حمايت چند روز قبل رهبر انقلاب از دولت اگرچه مساله تازهاي نبود اما به نظر من فرقهايي هم با گذشته داشت. تا پيش از اين ميشد ادعا كرد كه رهبري از همه دولتها بر اساس سياستهاي كلي نظام و مصلحت كشور حمايت ميكند و حمايت ايشان از اين دولت هم ادامه همان سياست كلي هست. اما در سخنراني اخير، ايشان به نكاتي اشاره كردهاند كه نميشود آنرا ادامه همان حمايت هميشگي از همه دولتها دانست. به نظر من مساله فراتر از حمایت مبتنی بر مصلحت عمومی نظام و کشور بود. ايشان با انتقاد از عدهاي از منتقدين و مخالفين دولت، آنها را به خدشه وارد كردن در اصل نظام متهم كردند و فرمودند:
«این دستاوردهای نظام اسلامی، به راحتی محقق نشده است که عده ای بخواهند به دلیل اغراض شخصی و دشمنی با دولت، در اصل نظام خدشه وارد کنند. این فضای بیبند و باری در حرف زدن و اظهارنظر علیه دولت، مسائلی نیست که خداوند به آسانی از آنها بگذرد. تفضلات و رحمت الهی تا زمانی است که ما مراقب گفتار، رفتار، و عملکرد خود باشیم زیرا خداوند با ما خویشاوندی ندارد. برخی کارها و ظلم ها، فتنهای به پا میکند که دامن همه، اعم از ظالم و غیرظالم را می گیرد بنابراین همه باید مراقب اظهارنظرها، تبلیغات، و اقدامات خود باشند.»
آيا به نظر شما، اين عبارات باز شبيه همان مواضع سابق است؟ من ميگويم نه. فكر نميكنم كه رهبر انقلاب بخاطر حفظ شخص احمدينژاد و دولت نهم و يا بستن دهان منتقدان و مخالفان، از خشم خداوند سخن بگويند و از رواج بيبند و باري در حرف زدن انتقاد بكنند و آنها را به رعايت انصاف دعوت كنند. اين فرق را البته، مخالفان حكومت و دولت و نيز برخي اصلاحطلبان عزيز و اصولگرايان محترم خيلي خوب متوجه شدهاند! اين را ميشود از واكنشها و عكسالعملهاي آنها فهميد. دليل عصبانيت اين روزهاي آنها هم دقيقا به همين خاطر است!
مخالفان و عناصر ضدانقلاب بلافاصله در بوق و كرنا كردهاند كه رهبر ايران گفته است هيچ كس حق ندارد از دولت نهم انتقاد كند و انتقاد كنندگان دچار عذاب الهي خواهند شد! واضح است كه منظور آيت الله خامنهاي از اين سخنان چيزي نبود كه مخالفان نظام ادعا ميكنند و ما هم از آنها انتظار نداريم كه با شنيدن سخنراني رهبر انقلاب، به نظام و حكومت ايمان بياورند و دست از مخالفتشان بردارند، اما ميشود اين انتظار را از دوستان و دلسوزان انقلاب داشت كه براي يكبار هم كه شده، دست از تفسير و تحريف اين سخنان بردارند و محتواي پرمعناي آنرا در نظر داشته باشند. فراموش نكنيم كه مخاطب اين حرف مخالفان نظام نبودند، چرا كه آنها اصلا انقلاب را قبول ندارند كه نگران خشم خداوند بخاطر خدشه وارد كردن در اصل نظام باشند، پس مخاطب اين سخنان چه كساني هستند؟…
دوستي امروز ميگفت چرا ما بايد در بحث و بررسي عملكرد دولت، از سخنان رهبري استفاده كنيم؟ چرا شما هرجا كه از دولت صحبت ميشود، از سخنان رهبري استفاده ميكنيد؟ منظورش دقيقا اين بود كه ممكن است در اين مسير، عدهاي سخنان ايشان را تفسير به راي بكنند و راه هرگونه نقد و انتقاد را از دولت ببندند. به همين خاطر معتقد بود كه اصلا نبايد در نقد عملكرد دولت، از سخنان رهبري استفاده كرد! اما من اين حرفها را قبول ندارم. البته ممكن است عدهاي از اين سخنان سواستفاده بكنند، اما استفاده من از بيانات رهبر انقلاب به معناي ناديده گرفتن حق انتقاد از دولت نيست. خود ايشان هم بارها بر لزوم انتقاد دلسوزانه و منصفانه از همه مسئولين نظام تاكيد كردهاند. من ميگويم كليت سخنان رهبري راه و مسير را به همه ما نشان ميدهد. نكته بعدي اينكه چرا بعضيها فورا اين سخنان را حمايت از شخص احمدينژاد معنا كردهاند؟ چرا پيام اصلي اين سخنان را درك نكنيم و از آن به درستي استفاده نكنيم؟ چرا مخالفت با دولت به يك عادت تكراري و لجبازي شخصي تبديل شده است؟ اگر قرار باشد رهبري حرفهايي را بزنند و كسي هم حق نداشته باشد آنرا سرلوحه كارهاي خودش قرار بدهد، پس شنيدن اين حرفها چه فايدهاي دارد؟
همان دوست عزيز و محترم، باز ميگفت در بحث و مناظره، ما بايد از استدلال خودمان استفاده كنيم و كاري به گفتههاي رهبري نداشته باشيم. عليرغم اينكه در همين شرط ايشان هم حرفهايي دارم، قبول ميكنم كه در حرف زدن و بحث كردن، كاري به گفتههاي ديگران نداشته باشيم، اما در مقام عمل چه؟ آيا ميشود باز هم كاري به گفتهها و نصايح رهبري نظام نداشته باشيم؟ مگر همه عمر ما صرف مناظره و بحث كردن و صحبت كردن ميشود؟ در چنين شرايطي جاي نصيحت و راهنمايي و نشان دادن راه كجاست؟ اصلا چرا رهبري نظام سخنراني ميكند و چرا به ديگران سفارش ميكند كه مراقب گفتهها و نوشتههاي خود باشيد؟! چرا ميگويد كه بخاطر لجبازي و اغراض شخصي و دشمني با دولت، در اصل نظام خدشه وارد نكنيد؟ به هر حال نگراني ايشان دو حالت بيشتر ندارد: يا چنين غرضورزيها و لجبازيهايي واقعا اتفاق افتاده و ميافتد و يا اينكه اين نصيحتها هيچ دليل خاصي نداشته و ندارد!
من فكر ميكنم حرفهاي چند روز قبل رهبري، درسهاي تازهاي براي ما داشت. اين سخنراني و اين حمايت ايشان از دولت احمدينژاد، ديگر مشابه همه آن حمايتها از دولتهاي سابق نبود. تا پيش از اين ممكن بود كه دليل حمايت ايشان از يك دولت، مصالح عمومي نظام باشد. همچنانكه خود ايشان هم بارها فرمودهاند:«من از دولتها حمايت ميكنم. از همه دولتهاي بر سر كار و منتخب مردم حمايت كردهام. بعد از اين هم همين خواهد بود» اما احساس ميشود كه علاوه بر اين حمايت كلي از دولتها، حمايت خاص ايشان از دولت نهم دلائل متعدد ديگري هم دارد. با نگاهي به گفتههاي ايشان معلوم ميشود كه اين حمايتها ناشي از تغييرات كلي است كه در مسير حركت دولت در سالهاي اخير بوجود آمده است:«از اين دولت هم بطور خاص حمايت ميكنم. اين حمايت بيدليل و بيحساب و كتاب نيست. اين جهتگيريهاي ديني و ارزشگرايي انقلابي و اسلامي خيلي ارزش دارد. سختكوشي، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهاي استاني، جهتگيري عدالت و زيّ مردمي، اينها خيلي قيمت دارد و من قدر اين كارها را ميدانم. من به خاطر اين چيزها از دولت حمايت ميكنم.»
با نگاهي مختصر به مواضع سه سال گذشته رهبر انقلاب ميشود نتيجه گرفت كه ايشان شاخصههاي منحصر به فردي را در دولت نهم مورد تشويق و حمايت قرار دادهاند كه ما هم ميتوانيم عليرغم همه نقدهايي كه بر رفتار دولت داريم، آن شاخصهها را مورد نظر داشته باشيم. اين ويژگيها بطور خلاصه بدين شرح است:
پايبندي به اصول و ارزشها: شعارهاي شما، فضاي اصولگرايي و فضاي ارزشهاي انقلابي و فضاي وفاداري به مباني امام و انقلاب را بر جامعه حاكم كرده است. اين خيلي چيز باارزشي است. اولين و مهمترين شاخصه دولت شما اينست.
