مطلب زير را براي خبرنامه دانشجويان ايران نوشته بودم كه با كمي تغيير اينجا مي خوانيد:
روزي كه روزنامهي كيهان در واكنش به مصاحبه استاد محمدرضا شجريان با بيبيسي فارسي، مطلبي نوشت و در آن شجريان را وطن فروش ناميد، ما ناراحت شديم و به اين نوشتهي كيهان اعتراض كرديم. استدلال ما آن روز اين بود كه مگر در اين سرزمين چند هنرمند محبوب مثل استاد شجريان وجود دارد كه با او اينچنين رفتار ميشود؟
آنروز ما مصاحبه ايشان را با بيبيسي گذاشتيم به حساب كار تبليغاتي قوي و حرفهاي و به ظاهر «بيطرف؟؟» بيبيسي كه معمولا سعي ميكند ردپايي از خود در دشمنيها و كينههايش عليه مردم ايران برجاي نگذارد!
اما مصاحبه اخير ايشان با تلويزيون صداي آمريكا را چگونه بايد توجيه كرد؟ هر كسي كه اندك شناختي از رسانههاي غربي و مخصوصا راديوي آمريكا داشته باشد، به خوبي ميداند كه اين رسانه بدون در نظر گرفتن كوچكترين ظرايف خبري و شيوههاي حرفهاي، به صراحت به دشمني با ايران و مردم ايران و انقلاب مردم ايران ميپردازد.
من ماندهام وقتي كسي تلويزيون كشور خودش را متهم به دشمني با مردم ميكند و حاضر نيست صدايش از تلويزيون كشورش پخش شود، چطور ميتواند با رسانهي كشوري مصاحبه كند كه دشمني و سياست خصمانه دولت آن كشور با مردم ايران در طول سالهاي گذشته كاملا آشكار و روشن است. كودتاي 28 مرداد و سرنگوني دولت مصدق و حمايت از رژيم شاه و نيز حمايت مادي و معنوي از جنايات وحشيانه رژيم صدام در حمله به ايران و هدف قرار دادن هواپيماي مسافري تنها گوشهاي از جنايات دولت آمريكا در حق ملت ايران است كه در اين جنايات، رسانههاي آن كشور از جمله راديوي آمريكا هم شريك هستند.
به نظر شما چه توجيهي وجود دارد كه استاد آواز ايران براي بيان انتقادات خود از دولت و حكومت ايران، به دامن كساني پناه ببرد كه دشمن واقعي مردم ايران هستند؟ يعني دلسوزي راديوي آمريكا و تلويزيون بيبيسي براي مردم ايران، بيشتر از تلويزيون ايران است؟ بيطرفي آنها چطور؟ بنابراين من هيچ توجيهي براي اين مساله سراغ ندارم جز اينكه آنرا ناشي از عدم هوش سياسي و سواد سياسي و شناخت سياسي جناب استاد بدانم!
در اين مصاحبه ايشان البته به مسائل مختلفي اشاره كردهاند كه آنها هم در جاي خود قابل بررسي و مناقشه است. از انتخابات و حوادث بعد از آن گرفته تا وضعيت موسيقي در ايران و مسائل فقهي صداي زنان و عدم رضايت از پخش صداي استاد در رسانهي ملي و بحث درباره تصنيف جديدي كه دربارهي حوادث بعد از انتخابات ساخته شده (جالب اينكه شجريان در همين مصاحبه اعتراف ميكند اين تصنيف را سال گذشته ساخته است، يعني يك سال قبل از حوادث اخير تهران!)
ايشان در بخشي از مصاحبه خود با اشاره به حوادث و وقايع بعد از انتخابات، از درگيري و آسيب و كشته شدن عدهاي از هم وطنانمان اظهار تاسف و ناراحتي كردند كه البته اين مساله براي همهي انسانهاي آزاده ناراحت كننده است، اما آنچه براي من جالب و قابل تامل بود، پناه بردن به راديوي آمريكا و بازگو كردن آن براي كساني است كه سالهاست دستهايشان به خون جوانان اين مرز و بوم آغشته است. گويي استاد عزيز اصلا يادشان نميآيد كه آمريكا چه فجايعي و چه جناياتي را در ايران مرتكب شده و رسانههاي وابسته به آن هم چه توجيهاتي را بر آن جنايات داشتهاند!
