مقدمه: اگر خاطرتان باشد آقاي هاشمي رفسنجاني در نامهي سرگشادهاي كه درست چند روز قبل از انتخابات به رهبر معظم انقلاب نوشت، ضمن گلايه از مناظره دكتر احمدينژاد و ميرحسين موسوي، چند بار هم به ماجراي بنيصدر و حوادث سالهاي اول انقلاب اشاره و احمدينژاد را با بنيصدر مقايسه كرده بود!
شايد در وهله اول اينچنين تصور شود كه آقاي هاشمي رفسنجاني هيچ منظوري از اين مقايسه نداشته و يا حداكثر بخاطر گلايه از احمدينژاد و دفاع از خود آنرا مطرح كرده است، اما با كمي دقت در آن نامه و با توجه به سير حوادث و جرياناتي كه در 4 سال گذشته و نيز بعد از انتخابات اخير رخ داده است، ميتوان معنا و مفهوم چنين اظهاراتي را به خوبي متوجه شد. بندبند این نامه، حاوی عبارات و معانی مختلفی است که من بدون اشاره به آنها، تنها ميخواهم با نگاهي به نقش آقاي هاشمي رفسنجاني در بركناري ابوالحسن بنيصدر، علاقه او را به بركناري احمدينژاد به عنوان بنيصدر دوم بررسي كنم.
پس از انتخاب بنيصدر به عنوان رييسجمهور ايران، اختلاف و درگيري بين نيروهاي اصلي انقلاب و حزب جمهوري اسلامي از يك سو و عناصر ليبرال و ضدانقلاب ازسوي ديگر به اوج خود رسيد. از چهرههاي مطرح و شناخته شده نيروهاي انقلاب ميتوان به شهيد بهشتي، آيت الله خامنهاي و آقاي هاشمي رفسنجاني اشاره كرد كه از ميان آنها، شهيد بهشتي به عنوان يكي از معماران بزرگ تجديد بناي تفكر انقلابي و تشكيلاتي انقلاب اسلامي بيشتر از همه در كانون توجه و البته اتهام دشمنان قرار داشت.
با بروز اين اختلافات، امام خميني ابتدا با حمايت از دولت و مسئولان، آنها را به آرامش ، سكوت و پرهيز از هرگونه اختلاف و تنش دعوت میکرد: «بار ديگر پشتيباني خود را از شوراي انقلاب و شخص جناب رييسجمهور اعلام مي دارم و از همه ميخواهم كه آنان را ياري كنند و در پشتيباني از آنان كوتاهي نكنند» امام همچنين در مقاطع مختلف مسئولان كشور را از اختلاف با هم بر حذر ميداشت: «اين آقايان چهشان شده است باهم؟ اين آقاي رييسجمهور با مجلس، مجلس با رييسجمهور چرا اينطور رفتار ميكنند؟ چرا بايد اينطور باشد كه صداي مردم درآيد؟»
لازم به ذكر نيست كه اين نصيحت تنها از طرف نيروهاي انقلاب رعايت ميشد، چرا كه شهيد بهشتي با فرمان امام، سكوت كرد و مظلوم ماند اما جبهه مخالف با تبليغات قوي و سواستفاده از شرايط موجود، هرچه خواست گفت و تهمتهاي بيشماري به نيروهاي انقلاب و در راس آنها به شهيد بهشتي زد. بدين ترتيب روز به روز مردم بيشتر در ابهام فرو ميرفتند. كار به جايي رسيد كه بسياري از مردم و حتي هواداران شهيد بهشتي هم از سخن گفتن درباره او و به زبان آوردن نام او خودداري ميكردند و ميكوشيدند تا خود را بيطرف نشان بدهند! اما بهشتي همچنان به سكوت خود ادامه داد و در پاسخ به مردم و دوستانش ميگفت:«به منظور اطاعت از وليفقيه تا هنگامي كه امام مصلحت بدانند وظيفه ما سكوت است، سكوت است سكوت!»
شهيد بهشتي بعد از ماجراي 14 اسفند 59 كه عناصر ضدانقلاب قدرت خود را عليه نيروهاي انقلاب به نمايش گذاشته بودند، طي نامهاي به امام خميني نگراني شديد خود و نيروهاي پايبند به ولايت فقيه و وفادار به انقلاب اسلامي را به عرض امام رساند. با تشكيل هيات حل اختلاف، امام خميني آيت الله مهدوي كني را به عنوان نماينده خود در اين هيات انتخاب و معرفي كرد. نماينده بني صدر آقاي شهابالدين اشراقي و نماينده شهيد بهشتي و شهيد رجايي و آيت الله خامنهاي و آقاي هاشمي هم آيت الله يزدي بود. وظيفه اين هيات، در مرحلهي اول تذكر به خود افراد و در مراحل بعدي اعلام به مردم و گزارش به دادستان كل كشور بود.
البته در همين شرايط هم امام خميني همچنان طرفين را به رعايت قانون و پايبندي به آن دعوت ميكرد:«اين مردم اسلام را ميخواهند. اگر پايتان را از اسلام كنار بگذاريد، اين طلبه كه اينجا نشسته است با كمال قوا با شما مخالفت ميكند. من اول سال به آقايان عرض كردم كه اين سال، خوب است سال قانون باشد؛ بايد حدود معلوم بشود. آقاي رييسجمهور حدودش در قانون اساسي چه هست؟ يك قدم آنور بگذارد من با او مخالفت ميكنم. اگر همه مردم هم موافق باشند، من مخالفت ميكنم. نميشود از شما پذيرفت كه ما قانون را قبول نداريم. غلط ميكني قانون را قبول نداري! قانون تو را قبول ندارد. نبايد از مردم پذيرفت، از كسي پذيرفت كه ما شوراي نگهبان را قبول نداريم. نمي تواني قبول نداشته باشي. مردم راي دادند به اينها»
بررسي همه اين اختلافات و حوادث آن سالها از حوصله اين مطلب خارج است و بايد در فرصتي ديگر بطور مفصل به آن پرداخت. به هر حال با افشاي كامل چهرهي بنيصدر، در تاريخ 20 خرداد سال 60 امام خميني او را از فرماندهي كل قوا عزل و در تاريخ 31 خرداد نيز آقاي هاشمي رفسنجاني به عنوان رييس مجلس شوراي اسلامي، پس از راي گيري از نمايندگان مجلس، بنيصدر را از رياستجمهوري عزل كرد و اين پايان مردي به نام بنيصدر به عنوان اولين رييسجمهور ايران اسلامي و نيز قدرت دوباره نيروهاي اصيل انقلاب اسلامي بود. البته درست يك هفته بعد از خلع بنيصدر، آيت الله خامنهاي مورد سوقصد منافقان قرار گرفت و شهيد بهشتي نيز به همراه جمعي از ياران و همرزمان خود به شهادت رسيد.
