
اتفاقات جالبي قرار است رخ بدهد. اتفاقاتي كه فعلا به صورت يك آرزو و يك رويا در ذهن و خيال بعضي افراد و جناحها وجود دارد. اول اينكه قرار است احمدي نژاد، اولين رييسجمهور 4 ساله ايران بشود! دوم اينكه قرار است خاتمي اولين رييسجمهور 12 ساله ايران بشود و سوم اينكه ميرحسين موسوي هم بعد از دو دوره نخستوزيري و 20 سال سكوت، ميخواهد رييسجمهور ايران بشود. همه اين اتفاقات و آرزوها به هم مربوط هستند، ولي شكي نيست كه مهمترين آرزو براي بعضي آدمها، همان اولي است، اينكه احمدينژاد تنها رييسجمهور 4 ساله ايران باشد!
براي تحقق اين رويا و آرزو، خاتمي با همه ترس و لرز و نگراني و شك و ترديدش براي آمدن و نيامدن، بالاخره ميآيد و مشغول سفرهاي استاني ميشود، اما اين كافي به نظر نميرسد. چون معلوم نيست كه مردم ايران يكبار ديگر هم به خاتمي راي بدهند و از او استقبال بكنند. همچنين در صورت پيروز نشدن خاتمي، اينرا بايد به معناي پايان او و اصلاحات بدانيم! اما از همه مهمتر و حتي از نابودي خاتمي هم مهمتر، نابودي احمدينژاد است! پس بايد به دنبال فردي قويتر از خاتمي بود. بايد به سراغ كسي رفت كه با خاتمي فرق دارد. مثل خاتمي حرف نميزند. ظاهرا دغدغههايش با او يكي نيست. او هم از عدالت و مستضعفين دم ميزند. از بازگشت به آرمانهاي امام و انقلاب، از خرازيها، باقريها، همتها، باكريها و …
البته اين ميتواند يك اتفاق خوب باشد. اينكه آقايان بعد از 20 سال به اين نتيجه رسيدهاند كه تنها راه سعادت و پيشرفت، بازگشت به آرمانهاي انقلاب و امام است، اينكه تفكرات و حرفهاي تكراري خاتمي ديگر در جامعه خريدار ندارد. اينكه بايد نگران مستضعفين بود و راه شهدا را دنبال كرد. خوب اينها را كه 4 سال پيش، احمدينژاد هم گفته بود. فراموش نكنيم كه احمدينژاد تنها كسي بود كه با همين شعارها به صحنه آمد و حتي محافظهكاران و بقيه اصولگراها هم حاضر به حمايت از او نشدند، چرا كه گمان نميكردند كسي بعد از دو دوره سازندگي و اصلاحات، بتواند با شعارهاي اصيل انقلاب پيروز انتخابات رياست جمهوري ايران بشود، اما شد. 4 سال هم هست كه با همين شعارها دارد زندگي ميكند. همچنان به ميان محرومان و مستضعفان ميرود و برخلاف قبليها، كابينهاش را از پايتخت به ميان محرومترين نقاط كشور ميبرد.
طبيعي است كه شكست دادن چنين شخصي، ديگر با شعارهاي تكراري و خستهكننده خاتمي ميسر نيست. به قول بعضيها، مردم آنقدر توقعشان بالا رفته كه ديگر حتي به سفرهاي استاني هيئت دولت هم قانع نيستند، حالا خاتمي ميخواهد دوباره از گفتگوي تمدنها و اصلاحاتش دفاع كند؟ پس بايد از همان راه احمدينژاد وارد شد، يعني تكرار همان شعارهاي احمدينژاد اما از زبان شخصي ديگر. آمدن چنين شخصي حتي ميتواند آراي مخالفان اصولگراي احمدينژاد را هم با خود داشته باشد!
دوست ندارم درباره ميرحسين موسوي اسير قضاوت زودهنگام بشوم. همچنين دوست ندارم انتقاد من از ميرحسين، در رديف انتقادها و تخريبهاي دوم خرداديها علیه ميرحسين قرار بگيرد. آنها اسير شخص (خاتمي) هستند و ما اسير اصول كه احمدينژاد و ميرحسين هر دو در آن جاي ميگيرند. آمدن ميرحسين بعد از سالها سكوت، آنقدر پيچيده است كه هنوز تا درك كامل آن زمان زيادي باقيست. اما چند نكته درباره آمدن و شكست سكوت 20 ساله او و اوضاع و احوال جريانهاي مختلف حال و حاضر مملكت وجود دارد كه برايم جالب است.
اول آنكه آمدن ميرحسين موسوي بطور قطع با موجوديت شخصي به نام محمود احمدينژاد مرتبط است. به عبارت ديگر ميرحسين به صراحت گفته است كه نگران شرايط حال و آينده كشور است كه باعث و باني آن دولت احمدينژاد است. منتقدان و مخالفان ديگر احمدينژاد هم چنين نظري دارند، هركدام به شيوه خود و با عبارات و بيانيه هاي مخصوص به خود. فرقي هم نميكند كه اصلاحطلب باشند و يا اصولگرا. مهم اينست كه براي اولين بار در تاريخ انقلاب، جريانهاي سياسي دست به دست هم دادهاند تا يك نفر و يك تفكر را از صحنه قدرت كشور حذف كنند.
البته اين تصميم مربوط به دو سه سال اخير و يا بعد از به قدرت رسيدن احمدينژاد هم نيست. اين پروژه دقيقا از همان روزهاي انتخابات قبلي آغاز شد و اوج اين درگيري، مرحله دوم انتخابات رياست جمهوري دوره نهم بود. يعني زماني كه مخالفان قبلي هاشمي رفسنجاني كه حتي زماني مانع ورود او به مجلس ششم شده بودند، ناگهان معاش و معاد و زندگي و دنيا و آخرت خود را وابسته به پيروزي هاشمي ديدند و گرداگردش جمع شدند تا شايد مانع به قدرت رسيدن يك تازهوارد به دنياي قدرت و ثروت آنها بشود، اما عليرغم تلاش آنها، محمود احمدينژاد وارد شد. بقيه ماجرا را خودتان بهتر ميدانيد…
مساله بعدي كه در ذهنم وجود دارد اين است كه ميرحسين كه اكنون از اوضاع 4 سال گذشته شكايت ميكند و نگران آينده كشور است، درباره 16 سال قبل از آن چه نظري دارد؟ بالاخره مرد طرفدار مستضعفان و ارزشها، نظرش درباره دو دوره سازندگي و اصلاحات چيست؟ به يقين، كشور در آن دوران هم مشكلات و مصائبي داشته و اينچنين نبود كه در آن سالها مملكت هيچ مشكلي نداشت. آيا در آن دو دوره، مستضعفان و محرومان و ايثارگران و خانواده شهدا، در بهترين شرايط زندگي ميكردند و همه چيز بر وفق مراد آنها بود؟ آيا مسئولان كشور همان خط و راه شهيدان باقري و همت و باكري را ادامه ميدادند؟ اگر اينچنين بود، پس چرا اكثر خانواده شهدا، ايثارگران و رزمندگان و تودههاي مردم، از وضعشان چندان راضي نبودند؟
همچنين ميرحسين موسوي كه امروز نگران آزادي و رواج قانونشكني در مملكت است، چرا قبلا در اين باره اظهار نظري نكرده بود؟ آيا در دوره سازندگي، آزادي به تمام معنا وجود داشت و آن دو سه تا روزنامه موجود، هر چه دلشان ميخواست مينوشتند؟! پس چرا ميرحسين در همه آن سالها سكوت كرد و از نبود آزادي گلايه نكرد؟ چرا آقاي موسوي در برابر قانونشكنيهاي گسترده دومخرداديها به خصوص در مجلس ششم حرفي نزد و اعلام خطر نكرد؟ آيا شكستن اين سكوت، نميتواند اين حس را قويتر كند كه تنها بهانهي حضور ميرحسين، از ميان برداشتن يك شخص است؟ براي جلوگيري از چنين برداشتي، لازم است آقاي موسوي بجاي نقد 4 سال گذشته، 20 سال گذشته را نقد كنند!
قطعا ميرحسين هيچگاه خاتمي نخواهد شد. اين را دومخرداديها بهتر از هركسي ميدانند. براي تندروهاي دوم خردادي، خاتمي تنها گزينه محبوب به شمار ميآيد و آنها از ميرحسين هم دل خوشي ندارند. اين را ميشود از واكنش آنها به بيانيه انتخاباتي ميرحسين فهميد. اما با آمدن ميرحسين و انصراف احتمالي خاتمي، آنوقت بيشتر اصلاحطلبان مجبور ميشوند بر گزينه ميرحسين اجماع كنند، در آنصورت آيا همان توقعات و خواستههايي را كه از خاتمي داشتند، از ميرحسين هم دارند؟ و آيا ميرحسين موسوي فكري به حال آنها و تندروي آنها كرده؟ اينها پرسشهايي است كه لازم است آقاي موسوي براي روشنتر اذهان به آن پاسخ بدهند.

بیانیه میرحسین خیلی جالبه! یه احمدی نژاد مودب!
نوشته شما هم خیلی جالبه! پنبه همه اصلاح طلبا رو می زنی اما از احمدی نژاد چیزی نمیگی!؟
نکته ی مهمی که خود میرحسین هم گفته اینه که او یک اصلاح طلب نیست. ضمن اینکه بعیده اطرافیان خاتمی اجازه بدن اون کنار بکشه. باید منتظر بود و دید که چه خواهد شد.
امیدوارم میرحسین بیاد و حق منو از تو بگیره!!
آهستان:
سلام برادر!
خاتمی: برگی سوخته که فقط سربرگ عنوان آن زیر حجم تبلیغات باقی مانده است.
موسوی: دفتری قطور از حاشیه ها که اگر قصد آب کند و شنا را فراموش کرده باشد ممکن است در آب ته نشین شود.
احمدی نژاد: ؟
سلام
جالب بود!
به نظر من انتخابات تاریخی ای در پیش داریم!
حرکت موسوی یک دهن کجی بزرگ به خاتمی و اطرافیانش بود. به نظر من بهترین کار برایه خاتمی در این موقعیت کنار کشیدن به نفع موسویه تا به نوعی دوباره موسوی رو به اصلاحات بچسبونه و ایضا خودش رو به موسوی! البته بعید میدونم اطرافیان خاتمی اجازه یه چنین کاری رو بهش بدن چون موسوی آدمی نیست که بتونه توقعات امثال مشارکتی ها و مجاهدین و … رو برآورده کنه!