علاوه بر اين، پرسشهاي مجري راديوي آمريكا هم براي من جالب بود. مخصوصا آنجايي كه آقاي مجري با طلبكاري خاصي از استاد ميپرسد كه چرا راديو و تلويزيون ايران از آثار ملي شما سوءاستفاده ميكند؟! جلالخالق! همين را كم داشتيم كه دايههاي مهربانتر از مادر سر از راديوي آمريكا در بياورند كه به لطف استاد شجريان سر درآوردند. همين را كم داشتيم كه راديوي آمريكا از جانب همه مردم ايران به استاد شجريان بگويد شما نماد آزادي و آزادگي ملت ايران هستيد كه به بركت مصاحبه ايشان به وي گفت. همين را كم داشتيم كه استاد شجريان از زبان ما مردم ايران با راديوي دشمن ما سخن بگويد كه گفت. ديگر چه چيزي باقي ميماند؟ فقط يك چيز: از دشمنان برند شكايت به دوستان، چون دوست دشمن است شكايت كجا بريم؟
من از استاد شجريان به خودشان شكايت ميكنم. من از ايشان شكايت ميكنم كه چرا از زبان ما با دشمن ما صحبت كرده است؟ كه چرا ما را به عنوان مردم اين كشور نميبيند و از حقوق از دست رفتهي ما شكايت نميكند؟ من از استاد شكايت ميكنم كه چرا براي خونهاي به ناحق ريخته هزاران ايراني هموطن كه توسط آمريكا و رژيم صدام ريخته شده، تصنيفي را اجرا نميكند؟
البته من هنوز از شنيدن آثار استاد لذت ميبرم اما ديگر بين احساس و عقل خود سرگردان نيستم. ديگر براي تطهير چهرهي استاد، به توجيه و تفسير پناه نميبرم. من از شنيدن سرود «آمريكا آمريكا ننگ به نيرنگ تو» در صدا و سيماي كشور خودمان بيشتر خوشحال ميشوم تا شنيدن «ايران اي سراي اميد» در صداي آمريكا!
درباره مردم و خواست مردم هم حرف تازهاي براي گفتن ندارم. اين روزها همه از مردم حرف ميزنند و ادعا ميكنند كه نماينده مردم هستند. حتي آن كسي كه كل آراي او از آراي باطله كشور هم كمتر بود، خودش را نماينده مردم ميداند! درباره دروغ تقلب هم فكر نميكنم توضيح جديدي لازم باشد، جز اينكه از استاد شجريان ميخواهم فقط يك بار به جاي مصاحبه با راديوي آمريكا و يا تلويزيون بيبيسي زحمت بكشند و دوباره سري به همان شهرستان محروم و دورافتاده «بم» بزنند و از نزديك با مردم آنجا صحبت كنند و نظر آنها را درباره تقلب جويا شوند. نتيجهي آن هر چه باشد من ميپذيريم!

بسم رب.
۱- قطعا آمريكا روسیه و … همچنین راديوي آمريكا و تلويزيون بيبيسي و… در ابتدا به منافع خود می اندیشند، و لزوما دلسوز مردم ايران نیستند. بيطرف هم نمی توانند باشند.
۲- {عطف به ۱} اما به علت فضای حرفه ای آزادتر و سالمتر اطلا عاتی(در مقایسه باتلويزيون ايران! ) می توانند مفید تر از تلويزيون ايران برای مردم ايران باشند.
۳- می فرمایید :
من از ايشان شكايت ميكنم كه چرا از زبان ما با دشمن ما صحبت كرده است؟
- همین حرف را می توان به رفسنجانی، خاتمی، احمدی نژاد، و… که با CNN مصاحبه کرده اند هم گفت!
۴- فکر هم نمی کنم چون قبل از انقلاب آقای خمینی با بيبيسي مصاحبه می کرد {عطف به ۲} آنها را دلسوز مردم ايران می دانست؟!
- یا اینکه مصاحبه آقای خمینی با بيبيسي پناه بردن و بازگو كردن آن براي كساني بود كه سالها دستهايشان به خون جوانان اين مرز و بوم آغشته بود!!
۵- می فرمایید :
چرا ما را به عنوان مردم اين كشور نميبيند و از حقوق از دست رفتهي ما شكايت نميكند؟
- عقیده شما محترم. ولی من و بسیاری از مردم همین کشور فکر می کنیم این دقیقا کاری است که استاد انجام داده اند.
۶- استاد هم در مورد انقلاب و هم در مورد جنگ تصنیفاتی دارند.
البته در مورد خونهاي به ناحق ريخته هزاران ايراني هموطن توسط روسیه… با شما تا حدودی موافقم . همه ما قطعا با سلاحهای روسی عراق (از سلاحهای سبک وسنگین جبهه هاگرفته تا سوخو ومیگ و موشکهای اسکاد در تهران و… )خاطرات خوبی داریم!!
۷- راستی شما رسانه بهتر و فراگیر تری می شناسید که استاد بایستی از آنجا با مردم کشورش صحبت می کردند؟ با ذکر دلیل معرفی بفرما یید!
روزگار بدیه، خدا خودش به هممون بصیرت بده.
یا مقلب القلوب، ثبت قلبی علی دینک.
فکر کنم برایت لازم بود که بفهمی امثال شریعتمداری از تو چه قدر جلوتر هستند.
سلام، با مطلب “نقدی بر : خناح اصلاح طلب باید زنده بماند” بروز شدم خوشحال میشم اگه تشریف بیارین و نظرتونو بفرمایین
سلام
بر شجریان حرجی نیست. او از این کارهای خائنانه هم بعد از خرداد 60 انجام داد. کارهای خواهر باکری را چطور توجیه کنیم، با سوء استفاده از نام شهید به دشمنان شهید لبخند می زنند و خود را مدافع مردم هم می دانند. من فکر می کنم اگر باکری زنده بود می زد تو دهن خواهرش!