بهشتي با شهادت خود، انقلاب اسلامي را بيمه كرد. خون بهشتي ابهام ياران وفادار امام را برطرف كرد و سبب شد مردم جريانهاي انحرافي را بخوبي بشناسند. خون بهشتي صفوف مردم ايران را فشردهتر و عزم آنها را راسختر كرد. خون بهشتي سبب آگاهي مردم شد تا با شور و شوق فراوان به پاي صندوقهاي راي بروند تا با بيش از 13 ميليون راي شهيد رجايي را به عنوان رييسجمهور خود انتخاب كنند…
با توجه به توضيحات فوق، اكنون به نامه سرگشاده آقاي هاشمي رفسنجاني خطاب به رهبرمعظم انقلاب بر ميگرديم. ايشان با اشاره به آن جريانات و آن حوادث نوشته است: «بعد از جريان شوم 14 اسفندماه 1359 با ارشاد امام و بنيانگذار جمهوري اسلامي، شهيد مظلوم دكتر بهشتي و جنابعالي و اينجانب كه در شعارهاي مردمي به عنوان «سه ياور خميني» شناخته شده بوديم، با همراهي نيروهاي انقلابي و بخصوص نمايندگان متعهد مجلس اول و حزب جمهوري اسلامي توانستيم در جهت زدودن غبارهاي ابهامات و سمپاشيها اقدامات مؤثري انجام دهيم و امام راحل درد آشنا با تشكيل گروه حقيقتياب و داور، بخشي از حقايق را آشكار كردند. نتايج آن، آگاهي بيشتر مردم و رسوايي فتنهگران و در نهايت نجات كشور از خطري بود كه دشمنان استكباري و ضد انقلاب طراحي كرده بودند»
در حقيقت هدف آقاي هاشمي رفسنجاني از يادآوري فضاي غبارآلود و پرابهام سالهاي اول انقلاب و تشبيه حوادث آن سالها با اوضاع فعلي، اين بود كه اولا به نوعي به جامعه و مردم القا كند كه آن حوادث تلخ دوباره دارد تكرار ميشود، ثانيا اين نكته را يادآوري كند كه هم در آن سالها و هم در شرايط فعلي در يك طرف همه اين قضايا، خود او حضور دارد! و با توجه به اين نكته كه در سال 60 هاشمي و بهشتي هر دو در جبهه حق و خط امام حضور داشتند، پس بناچار بايد نتيجه بگيريم كه در اين زمان هم حق با ايشان است!
به همين علت وي ادامه ميدهد: «البته اينجانب قصد ندارم كه دولت موجود را مثل دولت بنيصدر معرفي كنم و يا سرنوشتي شبيه آن دولت را براي اين دولت بخواهم، بلكه مقصود اين است كه بايد مانع گرفتار شدن كشور به سرنوشت آن روزگار شد!» كاملا واضح است كه از اين عبارت فقط و فقط مقايسه احمدينژاد با بنيصدر به ذهن خواننده القا ميشود نه چيز ديگر!
اكنون اين سوال مطرح ميشود كه چرا آقاي هاشمي نگران تكرار ماجراي بنيصدر و گرفتار شدن كشور به سرنوشت آن روزگار است و چه شواهدي براي اثبات این ادعای خود دارد؟ آيا ميتوان تنها با مقايسه ظاهري حوادث نتيجه گرفت كه همان ماجراها دوباره دارد تكرار ميشود؟ آنچه مشخص است اينبار عصبانيت و ناراحتي آقاي هاشمي، تا حدودي مربوط است به مطرح شدن موضوعاتي درباره وي و فرزندانش در يك مناظره تلويزيوني نه مسالهاي ديگر. در صورتي كه حوادث سالهاي اول انقلاب اصلا و ابدا شخصي و مربوط به مسائل خانوادگي نبود و اختلاف اصلي ميان تفكرات خط امام و انقلاب با خط سازش و ضدانقلاب بود.
شهيد باهنر پس از شهادت آيتالله بهشتي به خوبي به اين مساله اشاره كرده و گفته بود:«در جرياناتي كه در برابر خط انحرافي بنيصدر بود، نقطه محوري شهيد بزرگوارمان آيتالله بهشتي بود. بطوريكه در بيرون هم چنين منعكس كرده بودند كه مساله، مساله بهشتي و بنيصدر است در حالي كه مساله به آن صورت نبود. مساله خط امام و اسلام و انقلاب بود با خط انحراف غربزدگي و آمريكايي و انحرافي رودرروي اسلام. اما سنبل اين خط مرحوم دكتر بهشتي به حساب ميآمد و سنبل آن خط هم يا نقطه محوري خط انحرافي هم بنيصدر. دعوا بين اسلام و نفاق بود، بين خط اصيل اسلام و انقلاب و امام با همه خطهاي انحرافي چپ و راست و ليبرال و مليگرا و سازشكار و آمريكايي و غيره با اسلام بود.»
آيا به نظر آقاي هاشمي، هماكنون اختلاف و دعواي بين ايشان و احمدينژاد از جنس همان اختلاف ميان وي و بنيصدر است؟ من فكر ميكنم آقاي هاشمي با رفتار و گفتار خود سعي دارد همين نكته را به ما القا كند وگرنه چه دليلي وجود دارد كه او بخاطر اعتراض به يك مناظره تلويزيوني و دفاع از خود، پاي بنيصدر را به وسط بكشد و نتيجه بگيرد كه همان حوادث دوباره دارد تكرار ميشود؟!
