از قديم گفتهاند كه حرف حقيقت تلخ است و شنيدنش هم براي خيليها تلختر. اما اين تلخي هرگز نبايد باعث شود كه حقيقت را نگفت و پنهان كرد. در مطلب قبلي از تبعيضهاي گسترده در برخورد با مجرمان و متهمان در سيستم قضائي كشور نوشتم. همه حرفم در آنجا، اين بود كه چرا بايد شهرستانيها را به جرم گمنامي، عدم وابستگي به فلان جناح سياسي و نيز عدم حمايت مسئولان و شخصيتها، به زندان بيندازند و كسي نباشد كه حرفشان را بشنود و از حقوق آنها دفاع كند؟ اما در عوض شاهد باشيم كه گردنكلفتان و مفتخوران و غارتگران كمر راست كنند و به ريش ملت بخندند و كسي هم جرات نداشته باشد كه به آنها بگويد بالاي چشمتان ابروست! هدف از نوشتن آن مطلب، همين بود كه فرياد بزنم چرا بايد اين همه تبعيض وجود داشته باشد؟ چرا در شهري مانند سيرجان و يا بافق يزد، طلبهاي را تنها بخاطر حرف زدن و اعتراض به زمينخواري و هزار كوفت و زهرمار ديگر به زندان بيندازند و ناجوانمردانه انواع و اقسام تهمت و اتهام را روانهاش كنند، اما آدمهايي گندهتر از او هزار گناه ريز و درشت را روز روشن مرتكب شوند و كسي هم ككش نگزد. البته فرقي هم نميكند كه اين گندههاي سياسي به كدام جناح كشور وابسته باشند، ميخواهند علماي رباني و «پيشاني پينه بسته» راستي باشند، يا پيرمردان «بخار در ولايت» چپي، همه آنها از يك قماشند، همچنانكه سابقه آنها هم همين ادعا را اثبات ميكند. همان يك ماجراي شهرام جزايري براي آزمايش و سنجش ميزان اخلاص اين آقايان كافي بود كه يك تنه همه اين پيرمردان با تجربه و انقلابي و دلسوز مملكت را خريد و به بازي گرفت؟! راستش را بخواهيد قبلا در كتابهاي ديني خوانده بودم كه رشوه دهنده و رشوه گيرنده، هر دو به يك اندازه مقصر و مجرم هستند؛ اما اينكه چرا كسي سراغ فريب خوردگان اين ماجرا نرفت دقيقا از نوع همان داستاني است كه اينروزها در دانشگاه همدان افشا شده است! بگذريم كه در ماجراي شهرام جزايري، بعضي از شيوخ انقلاب دليلشان اين بود كه: «چون ديگران از شهرام هديه گرفتند، من هم گرفتم، تازه من از همه كمتر گرفتم!»
البته گويا علاوه بر سيستم بيمار قضائي كشور، بعضيها هم بدشان نميآيد كه اين وضعيت همچنان ادامه داشته باشد. نمونهاش همين اعتراضاتي است كه تعدادي از دوستان درباره اشاره بنده به خاتمي از خود نشان دادهاند. كه چرا در نوشتهات به سيد ما توهين كردي؟ نميدانم چرا اين دوستان، از آن نوشته و آنهمه داد و فرياد تنها نگران سيد محمد خاتمي شدند و تنها براي مظلوميت او گريستند و برايش سينه زدند اما هرگز پيام اصلي متن را متوجه نشدند؟ بزرگترين اشتباه اين جماعت، اين است كه آدمها را معيار و ملاك اعمال و رفتار خود قرار دادهاند، نه حق و حقيقت و عقل و منطق را! شايد خواندن اين روايت جالب باشد كه در جنگ جمل، شخصي سرگردان و پريشان نزد امام علي (ع) آمد، چرا كه در يك طرف ميدان ياران و اصحاب پيامبر را ميديد و در مقابل، همسر پيامبر و گروهي ديگر از ياران را كه اينك رودر روي هم ايستاده بودند. امام براي راهنمايي او پاسخي دادند كه شايد بزرگترين درس زندگي ما باشد، مضمون پاسخ امام علي(ع) اين بود كه:«اشتباه تو اينست كه آدمها را ملاك و معيار خود قرار دادهاي و آنها را با هم مقايسه ميكني، در حاليكه بايد حق را بشناسي و آدمها را با آن بسنجي و ببيني كداميك از آنها به حق نزديكترند!» با اين وجود آيا نفس محبوبيت و يا معروفيت يك آدم، ميتواند دليلي براي پوشاندن اشتباهاتش باشد؟

سخنرانی دکتر دیپلمه ! با عنوان جعلی رئیس بازرسی نهاد ریاست جمهوری!!
دوست عزیز ما در زندگی اجتماعی خودمون هم تبعیض بین همدیگه قایل میشیم حالا نظام سیاسی جای خود داره تمام مشکلات ما از خودمونه ماخودمون مردمی فاسد ودزد هستیم تحمل انتقاد رو اصلا نداریم همیشه خودمون رو مستثنا از بقیه میدونیم اصلا گفتگو و بحث معنی نداره دربین ماها اگه یه روز دروغ نگیم روزمون شب نمیشه کار کردن مون شده دلالی یا کلاه گذاشتن سر این و اون دولتمون هم مثل خودمونه تا وقتی که خودمون درست نشیم همین اشه و همین کاسه اگر به 150 سال پیش هم بر میگشتید اون موقعه هم مردم ار دولت مینالیدند الان هم بعد از گذشت سالها باز هم مینالند اگر مشکل سیستم حکومتی بود با این همه انقلابات و تغییر سیستم حکومتی باید درست میشد و ما دیگه مشکلی نباید میداشتیم . عادت ماها اینکه اشکالات خودمون رو در کس دیگه یا در حکومت ببینیم این ربا خواریها و به باد دادن سرمایه ای مملکتی که شما دربارشون نوشتید هیچ وقت حل نخواهد شد تا وقتی که این جماعت عادت به دروغ وتظاهر و عقده بازی و.. دارند همین میشه که میبینیم
خيلي واضح بود كه چرا همه به شما راجع به”دست دادن خاتمي” گير دادن….اين همه بخور بخور و باندبتزي و مافياهاي اقتصادي كه همه ي عالم و آدم به وضوح مي بينن و مي دونن شما يهو گير دادي به خاتمي (!) خيلي جالبه من كم كم دارم به خاتمي دوباره ايمان ميارم ….هر كاري مي كنيد يه جايي اون ترستون از محبوبيت خاتمي رو نشون مي دين….من با كليت نوشته ي قبليتون موافقم ولي اين گير دادن به خاتمي بد جوري مثل وصله ناجور بود تو متن
اولا گیر دادن به خاتمی کاملا طبیعی است مملکت اسلامی است وباند بازی وخاتمی جزو این باند نیست اگر نه از باند خودی هرچه فساد برایدد مشکلی نیست مملکت ما که الحمدالله در کثافتکاری از هر نوعش در دنیا اول است واین تقصیر اقایان که نیست تقصیر شاه وبنی صدر وخاتمی است سی سال دستگاه قضایی در دست اخوند های مجتهد نتیجه اش پیاده شدن عدل علی در جامعه است
سی سال اقتصاد مملکت در دست اقایان زاهد نتیجه اش جامعه بی طبقه توحیدیست که میبینیم برنامه ریزیمان هم که بماند برای دنیا هم میخواهیم الگو بشویم هیچکس باندازه اقایان ابروی اسلام وامام زمان را نبرده است