یکی از فواید جریانات اخیر شاید این بود که عده ای چهره ی اصلی شون رو به همه نشون دادند. نمونش همین استاد.
که بنده خدا فکر می کنن محروم کردن دیگران از صداشون درد و الم بزرگیه برای صدا و سیما!
توجيهي براي اين مساله سراغ ندارم جز اينكه آنرا ناشي از عدم هوش سياسي و سواد سياسي و شناخت سياسي جناب استاد بدانم!
همینه!
خدا را شکر که این پست در باب ولایت ناپذیری مشایی و انتقادات رهبر به احمدی نژاد و ایراد به حامیان متعصب محمود جان ( یعنی همان ما ! ) نبود .
مطلب را لینک نمودیم با وجود آنکه هرگز نه صدای استاد را دوست داشته ایم نه آهنگ هایشان را و نه اصولا موسیقی سنتی را !
وقتی نظام حرمت خودش رو نگه نمیداره و دامنش رو به دروغ و خون آلوده میکنه بهتره آزادگان ازش برائت بجویند که حسابشون رو با جانیان و مزوران یکسان نکنند. بهتر بود شما هم صدای امریکا رو نگاه نمیکردی چون نگاه کردنش هم گناه داره.
اتفاقا اونموقع كه با بي بي سي انگليس مصاحبه كرد بايد مي فهميدي؟ يعني به نظر تو انگليسي ها بهتر از امريكايي ها هستند!!!!!!!!!!!!!
به نظر من كه انگليس خيلي خيلي بدتر از امريكايي ها هستند چون هر كار بد وناشايستي رو كه امريكايي ها انجام دادند انگليسي ها پايه گذارش بودن و سودش رو بردن!
نمي دونم شايد از الان داري خودت رو اماده واسيه كوبيدن دولت ميكني كه اگه مذاكره اي با امريكا انجام گرفت دست پيش داشته باشي كه پس نيفتي!!!!!
مگر نه كيه كه ندونه رابطه ما با انگليس وقطع آن باامريكا به ضرر 100درصد ما شد واگر اين رابطه برعكس مي شد شايد ضررش خيلي كمتر بود(رابطه با امريكا).
راستي يه سري هم به ليست نفرات كساني رو كه سفارت امريكا رو اشغال كردن بندازي بد نيست!!!!!!!!!!!(دوستان انگليسي)
ماده اعلامیه جهانی حقوق بشر۱۹: هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق مزبورشامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد. استاد شجریان از حق طبیعی خود برای انتشار آزادانه عقاید استفاده کرده است. اگر صدا و سیما این اجازه را به او میداد از تلویوزیون کشورش این کار را انجام میداد.
بنام خدا. با مطلبی تحت عنوان”توصیه هایی به جنبش سبز”به روزم. یا علی
چيزى رو كه حاج حسين تو خشت خام ميبينه شما جوونا تو آيينه به سختى ميبينيد
به نظر من انگليس بدتر از امريكاست
بنام خدا
مشکل از آن روز آغاز شد که ایشان در رشته ای که در آن بی اطلاع بود اظهار نظر کرد.
باید بفهمیم اظهار نظر یک فرد هنرمند با یک فرد عادی و یک سیاستمدار تفاوت دارند .
یک شخصی مثل شجریان بر اثر هیجانات پا در مسیری می گذارد که سابقه ی هنری اش را در معرض چوب حراج می گذارد.
ایشان باید بداند سابقه ی مثبت گذشته هیچ چک سفید امضایی برای اشتباهاتش نیست.
چگونه وجدان یک انسان می تواند بپذیرد یک فرد به هر اسمی اختلافات درون کشور خود را به خانه ی دشمن خونی کشورش ببرد و سفره ی دل برای کسانی باز کند که طاهر دلسوزانه ی آنها از سر تحقیر خود او و مردم کشورش است .
هیچ انسانی در پیشانی اش ننوشته وطن فروش اما کوته بینی و ناآگاهی برخی را واجد این صفت می کند.
امیدوارم ایشان از این فتنه ی سخت نجات پیدا کند.
1. تا چند وقت دیگه که همین دولت و در زمان رهبری همین رهبر فعلی رابطه ی ایران و آمریکا را افتاد و آمریکا شد دوست، اون موقع ازتون می پرسن از 28 مرداد و مصدق و شاه و عراق و صدام و … .
تازه تا جایی که یادمه طیفی که شما داری ازش پشتیبانی می کنی بیشتر از آمریکا به مصدق و اون دوران ستم کرده و دروغ گفته، حالا چی شده شما از نقش آمریکا در سرنگونی مصدق می گی، خدا داند. این حکومت یکی از بزرگ ترین آرام کننده هاش شکست و سرنگونی مصدقه. هیچ می دونستید آیت الله کاشانی محترم هم از کودتا و دولت کودتای 28 مرداد و بعد هم از شاه در اون دوران حمایت کرد؟
2. از شمایی که هنوز فانتزی کمتر بودن آرای کروبی از آرای باطله رو قبول داری و بر پایه اش استدلال می کنی، انتظار بیشتری نمی ره.
