فکر نمیکنم کسی در ایران پیدا شود که مطالب وبلاگ مهدی خزعلی را جدی بگیرد. نوشتههاي خزعلي چيزي است در حد همان خيالبافيهاي اميرفرشاد ابراهيمي و بيشتر به درد آدمهايي ميخورد كه به داستانهاي علمي تخيلي علاقه دارند. البته تفاوت او با اميرفرشاد ابراهيمي در اين است كه خزعلي فرزند آيت الله خزعلي است و شايد يكي از دلايل معروف شدن او هم همين مساله باشد.
از خصوصيات وبلاگ خزعلي اينست كه وي خودش را به عنوان فردي آگاه و مطلع از همه چيز معرفي ميكند و مطالبي را بدون سند و مدرك از قول آدمهايي اسم و رسم دار مينويسد و سعي ميكند آنرا به عنوان مطالبي محرمانه و پشت پرده به خواننده القا كند. از ديگر ويژگيهاي اين وبلاگ اينست كه وي در دروغ گفتن هيچ حد و مرزي براي خودش نميشناسد!
خزعلی امروز در وبلاگ خود، مطابق معمول به دروغ و شايعه متوسل شد و با سواستفاده از نام آیت الله بهجت عقدهها و دشمنياش را عليه آيت الله مصباح يزدي يك بار ديگر نشان داد. خزعلي نوشته است:«دوست طلبهای حکایت جالبی بلاواسطه از مصباح یزدی نقل میکرد، میگفت وقتی آقای مصباح به ملاقات حضرت آیت الله بهجت(ره) میرود، معظم له به او میگوید: میدانی بین یزدی و یزید فقط جابجایی یک حرف است! او سخن آن پیر فرزانه و ربانی را شوخی پنداشته بود، اما همگان میدانیم، آیت الله بهجت اهل شوخی نبود، او با این جمله کوتاه به مصباح تذکر داده بود که فاصله او تا یزید چقدر کوتاه است، او میخواست بگوید که حرفهای تو با یزید برابر است!»
قصد نداشتم به توهمات شخصی مهدي خزعلی جواب بدهم چون همانطوري كه در ابتداي اين مطلب نوشتم، به جز «پیک نت» و «بالاترین» و برخي عناصر فريبخورده خارج از کشور، هيچكس در ايران براي اين آقاي دكتر تره هم خرد نميكند، اما وقتي ديدم این بار مهدی خزعلی برای القای دروغهایش به آیت الله بهجت متوسل شده و قصد دارد با اين شيوه تخيلاتش را واقعي جلوه دهد، تصميم گرفتم كه من هم خاطره ای از یکی از دوستانم بنويسم تا پاسخی باشد بر دروغهای خزعلی:
جناب دکتر خزعلی! اتفاقا من هم دوست طلبهای دارم که از قضا مثل دوست شما، یزدی است. یک ماه پیش و پس از رحلت آيت الله بهجت خاطرهي جالبي برايم تعريف كرد كه پاسخي است به دروغ تازه شما. اين رفيق يزدي ما ميگفت: چند سال پیش به محضر آیت الله بهجت رفته بودم. وقتی مرحوم آیت الله بهجت متوجه شد که من یزدی هستم، به من گفت که من با یزدیها هميشه یک شوخی میکنم، برای شما هم بگویم؟» بعد مرحوم آيت الله بهجت همین مطلب را به اين دوست ما هم گفته بود که «میدانی بین یزدی و یزید فقط یک حرف فاصله است!» آيت الله بهجت بعد از آن از دوست طلبه ما دلجویی کرده بود که مبادا از اين شوخي ناراحت شده باشد!
حالا آدمی مثل مهدي خزعلی پیدا شده و با ذكر اين شوخي معمولي، ميخواهد از مقام و منزلت آيت الله بهجت و نيز محبوبيت آن مرحوم بين مردم سواستفاده كند و با اين شيوههاي نخ نما شده، مثلا دروغي را عليه آيت الله مصباح منتشر كند. جالب اينجاست كه آيت الله مصباح خود از شاگردان برجسته آيت الله بهجت به شمار ميآمد و مهدي خزعلي هم سالها بايد تلاش كند تا اين مسائل را درك كند!
من حاضرم براي اثبات حرف خود و افشاي دروغهاي خزعلي خاطرات دوستان يزديام را در اين خصوص منتشر كنم به شرط اينكه آقاي خزعلي هم لطف كند و بگويد چطور متوجه شده كه اين حرف آيت الله بهجت، شوخي نبود؟!
لينك هاي مرتبط:
اعلام برائت آيت الله خزعلي از پسرش مهدي خزعلي: مدت مديدي است پسرم مهدي خزعلي از راه مستقيم منحرف شده، درست در خط مقابل قرار گرفته و هر چه نصحيت ميكنم و براي هدايتش متوسل به اولياي خدا ميشوم، اثر نميكند.
آيت الله خزعلي : سخنان پسرم بيانگر نظر و ديدگاه اينجانب نيست: فرزند بنده(مهدي خزعلي) نه تنها از بنده كه از قول برخي از بزرگان از جمله علامه طباطبايي كه هرگز ايشان را نديده نقل قول كرده و مدعي ميشود كه مستقيما از ايشان شنيده است.

دوستت هم یک پدرسوخته ای مثل خودت هست. از تو پدرسوخته تر و دروغگوتر توی وبلاگ نویسهای فارس ندیدم. نهایت رذالتی، واگذارت می کنم به خدا.
درست است که مهدی خزعلی چرت و پرت زیاد می گوید ولی نمی توان ارتباط او را با باند حسن روحانی و هاشمی رفسنجانی انکار کرد.
جدا میخوای من ضبط کنم برای شما بفرستم. اینم یه راهیه!
حرف حق هميشه تلخ است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
از صفات خداوند ستارالعیوبیشه. در معراج پیامبر ص وقتی حضرت از خداوند استدعا میکنه گناهان امتم را از پیامبزان دیگر مخفی کن جواب میشنوه از خودت هم مخفی میکنم حالا چطور خداوند به انسانهایی در حد مرحوم بهجت اجازه میده ابروی افراد را در حضور دیگران ببرد فقط مخ پر هواهای شیطانی مهدی خزعلی میفهمد .نه دزدی کرده نه رانتخواری ونه…تا مستحق ابرو ریزی باشد .
از قدیم گفتن اگه میخوای معروف شی به یه آدم مهم فحش بده . حکایت شما و احمدی نژاد که با ناسزا گفتن به بزرگانی چون هاشمی و دکتر خزعلی در پی معروف کردن خودتونید حکایت همین ضرب المثله
نام دکتر خزعلی در تاریخ ایران بعنوان آزادیخواهی بزرگ جاودانه میماند . کسی که بدلیل اینکه پدرش مجیزگوی احمدی نژاد بود میتوانست به بالاترین مناصب دولتی برسد اما روح غنی و آزاده اش اجازه نداد بخاطر چند روز دنیا آخرت خود را بفروشد و چه سختیها که تحمل کرد و دم بر نیاورد .
(اگه سخنانم رو سانسور کنی تمام این متنها رو کپی میکنم و در سراسر اینترنت منتشر میکنم )
دوست جان! من ازتهديد شما ترسيدم و سانسور نكردم. شما هم قول بده يه بار زبانم لال تو اينترنت منتشر نكني!
ببخشيد كه ربط نداره آهستان عزيز ولي براي فراغ خاطر دوستانمون بهتره از ندا هم بگي
http://www1.farsnews.com/newstext.php?nn=8804021341
ahestan az neda nemigooyad ahestan sokhangoye haramzadeha bisharafha bivatanhast
agar yek zare vejdan yek zare shoor va ya yek zare iman dasht hagez ghalam kasifash inha ra ne minevesht
اولا با یک دوست موافقم.چون اگر دکتر خزعلی فکر منفعت خود بود میتوانست مانند خیلی از آقایان با استفاده از موقعیت پدرش بهترین جایگاه ها را داشته باشد.
دوما شما اگر اهل فکرو مطالعه بودی و واقعا دنبال حقیقت, خودت را به این فارس نیوز و رجا محدود نمی کردی و یکم مطالعه می کردی.wikipedia که انشا الله می دانی چیست؟ حداقل اونجارو بخون..شخصیت آقای مصباح برای همه شناخته شده است و احتیاجی به دفاعیات شما ندارد!!کتاب های ایشان هم در بازار موجود است.برو بخوان تا با تفکرات به شدت روشن فکرانه ایشان آشنا شوی!! هر چند شما اگر غیر از فارس نیوز چیزی میخواندی که این حرفها را نمی زدی!!
آقایان آمده اند می گویند مگر bbc دلسوز ماست که خبر را از آنجا گوش می کنید؟؟ من نمی دانم از کی تا به حال خبرگزاری ها باید از سر دلسوزی فعالیت کنند؟؟وهر کس که واقعیت های تلخ ما را بگوید دلسوز ما نیست!!خبر گزاری باید خبر بدهد نه مثل تلویزیون ایران هر چه به نفعش است نشان می دهد و هر چه نیست سانسور می کند.یکطرفه همه را متهم می کند و مهمانانش مجیز گویان دولتند.این تلویزیون و رسانه ملی است؟؟؟یا رسانه دولت؟
دل آدم خون می شود از سادگی و تعصب بعضی ها…
آهستان: اولا مسئوليتها را بخاطر پدر و مادر تقسيم نمي كنند! ثانيا شما بيا و چند خط از كتابهاي آيت الله مصباح براي ما تعريف كن. اصلا بيا و براي ما توضيح بده كه حرف آقاي مصباح چي هست؟
برای شناختن شخصیت آقای مصباح:
http://tiny.cc/mesbah
http://tiny.cc/mesbah0
http://tiny.cc/mesbah1
http://tiny.cc/mesbah2
http://tiny.cc/mesbah3
سلام
من واقعا تاسف خوردم . . .
واقعا آدم میمونه به این حسین و رییس این سایت چی بگه؟م جان اینها اهل مطالعه و تتبع هستند اما اهل تفکر نیستند. قرآن مثال خوبی میزنه از این افراد ( کمثل … بگم ؟بگم ؟ البته ما مثل اون رییس جمهورتون لمپن بازی در نمیاریم که هر چی به زبونمون بیاد بگیم ولی مزید اطلاع همگی عرض میکنم که مصباح یزدی یکی از موسسین انجمن حجتیه است و اساس اعتقاد حجتیه ایها بر آنارشیسم استواره. و اگه دقت کنید همین احمدی نژاد از زمانی که اومده بین همه میاندو هم زنی میکنه و همه رو به جون هم انداخته.زبانش فتنه انگیزی میکنه و جالب اینجاست که این تفکر باطل که برادر رو به جان برادر انداخته این کار رو به بهانه فرج امام زمان انجام میده و البته بین خودمون باشه اگه این 4 تا هوادار ساده لوحشو فاکتور بگیریم هدف گل آلود کردن آب و قبضه کردن قدرت و جمع کردن مال و مناله ……. بر وهابی و صهیونیست و حجتیه ای لعنت (من مذهبی به اون شکل نیستم ولی از بس خنگ بازی شما رو تو مسائل دینی دیدم رفتم تحقیق کردم و فهمیدم چی به چیه . )
اطلاع از نام کامل شاگردان آیت الله العظمی بهجت با توجه به تعداد زیاد شاگردان ایشان و منابع اطلاعاتی محدود کار آسانی نیست. در این نوشتار سعی شده است تا براساس اطلاعات موجود، علاوه بر ذکر اسامی بعضی از چهره های شاخص شاگردان ایشان، شناخت اجمالی از این شاگردان ارائه دهیم:
محمد تقی مصباح یزدی: وی که یکی از شاگردان اصلی آیت الله بهجت محسوب می شود، علاوه بر عضویت در مجلس خبرگان رهبری، ریاست شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت و موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی را نیز بر عهده دارد.
علی اکبر مسعودی خمینی : وی در حال حاضر تولیت حرم حضرت معصومه (س) را به عهده دارد.
مرحوم سید مهدی روحانی: او نماینده خبرگان قم و از اعضای بلندپایه جامعه مدرسین بود. خانواده روحانی از خانواده های سرشناس قم محسوب می شوند. دو پسر عموی سید مهدی یعنی، سید محمد و سید صادق روحانی از عالمان سرشناس قم هستند.