براي درك بهتر اين مساله ميتوانيم جنس مخالفت 4 سال گذشته ايشان را با دولت احمدينژاد به دقت مورد بررسي قرار دهيم و ببينيم كه آيا دعواي ايشان با احمدينژاد بر سر خط امام و انقلاب بوده و يا نحوه اداره كردن كشور؟ فراموش نكنيم كه رهبر انقلاب هم در خطبههاي نماز جمعه دقيقا به اين مساله اشاره كرده و گفتهاند:«بين ايشان و بين آقاى رئيس جمهور از همان انتخاب سال 84 تا امروز اختلافنظر بود، الان هم هست؛ هم در زمينهى مسائل خارجى اختلافنظر دارند، هم در زمينهى نحوهى اجراى عدالت اجتماعى اختلافنظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلافنظر دارند؛ و نظر آقاى رئيس جمهور به نظر بنده نزديكتر است»
بنابراين از اين اختلاف نظر نميتوان نتيجه گرفت كه دعواي آقاي هاشمي با دولت احمدينژاد، از همان جنس مخالفت وي با دولت بنيصدر بوده است. اما به هر حال ايشان اصرار داشته و دارند كه اين مخالفت را به حوادث سالهاي اول انقلاب پيوند بزنند و بنيصدر دوم را از صحنه سياست كنار بگذارند! خودشان هم به صراحت در همان نامه سرگشاده اظهار داشتهاند كه «ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و كشور نميدانم!»
و اي كاش اين مساله تا همين مخالفت ظاهري و كلامي با دولت و مردم محدود ميشد. به هرحال نميتوان انتظار داشت كه مخالفت شخصي چون هاشمي رفسنجاني به عنوان رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام و مجلس خبرگان با رييسجمهور مشابه مخالفت من نوعي با او باشد. چنان كسي با آن قدرت و آن موقعيت، قطعا دست به اقداماتي براي پيشبرد اهداف خود خواهد زد! بعضي عبارات آن نامهي سرگشاده هم دقيقا ما را به همين نتيجه ميرساند، مخصوصا با توجه به حوادثي كه بعد از اعلام نتايج انتخابات در كشور به وجود آمده است:
«بر فرض اينكه اينجانب صبورانه به مشي گذشته ادامه دهم، بيشك بخشي از مردم و احزاب و جريانها اين وضع را بيش از اين بر نميتابند و آتشفشانهايي كه از درون سينههاي سوزان تغذيه ميشوند، در جامعه شكل خواهد گرفت كه نمونههاي آن را در اجتماعات انتخاباتي در ميدانها، خيابانها و دانشگاهها مشاهده ميكنيم.»
اینکه آقای هاشمی رفسنجانی ادامه وضع موجود را به صلاح کشور و نظام نمی داند و درست چند روز قبل از انتخابات مدعی می شود که بخشی از مردم و احزاب و جریانها هم این وضع را بر نمیتابند و تهدید به اجتماعات و برافروخته شدن آتش فشانها دقیقا به چه معناست؟ آیا حوادث چند اخیر را نمیتوان ادامه همان تهدیدها دانست؟ ضمنا چرا در این سخنان هیچ اشارهای به رای اکثریت مردم نشده و چرا از آن بوی دیکتاتوری به مشام می رسد؟
آقای هاشمی همچنین در ادامه می کوشد مسئولیت هرگونه اتفاق و حادثه ای را بر گردن رهبری بیندازد و به نوعی می خواهد ادعا کند که چنانچه دلسوزی های وی مورد قبول واقع نشود، جامعه دچار بحران ميشود: «از جنابعالي با توجه به مقام و مسئوليت و شخصيتتان انتظار است براي حل اين مشكل و براي رفع فتنههاي خطرناك و خاموش كردن آتشي كه هم اكنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه كه صلاح ميدانيد اقدام مؤثري بنماييد و مانع شعلهورتر شدن اين آتش در جريان انتخابات و پس از آن شويد!»
همچنين آقاي هاشمي احتمالا با توجه به نتايج نظرسنجيهاي مختلفي كه پيشاپيش از پيروزي قطعي احمدينژاد در انتخابات خبر ميداد، در نامه خود پيشدستي ميكند و با طعنه و كنايه دولت آينده احمدينژاد را غيرقانوني و غيرشرعي ميخواند:«اگر نظام نخواهد يا نتواند با پديدههاي زشت و گناهآلودي مثل تهمتها، دروغها و خلافگوييهاي مطرح شده در آن مناظره برخورد كند و اگر مسئولان اجراي قانون نخواهند و يا نتوانند به تخلّفهاي صريح خلاف قانون در اعلان افراد به عنوان فاسد كه فقط بعد از اثبات تخلّف در دادگاه قابل اعلان است، رسيدگي كنند و اگر فردي در موقعيت رياست جمهوري بدون مراعات شأن منصب مقدسش خود را مجاز به ارتكاب چنين گناهان كبيره و اخلاقشكن عليرغم سوگند به مراعات شرع و قانون بداند، چگونه ميتوانيم خود را از پيروان نظام مقدس اسلامي بدانيم؟»
براي درك بهتر اين بخش از نامه، بهتر است به بيانيهها و سخنان چند روز اخير بعضي چهرهها و احزاب اصلاحطلب توجه كنيد كه در يك اقدام كاملا هماهنگ، دولت را غيرقانوني و غيرشرعي خواندهاند! ضمنا يك هماهنگي جالب و قابل تامل ديگر اين جماعت اين است كه براي تكميل پروژه كودتا و ديكتاتوري خود عليه آراي مردم، تلاش زيادي را نيز در همراه كردن برخي از علما و روحانيون قم با خود آغاز كردهاند! بنابراين با توجه به مفاد اين نامه و حوادث روزهاي اخير و سكوت معنادار آقاي هاشمي، بعيد به نظر ميرسد كه اين سكوت نوعي تسليم در برابر آراي مردم باشد و احتمالا باید منتظر روزهای آینده باشیم!
لینک مرتبط:
آرای مردم، بهترین پاسخ به نامه هاشمی رفسنجانی

….