3. نه تنها آقای شجریان بلکه این به قول هم فکرای شما 13 میلیون باید یادمون باشه که وقتی تو صدا و سیمای فوق ملی کشورمون که از پول خودمون اداره می شه، جایی نداریم، وقتی روزنامه هارو ازمون می گیرند، وقتی تو خیابون ها می کشنمون، وقتی تو زندان ها زیر کتک می کشنمون (همه اینا تا الان از طرف همفکراتون هم تایید شده خدا رو شکر)، وقتی تو زندان بهمون تجاوز می کنند، وقتی رهبر محترم مارو خوارج می خونه و با سواستفاده از حرف علی (ع) ما رو فتنه می خونه و تهدید به در آوردن چشم می کنه، وقتی …، بله هم آقای شجریان و هم بقیه باید یادمون باشه که خفه بمیریم.
4. VOA ضد ایران، قبول، به قول شما هم دشمن، ببینید هم فکرای شما کار رو به کجا کشوندند که به قول شما “پناه” چنین آدمی چنین جایی شده.
می دونی؟من دلم خیلی برای شما جماعت می سوزه.جماعتی که از کودکی در یک ایزوله ی فکری و فرهنگی قرار می گیرند.و بعد که مواجه با واقعیت می شوند کلا هنگ می کنند!!باور کن استاد همان استاده.تو فکر کردی استاد باید مثل تو ذوب در ولایت باشه؟؟ فکر کردی این همه فرهیخته و فرهنگی و روشنفکر مثل تو فکر می کنند یا مثل استاد؟معلومه که مثل استاد.اگر مثل تو فکر می کردند در صفوف به هم پیوسته امروز در کنار ردیف طولانی اتوبوسها حضور داشتند! یه کم دنیا رو ببین و با آدمها از نزدیک معاشرت کن.شاید بفهمی که دنیا بزرگتر از اونچه تو فکر می کنی هست و انسانهای متنوع و مختلفی هم درش هستند که تفکر تو برایشان مضحک و مسخره ست.در ضمن استاد حرف بدی نزد که.حرف دل ما رو زد.گفت من نمی تونم صدا و سیمای جمهوری اسلامی رو تحمل کنم.والا من هم که استاد نیستم نمی تونم.از قبل از 22 خرداد نمی تونستم .و الان که دیگه تهوع بهم دست می ده وقتی یه جا تله ویزیون جمهوری اسلامی بازه.آره پسر جان.از اون ایزوله بیا بیرون.
تلویزیون کشور خودش؟؟؟کی تلویزیون خودمان بوده؟کی تمام نظرات و اندیشه ها و عقاید در این به اصطلاح رسانه ملی حضور داشته؟غیر از این بوده که هر کس هم – از تفکر مخالف امثال شما- به آنجا راه پیدا می کرد باید خودسانسوری می کرد و “هر حرفی” را نمی زد؟غیر از اینست که زنان باید حجاب زورکی شان را سفت و سخت تر می کردند؟غیر از اینست که اخبار جهت دار و مغرضانه پخش می شد؟از بعد از 22 خرداد هم وقاحت را به انتها رساندند.یعنی جنابعالی می فرمایید استاد می توانست تمام این حرفها را در صدا و سیمان بگوید ؟؟از همان اول که یوهو برنامه قطع می شد جناب؟مثل اینکه چون در اردوی آن طرف هستی نمی دانی اردوی این طرف چطور درگیر سانسور و خفقان حکومت است.همیشه هم بوده و حالا بیشتر.از خواب بیدار شو.
به جای این مزخرفات برو و آهنگ تفنگت را زمین بگذار را گوش کن..البته من اصلا نمی فهمم چطور این فریدون مشیری اینقدر مهربان بوده که به امثال لباس شخصیهای آن زمان! چنین محبتی داشته…من که اصلا نمی توانم این جانورهای بسیجی و لباس شخصی را تحمل کنم…
الان یه نگاه به لیست وبلاگهای این بغل انداختم و دیدم متفاوت ترینشان تورجان است که البته من به ایشان بعنوان یک طلبه روشنفکر و منصف احترام می گذارم.ولی بهتر است کمی به وبلاگهایی کاملا متفاوت هم لینک بدهی و توجه کنی .شاید دیگر از اظهارات شجریان ها تعجب نکنی.از ایزوله فکریت بیا بیرون.
این “ما” رو هم مشخص کن کی ها هستند؟من و دوستان و خانواده و فامیل مان هیچکدام از اینکه استاد با رسانه های خارجی حرف می زنند ناراحت نیستیم.چون دچار توهم”دشمن”نیستیم و معتقدیم اگر هم دشمنی هست همین داخل است.به عبارتی بخشی از “مردم ایران” کاملا با کار استاد(که همچین هم کار خاص و عجیب غریبی نبود)مشکلی ندارند و از تکه هایی اش هم جگرشان حال آمده.می ماند بخشی دیگر که امثال شما هستند و می توانید به جای موسیقی استاد و امثال استاد به نوحه حدادیان و امثالش گوش کنید! به جای سینمای مهرجویی و امثالش هم “به اصطلاح فیلم” های ده نمکی و سلحشور را نگاه کنید!!حــــــــــــــــــــله؟؟؟؟
ببند اون حلقت رو مزدور آشغال نجاست خور، ………………………………… بس نبود؟ داری ……….. می سوزی تا کجا… کسی نخواست امثال تو دریوس موسیقی هم گوش کنه… تو ……………….پاچه ورمال همون بهتر عربده های نکره مداح های بشقاب لیس هم پیاله خودت رو گوش کنی… بسوز!
oh my god ………………….
