احتمالا خيلي از وبلاگنويسان ايراني و دوستاني كه با فرندفيد آشنا هستند، آرش كمانگير را ميشناسند و وبلاگش را ميخوانند. آرش كمانگير با اسم واقعي «آرش آبادپور» از دانشجويان ايراني مقيم كاناداست كه در دنياي مجازي ما ايرانيان تقريبا شناخته شده است. آقاي كمانگير از لحاظ سياسي و اعتقادي جزو منتقدان حكومت و دولت به شمار ميآيد. در انتخابات اخير از آقاي ميرحسين موسوي حمايت كرده و از دوستانش هم ميخواست كه مثل او سبز شوند! كمانگير در روزهاي گذشته مثل بيشتر دوستان سبزپوش اينترنتي ما، به نتيجه انتخابات معترض بود و اعتقاد داشت كه حتما در انتخابات، تقلب صورت گرفته است.
چند روز پيش وقتي نوشتهها و تصاوير ارسال شده توسط كمانگير را در فرندفيد ديدم، از او خواهش كردم كه بجاي اين كار، با هم صحبت كنيم و نتيجه آنرا منتشر كنيم. كمانگير هم قبول كرد اما خواستهاش بحث صوتي بود كه برايم مقدور نبود. به همين دليل من از اين فرصت استفاده ميكنم و خواستهها، سوالات، شبهات، گلايهها و انتقاداتم را از او اينجا مينويسم و اميدوارم كه دوست عزيزم كمانگير هم لطف كند و فارغ از تعصب، احساسات و يكسويهنگري به آن پاسخ دهد.
قبل از نوشتن اين يادداشت، يادآوري ميكنم كه آقاي كمانگير در معرفي خود در وبلاگش نوشته است:«من آرش کمانگیر (آبادپور) هستم، یک دانشجوی ایرانی در دانشگاه منیتوبا، کانادا. در این وبلاگ دروغ گفته نمیشه و هیچ مرام سیاسی خاصی ترویج نمی شه!» طبعا من هم با در نظر گرفتن اين خصوصيات براي كمانگير اين مطلب را مينويسم و انتظار دارم كه پاسخ او هم بر اين اساس باشد. انتظار دارم بحث ما برخلاف شايعات، دروغها و شبهاتي كه اين روزها جامعه ما را فرا گرفته، يك بحث كاملا منطقي باشد.
كمانگير عزيز! نوشتهام را با چند سوال خيلي ساده شروع ميكنم؛ شما به نتيجه انتخابات اعتراض داريد، آيا امكان دارد دلايل منطقي و محكمه پسند (و نه كوچه بازاري) خود را براي اثبات تقلب براي ما هم بنويسيد؟ به نظر شما دليل اينكه موسوي قطعا بايد پيروز انتخابات باشد، چيست؟ چرا دليل پيروزي احمدينژاد و شكست موسوي حتما بايد تقلب باشد؟ شما فاصله 11 ميليوني آراي احمدينژاد و موسوي را چطور توجيه ميكنيد؟ به نظر شما نمايندگان آقاي موسوي در حوزههاي رايگيري چكار ميكردند؟ آيا شما از جو شهرها و روستاهاي كشور در زمان انتخابات آگاه بوديد؟
كمانگير عزيز! آيا خاطرتان هست كه در فرندفيد و در شب انتخابات، بعضي كاربران (حتي برخي دوستان خود شما) آمار صندوقهاي شهر و روستاي خودشان را اعلام ميكردند؟ آيا يادتان هست كه دوستان سبزپوش شما درست ساعاتي پس از پايان انتخابات و مشخص شدن نتايج اوليه، به صراحت اعتراف ميكردند كه از روستاها و مردم عادي كشور غافل شده بودند و اين را علت شكست موسوي ميدانستند؟ فراموش نكنيد كه در انتخابات، بين راي يك روستايي با راي يك تهراني يا يك ايراني مقيم كانادا هيچ فرقي نيست!
