چند روزي از حملات ارتش اسرائيل عليه مردم غزه ميگذرد. صحنههاي دردناكش را همه ما كم و بيش ديدهايم. فكر نميكنم كسي پيدا شود كه اين همه ظلم و جنايت و آدمكشي و نسلكشي را ببيند و بر بانيان و آمران و عاملان اين جنايت لعن و نفرين نفرستد. همچنين فكر نميكنم براي حمايت از مردم مظلوم غزه كسي از خودش درباره دين مردم فلسطين بپرسد كه آيا آنها سني هستند يا شيعه و يا يهودي يا مسيحي؟! وجدان بشري ميگويد آنها انسانند و وجدان مسلمانان حقيقي هم ميگويد آنها برادران و خواهران مسلمان ما هستند. اما گويا هنوز هم مغز منجمد بعضي آدمها در پذيرش اين حرفها دچار شك و ترديد است.
نمونه بارز اين قبيل آدمها، جناب آقاي عبدالحميد اسماعيل زهي است. آقاي عبدالحميد را
احتمالا ميشناسيد. كسي كه دائما فرياد وامصيبتا سر ميدهد و از ظلم و ستم و جنايت تاريخي شيعيان عليه اهل سنت سخن ميگويد. كسي كه مدتهاست ملاهاي مرتجع و متعصب و وهابي عربستان را به ايران دعوت ميكند و در خاك ايران به دين و آيين ايرانيان توهين ميكند. كسي كه خودش هم گاه و بيگاه به پابوس سران وهابي عربستان ميرود و جيره و مواجب و پاداش خوش خدمتيهايش را از آنها ميگيرد…
بله همين آقاي عبدالحميد، پس از گذشت چند روز از حملات وحشيانه ارتش اسرائيل عليه مردم بيدفاع فلسطين همچنان در خواب زمستاني خودش غوطهور است و تاكنون هيچ صدايي از ايشان شنيده نشده است. گويا چشم و گوش ايشان مثل هميشه منتظر اجازه منجمدان وهابي عربستان است. البته مطمئنم كه بيداري ايشان و كمي آه و ناله كردنشان براي مظلومين غزه، هيچ تاثيري در حال و روز مردم فلسطين ندارد. هروقت خائنان وهابي عربستان توانستند باري از دوش مردم فلسطين بردارند، مطمئنا عبدالحميد اسماعيل زهي هم ميتواند چنين كاري بكند. پس منظور من از نوشتن اين سطور اعتراض به سكوت خائنانه عبدالحميد و دوستانش نيست. اعتراض به جناياتي است كه اين روزها با سكوت و رضايت اين آقا توسط مزدورانش در ايران دارد اتفاق ميافتد.
احتمالا خبر داريد كه صبح امروز مزدوران و جيرهخواران آقاي عبدالحميد اسماعيل زهي به سركردگي عبدالمالك ريگي، دست به جنايت ديگري زدند. در حالي كه نگاهها و حساسيت مردم و مسئولين ايران به مظلومين غزه است، جنايتكاران ريگي با انجام عمليات انتحاري جمعي از پرسنل نيروي انتظامي را به خاك و خون كشيدند تا يك بار ديگر ثابت كنند كه بويي از انسانيت، مردانگي و فهم و شعور و مسلماني نبردهاند. هنوز خاطره شهادت سربازان پاسگاه سراوان فراموش نشده است كه مشابه چنان جنايتي يكبار ديگر امروز تكرار شد. مطمئنا در پس چنين جنايتي، رد پاي عبدالحميد هم قرار دارد. هر كس در حمايت و پشتيباني عبدالحميد از دار و دسته جنايتكار ريگي شك دارد، مطمئنا هنوز عبدالحميد را نشناخته است. كافي است نگاهي به اخبار و نظرات ارائه شده توسط شاگردان مكتب عبدالحميد بيندازيد تا ببينيد كه اين مزدوران چقدر ميفهمند و در كجاي دنياي امروز قرار دارند. به عنوان مثال سايت سني نيوز كه توسط افراطيون وهابي داخل كشور و با حمايت مادي و معنوي سران وهابي اداره ميشود، علاوه بر سكوت در مقابل جنايات اسرائيل، خبر عمليات انتحاري و تروريستي امروز را اينچنين نقل ميكند:
«در این شهرستان مرزی کشور (سراوان) بارها مردم بصورت وحشیانهای از سوی نیروهای انتظامی مورد هچوم واقع شده اند و بارها به دانش آموزان مدارس تیر اندازی شده که تلفات بسیاری داده اند!