به نظرم خاتمی دیگه یک مهره سوخته است،این روزا که به چهره اش نگاه میکنم یک حالت خاصی بهم دست میده! واقعا خودشم نمیدونه دنباله چیه!؟
اما این طرف رقابت احمدی نژاد و موسوی خیلی میتونه جالب باشه!هر دونفر یک شعار دارن اما موسوی ظاهرا شمشیرو از رو بسته، از یک طرف میگه اخلاق و رعایت کنیم از طرف دیگه بدترین تهمت هارو به دولت میزنه!واقعا یکی نیست از ایشون بپرسه “درباره 16 سال قبل از آن چه نظري دارد؟” بخصوص در مورد هشت ساله آخر! چطور یک نفر میتونه به این راحتی شعور مردم رو در این حد در نظر بگیره!!!
خدا آخر عاقبت همه مون رو بخیر کنه!
به نظر من احتمالش هست که خاتمی تو پارادوکس وجدان! و این صحبت ها قرار بگیره و بخواد برای زمین نخوردنه حرفش هم که شده کنار بره ولی از اون طرف اصلا به نظر نمی یاد که تندروهای اطرافش بتونند دور و بر میرحسین هم جمع شن برای همین حداکثر سعی شون رو برای منصرف کردن خاتمی از این تصمیم احتمالی خواهند کرد.
راستی اینو یادم شد بگم:
جایه حسین درخشان این روزا خیلی خالیه! یادمه یک جا گفته بود اگه خاتمی بیاد حرفهایی برای گفتن داره…
[...] وقتی میرحسین احساس خطرمی کند و می آید / آهستان [...]
دوست عزيزمان آقا محمود دست آوردهاي بزرگي براي جامع ايران داشتند
ايشان با توجه به علاقه بافر به ايران باستان و البته سلسه هخامنسيان طبقه بندي جامعه در زمان سلسله مذكور را در دولت نهم مستحكم و با برجا تر نمودند:
طبقه اول:در زمان هخامنشيان: جنگاوران و اشراف زادگان در دولت نهم نيرو هاي غيور سپاهي (جنگاوران) سران نظام همچون كردان و محصولي(اشراف زادگان) (لازم به توضيح است دولت نهم در راستاي حمايت از سپاه از انتصاب اين افراد به سمت فرماندار و استاندار گرفته تا ارجاع قرادادهاي اقتصادي و فني علي رغم برنده نشدن در مناقصات و بخشش اراضي دولتي به ايشان از هيچ كوششي دريغ ننموده اند)
طبقه دوم: روحانيان (لازم به توضيح نيست فقط اينكه در زمان هخامنشيان از افراد مرفه جامعه بودند و اينكه بودجه حوزه علميه در سال 87 نسبت به سال قبل 147% افزايش يافته است و …)
طبقه سوم: كشاورزان و گله داران، افراد فقير و عادي در دوجامعه فعلي و قبلي كه در جهت رفاه دو طبقه قبل از آقا محمود رخصت گرفته اند.
دوست گرامی یادمان نرود همه از یک قماش هستند
راستی چرا اینقدر خودتان را اذیت میکنید وقتی معتقید مسیر معلوم است و اصول را رهبری تعیین میکند و ریس جمهور رانندهی بیش نیست دیگر زحمت همین را هم رهبر قبول کند.
به امید روزی که عقل درایت جای این همه لمپن بازی را در مملکت بگیرد
شاید آرشی باید که پرتاب تیرش اینبار فراخی اندیشه را برای مردم به ارمغان آرد
شاید
به نظر میرسد حضور میرحسین بیش از آن که مبارزه با احمدی نژاد باشد ، مخالفت با خاتمی است ، چون او به جای خاتمی می آید ، “لا” ی کلامش بیشتر دامن خاتمی را می گیرد تا احمدی نژاد …
…
نکات مبهم زیادی راجع به این “سکوت بیست ساله” وجود دارد . مثلا نظر ایشان راجع به شخص رهبری با توجه به کینه(؟)های دیرین یا نظر ایشان راجع به دخالت روحانیت در سیاست . حواسمان باشد شاگردان شریعتی همان قدر که در شیپور حمایت از مستضعفین می دمند ، با آخوندها … مورد دارند !
…
نباید جوگیر شد … مثلا من نمی فهمم امید مهدینژاد در آغازین روزهای حضور میرحسین در کلمه(www.kalemeh.ir/pages/4577.php)چه میکند ؟
امیدوارم فردی بیاید که به شعارهایش عمل کند و مثل دوازده سال گذشته شعارها له نشوند . – هشت سال خاتمی که آزادی گفته شد و عمل شد و چهار سال احمدی نژاد که عدالت بیان شد و بلال شد ،(به نظرم شعار سازندگی هاشمی کمی تحقق یافت اگر چه می توان با شعارش مخالفت کرد .)
موسوی اگر چه با شعار زنده کردن ارزش ها آمده است ولی گذشته ما را از این شعار می ترساند ومی ترسیم به انتقام گیری تبدیل شود . اتفاقی که در دولت های کنونی و پیشین افتاد . امیدواریم نشود .
تحلیل جالب و منصفانه ای بود .
سلام … اقتصاد میرحسینی هم مثل احمدی نژاد کوپنیه!!! توهمات اصلاح طلبانش مثل توهمات احمدی نژاده!!! …. بعدشم مگه میرحسین چند سال نخست وزیر بوده که اینقدر حلوا حلواش میکنید؟؟! شاید این بدبختی 20 سال بعد آقا بخاطر برنامه های چپندر قیچی حاج حسین بوده!؟!
گزینه صحیح خاتمیه!! اگه مردم بفهمند و درست رای بدن که بعید میدونم مردمی که بین هاشمی و احمدی نژاد فرق نذارن میخوای بین فرق میرحسین و خاتمی و بدونن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!
سلام خدمت جناب حسنی عزیز
با ورود جناب خاتمی در عرصه انتخابات سال آینده ریاست جمهوری اتفاقاتی به شرح زیر خواهد رخ داد
اولا ۳۵ ملیون از افراد واجد الشرایط در انتخابات شرکت خواهند کرد
ثا نیا رای جناب خاتمی بین ۲۰ تا ۲۴ ملیون نفر خواهد بود.
ثالثا بین ۱۱ تا ۱۵ ملیون رای باقیمانده به تر تیب بین آقایان احمدی نژاد کروبی و موسوی
تقسیم خواهد شد.
رابعا اینقدر از ورود جناب موسوی و کروبی خوشحالی ننمایید چون ورود این ۲ نفر بخصوص
جناب موسوی قطعا به زیان جناب احمدی نژاد است.
اندکی صبر سحر نزدیک است.
یا حق
<>
این مطلب رو مثل اینکه خیلی بدیهی فرض کردی در حالیکه اصلا اینطور نیست…والا بعد از سال 76 اصولگراها چندین شکست سنگین خوردند ولی می بینی که هنوز هستند
این آقای نادر رضوی جوک میگه. عزیز مگه ندیدی همشهری های خاتمی با استقبال عجیب از احمدی نژاد چه دهن کجی به خاتمی کردند. تحلیل درست :
احمدی نژاد حدود 17 میلیون رای میاره. خاتمی حدود 5 تا 7 میلیون. میرحسین حدود 4 میلیون و کروبی هم حدود 4 میلیون. بهتره از همین الان به فکر یه نفر باشین که جایگزین خاتمی پیر بشه.
سلام جناب محمد حسین نازنین
اولا آن جمعیتی که به استقلال جناب احمدی آمدند داستان آن را از زبان خود استاندار منصوب ایشان شنیده اید و دیگر نیاز به تکرار آن نیست.
من وقتی می گویم که ایشان (خاتمی) حداقل ۲۰ ملیون رای دارد کیلویی که نمی گویم این آرای اخذ شده توسط ایشان در سال ۸۰ می باشد همان طوری که شما مبنای آرای
جناب احمدی را ۱۷ ملیون گرفته اید (این آرای ایشان در سال ۸۴ می باشد) . ضمنا در آن سال هر کس در مقابل رفسنجانی قرار می گرفت آن شخص برنده بود یعنی اگر من و تو هم در مقابل هاشمی بودیم ما هم برنده بودییم.
اگر مطلب من جوک و طنز است خوشحال و خوشبختم که توانستم با یک مطلب حقیقی
خنده بر لبان شما ولو برای ثانیه ای بنشینم. ولی امید وارم که روز ۲۳ خرداد بعد از خبر پیروزی قاطع خاتمی بر رقیبان خود دپرس و افسرده نشویید .
دوستم عزیزم
اندکی صبر پیروزی خاتمی بسیار نزدیک و قاطع است.
یا حق
دعوا نکنید
من مبصرم اینجا :دی
عزیزان اینکه کاملا مشخصه محمود رییس جمهوره
اینا واسه اینکه مهر تایید رو خودشون و 7 جد و آبادشون بزنن نمیان یکی خراب کنن با 4 سال
صندوق و صندوق بازی هم واسه ماهاست که بزنیم تو سر رای همدیگه
به قولی اندکی صبر من ( سحر) نزدیک است
گفته ای : …همچنين در صورت پيروز نشدن خاتمي، اينرا بايد به معناي پايان او و اصلاحات بدانيم!…
این مطلب رو مثل اینکه خیلی بدیهی فرض کردی در حالیکه اصلا اینطور نیست…والا بعد از سال 76 اصولگراها چندین شکست سنگین خوردند ولی می بینی که هنوز هستند
علیرضا : این مطلب رو مثل اینکه خیلی بدیهی فرض کردی در حالیکه اصلا اینطور نیست…والا بعد از سال 76 اصولگراها چندین شکست سنگین خوردند ولی می بینی که هنوز هستند
…………………………………………………………………………………..
اون که شکست خورد جناح راست سنتی بود و نه اصولگرایان. همین الان هم اگه دوباره کاندیدایی معرفی کنه قطعا شکست خواهد خورد ( لاریجانی نماینده واقعی این جناح بود ) . اصولگرایی بر خلاف آنچه که در بین مردم مصطلحه لزوما معادل راست نیست گر چه هسته اولیه خودش رو بعد از پوست انداختن این جناح بدست آورد .
