دقيقا سه سال پيش بود كه تصور كرديم بايد شاهد تغييراتي گسترده در ساختار مديريتي كشور باشيم، سه سال پيش بود كه گمان كرديم، ديگر شاهد سپردن مسئوليتها به نامحرمان نخواهيم بود. نامحرماني كه به بركت سالهاي سازندگي و اصلاحات مانند كفتار و كركس بر مناصب و منابع و معادن و ذخاير اين سرزمين چنگ انداخته بودند. نامحرماني كه با تسبيحي در دست و محاسني بر صورت، خيلي خوب ميدانستند كه چگونه نماز را پشت سر علي بخوانند و ناهار را بر سر سفره معاويه بنشينند! نامحرماني كه بر اثر سالها مديريت كارگزاران نالايق، كرسي رياست را ارث پدري خود ميدانستند و چپاول و بهرهبرداري و سواستفاده از امتيازات و امكانات را ميراث مادريشان!
سه سال پيش بود كه همه اينها را ديديم و براي رها شدن از چنگال كثيف بيعدالتي، تبعيض، فلاكت و بدبختي، دست به دامن اصولگرايي شديم تا براي يكبار هم شده پس از سالها، طعم خوش عدالت و معنويت را احساس كنيم. ما اعتقاد داشتيم كه براي ازبين بردن فقر و فساد و باندبازي، بايد با دانه درشتها و گردن كلفتها برخورد شود. ما اعتقاد داشتيم كه مديران فاسد و نالايق نبايد فرصت عرض اندام در عرصههاي مديريتي كشور را پيدا بكنند. ما اعتقاد داشتيم كه هر بلايي بر سر ملت مستضعف و محروم كشور ميآيد بخاطر خوي كاخنشيني و سرمايهداري كاخنشينان دولتي است. ما اعتقاد داشتيم كه تنها اصولگرايي است كه ميتواند بار ديگر ما را به مرزهاي اعتقادي و انقلابي خودمان بازگرداند و دستهاي پليد دزدان و غارتگران را كوتاه و حتي قطع كند. اما…
اما كدام اصولگرا؟ كدام اصولگرايي؟ آيا آنهايي كه روزگاري دغدغهشان كنارگذاشتن حلقه مديران سنتي و فاميلي بود و شعارشان اين بود كه مرزهاي اصولگرايي را عدالت و سلامت آدمها تشكيل ميدهد، هنوز هم بر اين ادعاي خود پابرجا هستند؟ آيا آنهايي كه ميگفتند اين مديران فاسد و نالايق هستند كه باعث رواج بيعدالتي و تبعيض در كشور شدهاند، هنوز هم به اين ادعاي خود اعتقاد دارند؟! آيا آنهايي كه در يك كلام، نفس به قدرت رسيدنشان، بخاطر بازگشت به گفتمان اصولگرايي و باورهاي امام راحل بود، امروز هم بر همان شعارهاي انقلابي خود پافشاري ميكنند؟
پاسخ دادن به اين سوالات خيلي هم سخت نيست؛ همين كه پس از گذشت سه سال از به قدرت رسيدن اصولگرايان و به دست گرفتن قواي مجريه و مقننه، آنها به انواع و اقسام اصولگرايان سنتي و تحولخواه و اصلاحطلب و … تقسيم شدهاند و همديگر را به زيرپا گذاشتن اصول اصولگرايي متهم ميكنند خود بهترين راه براي تشخيص و قضاوت درباره ميزان موفقيت اصولگرايان است. همين كه پس از گذشت سه سال، شاهد بازگشت مجدد نامحرمان بر كرسيهاي وزارت آنهم در دولت اصولگرا هستيم، بهترين دليل براي اثبات عدول اصولگرايان از اصول اوليه خودشان است.
مگر همين آقايان و خانمهاي اصولگرا نبودند كه ادعا ميكردند انقلاب از آرمانهاي واقعي خود انحراف داشته است و آدمهايي بر جايگاههاي رياست تكيه زدهاند كه شايستگي اخلاقي و مديريتي ندارند و نبايد كار را به آنها سپرد؟ حال چه اتفاقي افتاده است كه عليرغم همه مخالفتها و انتقادهاي درست و مستند، رييسجمهور محترم شخصي را به عنوان وزير كشور به مجلس معرفي ميكند كه خشم و ناراحتي بسياري از دوستانشان را در پي داشته است؟
آيا اين شايعه را بايد باور كنيم كه آرمانهاي اصولگرايي با مذاكرات پشت پرده احمدينژاد و لاريجاني به فراموشي سپرده شده است؟ آيا باور كنيم كه رييس جمهور اصولگرا كه خود روزگاري بخاطر مبارزه با همين سياست و كنار گذاشتن همين دسته از مديران به قدرت رسيده بود، امروز از مواضع قبلياش عدول كرده است؟!
اصلا فرض كنيم كه احمدينژاد، بخاطر ارتباط خوب كردان با لاريجاني و اطمينان از راي آوردن او ، مجبور به معرفي كردان شده باشد، اما اين اجبار را بايد به چه قيمتي پذيرفت؟ به قيمت زير پا گذاشتن شعارها و آرمانهاي اصولگرايي؟ اگر مواردي را كه مخالفان كردان (كه اتفاقا بسياري از آنها هم از حاميان سرسخت احمدينژاد به شمار ميآيند) در مجلس به آن اشاره كردند، درست باشد چه آيندهاي را بايد براي دولت اصولگرا منتظر باشيم؟
اگر بپذيريم كه كردان داراي مشكلات عديده مالي، اقتصادي و مديريتي و … بوده و سالها با جعل مدرك و تنها با ارائه یک کپی دکترای افتخاری عضو هیئت علمی دانشگاه شده و مشغول تدريس و دريافت حقوق دكتري بوده، آيا چنين شخصي لياقت حضور در جلسات دولت اصولگرا را خواهد داشت؟ آيا در اين سه سال اتفاق خاصي رخ داده است كه بايد شاهد اتفاقات عجيب و غريب در دولت اصولگرا باشيم؟ …
پس در اينصورت ديگر عجيب نخواهد بود كه شخصي چون «ايرج نديمي» نماينده اصلاح طلب مردم لاهيجان كه در اواخر عمر مجلس هفتم به چاپلوسي براي دولت اصولگرا متوسل شده بود، با از دست دادن شغل شريف نمايندگي، به يكباره به مشاورت وزارت اين دولت منصوب شود. شايد به بركت حضور اين افراد، اصولگرايان هم اصلاح شوند!
لينكهاي مرتبط:
· اعتراض اصولگرايان به عدول از اصول (روح الله حسينيان: من نگران آینده اصولگرایی هستم که نکند با ادامه این روند نیروهای مذهبی حکومت را دودستی به همانهایی که هشت سال با ارزشهای ما مخالفت کردند برگردانند که در این صورت باید منتظر باشیم که روزی از وزرای رژیم گذشته نیز دعوت شود تا به عنوان متخصص در وزارتخانه هایمان نصب شود.)
· بيانيه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل درباره راي اعتماد به كردان (روي كلاممان با آن دسته از نمايندگاني است كه به دليل تعلقات گروهي با رأي اعتماد به آقاي كردان، زمينه ساز انتخاب وي به عنوان وزير كشور شدند؛ آنها بايد بدانند كه با چنين عملي، لكه ننگي را در تاريخ مجلس هشتم به ثبت رساندند)
· دانشگاه آكسفورد: به كسي به نام كردان مدرك دكتري ندادهايم! (دانشکده حقوق دانشگاه آکسفورد، اعطای دکتری به علی کردان را رد کرد و اداره تایید مدارک دانشگاه آکسفورد نیز اعطای دکتری از طرف این دانشگاه را رد کرد.)
كردان وزير احمدي نژاد يا لاريجاني؟ (علي كردان، وزير كشور شد؛ اما نه به همان سادگي كه شمسالدين حسيني و يا بهبهاني وزير اقتصاد و وزير راه شدند، بلكه وزير شدن علي كردان تبعات بسياري را براي احمدينژاد داشت و موجب دلخوري بسياري از دوستان احمدينژاد از وي شد.)

سلام
نمي دانم چطور با كلي گوئي و ديدن ظواهر به اين راحتي به نتيجه رسيد…
مشكلي كه در ظواهر داشتيم..
اما حالا چرا؟
حالا كه آهستان تبديل به يك ميدان مبارزه فراملي و اعتقادي شده به ناگه تبديل به اعتراضگاه به احمدي نژاد شده؟
و كسي را لجن مال ميكند كه رهبري با او مخالفتي نداشته…
حال سر اينكه موافقتي داشته اند يا نه، مي توان بحث كرد…
بايد دقت كنيم…
دقت..
يا علي
التماس دعا
اندکی صبر سحر نزدیک است…
فانی جان! مغلطه از این بالاتر؟ وقتی سوابق طرف هویداست و در دفاع از خود هیچ نمیگوید، لطفا شما کاسه داغتر از آش نشده و نگویید رهبر مخالف نبوده است. با این نقل قول ها که نمیتوان عذر تراشید برادر من!
ما بحثمان سر اصول است نه دکتر یا کس دیگر.
للحق
http://vajgoon.blogfa.com/post-128.aspx
واژگون :
به خیال ((حفظ انقلاب)) به جهنم تشریف فرما نشویم!
حتما دلیلی خاص برای حضرت دکتر احمدی نزاد وجود داشته
یکی دیگر از این افراد فاسد که در مناصب دولتی نیست دادفر میباشد ریس
شخصیت دکتر احمدی نژاد من رو یاد یه شخصیتی می اندازه ، بیشتر کارهاشم حتی جسارتی هایی که به خرج میده رو ، به یه حساب دیگه ای براش فرض میکنم ، نمی گم چون می ترسم تو وبلاگتون جنگ کامنتی راه بیافته …
سلام
من دعا می کنم در انتخابات آینده احمدی نژاد پیروز ود (اگر خاتمی نیاید)
دلیلش هم اینه که شماهابا گذشت چهار سال دیگه بفهمیداشتباه کردید.
احمدی نژاد شاید بتواند با حرف های پوپولسمی خود شماها را ارضا کند ولی دوست عزیز حرف باد شکم! است! مردم عادی که از حرکت انقلابی خود پشیمان هستند(این نظر من نیست بروید در کوچه و خیابان بپرسید) و حالا فقط شما مانده اید که زمان شما را هم از این گروه و فرقه! جدا خواهد ساخت!
دعوت هوشنگ خان رو چرا توصیف نمی کنید؟ اصلاحات دوست آمریکا(البته این نظر شماست)! ولی شما که با شعار دشمنی با آمریکا و غرب به بازار اومدید! چرا؟
دولت اصلاحات شعاری داشت دولت سازندگی هم شعاری داشت که اگر به گذشته نگاهی بدور از جناح نیندازید می بینید که هر کدام چقدر پیشرفت کرده اند شعار ما چه بود و تا چه اندازه محقق شد؟
——
امیدوارم جوابی برای چنین سوالاتی داشته باشید حدالقل برای خودتان! که بتوانید حداقل خودتان را راضی کنید دیگران پیش کش!
[...] اصولگرایی اصلاح می شود؛ وقتی کردان وزیر می شود [...]
با سلام
مثلا اصولگرايان چه تاجي به سر مازدند نمونه : آقاي سردار طلائي كه خود را يك اصول گرا مستقل مي دانند وهنگام شعار دادند طور برخورد مي كنند كه آدم فكر مي كنه ……………….. فقط خواهش مي كنم يه نگاه كوچك خيلي كوچك به خانواده اين مرد شريف وطرز لباس پوشيدن ورفتار دختران گرامي ايشان بيندازيد كه فقط جلوي رسانه ها حفظ ظاهر ميكنند ودر محافل ديگه به چه صورت هستند كه خودم خجالت مي كشم عنوان كنم بعد اين آقاي اصول گرا براي ما گشت ارشاد راه مي اندازد وجوانان ما را اصلاح مي كند اين هم عدالت اصول گرايان است پس به حال ما مردم عادي هيچ فرقي نمي كند حداقل اگه كسي كه فقط شعار نمي دهد واداي آدمهاي خوب را در نمي آوردم آدم دلش نمي سوزه كه خيلي راحت دارند به شعور آدم توهين مي كنند
به نام خدا
1- انتقادات و عکس العمل به انتقادها در مجموع مثبت بودند به نظرم و موجب تقویت دولت خواهد شد انشاءالله. نقد درون گفتمانی که با نیت خیر و با معیارهای انقلاب اسلامی انجام شود، پدیده ی مبارکی است. این که افراد شاخص یک طیف سیاسی، فارغ از تعلقات گروهی و بر پایه ی حجت شرعی ای که به آن رسیده اند، قاطع و برادرانه نقد کنند، تصدیق کننده ی صفت “اصولگرا” برای آن هاست (حداقل در این یک عمل شان). این قضیه طوری بود که بعضی تصور کرده بودند کلاً این مخالفت ها سناریویی بوده از طرف آ.احمدی نژاد.
2- مسائل زیر:
- سوابق آ.کردان و نزدیکی شان با آ.لاریجانی
- مخالفت های حامیان دولت با معرفی ایشان قبل از رأی اعتماد
- این که رئیس جمهور گزینه های دیگری را مدنظر داشت و پس از تعامل با مجلس (که اکثریت آن با طیف راست سنتی است) به آ.کردان رسید.
- نطق های حامیان دولت حین جلسه در مخالفت با ایشان، و در مقابل نطق های طیف -به اصطلاح- راست سنتی (طیف اکثریت مجلس) در موافقت با ایشان.
- و موارد دیگر مانند تبریک آ.ناطق نوری که عکس نیم صفحه شان را احتمالاً پنجشنبه در دکه ی روزنامه فروشی دیده اید (در جشن رأی اعتماد آ.کردان در سالن همایش های صداوسیما که همان شب رأی اعتماد برگزار شد) ، و بعضی مواردی که چون غیرقطعی اند (مانند چرایی اصرار رئیس مجلس بر غیرعلنی بودن) توضیح شان نمی دهم.
همه و همه نشان می دهند که آ.کردان نامزد طیف راست سنتی بود نه طیف آ.احمدی نژاد. و این هم نظری بود که عموم سیاسیون داشتند. مثلاً روزنامه ی اعتماد در مطلبی راجع به آ.ناطق نوری نوشته بود “اين چهره محافظه کار سنتي که گفته مي شود عزم خود را جزم کرده تا رئيس جمهور آينده ايران يک شخصيت ميانه رو اما از طيف محافظه کاران سنتي باشد، در نخستين گام موفق عمل کرده و توانسته يک چهره دوست و به لحاظ افکار سياسي نزديک به خود و در عين حال هم ولايتي را راهي وزارت کشور کند تا اطمينانش نسبت به چگونگي برگزاري انتخابات رياست جمهوري بيش از پيش شود.”
توجه داشته باشید که تحلیل ها اکثراً بر این است که وزارت آ.کردان از نظر سیاسی (و طبعاً با نگاه دنیوی موجود در عالم سیاست) به ضرر آ.احمدی نژاد است. البته آ.احمدی نژاد سابقه ی انجام کارهایی که به ضررش است را دارد، اما خلاصه این سوال که آ.احمدی نژاد طی چه فرایندی به آ.کردان رسیدند و “آیا نمی شد با گزینه ای که کمتر نامطلوب باشد(!)، مجلس را راضی کرد؟” سوالی است که برای من جوابش معلوم نیست و احتمالاً در آینده جواب آن مشخص خواهد شد. اما اصل این قضیه که خیلی وزرا، گزینه ی مورد نظر آ.احمدی نژاد نبودند، و به خاطر رأی اعتماد گرفتن از مجلس، رئیس جمهور به نتیجه رسیده که آن ها را معرفی کند (و در طول مدت مسئولیت شان هم از آنها حمایت کرده) که موضوع روشنی است.
[...] – اصولگرايي، اصلاح ميشود، وقتي كردان وزير كشور ميشود… [...]
دوست عزیز از آقای ایرج ندیمی گفتی بهتر است افشاگری زیر را ببیند که باعث شد تا وی چهره واقعی اش به مردم هویدا شود
http://Lahijan.blogspot.com