مردم این شهرستان بطور کلی از نظام و از سیاستهای دشمنانهاش اعتراض دارند. و بارها به مقامات بالا رتبه کشوری اعتراضهایشان را رساندهاند. ولی هیچ جوابی نگرفتهاند. خبرنگار سنی نیوز در این شهرستان میگوید که اینگونه حرکات (عمليات انتحاري) میتواند رد فعلی باشد از سوی برخی داغدیدگان از جرایم قبلی حکومت!!» و اينچنين بر جنايت و آدمكشي گروهك ريگي سرپوش ميگذارد.
سوال من از مسئولين محترم اينست آيا باز هم بايد با آقاي عبدالحميد و دوستان و مزدورانش تعارف داشته باشيم؟ آيا وقت آن فرا نرسيده كه پردهها را كنار بزنيم و ريشههاي نفاق و وهابيت را در ايران بزنيم؟ آيا زمان يك عمليات قاطع و دندانشكن عليه مشتي جاني بيابانگرد فرا نرسيده است؟ مطمئنا در شرايط كنوني تنها چيزي كه ميتواند مرهمي بر زخم خانوادههاي داغدار باشد و تا حدودي غم از دست دادن شهداي مظلوم حوادث تروريستي سراوان و تاسوكي را جبران كند، برخورد قاطع با جانيان و محاكمه آنهاست. ضمنا حاميان و پدران معنوي آنها نيز نبايد فراموش شوند!



بسم الله
باز هم با زیرکی به موضوعات پرداختی، خیلی عالی بود …
این همه توجه به اخبار و دیدن اخبار پنهان واقعا تحسین برانگیز است اخوی
آهستان عزیز , مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی صحیح است
آهستان: ممنون
[...] یک فاجعه، یک پیشنهاد By tarnamaa متأسفانه هر سال که می گذرد خبرهای دردناک تری نسبت به برادرانمان می شنویم که در مرزهای شرقی کشور به دست مشتی اشرار گرگ صفت، به اسارت گرفته شده، به فجیع ترین صورت ممکن به شهادت می رسند. پر واضح است که این گروه، بر خلاف ادّعای اسلام گراییشان، بیشتر به دنبال شرارت، ضربه زدن به نظام، از بین بردن کامل امنیت شرق و جنوب شرق کشور، تجزیه طلبی نژادپرستانه و گشودن راههایی برای باج گیری از دولت و توزیع و انتقال راحت تر مواد مخدّر می باشند. این گروه که خود را مسلمان و سنّی هم می نامند، هیچ سنخیتی با برادران سنّی بلوچ ما ندارند و قطعا راهی که آنها برگزیده اند از راه برادران هم وطن و سنّی آن خطّه ی مظلوم کشور، جداست. اینها نکاتی است که هر انسان متفطنی، می تواند به خوبی از دل این گروهکهای پوشالین، بیرون بکشد. متأسفانه، رژیمهای استکباری هم بی کار ننشسته اند و با تغذیه ی آنها، سلاح و سرمایه ی کافی در اختیارشان می گذارند. این وسط نقش اسلحه های پیشرفته ی امریکایی و دلارهایی که بوی نفت صعودی و فتوای وهّابی! می دهد، بسیار چشمگیر است. البته ما نباید از دولتهای مرتجع عرب که حتی به هم نژادان خود در فلسطین هم رحم نمی کنند، انتظاری داشته باشیم. تکلیف رژیم استکباری امریکا و رژیم نژادپرست صهیونیستی هم که روشن است! هدف از این نوشته، فقط انتقاد به برادران هم