دوست عزيزم علي اشرف فتحي، در جديدترين مطلب وبلاگ خود (تورجان) به مساله جالبي اشاره كرده كه البته تناقضات جالبي هم دارد. وي پس از چند روز سكوت در قبال حوادث اخير و رفتار جنجالی كانديداي مورد نظر خود، به يكباره كشف جديدي كرده و شبههاي را مطرح كرده كه قابل تامل است. تورجان با اشاره به مناظره احمدينژاد و موسوي و با توجه به تبرئه هاشمي رفسنجاني و ناطق نوري توسط مقام معظم رهبري، نتيجه گرفته است پس آراي مردمي كه بخاطر مناظره احمدينژاد به او راي داده بودند، شبههناك است و بايد پس گرفته شود!
تورجان در اين خصوص نوشته است:«قابل انکار نیست که بخش وسیعی از رأی دهندگان به احمدی نژاد انتظار داشتهاند که با انتخاب او، طومار مافیایی به نام “خاندان هاشمی و ناطق” برچیده شود. آنها روی این مبنا به احمدینژاد رأی دادهاند و اکنون که مشخص شده چنین مسألهای یا وجود خارجی ندارد و یا قرار نیست با آن برخوردی شود، آیا این حق هم برای رأی دهندگان محفوظ است که رأی خود به احمدی نژاد را پس بگیرند؟»
البته آقاي ميرحسين موسوي هم كه اين روزها دائما از تقلب در انتخابات سخن ميگويد، يكي از دلایل تقلب را فريب خوردن مردم در مناظرهها اعلام ميكند! به عبارت ديگر آقاي ميرحسين موسوي و تورجان عزيز خيلي محترمانه دارند ميگويند كه مردم عوام بودند و نفهميدند كه چه كلاهي بر سرشان رفته است!
اما چند نكته درباره اين مطلب تورجان و ادعاي ايشان:
اولا خوشحاليم كه بالاخره مساله از ادعاي تقلب در انتخابات، به تخلف انتخاباتي و تبليغاتي تبديل شده است. به هرحال ميان تقلب تا تخلف تفاوت از زمين تا آسمان است!
ثانيا طبق همان لينكي كه تورجان عزيز براي اثبات ادعاي خود در مطلبش آورده، تنها 12 درصد از رای دهندگان بعد از ديدن مناظره به جمع حاميان احمدينژاد اضافه شدند و بيش از 50 درصد، از چند ماه پيش تصميم خود را براي راي دادن به احمدينژاد گرفته بودند. انصافا نديدن آن 50 درصد زيركي خاصي ميخواهد!
ثالثا فرض كنيم احمدينژاد در مناظرهها قصد داشت با اشاره به هاشمي رفسنجاني، آراي مردم را به خودش جلب كند، حالا چرا ما از مردم طلبكار هستيم و به آنها توهين ميكنيم كه فريب خوردهاند؟ به هر حال چه درست چه غلط مردم به حرفهاي احمدينژاد اطمينان كردند و او را انتخاب كردند، چرا اصرار داريم كه آراي مردم را نبينيم و به انتخاب آنها احترام نگذاريم؟
ضمنا چرا مردم فريب حرفهاي ديگران را نخوردند؟ چرا شعار آزادي و تغيير و برابري و حقوق زنان و حقوق بشر و وعده 70 هزار تومان كروبي را باور نكردند؟ چرا شعار قانونگرايي و دولت فرهنگي ميرحسين موسوي را قبول نكردند؟ چرا ميليونهاي سيدي تهيه شده توسط ستاد موسوي را باور نكردند؟ مگر اين موسوي نبود كه در تلويزيون به صراحت گفت احمدينژاد دروغگو است، پس چرا مردم حرف او را قبول نكردند؟ چرا مردم به جايي رسيدهاند كه چنين ادعاهايي را درباره هاشمي رفسنجاني باور ميكنند؟ مگر همين مردم خودشان سالها هاشمي رفسنجاني و دوران رياستش را نديدند؟ پس چرا در كوچه و خيابان و شهر و روستا، نظر مردم درباره خاندان هاشمي چندان خوشايند نيست؟ اصلا چرا در دور قبلي به هاشمي راي ندادند؟ فراموش نکنیم که هنوز هم خيليها ادعا ميكنند مردم از لج هاشمي رفسنجاني به احمدينژاد راي داده بودند!
سوال دیگر من از تورجان اينست كه چطور به اين نتيجه رسيده كه قرار نيست با تخلف افراد برخورد شود؟ آيا رهبر انقلاب در خطبههاي نماز جمعه تهران چنين حرفي را زده است؟ اگر يكبار ديگر با دقت سخنان رهبري را بخوانيم متوجه ميشويم كه ايشان از نام بردن افراد بدون اثبات جرم گله كردند، اما هرگز راه را براي بررسي و برخورد با مجرمان نبستهاند. اين عين كلام رهبر انقلاب:«البته اين آقايان را كسى متهم به فساد مالى نكرده؛ حالا در مورد بستگان و كسان، هر كس هر ادعائى دارد، بايستى در مجارى قانونى خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نميشود اينها را رسانهاى كرد. اگر چيزى اثبات بشود، فرقى بين آحاد جامعه نيست.»
تورجان همچنين ادعا كرده است:«آنها (مردم) اکنون مغبون این معاملهاند و پی بردهاند که قرار نبوده با هاشمی و ناطق برخوردی شود. بلکه فقط قرار بوده احساسات آنها را تحریک کنند تا رأی یک نامزد افزایش یابد!» من نميدانم تورجان چطور از تكتك راي دهندگان به احمدينژاد آمار گرفته كه آيا اكنون آنها احساس رضايت ميكنند يا نه؟ همچنين معلوم نيست تورجان چطور به اين نتيجه رسيده است كه هدف از مناظره فقط سواستفاده از احساسات مردم بوده؟ به هرحال كسي نميتواند منكر اختلافات هاشمي رفسنجاني و احمدينژاد شود. اين اختلاف به قدري شديد است كه خود هاشمي هم در نامه سرگشاده خود به رهبري به صراحت اعتراف كرده مخالف ادامه كار اين دولت است. پس چطور ميتوان ادعا كرد كه احمدينژاد فقط بخاطر تحريك احساسات مردم، اسم هاشمي را آورده است؟
مساله بعدي اينكه تورجان، تنها مقصر مناظرههاي انتخاباتي را احمدينژاد دانسته. جالب اينجاست كه او حتي وقتي به خطبههاي نماز جمعه هم اشاره ميكند بخش مورد نظر خود را مورد استناد قرار ميدهد. در حالي كه ايرادهاي مقام معظم رهبري متوجه دو طرف مناظرهها بود:«متأسفانه برخی مواقع مناظره ها حالت تخریبی پیدا میکرد و به سیاه نمایی افراطی خدمات دولت فعلی و در مقابل، سیاه نمایی عملکرد دولتهای قبلی کشیده میشد و در میان طرفداران نامزدها التهاب و نگرانی ایجاد میکرد. يك طرف به رئيس جمهور قانوني كشور، صريحترين و خجالت آورترين اهانتها و تهمتها را بيان ميكرد و با پخش كارنامههاي جعلي براي دولت، رئيس جمهور متكي به آراي مردم را دروغگو، خرافاتي و رمال ميناميد و اخلاق و قانون و انصاف را زير پا ميگذاشت و طرف ديگر هم، با اقداماتي مشابه، كارنامه درخشان 30 ساله انقلاب را كمرنگ جلوه ميداد و شخصيتهايي كه عمرشان را در راه نظام صرف كردهاند زير سؤال ميبرد و اتهاماتي را كه در مراجع قانوني اثبات نشده است بيان ميكرد.»
تورجان در ادامه مطلب خود نوشته است:«صلاحیت فردی احمدینژاد نیز با چالش مهم دینی و اخلاقی رو به روست و او با تهمت زدن به چند انسان توانسته وزنه خود را سنگینتر کند. متولیان فرهنگی و دینی جامعه باید متوجه باشند که اگر این دو شبهه جدی شرعی و اخلاقی را حل نکنند، پیامدهای سنگینتری را متوجه خود و کشور خواهند کرد.»
