22 بهمن نزديك ميشود و همه نگاهها به اين روز سرنوشت ساز است. ما به عنوان طرفداران جمهوري اسلامي منتظر يك روز تاريخي براي خاموش كردن آتش فتنه؛ و خود فتنه گران و سران فتنه به دنبال فتنهاي جديد براي تقويت مجدد جنبش شكست خورده خود هستند. جنبشي كه در روز 9 دي ماه عملا از هم پاشيده است. براي اينكه متوجه اين فتنه و توطئه جديد سران فتنه شويم، بايد كمي به عقب برگرديم و مروري اجمالي بر تاكتيكها و برنامههاي مختلف فتنهگران در چند ماه گذشته بيندازيم.
فتنه حوادث بعد از انتخابات، از دروغ تقلب آغاز شد. در ابتدا هدف آقاي ميرحسين موسوي براي به خيابان آوردن حاميان خود، تحت فشار قرار دادن نظام و رهبري براي پذيرفتن خواستههاي غيرقانوني خود بود، اما به تدريج خواستههاي وي و سران اصلاحات، از مساله تقلب فراتر رفت و سطح توقعات آقايان معترض، متوجه خود نظام و جايگاه رهبري شد و آنها انتقاداتي را متوجه سياستهاي كلي نظام كردند. اين خواستهها را ميشود در بيانيههاي مكرر موسوي و كروبي مشاهده كرد. از همان ابتدا افراد آگاه دقيقا متوجه منظور بيانيههاي رسمي و خواستههاي غيررسمي سران فتنه ميشدند. اين خواستهها نيازمند يك پشتوانه قوي مردمي بود تا سران فتنه به اتكاي آن، مشغول چانه زني با مسئولان نظام شوند. دقيقا به همين علت آنها با صدور بيانيههاي مكرر، به بهانههاي مختلف و در مراسمهاي مختلف، حاميان خود را دعوت ميكردند كه به خيابان بيايند. لازم به يادآوري نيست كه نتيجه حضور سبزهاي افراطي، زير سوال رفتن همه آرمانها و شعارهاي اصيل انقلاب اسلامي بود.
در اين چند ماه، انواع و اقسام توطئهها را عليه نظام اسلامي و عليه رهبري شاهد بوديم، خوشبختانه علي رغم همه اين تبليغات و فشارها، نظام اسلامي ذرهاي عقب نشيني نكرد و اسير خواستههاي غيرقانوني ديكتاتوران سبز نشد. اكثريت قاطع حاميان موسوي هم كه در ابتدا به مساله انتخابات معترض بودند، با مشاهده مسائل جديد، اطراف او را خالي كردند و اقليتي باقي ماندند كه بخش زيادي از آنها از ابتدا با نظام و انقلاب و امام و رهبري مخالف بودند. اين اقليت سبز ماهوارهاي در روز عاشورا مجددا به خيابان آمدند و با هتك حرمت روز عاشورا و در حقيقت با حماقت خود، موج جديدي را در كشور ايجاد كردند كه از يك سو باعث عقب نشيني سران فتنه شد و از سوي ديگر خشم و عصبانيت و بيداري مردم سراسر كشور را باعث شد كه اين بار منتظر بيانيه و اظهارات خواص و استوانههاي نظام نماندند.
روز 9 دي ماه به عنوان روز بيداري تاريخي و حضور آگاهانه مردم ايران، درس بزرگي به سران فتنه داد و آنها متوجه پشتوانه مردمي خود شدند و دقيقا از همين روز تاريخي بود كه آنها عليرغم ميل باطني خود مجبور به تغيير تاكتيك شدند كه بايد حواسمان را جمع كنيم و متوجه اين توطئه جديد باشيم. ماجرا از اين قرار است كه همان جماعتي كه در چند ماه گذشته، خودشان را در اوج قدرت ميديدند و خواستههايي در حد تغييرات كلي و مخالفت با رهبري داشتند و تصور ميكردند كه در اثر فشار تودهها، ميتوانند امتيازي از نظام بگيرند، بعد از 9 دي متوجه شدند كه نه تنها امتيازي نصيب آنها نميشود بلكه ادامه اين جنگ فرسايشي به تدريج به ضرر خود آنهاست. ضمنا رهبر انقلاب هم به صراحت به آنها پاسخ دادند كه نظام اسلامي هيچ باجي به مخالفان خود نميدهد لذا بعد از قيام مردمي 9 دي، منافقانه تغيير تاكتيك دادند و خواستههاي خود را به مخالفت با يك دولت تقليل دادند! اين تغيير تاكتيك دقيقا در بيانيه 17 موسوي و اظهارات كروبي و نيز برخي نامهنگاريهاي بزرگان اصلاحات به مسئولان نظام مشهود است.
