دوست عزيزم هادي سليماني از من دعوت كرده كه در يك بازي وبلاگي شركت كنم.آنهم چه بازي خطرناكي! يه بنده خدايي رو به زندان و شلاق محكوم كردهاند، آنوقت دوستان مشغول بازي كردن هستند! به هر حال از آنجايي كه جواب سلام بر بچه مسلمان واجب است، من هم از باب وظيفه و پاسخ دادن به سلام آقا هادي، مينويسم، اما با نهايت شرمندگي پايم را در كفش بزرگان نميكنم و درباره جاسوس و جاسوسبازي و عدالت و عدالت خانه حرفي نميزنم. درباره عدالت، همين ديشب قطعهاي از عليرضا قزوه نوشتم كه ميگفت:«قبول كن به عدالت نميرسيم»، اگر خوشتان آمد همان را بخوانيد و قبولش كنيد! اما درباره اين ماجرا چند نكته خيلي فكرم را به خودش مشغول كرد. متن خبر را چند بار خواندم. از شما هم ميخواهم يكبار ديگر اين خبر را بخوانيد:
«شعبه 1083 دادگاه عمومي تهران، امير تفرشي مدير سايت «عدالتخانه» را به شش ماه حبس و 20 ضربه شلاق محكوم كرد. «تحقيقات از موسويان به اتهام جاسوسي ادامه دارد»، «موسويان براي انگليسيها كار ميكرد»، «آخوند انگليسي شاخ و دم ندارد»، « آب در لانه مورچگان» و «سايت وابسته به شيخ حسن و متهم جاسوس هستهيي» عناوين مطالب منتشر شده در سايت «عدالتخانه» بود كه مورد شكايت حسين موسويان قرار گرفته است.»
همانطوريكه گفتم، من روي اين جملات خيلي فكر كردم. از اين عبارات معلوم ميشود كه آقاي موسويان روي بعضي از اين كلمات حساس شدهاند و با اين كلمات و عبارات مشكل دارند. خوب برادر من، مشكل همين است؟ اينكه چيزي نيست. اشتباه چاپي، طبيعت كار نوشتن است. اشتباه لپي هم از سخن گفتن زياد، پيش ميآيد. اصلا همه آدمها موقع نوشتن و حرف زدن اشتباه ميكنند، حالا شما بيا اشتباه خودت را تصحيح كن. اگر هم خودت خجالت ميكشي من حاضرم از طرف جنابعالي اين اشتباهات لپي و چاپي را تصحيح كنم. به اين شكل:
«تحقيقات از موسويان به اتهام جاسوسي ادامه ندارد»، «موسويان براي انگليسيها كار نميكرد»، «آخوند انگليسي شاخ و دم دارد»، « نفت در لانه مورچگان» و «سايت وابسته به حسن و جاسوس هستهيي»
ديدي؟ آخر اين كاري داشت؟ باباجان يك كمي جرات داشته باش. وقتي اشتباه ميكني مثل مرد بيا و به اشتباه خودت اعتراف كن. آدم كه نكشتي، جاسوس هم كه نبودي! فقط موقع نوشتن جملات، حواست پرت شده بود و چند تا كلمه رو اشتباه نوشتي، همين. باور كن همه چيز را ميشود با كم و زياد كردن يك «نون» حل كرد. حالا يكبار خودت تمرين كن!

سلام. البته یه جا هم کلمه شیخ را حذف کردین برادر. با یه نون حل نشده ظاهرا
سلام امید جان
دوستم عزیزم نازنین عجب رندی . می دانی که حرمت آبروی مسلمان حتی از خون او بالاتر است. سایتی آمده است آبروی مسلمانی را برده است . آنهم دیپلماتی کار کشته
که اکنون به شدت به حضور او در امور دیپلماسی نیاز است. تا کار را از کارنادانان بگیرید
آن وقت تو به همین راحتی می گویی اشتباه لپی بوده است . به همین سادگی.
فاین تذهبون؟
اما اصلا نگران سایت عدالتخانه نباش . چون در دادگاه تجدید نظر او تبرئه خواهد شد. و پاداش هم خواهد گرفت. چون در این دوره و زمانه آبروی مومن را بردن به عادت تبدیل
شده است.