فكر نميكنم در مرام و مسلك و مذهب آقاي تورجان، عيب ديگران را ديدن و عيوب خود را پنهان كردن امري پسنديده باشد. اگر صلاحيت احمدينژاد بخاطر مناظره، با چالش ديني و اخلاقي رو به رو باشد، پس درباره صلاحيت نامزد مورد احترام تورجان چه بايد گفت؟ آيا تورجان فراموش كرده است كه آقاي موسوي در مناظرههاي تلويزيوني و در بيشتر سفرها و سخنرانيهاي انتخاباتي خود، بجاي ارائه برنامه، دائما مردم را از خطر احمدينژاد ميترساند؟
تمام سعي و تلاش ميرحسين اين بود كه احمدينژاد را فردی دروغگو، منافق، قانونگريز، رمال، خرافي و عامل تمام بدبختيهاي ايران نشان دهد. ميرحسين موسوي حتي از برنامههاي زنده تلويزيوني هم نهايت استفاده را كرد و به دوربين خيره شد و در برابر چشمان ميليونها ايراني، به صراحت احمدينژاد را دروغگو و منافق لقب داد. ميرحسين موسوي با حمايت همه جانبه هاشمي رفسنجاني و خاتمي و … جنگ تبليغاتي سنگيني را عليه احمدينژاد براه انداخت و بدترین اهانتها را به احمدینژاد کرد. چطور آقاي تورجان به اندازه سر سوزنی براي مردم ايران فهم و شعور قائل نميشود؟ مردمي كه همه اين تخريبها و اهانتها را با چشمان خود ديدند و راه ديگري انتخاب كردند؟
بنابراين بهتر است بزرگان و متوليان مورد نظر آقاي تورجان، بجاي بررسي اشكالات شرعي و صلاحيت اخلاقي احمدينژاد، اشكالات شرعي رفتار و كردار آقاي هاشمي رفسنجاني و ميرحسين موسوي و ديگران را بررسي كنند كه در اين اوضاع و احوال چگونه مملكت را با خودخواهي و زيادهخواهي خود دچار بحران كردهاند؟ همچنين متوليان فرهنگي و ديني بهتر است گاهي از حجرهها و يا احتمالا از كاخهاي خود بیرون بیایند و كمي هم با مردم عادي جامعه حشر و نشر داشته باشند و بياعتمادي مردم را نسبت به خاندان هاشمي از زبان خودشان بشنوند و فکری به حال این بیاعتمادی بکنند!
اگر مردم از پشت پرده حوادث بيخبر هستند، قطعا تورجان عزيز بخوبي از نقش هاشمي رفسنجاني و فرزندان او در حوادث اخير آگاه است. همچنين وي بخوبي ميداند كه جناب ميرحسين موسوي در توجيه رفتار جديد خود به دوستانش گفته است:«انقلاب خون ميخواهد!» پس آيا چنين كسي كه حاضر است براي پيشبرد اهداف و رسيدن به مقاصدش، خون آدمهاي بيگناه را بريزد، صلاحيت شرعي و اخلاقي دارد؟
اما جالبترين بخش مطلب تورجان، پايان نوشته ايشان است:«اگر انقلاب اسلامی را مرادف با نام امام خمینی بدانیم، بدون تردید جمهوری اسلامی مرادف با نام هاشمی رفسنجانی است و نادیده گرفتن این امر، قطعاً به سود نظام نیست!»
اين حرف را از هر كسي جز تورجان ميشنيدم مشكلي نداشت، اما از او واقعا بعيد است كه نظام را مساوي با افراد بداند! کسی منکر نقش آقای هاشمی در انقلاب و جمهوری اسلامی نیست، اما هاشمی را همه کاره نظام دانستن طبق هیچ معیاری قابل قبول نیست. حتی در گفتار و كردار و رفتار امام خمینی هم هرگز چنین ادعایی دیده و شنیده نشد و آن بزرگوار همواره مردم را ولی نعمتان انقلاب و همه کاره آن میدانست. اتفاقا همه حرف ما اينست كه انقلاب و نظام را مترادف با افراد ندانيم. چرا كه نتيجهاش ميشود همين وضعيتي كه امروز داريم ميبينيم، اينكه انتقاد از افراد مساوي ميشود با زير سوال رفتن اصل نظام و انقلاب و روحانيت!
لينك هاي مرتبط:
اختلاف نظر با آقاي هاشمي در كجاست؟
دانلود سخنان وقيحانه فائزه هاشمي درباره رهبر انقلاب!
کلکسیون توهینهای مدعیان اخلاق به منتخب مردم: دولت دیکتاتور، فرعونی، طاغوت، تروریست، متحجر، نکبت، قرون وسطایی، عصر قجری، دروغگو، رمّال، عبوس، هتاک و …

اصولا” از منظر آقایان اصلاحاتچی ؛ شخص و یا اشخاصی دارای صلاحیت حضور در راس هرم قدرت هستند که با آنها همراه و هم مسلک باشند و در غیر اینصورت همگی دگم و امل و ستیزه جو و مرتجع و مستبد و … هستند. این جماعت رندانه و مزورانه ؛ بحث و اجتماع را دچار پارادوکس های دلخواه خود می کنند و از آب گلالوده ی بستر ؛ ماهی صید می کنند . روزگاری قایل به عصمت هاشمی و اطرافیانش بودندو مخالف او را محارب با خدا و دشمن پیامبر می دانستند و نخبگان سیاسی این گروه در صدد برآمدند تا ریاست جمهوری را به نفع هاشمی مادام العمر کنند ( طرح مهاجرانی و عبدا… نوری و…)
زمانی که نارضایتی عمومی را از هاشمی دیدند ؛ خاتمی را با شعار اصلاحات ساختاری در امور سیاسی و فرهنگی و ایجاد جامعه باز و آزادی بیان و شفاف سازی اطلاعت و در مقابل هاشمی به صحنه آوردند و حتی ناطق نوری را با چوب دنباله روی راه هاشمی راندند.
خاتمی که بر سر کار آمد ؛ چون طعم رای آوردن با ناسزا به هاشمی را دوستان اصلاحت زیر دندان حس کرده بودند؛ تمامی امکانات را در حمله به او آغاز نمودند( گله گذاری یاران هاشمی از مشارکتیها و سازمان مجاهدین بابت توهینهای بی سابقه و عجیب به هاشمی ) و از عالجناب سرخپوش و خاکستری تا افتضاح انتخابات مجلس ششم و تقلبهای آشکار تاج زاده و تهدید هاشمی به نپذیرفتن صلاحیتش از سوی جمع کثیری از نمایندگان ؛ در صورت راه یابی او به مجلس ششم و انصراف هاشمی از حضور در مجلس !! و انداختن قتلهای زنجیره ای به گردن هاشمی و وزیر وقت اطلاعات او و … خلاصه در زمان خاتمی ؛ دار و دسته ی او هرچه دلشان خواست بار هاشمی و دوران سازندگیش کردند. سدهای سوراخ و پروژه های ناتمام افتتاح شده و دادگاه میکونوس و اختناق سیاسی و فرهنگی وچپاول بیت المال و.. همگی را به خاطر داریم .
تا رسید به انتخابات دور نهم ریاست جمهور و مخصوصا” دور دوم آن که دوستان اصلاحات از معین و کروبی مایوس شدندو دوباره نجات خود را در حضور هاشمی دیدندو او هم باز شد منجی !!
و دوباره همان سیکل بسته ی نخبگان نظام که مخالف هاشمی دشمن امام و انقلاب و پیامبر و خدا و… است .
کل این ماجرا هم این است که این آقایان ( هاشمی و موسوی و خاتمی و ..) با هم مشکل اساسی ندارندو سر در یک سفره برده اند و شاید قبلا” سر یکه تازی میدان چند دعوای زرگری هم باهم کرده باشند؛ لذا حالا که مدعی تازه و شر و شور پیدا شده و آقایان هم تاحدی زه وار در رفته ؛ بهتر دیده اند که حتی آن دعواهای مصلحتی را هم کنار بگذارند و با بیرون کردن رقیب تازه ؛ همگی با هم از این خوان گسترده بهره مند شوند.
حضرت آقا هم اگر آن مسایل را در نماز جمعه مطرح نمود ند ؛ عین سیاست بود تا آولا” شر را بخواباند و و دوما” از فرو رفتن هاشمی به عنوان یکی از ارکان انقلاب در باطلاق حماقت و جسارت فرزندانش جلوگیری شود . لذا همانطور که رهبر؛ تنها در مورد خود هاشمی سخن راند ؛ کیست که نداند خباثت فرزندان و شمشیری که این اولاد ناخلف از رو برای اسلام و انقلاب و مملکت بسته اند. و پدرشان هم صدایش در نمی آید.
