دوست عزيزم علي اشرف فتحي در وبلاگ تورجان با اشاره به برگزاري مراسم سالگرد مرحوم حاج سيد احمد خميني، نوشته است:«چهاردهمین سالگرد درگذشت مرحوم حاج سید احمد خمینی به عرصه قدرت نمایی روحانیون و سیاستمداران منتقد احمدی نژاد بدل شد. هر سه کاندیدای اصلاح طلبان در غیاب احمدی نژاد و یاران نزدیکش، در این مراسم حاضر شدند و یاد و خاطره دوست و همفکر پرنفوذ خود را گرامی داشتند.»
تورجان در ادامه براي اينكه همفكري و همراهي بزرگان جناح چپ را با سيد احمد خميني اثبات كند مينويسد«خط امامی های دیروز و اصلاح طلبان امروز همچون همیشه برای سید احمد خمینی سنگ تمام گذاشتند. سید احمد آقا که ارتباط تنگاتنگی با این جناح داشت، پس از رحلت امام خمینی به عنوان مهم ترین کاندیدای این طیف برای رهبری مطرح بود.»
با نوشته دوست عزيزم تورجان مشكلي ندارم. شكي نيست كه مرحوم حاج سيد احمد خميني مورد احترام همه مسئولان، همه جناحها و همه مردم ايران است، اما مطلب تورجان از چند جهت قابل تامل است كه لازم ديدم درباره آن توضيحاتي بنويسم. اول اينكه نوشته وي اين نكته را القا ميكند كه بعد از سالها كه از درگذشت يادگار امام ميگذرد، متاسفانه مراسم سالگرد آن مرحوم بيشتر به يك ميتينگ سياسي و جناحي و انتخاباتي تبديل شده است! نكته بعدي اينست كه بزرگان جناح چپ و مجمع روحانيون اصرار فراواني دارند كه بگويند حاج سيد احمد خميني از آنها بود. لااقل نوشته تورجان اين حس را القا ميكند.
همچنين ارتباط بعضي گزارهها در نوشته تورجان، منطقي به نظر نميرسد. مثلا تورجان مينويسد:«ارتباط نزدیک یادگار امام با جناح چپ ادامه یافت و روزنامه مشهور «سلام» به پیشنهاد سید احمد به این نام مزیّن شد. روزنامهای که توقیف آن به بحران کوی دانشگاه در تیر ماه 78 منجر شد.» اگر بپذيريم كه پيشنهاد نامگذاري روزنامه سلام از طرف سيد احمد خميني بود، ربط اين موضوع به ماجراهاي بعدي از جمله حادثه كوي دانشگاه، چه مسالهاي را ميخواهد به ما يادآوري كند؟! اين مساله از اين نظر قابل توجه است كه تورجان ادعا ميكند سيد احمد خميني مهمترين و پرنفوذترين حامي مجمع روحانيون بوده است! (همچنانكه خود چپيها هم امروز خودشان را تنها وارثان امام و انقلاب ميدانند! پس حتما رفتار سران مجمع روحانيون و از جمله موسوي خوئينيها بعنوان مسئول روزنامه سلام هم در همان راستا بوده!)
فرض كنيم كه طبق نوشته تورجان، جناح چپ روزگاري احساس قرابت و دوستي با مرحوم سيد احمد خميني ميكرد، از اين مساله چه نتيجهاي ميخواهيم بگيريم؟ آيا دوستي و همدلي ديروز آنها همچنان پابرجاست؟ و آيا بزرگان مجمع روحانيون همچنان بر همان انديشههاي امام، محكم و استوار ايستادهاند؟ و آيا شركت و حضور هر ساله آنها در مراسم بزرگداشت، ميتواند دليلي بر خط امامي بودن آنها باشد؟ پس تغيير رفتار گسترده بزرگان چپ را چگونه بايد توجيه كرد؟ براي بررسي اين مساله و اينكه راه هرگونه سواستفادهاي را ببنديم، بهتر است بجاي ظاهربيني و حضور ظاهري در چنين مراسمهايي، درباره مفهوم «خط امام» حرف بزنيم و همه افراد را با آن معيار بسنجيم و ببينيم كه آدمها تا چه ميزان وفادار به خط امام هستند؟
حاج سيد احمد خميني به معناي واقعي كلمه خط امامي بود، اما نه «خط امامي» از نوع جناحي و سياسي آن و نه حتي فقط به عنوان فرزند امام. شكي نيست كه امروز بعضي افراد تنها بخاطر شركت در انتخابات و قدعلم كردن دربرابر ديگران و از ميان برداشتن رقباي خود از عبارت «خط امامي» استفاده ميكنند، اما در عمل حركتي بر مبناي خط و راه امام از آنها نميبينيم؛ آيا سيد احمد هم از همين دسته بود؟ اين را ميشود با مقايسه رفتار آن مرحوم با برخي مدعيان خط امامي امروز متوجه شد.