اينكه ما از عبارت «عقب نشيني» براي تفسير بيانيه موسوي و كروبي و نامه خاتمي استفاده ميكنيم، تنها ناظر به ادبيات حاكم بر آن بيانيهها و نامههاست و ربطي به نيات نويسندگان آن ندارد! هدف اين جماعت از چنين تغيير تاكتيكي كاملا معلوم است. سران فتنه اولا متوجه شدهاند كه ادامه وضعيت موجود، قطعا به نابودي و محو كامل آنها از صحنه سياست و مديريت كشور ختم ميشود، ثانيا متوجه توان و قدرت ناچيز خود براي تحت فشار قرار دادن رهبري شدهاند. بنابراين عاقلانهترين راه ممكن براي باقي ماندن در صحنه اين است كه ادعا كنند «ما از اول هم بنا نداشتيم با رهبري درگير شويم، مشكل ما فقط دولت است!» اين در حالي است كه آنها در چند ماه گذشته دست به هر كاري زدند تا مخالفت خود را با رهبري نشان دهند!
دقيقا در راستاي القاء همين تغيير تاكتيك است كه ميبينيم سايت «آينده» اين روزها مطلب مينويسد و از دوستي و روابط حسنه يك سال پيش موسوي با رهبر انقلاب خاطره تعريف ميكند و خودش هم غش ميكند و از ديگران انتقاد ميكند كه چرا طوري حرف ميزنيد كه انگار خبري شده! آنهم بعد از گذشت 8 ماه كه موسوي در اثر لجبازي و پافشاري خود بر لجاجتها و صدور بيانيههاي مختلف، عملا مخالفت خود را با رهبري نشان داده است. هدف اين است كه همه اختلافات چند ماه گذشته، همه آشوبها، اغتشاشات، توطئهها و آسيبهاي وارده به آبروي نظام را در حد يك اختلاف جزئي بين دولت با كانديداهاي شكست خورده تعبير كنند تا سران فتنه تحت عنوان «يك اپوزوسيون قانوني منتقد دولت» همچنان زنده بمانند و به جنگ نرم خود عليه نظام اسلامي ادامه دهند.
و دقيقا براي ثمر دادن چنين تاكتيكي است كه سران اصلاح طلب بعد از قيام تاريخي 9 ديماه، دست به كار شدهاند و با نوشتن نامههاي مختلف سعي دارند خودشان را به عنوان «منتقدان دولت حامي نظام و رهبري» به مردم تحميل كنند! آنها همچنين دست به دامن برخي علما و مراجع بزرگوار از جمله آيت الله موسوي اردبيلي شدهاند تا اين تغيير تاكتيك خود را از اين طريق با رهبر انقلاب در ميان بگذارند. خوشبختانه برخلاف اخبار دروغ برخي سايتهاي متوهم اينترنتي، شنيدهها حاكيست كه نتيجه اين ديدارها كاملا مغاير خواست و نظر آنها بوده و همان مراجع هم بر لزوم حمايت كامل از رهبري در برابر فتنهگران و سران فتنه تاكيد كردهاند!
اما آخرين برگ از كتاب توطئه سران فتنه، روز 22 بهمن است. شاگردان مكتب «فشار از پايين، چانه زني در بالا» به دنبال حداكثر استفاده از اين روز هستند تا آخرين تيرهاي مكر و حيله خود را براي زنده ماندن به سمت مردم پرتاب كنند. قصد آنها اين است كه به هر طريقي و با هر ابزاري، حاميان باقيمانده خود را در برخي نقاط جمع كنند و با بهره برداري تبليغاتي و رسانهاي از آن، بار ديگر مسئولان نظام را مجبور به امتيازدهي كنند! بنابراين مردم عزيز ايران همان طوري كه در روز تاريخي 9 دي، آنها را مجبور به عقب نشيني مصلحتي كردند، اين بار بايد درسي فراموش نشدني به سران فتنه بدهند و خودشان تكليف را يكسره كنند!