خلاصه ِ کلام اگر توهین به هاشمی حکومت و اشخاص را شرعا” مشکل دار می کند ؛ کل 8 سال اصلاحات و اکثر یاران خاتمی ؛ شرعا” و عرفا” و …. غیر قانونی و مجرم و … هستند ( شک دارید از اکبر گنجی ؛ مومنی ؛ تاج زاده ؛ شمس الواعضین ؛ فاطمه ی حقیقت جو و خصوصا” حضرت خاتمی بپرسید …)
آخرش تو سرت رو به باد میدی
راضی باش این صوت حضرت فائزه رو دزدیم ازت
از کجا گیرش آوردی؟
دوست عزیز! من گفته ام که بحش وسیعی از رأی دهندگان به خاطر جبهه گیری احمدی نژاد در برابر هاشمی و ناطق به او رأی داده اند. آیا منکر این هستید؟ ضمناً به یاد داشته باشید احمدی نژاد در سخنرانی سال گذشته اش در زنجان هم اتهامات سنگین مالی به هاشمی وارد کرد. مردم هم همین را فهمیده اند که احمدی نژاد هاشمی را مفسد اقتصادی می داند. رهبری هم تأکید کرد که طرح اتهام درباره فرزندان هاشمی و ناطق درست نبود. ایشان گفتند:
«در مورد بستگان و كسان، هر كس هر ادعائى دارد، بايستى در مجارى قانونى خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نميشود اينها را رسانهاى كرد. اگر چيزى اثبات بشود، فرقى بين آحاد جامعه نيست؛ اما اثبات نشده، نميشود اينها را مطرح كرد و قاطعاً ادعا كرد. وقتى اينجور حرفها مطرح ميشود، تلقىهاى نادرست در جامعه به وجود مىآيد، جوانها چيز ديگرى خيال ميكنند، چيز ديگرى ميفهمند.»
آیا با این سخنان رهبری باز هم می شود توجیه کرد؟
اینها رو از وبلاگ خود آقای فتحی برداشتم قسمت کامنت ها. در جواب یکی مثل جنابعالی گفته بود البته موجوداتی مثل شما دنبال جواب گرفتن نیستند و فقط می خواهند مخالفت کنند.
جنابعالی هم لطف کن صحبت های رهبری رو کامل بنویس نه هر جاییشو که دلت خواست!!
سلام. رطب خورده منع رطب كي كند! شما چرا از سخنان رهبري گزينش كرديد چرا همه سخنان رهبري را نمي خوانيد. من هم مي توانم اين بخش از سخنان رهبري را به شما بگويم
“يك طرف به رئيس جمهور قانوني كشور، صريحترين و خجالت آورترين اهانتها و تهمتها را بيان مي كرد و با پخش كارنامه هاي جعلي براي دولت، رئيس جمهور متكي به آراي مردم را دروغگو، خرافاتي و رمال مي ناميد و اخلاق و قانون و انصاف را زير پا مي گذاشت”
و البته
“طرف ديگر هم، با اقداماتي مشابه، كارنامه درخشان 30 ساله انقلاب را كمرنگ جلوه مي داد و شخصيتهايي كه عمرشان را در راه نظام صرف كرده اند زير سؤال مي برد و اتهاماتي را كه در مراجع قانوني اثبات نشده است بيان مي كرد.”
اما مشكل اينجاست كه شما قسمت اول سخنان رهبر را اصلا نمي بينيد و يا نمي شنويد كساني هم برعكس. همه به دنبال منافع خودشان هستند و به دنبال اثبات كانديداي مورد نظرشان. من نمي گويم احمدي نژاد كار خوبي كرد و موسوي كار بدي كرد. نه هر دو كارشان اشتباه بود ولي شما بد نيست برويد آرشيو رونامه هاي طرفدار موسوي در چهار ماه پيش به اين طرف را نگاه كنيد و ببينيد خاندان هاشمي و خاتمي و ناطق با احمدي نژاد چه كردند!
شما چرا سخنان رهبر را گزينشي قبول داريد چرا همه را قبول نمي كنيد اصلا تا چه حد ولايت فقيه را قبول داريد؟ تا جايي كه فقط سخنان نماز جمعه اش در حمايت از هاشمي را دست بگيريد و بر سر احمدي نژاد و طرفدارانش بكوبيد يا نه برعكسش هم هست سخنان رهبري را در حمايت از احمدي نژاد قبول داريد و بر ديده منت مي گذاريد؟
“حضرت آيت الله خامنه اي در عين حال به اختلاف نظر طبيعي خود با آقاي هاشمي رفسنجاني در موارد متعدد اشاره كردند و افزودند: اين اختلاف نظر طبيعي است و مردم نبايد دچار توهم شوند و به گونه اي ديگر فكر كنند.
ايشان افزودند: ميان آقاي هاشمي و رئيس جمهور نيز از سال 84 اختلاف نظرهاي متعددي درباره مسائل خارجي، نحوه اجراي عدالت اجتماعي و برخي مسائل فرهنگي وجود دارد كه البته نظر رئيس جمهور به نظر بنده نزديكتر است.”
گرچه شما اشاره كرديد كه اين سخنان را از وبلاگ ديگري برداشتيد ولي شما و دوستانتان حد مقبوليت ولايت فقيه در نزد خود را مشخص كنيد.
لطفا يك بار ديگر سخنان رهبري را در نماز جمعه كامل و بدون طرفداري و يك جانبه نگري بخوانيد.
در ضمن رهبري طرح اتهام را نادرست دانست نه اينكه فرزندان هاشمي را تبرئه كند و بگويد حرفهاي احمدي نژاد در مورد آنها نادرست بوده. فقط بيان اتهام در رسانه مشكل داشت كه خود شما هم شاهد بوديد بعد از مناظره اول و تذكر رهبر به رئيس جمهور در مناظره هاي بعد اين تكرار نشد. اما موسوي و كروبي و رضايي تا آخرين لحظه به احمدي نژاد اهانت كردند و بعضي الان هم اهانت مي كنند.
http://leader.ir/langs/fa/index.php?p=contentShow&id=5613
از این مطلب می تونیم نتیجه بگیریم چون آقای موسوی با نسبت دروغ دادن به اقای احمدی نژاد که توانست 13 میلیون رای کسب کنه باید پس گرفته بشه چون هرگز موسوی نمی تونه دروغ هایی که به دولت نسبت داده را رو اثبات کنه هر چند که ما می بینیم اون نسبت ها کلا دروغ بوده و خود اقای موسوی نیز دروغ گو تشریف دارن که این دروغ ها رو به رئیس جمهور نسبت دادن
اما چند کلامی با میر حسین موسوی !
شاید اولی بار که نام تو در کنار صدا و تصویر زنده ات در مخیله ام نشست ؛ کودکی بودم که سن و سالم به دشواری به دو رقم میرسید و تو سخنران پیش از خطبه ی نماز جمعه بودی و من پر از شور و شیطنت و بچگی دست در دست پدرم از ازدحام و شلوغی درب دانشگاه و تفتیش بدنی حراست گذشته و مبهوت جمعیت نمازگزار و حساس به طنین صدای آرام سخنران آن روز و چون همیشه پر از سوال که این کیست و چه کاره است و این خوبتر است ؛ یا آن ؟ و الخ … و پدر ؛ چون مواقع دیگر که این فلان ابن فلان و و اینکاره و اینها همه فعلا” خوبند و یار امام ؛ که تا بعدها چه خواهد شد !! ( که او بسیار دیده بود یاران نیمه راه را !!! )
شاید کمی بیشتر می فهمیدم ؛ زمانی که ماجرای استعفا و اختلاف نظرهایت با دیگر یاران امام پیش آمد. و چقدر سوال برانگیز بود برچیده شدن بساط نخست وزیری بعد از تو و در زمان حیات امام راحل (ره ) !!!
هنوز بیستمین سال زندگیم را درک نکرده بودم که قبل از انتخابات دور دوم ریاست جمهوری هاشمی زمانی که از پدر ؛ جویای حضور تو شدم در انتخابات ؛ شانه ای بالا انداخت که نمی دانم ولی او فعلا” نمی آید و آرام تر نجوا نمود که او اصلا ” اینکاره نیست . اصلا” لحن آنروز پدر بر دلم ننشست که من لبریز از شور انقلاب بودم و مبارزه و برچیدن بساط امپریالسم و کمک به مستضعفین و مظلومین ؛ از فلسطین تا بوسنی و …
و دیگر پدر برایم یک اسطوره نبود که او را چون جریان حاکم آن روزگار محافظه کار می دانستم و خسته از عمری مبارزه ! آنزمان رایم را سبد رقیب هاشمی رفت تا آغاز مبارزه ام را با مصلحت اندیشی کسل کننده ی آن دوران اعلام نمایم . هرچند که پدر هم به هاشمی رای نداد!!