عدالتمحوري و عدالتگستري:يكي از شعارهاي اين دولت عدالت است. عدالت يقينا محور انقلاب بود، در اين شكي نيست. هيچ دولتي هم از اول نيامده صريحا بگويد من نميخواهم طبق عدالت رفتار كنم. ليكن من بايد از آقاي احمدينژاد تشكر كنم كه ايشان كار جديدي كردند. عدالتمحوري را به عنوان يك شعار گذاشتند وسط. اين كار خيلي بزرگي بود. وقتي كه ايشان تبليغات انتخاباتي ميكردند به افراد خانواده خودم ميگفتم اگر آقاي احمدينژاد راي هم نياورد، اين خدمت بزرگ را به انقلاب كرد كه شعار عدالتمحوري را مطرح كرد. نگذاشت به فراموشي سپردن اين شعار يك سنت بشود! (معلوم ميشود كه فراموشي شعار عدالت به سنت تبديل شده بود!)
اصولگرايي: از اين دولت، بهتر و اصولگراتر پيدا نخواهيد كرد. هر چه ميتوانيد به اين دولت كمك كنيد.
شجاعت و قاطعيت: يكي از چيزهايي كه من در مورد اين دولت خدا را شكر ميگويم همين است كه «شجاعت اقدام» وجود دارد. با ترديد، با تزلزل، با ترس و لرز نميشود كارهاي بزرگ را انجام داد. لازم است با شجاعت وارد شد.
ايستادگي در برابر استكبار: اين دولت در برابر زيادهخواهيهاي استكبار دچار انفعال نشده است. اين به نظر من خيلي مهم است كه در تعامل با دنيا انسان جاي خودش را بداند، خواست خودش را بداند، نيرو و قدرت خودش را بشناسد و بداند كه بايد چه كار كند. اين ايستادگي در مقابل زيادهخواهي استكبار و احساس عزت كه در اين ميدان ميشود به نظر من يكي از خصوصيات اين دولت است.
سفرهاي استاني: انسان تعجب ميكند از برخي افراد كه چگونه چنين اقدام خوب و ارزشمندي را زير سوال ميبرند، در حالي كه با سفرهاي استاني، دولت از نزديك با حقايق و مشكلات نقاط مختلف كشور آشنا ميشود… اينكه در برخي از شهرها مردم كه تا آنزمان يك مديركل را هم نديده بودند، از نزديك با رييسجمهور ديدار كنند، كار مهمي است. بنابراين بايد اين حركت مبارك به درستي تا انتها ادامه يابد و نتايج آنرا مردم لمس كنند.
عزت بينالمللي: از لحاظ انعكاس بينالمللي كشور از يك عزت كمسابقه يا بيسابقهاي برخوردار است. ابهت نظام اسلامي، عظمت ملت ايران، رسايي و شفافيت اغراض و اهداف جمهوري اسلامي در دنياي اسلام بيش از هميشه است و حتي در دنياي غير مسلمان امروز عزت و ابهت ملت ما بسياري برجسته است و اينرا همه تصديق ميكنند و از نشانهها و عكسالعملهاي خارجياش هم اين را ميفهميم.
سياست خارجي: ما امروز در زمينههاي سياست خارجي تحرك و نشاطمان خوب است. ابتكار عمل در بسياري از مسائل جهاني در دست نظام جمهوري اسلامي است و اين يك پديده كمنظيري است.
در پايان باز هم تاكيد ميكنم هيچكس منكر نقد و انتقاد از رفتار دولت نيست و كسي هم نميتواند ادعا داشته باشد كه اين دولت هيچ ايراد و اشكالي ندارد، اما آنچه از فحواي كلام رهبري ميشود نتيجه گرفت نگراني از تخريبهايي است كه بيشتر بخاطر لجبازي و دشمني شخصي با دولت انجام ميشود و اصل نظام را مورد هجمه قرار داده است. مخصوصا اينكه بسياري از اين مخالفتها دقيقا با همين شاخصههايي است كه رهبر انقلاب همواره از آن حمايت و پشتيباني كردهاند!
توضيح بعدالتحرير: هيچكس بخاطر يك اشتباه و يا چند اشتباه، از دايره اصولگرايي خارج نميشود، احمدينژاد هم از اين حكم كلي مستثني نيست!