دقت کنید که عدالت استقلال و آزاده زیستن سه خواسته بنیادین ملت ایران در طول تاریخ معاصر بوده است . بعضی از مسئولین به گمان اینکه ملت به آنها چک سفید داده این تلقی برایشان بوجود آمد که هر جور که مایلند حکمرانی کنند . ملت ایران با یک نه بزرگ در خرداد 76 به مسئولین کشوری فهماند که در راه خواسته های تاریخی خود با احدی رودربایستی ندارد . متعاقب آن در تیر 84 بار دیگر به کسانی که در فکر تبدیل ایران به کشوری مرفه و بی خاصیت بود نکته ای دیگر آموخت و با انتخاب رییس جمهوری از جنس خود که ساده زیستی و صمیمیت و شجاعت را نزد این ملت تداعی میکرد به همه پیش داوریها خط بطلان کشید . مطمئنا در انتخابات پیش رو بار دیگر این ملت حماسه ای دیگر خواهد آفرید و انشاالله فارغ از اینکه چه کسی از صندوقهای رای بیرون بیاید خروجی آن هموار کننده راه این مردم صبور در تحقق آرزوهای تاریخی خویش که همانا عزت و سربلندی میهن عزیزمان ایران است باشد
نظرت را قبول دارم
میخواستم از آقای رضوی بخاطر جوک هایشان در این روزهای غم و غصه تشکر کنم. اگر میشود باز هم از این جوک ها پخش کنید
به عکسی که گذاشتی یک نگاه دیگه بنداز. غرور و نخوت احمدی نژاد و معصومیت موسوی
آهستان: خدايا!
این که …همچنين ميرحسين موسوي كه امروز نگران آزادي و رواج قانونشكني در مملكت است، چرا قبلا در اين باره اظهار نظري نكرده بود؟ آيا در دوره سازندگي، آزادي به تمام معنا وجود داشت و آن دو سه تا روزنامه موجود، هر چه دلشان ميخواست مينوشتند؟! پس چرا ميرحسين در همه آن سالها سكوت كرد و از نبود آزادي گلايه نكرد؟…
حرف مفت داری میزنی. لابد یادت رفته که این همه روزنامهای که میبینی بیشترشون توی دورهی خاتمی باز شدند و خیلیهشون هم تو دوره احمدی نژاد بسته شدند و عوضش یه چندتای دیگه روزنامه پاچهخوار باز شدند. بهترین دلیل برای مخالفت با احمدینژاد و یا کنار زدنش اوضاع وخیم و بی سابقه اقتصاد الانه که با سیاستهای احمقانه رئیس جمهور فعلی بوجود اومده. اینو میتونی انکار کنی؟ آمار خط فقر رو میتونی انکار کنی؟ نرخ تورم رو میتونی انکار کنی؟ به کار گذاشتن مدیران فاسد و دروغگویی مثل کردان رو میتونی انکار کنی؟ میتونی آمار بانک مرکزی در زمینه خط فقر و ضریب جینی رو انکار کنی؟ …
آهستان: جواب دادن به تو چه فايده اي داره وقتي مطلب رو درست و حسابي نمي خوني. يكبار ديگر تكرار ميكنم: من گفتم در دوره سازندگي دو روزنامه وجود داشت نه در دوره اصلاحات. فهميدي؟ هنوز فرق بين سازندگي و اصلاحات رو نمي دوني؟
دوست عزیز فضیه
این که حماسه بزرگ تاریخی ۲ خرداد را با حادثه مبارک تیر ۸۴ مقایسه کنییم( در سطور بعد توضیح می دهم که چرا حادثه مبارک) یک خبط بزرگ تاریخی است. حماسه بزرگ ۲ خرداد در جریان امتداد حرکت های اصلاحی است که توسط قائم مقام فراهانی و امیر کبیر
شروع بعد به انقلاب بزرگ مشروطه سپس به اتفاق میمون و مبارک ملی شدن صنعت نفت بعد هم انقلاب اسلامی و در ّآ خر هم حماسه ۲ خرداد رسید . اما حادثه مبار ک تیر ۸۴ . بزرگترین ایراد به ملت بزرگ ایران است که با شر کت نکردن در انتخابات و تنبلی کردن و ماندن در خانه به خصوص در مرحله اول (و با فرض عدم تقلب) راه را برای تمامیت خواهان
گشود و شد آن اتفاقی که نباید رخ می داد. و الان هم ملت ایران دارند نتیجه تنبلی و خانه
نشستن اشان را با گوشت و خون خود لمس می کنند . البته آنها که در مقطع هی بر افزایش مطالبات مردم (که در اکثر موارد مطالبات کاملا به جا و درستی بود) می افزودند
و توقعات مردم را افزایش می دادند و همچنین کسانی که خاتمی را با صفت های نظییر محمد چاخان و……. قطعا مقصر هستند. از یک طرف مشارکت مردم کاهش یافت و از طرفی دیگر تما میت خواهان با یک برنامه ریزی کاملا دقیق و حساب شده کاری کردند که
هاشمی و احمدی نژاد در مقابل یکدیگر قرار بگیرند و از این سو به دلیل پاره ای از شایعات
علیه هاشمی که در جامعه و جود داشت (به غلط و درست بودن آن کاری ندارم) و همچنین باز هم تنبلی مردم در مرحله دوم و همچنین این باور بین مردم بود که حتما هاشمی ریس جمهور خواهد بود این حادثه مبارک رخ داد.
اما چرا می گویم حادثه مبارک؟ برای این که مردم نتیجه تنبلی ودر خانه نشستن خور را دیدند . وهمچنین باید قبول کنند رسیدن به آزادی و دموکراسی راهی پر فراز و نشیب است . باید هزینه داد باید صبر کرد و باید عاقل و با تدبیر بود . واین اتفاق (تیر ۸۴) از این نظر مبارک بود.
البته در خاتمه ۲ مورد را هم باید اضافه کنم.
اول آن که مجموع آرای اصلاح طلبان در برابر تمامیت خواهان در مر حله اول بیشتر بود
دوم هر کس حتی من و یا شما در مقابل هاشمی قرار می گرفتیم حتما من و شمای نوعی برنده بودییم.
اما دوست عریر جناب مغر متفکر
خوشحال و خرسندم که اینجانب با بیان حقیقت مطلب با عث خنده بر لب شما دوست عزیز
شدم ولی امیدوارم در ۲۳ خرداد و بعد از آگاهی از انتخاب ریس جمهور محبوب ملت ایران
یعنی سید محمد خاتمی همچنان لب اتان خندان و دل اتان شاد باشد .
اندکی صبر پیروزی محمد خاتمی نزدیک و قاطع است.
یا حق
اندکی صبر پیروزی محمد خاتمی نزدیک و قاطع است
در دیدار امروز با مجلس خبرگان:
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر پرهیز از نادیده گرفتن برخی مشکلات افزودند: ضمن به کارگیری همه تلاش ها برای حل این قبیل مسائل، باید این نکته را درک کرد که برخی نیتهای ناپاک و نگاههای «منفی، محدودنگر و آلوده به ضعف» می خواهند با تزریق ناامیدی، مردم و کشور را از کار و تلاش و پیشرفت بازدارند
….
معلومه که نیتهای ناپاک و نگاههای منفی شامل چه دسته ای هستن. این مردم همونی رو انتخاب می کنن که بهشون اعتماد کرده نه اونی که مردم رو دلفین میدونه یا درخت یا گدا.
اونی که دست مردم رو میبوسه و خودش رو سیبل برای ضربه نخوردن رهبری معرفی میکنه.
من با تو هستم دکتر محمود احمدی نژاد. تو که با رتبه 132 در سال 54 دانشگاه تهران رشته عمران قبول شدی و تونستی و بازهم میتونی.
خداوند نگهدار تو باشه.
تحلیل جامعی بود . من دوست دارم خاتمی بماند و تکلیف او یکسره شود. یا زنگی زنگ یا رومی روم
شما فکر میکنید احمدی نژاد از دماغ فیل افتاده؟؟؟؟
آهستان: بله، نمي دونستي؟؟!
[...] احساس خطر ميكند و ميآيد! « آهستان » لینک به منیع تذکر: منبع غیردگرباش [...]
سپاس خدایی را که دشمنان مارا از نادانان قرار داد
ازسخنان امام سجاد (ع)
جناب آقای محسن مولایی
بنده به عنوان یک فرهنگی مطالب شما را خواندم وبسیار متاثر شدم که چقدر شما وکسانی که اینگونه فکر می کنند درجهالت وکج فهمی بسر می برند
شما فقط کافی است برای درک شخصیت امام خمینی (ره ) وعمق فهم ودرک ایشان به برخی از کتابهای ایشان یک نگاهی بیانداریدایشان با نوشتن کتابهای که فهم آن برای بسیاری از علما هم مشکل است وقتی که می خواستند با مردم سخن بگویند با زبانی بسیار ساده وقابل فهم با مردم صحبت می کردند که این ویژ گی بارز اولیای خداوند است که به فرمایش پیامبراعظم (ص) کلم الناس علی قدر عقولهم (با مردم به اندازه فهم ودرکشان صحبت کنید.
درمورد تسلط ایشان به زبان عربی باید عرض کنم که بسیاری از کتابهای ایشان مانند تحریرالوسیله به زبان عربی است ولی در امور دیپلماتیک مرسوم است که معمولا مسئولین از مترجم استفاده می نمایند عربی زبان فصیح است که درطول روزگاردست خوش تغییرات شده است ولهجه های گوناگون دارد که برخی از این لهجه ها برای اعراب هم قابل فهم نیست .