ابوالقاسم خزعلی: وی علاوه بر عضویت در مجلس خبرگان قانون اساسی، به طور متوالی در سه دوره به نمایندگی مجلس خبرگان از سوی مردم خراسان انتخاب شد. وی همچنین از اعضای جامعه مدرسین و شورای نگهبان قانون اساسی بوده است. وی در مجلس ختمی که از سوی جامعه مدرسین برگزار شد، گفت: «پس از فوت آیت الله العظمی بروجردی قم شاهد چنین تشییع جنازه ای نبود.»
http://o.blogfa.com/جالبه که اقای ابطحی از هواداران موسوی میباشد
چرا بعضی از ماها همیشه فکر می کنیم که خبری که توی cnnیا bbc و … پخش میشه حتما درسته ولی رادیو تلویزون ما حتما دروغ میگن
من منکر این نیستم که صدا وسیما سانسور نداره چرا داره و باید هم داشته باشه همونجور که شبکه های اون ور آبی این کارها رو میکنند از خودمون بپرسیم چرا تو این دنیای به این بزرگی انقدر اخبار ایران براشون مهمه
چرا انقدر دلسوز مردم ایران هستند
این شبکه ها وابسته به همون قدرتهایی هستند که به خاطر اینکه تو ایران عزیز ما زندگی کنند از دولت ما حق توحش میگرفتند
عزیزان من یک کم بیشتر مطالعه کنیم فقط تقلید کورکورانه نکنیم
مسلمونی فقط به نماز خوندن یا روزه گرفتن نیست ما نباید پشت سر علمایی همچون ایت الله مصباح اینجوری حرف بزنیم
اونها عمرشون رو صرف اسلام کردند اونها 60 – 70 سال درس خوندن تا الان این نظریات رو بدن
ما یک روزی می میریم و باید در پیشگاه عدل الهی در مورد همه حرفها و اعمالمون جوابگو باشیم پس سعی کنیم با طناب دیگران تو چاه نریم و آخرتمون رو به دنیامون نفروشیم
برای منهم جالبه که همین بی بی سی بود که زمان انقلاب 57 اخبار انقلاب رو می گفت و شاه هم بخاطر همین بشدت از دستش شاکی بود. من دفاع از عملکرد بی بی سی نمی کنم. مسلم که بی بی سی باید به فکر منافع کشورش باشه اما سئوال اینجاست که چرا مردم از فرط کمبود و ساسنور اطلاعات به بی بی سی روی میارند. یکم مواضع شاه رو در مورد بی بی سی مطالعه کنید حرفاش خیلی شبیه حرف های شماست.
چطور انقدر راحت پشت سر آقای هاشمی حرف می زنید؟؟ آیا نباید در پیشگاه عدل الهی در مورد همه حرفها و اعمالتون جوابگو باشیم؟؟
چطور ؟؟
اینکار را رییس جمهور منتخبتان به همه یاد داد..اینکه پشت سر بزرگان به راحتی حرف بزنیم و آنها را زیر سوال ببریم!!مگر هاشمی و مصباح دارد؟؟آره عزیزم.مسلمونی به شعار دادن هم نیست!!تقلید کورکورانه هم نیست..دلیل نمی شود چون یکی اسمش آیت الله است هر چه گفت همان باشد.پس خدا برای چه به همه انسانها عقل داد.می توانست فقط به یک عده بدهد که آیت الله شوند وهر چه می گویند همه گوش دهند..اما به همه عقل داد.
مافیا به گروههایی ذینفوذ و در سایهای اطلاق میگردد که بصورت اختاپوسی برشبکه های مالی، تجاری و صنعتی یک کشور پنجه میاندازد. گروههای مافیایی همواره درصدد کسب ثروت بوده و برای حصول و حفظ آن، لاجرم میبایست صاحب قدرت نیز گردند. مافیا با برخورداری از ثروت بیحد وحصر در وهلۀ اول سعی میکنند با حمایت از برخی سیاستمداران، ارادۀ خود را به آنان تحمیل کرده و شبکۀ ثروت را از پشتیبانی سیاسیون برخوردار نمایند. این گروههای مخوف و هولناک، چنانچه موانعی در مقابل خود مشاهده نکنند، خواهند کوشید تا با بالا رفتن از نردبان قدرت، از یک طرف، روند کسب و حفظ ثروت را تسریع نموده و از طرف دیگر برای خود مصونیت آهنین و چند لایه ایجاد کنند.
گروههای مافیایی که اصطلاحاً به «دولت در سایه» معروف می باشند برای رسیدن و دستیابی به اهداف و مقاصد خود از هیچ اقدامی دریغ نمیکنند. « تهدید و ارعاب » ، « تخریب و بیشخصیت نمودن اشخاص» و «حذف فیزیکی» از جمله شیوههای مافیا برای برخورد با رقیبان و عوامل سدکننده میباشد.
کشور ایران نیز از این قاعده مستثنی نمیباشد و در چند سال گذشته- بویژه شرایط پس از جنگ- یک جریان مافیای بسیار بزرگ در کشور شکل گرفته است که با بهرهگیری از رانتهای بیشمار دولتی، به دنبال کسب ثروت بیشتر و توسعۀ قدرت خود میباشد. محفل موسوم به کارگزاران سازندگی و خاندان آقای هاشمیرفسنجانی مصداق بارز این شبکه مافیایی است.
در این سلسله نوشتار به معرفی و ذکر اقدامات آنان در دو عنوان جداگانۀ «عالیجنابان قدرتطلب» و « مافیای ثروت و قدرت» خواهیم پرداخت. عالیجنابان قدرتطلب که شمارۀ اول آن منتشر شدهاست- به معرفی و فعالیتهای مافیایی عناصر حزب کارگزاران سازندگی میپردازد و مافیای ثروت و قدرت نیز، روشنگری پیرامون خاندان آقای هاشمی رفسنجانی را وجهۀ همت خود قرار داده است. امید آن داریم که مورد توجه مردم عزیز کشورمان بویژه – نسل جوان- قرار گیرد.
» اعمال قدرت برای تبدیل اراضی منابع طبیعی به ویلا
آقای محمد هاشمی (برادر آقای هاشمی رفسنجانی) با استفاده از نفوذ و قدرت خود در سال 1380، چندین هکتار از اراضی منابع ملی پلاک 24 اصلی، موسوم به لالانِ شهرستان شمیرانات (واقع در فشم) متعلق به اراضی منابع طبیعی را تصرف مینماید.
1) مدیرکل منابع طبیعی استان تهران ( غلامعباس عبدینژاد) در تاریخ 26/4/83 طی نامۀ شمارۀ 11697/67 خطاب به دفترخانۀ اسناد رسمی شمارۀ 539 تهران، درخواست نموده تا نسبت به ثبت و انتقال قطعی 12450 مترمربع از اراضی منابعملی پلاک 24 موسوم به لالان، با استناد به مجوز شماره 5/2321 صادره در تاریخ 7/3/80 از ریاست سازمان جنگلها و مراتع کشور، به محمد هاشمی اقدام نماید.
آقای محمد هاشمی قبل از انتقال سند فوق، اقدام به فروش یا انجام قراردادهای صوری جهت انتقال سند قسمتهای دیگری از ملک تصرفشده به نام نزدیکان خود نموده است.
2) محمد هاشمی (قبل از اقدامات ذکر شده در بند 1) اقدام به تأسیس شرکت «کوثر پارس» به شماره ثبت 202662 به نام حمید رضا نظری (برادر خانم وی) ، فرزند محمد، متولد 1345، به شماره شناسنامۀ 1342 ، نموده که چند هزار متر از شش دانگ قطعۀ یک، به مساحت 492295 مترمربع اراضی پلاک 1066 فرعی و 24 اصلی را با نام این شرکت به ثبت میرساند.
3) مجتمع فرهنگی روشنگران متعلق به محمد هاشمی در تاریخ 11/10/1381 قطعه زمینی به مساحت 562 مترمربع از زمین متعلق به پلاک 24 اصلی لالان(فشم) را به خانمی به نام طاهره گلکار فروخته است.
لازم به ذکر است آقای محمد هاشمی در بخشی از متصرفات مذکور اقدام به ساخت دو مجتمع ویلایی فدک و ریحانه نموده که تاکنون حدود 18 واحد آن آماده و هر واحد به مبلغ 000/000/800/2 الی 000/000/000/3 ریال فروخته شده است. دفتر فروش این ویلاها در دفترچهای در مورد آنها آورده است: … در حال حاضر 18 واحد ویلایی مستقل با متراژهایی از 150 تا 350 مترمربع بنا و زمین از 400 تا 2250 مترمربع میباشد.
هر واحد ویلایی دارای شوفاژخانه مستقل، سرایداری، دو انشعاب آب، یک انشعاب برق و یک خط تلفن بوده و شهرک نیز دارای نگهبانی و جاده اختصاصی میباشد.بایک حساب سرانگشتی ساده میتوان به این موضوع پی بردکه تنهاازفروش 18واحدویلایی فوق مبلغ 000/000/000/54 ریال سود عاید محمد هاشمی گردیدهاست.
» سازمان بهینهسازی مصرف سوخت و خاندان آقای هاشمی
سازمان بهینهسازی مصرف سوخت، تحت سیطرۀ کامل مافیای قدرت و ثروت قرار دارد. اینان از این طریق علاوه بر کسب درآمدهای هنگفت، اقدامات مورد نظر خود را در پوشش این سازمان ساماندهی و پشتیبانی مالی مینمایند.
در حال حاضر امتیاز ساخت، تعمیر و نگهداری و واگذاری مراکز توزیع CNG (گاز فشرده طبیعی) از طریق این سازمان در اختیار اعضاء این خاندان قرار گرفتهاست.خاندان آقای هاشمی با استفاده از این رانت 100 نشریۀ محلی و استانی را بین 000/000/4 تا 000/000/7 ریال و چند روزنامۀ سراسری را به میزان 000/000/000/1 پشتیبانی مالی مینمایندتا آنان درجهت سیاستهای مافیای ثروت و قدرت، افکار عمومی را شکل دهند.
» وجوهات بنیاد بیماریهای خاص در خدمت انتخابات
اسناد موجود در بنیاد بیماریهای خاص حاکی از آن است که در سال 1374 مبلغ000/000/000/2 ریال از وجوهات بنیاد بیماریهای خاص، تحت مسئولیت خانم فاطمه هاشمی (دختر آقای هاشمی رفسنجانی)، توسط آقای آشوری در اختیار ستاد انتخاباتی کارگزاران قرار گرفتهاست. با توجه به شرایط موجود سوء استفاده مالی از محل وجوهات بنیاد بیماریهای خاص در انتخابات آتی متصور میباشد.
» تبانی خانوادۀ هاشمی در قراردادهای نفتی خارجی
نامۀ افشاگرانۀ مدیر مستعفی شرکت استات اویل یکی از موارد رشوهگیری خانوادۀ هاشمی در قراردادهای نفتی است. آقای هوبارت ( مدیر مستعفی) طی نامهای به هیئت مدیرۀ شرکت مزبور، پرداخت سالیانه 000/500/1 دلار به مدت 10 سال به آقای مهدی هاشمی (پسر آقای هاشمی رفسنجانی) را به عنوان پورسانت تشریح کردهاست.
» اعمال نفوذ مافیای ثروت و قدرت در شهرداری
درپی درخواست صدور مجوز فروش برای باغی به وسعت 2270 مترمربع جنب پارک جمشیدیه، از طرف مالک آن (خانم فرزین)، با تبانی صورت گرفته بین آقای علی هاشمی(برادرزادۀ آقای هاشمی رفسنجانی) و کرباسچی( شهردار وقت تهران) به بهانۀ طرح گسترش پارک جمشیدیه، این مجوز صادر نگردید و با تحت فشار قرار دادن و تهدید و ارعاب وی از طرف شهرداری ، علی هاشمی به عنوان نماینده شهرداری، ملک فوق را به نام مریم هاشمینژاد کشکویی(همسر وی)، به مبلغ ناچیز 90 میلیون تومان خریداری نمود و با رفع موانع فروش و عوامل کاهش دهندۀ قیمت، آنرا پس از چند ماه به مبلغ 000/000/900/1 ریال به فروش رساند.
علی هاشمی بابت ملغی شدن طرح عظیم گسترش پارک جمشیدیه که زمین فوق راکاملاً دربر میگرفت ومانع اصلی فروش آن محسوب میشد و منتفی شدن طرح تعریض خیابان جمشیدیه که درآن پانصدمتر ازباغ فوق برای عبورمسیل درنظرگرفته شده بودمبلغ 000/000/350 ریال به عنوان رشوه و حق السهم به کرباسچی (شهردار وقت تهران) پرداخت نمود.
اجرای سیاستهای غلط اقتصادی در دولت موسوم به سازندگی، پیامدهای زیانباری را به کشور تحمیل کرد. شکاف طبقاتی و ایجاد فاصلۀ بین طبقۀ ثروتمند و کم درآمد از آن جمله است. در طی این سالها متأسفانه این فاصله به نسبت 70 به 1 رسیده است. بدین ترتیب که چنانچه یک فرد ثروتمند 000/700 ریال درآمد کسب میکرد در مقابل یک فرد کم درآمد 000/10 ریال درآمد میداشت.
