الهي نور به قبر كسي ببارد كه باعث شد تا سينماي ايران راهش را به اتوبوسها باز كند. الهي چشمههاي گلاب به قبر آن شخص جاري شود كه باعث شد فيلمهاي ايراني در اتوبوسها نمايش داده شود. باد كولرهاي گازي باعث خنك شدن آن قبري شود كه صاحبش باعث آشتي مجدد خانوادهها با سينما و فيلمهاي ايراني شد. ديگر ايرانيها نميتوانند قيمت بالاي بليط سينما را بهانه بگيرند يا از محتواي برخي فيلمها ايراد بگيرند و بگويند كه با فرهنگ خانوادهها ناسازگار است. باور كنيد اگر مردم را به حال خودشان رها كنيم، فقط ايراد بنياسرائيلي ميگيرند. پس همان بهتر كه با زور و اجبار آنها را به تماشاي فيلمهاي ايراني دعوت كنيم. يكي از اين راهها نمايش فيلم در اتوبوسها است. البته ممكن است باز هم كسي خوشش نيايد و به بهانه تماشاي مناظر بيرون سرش را از شيشه اتوبوس به سمت بيرون بچرخاند، اما صداي فيلم را كه ديگر نميشود بيخيال شد، ميشود؟!
نمونهاش خود من، سالهاست كه قيد ديدن فيلمهاي آبدوغخياري ايراني را زدهام، اما هر باري كه سوار اتوبوس ميشوم، مجبورم كه آنها را تحمل كنم! از همان فيلمهاي «گلزاري» و «افشاري»، از همان فيلمهايي كه زنها در آن ميگويند:«مردها بي شعورند!» و مردها هم فرياد ميزنند:«مغز خانمها اندازه نخود هست!» از همان فيلمهايي كه زن و مرد جوان با يكديگر مشكل دارند و تمام دو ساعت فيلم، فقط به يكديگر فحش و بد و بيراه نثار ميكنند، از همان فيلمهايي كه بعد از دو ساعت سر و صدا، وقتي حوصله خود كارگردان هم از اين همه دعوا سرميآيد، با يك جمله دوستت دارم، فيلم را تمام ميكند! از همان فيلمهايي كه زنها ميخواهند از شوهرانشان انتقام بگيرند و مردهاي هنرپيشه هم دنبال الواطي و عياشي خودشان هستند. همان فيلمهايي كه ناگهان سروكله يك زن زيباي ديگر پيدا ميشود و مردها را درگير يك مثلث و مربع و شش ضلعي و هشتضلعي عشقي ميكند! و …
اگر شما هم مسافر اتوبوسهاي بينشهري باشيد، حتما مشابه چنين فيلمهايي را به كرات ديدهايد و از آنها لذت بردهايد. همانطوريكه گفتم بزرگترين خدمت راننده و هنرمندان سينما در اين موارد اين است كه باعث ميشوند تا ساعتي وقت مسافران عزيز با تماشاي اين فيلمها پر شود و فقط به خوردن چيپس و پفك مشغول نباشند! با اين كار هم از شكست تجاري اين فيلمها جلوگيري ميشود ، هم وقت مسافران با تفريحات سالم پر ميشود ، هم خانوادهها با فرهنگ ناب ايراني آشنا ميشوند و مهمتر از همه اينكه، اينكار مشت محكمي است بر دهان صدا و سيما كه اين فيلمها را پخش نميكند! حالا هي بعضي آدمها ايراد بگيرند كه سينماي ملي ما مرده است و سكته كرده است و مريض است و بيمار است و فلان و بهمان. نخير آقاجان، سينماي ملي ما بااخلاقترين سينماي دنياست. تا سينماي اتوبوسي فعال است، سينماي ملي ما هم همچنان زنده است!

خدا را شكر من چندساله ماشين خريدم از توفيق تماشاي سينماي اتوبوسي محروم شدم. اما به نظر من كاش براي اتوبوسها هم مثل هواپيما جاي هدفون ميگذاشتند تا حداقل زوركي مجبور نباشيم صداي اين فيلمهاي هتري را گوش كنيم.
بابا شما که فرق شش ضلعی رو با شش ظلعی نمیدونی لااقل بنویس شش زلعی. خودتو زحمت دادی کلی
تنها دلیلی که من mp3 player خریدم به خاطر این بود که وقتی این فیلمها را نگاه نمی کنم دیگه مجبور نباشم صدایشان را بشنوم
وجود اشتباه تایپی مسئله ای معمول در اینترنت هست. و دلیلی برای تحقیر نویسنده نیست.
نویسنده به یک مشکل فرهنگی اشاره کرده من هم به یکی دیگه.(مسئله ای معمول ؟!)
تحقیر هم نبود. شوخی عالمانه بود (;
آهستان به شش زلعي و ي الف: ممنون از هر دوي شما. البته آنقدر سواد داريم كه فرق بين شش ضلعي و شش ظلعي را بدانيم. به هر حال گاهي اوقات گول شكل ظاهري اينها را مي خوريم! هر چند فرق بين ظلعي و ضلعي، با زلعي خيلي زياده!! :دي
جالب است كه وقتي به سينما ميروي و اين فيلم ها را ببيني جوانك هاي شيطان چشمهايشان را به چهره ها دوخته اند. سالن مد و آرايش سينمايي يا آرايش و مد سينمايي؟
عجب!!!
خوب می گفتین اینجا هم آهستانی برپاست!!!
ما غریبه بودیم؟….