«به بهانه انتقاد تازه محمد نوري زاد از آيت الله مكارم شيرازي و واكنشهاي مختلف به آن»
محمد نوريزاد نويسنده درد آشنا و دردمندي است. نويسنده آگاهي كه به درستي دردهاي جامعه را ميبيند، تشخيص ميدهد و آنرا به مسئولان جامعه گوشزد ميكند. نوري زاد كتابي دارد با عنوان «بياييد زيارت جامعه بخوانيم» . اين كتاب حاوي مطالبي است كه نويسنده به مناسبتهاي مختلف و خطاب به مسئولين جامعه اسلامي نوشته است. در مقدمه اين كتاب و از زبان نوريزاد ميخوانيم :«در اين كتاب، مطالبي جمعآوري شده است كه عمدتا روي سخن با مسئولان كشورمان دارد. راستي اين كلمه «مسئول» چه عقبه هراسناكي دارد. مسئول، يعني كسي كه در قبال فكر و تصميم و عملش، مورد مواخذه و سوال قرار ميگيرد. از همين روي است كه دامنهي مسئوليت، از فرد تا جامعه گسترده است. همه مسئولند، همه. منتها در جامعه ما، يك مسئول، با كسي مترادف است كه دفتري و منشياي و ارباب رجوعي و اتومبيلي و آمد و شدي و خلاصه جايگاه والاي اجتماعي داشته باشد؛ و طبعا از هول و هراس سوال نيز مبرا باشد… اين كتاب را با همه تلخي و حلاوتي كه دارد، به مسئولان خوبمان تقديم ميدارم. مسئولاني كه نه فقط در قيامت، بلكه در هر لحظه مهياي مواخذهاند»
نوريزاد پس از اين مقدمه لب به سخن ميگشايد و به مناسبتهاي مختلف دامن مسئولان محترم نظام اسلامي اعم از رييسجمهور، رييس مجلس، رييس قوه قضائيه، وزرا، وكلا و ساير مسئولين كشور را ميگيرد!
او در بحث «شهامت پوزش» يك سوال اساسي را مطرح مي كند كه:«از خودم ميپرسم اگر توبه و انابه ارزشمند و پسنديده است، آيا فقط اين فرد عادي است كه بايد از خطاهاي رفتهاش پند بگيرد و پوزش بخواهد؟ يا مثلا يك وزير هم با همه افراد و تخصصها و امكانات زيرمجموعهاش ، اگر خطايي كرد بايد از خدا و مردم عذر بخواهد؟ يا حتي از وزير هم بالاتر، اگر يك وقت دولتي با تمام يد بيضايش ، ضايعه آفريد، نبايد پوزش بخواهد و آن ضايعه را ترميم كند؟»
محمد نوريزاد همچنين در «اعتكاف بزرگ» با اشاره به حضور مسئولان كشور در مراسم اعتكاف مينويسد :«اعتكاف كنيد. سه روز. بيشتر هم نه. ما كه شكر خدا تعطيلي زياد داريم، سه روز هم براي اعتكافتان تعطيل. آب از آب تكان نميخورد. در اين سه روز، بنشينيد و راه و چاه را پيش رو بگذاريد. ببينيد چه چيزي بايد ما را خوشحال كند؟ توفيق در استهمال؟ يا كشف يك فقره اختلاس؟ و ببينيد چه چيزي برازنده اين نظام الهي است؟ اصرار بر مسلماني، اگر چه با سفره خالي؟ يا عقب كشيدن از مواضع اصولي و در عوض: آب و رنگ پاشيدن به شهر و سفره؟»
او سپس در «غربت افكار عمومي» بحث مهمي را مطرح ميكند:«جناب وزير، در دين ما، به افكار عمومي، بسيار عميقتر و ارزشيتر از مسيحيت و اومانيسم و ليبراليسم غرب، يا قوانين كمونيستي بها داده شده است حرف آخر اينكه گير بسياري از امور جامعه ما و گير بسياري از مطبوعات ما همين ماجراست. بها دادن، شخصيت دادن، اعتبار داشتن، تعيين كننده بودن افكار عمومي… حكومتهايي كه به مردم و افكار مردمشان بها ندهند، به سرعت از جايگاه مردمي بودن افول ميكنند.»