يكي از بزرگترين ويژگيهاي سيد احمد خميني اين بود كه وي هيچگاه ميل و سليقه شخصي خود را بر نظر امام خميني مقدم ندانست. حتي در برخي مواقع كه مطمئن ميشد عقيده و سليقه شخصي و سياسياش اندكي با راه امام تفاوت دارد، فورا خودش را با راه امام منطبق ميكرد و رضايت امام را بر خواسته شخصياش مقدم ميدانست. اين ويژگي در كمتر كسي از آدمهاي دو جناح ديده ميشود. همچنين به جرات ميتوان ادعا كرد كه كمتر كسي از مدعيان «خط امام» واجد اين شرايط بودند و هستند. سوابق آنها بخوبي نشان ميدهد كه آنها بيش از آنكه نگران امام و خط امام باشند، نگران باند و حزب و دسته خودشان بودند و هستند.
امام خميني در يكي از نامههايش كه بعد از رحلتش و حتي بعد از رحلت حاج سيد احمد خميني منتشر شد، به صراحت
اين خصوصيت فرزند عزيزش را بيان ميكند: «اينجانب در پيشگاه مقدس حق شهادت ميدهم كه از اول انقلاب تاكنون و از پيش از انقلاب در زماني كه وارد اين نحو سياسي شده است، از او رفتار يا گفتاري كه برخلاف مسير انقلاب اسلامي ايران باشد، نديدهام و در تمام مراحل از انقلاب پشتيباني نموده و در مرحله پيروزي شكوهمند انقلاب، معين و كمك كار من بوده و است و كاري كه برخلاف نظر من است انجام نميدهد و در امور مربوطه چه در اعلاميهها و يا ارشادها بدون مراجعهي به من تصرف و دخالت نميكند حتي در الفاظ اعلاميهها بدون مراجعه دخالت نميكند و اگر در امري نظري دارد تذكر ميدهد كه تذكراتش نيز صادقانه و برخلاف مسير انقلاب و مصلحت نيست و من اگر تذكراتش را نپذيرم تخلف از قول من نميكند و من نيز اگر حرفش را صحيح ديدم قبول ميكنم و اميدوارم حرف صحيح را از همه كس قبول كنم.»
امام خميني در ادامه با اشاره به برخي اتهامات بياساسي كه ازطرف مخالفان به حاج احمد خميني نسبت داده ميشد نوشت:
«در امور سياسي مدتي تهمتها زده شد كه احمد طرفدار منافقين است و من در طول مدت انقلاب مخالفتهايي از او ميديدم كه ديگران بر آن شدت و قاطعيت نبودند و در اين آخر كه قضيه زندان اوين پيش آمد و شكاياتي از آقاي لاجوردي ميشد و مخالفتهايي ميشد، كسي را نديدم كه بيشتر از احمد از آقاي لاجوردي طرفداري كند و دفاع نمايد و وجود او را براي زندان اوين لازم و بركناري او را تقريبا فاجعه ميدانست يا مساله طرفداري از بنيصدر؛ او مادامي كه من از بنيصدر بواسطه بعضي مصالح جانبداري ميكردم او هم گاهي طرفداري ميكرد و آنگاه كه من پرده را بالا زده و او را بركنار كردم حتي يك مرتبه از او طرفداري نكرد و مخالفت شديد ميكرد يا مساله خط سوم كه مدتي نقل مجالس مخالفان بود و تهمتهايي ناروا ميزدند و من او را امر به سكوت كردم و او هيچگاه از خط انقلاب و اسلام خارج نبود و بالاخره اگر بواسطه انتقامجويي از من، پس از من گروههايي به مخالفت او برخاستند من دين خود را به او به عنوان يك مسلمان و يك رحم ادا كردم و خداوند تبارك و تعالي حاضر و ناظر است و من اميدوارم كه احمد به خداي تبارك و تعالي اتكال نمايد و از غير او از هيچكس نهراسد و در خدمت به خالق و خلق بواسطه تهمتها و مخالفتها به خود تزلزل و ترديد راه ندهد و در خدمتها از خداوند متعال چشمداشت داشته باشد و براي به دست آوردن هيچ مقامي قدم برندارد…»
لازم به ذكر است از جمله گروهها و افرادي كه بعد از رحلت امام، شديدترين اتهامات را به مرحوم حاج سيد احمد خميني نسبت دادند، نهضت آزادي و اطرافيان آقاي منتظري بودند. نهضت آزادي از يك سو نامه امام به محتشمي در خصوص نهضت آزادي را ساخته و پرداخته مرحوم حاج سيد احمد خميني اعلام كرد و از سوي ديگر باند آقاي منتظري هم نامه امام در مورد بركناري منتظري را به حاج سيد احمد منتسب كرد! حاج سيد احمد خميني هم طي نامهاي به عموي خود مرحوم آيت الله پسنديده در خصوص اظهارات نهضت آزادي، مظلومانه به اين اتهامات پاسخ داد كه متن آنرا ميتوانيد از اينجا بخوانيد.