پرسیدم محمود جبهه رفته یا نه که طبق معمول فرافکنی کردی!!
http://www1.farsnews.com/newstext.php?nn=8707300722
گذر زمان معلوم می کنه کی بنی صدره جنابعالی نمی خواد فسفر بسوزونی!!
آهستان: يادم نمياد كي اين سوال رو پرسيدي؟ و اصلا نمي دونم هدف شما از اين سوال چي هست و به دنبال چي هستي؟ ولي اگه براي شما خيلي مهمه بايد بگم بله جبهه رفته و خوشبختانه عكسش هم هست كه شما نتوني منكرش بشي. البته اگه فورا ادعا نكنيد فتوشاپيه! به لينك زير مراجعه كنيد. ضمنا مراقب فسفرها باشيد!!
بسم رب المهدی ..
با سلام
ببخشید میخواستم بدونم آقای کمانگیر جواب پست شما را دادند؟
آهستان: فعلا كه از جواب ايشان خبري نيست!
نمی دونم بعضیا چرا خودشونو زدن به اون راه…
از اول عمر 24 سالم میشنیدم که رفسنجانی و خانوادش …،
هممون اینو شنیده بودیم. حالا که یکی جرات کرده حرف همه ملت رو بزنه مخالف پیدا کرده!!!
از ماست که بر ماست
الحق که مصداق بارز خوارج همین طرفدارای موسوی هستن
یک نفر دیگر از من این سوال را پرسید که محمود اصلا کی بوده و جبهه رفته ؟ ( در حمایت از رضایی)
من بهش گفتم اصلا فرض کن : محمود جبهه نرفته ، مخالف جمهوری اسلامی هم بوده بعد توبه کرده ، برگشته ، به مردم خدمت کرده و آنها دوباره بهش رای دادند و حالا ازش راضی هستند ( خیلی مهم است که جبهه رفته یا نرفته ؟ ( که البته منهم می دانم رفته !)
نمی دانم چرا اینها هرچی می شود گذشته ها را پیش می کشند شاید چون امروز و فردایی برایشان وجود ندارد: امام از ما راضی بود ، ما این کار را کردیم و روح امام الان ناراحت است ( همه شان احضار ارواح هم بلدند آنهم فقط روح امام )
نمی توانند قبول کنند همان امام گفت “معیار حال افراد است ” و ظاهرا حال امروز این افراد خیلی خرابه ! از خرابی هم گذشته و دیگر روبه موت هستند.
شايد ربطي به موضوع نداشته باشه ولي
براي روشنتر شدن اينكه چه كسي به بني صدر نزديكه لازمه
جديدترين پروژه خانواده هاشمي كه به لطف خدا با انتخاب مجددآقاي احمدي نژاد فعلا به حالت تعليق دراومده،مجموعه خصوصي اسبدواني پسر آقاي هاشمي بود كه تو ارتفاعات پارك جنگلي چيتگر با قطع شدن درختهاي زيادي در حال احداث بود
جالب اينجاست كه مسئولان شهرداري براي قطع كردن يه درخت كه خود طرف تو خونه اش كاشته جريمه هاي ميليوني ميگرن مجوز همچين مكاني رو به آقايون دادن و قول دادن كه بعد از مشخص شدن رئيس جمهور جديد اجازه افتتاح صادر ميشه كه فعلا قضيه كنسل شده .
براي اينكه به صحت ماجرا پي ببريد كافيه يه سر به پارك چيتگر بزنيد و از نگهبانها يه سئوالي بكنيد
به آرزو:
پس در حقیقت آقای احمدی نژاد کار شاقی نکرده، چرا که همین حرفایی که توی کوچه و بازار و تاکسی درباره ی هاشمی میزنن رو تکرار کرده تازه اونم نه طبق روال قانونی و با مدرک و دلیل. کاری که اصلاً در سطح یک رئیس جمهور نیست. همونطور که رهبری هم این کار رو نپسندید.
به آهستان و همه:
من نمیدانم چه اصراری هست که همیشه کسی رو که نمیپسندیم به بنی صدر شبیه کنیم و کسی رو که میپسندیم به رجایی!
بنی صدر یکی بود و الآنم همونه که بود.
رجایی هم که خدا رحمتش کنه.
دعوا الآن بین خط امام و ضد انقلاب نیست.
دعوا بین دروغ و دورویی و راستی و حقیقته که به نظرم کسی که با خودش صادق باشد متوجه می شود چه کسی دارد دروغ می گوید و از قانون می گریزد و دیکتاتور مآبانه رفتار می کند و چه کسی سعی دارد مطابق قانون اعتراض کند و حرف منطقی میزند.
“یا ایها الذین امنو التقوا الله و کونو مع الصادقین”
یا علی
با بررسی تعدادی از شعب اخذ رای (7 شعبه) در استان های اردبیل، بوشهر،
قم و لرستان که در سایت وزارت کشور قرار گرفته (در هر عکس لینک مربوط به
همان صفحه در سایت وزارت کشور موجود می باشد)
و رسم نموداری آرای آقای مهندس میر حسین موسوی و احمدی نژاد؛ مشاهده می
شود که همواره نمودار آرای این دو نفر با یک نسبت عکس در صفحه (آیینه ای)
می باشد .
بدان معنی که به طور مثال در هر نقطه از نمودار آقای موسوی، نمودار احمدی
نژاد در آن قسمت درست در قریته نقطه نمودار آقای موسوی در صفحه است .
این امار متعلق به سایت وزارت کشور می باشد.
حال از نظر علمی احتمال چنین پدیده ای در یک شعبه هم تقریبا غیر ممکن است
چه برسد به 7 شعبه ؟
متاسفانه نمیتوانم اینجا عکس هایش را هم بگذارم.هر چند زیاد فرقی نمی کند.شما که نمیخواهید بفهمید…راه ساده ای را انتخاب کرده اید .سر توی برف کردن.واقعا که راه خوبی است!!
اعرف الحق تعرف اهله و اعرف الباطل تعرف اهله./امیرالمؤمنین علیه السلام
توصیه ای که کاش برادران اصلاح طلب آن را عمل می کردند!