پل های پشت سرش رو خراب کرد…
واقعا شنیدن ربنای شجریان هم برام آزار دهنده شده!!!
چرا قطع نمی کنن صدای این آقا که گفت صدام برای خس و خاشاک( آشوبگران و متجاوزان ) هاست…
سلام
من واقعا متاسفم که بعضی ها چشمشون رو به روی حقایق بستن!
حالا هی بیا بگن میخوان شجریان رو خراب کنن!!
خودش که خیلی خوب خودش رو خراب کرد!
الحق که از خودش بهتر کسی نمی تونست خرابش کنه
من مثل شما ماهواره ندارم که مصاحبه را دیده باشم فقط خبر را شنیدم و متاسف شدم.
ولی هنگامی که صدا و سیما دریچه های خبری خود را بر روی امثال استاد شحریان و دیگران می بندد نا خواسته پیداست که غریبه ها جای خودی ها را می گیرند.
پس از ماست که بر ماست!!
این که استاد را به مردم بم حوالت دادی نیز از سر کم ارزش جلوه دادن کارهای استاد برای مردم زلزله زده آن دیار بود؟!
آهستان: منظورم از مردم بم نه بخاطر كم ارزش جلوه دادن كارهاي شجريان بود. منظورم اين بود كه لااقل از مردم بم بپرس كه تقلب را باور دارند يا نه؟ همين
به نام خدا
با سلام من اين مطلب را در يك وبلاگ ديگر هم گذاشتم. متاسفانه نتوانستم بازخورد آن را بدانم. اجمالا در مورد آقاي شجريان يا معناي «استاد» درست به كار گرفته نمي شود و يا در بكار گيري واژه «موسيقي» در دنبال آن ابهامي وجود دارد.
اصولا خود موسيقي ايراني در قياس با آثار موسيقي آكادميك، در رده فولكلور ارزيابي مي شوند و اساتيدي (واقعا اساتيد دانشگاه رفته و كاركرده) مانند آقاي امين اله حسين و هرمز فرهت، شهبازيان و حتي همين آقاي انتظامي سعي زيادي كرده اند تا بخش غني ملوديهاي آن را در قالب موسيقي علمي و فاخر باز توليد نماين كه البته توفيقاتي داشته اند اما آثار اين بزرگان شامل چه چه هاي آقاي شجريان نمي شود..
مي ماند اشعاري كه خوانده مي شود و قدرت صداي خواننده.
اشعار كه از شاعران هنرمند و برجسته كشور است. اغلب حافظ، اغلب سعدي، اغلب مولوي و جزآن. قدرت صدا هم كه يك جزو خدادادي است و البته در اين رده (فولكلور و موسيقي مزرعه اي يا قهوه خانه اي يا كوچه باغي و بدتر از همه كاباره اي) بسياري از ايشان جلوتر بوده و هستند. مثلا گفته شده نظير قدرت صداي خواننده زن معروف و درگذشته “هايده” هنوز يافت نشده و يا ام كلثوم در كشورهاي عربي و ديگران.
منتهي آن حضرات مردانه و صادقانه از ابتدا به جايي كه تعلق داشتند هجرت كردند. نماندند تا با تعزيه خواني و “ربنا” خواني خود را استاد جا بيندازند و مدعي هنر باشند كه تا نبش دكانشان سايه انداخت فرياد وادموكراسيا سر دهند. جايگاه ايشان يعني آقاي شجريان از ابتدا هم در كنار معين و داريوش و ابي و مرضيه و هايده و حميرا و امثال ذلك است. آنجا يعني دربار طاغوت زمان آمريكا و يا انگليس. آوازي بخوانند و صله اي بگيرند. وآنگاه به فرخور نرخ روز افاضاتي بفرمايند و كرايه اش را اخذ نمايند.
اين كه از موسيقي و هنرمندي حضرت شجريان.