واما تورا رصد می کردم تا بهار 76 که باز نیامدی و من پر شور و شر و خسته از تکبر روسا و سردمداران و نخوت و غرور و خودبزرگ بینی نخبگان ؛ خود را غرق در دنیای تغییر و اصلاحات و مبارزه نمودم و شدم خاتمی چی !! و نیروی این انتخاب بزرگ چنان عظم مرا راسخ نمود که پس از سالها دوری از درس و کتاب ؛ وسوسه دانشگاه و فضای انرژیک و دنیای پر تلاطم آن من را تا غلبه بر غول کنکور و حضور در دانشگاه دولتی پیش برد . اما کاش هیچگاه به اردوگاه اصلاحات پای نمی گذاشتم که هر قدم من به جلو ؛ ترکی بود بر دیوار ایده ال ها و باورهایم. هر چه جلوتر رفتم و نزدیکتر شدم ؛ تیرگیها و کثیفیهای اصحاب حاضر و دوگانگیها و دوری از آرمانها را بیش از بیش حس نمودم . و چه ناگوار می شکست وجهه ی مبارزانی که؛ مردان راسخ باورهای من بودند در گذر آن 8 سال پر از دروغ و هیاهو. که باور هایم همان 4سال ابتدایی اصلاحات تغییر نمود و ساختارها را دوباره سازی نمودم اما با خون جگر. و طعم تلخ دوری از مصاحبت و همراهی پدر را به سبب اختاف نظر .
دور دوم انتخابات دوران اصلاحات دیگر به خاتمی رای ندادم که پلشتی و تزویر و خودباختگی شان عیان تر از روز روشن بود برای آنانی که بصیرت داشتند چه برسد به من که از بطن متعفن تشکیلاتشان باز می گشتم .
دیگر تو را رصد نمی نمودم که تو را هم از جنس آنها می پنداشتم و تنها عامل ارادتم به تو ؛ سکوتت و آن خاطره ی زیبای دوران جنگ و امامت در قاب ذهن خسته من بود و بس . سال 84 نیامدنت ؛ دیگر عادتمان شده بود و گمانمان که پاکی دوران خمینی کبیر برایت ارجح است به بازی نازیبای سیاستمداران .
ادامه دارد ….
ادامه ی چند کلامم با میر حسین موسوی
اما رای 84 من به دکتر بود ؛ که تمام شعارهای زیبا و دست نیافتنی اهل شعار را ؛ عمل می نمود ؛ بی منت و تظاهر !! حال دیگر شور و حال جوانی رخت بر می بست و من با کوله باری پر از تجربه ؛ تحقق همه ی آرمانهایم را در دلدادگی به اصل مترقی ولایت و التزانم به اسلام ناب محمدی (ص ) و روش و منش امام راحل یافته بودم .
اما انتهای زمستان 87 که عزم بر حضور جزم کردی ؛ تنها تورا بهتر از خاتمی می پنداشتم جهت رقابت با مرد مردم ؛ و فرزند بی ادعای ایران . که هنوز تو را چون آن نماز ماه رمضان پشت سر خمینی عزیز؛ ساده و بی آلایش فرض می نمودم ! همه ی سخنان قبل از فضای قبل تبلیغات را ایجاد شور و شعور در جهت حضور حداکثری و اعتلای بیشتر نظام می دانستم. لذا آن روز ؛ باطن ناسالمت را برای من و امثال من عیان نمودی که شهادت جانسوز مادرمان زهرای اطهر را بالای سربرگ روزنامه ات رحلت خواندی !!
آن روز پاهایم سست شد و غم تمام وجودم را فرا گرفت ؛ که اینبار مبارزه ای بس پیچیده و دشوار در پیش رو داریم . از سویی نماد سبز را که پداران و اجدادمان از هزار توی تاریخ و عمق سیاهچالها و جرز دیوارهای دشمنان اهل بیت به ارمغان آورده بودند و چه بسا بسیاری از آن ذریه ی پاک در همین پرچمهای سبز رنگ کفن گشته بودند را بر سر و گردن کسان و ناکسان ؛ آویزان نمودی و فاجعه تا آنجا عمق یافت که دخترکان سر به هوا آن را بر سر و دم سگان خود بستند و دل اولاد فاطمه (س ) را خستند!!!
از سویی دیگر تنها تکرار یک عبارت ” الهم عجل …. رقیبت را به باد انتقاد و هجمه ی گرفتی که وامصیبتا! خرافات است و ریا !!!
اما پسر عمو آیا واقعا” باورت این است که مادرمان به مرگ طبیعی رحلت نموده است یا تنها برای چند رای برای ریاست جمهوریت ؛ همه ی باورهایمان را زیر پا نهادی ؟!
اگر می پنداشتیم که زهرای مرضیه ( س ) شهید نشده است که دیگر اینهمه تاریخ را به چالش نمی کشیدیم . همه ی سند مستند حقانیت علی (ع ) و شیعیان او پهلوی شکسته و بازوی ضرب دیده و سینه زخمی از تیزی مسمار مادرمان فاطمه است , پسر عمو!!!!!!!
نمی خواهی که انکار کنی که درب خانه ی مادرمان را آتش نزدند؟ و او را میان در و دیوار آزار دادند و سیلی بر صورت مبارک انسیه الحورا زدند؟ نمی توانی منکر شوی که بازویش را با غلاف شمشیر شکستند آنگاه که او از سویی علی – این مظهر حضرت حق و عدالت و صاحب اول و آخر خلافت و امامت – را می کشید و نامردمان ناسپاس مدینه از سویی دیگر ….
نمی توانی انکار کنی که محسن صدیقه ی طاهره در جفای وارده بر مادرمان شهید گشت و داغش بر دل علی و اولاد علی تا ابد ماندگار شد . که واقعه ی مدینه به همان اندازه واضح و قطعی است که واقعه ی عاشورای حضرت حسین (ع ) . نکند آن را هم بازخورد خشونت طلبی پیامبر و علی (ع ) در روز بدر و خندق می دانی ؟؟؟!!!
ما منکر وحدت مسلمانان نیستیم . اما مگر آنها از متشابهات خود دست کشیده اند که ما از محکماتمان عقب نشینی نماییم ؟؟!!
براستی ! حسین موسوی ! به چه قیمت و متاعی فروختی همه ی داراییت را که سندش شهادت مادرمان بود و پرچمش سبز اهورایی !!!
راستی در یوم الحسرت – آنگاه که ندای این الفاطمیون بر می خیزد ؛ آیا توان مواجهه با بانوی دو عالم را داری؟؟!! یارای نگاه کردن در چشمان حضرت روح اله را چطور ؟؟؟!!!
نمی دانم ؛ ولی ناچیز فروختی سیادتت را و مجاهدتت را و ارادتت را به ابلیس هوی و هوست ای موسوی !!!
خلاصه ی کلام که تو دیگر هیچ سنخیتی با سه قسم نام و فامیلت نداری . و خودت چه زیبا خود را معرفی نمودی !! چیز ….. وای بر کسی که همه چیز خود را بدهد و بشود بی همه چیز …
سینه ای کز معرفت گنجینه ی اسرار بود / کی سزاوار فشار آن در دیوار بود…( یا زهرا س )
هموطن عزیز سلام! هر چند می دانم مطالبی که برای شما می نویسم همچون پتک بر سندان کوبیدن بی اثر است. اما فکر می کنم حد اقل اینگونه دیگر در برابر وجدان خودم شرمنده نیستم.
1-مطلب را با اشاره به وبلاگ تورجان و نوشته های صاحب آن شروع کرده اید( به درستی و نادرستی مطالب ایشان نمی پردازم چون به هر حال ایشان هم به عنوان شهروند برای خود نظری دارند) تا اینجا همه چیز عادی پیش می رود تا اینکه در نهایت شگفتی می بینم میر حسین موسوی را در کنار این آقا قرار داده اید (ه عبارت ديگر آقاي ميرحسين موسوي و تورجان عزيز خيلي محترمانه دارند ميگويند كه مردم عوام بودند و نفهميدند كه چه كلاهي بر سرشان رفته است!) و با دادن نسبتی نا صحیح (آقاي ميرحسين موسوي هم كه اين روزها دائما از تقلب در انتخابات سخن ميگويد، يكي از دلایل تقلب را فريب خوردن مردم در مناظرهها اعلام ميكند!) که خود به خوبی به آن واقفید نتیجه گیری می فرمایید موسوی ادعای تقلب در انتخابات را به عوام فریبی و تبلیغات دروغ تغییر داده است.