چهار ساله کشور دچار خشکسالی شده . میدونی علتش چیه ؟ علتش سقوط اخلاقه . ظهور فردی است که پایبند به هیچ اصل اخلاقی نیست و برای رسیدن به هدف هر وسیله ای را توجیه میکند . من نمیدونم آیا منافعی که از احمدی نژاد بهت میرسه اونقدر هست که ارزش داشته باشه کشورت رو نابود ببینی و شاهد جنگ برادر با برادر باشی ؟ واقعا لقمه بهتری برای زن و بچه بینوات سراغ نداری؟ میبینی کشاورزی ما نابود شده و صنعت ما منهدم و کالاهای بنجال چینی و روسی به بهای فقدان دیپلماسی با جهان بازارهای ما را قبضه کرده ! باز از این فرد حمایت میکنی ؟ این فرد باید چه بلایی بر سر کشور و وحدت ملی بیاورد تا باور کنی هزار بار از بنی صدر بدتر است ؟ تمام دلایل شما به این بر میگردد که خواست مردم محروم ! یادمه یک معلمی داشتیم که هر زمان و به هر بهانه ای کلاس رو تعطیل میکرد . طبیعی بود که اغلب بچه ها کار او را میپسندیدند . ولی بچه های درس خوان (خواص) بسیار معترض بودند . خب این معلم بر خلاف قواعد بازی محبوبیت کسب میکرد . انحلال سازمان مدیریت و یا پخش پول برداشت شده از ذخیره ارزی و … معلومه که محبوبیت وی را در مناطق با فقر فرهنگی بالا بیشتر میکند ولی همین مردم 2 سال دیگه واکنشهاشون دیدن داره !!! اونوقت میگید کاش به حرف خواص و فرهیختگان گوش فرا داده بودیم .
(دشمن دانا بلندت میکند / بر زمینت میزند نادان دوست !
اقای با فضل ودانش تاکنون دوره های تر سالی وخشک سالی را نشنیدهای -. چرا جنگ برادر با برادر قواعد دمکراسی را رعایت کنید ورای 24 میلیونی (در مثال دوران تحصیل خودت بهرای اکثریت اعتراف کرده ای فقط ان را بعلت تفکرت چون برامده از اکثریت عوام بی فرهنگ است را نمیپذیری ) را بپذیرید وبر عیله ان قیام نکنید -در مواقعی که با محاصره اقتصادی عزت وحریت وشرفمان را بخواهند لگد مال کنند ایا باید جهت گذر از این دوره کوتاه فشار ها -ارزشهای خودمان را به چند کالای مرغوب بفروشیم -ازمثالت بسیار تاسف خوردم وتوهینت به اکثریت مردم را در راستای همان تفکر طرفداران موسوی که با انان بحث کردم میبینم
سلام جناب یک دوست
- فرمودید چهار ! ساله که کشور دچار خشکسالی شده!!!! حتما تا قبل از این فراوانی آب بوده در ثانی کسی هم جلوی رودخانه رو نگرفته تا آب نرسه ( باشه شما درست میگید )
- فرمودید سقوط اخلاق و یادتان نیست که در مناظره آقایان موسوی و کروبی چطور کلمات زشت و بی ادبانه در مورد رئیس جمهور حال ایراد شد
- فرمودید برای رسیدن به هدف از هر وسیله ای استفاده میکنند اما یادمان میماند که چه کسانی برای احقاق حقشان !!!! مردم را به خیابان ها شوراندند حتی نماینده هم به نمیفرستادند به شورای نگهبان فقط به هدف گرفتن کرسی ریاست جمهوری ساعت 11 شب قبل از اتمام رای گیری رسما اعلام پیروزی 65 درصدی با کل آرا را داشتند و فردایش را جشن ملی بیان نمیودند
- فرمودید منافعی که از احمدی نژاد (آقای..) به صاحب بلاگ میرسد ارزشش را دارد که جنگ برادر با برادر میکنند ؟ در حالی که همه ما دیدیم قبل از انتخابات چه کسانی سققشان را با تقلب برداشته بودند و توهم دروغ گوییشان جوانان را هیجان زده به خیابان ریخت بماند که ما به شما تهمت جیره خور هاشمی بودن نمیدهیم لکن شما …..
- فرمودید لقمه بهتر برای ….. سراغ نداری ( ادبتان را ستایش میکنم!! )
- فرمودید همه چیز در ایران خراب شده و رو به ویرانی و نابودی و بنجل گرایی است امیدوارم در ایران ساکن باشی و شهرستان ها را ببینی که دارند با سرعتی بیشتر از قبل پیشرفت میکنند و تهران پس از 16 سال پایتخت محوری در حال استراحت است از ماهواره امید و انرژی هستی حرفی نمیزنم چون الان درک نمیکنید الزامشان را اما از چرخه های تولید صنعتی و علمی و فرهنگی و کشاورزی و بها دادن به آنها ( نه خواص ) بی اطلاعید
- فرمودید این فرد دارد چه بلایی سر کشور میآورد ! جالب است که زمانی که انگشت روی هاشمی تبار ها کذاشته شده کشور دارد بلا دیده میشود انگار کشور یعنی هاشمی خور ها
پاسخ بنده در همین جا بس که بگویم میدانیم معنای شما از دموکراسی و جمهوریت روستایی و بی کلاس ها را بر نمیتابد والا خودتان را خاص و از آسمان افتاده نمیدانستید
یا علی مدد
به آقای علی:
کار شاقی نکرده؟!!!
خودت داری میگی تو کوچه و خیابون ، نه اینجوری علنی
خیلی جالبه ، حالا خودت بگو حرفای احمدی نژادو قبول نداری؟ !!!
رهبر باید اینو میگفت، این سیاست مملکت داریشو میرسونه
ولی رفسنجانی و خانوادش حقشون خیلی بدتر از ایناست. دیدین که دخترش این اواخر چه گندی داشت میزد
مافیای نفت تو این 4 سال بدجوری زمین خوردن
نفر اولش هم خونواده رفسنجانی
طرفداری کردن از موسوی نباید چشماتونو روی حقیقت ببنده که از هر راهی دنبال بهونه گرفتن از احمدی نژاد باشین. حداقل منکر حقیقت نشین
به جای طرفداری بیخود و تکرار یک کلمه که حتی معنی و دلیل تکرارش رو هم نمی دانید برید ببینید محص.لی کی بوده و چجوری به وزارت کشور رسیده؟؟!! برید ببینید معماملات نفتی چرا در سپاه انجام شده؟؟!! برید ببینید فامیلای احمدی نژاد چجوری همشون مدیر و نخبه شدن؟؟!!
