من شمالی هستم، اما بیشتر سالهای عمرم را در مناطق محروم استان ایلام و خوزستان زندگی کردهام. به خاطر همین هم میتوانم ادعا کنم که تا حدودی با درد و رنج و محرومیت مردم این دو استان آشنا هستم، مردمی که سالها ناجوانمردانه زیر بار مشقات جنگ و بمباران و محرومیت بسر بردهاند.
این توضیحات را نوشتم تا اگر خواننده این سطور هستید و نوشتههای زیر را می خوانید بر من ایراد نگیرید که چرا از میرحسین موسوی انتقاد میکنم.
موضوع از این قرار است که جناب آقای موسوی اخیرا در استان خوزستان مطالبی را فرمودهاند که متاسفانه به نظر من به بیانصافی بیشتر شباهت دارد تا بیان حقیقت و واقعیت. هرگز فکر نمیکردم که نخست وزیر دوران دفاع مقدس بعد از 20 سال سکوت مطلق و تماشای حوادث، تا این اندازه گرفتار جو تبلیغاتی انتخابات شده باشد که همه ضعفها و کمکاریهای دولتهای گذشته کشور را بر گردن دولت نهم بیندازد. البته طبیعی است که پیروزی در انتخابات آینده آنقدر برای بعضیها داستان مرگ و زندگی شده است که به هر قیمتی شده باید آنرا بدست بیاورند.
یک نمونه از بیانصافیهای آقای نخست وزیر سخنان ایشان در جمع مردم خرمشهر و آبادان بود. ایشان در جمع مردم خرمشهر با اشاره به مظلومیت این شهر و مردم آن در دوران دفاع مقدس و همچنین محرومیت فعلی خرمشهر، تیغ انتقاد را به سوی دولت نهم گرفته و گفته است:«من به دولت توصيه ميكنم اگر از محروميت اين منطقه اطلاع ندارد سريعا مساله اينجا را حل كند!»
خواهشا یکبار دیگر این جمله را بخوانید. به نظر شما چه کسی از محرومیت مردم اطلاع ندارد؟ مسئولان دولت نهم که تاکنون بارها به شهرها و روستاهای دورافتاده و محروم کشور سفر کرده اند یا آن مسئولانی که در دوران قدرت و ریاستشان، پایشان را از پایتخت بیرون نمیگذاشتند؟
اینکه خوزستان و خرمشهر و آبادان و … بعد از سالها که از پایان جنگ تحمیلی میگذرد، همچنان محروم و مظلوم هستند و هنوز نتوانستهاند چهره شاداب گذشته را به خود بگیرند، حرف درستی است اما گناه این عقب ماندگی و محرومیت و فقر به گردن چه کسانی است؟ آیا شما حقیقتا این مساله را نمی دانید؟
آیا شما منکر این حقیقت هستید که بعد از جنگ تحمیلی بنا بر مصوبه رسمی مسئولان وقت کشور، هرگونه سرمایهگذاری در استانهای مرزی کشور به بهانه خطر کشورهاي همسايه ممنوع و مغایر با امنیت ملی و کاری عبث شناخته شده بود؟ آیا مردم آبادان و خرمشهر که شهرهایشان بودجه یک مملکت را فراهم می کند، چهار سال است که از نعمت گاز شهری محرومند؟ آیا مردم آبادان و خرمشهر و اهواز، چهار سال است که آب آشامیدنی ندارند؟
آیا خبر دارید که جناب آقای خاتمی در سفر سال 76 خود به خوزستان، به مردم اهواز و خرمشهر و آبادان چه قولهایی داده بودند؟ آیا اطلاع دارید که حضرت ایشان قرار بود برای مردم خوزستان آب آشامیدنی و گاز شهری هدیه بیاورند؟! آیا اعتراض مردم آبادان به وضعیت آب آشامیدنی و سرکوب آنها، در دولت نهم صورت گرفت و یا در دولت آقای خاتمی؟! اگر از این قضایا اطلاعی ندارید، لااقل سری به آرشیو روزنامه ها بزنید و حوادث سالهای 76 و 77 را مجددا مرور کنید.
آقای موسوی! کمی وجدان داشته باشید و در بیانیههای انتخاباتی خود انصاف را رعایت کنید. لااقل حقایق را وارونه بیان نکنید و ضعف و کمکاری دولتهای گذشته را به حساب مسئولان فعلی نگذارید.
پی نوشت: یک نمونه تازه از وارونه جلوه دادن حقایق را در لینک زیر ببینید که چگونه سایت جناب آقای موسوی، تخلفات نفتی اصلاح طلبان را به دولت نهم نسبت داده است!
برملا شدن تخلفات نفتی اصلاح طلبان در سایت میرحسین:«در این خبر که در سایت انتخاباتی میر حسین موسوی منتشر شده است به گزارش تخلفات صورت گرفته در صنعت نفت کشور در فاصله سال های 76 تا 84 یعنی دوران حاکمیت اصلاح طلبان و زمان وزارت نفت بیژن نامدار زنگنه پرداخته شده است. پس از انتشار خبر جهان، خبر مربوط به جزئیات دیدار میرحسین با مدیران نفتی از خروجی سایت انتخاباتی میرحسین موسوی حذف شد و سپس با تحریف صورت گرفته آن را به دوران دولت نهم منتسب کردند!»

Salam!
che ajab! Dobaare shoroo kardi be neveshtan mohandes!
harfet doroste ke bishtare in harfa biensaafie.