اما آخر به كسي كه حالا سرپيري خودش را پاي سفره حكومتي بيندازد كه شغل شاغلش قاچاق مواد مخدر(به آمار مقايسه اي توليد ترياك در افعانستان نگاهي بيندازيد) فروش و قاچاق اسلحه هاي مرگبار، توليد و انتشار صور قبيحه و در نهايت غارت كشورهاي ضعيف است و دستش تا مرفق بلكه تا حلقوم به خون بيگناهان ژاپن و كره و ويتنام و شيلي و آرژانتين و فلسطين و عراق و افغانستان و سومالي و … آلوده است، استاد چه چيز مي توان گفت؟ الا اينكه عرض كنيم ايشان ضرب المثل« رو مسخرگي پيشه كن و مطربي آموز تا حق(؟) خود از مهتر و كهتر بستاني» را شامل حال خود دانسته و . . . فقط احتمالا مانده اند در اين كلمه حق. والا در مطربي و مسخرگي مشكلي نبوده است. راهي كه ديگران رفتند و امثال ايشان در آينده هم خواهند رفت و حكايت همان حكايت اميركبير و قاآني است. والسلام
موسوی با اون همه سابقه هنگ آپ کرده و زندگیش و آبروش رو خرج دیگران کرد و حتی از کیسه همسرش هم خرج کرد بعد شما از شجریان انتظار داری جوگیر نشه ؟
درد و بلای استاد بخوره تو سر متحجرین عقب مانده ی هنر نفهم…
برید مداحیتونو گوش کنین…
امثال شجريان و طرفداران بي نزاكتش (رجوع به نظر ماني ) بايد بدونن كه با هوچي گري و دادو بيداد الكي نمي تونن كاري از پيش ببرند . اونها ذليل تر و احمق تر از اونند كه بتونن در مقابل سيل عظيم مردم حزب الله وايسن .
به نظرم زيباترين جمله رو در اين باره رو دكتر عزيز محمود احمدي نژاد زدن كه گفتن اينا يه مشت خس و خاشاكند و سيل عظيم ملت اونا رو له مي كنه .
من حوصله خوندن چرت و پرت های معمول شما مسلمون نما های به قول خودتون حزب الله رو ندارم ولی گذرا چون اسم استاد شجریان رو لای نوشت هاتون دیدم یه جمله برام برجسته شد.
يعني دلسوزي راديوي آمريكا و تلويزيون بيبيسي براي مردم ايران، بيشتر از تلويزيون ايران است؟
شبانه روز داریم دروغ ها ، افتراها و تهمت زدن های دار و دسته علی یه دست رو تو تلویزیون می بینیم کم نیست ؟ طاقت شنیدن حرف حق رو ندرین بزنید تلویزیون ایران از دروغ ها لذت ببرید.
شجریان حرف دل ایران را زد.
خاک بر سرت که comment رو هم سانسور میکنی…
بعد میگن ما تقلب نکردیم..
کاملا مشخصه…
محمد رضا شجریان (سیاوش شجریان قبل از انقلاب، زمانی داشتن اسم اسلامی برای خیلی ها مخصوصا عمله طرب کراهتداشت) ، موسیقی ایرانی را می شناسد ، گوشه های آواز ایرانی را خوب می شناسد و بسیارخوب اجرا می کند ، خط می نویسد، ربنایی هم خوانده (به قول خودش برای تعلیم و نه پخش) که اتفاقا ضبط شده و بین همه معروف شده . ساز می سازد و همین.
شجریان از این حوزه که بیرون بیاید یک فرد عادی است.
اگر می خواست سیاسی باشد هنگامي که همراه با هایده و شهیدی دو سال به انقلاب مانده و در بگیر و بکش انقلابیون( از هر طایفه که بودند) در تلویزیون نشسته بود و به هنگام پخش ترانه خسرو خوبان با صدای خودش، روی دسته مبل رنگ می گرفت می بایست سیاسی باشد که جوانانی در حال جان دادن بودند که برایشان بعد از انقلاب! ترانه – از خون جوانان وطن لاله دمیده را – خواند، شاید باور کردنی بود. ولی حالا که به قول حافظ چون پیر شده می خواهد از میکده بیرون رود راهش این نیست.
الانی که هر ننه جون شیخ مهدی هم می توانست و می تواند با آویزان شدن به یکی از جناح ها، قیافه سیاسی و آزادی خواهی بگیرد و صداهای بیگانه را بطور رایگان در اختیار داشته باشد هنری نکرده است.
شجریان بعد از انقلاب بی رقیب بود چون زمان جنگ جوانان به جنگ مشغول بودند و فرصت آواز خواندن پیدا نکردند و استعدادی در این زمینه پرورش نیافت و الا دوران قبل از انقلاب در هر لحظه تعداد زیادی آوازه خوان درجه یک وجود داشت. بعد از جنگ هم جوانان از آواز سنتی رو برتافتند بنابراین کسی برای آواز خوانی وقت نگذاشت و میدان خالی از رقیب ماند.
اما شجریان آواز را برای گریختگانی که در لحظه قبل از انقلاب متوقف بودند ارمغان برد و البته به نرخ مناسب فروخت و سر و سامان پیدا کرد. قبل از انقلاب فقط آنها که در کاباره می خواندند آبی و نانی داشتند و الا بقیه در محیط رادیو استاد تلقی می شدند و در جمع مردم غیر کاباره رو، مطرب شناخته می شدند و خودشان هم بیش از آن ادعایی نداشتند و اکثرا در فقر و افلاس رو به دیار باقی می گذاشتند. اسم نمی آورم ولی شما می توانید در شرح حالشان بخوانید. واین جمهوری اسلامی بود که امکان جدا شدن موسیقی و نمایش( به اصطلاح هنر) را از فساد ذاتی فراهم آورد و این گروه دریافتند که با عدم تظاهر به فساد می توانند جایی در اجتماع مردم محترم نه بنام عمله طرب و بدنام سینمایی بلکه به عنوان فرد مفید اجتماع پیدا کنند و عده زیادی هم چنین کردند و احترام سزاوار دیدند و خواهند دید.