روند شکلگیری مافیای ثروت و قدرت
دربالا ذکر گردید که یک جریان مافیایی پیچیده در ایران شکل گرفته است که خاندان آقای هاشمی رفسنجانی در راهبری آن نقش بسیار مهم و بسزایی را ایفاء مینمایند. در این شماره روند شکلگیری این جریان مافیایی بازشناسی میگردد.
شرایط اضطرار در زمان جنگ، تمرکز دولتی را در چرخه اقتصادی بوجود آورده بود. از این رو پایان یافتن جنگ و منتفی شدن شرایط اضطرار، آزادسازی اقتصادی را مورد توجه قرار میداد.شرایط جدید در عرصه اقتصاد، برخی از مدیران دولتی و خانوادۀ معدودی از مسئولین را از رانتهای اقتصادی بهرهمند ساخت که در این میان خاندان آقای هاشمی رفسنجانی – به دلایل متعدد – بیش از دیگران ، از رهاورد مذکور منتفع گردیدند.
اما این پایان کار نبود، بلکه تنها یک آغاز بود. رانتخواران در عرصه قدرت و سیاست با یکدیگر پیوند خوردند که نتیجه آن جریان مافیایی موسوم به کارگزاران را به منصه ظهور رسانید. این جریان با پشت سر گذاردن چند سال طلایی ، قانونی ساختن رانتخواری و تداوم آن را مد نظر قرار داد. بر این اساس تصمیم گرفتند از یک سو در مرکز قانونگذاری حضوری پررنگ و فعال داشته باشند و از سوی دیگر با استمرار بخشیدن به ریاست جمهوری آقای هاشمی – به زعم خود – روزهای پرفروغتری را به نظاره بنشینند.
اعلام موجودیت کارگزاران سازندگی در آستانه پنجمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی ناظر بر عملیاتی ساختن اهداف موصوف بود. ناکام ماندن مافیای ثروت و قدرت در هر دو صحنه مذکور باعث گردید که شرایط جدیدی را پدید آورند که با مقتضیات سیاسی آنان همخوانی نداشت. اکنون این جریان مافیایی، با از دست دادن برخی از کانونهای رانتخیز، موجودیت، حصول ثروت و توسعه قدرت خود را در خطر میبینند. از این رو با به صحنه کشیدن آقای هاشمی سعی دارند ایشان را هزینۀ حفظ منافع خود کنند
» منطقۀ آزاد کیش در اختیار خاندان آقای هاشمی
بر اساس اسناد موجود، حدود 000/200 مترمربع (حداقل) از گرانترین زمینهای منطقۀ آزاد تجاری کیش در اختیار فرزندان و نزدیکان آقای هاشمی رفسنجانی است و آنها سرمایهگذاریهای کلانی در این منطقه انجام دادهاند.
بطورکلی این باند خود را مالک و ارباب کیش دانسته و نبض اقتصادی این منطقه را در اختیار گرفتهاند. بگونهای که افراد خارجی که برای سرمایهگذاری به کیش رفت و آمد میکنند، ناچارند مبالغ قابل توجهی پورسانت به عناوین مختلف مانند کمک به امور خیریه و … به فرزندان آقای هاشمی بپردازند.
این جریان مافیایی در ادامۀ فعالیتهای خود اقدام به تأسیس یک باند هواپیمای خصوصی در کیش نمودهاست تا از این طریق کالاهای خود را مستقیماً وارد کشور نمایند.
» بذل و بخشش از اموال عمومی
بر اساس اسناد موجود، آقای محمد هاشمی (برادر آقای هاشمی رفسنجانی) هر ساله مبالغی از بودجۀ ریاست جمهوری را جهت کمک به افراد مورد نظر خود دریافت کردهاست.
در همین راستا وی لیستی 30 صفحهای از افرادی که مدعی بوده در سال 1383 به آنها سکۀ بهار آزادی و پول هدیه داده را به معاونت اداری مالی نهاد ریاست جمهوری تحویل دادهاست. گفته میشود که بیشتر موارد ذکر شده در لیست فوق ساختگی میباشد.
» سفر به مکه با هواپیمای اختصاصی
محمد هاشمی (برادر آقای هاشمی رفسنجانی) و خانواده به همراه مهدی هاشمی (فرزند آقای هاشمی رفسنجانی) و خانواده و همچنین خانواده مرعشی در ایام عید نوروز سال 1384 با یک هواپیمای اختصاصی به مکۀ مکرمه مسافرت نمودند.
این در حالی است که مردم عادی برای عزیمت به مکه و زیارت خانه خدا باید ماهها در نوبت قرار گیرند.
» فعالیت اقتصادی فائزه هاشمی در کانادا
یکی از نزدیکان خانم فائزه هاشمی (دختر آقای هاشمی رفسنجانی) در مورد فعالیت اقتصادی وی در کانادا میگوید :
فائزه (هاشمی) در کانادا دارای یکی از بزرگترین و مجهزترین شرکتهای ساختمانی است که در مناطق جنگلی اقدام به ساخت ویلاهای بسیار شیک مینماید.
فرد مورد نظر در ادامه میافزاید :
در کنار این کار فائزه (هاشمی) با انتقال نقشههای ساختمانی به سبک اروپایی و آمریکایی به ایران، سود زیادی عایدش میشود.
وی همچنین اظهار میدارد :
فائزه (هاشمی) علاوه براین دارای یک شرکت بازرگانی فعال در امر صادرات و واردات بوده که با همکاری باند مافیای صادرات لوازم آرایشی در جهان، اقدام به تجارت و سرمایهگذاری در این زمینه مینماید.
» کسب سود میلیاردی با زدوبند مافیایی
آقای محمد هاشمی (برادر آقای هاشمی رفسنجانی) در تاریخ 3/4/1376 موفق شد با استفاده از نفوذ و اعمال نظر مستقیم و خلاف قانون آقای کرباسچی (شهردار وقت تهران) در کمیسیون مادۀ 7، رأی صادرۀ این کمیسیون در سال 1365 مبنی بر «باغ بودن» یکی از املاک خود به مساحت 2283 مترمربع را باطل و رأی جدید مبنی بر «غیر باغ» بودن آن دریافت نماید.
لازم به ذکر است ملک مذکور با پلاک ثبتی 3/838 (به آدرس خیابان شهید باهنر، خیابان محمودی، اسفندیاری) بصورت صوری بنام خدیجه نظری (همسر محمد هاشمی) و فرزندان محمد هاشمی ثبت شده بود.
پس از صدور این رأی، ملک فوق با کمک آقای کرباسچی مورد تفکیک قرار گرفت که در این مرحله نیز با مساعدت و دخالت غیر قانونی آقای کرباسچی، قرار شد بجای دریافت مبلغ 000/000/400 ریال بابت تفکیک از طرف شهرداری، مبلغ ناچیز 000/000/120 ریال دریافت شود (یعنی 000/000/280 ریال تخفیف) که ظاهراً در مراحل بعدی و با تبانیهای صورت گرفته، همین مقدار نیز در نهایت پرداخت نشدهاست.
براساس اظهار نظر کارشناسان پس از این اقدامات غیر قانونی، ارزش افزوده ملک مذکور بالغ بر چند میلیارد ریال شدهاست که فقط از این منظر سودی در حدود 000/000/000/5 ریال عاید آقای محمد هاشمی گردیدهاست.
» نفوذ گستردۀ و انحصاری مافیای ثروت در صنایع هوایی
یکی دیگر از حوزههای فعالیت اعضای خانوادۀ آقای هاشمی رفسنجانی، شرکتهای هواپیمایی میباشد.
بدین ترتیب که این گروه در کلیۀ شرکتهای هواپیمایی دارای نفوذ گسترده بوده و حتی در بعضی موارد، بخشهایی را بصورت انحصاری در اختیار گرفتهاند.
علاوه بر این فرزندان آقای هاشمی، خرید و فروش صنایع هواپیمایی در چندین کشور را برعهده دارند و از این دلالیها سودهایی با ارقام نجومی عایدشان میشود.
» اعمال نفوذ محمد هاشمی در دانشگاه کرمان
بر اساس اسناد موجود، دختر آقای محمد هاشمی (برادر آقای هاشمی رفسنجانی) پس از قبولی در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه کرمان، با اعمال نفوذ محمد هاشمی و پرداخت 000/000/40 ریال جهت ادامۀ تحصیل، پروندۀ خود را از دانشگاه کرمان به دانشگاه امیرکبیر منتقل نمودهاست.
دولت موسوم به سازندگی با برآوردی غلط از وضعیت کشور و استقراض لجام گسیختۀ خارجی، بدهی کشور را به 000/000/000/40 دلار رسانید که متأسفانه پیامدهای آن متوجه قشر کم درآمد جامعه گردید.
سیطرۀ مافیای ثروت و قدرت
ایجاد سیطره بر شریانهای حیاتی کشور، یکی از اهداف مهم گروههای مافیایی است. این سیطره از یک طرف دولت را مجبور میکند تا در چارچوب منافع مافیا عمل نماید و از طرف دیگر این توانایی را به گروههای مافیایی میبخشد تا هرگونه اقدام مخالف منافع خود را با شوکهای ویرانگر پاسخ دهند.
بخش صنعت، گردش پول، بخش انرژی، صادرات و واردات کالا، بخش مسکن و… از مهمترین شریانهای حیاتی یک کشور محسوب میگردند. بر این اساس و در چند سال گذشته، مافیای ثروت و قدرت کوشیدهاند تا سیطرۀ خود را بر شریانهای ذکر شده بیش از پیش تقویت نمایند.
تأسفانه این سیطره، دولت آقای سید محمد خاتمی را در مسیری قرار داد که در پایان عمر هشت سالۀ خویش، انبوهی از مطالبات بدون پاسخ مردم – بویژه نسل جوان – را در مقابل خود مشاهده میکند.
در این نوشتار سعی بر آن است که ابعادی از سیطرۀ جریان مافیای ثروت و قدرت مورد بازخوانی قرار گیرد.
» شهرداری تهران در انحصار مافیای ثروت و قدرت
پس از بر سر کار آمدن دولت سازندگی و دستیابی باند مافیای ثروت و قدرت به مناصب اقتصادی واجرایی، با انتصاب غلامحسین کرباسچی به سمت شهردار تهران، حوزۀ نفوذ این باند به کلان شهر تهران نیزکشیده شد و این جریان بیش از پیش به سوءاستفاده از اموال عمومی ادامه داد. در شمارههای قبلی به گوشۀ کوچکی از این دستاندازی به اموال عمومی اشاره شد. از جمله :
1) بهرهگیری از اموال شهرداری جهت منافع حزبی و شخصی.
2) تغییر طرحهای بزرگ شهر تهران جهت منافع شخصی.
در ادامۀ همین روند، موارد زیر نیز قابل توجه میباشد.
الف) تغییرمسیر بزرگراه نیاوران جهت کسب ثروت منافع حزبی
در سال 71 مطالعات مربوط به ادامۀ بزرگراه نیاوران در دستور کار شهرداری تهران قرار میگیرد و در تاریخ 9/9/71 از سوی مهندسین مشاور معاونت فنی شهرداری، ادامه بزرگراه نیاوران از مسیر خیابان شهید سید کاظم موسوی شروع و در امتداد خیابان پاسداران تا پارک نیاوران مشخص و تصویب میشود.
در همین زمان مشخص میشود که ملکی به مساحت حدود 000/10 متر در حاشیۀ خیابان پاسداران (نارنجستان دوم)، متعلق به آقایان کرباسچی (بنام همسرش خیرالنساء عسگریان)، عبدا…نوری (بنام پسرش محسن نوری) و فرزندان آقای هاشمی رفسنجانی (مهدی، محسن و فاطمه) در طرح مذکور قرار گرفته است.
آنان متوجه میشوند که با وجود طرح مذکور قادر به هیچ کاری بر روی ملک فوق نیستند. لذا به دستور کرباسچی در تاریخ 4/6/72 طرح مذکور از مسیری که زمینهای افراد فوق را در بر می گرفت، حذف و به جای آن یک مسیر غیرکارشناسی و معوج (پیچ در پیچ) تصویب میگردد.
متعاقب این کار توسط شهرداری، دستور تفکیک ملک فوق (بدون پرداخت هیچگونه هزینهای) صادر گردیده و با تغییر کاربری آن به اراضی مسکونی، منافع سرشاری عاید افراد فوقالذکر میگردد.
از میان شرکاء فقط محسن هاشمی اقدام به ساخت منزل در آنجا نمودهاست. ضمناً تغییر مسیر بزرگراه نیاوران، محدودۀ ذکر شده را به یکی از مهمترین مناطق حادثهخیز تهران تبدیل کرده است.
