از دوره نوجواني، علاقه خاصي به تيم ملوان بندر انزلي داشتم. هنوز هم وقتي پيراهن سفيد اين تيم را ميبينم ياد سالهايي ميافتم كه به اتفاق پدر و عمو و پسر عمو ، به انزلي ميرفتم تا بازيهاي ملوان را در مقابل تيمهاي استقلال و پيروزي از نزديك ببينم. البته اين خاطرات به دوراني مربوط ميشود كه مرد اول فوتبال ايران و بازيكن محبوب ايرانيها و ملوانيها – سيروس قايقران- در قيد حيات بود.
من ورزشي نويس نيستم. حال و حوصله جر و بحثهاي آبي و قرمز را هم ندارم. هيچ اصراري هم ندارم كه حتما برنامه نود و فوتبال برتر و مسابقات جام يوفا را سر ساعت مقرر از تلويزيون تماشا كنم، اما اينروزها بدجوري دلم ميخواهد كه ملوان همچنان در ليگ برتر باقي بماند و قرمزهاي پايتخت نيز قهرمان ليگ برتر بشوند! چرا؟ ملوان را به همان دلايلي كه در بالا نوشتم، اما قهرماني پيروزي؟….
از همان روزي كه آقاي كاشاني از نفوذ و اعتبار خود استفاده كرد و باعث شد تا قطبي پس از سالها به ايران برگردد، از تيپ و قيافه و شخصيت ايشان خيلي خوشم آمد. هرچند اعتقاد داشتم كه او، سالها زودتر از موعد مقرر وارد دنياي فوتبال ايران شده است. من قصد ندارم كه ارزشها و افتخارات فوتبال كشورم را ناديده بگيرم، اما وقتي ميبينم كه هنوز ستارههاي ريز و درشت فوتبال ما، با ديدن شماره پيراهنشان روي تابلوي تعويض، قهر ميكنند و چپچپ به مربي و كمك مربي تيمشان نگاه ميكنند و در حاليكه تنها شباهت بازيكنان فوتبال ما با خارجيها، مدل مو و خط ريش و ابروي كماني آنهاست و … آيا حق ندارم كه درباره ورزش كشور و فوتبال مملكت همين نظر را داشته باشم؟ البته اگر همه موارد فوق را بخاطر جواني و عدم تجربه كافي و تحصيلات پايين و پولپرستي بازيكنان فوتبال ناديده بگيريم، ادبيات و پرخاشگري و طلبكاري مربي باتجربه تيم ملي، مهندس علي دايي را با كدام دليل و برهاني بايد توجيه كرد!
در سالهاي گذشته مربيان معروف و مشهور زيادي به كشور ما آمدهاند. برخي از آنها هنگام وارد شدن به خاك ايران، چنان بادي در غبغب داشتند كه انگار ما سالهاست به آنها بدهكاريم! (ياد كلمنته بخير!) بعضيها هم، چند ماهي آب و هواي ايران را تحمل ميكردند، اما كمكم دلارهاي برادران اعراب كار خودش را ميكرد و آنها را از خود بيخود. چند نفري هم به پاس زحمات برادر دادكان سالها فوتبال ايران را رهبري كردند و در نهايت به گند كشيدند! در چنين اوضاع و احوالي وقتي قطبي به ايران آمد، كمتر نشاني از غرور، تكبر و طلبكاري در او و حرفهايش ديديم و شنيديم. فراموش نكنيم كه او سالها در خارج از كشور تجربيات زيادي كسب كرده و دستيار مربيان بزرگي هم بوده است. جداي از تجربيات ارزشمند هموطن شيرازي ما، ادبيات خاص او هم در نوع خود جالب توجه بود. ادبياتي كه چه به هنگام شكست و چه پيروزي، نشان از شخصيت والاي قطبي داشت. (خواهشا يكبار ديگر مصاحبه افشين قطبي و علي دايي را پس از ديدار تيمهاي سايپا و پيروزي مرور كنيد)
به هر حال قهرمان امسال ليگ برتر را مسابقه نهايي دو تيم سپاهان و پيروزي تعيين ميكند. در سالهاي اخير سپاهان تا حدود زيادي، توانسته است يكه و تنها از اعتبار فوتبال ايران در آسيا دفاع كند و انصافا نميشود ارزشهاي اين تيم را ناديده گرفت، اما همانطوريكه نوشتم آرزو دارم پيروزي قهرمان امسال ليگ برتر بشود، فقط و فقط بخاطر افشين قطبي!


mersi ke baram gozashtinesh chon man faghat 13 salame
kheyli bahali perspolis
من دیروز حدودا از 6:45 صبح تو ورزشگاه بودم ، اون لحظه ی گل دوم وصف ناشدنی بود
آره بابا قرمزته – تبریک به همه هواداران پرسپولیس
سال دیگه قطبی هم سرنوشت ناصر حجازی یا صمد مرفاوی یا حتی دنیزلی را پیدا می کنه
پس زیاد خوشحال نباشید
شما سپاهاني ها كه 2 سال جام خذفي رو با داوري برديد حرف از قهرماني نزنيد ok
حق پرسپوليس قهرماني بود و شديم
اره سپاهام مي تونه تو آسيا از اسم ايران دفاع كنه
كه تاكتيكش چيه
90 دقيقه دفاع كردن
بعد هم تو زد حمله گل زدن و تمام بازي هارو 1 هيچ بردن
هههه