آقاي كمانگير! به نظر شما امروز چند درصد مردم ايران، درباره تقلب با شما همعقيده و هم نظر هستند؟ اصلا چند درصد از آنهايي كه به موسوي راي داده بودند، الان با شما همعقيده هستند؟ شايد اين سوال كمي براي شما خندهدار باشد، چون نميشود به آساني از مردم آمار گرفت، اما خندهدارتر و مضحكتر، گفتهها و نوشتههاي آدمهايي است كه درست در روز انتخابات، آراي موسوي را 30 ميليون تخمين زده بودند!
كمانگير عزيز! شما مقيم كانادا هستي. قطعا آگاهي شما از جامعه و مردم كانادا بيشتر و دقيقتر از ما است. به نظر شما اگر در كانادا، حوادثي همچون ايران اتفاق بيفتد، مردم و مسئولان آن كشور چطور با آن برخورد ميكنند؟ اگر بعد از انتخابات، بحث تقلب مطرح شود، واكنش مردم و مسئولان آن كشور چگونه خواهد بود؟ اگر فاصله آراي نفر اول و دوم بيش از 10 ميليون باشد، آنرا چطور توجيه ميكنند؟ اصلا مرجع رسيدگي به شكايت، اعتراض و بحث تخلف و تقلب در كانادا كجاست؟
اگر در كانادا عدهاي به بهانهي اعتراض، بانك و اتوبوس را آتش بزنند و نظم عمومي را برهم بزنند، مسئولان و نيروهاي انتظامي آن كشور چكار ميكنند؟ اگر در كانادا عدهاي با چوب و چماق و سنگ و شيشه به جان مردم بيفتند، برخورد پليس با آنها چطور خواهد بود؟ اگر در كانادا عدهاي به سمت پادگان و مراكز نظامي بروند و از ديوار آن بالا بروند، برخورد چطور خواهد بود؟
ممكن است شما در جواب اين قسمت ادعا كنيد كه پليس ابتدا به مردم حمله كرد و بعدا عدهاي در واكنش به پليس دست به خشونت زدند، اما دوست عزيز قرار است ما عقل و منطقمان را قاضي كنيم و اسير شايعات و دروغها نشويم. بهتر است يك بار ديگر حوادث را مرور كنيم:
آقاي موسوي به نتيجه انتخابات اعتراض داشت و از حاميان خود خواست كه به خيابانها بيايند. حاميان ايشان هم در تهران راهپيمايي كردند. آيا كسي مانع آنها شد؟ اتفاقا تصاوير و فيلمها نشان ميدهد كه عليرغم غيرقانوني بودن اين تجمعات، پليس بيشترين همكاري را در برقراري امنيت اين راهپيماييها داشت. اما دستهايي در كار بود كه با تاريك شدن هوا و در پايان تجمعات، اين راهپيماييها به خشونت كشيده شود. مسئولان و بانيان اين تظاهرات هم كه قادر به كنترل آن نبودند.
به هر حال شما چه بخواهيد و چه نه، اتوبوس و بانك به آتش كشيده شد. من اينها را به حساب دوستان آقاي موسوي نميگذارم، اما بالاخره آدمهايي اين آشوب و بلوا را دامن زدند و آنرا ادامه دادند، حال به نظر شما چطور بايد با آنها برخورد كرد؟ چند روز بايد تحمل كرد تا حاميان آقاي موسوي از اغتشاشگران مشخص شوند؟ وظيفه پليس در چنين مواقعي چيست؟ به نظر شما برخورد پليس كانادا در چنين مواقعي چطور است؟
شما در چند روز گذشته، تصاويري از چند پليس را در فرندفيد منتشر كرديد كه در حال شكستن شيشه اتومبيل مردم بودند و نتيجه گرفتيد كه عامل برهم زدن نظم، نه تنها آشوبگران، بلكه نيروهاي انتظامي بودند! قطعا اقدام اين چند پليس قابل توجيه نيست و خواسته ما هم از مسئولان و فرماندهان نيروي انتظامي اين است كه با بررسي اين موضوع، با خاطيان برخورد كنند. چرا كه پليس بايد حافظ امنيت مردم باشد، نه برهم زننده آن.