همچنين وي رنجنامهاي 30 صفحهاي به انضمام اسناد و مدارك غيرقابل تكذيب خطاب به آقاي منتظري نوشت كه
پاسخ منتظري به آن، تنها سكوت بود! البته درست در سالهاي حكومت اصلاحطلبان (بخوانيد خط اماميهاي سابق!) نشريه وابسته به جريان منتظري مدعی شد که مرحوم حاج سید احمد در زمان حیات خود ضمن ابراز ندامت از انتشار رنجنامه، دستور جمعآورى باقیمانده آن را نیز صادر کرده بود! اما خوشبختانه موسسه تنظيم و نشر آثار امام در جوابيهاي تصريح كرد كه حاج سيد احمد رنجنامه را مستند به اسناد و مدارک غیر قابل خدشه منتشر ساخت و تا پایان عمر نیز هیچگاه از موضع و اقدام خویش پشیمان نبود بلکه به همراهیش با امام و عدم تغییر مواضع به خاطر مصلحت اندیشیهاى مقطعى، افتخار مىکرد.
حاج سيد احمد خميني همچنين در وصيتنامه خود به صراحت تاكيد ميكند كه «بين خود و خداي خود رضايت كامل دارم كه تمام تلاشم براي تقويت اسلام و نظام و امام بوده است و از اين جهت در آرامش كامل بسر ميبرم… من در جهت مصلحت امام، به هيچ فرد و گروهي رحم نكردهام و خيليها را در اين راستا رنجاندهام كه هنوز هم ازاين جهت ناراحت نيستم!»
اين را مقايسه كنيد با گفتار و رفتار برخي بزرگان مجمع روحانيون و اصلاحات كه نه تنها از گذشتهشان پشيمان شدهاند بلكه ناجوانمردانه اين اتهام بياساس را به مرحوم حاجسيد احمد خميني هم سرايت ميدهند و براي سرپوش گذاشتن بر رنگ عوض كردن امروزشان، ادعا ميكنند كه حاج سيد احمد هم پشيمان شده بود! شايد حضور برخي اطرافيان آقاي منتظري در مراسم سالگرد حاج سيد احمد به همين خاطر باشد. مخصوصا اينكه آدمهايي مانند ابطحي هموراه تلاش ميكنند اين تناقض بزرگ را خيلي عادي جلوه بدهند كه ميتوان هم خط امامي بود و هم خط منتظري!
علاوه بر مطالب فوق، با نگاهي به مواضع و بيانات حاج سيد احمد ميتوان به ميزان ارادت و پايبندي او به ولايت فقيه و رهبري آيت الله خامنهاي پي برد. عشق و علاقه حاج احمد به رهبري، هيچگاه در دايره تنگ و تاريك جناحي نميگنجيد و او فراتر از وابستگيهاي سياسي و چپي، به ولايت عشق ميورزيد. البته منظورم اين نيست كه مدعيان امروز خط امام، پيرو ولي فقيه نيستند اما متاسفانه درسوابق اين افراد مخصوصا در سالهاي اصلاحات، ماجراهايي وجود دارد كه اين مساله را اثبات ميكند، اما حاج احمد خميني چطور؟ نوشتههاي زير بخش كوچكي از بيانات حاج سيد احمد خميني است كه فاصله زياد فكري و عقيدتي او را با اصلاحطلبان و مدعيان خط امام نشان ميدهد:
«امروز من و شما بايد در همان خط حركت كنيم. خالصا و مخلصا براي خدا و اسلام و نظام اسلاميمان از رهبر بزرگوارمان حضرت آيت الله خامنهاي حمايت كنيم و در راه او كه راه امام عزيزمان است گام برداريم. امروز دنيا مترصد است كه ببيند ما چگونه حركت ميكنيم. سرپيچي از ولايت، سقوط نظام را بدنبال دارد. امروز ولايت نقطه وحدت امت حزب الله است. نظام از ولايت جدا نيست چرا كه بدون ولايت، نظام اسلامي نيست و بدون نظام، انقلاب نميتواند راه خود را در جهان طي كند. اگر دو جريان انقلابي ما، دو جرياني كه به اسلام و امام و ولي فقيه و نظام علاقمندند، دست در دست يكديگر بگذارند بر تمامي ضدانقلاب داخل و خارج غلبه پيدا ميكنند والا گروهي كه روي كار ميآيد بخون هر دو جريان انقلابي تشسنه است و هر دو جريان را نابود ميكند.(7 اسفند 68)
ما امروز بايد همه متحد باشيم، امروز بايد در كنار نظاممان پشت سر رهبري قرار بگيريم. رهبر ما شاگرد امام است. رهبر ما از چهرههاي شناخته شده انقلاب كه ساليان سال در زندانهاي رژيم سفاك پهلوي به سر برده. ازافرادي است كه در طول انقلاب خدماتزيادي كرده و در جبهههاي مستقيما جنگيده است. پس بايد افتخار كنيم كه چنين رهبري را داريم و همگي پشت سر او حركت كنيم و …( سال 69)
هيچكس حق شكستن حريم رهبري را ندارد. حرمت رهبري نظام اسلامي، از اصول خدشه ناپذير انقلاب اسلامي ماست. همه بايد به دستورات رهبري عمل كنند. (7/8/69)
