر مشاور احمدی نژاد گفته رزمندگان و شهدا با دیدن فیلم وسترن اماده شرکت در جنگ و جبهه ها میشدن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! پیدا کنید پرتغال فروش را. به قول اون جوک قدیمی مارادونا رو ول کن غضنفر رو بچسب
گفتم که , اسمت به حرفات نمی آد
تازه اگر نقل قول می کنی بهتره عین جمله و نه تحلیل و حرفای خودت رو به اسم دیگران تحویل مردم بدی
کلهر گفته بود :
” جوانان ما در اوایل جنگ تحت تاثیر فضای فیلمهای وسترن در مقابل دشمن می ایستادند ”
اگر اهل این حرفها بودی و از بچه هایی که اوایل جنگ در خرمشهر و آبادان می جنگیدند می پرسیدی میدیدی که پر بیراه هم نمی گه
“اولا که خمینی و بهشتی یا هرکس دیگری معصوم نبوده اند.آنها هم ممکن است حرفهای اشتباهی زده باشند.”
ما آخر نفهمیدیم که این ها حرفهای خمینی با بهشتی را قبول دارند یا نه ؟ قسمتهایی که ظاهرا به اهدافشان می خواند را برمی دارند قسمتهایی که همخوانی ندارد را می گویند حرف اشتباهی بوده . طاهرا مرجع تعیین اشتباه بودن یا نیودن حرفی هم سلیقه آنهاست.
کمانگیر : “ادمهایی مثل دکتر یزدی قطب زاده بنی صدر دستمالچی بازرگان سنجابی و…… منتها اون بیچاره ها نمیدونستن خمینی چه شیادیه و چه کلاه گشادی سرشون میزاره”
همه می دانند یزدی و بقیه این بار طرفدار موسوی بودند پس یعنی می دانستند موسوی هم هوادار امام نیست پشتیبانش شدند چون دشمن دشمن من دوست من است !
اما حرف کمانگیر حرف دل خیلی از کسانی است که هوادار جنبش سبز هستند. آنها هیچ کدام چشم دیدن امام خمینی را ندارند و در عین حال از حرفهای او ، منشور روحانیت او ، سخنانش در پاریس و … خوب استفاده می کنند. اگر قبولش ندارید و بخاطر خیلی چیزها از او دلخورید پس حرفش را نزنید.
من خیلی از این سبزها را دیده ام که ختی از پیش از این انتخابات چشم دیدن امام را نداشتند و او را بخاطر اعدام منافقین در زندانهای دهه 60 یا ادامه جنگ محکوم می کردند. پس حالا هم آنقدر از او خرج نکنند.
اما در مورد سید حسن :
بیت امام شامل دخترهای ایشان هم می شود نه فقط آقا سید حسن هوادار موسوی و یا زهرا اشراقی که همه می دانند عمه هایش که دختران امام باشند چندان میانه ای با او ندارند. یا علی اشراقی.
سید حسن هم می تواند طرفدار هرکسی می خواهد باشد ولی دیگر خودش را به پدربزرگش نبندد بلکه به عنوان یک فرد مستقل عمل کند. این جوری اوج نفاق است که خودت را به پدربزرگی ببندی که مستقیم دستور داده در سیاست دخالت نکنی و بعد هم اکر فحش شنیدی بگویند اخترام امام از بین رفت.
احترام امام با حرفهای سید حسن یا حسین یا دفتر نشر از بین نمی رود. ما که می دانیم اخرین گزینه اصلاح طلبانی که دیگر مرده اند حسن است یا برای رهبری یا برای ریاست جمهوری. اما مطمئن باشید مردم ما ممکنست چیزی نگویند اما فراموش نمی کنند. یعنی هیچ کس کارها و اداهای حسن را فراموش نمی کند که اکر 4 سال دیگر برای ریاست جمهوری علمش کردند و رای نیاورد بازهم بگویند چون نوه امام بود باید رای می اورد پس تقلب شده. !
در ضمن آنقدر 2 میلیون جمعیت بیست و سه خردادتان را به رخ ما نکشید چون ما هم می توانیم 12 برابرش یعنی24 میلیون را به رخ شما بکشیم و هم اینکه نگاه کنید ببینید آن 2 میلیون شما با کارها و اعمال موسوی و نفر پنجم کجا رفتند که روز قدس بجز 10 هزار تا روزه خوار باقی نمانده بود؟
بعلاوه شما در بیشترین حالتی که خودتان را بکشید هم؛ 7 میلیون یعنی 10 درصد کل مردم کشور نیستید ( 14 میلیون بودید موقع رای دادن ولی با اعمال آن دو تا بی عقل نیمی از شما ها – حداقل- ریزش کردند)
در خوشبینانه ترین حالت که حیلی هم ارفاق کنیم ناپلئونی 7 میلیون هستید . با نظام یا دولت مشکل دارید ؟ دندان روی جگر بگذارید ! چون دموکراسی که شما ها ازش دم می زنید یعنی حکومت اکثریت بر اقلیت و اکثریت هم که مشکلی ندارند. ( اکثریت را خودتان در فضای وب ندانید !)
8 سال دوران اصلاحات ما اکثریت بی زبان دندان روی جگر گذاشتیم حالا این 8 سال شما اقلیت زبان دراز هوچی ، دندان روی جگر بگذارید ! نمی میرید !
محمد در آن کامنت اولی اش حرف جالبی زده. ملاک حال فعلی افراد است! مگر این جمله معروف، یکی از بزرگترین چماق های شما برای توی سر حریف زدن در زمان انتخابات نبود؟!
نمی دانم چرا برای اثبات چیزی، همیشه باید آسمان و ریسمان را به هم بافت تا بالاخره آن موضوع اثبات شود. ما در ریاضی محض و جبر مجرد، معمولا شروع به اثبات می کنیم و از همه داشته هایمان کمک می گیریم. ولی هیچ وقت لز چیزهایی که بهم ربطی ندارند، چیزی را نتیجه نمی گیریم!! اثبات یک گزاره باید عقلا و منطقا درست باشد تا آن گزاره، اثبات شه و قضیه و اصلی غیر قابل خدشه لقب بگیرد. تازه با این همه، هنوز باب اجتهاد! در اکثر قضایای ریاضی از است واگر همین امروز هم کسی پیدا شود که بتواند برخی اصول اولیه ریاضی را ( که بسیاریشان اتفاقا اثبات دقیق هم نشده اند! ولی اصلند) را زیر سوال ببرد و یا اثباتشان را نقض کند می تواند. (مثل اصل انتخاب) . در این صورت بنای ریاضی از اساس ویران می شود! ولی کسی از ترس این ویرانی، بی یال اثبات و رد این قضایا نمی شود.
غرض از اطناب بیش از حد مطلب بالا این بود که شما قبل از این که چیزی را اثبات کنید و به اثباتش دست یابید، آن را اثبات شده فرض می کنید و در عمل در مقام توجیه بر میآیید!
دوست عزیز!
