این روزها و شبها، چهره بسیاری از شهرهای کشور با روزهای عادی فرق کرده است. کوچه ها و خیابانها به مناسبت نیمه شعبان و میلاد منجی موعود، چراغانی شده اند و مردم هم خود را برای برگزاری جشن میلاد امام زمان آماده می کنند. مدتهاست که از خودم می پرسم برگزاری مراسمات مختلف مذهبی تا چه اندازه توانسته است بر تفکر و اعتقاد مذهبی ما تاثیر مثبت داشته باشد؟ تا چه اندازه باعث شده است که دستورات و برنامه های مذهبی و دینی خود را بهتر بشناسیم و به آن عمل کنیم؟ اصلا برپایی جشنهای میلاد ائمه، چه مقدار با آنچه باید باشد و یا شایسته آن است شباهت دارد و ما را با راه و سیره بزرگان دینی خود آشنا کرده است؟
به عنوان مثال، همین روزهای خجسته و مبارک را در نظر بگیرید، آیا صرف چراغانی کردن و مولودی خواندن و کف زدن و شیرینی خوردن می تواند باعث شود که ما منتظر واقعی امام زمان باشیم و یا خود را در زمره یاران و منتظرانش بدانیم؟ شکی نیست که زنده نگه داشتن یاد و نام بزرگان و اولیای الهی همیشه جزو وظایف مسلمانی ما شیعیان بوده و هست، اما سوال اصلی اینجاست که چرا این قبیل مراسمها در اکثر مواقع تاثیر ماندگاری بر رفتار و کردار ما ندارد؟
مساله بعدی اینکه در سالهای گذشته با توجه به علاقه مردم به موضوع مهدویت و انتظار، متاسفانه شاهد ترویج و گسترش انواع و اقسام خرافات و شبهات و مسائل نامربوط دیگر نیز بوده ایم. ظهور و بروز مدعیان جعلی و افرادی که خود را منتظر قائم و یا امامان سیزدهم و چهاردهم شیعه می نامند، از یکسو بیانگر تلاش مخالفان و شبهه افکنان در سست کردن اعتقاد مردم است و از سویی به خوبی نشان می دهد که علما و روحانیون و همه آنهایی که در این مورد وظیفه و نقش مستقیم داشته و دارند، در معرفی راه درست و پاسخ به شبهات و مطالب خرافی به وظیفه اصلی خود عمل نکرده اند.
همایشها و جشنواره های مختلف نیز تنها در حد توجه به ظواهر و بیان احساسات و عواطف برگزار می شوند. همچنین بسیاری از افرادی که وقت و فکر خود را صرف تبلیغ و ترویج فرهنگ انتظار و مهدویت کرده اند، هنوز نتوانسته اند اثر شایسته و در خور اعتمادی به جامعه ارائه دهند. البته این به معنای نادیده گرفتن زحمات بزرگان و علمای شیعه نیست، اما آیا این آثار توانسته است پاسخگوی شبهات مخالفان باشد و نسل جوان و عاشق جامعه را سیراب کند؟…
چند روز قبل کتاب ارزشمند «امام مهدی ، موجود موعود» اثر تازه استاد بزرگوار آیت الله جوادی آملی را تهیه کردم. همانطوریکه از اسم و عنوان آن نیز معلوم است، این کتاب مجموعه گفتارهایی است پیرامون زندگی و وجود مبارک امام دوازدهم و موعود شیعیان. در روزگاری که حجم انبوهی از کتب ارائه شده در عرصه مهدویت را آثاری چون «نامه های دختران به امام زمان!» تشکیل می دهد و احساسات و عواطف جای تفکر و تعقل را گرفته است، خواندن کتاب جدید آقای جوادی آملی می تواند پاسخگوی بسیاری از سوالات و شبهات باشد.
در مقدمه این کتاب از زبان نویسنده می خوانیم:«کتاب حاضر با استعانت از عقل و استمداد از نقل، جریان مهدویت شخصی حضرت حجه بن الحسن مهدی موجود موعود را ارائه می نماید به امید صواب در علم و ثواب در عمل و توسل به امل مشتاقان» خوشبختانه این کتاب نیز مانند دیگر آثار آقای جوادی آملی به خوبی توانسته است مباحث مربوط به مهدویت و فرهنگ انتظار را به مخاطب ارائه کند و ما را از انواع و اقسام دلمشغولی های کاذبی که در این زمانه گرفتار آن هستیم برهاند. خواندن این کتاب ارزشمند را به همه آنهایی که جویای حقیقتند و سوالات و شبهات مختلفی در این زمینه در ذهن خود دارند پیشنهاد میکنم.
بخشی از گفتار آیت الله جوادی آملی درباره برگزاری جشنهای نیمه شعبان :
عید میلاد امام عصر (عج)
قرآن کریم بزرگداشت و گرامیداشت آیات خدا را از نشانه های تقوای قلوب و صفات متقیان میداند:«و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب» و وجود گرامی امام معصوم از برترین آیات، نشانه ها و شعائر آن ذوات قدسی الهی است و تکریم و بزرگداشت در ایام میلاد یا شهادت، مصداق تعظیم شعائر خدای سبحان است؛ اما در بزرگداشت ائمه هدایت به ویژه امام عصر کاری شایسته انجام است که در پرتو آن، کشور امام زمان تا ظهور حضرتش به قدر امکان از خطرها مصون بماند.
برخی از اعمال که در این اعیاد شریف صورت می پذیرد، مانند تهیه کیک های بزرگ، چراغانی های زیبا و شادباش گفتن، در برخی موارد کاملا بی ارتباط به میلاد شریف عصاره هستی است، به گونه ای که در چین کمونیست، ژاپن یا سایر ممالک الحادی و در عیدهای موهوم و بی اساسی که هیچ بهره ای از حقیقت ندارند، این اعمال انجام می شود، در حالی که باید این جشنهای بزرگ و ایام خجسته را به برنامه ها و اعمالی زینت داد که با مولود آن عید پیوند داشته باشند و چون از دستاوردهای ظهور حضرت بقیه الله الاعظم بلوغ عقول انسان ها و کشف گنجینه های فهم بشر است، در چنین روزهایی خجسته سزاست به اموری پرداخته شود که رشد و تکامل فهم و عقل انسانها و منتظران آن حضرت را تامین می کند. آنجا که تلاش برای فهم و رشد عقل صورت می گیرد، شایسته بزرگداشت عید میلاد حجة بن الحسن و جایگاه اهل انتظار است.»

به نام خدا
سلام
حرف برای گفتن زیاده ولی وقتی نوشتم:
گفتهاند:
” به انتظار نباید نشست، به انتظار باید ایستاد “؛
اما من گمان میکنم، برای رسیدن به حقیقت انتظار، حتی باید دوید!
بعضی از دوستان گفتند یعنی چه!!
میلاد مهدی فاطمه بر شما و خانواده محترمتان و همه عاشقان یوسف زهرا تهنیت باد.
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
تمام حاصل زهرا نصیب نرجس شد
—-
بابت پست تان هم عمری باقی بود بعد از امشب نظری می دهیم که امشب حس و حال این جور کامنتها نیست..!
به مورد خوبی اشاره کردی، واقعا کاشکی بیشتر از این موقعیت ها استفاده کنیم. این سایت هم که دیدم، تازه راه افتاده شاید، خوب باشه.
کتاب و چیزهای مختلف دیگه داره:
http://shamim.valiasr-aj.net/
راستی عیدت مبارک
سلام
اینها همه از جنس انتظار است به فرا خور درک و شناخت مردم از امام زمان بعضی او را شمشیر زنی بی مثال میدانند که سرها می پراند و اط این رو ترسان از حضور او یند ! عده ای او را شاه میدانند و شاهانه به رقص و پایکوبی برایش مینشینند یا نیایتند ! عده ای اما اصولا امامی را قبول ندارند و عقده های درونی خویش که در پس محدودیتهای اجتماع در حلقومشان گره شده بیرون میریزند
اما امام امام است و این همه را به رافت خویش به نظاره نشسته است و حتما دعایشان میکند به نظر اگر میخواهیم درست رفتار کنند باید درست بدانند و این وظیفه ماست نه انتظار ما
هر سال نیمه ی شعبان همه جشن می گیریم شادی می کنیم اما یادمون رفته امامی که این روز به دنیا اومده الآنم هست و دلش خونه از امتی که سرشون به کار خودشونه و باور ندارن شاید هر روز از کنار امامشون رد می شن و وقتی امامشون بهشون سلام می کنه سلامش بی جواب می مونه…
یادمون رفته همین امام هر هفته پرونده ی سیاهمونو می بینه و با گریه به خدا التماس می کنه که: خدایا به من مهدی ببخش…
خدای همه ی مهربانی ها :
امروز بیدارم کن ، فردا برای تنبیه دیر است …
دقیقا!
کسانی را میشناسم که نه دین درست و حسابی دارند و نه وجوهات واجب شرعی رو میپردازند اما جشنهایی میگیرند که نگو و نپرس .
و مذهبی هایی میشناسم که یک من ریش میگذارند الفاظ عربی را از ته مخرجش ادا میکنند اما چنان بی سوادند و اسیر نفس اند که نگو و نپرس .
بدون هیچ شکی، انتظار یک موعود میتواند آثار مثبت اجتماعی داشته باشد ولی تاثیرات دیگر عوامل سیاسی و اجتماعی طی سده های حیات شیعه بخصوص بعداز صفویه که مذهب شیعه را به دین حکومتی تبدیل کرد سبب شد که تمامی موارد مثبتی که دوستان برشمردند و در رسانه های رسمی به وجه کاملتری تکرار میشود در جامعه ایران مشهود نباشد فقط بعنوان مثال نمیتوان با ضرس قاطع گفت که ایرانیان شیعه مذهب ، اخلاقی تر از دیگر جوامع (چه مسلمان و چه غیرمسلمان) هستند و حیات اجتماعیشان پربارتر، خلاقانه تر و سعادتمندانه تر است.
سلام، عیدت مبارک. من لندن زندگی می کنم، می دانی از کجا می توانم این کتاب را تهیه کنم؟
با سلام و تبريك ميلاد حضرت موعود”عج”
هر بار كه به وبلاگ شما سر مي زنم از به روز بودن و دقيق بودن شما در موضوعات مختلف لذت مي برم و برايتان آرزوي توفيقات بيشتر مي كنم.
.
.
خداوند وجود شريف حضرت آيت الله جوادي آملي را نمونه يك انسان كامل و روحاني شيعي است از همه آفات حفظ كند .
.
.
در اين روزهاي عزيز و در مكان مقدسي كه هستيد بسيار التماس دعا دارم .
برادرتان : دژاكام
هیچی عاید هیچکس نمیشه
فقط چرا ازین همه شربت که راه به راه به خورد آدم میدن احتمال مرض قند گرفتن افزایش پیدا میکنه!