هموطن عزیز! نمی دانم چرا شما و همفکران شما مردم را ساده لوح و دهان بین و نابالغ فرض می کنید که اینچنین سعی در فریفتن مردم دارید
2- در مورد انتخابات و تخلفات گسترده حاکم بر آن: چگونه خبرگزاری فارس و سایت الف 2 ساعت بعد از آغاز شمارش آرا نتیجه قطعی انتخابات را بر روی سایت درج می کنند و بعد از نیم ساعت آن را بر می دارند؟ چرا هنوز ساعاتی از شروع شمارش آرا نگذشته و در نیمه شب پلیس افراد مستقر در ستاد میر حسین موسوی را با گاز اشک آور متفرق می کند؟ چرا هنوز انتخابات تایید نشده آقای خامنه ای به احمدی نژاد تبریک می گوید؟ چرا روز بعد از انتخابات فضای شهر پادگانی می شود؟ چرا قبل از تایید انتخابات از سوی شورای نگهبان احمدی نژاد جشن پیروزی برپا می کند و چرا مخالفانش را خس و خاشاک می نامد؟ چرا به طرفداران میرحسین موسوی مجوز تجمع داده نمی شود؟ مگر نه اینکه اعتراض آنان فارغ از صحت و سقم آنان باید شنیده شود و بررسی شود؟ چرا یکراهپیمایی آرام با تیراندازی بسیجیان از بام یک پایگاه بسیج پاسخ داده می شود( من خودم شاهد ماجرا بودم)؟ چرا صدا و سیما تصاویری از راهپیمایی میلیونی و آرام (که شهرداری تهران جمعیت را 3 میلیون نفر برآورد کرد) پخش نکرد و فقط به پخش تصاویر درگیری ناشی از تیر اندازی بسیجیان بسنده کرد؟ چرا آمارهایی که در سایت وزارت کشور وجود دارد متناقض است( اگر خواستید می توانید دانلود کنید و ببینید)؟ چرا با وجود اذعان شورای نگهبان بر وجود حداقل 3 میلیون رای مازاد بر افراد رای دهنده انتخابات را سالم و خالی از خطا می بینند؟
3- با وجود اینکه هرگونه خشونت و خشونت طلبی را محکوم می کنم اما چرا باید پلیس به گونه ای برخورد کند که مردم را وادار به مقابله کند؟ مگر اینها همان آفرینندگان حماسه! هفته قبل نبودند؟ چرا صدا و سیما این افراد را منافق و مجاهدین خلق معرفی می کند؟ چرا صدا و سیما فرصتی به آقای موسوی برای ارائه نظراتش قائل نمی شود تا همان مردمی که به قول شما به احمدی نژاد رای دادند خود قضاوت کنند؟ چرا سیستم پیامک از روز انتخابات قطع شده؟ چرا سایتهای حامی موسوی فیلتر شده اند؟ چرا عده کثیری از فعالان سیاسی دستگیر شده اند( با اتهام طراحی اغتشاشات که اصلا به آنها نمی چسبد)؟
امیدوارم کامنت مرا حذف نکنید و منتظر پاسخ شما هستم.
سلام
اتفاقا من این پست تورجان رو خوندم و همزمان با خوندن دو شاخ بس بزرگ بر روی سرم هم سبز شد!!!
البته همونجا کامنت هم دادم.
خداییش استدلالهایی که ایشون انجام دادن واقعا به دور از منطقه.
البته من میدونم که اینا از کجا ناشی میشه.
ولی جالبی کار اینه که دوستان طیف ایشون هر موقع که لازم بشه مدافع یک تفکر و شخص میشن و در مواقع دیگر علیه اون شخص.
یکجا از امام صحبت میکنن درحالی که در جای دیگر منتظری رو به امام ترجیح میدن…
خلاصه که تناقضات رفتاری و گفتاری این طیف سر به فلک میزنه!!!
سلام
من از تورجان خیلی خوشم می آد ولی بعضی وقت ها حرف هایی می زنه که آدم می مونه موضعش کجاست؛ یکیش همین حمایت های بی دریغ از هاشمی یکی دیگه اینکه تو این یکی سالی که من وبلاگش رو می خونم یک بار از آیت الله خامنه ای حرفی نزده و معلوم نیست موضعش نسبت به ایشون چیه.
مشخص نیست؟
اگر مطلب در باره پدرم را در سایت ایشان بخوانید خصوصا نحوه شهادت ان عزیز را از زبان فرزندش متوجه علت نفرت وکینه ایشان از تفکر سپاه وبسیج میشوی .ایشان یادشان رفته که ما اون زمان 17 الی 23 ساله بودیم نه دوره تکمیلی ونه دوره های افسری را دیده بودیم .زندگی ایشان یقینا بسیار با سختی و مشکلاتی همرا بوده که من وشما توان تصورش هم نداریم .یقینا از سوی مراکز واداراتی هم که باید تحت پوشش قرار میگرفته(خانواده محترمشان ) مانند اکثریت شهرستانها با بی مهری وحقخوری مواجه شدند .پس من وشما یا اقای اهستان وهیچ کسی بصورت کاملش نمیتواند این خانوادها را در موضع گیریهاشان سر زنش کنند اینها عمل کرد فرهنگی همین اقایان پر مدعا میباشد . امام علی ع در قضیه معروفشان با ان خانم شهید در خانه انها خم میشد وفرزند او را برپشت خود سوار میکرد .با دست خود لفمه در دهان او قرار میداد و… کدامیک از این مدعیان بزرگی در کشور ما حد اقل یکی از این موارد را میفهد انجامش پشکش .حیف که بچه های اینوری هم فقط حرفا را میبینند وکاری به گذشته وعامل اثر گذار بر علت ومسبب این گونه طرز تفکر ندارند
تو مطالب قبلیتون از تورجان با عنوان دوست یاد کرده بودید… ما هم رفتیم سری به وبلاگ ایشون زدیم اما دیدیم دیدگاه ایشون بسیار کودکانه و متحجرانه است و دفاع ایشان از هاشمی بسیار چندش آور بود… کاش کمی از حجره فاصله بگیرند و به میان مردم کوچه و بازار بروند و ببینند هاشمی تا چه اندازه بین عموم مردم منفور است… هاشمی اگر محبوب بود که در انتخاباتها آن چنان مفتضح نمیشد…. چه در انتخابات مجلس و چه در انتخابات ریاست جمهوری… کاش تورجان حرفهای امام خمینی (ره) را میخواند و شعور مردم را دستکم نمیگرفت… کاش.
آقای احمدی نژاد از نظر شکلی بازی رو برد اما از نظر ماهیتی خیر. خیلیها توی این مبارزات بد اخلاقی کردن مثلا افرادی مثل تاج زاده و بعضی تحکیمیها آدمهای خوش اخلاق نبودن ولی اونا کاندید نبودن ولی یک فردی مثل احمدی نژاد کاندید ریاست جمهوری بود و باید او را با میر حسین مقایسه کنیم و نه تاج زاده.
آقای احمدی نژاد که به هر شکل امروز رییس جمهورمون محسوب میشه تقریبا به هیچ اصل اخلاقی طی مبارزات انتخاباتی پایبند نبود و این خیلی برای یک کشوری مثل ایران که مدعی پرچمداری معنویت در جهانه پر معناست! به خدا ما دشمن این آب و خاک نیستیم .با اصولگراهام مشکلی نداریم.لا اقل بگید و فشار بیارید که اخلاق رو رعایت کنه .میدونم که از نظر روانی وقتی فرد تصمیمی میگیره دوست داره تحلیلها و اخباری رو ببینه که تصمیمش رو توجیه و تقویت کنه و نه کامنت اعصاب خرد کنی مثل ما رو!
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی باشد که از خزانه غیبم دوا کنند
معشوق چون نقاب ز رخ در نمیکشد هر کس حکایتی به تصور چرا کنند
چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست آن به که کار خود به عنایت رها کنند
بی معرفت مباش که در من یزید عشق اهل نظر معامله با آشنا کنند
حالی درون پرده بسی فتنه میرود تا آن زمان که پرده برافتد چهها کنند
گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار صاحب دلان حکایت دل خوش ادا کنند
می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند
پیراهنی که آید از او بوی یوسفم ترسم برادران غیورش قبا کنند
بگذر به کوی میکده تا زمره حضور اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند
پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان خیر نهان برای رضای خدا کنند
حافظ دوام وصل میسر نمیشود شاهان کم التفات به حال گدا کنند
برای دیدن شعور مردم دیده بگشای!