گلایه اکثر منتقدان دولت پیشاز انتخابات، و مخالفین دولت پس از انتخابات همین بوده و هست که با انتخاب ایشان در سال 84، پروژه ای کلید خورده و جریانی به راه افتاد که چشمش را روی خیلی از مصالح بست و به اسم بازخواست و مطالبه حقوق از دست رفته، به حق و نا حق( به این کلمه حق و ناحق به طور توامان توجه کنید لطفا) بسیاری از حرممت ها را شکست و قبل از اثبات موضوعاتی در دادگاه صالحه، آنها را رسانه ای کرد و آبروی افراد زیادی را به حق و ناحق ریخت. آبروی مومن را هم که حتما می دانید حرمت دارد! آب جوی نیست که هر کس از راه رسید، دست و رویش را در آن بشوید و برود!( دیالوگ به یاد ماندنی سریال معصومیت از دست رفته)
این قضیه آبرو بردن را دست کم نگیرید و یادتان بیاید که آموزه های اسلامی ما و آنچه از پدر بزرگ و مادربزرگ هایمان برایمان به یادگار مانده خلاف این بوده است. آموزه های عرفانی ما همه متفق القولند که در هیچ زمانی و تحت هیچ موقعیتی نباید خودت را برتر از دیگران بدانی . نمی گویم فقط احمدی نژاد، همه سیاستمداران ما در این برهه زمانب از این اصل مهم غفلت کرده اند.
آقای حسینی!
گفتگوی تلویزیونی حجت الاسلام طباطبایی را در تلویزیون چند هفته پیش دیدید؟ در برنامه گفتگوی ویزه خبری. همان آقای طباطبایی که چند وقت قبل هم حرف های جالبی در برنامه این شب ها زده بود. او را هم یک آخوند آمریکایی و سیاسی!! می دانید یا شما هم مثل من یادتان نرفته که ایشان قبل از انتخابات و این بازی ها، استاد اخلاق بزرگی بود که شیوه نکوی سخن گفتنش هم مخاطبینش ر بیشتر تحت تاثیر قرار می داد؟!
او یک استاد اخلاق بوده و هست و به حرف های این یک مفر که دیگر می شود استناد کرد؟!
جناب جواد لاریجانی، دقیقا چه کاره اند که به راحتی موسوی را سرسپرده صهیونیست ها می دانند؟! آیای این تهمت نیست از نظر شما؟
هیچ دقت کرده اید که جریان احمدی نژادیسم! وقتی می خواهند کسی را به طور کامل با رفتار پوپولیستیشان نابود کنند، وی را سرسپرده و حامی صهیونیست ها می دانند؟! کاری که احمدی نژاد در آخرین گفتگوی تلویزیونی اش از ان دریغ نکرد. و بعد هم جواد لاریجانی می آید برای سید حسن تعیین تکلیف می کند که چرا از این موسوی که حامی اش صهیونیست ها هستند، دفاع کرده؟! می شود بگویید به جواد لاریجانی چه ربطی دارد که سید حسن خمینی به دیدار احمدی و هیئت همراهش نرفته است؟! متاسفانه عده ای نمی دانند فارغ از مشروع بودن ی نبودن دولت وی، احمدی الان برای عده ای موجود منفوری شده که شاید اگر اندازه من از او متنفر بودید، به سید حسن حق می دادید که برای ملاحظات سیاسی احمقانه و در پیش گرفتن یک رویه منافقانه ( منافقانه می دانم این کارها را زیرا وقتی از کسی متنفری بهتر است به روی خودت بیاوری!!) نخواهد با احمدی روبرو شود.
گرچه تنفر در اسلام توصیه نشده ولی وقتی کسی را می بینید که دارد از اساس تیشه به ریشه همه چیز می زند آن وقت…
آقای حسینی عزیز!
قبول!
نامه موسوی به منتظری از جمله احمقانه ترین کارهای او بود که به شدت با آن مخالفم. ولی از طرفی هم از موسوی ممنونم که مثل بعضی ها که نفاق و دوروییشان را پشت ولایتمداری!! ظاهری شان پنهان می کنند و در عمل برای ولی شان تره هم خرد نمی کنند، منافقانه رفتار نکرد و خودش را بیرون ریخت!! و ضعف و حماقتش را با متوسل شدن به منتظری نشان داد. قبول!
اما متاسفم که شما با استناد به رسانه های دروغگویی مثل رجا و فارس و امثالهم، با امثال جواد لاریجانی هم صدا می شوید و شروع به کوبیدن سید حسن می کنید. سال گذشته در مراسم سالگرد رحلت امام، با انجمن اسلامی دانشگاه رفته بودیم دیدار سید حسن خمینی. مواضع بی طرفانه و کاملا منطبق بر عقل و درایت ایشان و شیوه سخن گفتنش حقیقتا مرا مجذوب خود کرد. نمی خواهم شبیه این کامنت های بازاری بنویسم فرزند به حق و خلف روح الله و آفرین بر تو این حرف ها!!
واقعا می گویم. هرجایی که دوستان اصلاح طلب می خواستند حرف توی دهانش بگذارند و همه چیزش را به نفع خودشان مصادره کنند، سکوت نمی کرد و منظور اصلی اش را بیان می نمود. با بسیاری از رفتارهای اصلاح طلبان مخالف بود و هرگز هم نگفت و نگفته که حامی ی چون و چرای ایشان است. او به دیدار زندانیان آزاد شده حوادث بعد از انتخابات می رود تا نگذارد عده ای بیش از این خودی و غیر خودی راه انداخته و در صفوف مردم شکاف ایجاد کنند.
آقای حسینی عزیز!
می دانم که اگر خدایی ناکرده حمله ای به میهن عزیزمان شود همین بسیجیانی که با رفتارهای فعلی شان به شدت مخالفم، صف اول مبارزه خواهند بود و ایضا بسیاری از کسانی که شما ب ا آنها مخالفید و گاهی آنان را منافق می پندارید. همه این ها را می دانم ولی چی از همه خطرناک تر است؟!
این که اگر جنگی شود دیگر جنگ توی خاکریز و تن به تن نخواهد بود و یک جامعه دچار تفرقه شده هرگز نمی تواند در مقابل چنین جنگی از خود دفاع کند. مگر همین رهبر نگفت جنگ نرم؟! بماند که حتما باید این حرف از دهان رهبر بیرون بیاید تا عده ای به فکر بیافتند و خودشان هجمه فیلم های ضد ایرانی و … را نمی دیدند پیش از ان و سیاه نماییش می انگاشتند!
از مطلب دور شدم. خیلی زیاد.
کارهای این پیروان مکتب احمدی نزادیسم، خواسته و ناخواسته در راه ایجاد تفرقه و دودستگی میان مردم است. در این مقوله همین بس که مدام مردم را به دو دسته شمل و جنوب شهری تقسیم می کنند. زمان ا نقلاب و جنگ، مردم ما بابت سطح طبقاتی شان از هم نفرت و کینه نداشتند و حالا زیاد دارند. آنهم از بس کس دیگری بیخ گوششان خوانده اگر کسی دارد، از راه حلال نیاورده و حتما مال تو را خورده است. پس بر.و و بزور آبروریزی و گدا بازی!!!!!!! حقت را از طرف بگیر!
کجاست زندگی آبرومندانه اجداد ما که با سیلی صورتشان را سرخ می کردند تا کسی متوجه ناداری و تنگ دستیشان نشود.