ما امروز موظف هستيم پشت سر مقام رهبري حضرت آيت الله خامنهاي حركت كنيم. هر چه ايشان گفت گوش كنيم، اگر روزي حركت ما با حركت ولي نخواند، بدانيد كه نقص از ماست! اگر امروز اختلاف موجب شود كه اقتدار ولي فقيه صدمه بخورد، گناه بزرگي مرتكب شدهايم. ما امروز اختلاف را از هيچكس نميپذيريم. اگر روزي از پشت سر ولي فقيه كنار رويم و اگر ولي فقيه نفوذ كلمهاش كم شود، چه گناه بزرگي مرتكب خواهيم شد. تمام زحمات ملت عزيز، شهدا و امام از بين ميرود. تمام سختيهايي كه در طول مبارزه متحمل شديد همه اينها از بين ميرود. ما بايد سعي كنيم اتحادمان را حفظ كنيم و پشت سر ولي فقيه حركت كنيم. (19/10/69)
«قاطعتر پشت سر رهبري باشيم و نگذاريم رهبرمان احساس تنهايي كنند. همانطور كه نگذاشتيد امام احساس تنهايي كند. اطاعت از خامنهاي، اطاعت از امام است. هر كس منكر اين معنا شود، مطمئن باشيد در خط امام نيست و هر كس بگويد كه اطاعت از امام غير از اطاعت از حضرت آيت الله خامنهاي است در خط آمريكاست! من بعد از رحلت امام، با خدا و امام عهد كردهام كه كوچكترين قدمي را عليه رهبري و برخلاف رهبري و حتي برخلاف ميل رهبري برندارم و اگر شما مردم هم چنين پيماني را تجديد كنيد، مطمئن باشيد كه ما در تمام زمينهها بر آمريكا پيروز مي شويم. (12/11/69)
و همچنين اين قسمت از وصيت نامه كه به فرزندانش سفارش نمود:«به حسن و برادرانش اين توصيه را مينمايم كه هميشه سعي كنند در خط رهبري حركت كنند و از آن منحرف نشوند كه خير دنيا و آخرت در آنست و بدانند كه ايشان موفقيت اسلام و نظام و كشور را ميخواهند. هرگز گرفتار تحليلهاي گوناگون نشوند كه دشمن در كمين است!» (71/6/30)

احسنت!
این چند نقل قول آخری که در مورد نظرش راجع به ولایت فقیه گذاشتی تاریخشان همه حداکثر مال سال 69 است…این برای شما معنایی نداره؟ …بقیه کسانی که ادعا میکنند ایشان تغییراتی در مواضعشان داشته اند همه میگویند در اواخر عمر بوده…این را بگذارید کنار مسایلی که در مورد نحوه فوت مشکوک ایشان و نقش احتمالی عناصر خودسری نظیر سعید امامی مطرح است و البته هنوز هم کسی پاسخ محکمی به این شبهات نداده …فقط عده ای را که در این چند سال از ماجرا پرده برداری کرده بودند مدتی حبس کردند…
آهستان: نظر شما درباره وصيت نامه ايشان در سال 71 چي هست؟ همه كساني كه در اين زمينه ادعا ميكنند بايد براي ادعايشان مدركي هم ارائه كنند. صرفا از روي حرف زدن كه نميشود چيزي را اثبات كرد. البته بيشتر تغيير حالات حاج احمد در اواخر عمر برميگردد به حالات روحاني و عرفاني ايشان و نه مسائل سياسي. ضمن اينكه حرف شما درباره سعيد امامي هم يك شايعه بيش نيست. همچنين آخرين سخنراني حاج احمد عليه باند قدرت و ثروت حاكم در آن زمان بود! همه آنها هم شناخته شده هستند. نياز چنداني به فكر كردن نيست. خيلي از آنها الان برايش سينه مي زنند!
مستقل از اینکه (به قول شما) ایشان مورد احترام همه جناح ها بودند و طرفدار واقعی خط امام، نباید بعضی شواهد تاریخی را که (جان کلام آقای فتحی بود) یعنی نزدیکی بیشتر سران مجمع روحانیون به حاج احمد آقا را نباید در نظر نگرفت و با دلایلی که اصلاح طلبان فعلی خط امامی نیستند آن را تحت شعاع قرار داد.
ضمن اینکه امیدوارم عدم حضور آقای دکتر احمدی نژاد در این جلسه دلیل سیاسی نداشته باشد. بالاخره ایشان و طرفداران ایشان مدعی بازگشت به ارزشهای انقلاب و امام هستند و طبیعتاً حضور ایشان و طرفدارانشان در این جلسه باید بیشتر از اینها می بود شاید حتی انتظار می رفت که حضور بقیه را تحت شعاع قرار می دادند. برای یادآوری تاریخی بد نیست دفاع جانانه حاج احمد آقا از آقای کروبی به هنگام انتخابات چهارم را یادآوری کنیم.
البته ظاهراً در سخنرانی آخر ایشان عباراتی یافت می شود مبنی براینکه نباید همه مشکلات کشور را به گردن آمریکا بیندازیم! به نظر شما منظور ایشان کی بود؟
اگرچه قصد من این نیست که بگویم ایشان بدون اشتباه بوده است بلکه فقط کمی تعریض به نقد شما بود
آهستان: شما بگيد منظور سخنراني ايشان كي بود؟ احمدي نژاد كه نبود، بود؟ پس بهتره ببينيد اون زمان قدرت و ثروت مملكت دست كدام باند و كدام دولت بود و چه كساني در دولت حضور داشتند؟!
در مورد پاسخ سکوت آقای منتظری به خزعبلات رنجنامه، بهتر است به خاطرات ایشان سری بزنید آقای محترم!