تا جایی که من میدونم اگر روزه داری ماه را ببینه حجت بهش تمامه .اگر تمامی مجتهدین هم فرداش را اخرین روز ماه صیام اعلام کنند اون باید افطار کنه .تو جبهه مسئله را اینکونه میگفتند شاید حالا اصلاحات شامل این مطالب هم شده باشد . همه مردم در این مدت از این خونواده بغیر از بدی ودزدی (اتوبوس- تاکسی-مترو-مهمانی-…)چیزی نمیگفتند .همه بشکلی چیزی دیده بودند که قبول کردند . مسئله استات اویل که در نروژ لو رفت گیریم قوه قضائیه در ایران ناتوان برخورد کنه فهم مردم خوب متوجه میشه تو همین فایل صوتی خانم هاشمی -ایشان عملا خاتمی را در مسئله 10 سال پیش دانشگاه مورد تهاجم قرار میده وچقدر با وقاحت از قصد براندازی نظام صحبت میکنه -خیلی علنی از خود رایی پدرش وخاتمی و عدم التزامشون به رهبری صحبت کرده .خوب دیگه چی باید میگفت دقیقا پس از همین تحریکها هم اشوب طلبها به طرف پایگاه بسیج حمله کردند خدا را شکر که این توطئه هم رسوا شد . اقا علی فتحی در مورد تاریخ حوزه زیبا مینویسه ولی در بقیه مسائل تفکر سیاسیش به صداقت وبیطرفی قلمش میچربه واز اعتدالی که لازمه گفتن حرف است خارج میشه .
به نام خدا
اگر منطق آقای فتحی را بپذیریم ، باید بگوییم آقای خامنه ای رمال بودن ، خرافاتی بودن ، عدم توفیق در سیاست خارجی را رد کردند ، بنابراین آرای مردم توسط فریب کاری موسوی بدست آمده است ! بنابراین اشکال شرعی و شبهه اخلاقی دارد ! .
همچنین ایشان در معادل سازی انقلاب و جمهوری اسلامی با افراد گویا آیت الله خامنه ای را – نعوذ بالله – هیچ حساب کرده اند !
حجم عظیم فحش و اهانت و اتهام را ندیدن ، استفاده ابزاری از دین را ندیدن ، ولایت ناپذیری را ندیدن ، … واقعا فقط از افراد خواب زده بر می آید .
حکیمانه گفته اند که : حب الشی یعمی و یصم .
این پست و نظرهای شما شبیه موضعگیری صدا و سیما در مقابل اتفاقات این دو هفتهی گذشته است.
صرفنظر از اتفاقات روز انتخابات، یه کم هم به اتفاقای خیابونها توجه کنید و ببینید مردم ایران با چه الفاظی از تریبونهای رسمی خطاب میشن…
اونوقت شاید انقدر یه طرفه برچسب نزنید (چه نویسنده و چه کسانی که اینجا نظر نوشتهاند)
متاسفم كه كامنتهاي چندش آور تو اينجا زيادشده
در ضمن آقاي سيد مجتبي و آقا اميد و .. همه بروبچ بسيج كه خدمتي جز تيراندازي به سينه مردم و ضرب و جرح مردم با باتوم و… نداريد
تو اين انتخابات تقلب شده
مردم هم خر نيستند اينو فهميدند
ان شاء الله تو انتخاباتهاي بعدي با عدم مشاركتمون مي فهميد كه وقتي 25 ميليون مردم راي ندادند يعني چه ؟
وقتي مشاركت زير 50% يعني چه
مشروعيتتون تو دنيا زير سوال رفت مي فهميد با اين مردم نبايد بازي كرد
بريد برا خودتون حال كنيد و خوش باشيد كه اين انتخابات رو برديد
ولي خدا رو كه نمي تونيد فريب بديد
والله خيرالماكرين
حال هي هندونه زير بغل همديگه بگذاريد
تو وبلاگهاي همديگه بريد و براي همديگه كامنت بگذاريد
بابا ما كه مي دونيم همتون يكجا نشستيد بغل همديگه!
مردم خر نيستند باهوش تر از اون حرفها هستند كه شما فكر ميكنيد
این هم فیلم همسر آقای هاشمی پس از انتخابات که مردم رو دعوت میکنه بیان توی خیابون:
http://dl.dclip.ir/up/1244955833.rar
اگر لینک کار نکرد باید برید عضو بشید اینجا:
http://www.dclip.ir/index.php?newsid=412
بازم ممنون.
دمت گرم
خیلی باحالی
من همیشه دوست دارم که محیط اینترنت حاوی هر چه که هست، لااقل بر مبنای استدلال و منطق باشه، حتی اگر که اون نظرات و سلایقی که می بینم، مخالف با نظر من باشه. اما متاسفانه خیلی ها از این محیط مجازی سوء استفاده کرده، یا درست از آن استفاده نمی کنند و همه اش به هوچی گری می گذرانند.
به هر حال خیلی خوب است که عادت کنیم که با منطق بنویسیم و صحبت کنیم.
به هر حال من از شما کمال تشکر رو دارم
امیدوارم موفق باشید.
بالاخره یه جوجه آخوند یک حرفی زده است. شما نگران نباشید.
رای مردم با ولایت شرعی حضرت آقا متعلق به جناب آقای دکتر احمدی نژاد دامة ضله انشاء الله تعالی فی الدنیا و الاخرة می باشد.
شما خودتون شاه پرستید ..حاظرم اگه به جای احمدی نژاد شاه هم بود شما باز هم ازش طرفداری می کردید…. نون به نرخ روز خورها
نظرات من رو اگر نمی ترسی قبل از اینکه تاریخ مصرف ااین پست بگذره تایید کن!!
جدا برات متاسفم!!
سلام …
جناب آقای محمد … اول باید خدمتتان عرض کنم که من نه صاحب ای وبلاگ را دیده ام و نه حتی او را می شناسم . اما بسیار خرسندم که در دنیای مجازی وب چون اویی را یافته ام که آنقدر تحمل دارد که نقد و گاها” توهین دیگران را به جان بخرد. حالا تفکراتمان شبیه به هم است ؛ دیگر تقصیر ما نیست ؛ هست ؟ حالا خواه قبول کن و یا رد ادعا. شما که ماشاءا… دست توهین و تهمت و تکفیر و دروغ بستنتان بر مردم ردخور ندارد .
اما این که مردم را ما می کشیم ؛ بالاخره در هر شورش و عصیانی از هر طرف کسانی کشته خواهند شد . شما هم اسید بر روی صورت و بدن دختران معصوم ؛ تنها به جرم چادر سر کردن و در دست داشتن عکس احمدی نژاد می ریزید!!!! و بسیاری از جنایتهای دیگر . گند ندا آقا سلطان هم که بد درآمد !!!
شماها برای نیل به اهدافتان به خودتان هم رحم نمی کنید .. حالا مسجد سوزی و قران آتش زدن که بماند!!!
دیدی نسبت دادن چقدر راحته .. پسر خوب ! این راهی که تو اکنون با پا می روی من روزگاری با سر رفتم و جز کثافت و نجاست از مدعیان دروغین مردمسالاری ندیدم . دیگر باخودت هست خواه پند گیر و خواه انکار !!!
اما این که مردم خر هستند و یا نه ! شما جماعت اگر کسی به نفعتان رای دهد ؛ علامه ی دهر است اگر حتی شیرین عقل باشد . و اگر بر خلاف مطامع شما قدم بردارد ضریب هوشی اش در حد جلبک است حتی اگر فیلسوف جهان باشد !!!!
اگر پیروز شوید آن حماسه است و می شود چماق بر سر مخالفانتان و اگر ببازید ؛ که این روزها زیاد هم باخته اید ؛ می شود فاجعه و تقلب و جنایت . خلاصه این مملکت یکبار پیه اسلاف منافق شما بر تنش نشسته است و از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود و ملت هم راه خود را از بی بی سی و صدای آمریکا و … جدا کرده و می کند .
و در آخر هم من در کامنتهای بالا چند سخن من باب درد دل با پسر عموی خودم عرض حال کردم . تو چرا به خودت گرفتی ؟ نکند قصه ی همان گربه ی دزد است و چوب بالا رفته …
مخلص همه ی زیبا اندیشان
خوشحالم که نظرت رو راحت نوشتی….پس بذار منم راحت باشم…منبع مواردی که ذکر کردی چه بود؟ خصوصا راجع به ندا…نگو می خوای بگی منبعت صدا و سیما بوده ؟؟؟چون دروغ گویی و عدم صداقتش الان مثل روز واسم روشنه…صدا و سیمایی که یک روز ملی بود الان دیگه شده دولتی!! چطور وقتی یک بسیجی کتک می خوره و فقط زخمی میشه تلویزیون بار ها و بارها اون صحنه رو نشون می ده و چند روز بعد با عواملش مصاحبه می کنه ولی راجع به 18 نفری که کشته شدن هیچی نمیگه و همشون رو اخلال طلب معرف می کنه..نمی خوام زیاد بگم ولی خواهش می کنم یک طرفه یه قاضی نرید…چشمتو باز کن..صدا و سیما که منبع حرف توئه همه چی رو نمی گه…
خطاب به عالیجناب جلبک سبز
سیزده میلیون به اقتصادی که در سیاه نمایی تو مظلوم شد رای دادند نه به اغتشاشی که دامن میزنی..
