مرد اتریشی و تناقضات وطنی!
آوریل 29, 2008 با اميد حسيني
اصلا هم عجیب نیست، حساب دو دو تا چهارتاست. رفتار پرتناقض خانمهای وبلاگ نویس فمینیست را می گویم. تا دیروز به منظور رهایی از هر چه بند تعلق و اسارت تن و مبارزه با استبداد مردان، آمدند و خاطرات جن+سی خودشان را در وبلاگهایشان نوشتند و از حقوق حقه خود دم زدند که چنین است و چنان است و مال خودمان هست و اختیارش را داریم؛ امروز هم از خواندن خبر آن پدر بی شعور اتریشی احساساتشان گل کرده است. من علت ناراحتی و پریشانی این جن+سی نویسان وطنی را نمی دانم. خیلی دوست دارم از آنها بپرسم اگر جای آن پدر وحشی، یک جوانک خوش اندام و خوش هیکل 20 ساله قرار می گرفت، اینهمه رنگتان سرخ می شد و یا اگر همان دختر بیچاره می آمد و مثل خود شما، در وبلاگش همه خاطرات جن+سی خود را با پدرش می نوشت، باز هم داد و فریاد می کردید؟!…
پس خواهشا ما را از این همه خماری بیرون بیاورید و تکلیف ما را روشن کنید:
اگرخوب است، شما چرا بدتان آمده؟!
اگر بد است، شما چرا می نویسید؟!
سلام. سوال به جایی است واقعا!
عزیز من، اون یارو، دخترش رو به مدت بیست و چند سال زندانی کرده بود و ازش به عنوان برده جنسی استفاده میکرد. 7 تا بچه هم ازش اورده بود. این خیلی تفاوت داره با سکس بین دو آدم بالغ که به میل خودشون انجام میشه.
اگه جای اون پدر هر کس دیگه ای هم قرار میگرفت فرقی نمیکرد چون عمل غیر قانونی تجاوز انجام شده. اما پدر بودن متجاوز این قضیه رو خیلی گند کرده… .
امید عزیز ….
این فقط ظاهر قضیه است… باطن ماجرا اینه که اگر به شیوه مسالمت آمیز و انسانی ، غریزه جنسی کنترل نشه، پس باید منتظر شیوه های شیطانی و حیوانی بود. به نظر من هیچ فرقی بین رفتار جنون آمیز آن مرد اتریشی و آنهایی که به قول شما با رضایت و رغبت این کار را میکنند نیست… چون نفس آن کار مشکل دارد… چه زیبا گفت مولا علی که آدم با غیرت زنا نمیکند…. حالا شما هر جور دوست داری فکر کن و تقسیم بندی های خیالی را به رخ ما بکش!