خدا را شكر كمكم فضاي انتخابات كشور ما دارد رو به ملي شدن و اسلامي شدن ميرود و نامزدها و حاميان آنها بجاي تقليد از غربيها كه دائما به همديگر بد و بيراه ميگويند، كشور را به سوي آرامش و تلطيف احساسات مردم هدايت ميكنند.
مخصوصا اين دوره از انتخابات كه فضاي كشور ما با حضور آقاي ميرحسين موسوي و همسر محترمشان خانم زهرا رهنورد كمي عشقولانه هم شده است!
بايد از مسئولان سايت «كلمه» تشكر كنيم كه براي عوض كردن «فضاي پر تب و تاب انتخاباتي» كشور پاي مسائل عاشقانه را هم به فضاي انتخاباتي باز كردهاند! البته من فعلا ربط این «پیوند عاشقانه» را با مساله انتخابات آینده متوجه نشده ام! شاید هم کاملا بی ربط باشد!

پي نوشت ، توضيح يا يك چيز ديگر: بعضي دوستان يا واقعا متوجه منظور من نشدهاند و يا خودشان را زدهاند به كوچه عليچپ! چون بعضي نظرات پاي اين نوشته واقعا عجيب است. پس مجبورم اين توضيح را اضافه كنم كه من نه با ازدواج و پيوند عاشقانه آقاي ميرحسين موسوي و خانم زهرا رهنورد مخالف هستم و نه بخاطر دست در دست داشتن آنها حرص ميخورم. كجاي نوشتهي من ديديد كه گفته باشم دست دادن آنها اشكال دارد؟؟؟ حرف من فقط اين بود كه به من و به مردم ايران چه ربطي دارد كه آنها پيوندشان عاشقانه بود؟ اصلا نوع روابط آنها و ازدواج عاشقانه آنها چه ربطي به انتخابات مملكت ما دارد؟ مگر توانايي ريسجمهور را از شال سبز و سيد بودن و پيوند عاشقانه و روسري گلدار ميشود فهميد؟؟؟؟ ما داريم رييسجمهور انتخاب ميكنيم يا بانوي اول ايران يا يك زوج عاشق؟! اميدوارم ديگر نيازي به توضيح نباشد.

ina hamash sakhtegie in dolat faghat dare ba aberuye mardom va bazi az kandidha bazi mikone . khoda lanat kone in dolato ensha alah ke dar in entekhabat risheye ahmadi nejat az iran bardashte mishe va hameye iran az dastesh rahat mishan. elahi amin
آ سیدمجتبی
آقا چراگیر دادی ؟؟؟ این جناب موسوی که دراون موقع یکی از ارکان بسته شدن دانشگاهها و بعدشم بازشدنش بوده وپاکسازی و…. واسه این دست خانم رهنورد رو گرفته که خداییش می ترسه تواون شلوغ پلوغی گم بشه و نتونه زنش روپیدا کنه… واسه همین دستشو گرفته …. خداییش کارعاقلانه می کنه میگن مالتو سفت بچسب همسایتو دزد نکن ….. یا حق
آقا سد مجتبی
یه کم کوتاه بیا. شاید اگر ما طرفداران میر حسین هم هالة نور را دیده بودیم کمی اهل می شدیم.
ما طرفداران دکی را و امثال تو را در همه جا دیده ایم. این جلوه ای که در محراب و منبر دارید و در دانشگاه ها و محافل خصوصی را با آن کارهای دیگری که می کنید را می بینیم. کور نیستیم. در دانشگاهها دختران دانشجو از دو کار و مسئلة شما در امان نیستند. 1 بوی عرق تنتان 2 نگاه هیزتان. آقایانی مثل میر حسین که همسرشان همه جا با آنها هست احتمال کار یواشکیشون خیلی کمتر است از آقایانی است که خانم ها را هفت تا سوراخ قایم می کنند و بعد آزادانه هر غلطی دلشان خواست می کنند. آره. میر حسین هزار حسن دارد که یکی ش هم همراهی همسرش در عرصه است.
در ضمن تا یادم نرفته بگویم دکی با این همه وقتی که صرف سفرهای استانی می کند کی وقت می کند برای مراقبه که اینچنین با سرعت نور توانسته به هاله برسد. لطف کنید شیوة ریاضت محمود جون رو برای ما هم در سایت بگذارید شاید جواب داد.