کاش سید حسن خمینی را از نزدیک دیده بودید و بی توجه به شایعات سراسر دروغی که اطرافش پراکنده است، اندکی با او به گفتگو می نشستید تا بفهمید رابطه او با رهبر از چه جنسی است و آیا حمایت های بی دریغ اصلاح طلبان در مقطع کنونی تواسته او را اندکی به خود غره کرده و خود را جدا از مردم ببیند و دست و پای خود را گم کند یا نه؟
آن وقت شما هم مثل من و آقای انصاری و خیلی های دیگر همی قدر از تهمت هایی که به او زده می شود و او را تقریبا ی عقل!! و دنباله روی بی چون و چرای اصلاح طلبان می دانند، بر می آشفتید.
دم خروس یا قسم حضرت عباس مسئله این است ( دیالوگ به یاد ماندنی سریال منافقین به بهشت نمی روند!)
برادر من چنان از این حاج حسن نوشتی که انگار بعد از انتخابات در گوشه ای نشست و تمام مسائل راربه خدا و روز محشر سپرد!
ایشان از همان روز بعد از منظره رسما یک ضد احمدی نژاد حسابی بود
برخورد ایشان در سال روز رحلت امام فردای مناظره گرفته تا عدم شرکت در مراسمی که علاوه بر رسم جزو عرف رسمی تشریفات حرم می باشد
و . . .
بابا اگر می گفتی جوادی آملی یا مکارم شیرازی و بعد این حرفا رو می زدی خوب شاید می شد فبول کرد ولی سید حسن
نه نه ن ه ن ه ن ه
دوست عزیز، شما که خودتان هم در همان دامي افتاده اید که ما را از افتادن در آن نهی می کردید! یعنی “اثبات شده فرض کردن اتهامات و سپس توجیه آن”. شما در نوشته خود چیزی را با استدلال ثابت نکردید، احساسات و باورهایتان را بیان کردید. همانطور که حق هر کسی علی الخصوص نویسنده وبلاگ است که نظر خود را بگوید.
به نظر من باید انصاف دهیم که آقای لاریجانی -یک شخصیت سیاسی کهنه کار- لااقل به اندازه مایی که سر از هیچ چیز در نیاورده، در مورد تمام مسائل اظهار نظر می کنیم، حق اظهار نظر داشته باشد. ضمنا ایشان تهمتی به کسی وارد نکرده، بلکه شما حرف ایشان را کمی تحریف کرده اید.
به نظر من اولا دکتر احمدی نژاد در شرایط دفاع (بعد از چهار سال هجوم مداوم تخریبهای چکشی و گاز انبری طرف مقابل) و نه حمله، به افراد پشت پرده فقط اشاره کرد. ثانیا ایشان مدارک فراوانی داشت؛ زیرا خلاف عقل است که با وابستگان قدرتمندترین افراد جامعه بدون داشتن اسناد و مدارک متقن در بیفتی. ثالثا اگر از جان گذشته ای مثل احمدی نژاد پیدا نمی شد، هیچ دادگاهی جرات رسیدگی به اتهامی علیه آن افراد را نمی داشت و دهها سال باید بگذرد تا کسی در مقام و موقعیت او پیدا شود که برای زدودن زنگارهای بدنه انقلاب چنین عزم استوار و شهامت بی نظیری به خرج دهد. اگر برای این کار به او ایراد می گیرید، لاجرم باید با مولای متقیان هم موافق نباشید؛ زیرا آن حضرت بیش از همه دغدغه گرفتن حق فقرا از اغنیا را داشتند. این سخن مشهور را که دیگر احمدی نژاد نگفته: “به خدا قسم کاخی را برپا ندیدم مگر اینکه کوخهای زیادی به خاطر آن ایجاد شده بودند”.
فروتنی و مردم دوستی احمدی نژاد واقعی است، نه ژست سیاسی (یا به قول شما رفتار پوپولیستی) و البته که با رفتار متکبرانه و متفرعنانه طرف مقابل در تضاد آشکاری است.
در باب استناد شما به آقای طباطبایی هم ای کاش ایشان یک شب خواب نما شوند و انتقادی از عالیجناب سبز کنند تا ببینیم بلافاصله توسط جنبش سبز به چه القابی که نائل نمی شوند و به چه موجوداتی که تشبیه نمی شوند!
با همه اینها شما ظاهرا با اکثریت جنبش سبز که ما تا به حال دیده ایم تفاوتهایی دارید و این، جای شکر بسیاری باقی می گذارد.
«به هر حال اين سوال براي من وجود دارد كه چطور موسسه تنظيم و نشر آثار امام كه به بهانه دفاع از سيد حسن خميني، پاي انتخابات را هم به ميان ميكشد، در برابر اين تناقض بزرگ سكوت ميكند كه علت حضور دشمنان امام و حاج احمد خميني در جمع حاميان ميرحسين موسوي چه چيزي ميتواند باشد؟ و يا علت پناه بردن موسوي به منتظري چيست؟»مورد انتخابات حرف نزده
یعنی چی؟!
مگر جواد لاریجانی در مورد انتخابات حرف نزده که می گویی انصاری به این بهانه پای انتخابات را وسط کشیده است؟!
خوب است همه این توی سر و کله هم کوبیدن ها متعلق به بعد از انتخابات و تحت تاثیر همین انتخابات لعنتی است!!
راستی در مورد پاراگراف اول کامنت قبلیم رجوع شود به دو نامه اخیر جناب شیخ حسین دیانی وبلاگ خون و دلقک خطاب به آقای خامنه ای.
قبول داشتن رهبر به معنای پذیرفتن عصمتی ساختگی برای وی نیست و می توان کارهایش را مورد نقد قرار داد. فقط از آن جهت که رهبر گرچه ولی فقیه است ولی معصوم نیست. به یاد بیاور که حضرت علی هم خود را از نصیحت مردم بی نیاز نمی دانست.
آهستان: سلام و ممنون . چند نكته درباره نظر شما: اول اينكه اگر معيار حال افراد است، من بايد چكار كنم؟ بايد بروم و حاج احمد خميني را از آن دنيا بياورم تا برايم ثابت كند الان همه چيز عوض شده؟ من از وصيت نامه اش دليل آوردم . همان كاري كه همه با وصيت نامه امام راحل انجام ميدن. ضمنا وقتي طرف مقابل دائم در بوق و كرنا مي كنه و هنوز هم خودش را خط امام و پيرو امام و دوست صميمي حاج احمد معرفي ميكنه، آيا اونجا هم معيار حال فعلي افراد هست يا نه؟ بالاخره نميشه كه هرجا به نفع ما بود بگيم همينه، بعد هر وقت به نفع ما نبود بگيم معيار حال فعلي افراد است!
مطلب بعدي اينكه خود شما هم مي دوني بحث من اصلا دفاع از احمدي نژاد نيست. يعني مخالفت من با موسوي و خاتمي و كروبي بخاطر دوستي با احمدي نژاد نيست. براي همين هم تعصب الكي ندارم و تا حالا هم انتقادات خودم رو از احمدي نژاد نوشتم. اشتباهات احمدي نژاد رو هم قبول دارم و اصلا توجيه نميكنم. من هم قبول دارم كه بخشي از مناظرات و حرمت شكني هاي احمدي نژاد باعث حوادث بعد از انتخابات شد، ولي فقط احمدي نژاد؟؟؟ يعني شما قبول نداريد كه ديگران هم اشتباهاتي داشتند؟ شما قبول نداريد كه از 3 يا 4 ماه قبل از انتخابات خاتمي و كروبي و موسوي سخنراني هاي خودشون رو عليه احمدي نژاد شروع كرده بودند؟ سخنراني خاتمي در اهواز رو شنيدي؟ موسوي چطور؟ برادر عزيز من همان طوري كه احمدي نژاد رو مقصر مي دونم، اون سه نفر رو هم مقصر مي دونم. همه مرتكب اشتباه شدند و همه حرمت شكني كردند. هر كس به نوعي و به اندازه اي.