برید چشماتونو باز کنید که چند سال دیگه یه مافیای قدرت دیگه به نام احمدی مملکتو غارت نکنه!! و یا با این مرام و روش مملکت و به فلاکت نکشونه!!دوره هاشمی به سر اومد.حالا گیرم که مافیا بودو دستش رو شد.دلتونم خنک شد.10 سال دیگه یه عده دیگه دست احمدی رو براتون رو می کنه.اونوقت بشینین بزنین تو سرتون که چرا انقدر گول ظاهرسازی آدمارو خوردین!!
خطاب به رحیم :
اول ادبیاتت رو اصلاح کن و سعی کن وقتی در مقابل یک انسان قرار میگیری متناسب با ادبش به او پاسخ بدی ! بشین و بتمرگ و بفرما یک معنا داره اما کارکردش متفاوته . همه رو به یک چوب نرانیم!
دوم من به کسی اهانت نکردم بلکه از اینکه رییس جمهور از فقر فرهنگی و اقتصادی مناطق حاشیه شهرها سو استفاده کرده ناراحتم! همین الان 4 سال فرصت دارید اگه این زاغه نشین ها رو تبدیل به اماکنی برخوردار کنید نه تنها من بلکه همه نخبگان این مرز و بوم به شما و رایتان و رییس جمهورتان احترام خواهند گذاشت ! (این گوی و این میدان )
به آقای یاقوت :
دوست عزیز من هم خدمت شما سلام عرض میکنم و امیدوارم که خوب و سلامت باشید و اما در جواب شما هم وطن عزیز :
1-باور کنید فضایل اخلاقی در خوشبختی یا تیره بختی انسانها موثر است. اینکه باران درست نمیبارد و یا وقتی میبارد سیل میاید نشانه هایی از عدالت پنهان آفریدگار هستی است . (خوش قلبی و صداقت و نیت پاک در بهره مندی انسانها موثر است . )
2- آنها هم اشتباه کردند ! بد کاری کردند ! تهمت و بهتان بد است . اما بگردیم و سلسله جنبان این پدیده زشت را پیدا کنیم . به هر کس که رسیدیم رسوایش کنیم
3- من خوشحال شدم که احمدی نژاد برنده شد چون اگر نشده بود دستکم موجبات قتل یک ملیون ایرانی ( از دو طرف ) را فراهم میکرد! فتنه از قتل بدتر است . موسوی با توجه به سناریوی پیچیده ای که از دو طرف برایش طراحی شده بود نجیبانه ترین واکنشها را نشان داد. اگه …جای موسوی بود اونوقت میفهمیدید چی به چیه …
4-این قسمت من رک حرف زدم اگه با عرفان آشنا باشی (که هستی )بهترین توصیه رو کردم . من به زن و فرزندان همه احترام میگذارم چون گناه پدر را نمیتوان به پسر یا همسر مرتبط کرد اما این حق بچه های ماست که حلال ترین لقمه را دریافت کنند
5- در مورد پیشرفت شهرستانها ؟ من خودم شهرستانیم . اگه جلوی تهران گرفته بشه به نفع همه است اما این با اقتصاد صدقه ای و بدون برنامه جور در نمیاید . نمونه اش راه آهن بم زاهدان و شیراز اصفهان است . عزیزم این دولت داره همه پروژه ها رو میده به دوستان سپاهیش ! مثل رفسنجانی که میداد به دوستان کارگزارانیش. هر دو فساد است چون سپاه زیر نظر سازمانهای نظارتی مثل دیوان محاسبات نیست و حسابرسی دقیق ازش صورت نمیگیره. من کیش رفتم دیدم هتل ها رو دادن به ناجا! آخه ناجا فلسفش تامین امنیته یا هتل داری؟ یکی منو روشن کنه.
چطور به دانشگاه آزاد و جاسبی گیر میدید اگه واقعا اصولگرا هستین یکبار هم به بنیاد مستضعفان و سپاه هم گیر بدید! اونوقت خواهید دید نخبگان فرهیختگان آزاده فوج فوج به سمت اصولگرایی روانه خواهند شد
مشکل من اینه که تا پیامهام از ویرایش خارج شه حد اقل باید چند ساعت و در برخی مواقع یک روز معطل بمانم ولی بقیه دوستان رجانیوزی این مشکل رو ندارن.به خاطر همین عدالت رجانیوزی که صاحب این وبلاگ داره حق مشخص نمیشه و پاسخهای مستدل ببنده وقتی به سمع و نظر شما میرسه که لطف خودش رو از دست داده و بحث سرد شده
من توو ایران زندگی نمیکنم. همونجایی زندگی میکنم که جوونهای ما از طریقه ماهواره و شنیدن، فکر میکنن بهشته. آمریکا… همیشه به خودم گفتم که من حق دخالت توو رأی مردم ایران ندارم چون اونجا زندگی نمیکنم، ولی عاشقانه ایران رو دوست دارم و اهمیت میدم. برام مهمه وقتی اخبار رو میخونم و در مورده ایران میگن. اینها رو گفتم چون قصد داشتم یه نکتهی رو به عرضتون برسونم. توو آمریکا و یاا بگم توو دنیا احمدی نژاد معروفه به رئیس جمهور گدا. وقتی همکارهام که سپنیش، ترک و یا عرب در موردش صحبت میکنن خیلی احترام میذارن. میگن تنها کسی است که جلویه آمریکا وایساده، میگن الگویه اونها هستند. حالا، خودم به ایشان رأی دادم…به دلا یلهای که دارم.
