اين روزها به مناسبت درگذشت مرحوم آقاي منتظري چند دسته عزادارند. گروه اول مقلدين و علاقهمندان به ايشان و مخصوصا خانواده آن مرحوم كه از صميم قلب به آنها تسليت عرض ميكنم و در اينجا هيچ حرفي و هيچ اعتراضي به آنها ندارم. گروه دوم كساني هستند كه اصلا كاري به مرجعيت و روحانيت و حوزه و اين حرفها ندارند. عزاداري آنها هم در اين روزها صرفا به اين خاطر است كه يكي از مخالفان سياسي جمهوري اسلامي را از دست دادهاند. تلويزيون بيبيسي و مخالفان نظام و امام و سايتهايي چون بالاترين از اين دسته هستند.
گروه سوم سبزهايي هستند كه چند ماه است چماق اقليتشان را بر فرق سر اكثريت ملت ايران ميكوبند. براي آنها فرقي نميكند كه شب يلدا باشد يا شب عاشورا، مراسم عروسي باشد يا مراسم عزاداري، روز قدس باشد يا روز 16 آذر، آنها كلا ميخواهند از هر فرصتي استفاده كنند تا مخالفت خود را با اكثريت مردم ايران نشان بدهند. روز تشييع جنازه هم دقيقا به همين علت، از نقاط ديگر به قم آمدند و با شعارهاي خود، آن مراسم را به يك ميتينگ و تجمع خياباني تبديل كردند.
اما يك عدهي ديگر هم هستند كه سابقا به آنها ميگفتند خط امام. قبلا تنها معيار اين گروه، امام خميني و فرمايشات امام بود. ديگران را بر اساس دوري و يا نزديكيشان به امام خميني ميسنجيدند. درباره افراد، با توجه به اعتقادشان به ولايت فقيه قضاوت ميكردند. افراد بسياري را به خاطر اعتقاد نداشتن به ولايت فقيه و امام خميني از صحنه به در كردند. در ماجراي بركناري آقاي منتظري هم، سفت و سخت از فرمان امام حمايت كردند و حتي دستور دادند تمامي تصاوير و عكسها و ديوارنوشتههاي مربوط به آقاي منتظري از ادارات و نهادها و سازمانها برچيده شود. آقايان عبدالله نوري، كروبي، موسوي، صانعي و … از اين دسته هستند.
اين قبيل افراد دائما از سوابق و مسئوليتهاي خود در زمان امام خميني خاطره تعريف ميكنند و هنوز هم خود را نمايندهي مادامالعمر امام و نخست وزير امام و يار و ياور واقعي و هميشگي امام ميدانند. تازه به رقباي خود ايراد ميگيرند كه شما ميخواهيد راه و خط امام را از بين ببريد! اما در چند ماه گذشته حوادثي پيش آمد كه به خوبي پرده از چهره و ادعاي دروغين آنها كنار زد. مخصوصا واكنش و رفتار آنها بعد از فوت آقاي منتظري، يك بار ديگر به خوبي دروغ بزرگ آنها را اثبات كرد.
من به پيامهاي تسليت آنها و حضورشان در مراسم تشييع آقاي منتظري ايرادي نميگيرم. چون خيلي از مخالفان و منتقدان آقاي منتظري هم در بيت ايشان حاضر شدند و در مراسم تشييع جنازه شركت كردند و پيام تسليت فرستادند، اما نكته اينجاست كه رفتارمدعيان خط امام بنا به گونهاي بود كه از آقاي منتظري يك شخصيت مظلوم و بيگناه ساختند! مدعيان خط امام، به جاي آنكه دين خود را به امام خميني ادا كنند و درباره آقاي منتظري به عدالت رفتار كنند و حقايق انقلاب و ماجراي بركناري وي را بازگو كنند، سكوت كردند و راه را براي اهانت سبزها باز گذاشتند و يا اينكه به خاطر مسائل سياسي و حوادث اخير، طوري وانمود كردند كه انگار نه انگار، آقاي منتظري مرتكب اشتباهات جبران ناپذيري شده بود.
آنها در اين مدت خيلي سعي كردند ايستادگي و مخالفت صريح مرحوم منتظري را در برابر امام، فقط به يك اشتباه شخصي و فقهي تنازل دهند، حال آنكه بركناري آقاي منتظري توسط امام خميني مسالهاي نيست كه بتوان به راحتي از كنار آن گذشت. مثلا روزنامه اعتماد در ويژهنامه چند روز پيش خود، بعد از آنكه كلي درباره آقاي منتظري و زندگي علمي و سياسي ايشان مطلب نوشت، درباره مسائل مربوط به بركناري وي فقط به عباراتي كوتاه بسنده كرد و ادعا كرد:«در سال 68 ايشان به پيشنهاد امام خميني از اين منصب استعفا داد!»