Vali moteassefaane kie ke ensaaf dashte bashe. khode in dolat ham kheilee biensaafe. yejooraie akhlaaghe khale zanakie ke hamash be ham ghor bezanim. yeseri enteghadai ke moosavi mikone doroste, ahmadinejad ham be dolataye pish mikard dorost bood, khatami o hashemi o baghye ham hame ye meghdaar az enteghadateshoon sahih bood vali khodavakili hamashoon biensafan, hes mishe ke in biensaafi adat shode. khoobe maha be onvaane mosalmoon, alan masalan khoobe ke tarafdaare ahmadinejad hastin, vali masalan begin felan harfi ke aghaye moosavi mizane doroste (va belaks!), inshallah Ahmadinejad to dore bad tavajjoh kone va dorost kone. ma ke yek jameye islami hastim bayad avval az hame akhlagh dashte bashim.
Ya Ali
همین که شما خوش انصاف هستین به همراه هیات دولت محترم نهم برای ما مردم کافی ست.
رها کنید این قدرت طلبان را…
اینها چه می دانند که محمود احمدی نژاد چقدر به محرومیت اهمیت می دهد؟
چه می دانند که رئیس جمهور محترم تمام مصوبات سفرهای استانی را در مناطق محروم لبنان و فلسطین به مرحله ی اجرا می گذارد؟
رهایشان کنید
بگذارید در جهل مرکب بمانند.
تازه گی ها هم که قرار شده کلی وام به محرومان بیچاره ونزوئلا توسط بانک مشترک ایران و ونزوئلا داده بشود.
ما از نهایت مسلمانی اول به فکر مردم سایر جاهای دنیاییم و بعد خودمون.
اول همسایه بعد خانه…
ول کن این موسوی اصلاح طلب اصولگرا را که معلوم نیست به فرمان مقام معظم آمده اند توی صف قدرت یا وجدان دانشان درد گرفته…
بیخیالشان شوید امید جان
خون آلوده ی خودتون رو کثیف نکنید
گرچه دیدگاه های من با شما از نظر سیاسی و فرهنگی متفاوت است اما این حرفتان کاملا صحیح و درست است. علیرغم تمام انتقادهای ریشه ای که به اقای احمدی نژاد دارم و اذعان به این که ایشان نماینده نیم درصد از خواسته های شخص من نیز نیست، اما باید بگویم که جناح معروف به اصلاح طلب اکنون تمام مشکلات را در ریاست جمهوری احمدی نژاد خلاصه کرده اند. پروژه غول سازی یا دیو جلوه دادن احمدی نژاد روی دیگرش آن است که ما (اصلاح طلبان) فرشته هستیم. از خاتمه جنگ بیست سال می گذرد. در این بیست سال سهم اقایان هاشمی و خاتمی شانزده سال حضور در کرسی ریاست جمهوری بوده است. اگر قبول کنیم که احمدی نژاد یک پوپولیست است که وعده های توخالی می دهد، آن وقت سئوال اینجاست که این اقایان که شانزده سال سکان هدایت دولت را در دست داشتند و ظاهرا (بنابر ادعای خودشان) پوپولیست نیستند، چه کردند؟
آهستان عزیز بهتره شما هم در قضاوتهاتون منصفانه تر عمل کنید چرا که پارامتر های زیادی رو باید در یک تحلیل یا قضاوت در نظر گرفت !
اولین نکته مربوط میشود به ممنوعیت سرمایه گذاری در مناطق مرزی کشور علی الخصوص جنوب غرب خوزستان که مربوط میشود به دستور شورای عالی امنیت ملی آنزمان که ریاستش بر عهده آقای هاشمی رفسنجانی بود ! و نه خاتمی !
ممکنه بگی خب هاشمی هم مگه جز اردوگاه اصلاح طلبان به حساب نمیاد ؟!
بزرگترین نکته مغفول همین قسمت ماجراست !
هاشمی نه اصولگراست و نه اصلاح طلب اما در مقطع پس از رحلت امام فرماندهی جریانی را به دست داشت که منجر به اخراج و بازنشسته کردن جناح موسوم به چپ از قدرت ( که آنزمان موسوی و همفکرانش را در بر میگرفت ) شد !
دومین نکته که به طرز عجیبی مورد غفلت شما ( احتمالا سهوا ) قرار گرفته مقایسه درامدهای ارزی در مقطع 76 تا 84 با مقطع زمانی روی کار آمدن آقای احمدی نژاد ( 84 تا 88) میباشد … بزرگترین فرصتی که شاید هرگز تکرار نشود !
مگر میشود انتظار ازعملکرد دو دولت را با اختلاف عظیم درآمدی یکسان تلقی کرد ؟!
سومین مورد به جایگاه فرد و مقطع زمانی قرار گرفته در آن بر میگردد ! خب موسوی اکنون یک کاندیداست و دو ماه فرصت دارد تا خود و برنامه هایش را ارائه نماید ! با توجه به نا شناخته بودنش چگونه و از کجا باید آغاز کند ؟
توقع دارید به عنوان یک کاندیدا به به و چه چه کند و همه چیز این دولت را دربست تایید کند ؟ خب آنوقت مردم نمیپرسند چنین فردی که دولت و برنامه هایش را قبول دارد بر چه اساسی و بر مبنای چه نیازی خود را کاندیدا نموده است ؟!
نوع ادبیات موسوی فاقد هر نوع عنصر هتاکانه و بی شرمانه است . شاید بشود بزرگترین عیب موسوی را فقدان ادبیات احساسی و چالشگر به حساب آورد , امری که رقیبش به خوبی مسلح به آن است و میر حسین باید آلتر ناتیو مناسبی برای پاشنه آشیل خویش بیابد !