درضمن اهانت به شخصیت الهی امام خمینی چیز تازه ای نیست همواره انسانهای برجسته تاریخ مورد اهانت وتمسخر مردمی که قدر آنها را نمی دانستندقرار گرفته اند که دراس همه انبیا ء خاتم آنان که حتی بعداز سالها از عروج جسمانی آن حضرت مورد اهانت افراد جاهل ودنیا طلب قرار می گیرد این عیب مردان بزرگ نیست بلکه این عجز وناتوانی افراد ی است که درمقابل منطق قوی وآسمانی این مردان بزرگ چیزی ندارند دست به اینگونه کاره می زنند من ازخدای بزرگ برای شما هدایت ونجات ازجهالت خواستارم
درضمن زیاد عجله نکنید منجی موعود خواهد آمد
جناب معلم
باید خدا را بیشتر سپاس بکنی که انقدر اعتماد بنفس بیهوده داری که احساس دانایی هم میکنی
اولا نه تنها در مورد کتابهای خمینی که در مورد کتابهای اکابر دینی هم قادر به بحث هستم واطلاعات کافی هم دارم وهم چنین تاریخچه امام زمان وبقیه موهومات شما که دلیلی هم نمیبینم وارد ان شوم هر طور که باور دارید فکر کنید بدمن هیچ چون وچرایی که عقایدتان بهم نریزد
وهمیشه عقاید عامه از ایندست بوده است
من در مورد این نوشته کامنتی نگذاشته بودم اهستان خان وبقیه امت احمدی نزاد هر تلاش مذبوحانه ای میخواهند برای ریاست جمهوری این معجزه بکنند
محبوبیت ایشان در بین ملت ایران اظهر من الشمس است حالا بازی گردان این تئاتر مضحک چه کسی را از صندوق در میاورد باید دید
واما در مورد همین تاریخ معاصر ونه دورتر وامام سجادتان وامام زمانتان
که در این مورد بهتر است بهمان اطلاعات وسواد قلیل خود قناعت کنید
ارشاد فرموده بودید وجود مترجم در دیدار خمینی ویاسر عرفات عرف سیاسی وبین المللی است
وجالب است که برادر حزب اللهی که شما باشید دم از عرف بین المللی هم میزنید چیزی که ما در طول این سی سال از این حکومت افسار گسیخته هرگز ندیده ایم وهمیشه هم اینگونه روال مورد استهزا برادران مکتبی بوده است
لازم است در این راستا ودر مورد عرف شناسی یاداوری بکنم وقتی دوست جون جونی انقلاب ودشمن بعدی ان جناب عرفات به ایران وبرای دیدار اقای خمینی امد انقدر روال درهم وبرهم بود که وزیر امور خارجه وقت دکتر کریم سنجابی فقط وفقط بدلیل زیر پا گذاشتن تمام عرفهای بین المللی در مورد این سفر استعفا داد اگر حوصله بفر مایید وروزنامه های ان زمان را مطالعه بفر مایید متوجه میشوید که دکتر سنجابی انقدر از نحوه مسافرت ودیدارهای ایشان که در ان هیچیک از موازین بین الملل رعایت نشده بود عصبانی شده بودند که حتی یکروز دیگر به کار ادامه نداد
حالا که بزعم شما که امامتان انهمه پایبند عرف بین المللی بود که هرگز نه بود ونه انرا میفهمید در مورد زبان فارسی امام علامه دهرتان چه میفرمایید؟
ایا عرف حکم میکرد برای ملت ایران هم مترجم بگذارند؟
مطمن ام که نه شما ونه دوستان مکتبیتان ان اندازه نه سواد ونه اگاهی دارید ولی میتوانید از یک استاد زبان فارسی حداقل سئوال کنید تا ببینید این امام نستوه تا چعه اصول زبان فارسی را زیر پا گذاشت وکمتر جمله ای از جملات ایشان از نظر انشایی ودستوری درست هست
واوائل انقلاب لحن وبیان جناب ایشان انقدر نا مانوس بود که در اکثر مواقع لحن فیلمهای کمدی انزمان نظیر صمد وعین الله را تداعی میکرد
وسخنان ایشان باعث بدعتهای بسیار نادرستی در زبان فارسی شد
خدا را شکر کنید که فقط باندازه ظرفیت فرهنگی خود سواد دارید ودر توهم دانایی هم خوش باشید
در جواب به نادر رضوی عزیز : به عقیده من مردم چه در انتخابات 76 و چه در انتخابات 84 احساسی عمل کردند ! و هر دو نفری که توانستند رای مردم را به خود جلب کنند دقیقا نقطه ضعف مردم ایران رو شناختند . قبل از آغاز بحث لازم میدونم کمی در مورد مردم و جامعه ایران توضیحی بدهم . مردم ایران در طول تاریخ بسیار تحت ستم بوده اند . از نقطه نظر روانشناسی فردی , ما خصلتهای رعیت گونه داریم . یعنی اگر به ما آزادی و رفاه داده شود عصیان میکنیم و مایلیم کسی بر ما حکمرانی کند که مقتدر باشد ( مردم ایران به شدت نسبت به رهبر سست ( کسی که قادر به اتخاذ تصمیمات قاطع نباشد ) آلرژی دارند . (خان زورگو رو به خادم بذله گو ترجیح میدهند )شما ببینید چقدر نسبت به محمد رضا شاه و خاتمی بدگویی شد ؟ مگر اینها چه کردند ؟ جز این بود که به مردم ایران شخصیت دادند ؟ جز این بود که اگر به خارج از کشور در زمان این دو میرفتی جلال و شکوهی فراوان داشتی ؟ احساس مردم این است که حتما کاسه ای زیر نیم کاسه است که اینان لبخند بر لب دارند و مهربان عمل میکنند ! (البته طمعکار هم هستیم )
خب این یک مطلب ! مطلب دوم این است که چون در طول تاریخ مدام مورد تحقیر قرار گرفته اند مایلند این نقیصه را که در ناخودآگاهشان جای گرفته ولو با اوهام و خیالپردازی مرتفع کنند و از آنجا که حاضر به کار و تلاش در جهت تغییر وضع موجود نیستند مایلند یک ناجی یک شبه کارها را سر و سامان دهد . (به عبارتی پرده ای بین خود و واقعیت کشیده اند )
این وضعیت فضا را برای اهل فن بسیار مهیا میکند !! اگر دقت کنید میبینید که مثلا فردی مثل قالیباف که واقعگراست شانسی برای پیروزی ندارد . یا حرفهای حکیمانه رهبری چندان به مذاقمان خوش نمیاید . در عوض یک فرد تردست مثل احمدی نژاد چطور بر اسب مرادمان سواری میکند ؟ یا خاتمی که وعده جامعه مدنی میدهد بدون اینکه بفهمیم مدنی چیست به یکباره بیست ملیون رای به حسابش چشم بسته واریز میکنیم .
خب برگردیم به جریان آقای موسوی ! موسوی یک فرد علوی است ! او از نوادگان علی مرتضی که درود خدا بر او باد میباشد . از نقطه نظر شخصیتی به معنای واقعی کلمه شرافتمند است . اما او با کمال تاسف خود را در حال حاضر به جای جدش میبیند . به عبارتی دچار همزادپنداری مزمن گردیده و تتصور میکند همانطور که علی را 25 سال از حاکمیت دور داشتند و در حقش جفا روا کردند خود نیز به وضعیتی مشابه دچار گشته ! البته بعضی قرائن هم برای این تصور به کمک او میاید نظیر تشابه محبت پیامبر به علی با علاقه امام به خودش و همینطور فراموشی اهل بیت و نزدیکان پیامبر بعد از رحلت با وضعیتی مشابه بعد از ارتحال امام ! و حالا قطعه آخر پازل وقتی کامل میشود که موسوی میخواهد با همان تفکر دهه شصت به قدرت باز گردد و از آنجا که علی (ع) هم با همان رویکرد زمان پیامبر به قدرت بازگشت او نیز عینا میخواهد همین را تکرار کند ! خب از نظر چنین فردی شکست و بن بست طرز فکرش نه تنها مذموم نیست که او را هم ردیف جدش ابوالحسن قرار خواهد داد !
و حالا سوال آهستان این بود که چرا حالا اقدام کرد و چرا قبلا نکرد ؟
1- موسوی فکر نمیکرد کسی جز خودش بتواند این گفتمان را ( عدالتخواهی و بازگشت به اصول انقلاب ) به منصه ظهور برساند . او فکر میکرد مردم به سراغش خواهند آمد اما 25 سال بعد از جداییش !
2- موسوی معتقد است احمدی نژاد ورژن تقلبی خودش میباشد و قصد تخطئه گفتمان عدالت را دارد .به همین دلیل تا مطلوبیت این گفتمان نزد مردم کاملا از بین نرفته و نیز بدلیل کبر سن بایستی سریعا اقدام کند ( میدانید که مطلوبیت یک شعار نزد مردم به صورت سینوسی معکوس تابعی از زمان است. به عبارتی در واحد زمان ایکس شعار عدالت 100 واحد مطلوبیت برای مردم دارد به مرور زمان این امر کاهش پیدا میکند و 8 سال بعد ممکن است 10 واحد شده باشد . موسوی احساس کرد این فرصت در کوتاه مدت دیگر تکرار نخواهد شد )
3- وجود برخی ملاحظات نسبت به رهبری .
4- …
پینوشت : منظورم از مدیریت محمد رضا شاه در مقطع بین 53 تا 57 است وگرنه ایرادات بسیاری بر نحوه حکومت داری مشارالیه وجود دارد
پ ن 2 : من سعی میکنم حقیقتی را که استنباط کرده ام بنگارم . پر واضحه که گاهی نواقص یا ایراداتی بر آن وارد میباشد . شما با عقلتان بسنجید و سره را از ناسره تفکیک کنید
پ .ن 3 :علیرغم ایراداتی که به مردم وارد دانستم ایمان دارم که عاطفی ترین و مهربان ترین مردم جهان را داریم . فقط بایستی یک راننده شریف پیدا شود که به جای سواری کردن بر آنان مسیر پیشرفت و تعالی را برایشان هموار کند
پ .ن 4 : من در قسمت اول عرایضم ( کامنت قبل ) روی سخنم با عوام بود و این کامنت مخاطبم خواص ! تناقض بین این دو را خود برطرف نمایید !
همذات پنداری صحیح است
سلام خدمت جناب فیضیه
اولا لازم می بینم که از ادب و متانت شما در پاسخ گویی به مطالب بیان شده از سوی خود جدا تشکر کنم. این روزها پاسخ مودبانه دادن همچون کیمیایی شده است که بندرت می توان پیدا کرد. در جامعه ما دروغ ریا تهمت و غیبت و اتهام گذاشتن به دیگران سکه رایج شده است و مدعی جامعه اسلامی هم تازه هستیم و خودمان را هم مثلا مسلمان
هم می دانییم.
اما پاسخ مطلب ارایه شده از سوی شما
متاسفانه پاسخ ارایه شده از سوی شما توهینی بزرگ و آشکار از سوی شما به ملت بزرگ ایران است. اولا شما با چه جراتی می گویید که دقیقا نقطه ضعف ایران را می شناسید آیا جساراتا سال ها مطالعات اچتماعی و تحقیقات گسترده اچتماعی داشته اید
که این گونه به ضرس قاطع می گویید دقیقا
ثا نیا شما چه طوری سید محمد خاتمی را با محمد رضا شاه مقایسه می کنیید که این دقیقا حاکی از نا آگاهی شما از جامعه است . محمد رضا شاه یک دیکتاتور بود که فعالیت احزاب آزاد ومستقل و روزنامه ها را بسته بود . واگر نمی دانیید از بزرگتر هایتان بپرسید
چه فضای بسته ای حاکم بود. ضمنا ا ز مطالب شما این گونه استنباط می شود که مردم ایران انقلاب کردند برای شکم هایشان.
نه عزیز برادر
ملت ایران آزادی می خواست. کرامت انسانی می خواست . حکومت قانون می خواست . مطبوعات آزاد و مستقل می خواست . والبته جامعه ای مرفه و نداشتن مشکلات معیشتی .
قطعا سید محمد خاتمی به ملت بزرگ ایران شخصیت داد ولی می توانم بپرسم محمد رضا شاه چه شخصیتی به ملت ایران داد . این چه اهانتی است که می گویید که ملت ایران دنبال خان زرگو است. این اهانتی بی شرمانه و غیر قابل اغماض و گذشت است.
