در پاسخ به دوستان عزيزي كه نوشتند و گفتند:«دفن شهدا در دانشگاه، شان دانشگاه را پايين ميآورد!»
درست بخاطر دارم اسم اولين خوابگاه دانشجويي من پس از ورود به دانشگاه (در سال 76) خوابگاه «شهيد علمالهدي» بود. آن روزها نه علم الهدي را ميشناختم و نه از ماجرايش خبر داشتم. مدتي گذشت؛ فهميدم حسين علم الهدي، خود دانشجويي بوده که در سال 59 به همراه تعدادي ديگر از دانشجويان در بيابانهاي اطراف هويزه، در برابر تانکهاي دشمن ايستاد و آنقدر مقاومت کرد تا آنکه ديگر هيچ گلولهاي برايش باقي نماند و عاقبت با گلوله مستقيم همان تانکها به آسمان پر کشيد. خوابگاه کناريمان، «خوابگاه شهيد مالکي» بود، دانشجوي رشته الهيات دانشگاه اهواز. بقيه خوابگاهها را هم با اسامي شهداي دانشجوي ديگر نامگذاري کرده بودند:«خوابگاه شهيد مرعشي» دانشجوي رشته رياضي، «خوابگاه شهيد بقايي» دانشجوي رشته پزشکي، خوابگاه شهيد …
تعداد خوابگاههاي دانشگاه ما محدود بود، اما هنوز شهداي دانشجوي بسياري بودند که اسمشان بر هيچ خوابگاهي گذاشته نشده بود: شهيد هاشم احمدي، شهيد حفيظ الله اسدي، شهيد عباسقلي اسفندياري، شهيد موسي اسکندري، شهيد مرتضي افراز، شهيد سعيد اعتدالي، نادر ايزدپناه، سيد احمد موسويان، غلامرضا پيرزاده، عبدالرسول تابان، محمدرضا توکليزاده، غلامعلي توکلي، جعفر جعفري، نادعلي چراغيگاه، سيد صاحب حسيني، محمد علي ابول نژاديان، ابراهيم اسپيد، عظيم اسدي، منوچهر آصفي، اميدوار باقري، شکرخدا بهمني،غلامرضا پيرزاده، محمدرضا حسنزاده، محمد حسينپور، محمد حسينزاده، سيد محمدعلي حکيم، سيد مهدي حياتي، حسن خاکي، کمال خبازي، جمال دهشور، ناصر دشتيپور، مهدي شاهدي، محسن اوليپور، عبدالصمد بلبلي، عليرضا بيطارزاده، عبدالامير تقيزاده دزفولي، سيد جليل حسين زاده، حمدالله خواجويان، محمدرضا زارعي، محمد شعباني، حسن علي صفرينژاد، مصدق طاهري، عبدالحميد فردايي، رسول کاووسي، علي کردنژاد، ابراهيم نجيب، پيمان موسوي و صدها دانشجوي شهيد ديگر…
اينها كه اسمشان را نوشتم، روزگاري مثل همه دانشجويان ديگر درس خواندند، در كنكور شركت كردند و با هزار اميد و آرزو هم وارد دانشگاه شدند. مثل همه دانشجويان ديگر بر روي همين صندليهاي دانشگاه نشستند و جزوه و كتاب و دفتر در دست داشتند. مثل همه دانشجوهاي ديگر در خوابگاه و دانشگاه و دانشكده قدم ميزدند و نفس ميكشيدند… اما جنگ كه آغاز شد، درس و دانشگاه را كنار گذاشتند و براي دفاع از آب و خاك و دين و آيين و همچنين دفاع از دانشگاه و دانشجوهايش به جبههها رفتند و بعضيهايشان هم ديگر به دانشگاه برنگشتند!