ب) تصرف قسمتی از پارک چیتگر جهت احداث باشگاه اسب سواری
یاسرهاشمی (پسر آقای هاشمی رفسنجانی) در زمان ریاست آقای کرباسچی در شهرداری تهران، با استفاده از نفوذ خود در شهرداری توانست 000/45 متر مربع از اراضی پارک چیتگر را تحت عنوان فدراسیون سوارکاری کشور در اختیار بگیرد.
متعاقباً وی در مرحله دیگری 000/30 مترمربع از پارک مذکور را هم افزون بر متراژ قبلی تصرف مینماید. این درحالی است که در قبال این تصرفات هیچ گونه قرارداد فیمابین شهرداری و یاسر هاشمی به امضا نرسیده است. آقای یاسر هاشمی در این ملک اقدام به اجرای طرح پرورش اسب و باشگاه سوارکاری مجهز به استخر، سونا و جکوزی (برای استفاده اسبها) نموده است.
» قاچاق اشیاء عتیقه و کالای غیرمجاز
یاسر هاشمی در زمینۀ قاچاق اشیاء عتیقه زیرخاکی و میراث فرهنگی بسیار فعال میباشد. یکی از اقدامات وی در این زمینه، قاچاق میراث فرهنگی شهرستان قوچان میباشد. رفت و آمدهای یاسر هاشمی به شهرستان قوچان و همچنین ارتباطات وی با قاچاقچی اشیاء عتیقه در آمریکا (حسن ثابت بکتاش) بر کسی پوشیده نمانده است.
جدا از نفوذ یاسر هاشمی در بنادر و گمرکات و استفاده از رانتهای کلان در زمینۀ واردات و صادرات کالا، وی در زمینه قاچاق کالا نیز فعالیت دارد. یاسر هاشمی با استفاده از افراد وابسته به خود چندین دستگاه لنج باربری در بندر امام خمینی(ره) خریداری و اجاره نموده و در سطح گستردهای مبادرت به ورود و خروج کالا می کند.
»انحصار نفوذ در گمرکات و بنادر کشورتوسط مافیای ثروت و قدرت
یکی از مراکز تحت نفوذ و سیطرۀ مافیای ثروت و قدرت، گمرکات و بنادر بوشهر، امام خمینی(ره)، چابهار و آستارا میباشد و آنان در زمینۀ بازرگانی داخلی و خارجی و صادرات و واردات کالا فعالیت گستردهای دارند و از رانتهای اقتصادی ویژهای نیز برخوردار میباشند.
برای نمونه و جدا از این مسأله که کارهای مربوط به خاندان آقای هاشمی در گمرکات در اسرع وقت انجام میگیرد، پرسنل ارزیاب گمرک تخفیفهای ویژهای را در مورد کالاهای آنها در نظر گرفته و اجناس به سرعت ترخیص و به بازار عرضه میگردد. این در حالی است که سختگیری گمرکات در مورد بقیه مردم، زبانزد خاص و عام است و گاهی اوقات مراجعین به خاطر کوچکترین مسأله، ماهها پشت دربهای بسته منتظر مانده و مجبور به پرداخت هزینه و جریمههای کمرشکنی میشوند.
»انحصار مافیایی در تجارت پسته
صادرات پسته ایران در انحصار مافیای ثروت و قدرت است. چند تن از بازرگانان ایرانی که در خارج از کشور فعالیت دارند، بیان داشتهاند شرکتهای مهم جهان که در کار پسته فعالیت دارند، فقط از طریق اعضای این مافیا قادرند معاملاتی را در ایران انجام دهند و به دیگران اجازه داده نمیشود در این کار وارد شوند و این تجارت فقط در انحصار خاندان آقای هاشمی قرار دارد.
»تلاش برای همراه نمودن یک مجله پرتیراژ
آقای مهدی هاشمی (فرزند آقای هاشمی رفسنجانی) تلاش بسیار گستردهای را برای همراه نمودن مجلۀ خانواده سبز انجام داده است. این مجله که با مدیر مسئولی آقای هرمز شجاعی مهر و در شمارگان 000/500 نسخه منتشر میشود، تأثیر بسیار زیادی بر روی خانوادهها دارد.
خبرها حکایت از این مهم دارد که پس از ناکامی آقای مهدی هاشمی در اقدام مذکور، وی در صدد اعمال فشار به آقای هرمز شجاعیمهر برآمده است.
در بررسیهای به عمل آمده مشخص گردیدهاست که مهمترین خصوصیات و صفات جوانان ایرانی عبارتست از؛ حقطلبی، ظلمستیزی، عدالتخواهی و آرمانگرایی و … با این صفات و خصوصیات، آیا جوانان ایرانی حاضرند سیطرۀ مافیای قدرت و ثروت را بپذیرند ؟
پیوند مافیای ثروت و قدرت با فراماسونری
بدون شک جریان فراماسونری گستردهترین و مخوفترین شبکۀ مافیایی در جهان محسوب میگردد.
این شبکۀ عظیم که مشتمل بر 25000 لژ و 000/000/5 عضو میباشد، بر حسب ظاهر مبارزه با خرافهپرستی را به عنوان هدف خود بیان میکند. اما در واقع هدف اصلی آنان مبارزه با ادیان است و از این طریق نبرد بیپایانی را برای ریشهکنکردن ادیان- بویژه اسلام – تداوم می بخشند.
در حال حاضر این شبکه مخوف، تحت سیطرۀ صهیونیسم بینالملل قرار دارد و در راستای تسلط بر منابع و ازبین بردن فرهنگ و اقتصاد بومی کشورها، برخی از نخبگان سیاسی و فرهنگی و رسانههای ارتباط جمعی سراسر جهان را در خود جذب و هضم کرده است.
مافیای قدرت و ثروت ضمن پیوند خوردن با شبکۀ مافیایی ماسونی، عملاً در خدمت اهداف اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آنان درآمده اند.
در این نوشتار سعی شده است بخشی از پیوند مافیای ثروت و قدرت با مافیای ماسونی، برجسته گردد. از این رو به معرفی آقایان حسین ثابت بکتاش، محسن صفائیان و عبدالهی به عنوان نمودی از فراماسونری در ایران کنونی و ارتباطات آنها با مافیای ثروت و قدرت پرداخته میشود، امید است مورد توجه قرار گیرد.
الف) حسین ثابت بکتاش
حسین ثابت بکتاش، فرزند اسماعیل و متولد 1313 شهر مشهد میباشد. نامبرده در سال 1354 برای ادامۀ تحصیل به آلمان رفته و در رشتۀ مهندسی برق از دانشگاه برلین فارغ التحصیل شدهاست. همسر وی آلمانی بوده و یکی از برادرانش در آلمان در زمینۀ قاچاق اشیاء عتیقه فعالیت میکند.
ثابت پس از فارغالتحصیلی از دانشگا، مدتی را بعنوان دبیر، در مدارس آلمان به تدریس میپردازد. وی سپس با سرمایه یک وکیل ایرانی[؟!] به تجارت فرش روی میآورد و پس از کسب درآمدهای هنگفت در این شغل، از جزایر قناری اسپانیا (یکی از بزرگترین مراکز گردشگری و توریستی در جهان) سر درآورده و مبادرت به ساخت 9 هتل زنجیرهای در این جزایر میکند. وی در حال حاضر بزرگترین مؤسسۀ هتلداری را در اسپانیا اداره مینماید.
آقای حسین ثابت بکتاش در سال 1372 توسط اعضای حزب کارگزاران (خاندان هاشمی)، جهت فعالیت در کیش به آقای یزدانپناه (رئیس سابق منطقۀ آزاد کیش) معرفی میگردد و به توصیه آنها، 000/770 مترمربع زمین (هر متر 000/4 تومان، جمعاً معادل 000/000/080/3 تومان) در اختیار وی قرار میگیرد. لکن در قرارداد آن قید میشود که مبلغ توافق شده (بهاء زمینها)، پس از شروع بهرهبرداری پروژهها پرداخت گردد.
در حال حاضر طرحهای مختلفی از جمله؛ استخر دلفینها، شیرها و سه هتل از جمله هتل بزرگ داریوش در حال احداث میباشد. زمینهای فوق با تأسیسات کنونی از قرار متری 000/000/40 ریال، جمعاً معادل 000/000/000/080/3 ریال (سه تریلیارد و هشتاد میلیارد ریال) قیمتگذاری شده و این در حالی است که نامبرده قیمت اولیه را هم هنوز پرداخت نکردهاست.
آقای بکتاش با ضمانت و سفارش اعضای حزب کارگزاران و خاندان هاشمی تاکنون مبلغ 000/000/5 دلار وام جهت راه اندازی تأسیسات مذکور از بانک سپه شعبۀ لندن نیز دریافت نموده است. وی همچنین با حمایت مافیای ثروت و قدرت در تلاش است تا پروژههای در دست اجرای خود را باز هم گسترش داده و وسعت آنرا به یک سوم جزیرۀ کیش ارتقاء دهد. در همین راستا بکتاش اخیراً هتلهای هلیا، تماشا، پاییز و آریان را به قیمت تقریبی 000/000/000/90 ریال خریداری نموده و به احداث یک جادۀ مستقیم و مستقل، از فرودگاه به مقصد املاک خود مبادرت ورزیدهاست.
بر حسب مطالب بدست آمده وی تا کنون مجموعاً 000/000/000/800/1 ریال در کیش هزینه نموده است.
گفتنی است اخیراً آقای پرفسور سمیعی (ساکن آلمان) قصد داشت بیمارستانی بزرگ و عام المنفعه به نام «بیمارستان کیش» در این جزیره احداث نماید که با دخالت آقای ثابت و- با این عنوان که این پروژه را وی میبایست شخصاً انجام دهد- با اعمال نفوذ مافیای ثروت و قدرت، مقرر میشود که امتیاز این پروژۀ بزرگ به دختر آقای هاشمی رفسنجانی اعطا گردد و گفته میشود ثابت بکتاش نیز در این پروژه شریک خواهد بود.
در خصوص آقای ثابت نکات بسیار حائز اهمیت دیگری نیزوجود دارد که عبارتند از :
- ارتباط با سفرای کشورهای انگلیس، آلمان، کانادا و اسپانیا و حمایت آنان از آقای ثابت.
- شرکت در مهمانیهای سفارتخانههای خارجی در ایران.
- اعتقاد به لزوم برقراری روابط حسنه بین جمهوری اسلامی ایران و رژیم غاصب صهیونیستی.
- ارتباط ویژه با فرزندان آقای هاشمی رفسنجانی و انجام ملاقاتهای پنهان با آنها در خارج از کشور از جمله عربستان.
- واسطهگری بین مافیای ثروت و قدرت ایران و مافیای ماسونی در خارج از کشور.
- همکاری نزدیک برادر آقای ثابت بکتاش (حسن ثابت مقیم آلمان) در زمینه قاچاق اشیای عتیقه با یاسر هاشمی (پسر هاشمی رفسنجانی).
- حمایت متقابل ثابت بکتاش و خاندان هاشمی از یکدیگر
در روشنگریهای قبلی اشاره شد مافیای ثروت و قدرت خود را مالک و ارباب کیش دانسته و افراد سرمایهگذار در کیش مجبور به پرداخت پورسانت و هماهنگی با آنها میباشند.
از اینرو حجم بالای سرمایهگذاری (180 میلیارد تومانی) بکتاش در کیش، بیانگر ارتباط تنگاتنگ وی با آنان است. زیرا اینکار بدون هماهنگی با مافیای ثروت و قدرت امکانپذیر نبودهاست. از طرف دیگرنامبرده یکی از مهمترین حامیان این خاندان در سرمایهگذاریهای کلان درکشورهایی نظیر انگلیس،آلمان،کانادا بوده و یکی از عوامل پیوند و برقراری ارتباط آنها با سرمایهداران خارجی میباشد.
ب) محسن صفائیان
محسن صفائیان دارای وابستگی به مافیای ماسونی، ساکن آمریکا بوده و 12 سال به عنوان مترجم در سفرهای خارج از کشور آقایان محسن و مهدی هاشمی را همراهی میکرده است.
نامبرده در زمان مدیرعاملی مهدی هاشمی در شرکت تجهیزات دریایی وزارت نفت، به تأسیس یک شرکت در زمینه تأسیسات دریایی و با سهامداری مهدی و محسن هاشمی در انگلستان مبادرت میورزد. همچنین صفائیان با استفاده از نفوذ مهدی هاشمی در وزارت نفت، قراردادهای متعددی را با وزارتخانۀ مذبور منعقد مینماید.
ج) آقای عبدالهی
وی قبل از انقلاب صاحب چندین شرکت مهم از جمله صنایع چوب ایران بود که همزمان با پیروزی انقلاب به دلیل وابستگی به دربار و جریان فراماسونری، به خارج از کشور متواری گردید.