اما كمانگير عزيز، شما بهتر از من ميدانيد كه عكسها و تصاوير، ثبت كنندهي يك لحظه خاص از زمان هستند. براي درك مفهوم بسياري از تصاوير بايد عكاس آن هم بيايد و از مقدمه و موخره آن حادثه براي ما بگويد. آيا شما با همان اطمينان و اعتمادي كه به تصاويرمورد نظر خود نگاه كرديد، به عكسهاي ديگر هم نگاه ميكنيد؟ آيا به همان اندازه كه از شكستن شيشه يك ماشين ناراحت شديد، از شكستن سر يك پليس هم ناراحت ميشويد؟ يا مثل دوستان خود در چنين مواقعي، به انواع و اقسام توجيه و دليل و بهانهگيري متوسل ميشويد؟
آيا شما تصاوير حمله اراذل و اوباش به مردم عادي و پليس را ديدهايد؟ آيا سر و صورت خونين پليس و بسيجيان را هم ديديد؟ آيا چوب و چماق را در دستان آشوبگران ديديد؟ آيا ضرب و شتم مردم عادي توسط اراذل و اوباش را ديديد؟ اگر در كاناداي شما با پليس چنين برخوردي ميشد، مردم و مسئولان چكار مي كردند؟
من در راهپيمايي روز 26 خرداد در ميدان وليعصر تهران حضور داشتم. راهپيمايي كه پيام آن وحدت مردم بود. من به همراه جمعيت به سمت خيابان انقلاب و سپس به سمت ميدان آزادي حركت كردم. اما متاسفانه، در حوالي ميدان آزادي مورد حمله و ضرب و شتم عدهاي از اراذل و اوباش قرار گرفتيم كه بدون كمترين رحم و مروتي با چوب و چماق و سنگ و بطري بر سر و صورت ما ميزدند.آيا شما كمي هم براي ما نگران شديد و هستيد؟ آيا براي سر و صورت خونين پيرمردي كه توسط همين اراذل و اوباش زخمي شد، ناراحت هستيد؟ آيا شما نگران اين مردم هم هستيد يا اينكه مردم از نظر شما تعريف خاصي دارد؟!
كمانگير عزيز! من هنوز هم متوجه نوع تقسيمبندي شما نشدهام. اصلا نميدانم شما با كدام معيار و چطور مردم را تقسيمبندي ميكنيد؟ چطور تشخيص ميدهيد كه الان حق با كدام مردم است؟ چطور ميفهميد كه اول كدام گروه حمله كردند و كدام دسته مظلوم واقع شدند؟ چطور متوجه ميشويد كه فلاني شهيد است و بهماني نه! چطور براي عدهاي گريه ميكنيد و بر سر و سينه خود ميزنيد و براي زخمي و كشته شدن عدهاي ديگر از همان مردم سكوت ميكنيد و گاهي حتي سوت و كف هم ميزنيد؟!
مثلا در همين حوادث تلخ اخير كه متاسفانه در اثر لجاجت و اقدامات غيرقانوني آقاي موسوي، چند نفر از هموطنان ما كشته شدند، شما باز هم مردم را تقسيم بندي كرديد و يك نفر را ديديد و ديگران را نه!
آقاي كمانگير! احتمالا شما هم سيانان و بيبيسي و … را دنبال ميكنيد. حتما خبر داريد كه سيانان اين روزها چندين بار از عبارت «شهيد» استفاده كرده است! آيا شما سراغ داريد كه اين شبكهها حتي يك بار از واژه شهيد براي هزاران شهيد دوران انقلاب و دفاع مقدس استفاده كرده باشد؟
اصلا چرا راه دور برويم؟ چرا سيانان و بيبيسي؟ خود شما و دوستان شما، تا بحال چند بار درباره شهداي وطن خود مطلب نوشتيد و ناله زديد؟ چند بار ياد و نام شهداي كشور خودتان را گرامي داشتيد؟ تا جايي كه من به خاطر دارم شما هميشه شهداي كشورتان را «قربانيان جنگ» لقب ميداديد و از شهيد ناميدن آنها خجالت ميكشيديد!
