اگر خاطرتان باشد چند روز پيش حميد داوودآبادي مطلبي را در وبلاگش نوشت درباره ماجراي ديدارش با رهبر معظم
انقلاب. بنا به گفته داوودآبادي در آن ديدار كه مسعود دهنمكي هم حضور داشت، صحبت از فيلم اخراجيها به ميان آمد و مقام معظم رهبري هم از آن فيلم تمجيد كرده بودند. اين مطلب بلافاصله در چند سايت خبري منتشر شد، اما پس از چند روز داوودآبادي آنرا از وبلاگش حذف كرد! اين ماجرا البته به همينجا ختم نشد و برخي افراد بلافاصله شروع كردند به سروصدا كردن و تكذيب خاطره داوودآبادي! بعضيها چنان از خواندن اين خاطره آشفته شده بودند كه فورا علم غيبشان را بكار بستند و چنين ديداري را كلا تكذيب كردند! بعضيها هم فتوا دادند و از جانب رهبري موضع گرفتند كه «شان رهبري اجل از گروههاي فشار و اخراجيهاست!»
به عنوان مثال، يكي از همين دوستان عزيز در وبلاگش نوشت:«با کمال تاسف و شرمندگی این افراد در آخرین حربه و مکر خود، پا را از گلیم خود فراتر نهاده و جسارت و گستاخی را به جايی رساندند که برای اثبات خزعبلات و مزخرفات خود پای مولا و مقتدایمان مقام عظمای ولایت حضرت آیت العظمی خامنهای را به میان آوردند و از این بزرگوار خرج نمودند و ایشان را فدای مکر و حیله و ترفند های نفسانی و مالی و جاه طلبی و شهرت خود نمودند و با استفاده از ابزارهای تبلیغاتی که در دست خود دارند ( سایت های… ) اقدام به نشر و انتشار ملاقات خیالی و تخیلی خود با مقام معظم رهبری و تائیدات معظمله از فیلم اخراجی ها و تکفیر منتقدین آن نمودند. این اقدام سخیف و سودجویانه یک مشت افراد جاهطلب و شهرت طلب و . . . قلب اهالی جبهه و جنگ و عاشقان ولایت و رهبری را به درد آورده و بطور قطع و یقین این جسارت و گستاخی این افراد حتی با حذف یادداشت خاطره از وبلاگ از ذهن و مخیله مردم عزیز و ولایت مدار عاشق رهبری هرگز فراموش نخواهد شد و توهین و جسارت آنها را هرگز نخواهد بخشید و در موقع مناسب جواب محکم و دندان شکن خواهد داد !!»
و عجيبتر آنكه همين نويسنده محترم سپس از جانب دفتر رهبري زحمت ميكشد و اين ديدار را تكذيب ميكند:«بر پایه شنیده ها و . . . دفتر مقام معظم چنین ملاقاتی را تاکنون تائید نکرده و اصلا صحت این دیدار در ابهام بوده و کذب میباشد!»
البته ايشان در يك تناقض آشكار فورا راه فراري را براي خود باز ميكند و مينويسد:«اما بر فرض اینکه چنین ملاقات خیالی که در ذهن و تخیل کوچک آقای داوود آبادی رخ داده باشد فرمایشات مقام رهبری هر چه که بوده باشد برای ما و عاشقان ولایت فصل الخطاب بوده و سمعاً و طاعتاً گفته و فرمایشاتشان را بر دیده گذارده و با جان و دل می پذیریم و لب فرو میبندیم!»
يكي ديگر از وبلاگنويسان عزيز هم پاي هنرپيشهها و بازيگران سينما را به ميان باز ميكند و مينويسد:«انتقاد بنده از فیلم و خصوصا مسعود ده نمکی استفاده از هنرپیشه های مسئله داری چون (م-ر-ش) و (الف ) بود کسانی که در بین هنرمندان سینما به فساد اشتهار دارند ولی مسعود دهنمکی در این فیلم و در حواشی فیلم و در همایشها و مجالس مختلف بسیار تلاش کرد چهره آنها را تطهیر کند همینطور برادر عزیزم داوودآبادی نیز در همین مسیر تلاش زیادی داشته و دارد»
البته جاي خوشحالي است كه اين دوست عزيز برخلاف وبلاگ قبلي، بجاي تعيين و تكليف كردن براي رهبري و تكذيب كردن از طرف وي، تنها به خود فيلم اخراجيها ايراد گرفته! هرچند مطابق انتقاد ايشان، ما بايد به سراغ همه كارگردانان و بازيگران فيلمها و سريالهاي مذهبي و تاريخي برويم و آْنها را بخاطر استفاده از عناصر مشكوك و معلومالحال! محاكمه كنيم. به ويژه بازيگراني كه در فيلمها و سريالهاي پيامبران و امامان حضور داشتند!
اما محض اطلاع اين كاسههاي داغتر از آش و عليرغم ميل آنها، آنچه حميد داوودآبادي در وبلاگش نوشته واقعيت دارد و چنين ديداري حقيقتا صورت گرفته و اتفاقا، هم داوودآبادي و هم دهنمكي در آن ديدار حضور داشتند. بالاتر از همه اينها حرفهاي داوودآبادي درباره حمايت، تاييد و تشويق رهبري از مسعود دهنمكي و فيلم اخراجيها هم حقيقت محض است. البته اين ايراد بر داوودآبادي وارد است كه چرا اخبار مربوط به يك ديدار خصوصي را در وبلاگش نوشته و آنرا منتشر كرده، اما اين دليل نميشود كه ناجوانمردانه و از روي بغض و يا مثلا مخالفت با فيلم اخراجيها، به عنوان «ذوبشدگان در ولايت» بيانيه صادر كنيم و براي رهبري تعيين تكليف كنيم و انواع و اقسام توهين و اتهام را به ديگران نسبت بدهيم. براي مخالفت با اخراجيها راههاي ديگري هم وجود دارد!
اما چند توصيه به اين دوستان عزيز:
اولا اگر نقد و يا ايرادي بر اخراجيها و يا هر فيلم سينمايي ديگري داريد، آنرا مستدل و با شيوه نقد هنري بيان كنيد نه با عصبانيت و تعصب و بيرون كشيدن سوابق سالهاي گذشته يك كارگردان!
ثانيا طبيعي است كه سلايق افراد در مواجهه با آثار هنري (فيلم، سينما، تئاتر، موسيقي، نقاشي و …) با يكديگر تفاوت داشته باشد. همچنين طبيعي است كه مقام معظم رهبري هم اين حق را دارند كه از فيلمي خوششان بيايد و از فيلمي ديگر نه. بنابراين لازم نيست كه شما با شنيدن خبر حمايت ايشان از فيلمي كه از قضا مورد پسند شما نبوده و نيست، عصباني شويد!
ثالثا فكري به حال اين جمله مضحك، پرتناقض و توهينآميزتان بكنيد:«بر فرض اینکه چنین ملاقات خیالی؟! که در ذهن و تخیل کوچک! آقای داوود آبادی رخ داده باشد، فرمایشات مقام رهبری هر چه که بوده باشد برای ما و عاشقان ولایت! فصل الخطاب بوده! و سمعاً و طاعتاً گفته و فرمایشاتشان را بر دیده گذارده و با جان و دل می پذیریم و لب فرو می بندیم!»
برادران عزيز! بخاطر چه چيزي ميخواهيد فرمايشات مقام معظم رهبري را بر ديده خود بگذاريد و با جان و دل بپذيريد و لب فرو بنديد؟ بخاطر يك ديدار تخيلي؟! پس زحمت نكشيد. لازم نيست كه بخاطر يك ديدار تخيلي، لب فرو ببنديد! لطفا بغضها و كينههاي خود را كنار بگذاريد و اين حق را براي ديگران هم قائل باشيد كه برخلاف شما فكر كنند.

فارق از همه اين قيل و قالها معتقدم هيچ كس حق ندارد از مقام معظم رهبري براي آبروي خود يا ديگران هزينه كند. ولو اينكه در حق او جفا شده باشد.
البته اين اشكال به خيلي از بزرگان سياسي هم وارد است كه هر جا موقعيت و آبروي خود را در معرض خطر ميبينند سريعا از مقام معظم رهبري براي خود مايه ميگذارند.
در صورتي كه اگر كسي معتقد به ولايت فقيه باشد نبايد ولي فقيه را سپر بلاي خود نمايد تا خود را از مهلكه برهاند
بنام احکم الحاکمین
عزیز بزرگوار
به خدا اگر از نزدیک شدن برخی به کفر نمی ترسیدم، می گفتم آن چه را که اینان را به آتش می کشد.
طلحه و زبیر بر سر حکومت بصره آن شدند، برخی از بغض و حسادت یک فیلم اخراجیها این می کنند که دیدیم.
فقط حیف که نمیخواهم در طلحه شدن برخی شریک شوم
خدا ما را به راه راست هدایت کند و در این راه ثابت قدم بدارد
بنام خدا. به روزم. یا علی
[...] ماجرای حمایت رهبری از اخراجی ها [...]
هر جا اشه …..
متاسفم برای اینکه در بر هم زدن هوای شما و خیالپردازیهایتان درجبهه های مشنگ ها دخالت میکنم طلحه و زبیر را شما میتوانید در/آئینه ببینید همین الان نگاهی بیندازید