سلام
عالي بود
حيف كه مشكل بيشتر اينها خود رهبريست…
البته براي خودشان حيف …
براي ما كه…
يا علي
اصل نظام چیست؟ چطور انتقاد از دولت میتواند موجب زیر سؤال بردن اصل نظام شود؟
خود دولت با پافشاری بر نظر خود در مواردی مثل مورد کردان یا توصیههای کارشناسی اقتصادانان آیا بیشترین ضربه را بر وجهه نظام وارد نکرد؟ آیا رهبری هیچگاه دولت را به این اندازه مورد عتاب قرار داد؟ اگر قرار داده چرا دولت هنوز بر منوال و مسیر خودش حرکت میکند؟
چند درصد از انتقاداتی که از دولت میشود انتقادات بیدلیل و غیر کارشناسانه است و چند درصد شخصی و مقرضانه؟ اصلا در چه بخشی بیشتر به دولت انتقاد میشود؟ گمان میکنم که اقتصاد باشد، منتقدین اقتصادی دولت هم از همه طیف هستند از مصباحی مقدم و توکلی بگیرید تا منتقدین اصلاح طلب، وقتی دولت به انتقادات بیتوجهی میکند و بدنه کارشناسیاش را به کنار میگذارد آیا نباید منتظر افزایش انتقادات و تلنبار شدن انتقادها بر روی هم باشد؟
هزار درصد موافقم. آن ها که حمایت رهبری از دولت را نمی بینند(و می گویند که رهبری از دولت های قبلی هم همینگونه دفاع نموده) سعی دارند خودشان را با ندیدن حمایت بی سابقه رهبری از دولت فریب بدهند. والا واضح و روشن است که رهبری نظام از این دولت بیش از همه دولت ها دفاع کرده است. من فکر می کنم علت حمایت رهبری از دولت، بیش از آن که مربوط به عملکرد دولت باشد (که حقیقتا انتقادات جدی به آن وارد است) به علت مقابله با سنگ تمام گذاشتن مخالفین دولت (از هر دو جناح) در سیاه نمایی و له کردن دولت می باشد. فضای تبلیغاتی رسانه ها بر علیه دولت حقیقتا مسموم است و به هیچ عنوان منصفانه نیست. گرچه بقول شما این نیز دلیل بر این نیست که ایرادات دولت مطرح نشود…
امید جان دست مریزاد …خوب نوشتی … به این فکر میکنم که اگر احمدی نژاد رای نیاور هم خودش راحت میشود هم ما … علی مددی
سلام؛
موفق و مئید باشید.
یا علی
سلام بر دوست
بسيار استفاده كردم ؛ مثل هميشه اي كه مي آيم و استفاده مي كنم .
يك جمله خود را اصلاح كرده بوديد آنجا كه در ابتدا فرموديد حمايت اين دفعه آقا از دولت ، با حمايت هميشگي از دولتهاي نظام تفاوت داشت . اين نكته را در اين دو سه سال آقا – خودشان – چند بار تصريح كرده بودند آنجا كه – همان طور كه خودتان هم آورده ايد – دو سه بار ياد آور شدند حمايت من از اين دولت ، “حمايت خاص” است و دلايلشان را هم چند بار ذكر كرده بودند كه شما هم به برخي از آن دلايل اشاره كرده بوديد.
با نظر دوستي كه نخستين نظر را هم گذاشته است كاملا موافقم . بسياري اساسا با خود رهبري مشكل دارند ؛ منظورم با صراحت ، اصلاح طلبان نيست بلكه كساني است كه پشت پرده توطئه ها و حملات عليه دولت نهم را طراحي و برنامه ريزي و حمايت مي كنند است . براي آنها فرقي نمي كند كه آقا با صراحت و با تاكيد از دولت نهم ، “حمايت خاص” بكنند يا نه ؛ آنها كار خود را مي كنند .
به عنوان نمونه و براي دقت نظر بيشتر خوانندگان وبلاگتان ، آنها را رجوع مي دهم به تيترهاي روزنامه هاي – مثلا- خودي و سايتهاي – مثلا – منتسب به كساني كه خود را اصولگرا جا زده اند از همين اظهارات مهم و راهبردي اخي آقا . ببينيد تيتر ها همه روي مسئله حج رفت و اگر هم در رودربايستي ظاهري تيتري مشخصا از بي بند و باري در سخن گفتن عليه دولت زدند ؛ در تيتر و ليد اصلا اشاره اي به “دولت” نكردند و اين گونه تيتر زدند كه تذكر رهبر انقلاب درباره شيوه سخن گفتن ! و از اين دست تيترها ! گويي آقا يك سخنراني اخلاقي و كلي كرده بودند و حضرات به روي مباركشان هم نياوردند كه آقا دقيقا روي مصداق سخن گفتند و تذكر دادند و با آن ناراحتي مشهودي كه در چهره شان هم كاملا هويدا بود .
بد نيست شما دوستان ، در اين شرايط فتنه انگيزيها ، فرمايشات آقا را درباره نقش خواص در تغيير مسير جوامع كه در حول و حوش ماجراي دوم خرداد فرموده بودند ، براي مخاطبان وبلاگ خوبتان باز خواني و باز روايي كنيد .
…
ايام ميلاد خجسته امام علي بن موسي الرضا “عليه آلاف التحيه و الثنا” را به شما و همه خوانندگان وبلاگتان شادباش مي گويم .