نامبرده پس از مدتی با مساعدت برخی از عناصر مافیای ثروت و قدرت به ایران مراجعت می نماید و حتی موفق میگردد بخشی از اموال خود را بازپس گیرد. آقای عبدالهی در سال 1377 یک ساختمان 6 طبقه واقع در خیابان ولیعصر بالاتر از سه راه عباسآباد را به حزب کارگزاران واگذار میکند.
وی همواره از اقدامات عناصر حزب کارگزاران سازندگی (عالیجنابان قدرتطلب) پشتیبانی کرده و گفته میشود کرباسچی در مسافرتهای خود به کانادا با نامبرده ملاقات مینماید.
مافیای ثروت و قدرت با میدان دادن به یک تیم 10 نفره از جریان فراماسونری در مؤسسۀ همشهری (در زمان تصدی آقای کرباسچی)، بستر بسیار مناسبی برای آنان فراهم نمودند. همچنین می توان از ارتباطات برخی از افراد خاندان هاشمی با دفتر فرح پهلوی ، نائینی، ایرج مستعان، ایرج جمشیدی و…که همگی دارای وابستگی به جریان فراماسونری میباشند نیز اشاره نمود.
رابطۀ مافیای ثروت و قدرت با انحصارطلبی و تمامیتخواهی
در شمارههای پیشین ذکر گردید که جریان مافیای ثروت و قدرت برای بدست آوردن ثروت بیشتر، نیازمند بالا رفتن از نردبان قدرت میباشد. قدرت از منظر این عالیجنابان دارای کارکردهای زیر است :
1) رسیدن به ثروت بیشتر
2) از بین بردن عوامل محدود کننده
3) ایجاد مصونیت آهنین برای حفظ ثروت و قدرت
کارکردهای مذکور باعث میگردد که جریان مافیا همواره مشیِ محافظهکاری، تمامیت خواهی و انحصارطلبی را پیشۀ خود سازد.
تلاش حزب کارگزاران سازندگی و خاندان آقای هاشمی برای در اختیار گرفتن اکثریت مجلس پنجم و تمدید ریاست جمهوری آقای رفسنجانی، ناظر بر رویۀ تمامیت خواهی و انحصار طلبی عالیجنابان قدرتطلب میباشد.
اکنون در دور جدید تمامیتخواهی و انحصار طلبی، مافیای ثروت و قدرت در صدد برآمدهاند تا علاوه بر بدست گرفتن کامل قوۀ اجرایی کشور، با افزودن یک تبصره به قانون، مجمع تشخیص مصلحت را نیزدر اختیار داشته باشند.
در این ارتباط آقای عطریانفر به نقل از محمد هاشمی میگوید :
اولاً آقای هاشمی مجمع تشخیص را از دست نمیدهد و بعداً یک ماده یا تبصره الحاقی به قانون اضافه میکنیم و کار را تمام میکنیم.
بدیهی است تحقق روند انحصارگرایی و تمامیتخواهی (برآیند حضور جریان مافیا در ساختار قدرت)، آثار زیانباری را بر جای خواهد
خواهد گذارد. از جمله :
- از بین رفتن تعامل منطقی دولت- ملت و منتفیشدن پروسۀ نظارت، پرسشگری و پاسخگویی
- حاکمیت یافتن خویشاوندسالاری به جای شایستهسالاری و شکلگیری پدیدۀ شوم هزار فامیل
- عدم بهرهگیری از نخبگان در فرآیند رشد و توسعه
- توقف روند چرخش نخبگان در ساختار قدرت و حاکمیت
- مختل شدن توازن و تعامل قوا در درون حاکمیت
- کند شدن روند تحولگرایی و ایجاد محافظهکاری در قوای اجرایی کشور
- توزیع نابرابر ثروت
- نادیده انگاشتن منافع ملی و اولویت یافتن منافع مافیایی
» تبانی خانوادۀ آقای هاشمی در قراردادهای نفتی خارجی
در شمارههای قبل مطالبی پیرامون نامۀ افشاگرانۀ مدیر مستعفی شرکت استات اویل در خصوص رشوهگیری خاندان آقای هاشمی در قراردادهای نفتی ذکر گردید و اشاره شد که آقای هوبارت (مدیر مستعفی) طی نامهای به هیئت مدیرۀ شرکت مزبور، پرداخت سالیانه 000/500/1 دلار پورسانت را به مدت 10 سال به آقای مهدی هاشمی (پسر آقای هاشمی رفسنجانی) تشریح نمودهاست.
دستگاه امنیتی با کسب اطلاع از این موضوع تصمیم میگیرد- بنابر وظیفۀ ذاتی خود- با مهدی هاشمی برخورد نماید. اما به دلیل نفوذ بسیار گسترده جریان مافیای ثروت و قدرت، نه تنها این پرونده بطور ناگهانی مختومه میگردد، بلکه در ادامه نیز عباس یزدان پناه (یکی از افراد اصلی بازداشتشده) که اعترافات مهمی علیه مهدی هاشمی انجام داده بود، با اخذ گذرنامه و هویت جدید، از کشور خارج و به انگلستان متواری میگردد.
شایان ذکر است که نامبرده از مهمترین حامیان مهدی هاشمی در معاملات خارج از کشور میباشد و در همین راستا مهدی هاشمی مبلغ 000/000/2 دلار به کارت اعتباری یزدانپناه درخصوص معامله با شرکتهای توتال، اِلف و نورینکوی واریز نموده است.
»اخراج یک خبرنگار از ستاد انتخاباتی آقای هاشمی!
به گفتۀ یکی از افراد نزدیک به آقای مهدی هاشمی (فرزند آقای هاشمی رفسنجانی) که در ستاد انتخاباتی آقای هاشمی رفسنجانی فعال میباشد، خانم «هنگامه. ش» که به خبرنگاری در این ستاد اشتغال داشت، به دلیل عدم پذیرش خواسته نامشروع مهدی هاشمی از این ستاد اخراجگردیدهاست.
به گفته فرد مزبور، خانم «ش» قصد دارد از مهدی هاشمی در این زمینه به دستگاه قضایی شکایت نماید.
»دستیابی به قدرت با تحمیل هزینه به اموال دولتی
در پی سوء استفادههای مکرر حزب کارگزاران و خاندان آقای هاشمی رفسنجانی از اموال دولتی برای رسیدن به قدرت، آقای مهدی هاشمی (فرزند آقای هاشمی رفسنجانی) در تاریخ 3/3/84 با استفاده از نفوذ خود، درخواستی مبنی بر واگذاری 15000 بند کاغذ اعلا را به وزارت بازرگانی ارائه مینماید.
با محاسبه دقیق، مقدار ذکر شده-که یک نمونه از اینگونه موارد میباشد- معادل 5/67 میلیون برگ کاغذ A4 خواهد بود و این بدان معنی است که مافیای ثروت و قدرت دقیقاً به ازاء هر ایرانی، حداقل یک برگ کاغذ در تبلیغات استفاده خواهند کرد.
با این حساب باید منتظر تبلیغات افراطی و توأم با اسراف عالیجنابان قدرت طلب (حزب کارگزاران سازندگی) باشیم. این در حالی است که قیمت کتاب در سالهای اخیر بسیار گران بوده و شاهد مثال آن نیز خرید بسیار پایین قشر دانشجو و فرهیختۀ جامعه از نمایشگاه کتاب میباشد.
»تلاش مجدد مافیای ثروت و قدرت برای دستیابی به قدرت
بنا به گفتۀ یکی از افراد نزدیک به خاندان آقای هاشمی، خانوادۀ ایشان از یکسال گذشته مشغول زمینهسازی و فعالیتهای تبلیغاتی برای ورود آقای رفسنجانی در عرصۀ انتخابات بودهاند و در همین رابطه با افراد صاحب نفوذ در وزارتخانهها و سازمانهای دولتی ارتباط برقرار کرده و وعده وعیدهای بسیاری را پیرامون ابقاء آنان در سمتهای فعلی دادهاندکه معمولاً این ملاقاتها در هتل استقلال صورت میپذیرفته است.
فرد مذبور همچنین اظهار میدارد که خاندان آقای هاشمی – با وجود تأمین پوسترها و پلاکاردهای تبلیغاتی از مرکزیت حزب- تا کنون برای هر استان مبلغ 000/000/000/10 ریال بابت هزینههای ایاب و ذهاب، تغذیه و… پرداخت کردهاند که مجموعاً این هزینهها بالغ بر حدود 000/000/000/300 ریال میباشد.
» استفاده از امکانات دولتی در دور جدید تلاش برای دستیابی به قدرت
خاندان آقای هاشمی در پی تلاش جدید خود برای در اختیار گرفتن قوۀ مجریه، از نفوذ خود در دستگاههای دولتی تا حد امکان استفاده مینمایند. برای نمونه به بعضی از آنها اشاره میشود :
1) در اختیار گرفتن یک ساختمان هفت طبقه (واقع در خیابان نیاوران، جنب مهمانسرای وزارت امورخارجه) برای بهرهبرداری تبلیغاتی با استفاده از نفوذ در دانشگاه آزاد و هماهنگی با آقای جاسبی
2) در اختیار گرفتن یک ساختمان واقع در خیابان عباسآباد (چهارراه مهناز)، متعلق به وزارت علوم و فناوری
3) در اختیار گرفتن یک ساختمان واقع در چهارراه جهان کودک متعلق به وزارت نفت
4) استفاده از ساختمان و امکانات مجمع تشخیص مصلحت نظام جهت امور تبلیغاتی آقای رفسنجانی
5) استفاده از ساختمان و امکانات مرکز مطالعات استراتژیک (وابسته به مجمع تشخیص مصلحت نظام) برای امور تبلیغاتی
سرمایهگذاری فرامرزی مافیای ثروت و قدرت
جریانهای مافیایی در سراسر جهان، از طریق فعالیتهای غیرقانونی و نامشروع (اخذ پورسانت، زد و بندهای اقتصادی، پولشویی، قاچاق و… ) صاحب درآمد و سرمایههای کلانی میگردند.
آنان هیچگاه به سرمایهگذاری در درون کشور متبوع خود تمایلی نشان نمیدهند و به طور معمول دارائیهای خود را به کشورهای ثالث منتقل کرده و در آنجا سرمایهگذاری میکنند.
جریان مافیایی در ایران هم از این قائده مستثنی نیست. اینان نیز مانند همتایان خود در سراسر جهان چندان متمایل به سرمایهگذاری در داخل کشور نبودهاند. در چرایی این موضوع توجه به برخی از ابعاد این پدیده، بسیار قابل تأمل و آگاهی بخش میباشد.
در نگاه اول به نظر میرسد این امر فقط به دلیل ایجاد مصونیت و جلوگیری از توقیف ثروت باشد، اما نگاهی عمیقتر به این مسئله، ابعاد دیگری را نیز نمایان میسازد.
یکی از نگرانیهای دائمی گروههای مافیایی، افزایش آگاهی اذهان عمومی، نسبت به اقدامات و عملکرد آنها است. سرمایهگذاری جریان مافیا در داخل کشور از یک سو ابعاد و فعالیتهای گستردۀ اقتصادی آنان را پدیدار میسازد و از سوی دیگر اذهان عمومی در مقام پرسشگری، خواهان توضیح و چگونگی تحصیل این سرمایهها میشوند.
پرسشگری جامعه و پدیدار شدن ابعاد فعالیتها و چگونگی کسب سرمایههای نامشروع، به صورت بدیهی، انزجار مردم از مافیای ثروت و قدرت را در پی خواهد داشت و تحقق این فرآیند در جامعه، مانع از قدرتیابی آنان – بویژه در عرصههای انتخاباتی – خواهد شد.
» تأسیس مرکز توریستی برای عالیجنابان خارجی
خانوادۀ آقای هاشمی پس از خرید یک قطعه زمین به مساحت 000/100 متر مربع در یکی از خوشآب و هواترین مناطق کانادا (قسمت شمالی شهر تورنتو و در حاشیه جنگل) با مشارکت سازمان جهانگردی و گردشگری کانادا، اقدام به تأسیس مرکز تفریحی- سیاحتی بسیار زیبا و مجهز نمودهاست. این مرکز بهآخرین سیستمهای موجود تجهیز شده ودر نوع خود از موارد بینظیر دنیا محسوب میشود.
محل مذکور که دارای باند پرواز هلیکوپتر نیز میباشد، مختص افراد صاحب نفوذ ، سرمایه داران و جهانگردان ثروتمند طراحی شده و دارای امکانات تفریحی بسیار گرانقیمت بوده و هزینۀ ورودی آن بسیار بالا میباشد. لازم به ذکر است که 49% این پارک اشرافی به خانوادۀ آقای هاشمی، و بقیۀ آن به سازمان جهانگردی کانادا تعلق دارد.