و سوال آخر اينكه چرا انگليس و آلمان و آمريكا و فرانسه و بنيصدر و سلطنتطلبان و چريكهاي فدائي و رضا پهلوي و مريم و مسعود رجوي كه دستان همه آنها به خون مردم اين كشور آلوده است، امروز ناگهان طرفدار شهدا شدهاند و براي شهدا سينه ميزنند؟
پينوشت:
در صورت جواب دادن كمانگير، احتمالا اين بحث ادامه پيدا خواهد كرد. ضمنا از انتشار نظرات توهين آميز معذورم. توهين به هر كسي، چه موسوي، چه احمدينژاد و چه افراد ديگر



من یه مسلمونم نه با حکومت نه رهبری تا حالا مشکلی نداشتم ولی دیروز وقتی برای ثبت نام برای مراسم اعتکاف مجبور شدم برم نهاد رهبری دانشگاه تازه متوجه جوونه های کوچولوی نفرت تو دلم شدم…
من هیچی ندارم به آدمایی مثل شما بگم به اندازه ی کافی دوستان گفتند و شما نشنیدید فقط یک جمله میگم:
منتظر 4سال بعد میشینیم تا ببینیم حماسه 22خردادی تکرار می شه یانه…
احتمالا الان آقای آهستان ایرد بگیرن که این که یه جمله نشد!!!(از جوابایی که به سایر دوستان دادین اوج منطق واستدلالتون رو میشه حدس زد)
دلم میخواد یه سیلی محکم توی دهنت حرافت میزدم که انقدر زر نزنی
خودتم میدونی که این کثافتهایی که دولت احمدی نژاد در راس دولتش گذاشته یه مشت آدم هرزه ی عوضین که به اسم اسلام به خودشون اتجازه میدن هر غلطی بکنن از درخواست صیغه به زن بی پناهی که برای کار بهشون مراجعه میکنه تا دزدی و اختلاس و تقلب در انتخابات
میدونی که این ملت عظیم که پای صندوق ها اومدن برای رفتن احمدی نژاد بود نه اومدن موسوی و هر کس دیگه ای هم جای موسوی کاندیدا بود به اون رای میدادن
میدونی که دولت کثیفی داریم و حرص آدم وقتی بیشتر میشه که می بینه به اسم اسلام دارن هر غلطی میکنن
اسلامی که با علی اوج میگیره پس چرا یه نیگا به نهج البلاغه نمیندازن و ببینن علی در مورد زمامداران نظام چی میگه؟
گرچه با ای پی می تونین دنبال کنین اما کو خوندین چون فکر اونجاش رو هم کردم
آدرسی برات نذاشتم چون میدونم تو هم یکی از اون آشغالای استثمار شده هستی که برای پول داری حرمت قلم رو زیز سئوال میبری
حالم از همه تون به هم میخوره و چون ایران رو ارث پدریتون میدونین و همون یه ذره فرصت شغلی که خاتمی برای ما ایجاد کرده بود ازمون گرفتین با اومدن این هیولای دزد تا آخرین قطره خونم باهاتون مبارزه می کنم
آدمی که توی چهارسال پر افتخار شما همه چیزش رو باخته
آدمی که با داشتن کلی تخصص و مدرک بازم براش کاری نیست بخاطر جایگزینی یه آقازاده بجای اون
این آدم چیزی برای باختن نداره
هر روز توی خیابونم
هرروز تا حد توانم نیرو جمع میکنم
تا انشالله به امید آقا امام زمان که شماها میخوایین اونم انحصاری کنین ریشه تون رو بکنیم
حالا تو هی زر بزن
آهستان: یه توضیح برای خوانندگان عزیز که این قبیل نظرات را نه به دلیل اهمیت آن، بلکه فقط بخاطر نشان دادن شعور بعضی آدمها و نیز بار علمی بالای نوشته های آنها عمومی میکنم
سلام
سپيتاي عزيز
روزي كه امام زمان ظهر كرد همين نوشته را نشانش بده آقا تو رو قبول مي كنه
بلا آهستان .احتیاجی به توضیح نبود.چون شما نظراتی که دارای اهمیتند به حالت تعدیل باقی می گذاری و وقتی خون شخص را به جوش آوردی آخرین نظرش را گذاشته و به نفع خودت برداشت می کنی..البته..این نظر خیلی هم اهمیت داشت..زخم خورده ای که”با داشتن کلی تخصص و مدرک بازم براش کاری نیست بخاطر جایگزینی یه آقازاده بجای اون”
کاش حداقل انقدر اطمینان داشتی که یکی از این مشکلاتیکه ذکر می شود را انکار کنی!!