شجریان آلودگی کاباره نداشت ولی بیش از یک آوازه خوان هم شهرتی نداشت . معلم مدرسه بود که در رادیو مشهد محلی می خواند و استعداد خوبی داشت که پرورش داد ودر شرایط خاص بی رقیب ماند . این ها همه اش خوب. انقلاب شد. آنها که به آلودگی شهره بودند کنار رفتند. شجریان آلودگی نداشت ماند باز هم خوب. ربنایی خواند ( و خوب هم خواند) و در جو انقلاب و جنگ برای مردم از قبل مسلمان و تازه مسلمان بسیار دلچسب افتاد . این هم خیلی خوب، بعدش؟. هیچ
شجریان یک سوپر مارکت فاخر آواز باز کرد و آواز را که به ریال یاد گرفته بود به دلار فروخت. یعنی آوازه خوان بیرون از کشور شد. دلیلش هم ظاهرا مشکلات مالی با رادیو و تلویزیون!. هنرمندی که هنرش مایه اصلی را از شعر یعنی جانمایه هنر ایرانی به رایگان می ستاند و با نرخ بالا دراختیار گروهی خاص می گذارد . بعد از چند دهه هم در کشورش باز با نرخ بسیار گران افتخار آواز خوانی به گروهی مشتاق می دهد نباید اینقدر ناز و افاده وآزادیخواهی نشان دهد. مثل آنکه شما هر روز که از مقابل مغازه خیاط بسیار هنرمندی رد شوید توقع داشته باشد بروید دستش را ببوسید . نه ! کار ی کرد پولش را گرفت تشویق هم شد و تمام. اسمعیل مهرتاش نبود که رایگان درس بدهد و همین شجریان هم در محضر او شجریان شود . ضمن اینکه آن بنده خدا هرگز ادعایی هم نداشت.
شجریان اگر می خواهد سیاسی باشد باید بیاد بیاورد که سه دهه طلایی را به تاخیر گذرانتده و اینک که قدرت صدا را از دست داده به جای رجز خوانی بی مایه بهتر است مشغول ابداع ساز های جدیدتر شود. و باز در سوپر ماکت آوازش پول در آورد.
امسال که ربنا بطور محدود پخش رمضان گذشت و سال های بعد بدون پخش آن می گذرد همچنان که قرن ها چنان بوده و خواهد بود فقط باید دعا کرد روسیاهی برای کسی از جمله عمله طرب نماند
واقعا از اين همه شعور و منطق و ايران دوستي جماعت سبز پوش و سبز پرستي كه در لابلاي سطور تهوعات فكريشان مشاهده مي شود محظوظ شديم و راسخ تر كه انسان ها هر چه بي مايه تر با اين نظام دشمن ترند
به نام خدا
جناب حسيني
مي گويم در عالم كامنت(؟) نويسي اگر خرقه بخشي باب بود بايد به همين حضرت آبيلواني بخشيد. واقعا كه دست مريزاد. حالا بيا پاسخ حضرات را تماشا كن. البته اگر پاسخي داشته باشند.
البته بگم شریعتمداری واقعا کارش درسته!
تمام این اتفاقات و رفتارهای اصلاح طلبان رو پیشبینی کرده بود.
در موردهای دیگر هم مث این کارش درست بود.
فقط در مورد یادداشتی که در مورد مشایی نوشته بود پس از صحبت های آقا اصلاح کرد.
پاسخ به ناصر…!!!
شما خواهش میکنم از نزاکت صحبت نکنید…
همه ما طرز صحبت کردن رییس جمهور محبوبتان دیده ایم!!
فکر میکنید چند رییس جمهور تا به حال ار واژه ی “بزغاله” استفاده کرده اند؟!!!
یا بعد از پیروزی در انتخابات(همان کودتای خودمان!) مخالفین را مسخره کرده اند؟!!
یا وزیر سابقشان را به “هلو” تشبیه کرده اند که حالا باید بره تو گلو؟؟!!!
از این نغز گویی ها فراوان هست…بازم بگم؟؟!…بگم..؟؟؟!!!!
در مورد 7
حرف دل ایران؟؟؟؟؟
فکر نمی کنی کمی دچار خود کم بینی هستی؟!!
ایران نه،بلکه جهان!
دوست عزیز! مستقل از محتوای حرفها، وقتی کسی که کمی هم با نظام زاویه دارد هیچ جای بازگویی حرفهایش در رسانه های کشور نیست. حداقل هیچ رسانه صوتی و تصویری وجود ندارد که کسانی که کمی نسبت به سیاستهای نظام مشکل دارند ابراز وجود کنند، چه انتظاری دارید؟
آیا حضرت امام که در پاریس با تمام رسانه های امپریالیسم و احتمالاً کمونیست مصاحبه می کردند تا صدای حق خواهی خود را به گوش مردم جهان برسانند، اشتباه کردند؟
آیا رؤسای جمهور فعلی و سابق ایران اگر با رسانه های بین المللی که اکثر آنها به زعم کیهان، صهیونیست و یا طرفدار آنها هستند، مصاحبه می کنند اشتباه کردند؟
اگر کسی که هیچ رسانه فراگیری در مملکت خودش تحویلش نمی گیرد برود با یک رسانه خارجی که اتفاقاً دشمن مملکتش هم هست حرفش را بزند، چقدر باید او را مقصر دانست؟
شاید یادتان باشد که سالیان دور یک روزنامه اصلاح طلب نامه سرگشاده و به نظر من مؤدبانه دکتر یدالله سحابی به رهبر را منتشر کرد و تعطیل شد . در این حالت چه سیگنالی به جامعه داده می شود.