سلام
هنگام سفر رهبري به يزد صف جلو اكثر ملاقاتها علاوه بر مسئولين وقت سرشار از اصلاح طلباني بود كه اظهارات ايشان در باب دولت و حكومت و بعضا ولايت فقيه در شهر ما شهره هست اين جماعت خوب فهميده اند كه جايگاه رهبر فرزانه محكم تر از تصورات آنهاست !براي همين براي دوختن قبائي براي خود از هر موقعيتي استفاده خواهند كرد پس بر ايشان حرجي نيست ! ميماند اصولگرايان كه هرجا به نفع اهدافشان چه شخصي چه حزبي چه هر چيز ديگري نباشد به راحتي آب خوردن فرمايشات ايشان را نميشنوند يعني اصولا كر ميشوند تفسير به راي هم نميكنند اصلا نشنيده اند كه تفسيبر كنند …. .. . . .يا للعجب
ایام بر شما مبارک
خوب نوشتید
من با اکثرِ چیزهایی که نوشته اید موافق ام. اما م خواهم شما را متوجهِ بی صفتی و تحریف گری برخی هوادارانِ دولت بکنم. نمی دانم متن ِسخنانِ آقا را از کجا برداشته اید ولی لابد از یکی از هم این سایت های خبری بوده. هم آن ها که مثل آب خوردن تحریف می کنند. فرقی هم نمی کند حرفِ بقالِ سرِ کوچه باشد یا حضرتِ آقا. نوشته اید
«این دستاوردهای نظام اسلامی، به راحتی محقق نشده است که عده ای بخواهند به دلیل اغراض شخصی و دشمنی با دولت، در اصل نظام خدشه وارد کنند.»
من معتقدم سخنانِ آقا نه تنها نیاز به تفسیر و توضیح ندارد بل که روی تک تکِ عبارت ها و تعبیرهای ش فکر شده معنا دارد.
آن نامردها هم که خبر را نقل کرده اند تحریف ش کرده اند:
اصلِ کلام این بوده:
«اين دستاوردها كه مفت به دست نمىآيد. تا ملتى فداكار نباشد، تا ملتى بااراده و مصمم نباشد، كه اين چيزها به دست نمىآيد. ما بيائيم به خاطر دشمنى با زيد و عمرو و اين دولت و آن دولت و مسئولين اجرائى يا مسئولين كذا و كذا، اصل نظام را زير سؤال ببريم؛ سياهنمائى كنيم! كارى كه متأسفانه بعضى از نخبگان سياسى ميكنند.»
این هم آدرس ش:
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=4205
منبع رسمی و موثق بیانات آقا.
و عاقبت از آنِ پرهیزکاران است.
.
.
.
یا علی مددی!
آهستان: سلام و ممنون. حرف شما کاملا صحیح. هیچکس حق سو استفاده و تفسیر به رای از سخنان رهبری را ندارد. البته باز فکر میکنم که این قسمت از بیانات رهبر انقلاب نیاز به توضیح نداشته باشد:«وقتى رحمت الهى براى ما پيش خواهد آمد كه مواظب و مراقب خودمان باشيم؛ مراقب حرف زدنمان، مراقب اقدام كردنمان، مراقب تبليغاتمان. اين فضاى بى بند و بارى در حرف زدن، در اظهارات عليه دولت، عليه كى به خاطر اغراض، اينها چيزهائى نيست كه خداى متعال از اينها بهآسانى بگذرد.» البته این از همان آدرسی است که شما لطف کردید
[...] ادامه ی مطلب را از آهستان بخوانید … [...]
به عقیده بنده از زاویه دیگری باید بحث رهبری را دنبال کرد . ایشان میگویند خدا از بی بند و باری در حرف زدن نمیگذرد ! ! در گذشته رهبری قوه قضاییه و نیروهای انقلابی را به رخ دشمنان و معاندان میکشاندند اما این بار خدا را ! علت به عقیده من مشخص است . منتقدین و دشمنان دولت این بار در خارج از نظام قرار ندارند که بشود آنان را مورد تعقیب قضایی یا خشم انقلابی قرار داد . امروز تهدید در درون خود ماست ! ربطی هم به اصولگرا و اصلاح طلب و فرصت طلب ندارد .
البته مسائل دیگری هم هست که بخشی از اون رو دوستان گفتند و بخشی دیگر رو اگر بحث پیش بیاد مطرح میکنم
در این روزگار خواندن وصیت نامه امام بسیار ره گشاست رجوع به فضیات های فراموش شده