لطفا خواهر ها نخوانند.واقعا با اين ابراز فضلهاي بچه هاي اين نسل،جاي تاسف و شرم هست.من فقط به عنوان يك سلطنت طلب يك چيز را بايد به خانم فائزه هاشمي و اين خانم رهنورد بگويم . دختران و زنان ما تا همين سي سال پيش، با بيكيني و مايو در سواحل شمال شنا ميكردند و با ميني ژوپ به دانشگاه ميرفتند.هيچ مردي هم در خيابان به زنهاي ميني ژوپ پوشيده نگاه نميكرد و همه دل و چشم سير بودند و اگر به كسي هم فشاري وارد ميشد ، بلافاصله ميرفت شهرنو يا باسكول و نميديدي كه داخل خيابون تا يك زن بدبخت براي تاكسي ميايسته،صد تا ماشين نه از بچه مسجديها بلكه از همين جوانها سيخ سيخي گستاخ و وقيح كه نه حاليشونه يارو زيده شوهر داره و بچه دنبالشه و نه حتي اينكه زنه سن مادرشون را داره ، جلوي پاش ترمز ميكنند و پيله ميكنند و بي شرمانه دنبال او در كنار خيابان طي طريق ميكنند و بارها اين صحنه زشت ديده شده است.اينهمه آدم از مخالف و موافق و حزب الهي و ماركسيست و…كشته شده و سي سال مملكت ويران شده و تمام تاسيسات زير بنائي ما منهدم شد، فقط بخاطر يك چيز و آنهم استقلال و آزادي و جمهوري اسلامي .آزادي را كه ولش كن چون نسبي و هر كسي تعبير از آزادي دارد. آزادي نسبي است و من هيچ عقيده اي به آن ندارم.آمريكائيها ازادي را يكجور تفسير ميكنند و مسلمانان و كمونيستها يكجور ديگر.آزادي از همخوابي خواهر و برادر و مادر و فرزند و مرد با مرد شروع ميشود تا آزاديها باصطلاح سياسي . در زمان پهلوي همه انواع آزاديها وجود داشت بجز سياسي.هر زني كه دوست داشت با چادر ميرفت تو خيابون و هر كس هم دوست داشت ميرفت كاباره كليد طلائي و نوبل و ميرقصيد و مشروب ميخورد . پس نتيجه ميگيريم كه منظور مردم از آزادي ، نوع سياسي آن بوده.استقلال آن، مفهوم بيشتري داشت و معني ايستادگي در مقابل خواسته هاي نامشروع آمريكا و دول استكباري را ميداد.جمهوري اسلامي هم كه مشخص بود.يعني تغيير حكومت از پادشاهي به پارلماني و با تكيه به دين مباني دين اسلام.شما به خاطر اين گزينه ها ،همه از موتلفه و بازار و فدائيان اسلام و مجاهد و توده اي و ملي گراها و فدائي و پيكار و …..متحد شديد وانقلاب را براي رسيدن به 3 شعار اصلي و با 98 % آرا مردمي، به نتيجه رسانديد و در اين مسير لطمات زيادي به كشور وارد شد و در حقيقت ما براي زدن كارد روي ميز براي آمريكائيها خيلي سختي كشيديم.بالاخره هر كاري يك قيمتي داره.اگر انقلاب ضد آمريكائي كيمكنيد حتما بايد حواستان به عواقب آن ميبود.مسلما قطع منافع سرشار آمريكائيها در اين منطقه چيز ساده اي نبود كه آنها براحتي از آن گذر كنند. خانم رهنورد و فائزه هاشمي : سي سال پيش شما به اسم انقلاب زنها و دختران ما را درست يا اشتباه در چادر سياه كرديد.البته خانم رهنورد و طالقاني و هم كيشان ماركسيست ايشان و هواراران مجاهدين خلق چادر سر نميكردند بلكه از پيراهن و شلوار و روسري كلفتي ( با گره درشت در زير گردن)استفاده ميكردند.شما زنهاي ما را در چادر كرديد.براي اينكار صدها هزار نفر از سلطنت طلبان به درستي يا اشتباها اعدام شده اند.نميتوانيد و حق نداريد حالا بعد از سي سال بيآئيد و بگوئيد چرا زنها چادر مشكي سر ميكنند.يا خانم رهنورد براي نشان دادن تجدد خود و جمع كردن راي خانمها در صحنه هاي سياسي در كنار همسر شريفشان ظاهر شوند.