یا حق
عجب مومنینی که با ایجاد رعب و وحشت در جامعه اسلامی میخواستند اینگونه القا کنند که الآن است که بر اثر پافشاری بر حق انرژی هسته ای جنگ بشود و لولو بیاید ما را بخورد
من نمیدانم مومن تعریف دارد .
فسق و فجور آدم را از ایمان خارج میکند
گذشت آن زمانی که آقایان هر غلطی دلشان خواست کردند و جیک هیچ کس در نیامد .
حالا باید بیایند و جواب جامعه را بدهند
میدونی اینا یه مشت گردن کلفت اند!
خب بد بخت ، ابوسفیان هم گردن کلفت بود ، عمر هم گردن کلفت بود ، الان کجان؟
این هادوی ییچاره در باره احقاق حقش از جاسبی چقدر قشنگ میگفت: خیلی ناراحتی نداره چون بالاخره اینا میرن ولی دانشگاه میمونه !
واقعا خيلي کار بدي کرده درحالي که کشور ما دچار خشکسالي است آب را در لانه مورچگان ريخته و اسراف کرده من اگر به جاي قاضي بودم ايشان را به علت اسراف و تبذير و به جرم برادري با شيطان به اشد مجازات محکوم مي کردم !
[...] آخوند انگلیسی شاخ و دم دارد! [...]
سلام پاسخ شما درباره مخالفتتان با نظر سنجی به عنوان تکمله بحث اضافه شد:
می دانستم که باید بیشتر توضیح بدهم اما به خاطر طولانی شدن مطلب احتراز کرده بودم. یکی از دوستان در مخالفت با این نظرسنجی گفته است: «پيش فرضهاي شما تا حدود زيادي اشتباه است برادر! اينكه همه سر جاي خودشان باشند، حرف درستي است … در همه جاي دنيا اگر حقوقدان و مديري را ديدي كه با سواد تئوريك دانشگاهي حقوق و مديريت بر كشورش حاكم است، بگو و اسمش را ببر! استثناها را هم در نظر بگیر … ضمنا ديگران هنرپيشه هم داشتند كه رييس جمهورشان شد و ادعاي آقايي دنيا را هم دارند ». فکر می کنم این سوالات کمابیش در ذهن دیگران هم شکل بگیرد.
اولا ما چه مرضی داریم که تا حرفی می شنویم نگاهمان را به آنطرف می اندازیم که ببینیم غربیها چه غلطی کرده اند که بعد برویم از آنها تقلید کنیم؟ چرا نگاه نمی کنیم به وضعیت خودمان و چرا فرض نمی کنیم که کشور ما در یک کره خالی و تنهاست و ما بدون اینکه الگویی برای تقلید داشته باشیم مجبوریم فسفرهای مغز خودمان را بسوزانیم؟ مثلا من اصلا به دلم ننشست که روزگار در واکنش به توهین به هفته دفاع مقدس سراغ مراسم تجلیل از سربازان در کشورهای غربی و شرقی رفته بود، بابا مگر خود ما عقل حکم کردن نداریم که برای اثبات درستی حرفمان مجبور شویم آویزان دیگران شویم؟! مثلا چه ربطی دارد که من بیایم بگویم سارکوزی و اوباما و پوتین و مدودف و کلینتون و … یا حتی مصدق خودمان همه فارغ التحصیل حقوق بوده اند؟ چه ربطی دارد که بگویم بوش مدیریت بازرگانی یا تاچر علوم سیاسی خوانده اند؟
تازه حالا بیائیم به آمریکا نگاه کنیم که در آن هنرپیشه اش رئیس جمهور می شود و آقای دنیا هم هستند، همه می دانند که آنجا رئیس جمهور بیشتر یک نماد و تابلو است و این تیم های قدرتمند حزبی یا اتاق های فکر (که شهرستانها بهش می گن: Think Tank) هستند که کار اصلی را انجام می دهند و به رئیس جمهور کمک می کنند تا در یک الگوی ثابت و هماهنگ کشور را مدیریت کند. اما در مملکت ما ریاست جمهوری قائم به شخص است، رئیس جمهور همه کاره است و هر اراده ای داشته باشد می تواند بدون اتکا به کارشناسی و با استفاده از روزنه های قانونی آن را به انجام برساند. اگر خبر ندارید بدانید که مشاوران مقامات سیاسی کشور ما هم آدمهای با تجربه و خبره در امر دور زدن قانون هستند نه کارشناسان معتقد به اصالت و ضرورت قانون.
