نوشته حاضر تلاشي است براي گراميداشت سوم خرداد، روز پر حماسه تاريخ كشور و نيز بيان نظرات موافق و مخالفي كه درباره ادامه جنگ با عراق در فضاي آنروز مملكت وجود داشت. به نظر بنده عليرغم نقدهاي اساسي كه به مواضع نهضت آزادي در خصوص ادامه جنگ پس از آزادي خرمشهر وارد است، اين نكته را نبايد فراموش كرد كه در بررسي تاريخ انقلاب و جنگ تحميلي، بايد شرايط زماني حوادث را نيز در نظر گرفت و بدون بررسي آن از اظهار نظر درباره آدمها و مواضع آنان اجتناب كرد. لااقل تا حدامكان در نقد آنها جانب انصاف را گرفت و از نسبت دادن برچسبهاي ناروا پرهيز نمود.
مساله جنگ تحميلي از موضوعاتي است كه نهضت آزادي ايران، به گونههاي مختلف به آن پرداخته، گاهي به صراحت از آن حمايت و پشتيباني و زماني آنرا مغاير ديدگاه اسلام و قرآن اعلام كرده است! در ماههاي آغازين جنگ، مرحوم بازرگان و دكتر ابراهيم يزدي، مواضعي متناسب با فضاي حاكم بر جامعه داشتند. دكتر يزدي در مصاحبهاي ميگويد:«اگر اين جنگ ادامه پيدا كند، بدون شك باعث سقوط صدام خواهد شد. البته براي ما نيز خرابي و كشتار و خسارت به همراه دارد. ولي براي هر ارزشي بايد بهايي پرداخت»(كيهان 29/7/59) نهضت آزادي هم در بيانيهاي كه در تاريخ چهاردهم مهرماه 59 منتشر كرد، نوشت:«هموطنان عزيز، نبرد اجتناب ناپذير و تحميلي با رژيم سرسپرده عراق كه پس از سرنگوني شاه و قوام گرفتن جمهوري اسلامي در ايران، سخت به وحشت افتاده است، به مراحل اميد بخش پيروزي خود نزديك ميشود.» (اسناد نهضت آزادي ج 11 ص 254) همچنين مرحوم مهندس بازرگان در جزوه «اسلام مكتب مبارزه و مولد» اجتناب ناپذيري وقوع جنگ پس از يك انقلاب را اينگونه بيان ميكند:«تا به حال كدام انقلاب در دنيا رخ داده است كه بدون جنگ و خونريزي پيش رفته باشد. انقلاب كبير فرانسه مگر كم كشته داد؟ استقلال آمريكا آيا بيسر و صدا گرفته شد؟ انقلاب سرخ كمونيسم و انقلاب خيلي انسان دوستانه و ملايم سوسياليسم، آيا هنوز شورشها و كشتارها در چهار گوشه دنيا برپا نمينمايند؟همينطور استقلال هندوستان و ساير نهضتهاي ملي و فكري. اگر مسيح و حواريون او جنگ نكردهاند براي آنست كه حضرت مسيح فرصت آنرا پيدا نكرد…. جنگ ميان حق و باطل از روز خلقت آدم شروع شده و به اعتقاد شيعه، تا ظهور و پيروزي امام غايب و استقرار حكومت جهاني واحد، ادامه خواهد داشت.» و باز دكتر يزدي، به عنوان تحليلي بر جنگ ايران و عراق مينويسد:«علت حمله رژيم بعث عراق به جمهوري اسلامي ايران، ناشي از ماهيت و سرشت و طينت حزب و رژيم بعث از يك طرف و ماهيت و سرشت انقلاب اسلامي ايران از طرف ديگر است»(سرمقاله روزنامه كيهان 5/7/59)
همانطوريكه مشاهده ميكنيد، تنها چيزي كه در گفتهها و نوشتههاي فوق مشهود است، درك صحيح بازرگان و يزدي از شرايط آن روز انقلاب، شناخت ماهيت رژيم عراق و نيز اعتقاد به جنگ هميشگي حق و باطل است. در اين شرايط، مرحوم بازرگان و نهضت آزادي به درستي بر لزوم دفاع از انقلاب اسلامي در برابر تجاوزات دشمن متجاوز تاكيد ميكنند و البته به صراحت اجتنابناپذير بودن جنگ را هم بيان ميكنند. البته اين مواضع تا زمان آزادسازي خرمشهر ادامه پيدا ميكند، اما پس از فتح خرمشهر در سوم خرداد 61 كه با رشادت و دلاوري و مقاومت شجاعانه رزمندگان ايراني، عراق در موضع ضعف قرار گرفته بود و زمزمههاي صلح آنان به گوش رسيد، نهضت آزادي در چرخشي آشكار، رهبران جمهوري اسلامي را مسئول و مقصر وقوع جنگ اعلام كرد. نكته جالب توجه اينكه نهضت آزادي، بسياري از اعتقادات و تفكرات مبتني بر مكتب و مبارزه هميشگي حق و باطل را كه زماني خود