چون سي سال پيش فرح پهلوي در كنار شاه به مسافرتهاي سياسي ميرفت و مشروب الكلي صرف ميكرد واقعا جاي بسي خنده است كه ايشان مچ دست خود را از زير چادر بيرون ميگذارند تا روزنامه ها و سايتها بگويند كه اين خانم دكتر خيلي روشنفكر هستند و سايتهاي اجنبي هم اين را در بوق و كرنا كنند كه دست همسر موسوي يا فائزه هاشمي از زير چادر بيرون بوده است يا اينها روسري رنگي و گل گلي ميپوشند.يك خانمي با اقي كروبي براي ثبت نام آمده بود و يك روسري با يك رنگ كاملا احمقانه و جيغ و زشت ، مثل صورتي تند بسر كرده بود.كه چي؟يعني شماها خيلي امروزي و مدرن هستيد؟شما كه اينطوري بوديد غلط كرديد انقلاب كرديد.مگر خانه خاله است كه يكروز اين را ميخواهيد يك روز آن يكي را و در اين بين ملي بدبخت كشته و اعدام شوند و بچه ها يتيم شوند كه شما يك روز حجاب را ميخواهيد و بر سر آن يك حكومت پادشاهي را سرنگون ميكنيد و يك روز چارد بد است چرا چارد يساه سر زنها ميكنيد.چه كسي چارد را سر زنهاي ما كرده است؟مگر كسي غير از اين خانمهاي دو آتيشه بود كه حالا دم از تجدد و كشف حجاب ميزنند.پس ما بعد از اينهمه كشته و خسارتها فقط ميخواسته ايم، محمد رضا را سرنگون و اكبر شاه را به تخت پادشاهي بنشانيم.شما خلق بايد بدانيد كه هر حركتي ، عواقبي دارد.كسي كه خربزه ميخورد پاي لرزش مينشيند.شما خانم هاي عزيز اگر راست ميگوئيد فردا با مينيژوپ در انظار ظاهر شويد.بچه هاي عزيز ، 2 راه براي توسعه وجود دارد.يا با وابستگي به غرب ، مثل كره جنوبي و ژاپن و همين ايران خودمان كه سي سال پيش ژاپن را بحساب نميآورديم و شيوخ عرب را آدم حساب نميكرديم و اگر همان مسير را رفته بوديم حالا هند مستعمره ما بود.روش دوم با استقلال است كه خرج زيادي دارد مثل چين.يك ملت بايد حركاتش آگاهانه باشد و عوافب هر كاري را بايد قبل از انجام بسنجد.متاسفانه راه بازگشتي وجود ندارد.به آن دسته از آقايوني كه حالا فرقي ندارند هم اصلاح طلب هستند و هم اصولگرا و در حال حاضر كم آورده اند و خسته شده اند و يا ميترسند و طالب كوتاه آمدن و مصالحه با غرب هستند بايد بگويم كه كور خوانده ايد.اين راهي را كه آمده ايد تا انتها بايد برويد و برگشتي در كار نيست.يعني حيف است بعد از اينهمه زجر و عذاب و بدبختي و ضرر و زيان و عقب افتادگي، دوباره سي سال برگرديم به عقب.آنهائي هم كه با اين اوضاع سر سازگاري ندارند همان بهتر كه ايران را ترك كنند و خودشان زا تبعيد كنند.ديگر راه برگشتي نيست.خيلي مسخره است كه حزب الهي هاي سابق، ضد انقلاب شده اند و ضد انقلابهاي سابق، انقلابي.اينبار منه سلطنت طلب جلوي شما خواهم ايستاد.چون اين ويارهاي شما حضرات و اين تغيير عقيده هاي يك دهه اي شما، دوباره صدها هزار نفر را به كشتن خواهد داد و ايران اشغال خواهد شد و شايد تجزيه و حتما خلع سلاح و تبديل ميشويم به عراق 6 سال پيش.كور خوانده ايد يك مشت بچه نارس و خانم دكتر بي عقل نمتوانند هر سال لاشه اين مملكت بدبخت را به هر طرف كه منافعشان حكم ميكند بكشند و اين وسط انسانها بيگناهي نابود شوند چه خبر است حضرات احساس تجدد بهشان دست ميدهد.آخر كلام،خانمهاي محترم اين چادرها را سر زن و بچه هاي ما كرده اند و حالا نميتوانند بيآيند وسط و بگويند ما چادر نميخواهيم.من نميتوانم فراموش كنم كه در زمان صدارت شوهر همين خانم، يك شب دو دست من توسط همين گشتهاي جندالله و ثارالله اين اقا،با رنگ روغني مشكي ، رنگ شد و مادرم تا صبح دستهاي مرا پاك ميكرد و نفرين ميكرد و گريه ميكرد فقط به جرم آستين كوتاه .حالا آقا و خانم براي ما شده اند رابين هود و كانديداي نجات.خجالت بكشيد و شرم كنيد.