ملت ایران در دوره خاتمی به راحتی و خیلی سهل می توانست خاتمی را نقد کنند . و در دوره محمد رضا شاه هر کس می گفت بالای چشم شاه ابرو است کارش با کرم الکاتبین بود.
دوست عزیز
خرداد ۷۶ با تیر ۸۴ از یک جنس نیستند که شما آن را مقایسه می کنیید . خرداد ۷۶ یک حماسه بود در راستای خواسته های آزادی طلبانه ملت ایران در یکصد سال اخیر .
که اولین حرکت آن با قیام مشروطه شرو ع شد بعد به نهضت ملی کردن صنعت نفت رسید بعد انقلاب اسلامی و در آخر حماسه و پدیده ۲ خرداد ولی تیر ۸۴ یک اتفاق بود که عواملی داشت اولا تنبلی مردم و در خانه نشستن آنان ثانیا تبلیغات وسیع و گسترده علیه جناب هاشمی (که ایشان عوامل آن را به خدا سپردند) ثالثا متاسفانه ملت ایران
همه چیز را زود و سریع می خواهند . و برای همین خیلی ها زود مایوس شدند و رای ندادند و در خانه نشستند و گذاشتند تمامیت خواهان هر کاری که دل اشان می خواهند انجام دادند رابعا این نکته مهم است که به خاتمی در سال ۷۶ منتخب ۵۷٪ از ۳۵ ملیون واجد اشرایط است. ولی احمدی در سال ۸۴ منتخب ۳۵٪ از ۴۶ ملیون واجد شرایط است.
عزیز دل برادر
این تو هستی که معنای جامعه مدنی را نمی دانی نه جناب خاتمی . آن آرایی که به او داده شد حاصل مجموع مطالبات جمع شده ملت بزرگ ایران بود. که یکی از آن حاکمیت
قانون و کرامت انسانی بود.. ولی آرای واقعی احمدی همان میزان مرحله اول بود و آرای
مرحله بعد او البته بعد از کسر آرای واقعی او در حقیقت مخالفت با هاشمی بود . یعنی
حتی اگر توی فیضیه هم در مقابل هاشمی قرار می گرفتی تو هم برنده انتخابات بود.
آقا چه جوری راحت اینقدر آدم های عادی را به عرش می رسانی روی چه حساب و کتاب
می گویی میر حسین موسوی یک علوی است . روی چه شاخص هایی می گویی ؟ همین طوری و بدون هیچ معیاری.
البته این نیز یکی از مشکلات مردم ایران است یا آدم ها را اینقدر آسمانی می کنند که نتوان آنها را نقد کرد و یا اینقدر آدم ها را به لجن می کشند که انگار هیچ کار خوبی انجام نداده است. تا دیروز مخالف هاشمی دشمن پیغمبر بود . و امروز جریده محترم ایران از هر گونه تهمت و ناروایی به هاشمی دریغ نمی کند وکسی هم چیزی به او نمی گوید.
اما نکته در انتها
من بر این باورم با گفتمان ابتدای انقلاب نمی توان به جایی رسید این گفتمان مختص آن دوره بود و لی الان پا سخ گو و اصلا امکان پذیر و شدنی نیست. و ضمنا اصلا الزاما گفتمان
ابتدای انقلاب چیز خوبی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من حتی المقدور به میرحسین موسوی رای نخواهم داد ولی اگر شرایط دوباره گونه ای شد که موسوی و احمدی بودند من به موسوی رای می دهم . برای این که از بعضی جهات او بهتر از احمدی است . ولی این رای من رای به موسوی نیست . بلکه مخالفت با احمدی است. این دقیقا اتفاقی است که در سال ۸۴ برای احمدی روی داد.
یا حق
آهستان: اولا ممنون بخاطر نوشتن نظرات. ثانيا اينها تحليل و برداشت شما از رفتار مردم در انتخابات مختلف كشور هست و نه دقيقا معناي رفتار مردم! خوب اشكالي هم نداره كه شما درباره همه چيز نظر و برداشت خودتون رو بنويسين. هرچند تحليل هاي هردوي شما خالي از اشكال نيست. من چند تا سوال از شما دارم. ا- چطور مردم در سال 76 فهميدند كه در راستاي فعاليت هاي آزادي خواهانه خودشان به صحنه بيايند اما در سال 84 نفهميدند؟ در آن 8 سال چه بلايي بر سر مردم آمد كه اونها به قول شما خسته شدند؟ 2- تحليل شما درباره سال 84 خيلي جالب است. شما كه از يك طرف از توهين فيضيه به مردم ايران ناراحت هستي، خيلي راحت از كنار حضور مردم در سال 84 مي گذريد و به آنها توهين ميكنيد. سوال من از شما اينه مگه در سال 84 اصلاح طلبان كانديدا نداشتند؟ اگر از كنار كروبي و مهرعليزاده بگذريم، بزرگترين نامزد اصلاح طلبان آقاي معين بود. همه اصلاح طلبان هم خيلي شديد از او حمايت كردند. پس اگر مردم دنبال اصلاحات بودند، چرا به معين راي ندادند؟؟ (وزن معين را هم در انتخابات ديديم!!) 3- شما ادعا ميكنيد كه مردم از لج هاشمي به احمدي نژاد راي دادند، اما در مرحله دوم كه همه اصلاح طلبان دور هاشمي جمع شده بودند، اين را كه نمي توني تكذيب كني. هنوز كلي مدرك و آرشيو از حمايت اصلاح طلبان و حتي شخص خاتمي از آقاي هاشمي وجود دارد. ضمن اينكه خاتمي پيروزي اش را در دوم خرداد تا حدودي به هاشمي مديون بود. خوب سوال من از شما اينه چرا مردم وقتي ديدند خاتمي و اصلاح طلبان از هاشمي حمايت ميكنند، باز هم به خواسته آنها اعتنا نكردند و به احمدي نژاد راي دادند؟؟؟ اين كه دهن كجي به خاتمي و اصلاحات بود! حرفهاي شما كه همش تناقض داره. 4- حالا نوبت سوال اصلي من هست: آقاي رضوي آن 8 سال اصلاحات چرا هيچ تاثيري بر فكر و ذكر مردم نداشت؟ اگر تاثير داشت كه مردم نبايد خيلي راحت به كانديداي طرف مقابل، آنهم از نوع احمدي نژاد راي بدهند. پس معلوم مي شود كه اصلاحات در ايران موفق نبود. 5- آقاي رضوي اين كار خوبي نيست كه هر جا مردم با شما نبودند، انواع و اقسام دليل بيارين كه مردم خسته بودند و فلان و بهمان. به نظر من مردم هم در سال 76 و هم در سال 84 فهميدند كه چه ميخواهند. مردم دنبال تغيير بودند. و وقتي بعد از 8 سال اصلاحات ديدند كه تغييرات مورد نظر آنها دقيقا محقق نشد، به كانديداي طرف مقابل راي دادند، آنهم نه كانديداي جناح مقابل. چرا كه همه ميدانند نامزد واقعي جناح مقابل آقاي لاريجاني و قاليباف بود نه احمدي نژاد!!!!!!!!! پس خواهشا درباره رفتار مردم بهتر و روشن تر قضاوت كنيد. ممنون
سلام خدمت دوست عزیز جناب آهستان
مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری نفی هاشمی بود نه تایید احمدی نژاد . یک مثال اگر در انتخابات آتی ریاست جمهوری که در صورت عدم حضور خاتمی ۹۰٪ به مرحله ۲ خواهد کشید. چون در صورت حضور ایشان و با رای قاطع مردم ایشان (خاتمی) برنده انتخابات خواهند بود. و در مرحله ۲ خیلی احنمال دارد که انتخاب میان موسوی و احمدی نژاد باشد
و در صورت برنده شدن موسوی بر ایشان این رای موسوی رای ایشان نیست بلکه رای
مخالفت با ریس دولت فعلی است. بنده اصلا به ملت بزرگ ایران توهین نکردم . بلکه حرف و سخنم با آنانی بود که در ۲۷ خرداد و ۴ تیر ۸۴ قدم رنجه نکردند و پای صندوق های رای حضور نیافتند . هنوزم هم از این دوستان گله دارم و آتها را به تنبلی متهم می کنم.منتهی شما خلط بحث می کنیید این قسمت و جمله مرا در نظر نمی گییریید و می گویید به ملت ایران توهین شد . بله انتقاد فراوان به آنانی که نیامدند دارم . ولی هیچ انتقادی که به آنان رای ندادند ندارم چون رای و نظر و ا شان را اعلام کردند . اما تحلیل آرای احمدی نژاد چیست؟ (مرحله دوم) . متاسفانه در طول سنوات گذشته انتقادات بیشماری که بعضا نا حق علیه جناب هاشمی و جود داشت . عده ای گفتند که هرکی ریس جمهور ایران شود بهتر از هاشمی است. خیلی ها فکر می کردند نظام می خواهد
هاشمی ریس جمهور ایران شود و روی لج به این مساله به احمدی نژاد رای دادند . و عده ای دیگر هم به این دلیل به او رای دادند که با حضور او نظام سریع سقوط خواهد کرد
و عده ای دیگر بودند که در مرحله اول به او رای دادند . این میزان دقیقا میزان رای واقعی
احمدی نژاد است و البته این مورد در مورد هاشمی هم دقیقا صدق می کند .
اما در مورد سوال اصلی شما که سوال کلیدی است ؟
مردم ایران برای رسیدن به آزادی خیلی عجول هستند و بطور کلی همه چیز را سریع می خواهند عده ای سطح توقعات مردم از خاتمی و با توجه امکانات بسیار محدود او بالا بردند
بنا براین خیلی ها در انتخابات شر کت نکردند حدود ۲۰ ملیون رای خاموش که در مر حله اول و دوم شر کت نکردند ( در مر حله اول ۱۷ ملیون و در مرحله بعد ۲۰ ملیون رای)
و البه عده ای هم رای دادند که این نظام زودتر سقوط کند و یا بنا بر مخالفت با هاشمی که فرض می کردند او کاندیدای نظام است . شاید این حرف تو درست باشند که اصلاحات
در ایران موفق نبوده است ولی پذیرش این حرف بدان معنا ست که مردم انقلاب می خواهند و در این صورت هم من وهم تو بازنده اصلی خواهیم بود. یادت باشد شکست اصلاحات در ایران به معنای پیروزی اصول گرایان نیست . ومی تواند نتایج زیان بخشی و غیر قابل جبرانی را برای ما به ارمغان بیاورد. و نه از تاک خبری خواهد بود و نه از تاک نشان.