همانطور که اشاره کرده بودم در ایران فعلی نه تنها اتکاء و اعتمادی به کارشناسی وجود ندارد بلکه پدیده تحصیل و کسب مدرک فقط اجازه نامه ای برای راه یافتن به سیاست است و الا اگر کسی از این قیف رد شود ـ ولو با پول ـ بقیه مسیر را هر کاری دلش بخواهد می تواند انجام بدهد.
حالا این نظر سنجی چه فایده ای دارد؟ فایده اش این است: اگر قبول داریم که سیاست ما چنین بلبشویی است پس بیائیم فکر کنیم که کدام دسته و صنف بیشترین ضرر را زده اند و موانع بیشتری برای رسیدن نظام سیاسی به نقطه مطلوب ایجاد کرده اند؟ فکر نمی کنم این چیز بدی باشد که بپرسیم آیا این چکمه پوشها هستند که خطرناک ترند؟ یا سرمایه سالار ها؟ یا هنرمندان خوش صورت؟ یا ورزشکاران خوش تیپ؟ یا روحانیون با نفوذ؟
منظور ما این بوده که بهتر است کشور هزینه با تجربه شدن افراد غیرمتخصص را نپردازد چون هزینه مجرب شدن افراد کارشناس خیلی کمتر است. منظور این بوده که دیگر یک پزشک (ولایتی) یا یک اهل فلسفه (لاریجانی) سکاندار حساس ترین مناسب دیپلماتیک کشور نشوند، اما انصاف هم می دهیم که این هر دو وظیفه شان را به نحو قابل قبولی انجام داده اند. سخن ما اینست که دیگر روحانیون پا به پستهای اجرایی مثل ریاست جمهوری نگذارند گرچه نمی توانیم از حق بگذریم که مثلا آقای خامنه ای به قول خودشان مملکت را از افتادن به ورطه سوسیالیزم نجات داده اند یا آقای هاشمی در سرعت دادن به سازندگی خوب عمل کرده اند. ما که نگفتیم همه مسئولین نظام باید از فارغ التحصیلان حقوق و اقتصاد و مدیریت باشند! لطفا دقت کنید: ما می گوئیم مسئولیت های سیاسی نباید به دست ناکارشناسان بیافتد نه حتی پست هایی مثل وزارت بهداشت و صنایع. ما می گوئیم اگر رئیس جمهور از حقوق و اقتصاد و مدیریت سر در بیاورد و قبلا تجربیات لازم را هم کسب کرده باشد آسیب ها و هزینه های کمتری را متوجه مملکت می کند. خطر یک مهندس بی تجربه هزاران بار بیشتر از یک حقوقدان یا اقتصاددان بی تجربه است، و یک حقوقدان با تجربه صد برابر بهتر از یک پزشک با تجربه است.
همان دوست در ادامه اعتراضش به این نظر سنجی گفته: «واقعيت اجتماع را كه ديگر نميتوان با توهمات اداره كرد»، می گویند آخوندی برای تبلیغ به روستایی رفته بود و سر منبر احکام شرعی می گفت که: آقاجان! با خواهر زن نمی شود ازدواج کرد، یکی از هم پای منبر درآمد و گفت: آقا ما کردیم و شد! شما چطور می گی نمی شه؟ حالا حکایت ماست؛ احمدی نژاد و خاتمی و هاشمی و دیگران با توهمات خودشان مملکت را اداره کرده اند، کی گفته با توهمات ما نمی شود؟ شما نشانی اش را بدهید ما خودمان حالی اش می کنیم که: می شود و می توانیم!
آهستان:هدف من از مخالفت اين نبود كه مثلا بگم بايد از غربي ها و ديگران تقليد كنيم. من فقط مثالي زدم و چند نمونه آوردم كه قرار نيست براي هدايت يك جامعه و يا يك دولت ، حتما آقا و خانم حقوقدان و مدير، پيدا شود. حقوقدان و مدير ، شايد نهايت هنرش ارائه راهكار و مسائل تئوريك باشد، اما مرد عمل كه نيست! دست بر قضا اگر كسي پيدا شد كه هم حقوقدان بود و هم مرد عمل، دستش را مي بوسيم
آقایی!
عامل تمامي مشكلات دنيوي واخروي عادل فردوسي پوراست.
مقصر رابين هود است