تغيير حالات حاج احمد در اواخر عمر بخشی از آن عرفانی و روحی بوده و بنابه نظر بسیاری، مسایل دیگری هم وجود داشته است….ضمنا این وصیت نامه مورد استناد شما مال سال 71 است و فوت ایشان 73 بوده…در واقع این نوشته نمی تواند نمایانگر آخرین نظرات ایشان باشد…
این که نباید همه مشکلات را به گردن آمریکا بندازیم هم قطعا منظورشان نمی تواند دولت هاشمی باشد که همه می دانند اتفاقا در جهت برقراری رابطه با آمریکا قدم بر میداشت … شواهد نشان میدهد منظورشان بالاتر از هاشمی بوده است…
آهستان: شما حق داري طبق خيالات خودت حرف بزني. شما حق داري اون همه مدرك روشن و معتبر و زنده رو درباره مخالفت حاج احمد با برخي افراد خاص و از جمله منتظري رد كني و در عوض براي خودت مدارك جعلي بسازي. مشكلي نيست. فقط فراموش نكن كه حقيقت هرگز با خيال و توهم، عوض نميشه! ضمنا شما اگر وصيت نامه ديگري داريد رو كنيد. همچنين حالا كه بحث رابطه با آمريكا رو مطرح كردي، برات مي نويسم تا بدوني. آقاي مهاجراني براي اولين بار در دولت آقاي هاشمي اين بحث رو مطرح كرد كه با نهيب رهبري وادار به عقب نشيني شد. همچنين اين نمايندگان مجلس ششم بودند كه نامه نوشتند و به رهبري نظام پيشنهاد دادند مثل امام جام زهر را بنوشد!
سلام
مطلب بسیار جالبی بود.
در رابطه با مسائلی که دوستان مطرح کرده اند:
1) زندگی احمد آقا مشخص است و مخالفین او نیز معلومند و حتی بعد از فوت ایشان این گروه از افراد که با ولایت رهبری مشکل دشاته اند به کار خود ادامه داده اند، چگونه “علیرضا” یا دوستان دیگر ادعای مشکل از رهبری را از دل آن می نمایند؟
2) فکر می کنم این دوستان باید مدرکی در رابطه با چرخش حاج احمدآقا از رهبری بیاورند، نه اینکه فقط با گفتن “تغییر” در روحیات ایشان (که تا آنجایی هم که بنده می دانم روح و عرفانی بوده) نتیجه مطلوب خود را بگیرند.
3) سید احمد خمینی، هر چند وقت یکبار پایبندی خود را به خط رهبری نشان داده است و ادعای اینکه شاید مثلا در آخرین لحظات نظرش تغییر کرده باشد، شبیه یک بهانه بچه گانه است.
4) مقام بالای علمی ایشان و میزان اعتقاد او بر همگان معلوم است، اگر ایشان نظراتش تغییر کرده بود بی شک در وصیتنامه خود تغییر ایجاد می کردند و گرنه با شرایط کنونی و به عنوان یک مسلمان معتقد، حرف های ایشان را باید همان وصیت نامه نهایی و فعلی ایشن دانست که صراحتا به رهبر عشق می ورزند.
این افراد هستند که باید برای حرف خود مدرک بیاورند، ادعا کافی نیست.
5) در مورد سخن سید احمد که گفته بود نباید همه مشکلات را به گردن آمریکا بیندازیم، اگر هم به دنبال مخاطب خاص می گردیم، باید سخنان آقای رفسجانی آن زمان و دیگر دولت مردان را به خاطر آورد و در این صورت معنای این حرف روشن تر می شود و به همین دلیل نمی توان مخاطب آن را رهبری عنوان کرد.
بر خلاف همیشه مطلب درخوری نبود.کمی زیاده گویی شده بود.
Aghaye Rahnamaie ba salam!
Nemishe goft ke harja raees jomhoor nare siasie! Avvalan ke raees jomhoor baraye eftetaahe yek seri az proje ha to tehran naboode, sanian Aghaye Davoodi moavene avval sherkat karde ke manish ine ke az tarafe raees jomhoor ishoon oomade. Akhe chera hame mesle khale zanaka mishinan az har barname, azadari ya jashni ye daastane khalezanaki misaazin. In karaa maale adamaye bikaare ke migan masalan felani khoone shamsi khanum nayoomad chon ba kokab khanoom dava dasht. Na agha joon raees jomhoor nayoomad chon kaar dasht agar benazare shoma behtar bood masalan kareshoono be takhir mindakhtan mioomadan tazakkor bedin na inke natije begirin ke pas labod felan o bahman. Che eshkaali daare bazivaghta ham mosbat negaah konim. Az nazare man karaye mamlekat mohemtar az marasemo inast, vali bazi marasema mohemme hala ishoon aghaye davoodi ro ferestaade, dige enghadr khale zanak baazi nadaare.
سلام
یک سال پیش همین موقع سایتی بنام نوسازی به فرزند آن مرحوم توهین کرد.
آیا آن سایت با شما و رئیس جمهور محترم ما رابطه ای داشت؟!