وقتی مشاجره موسوی و احمدی نژاد نگاه کردم، موسوی باعث شد من یاد اوایل انقلاب برم. جالب اینجا بود که ایشون رو خوب یادم بود. وقتی که اعلام کردند که زنها، دختران باید روسری سرشون کنن و رنگهای سیاه، قهویی و سرمه ی رو به ما زور کرد. پاسدران رو فرستد توو خیابونها که زنها رو بزنن و اگه آرایش کرده بودن، با تیغ به صورتشون بییفتن، ایشون رو توو یو توبه دیدم و یادم افتاد… حالا چه حرف از حق زنان میزنند. اسید پاشیدن توو صورته زنها…؟ حق زنها بود؟
یعنی چی؟ بزن، بکش بد عوض شو؟ جوانها نمیدونن و نبودن اون موقعها، ولی شماهایی که بودید چرا یادتون رفته؟ برایه همین رفتم رأی دادم به احمدی نژاد
شما واقعا زمان بعد انقلاب رو یادته؟؟ یادته که چه جوی بود؟یادته تند روهای مذهبی چه حس و حالی داشتن؟؟ می فهمی که الان 30 سال گذشته؟؟ گیرم به قول توموسوی تو اون زمان این کار رو کرده.اما الان بعد 30 سال با این مسیله به شدت مخالفه.اما احمدی نژاد چی؟؟ بعد 30 سال که از انقلاب گذشته توی قرن 21 میشه یکی معنی گشت ارشاد رو توضیح بده؟؟ بهتره بدونی احمدی طرفدارهمون تندروهای مذهبی بود که در زمان بعد از انقلاب مو و کروات مردم رو می چیدن…شما واقعا آمریکا زندگی می کنی؟؟!!!
توی ونکوور کانادا یه محل هست که کلا ویلاهای آنچنانی خانواده ی هاشمی رفسنجانی توش هست.شده محله ی هاشمی رفسنجانی!!
به هر کی بگی میخوام برم محله هاشمی رفسنجانی نشونت میده!!
یعنی ما در برابر هاشمی رفسنجانی یه بچه رعیتیم اونا همیشه از بالا به ما نگاه میکردن.خ.د هاشمی رفسنجانی یه میز میذذاشت جلوش که همه بیان بهش تعظیم کنن.
خب این پادشاهی نیست؟
اینا الان از شاه هم بیشتر پول دارن.مردم کسی رو میخوان که دردشونو بفهمه نه اینکه زیر باد کولر بشینه آناناسو نارگیل بخوره و اسم دولتشم بذاره دولت سازندگی!!!
متن جالبي بود
ياعلي
خدمت تمامي دوستاني كه طرفدار گاگولي به نام محمود هستند عرض كنم اگر آقاي هاشمي زير باد كولر ميشينه پول داره قبل از انقلاب هم داشته در ثاني با سياستهاي احمقانش قشر ضعيف جامعه را زير فشار نزاشته اين آقاي احمدي نژاد شما هم پدر پولدارا در آورده هم بي پولا شما هم كه منتقد آقاي هاشمي هستيد بريد ببينيد كجاي زندگيتون كم كاري كرديد كه اينطوري عقدهاي شديد.
شما واقعا زمان بعد انقلاب رو یادته؟؟ یادته که چه جوی بود؟یادته تند روهای مذهبی چه حس و حالی داشتن؟؟ می فهمی که الان 30 سال گذشته؟؟ گیرم به قول توموسوی تو اون زمان این کار رو کرده.اما الان بعد 30 سال با این مسیله به شدت مخالفه.اما احمدی نژاد چی؟؟ بعد 30 سال که از انقلاب گذشته توی قرن 21 میشه یکی معنی گشت ارشاد رو توضیح بده؟؟ بهتره بدونی احمدی طرفدارهمون تندروهای مذهبی بود که در زمان بعد از انقلاب مو و کروات مردم رو می چیدن…شما واقعا آمریکا زندگی می کنی؟؟!!
_________________________________________________
جالبه کارهای دولت های قبلی رو هم به پای دکتر مینویسد مگه هر کی ریش داره و مومن هست تندرو هست تندرو امثال موسوی و کروبی و رفسنجانی و رضایی و … هستند که اعتقاد به هیچ چیز ندارند و تنها مسائل شخصیشون براشون مهمه وبرای رسیدن به هدفشون هر کاری میکنند کسانی مثل دکتر اینقدر با شعور و مهربان هستند که خوی وحشی گری نداشته باشند و تا حقشون ضایع نشه جلوی کسی نمی ایستند شما که خودت تندرو هستی چون بدون اساس دکتر رو محکوم میکنی حالا خوبه زمان دکتر عزیز این گشت جمع شد مگرنه که هیچی شما زمان موسوی و رفسنجانی رو ببین که اون کمیته ها (جند الله , ثارالله و …) چه سرپوشی بر کارهای دزد هایی بود که حق انجام هر کاری داشتند و از هیچی به جایی رسیدند که حالا دم از آزادی جنسی و … میزنند شما هم ازشون طرفداری میکنید ولی ما میگیم اگه اینطوره اول باید به خاطر جنایاتی که با عناوین همین درخواست های جدیدتون که قبلا حکمش مرگ بود مجازات بشید بعد هر غلطی خواستید انجام بدید.
پس در حقیقت آقای احمدی نژاد کار شاقی نکرده، چرا که همین حرفایی که توی کوچه و بازار و تاکسی درباره ی هاشمی میزنن رو تکرار کرده تازه اونم نه طبق روال قانونی و با مدرک و دلیل. کاری که اصلاً در سطح یک رئیس جمهور نیست. همونطور که رهبری هم این کار رو نپسندید.
______________________________________________
این حرف ها که مردم تو کوچه و بازار میزنند چیزهایی هست که دیدند و مطمئنا خبر از نا دیده ها ندارند مردم میکن اکبر شاه یا اکبر دزده این صفات الکی نیست و مردم این موضوع رو با چشماشون دیدند بد تر از دزدی و چپاول منابع طبیعی رعایت نکردن قانون وتبعیضه که دیکتاتور اصلی رفسنجانی هست که با پول ملت سر ملت رو خام میکنه و قضیه فقر و حکومت بر فقیراست و با کار های دکتر این حکومت به پایان میرسه و توقع مردم از یک ریس جمهور عوض میشه همین طور که شده و شما پر توقع و نکته سنج شدید در صورتی که قبلا خروار خروار هم میرفت و نمیامد کسی صداش در نمیامد و خبری از مناظره نبود و خفقان حاکم بود حالا که وضعیت عوض شده می تونید اضهار نظر کنید شرایط روشن تر میشه .