به آن معتقد بود و براي ترويج آن تلاش ميكرد، كنار گذاشت و نيز عدم پذيرش صلح پيشنهادي عراق را پس از فتح خرمشهر خطاي محض اعلام كرد. مرحوم بازرگان در اين باره ميگويد:«هدفي كه نهايتش در ابتدا، تسليم و استعفاي صدام بود ولي اوج گرفته و متدرجا رفتن به كربلا، تصرف بغداد، انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي در عراق، جهش از بغداد به بيتالمقدس، آزادسازي قدس و فلسطينيها، نابود ساختن اسرائيل، انقلاب اسلامي در عربستان سعودي و مصر و ساير كشورهاي مسلمان و بالاخره سرنگوني نظام الحادي امپرياليستي آمريكا با ساير دولتها و ابرقدرتها را دربرگرفت ولو به بهاي نابودي ايران و به آتش كشيدن جهان» ايشان همچنين در تحليلي نادرست، علت عدم مذاكره رهبران ايران را با صدام تنها در «نامگذاري اسلام و قشون اسلام روي خودمان و كافر و صهيونيست خواندن صدام و قشون او» ميداند! اين در حاليست كه خود بازرگان و ديگر رهبران نهضت آزادي در اوايل جنگ و در بيانيههاي خود همين عناوين را به كرات بكار ميبردند:«يقين داريم به مصداق جاءالحق و ذهق الباطل، اين بار نيز اسلام در جنگ با كفار و دشمن رودر روي، سرانجام موفق و پيروز خواهد بود» (اسناد نهضت آزادي جلد 11 صفحه 246) (اين مواضع را با آنچه قبلا ايشان و نهضت آزادي درباره جنگ بيان ميكردند مقايسه كنيد) در اين زمان، استمرار جنگ از سوي ايران پس از آزادي خرمشهر به معناي تجاوز ايران به عراق تفسير شد!…
نكاتي درباره پيشنهاد صلح عراق به ايران:
رژيم عراق در حالي بعد از فتح خرمشهر داعيهدار صلح شد كه از ابتداي جنگ، هرگونه تلاش بينالمللي را براي استقرار صلح و آتشبس رد ميكرد. پس از تجاوز عراق به ايران، شوراي امنيت در جلسهاي ويژه، خواستار توقف عمليات نظامي و آغاز گفتگوهاي صلح بين طرفين شد. دولت ايران هم براي نشان دادن حسن نيت و اتمام حجت، اعلام كرد كه در صورت عقب نشيني عراق به مرزهاي بينالمللي، آتشبس را ميپذيرد. اما عراق با استفاده از شرايط خاص حاكم بر ايران و نيز حمايت استكبار جهاني و بيتفاوتي شوراي امنيت به پيشروي خود ادامه داد و محدوده وسيعي از خاك ايران را تصرف كرد. سعدون حمادي وزير خارجه وقت عراق اعلام كرد كه حداقل خواست عراق، دستيابي به سه جزيره خليجفارس، دو منطقه استراتژيك مرزي و حاكميت مطلق بر شطالعرب است. در همان گيرودار اولاف پالامه نخست وزير سوئد طرح صلحي به دو كشور پيشنهاد كرد. در اين طرح قرارداد 1975 الجزاير به عنوان اساس و پايه مذاكرات در نظر گرفته شده بود اما عراق قلدرمابانه بر درخواست خود مبني بر الحاق سه جزيره و دو منطقه و حاكميت مطلق بر شطالعرب پافشاري ميكرد. ايران هم حقطلبانه مساله غرامت و اعلام متجاوز بودن عراق را در كنار درخواست خويش مبني بر عقبنشيني عراق تا مرز مطرح ساخت. اين شرايط تا فتح خرمشهر ادامه داشت اما پس از آزادسازي خرمشهر و ضربه سهمگين ايران بر پيكر عراق، صدام در موضع ضعف افتاد و تلاش كرد كه ايران را به پذيرش صلح وادار كند. البته در پيشنهادهاي صلحي كه از طرف كشورهاي مختلف به منظور نجات صدام ارائه ميشد، هرگز دو شرط اصلي تعيين متجاوز و محكوميت بينالمللي آن و نيز پرداخت غرامت از سوي عراق گنجانده نشد. نهضت آزادي ايران اين شرايط را فرصت مناسبي براي صلح آبرومند ميدانست اما امام خميني صلحطلبي دروغين صدام را اينچنين تفسير نمود:«شمايي- عراق- كه ميگوييد صلحطلبيم، صلحطلبي شما مثل صلحطلبي اسرائيل است… آتشبسي كه صدام ميگويد، آتشبسي است كه دنبالش آتش ميگشايد. راهي كه صدام ميخواهد به ما بدهد، راهي است كه نجات خودش را در آن مييابد.»
به هر حال آنچه مسلم است، رفتارهاي بعدي صدام را ميتوان دليلي آشكار بر خوي تجاوزكاري او دانست. فراموش نكنيم كه پس از قبول آتشبس در سال 67، عراق باز هم به تجاوزات خود عليه ايران ادامه داد. همچنين پس از پايان جنگ با ايران، به كويت كه زماني بيشترين كمكها را در اختيار او قرار داده بود، تجاوز كرد و آنرا استان سيزدهم عراق خواند!
لينكهاي مرتبط:
نهضت آزادي و پارادوكس پايان جنگ ايران و عراق در صورت فيلتر بودن، اينجا كليك كنيد
ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر؟ در صورت فيلتر بودن، اينجا كليك كنيد
چرا جنگ پس از فتح خرمشهر ادامه يافت؟!

این مطالب برای شناخت نهضت به اصطلاح آزادی بسیار جالب است.که چگونه حالا مدعی صلح طلبی در دوران باز پس گیری خرم شهر می شوند.باید حرف آن روز یزدی را حالا به یادش آورد.
نهضت آزادي و برادر کشی 8 ساله؛ در جواب امید حسینی
امید حسینی در مطلبی با عنوان “نهضت آزادي و جنگ 2+6 ساله!” که نمی توان آن را جدای از پستهای قبلیش؛ “روابط شهيد چمران و نهضت آزادي؟!” و “گل آقا و فريادي در گلو؟!” دانست و در کل این بحث جدای از تمام حملات این سالها به خاطر موضع نهضت درباره ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر نیست.
براستی موضع نهضت آزادی ایران چه بود؟ در قطعنامه کنگر پنجم نهضت آزادی اینگونه می آورد:
“به موجب آيه كريمه «و عسي ان تكرهوا شيئا و هو خير لكم و عسي ان تحبوا شيئا و هو شر لكم»،(بقره/216ـ چه بسا شما چيزي را ناگوار شماريد ولي به حقيقت خير و صلاح شما در آن بوده و چه بسا كه شما دوستدار چيزي هستيد كه در واقع شر و فساد شما در آن است) نهضت آزادي ايران، ضربه اوليه ناجوانمردانه ارتش عراق را مصداق «عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد» تلقي نموده، همواره از خونسردي، توكل و تصميم مسؤولين و از شهامت ارتشيان و شجاعتهاي پاسداران و نيروهاي مردمي (بسيج) تجليل كرده پايداري و پيروزي رزمندگان را كه برجستهترين افتخار و اميد تاريخ ايران ميباشند آرزو نموده است. در عين حال مكرراً پيشنهاد كرده كه براي پيروزي در جنگ، دولت به موازات اجراي عمليات نظامي عليه ارتش تجاوزگر عراق فعاليتهاي شايسته مناسبي را در سطح جهاني در بخشهاي سياسي، ديپلماسي و تبليغاتي آغاز نمايد. به نظر نهضت آزادي، بعد از فتح خرمشهر كه موفقيت ممتازي در جهت نظامي، سياسي و اسلامي براي ايران پيدا شده و خصم خود را ناچار ديده بود راه توبه و تسليم پيش گيرد و همسايگان حاضر شده بودند تضمينهايي بدهند، دولت ميتوانست به مصداق آيه كريمه «و ان جنحوا للسلم فاجنح لها و توكل عليالله انه هوالسميع العليم»(انفال/62ـ اگر (دشمن) به صلح تمايل نشان داد شما نيز تمايل نشان دهيد و به خداوند توكل كنيد، به درستي كه او شنوا و آگاه است) از فرصتهاي مناسبي كه براي اتخاذ و اعمال خط مشيهاي مؤثر جهت ختم موفقيتآميز جنگ فراهم شده بود استفاده كرده و مطابق مصالح و منافع ملت ايران اقدام نمايد. اما به دليل ارزيابيهاي غير واقع بينانه و رويدادهاي بعدي به طور مناسب از آن شرايط و فرصتها استفاده نشده است.متأسفانه به مردم خيرانديش هم امكان ابراز نظر داده نشده و حتي با تقاضاي مكرر بعضي از نمايندگان مجلس (حدود 50 نفر) براي تشكيل جلسهاي غيرعلني و خصوصي به منظور كسب اطلاع و اظهارنظر درباره مسايل و شرايط جنگ تا اين تاريخ موافقت نگرديده است. اينك نيز با نگراني از اين كه عاقبت الامر در وضعي مشابه با آزاد كردن آخر وقت گروگانها كه موجب از دست دادن شرايط مساعد و امضاي عجولانه قرارداد زيانبار با آمريكا (بيانيه الجزاير) شد، قرار نگيريم و انقلاب اسلامي ايران با آن همه شهيد و ضايعات دست خالي از معركه برگردد نهضت آزادي عقيده دارد با توجه به اين كه خداوند حكيم رحيم براي بندگانش، پس از پيروزي و خاموشي فتنه، خواهان سلامت و صلح و امنيت و محيط سازندگي و بركت است چنانچه هنوز هم شرايط مساعد و به سود ايران باشد اقدام عاجل، شرافتمند و حق طلبانهاي براي سرفراز بيرون آمدن از اين ابتلاي الهي صورت گيرد.”
حال برای بررسی موضع نهضت آزادی باید به نکاتی توجه کرد:
1-جنگ ایران و عراق چرا اتفاق افتاد؟
در اینباره که عراق چشم طمع به خاک ایران از سالهای بسیار پیش داشته است هیچ شکی وجود ندارد و برای این طمع تلاشهای بسیار نیز انجام داده بود اما با حضور ارتش مقتدر ایران همیشه ناکام مانده بود(درگیری مرزی ایران و عراق قبل از انقلاب یکی از همین نمونه هاست) . بعد از انقلاب ارتش ایران توسط عناصری مانند شیخ صادق خلخالی و گیلانی به ناروا از بسیاری از عناصر کارآمد و ورزیده ی خود محروم می شود و بسیاری از امیران ارتش به ناحق به جوخه اعدام سپرده می شوند(در اثنای روزهای بعد از انقلاب بارها حریم ایران مورد تجاوز عراق قرار می گیرد)
حمله ی چند دانشجو به سفارت امریکا(محل هر سفارت، خاک آن سفارت محسوب می شود) و تضعیف موقعیت بین المللی ایران موجبات انزوای ایران و فراهم شدن راه عراق در حمله به ایران شد.
مسلما لازم نیست به اطاله کلام در مورد موضع مرحوم بازرگان و نهضت آزادی در این باره پرداخت، چنانکه همگان می دانند نهضت آزادی بارها مخالفتش را با هر دوی موارد بالا اعلام کرده است.
2-آیا جنگ ایران و عراق یک جنگ مقدس بود؟
به نظر نگارنده هیچ جنگی در طول تاریخ را نمی توان مقدس نامید، چه آن جنگ اجتناب ناپذیر بوده باشد یا نباشد در هر صورت در موقعیتی که انسانها کشته می شوند، شهرها ویران می گردند و مردمان آواره هیچ موضوعی برای تقدیس وجود ندارد و هر کس جنگی را مقدس یا نعمت نامیده باشد در خسران و اشتباه بوده است حال می خواهد این شخص مهندس بازرگان باشد یا دکتر یزدی و چه مرحوم خمینی…
3- سرنوشت جنگ ایران و عراق بعد از فتح خرمشهر به کجا رسید؟
حضراتی که مسئول ادامه جنگ بودند هیچ گاه توضیح نداند که به کدامیک از خواسته هایشان رسیدند که ادامه جنگ را تا این حد ضروری می دانند، کدام غرامت به ایران پرداخت شد؟ به هنگام پذیرش قطع نامه کدام قسمت از خاک عراق در اشغال ایران بود؟ آیا کربلا و قدس آزاد شدند؟ کدام قرداد صلحی امضا شد؟ چه غرامتی را ایران دریافت کرد(حتی در دادگاه صدام جریان حمله به ایران مطرح نشد)؟ آیا پایان این جنگ یک شکست ایدئولژیک برای ایران نبود؟ کسی که جام زهر نوشید صدام بود یا مرحوم خمینی؟…
کدام یک از دلایلی که امروز مطرح میشود هنگام تصمیم به ادامه جنگ مطرح بود: ” اگر پس از فتح خرمشهر صلح می کردیم به سرنوشت اعراب در مقابل اسراییل دچار می شدیم”؟
مگر غیر از این است که صدام بمبارانهای گسترده خود را بعد از فتح خرمشهر شروع می کند؟ آیا واقعیت غیر از این است که خرابی بعد از خرداد 61 قابل مقایسه نیست با قبل از آن نیست؟ آیا میزان خرابی که جنگ برای اقتصاد نفتی ایران به ارث گذاشت تا به امروز رفع شده است؟
دوست عزیز؛
نقد مواضع نهضت نه تنها روا که بسیار خوب است ولی بهتر نیست به جای مچ گیری به سرنوشت مسایلی که بیش از بیست سال از آن گذشته نگاه کنیم تا بتوانیم نظری منصفانه تر داشته باشیم.
هر چند توي خود مطلب بالا لينك سايت بازتاب قرار داره، ولي فكر مي كنم بد نباشه كه بخشي از اون مطلب رو اينجا بنويسم:
در اسفند سال 1362 مهندس بازرگان، دبيركل وقت نهضت آزادي در نامهاي محرمانه به امام بار ديگر نسبت به ادامه جنگ اظهار نگراني كرده، مينويسد: «مجوز ادامه جنگ و تجاوز به داخل عراق كه در ابتدا خود جنابعالي ـ آن طور كه در ايام تخليه خرمشهر از آقاي هاشمي رفسنجاني شنيديم ـ آن را مصلحت و حق نميدانستيد، با شعار سقوط صدام و حزب بعث و تعرضهاي ديگر براي ما روشن نيست».
در همين سال، عزتالله سحابي ميگويد: «رفتم نزد آقاي هاشمي، گفتم احساس ميكنم مردم از جنگ خسته شدهاند. ايشان گفت: من قبول دارم، مردم بيشتر از اين كشش ندارند. گفتم نتيجه عملي چيست؟ ايشان گفت: به وزارت خارجه گفتهام با واسطه، كار ديپلماتيك كنند».
سپس ايشان با جمعبندي از آن جلسه ميگويد: «از سال 1362 شاهد دارم كه آقاي هاشمي گفته دنبال خاتمه جنگ هستند. تحليل من اين است كه حتي اگر عراق عقب مينشست، با حمايت خارجي آنها نميگذاشتند جنگ تمام شود. دنيا صدام را تهييج ميكرد تا جنگ را تمام نكند. به نظرم جمهوري اسلامي از سال 1362 مقصر نيست، در ادامه جنگ. من به آقاي يزدي و دوستان نهضت آزادي و مرحوم بازرگان هم اين موضوع را گفتم».
شكلگيري گرايش به صلح و اتمام جنگ در ساختار سياسي كشور، با توجه به واقعيات و وضعيتهاي سياسي ـ نظامي و از طرفي گسترش دامنه جنگ با حملات عراق به نفتكشها با هدف تضعيف بنيه اقتصادي كشور، وضعيت جديدي را به وجود آورد. پيروزي نسبي ايران در عمليات خيبر در اسفند سال 1362 منجر به افزايش حمايت آمريكا از عراق و تشديد فشار به ايران شد. عمليات «استانچ» با هدف جلوگيري از فروش سلاح به ايران در همين سال طراحي و به اجرا گذاشته شد.
مجموع اين ملاحظات، سبب شد كه در تابستان سال 1363 نهضت آزادي جزوهاي را تحت عنوان «تحليلي پيرامون جنگ و صلح» منتشر ساخت كه از بيانيه نهضت در مورد جنگ، نسبتا مفصلتر و كاملتر است. در اين جزوه با توجه به گذشت سه سال و نيم از آغاز جنگ و اهميت جنگ براي كشور، به اين موضوع اشاره كرده است كه در آغاز جنگ، مجلس نقش فعالي در مورد آن داشت و گهگاه رئيس ستاد مشترك و وزير دفاع و بعضي از فرماندهان ارتش و سپاه به تقاضاي نمايندگان در مجلس حاضر شده، به سؤالات نمايندگان پاسخ ميدادند. علاوه بر مجلس، به دليل آزاد بودن مطبوعات، امكان آن بود كه اين مسئله در مطبوعات مطرح شود و مورد بحث و بررسي صاحبنظران قرار گيرد، اما پس از تحولاتي كه در مديريت و حاكميت مملكت رخ داد، اين رويه به كلي تعطيل شد و از آن پس، مسئله جنگ هرگز به صورت جدي در مجلس مورد بحث قرار نگرفت.
در اين بيانيه با انتقاد از روش برخورد با مسئله جنگ و عدم طرح آن در مجلس و مطبوعات به اين موضوع اشاره شده است كه در تاريخ 10/6/1361، تعداد 11 نفر از نمايندگان مجلس به موجب اصل 84 قانون اساسي، براي بحث درباره جنگ درخواست جلسه غيرعلني كردند كه پذيرفته نشد. در 23 اسفند 1361 مجددا چنين درخواستي صورت گرفت. در تاريخ 4/2/1362 مجددا نمايندگان عضو نهضت آزادي در مجلس شوراي اسلامي همراه با چند نفر ديگر از نمايندگان، تقاضاي جلسه غيرعلني و حتي غيررسمي را تكرار كردند، ولي ترتيب اثر داده نشد. سپس اشاره شده است، نهضت مواضع خود را طي بيانيه و قطعنامه از جمله در نشريهاي با عنوان «جنگ ايران و عراق» در تير ماه 1362 منتشر كرد و به اطلاع ملت ايران رسانده است. علاوه بر اين، اشاره شده است، در ملاقات با مقامات مسئول، سران نهضت نظريات خود را ارائه دادند و حتي در مواردي به صورت نامههاي محرمانه براي رهبري انقلاب ارسال شده است.
بعدها مهندس عزتالله سحابي در مورد يكي از اين ملاقاتها و بيان مواضع كه بلافاصله پس از فتح خرمشهر صورت گرفته است، ميگويد: «زمان فتح خرمشهر در مجلس بودم، رفتم نزد آقاي هاشمي براي تبريك اين فتح كه بسيار بزرگ بود. گفتم ما شنيديم، ميخواهيد به داخل خاك عراق برويد. من احساس نگراني ميكنم. ما مهاجم ميشويم، عراقيها مدافع. اين جريان، انقلاب را بدنام ميكند. ميگويند انقلاب كردند، براي كشورگشايي، سوم، اينكه به عنوان قدرت مطرح ميشويم و همه عليه ما متحد ميشوند و به عراق كمك ميكنند. چهارم، ادامه روند جنگ روي مسائل داخلي ما اثر ميگذارد. اين تأثير همه جنگهاست كه بر داخل اثر ميگذارد. پنجم، كشورهاي عربي پيشنهاد كردند، ما پنجاه ميليارد دلار در صندوق مشترك ميريزيم براي بازسازي ايران و عراق به نسبت دو به يك، اين مبلغ را تا 75 ميليارد دلار افزايش دادند. آقاي هاشمي گفت: اينها درست است، ولي صدام مارمولك است و به او اعتماد نيست، يك ريشي از او بايد مثل بصره و بغداد گرو بگيريم تا بيايد پاي ميز مذاكره. يك جاي مهمي بگيريم و ديگر بايستيم و جلو نرويم».
…………….
تحليل جديد نهضت آزادي از وضعيت ايران پس از فتح خرمشهر براي پايان دادن به جنگ و ضرورت پذيرش آتشبس بلافاصله پس از تسخير جزاير مجنون در عمليات خيبر، جاي ابهام و سؤال دارد. با فتح خرمشهر، هرچند ايران در برابر عراق در موضع برتر قرار گرفت، ولي اتمام جنگ بر پايه برتري ايران، مستلزم گرفتن امتياز از عراق و متحدانش، شامل اعلام عراق به عنوان متجاوز و پرداخت غرامت به اين كشور بود كه حاميان منطقهاي و بينالمللي عراق، به دليل تبعات اين تصميم، از پذيرش آن خودداري كرده و تنها مايل بودند، در گام نخست آتشبس برقرار شود و در مورد غرامت با تشكيل يك صندوق مشترك و با كمك اعراب از اين صندوق هزينه بازسازي ايران و عراق پرداخت شود. آيا پذيرش اين شرايط در وضعيتي كه ايران در موضع برتر قرار داشت، منطقي بود؟ خودداري از ارائه امتياز مورد نظر به ايران، اساسا به اين دليل بود كه چنين اقدامي به معناي به رسميت شناختن ايران به عنوان يك قدرت منطقهاي ارزيابي ميشد و اين موضوع با اهداف اوليه تحريك و تشويق عراق براي تجاوز به ايران در تضاد بود. در مورد تسخير جزاير مجنون در عمليات خيبر، نه تنها پيشنهادي براي اتمام جنگ به ايران ارائه نشد، بلكه متقابلا به دليل نگراني از نتايج احتمالي اين عمليات در صورت قطع جاده بصره ـ العماره، اين معنا آشكار شد كه روند فرسايشي جنگ پس از فتح خرمشهر با استقرار عراق در مواضع دفاعي در برابر قدرت تهاجمي ايران، شكننده و قابل تغيير است. به همين دليل، دامنه تشديد فشار به ايران پس از عمليات خيبر افزايش يافت.
در تير ماه سال 1364 تا پايان جنگ نهضت آزادي پس از انتشار جزوه «مذاكره، آتشبس، صلح» از انتشار هرگونه تحليل و گزارشي از روند جنگ خودداري كرد. حال آنكه روند تحولات جنگ پس از تصرف فاو در بهمن سال 1364 و بسياري از رخدادهاي ديگر، از جمله تصويب قطعنامه 598 و درگيري ايران و آمريكا در خليج فارس و سپس آغاز تهاجمات عراق در ماههاي پاياني جنگ و پذيرش قطعنامه 598 از سوي ايران و خاتمه جنگ در همين زمانها اتفاق افتاده است و در واقع با نگاهي گذرا، ميتوان به اين جمعبندي رسيد كه نهضت آزادي در طول جنگ هشت ساله، تنها در يك دوره كوتاه پس از فتح خرمشهر تا سال 1364 با تأكيد بر ضرورت اتمام جنگ، مواضعي را در پيش گرفته و هيچگاه تحليلي روشن از اوضاع، گزينهها و راهحلهاي متفاوت و متناسب با وضعيتها ارائه نكرده است. تنها در تاريخ 22 مرداد سال 1367 و چند روز پيش از اينكه سازمان ملل، زمان برقراري آتشبس را اعلام كند، نهضت آزادي با توجه به اختلاف نظري كه در مورد مذاكره مستقيم بين ايران و عراق وجود داشت، طي بيانيهاي اعلام كرد: «جمهوري اسلامي بايد آغاز مذاكره مستقيم را بعد از قبول و اجراي آتشبس از سوي عراق به اجراي مواد يك تا سه قطعنامه يا حداقل ماده يك آن موكول مينمود!»
البته با توجه به این مطلب ترجمه http://skizo.ir/?p=24
به نظر می رسه صدام قبل از فتح خرمشهر چند بار پیشنهاد آتش بس داده
و البته که این خیلی ها برای باز پسگیری وطن جنگیدند نه برای رسیدن به قدس از راه کربلا
با سروش موافقم
با سلام
خسته نباشيد
با مطلب‹‹ انرژي هسته اي، به به! به به! ›› به روزم.
http://kashanhami.blogfa.com
hsarvin@gmail.com
با سروش در00000001 /0% از افراد موافقم
باید از خانواده هایی که جوانان از دست داده اند سوال کرد من نظری دیگر ندارم
قاضی خود حق داران.