و يا آقاي منتجب نيا كه در همين روزنامه اعتماد بعد از آنكه كلي از آقاي منتظري و خدمات ايشان به انقلاب اسلامي تعريف و تمجيد ميكند و حتي از قول امام هم جملاتي را در وصف ايشان بيان ميكند، به آخرين خدمت آقاي منتظري به انقلاب اسلامي و امام خميني اصلا اشارهاي هم نميكند! بماند كه اين روزنامه به بهانه تعريف از منتظري، اهانتهاي زيادي را هم به امام خميني كرده است.
اين سكوت خائنانه مدعيان خط امام، اكنون باعث شده كه دشمنان امام، طلبكار شوند و با اهانت به امام ادعا كنند كه اين منتظري بود كه قدرت را رها كرد و … البته از بالاترين و بيبيسي و صداي آمريكا و سبزها و جلبكها انتظاري نيست، اما آيا از جماعت مدعي خط امام كه همه چيزشان را مديون امام خميني هستند و هنوز هم از مردم به خاطر سوابقشان طلبكارند، نبايد انتظار داشت كه جلوي اهانت به امام را بگيرند و عدالت را دربارهي آقاي منتظري رعايت كنند؟ آيا سكوت امروز آنها و تحريف و سانسور حقايق تاريخي انقلاب، خيانت و ظلم به امام خميني و انقلاب اسلامي نيست؟
البته در اين ماجرا بودند افرادي كه جانب انصاف و عدالت را گرفتند، رهبر معظم انقلاب و آيت الله العظمي مكارم شيرازي از جمله اين افراد هستند. مدعيان و مخالفان هرچه ميخواهند بگويند، اما پيام تسليت رهبري، صادقانهترين پيامي بود كه ميتوانست براي يكي از مخالفان نوشته شود. البته ايشان در اين پيام هيچ اشارهاي به جفاي آقاي منتظري در حق خودشان نكردند و فقط ماجراي مخالفت وي را با امام خميني يادآوري كردند.
رهبر انقلاب در پيام تسليت خود، ضمن اشاره به مقام علمي و فقهي آقاي منتظري، به يك مساله مهم تاريخي اشاره و از آن به عنوان يك امتحان خطير و دشوار تعبير كردند، يعني همان ايستادگي آقاي منتظري در برابر ولي فقيه زمان، امام خميني. شايد يكي از اثرات مهم پيام تسليت رهبري، نقش بر آب كردن تلاش مدعيان خط امام براي تحليل نادرست مسائل دوران امام باشد. چون بر اثر گذشت زمان و فراموشي، مردم به خصوص جوانها كه حوادث آن سالها را به خوبي به ياد ندارند، بر اثر رنگ عوض كردن مدعيان خط امام و با خواندن و شنيدن اظهارات آنها، ممكن است تصور كنند كه همهي اختلافات بين امام و مرحوم منتظري، بر سر هيچ بود و يا دعواي شخصي بود! بالاتر از همه اينكه ممكن است كمكم همه چيز را به امام خميني نسبت بدهند و منتظري را قرباني اشتباهات امام بدانند!
بنابراين پيام تسليت رهبر انقلاب و آيت الله مكارم شيرازي به مردم اين نكته را يادآوري ميكند كه نبايد به خاطر احترام مرحوم آقاي منتظري، از جفاي ايشان در حق انقلاب و امام خميني غافل شويم و آن را فراموش كنيم. خوشبختانه امروز هم نامههاي تاريخي امام موجود است و هم رنجنامهاي كه مرحوم حاج احمد خميني با خون دل خود خطاب به آقاي منتظري نوشتند. فراموشي مدعيان خط امام هم تاريخ را عوض نميكند. بند بند آن نامهها را بايد خواند و بدون تعصب درباره آقاي منتظري قضاوت كرد و از خداوند غفور براي ايشان طلب بخشش و مغفرت نمود.
لينك هاي مرتبط:
پيام تسليت آيت الله العظمي مكارم شيرازي : فقدان عالم فرزانه مرحوم آيت الله آقاي منتظري رحمت الله عليه موجب تاسف و تاثر گرديد آن مرحوم مقامات علمي و مجاهدت هایي قبل و بعد از انقلاب داشتند هر چند بخشي از مواضع ايشان مخصوصا در اواخر حيات امام راحل قدس سره مورد قبول نبود. از خداوند بزرگ براي ايشان طلب رحمت کرده و به بازماندگان و بيت آن مرحوم صميمانه تسليت مي گوييم.
متن كامل رنجنامه حاج احمد خميني خطاب به آيت الله منتظري










.jpg)

.jpg)
.jpg)