سلام
شما اول جواب این موارد رو بده, بعد ارعای با شعوری کن.
دلایل تقلب و عددسازی (مثل صفر بودن آرای باطله در اعلام اولیه ، کم شدن آرای رضایی در حین شمارش,… )، دخالت داشتن لباس شخصی های مورد تایید مسولین(به دلیل عدم برخورد با آنها) در کشتار مردم و دانشجویان ، سانسورهای صدا و سیما، عدم رسیدگی به موقع شورای نگهبان به اعتراضات ، قطع کانالهای ارتباطی مثل پیام کوتاه، پروژه هایی که در دولتهای قبل شروع شده و به اسم دولت نهم به بهره برداری رسیده، تورم، عکسهای جانبدارانه ای که آهستان در وبلاگش می گذارد و به آنها استناد می کند، عدم ارتباط معترضین به انتخابات با بیگانگان و منافقان، دستگیری روزنامه نگاران و سانسور روزنامه ها و …
سلام. دلايل تقلب را شما بگوييد بهتر است. در مورد صفر بودن آراي باطله در بيان اوليه آرا از طرف وزارت كشور و يا شوراي نگهبان فقط آراء صحيح اعلام مي شد و فكر نمي كنم دليل تخلف باشد. وقتي اعلام مي شد مي گفتند از مجموع آراي صحيح به دست آمده و كل آرا منظور نبوده. حالا شمابه اين اشكالي كه در بيان آرا انجام شده مي خواهي اسم تقلب بگذاري بگذار.
در مورد كم شدن آراي رضايي كه البته من نمي دانم تا چه اندازه آرا كم شده بايد بگويم در دوره اي كه من ناظر بودم راي هايي مي خوانديم كه نام و فاميل را كامل نوشته نبودند ولي چون شباهت زيادي به اسم يكي از كانديداها داشت همه به اتفاق قبول مي كردند كه اين راي به نفع كدام كانديدا است. مثلا شما اگر روي برگ رايي نوشته باشد مير حسين هيچ وقت نمي گوييد اين برگ راي براي موسوي نيست ولي اگر نوشته شده باشد محسن چون اين نام براي خيلي ها نامانوس هست و كمتر كسي رضايي را با اين نام مي شناسد حتي در روستاها كمتر احتمال مي رود كه به نفع رضايي اعلام بشود (شايد طرف نام خودش را نوشته باشد) احتمالا چند راي محسن نام بوده كه به نفع رضايي گرفته شده. اين فقط فرض است و مثالي كه زدم شما از نماينده رضايي كه در بازشماري آرا بوده بپرس كه براي چي راي رضايي كم شده. دنياي ارتباطات هست . اگر پيام كوتاه قطع مي شود لااقل اينترنت و تلف و تلفن همراه و .. در دسترس هست شما هم كه بيكار!