درباره سيد حسن هم باز هم تكرار ميكنم من از اين جوي كه دوستان اصلاح طلب بوجود آوردند و چنان از سيد حسن دفاع مي كنند كه هيچكس جرات نكنه درباره اش حرف بزنه بيزارم. دليلش را هم دقيقا توضيح دادم. اگر نيازي به تعصب هست بايد از دروغها و تهمت هايي كه به امام و حاج احمد زده ميشه انتقاد كرد نه اينكه چشم ها رو بر همه اونها ببنديم و فقط گير بديم كه چرا به سيد حسن حرف مي زنيد؟
نكته آخر اينكه ممنونم كه به اشتباه موسوي در نامه نوشتن به منتظري اشاره كرديد. لااقل شما اين رو به عنوان يكي از اشتباهاتش قبول داريد. ان شا الله موفق و مويد باشيد
مثل نوشته های قبلیت جالب و مستند بود
نمی دونم چرا جدیدا این قدر داره از رفتار های سیاسی و یک طرفه ی بیت امام دفاع میشه اگه اشتباه نکنم امام هیچ گاه به سید احمد اجازه ی گرفتن پستی و دخالت در امور کشوری(به غیر از امور بیت) رو ندادن اما حالا سید حسن به طور آشکار در جلسات سیاسی یک خط سیاسی خاص شرکت می کنه و اگر هم انتقادی بهش انگ مخالفت با یادگار امام رو به منتقد می زنن
بنظر من خیلی با مزه است که همان مردمی که معتقدند امام زمانی خواهد آمد و چنان کشتاری از منافق و مشرک و کافر راه انداخت که تا رکاب اسبش خون بنشیند صحبت از استدلال هم میکنند. حالا میخواهد در رد یک عمامه به سر باشد یا تایید عمامه به سر.
آن عزیزی که در ولایت علی ذوب شده که تکلیفش را همان علی روشن کرده ولی آن نازنینی که دنبال جنبش سبز است بداند باید که از این عمامه به سر ها استفاده کند نه اینکه تبعیت کن، نه اینکه رهبری بخواهد.
اگر دنبال این هستید جای اسامی را عوض کنید حف دیگری است. اما اگر دنبال آزادی هستید خیالتان راحت باشد از زیر عمامه آن خمینی در نیامد از زیر عمامه این یکی هم در نمیاید.
راستي چرا من وقتي از قرآن مثال ميارم بعضي ها عصباني مي شند؟!
علتش نمي تونه دوري ما از قرآن باشه با همه ادعاهايي كه داريم؟!!
آيا واقعا دوستان كه با هر كامنتي كه بوي قرآن از تو اون بياد و به مذاقشون خوش نياد بايد مخالفت كنند؟!
آيا من كه گفتم بتها رو بشكنيد
دوستان مي گند نه،بايد بتها رو ساخت؟!!
به خدا قرآن شفاي همه دردهاست من به چند جمله از حضرت علي استناد مي كنم باقي مطلب رو خودتون دنبال كنيد
راستي آقايون كه مي گيد كپي پيست مي كنيد
نكنه توقع دريد من اينهارو تايپ كنم وقتي تو اينترنت هست؟!!
نهج البلاغه-خطبه شماره 176:
واعلموا ان هذا القرآن هو الناصح الذي لا يغش ، و الهادي الذي لا يضل و المحدث الذي لا يکذب و ما جالس هذا القرآن احد الا قام عنه بزياده او نقصان : زياده في هدي ، او نقصان من عمي واعلموا انه ليس علي احد بعد القرآن من فاقه ، و لا لاحد قبل القرآن من غني ، فاستشفوه من ادوائکم ، واستعينوا به علي لاوائکم ، فان فيه شفاء من اکبر الداء و هو الکفر و النفاق ، و الغي و الضلال ، فاسالوا الله به ، و توجهوا اليه بحبه ، و لا تسالوا به خلقه ، انه ما توجه العباد الي الله تعالي بمثله و اعلموا انه شافع مشفع ، و قائل مصدق ، و انه من شفع له القرآن يوم القيامه شفع فيه ، و من محل به القرآن يوم القيامه صدق عليه ،….
آگاه باشيد اين قرآن پنددهنده اي است که انسان را نمي فريبد هدايت کننده اي که گمراه نمي سازد و سخنگوئي است که هرگز دروغ نمي گويد . هر کس با قرآن مجالست کند از کنار آن با زيادي يا نقصاني برمي خيزد : زيادي در هدايت يا نقصان از کوردلي و جهل آگاه باشيد هيچکس پس از داشتن قرآن فقر و بيچارگي ندارد و هيچکس پيش از آن غنا و بي نيازي نخواهد داشت بنابراين از قرآن براي بيماري هاي خود شفا و بهبودي بطلبيد و براي پيروزي بر شدائد و مشکلات از آن استعانت جوئيد زيرا در قرآن شفاي بزرگترين بيماريها يعني کفر و نفاق و گمراهي و ضلالت است پس آنچه مي خواهيد به وسيله قرآن از خدا بخواهيد و با دوستي قرآن به سوي خداوند توجه کنيد هرگز به وسيله کتاب خدا از مخلوق چيزي درخواست نکنيد زيرا چيزي که بندگان به وسيله آن به خدا تقرب جويند محترم تر از قرآن نيست . و بدانيد قرآن شفاعت کننده اي است که شفاعتش پذيرفته و گوينده اي است که سخنش تصديق مي گردد . آن کس که قرآن در قيامت شفاعتش کند مورد شفاعت قرار مي گيرد . و هر کس قرآن از او شکايت کند گواهيش بر ضد او پذيرفته مي شود….
آیا قرآن آیه ای درباره فتنه و سد عن سبیل الله هم دارد؟!
خوشبختانه جنبش سبز برخلاف نیروهای سرکوب ادعای یک کاسگی و وحدت کلمه ادعایی(و توخالی) ندارند.یکی از شعارهای کروبی قبل از انتخابات امکان زندگی آزاد حتی برای ملحدین بود.سایر اقلیتها مانند دراویش و سایر اقلیتهای مذهبی بمانند.طبیعی است که بسیاری از آن اقلیتها الان در جنبش سبز حضور دارند و از جنبش حمایت و پشتیبانی می کنند.آیا این به آن معناست که با رفتارهای دهه شصت مشکلی ندارند؟
آنچه که جنبش سبز را ایجاد کرد،اشتراکاتی است که دلبستگان به آن باهم دارند نه اختلافات.ما معتقدیم که وضع فعلی باید عوض شود و در غیر اینصورت آینده تیره و خطرناکی در انتظار ایران است.