نوريزاد همچنين در نوشته «مجلس و صد سوال » از نمايندگان محترم مجلس ميپرسد:«داستان بخشش اتومبيل به مديران دولتي به كجا انجاميد؟ رها شد و رفت! اجراي قانون نخ نما اما موثر «از كجا آوردهاي» چه شد؟ مسكوت گذارده شد و به فراموشي سپرده شد. سرنوشت حراج كارخانههاي دولتي به كجا ختم شد؟ رها شد و رفت. بودجه هنگفت مبارزه با تهاجم فرهنگي در كجاها خرج شد و عايداتش چه بود؟ اي كاش يكي از نمايندگان محترم به طوري تمثيلي زندگي يا مستمري ماهيانه يك بازنشسته از طايفه پابرهنگان را تجربه ميكرد و مفاهيم حق و مظلوم را در كنار سفره او به داوري مينشست»
بعد از آن در «نگاه تازهاي به يك پرونده» و به بهانه شكايت محمد غرضي وزير پست و تلگراف و تلفن از مهدي نصيري مينويسد:«يك جوان انقلابي و مسلمان، آبرو و سرمايه و زندگي و آرامش خود را خرج ميكند تا خطاكاريهاي صورت گرفته در وزارت پست و تلگراف و تلفن را برملا سازد. منتها همين جوان، سيلي خورده و محكوم و جريمه شده، از محكمه بيرون ميآيد و شاكي خطاكار، در كمال آرامش، به سراغ كار خود ميرود راستي چه دستهايي در كارند؟ چرا شكاي خطاكار مجازات نميشود؟ چرا خطاكار پايين كشيده نميشود؟ چه كساني او را در اين همه آشفتگي و هرج و مرج و حيف و ميل گستاخ كردهاند؟»
اينها كه نوشتم تنها قسمتهايي بود از كتاب «بياييد زيارت جامعه بخوانيم» و از زبان محمد نوريزاد. از همين سطور ميتوان به دغدغه و نگرانيهاي نوريزاد پي برد. او با انتقاد صريح و بيواسطه از مسئولان مملكت آنها را به رعايت و اجراي قانون و در نظر گرفتن حقوق مردم دعوت ميكند. مطمئنا اين گونه سخن گفتن و نوشتن و خطاب كردن مسئولان كشور بجز پيروي از دستورات امام علي (ع) دليل ديگري نميتواند داشته باشد. چرا كه حضرت علي (ع) به صراحت به مردم سفارش ميكند كه:« رهبرتان را بطور علني نصيحت کنيد» …
البته اين كتاب مربوط به سالهاي گذشته است و محمد نوريزاد اين روزها دغدغههايش را بيشتر در وبلاگش مينويسد. همان طوريكه اطلاع داريد چندي پيش مطالبي را خطاب به آيت الله مكارم شيرازي نوشت و از سكوت و كم توجهي بسياري از علماي حوزه نسبت به مسائل اجتماعي، رفاهي و فرهنگي شهر قم انتقاد كرد. البته بنده قصد دفاع از گفتهها و نوشتههاي آقاي نوري زاد را ندارم ولي فكر ميكنم كه اصرار او از تكرار اينگونه مسائل پرحاشيه، بيان مجدد همان مطالبي است كه چندي قبل نوشت اما كمتر كسي به آن توجه نمود:«بيان مسائل و مشكلات و معضلات فرهنگي شهر قم عليرغم حضور علما در اين شهر؟!» :«هنوز هم می گویم که چرا باید شهر مقدس قم ، با وجود این همه روحانی و مرجع تقلید ومراکز علمی و زیارتگاه های معتبر، طبق آمارهای رسمی کشوری ، اول رتبه را درمفاسد اجتماعی داشته باشد . ومثلا از شهر رشت وشیراز و کاشان ، ناسالم تر باشد . پس روحانیانی که مدعی اصلاح جهانند ، دراین شهر چه می کنند ؟»
اما در مقابل، افراد بسياري بجاي پاسخگويي منطقي به پرسشهاي نوريزاد او را متهم به اهانت به ساحت مرجعيت كردهاند! واكنشهاي افراد و گروههاي مختلف در اين قضيه جالب توجه است. به عنوان مثال به اين خبر سايت و روزنامه وابسته به كارگزاران دقت كنيد و ببينيد كه چگونه كارگزارانيها كه خود روزگاري هدف انتقادات نوريزاد بودند ، امروز حامي حريم مرجعيت شدهاند؟! و چقدر ناشيانه از عباراتي چون «كارگردان اصولگرا و هتك حريم مرجعيت» استفاده ميكنند!