شوراي نگهبان مسئول رسيدگي به شكايات است نه به اعتراضات شكايتي اگر كرده بودند به آن رسيدگي مي شد با ذكر دليل و مدرك و صندوق مورد نظر همانطور كه درمورد شكايت محسن رضايي اين كار را كردند.
قطع پيام كوتاه را در مطلب شايعات باند هاشمي در شب انتخابات همين وبلاگ بخوانيد كه به چه دليل بوده.
پروژه افتتاحيه و اختتاميه دارد اگر دولت خاتمي مي توانست پروژه هاي خودش را در زمان 8 سال رياست جمهوري به اتمام مي رساند. چطور خاتمي در طول 8 سال نتوانست پروژه ها را به اتمام برساند و احمدي نژاد در طول 4 سال اين پروژه ها را كامل كرد كي بيشتر زحمت كشيده. مطمئنا اگر 90 درصد پروژه پيشرفت كرده بود خاتمي خودش را به هر دري مي زد كه آن پروژه را به پايان برساند و كارنامه كاري خودش را درخشان تر بكند.
در ضمن خاتمي مثل رفسنجاني زرنگ نبود كه همه پروژه هاي نيمه كاره خودش را هم هنوز به مرحله اجرا نرسيده بود افتتاح كند و به نام خودش ثبت كند. (سال 78 به ديدن يك سد در استان خوزستان رفتم كه اسمش را يادم نيست كارگران مشغول كار بودند بالاي سد كه رفتيم تابلوي افتتاح سد را هم ديديم به دست اقاي رفسنجاني در سال 75 افتتاح شده بود ولي هنوز به مرحله بهره برداري نرسيده بود آن هم بعد از سه سال) البته زمان خاتمي، هاشمي رفسنجاني هم پروژه هاي نيمه تمامي را احتمالا براي او گذاشته بوده تا او هم آنها را به نفع خود مصادره كند.
انتظار داشتيد كه احمدي نژاد موقع افتتاح اين طرحها از خاتمي دعوت كند و به او بگويد اين پروژه را افتتاح كن چون تو شروع كردي ولي من يك ضرب المثل قديمي يادم هست كه مي گفت كار را كه كرد آنكه تمام كرد!!
تورم را هم كه موسوي مقدار حقيقي اش را گفت پس مردم بايد به حرف او گوش مي كردند و به خاطر تورم 25 درصدي كه بر گرده مردم فشار وارد مي كند براي اثبات نگرانيشان از افزايش تورم به او راي مي دادند. اين را هم فراموش نكنيد زمان بيان طرح سهميه بندي كردن بنزين همه كارشناسان افزايش نرخ تورم بيشتر از اين را پيش بيني كرده بودند. سري به آرشيو روزنامه ها و مطالب اقتصاددانان در آن دوره بزنيد.
شما بهتره در 4 سال بعد کاندید رییس جمهوری بشی.واقعا منطق بالایی داری!!!!
مطمینا بی سواد ها به شما رای خواهند داد!!
و از همه مهمتر این مثلا اعترافات که من هروقت میبینم از کوته فکری مقامات کشور از خنده رو زمین غلت میزنم.
این یادت باشه:
هرکس تهدید میکند, همیشه میترسد.