میرحسین موسوی که با هیچ رسانه صوتی و تصویری (رادیو و تلویزیون) بیگانه مصاحبه نکرده است چه گلی به سرش زده اند و چقدر در رسانه ملی به وی فرصت ابراز (به قول دوستان شما) دروغ هایش را در مورد تقلب در انتخابات داده اند؟ طرف مقابل هم دلایلش را بگوید و مردم قضاوت کنند
مگر قرار نبود حتی کمونیست ها هم در ابراز عقایدشان آزاد باشند به شرط عدم توطئه (مضامین صحبتهای حضرت امام در پاریس)
مگر نه اینکه اول انقلاب کیانوری و بهشتی در صدا و سیما بحث می کنند چطور شده است که الان اصلاح طلب ها که یک موقعی حزب اللهی های این مملکت بوده اند به اندازه جزیی نیز حق ابراز نظراتشان را در رسانه ملی ندارند؟
تا موقعی که صدا و سیما فقط جایگاه ابراز نظرات سیاست های نظام است و هیچ رسانه خصوصی ایرانی (تصویری و صوتی) دیگری هم برای ابراز نظرات منتقدان سیاستهای نظام به صورت منطقی وجود ندارد، نباید انتظار داشت تا همه منتقدان سیاستهای نظام با هیچ رسانه بیگانه ای مصاحبه نکنند
با سلام
بابا جون شجريان هم مثل ساير افراد عقيده اي دارد
مردم هم عقايد باطل دارند و هم درست
در ثاني نگاه نكن كه كي ميگه ببين چي ميگه
هيچ وقت خودتون را به شخص پايبند نكنيد
(به استثنا چند نفر)
افراد را با حق مقايسه كنيد نه حق را با فرد
پس لازمه اينكار شناخت حق است
حق مع علي و علي مع الحق
اون استثتا هم 14 معصوم هستند
حضرات
نادعلي مجدپناهي
آبیلوانی
میشه لطف کندی که بگید با اینهمه دانش درباره موسیقی و هنر کجا میشه از وجود شما استفاده کرد و پای دس شما نشست.
اگر خسرو آواز ایران یگانه استاد آواز ایران و شهپر موسیقی ایران زمین اینطور که شما میگید بود نه ربنای جانبخشش 30 مهمان افطار ایرانیان میشد و نه صحبت کردنش با یک رسانه ( که در زمان لازم تریبون خود شما و همراهان شماست) اینقدر به شما سخت می آمد. اگر او در کنار دون فطرتانی متحجری همچون شما قرار میگرفت چه بازهم این چنین میگفتید یا برای هنر و موسیقی داستانی دیگر داشتید؟؟؟؟؟؟؟
شما و طرفدارانتان همان هایی هستید که استاد را دز آخیر شب اجرای کنسرت همنوا با بم در حالی که همه در فکر همیاری به بازماندگان زلزله ای بودند که با بیخردی و ناکارآمدی همفکران و همراهان شما به مصیبتی بزرگ همراه شده بود تا سحرگاه در تالار کشور حبس کرده تا حقی را که مشخص نبود حق چیست از او بستانند.
راستی وقتی که جوانان این مرز و بوم در خاک و خون میغلتیدند خود شما کجا بودید؟ از کدامین روزنه به تماشا نشسته بودید.
وای بر شما که در رنگ بازی ار هزاران آفتاب پرست بدترین اما فراموش کرده اید که بوی تعفن از مغزهای شما به آسمان رسیده است.
حق شما و حرفهایتان با حضرت حق و مولای تمامی انسانهای آزاده علی (ع).
خوشبختانه درجریان این انتخابات مردم خیلی از این نمک نشناس ها ازجمله شجریان را شناختند
اينقدر استاد استاد نكنيد استاد كسي است كه در فيزيك ورياضي وعلوم گره اي را باز كند هركس كه دهاني براي آواز خواندن داشت كه استاد نيست بيچاره عارف قزويني هم شاعر ملي بود هم موسيقي دان وهم بسيار خوش صدا ولي چون ملي بود وضد انگليسي در آخر عمرش در بدبختي وبي پولي عمر گذراند خودش گفته: محيط گريه واندوه وغصه ومحنم كسي كه يك نفس آسودگي نديد منم عارف استاد بود استاد يعني فردي كه به نيازهاي مردم كشورش آگاه باشد ضد استعمار وضد استكبار باشد ضمناً داراي قريحه خدادادي بالشد از خون جوانان وطن لاله دميده از قامت سرو قدشان سرو خميده