پا نوشت : میرحسین به میزان زیادی ارزشهای از دست رفته را ناشی از سیاستهای دوران سازندگی میداند (نامه اش در خصوص سفر به برزیل خطاب به هاشمی حاوی نکات جالبی است ) اما در عالم سیاست دوست و دشمن ابدی وجود ندارد و گذر زمان گاهی دشمن ترین دشمنان را کنار هم قرار خواهد داد چه برسد به اختلاف آقای موسوی با آقای هاشمی یا آن اختلاف تاکتیک و تا حدی شخصی با رهبری !
سلام
متاسفانه مهندس موسوی همه اقدامات این دولت را نقد می کند. بدون اینکه حتی بخواهد اقدامات مثبت این دولت را هم ببیند. تو همین بحث هسته ای کدام دولت توانست پیشرفت های هسته ای را به ارمغان آورد. ایشان فلسفه آمدن خود به میدان را ، به قهقرا رفتن کشور توسط این دولت دانسته است این سخن نمی تواند در همه جاها درست باشد در ضمن هیچ برنامه مشخص و منسجم توسط ایشان مطرح نشده است و فقط نفی وضع موجود و رفع اتهام از خود در باره اقتصاد دولتی زمان جنگ.آیا برداشتن گشت های ارشاد مشکلات ما را حل می کند ؟
در پاسخ به فیضیه :
بسم الله الرحمن الرحیم
آقای موسوی تقریبا تمام آنچه در این دولت رخ داده را نفی کرده اند و برنامه ایشان تا حد بسیار زیادی حالت غیراثباتی دارد. تنها چیزی که مشاهده شده برنامه اقتصادی بود که امروز در نشست با نخبگان ارایه کردند که به یک تز لیبرال سرمایه داری دوران رفسنجانی-خاتمی شبیه است.
از تمام اینها که بگذریم، دین ما اجازه نمی دهد که یک فرد منافق دو رو را به عنوان رئیس انتخاب کنیم. ایشان به مفهوم واقعی کلمه نفاق به خرج داده اند. ملاقات با مراجع تقلید و بعد حمایت علنی از سازمان مجاهدین انقلاب نمونه ای از جمع نقیضین است که ایشان موفق به انجام آن شده اند! در برخی موارد هم ایشان چنین کاری کرده است، گاهی صحبت از تنش زدایی می کنند، گاهی می گویند ایستادگی بر حق هسته ای باید انجام شود (بدون تعلیق). گاهی صحبت از مستضعفین می کنند، گاهی می گویند “سهام عدالت باید جمع شود تا برای بخش خصوصی مشکلی ایجاد نشود!”. گاهی صحبت از ارزش ها می کنند گاهی از جمع کردن طرح گشت ارشاد. آقا یا خانم فیضیه، آیا تا به حال در خیابان های تهران قدم زده اید؟ می دانید اینکه خانم های با مانتوهای بدن نما و به حالت فاحشه ها در خیابان ها می گردند چه بلایی بر سر بنیاد خانواده ها می آید؟ این مسئله 4 سال پیش خیلی شدید بود، الان یک کم بهتر شده است. با این حرف آقای موسوی (در صورت انتخاب ایشان) انتظار آن می رود که آن جو فاسد دوباره در جامعه شروع به رشد کند. ایشان گاهی از قانون گرایی حرف می زند و به تایید دوره 16 ساله رفسنجانی-خاتمی (از لحاظ قانون گرایی) می پردازد حال آنکه می دانیم در این دو دوره چه قانون شکنی های عجیب و غریبی وجود داشته است. (قردادهای کرسنت، ترک سل، اجرای پروتوکل الحاقی بدون تصویب مجلس، کسری 6 میلیارد دلاری بودجه سال 83، مفاسد اقتصادی بین نمایندگان مجلس ششم و ماجرای شهرام جزایری، داستان های مربوط به کرباسچی و عبدالله نوری، و …). این یک جوک است که بگوییم قانون گرایی در این دوره 4 ساله بدتر از سالهای 68 تا 84 است. من فکر می کنم میرحسین حتی اگر موفق شود که رئیس جمهور شود باید راهکاری برای حل این تناقض ها پیدا کند. مضافا بر اینکه میزان سعه صدر ایشان در زمان پایان جنگ و ماجرای استعفای او مشکلات بسیاری را در تعامل با مجلس هشتم برایش ایجاد خواهد کرد (فکرش را بکنید همان بلایی که سر بودجه سال 88 آمد سر یکی از لوایج ایشان بیاید یا مثلا لحن رئیس مجلس با ایشان همان لحن او با رئیس جمهور باشد یا …).
من فکر می کنم برای دفاع از میرحسین شما بیشتر به دلایل اثباتی نیاز دارید تا نفی احمدی نژاد. با نفی احمدی نژاد، چرا به کروبی رای ندهیم. مگر کروبی چه فرقی با میرحسین دارد؟ شاید بهتر هم باشد، چون از تندروهای مشارکتی و سازمان مجاهدین حمایت نمی کند.
در جواب آقای محمد حسین :
یکم : بنده تا این لحظه به مرحله انتخاب اصلح نرسیده ام و متن نوشتاری بنده بیشتر حاوی نقدی بر قضاوت شتابزده جناب حسینی بود تا تعیین مصداق یا تحمیل فرد یا جریانی بر مخاطب !