دکتر تنها گفت پسران ناطق و رفسنجانی چه غلطی میکنند مگه نمی بینی آقای موسوی عزیز که تا الان خواب بودی و مشکلی ندیدی.
بنام خدا
جناب سروش
شما آرزوي نابودي جمهوري اسلامي را به گورخواهيد برد. خون شهدا مانع كار شماست
ناله جانبازان شيميايي و آه مظلومان سردشت و حلبچه و دل شكسته مادران فرزند فدا كرده و اراده ميليونها انسان عاشق سالار شهيدان، مخالفان جمهوري اسلامي را نشانه رفته است. امن يجيب المضطر اذا دعا و يكشف السّوء
شما در دوران دفاع مقدس كه هشت سال طول كشيد ، جبهه كه نرفتيد، هيچ، جبهه رفتن، پيشكش! حتي يك سخن در تأييد فداكاري مردم نگفتيد.
شاگردان شما نيز پيرو شما بودند. در محفل كيان شما چند نفر بودند كه در اين دوران فداكاري كردند؟! اگر لباس مقدس سپاه را نيز بر تن كرده بودند، يكبار براي فداكاري اقدام نكردند. شاگرد و همفكر شما جناب محسن كديور به بهانه نبوغ بي مثال و بي مانندش حيف ديد به جبهه برود و نشست خواند و خواند و خواند و شد يك عالم باسواد اما بي احساس و بي تعقل و دور از واقعيات و در خدمت نيات شوم جهانخواران و اينك نيز در سايه آنان چون جنابعالي دارد زيست ميكند.
آقاي گنجي، طشت رسوائيش از آسمان هفتم به زير افتاده و رسواي عام و خاص است.
آقاي سازگارا پادو بي حيثيت شبكه صداي آمريكا شده است.
آقاي مخملباف، افتضاحش اظهر من الشمس گرديده.
و اگر از بقيه شاگردان و تربيت شدگان افكار جنابعالي سخن بگويم، مثنوي هفتاد من كاغذ شود
جنابعالي زير پوشش يك اصطلاح بي پايه، يعني«استبداد ديني»، كه آنگونه كه در منبع اصلي( كتاب مرحوم نائيني) هست و مقصود نويسنده دانشمند آن از اين اصطلاح علماي درباري ميباشند، آمده اي مردم مسلمان را رنگ مي فرمائي؟!
جنابعالي فرموده اي كه جشن زوال استبداد ديني را خواهي گرفت. اما خود ميداني كه در نظام جمهوري اسلامي، استبدادي در ميان نيست. بلكه مشكل چيز ديگري است. مشكل اين است كه جنابعالي و دوستانت در مقابل حق نمي خواهيد سر فرود آوريد.
همان قضيه اي كه در تاريخ بوده است.
پيامبران نيز با معاندان همين مشكل را داشتند.
يك مژده به شما بدهم!
ما مستضعفين به زودي جشن خواهيم گرفت!
جشن زوال نفاق
جشن زوال اسرائيل
جشن زوال آنان كه به خاورميانه آمده اند براي پياده كردن دموكراسي و تا حال چند صد هزار مسلمان را به خاك و خون كشيده اند و جنابعالي سر سوزني عكس العمل نشان نداده ايد.
يك بار يك نامه، بر عليه آنان صادر نفرموده ايد.
يك بار يك نامه و يك اطلاعيه بر عليه ظلم آشكار آنان ننوشته ايد.
يك بار در يك راهپيمايي بر عليه آنان شركت نكرده ايد.
يك بار وجدان مباركتان بر عليه كشتار زنان و مردان و كودكان و مظلومان مسلمان فرياد نزده است.
حيف نام انسان كه به جنابعالي بدهند و شاگردان نامحترم شما كه اين روز ها همگي فراري فرنگ هستيد و زير سايه جنايتكاران بينالملل و جهانخواران نفت آشام زندگي ميفرماييد و بر عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي نامه مينويسيد و اطلاعيه صادر ميفرماييد و داد و بيداد و قال و قيل به راه مي اندازيد و نظام مردمي ما را متهم به استبداد ميفرماييد.
يك بار در زندگيتان بر عليه حق وتو اربابان قدرت و استبداد جهاني سخن نگفته ايد.
هزار تئوري در تأييد جامعه باز و جامعه ايده آلتان كه همان جامعه آمريكاست صادر فرموده ايد، اما دريغ از يك بار فرياد و همراهي با مستضعفين مسلمان و مستضعفين جهان و همراهي با مردم مظلوم فلسطين بخصوص مردم در محاصرة غزه!
فرموده ايد كه آماده جشن زوال استبداد ديني شده ايد.
اولا: حيف از انتظار حق جويي از وجدان خفته شما. شما كه ما را با فريبكاري و شارلاتان بازي به استبداد متهم ميكنيد. همان اتهامي كه حضرت مولا را بدان متهم مينمودند!
ثانيا: شتر در خواب بيند پنبه دانه. گهي لف لف خورد گه دانه دانه
دوستان شما كه فعلا در حال آماده شدن براي چادر سر كردن و آرايش زنانه كردن و فرار به همان جايي كه جنابعالي پناهنده شده ايد هستند. جشن پيشكشتان!
مكتب شما، كه همان مكتب دنيا خواهي و دنيا پرستي وخود محوري و خود خواهي است، البته با لعابي از شعر و حديث و تفسير من در آوردي، در حال زوال است.
منتظر باشيد.
شما و جامعه باز ايده آل استادتان پوپر، مثل جامعه ضد دين و كمونيستي بسته شوروي در حال فروپاشي است و ما مسلمانان مظلوم جشن زوال آن را خواهيم گرفت و بر ويرانه هاي آن به شادي خواهيم پرداخت، ولو كره المشركون.