بگوفرق تو با عمروعاص چیست..
معاویه هم که معلوم است کیست..
اگردین ندارید وبا احمدی نژاددشمنید..
لا اقل آزاده باشید واز جریانهای آمریکایی پسند برائت جویید
دروغ وحیا وشرم حدی دارد..
شماکه با چسب رازی خودرا به امام بعنوان ولی فقیه زمان چسبانیده اید..
مرد باشید وبازگو کنید مطالبات ولی فقیه زمان را..
هنوز سر خود را در برف کرده ای و نمی خوای واقعیت رو ببینی..همین امثال شما نون به نرخ روز خور ها مملکت رو به اینجا رسوندن دیگه..یه زمینی رفسنجانی بهترینه و حالا که دیگه بهتون نفعی نمی رسونه اخ شده…
دیگه قدرت تحلیل رو هم ندارید…آه
از تورجان به عنوان حامی موسوی چه انتظاری داری وقتی خود موسوی هم به شعور مردم توهین میکنه.. خود موسوی با زیر سوال بردن سیاست خارجی احمدی نژاد، که قویترین و شجاعانه تربن سیاست هست ، مدام می گفت وقتی به رئیس جمهور یه کشوری توهین میشه درواقع داره به مردم توهین میشه، اونوقت خودش راست راست به دوربین تلویزیون نگاه میکنه و بدترین توهین رو به رئیس جمهور میکنه، این توهین به مردم نیست؟!
اگه رای مردمی که به خاطر مناظره ها به احمدی نژاد رای دادن ،باید پس گرفته بشه، پس تکلیف رای اون مردمی که به خاطر مثلا قانون مداری موسوی بهش رای دادن و بعد از انتخابات نمونه های بارز اون رو دیدن!! چی میشه؟! اونا نباید پس گرفته بشه؟
فقط عرض میکنم «و اکثرهم لا یعقلون»
ظاهرا خداوند بدجور به شعور مردم توهین کرده(نعوذ بالله)!
عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين و ستاد موسوي آقای سید امیر حسین مهدوی فاش کرد : سناريوي از پيش طراحي شده سازمان مجاهدين و ستاد موسوي ، عدم پذيرش نتايج شمارش آراء، عدم تمكين قانون، برگزاري تجمعات غيرقانوني، نظر سازي و القاي عدم سلامت انتخابات بود كه باعث رويگرداني مردم از اصلاحطلبان شد.
http://www1.farsnews.com/newstext.php?nn=8804060966
حالا دوستان اصلاح طلب مدعی شدند که آقای سید امیر حسین مهدوی تحت فشار و بازداشت اعتراف کرده است.
و الحق که این دوستان جواب دندان شکنی دریافت کردند:
عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين و ستاد ميرحسين موسوي آقای سید امیر حسین مهدوی گفت: من صراحتا اعلام ميكنم كه حتي يك دقيقه هم در بازداشت نبوده ام و كساني كه اين مسايل را مطرح مي كنند بايد براي ادعاي خود ادله بياورند و الا به راحتي ميتوان به هر كسي كه مصاحبهاي ميكند يا مطلبي را عنوان ميكند اين اتهام را وارد كرد.
http://www1.farsnews.com/newstext.php?nn=8804071242
توصیه من به آقایون طرفدار اصلاح طلب اینه که بیدار شوید چرا خود را به خواب زده اید این آقای سید که از خودتون بوده دیگه چی دارین بگین.
جواب انسان های ناتوان گفتن کلمه دروغه است.
به امید ظهور آقا امام زمان
عزیز من شما دارید مرجعی که معرفی کردین سایتیه که راست افراطیه…اصولا خیلی توش دروغ نوشته می شه..لطفا منبع های دیگه رو هم سر بزنین..
این کارتون مثل اینه که بخواین روزنامه ایران رو به عنان مرجع معرفی کنین.روزنامه ای کاملا دولتی که در دست احمدی نژاده خوب طبیعیه که باید از اون خوب بگه و مخالفاشو تخریب کنه…یکم با انصاف باشین بد نیست….
خداوند اینچنین مفسدان را در قرآن معرفی می کند:
سوره : البقرة آیه : 11
متن عربی آیه : وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ
ترجمه فارسی : و چون به آنان گفته شود: «در زمين فساد مكنيد»، مىگويند: «ما خود اصلاحگريم.»
ان شاالله که دوستان اصلاح طلب قران را که قبول دارند!
چرا با الفاظ بازی می کنید؟؟؟مگه اصلاح طلبا فاسدن؟؟کی همچین حرفی رو زده که شما می گید؟؟فقط می گن این راه که می روید( سیاست خارجی، اقتصاد و …) به ترکستان است… من هم خودم یک اصول گرام ….ولی به خدا اقتصاد و سیاست خارجی اصول نیستن.تورو به هر کی میپرستید ..تورو به جان فاطمه زهرا و همه ائمه از اسلام استفاده ابزاری و سیاسی نکنید.. به همون قران قسم با این کارتون کمر اسلام رو می شکنید…تو رو خدا رعایت کنید.. بدون سفسته..بدون استفاده ابزاری…خواهش می کنم قبلش یکم فکر کنید.به خاطر اسلام
جناب آدینه خان اگر فارس نیوز یا سایت الف آمار رو اعلام کردن همش بر اساس نظر سنجی های قبل از انتخابات بود نظر سنجی های معتبر چنین آماری رو میداد
آهستان گرامی
به یک نکتۀ مهم توجه نفرمودید : رییس جمهور در مناظره مستقیما به شخص هاشمی و ناطق اشاره نکردند بلکه به فرزندان ایشان اشاره کردند
صحبت های آقای خامنه ای هم تناقضی با سخنان رییس جمهور نداشت
ایشان شخص آقای هاشمی و یا ناطق را فاسد ندانستند اما در مورد فرزندانشان فرمودند اگر فساد مالی ثابت شود آقا زاده ها تفاوتی با مردم عادی ندارند
خود را فریب ندهیم حق با تورجان است اگر کمی تامل کنید حق را از باطل تمیز میدهید
zende bad hamsar hashemi ke az khod hashemi shojaatar hast
خوب بود
انسانم آرزوست!
همه را گفت
سید مجتبی
احساسی سخن گفتن خوب است آدمی خالی می شود ولی جای منطق را می تواند بگیرد؟؟؟؟؟ من توهین نمی کنم پس با پوزش از همه …می شود روشن کنید چند نفر از شما قانون ااساسی مصوبه همین جمهوری را خوانده اید و بدون تفسیر به رای درکش کرده اید ؟؟؟؟؟؟نمی گویم هیچ کدام ولی با اطمینان می گویم نیمه بعلاوه یکتا ن نخواند ه اید که اگر می خواندین اینگونه سخن نمی گفتید
بدبختانه و یا خوشبختانه اولین خلاف قانونی را مقامات معظم ودولت مهرورز نهادینه قرمودند و مرا سر خورده کردند در قانو اساسی این جماعت آمده (چرا این جماعت چون مدام دم از قانون می زنند) که همه مردم از ره…….تا پایین تر مردم در برابر قانون یکسانند و هیچ کس را در برابر هیچ کس برتری نیست یعنی هرکس خلاف قانون نص سریع آن عمل کنند خلاف کرده و باید پاسخگودر قوه قضاییه باشد (خودتان بروید بخوانید)یکمی بخود زحمت بدهیم وآگاهی مان بالا ببریم و بهم نپریم نا سلامتی مثلا ما هموطنیم….پس طبق نص سریع قانونپیش از اعلام و تایید شورای نگهبان هیچ مقام شامخی حق ندارد اعلام موضع کند که کردند در سایتها در میدان ولی عصر در نماز جمعه ……..نه دوستان شکست وباهیچ وصله پینه ای درست نمی شود من بعنوان یک ایرانی خودم را خرج یک فرد نمی کنم من بهای وطنم هستم با تمامی مردم خوبش که اول ایران را می پرستند چو ایران نباشد تن من مباد ….رهبران در طول خوب وبدش دیکتاتورش و می آیند و میروند و ایران است که باید برای آیندگان و فرزندان ما بماند نکته اینست هموطن اگر هستی
راه یکی وآنهم راستی است
آهستان: چه جالب! پس به نظر شما نتيجه انتخابات بايد بعد از ده روز اعلام بشه؟ قبلا هم همينطور بود؟ ضمنا پس چرا ميرحسين موسوي همان شب انتخابات خودش را پيروز اعلاك كرده بود؟ يا اقاي خاتمي چرا هنوز انتخابات تمام نشده و هنوز صندوقها شمارش نشده بود ، پيروزي موسوي را به او تبريك گفته بود؟ خوب حالا اين چه ربطي به برابر بودن در قانون داره؟
آقاي امير
همون قرآن جواب خون ريخته شده ها رو از ظالم و مزدوراش مي گيره
ان شالله به آخرت ايمان داريد كه؟
آهستان عزيز، اگه ميرحسين اومد اين حرف رو زد واسه اين بود كه به هيئت حاكمه بفهمونه كه بابا ما حواسمون هست داريد چكار ميكنيد و خواست با اين كار جلوي تقلب رو بگيره. هنوز هم معتقدم ميرحسين به خاطر بعضي مصالح كه من هم موافقش نيستم داره دست دست مي كنه تا شايد نتيجه برگرده. اميدوارم روزي تمام نقشه ها رو بر آب كنه تا پرده ها برافتد. و اما درباره موضع اقاي خاتمي، شما نبايد تبريك گفتن وي را كه سمتي دولتي نداره خيلي جدي گرفت و اونو با تبريك در نماز جمعه و حتي روز شمارش آراء مقايسه كرد. اگه اين كار اشتباهه پس قبول كن كه براي همه اشتباهه ولي اگر كسي در مقام عدالت گستري نشسته باشه نبايد انتظار داشت مثل آقاي خاتمي رفتار كنه.