» اتوبان خاندان هاشمی در کانادا
یکی از موارد عمدۀ سرمایهگذاری خاندان آقای هاشمی در خارج از کشور، پروژههای مهم ساختمانی، راهسازی، پلسازی و اتوبان میباشد. اینگونه قراردادها معمولاً با مشارکت یکی از شرکتهای صاحب نفوذ کشورهای مورد نظر تنظیم میگردد.
یکی از این پروژههای سودآور، اتوبانی به طول 150 کیلومتر در شهر تورنتو در کشور کانادا است. این اتوبان از نظر جغرافیایی در موقعیت بسیار مناسبی واقع شده است و دارای ورودی و خروجی به تمام معابر مهم شهر تورنتو میباشد و در بین مردم آنجا به اتوبان هاشمی معروف است.
بر اساس اخبار، خاندان آقای هاشمی این اتوبان را با مشارکت بانکSBS کانادا احداث کرده و روزانه از محل دریافت عوارض آن، سود قابل توجهی عاید آنها میشود. این در حالی است که برابر اعلام منابع رسمی کشورمان دارای 1000 نقطۀ حادثه خیز در جاده های مواصلاتی میباشد.
» ساخت و ساز ویلا در خارج از کشور
افراد خانوادۀ آقای هاشمی زمینهایی با متراژ بالا را در حاشیه جنگل (در شهر های تورنتو و وگنور کانادا) خریداری کردهاند که از طبیعت زیبا و بسیار مفرّحی برخوردار است. آنها در این املاک چندین ویلای بسیار شیک و مجهز به مدرنترین وسایل رفاهی احداث نموده اند.
مساحت هر کدام از این ویلاها حدوداً بین 10 الی 20 هزار متر مربع میباشد که فقط میلیونها دلار صرف هزینۀ محوطه سازی هرکدام از آنها شده است. لازم به ذکر است که این ویلاها جزء زیباترین ویلاهای کانادا محسوب میشوند.
» تأسیس شرکت نفتی و احداث ویلا در انگلستان
همانطور که در خبرهای قبلی ذکر گردید، مهدی و محسن هاشمی (فرزندان آقای هاشمی رفسنجانی) دارای یک شرکت تجهیزات نفتی در انگلستان میباشندکه با توجه به مناصب قبلی و نفوذ مهدی هاشمی در وزارت نفت، یکی از مهمترین شرکتهای حاضر در مناقصههای نفتی ایران و خاورمیانه محسوب میشود.
مدیرعامل این شرکت فردی به نام محسن صفائیان (مقیم آمریکا) میباشد که به مدت 10 سال – به عنوان مترجم- اعضای خانواده آقای هاشمی را در سفرهای خارجی همراهی کردهاست.
صفائیان با بخشی از سود سالیانه این شرکت تا کنون اقدام به احداث چندین ویلای مجهز و شیک درخوشآب و هواترین مناطق انگلستان برای اعضای خانوادۀ آقای هاشمی نمودهاست.
» مافیا چگونه ثروتمند شدهاند
هرچند موارد ذکر شده، ابعاد بسیار کوچکی از سرمایهگذاری مافیای ثروت و قدرت در خارج از کشور بشمار میآید، لکن همین «مشت، نمونۀ خروار» این سؤال را در اذهان تداعی میکند که هزینۀ هنگفت این سرمایهگذاریهای کلان از کجا تأمین میگردد. در انتهای این نوشتار به گوشۀ بسیار کوچکی از موارد استحصال این اعتبارات اشاره میشود :
* سوء استفادۀ مهدی هاشمی (فرزند آقای هاشمی رفسنجانی) از نفوذ خود جهت واردات اتوبوس خارجی با تخفیف ویژه در حقوق گمرکی
* آزموده را آزمودن خطاست سوء استفادۀ مهدی هاشمی از نفوذ خود در دستگاههای اقتصادی و سیاسی و کسب اطلاع (رانت اطلاعاتی) برای خرید سهام بورس
* دریافت پورسانت توسط مهدی هاشمی از محل خرید 000/000/000/10 دلاری خرید هواپیمای ایرباس.
* دریافت 000/000/150 دلار پورسانت از قرارداد 000/000/000/1 دلاری شرکت نفت با شرکت زوگ سوئیس توسط مهدی هاشمی.
* دریافت پورسانت از شرکتهای ایتالیایی پیان تی،ای در جریان انعقاد قرارداد برای اجرای پروژههای 000/000/000/3 دلاری فولاد مبارکه، چادر ملو و خوزستان
* سوء استفادۀ مهدی هاشمی از نفوذ خود در وزارت نفت (با توجه به مناصب قبلی وی در این وزارتخانه) جهت موفقیت در مناقصهها و انعقاد قراردادهای سنگین نفتیِ وزارت نفت با شرکت مهندسی و ساخت تأسیسات دریایی ایران (متعلق به خاندان آقای هاشمی)
* دریافت پورسانت یاسر هاشمی از مدیرعامل شرکت فرانسوی اورلند در جریان خرید جیپ تاکتیکی (بنابر اعتراف مدیرعامل شرکت) برای ایران
* دریافت 000/000/1 دلار پورسانت توسط مهدی هاشمی برای صادرات اتوبوس به لیبی
* دریافت مبلغی در حدود 000/000/150 میلیون دلار به عنوان پورسانت توسط محمود هاشمی در جریان قرارداد شرکت متروی ایران با شرکت نورینکو
* دریافت 000/500/1 دلار به عنوان پورسانت توسط مصطفی داودیزاده (از بستگان نزدیک آقای هاشمی) در خصوص خرید اقلام الکترونیکی و زمینی از شرکت باب گرین
* دریافت 000/600 مارک پورسانت توسط مصطفی داودیزاده در جریان تعمیر تانکهای لهستانی
روابط پنهانی مافیای ثروت و قدرت
حرکت در سایه و پنهانکاری از ویژگیهای مهم و منحصر بفرد گروههای مافیایی است. این مؤلفه با ماندگاری و استمرار حیات آنان ارتباط مستقیم داشته و این گروهها را به شبکههای بسیار پیچیده و هولناک تبدیل کردهاست.
اما علیرغم این مهم، تردد و آمدوشدهای اجتنابناپذیر عناصر مافیا، میتواند یکی از مهمترین محورهای رهگیری و آگاهی یافتن از این گروههای مخوف باشد.
به طورکلی گروههای مافیایی به دلایلی چند، ناگزیر هستند به کشورهای مختلف ترددکنند. از جمله ؛
- برقراری ارتباط و هماهنگی با شبکههای مافیایی فرامرزی
- کسب درآمدهای نامشروع و غیرقانونی
- سرمایهگذاری در خارج از کشور متبوع خود
- تفریح و خوشگذرانی
رفت و آمدهای جریان مافیای ثروت و قدرت ایران نیز از این قائده مستثنی نبوده و میتواند در چارچوب موارد ذکر شده مورد ارزیابی قرارگیرد.
در این شماره مافیای ثروت و قدرت از منظر تردد به خارج از کشور و روابط پنهانی، مورد بازشناسی وکنکاش قرار میگیرد تا شاید ابعاد دیگری از تاریکخانۀ عالیجنابان هویداگردد. به این امید که موجبات تنویر افکار عمومی را فراهم سازد.
» رکورد شکنی خاندان آقای هاشمی در سفرهای خارجی
بنا به گفتۀ یکی از افراد نزدیک به خاندان آقای هاشمی، در چند سال اخیر، تعداد 10 نفر از این خانواده- شامل فرزندان، همسر و برادران آقای هاشمی رفسنجانی- مجموعاً در حدود 750 بار به خارج از کشور مسافرت نمودهاند که در این میان، مسافرتهای مکرر مهدی هاشمی (حدود260 نوبت) و فاطمه هاشمی (حدود 200 نوبت) قابل تأملتر از مابقی میباشد.
اسناد و سوابق نشان میدهد که در تعداد متنابهی از این مسافرتها، ملاقاتهای مشکوکی با کارگزاران رژیم پهلوی، وابستگان به مافیای خارج از کشور و حتی عناصر وابسته به سرویسهای جاسوسی، صورت گرفتهاست که در اینجا به مواردی از آن اشاره میگردد :
- روابط پنهانی مهدی هاشمی با چنگیز فرنژاد، رئیس سابق اداره ضد جاسوسی ساواک.
- برقراری ارتباط پنهان مهدی هاشمی با ناخدا کمال درویش از همکاران سرویس اطلاعاتیMI6 انگلستان.
- گفتگوی پنهانی مهدی هاشمی با دیپلمات آمریکایی (بر اساس قرار قبلی) در هواپیما، هنگام سفر به عربستان.
- رایزنی مهدی هاشمی با حدود 200 نفر از سرمایهداران عرب در دبی.
- برقراری روابط پنهانی خاندان آقای ه
همه توجه دارند که اگه صادق بود این آقای دکتر زمان حیات حضرت آیت الله بهجت این مساله را عنوان می کرد تا براحتی ثابت شود حق باکیست
اگه با چشم خودم بارها و بارها احترام خاص آیت الله بهجت رو نسبت به آیت الله مصباح نمی دیدم شاید با جفنگیات امثال خزعلی در عظمت آیت الله مصباح شک می کردم. وقتی می دیدم که آیت الله بهجت برای ایشون تمام قد بلند میشه و سلام و احترام خاص نسبت به ایشون داره در حالی که نسبت به خیلی از شاگرداش این طوری نبود، و وقتی رابطه ی معنوی بین این استاد و شاگرد رو می دیدم، فکر نمی کردم که امروز کسانی بیان و معتقد به اختلاف این دو بزرگوار باشن.
ای کاش اینهایی که تحت تأثیر اصلاحاتی ها کینه ی آیت الله مصباح رو تو دلشون کاشتند، به کتابها و آثار ایشون مراجعه می کردند تا مقام علمی ایشون دستشون بیاد. ولی حیف که بعضی ها برای دنیای دیگران دینشون رو حراج می کنن!
یاد 90 سیاسی افتادم که سرو ته حرفای احمدی نژاد و زده بودن و علیهش استفاده میکردند.
بالاخره کمبود منابع و مستدلات گاهی مواقع آدم و مجبور میکنه از تخیلات و توهماتشم استفاده کنه تا به نتیجش برسه خوب!
شما هم زیاد سخت نگیر.
با مطلب “دروغ بزرگ موسوی” به روزم.
خوشحال میشم سر بزنید.
اين فرزند ايت الله خزعلي ميدونيد چرا داره براي نابودي رييس جمهور خودشو مي كشه ؟چون به همراه وفرزند اقاي يثربي يه چند ميليارد نا قابل از بانك سپه وام گرفته گفتن بايد پس بدي ؟ در جواب اقاي م كه ميگه(اگر دکتر خزعلی فکر منفعت خود بود میتوانست مانند خیلی از آقایان با استفاده از موقعیت پدرش بهترین جایگاه ها را داشته باشد) خيلي هم به فكر خودشه اقاي م!!!!!!!!
آقاي م بي بي سي يك بنگاه دروغ پراكنيست.
خيانتهاي اين راديو به ايران محدود به بعد از انقلاب نمي شود.داستان اعلام رمز كودتاي 28 مرداد از طريق اين راديو كه ديگر شهره عام و خاص است و نوه روزولت نيز در كتاب كودتا در كودتا بر آن صحه گذاشته است. همان كودتايي كه باعث سرنگوني حكومت مصدق شد همان مصدقي كه آقايان اينقدر قبولش دارند.
شما اگر يك روده راست در اين راديو دروغ پرداز سراغ داريد بفرماييد ما هم بدانيم.
جواب به یک دوست
آخه آقای احمدی نژاد که مثل رفسنجانی نمی تونه چیزی به مهدی خز علی بده
اون براش بهتره که با رفسنجانی باشه تا بی هیچ زحمتی بیت المال رو بخوره و یه آبم روش
متاسفم برات که به کسی مثل این میگی روحش غنی!!!
به یک دوست گل گلاب
انارشیست انها بودند که چندین شورش در این چند سال حکومتشان برپاشد خب البته سخت نیست بگوییم که اینهمه زیر سر خودشان بود و بود
بله سامان درست میگه
آقا حالا هر چی آیا این درست است که یک آقای دکتر برای نقد تفکرات یک شخص به یک خاطره بپردازد (حالا کاری نداریم که اصلاً درست است یا غلط). در ثانی مگر نمی گوییم زنده باد مخالف من، اخلاق و …، بهتر نیست به جای توهین به شخصیت (مرگ بر شخص) تفکرات او را مورد تهاجم قرار دهیم (مرگ بر تفکرات شخص)؟
اتفاقا تا اونجا كه من ديدم صحبت ها و مطالب دكتر خزعلي است كه منطقي و جدي گرفته مي شود و صحبت هاي پدرشان كه اغلب بوي خرافات مي دهد را كسي جدي نمي گيرد .