و اگر راه شما راه امام است (نمی گویم که راه ما هست!) چرا ایشان در مراسم آن مرحوم شرکت نمی کنند و فقط به ارسال معاون اول خود اکتفا می کنند؟!
در ضمن نظر شما در مورد پخش مواد اولیه زندگی مردم قبل از انتخابات در شهرستان ها چیست؟! (سیب زمینی!)
آیا این خط امام هست؟!
آهستان: خوب شد اشاره ای کردی به سایت نوسازی. اتفاقا می خواستم به اون مساله هم اشاره کنم اما از بس مطلبم طولانی شد دیگه قید اون رو زدم. اون چیزی که در اون مساله برای من جالب بود، این بود که آدمهایی برای دفاع از سید حسن غیرتی شده بودند اما برای پدرش هیچ کاری نکرده بودند و حتی در برابر توهین های منتظری و اطرافیانش به سید احمد، فقط سکوت کرده بودند و حتی بعضی مواقع جانب توهین کنندگان را می گرفتند! نمونه اش محمد علی ابطحی و خیلی های دیگه! اما حالا که موضوع سیاسی شده بود برای دفاع از سید حسن رگ گردنشون بیرون زده بود. این رو چطور باید توجیه کرد؟ سکوت برای پدر و فریاد برای پسر؟؟؟؟؟؟؟
البته اضافه می کنم پخش مواد بصورت کاملاً رایگان و بدون محدودیت و بدون سهمیه بندی!
نمونهای از توهینهای مدعیان به حاج احمد آقا:
خبر اول:
http://www.jahannews.com/fa/pages/?cid=19177
تکذیب دروغ مؤمنی و مدعی شدن او!
http://www.aftabnews.ir/vdcaoyn49an0i.html
خبر دوم و انتشار فایل صوتی:
http://www.jahannews.com/fa/pages/?cid=19826
جالب است که از آنهایی که به ادعای حمایت از حسن آقای خمینی در برابر توهین یک سایت (بیشتر شبیه وبلاگ بود)، بلوا راه انداختند، حرفی شنیده نشد.
[...] بیشتر بخوانید: آهستان [...]
عجب
لابد اگر کروبی و محتشمی و سید محمد خاتمی در سال 73 فوت کرده بودند حالا شده بودند طرفدار احمدی نژاد.
لابد آیت الله توسلی هم از طرفداران احمدی نژاد بوده..
حاج داوود کریمی هم هیچ وقت در سال 72 زندان نیفتاده بود. اصلا اگر داود کریمی زنده بود الان طرفدار احمدی نژاد بود.
آهستان: سعید عزیز! در کدام خط و در کدام پاراگراف مطلب من دیدی که من گفته باشم حاج احمد خمینی طرفدار احمدی نژاد بوده؟ خودت رو گرفتی یا ما رو؟
انقدر دروغ و مزخرف نوشتی که ارزش اظهار نظر ندارد.حیف از وبلاگ تورجان که لینک این اراجیف را در وبلاگش قرار داده است.
آهستان: در این جور مواقع معمولا می گویند که طرف کم آورده! من جز جملات و عبارات و وصیت نامه حاج احمد چیزی آوردم؟ اگر دروغ در نوشته ام دیدی باید بگی کدام خطش دروغ بود نه اینکه عصبانی بشی از خواندن حقایق. زیاد حرص نخور
كشتنش نه؟
يادمه كه زمزمه هاي نوه هاي امام رو در مورد مرگ مشكوك پدرشون خفه كردن اونزمان
الانم كه همه اشونو شوت كردن مراقب سنگ قبر پدارشون باشن !!!!
با سلام
وبلاگ عبرت با مطلبی تحت عنوان “خاتمی پایانی بر یک آغاز-بخش دوم” بروز شد.
موفق باشید.
عبـــــــــــــــــرت
اخه مشگل اینجاست که ما ننگ نامه ببخشید رنج نامه سد احمد گریان را به پشیزی نمی گیریم.که بخواهیم روش بحث کنیم. حالا اگر خیلی شجاعی نظرم را درج کن.
دوست عزیز شما عادت داری سوال رو با سوال جواب می دی؟!
نوسازی که بود چه بود کجا رفت و چه شد؟!
در مورد سیاسی بودن موضوع هم باید بگم اگر نوسازی با دوست دوست اصلاح طلبان رابطه ای داشت! شما، کیهان، رجا و دیگر دوستان چه می کردید ؟ مهم سیاسی بودن موضوع نیست مهم اینه که وقتی به اینجا میرسید و چیزی برای عرضه ندارید میگید که موضوع سیاسی شده!
اصلاح طلبان، کافر، شما مسلمان! چرا وقتی به فرزند امام توهین میشه شما مسلمانان کاری نمی کنید؟! و کسی که توهین می کنه هم معلوم نمیشه کی هست و چی میشه؟!
چرا سید حسن خمینی با امسال خاتمی رابطه داره؟! (البته اگه شما نگی که BMWو… )
چرا امروز شما هیچ رابطه ای با فرزندان امام ندارید ولی می خواهید راه امام رو ادامه بدید و گفتمان امام رو گسترش بدید؟! (امکان داره راه امام و راه مصباح رو با هم اشتباه گرفته باشید…)
چرا 3 ماه مانده به انتخابات سیب زمینی های انتخاباتی…؟!