مثل فرانسوی
واي خداااااي من! دقت نكرده بودم تا حالا اين پسره اين باتوم را از كجا آورده، يعني يه پليس ديگه رو هم زده و باتوم را از اون گرفته؟
ممنون که نظرمو تائید کردین
نمی دونم دارم دیوونه می شم می ترسم می ترسم که هر دو طرف اشتباه کرده باشن می ترسم هممون در اشتباه باشیم می شینم فکر می کنم می گم نکنه من در اشتباه باشم بدجوری اسیر شک و تردیدم دارم لحظه شماری می کنم برای روزای اعتکاف که دعا کنم خدا همه رو به راه راست هدایت کنه دلم میخواد زار بزنمو بگم خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خودت یه راهی نشون بده مارو بین این همه سیاهی تنها نذار…………وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی…که بس دور است بین ما…
“”(( خود شما و دوستان شما، تا بحال چند بار درباره شهداي وطن خود مطلب نوشتيد و ناله زديد؟ چند بار ياد و نام شهداي كشور خودتان را گرامي داشتيد؟ تا جايي كه من به خاطر دارم شما هميشه شهداي كشورتان را «قربانيان جنگ» لقب ميداديد و از شهيد ناميدن آنها خجالت ميكشيديد! ))”"
این جمله رو باید با طلا نوشت امید عزیز . نمیدون چرا 20 ساله که این جماعت قطعه شهدا توی بهشت زهرارو نمیبینن !! اونهمه جوون که رفتن بدون هیچ چشمت داشتی و بدون این همه هیاهو !! هیچ کس نرفت فیلم کشته شدنشونو توی بی بی سی یا سی ان ان یا یوتوپ و …. نشون بده !! اخه جالب اینجاست ! دیروز داشت شبکه 3 داشت فیلم از کرخه تا راین نشون میداد . آلمان خودش قطعات بمب شیمیایی داد به عراق بعدش خودشم مجروح های شیمیایی ایرانو معالجه کرد . جدا از سودی که این وسط از لحاط مادی از هر دو طرف برد چرا اون روزا که این جوونا توی آلمان جلو چشای اروپایی ذره ذره آب میشدن اینجوری پرچم عدالت خواهی بلند نمیکردو دنبال شهید نمیگشتن !!! متاسفم برای خودم !! اگه امروز شهدا اینقدر از اذهان دور شدن که امثال خانم ن آ و آقای ع ا بشن سیدالشهدا !!!!
بمیرم برات ترسو
به سلما
این یه دلیل تقلب:
http://mmoeeni.blogspot.com/2009/07/blog-post_02.html
آهستان: ميشه بفرماييد اين عكس چي رو ثابت ميكنه؟ الان دليل تقلب در اين عكس چي هست؟ مثلا قرار گرفتن دو تا صندوق در اين مكان چي رو داره ثابت ميكنه؟ اولا اين عكس معلوم نيست آيا در روز راي گيري گرفته شده يا چند روز بعد رو. ثانيا نفس قرار گرفتن صندوق در يك مكان چه ربطي به تقلب داره؟ اگر خبر نداري بدون كه هميشه و در همه دوره ها يك صندوق در مركز اسناد قرار مي گرفته و اين مساله تازه اي هم نيست. جالب اينجاست كه خود صاحب وبلاگ هم به اين مساله اشاره كرده! كاش عكاس محترم لطف مي كرد و عكسي هم از نوشته هاي روي صندوق ها مي گرفت تا همه چيز ثابت بشه. البته ايشان ديگه لازم نديد كه از نزديك عكس بگيره! به هرحال ممنون از شما كه در اين دوره براي اثبات تقلب در انتخابات به هر مساله ممكن گير داديد!
اين دو دليل رد تقلب
http://www.irna.ir/View/FullStory/Photo/?NewsId=571607
http://www.irna.ir/View/FullStory/Photo/?NewsId=571661
تقلب بعدي رو بفرماييد!! قبلش مشورت كنيد و از صحت دروغ ها اطمينان حاصل كنيد
گريز از قانون ميتواند كشور را به بنبستهاي جدي بكشاند !