در خاتمه خاتمی در دور اول منتخب ۵۷٪ واجدین اشرایط است (کل واجدین شرایط ۳۵ ملیون بود) و احمدی نژاد منتخب ۳۵٪ واجدین شرایط است(کل واجدین شرایط ۴۶ ملیون بود)
بنده آماده ادامه این مباحث هستم
آهستان: آقاي رضوي عزيز! شما هنوز جواب سوال هاي منو نداديد. دوباره تكرار كنم؟ 1- چرا در سال 84 مردم به نامزدهاي اصلاح طلب راي ندادند؟ كروبي و معين؟ مخصوصا معين؟ 2- چرا در دور دوم با اينكه خاتمي و اصلاح طلبان از هاشمي حمايت كردند، مردم به خواست اونها بي اعتنايي كردند و من شخص ديگري راي دادند؟ 3- آخه چطور ممكنه مردم طرفدار كسي باشند ولي به نظرش توجهي نكنند؟ چطور وقتي ديدند خاتمي از هاشمي حمايت كرد، به كس ديگري راي دادند؟ جواب صريح لطفا
با سلام
جواب سوال اول
رای دهنده گان به خاتمی مجموعه ای متنوع از اصلاح طلبان بودند ولی معین کروبی مهر علیزاده و حتی هاشمی هر کدام یک بخش از دیدگاه های خاتمی را داشتند برای همین
چون رای دهنده گان به خاتمی دیدگاههای متنوعی داشتند در انتخابات این آرا میان اصلاح
طلبان تقسیم شد. بنابراین هیچ کدام از اصلاح طلبان نتوانستند صاحب اکثریت آرا شوند
واین اتفاق افتاد. و البته آنانی که رای نداند نیز سهم بسیار مهمی در این اتفاق داشتند.
آنها که رای ندادند مطالبات حداکثری داشتند و اگر ۲۰٪ آ نها شرکت می کرد وضعیت فرق
می کرد و انتخاب میان هاشمی – معین ویا احمدی نژاد – معین می افتاد که به نظر من نتیجه تفاوت پیدا می کرد.
جواب سوال دوم
برای این که:
الف ) عدم مشارکت آرای خاموش با این تصور که هاشمی برنده قطعی انتخابات است و به خصوص یک برنامه مهم ماهواره ای این جور القا می کرد . ضمنا توجه بیش از حد آرای خاموش به ماهواره ها نیز علتی بود آنان شر کت نکردند
ب ) شایعات مختلفی که علیه هاشمی در جامعه وجودداشت و به خصوص آن سی دی ها و شب نامه ها که علیه ایشان و با هزینه های کلان تهیه شده بود عامل دیگر بود
ج) در صد اعظم کسانی که به احمدی نژاد رای دادند به این امید رای دادند با آمدن او جمهوری اسلامی به پایان می رسد
د) این تفکر وجودداشت که نظام می خواهد که هاشمی ریس جمهور باشد بنا براین خیلی ها برای لجبازی به احمدی نژاد رای دادند و حتی باوراشان نمی شد او ببرد
البته من آرای مرحله اول ریس دولت فعلی رامتعلق به خوداشان می دانم و این ۴ مورد فوق را دلیل پیروزی ایشان می دانم.
اجواب سوال سوم
به خاطر این است که در دوره اصلاحات بعضی ها سطح توقعات را از خاتمی بالا بردند و بعضا توقعاتی از خاتمی داشتند که بر آورد اش از سوی او غیر ممکن بود و یک سری از
آنها همان کسانی هستند اتفاقا به ریس دولت فعلی رای دادند بند ج در جواب سوال دوم. والبته بحران سازان و کسانی که هر ۹ روز یک بحران برای دولت ایجاد می کردند و تمام تلاشش آنها بود که دولت اصلاحات را زمین گیر کنند . ضمنا تمامیت خواهان از امکانات گسترده نظییر صدا و سیما برخوردار بودند و خوب یادمان است که چقدر سیمای لاریجانی و بعد ضرغامی وقت در اختیار اصلاح طلبان قرار می دادند .
و باز فراموش نشود . تمامیت خواهان با تعطیلات گسترده روزنامه ها راههای ارتباطی میان اصلاح طلبان و رهبران جنبش اصلاحی را بستند . و خوب یادم است سیمای لاریجانی یکی از شاکیان حرفهای مطبوعات بود.
و در این هیا هو بی رسانه ای اصلاح طلبان چطور این پیام حمایت از هاشمی به اطلاع همگان برسند.
باز هم اگر هرگونه توضیحی نیاز است بگو تا بنویسم
آهستان: آقاي رضوي متاسفانه تحليل هاي شما خيلي عوامانه است. واقعا دهانم قفل شد. حرف ديگري ندارم. شما براي هر شكست اصلاح طلبان، يك دليل و توجيه آوردين. ديگه من چي بگم؟
سلام خدمت آّ هستان عزیز
من هم به نوبه خود از سعه صدر شما و این که این امکان را فراهم آوردید که در وبلاگ شما مخالفان اندیشه شما هم اظهار نظر بدون دریافت هیچ گونه توهین و بی ادبی انجام بدهند را کمال تشکر دارم.
خدا یا یک لحظه ما را به خودمان واگذار نکن
سلام
آقای خاتمی نهایت 7 میلیون رای بیاره….بیاد داشته باشید زمانی که ایشون با رای بالا انتخاب شدند سن رای دهندگان به 15 کاهش داده شد که با توجه به شعارهایی که ایشون دادند این سنین 18تا15 اکثرا به ایشون رای دادند…. اون موقع اون افراد در اون سن نیازهایی خاص داشتند که باعث شد به آقای خاتمی رای بدهند حال آن گروه در سنی قرار گرفته اند که نیازهای دیگری دارند و به نظر من کاندیدای ی که بتونه اون نیازا بفهمه حتما موفق میشه….
آقای رضوی عزیز:
پیش از این هم خیلی ها سعی کردن مثل شما منطقی و خوب با این حسین آقای آهستان گفتگو کنن ولی نتیجه اش شده همون جوابی که به شما داد.
جوابی خالی از هرگونه منطق و دلیل.
الکی خودتو به زحمت ننداز. این برادر معلوم الحاله…
تا یکی یه حرفی می زنه که جوابی براش نداره شروع می کنه به بد و بیراه گفتن…
تحلیل های شما عوامانه ست ولی تحلیل های خودش سرشار از منطق و استدلال عقلی که همه حاکی از یک ذهن فرازمان و بسیار قدرتمنده…
بابا جواب داری بده دیگه … عوامانه و این حرفا چیه؟؟؟
نادر جان من کجا به ملت ایران توهین کردم ؟ اینکه میگم کاندیدایی موفق است که بتواند با قلب مردم ارتباط برقرار کند و نه با عقل آنان کجا درش توهینه ؟ واقعیت گفتن رو توهین تلقی میکنید ؟ یک مثال بزنم تا فرق توهین و واقع گویی روشن شه … ببین من دوستم رو تو خیابان بعد از مدتی میبینم که سرش طاس شده اگه بگم موهات کم پشت شده به دادش برس یک مدل گفتنه حالا اگه بگم آی کچل آی کچل هم یک مدله ! اولی واقعیت رو گفتم و در دومی اهانت کردم . من در تحلیلم صرفا دارم آسیب شناسی میکنم !
بله دو چیز رو مردم ایران پس میزنن اولی آزادی و دوم رفاه . این رو حاضرم به شکل کارشناسی با هر نظریه پردازی که قبولش داری به بحث بگذارم !
مردم ایران یک سوسیالیسم میانه رو ( اسلام علوی ) بیش از همه به مذاقشان خوش میآید . یعنی یک حکومت مقتدر مرکزی + اقتصاد عدالت محور که عدالت اجتماعی و اقتصادی فدای توسعه و شتاب اقتصادی نمیشود . نهاد سازی با الگویی بومی درونزا . انتخابات و رای و نظر مردم در کلیه تصمیم گیریها لحاظ میشود و … از نقطه نظر ساز و کار پیشرفته ! اما کاپیتالیسم نیست !
دو نکته رو قبل از ادامه بحث لازم میدونم عنوان کنم یکی بحثی به نام اختیار که همانطور که میدانید بزرگترین گوهریست که خالق آفرینش در وجود انسان به ودیعه نهاده و دیگری اقتصاد اسلامی ! ببین اگر منظورت از آزادی بالفعل کردن این گوهر انسانی برای رشد و پرورش استعدادهای انسانه من کاملا با این آزادی موافقم ولی باید در نظر داشت چون این ملت در طول تاریخ آزاد نبوده باید شیب این آزادی ملایم باشد تا مردم به مرور زمان بتوانند خود را با آن وفق دهند و خدای ناکرده موجبات یک آنارشیسم اجتماعی پدید نیاید !
( یعنی یاد بگیرن از آزادی درست استفاده کنن )…………………….
دوم اقتصاد اسلامی است . میدانیم که از نظر اسلام محدودیتی در تولید ثروت وجود ندارد اما از دیدگاه شیعه این همه آن اقتصاد نیست . به عبارتی همانطور که تولید ثروت ارزش است قناعت و ساده زیستی هم ارزش است .
رفاه و ثروت به شیوه ای که در کشورهای عربی میبینیم اگر چه با اقتصاد اسلامی منافاتی ندارد اما چون ما قدری متفاوتیم افزایش رفاه همواره موجب فساد و بی بندوباری و تنبلی در بین مردم میشود و همواره دو عامل آزادی و رفاه از عوامل اصلی عصیان مردم ایران در طول تاریخ بوده اند .
نادر جان قبول کن که ایران کشوری یونیک ( منحصر به فرد ) است . من علاقه شما رو به خاتمی درک میکنم و منکر بسیاری از شایستگیهای نامبرده نیستم و مقایسه ای هم که در مورد شاه کردم مربوط به مقطه 53 تا 57 بود که آزادی نسبی و رفاه حاصل از فروش نفت به چه انقلابی منجر شد و همین با شدت کمتر امروز میتواند تکرار شود . و میدانی که اینقدر اوضاع کشور ما پیچیده است که اگر خدای ناکرده جرقه ای در این انبار باروت اصابت کند ممکن است به تجزیه و درگیریهای عمیق داخلی منجر شود که همه ما مردم اصلی ترین زیاندیدگان آن هستیم ….
با این وصف افکار مهندس موسوی بیشترین قرابت را با خواستهای اصلی ملت ایران دارد . فقط یک مقدار ایشان شاداب نیست و بیش از حد در گذشته غرق شده . اگر آپدیت شه رییس جمهور موفقی برای مردم ایران خواهد بود …
پی نوشت : تاکید من بر فرد خاصی نیست بلکه تاکید میکنم به همان اندازه که به قلبتان میدان میدهید به عقلتان نیز بدهید !