برادر و خواهر دانشجو! سالهاي دانشگاه خيلي زود ميگذرد، هر ساله دانشجويان زيادي وارد دانشگاه ميشوند، درس ميخوانند و فارغالتحصيل ميشوند. حتما قبول داريد كه بسياري از دانشجوها پس از ترک دانشگاه، نامشان براي هميشه فراموش ميشود. قبول داريد يا نه؟ اما نام آن خوابگاه و ياد و خاطره آن شهدا چطور؟ فراموش ميشود؟ نخير، نام آن خوابگاهها هنوز هم پس از سالها همانست که بود:«خوابگاه شهيد علمالهدي»، «خوابگاه شهيد مالکي»، «خوابگاه شهيد مرعشي»، «خوابگاه شهيد بقايي»… مگر ميشود اسم صاحب خانه را از روي خانه پاک کرد؟ صاحبان واقعي آن دانشگاه و آن خوابگاه، آنهايي هستند که روزگاري آنجا درس ميخواندند و در سالهاي دفاع مقدس، با مظلوميت تمام از خانه خود در برابر دشمن متجاوز دفاع کردند. باقي دانشجويان تنها مهماناني هستند که مدتي کوتاه به آنجا وارد ميشوند و با طي کردن دوران تحصيل، از آن خداحافظي ميكنند.
اما متاسفانه عدهاي از اين دانشجويان هرگز مهمانان خوبي براي آن خانهها نبوده و نيستند. من با چشم خود ديدم و شايد شما هم ديده باشيد که تعدادي از آنها هيچ احترامي به صاحبان خانه خود نگذاشتند. حتي افرادي هم وجود داشتند که به ميزبانان خود توهين ميکردند! يادم ميآيد، چند سال پيش قرار بود براي اولين بار بقاياي بدن تعدادي از اين شهدا را به خانهشان برگردانند، دانشجوياني فرياد زدند که ما به شما اجازه بازگشت به خانهتان را نميدهيم! مصيبت از اين بالاتر؟ اصلا چرا راه دور برويم، همين چند روز پيش عدهاي از برادران و خواهران انجمن اسلامي؟دانشگاه، همين حرفها را دوباره تکرار کردند. آنها درحاليکه رگهاي گردنشان بيرون زده بود، فرياد ميزدند و ميگفتند که اينجا جاي صاحبخانهها نيست!…
برادر و خواهر دانشجو! من دلم خيلي ميسوزد. البته يكبار تصور نكنيد كه براي آن شهدا؛ نخير، مطمئن باشيد که دلم براي آنها نميسوزد. آنها هيچ احتياجي به دلسوزي من و يا داد و فرياد و مخالفت انجمن اسلامي و آن چند نفر عضو مزدور دفتر تحكيم ندارند. نام آنها تا ابد روي خانههايشان حک شده. من دلم براي شما ميسوزد و نگران شما هستم. شمايي كه نگران شأن دانشگاه هستي و مينويسي دفن شهدا در دانشگاه، شان دانشگاه را پايين ميآورد؛ شما بايد مواظب شأن خودت باشي. من نگران شأن شما هستم. و همچنين دلم براي آن دانشجوياني ميسوزد که ميآيند و ميروند اما هرگز صاحب خانه نميشوند!
پيام رهبر معظم انقلاب به مناسبت تشييع شهداي گمنام در دانشگاه تهران:
«از اين اقدام هوشمندانه و متعهدانه سپاسگزاري و قدرداني مي کنم. اين تکريم شهيدان عزيز ملت ايران است که جان خود را نثار هدف هاي والا کردند و رضاي خداوندي را بر آرزوهاي حقير مادي ترجيح دادند. سلام خدا بر آنان»

گاهی برای روشن فکر به نظر رسیدن راهی جز ساز مخالف زدن بلد نیستیم.
عوام های روشن فکر مآب اکثرا همین طورن.
اونایی هم که تهشون به جایی بنده این عوام های روشن فکر مآب رو سیاهی لشکر گربه رقصونی خودشون می کنن.
نتیجهش می شه همین که با کلی دک و پز اعلامیه بلاهت خودش رو دست می گیره و افتخار هم می کنه که: من متفاوتم و حرف متفاوت می زنم.
شهدا مایه افتخار و عزت ما هستن.
یادمانها و گلزار شهداهایی هم که در دانشگاه ها ایجاد شده اند تا جایی که بنده دیده ام مایه یک ذکر خیر بوده.
نه این که با این کار مخالفتی داشته باشم، چرا که حداقل تایید رهبر انقلاب برای من حجت و توجیحه. ولی باید اطلاع رسانی و ارائه ی دلیل بهت و منطقی تری صورت بگیره.