دوم : بنده در تمام عمری که از خدا گرفته ام لحظه ای جناحی نیندیشیده ام و البته این مسئله را حسن نمیدانم چرا که یکی از دلایل عقب ماندگی کشورم را فقدان نهاد ها و تشکلهای سیاسی اجتماعی و اقتصادی کارآمد میدانم لکن بدلیل عدم صداقت و اتمسفر آلوده موجود بر فضای سیاسی کشور ترجیح داده ام فردی حق طلب بوده و در مقام داوری بین اشخاص و جریانات حد اکثر انصاف را بکار برده و بی طرف باقی بمانم
سوم : بنده رجل هستم !
و اما در مورد مواردی که بیان کردید ذکر بعضی نکات را خالی از فایده نمیدانم !
الف ) بیان کرده اید که موسوی بدنبال نظام لیبرال سرمایه داریست ! ایکاش قبل از بکار بردن واژه ای و بدون تحت تاثیر قرار گرفتن از ادبیات کیهانی مدتی در مورد تک تک این کلمات , تحقیقی بدون تعصب و فارغ از نگاه ایدئولوژیک میداشتید تا اولا برایتان مشخص شود شاخصهای یک نظام زر سالار چیست و آنگاه با بررسی کارنامه اقتصادی دولت نهم و مقایسه آن با عملکرد نخست وزیر دوران دفاع مقدس به روشنی به جواب مورد نظر میرسیدید !در این باره اگر فرصتی فراهم گشت به تفصیل سخن خواهم گفت
ب) موسوی را فردی منافق نامیده اید و دلیل آن را حمایت ایشان از مرجعیت و بدنبال آن حمایت مجاهدین و مشارکت از ایشان دانسته اید ! اما به این سوال اساسی پاسخ نداده اید که اگر حمایت از مرجعیت نشانه نفاق است پس دهن کجی به مراجع مسلم تقلید چه حکمی دارد ؟! ( میدانیم که رکوردار دهن کجی به نصایح مراجع تقلید و حتی رهبری دولت نهم و شخص احمدی نژاد بوده است . عدم اجرای اصل 44 علیرغم تاکید رهبری , وتو کردن دستور رهبر در قضیه استراتژیست های سیاست خارجه ( آقایان خرازی شمخانی و …) دستور ورود زنان به ورزشگاهها , عدم تغییر معاونت سازمان گردشگری علیرغم پیگیری مصرانه مراجع تقلید و … همزمان اظهارات عجیب آقای مشایی در دوست نامیدن ملت اسراییل و اظهارات مشابه . که با کمال تعجب حمایت شش دانگ رییس دولت نهم چون زرهی پولادین او را از هر گونه تعرض باز داشت ! نمونه هایی اندکند !
ج) در مورد سهام عدالت و نظریات اقتصادی مشابه که به عقیده شما متناقض به نظر میرسد باید عرض کنم مطابق وصیت نامه سیاسی امام راحل اقتصاد اسلامی نه سوسیالیستی است و نه لیبرالیستی بلکه اسلامی است ! لذا تعجب ندارد برخی مشترکات بین این اقتصاد و اقتصاد های ذکر شده وجود داشته باشد . مشکل از نظریه پردازان ماست که تا این لحظه نتوانسته اند الگوریتم این اقتصاد را پی ریزی نمایند ( بحثش مفصله )
و) در مورد گشت ارشاد همانطور که شما و همه خوانندگان در جریان هستند اوج پریشانی فکری و …! را میتوان در اردوگاه دولت نهم و شخص رییس جمهور به وضوح مشاهده کرد ! تا پیش از انتخابات مشکل موی پسران و دختران نبود ! پس از آن به یکباره در مصاحبه ای تلوزیونی ایشان از طرح امنیت اجتماعی و مبارزه با اراذل و اوباش دفاع نمودند ! سپس به فاصله کوتاهی دکتر الهام مخالفت خود را با طرح امنیت اخلاقی به شکلی آشکار بیان کردند و …در آخرین مرحله رییس جمهور طی نامه شدید اللحنی خطاب به فرمانده نیروی انتظامی خواستار برچیده شدن یا بازنگری کلی در مفاد آن شدند ( 4 ماه قبل از انتخابات ! ) ! آقای موسوی با آن قسمت از طرح مشکل دارد که کرامت انسانی جوان ایرانی را خدشه دار میکند همان عاملی که باعث زوال اعتماد به نفس جوان شیعه ایرانی شده تا جایی که یک بیابانگرد ریقو بنام مالک ریگی در نبود جوانان سلحشور کشور به خود اجازه میدهد صفحه شرقی کشور را آلوده به تفکرات وهابیت نماید !
ن )قانون گریزی در همه ادوار دولتهای پس از جنگ بوده و هم اکنون نیز با همان شدت و حدت ادامه دارد ( ماجرای مفقود شدن یک ملیارد دلار و ورود بدون ضابطه بنزین خارج از مصوبه مجلس و … همه بیانگر این مطلب است که دور زدن قانون و دهن کجی به مقررات تا حد زیادی در دولت نهم رواجی بی سابقه یافت ( البته زمان آقای هاشمی به شکل دیگری این عمل نا میمون صورت میگرفت ) اما در زمان خاتمی به حد اقل رسید به گونه ای که خیلی ها دلیل بی عرضگی خاتمی را همین تسلیم شدنهای محض میدانستند !
ی) اتفاقا کروبی بیشترین قرابت را در حوزه های پوپولیستی و تقسیم ثروت نفت به شکل دست و دلبازانه با احمدی نژاد دارد و نه با موسوی ! موسوی یک اصولگرای حقیقی است گر چه ایراداتی به او وارد است که مهمترینش عدم شادابی و نشاط و همانطور که در بالا اشاره شد فقدان ادبیاتی حماسی !