بگذريم كه مديران حوزه هم در اين قيل و قال مدعيان، دست به كار شدهاند و شكايتي ترتيب دادهاند و ميخواهند كه دهان منتقدان خود را ببندند! وقتي خبر شكايت حوزه را از نوريزاد خواندم يادم آمد كه همين يك ماه قبل براي انجام كاري به دفتر يكي از همين عزيزان كه اتفاقا عليه نوري زاد موضع گرفته، رفته بودم. همان روزهايي كه دماي شهرهاي ايران به بالاي 40 درجه و حتي 50 درجه رسيده و گرد و غباري عجيب فضاي بسياري از شهرها از جمله قم را فرا گرفته بود ، روزها و شبهايي كه مردم در خيابانها و حتي خانهها عرق ميريختند و نفس كشيدن هم به سختي ميسر بود، آنوقت همين جناب حامي مرجعيت داخل اتاقي نشسته بود كه تفاوت دماي آن با بيرون شايد به 30 درجه يا بيشتر ميرسيد! ( البته ايشان قطعا مشغول حل كردن مشكلات حوزه علميه بودند!) آيا در چنين شرايطي ميتوان انتظار داشت كه اين آقايان از گوشه حجرههاي حوزه و نيز زندگي مردم عادي شهر قم اطلاع درستي داشته باشند؟! فكر نميكنم…
اينجاست كه ياد فرمايش حكيمانه مولاي مظلومان امام علي (ع) ميافتم كه فرمود: «هرگاه نيكوكاري، روزگار و اهلش را فرا گرفت، پس آدمي اگر به فردي كه رسوايي او آشكار نگشته، بدبين شود، ستم كرده و هرگاه تباه كاري بر روزگار و اهلش دست انداخت، پس اگر آدمي به فردي خوشبين باشد، خود را به خطر و تباهي انداخته است.»
لينك مرتبط:

آقای حسینی شما دیگه چرا؟!
همه کولر دارن خوب. اونم داشته.
آهستان: بحث كولر نيست برادر. مگه من گفتم كولر داشتن حرامه؟! ولي كسي كه مي خواد اوضاع و احوال حوزه رو سر و سامان بده بايد كمي هم از زندگي مردم عادي و ديگران خبر داشته باشه. ضمنا آن لحظه ما داشتيم توي اون اتاق يخ ميكرديم و به خودمون مي لرزيديم.
[...] مرتبط ديگر: آقاي نوري زاد چرا پرسيدي چرا؟ / براي تهمت زدن به احمدينژاد هيچ فرصتي را از دست [...]
سلام
موافقم
من هم نوشتم
آقا جان! روحانيت معظم ، معزز ، مكرم ، صاحب شوكت ، عالي مقدار، مجتهد اينها عالمان دين و حصون اسلام اند و عالمان دين را يا عالمان كار افتاد و عوام الاناس بدبخت را چه كه در صاحت عالمان فضولي كنند. مشتي خاك بر دهان اين فضولان ببايد كردن كه چنين جسارات و هتاكات نفرمايند و زي عالمان دين را بري دارند.
اميدك شما را چه به نهج البلاغه خواندن و مثال از اين كتاب كه هنوز برايمان پس از 1400 سال نگفتند به چه كار آيد … شما را چه به فهميدن…
كه جد بزرگوارتان انوشيروان عادل فرمودند: در اين دنيا برخي براي آقايي و برخي براي بردگي آمده اند و اگر بردگان ياد بگيرند روزي امير مي شوند….
نمي دانم ربطي به نوشته ات داشت يا نه…
نوري جان ! شما را چه به اين حرفها برو برادر پي كارت اخرش نفهميديم اين رستم و سهراب سر و تهش را چطوري جمع كردي …………………..