سلام خدمت دوست عزیز جناب فیضیه
باز هم می گویم این حرف ها که تو مطرح کردی اهانت آشکار به ملت بزرگ ایران است. و نمی دانم چگونه این سوالات و این مسایل به ذهنت رسید.
من در ابتدا تعدای سوال مطرح می کنم که دوست دارم به جواب آنها فکر کنی و البته سعی می کنم خودم توضیح بدهم
۱-به چه دلیل مردم ایران آزادی و رفاه را پس می زنند؟
۲-از کجا می دانی سوسیالیسم میانه رو مترادف با اسلام علوی است؟ اصلا تعریف تو از اسلام علوی چیست؟
۳-اصلا معنی اقتصاد اسلامی چیست؟ مگر ما شیمی اسلامی دارییم . مگر ما فیزیک اسلامی دارییم که اقتصاد اسلامی داشته باشیم؟
۴-یعنی چه و با چه دلیل می گویی این کشور در طول تاریخ آزاد نبوده ؟ و باید شیب این آزادی ملایم باشد؟ مگر ما قیم مردم هستیم؟
۵- یعنی چه در اسلام محدودیتی در تولید ثروت وجود ندارد؟
۶- روی چه حسابی می گویی افزایش رفاه موجب فساد و بی بند باری در بین مردم می شود؟ (استعمار پیر این حرف را شایع کرده است که اگر می خواهید ایرانیان طغیان نکنند
آنها را گرسنه نگه داریید و اگر می خواهید اعراب طغیان نکنند آنها باید همیشه سیر باشند)
۷- روی چه عدله و مدرکی می گویی آزادی و رفاه عامل اصلی عصیان مردم ایران در طول تاریخ بوده است؟
۸-اصلا بگو ببینم که تعریف تو از آزادی چیست که می گویی بین سالهای ۵۳ تا ۵۷ آزادی نسبی بود؟
اما پاسخ این ابهاماتی که تو مطرح کردی.
دوباره می گویم باز هم توهین به ملت بزرگ ایران کردی .
از این توهین بالاتر که تو سید محمد خاتمی را با محمد رضا شاه مقایسه کردی؟
آخر کجا زمان گذشته آزادی بود؟ تو بی بند باری را با آزادی یکی می دانی؟ کجا می شد در زمان گذشته از شاه انتقاد کرد؟ و کارش با کرم الکاتبین نباشد.
آخرین سالی که آقای خاتمی به دانشگاه تهران رفت را یادت که هست؟ دیدی که دانشجویان چطور با او برخورد کردند ؟ و او چه کریمانه جواب داد و حتا یک دانشجو بازداشت نشد ولی اگر فرضا شاه به دانشگاه می رفت ؟ آیا دانشجویان اجازه داشتند
با او چنین آزادانه سخن بگویند ؟؟؟؟؟؟ بر فرض که چنین سخن می گفتند بعدش چه می شد؟ دوست عزیز
متاسفانه یا اطلاعات تاریخی سیاسی مذهبی و اقتصادی شما فوق العاده اندک و در سطح بسیار نازل می باشد و یا این که بسیار شیفته موسوی هستید که او را گل بدون عیب و خار می بینیید . و
باز هم توهینی از این بالاتر که انقلاب مردم ایران را به خاطر افزایش رفاه و آزادی (با تعریف بی بند وباری که این تعریف آزادی نیست) می دانی؟
اما می دانی چرا انقلاب شد؟ برای این که شاه آزادی های سیاسی را بسته بود . به مقدسات مردم اگر نگویم جسارت می کرد لا اقل بی اعتنا بود؟
بزرگترین اشتباه شاه که موجب انقلاب شد تغییر تاریخ شمسی به شاهنشاهی بود . دیگری برگزاری جشن های ۲۵۰۰ ساله و بی اعتنایی به اعتقادات مردم ایران.
اما قبول دارم که مردم ایران یونیک هستند؟ ولی ته به آن دلایلی که می گویی.
مردم ایران هم اسلامی هستند و هم ایرانی هم به محرم و صفر و امام حسین (ع) معتقد هستند وهم جشن نوروز می گیرند و چهارشنبه سوری و سیزده بدر.
و هم وقتی که نوروز در ایام عزا بیفتد . جوری نورزاشان را می گیرند که حرمت ایام سوگواری حفط شوند.
دوست عزیز صادقانه می گویم.
هرکس در این مملکت به یکی از این ۲ بال یعنی اسلامیت و ایرانیت توهین و یا به سخره
بگیرد در حقیقت گور خودش را کنده است .
دوست عزیز
واقعا خیلی از حرف ها ماند ولی و از حوصله اینجا خارج است اگر دوست داشتی می توانی به من میل بزنی و در آنجا پاسخ شما را خواهم داد.
من برای این که حوصله دوستان سر نرود و خسته نشود در این سایت به شما جواب نخواهم داد ولی حاضرم بصورت میلی پاسخ گوی شما باشم.
[...] 16, 2009 با اميد حسيني همانطوريكه قبلا هم گفتم راه چاره و شايد بهترين راه ممكن…. شكي نيست كه عليرغم همه اشكالاتي كه بر احمدينژاد و [...]
جناب آقای رضوی و دیگر دوستان….لطفا ادامه بدید….چون بحثای مطرح شده خیلی جالب هست ..حالا میخواد عوامانه باشه یا خواصانه……
اجازه ندید ….. این گفتمان که راه افتاده حتی اگر در جای بر ضد ماست…. قطع بشه…..
…
سلام
با کمال احترام به مهندس موسوی عزیز
سوال می کنم:
1- 20 سال گذشته کجا بودند؟
2- دوران 8 ساله اصلاحات چه واکنشی به فریاد زیر چکمه اصلاح طلبان از خود نشان دادند؟ اگر ممنوع التصویر بودند زبان که داشتند و قلم هم در دست. آیا به عنوان یک نقاش هنرمند، تصویری کوچک از توفیق یا عدم توفیق اصلاحات کشیدند؟
3- بازگشت به ارزشها با کدام اصل انقلاب پس از سی سال همخوانی دارد؟ آیا تمام تلاش احمدی نژاد تحت این شعار نبوده است؟
4- دخالت دولت در امور اقتصادی به عنوان باور ایشان در هزاره سوم چه معنایی دارد؟
5 – چرا در 4 سال پیش که دهها پیغام و پسغام از طرف اصلاح طلبان برایشان ارسال شد تشریف نیاوردند؟ و اصولا چرا در این بحبوحه و با حضور کروبی وارد گود شدند؟
6- آیا این تیم کاری متناسب با اصلاحات است؟ با کدام تشکیلات و یا حزب و گروه دولت آینده را تشکیل خواهند داد؟
7- نظر ایشان در مورد عالیجناب سرخپوش چیست؟
8- در مورد اصل 44 (خصوصی سازی) چه نظری دارند؟
9- آیا دخالت دولت در امور اقتصادی به عنوان یکی از برنامه های ایشان مغایر با اصل 44 نیست؟
10- چه پاسخی در برابر واکنش خود مقابل ایران ایران جوانان و ارزشها، اسلام و ایران خود دارند؟
شما را بخدا برنامه های ایشان و تیم کاری را با شیخ اصلاحات مقایسه کنید:
اصلاح طلب واقعی کیست؟
ضمنا از حامی ایشان آقای خاتمی هم بپرسید:
1- آیا کاهش سهم ما از دریای خزر از 50 درصد به 11 درصد در دوران حاکمیت ایشان معقول بود؟
2- در برابر تسریع در روند صدور دختران ایرانی به شیخ نشینهای عرب در دوران زمامت ایشان چه موضعی دارند؟
3- دلیل عدم واکنش مناسب به اسارت حامی اصلی خود (کرباسچی) در زمان اصلاحات چه بود؟
به عنوان یک نفر رد صلاحیت شده دوم خردادی انتظار دارم در برابر این پرسشها مطالعات بیشتری کنید.
زنده باد اصلاحات
پاینده ایران
بسمه تعالی
چرا آقای موسوی احساس خطر می کند؟
با سلام
بنده به عنوان یک جوان ایرانی مناظره دیشب آقای دکتر محمود احمدی نژاد و آقای میر حسین موسوی را مشاهده نمودم و از صحبتهای آقای موسوی که مدام می گفت من احساس خطر کردم ملموس بود که وی از خود هیچ ندارد و پرچمدار گروهی است که با مردم در طول این سی سال قرابتی نداشته و ندارند و تافته های جدابافته بوده که فقط به فکر منافع گروهی و رانت خواری بوده و مردم از این گروه چیزی جز تاراج اموال عمومی ، اشرافی گری ، تجمل گرایی ، تضییع منافع ملی و حکومت بر مردم آن هم نه حکومت از نوع اسلامی و دینی،بلکه حکومت حاکم بر محکوم (یعنی مردمی که سی سال اسیر خواسته ها و هواهای نفسانی گروهی از دین برگشته وغیر اصول گرا که از خود هیچ نداشته و با پشتوانه ی برخی از احزاب بر مردم ظلمها وستمها نموده اند و درطول این سی سال هیچ احساس خطری نکرده بودند و به یکباره از خوابی سی ساله بر خواستند و داعیه دار نجات مردم شده اند) جناب آقای موسوی نا گزیرم که مواردی را با شما در میان بگذارم که می دانم جنابعالی پاسخی برای آن نخواهید داشت چرا که رفتار گذشته شما این را به عموم ملت اثبات نموده است :
1- مگر جنابعالی در طی این سی سال با انقلاب و مردم همراه نبوده اید !!!؟؟؟ تا حافظه ما و جوانان دیروز یاری می کند جنابعالی هشت سال نخست وزیر و چهار دوره مشاور عالی رئیس جمهوران وقت آقایان هاشمی رفسنجانی و خاتمی بوده اید چطور در برهه های از این دولتها منافع ملی و بین المللی مردم و ایران عزیز ما به چالش کشیده شد تا جایی که ایران به عنوان محور شرارت و تروریسم آن هم از نوع تررویسم دولتی محکوم وبه تمام جهان معرفی شد آیا آن زمان در خواب خوش نعمت بودید!!!؟؟؟ .