واقعا جای تاسفه که یک فرد مثل فتحی رو توی کامنتها اینجور تخریب میکنید . تا پیش از انتخابات فعالیت تبلیغی نداشت و نشون داد که اهل قدرت و جناحی نیست . خیلی پسر آقا و حق طلبیه . وقتی انتقاد میکنه فقط وجدانش رو در نظر میگیره . شما ها کسایی هستید که 16 سال پیش اگه کسی کوچکترین نقدی به هاشمی میکرد اونو به صلابه میکشیدید و حالا اگه کسی رکیک ترین الفاظ رو نثارش نکنه اونو به صلابه میکشید . اون افراط این تفریطو در پی داره .
همین الان ما مخالف احمدی نژادیم ولی اگه 4 سال دیگه شما بخواید همون بلایی رو که سر هاشمی آوردید در مورد او هم اعمال کنید در مقابلتان میایستیم! ما با نون به نرخ روز خوری شما مشکل داریم! کمی این خصلت نا صواب رو از خودتون دور کنید!
اگر صحبتهاي آقا تو خطبه هاي 29 خرداد در مورد آقاي هاشمي قبل از انتخابات بيان شده بود خداوكيلي باز هم راي آقاي احمدي نژاد همين بود .
اگر همين مي بود كه در ولات بذيري خيلي از افراد بايد شك كرد .
همچنين صحبهاي آقاي اميدوار رصائي هم قابل تامل هستند اگر دو ستان مطالعه فرمايند
در جواب نظر صحرا:
آقای موسوی برای رای جمع کردن دست به هر کاری می زد من حتی پوستر انتخاباتی اقای موسوی رو همراه آقای خامنه ای دیدم اگر آقای موسوی از همان ابتدا می گفت که ضد ولایت فقیه است و حرف آقا رو قبول ندارند آیا این 13 میلیون هم رای می اورد؟
اگر به قول شما صحبت های آقا (ایشون می فرمدند بدترین نسبت ها رو به دولت خدمتگذار بیان کردند نسبت دروغگویی و خرافه گویی و … به رئیس جمهوری دادند که اصلا درست نیست و خیلی از بیانات دیگه) آیا رای آقای موسوی 13 میلیون میشد؟
همه میدانند که آقای خامنه ایی بر اساس مصلحت چنین حرف هایی را بعد از انتخابات گفتند و گرنه مطمئن باشید رای اقای موسوی به 13 میلیون نمی رسید.
شما خودتان ببینید رفتار افراط گرانه موسوی چه میزان از طرفدارانش را به مخالفانش تبدیل کرده است؟
من به شما و همه توصیه می کنم بیانات مقام معظم رهبری رو بدون تعصب به شخص یا گروهی دوباره گوش فرا دهید تا خیلی از ابهامات شما در این مورد رفع شود.
تحلیل دقیق و جالبی بود اما من جناب تور جان را از کجا باید بشناسم و نیازی نبود اینهمه اسم این منتقد مطرح شود چون اینهها قبل از هر چیز بدنبال مطرح شدن می باشند بطو کلی مطرح و تحلیل می نمودید صورت زیباتری داشت
سلام: آقایان انتخابات تمام شده الان وقت دوستی برای ساختن است انرژیها تون را ذخیره کنید برای دشمنهاتون
من یه سوال داشتم.آخر پاراگراف آخر حرفاتون در مورد رهبر هم صادقه؟
“اتفاقا همه حرف ما اينست كه انقلاب و نظام را مترادف با افراد ندانيم. چرا كه نتيجهاش ميشود همين وضعيتي كه امروز داريم ميبينيم، اينكه انتقاد از افراد مساوي ميشود با زير سوال رفتن اصل نظام و انقلاب و روحانيت!”
اگر انتخابات به فرض محال هم سالم برگذار شده باشه .بهر حال اعتماد 12 میلیون مخالف با این طرز برخورد رئیس جمهورتون از بین رفت…این 12 میلیون نفر که دولتتون رو قبول ندارن..البته شما می گین که اصلا مهم نیست…
حالا
باش تا صبح دولتت بدمد….
این همه از علائم سحر است…
با سلام . دوست عزیز اول شما باید ثابت کنی که انتخابات دچار تخلف شده بعد برپایه اون قضاوت کن. ثانیا همه ما ایرانی هستیم چه به این رای داده باشیم چه به ان . هم رهبر انقلاب و هم رئیس جمهور منتخب بسیار واضح و مشخص پیروز انتخابات را 40 میلیون رای دهنده اعلام کردند. ضمن اینکه اگر کمی به حافظه خود رجوع کنید وقتی هنوز در انتخابات همه صندوقها شمرده نشده بود جناب آقای ناطق که رئیس مجلس وقت هم بود صراحتا همان صبح انتخابات پیروزی آقای خاتمی را تبریک گفت.مقام معظم رهبری هم بعدا تبریک گفتند.آقای کروبی در دوره قبلی انتخابات هم به سلامت انتخابات ایراد وارد می کرد. اما یادم نمی آید که در برابر شورای نگهبان قد علم کند و اصل آنرا زیر سوال ببرد چرا چون دوستان خودشان تدارکاتچی اصلی انتخابات بودند و زیر سوال بردن آنها یعنی زیر سوال بردن خودشان.رئیس جمهور منتخب رئیس جمهور همه است.طبیعی است که عده ای از نتایج آرا خشنود و عده ای ناراضی باشند. اما این دلیل بر این نیست که قانونی را که با آن در این نظام 30 تا انتخابات برگزار شده توسط گروههای مختلف با سلایق متفاوت را زیر سوال برد.همین یانکی ها که امروز برای ما ایرانیها اشک حسرت می ریزند و مردم به ریختن به خیابان دعوت می کنند در انتخاباتشان وقتی رای آقای الگور حتی از رای آقای بوش بیشتر هم شد حتی یکنفر از طرفدارانشان در خیابانها به آشوب و اغتشاش دست نزد با آنکه بسیاری از مردم در آنجا مسلحند و تازه حرفشان هم واقعا قانونی و قابل اثبات بود. اما شکایت خود را به دیوان عدالت بردند و وقتی دیوان علی رقم میل نیمی از رای دهندگان آقای بوش را رئیس جمهور اعلام کرد همه پذیرفتند.لطفا باور کنیم که ما مردمی هستیم با تمدن چند هزار ساله و بافرهنگی غنی برای جنگ قدرت نیامده ایم خوب یا بد سی سال گذشته 4 سال دیگر هم می گذرد پس بهتره قانون مدار باشیم تا وقتی پشت سرمان را نگاه می کنیم لااقل به یک چیز پایبند بوده باشیم.
” ا.ن. کسی که مداوما حرف های خودش را تکذیب می کند ”
با ادبیات احمدی نژاد :
من فقط یک سئوال از آن ها پرسیدم و دیدید که چگونه آن ها آشفته شدند
آن سئوال این بود که آیا تشکیل یک کمیته مورد توافق طرفین برای رفع شبهات موجود در انتخابات و بازگرداندن اعتماد عمومی راحت تر بود و یا کشتن حداقل 27 نفر ، زخمی کردن حداقل 100 نفر و بسیج n نیرو برای دستگیرکردن حداقل 1000 نفر
اگر ریگی به کفش نیست به این سئوال صادقانه ی مزین به ادبیات آقای احمدی نژاد پاسخ بدهید
[...] پاسخ آهستان به این نوشته [...]
[...] آراي مردم، مشكل شرعي هم پيدا كرد! [...]