با سلام
معمولا به انتقاد دلسوزان اینگونه واکنش نشان می دهند و متاسفانه فرصت طلبی متملقان را با آغوش باز می پذیرند بعد می بینی که آقایان تازه به دنبال حل این نوع معضلات می روند در حالیکه عموما مزمن و عمیق شده و به درمانهای عادی جواب نمی دهد.
لینکش کردم.
خواندم ، مسنجری هم بحث کردم ، اما نمیدانم ، هنوز هم گیجم
نه اونطورها ها !
یه طوری دیگه
این طوری :
پس چه باید کرد ؟
راه حل چیست ؟
[...] آقای نوریزاد، چرا پرسیدی چرا؟ بر علیه بی عدالتی باید همیشه فریاد زد. چه از سوی کاپشن پوش های ارزشی باشد و چه بالای شهرنشینان “پراگماتیست” [...]
این مطلبو توی وبلاگم لینک کردم و همون جا نظرمو گفتم امید عزیز:
بر علیه بی عدالتی باید همیشه فریاد زد. چه از سوی کاپشن پوش های ارزشی باشد و چه بالای شهرنشینان “پراگماتیست
امیدوارم در مبارزه با ظلم و بی عدالتی همه دستمون رو توی یک دست بگذاریم!
سلام
صحبت شکایت از آقای نوری زاد زیاده روی است و حداکثر انتقاد ممکن به نظر من بدی لحن ایشان در انتقاد و بی انصافی است. همان اشکالی که آقای نوری زاد به آیت الله مکارم می گیرد گه «به شما چه ارتباطی دارد که دخالت می کنید» دقیقا در مورد خود ایشان هم صدق می کند و می توان گفت به شما چه ربطی دارد که آقای مکارم در مورد مشایی موضع گیری کرده است. از سوی دیگر ایشان می گویند در قم با این همه روحانی چرا آمار فساد بالاست؟ من باز هم نمی خواهم از برخی از برخوردهای ناروا دفاع کنم و کم کاری در حوزه دین را نادیده بگیرم اما اگر این نگاه عوامانه درست باشد پس این اشکال به طریق اولی به همه انبیا و اولیا و حتی پیامبر و ائمه نیز وارد است! همیشه دیدن و بزرگ نمایی زشتی ها هنر نیست. البته این انتقاد (انتقاد و نگاه عوامانه) گرفتاری نویسنده خوب اینجا هم شده که خنکی یک اتاق در شهر قم را نشانه خوبی از عدم ارتباط مراجع با مردم می داند!
این عرصه دارای مشکلات ریشه دار تری است که می توان به آنها اشاره کرد اما دفاع و انتقاد عوامانه و بدون منطق مشکلی را حل نمی کند.
آهستان: سلام و ممنون از نظر شما. من هم قبول دارم كه انتقاد عوامانه چاره ساز نيست. اين را هم قبول دارم كه همه بدبختي ها و مشكلات و معضلات را نبايد به پاي علما و روحانيون ريخت. اين را هم قبول دارم كه پيامبران و اولياي الهي هم در جامعه خود آنچنان موفق و پيروز نبودند، اما آنها لااقل وضع زندگيشان در حد متوسط و بلكه پايين تر از متوسط جامعه بود! اين انتظار زيادي نيست كه از متوليان دين مردم بخواهيم مانند مردم زندگي كنند و درد و رنج مردم را از نزديك لمس كنند! نشستن در يك اتاق خنك در گرماي طاقت فرساي تابستان لازمه عقلانيت آن آقاي روحاني است، اما فهميدن درد و رنج مردم عادي چي؟
سلام
دوست عزیز خیلی ممنون که توجه کردید. آنچه نوشتید نشان دهنده نظرات مشترک ماست. اما در مورد زندگی ساده من هم با شما هم عقیده ام اما تا وقتی که دلیل روشنی نبینم نمی توانم دیگران را به عدم رعایت ساده زیستی و نفهمیدن رنج مردم متهم کنم. نویسنده خوب من هم در قم زندگی می کنم اما با وجود حضور اکثر مراجع عظام تقلید و مسئولان درجه یک دینی و حوزوی در این شهر هیچگاه یکی از آنان را سوار بر اتومبیل آخرین سیستم ندیده ام بلکه بارها آنها را (حتی مراجع تقلید را) سوار بر یک پیکان با یک راننده و یک همراه دیده ام.
درحالیکه در برخی شهرستان ها افرادی با موقعیت اجتماعی و سیاسی کمتر، سوار شدن بر ماشین غیر ضد گلوله را خلاف شان خود می دانند.
حتی در مورد يكي از همان افرادي که شما به دیدارش رفته ای و خنکی اتاق ایشان شما را اذیت کرده، جالب است که دفتر ایشان در جایی قرار دارد که در طبقات بالایی آن یک مرکز درسی قرار دارد و روزانه ده ها طلبه جوان و مردم عادی از همان دری تردد می کنند که ایشان آمد و رفت دارد و من خود بارها شاهد ایاب و ذهاب و دیدارهای ایشان در آن اتاق «سرد» بوده ام
نمی توان با صحبت های کلی دیگران را متهم کرد و با آبروی افراد بازی کرد. از شما ممنونم و آرزوی قلمی پربار و وبلاگی تاثیر گذار برای شما دارم
طاعات و عبادات قبول
موفق باشی
کاش مسؤولین و علمای ما بجای تکفیر، به تحقیق می پرداختند!!
بسم الله
با مطلب شما مخالفم و در همین راستا مطلبی را نوشته ام :
این سیاست بازی ها را کنار بگذارید ! لطفاً !
یا علی …
اصل مطلبتون منطقي بنظر ميرسد. ولي صرف اينكه محل كار كسي خنك باشد دليلي بر بي اطلاعي ازمردم و دوري از آنها نميتواند باشد.
بسم الله
ببین برادر در مورد شریعتی و این حرف ها بهتر است با دوستمان ” گام آخر ” صحبت کنی تا متوجه دیدگاه من نسبت به شریعتی بشوید ! اما در مورد این عزیز جان نوری زاد ! من نه انگ منافق و وابسته به استکبار و این طور چیزها به این بنده خدا زدم و نه خواهم زد . من حرفم ناخواسته وارد بازی استکبار شدن است ! متوجهی ؟ همانطور که رهبری در مورد تخریب اخیراً صحبت کردند . چیزی بدان مضمون . در ضمن اگر امام نقد کنند حق دارند کما اینکه حالا اگر رهبری نقد کند حق دارد ! اما بحث بر سر این است که این حرف ها نباید « عرفی » شود ! نباید همه به خود این جرات را بدهند که به راحتی مراجع و عملکردشان را زیر سوال ببرند ! اگر چنین شود همان می شود که نوشتم !
و نکته دیگر این که آقای نوری زاد و صدایش خفه نشده است ! همچنان می تازند ایشان !
موفق باشید !
یا علی …
آهستان: در مورد شريعتي من به نوشته جنابعالي نگاه ميكنم، كاري به اين ندارم كه در عالم غيب با ديگران چه مي نويسي يا چه مي گويي! اين قسمتي از متن شما: «باید به «سکولار» ها و «لیبرال» ها و همچنین دکتر «شریعتی» و پیروانش تبریک گفت که بالاخره ” جدایی دین از سیاست ” و ” اسلام بدون روحانیت ” به وقوع پیوسته است» الان من به عنوان يك دوستدار شريعتي ، ميخواهم به شما دوست عزيز بگويم كه اشتباه ميكني . هم در اين حرفي كه زدي و هم در نتيجه دلخواهي كه گرفتي. و بايد به حال و روز اين مملكت و انقلاب گريه كرد كه چرا با گذشت 30 سال از انقلاب حال و روز ما به اينجا رسيده كه نويسنده و كارگردان و هنرمند و جوان و دانشجوي انقلابي ما ديگر به كسي اطمينان ندارد و حرفش را باور نميكند. خواهشا فورا نگو و ننويس كه كار استكبار است و نقشه دشمن و فلان و بهمان. من فكر ميكنم مشكل همينجاست برادر.
لطفا در صورت امکان متن بدون تغییر نظرات و نامه های آقای نوری زاد را برایم بفرستید با تشکر