2- جنابعالی راجع به امنیت ملی احساس خطر کرده و وارد عرصه شده اید !!!؟؟؟ آیا در قائله 18 تیر احساس خطر نکردید !!!؟؟؟
3- در دوران آقایان هاشمی رفسنجانی ، محمد خاتمی وحتی جنابعالی اگر نقدی بر عملکرد دولتهایشان می شد با چنان هجمه ای از تبلیغات مسموم و حتی تهدیدهایی مواجه می شدند که عطای نقد سازنده را به لقایش می بخشیدند چرا که در غیر این صورت به عنوان مخل امنیت ملی و تهدید علیه دولت دستگیر، محاکمه زندانی و ………می شدند.
4- جناب آقای موسوی شما فرمودید جایگاه ایران در منطقه و جهان رو به تنزل گذاشته است به خاطر سخنرانی جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد در کنفرانس دوربان 2 و امثالهم آیا شما به یاد ندارید دوران نخست وزیری خود را که ارتشی مجهز و مسلح جهت جنگ با اسرائیل آماده و مهیا نموده بودید باز هم متذکر می شوم که بدانید شما به عنوان نخست وزیر وقت جرات خروج از کشور وشرکت در مجامع و سازمانهای بین المللی را نداشتید و در زمان شما مگر ایران با چند کشور دنیا رابطه داشت آیا به یاد ندارید کنفرانس نگین و مفتضحانه برلین را که یاران و هواداران جناب آقای دکتر!!!؟؟؟ خاتمی با لیسانس فلسفه چگونه شان ملت بزرگ ایران را به بازیچه گرفتند.
5- جناب آقای موسوی شما فرمودید که ایران چه کار به اسرائیل و افسانه هولو کاست دارد آیا سکوت مقابل قدرتهای مستکبر، شان و منزلت و جایگاه برای کشور می آورد ؟ شما به عنوان عضوی از مجمع که به گفته جنابعالی برترین و عالیترین مرجع تصمیم گیری و اعلام موضع در کشور می باشد چرا در مقابل این مستکبران که به دلایلی غیر اصولی و نابخردانه ملت ایران را محور شرارات و ناقض حقوق بشر و حقوق شهروندی می شمارد سکوت اختیار می کنید و لی موضع شفاف ریاست محترم جمهور در مقابل این مستکبران را که ناقض حقوق بشر در فلسطین اشغالی ،افغانستان ، عراق و زندانهای مخوف ابوغریب و گوانتانامو را دون شان ملت ایران می شمارید آیا با سکوت و شنیدن تهمت های سنگین و ننگین بر ملت اقتدار ملی ارتقاء می یابد؟؟؟
شما با استفاده ابزاری از هنر و هنرمندان در فیلم تبلیغاتی خود فضای جامعه را ملتهب و نگران القاء نمودید آیا فکر نمی کنید این مسئله امنیت و اقتدار ملی را دچار تزلزل نموده و باعث ایجاد نوعی بی اعتمادی در بین اقشار مختلف مردم شده اید چرا که سکوت چند دهه شما به علت بهره بردن از خوان نعمت و سفره کرم امثال هاشمی و خاتمی و…. بوده است آیا تا به حال فکر نکرده اید وجود فساد ، اعتیاد ، جرم وجنایت در جامعه به دلیل اجرا نشدن قانون وعدالت است ؟ آیا قانون و اجرای آن فقط مربوط به یک دوره چهار ساله است و یا ریشه دردولتهای قبل از جمله دولت جنابعالی دارد . با کمی صبر و حوصله وانتقاد پذیری می توان درک نمود که اجراء نشدن قانون جزای اسلامی که آنهم ریشه در دولت جنابعالی و دوستانتان که هم اینک ، جنابعالی پرچمدار دولتهای سازندگی و اصلاحات می باشید دارد و دلیل آنهم فشار مجامع بین المللی بر شما دولتمردان گذشته است که به نام نقض حقوق بشر مانع از اجرا قانون اسلامی در جامعه شده اید مانند شلاق زدنها و اعدام در ملاءعام و… که به یک تشر زدن دول غربی مانع از اجراء قانون شدید آیا سکوت در مقابل دول غربی آنهم به تعلیق در آوردن احکام اسلامی که ریشه در دین و فرهنگ ملت ما دارد اقتدار ملی و جایگاه ایران را به چالش می کشد و آن را تنزل می دهد ویا مقابله به مثل و اعلام موضع شفاف در مقابل نقض حقوق بشر و نقض قوانین بین المللی و قطعنامه های شورای امنیت و سازمانهای بین الملل و. ……؟؟؟
6- آیا محروم کردن ملت از حق خویش بدون مصوبه مجلس آنهم در مسائل مهمی همچون مسئله هسته ای و تعلیق بیست ساله فعالیتهای هسته ای با توجه به عضویت ایران در جامعه جهانی و ان پی تی دفاع از حقوق ملت است آیا در این دوران احساس خطر نمی کردید تهدیدهایی که توسط دول غربی بر ما می شد و قطعنامه هایی که علیه ما در شورای امنیت و شورای حکام صادر شد را به یاد نمی آورید و یا در ان دوران شما از خواب غفلت بیدار نشده بودید ویا از خوان نعمت و سفره کرم هاشمی و خاتمی بهره می بردید که چشم و گوش شما را بسته بود ؟
7- در زمان آقایان هاشمی و خاتمی کشور قریب به 400 بار به حمله نظامی و تجاوز به حریم ما تهدید شد به یاد ندارید هدف قرار گرفتن هواپیمای مسافربری را و یا از یاد برده اید تجاوز به حریم دریایی و هدف قرار دادن بنادر و سکوهای نفتی ما را و یا هدف قرار گرفتن خرمشهر توسط موشکهای آمریکایی را آیا باز احساس خطر نکردید ؟
8- آیا پیوستن ایران به باشگاه بین المللی فناوری هسته ای و پذیرفتن حق ایران به عنوان کشور هسته ای و راه اندازی نیروگاه بوشهر و فک پلمپ از تاسیسات هسته ای و راه اندازی سانتریفیوژهای 7000 تایی و تولید کیک زرد و غنی سازی با غنای بالا برای تولید سوخت هسته ای و تولید آب سبک وسنگین ، پرتاب ماهواره سفیر امید و غیره جایگاه ایران را در منطقه و جهان ارتقاء نمی دهد یا باز هم احساس خطر می کنید.
9- آیا برچیدن سازمان مدیریت وبرنامه ریزی که با آمار و ارقام غیر واقع و نامنطبق با واقعیات و برنامه های دولت هزینه هایی گزاف را به ملت تحمیل می کردندوگاهاً برای تصویب مصوبه ای ماهها و سالها دولت در بورکراسی حاکم بر آن سازمان معطل می ماند و حتی اختیارات استانداران را بسیار محدود نموده بود غلط و غیر اصولی است یا برچیدن معاونت پرورشی از آموزش و پرورش در زمان رفیق و همیار جنابعالی ( دکتر !!! خاتمی) با کمی تدبر می توان در یافت که تمامی سازمانها و استانداریها معاونت برنامه ریزی دارند آیا تمرکز زدائی از تهران و دادن اختیار به استانداران غلط است یا برچیدن معاونت پرورشی و خفه کردن استعداد فرزندان برومند این مرزوبوم بله درست است با خفه کردن استعدادها و باز کردن دانشگاه مدرک فروشی (آزاد) به نان و نوائی رسیدید نمونه بارز آن جنا ب آقای ( دکتر !!! خاتمی) و همسر جنابعالی و….. که به ریاست دانشگاه هم می رسند بله حالا باید احساس خطر کرد آیا باز احساس خطر نمی کنید ؟؟؟
10- شما در مجمع تشخیص مصلحت نظام برخی مصوباتی را گذرانده اید که تماماً به زیان این ملت است و با این مصوبات دولت را لای منگنه گذاشته و مکلف به اجرای آن نموده اید(سهمیه بندی بنزین وسند چشم انداز) تا با به چالش کشاندن دولت مردمی ،مردم را از این نظام و دولت جدا نمائید چرا آن وقت که مصوبه ای بر علیه منافع مردم مستضعف در دولتهای قبل و مجمع تشخیص مصلحت نظام مصوب می نمودید احساس خطر نکردید !!!؟؟؟
11- جناب آقای موسوی جنابعالی و یاران شما تافته های جدا بافته از مردم چطور به خود اجازه می دهید پس از این همه سال خفته در خواب سراسیمه از خواب بیدار شده و به اسم ملت احساس خطر کنید آنچه مسلم است جنابعالی و هواداران شما آقایان هاشمی رفسنجانی و خاتمی با ورود جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد به منطقه پرواز ممنوع که شما و امثال شما آنرا ساخته اید احساس خطر می کنید.
جناب آقای میر حسین موسوی با توجه به موارد فوق مردم خود می دانند که چه کسی اصلح تر است و برای مردم دل می سوزاند مثل معروفی هست که می گوید : نیم کیلو باش ولی مرد باش من از شما می خواهم که مردانه آنچه را که برای آن احساس خطر کردی به طور صریح برای مردم بیان کنی چرا که از هر جای ضرر برگردی به نفع خود خواهد بود ودر پایان اگر نخوردیم نان گندم بدیدیم دست مردم به عبارتی مردم فهمیده اند که قسم ابوالفضل را باور کنند یا دم خروس را آنچه مسلم است مردم دم خروس را دیده اند و دیگر نیازی به قسم نیست دیگر احساس خطر نکن.
والعاقبه للمتقین
salam be nazare man tarafdaraye ahmadi nezhad zir majmoehaye khode oon hastan na mardom .oon jeloye cheshme hame mesle ye bacheye 4 sale ke royahaye ziyadi dare doroogh mige.aghaye mosavi baraye hameye ma azize ba inke agaram oon biyad hamin mardom dozdesh mikonan.hala be nazare man be jaye in tazahorat ke hich soodi nadare hame ba ham berim harame emam va oonja tahason konim oon moghe kasi nemitoone kari bokone .pas mijangim mimirim rayemono pas migirim
kheyli jalebe adamai ke ta chand rooz pish ba ham motahed boodan hala sare fosho keshidan be ham va daran hamo lo midan in shojaate ahamdi nist balke zafe oone chon be khodesh etminan nadasht va mikhast intori nazare mardomo jalb kone agar mikhayn begin shahamat dasht na karoobi shahamatesh az oon bishtare manam age rahbar poshtam bood shir mishodam chera 4sal pish nayoomad bege ina dozdan dorost sare bezangah goft.shoma ke darid azash tarafdari mikonin ye rooz saretoon be sang miyad.va inja kojast hame chand vaghte dige be joone ham miyoftan.
ahestan joon felan mibini ke aksariyat mokhalefan ba doktoretoon
ديديد كه به كوري چشم بعضي ها احمدي نژاد رئيس جمهور 4 ساله نشد و خاتمي و موسوي به تاريخ پيوستند
پس در اولين فرصت متن سايتتان را تغيير دهيد لطفا