ر ) نزدیکترین فرد به رهبری در بین همه مسئولین جمهوری اسلامی آقای موسوی است !! گر چه میپذیرم که اختلاف تاکتیک کوچکی بین این دو در مقاطعی وجود داشته اما از نقطه نظر ایدئولوژیک و پرسونالیتی این دو قرابتی کم نظیر دارند !
ل ) من احمدی نژاد را گاو 9 من شیرده خطاب میکنم یعنی بر خلاف پیشینیان که دو من شیر هم به سختی تولید میکردند او واقعا 9 من شیر تولید میکند اما بدلایلی با یک لگد همه دستاورد های خود را به ورطه نابودی میکشاند ! سیاست تهاجمی او بهترین شیوه برای منفعل کردن دشمنان بود اما بدلیل ماجرا جوییهای افراطی که به خرج داد ابزارهای کارآمد سیاست خارجی ما ( که حکم پنجه فولادین نظام در حوزه سیاست خارجی محسوب میشدند) را یک به یک بدلیل کاربرد زیاد دچار خوردگی کرد !
عراق و افغانستان مطلوب نظام را از خاتمی تحویل گرفت و حالا نیمی از افغانستان دست طالبان است و وضعیت در جاهای دیگر به مراتب وخیمتر است ( که بدلایل سو استفاده دشمنان از ذکر آن خودداری میکنم )
خدایا ! من با اطلاعات اندک خود به این جمع بندی رسیدم . اطمینان دارم مسائل بی شماری از نظر من دور یا مخفی گشته است ! خودت سرانجام این ملت را بگونه ای رقم بزنن که نتیجه آن چیزی جز عاقبت به خیری و عزت و کرامت ملی نباشد !
برادر محمد حسین صراحت من رو مصداق مباحثه دو دوست بدان و از امید عزیز نیز میخواهم واژه بکار رفته ( قضاوت عجولانه ) را درد دلی مشفقانه ارزیابی کند
والسلام
خطاب به آقای فیضیه :
1) با خواندن متن شما کمی متوجه مفهوم قضاوت منصفانه شدم! شما به چه دلیل فکر می کنید من تحت تاثیر کیهان قرار دارم؟! اینکه کسی صرف کلمه لیبرال سرمایه داری را انتخاب کند، نشانه کیهانی بودن است؟ آقای موسوی در نشست خود با اقتصاددانان که دیروز برگزار شد، اولا اقتصاد دولتی را کاملا نفی کردند، ثانیا مواردی چون بنگاههای زودبازده، سهام عدالت را رد نمودند. در مورد دوم ایشان این مورد را که “به نفع بخش خصوصی نیست” به کار بردند. به طور کلی از فحوای کلام ایشان بر می آید که اولویت بالا برای ایشان “بخش خصوصی” است. از ملزومات یک نظام لیبرال سرمایه داری این است که اولویت سیاست گذاری و قوانین در آن تماما به نفع سرمایه داران بخش خصوصی است (حتی امروز که آمریکا دچار بحران مالی شده، دولت آمریکا به جای کمک به مردم به شرکت های ورشکست شده بزرگ کمک مالی می کند، نه به مردم).
آقای فیضیه، میدان حق در زمان توصیف گسترده و در زمان عمل تنگ است. لطفا به شعار خود پایبند باشید.
2) سازمان مجاهدین انقلاب از فردی که دین را افیون توده ها و دولت ها می خواند و به مراجع به شکل رسمی توهین می کند، حمایت کرده است. آقای مشکینی (که از متقیان زمان خود بود) این سازمان را نامشروع اعلام می کند. در زمان تندروهای دوم خردادی به مراجع که هیچ، همین دار و دسته مشارکت – مجاهدین به خدا، پیغمبر و ائمه معصومین توهین کردند. موسوی واقعا منافق است که دست همکاری با چنین اراذل و اوباشی داده است و اینکه احمدی نژاد چه کرده، تغییری در این حقیقت ایجاد نمی کند. منصف باشید. اگر احمدی نژاد در طول 4 سال چند اشتباه داشته، زمان خاتمی روزنامه های همسو با او و اطرافیانش چند شبهه در رابطه با دین، امام زمان (ع)، امام حسین (ع)، قرآن و … تولید کردند. به نظر می رسد شما در این مورد هم انصاف نداشته اید. اگر خواستید محض نمونه کفریاتی که در زمان خاتمی گسترش داده می شد را به شکل تیتر وار بیان می کنم.
3) آن خانمی که خود را شکل فاحشه ها می کند، صاحب عزتی نیست که خدشه دار شود. او عامل غیر مستقیم شیطان است. اتفاقا این پدیده زشت از زمان خاتمی شکل گرفت (که آقای میرحسین به وجود منافقانه خاتمی افتخار هم می کند). نمی دانم شما پسر ازدواج نکرده ای دارید یا نه. اگر داشتید جرات می کردید در این جو فساد و فحشا او را به میان جامعه بفرستید یا نه. در مورد استفاده از کلمه شیعه مراقب باشید. طبق روایات معصومین شیعه مشخصات خاصی دارد که بسیار انگشت شمارند و مسلما آنقدر وسیع نیست که شامل گمراهان شود. در نهایت من فکر می کنم اگر فکری به حال این قضیه نشود کم کم بنیاد خانواده ها سست خواهد شد و تا بیایند به فکر کار فرهنگی بیافتند، کار از کار گذشته باشد.