بازهم تکرار می کنم که از حرفهای بزرگان نظام پراکنده چیزی آوردن،چیزی را ثابت نمی کند.خمینی نقل قول در تایید موسوی هم دارد.حالا کی گفته که شماها معیار حقانیت یا عدم حقانیت نقل قولها هستید؟
اگر این بازی را می خواهید ادامه دهید ما هم برویم بگردیم مشابه همان نقل قول (توانایی اداره نانوایی) چند تا دیگر هم پیدا کنیم بیاوریم!بعنوان یک نمونه دیگر عتاب خمینی به اعضای شورای نگهبان فعلی زبانزد خاص و عام است.حالا چه؟تنها نتیجه ای که می توان گرفت این است که همه مان منافقیم.این شمشیر دو لبه دارد!
من به چشمهاي بيقرار تو قول مي دهم:
ريشه هاي ما به آب ،
شاخه هاي ما به آفتاب مي رسد.
ما دوباره سبز مي شويم…..
=-=-=-=-=-
سبز حسنی کجا و سبز لجنی؟
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
. . . سیاه و سفید
به نظر شما کی باید سیاه و سفید دید؟
اصلا آیا سیاه و سفید دیدن بد است یا خوب؟
من نظرم را این طور بیان و تفهیم می کنم که :
ما در میان جامعه مان از لحاظ شخصیت و جایگاه دو نوع مدل داریم، اول آنهایی هستند که
در جامعه ی خود غیر مستقیم تاثیر گذارند مانند کارگرها کارمندها و غیره که دارای مراتب هستند.
اما دسته دوم کسانی هستند که مستقیما تاثیر گذارند مانند رئیس جمهور ، رئیس شورای شهر و غیره که
به تناسب مراتب دارند.
حال اینجاست که سیاه و سفید دیدن اشخاص موضوعیت پیدا میکند، در مورد دسته اول سیاه و سفید دیدن
و حتی اخلاقی و شرعی نیست و اما در مورد اشخاص مورد بحث ما که از لحاظ حقوقی مستقیما در جامعه
موثراند این بحث موضوعیت دارد.
چه طور؟
کسی که در راس حرم یک جامعه قرار دارد می تواند با یک کلمه یا یک جمله موجبات ضلالت و ویرانی یک
جامعه از جمیع جهات را فراهم سازد و همینطور بلعکس پس می بینیم که به مسؤلین بایست دید سیاه سفید
داشت.
یک مدیر یا خوب است یا بدفاین را از ایدئولوژی او می توان فهمید از حرف های او می شود فهمید.
اینجاست که درک این موضوع و به بیراهه نرفتن مطرح می شود که جواب این مطلب نیز یک چیز است و آن
ولایت است.
ولایت وشخص مولاست که مسیر صحیح و خط مشی اصلی جریان را مشخص می کند واین گاه خوشایند ما
است و گاه ناخوشایند و دقیقا در مورد دوم است که ولایت پذیری ما مشخص می شود که اگر در یان مرحله
دچار اشتبه شویم چه سهوا چه تعمدا فساد در پی دارد.
در جامعه خود مصادیق متعدد این نکته را چه در خوبها و چه در خوبهای قدیم به عینه مشاهده می کنیم
هر جا که در جامعه در مسئله های مختلف رو به انحطاط شیرجه زده ایم و یا پرتاب شده ایم علتش غفلت از
این اصل مهم است که هر دوی این مهم در اثر تغافل است.
وقتی که گفته می شود دور و یری های پیامبر بودند که علی(ع)را خانه نشین کردند.اینجاست که باید درک
کنیم که این نسبت و سبب نیست که مهم است بلکه این اسلام است که مهم است ان هم نه اسلامی که
مد نظر من و شمای نوعی است ، اسلامی که ولایت مشخص می کند.
حال می بینیم که بی چشم و رویی را به حدی رسانده اند که در صورت مخالف بودن نظر ولایت با نظر خود ، این
نفس پرستان خود کامه ی نفاق پیشه که خود را به زور وتزویر در رؤوس احرام جامعه چپانده اند کوس انا الحق
می زنند .
و حال آنکه اگر بر فرض محال حرفشان صحیح باشد آن ، شهوت کمال دار است و لا غیر.
کسی که ملاک شناخت اسلام ناب را نشناسد معلوم است چه ها چه ها خواهد کرد.
جنگ و نبرد می کند اما در حقیقت بازی می کند جانبازی می کند اما باز در حقیقت در لعب است ، رئیس
شورای شهر میشود اما ین بار هم خود و هم جامعه ی خود را ملعبه می کند.
و این را باز می گویم این حرف های پوسیده نخ نمای کهنه ی متعفن را تکرار نکنید که شما نبوده ابد در آن زمان
پس چیزی نمی دانید-اگر ملاک تشخیص حق از باطل عقل و قرآن و ولایت هستند بحمدالله همه حی و زنده
هستند این شمایید که مرده اید(گفته بودم شما سالهاست که مرده اید).
و اما در آخر اگر کم سو امیدی به هدایت شما نامرد مردمان است صحبت نور دیده شیعیان جهان امام خامنه
ای شما را بس است:
نشانه يك حركت انحرافي ذوق زدگي دشمنان انقلاب است.
در گوشی های من و رئیس سابق شورای شهر اراک
از همه جلبكهاي سبز عاجزانه تمنا مي كنم از اين پس به همان سايت به گند كشيده شده خودشان (بالاترين) سركشي كنند و با خزعبل گويي و توهم بافي بيش از اين موجبات خنده و تمسخر ديگران را فراهم ننمايند.
و اينكه
خاك تو سر بيشعورتون كنند بالاخره كي مي خواين دست از خيالپردازي و توهم بردارين و بيش از اين خودتونو خسته نكنين
بابا ديوانه نشدين شما
از بس كه وارد هر كاري شدين جز چشيدن طعم تلخ شكست و حقارت چيزي عايدتون نشد؟؟
هنوز وقت پوست انداختنتون نرسيده ؟ بد بختا عقايد كثيفتونو وارد هر چيزي نكنين اونا رو واسه خودتون نگهدارين….
از خدا نمي خوام هداييتتون كنه چون خودش صراحتا چندين بار گفته
والله لا يهدي القوم الظالمين
فقط صبري مي خوام واسه جمع روشنفكر بالاي 25ميليوني و بشارتي براي آنها كه
اين نيز بگذرد….
من از قرآن ناراحت نیستم از سر نیزه کردنهای قرآن برای اهداف کثیف ناراحتم.
شما اول برید به رهبران و پیشوایان خودتون نگاه کنید بعد برای خوبی و بدی رهبران ما استدلال کنید
جانم فدای آیت الله سید علی خامنه ای.
آقای حسینی احمدی نژاد چه حرمت شکنی کرد؟
4سال دارن حرمتشو می شکنن با اکاذیب و تهمت و دروغ که بارها خود رهبری هم برخورد کردن و گفتن اینا مثل جنگ احزاب متحد شدن که این دولتو بکوبن چون تو خط و راه امامه…
حالا نباید از خودش دفاع کنه؟! ظرفیت آدم هم یه حدیه!!
دیدی مردم چقدر انرژی گرفتن بعد مناظره ها!!؟؟؟ اولین بازخوردش فردای مناظره تو مرقد امام! از ته دل شعار می دادن… یا تو اصفهان…بالاخره یکی پیدا شد که مثل اونا دغدغه داشته باشه.
تازه خیلی چیزا رو نگفت خیلییییییییییییییی…! بعضی چیز ها هم تو سخنرانی های تبلیغاتیش گفت ولی باز هم همه شو نگفت…
این حرفا لازم بود
سالها بود که مردم گندکاری های بعضیا رو که دشمنی باهاش دشمنی با پیغمبر!!!!!!قلمداد میشد به پای نظام می نوشتن چرا؟ چون همش حرف از استوانه و مکعب و ذوزنقه ی نظام بود!!!!!!! خب مردم می دیدن نظامی که حضرات استوانه ش اینه یعنی واویلا!
این حرفا نظام رو غربال و تصفیه کرد که دیگه هیچ آدم خورده شیشه داری خودشو الکی بهش نچسبونه… دیدی که حوزه هم از افشاگری ها حمایت کرد
چون الان اعتماد مردمو بیشتر کرد… موج عدالتخواهی راه افتاد. هنوز مردم دارن میگن پس کو مهدی هاشمی؟ چرا از سفر کاری!!!!!!! بر نمی گرده؟ اگر مسئولین نخوان مردم دیگه نمی ذارن که هرکسی هر کاری دلش میخواد بکنه و حق مردمو بخوره…
اینو شما مطمئن باشید که میدونم بهتر از من میدونید که اگه احمدی نژاد هم این حرفا رو نمیزد اینا بازم اغتشاش راه می انداختن حتی اگه پیروز میشدن چون هدفشون چیز دیگه ای بود. این از مصاحبه ی موسوی با تایم و این حرف که به فراتر از ابطال فکر می کنه کاملا مشخص بود…
البته قبول دارم که یک بخشی از اغتشاشات که منجر به رو صحنه اومدن مهدی و فائزه هاشمی و کل اعضای خانواده شون شد به خاطر این افشاگری ها بود. چون می خواستن یا به هر قیمتی که شده دکتر رو بزنن کنار یا اگر هم نشد یه احمدی نژاد ضعیف بیاد رو کار که دیگه جرات حرف زدن از آقازادگان و مفسدان اقتصادی و عدالت رو نداشته باشه که شکر خدا نتونستن…
یا علی
آقا سید حسن یک مقداری میخواست به اصطلاح کاری کنه که نه سیخ بسوزه نه کباب ،اما تدبیر لازم رو بکار نبرد،کج شد یکمی وسط راه، اگه با قصد هم به تحلیف نرفته باشه که بدتر،اما از جنس منافقین نیست.اشتباهی شده که تبدیل به معظل نمیشه، بهر حال اختلاف خانوادگیه ،ربطی به ابلهان خبیث خارجی نداره، منگل منافقین داخلی هم نمی تونن ازش ماهی بگیرن چون آبی گل آلود نشده. اختلاف با نفاق از اینجا که من هستم یعنی تهران تا اونجا که سبزکها هستن یعنی واشنگتن و لس آنجلس _فصله رو میگم_ فرق داره. دیگه من میگم این قصه رو تمومش کنیم.سبو بشکست و آب چرکها و لجنها و هر کثافتی که گذاشته بودن تا رسیدن وقتش خیس بخوره ،همه ریخت. توی یک گودال کوچیک و دورافتاده.
الان مونده شکوه ملت ایران که دست کفار و منافقین رو گذاشتن تو فاضلاب کاخ سفید. (مبارکه)
یک ملت است ،یکپارچه،با سلائق گوناگون اما همه دشمن اجنبی و منافق،همه پیرو حرف مستدل و حق، همه خواهان پیشرفت ایران اسلامی.
جلبک ملبکها جمع کنن تا وقتی دگر(اگه عمرشون کفاف داد) تا دوباره بی بی سی صداشون کنه. البته تا اون موقع آقا ظهور میکنن و ما از بی بی سی 20:30 پخش میکنیم البته شاید اسمشو عوض کردیم گذاشتیم ضرغام نیوز، بالاخره با هم یک فکری میکنیم.واسه سی ان ان هم نظرخواهی میکنیم،مثلا کیهان،خوبه بچه ها؟ شاید هم آقا امام زمان صلاح دیدن دکتر رو بذارن فرماندار مثلا نیویورک،من میگم شروع کنیم تابلوهای پایگاهای بسیجو بزنیم.
های های های. بچه ها خوش باشید که الا ان حزب الله هم الغالبون
بیخیال خذعبلات اینور و اونور.وعده خدا حقه
یاااااااااااااااااااااااااااااا حق یاااااااااااااااااااااااااااااا علییییییییییییییییییییییی
سلام برادر. نوشته خوب و مستندي بود و من استفاده بردم. اگر هم به لشگرکشي عزيزان سبز در قسمت نظرات برخورديد؛ نشانه موفقيت کار شماست. در اين چند ماه، با همين لشگرکشي ها، يک عده را ترسانده اند و يک عده را تهييج کرده اند و …. خداوند حفظتان فرمايد
تعطیلش کنین این مزخرفاتو. معاویه هم خودش رو امیرالمومنین می دونست ولی اعمالش واقعیتش رو نشون می ده نه حرفاش.ابن ملجم هم پیشونیش پیله رده بود از نمازو حافظ قران بود پس ابن ملجم هم بله .حضرت علی هم گفت به دشمن حمله کنین و قران ها رو از روی نیزه بریزید پایین پس حضرت علی هم بله؟؟؟؟!!!!!………
تعطیل کنین این اراجیف رو.
مصاف 1392 ، ریشه کنی یا تجدید حیات اصلاح طلبان ؟
http://khomeynism.blogfa.com/
سلام
کتاب خاطرات منتظری، حاوی سخیفترین جسارتها و تهمتها و توهینها به امام و حاج سید احمد خمینی است. موسوی به منتظری نامه می نویسد و ابراز ارادت می کند. آن وقت این حضرات با غیرت، طرفدار موسوی هستند. ولی کوچکترین انتقادی را در مورد نوه امام تحمل نمی کنند. امامی که نظام سلطنت و ولیعهدی را برانداخت!
گمانم وقتی حسین خمینی به آمریکا رفت, با رضا پهلوی دیدار کرد و از بوش رئیس جمهور وقت آمریکا خواست به ایران حمله کند همین آقایان بودند که نگذاشتند صدای آن در ایران در بیاید. مگر پسر و نوه امام بودن داشتن کارت سبز اقدام بر علیه منافع ایران است. ما آذربایجانیها مثلی داریم: از آتش خاکستر زاده میشود. مثل اینکه این مثل در مورد بعضی نوه های امام صدق میکند.
سلام دوستان.
با خوندن نظرات کاملا متجه میشیم که اختلاف بر سر افراد نیست. بلکه اختلاف بر روی مبانیه. مبانی ای که بعضی ها هر وقت هر طوری خواستند دوست دارند به نفع خودشون تغییر بدن. مبانی ای که تا زمانیکه به نفع ماست، خوبه و هر وقت اون مبانی بر خلاف منافع ما شد و یا اون مبانی رسوا کننده ماهیت ما شد، بد و یا ناقص و یا عقب مانده هستند(حتی اگر با علم بدانیم که اون مبانی بر حق هستند).
اینکه بعضی از دوستان میگن خمینی(ره) و یا دیگران معصوم نبودند و یا نیستند، خب درسته. ولی الان دخل این حرفا نیست. اینکه فلانی حرفی را بیان کرده،ولی بخاطر اینکه معصوم نیست ، در اون شک کنیم ، اصلا عقلانی نیست. مهم اینه که حرف درست باشه. هر چند که میدونم خیلی از دوستان ، حرف معصومین را هم قبول ندارن و اینگونه جملات بهانه است.
بگذریم. من ذره ای شک ندارم که خیلی از این آقایون نه به خمینی(ره) اعتقاد دارند و نه به اجداد مطهر اون بزرگوار. ولی میخوان با سفسطه گری ، جوری حرف بزنن که مارو دچار تردید کنند. نکن آقا این کار رو. این حناها دیگه رنگی نداره.من تعجب مینکم چرا میگن خط امام و راه امام و از این جور حرفا. بابا شما که خودتون و همه انصار و اعوانتون هیچ التزام و اعتقادی به مرام امام ندارین ، خب رک و پوست کنده بگین امام یعنی کشک. چرا خجالت میکشین. شماها که خیلی از دوستان فراریتون صبح تا شب دارن اینو توی شبکه های ماهواره ای فریاد میزنن. پس از چی خجالت میکشین؟ از چی میترسین؟ اتفاقا اینجور حرفا طرفدار هم داره.هر چند که توی همین نظرات بالا هم میشه فهمید که چه خط فکری و جزیان اعتقادی ای طالب اینگونه حرفا هستند.
کسانیکه از قرآن آیه میارن واسه نفی خود قرآن. کسانیکه از ائمه حدیث بیان میکنن ولی در جهت نفی ائمه. اینا در طول تاریخ کم نبودند. خب الان هم هستند. ولی خداروشکر تابلو شدن دیگه واسه مومنین و متدینین. مردم میفهمن کی داره از قرآن و ائمه و امام و … واسه بیان عقده های چندین و چند سالشون سواستفاده میکنن.
یارو خدا رو قبول نداشت، دنبال پیغمبرش میگشت. شده ماجرای امروز بعضی از این آقایون. جمهوری اسلامی و ولایت فقیه رو از ریشه و بن قبول ندارن، حالا دلسوز بیت امام و خط امام و سید حسن و سید احمد شدن. جاتلبه که همینا امروز، مرجع و رهبر و مراد و همه چیشون شده منتظری. واقعا آدم میمونه که چی بگه.
سلام
این جناب آرش کمانگیر ظاهرا نذر کرده بره تو همه وبلاگای بچه های ارزشی و در مورد کلهر حرف بزنه!!!
اصلاً هم کاری نداره موضوع مطلب وبلاگ چیه!
خدا خیرت بده دست کم بعد از چند روز که داری این کارو میکنی متنش رو عوض کن که دلمون خوش باشه دست کم ا طرف خودت داری این کارو میکنی.
کلهر هر چی گفته هر جا گفته خودش زبون داره هزارماشالله به چه درازی!!!! برو از خودش توضیح بخواه. وقتی شما داد زدید که نه غزه نه لبنان جانم فدای ایرن ما از خود اونایی که شعار میدادن توضیح خواستیم نه از پسرخاله هاشون!!!
شما هم به جای جو سازی برو سراغ خود کلهر و ازش سوال کن.
با شبهه افکنی نمیشه حقایق رو پوشوند. شما بهتره مدارک تقلب را رو کنی که نزدیک 120 روه ملت منتظرن اما خبری نشد که نشد.
یادتونه داد میزدین:
کو کو کو اون شصت و سه درصد که میگن کو کو کو؟
حالا باید بشنوید:
کو کو کو اون مدرک سانسور و تقلب که میگین کو کو کو؟
شما باید توضیح بدین که چرا موسوی دست به دامان منتظری شده.
حرمت امامزاده با متولیشه ، تاریخ پسر نوح و جعفر کذاب پسر امام هادی(ع) را به خود زیاد دیده است ، ملاک برای ما رهبری عزیز است در مقابل و علیه خط و فکر او هرکسی باشد ، در خط باطل است.
خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر کند.
فوق العاده بود . اجرتون با خدا
با سلام
اینجانب وحید نادعلی مدیر پایگاه خبری تحلیلی حق نیوز
با شما هستم
با آخرین اخبار از ایران جهان
و منتخب اخبار اصولگرایی
و………..
http://www.haghnews.com
ضمنا از مدیریت محترم وبلاگ خواهشمندم لینک داده شود
سبزی یعنی فروش وطن به قیمت ارزانتر از مفت به انگلیس، آمریکا یا هر کس دیگر. تفاوت در مشتری نیست. برای علت فروش هم اول تقلب، بعد 72 کشته، بعد قطعه 302، بعد تجاوز، بعد روز قدس، بعد بازگشائی دانشگاه، بعد 13 آبان، بعد…، بیچاره سبزها که حتی اربابان هم محلشان نمیگذارند و توجهی به آنها ندارند. راستی تازگیها شنیدم که دگرباشان هم به سبزها پیوسته اند. معنی دگرباش را نمیدانستم اما بعدا فهمیدم یعنی لواط کار آنهم از نوع مفعولش!!! با این حساب خوش به حال سبزها!!!!
راستی جاتون خالی چند روز پیش چالوس بودیم، نمی دونید وقتی آقا وارد شد و مردم دیدنشون چه حس و حال عجیبی بود. به مخالفا می گم برید اشکال کارتون رو پیدا کنید… ولایت مداری چیزیه که تو دل و جان آدما نقش می بنده، اگه طعم شیرین ولایتی بودن رو نچشیدید برید به حال خودتون زار زار گریه کنید و از خدا بخواید که به شمام رحم کنه …
نمی دمنید چه عشقی موج میزد بین مردم…
تا کور شود هر آنکه نتواند دید….
باسلام
مطلبی در رابطه با عملکرد سایت کلوب “فضای مجازی ایرانیان” در وبلاگم گذاشته ام ممنون میشم نظر بدهید
http://abooozar.blogfa.com/post-946.aspx
کلوب لاگ من رو امروز مسدود کردند.اما با کمک دوستان بازسازیش کردیم.
بدر و احد و حنین را در هشت سال دفاع مقدس دیدیم
لازم بود صفین و نهروان را هم ببینیم تا علی(ع) را درک کنیم
اما هنوز اجساد به ظاهر زنده برای گوربگور شدن در تعفن خود تنفس را ادامه میدهند تا ذوالفقار علی را دریابند و زمین از لوث آنان پاک شود
این شعر خطاب به ههمه سبز هایی که توهم برشان داشته است.
کوچکترید از آنکه مرا زیر و رو کنید
حتی اگر هر آنچه که دارید رو کنید
کوچکترید ازآن که بدانید من کی ام
از کوهها نام مرا پرس وجو کنید
خاشاکهای سبز مخالف ! منم درخت
باید که ریشه های مرا جستجو کنید
من ریشه در شقایق پرخون ، نشانده ام
گلهای سرخ باغ مرا خوب ، بو کنید
خاشاکهای سبز مخالف ! منم درخت
باید که ریشه های مرا جستجو کنید
خاشاکهای سبز مخالف ! من ایستاده ام
این سینه ام که خنجرتان را فرو کنید
برمن مباد ؛ تیغ شما زخمی ام کند
باید به خواب ، مرگ مرا آرزو کنید
شعر بسيار زيابيي بود متشكرم .همه حرفهاي لازم كه دشمنان بايد بدانند و بشنوند در اين شعر هست . ياد شعر زيبايي از استاد سبزواري افتادم . خوش نشينان ساحل بدانند
موج اين بحر را رامشي نيست
دل به اميد رامش نبندند
بحر را ذوق آسايشي نيست
تا كه درياست ، دريا بجوش است
شورش و موج و گرداب دارد
هرگز از بحر جوشان مجوييد
آن زبوني كه مرداب دارد
ما نهنگيم و خيل نهنگان
بستر از موج توفنده دارند
اين سرود نهنگان درياست
بحر را موجها زنده دارند
ما نهنگيم و هر جا نهنگ است
طعمه از كام غرقاب جويد
چشم سازش ز دريا ندارند
سازش موج و ساحل محال است
نزد دريادلان مرده بهتر
زآنكه آرامش و خواب جويد
خوش نشينان ساحل بدانند
تا كه درياست، اين شور و حال است
ایول،حرف مردم ایران زمین بود مضمون این اشعار حق.
یااااااااااااااااا حق یااااااااااااااااااااا علیییییییییییییییی
امید جان سلام؛ سید حسن را به خود خمینی عزیز واگذار می کنیم. شاد باشید.
اون روزی که احمد خمینی گفت پشت سر رهبر باشین روزی بود که خامنه ای تقریبا در نظر اکثر مردم فرا حزبی بود ولی امروز چی تو دور اول ریاست جمهوری هیچ کس نمیدونست خمینی به کی رای میده ولی امروز هر اسبی میدونه که خامنه ای به کی رای میده رهبر باید فرا حزبی باشه خامنه ای نیست پس حد اقل از نظر من دیگه ولی فقیه نیست در ضمن امام به پاسدار ها هم گفت قاطی سیاست نشن چرا در مورد اون چیزی نمیگید
میدونم بعضیها از چی سوزشون میگیره. این عزت و محبوبیته داره آتیششون میزنه. محبوبیت آقامون سید علی.
ووووواااااای ی ی ی. راستی این روزها همه تحلیلگر شدند. بازار دروغ و کلک و سفسطه حسابی گرمه. آدم زورش میگیره که یارو تا همین دیروزا هیچ کس رو قبول نداشت، حالا شده سینه چاک. ولی سینه چاک یه عده. میدونین کیا رو میگم دیگه؟
قسم میخورم اینها دلشون واسه خودشون هم نمیسوزه. چه برسه به مردم و مملکت و انقلابو اینجور چیزا. تا همین چند روز پیش نون ما رو میخوردند و حلیم مش عباس رو هم میزدند. ولی امروز دیگه نون ما رو هم حروم میدونن. میگن طعم نون آمریکاییها بهتره. دیگه هم نون اونارو میخورن هم حلیمشون رو هم میزنن.
راستی داشت یادم میرفت. دوستان سبز و رنگی. دیگه اینقدر از تاریخ واسه ما مثال نیارین.اینقدر نگین معاویه و علی(ع) و … ما خودمون ختم این حرفاییم داداش. هر چند که جای شکرش باقیه که این مسائل باعث شده بعضی ها برن یه کمی تاریخ اسلام رو بخونن. به نظر من برین همون حرفهای شبکه های ماهواره رو حفظ کنین. بتون بر نخوره ها. میدونم میگین”تا ما یه چیز میگیم، میبندنمون به ماهواره و صهیونیست”آخه حرفاتون کپ حرفای اوناست. خب دست خودم نیست. بابام بهم یاد داده هر وقت دیدی یکی داره حرف اون یکی دیگه رو با آب و تاب بیان میکنه،بدون اون یکی مثل این یکیه. عین همن. اگه عین اونا نیستین خب چرا طعم حرفاتون رو عوض نمیکنین؟
ای روزگار. عجب مرامی داری تو. خوب ذات آدما رو رو میکنی. بچه ها، من که هر شب دارم خدا رو صمیمانه شکر میکنم. اگه این انتخابات و حواشی اون نبود، چجوری ماهیت بعضی ها واسمون رو میشد؟
اولا شرایط این روزها با روزهای حیات امام خیلی متفاوته. ثانیا حمایت از یک فرد چه ربطی به حزبی بودن و اینجور حرفا داره . ثالثا مقام معظم رهبری هم در دوره های ریاست خاتمی از ایشئن حمایت میکردن. بگونه ای که خیلی از حزب اللهی ها میگفتن چرا آقا علنا با ایشون برخورد نمیکنه. یعنی مقام معظم رهبری اون روزها هم حزبی بودن؟
رابعا یعنی شما فکر میکنید زمان بنی صدر امام به ایشون رای داد ؟ یا فکر میکنید اطرافیون امام نمیدونستن که نظر امام در مرود بنی صدر به شدت منفیه؟ امام اون روزها بنا به مصالح مملکت( به گفته خودشون که از صحیفه امام قابل مطالعه است) سکوت کردند. ولی در مورد بسیاری از افرادیکه با نظر مستقیم خود امام حتی صلاحیتشون واسه کاندیداتوری تایید نشد،چطور نمیگین امام حزبی عمل میکردند؟
نه اخوی. بحث چیز دیگه ای است. مقام معظم رهبری هیچ وقت نظرشون را به صراحت در مورد شخص خاصی اعلام نکردند.بله. ایشون یک سری ملاک و معیار میدادند که مردم متوجه میشدند این ملاکها در احمدی نزاد وجود داره. تازه اصلا فرض میکنیم که ایشون صراحتا نظرش در مرود کاندیدای خاص اعلام کردند،این کجاش با قانون و موقعیت ایشون منافات داره؟ ایشون هم مثل هر شخص دیگه ای میتونن نظرش رو اعلام کنن. ولی هیچ کسی رو مجبور نکردن که به کی رای بده یا نده.
تازه از همه اینها مهمتر، احمدی نژاد نماینده هیچ حزبی نیود. یادمون نرفته که قبل از انتخابات ،چپ و راست دنبال تشکیل دولت وفاق ملی بودند و بحث گذر از احمدی نژاد رو مطرح کرده بودن. حالا اینکه به خاطر منافعشون،بعد از انخابات چرخش موضع دادند ، این به اشکال خود اونا بر میگرده و به حزب باد بودنشون مربوطه.
پس چی فکر کردی ؟
نوه امام که هوگو چاوز نیست که از محمود پول گرفته باشه هر جا رفت بیاد دستبوس . محمود باید بداند که احترام این بزرگواران را چگونه حفظ کند.
که البته نمی داند و طرفدارانش که خودش بدتر و نادان تر هستند و همواره چاک دهنشان به سمت مخالفان و منتقدان مثل غار باز است .
عالي بود
متن کامل رنجنامۀ حجة الاسلام سيد احمد خميني به آیت الله منتظري
قسمت اول
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8801080174
قسمت دوم و پایانی
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8801080177
درود بر سید حسن خمینی عزیز و شجاع
آقا از اين متن خيلي لذت بردم … مخصوصا آخرش
ياعلي