آخه آقای احمدی نژاد که مثل رفسنجانی نمی تونه چیزی به مهدی خز علی بده))
خانم زهرا كه لابد حداقل بواسطه اسمتان مسلمانيد ، حتما ميدانيد كه آنچه درباره دكتر خزعلي نوشته ايد هيچ كجا چنين چيزي ثابت نشده و اين اعلام شما گناه كبيره است .
کسی که جلوی باباش بایسته بیش از این ازش انتظار نمیره
اقای احمدی نژاد نیازی نداره که با فحش دادن به کسی مشهور بشه اون همین طوری هم محبوب دل همه ماست شماها که از اقا مهدی دفاع می کنید هرگز فکر کردین که چرا پدرشون ازش دفاع نمی کنه ؟ چون از خدا می ترسه و می دونه که اگه از کسی که به بیراهه رفته دفاع کنه باید در مقابل خدا پاسخ گو باشه اون که پسرش رو از شما بهتر میشناسه ؟؟؟
خیلی عجیبه که یک سری افراد که نه از علم چیزی سر در میارن و نه حتی از دین شدن سردمدار علم و دین .مراجع تقلید متفقا میگن این روند اشتباهه ولی چون آقای مصباح میگن درسته پس درسته ( هاهاها … به خدا از دست حماقت شما مردم باید هر شب کلی قرص آرامبخش بخورم )
تیغ دادن در کف زنگی مست/ به که آید علم را ناکس به دست
مگه نمیگین اعلم هست؟ مگه شما نمایندش نیستید ؟ بسم الله . من آمادگی دارم ثابت کنم از این خبرها نیست . (چون تهذیب نفس نداره )
در جواب زهرا باید گم : قرنها باید بگذره تا مادری فرزندی به کیاست هاشمی از شکم بندازه بیرون.ما قدر نخبگان خودمونو نمیدونیم و چوب حراج به اونها میزنیم .فکر میکنی هاشمی بلد نیست احمدی نژاد رو بشونه سر جاش؟ خیلی راحت میتونه اینکارو کنه ولی ضربه به اون فقط احمدی رو غرق نمیکنه بلکه کشتی رو سوراخ میکنه! چیزی که عوام ساده لوح قادر به درکش نیستن
http://ghalampress.ir/View.aspx?ID=880404017
لینک شد
سلام
شاید شما تحقیق کنید متوجه بشین بعضیا اصلا امتحان تخصص قبول نشده بودند چه برسه به تخصص چشم.در عوض بجای 4 سال 5 سال خوندن تا بشن چشم پزشک.حالا بگو دیگه رئیس انتشارات چرا دیگه؟آخه رانت هم اندازه ای داره !نمی دونم منم شنیدم از رزیدنت های هم دورهای ایشون.
اونم 6 7 سال پیش.همیشه ا م برام سوال بوده که چرا ؟شاید شما بتونین تحقیق کنین چرا بعضیا چشم بسته تخصص چشم قبول میشن؟
فقط محض سوال بود.
خوشبختانه تعداد عناصر “فریب خورده” ای که اتفاقا برای دکتر مهدی خزعلی تا بخواهی “تره خورد می کنند” بسیارند. شما گویا واقعا باورتان شده 24 میلیون نفرید؟ ما خس و خاشاک ها بسیاریم… همه مان هم به صورت مستقیم از موساد و سیا پول می گیریم که بیاییم و در صحنه بر ضد دروغ حاضر شویم. ولی من پول موساد و سیا رو ترجیح می دم به گرفتن پول بیت المال برای قلع و قمع و سرکوب همون مردمی که پول مال آنهاست.
به نظر درست نیست با شخصیت و اسم آقای بهجت بازی شود .
چه این طرف چه اون طرف
ایشون فراتر از این نام ها و حرف ها هستند
يعني آدم ميمونه كي از اين فائزه حمايت ميكنه .
مثل آدمهاي لات بيسواد حرف ميزنه .
به خاتمي و رهبر و مردم و هر كي گير دستش مياد بد و بيراه ميگه .
هر چي ميكشيم از اين خاندان فاسد هاشمي ميكشيم .
رفیق نظرات منو در انتظار تعدیل (سانسور)نگذار. من خودم اهل اهانت به مقدسات نیستم .اینجا هم یک کلمه نه در باب رهبری و نه قانون اساسی بدی نگفتم.اصلا من اومدم تا رهبری رو از دست این گروه نجات بدم چون اینها دارن با هزینه کردن از رهبری عقاید منحرف خودشونو به 4 تا جوان خام مثل شما تحمیل میکنن…
در جواب سعید باید بگم مرگ بر انگلیس .بی بی سی فقط الان بده یا همیشه بد بوده ؟ وقتی با شاه بد بود و انقلاب به پا کرد هم همینو گفتی ؟ راستی روسیه چطور ؟ دولت ما تحت الحمایه اون باشه زشت نیست ؟عزیز من ما باید استقلال داشته باشیم و زیر یوغ هیچ دولتی نباشیم.فرقی نمیکنه کدوم دولت.این همه جوون کشته شد که استقلال و آزادی رو بدست بیاریم .ایکاش میتونستید اوضاع رو رصد کنید و ببینید خائن کیه.
طرافداران احمدی نژاد بنا بر تقسیم بندی
1- سیب زمینیون : کسانی که حجتشون تو اون دنیا واسه رای دادن سیب زمینی و تراول و وام بانکی بود (50 درصد رای دهندگان)
2- مصباحیون : کسانی که بدلیل تسریع در فرج به این آدم رای دادن ( تولیت مسجد جمکران و طلاب مجتمع امام خمینی (2 درصد رای دهندگان )
3- لج بازیون (کسانی که صرفا برای لج با هاشمی به این رای دادن و فکر کردن حذفش باعث میشه کلی پول و پله نصیبشون بشه ( 40 درصد)
4- ایجابیون : کسانی که واقعا منش و روش احمدی نژاد رو میپسندند . افراد مومن .مسحدیها . هیئتیها و بچه های پیگاههای مذهبی ) (5 تا 8 درصد )
طرافداران موسوی :
1- موجیون : کسانی که صرفا با جو همراه شدن و اصلا شناختی از موسوی نداشتن و انگیزشون صرفا بر چیدن گشت ارشاد و آزادیهای اجتماعی بود (50 درصد )
2- ایجابیون : کسانی که 20 سال آینده رو دیدند و با فکر تصمیم گرفتن .اساتید دانشگاه نخبگان سیاسی مراجع دینی و تقریبا اکثر قریب به اتفاق خواص مملکت جز این گروه بودند
حالا کو اون رای دهندگان ؟چرا ما تا خیابون اینا رو نمیبینیم؟علتش اینه که کسی که با انگیزه سیب زمینی رای بده همینه دیگه.به قول دوستی گفت مردم میدونن حق با حسینه ولی چه میشه کرد که پلو یزید چربتره
bbc,cnn.درست نیست.بیایید بیرون.و صدای آزادی خواهی مردم را بشنوید.
روابط بین آیت الله بهجت و آیت الله مصباح نزدیک تر از این حرفها بود که بعضی ها مثل خزعلی ! بخواند در آن خدشه کنند . حیف که بعضی مسائل را نمی توان منتشر کرد .
اگه بجای این چرت و پرت ها ما ایرانی ها کمی روی دروس دانشگاهی و رفتارهای اجتماعی تفکر می کردیم و منتظر نمی شدیم غرب و شرق برای بسازند و ما نشخوار کنیم و از این گنداب حرافی برای این و آن خارج می شدیم به فکر آینده بودیم وضعیت ما از این عرب ها و همسایگان کشور بهتر بود. این ره که می رویم به دوزخ است. بروید دنبال حیات دنیا و دنیا را بسازید. خسرت االدنیا و الاخره.
جناب آهستان. هم از ندا بگين و هم از اون سه دختري كه در بلوار كشاورز در حالي كه عكس احمدي نژاد رو در دست داشتن توسط يك موتور سوار به صورتشون اسيد مي پاشن و دو روز قبل يكي از اون دخترها جونش رو داد به طرفداران آزاديخواه موسوي….
البته چون اون دختر چادري بود مهم نيست ولي …
اميدي به بيدار شدن اين آدمها نيست متاسفانه. خواهش ميكنم مطلب خوبي براي اين موضوع بنويس.
در ضمن سايت ايسپا كه ميشه گفت معتبر ترين مركز آمارسنجي دانشگاهي و غير دولتي و اتفاقا ضد احمدي نژاد هست يه نظر سنجي رو به سفارش اصلاحيون انجام ميده ولي منتشر نميكنه و محرمانه باقي ميمونه. توي اين نظر سنجي 58 درصد احمدي نژاد و حدود 30 درصد ميرحسين راي مياره.
بعد از اين نظر سنجي بود كه جناب موسوي كارهاي خاص خودش رو شروع كرد.
خدا يا هدايتش كنه يا آبروش رو ببره كه آبرو براي سي سال ايران اسلامي نذاشت.
خواهش ميكنم اونهايي كه تازه امسال راي دادن ناراحت نشن. منكه شناسنامم پر از مهرهاي انتخاباته بيشتر حق دارم تا شما كه راي اولي هستين.
http://www.ispa.ir/MorePage.aspx?tName=ANews1&pType=ANInXML&Id=285
اميد جان
پسرم بابا وقتي بحد كافي رشد كردي مشروط بر اينكه تغذيه سالم و ژنتيك مناسب داشته باشي كه البته چندان اميدوار نيستم آنگاه شايد شايد برخي از
سخنان ايشان را متوجه شوي .
از همه انتظار درك يكسان نيست همانطور كه انسانها طيف وسيعي را از شبه
ميمون تا دانشمندان در بر ميگيرند.
هوش و قدرت درك نعمت الهي است كه خيلي ها از آن بي بهره اند. اين قانون
الهي است . بايد بسوزي و بسازي
دلم می سوزه برای همتون که فقط حرفای مهدی خزعلی را گوش کردید . خداوکیلی شما که آیت الله خزعلی را می گید خرافاتیه یکبار ، فقط یکبار پای سخنرانی ایشون نشستید . به قرآن قسم می خورم اکثرتون یکبار هم حرفای ایشون را نشنیدید ( گناهشم پا خودم ) نصفتون هم آیت الله خزعلی را به واسطه ی پسرش می شناسید که منطقی ایش اینه که مهدی رو به واسطه ی آیت الله خزعلی بشناسید . ( به واسطه ی 30 سال خدمت ایشون به انقلاب )
(از قدیم گفتن اگه میخوای معروف شی به یه آدم مهم فحش بده ) خیلی با این حرف موافقم چون من مهدی خزعلی را از همین راه شناختم
فکر می کنم سال 77 یا 78 بود که من خودم پای سخنرانی ایشون بودم ( یا زمان دولت آقای خاتمی بود یا آقای هاشمی ، درست یادم نیست ) که ایشون فرمودند : به من گفتند بیا به پسرت یک ماشین پیکان بدیم و من گفتم مگه به همه ی مهدی ها پیکان میدید .
به قرآن اگه کلامی ازسخن ایشون کم و زیاد کرده باشم ولی نمیدونم مهدی رو گفت یا یکی دیگه از فرزنداشون رو . به هر حال در اون زمان با مهدی هیچ اختلافی نداشت.
دوستم یک حرف جالبی می زد ، می گفت : به نظر من خداوند آیت الله خزعلی و آقای هاشمی رو در این زمان با یک مشکل بزرگ مواجه کرد اون هم بدکرداری فرزندانشون تا به مومنین ، مومن واقعی رو نشون بده . یعنی اونیکه وقتی می بینه فرزندش راه کج را می ره با دل بستگی فراوانی که به او داره راحت از او اعلام برائت می کنه .
حالا اینجا یک عده ای دلسوزیشون بیش تر از دلسوزی پدر برای فرزند است بماند .
آقای آهستان به شما پیشنهاد میدم همون رفتاری را در مقابل مهدی بکنید که آیت الله خزعلی می کنه که ایشون فرمودند آقا مهدی در حدی نیست که من بخام جوابش رو بدم .
و کلام آخر : من خودم تا حالا چند تا سی دی دیدم که مقام معظم رهبری شبانه به آیت الله مصباح سر می زنند ( نه آیت الله مصباح به دیدار ایشون برند )
علت شایعه سازی علیه ایشون مشخصه . خودتون رو در این منجلاب گرفتار نکنید که روز قیامت باید جوابگو باشید . البته اگه به قیامت اعتقاد دارید .
مي گويند غلامي يك روز آفتابه آب داغ را به ارباب خود كه در بيت الخلا بود مي دهد . ارباب بعد از بيرون آمدن غلام را زير بار كتك و مشت مي گيرد اطرافيان مي خواستند جلوي ارباب را بگيرند غلام گفت رهايش كنيد من مي دانم كجايش ميسوزد بگذاريد بزند
حالا من ميدانم كجاي اين آقا مي سوزد آمدن احمدي نژاد مانع بخور بخور وي شده است فقط يك نكته مي گويم خويشاوندان نسبي ايشان از سالها قبل مال ايشان را حلال نمي دانستند و پاي سفره ايشان حاضر نمي شدند
همه دروغ می گویند جز شما و رهبرتون و رئیس جمهور هاله دارتون !!