خون داخلی است. به مسؤولین کشوری و لشکری. به کسانی که تکه تکه شدن و ذبح شدن برادران نیروی انتظامی و کشتار برادران شیعه ی این منطقه را می بینند و به راحتی از کنار آن می گذرند. شاید آنها برای خودشان استدلالهایی داشته باشند. ولی برای ما مردم ایران که شجاعت سپاه، ارتش و بسیج را در طول جنگ به وضوح دیده ایم و از دلاورمردی نیروی انتظامی قهرمان خبرداریم، باور کردنی نیست که مسؤولین نتوانند از پس یک گروه یاغی برآیند و آنها به راحتی هر کاری که می خواهند در سیستان و بلوچستان انجام دهند. همین الان، در سراسر ایران، پتانسیل فراوانی وجود دارد که می تواند یک ماهه به این غائله ـ و همچنین غائله ی چندین ساله ی مواد مخدّر ـ پایان دهد. کافی است مانند زمان شروع جنگ، یک اعلام آماده باش عمومی شود تا ببینیم چه بسیارند بسیجیان بی نامی که حتی کارت معمولی بسیج هم ندارند ولی حاضرند برای نجات کشور اسلامی مان از این گروههای جهنّمی و این موادّ افیونی، جان بدهند. کسانی که نابودی جوانان همشهری و هم وطنشان را در کوچه پس کوچه های این کشور دیده اند و دادشان بلند است. خوب است یک پیشنهاد کارگشاتر هم بدهیم. ما هزینه شدن هزاران تن مواد و مصالح ساختمانی را برای ساخت یک پروژه بزرگ کشوری مثل پالایشگاه، سدّ و امثال اینها هرگز به معنی هدر رفت سرمایه های کشور نمی دانیم و معتقدیم این هزینه در آینده به کشور باز می گردد و در دراز مدّت سودآور می شود. با همین استدلال، معتقدیم که اگر دولت یا مجلس، یک ردیف بودجه ی خاص برای کشیدن یک دیوار بتنی حائل در مرزهای شرقی کشور اختصاص دهد، این کاملا به نفع کشور خواهد بود و بلکه جنگی است عالمانه در مقابل جنود واقعی جهل. امنیت و سلامتی که از این طریق به کشور تزریق می شود، بسیار فراتر از منافع اقتصادی بسیاری از پروژه های بزرگ ملّی است و چه کاری بزرگتر و مهمتر از نجات دادن جان هم وطنان عزیزمان. به هر حال این سؤال جدّی از مسؤولین کشور، بخصوص سران قوّه ی مجریه و نمایندگان محترم مجلس، هست که چرا در این باره اقدام در خور توجهی نمی شود. و اگر اقداماتی انجام می شود، چرا این قدر ضعیف است که نتایج در خور تحسینی به بار نمی آورد. به هر حال مسؤولین محترم باید توجه کنند که همه چیز کشور، منافع اقتصادی و توسعه ی اقتصادی نیست و امنیت و سلامت، از اقتصاد هم مهم ترند و اصلا اقتصاد ابزاری است در کنار دیگر ابزارها، برای ایجاد این دو مهم. ——————— پ.ن: 1. خوب است دوستان وبلاگر، روی این قضیه بیشتر تأمّل نمایند و با فرهنگ سازی، یک خواست همگانی در کشور ایجاد نمایند. نیاز به دعوت شخص به شخص نمی بینم. امیدوارم دوستان خودشان همّت کنند. 2. بیشتر بخوانید: کمی آهسته تر، عبد الحمید خواب است! [...]