خدا درجات شهدای انقلاب و جنگ رو متعالی کنه و روحیه جهاد و شهادت رو از ملت ما نگیره و لیاقت درک شهدا و جهادگران رو به ما بده.
شهدا صاحبخانه اند٬ اما نهاد نظامی هم صاحبخانه است؟ نهاد نظامی به چه دلیل باید در دانشگاه شعبه داشته باشد؟ مگر بسیج رسمآ در چارت سازمانی سپاه نیست؟ سپاه در دانشگاه چه کاره است؟ بسیجی که من در زمان دانشجویی یاد دارم ذیل سپاه نبود. غیوران خودجوشی بودند که برای دفاع از میهنشان و انقلابشان میرفتهاند جبهه. بعد هم که جنگ تمام شد٬ آنها که هنوز زنده بودند برگشتند سر درس و مشقشان.
این بسیجیهای جبههندیدهی ذیل سپاه که دفاع خودجوششان(؟) از مظلوم هم با فرمان فرمانده سپاه تمام میشود٬ چه ربطی دارند به علمالهدی؟ جنازهی شهدا را هم بر سر نیزه کردهاند که تا …
احسنت
ضمن تاييد نظر جناب س ، بايد بگم من هم به حضور سپاه و بسيج در دانشگاه اعتراض دارم. اينها شب و روز با توپ و تانك و كاتيوشا و هواپيما و ضد هوايي دارند توي دانشگاه سر و صدا مي كنند و آلودگي صوتي ايجاد مي كنند و نمي ذارن ما درس بخونيم.
میشه بپرسم شما کدوم دانشگاه وچه رشته ای درس خوندید؟
از دو حال خارج نیست:
1. شهدای مورد نظر برای دفاع از تمامیت ارضی کشور و محافظت از هموطنانشان به شهادت رسیدهاند.
2. شهدای مورد نظر برای دفاع از آرمانهای اسلامی و پیروی از امام خمینی و رسیدن به کربلا به شهادت رسیدهاند.
در حالت اول، اکثریت دانشجویان امروزی عمل شهید را تحسین میکنند با این حال عرف آن است که بزرگداشت شأن چنین شهیدی با مراسمی انجام پذیرد که همدلی همه را بر انگیزد. در حالت دوم، اکثریت دانشجویان امروزی هیچ همدلی با عمل آن شهید ندارند و آن را حماقت میدانند: نه راه امام فایدهای برای این ملت داشته است و نه کربلا رفتنی که هشت سال برایش جنگیدند و آمریکا چهل روزه به آن رسید. آرمانهای اسلامی هم که روزی با مفاهیم خوشایندی چون استقلال کشور و آزادی ملت و عدالت علوی هماهنگ بود، امروزه تنها زنجیر است بر دست و پای ملت و توجیه است برای تبعیض بین امثال بذرپاشها و دیگران و عامل انزوای کشور از جهان.
پس وقتی بسیج دانشجویی و رؤسای دانشگاهها دفن شهدا را نه چون یادمانی برای میهندوستی و دفاع از جان و حقوق انسان، بلکه چون یادمانی از حقانیت اندیشهی انقلاب اسلامی و راه امام و شهادتطلبی و بیارج دانستن جان انسان در راه آرمان میخواهند و در عمل با احاطه کردن مراسم تدفین با ارزشهای و مناسک گروهی خودشان (چون سینهزنی و عزاداری و نوحهخوانی) مراسم را عملاً به قدرتنمایی اندیشهشان در دانشگاه و مزار شهید را به پاتوق و پایگاهی برای ایدئولوژی خودشان تبدیل میکنند، نباید از واکنش دانشجویان تعجب کنند.
گفتنی است که تعداد و عظمت کشتگان یک آرمان چیزی به آن آرمان نمیافزاید وقتی آن آرمان در حالت احتضار است. بیست میلیون کشتهی شوروی در جنگ جهانی دوم هیچ حقانیتی برای کمونیزم به ارمغان نیاورد و خون چندین میلیون کشتهی آلمانی که برای آبیاری نهال اندیشههای هیتلر ریخته شد ثمری از این درخت عقیم نداشت.