در ابتداي امر شايد باور اين موضوع مشكل باشد كه اين سخن از زبان جناب موسوي است. اما واقعيت اين است كه اين جمله و صدها جمله شبيه به اين از موضوعات اساسي در تبليغات آقاي موسوي بوده و چند هفته بيشتر از زمان ايراد آنها نمي گذرد
اين نامزد دوره دهم انتخابات رياست جمهوري پس از آنكه به نتيجه انتخابات اعتراض كرده و بر اساس اصول مسلم! خود را پيروز مطلق انتخابات دانست، حتي حاضر نشد تا اندكي به مسير قانوني اعتماد كند و حتي اين مسير را براي مدت كوتاهي هم شده بپيمايد. او و حاميانش كه تقلب در انتخابات را امري قطعي و يقيني مي پندارند و در تمام بيانيه ها و اظهاراتشان اين اصل اساسي و اثبات نشده را مفروض قطعي دانسته و سپس بر پايه آن موضع مي گيرند، حتي گام كوچكي براي طي مسير قانوني براي اثبات اين اصل باصطلاح يقيني و قطعي بر نداشتند تا شايد كمي بتوانند التزام خود را به شعارهايشان نشان دهند.
سؤال اساسي اين است كه چگونه و به اين سرعت مي توان دو چهره كاملاً متفاوت داشت و براي اين سرعت عمل بايد به آقاي موسوي تبريك گفت.
حال كه با گذشت مدت كوتاهي و به همين راحتي تمام شعارها فراموش مي شود، شايد بهتر بتوان بعضي شخصيتها را از پس نقابهايي كه بر چهره دارند شناخت. بله شايد اين مهمترين دستاورد انتخابات 22 خرداد باشد؛ شناخت چهره ها از پس نقابها!
به گوشه ديگري از اين اظهارات دقت كنيد: ” هيچكس نميتواند به خاطر اينكه با يك قانون مخالف است، كل قانون را زير پا بگذارد. كساني كه معتقدند بايد نظارت به گونهاي ديگر باشد، فعاليت كنند و زمينه اصلاح را به وجود بياورند” !
وااسفا از اين همه تناقض كه زان در وصف آن قاصر است.!
با سلام
در بعضی از نظرها می بینم افرادی می گویند دولت داره حق مردم رو ضایع می کنه و پولهاشون رو غارت می کنه به عنوان یه فرد بی تعصب می گویم که بایدهمه دولت های قبلی خودشون و خانوادشون دارایی و اموالشون و حسابهای بانکی و …. را به مردم اعلام کنند و بگویند که از کجا آورده اند. اونوقت است که تازه می تونیم در این مورد قضاوت کنیم.خیلی سادست . من واقعا نمی فهمم و هضم این موضوع برام مشکله که چرا به کسی که در روز 16 ساعت کار می کنه و مو و ریشش تو این راه سفید شده و از شهردارى تا الان که رییسجمهوره، ریالى حقوق از تصدى این پستها نگرفته و به همان حقوق استادى دانشگاه کفایت کرده و زندگی ساده ای داره که حتی در خانه به جای مبل به پشتی تکیه می زنه(بابا الان دیگه افراد با درآمد کم هم مبل تو خونشون دارند) تهمت می زنند. به همه مقدساتی که شما قبول دارید قسم که این کار واقعا بی انصافی است.حالا اگر ایشون یه شبه صاحب برج و ویلاو خونه میلیاردی می شد احتمال می دادیم ولی با این شرایط دشمن خونی ایشون هم همچین فکری نمی کنه.در جمهورى اسلامى، رئيس جمهور در ابتداى مسئوليتش، بايد
فهرست تمام اموال و داراييهايش رابه رئيس قوه ي قضائيه اعلام كند.
دكتر احمدى نژاد هم از اين قاعده مستثنى نبود؛ خانه اى قديمى در بن بست ميدان
هفتاد و دوم نارمك تهران، اتومبيل پژو 504 مدل 1973
نكته ى جالب اين بود كه در ابتداى پذيرفتن مسئوليت شهردارى
تهران هم دارايى هاى او همين اندازه بود.
جالب تر اين كه هنوز هم بعد از گذشت چهار سال فهرست اموال و دارايى هاى دكتر
همان است:
خانه اى قديمى در بن بست 72 ميدان نارمك…
الو ؟ کانادا ؟ اقا این کمانگیر کوش؟
مثل اینکه نامه به دستش نرسیده ؟