وقتی یه لات چاقو کشی مانند عبدالمالک ریقو می شود مجاهد اینها از علمای قومشان چه انتظاری می رود . این بدبختها لحظه شماری می کنند تا امریکا بیایید مثل افغانستان بالای سرشان . اینها به غزه کاری ندارند . مگر طرف حقوقش را از دربار آل سعود نمی گیرد مگر ندیدید که چطور ملک عبدالله جام شرابش را با بوش به هم می زد و تا الان در باره غزه صدایش در نیامده است . اونوقت از این بابا که مرادش ملک عبدالله است می خواهید که صدایش دربیاید.
ببینید لطفا همگی کمی از حالت احساسی ناشی از فقدان عزیزانمان خارج شده و موضوع را کمی ژرف تر بنگریم. الان بحث جنگ دو قدرت به نام ایران و عربستان در منطقه برای آقایی بر آن است. بالطبع هر یک از تمامی امکانات خود استفاده می کنند. الان پدیده ای که اتفاق افتاده این است که “حمله انتحاری” انجام شده است. این یعنی پول عربستان سبب ایجاد یک “تفکر” غلط و خطرناک شده است.
هر جنگی راه و رسم خودش را دارد، اگر تنها با توان نظامی به جنگ یک تفکر برویم شاید در کوتاه مدت اثر داشته باشد (که آنهم با توجه به وجود سوراخ موشی به نام پاکستان بعید است) ولی در بلند مدت تفکر را تنها با تفکر می توان شکست داد. باید ایرانی سنی که در سیستان و بلوچستان دائم در معرض موج آلوده این افراطیون است آگاه شود که 1)بخشی از ماست 2)دوستش داریم و 3)او هم می تواند در کشورش نقش آفرین باشد. مطمئن باشید که مردم ایران از هر قوم و نژاد آنقدر میهن دوستند (برخی می گویند از این نظر در دنیا بیمانند اند) که با اندک نوازشی خودشان راه خویش را از این بیگانه پرستان جدا کرده و دست نفاق را کوتاه می کنند. همزمان حرکت قهری (نظامی) قدرتمند هم قطعا لازم است.
I am an Iranian living abroad. I acknowledge the fact that Palestininan . people are being killed. However, there are also continious attackes and killing of Israeili kids that Iranian media does not broadcast. Killing the innocent people is bad no matter who commits and why. This conflict cannot be solved by violence and those who think that can wipe out Israel are shallow minded who thought can distroy Saddam during Iran Iraq war .
ببین آقای محترم!
کار تروریستی ریگی محکوم است، اما اعمال دولت بر علیه اهل سنت نیز محکوم است، دولت بر اهل سنت اعتماد ندارد، سالها است که آنها زیر فشار فزاینده زندگی می کنند، و حالتی که امروز در غزه مستقر است شاید در برهه هایی از تاریخ بر مردم اهل سنت ایران مستولی بوده است، بهتر است شما فرا فکنی نکنید، مگر مردم فلسطین حق خودشان را نمی خواهند؟ مگر خواستن حق جرم است؟ مگر خواستن حق خود می تواند بهانهء برای سرکوب باشد؟ نه نمی تواند، ملت فلسطین حق خود را می خواهد، حق حیات، حق زندگی و حق کار حکومت در سرزمین خود. حالا میاییم در ایران، فکر نمی کنید که شما هم با آپارتاید مذهبی اهل سنت را از حقوق اولیهء خود محروم ساخته اید؟ این معلولها علت دارد، علت را شما خود خلق نموده اید و امروز آنها به اینجا رسیده اند که راهی جز دست بردن به سلاح برای گرفتن حق خود ندارند. یعنی خود سیستم و رژیم آنها را آدمکش و مخالف نظام ساخته است. حالا چرا اعتراضتان را به مولانا حمید می نمایید؟ مگر وی کدام قدرت اجرایی دارد؟
عالی بود. احسنت بر نبوغت. دست مریزاد. بسیار خوشنودم کردی.قلمت را میبوسم.این فرد باید از امامت جمعه مکی زاهدان خلع شود.
حتما این وبلاگ هم یکی از همان ده هزار وبلاگی است که بنا بود حکومت ملاها برای بسیجیان جنایت پیشه راه اندازی کند!
نظر هم که تعدیل می کنی م…
آهستان: سلام!
آقا تند نرو،متهم کردن یک فرد کاری نیست که در این شرایط بتواند معضلی را حل کند!
به نظرم چون مساله امنیتی است راه حل نیز کمی بغرنج تر است.این حرفهای شما بیشتر نزاع بین سنی و شیعه را تشدید می کند.
سلام
با fdjfhdjf موافقم.
به آقا محمد هم بگویم که اولا حکومت به آنها مجال داده است. منتها برخی از اشرار منطقه از این موقعیت سوء استفاده کردند. وگرنه همین الان حتی در نیروهای سپاهی هم از برادران سنی مذهب کم نیستند و من هم برخی از آنها را می شناسم. حکم اشرار را از مردم سنی منطقه جدا کنید. مردم آنجا هم حکومت را قبول دارند و هم کاملا مورد اعتماد هستند. ولی اشرار جز تفکیل بلوچستان، ایجاد فساد و آزاد شدن قتل و غارت چیزی نمی خواهند. اشرار منطقه یک عده نفهم بی عقل بیش نیستند. حمایت کردن کسی که امام جمعه ی یک شهر بزرگ سنی نشین کشور است، از این قماش افراد، کاملا غیر معقول است. در ضمن چه کسی گفته مولوی عبدالحمید قدرت ندارد؟! کافی است یک فتوا بدهد تا یک آشوب بزرگ در منطقه ایجاد شود. برخی مولوی های معتدل منطقه بودند که با یک فتوا، جلو خیلی آشوبها و کشت و کشتارها را گرفتند. همین ها هم هستند که اگر کمی تعصب به خرج بدهند، می توانند کشتار راه بیندازند. پس کاملا مسوولند.
مطلبتون رو به طور كامل خوندم
شما مشكلتون مردم غزه است يا اهل تسنن.شما با اين كاراتون فقط به اختلاف سني و شيعه دامن ميزنين. ما مسلمان ها كه هنوز بين خودمون هزاران مشكل داريم چه جوري مي خوايم به مردم غزه كمك كنيم.حرفهاتون كاملا از روي تعصبتون به شيعه زده شده بود و اصلا براي مردم غزه نبود.چرا سعي نمي كنيم عقايد درست مسلمانان رو قبول كنيم.چرا به نظرات ديگران احترام نمي ذاريم و مدام مي گيم من بهترم.مذهب ما بهتره.ببينين دنيا كجاست و ما هنوز درگير همين مسائل بين خودمون هستيم.لطف كنين شما كه چيزي از اسلام واقعي و اهل سنت نمي دونين اهل تسنن رو با وهابيت يكي نكنين!!!
آهستان: سلام و ممنون از شما. ميشه لطفا يك كلمه عليه اهل سنت در مطلب من پيدا كنيد؟ يعني آقاي عبدالحميد برابر با كل اهل سنت هستند و انتقاد از ايشان هم انتقاد عليه اهل سنت؟ من اين همه از مردم غزه نوشتم و گفتم كه وظيفه ماست كه از اونها حمايت كنيم، اونوقت شما ميگين من طرفدار تفرقه شيعه و سني هستم؟ بهتره به جاي تهمت زدن، كمي درباره فعاليت و نفوذ وهابيت تحقيق كنين. درباره سكوت آقاي عبدالحميد در برابر جنايات غزه هم لطفا! باز هم ممنون
با دو پست جدید (اشعاری از استاد حمید سبزواری) درباره غزه به روز شدم:
همپای جلودار
http://hossein.wordpress.com/2008/12/31/frontier/
غزه، کربلائی دیگر
http://hossein.wordpress.com/2008/12/30/gaza_todays_karbala/
سلام
ببينين من كلا آدم متعصبي روي مذهبم نيستم ولي توهين رو هم نمي پذيرم اگه بنا به فرقه باشه كه در اهل تشيع هم فرقه ها سر به آسمون مي زنه حالا يكي از فرقه هاي اهل تسنن هم وهابيته.پس فرقه تو هر آيين و مذهبي هست اين از نشانه هاي آخرالزمان به حساب مياد من حرفم اينه چرا اينقدر خودمون رو گيج مي كنيم چرا اينقدر درگير جزئيات شديم باور كنين اينا كار شيطانه يكم به خودمون بيايم به فطرتمون بگرديم اگه ما هدفمون فقط اين باشه كه به خدا برسيم همه چي حل ميشه.خودمون رو درست كنيم ايقدر به ديگران از جمله آقاي مولانا عبدالحميد گير نديم مطمئن باشيم ما اگه خودمون تك تك اصلاح بشيم دنيا خيلي زيباتر از اين ميشه. حرف واسه گفتن زياد دارم حيف كه وقت ندارم
در ضمن با آقا محمد كاملا موافقم
“حالا چرا اعتراضتان را به مولانا حمید می نمایید؟ مگر وی کدام قدرت اجرایی دارد؟”
دو حالت برای مولوی عبدالحمید میتوان متصور شد :
1- او میانه روی پیشه کرده تا نظام قدرش را بداند و به شکلی غیر مستقیم به نظام بفهماند که اگر من نباشم مولوی عبدالقدوس ها و سهراب زهی ها آلترناتیو های من هستند !
2- شاید هم به این دلیل موضع سختی بر علیه ریگی و دار و دسته اش اتخاذ نمیکند چون احساس میکند اتخاذ یک موضع سخت ممکن است مردم را نسبت به او بد گمان کند و پشتوانه مردمی خود را از دست بدهد !
به عبارتی میانه روی و یکی به نعل و یکی به میخ زدن از نظر او بهترین سیاستی است که در مقطع کنونی اتخاذ کرده است ( البته از دیدگاه خودش ! )
عبدالمالک با این عملیات اخیر در واقع پا روی بزرگترین و غیر قابل تحمل ترین خط قرمز نظام گذاشت ! شخصا معتقدم او به پایان راه رسیده و خودش به خوبی بر این مسئله واقف است که چه خطای بزرگی مرتکب شده . نظام در گذشته یکی دو بار این شانس را داشت که ریگی را به قتل برساند اما برآیند نظرات در دستگاه امنیتی بدین شکل بود که یک ریگی ضعیف شده بهتر از فقدانش است چه در هر زمان ریگی را میتوان کشت اما باید اجازه داد این دمل چرکین خوب رسیده شود و همینطور بدلیل برخی ملاحظات دیگر ( تبدیل نشن ریگی به یک الگوی … و برخی چیزهای دیگر )
( این نظرات صرفا تحلیل بنده از کنار هم گذاشتن اخبار گوناگون است و درستی یا نادرستی آن را باید به آینده واگذارد )
در هر صورت به امید تحقق عدالت و اجرای برنامه های توسعه ای فراگیر در منطقه شرق کشور و با آرزوی بر چیده شدن تروریسم و شقاوت از صحنه گیتی به خصوص کشور عزیزمان ایران