ایدئولوژی اسلامی و راه امام هم همانند همین اندیشهها رفتنی است؛ اما مجبورند یادمانی بیاورند و دورش سینه بزنند و نوحه بخوانند و بگریند در نوستالژی دوران خوششان، هشت سال جنگ، دورانی که برای اکثریت ایرانیان سیاهترین و تلخترین دوران این سرزمین است. این گریستنها و نوحه خواندنها و حس مظلومیت و در اقلیت بودنها، برای خودتان است نه برای شهید، برای خودتان که اقتدار آرمانتان را در ذهن و اندیشهی مردم به وضوح رو به زوال میبینید.
آهستان: ترس امثال شما، دليلي بر زنده بودن ايدئولوژي اسلامي و راه امام و شهداي راه امام است.
برادر عزیز چه ترسی؟ شما ترس را در کجا دیدید؟ در ضمن ترس از چیزی هیچگاه نشان زنده بودنِ آن چیز نبوده است. خیلیها از مرده بیشتر میترسند تا زنده! مرده را باید چند بار لگد زد تا مطمئن شوند که آزاری ندارد!
در ثانی، من هم نگفتم ایدئولوژی اسلامی مرده است. گفتم در حال احتضار است؛ آن هم فقط در ایران، وگرنه در تمام خاورمیانهی اسلامی ایدئولوژی اسلامی بالنده و رو به رشد است چون بندگان خدا هنوز حکومت دینی را مثل ایرانیان تجربه نکردهاند.
آهستان: اتفاقا ايدئولوژي اسلامي در حال بيدار شدن است. مردگان خودشان را به خواب زده اند! بيدار كردن اين مرده ها هم كار آساني نيست متاسفانه.
در جواب س س:
مسخرگی هم حدی دارد. کی گفته که بسیج یا سپاه در دانشگاه توپ و تانک آورده؟
من از شما میپرسم چه لزومی به حضور یک نهاد نظامی در دانشگاه هست؟ چرا باید نیروی تحت امر یک نهاد نظامی در دانشگاه دفتر داشته باشد؟ مگر ارتش در دانشگاه شعبه دارد؟
آلودن دانشگاه به نظامیگری فقط با توپ و تانک و ضدهوایی نیست. نظامی اجر و قرب دارد در سر جای خودش. جایش دانشگاه نیست.
به جناب س: مرد حسابي. حالا بيا و خوبي كن. من دارم از تو حمايت ميكنم اونوقت تو مياي عليه من مطلب مي نويسي. باشه مشكلي نيست. ولي حالا بالاخره توپ و تانك دارن يا نه؟ آخه بعضي از دوستان ما در خارج از كشور واقعا فكر ميكنند سپاه توي دانشگاه هاي ايران توپ و تانك و هواپيما داره. حالا با اين توضيحاتي كه شما نوشتي معلوم شد كه اثري از توپ و تانك نيست. فقط تفكرشون نظاميه. كه اين هم فكر نكنم مشكل بزرگي باشه. چون خيلي هاي ديگه هم هستند كه تفكرات رزمي و بزمي و … دارن. باز ممنون كه خيالم رو از بابت توپ و تانك و مسلسل راحت كردي. خدا عوضت بده
در جواب س س:
شما باز هم لودگی میکنی. یک سوال بیشتر نیست که پرسیدم. آن هم این که چرا باید یک نهاد نظامی در دانشگاه شعبه داشتهباشد؟ اگر این را سوال را نمیفهمی یا برایش جوابی نداری یا خودت را به نفهمیدن میزنی٬ حرفی نیست. اما اگر سوال را میفهمی٬ میتوانی بهش فکر کنی.
اتفاقا بحث بر سر همین اشکال بودن نظامیگری (و فکر نظامیگری) در دانشگاه است که شما فرمودهاید مشکل بزرگی نیست.
در تمام دنیا، نماد افتخار آفرینان کشور و سربازان شجاع را در دانشگاه می گذارند، ولی روشنفکر خوانده های اینجا . . .
از خودباختگی، تنها دلیل آن است
به جناب س: مرد حسابي من خودم را به لودگي زدم يا تو؟ تو خودت هم فهميدي به چه چيزي گير دادي؟ از يك طرف داري ميگي كه نيروي نظامي در دانشگاه چكار ميكنه؟ وقتي من ميگم اين نيروي نظامي تو دانشگاه چي داره؟ هواپيما؟ توپ؟ تانك؟ مسلسل؟ موشك؟ كاتيوشا؟ اونوقت جنابعالي مياي مي گي كه هيچ كدوم اينها تو دانشگاه نيست. فقط تفكر نظامي تو دانشگاه است. خوب باشه. چه اشكالي داره؟ چرا تو از يك تفكر مي ترسي؟ اين تفكر نظامي مگه چكارت كرده؟ اگه جاي تفكر نظامي توي دانشگاه نيست، پس جاي خيلي تفكرات ديگه هم نيست. مگه الان همه تفكرات دانشجوها در دانشگاه، در شان دانشگاه هست؟ الان تو دانشگاه فقط تفكر علمي وجود داره؟ انواع و اقسام تفكر بزمي و رزمي و هرزگي هم وجود داره. نگران اون تفكرات هم هستي؟
در مورد دانشگاه و رشته تحصیلیتون سوال کرده بودم…جواب ندادید…فکر نمیکنم چیز خیلی محرمانه و خطرناکی پرسیده باشم…بهرحال اگر نمی خواهید جواب بدید عیب نداره
سلام آهستان عزیز آقا من کاملا باهات موافقم فقط :
حتما این بار هم شده ۱ کتاب راجع به مافیای ایتالیا بخون ،چقد شبیه بسیج بوده لامصب نفوذ در ادارات، مدارس ، محلات، کلیساها، دولت، پلیس، ارتش، …نحوهٔ عملکرد ، نحوهٔ سازماندهی،.. باور کن بالای ۹۰ درصد شباهت،درد اینه برادر
۲ املکرد مریدان هر مرامی حقانیت آن را ثابت میکند برادر وقتی امثال محصولی و دکتر کردان و دکتر رحیمی و …در جبهه بوده اند و بسیجی و … بابا این همه الگوی زنده داریم اونوقت با اجساد شهدا در دانشگاها .. شوخی میکنین؟ ببینین محصولی چقد شهید باکری رو اذیت کرده ( به گفتهٔ همسر اون مرحوم) دفن جنازه؟ دانشجو که عوام نیست برادر ببرین حوزه.
۴ احسنت به این ایده و دفأع جنابعالی. بیایم اسم ۱ دانشکده رو بذاریم خسرو گلسرخی( با اون دفاع تاریخیش در دادگاه)، رضائی ها، بیزن جزنی،حنیف نژاد، چرا جای دور بریم مهدی بازرگان ،تا دانشجو بفهمه این هوای تازه، این موهبت بزرگ، این آزادی گنده، این اسلام واقییه واقییه ،این آرامش، ارزانی، برکت، احترام در دنیا، و………………….. با خونهای دیگری هم آبیاری شده است اینجوری با شئوورها هم ساکت میشن .
۵ راستی میگم بد نیس بعضی روزا هم کلاسا در بهشت زهرا برگزار شود.
۶ شهدا به شما چه ربط دارند برادر، اینها فرزندان این آب و خاکند نه وسیله کسب مشروییت گروهی خاص
۷ لعنت به انگلیس که تقدس بخشیدن را در این مملکت باب کرد.
ضمن تایید حرفهای امیر عزیز:
نمی دونم این آدمها چه ربطی به باکری دارند و علم الهدی و … دارند؟؟؟!!!!
اینا یه مشت دزدند که از اینها تنها به عنوان دستاویزی برای مشروعیت بخشیدن به نظام دیکتاتوری خودشون استفاده می کنن…
توپ و تانک و … هم دارن. خودم تو دانشگاه دیدم…
جمع کنید این چرت و پرت ها رو…
تو این مملکت جوک بگی به عنوان معترض و اقدام علیه امنیت ملی شناخته می شه و اعدامت می کنن…
جمش کنید این کاسه کوزه هاتونو….
به هرچي: ممنون هرچي جان! من كه دارم ميگم تانك و توپ تو دانشگاه هست ولي نمي دونم اين جناب س چرا قبول نمي كنه؟ بابا جان من خودم چند بار سوار تانك شدم و چند نفر رو هم زير گرفتم. يه چند بار هم سوار هواپيما شدم و چند تا موشك طرف دانشجوها شليك كردم.
من تا از ایران خارج نشده و توی یکی از دانشگاه های اروپایی تحصیل نکرده بودم نمی فهمیدم احترام به شهدا یعنی چه. باور کنید اینجا بود که فهمیدم. طاق نصرت پاریس را دیده اید؟ زیرش قبر سرباز گمنام است. تازه اول شانره لیزه یک یادبود شهدای دانشجو در جنگ دوم هست. کلیسای جامع وست مینستر در لندن به جز کلی قبر شهدای معروف یک قبر شهید گمنام هم دارد. در و دیوار دانشگاه و هر گوشه شهر پر است از یادبود شهدا. من جداً در این حماقت مسلم این دفتر تحکیمی ها مانده ام. اینها هرجای دنیا بودند بدون دخالت دولت، خود مردم و روزنامه ها پدرشان را در می آورند. ولی متاسفانه روشنفکر وطنی همیشه یک جایی اش باد می دهد. همیشه یک جوری با مردم و با تاریخ این کشور غربیه است. بسوزد پدر این استعمار!
در پاسخ به آقا یا خانم لمپن {س}
برادر تفکر نظامی و پادگانی باید در دانشگاه های جنگ تدریس شود نه اینکه به وسیله چماق بدستانی مثل شما عامل سرکوب آزاد اندیشان و دانشجویان مبارز و آزادیخواه بشود.
وقتی چنین تفکراتی بر دانشگاه حاکم میشود و روسای دانشگاه ها افراد امنیتی هستند و وظیفه اصلی خود را سرکوب جنبش دانشجویی میدانند حاصلش این میشود که دانشگاههای ایران با وجود دانشجویان نخبه و ممتاز در رتبه بندی 500 دانشگاه برتر دنیا جایی نداشته باشد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
درباره شهدا:
شان شهدا بسیار ارزشمند و گرانقدر است چون برای میهن اهورایی خود را فدا و شهید کرده اند نه برای اسلام طالبانی و خوارجی شما و نه برای معاویه های و این را هم بدانید که اگر آنها امروز در جمع ما بودند در صف مبارزه با ظلم و ستم علیه حکومت جای میگرفتند
آنها مانند شما وطن فروش و چابلوس و ریا کار نبودند که از هم اکنون با این حرکات استخدام خود را قطعی کنند ،ننگ بر شما !!
البته با انحصار این اجساد بدست شما مساله ی خاصی پیش نمی آید چون تفکر واقعی آنها یعنی مبارزه علیه ضلم در ما آزادیخوهان زنده است.
به امید آزادی وآبادانی ایران
جواب امين! – امير و – آزاد!
نه عزيز! اشتباه گرفتي! اينها براي اون مزخرفي كه در ذهن شما به “كشور اهورايي” نقش بسته به جبهه نرفتند! در فرهنگ لغات اونها “منافع ملي” با آب و علفي كه در ذهن شما به منافع ملي تعبير ميشود تفاوت دارد. كشور هم در ذهن اونها بسيار بزرگ تر از خاكيست كه در روي نقشه ايران نام دارد! ادعا داريد كه اونها اگر بودند با اين نظام مي جنگيدند؟ عجب ادعاي احمقانه اي! سري به وصيت نامه آنها بزنيد تا ديگر خود را مترجم افكار آنها ندانيد.
زماني كه شما دو تا هنوز در رحم مادر خود شكل نگرفته بوديد، اون سربازها دست به قلم مي بردند. اتفاقا اونها به خاطر همون چيزي كه تو گلوي تو گير كرده، يعني “آرمانهاي اسلامي” به جبهه رفتند.
از هر سربازي بپرسند براي چه به جبهه آمده اي؟ نمي گفت: ايران. اول ميگفت: امام گفته. و اگر بپرسند تا كي ميجنگي؟ مي گفت: تا هر وقت امام بگه.
امين هم آنقدر كوتاه فكر است كه تصور ميكند ايران 8 سال با عراق مي جنگيد!!!
قرار بود ايران چكار كنه؟ عراق رو اشغال كنه؟ ظرف 6 روز به اندازه 10 سال جنگ ويتنام بمب رو سر مردم غير نظامي ريخته و 300 هزار نفر را به اون دنيا بفرسته؟
غافل از اينكه اون جنگي بود كه در يك سمت اون 43 كشور ديگر قرار داشتند. اما بعد از 8 سال عراق دست از پا درازتر به كويت حمله كرد و در اينجا معني عدم حمايت آمريكا را دريافت.
نگاه به وضعيت عراق امروز بياندازيد كه چطور با ذلت چلانده شده. سالهايي كه اين كشور از سخت ترين روزها عبور مي كرد شما هنوز صاحب كروموزوم نشده بوديد و گرنه در رابطه با وضع امروز مردم ايران قلم فرسايي نمي كرديد.
دفن شهدا در دانشگاه ها، توسط هر كسي و با هر انگيزه اي افتخاري براي آمدگان و رفتگان آن دانشگاه خواهد بود. فقط باعث رنجش و پيچش كساني خواهد بود كه علاقه اون شهدا را به اين نظام مي ديدند. و اين هم از حماقت كم نظير آنهاست كه راه حق شهيد را با تمايلات سياسي خود تفسير ميكنند. (كم نظير از آنجهت كه در هيچ كشوري حتي چپ ترين گروه هاي سياسي اين قبيل رفتارهاي بلاهت آميز شما را در مورد يادمان شهدا از خود بروز نمي دهند.)
در ضمن به خود نپيچيد! اين مردم مثل شما آنقدر عقب افتاده نيستند كه بخواهند به ايران اهورايي 1400 سال پيش شما بازگردند. آن ايران مرد! در مرام شما كه فقط در شناسنامه ايراني هستيد، اگر لبي هم به نجس تر كرد — و اگر صداي ضد هوايي هم شنيد خود را “طبيعتا” تر كرده و براي حفظ الصحه جلاي وطن كردن — منافاتي با روشن فكري ندارد، اما در مرام آنها كه فرزند واقعي ايران بودند، ايران فداي امام حسين!
در رابطه با “اكثريت” “اكثريت” كه به نظر جوانان و دانشجويان امروز نسبت ميدهيد، اگر اكثريت محل به نظر شما ميگذاشت مثل بز اخفش يه گوشه كپ نميكرديد و نوشته بلاهت خودتون رو دست نمي گرفتيد. و در كارنامه خود لااقل هر 4 سال 1 قدم رو به جلو ميرفتيد. نه اينكه سالي 2 قدم رو به عقب.
و قرار هم نيست كه برگزار كنندگان اين مراسم بخواهند مطابق سليقه اقليت منزوي دانشگاه برنامه ريزي كنند. خوشبختانه سال به سال دانشجوها آگاه تر و حرص شما بيشتر.
به هرچی عزیز
همونطوری که خودت گفتی:
“تو این مملکت جوک بگی به عنوان معترض و اقدام علیه امنیت ملی شناخته می شه و اعدامت می کنن…”
پس آماده باش که خودم ردتو از اینترنت بگیرم و روبروی سوپرمارکت محلتون اعدامت کنم و جنازه ات رو هم بذارم همونجا تا پرنده ها بخورن(البته اگه بخورن!!؟؟) تا برا بقیه عبرت بشه!!!
من جای تو باشم دیگه از خونمون کانکت نمیشم.
حالا از شوخی گذشته…
به نظر می آد عزیزان انجمن اسلامی (منظورم تحکیمی هاشون نیست ها!! اونایی رو میگم که قیافشون از بسیجیا مذهبی تره ولی خوب بالاخره باید به فرقی با بسیجی نماینده سپاه داشته باشند دیگه!!!) چنان احساس پوچی و بی هویتی شدیدی دارند که به هر ابزاری برای ابراز وجود متوصل می شن.
ادعای پیروی از خط امام ورهبریشون گوش فلک رو پر کرده ولی انگار کور و کر شده اند و حمایت کامل رهبری رو از این موضوع نمی بینند.
ای علی ای که جواب امین و امیر و آزاده و نوشین و شیرین و … را دادی. دمت گرم. حال کردم. یکی نیست به اینا بگه بابا شماها که زمان جنگش هم «ضد جنگ» بودید. یعنی جنگی که دفاعی بود. اصلاً نوبره به خدا. توی هیچ جای دنیا دیده نشده یک گروه روشنفکر مخالف و ضد دفاع باشند. حالا که مخالف جنگ بوده اید،.. طوریتان هم نشده،.. گرم و نرم هم سرجایتان نشسته اید، …من نمیدانم این چهار تا استخوان پوسیده چرا دارد شما را اذیت می کند؟ واقعاً که شرم دارد.
سلام به اين ميگن تضارب آرا در پس چهره هاي نا معلوم با عقايد نامعلوم تر
اصلا مگر مرقد رسول اكرم در خانه خودش و عايشه نبود ما نفهميديم با اين كار شان كدام حفظ نشد
تازه چه كسي معلوم ميكند دانشگاه جاي چي هست و چي نيست ؟
اصلا دانشگاه را چه به مسجد ؟ اگر عده اي در دانشگاه نخواهند در زمين مسجد نماز بخوانند جرا در زمين دانشگاه مسجد ساخته ايد ؟ اصلا چرا اگر ما خواستيم در چهار ديواري اختياري خودمان در دانشگاه آب جو بخوريم چه كسي حق دارد بگويد بالاي چشمتان ابرو ست ؟ اصلا ما دوست داريم به فرمان بني صدر همه كميته چيها و ريش دارها را از ديوار پرت كنيم به پائين !به شما چه ؟
اصلا چرا از خيابانهاي دانشگاه براي تشييع جنازه استفاده ميكنيد ؟ اصلا شما چه حقي داريد مجلس ترحيم اساتيد را در دانشگاه ميگيريد ؟ چه كسي به شما اجازه داده در خيابانها دانشگاه نماز جمعه بخوانيد ؟
اصلا من به همه چيز اعتراض دارم . . .. . . .. . . .
بنام خدا
ای بزرگواران دانشجوی روشنفکر
ای همه ی سرمایه های کشور
لطفا به من عوام اعلام فرمایید با جواب دادن 150 تست چهار جوابه و نام نویسی در دانشگاه (حالا هر دانشگاهی در هرکجای کشور و هر رشته تحصیلی ) چه واقعه ای رخ میدهد که عده ای از شما بزرگواران ناگهان احساس روشنفکری شدید،مالکیت دانشگاه و کشور ، مسئولیت ملی و جهانی خود را کشف می کنید و به خود حق می دهید در هر مسئله ای قطعی ترین نظریات علمی را اعلام فرمایید الا در رشته تحصیلی خودتان! و هنگام امتحان بعضی وقت ها مرتکب تقلب می شوید ، ناپلئونی قبول می شوید و یا برای نمره گاهی پیش استاد زار می زنید یا گواهی دکتر ابتیاع می فرمایید!! ( البته دور از جان شما فقط بعضی ها) یعنی به کار اصلی که درس خواندن به خرج ملت است نمی پردازید و پس از فارغ التحصیلی(آیا واقعا تحصیل هم کرده اید؟) چنان به افرادی معمولی تبدیل می شوید که آدم گریه اش می گیرد. خواهش می کنم هرکدام از موافقان و مخالفان با نظام جمهوری اسلامی با هر عقیده ای که هستند کلمه روشنفکر معنی کنند و حدود مسئولیت ملی دانشجو را در چند کلمه نسبت به فرهنگ، آب و خاک و آینده کشور را بنویسد تا من هم چیز یاد بگیرم ( ولی لطفا از روی هم رج نزنید ) سپاسگزار خواهم شد.
[...] (البته اين استدلال شباهت زيادي به استدلال خانم توحيدلو دارد كه :«کاش میشد صدای محزون شهدای مدفون در دانشگاه را شنید، بدون شک حاضر نبودند بدون خواست میزبان، مهمان ِ خانهای شوند. بدون شک راضی نبودند به بهانه حضورشان میزبان را به زندان بیاندازند!» قبلا نوشته بودم كه شهدا خودشان صاحبخانه و دانشجو بودن…) [...]