البته جالب است که شما جواب نقد من به موسوی را با نقد به احمدی نژاد پاسخ داده اید! این هم لابد از انصاف است.
4) در مورد سهام عدالت، خیلی مایلم بدانم که نظر شما چست. آیا این کار را سوسیالیستی می دانید؟! این کار می تواند فرهنگ سازی بسیار خوبی برای آشنایی عوام مردم با بازار سرمایه باشد و در ضمن کمک می کند مستضعفین جامعه سهمی از سود شرکت های بزرگ سرمایه داران داشته باشند. البته ممکن است اشکالاتی هم داشته باشد، ولی “جمع کردن آن” چیزی جز طرفداری از سرمایه سالاری نیست.
5) “زمان خاتمی قانون گریزی به حداقل رسید” این هم اوج انصاف شماست. پس ترک سل، قرارداد کرسنت، گم شدن 6 میلیارد دلار، درگیری با نهادهایی مثل شورای نگهبان، گروکشی در شورای شهر اول، طرح لوایح دوقلو که مخالف قانون اساسی تشخیص داده شد، مفاسد اقتصادی در مجلس و شرکت های دولتی (شهرام جزایری)، تاسیس حزب دولت ساخته مشارکت (که لابد دسترسی به هیچ رانتی نداشته!) و انحصاری کردن قدرت، اختصاص بودجه دولتی به بنیاد باران، حمایت از اراذل و اوباش در قضیه 18 تیر (که آقای خامنه ای در سخنرانی خود به آن اشاره کردند)، سکوت در مقابل دانشگاه آزاد، شکل گرفتن مافیای مختلف در بازرگانی و … اصلا قانون شکنی نیستند. بی عرضگی خاتمی بر خلاف نظر شما ناشی از این قانون گرایی نیست. بی عرضگی ایشان ناشی از عدم تسلط به امور اقتصادی (و حتی سیاسی) بود و اینکه ایشان اراده ای برای انجام کارهای بزرگ نداشتند.
6) “موسوی یک اصولگرای حقیقی است” ممکن است این اصول را اعلام نمایید. من به چند تناقض اساسی رفتار ایشان اشاره کردم و می دانید که تناقض با اصول جمع نمی شود!
7) ایدئولوژی و شخصیت رهبر را با میرحسین یکی دانسته اید! رهبر در 4 سال دوم جنگ دولت ایشان را ناکارآمد تشخیص داده بودند و تمایلی به انتخاب ایشان نداشتند. در ضمن من از آقای خامنه ای مواضع متناقض ندیدم که حالا شما ایشان را به او شبیه می دانید. در ضمن اگر کمی انصاف داشته باشد، و حمایت های رهبر از دولت و گفتمان آن را با دولت های قبل مقایسه کنید، حقیقت برایتان روشن می شود. رهبر دارای سعه صدر است که میرحسین نیست. رهبر مواضع صریح و روشن دارد که میرحسین نیست. رهبر عقلانی رفتار می کند، میر حسین نیست (استعفا در اوج مذاکرات دیپلماتیک).
از شما صمیمانه می خواهم به یک توصیه عمل کنید. هرگاه خواستید موضعی بگیرید، خود را متهم کنید. شاید به این شیوه انصاف بیشتری به خرج دهید.
محمد حسین عزیز چیزی که اهمیت اساسی داره ساختن ایرانی آباد و سربلند میباشد , جامعه ای که روح اخلاص و صفا و صمیمیت و ایثار در آن موج میزند و نحوه رسیدن به این هدف نباید ما رو از خود هدف دور بدارد ! خب جامعه ما مختصاتی داره که با برخی جوامع تا حدی متفاوته ! (به معنای واقعی کلمه متکثر ) اینکه با چه ساز و کاری میخواهیم به این اهداف برسیم در وهله دوم اهمیت قرار دارد .
سوسیالیسم یا لیبرال دموکراسی یک بار ارزشی دارد ( مفاهیم ) و در عین حال یک ساز و کار مبتنی بر خرد جمعی است .
ما با مفهوم ممکنه بدلایلی مشکل داشته باشیم اما ساز و کار برای ما امری مباح است . (مگر اینکه این ساز و کار ما رو وارد فرایندی کنه که به زدودن ارزشهای ملی و معنوی منتهی بشه ! )
پس صرف اینکه یکی طرافدار حضور حداکثری دولت و دیگری خواستار حضور حد اقلی دولت در عرصه های اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی است دلیل بر این نمیشود که کافر یا منافق یا … است !
2- در مورد مجاهدین و دفتر تحکیم و … من هیچوقت نظر خوبی نسبت به آنها نداشته ام نه به دلیل بی دینی بلکه بدلیل فقدان عنصر صداقت و روحیه فاشیستی که اغلب از آن برخوردارند !
3- اما در مورد خانمهای بد حجاب باید بگم سخت در اشتباهی !
مگر لبنان مرکز عیش و نوش و طرب نیست ؟ پس این همه جوان حزب اللهی و معتقد از کجا سر بر آورد ؟! مگر همین رزمندگان شاخص دوران دفاع مقدس محصول زمان آزادیهای اجتماعی زمان شاه نبودند ؟! مگر حادثه تیر 84 محصول 8 سال آزادی اجتماعی زمان خاتمی نبود ؟
دوست خوبم ! آزادی حساب شده بسیار بسیار مفید است . بله , هزینه دارد اما منافع سرشاری نیز دارد ! آدمهای پرورش یافته در محیطهای بسته باینری بار میایند ( یعنی یا عمله هستند یا داف ) اما انسانهای پرورش یافته در محیطی آزاد جمع اضدادند چون گوهر آفرینش انسان بر اختیار پی ریزی شده است ! ایمان نشات گرفته از اختیار بسیار آبدیده تر و انعطاف پذیر تر است !