سلام.تنها دليلي كه مرا وادار به نوشتن كرد كم اطلاعي نويسنده مطالبي در مورد مولوي عبدالحميد است. من از شما مي پرسم اخوندهاي داراي قدرت بيشتر نسبت به اين مولوي در مورد جنايات صورت گرفته در غزه چه كردند به جز شعار كه اين شعار در نماز جمعه توسط مولوي هم سر داده شد.ايا بجز دعوت مردم در شركت در تظاهرات عليه اسرائيل كار ديگري از سوي ما ايرانيان تبليغات گرا انجام شده؟اين مولوي هم مردم را به شركت در همين راهپيمايي ها دعوت كرد.ضمن اينكه بارها فعاليتهاي گروه افراطي ريگي را زير سوال برده باز هم او را از حاميان ان فرد شرور مي دانيد. ايا از خود نمي پرسيد خودرويي پر از مواد منفجره چگونه از مرز پاكستان به داخل شهر(محل انفجار)رسيده؟اين امر بجز همكاري نيروي انتظامي فاسد اين منطقه كه رشوه گيري آنها زبانزد عام وخاص است صورت نپذيرفته است.؟من تمام رويدادهاي پيش امده را از برخوردهاي اشتباه نيروي انتظامي و در نتيجه ايجاد رفتار مرض گونه بعضي از افراطيون مثل ريگي و حمايت برخي نا اگاهانه داخلي وخارجي كه گاها با تامين مالي گروهكها انجام مي شود مي دانم.دولت نا آگاهانه دارد به مساله دامن ميزند سيستان وبلوچستان بايد با نيروهاي مجرب و با اخلاق اداره شود ونه نيروهاي فاسد تبعيدي و نه با برخي نيروهاي سواستفاده گر مثل دهمرده ها …
با سلام: دوست عزيز مولوي عبدالحميد رهبر اهل سنت ايران هست لطفا نسبت به ايشان بي احترامي نكنيد. مثل اينكه شما اخبار صدا وسيما را مشاهده نميكنيد زيرا حضرت مولاناعبدالحميد حفظه در همان روزهاي اول اين جنايت را محكوم كردند واين مشكل ايشان نيست كه صداوسيما به طور گسترده پيام ايشان راپخش نكردند.
با سلام.ديگر براي همه مردم دنيا واضح و روشن است كه تنها اهل البيت پيامبر هستند كه
1:معصومند(يطهركم تطهيرا)
2.ااولين مسلمانانند(السابقون السابقون)
3.تمام اهل البيت شهيد شدند .
در حاليكه چهار امام اهل سنت هچكدام از اين مارد نيستند
اهل سنت از ترس جان.تعصب بيجا دنباله رو خلفاهستند.
با ارزوي هدايت جاهلان….
بنده مخالف این گونه حرفهای که از روی جهالت زده میشود هستم. شما در منطقه بلوچستان شاهد هستید که هر ساله تعدادی از علمای اهل سنت توسط حکومت دستگیر و یا شهید میشوندبرای چه شهید میشوند ؟ برای اینکه دارند از حقوق پایمال شده اهل سنت دفاع میکنند . مگر این نیست که ما شاهد این بوده ایم که برادران اهل سنتمان نیز در جنگ تحمیلی شهید داده اند پس انها نیز در این نظام از حق و حقوقی برخوردار هستند و باید به حقوق انها احترام بگذاریم
تو برو به شغل شريف زنجيرزنيت مشغول باش و خمس آخونداتونو بده لازم نيست دلت براي كسي بسوزه
بسيجي…………………..
ایا تاحالا برای نماز صبح بیدار شدی که این همه ور میزنی
تو این کاری که شیعه ها با سونی ها میکنند:همین در گوشت روندیدی
صحبت از اسرائیل پدرسوخته میکنی
دست عزیز شما یعقب مهر نهاد را ترریست خاندید یکی از ترورها وجنایات ا را بگویید؟
چون تا انجایی که من میدانم ایشان یک روزنامه نگار هستند. گرچه که شما فردی مجهل الحال هستید همه مردم حداقل افرادی که بویی از انسانیت بردند می فهمند این رژیم یک رژیم خائن هستند شما لازم نیست کاسه داغ تر از اش شوید سنگ فلسطین را به سینه بزنید!! قحطی گرانی فساد در این مملکت بیداد میزنداول مشکلات در کشور خودت را مورد بررسی و حل کن بعد فلسطین و دیگر کشورها را به سینه بزن
آقا من از اهل سنت و وهابیت یه سوال دارم اونم اینه که نسب و تبار و پدر و مادر خلیفه دوم را برای ما بگن