و خیلی چراهای دیگر…
آهستان: آقاي محمد. قضيه رو اينقدر پيچيده نكن. من خيلي رك نظرم رو مي نويسم. توهين به فرزندان امام پسنديده نيست و كسي هم تاييدش نميكنه و هر كس توهين كرد من كه نبايد جوابگوي اون باشم. اگر شما هم قبول داري كه توهين به نوه امام درست نيست، پس خواهشا به سوال من جواب بده: توهين به خود امام و پسر امام جايز هست؟ نوه كه از پدربزرگ و پدر خونش رنگين تر نيست هست؟ پس چرا در زمان اصلاحات روزنامه حيات نو كه متعلق به يكي از اعضاي مجمع روحانيون پيرو خط امام بود كاريكاتور امام رو كشيد؟ پس چرا اون موقع خط امامي ها غيرتي نشدند؟ يا درباره حاج سيد احمد كه هنوز هم باند منتظري بهش توهين ميكنند و دروغ و جعل امضاي امام رو بهش نسبت ميدن. پس چرا الان دوستان شما به همان اندازه اي كه براي پسرش غيرتي ميشن براي خودش سينه نمي زنند؟ اينجاست كه من ميگم مساله كاملا سياسي هست. اگر نيست پس چي هست؟
بنام خدا. ببینید. بخوانید. لینک کنید و به دیگران نیز معرفی کنید. یا علی
سلام
کار علی اشرف یک حسنی که دارد این است که عمدتاً بدون تعصب می نویسد
اما بعد
برای شما که وبلاگ پرخواننده ای دارید اصلا مناسب نیست که چنین غلط های املایی داشته باشید. گزاره صحیح است نه گذاره
باقی مطلب را سرسری خواندم اما فکر کنم پاسخ رنجنامه را آقای منتظری داده باشند.
شرمنده نمی شد نظر را خصوصی بگذارم
دوست عزیز من نگفتم شما باید جوابگو باشید! من فقط سوال می کنم که چرا شما که ادعای مسلمانی می کنید وقتی که به نوه امام توهین شد چیزی نگفتید و مسببان اون رو مجازات نکردید من کاری ندارم که شما کجای این دولت هستی و چه نسبتی به آن داری فقط می دونم که سنگ این دولت رو به سینه میزنی و همه آنهای که هم فکرتان نیستند رو کافر می خوانی من هم میگم اونا همه کافر شما مسلمان چرا جوابی به این توهین ها ندادین؟!
“پس چرا در زمان اصلاحات روزنامه حيات نو كه متعلق به يكي از اعضاي مجمع روحانيون پيرو خط امام بود كاريكاتور امام رو كشيد؟ ”
این هم مربوط به همان جواب بالا می باشد
عضو مجمع روحانیون منظورتان هادی خامنه ای برادر آقای خامنه ای می باشد؟ همان کاریکاتوری که مربوط به 65 سال قبل از چاپ اون در حیات نو هست و ربطی به ایران هم نداشت و کلاً اون کاریکاتور مربوط به امریکا بود!
در ضمن شما هم اصلاح طلبان برانداز رو کافر می دونید! پس حالا باید به این سوال: چرا وقتی به فرزندان امام توهین می شه شما جوابی نمی دهید و ساکت می مونید؟ و آیا فقط برای اصلاح طلبان زبان درازی دارید؟!
و شما چه فرقی با اصلاح طلبان برانداز دارید؟!
افرین از تور جان شجاعتت بیشتر .خوشم امد.
جهت اطلاع شما …اون کاریکاتور روزنامه حیات نو هم مثل بقیه مواردی بود که هر روز در بوق و کرنا میکنند تا عده ای را به قول شما غیرتی کرده و بهره برداری سیاسی کنند ، و الا فرد مورد اتهام یعنی آقای اشراقی (از حیات نو) پس از مدتها بازداشت و فشار در زندان وزارت اطلاعات پس از اینکه نتوانستند چیزی برای اثبات اتهامش بیابند(چون واقعا هم چیزی نبود !!) ناچار بی سروصدا آزاد شد و از کلیه اتهامات هم تبرئه گردید…
تمام ماجرا طبق معمول سوء استفاده عده ای از مدعیان اصولگرایی از یک سو و جوگیری عده دیگری از افراد ساده لوح و آلت دست از سوی دیگر بود… اما اینها را گفتم (این مورد ،جزئیاتش را میدانستم)تا یادآوری کنم که نکند بقیه مواردی هم که برای اثبات حرفهایتان به آنها استناد میکنید همه همین قدر مستند هستند !!؟…
مطلب خوبی بود و به روشن شبهات کمک میکند. خوشمزهش کردم!
چرا نمیشه خصوصی گذاشت؟
«گزاره» رو درست کن
آهستان: بي خيال بابا. اشتباه تايپي جزوي از نوشتن هست
موافقم. خوب نوشتی. تقصیر ما هم هست که اجازه دادیم چهره های اصولگرای واقعی و روشنفکر از جمله حاج احمد خمینی رو اون طرفی ها تصاحب کنن. اساسا در بیت امام به جز خانواده اشراقی که از اول اون طرفی بودن بقیه مدافع رهبری اند. باند منتظری کور خونده که فکر میکنه میتونه بعد از اون همه توهین به امام و حاج احمد، رو همه چیز ماله بکشه.
سلام
لینک امضای حمایت از دکتر محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران سربلند در پرشین پتیشن:
http://www.persianpetition.com/sign.aspx?id=8c293b2d-d675-4a75-9a25-2af886631838
به دوستان خود بفرستید.
برادر آهستان خودت را به کوچه علی چپ نزن!
این چند پست آخر وبلاگ شما همه اش به نوعی به انتخابات ریاست جمهوری آینده بر می گردد. و صد الله حمایت از احمدی نژاد.
نمونه اش هم همین پست شما. دعوا سر حاج احمد خمینی و باند منتظری و این حرفها نیست. دعوا بر سر این است که چرا مخالفان احمدی نژاد برای سید احمد ختم گرفته اند، همین..
تازه من که حرف بدی نزدم.. گفتم اگر آیت الله توسلی و داوود کریمی زنده بودند هم به حقانیت احمدی نژاد شهادت می دادند این کجایش بد است.
هر بچه اي مي دونه سيد احمد رو آقايان اصول گرا زحمتشو كشيدند
آخه اون هم يك عنصر نفوذي آمريكايي بود
آهستان جان!
فقط ميتونم بگم: جانا سخن از زبان ما ميگويي…
مثل هميشه منطقي، مستدل و روان. براي كساني كه غرض و مرضي نداشته باشد درك حقيقت مشكل نخواهد بود
دست مريزاد برادر
ممنون از روشنگري شما
موفق باشي
در جواب محمد
لطفا قبل از اینکه صحبتی را شروع کنید نسبت به آن اطلاعات لازم را کسب نمائید:
«« در ضمن نظر شما در مورد پخش مواد اولیه زندگی مردم قبل از انتخابات در شهرستان ها چیست؟! (سیب زمینی!)
آیا این خط امام هست؟!
البته اضافه می کنم پخش مواد بصورت کاملاً رایگان و بدون محدودیت و بدون سهمیه بندی! »»
بله کاملا درست اشاره کردید کمیته امداد حضرت امام در اواخر سال 87و از ابتدای سال 88 این کار را شروع کرده ولی آیا می دانید چرا؟(مطمئنا نمیدانید)
این کار روال عادی این نهاد است و در طول این 30 سال کمک به مستضعفان از وظایف اصلی این نهاد انقلابی هست.
متاسفانه دولت اصلاحات بودجه این نهاد را هر سال کم وکمتر میکرد !!!
اما با شروع بکار دولت نهم این نهاد از مظلویت خارج شد و اعتبارات آن افزایش یافت و توزیع کالاهای اساسی در بین قشر مستضعف قوت بیشتری یافت.
اما چرا امسال سیب زمینی هم اضافه شد؟
وقتی که سیب زمینی را برداشت کردند و در انبارهای خود ذخیره کردند و نتوانستند آن را بفروش برسانند دولت برای اینکه کشاورزان و مخصوصا سیب زمینی کاران آسیبی نبینند آن را به طور کامل و با قیمت مناسب خریداری کرده و بعد از آن بین محرومان جامعه توزیع کرد.
به نظر شما این کار اشتباه است؟؟؟
امیدوارم که همیشه واقع بینانه به مسائل نگاه کنیم و عاقلانه صحبت کنیم چون ما در برابر هر حرفی که می زنیم مسئولیم.
مرده شور همه تون رو ببرن
در یک کلام
باند قدرت و ثروت هاشمی رفسنجانی است
که نفوذی انگلیس در ایران است
والان دستش رو شده
تمام چهره های ولایی را شهید کرده مثل حاج احمد و سرداران ارشد سپاه
خبرنگاران سیما شهید صیاد شیرازی و…
در پایان
کوسه یادگار امام را بلعید و حالا احمدی نژاد را می خواهد ببلعد چه اشتهایی
حرف حق را باید گفت
نترسید واین پیام را حذف نکنید خدا شاهد هست
سلام
بحث ولايت فقيه را آيت الله منتظري در زمان امامت ايت الله خميني مطرح كردند وكتابي نيز به همين نام نگاشتند
ولي با روي كار كار آمدن نظامي جديد بعد از فوت امام كه انقلابي داخل انقلاب اسلامي بود هيچ كدام از شعارهاي انقلاب به جز يكي آن هم استقلال وتا حدي
عملي نشد
به اين خاطر نه تنها ديگر آيت الله منتظري بلكه عموم مردم هم ولايت فقيه را قبول ندارند وهيچ كس به جز امام زمان صلاحيت تشكيل حكومت اسلامي را ندارد
خواهشا به سران نظام منتقل كنيد كه تبليغ ديني شما اثري عكس در جامعه داشته كه به عينه ميبينيم
افزليش فساد اخلاقي مالي رواني و…
اللهم عجل لوليك الفرج
دنیا به فکر چیه ما به فکر چی هستیم ؟؟؟؟
آیا ادعای بی اشتباه بودن برابر با ادعای معصومیت و ادعای پیامبری و امامت نیست؟؟
آیا این ادعا کفر نیست ؟؟؟