در مورد کاندیداهای موجود همانطور که اشاره کردم به یک جمع بندی کامل نرسیده ام ولی اهانت صورت گرفته توسط شما نسبت به آقای موسوی را مصداق بد اخلاقی انتخاباتی میدانم و باز تاکید میکنم به امید آنکه صالحترین فرد بر مسند قوه مجریه بنشیند
آقای فیضیه،
اشتباه شما در همینجاست که استفاده از هر راهکاری را مباح می داند، در صورتی که به اصول لطمه نزند. ذات لیبرال دموکراسی با خداپرستی در تعارض است. ذات سوسیالیسم با خداپرستی در تعارض است. دین آمده که این اختلافات را برای بشر حل کند. هدف وسیله را توجیه نمی کند چراکه وسیله خود از جنس هدف است. به نظر من هدف نهایی ساختن ایران آزاد و آباد نیست. اگر هم این مسئله هدف باشد، خود باید وسیله ای باشد برای اینکه جامعه از لحاظ معنوی رشد کند. اینجاست که راه های متفاوت مهم خواهند بود. جامعه امروز ما که به دلیل ترویج مصرف گرایی (که لازمه توسعه لیبرالی در جوامع جهان سوم است) و تکاثر غرق مادی گری است، نمی تواند جامعه ای الهی باشد. امام خمینی (ره) تنها نیامد که ما توسعه پیدا کنیم. آمد تا ما آدم شویم.
در مورد منافق و کافر بودن برخی : لطفا به لیستی از شبهه های دینی که بیشتر دوم خردادی ها دنبال می کردند توجه کنید. اولین مسئله ای که آنها سعی در تئوریزه کردن آن داشتند، جدایی دین از سیاست است. حال آنکه اگر کسی یک بار قرآن را از اول تا آخر بخواند می فهمد که چقدر این حرف با روح قرآن در تعارض است. دستورات اجتماعی و حکومتی قرآن که تعطیل بردار نیستند. مسئله بعدی در رابطه با ارزشهای شیعی مثل اهل بیت (ع)، و ولایت فقیه و مرجع تقلید است. آنها در پی آن بودند که بگویند اهل بیت (ع) هرگز معصوم نیستند (حال آنکه عصمت حضرات (ع) چه از طریق قرآنی، جه از طریق روایی چه از طریق فلسفی قابل اثبات است). بعد ولایت معصومین (ع) را زیر سوال بردند (به دلیل اینکه با هواهای آنها مخالف بود). بعد ولایت فقیه در زمان غیبت را زیر سوال بردند.
در همان زمان سعی می کردند قرآن را عصری معرفی کنند و بگویند امروز قرآن نسخ شده است. هتوز هم این خط ادامه دارد و برخی عناصر این گروه هنوز این شبهه را مطرح می کنند. غافل از اینکه قرآن حجت خدا برای تمام زمانهاست.
گاهی هم در برخی اجکام قرآن تشکیک می کردند. حکم قصاص، حکم حجاب دو نمونه هستند. کار را به جایی رساندند که برخی از آنها اصولا خدا را منکر شدند! و برخی دیگر حقیقت را نسبی دانستند!
ببینید اینها تیشه به ریشه دین می زدند. من ابا دارم از اینکه لیستی از بیانات این افراد را که تیتر روزنامه های دوم خردادی در سالهای 77 تا 79 بود لیست کنم، چرا که آنرا مصداق نشر کفریات می دانم. ولی شما اگر خواستید سری به آرشیو روزنامه های آن زمان بزنید و ببینید چقدر شبهه تولید کردند. نامردها به معصومین توهین کردند. به حضرت رسول (ص) به حضرت فاطمه (س) به امام حسین (ع) به امام زمان (ع). انتظار دارید این افراد را مسلمان بدانیم؟ اینها حتی تظاهر به اسلام هم نمی کردند. قرآن هم ما را از ولایت کافران بر حذر داشته است. آقای موسوی از این احزاب مشخص حمایت کرده است (برای جزئیات بیشتر به سخنرانی ایشان در ایلام مراجعه کنید). ایشان در پاسخ خبرنگاری که می پرسد آیا سازمان مجاهدین مشروع است، طفره می رود و حاضر نیست کار زشت و کفریات این جماعت را انکار کند. این دین به دنیا فروشی است. امام حسین (ع) آمد که ما دین به دنیا فروش نباشیم. این کار آیات خدا را به بهایی اندک فروختن است. فکر می کنید چرا کروبی حاضر نیست زیر بار این جماعت برود. چون تندروی آنها را می داند.