یک یا حسین تا میر حسین
سبحان الله !
آقا یا خانم فکر برتر سلام .
نه عزیز دلم برعکس خیلی هم خوشتیپ و خوشبو هستم ( اگر خواستی چند تا از ادکلن های فرد اعلام رو برات بفرستم حالشو ببری اساس ) اونقدر که یکی از همین خانمهای دانشجو من رو به همسری مفتخر کرده است . و هم اکنون باهام همکاره.
و اما نگاه هیز !! باید خدمتون عرض کنم که ما هر کاری هم که بکنیم انگشت کوچیکه ممد خاتمی و رفیق کارچاق کنش ابطحی نمی شیم . قضیه ی ایتالیا و شیرجه ی ممد خاتمی تو بغل دختر مردم رو که شنیدی و دیدی !؟ تو رو اجدادت نگو که ساختگیه و مونتاژه که ازت توقع نمی ره !!!! اگه راجع به قلیون کشیدن ابطحی با دختران سگ باز و… هم خواستی خودم برات رزومه میدم …
بعدش هم اگه جنابعالی تازه به موسوی و خاتمی رسیدی من تا بیخ اصلاحات و اصلاحات بازی و چپ رادیکال و مبارزه با امپریالیزم و رفتم و برگشتم . اگه بدونی چه کثافت دونیه کمپلت قاط می زنی .
آره عزیز دل برادر. فکر نکن که با یول طرفی . حیف که تکلیفه تخریب مخریب نباشه وگرنه آقایون توی همون میدون مینشون مدفون بودند…
آقای موسوی خیال پرداز بزرگیه و بهتره بره مثل گذشته بخوابه تا احساس خطر نکنه {چون برای قلبش ضرر داره}
باسلام
بعداز خواندن خبر مربوط به عشق میر حسین وزهرا و بخصوص اظهارات حکیمانه طرفداران میرحسین دو مسئله برایم تداعی شد : مسئله اول جریان عشق وعاشقی مسعود رجوی با مریم جان بود که در انموقع زن مهدی ابریشمچی بود و اقا مسعود که دل ودین نداشته را از کف داده بود نوچه اش ابریشمچی را مجبور کرد که مریمی را طلاق بدهد و بعد همازدواج خود با جناب مریم بانو را بعنوان انقلاب ایدلوژیک و معجزه قرن بیستم به خورد هواداران بخت برگشته داده وانان را وادار نمود که از اعمل وافکار گذشته ،حال واینده خود استغفار نموده و برائت خود از خویشتن وشفای معجزه اسای خویش از کلیه بیمارهای درون وبرون را در ارگانهای خبری منافقین فریاد برارند وامروزه اصلاح طلبان راه جذب بقول خودشان توده های خاموش را در به نمایش گذاشتن عشق و عاشقی میر حسین و بانو دیده اند.نکته دوم انکه ،اینان که در هر برخورد ویا انتقادی که به بدحجابان و قمه بدستان میشود فریاد وا مصیبتا سر میدهند وار تجاوز به حریم خصوصی مردم درکوچه و بازار مینالند چگونه روابط بین یک فرد و همسرش را که مصداق بارز روابط و حریم شخصی است برای کسب ارا و رسیدن به قدرت چینین در ملا عام به نمایش میگذارند و ککشان نمی گزد.سوم اینکه این عمل بیانگر ان است که اگر نگوییم خود جناب موسوی بلکه اعیان و انصارش ایده های خودرا از کدام ابشخور برگرفته اند . چرا که این رسم انور ابیها و کلان سرمایه داران فرنگی است که همواره کالا و اجناس خود را با نشاندن بانوان وجیه تبلیغ می نمایند و زنان متمدن و متجدد فرنگستان بالاترین افتخارشان در مهد ازادی و حقوق بشر استفاده از وجاهت خدادادی برای عرضه کالاهای فرنگی است.
یک یا حسین تا میرحسین
خانم شیرین بوزچلو
انقدر نمی فهمی که گرفتن دست همسر رابطه خصوصی نیست؟ رابطه خصوصی عزیزم یه چیزای دیگه ای هست که وقتی بزرگتر شدی و شعورت رسید (که فکر نکنم اون روز برسه) برات تعریف می کنم. در ضمن نسبت دادن این زوج فرهیخته و انقلابی به دو منافق کوردل فقط از امثال شما فرصت طلبان پست فطرت بر می آد.
تو هم یکی مثل اون فاطمه رجبی هستی شایدم خودش باشی از ته دل آرزو می کنم خدا نسلتون رو از کشور من برداره
الهی آمین
گلاره جون
بنده خدا شاکرم که شعور و فهم شما جماعت متجرد و متمدن از نوع فرنگیش را نصیبم نکرده ،شمایی که همواره فریاد وا دمکراسیاتان بلند است اما مباد روزی که کسی سخنی خلاف میلتان بیان کند انموقع دیگر دمکراسی مموکراسی حالیتان نمیشود و چون حرف حق درداور است تنها کاری که ازتان برمی اید فحاشی و بد دهنی است تا عقده بر گشایید اما :مه نور فشاند و………
بزچلوی عزیز
1- فکر می کنم منظورت از متجرد متجدد باشد نه؟
2- من اعتراف می کنم که اشتباه کردم و یک لحظه احساساتی شدم وگرنه آن دلنوشته های شما ارزش جواب دادن نداشت.
میشه به سوال منم جواب بدین؟
مردم محرمن می تونن موسوی رو دست در دست همسر محترمشون بببینن! اما مراجع نامحرمن و نباید چشمشون به جمال همسر محترم جناب موسوی بیافته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بابا پیش مراجع هم خب خانمشو می برد چرا این همه تبعیض؟
دلم میسوزه برای بعضی ها که فقط بلدن توجیههه کنن
shoma chera peivand e aasheghaneye amiralmo’menin o hazrat e zahra ro nemibinid? age in eshkali dare ya be nazaretun maskhare hast naghshe hazrat e zahra ham bayad hamintor dar nazaretun biad
کمی جریانشناس باشیم متوجه میشیم که الان زمینه سازی فرج آقا از راه فقط یک رای می گذره چرا که در طول تاریخ برای اولین بار بود که طنین دعای فرج در عالم شنیده شد آنهم نه از مکه و مدینه و قم و ..
از قلب کفر؛ از نیویورک در مجمع سازمان ملل !
این بزرگترین زمینه سازی بود و تک تک کسانی که 3تیر 84 با رای به دکتر عرصه این اقدام ایشان را فراهم کردند در شنیده شدن این دعای عظیم و مضامین بی نظیر اون که تمنای آمدن و سلامتی حجت آخر الهی و حفظ ایشان از ترور و نقشه کفر و برپایی حکومتی که سالیان سال در جهان برپاباشد، سهیم هستند
این دعا رافقط احمدی نخواند تک تک رای دهندگان صدایشان در عالم پیچید.
و باز22خرداد امتداد رای و من تو تا آنسوی آمریکای لاتین و آفریقا کشیده خواهد شد.
[...] 29, 2009 بدست اميد حسيني وقتي پاي مسائل عاشقانه و روابط زناشويي و خاطرات ازدواج و ماه عسل به رقابتهاي انتخاباتي باز شود؛ وقتي براي پيروزي در [...]
دوستان
راستشو بخواين من آدمي ام كه فقط دنبال حقيقت ام
چون اعتقاد دارم هيچي شفاف تر و واضح تر از حرف راست نيست و اين دروغ و دروغگو كه باعث انحراف آدمها ميشه
مي دونيد ! اصلا خوشم نميآيد حرف اين و اون رو مثل ضبط صوت ضبط و پخش كنم
چون منم مثل خيليا دوست دارم نظر خودمو داشته باشم
حالا به نظر شما من وقتي اين قضايايي كه در پايين براتون مي آورم رو مي بينم به چه نتيجه اي بايد برسم ؟
خواهش مي كنم اگه فكر مي كنيد بر جايي از نوشته ام نظري وارده بهم بگيد
eshghefilmhayeirooni@yahoo.com
روز اول: موسوي در تهران 2 الي 3 ميليون راي آورده است
چند روز بعد: موسوي باافتضاحي كه در قضاياي “القاي تقلب” و رد كردن صلاحيت وزارت كشور و شوراي نگهبان (يا همون “قانونگريزي”) و نوشتن بيانيه هاي تحريك آميز (يا همون “تحريك جوانان”) و بعد از آن فاش شدن قضاياي سعيده پورآقايي وترانه موسوي و ندا آقاسلطان (يا همون ” منفعت طلبي به قيمت بردن آبرويي چند خانواده بي گناه” باعث رويرگرداني بسياري از راي دهندگانش شد به طوري كه در راهپيمايي روز قدس تنها عده ي بسيار كم(چند صد نفر ) آن هم جدا از راهپيمايي اصلي به شعارهاي مغاير با روز قدس !!دادند
آره دوستان
منم دوست دارم نظر خودمو داشته باشم
البته مشتاق واقعيت هم هستم