يك دوست عزيز:
فكر كنم از دست قرص هاي آرام بخشه كه اينگونه عقلت به زوال رفته.
عزيزه من اگر در يك چيزي سر رشته و يا مطالعه نداري چه اجباريه مياي و نظر ميدي ؟؟؟؟؟
و همچنين م عزيز.
بريد نظر ديگر مراجع يا بزرگان ديني رو نسبت به آقاي مصباح جويا شين !!!
بعد شما هم مثل من به طنز پردازي هاي آقاي خزعلي بخندين.
در كل عظمت آقاي مصباح با 4 تا از اين قبيل طنز ها از بين نميره.
با آرزوي عقلي مكفي براي اين دو عزيز …….
با سلام
۱. در مستند تلویزیونی که درباره آیتالله العضمی بهجت پخش شد، بسیاری از افراد نزدیک به ایشان، به بذله گویی فراوان حضرت اشاره کردند.
۲. آیت الله مصباح از سال ۱۳۳۱ با حضرت بهجت آشنا بوده و بیش از نیم قرن افتخار شاگردی ایشان را داشتهاند. میتوانید به این نشانی مراجعه کنید:
گفتگوی خواندنی با آیتالله مصباح درباره آیتالله بهجت:
http://www.rajanews.com/detail.asp?lang_id=&id=29321
بسم الله …
سلام
به نظر شما کدوم آدم عاقلی حرف مافیای قاچاق عتیقه رو باور میکنه ؟
مهدی خزعلی ، کجا و بقیه آقازاده های شیخ ما …
به عنوان فردی نزدیک به این خاندان از ملت بزرگ ایران عذر میخواهم …
همه تون از يك كرباس هستيد . خاك تو سر من كه يه عمر حرفهاي شما دروغ گو را گوش دادم
تو هم یکی مثل همونایی هستی که ازشون طرفداری می کنی، از اونایی که اگه زمان حضرت علی بودین از دسته خوارج می شدین، تا وقت هست توبه کن…
با سلام به همه ی دوستان و هموطنان و اکثرا جوانان درگیر با مسائل اخیر کشور که سرمایه های این کشور هستیم (خودم هم مثلا یکیش)
به نظر من یک حماقت دو طرفه در حال انجام است:
جدا از این که سیاسیون دو طرف پشت پرده چه اهداف و منظوراتی دارند اما آنچه در حال انچام است بسیار روشن است:
از طرفی جمع کثیری از مردم به یک واقعه ایراداتی دارند نمی شود گقت که همه ی اینها منافق و مجاهد و چه می دونم ضد نظام و انقلاب و مخالف ولایت فقیه و از این حرفها هستند. و یا حتی نمی شود گقت عده ی معدودی هستند.
از طرفی عده ای نقوذی به صورت هدفمند دست به اعتشاشاتی می زنند که اغلب برخی افراطیون هم درگیر این مسائل می کنند. که اگرچه حسابشان جداست ولی سوار بر این موچ اعتراض دارند اهداف شومشان رسیدگی می کنند.
پس این حرکت اعتراض آمیز هرجند غیر منطقی نیست ولی به دشمنان ما کمک می کند.
حال از طرف دیگر ماجرا نمی دونم بنا به کدووم سیاست این همه سانسور خبری تلوزیون قطع موبایل ها اس ام اس و فیلتر کردن سایت ها و جمع کردن روزنامه ها اثر خوبی روی آرامش و روند اعتماد سازی ندارند.
دوباره از همین طرف برخورد نظامی با مردم به امید خاتمه دادن به تجمع و راهپیمایی های مردم هرچند به دلیل مخالفت با اعتراض مردم نباشد و به دلیل جلوگیری از تجمع مردم و هرچ و مرج در کشور باشد از دید مردمی که برای آزادی و استقلال خود جنگیده و جوانهایشان را حاصل تمام عمرشان را در راه اسلام به مسلخ فرستادند تا حتی نشانی از بدنشان هم نیابند ولی نشانی از ایران اسلامی در جهان باشد قابل قبول نیست که همین ایران اسلامی اینطور مزد دستشان را بدهد.
همانطور که می بینید 1 – 1 به نقع دشمنان مردم ایران می شود با این محاسبات.
اما چند نکته دیگری که من را اذیت می کند:
1- من شخصا این نوع برخورد با مردم را هیچ جوره نمی تونم هضمش کنم حتی اگر قائل به این باشم که در این شرایط هیچ راهی جز خاتمه دادن به راهپیمایی مردم نیست باز هم با این نوع برخورد اصلا کنار نمی آیم. و تنها یک استدلال دارم:
– آیا مگر اینطور نیست که جوانان سرمایه های این مملکت هستند و نمی گوییم که همین جوانان هستند که آینده ی کشور را می سازند؟ و قطعا همین ها هسند که در آینده روی کار خواهند آمد؟
مگر رئیس جمهور نباید کارشناسی ارشد داشته باشد؟
مگر نمایندگان مجلس نباید مدرک دانشگاهی معتبر داشته باشند؟
مگر جایی هم در دولت و نظام هست که مدرک دانشگاهی نخواهد؟
خب پس نتیجه می گیریم که یا باید این نسل هزار سال زنده بماند یا این که بالاخره فرزندان اینها همین دانشجویان که بعد ها مدارک ارشد و دکتری خود را می گیرند روی کار خواههند آمد؟
حال با این نوع برخورد با دانشجویان در دانشگاه ها و حادثه کوی دانشگاه و برخورد نظامی در خیابانها با جوانان بدون سلاج که تازه می خواهند شناخت درست و بدون غرضی از محیط اطرافشون داشته باشند آیا می شود در آنها انتظار دلبستگی به نظامی را داشت که با آنها اینطور برخورد می کند؟ این افراد در آینده با چه دلبستگی به این نظام کار خواهند کرد؟
این نوع برخورد با مردم این اثرات طولانی مدت را هم دارد.
2- حرکت مردم هم برای من بسیار قابل درک است ولی نمی دانم آخرش می خواهد به کجا برسد بیایید معقول باشیم هموطنان عزیز و ارجمند نگاه کنید آخر این اعتراضات می خواهد به چی منتهی بشود الان که هیچ طرفش به نقع ما نیست شما که اعتراضتون مثلا رسیدگی کردند و شوری نگهبان هم اعلام کرد که انتخابات سالم بوده خب حالا که شوری نگهبان تایید کرده وزارت کشور هم که تایید کرده بود اعتراض شما هم به وزارت کشور هست خب چی کار دیگه می خواهید بکنید؟ می خواهید نظام را عوض کنید دو حالت داره 1- بله 2- خیر
حالت 1- بله : در اینصورت باید رضایت اکثریت مردم را برای ور اندازی جلب کنید یک رهبر توانمند داشته باشید و یک هدف و مقصودی بزرگتر از اینی که هست که هیچ کدام را ندارید اصلا موضوع بحث فکر نکنم این باشد یا حداقل خیلی بعید است.
حالت 2- خیر: در اینصورت شما به یه چیز این نظام اعتقاد دارید به رئیس جمهور که اعتقادی ندارید خب من فکر می کنم دیگر گزینه ای جز رهبری نمانده است خب مثل من توصیه می کنم بسوزید و به این صبر بسازید و حداقل اجر اطاعت از توصیه ولایت فقیه را ببرید البته این نظر من است اگه کسی نظر بهتری دارد می تواند بگوید.
راستی در مورد این پست نظری ندادم
نظرم این است که اولا بروید و در مورد جناح های سیاسی یخورده تحقیق کنید بفهمید اصلا یعنی چه
دوما تاریخ عملکرد این آقا را هم مطالعه کنید که در زمان جنگ ایشان چه خدماتی به جنگ و جبهه کرده اند و چه توصیه هایی در جهت حمایت از امام خمینی (قدس سره) داشته اند!!!؟
دو بعدا چه کرده اند و الان کجای پیاز قرار دارند؟ ته سر وسط و دارند چه می کنند؟
در ضمن هیچ گاه صحبت و نظر هیچ کسی را به کل رد یا قبول نکنید همیشه به یاد داشته باشید در طول تاریخ هرگز برای اکثریت مهم نبوده که حقیقت چیست مهم این بوده که اکثریت چه می خواهند؟
آهستان عزيز! نظر مرا ظاهرن منتشر نكرده ايد. علتش چيست؟ جوابي براي نقد من نداشتيد يا داشتيد و حال نداشتيد جواب دهيد. من مجددن نقدم را به مطلبتان مي نويسم. به اميد جواب: شما با ذكر اين خاطره تان به هر حال مهر تاييدي زديد بر نقل قول آقاي خزعلي كه حقيقتن آقاي بهجت چنين حرفي را به آقاي مصباح گفته است. تنها بحث بر سر شوخي يا جدي بودن است. از طرف ديگر، به نظر نمي رسد كه آقاي بهجت چنين شوخي زشت و فجيعي را كرده باشند كه صرفن به سبب شهود اختلاف يك حرفي دو كلمه “يزدي” و “يزيد” چنين نتواند هوسش را كنترل كند و باجا و بي جا چنين سخن زشتي را در قالب مزاح بكار ببرد. خود شما باور مي كنيد؟
اما نكته ديگر در مطلب شما آن است كه ظهور حقيقت را مشروط كرده ايد آنجا كه مي نويسيد:”من حاضرم براي اثبات حرف خود و افشاي دروغهاي خزعلي خاطرات دوستان يزديام را در اين خصوص منتشر كنم به شرط اينكه…” شما به آقاي خزعلي چكار داريد. شما ادله صدق خاطره غير قابل باورتان را ذكر كنيد و مخاطبان همچو مرا از نسبت ذهني دروغ به خود برهانيد.
ما فرزندان اندوهيم
« شما فرياد ما را نمی شنويد ، چه هياهوی روزگار گوشهايتان را پر کرده است، و ……..
شما فرزندان اندوهید و شما را با شادی و طراوت کاری نیست . شما هستید که فضای مملکتی که پر از دزد و دروغ گو است ، با افسردگی خود غمگین کرده اید .
شما بجای آن که راه حسین (ع) را بروید راه یزید را میروید و فریاد عدالتخواهی سرمیدهید .
شما ظلم و کفر را میبینید کشته شدن یک دختر بیگناه و صد جوان دیگر را میبینید ولی بروی خودتان نمی آورید .
آقای امید حسینی از چه چیری دفاع میکیند . دم خروس از آن طرف بیرون زده است .
کسی که دیگران را به چرند گویی ( دکتر خزعلی ) میکند خود نباید چرند بگوید .
خطاب به دوستی که این مطلب را گفت:
“قرنها باید بگذره تا مادری فرزندی به کیاست هاشمی از شکم بندازه بیرون.”
اولا جنابعالی مثل اینکه از ادبیات بسیار ضعیف و کوچه مابی برخوردار هستید که این طرز صحبت شما است در ثانی اگر هاشمی اینقدر کیاست داره پس چرا مونده تو گل ؟؟ نمیتونه کاری کنه این که تمام قواش و بکار گرفت ؟ حتما فائزه نخبه اش که داره سنگ تموم می زاره ای ول دختر بابا!!!!
از رفسنجانی چنین دختر با این طرز ادبیات حرف زدن بعید است انتقاد ولی مودب همیشه کارساز است ؟ !!! جواب موشک ،موشک است دوست عزیز
سلام
حرف شما کاملا درست است. متاسفانه در آقایان، هستند کسانی که خودشان هر توهم و تفکری را به عنوان مذهب به خورد مردم می دهند و در مقابل، حرف علما و افراد صاحب نظر در حوزه مذهب و اسلام را به عنوان خرافه گرایی قلمداد می کنند. در این جریان انتخابات، کم از این دسته آدم ها ندیدیم!
به نظر من در همه اعصار و از جمله در عصر حاضر، ملاک و سنگ محک برای ایمان همه، مساله ولایت و میزان پایبندی به آن است که در عصر غیبت، مطابق نظر امام خمینی، با ولایت مطلقه فقیه بروز می یابد. برخی آقایان، تا زمانی معتقد به ولایت فقیه هستند که با منافع و نظرات ایشان تلاقی نکند.
موفق باشید.
سلام دوست عزیز میشه شما در مورد مطلبی که از خاطرات دوستتون گفتین یه مدرک ارائه بدین ممنون میشم
واقعاً خوبه
اگر می خواهی خز علی را بکوبی بکوب ,ولی آقای مصباح رو همه میشناسند. وکسانی فقط قبولش دارند که تفکرشون اونطوریه.