در رابطه با آزادی. آزادی دو تعریف دارد. آزادی از قید نفس – آزادی از قید خدا! شما کدام آزادی را می گویید. آن خانمی که با سر و وضع خود چند جوان ساده را فریب می دهد و آنها به حکم طبیعت و غریزه خود فاسد می شوند، او احساس کرده از قید خدا آزاد است. اتفاقا او در این آزادی خیالی، اسیر نفس خود شده است. جدای از این مسائل شما می دانید بنیاد خانواده ها و طلاق هایی که ریشه در خیانت زوجین به هم دارد، با این مسئله چقدر در ارتباط است؟ در چنین جوی تنها افراد خاص سالم می ماند و عموم جامعه به فساد و انحراف کشیده می شود. به نظر شما یک جامعه فاسد می تواند خداپرست باشد و زمینه ظهور امام زمان (ع) را فراهم کند؟ به نظر شما در جامعه فاسد چقدر زمینه برای رشد معنوی افراد سالم فراهم است؟
در پایان از شما می خواهم اگر تهمتی به میرحسین زده ام که واقعیت ندارد ذکر کنید. این مواردی که من گفتم تکیه بر واقعیات بود و گرنه موارد دیگری هم مطرح است که هنوز برای من اثبات نشده است. اگر اثبات شد آنها را بدون هیچ پروایی ذکر می کنم.
اجراي برنامههاي از پيش طراحي شده به مناسبت …؟!
اگر در عصر غيبت، اداره امور جامعه مسليمن بدست فقهاي عطيم الشأن شيعه است پس نحوه برخورد با فرمايشات آنها براي مومنين موضوع امتحان ميباشد.ولي متأسفانه ديده ميشود برخي از افراد، برنامههاي از پيش طراحي شده خود را به مناسبت فرمايشات رهبر انقلاب اجرا ميكنند.
متن کامل مقاله در وبلاگ موجود می باشد.
لینک مقاله http://edalattalabir.blogfa.com/post-82.aspx
منتظر نظر مبارک شما در رابطه با مقاله هستم
با تشکر عدالت طلب
بسمه تعالي
البته با همان بيان هم انصاف شما را هم عشق است.
متاسفانه در سراسر نوشته هايتان جز دفاع همه جانبه از دولت نهم ((جل جلاله)) ــ اين رو نوشتم كه محكومم نكنيد ــ هيچ نكته تكليف نمي بينيد و چيز ديگر نمي شناسيد.
من نه طرفدار دوم خرداد و … بوده ام و نه هستم ولي نوع برخورد و تحليل مانند شما آن قدر چهره دولت نهم و حاميانش را برايم تيره مي كند كه …..
هيچ گندم كشته اي جو بر دهد…
كاش صداقت و دينداري سياست ورزي مومنانه فداي سياست بازي و تكليف! سياسي نمي شد
سلام
مثل اینکه اصل مطلبتان داخل این نظراته.البته نه مطلب شما.
من هم تا حدی با شما موافقم.
…اگر اطلاع ندارد… بی انصافی است.ما چه میدانیم!،شاید آنها که دفترشان را از جنوب شهر( تهران) به بالا بالا ها انتقال می دانند بهتر مشکلات کشور را از نزدیک! می دیدند.
سلام و ممنون از همه دوستان. چند کلمه به آقای فیضیه: 1- حرف شما درست. آقای رفسنجانی بود که آن مصوبه را ملاک عمل خود و دولتش قرار داد. ولی این به معنای این نیست که آقای خاتمی آنرا کنار گذاشته و برخلاف آن رفتار کرده. اتفاق خاتمی هم دنباله رو همان مصوبه کذایی بود. اگر هم تغییراتی بوجود آمد در زمان دولت احمدی نژاد بود! 2- حرف شما درباره کنار گذاشته شدن جناح چپ در زمان هاشمی هم زیاد درست نیست. شما که وزرای آقای هاشمی را فراموش نکرده اید؟ در دولت هاشمی عبدالله نوری چه کاره بود؟ یا خود آقای خاتمی ؟ و بافراد دیگری که همه به عنوان جناح چپ و اصلاح طلب شناخته می شوند. 3- انصاف حکم میکند که ما آنقدر جوانمردی و مردانگی داشته باشیم که حق را بگوییم حتی زمان انتخابات. حتی علیه جناح خودمان. پس چرا گزارش 1000 صفحه ای درباره تخلفات وزارت نفت دولت اصلاحات را ابتدا منتشر کرد و بعد به نام دولت نهم زد؟؟؟؟ کسی انتظار به به و چه چه و تعریف و تمجید از موسوی ندارد اما اینکه دو ماه مانده به انتخابات همه کم کاری ها را به دولت فعلی نسبت بدهد کجای حق و انصاف است؟
جناب آقای احمدی نژاد قرار بود فتاح رو از توی لوله های آب بکشه بیرون، اگه وضع آب شهر اصلاح نشه. مثل اینکه ایشون باز هم … زیادی خورده بودند. ایشون فقط ضر می زنند، عمل که نمی کنند. باید دید این موسوی هم مثل احمدی نژاد و خاتمی فقط زر زر می کنه یا اینکه نه اهل عمل هم هست.
ملت نشان خواهد داد که دروغ وافترا هم تاثیری ندارد…
موسوی کجایی.وطن فروش.منافق.چی از جون ایران میخوای ترسو 20 سال از ترس کجا بودی. برادرای ما تو این خیابونا دارن میمیرن.لعنت به من که به تو رای دادم.میخوای مثل عراق بشیم
برای موسوی متاسفم
او باید جواب خون های ریخته شده در خیابان های تهران را بدهد
و شهدای انقلاب را بدهد
اینفدر تشنه قدرت بودن تاحدی که خونی ریخته شود واقعا خجالت دارد
البته به غیراز موسوی کسانی دیگری هم در این فاجعه شریکن
خاندان و خود آقای هاشمی و خاتمی وکروبی و تمامی اعضای جبهه قدرت طلب اصلاح طلبان و دوم خرداد
چطور می خواهند در پیشگاه خداوند جواب دهند؟
فقط دکتر محمود احمدی نژاد
ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت