سالهاست که انگار شنیدن خبر پاشیدن اسید توسط یک پسر به ظاهر عاشق بر سر و صورت دختران به امری طبیعی و تكراري تبدیل شده. متاسفانه در همه این سالها عادت کردهایم چند روزی را خواننده صفحه حوادث روزنامهها باشيم و يا بيننده و شنونده چند کارشناس محترم که طبق معمول مشغول بررسی و ریشهیابی این قبیل جنایات هستند، اما جنايت و اسيدپاشي همچنان قرباني ميگيرد.
احتمالا در روزهاي گذشته خبرهای مربوط به خانم «آمنه بهرامی» را شنیدهاید. همان دختر دانشجویی که ناجوانمردانه قربانی کینههای خواستگاری شد که اسید بر صورتش پاشید و او را برای همیشه از نعمت بینایی محروم کرد. و نه تنها بینایی، بلکه جوانی و زندگی و آینده اش را هم از او گرفت. چند روز پیش بنا به تقاضای قربانی و نیز رای قاضی دادگاه، برای متهم این پرونده حکم قصاص چشم صادر شد.
این چند روزه فرصتي شد تا به تعدادی از وبلاگهایی که درباره این ماجرا مطلب نوشتهاند سر بزنم و مطالبشان را بخوانم. جالب اينجاست كه تعدادي از اين دوستان همچنان بر لزوم کار فرهنگی و زیربنایی تاکید میکنند، عدهای این حکم را مجازاتی سنگین و غیرعادلانه ميدانند و متاسفانه افرادی هم خیلی راحت نوشتهاند که خشونت را نباید با خشونت پاسخ داد!
بعضيها گفتهاند كه گرفتن چشمان يك انسان ديگر چه فايده اي دارد و آيا با اين كار ميتوان چشمان آن دختر را به او برگرداند؟ يكي نوشته قصاص يعني دو چشم كور ديگر! دوست عزيز ديگري هم از قول گاندي نوشته است كه «چشم در برابر چشم يعني كور كردن همه جهان!» ديگري نوشته كه «چشم در برابر چشم روش آدميزاد نيست!»
با خواندن عباراتي مشابه با اينها، چنين استنباط ميشود كه اين دوستان گويا اصلا با فلسفه مجازات و تنبیه و قوانین حقوقی و جزایی و شرعي و ديني آشنا نیستند. کاملا واضح است که آنها، مطالبشان را با تكيه بر احساسات نوشته و متاسفانه به سادگي تمام از كنار چنين جنايتهايي عبور كردهاند. وگرنه برخلاف اين مخالفتها و با توجه به تكرار موارد اسيدپاشي در سالهاي گذشته، بيشتر كارشناسان و حقوقدانان خواهان تشديد مجازات مجرمان و جنايتكاران هستند.
اگر اين حرفم را حمل بر توهين نكنند، بايد بگويم كه ظاهرا بعضی از آدمها بیشتر از آنکه نگران مظلوم، نگران جنایت و بطور اخص نگران «چشمان قربانی این جنایت» باشند، نگران چشم جانیان هستند! واضحتر بگویم؛ میگویند که قصاص ضد انسانی است، چرا؟ چون با اجرای قصاص حق حیات یک انسان را از او گرفتهایم. کدام انسان؟ کسی که خود حق حیات یک انسان دیگر را از او سلب کرده است. و باز ميگويند كه آيا با اجراي قصاص، حق كسي كه كشته شده يا صدمهاي بر او وارد شده از جنايتكاران گرفته ميشود؟ و درست همینجاست که بعضی ها دچار تناقض می شوند. چه كسي ادعا كرده كه با اجراي قصاص قرار است چشم و گوش و دهان و دندان كسي به او بازگردانده شود؟ و چه كسي گفته كه با اجراي قصاص، روح در بدن بيجان يك انسان كشته شده دميده ميشود؟ و اصلا مگر با مجازات های کمتر مانند دیه و زندان و شلاق، چشم آن خانم به او بر خواهد گشت؟ پس معلوم می شود که در اینجا شدت مجازات، کارکردهای دیگری دارد که تسکین دردهای قربانی و بازدارندگی مجرمان احتمالی فردا از جمله آنهاست.
نكته اساسي اینجاست که ما تحت تاثیر برخی مخالفتها با قصاص و بر اساس توهمات خودساختهای چون «احترام به حقوق بشر» كه البته غربيها براي ما بافتهاند، بیشتر نگران همه انواع بشر هستیم و در این میان کاری نداریم که مخالفتمان با قصاص شاید باعث افزایش مظلومیت عدهای نيز بشود. (كاري به اين ندارم كه همان غربيها كه نگران اجراي قصاص و ساير احكام اسلامي و عدم رعايت حقوق بشر در كشورهاي اسلامي هستند، خودشان در ظرف مدت ده دقيقه با انواع و اقسام بمب و موشك و هواپيما، دهها و صدها نفر را به خاك و خون ميكشند و نگران حقوق بشر هم نيستند!)
همچنين نميدانيم كه مهمترين كاركرد قصاص بعنوان يكي از انواع سهگانه مجازات در اسلام، پيشگيري از وقوع جرم و حفظ نظم و امنيت اجتماعي است. فلسفة قصاص از لحاظ فردی، رعایت حق فرد و احترام به خون و جان وی و از لحاظ اجتماعی، تأمین امنیت اجتماع و حذف یک فرد مزاحم از محیط جامعه است.
در حقيقت قصاص، ضامن حیات و ادامة بقا است، زیرا از بین بردن افراد مزاحم و خطرناک گاه بهترین وسیله برای رشد و تکامل اجتماع است. از این رو قصاص به عنوان غریزه در نهاد انسان قرار داده شده است. اصولاً حذف موجود خطرناک و مزاحم یک اصل عقلی است و نظام طب، کشاورزی ، دامداری و … روی این اصل بنا شده است، زیرا میبینیم به خاطر حفظ بدن، عضو فاسد را قطع میکنند و یا به خاطر نمو گیاه، شاخههای مضر و مزاحم را میبرند. در قصاص هم هدف، عدالت خواهی و حمایت از خون بیگناهان و پیش گیری از تکرار ظلم و ستم و قطع کردن عضو مزاحم جامعه میباشد. و درست به همين خاطر است كه در آیه 180 سورة بقره ميخوانيم:«ولکم فی القصاص حیاهْْ یا اولی الالباب؛ برای شما در قصاص حیات و زندگی است ای صاحبان خرد»
فراموش نكنيم اگر حکم قصاص به هیچ وجه وجود نداشت، افراد سنگدل احساس امنیت میکردند، جان مردم بیگناه به خطر میافتاد و همانگونه که در کشورهایی که حکم قصاص به کلّی لغو شده، آمار قتل و جنایت به سرعت بالا رفته است. این حکم، از آن جهت که قاتل را قبل از اینکه دست به آدمکشی بزند، تا حد زیادی باز میدارد و فکر آدم کشی را از سرش بیرون میکند، مایه حیات خود قاتل نیز میباشد. و از سوی دیگر، از بین بردن افراد مزاحم و خطرناک، گاه بهترین وسیله رشد و تکامل اجتماع است. بنابراین باید توجه داشت که هدف از قصاص، همانطور که قرآن تصریح میکند، حفظ حیات عمومی اجتماع و پیشگیری از تکرار قتل و جنایات است. مسلماً زندان نمیتواند اثر قابل توجهی داشته باشد به خصوص اگر حکم زندانی افراد، طبق معمول در معرض بخشودگی باشد، که در اینصورت جنایتکاران با فکری آسوده تر و خیالی راحت تر، دست به جنایت می زنند.
یکی از مواردی که باید به آن توجه داشتیه باشیم اینست که مساله قصاص به عنوان نهادی خصوصی در اسلام مطرح است، یعنی با رضایت فرد صدمه دیده می توان قصاص را در حق مجرم اجرا نکرد. درباره ضرورت های عقلی و منطقی قصاص و نیز مسائل و موارد متعدد پیرامون آن توجه شما را جلب می کنم به كتاب «فلسفه قصاص از ديدگاه اسلام» که از جهات مختلفی به این مساله پرداخته است. در بخشی از این کتاب ميخوانيم:
«بر اساس منابع اسلامى، مهمترين كاركرد قصاص، پيشگيرى از وقوع جرم و حفظ نظم و امنيت اجتماعى است، اگرچه كاركردهاى ديگرى، مانند عدالت، تشفّى مجنىعليه يا اولياى او و تهذيب مجرم نيز در كنار آن تحقّق مىيابد و هيچ مجازات ديگرى نمىتواند مانند قصاص موجب كاهش جرايم جسمانى بشود. البته با وجود اين مجازات نيز ممكن است كسانى مرتكب جرايم جسمانى بشوند، ولى نسبت اين جرايم در جوامعى كه مجازات قصاص در آنها وجود دارد، نسبت به جوامع ديگر بسيار پايينتر است و تنها با حذف اين مجازات از جوامعى كه با وجود اين مجازات جرايم جسمانى در آنها وجود دارد مىتوان كارآيى اين مجازات را اندازهگيرى كرد.
بدون ترديد جرايم عليه اشخاص، اعم از قتل، قطع عضو و ضرب و جرح، احساسات و عواطف مجنىعليه يا اولياى او را جريحهدار مىكند و آنها را به مقابله و برخورد با جانى وادار مىنمايد. طبيعت انسان به گونهاى است كه در مقابل هر عملى كه منافى با خواستهها و اميال و منافع او باشد، از خود عكسالعمل نشان مىدهد و اين بخش از طبيعت انسانى كه اصطلاحاً قوه غضبيّه ناميده مىشود، در عين حال كه ضامن بقا و استمرار حيات انسان است، مىتواند در صورت طغيان و سركشى، آثار و نتايج سوئى را براى فرد و جامعه به دنبال داشته باشد. به همين دليل، يكى از برنامههاى تربيتى اسلام، كنترل و تعديل اين قوّه و قرار دادن آن در محدوده عقل و شرع است كه در اين صورت اصطلاحاً به آن شجاعت اطلاق مىشود. براين اساس، وقتى يكى از جرايم عليه اشخاص اتفاق مىاُفتد، مجنىعليه يا اولياى او كه اين عمل را يك تهديد جدّى عليه منافع خود مىدانند، به مقابله بر مىخيزند و مىخواهند كه بههر صورت آن را پاسخ دهند و اين را حقّ خودمىدانند.
محروم نمودن مجنىعليه يا اولياى او از برخورد متقابل با جانى و صرفاً توصيه به صبر و گذشت كه نمونهاى از آن به شريعت عيسوى نسبت داده شده است، چيزى جز سرپوش گذاشتن ظاهرى بر احساسات جريحهدار شده آنها و محروم نمودن آنها از يك حق طبيعى نيست. البته اين به معناى آزاد گذاشتن انسانها در اشباع نمودن بى حدّ و مرز احساسات انتقامجويانه نيست، بلكه بدين معنا است كه قانونگذار بايد به گونهاى حساب شده راه معقولى را براى خاموش نمودن اين احساسات يا اعمال نمودن منطقى آنها ارائه نمايد. همانگونه كه محروم نمودن افراد از اعمال حق انتقام، ممكن است به طغيان احساسات انتقامجويانه منجر شود و نظم اجتماعى را مختل نمايد، آزاد گذاشتن آنها در اعمال اين حق نيز همين نتيجه را به دنبال خواهد داشت. بنابراين، راه ميانهاى را بايد انتخاب كردكه در عين حال كه نظم و امنيت اجتماعى حفظ مىشود حقوق افراد نيز رعايت گردد.
نهاد قصاص از ديدگاه اسلام، يك نهاد خصوصى است؛ به اين معنا كه بدون خواست و اراده كسانى كه حق قصاص براى آنها قرار داده شده است، قابل اجرا نيست، به ويژه كه تأكيد قانونگذار اسلام بر عدم انتخاب اين مجازات مىباشد و حتى الامكان سعى بر عدم اجراى آن دارد. در صورتى كه اگر تحقّق فلسفه قصاص در گرو اجراى اين مجازات بود، بايد تأكيد بر اجراى اين مجازات بشود، نه بر عدم اجرا.»
لينكهاي مرتبط:
- متن كامل دادگاه اسيد پاشي + عكس
- نتايج جستجوي اسيدپاشي
- راهكارهاي قانوني مجازات اسيدپاشي (روزنامه همشهري) «ملاحظه كنید كه نتیجه جرم اسیدپاشی، چقدر شبیه جرم افساد فی الارض است؛ چراكه بدیهی است به همان اندازه كه كسی با استفاده از اسلحه ایجاد هراس و ناامنی در جامعه می كند، آن كه اسید به روی صورت مردم می پاشید به مراتب فجیع تر عمل می كند»
- آيا قوانين اسيدپاشي بازدارندهاند؟ محمد مصطفايي (وكيل) «اگر بخواهيم قوانين كشورمان را در اين مورد مرور كنيم، خواهيم ديد كه خلاهاي بسياري وجود دارد و مجازاتهاي در نظر گرفته شده با آنچه انجام ميشود، متناسب نيست و بايد مجازاتهاي درنظر گرفته شده، تشديد شود، ولي متاسفانه ميبينيم كه با افزايش بي رويه اسيدپاشي، باز همان مجازاتها اعمال ميشود و هنوز با وجود نقص در قانون نسبت به اسيدپاشي، در خصوص تشديد مجازات اين جرم كه يكي از ضرورتها و نياز اجتماع است، تصميمي اتخاذ نشده است.»
- حيوان را كور كنيد (مهدا) « چه تضمینی وجود دارد که اگر صرفا مجازات قصاص اعمال شود٬ این حیوان به یک هیولای خطرناک تری تبدیل نشده و به جنایت های وحشتناک دیگری دست نزند؟ قصاص همراه با حبس ابد بهترین مجازات برای این حیوانات است. جناب قاضی٬ حکم شما بسیار کوچک بود»
- چشم در برابر چشم، سكوت براي چه؟ (حاجي كنزينگتون) «این سکوت (شاید تعمدی) وبلاگستان منو کنجکاو کرده که چرا؟ یعنی بعضی ها آچمز شدند؟ اگه حکمو تایید کنند، به تایید قصاص متهم میشن و اگه نکنند، به لیبرالیسم افراطی؟»
- چشم در برابر چشم به كجا ختم ميشود؟ (بامدادي) « چشم در برابر چشم همهی جهان را کور میکند. (مهاتما گاندی) باشد دوستان، مخالف گاندی باشید، حرفی نیست و این حق شماست. ولی دست کم به جملهی بالا «چند لحظه» فکر کنید. «احساساتی شدن+خشونتگرایی» به کجا ختم خواهد شد؟»
- چشم در برابر چشم روش آدميزاد نيست! (كمانگير) « کور کردن یک آدمیزاد به دلیل رفتار وحشیانه اش را پذیرفتنی نمی دانم. نه به این دلیل که او حق ِ داشتن چشمانش را دارد (یا ندارد)، که به این دلیل که خطی باید بر حیطه ی اختیارات آدمیزاد گذاشت.»
- قصاص يعني دو تا چشم ديگه (تلخ نوشتههاي مشهدي) « اگه عمل قصاص انجام بشه یعنی با اگاهی کامل یه نفر دیگه رو هم بدبخت کردیم و دوتا چشم بینا رو کور کردیم! و اگه انجام نشه پس چطوری بفهمه ندیدن یعنی چی؟»
- سه ماجراي منفور از سه جاي دنيا (زهرا اچ بي) «من معتقدم این پسره باید مجازات بشه اما نه با خشونت. توجه کنین کسی که اسیدپاشی میکنه مطمئنا نمیتونه آدم سالمی باشه، کاری که تا این حد تنفر توش هست، منطقا نمیتونه توسط یک آدمی که روانا سالمه رخ بده!»

نظر دادن خیلی راحته همه خیلی سریع مخالفتشون رو اعلام میکنن
ولی هیچکس نگفته به جای این حکم چه حکم دیگه ای میشه صادر کرد
تا کسی که این کارو کرده به سزای عملش برسه ؟!
اینکار داره روزبه روز بیشتر میشه وآدمهای کینه توز زیادی دوروبر ماهستند که حاضرند یه عمر آسایش وزندگی طرف رو ازش بگیرن وپیه چند سال زندان رفتن یا جریمه روهم به تنشون می مالند.
اگر کسی این بلا رو سر خود ما بیاره ما به همین راحتی گذشت میکنیم؟
جانا سخن از دل ما می گویی.
قصاص حتی باعث می شود که فرد آسیب دیده و دیگر اطرافیانش از مقابله به مثل در حد فراتر از مجرم صرف نظرکنند.
نمی دانم چرا به این کمانگیر پیوند می دهی؟
او به نظرم یک قلم به مزد در اون طف آب هست.و کارش ایجاد جو در وبلاگستان هست.حتی با این حجم گسترده کاری در محیط مجازی به نظرم کمانگیر نام یک گروه است تا یک فرد .
کدام بازدارندگی؟ چرا نمی بینیم پس؟ کلی مثال نقض میشه آورد برای تک تک اجزای متنت!
راستی به نظرت احکام دین مهم تر هستن یا اهداف دین؟!
به نظر من اگه اونو با اسید کور کنن، عین عدالته.
آیه را درست کنید . ولکم فی القصاص نه ولکن .
همین
من متاسفم شما همچنان به واژه بسیار مقدس حقوق بشر اهانت می کنیید. ضمنا بعضی از احکام مانند قصاص دیه ارث حجاب در شرایط زمانی خاص صادر شده است . و لذا قابل تغییر. بطور اخص به باور بسیاری از اندیشمندان اصلا حجاب متعلق به همسران
پیغمبر بوده است. به جای این که ما به اصل دین بپر دازییم فروع را چسبیده ایم وولش هم نمی کنیم. بابا مسلمانی به حجاب نیست. اصل درون است و لا غیر.
اما می توان برای این جوان گنهکار احکام جایگزین صادر کرد . مثلا حق ازدواج با شخص دیگر ی نداشته باشد یا از حقوق اچتماعی نطییر داشتن گواهینامه رانندگی گذرنا مه
و…. محروم گردد و ضمنا هر ماه تا آخر عمر به اداره پلیس مراجعه کند. باور کنید بااین گونه احکام جرایم در جامعه کاهش خواهد یافت.
قسمتی از نوشتهای که از کتاب آوردهاید:
«… البته با وجود اين مجازات نيز ممكن است كسانى مرتكب جرايم جسمانى بشوند، ولى نسبت اين جرايم در جوامعى كه مجازات قصاص در آنها وجود دارد، نسبت به جوامع ديگر بسيار پايينتر است و تنها با حذف اين مجازات از جوامعى كه با وجود اين مجازات جرايم جسمانى در آنها وجود دارد مىتوان كارآيى اين مجازات را اندازهگيرى كرد. …»
نویسنده از کجا فهمیدهکه این جرایم در کشورهایی که قصاص ندارند بیشتر از کشورهایی است که قصاص دارند؟ آماری از جایی گرفته؟ بررسی علمی و جرمشناسانه کرده؟ یا بر اساس ذهنیت خودش این حکم را صادر کرده؟
نادر رضوی : من متاسفم شما همچنان به واژه بسیار مقدس حقوق بشر اهانت می کنیید. ضمنا بعضی از احکام مانند قصاص دیه ارث حجاب در شرایط زمانی خاص صادر شده است . و لذا قابل تغییر. بطور اخص به باور بسیاری از اندیشمندان اصلا حجاب متعلق به همسران
پیغمبر بوده است. به جای این که ما به اصل دین بپر دازییم فروع را چسبیده ایم وولش هم نمی کنیم. بابا مسلمانی به حجاب نیست. اصل درون است و لا غیر.
اما می توان برای این جوان گنهکار احکام جایگزین صادر کرد . مثلا حق ازدواج با شخص دیگر ی نداشته باشد یا از حقوق اچتماعی نطییر داشتن گواهینامه رانندگی گذرنا مه
و…. محروم گردد و ضمنا هر ماه تا آخر عمر به اداره پلیس مراجعه کند. باور کنید بااین گونه احکام جرایم در جامعه کاهش خواهد یافت.
…………………………………………………………..
به نادر عزیز : نادر جان اینکه درون اصل است بحثی نیست اما پاکی درون باید خودش رو در وجه بیرونی ما نشان بده در غیر اینصورت نشان میده که ما اون ارزش رو نهادینه نکردیم … بله , اصل بر عفت است اما حجاب مکمل بیرونی عفت است (البته همینجا بگم که با بگیر و ببند شدیدا مخالفم ) … در مورد محرومیتهای اجتماعی با توجه به بزه مرتکب شده به هیچ عنوان موافق نیستم . او حق دیدن را از یک انسان سلب کرده و طبیعیه طرف مقابل هم این حق رو داشته باشه ! مگر اسلام جز دادن این حق چیز اضافه ای درخواست کرده ؟ اصلا کجا اسلام پیروان رو به انتقام تشویق کرده ؟ اسلام همواره بر گذشت تاکید فراوان نموده است …
اگر بخواهیم عدالت را به معنای واقعی پیاده کنیم در این دنیا امکانپذیر نیست.
مثلا سهم چشم و اهمیت اون در آمنه ممکنه با طرف مقابل متفاوت باشه ! اما کی میتونه این تفاوت و اهمیت رو با توجه به غیر قابل پیش بینی بودن آینده تبیین کنه ؟ اینجاست که اهمیت معاد خودش رو نشان میده !
من از خدا میخواهم آمنه مجددا امکان دیدن رو باز یابد تا نیازی به قصاص نباشد ( پیشرفت علم و تکنولوژی در حوزه چشم پزشکی )
جناب فیضیه عزیز
ممنون از ادبیات بکارگرفته توسط شما واقعا در این دوره زمانه این گونه ادبیات همچون در نایاب است. اما سوالی دارم که اولا چرا فقط بانوان باید حجاب داشته باشند و آقایان حجاب
نداشته باشند؟ این مایل به ادامه این بحث هستید می توانید به من بطور خصوصی میل بزنید.
razavy1355@yahoo.com
اما در ارتباط با آن جوان گناهکار آن احکامی که گفتم حداقلی بود. خودم هم موقع تایپ کردن آن مطلب را جای آن بانوی عزیز گذاشتم . ولی باید این حالت انتقام جویی از میان
برود.با کمک وکلای خبره کارشناسان ممتاز روان شناسی و قضات برجسته باید احکامی
جایگزین این گونه جرایم شود. تا هم کسی دیگر از این تخلفات انجام ندهد . وهم اثر تنبیهی داشته باشد . وهم این حالت انتقام جویی از جامعه از میان برد.
یا حق
اشتباه کردم و صادقانه هم می گویم و از همه این دوستان عذر خواهی و معذرت می خواهم. همین الان که مشروح دادگاه آن دختر را خواندم بد جوری تکان خوردم.
بله کاملا و باید این جوان گناهکار و خلاف قصاص بشود. و همچنان معتقدم که باید از یک سری حقوق اچتماعی هم محروم شود. تا دیگران این جرم را مرتکب نشوند.
یا حق
باید سر فرصت بخونم. ممنون.
و لکم فی القصاص حیاه یا اولی الالباب. دوستانی که باز مشکل دارند به تفسیر المیزان مراجعه کنند. http://www.ghadeer.org/qoran/almizan/j1/alm00055.htm#link646
آقای نادر رضوی
کامنت اولتان را که خواندم می خواستم کمی با هم بحث کنیم اما این جمله اتان :
(سوالی دارم که اولا چرا فقط بانوان باید حجاب داشته باشند و آقایان حجاب
نداشته باشند؟)
را که خواندم دیدم که به نظر می رسد از حداقل عقلانیت برای بحث هم برخوردار نیستید!
اما خوشحالم که حداقل نظر نهاییتان در مورد حکم قصاص، منصفانه بود/
دوست عزیز امیرحسین
چرا سوالی که در ارتباط با حجاب مطرح کردم شما را شگفت زده کرد؟ و از ادامه بحث منصرف شدید.
زهرا اچ بي: «من معتقدم این پسره باید مجازات بشه اما نه با خشونت. توجه کنین کسی که اسیدپاشی میکنه مطمئنا نمیتونه آدم سالمی باشه، کاری که تا این حد تنفر توش هست، منطقا نمیتونه توسط یک آدمی که روانا سالمه رخ بده!»
اگر با تئوري زهرا اچ بي جلو بريم، به تناقض جالبي برخورد ميكنيم.
به دلايل هم عقلي و هم روايي ميدونيم كساني كه عقل درستي ندارن، اون دنيا تكليفي ندارن. حالا اگر جنايت كار آدمهاي روانيه و آدمهاي عادي نميتونن چنين كاري رو انجام بدن، اين دنيا به كنار، اون دنيا هم خدا نبايد كاريشون داشته باشه!
پس اين همه آيات و روايات درباره جهنم چيه؟!
اين فقط در مورد اون دنيا بود! با اين تئوري، كلاً مجازات جنايتكارها غير قابل توجيه ميشه. نه فقط قصاص، بلكه هيچ نوع محكوميتي نبايد براشون اعمال بشه.
هر عقل سليمي اين تئوري رو رد ميكنه.
نادر جان ضمن تشکر مجدد از حسن ظنی که نسبت به بنده داری لازمه بگم که حجاب مرد و زن نداره ( گر چه در مورد زن تاکید بیشتری شده ) . اسلام با اروتیسم لجام گسیخته مشکل داره و هدف نهایی بر پا داشتن جامعه ای متعالی با قرار دادن نسبت صحیح بین عقل و وحی میباشد .
ارتباط بین زن و مرد باید از مجرای شرعی باشه و همه این قوانین جهت تحکیم نهاد ارزشمند خانواده است که هیچ جایگزینی نداره و اگر به تمدنهای غربی نگاه کنی میبینی که اکثرا دچار فردگرایی مفرط شدن و انزوا و تنهایی یکی از مشکلات برجسته جهان امروزی است …
خب ما دوست نداریم بشر در تنهایی خودش گرفتار بشه. چرا تنها ؟ این به زیان اوست .
تمدن غرب البته نقاط قوتی دارد و آن تکیه بر عقلانیت است اما همین نقطه قوت , پاشنه آشیل تمدن غرب نیز میباشد … مگر میشود همه مشکلات و تنگناها را با نگاه اومانیستی و راهکارهای پوزوتیویستی یکسره حل کرد ؟
بشر امروز همانقدر که به شیمی و فیزیک و سایبرنتیک نیازمند است به طریق اولی به معارف عمیق الهی نیز محتاج است
دوست عزیز جناب فیضیه
با تشکر از حسن خلق و ادب و متانت شما تقریبا با تمام حرف های شما مخالف هستم.
اما این مخالفت به معنی دوست نبودن با یکدیگر نیست.می توان مخالف بود و با هم دوست بود.
در پناه حق موفق باشید
واقعا” که وحشی هستید باید به شما حق توحش داد . من به عنوان یک دختر زیبا واقعا ” فکر می کنم چرا تا حالا کسی به من اسید نپاشیده چرا کسی مزاحم من نشده من حدود خودم را رعایت می کنم رفتار تحریک امیز ندارم با کسی نرم حرف نمیزنم کسی را سر کار نمی گذارم کسی را بیخود به دنبال خود نمی کشم اگر کسی مزاحم من شود خیلی دوستانه با لحن احترام امیزی ازاو می خواهم که به دنبال کار خود برود با این رفتار درجامعه حضور دارم نه کسی مرا کور کرده نه من خواهان کور شدن کسی شده ام . فکر می کنم اگر این دختر هم مثل من بود این قدر برای خود و دیگران دردسردرست نمی کرد. بعید می دانم این پسر تحصیل کرده اگر درست با او برخورد می شد دست به همچین کاری می زد چون او به عنوان یک انسان حداقل شعور را دارد. واقعا” برای مردمانی که قصاص برایشان یک ارزش است متاسفم . باید دید چرا این طور شده بروید درون خود را درست کنید که اگر این کار را بکنید بیرون درست می شود احتیاج به کور کردن و وحشی گری عصر حجری ندارید .واقعا” رفتار این روزهای دخترها سوال بر انگیز شده اصلا” حدود خود را رعایت نمی کنند بهترین تفریح انها سر کار گذاشتن پسرها شده که فکر میکنم این دختر هم از این قاعده مستثنا نیست باید یکی این افراد راسر جای خود بنشاند . این همه قصاص شد ایا جرم ریشه کنشد ؟ اما اموزش داده نشد روی جرم ها روانشناسی و جامعه شناسی نشد فقط ایروی اسلام رفت ما به عنوان ملت وحشی شناخته شدیم.روی اموزش کار کنید . در هلند خرید فروش مواد مخدر ازاد است ولی اصلا معتاد ندارد جرا که مردم مراحل معتاد شدن و ترک کردن را می بینند و اصلا بطرف مواد مخدر نمی روند . سطح رفاه مردم را بالا ببرید که هر چه سطح رفاه بالا برود میزان جرم جنایت پایین می اید . یک ادم پشت کوهی و حشی یاجوح ماجوجی هم همین کار را می کند اگر توانستید یک درصد از میزان جرم کم کنید هنر کردید نه این که کور کنید.